<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@AmirhosseinSharifii</link>
        <description>یک جوینده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 04:04:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/129124/avatar/EIFSlx.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین</title>
            <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیر حکومتی یا خصوصی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-r4ies3gvzild</link>
                <description>افراد بسیاری از صاحب منصبان دولتی و حکومتی را می شناسم و پای گفت آنها نشسته ام از معاون وزیر تا دادستان و... ، از شغل و پیشه ی آنها هر وقت پرسیدم بسیاری از آنها رضای درونی نداشتند و خود را مقصر میدانستند از آنکه انتخاب هدفمندی نداشته‌اند و می‌بایست حوزه‌ی خصوصی را برای خود برمی‌گزیدند.یکی از آنها می‌گفت یک کارآفرین بخش خصوصی صبح که وارد محل کارش می‌شود وقتی خود را نان‌رسان عده‌ای می‌بیند چنان لذتی خواهد برد که هیچ مدیر دولتی در زندگی‌اش طعم آن را نخواهد چشید.آنچه که من دیدم وضعیت صاحبان کسب‌وکارهای خصوصی هم البته بهتر از دولتی ها نبود. بسیاری از آن‌ها مدعی بودند که مدیران دولتی از رانت اطلاعاتی برخوردارند و آنچه در تاریخ 40 ساله‌ی انقلاب هم نشان داده است وضعیت مالی مدیران دولتی به مراتب بهتر از خصوصی‌هاست.ابتدا مبرهن است که صحبت این‌جانب شامل مدیران دولتی یا خصوصی که از مال نامشروع ارتزاق می‌کنند نیست، چراکه در غیر اینصورت پاسخ سوال مدیر حکومتی یا خصوصی کاملا مشخص است.برای قیاس این دو باید چند معیار تعریف کرد : 1.  افراد مشغول در کسب وکار خصوصی از نشاط روحی بیشتری و به دور از بوروکراسی ها و رسمی نگری‌های معمول در دولت و حکومت، برخوردارند.2.افراد دولتی از مقدار مشخص حقوق ماهیانه خیالشان راحت است و می‌توانند به اندازه‌ی وسع، به برنامه ریزی مالیشان بپردازند.3. اما افراد دارای مناصب دولتی خیال راحتی از صندلی‌‌‌‌هایشان ندارند و ممکن است همین فردا جایگزین شوند.و اما مهمترین معیار از دید این‌جانب :4.  اگر توسعه‌ی حضور و اثربخشی را به عنوان اصلی ترین استراتژی شغلی هر فرد در نظر بگیریم، حال سوال اینجاست توسعه حضور یک مدیر دولتی که به عنوان مثال در یک شهرستان اثرگذارست بیشتر است یا یک کارافرین بخش خصوصی که جایگاه اثرگذاری مستقیم آن در محدوده ی چارچوب شرکتش است ؟ خب جواب سوال مشخص است، توسعه ی حضور و اثربخشی مدیر دولتی وسیع تر از مدیر خصوصیست، اما این پاسخ یک اما دارد که جواب ما را تحت خود قرار میدهد، و آن اینکه مدت زمان این اثربخشی چقدرست؟ آیا این اثربخشی مدیر دولتی در یک شهرستان مادام است؟ خیر .  اما اثربخشی در محدوده ی شرکت برای مدیر خصوصی می‌تواند مادام‌العمر باشد.نتیجتا می‌توان چنین به نتیجه رسید، در بعد مکان، مدیر دولتی اثربخشی بیشتری دارد و در بعد زمان، مدیر خصوصی. افراد با توجه به نگرششان باید حاصل ضرب بعد مکان و زمان را مشخص کنند تا به جواب برسند.پی‌نوشت 1: به عقیده‌ی نویسنده به‌ جای توسعه حضور و اثربخشی می‌توان توسعه عملکرد ملاک قرار گیرد، آنگاه جواب ما راحت‌تر خودش را نشان خواهد داد چرا که قیاس عملکرد بخش دولتی و خصوصی در سالهای گذشته به وضوح مشخص است.پی‌نوشت 2: مشخصا معیارهای قیاس بسیار بیشتری برای این مقایسه می‌توانست استفاده شود، اما سعی شد مهمترین و زیربنایی ترین‌هایشان مورد استفاده قرار گیرد.</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Tue, 24 Mar 2020 21:35:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گذر از سال ٩٨</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%A9%D9%A8-c49w54vzvutk</link>
                <description>كمتر از ٥ ساعت ديگر سال ٩٨ جايش را به سال ٩٩ ميـــدهد. ٩٨اي پر ماجرا، ٩٨اي پر حادثه، سالي هواپيمايي ، سالي آباني، سالي شهادتي، سالي كرونايي و قرنطينه اي . بيش از آنكه به ٩٩ و روزهاي پيش رو فكر كني، نگراني بروز حادثه اي ديگر، در همين واپسين دقايق ٩٨ تو را مشغول مي كند.در پس همه ي آنچه ٩٨ از اين ملت و سرزمين گرفت، بزرگترين و سهمگين ترينشان، اُميـد بود. اميدي كه در صورت عدمش، سرزمين قدم بر نمي دارد و در شيب تند حوادث، دنده عوض نخواهد كرد. براي سال جديد در كنار همه ي دعاها سر سفره هفت سين، اين بار بايد به اندازه ي دل يك ملت، دعاي اميدواري كرد، بايد دعاي بازگشت اميد به قلب اين سرزمين كرد. اُميد رو بايد از نو نوشت اُميـــــــــــــــــــد، اُميد بايد كشيده باشد و سترگ. </description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Fri, 20 Mar 2020 03:12:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شانس خودمه نه خواست الهی!</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-iaxiuruxvsrl</link>
                <description>از سالها پیش باوری در من بود : باید در مسیر باشی تا فرصت ها رو ببینی و شانس بهت رو کنه(این مسیر میتواند مسیر هر هدفی و برای هر کسی باشد ) . خیلی اوقات هم این فرصت و یا عناوینی مثل شانس رو ، خواست خدا میدانستم .امروز متوجه شدم یشاء( به مانند ان شاء الله)  و مشیت  و مشی در زبان عربی اشتقاق کاملند .این است جایگاه علم حروف و الفاظ بر هستی ؛ مشی به معنای راه رفتن و پیمودن و مسیر و روش ،، یشاء و مشیت به معنای خواست و ارادی الهی .نتیجه : ایا تعبیر دیگری غیر از خواست الهی از شانس میتوان داشت؟</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Thu, 13 Feb 2020 00:44:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی بخوریم که خودمون رو بشناسیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85-bcafl2ajqgpc</link>
                <description>بسیاری از افراد در زندگی به دنبال تحول اند و البته هرکس تعریفی از تحول دارد . فی الواقع برای تحول چکارهایی باید انجام داد؟ بسیاری از فلاسفه شرق پیش نیاز تحول را حرکت میدانند ، حرکتی که از خودشناسی شروع می شود .سوال : چکار کنیم که خودمان را بشناسیم ؟پاسخ اول: سوال بالا را فراموش کنید ، اینکه چکار باید کرد تا خود را شناخت به مانند اینه که میگوییم چه چیزی بخوریم که لاغر شویم :)پاسخ دوم : برای شناخت خود نیازمند آنیم که یک کارهایی را نکنیم .پاسخ سوم و نهایی : برای شناخت خود ، از نفس دوری میکنیم و به فهم درست نزدیک میشویم .پانوشت : فهم در فلسفه شرق تعریف مشخصی دارد.</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 01:02:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عدل یا فضل در جامعه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%D8%B9%D8%AF%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-uzozuhrpuipk</link>
                <description>دو بعد شناختی یک جامعه به مانند یک انسان قوه ی «عقل» و «عاطفه» است. هر چه عقل یک جامعه فزونی یابد جامعه به سمت عدل پیش خواهد رفت ، و هر چه عاطفه ی یک جامعه بیشتر شود جامعه به سمت فضل و بخشش پیش خواهد رفت .برای نمو یک جامعه هر دو خصیصه لازم است ، عدل برای توسعه ی جامعه و فضل برای نگهداشت جامعه در شرایط بحران .شاید جامعه ی ایران که عدل زیادی در آن سراغ ندارم به واسطه ی فضل آدمیانش هنوز زنده است.خلاصه: افزایش عقل جامعه   ⬅️⬅️ افزایش عدل جامعه ⬅️⬅️ توسعه ی جامعه افزایش عاطفه ی جامعه ⬅️⬅️افزایش فضل جامعه ⬅️⬅️ نگهداشت جامعه در شرایط بحران</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2020 00:10:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقیقت یا واقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-uxyekvdzb5j0</link>
                <description>«واقعیت» هر چه تلاش کند بر «حقیقت » تطبیق نمی یابد ، «واقعیت» فقط به «حقیقت» نزدیک می شود و در بهترین حالت بر آن مماس می شود اما هیچگاه توانایی یکسان شدن با آن را ندارد .«واقعیت» آنچه که هست نامیده می شود اما «حقیقت» انچه که حق است .واقعیت می تواند در نگرش بسیاری صواب(درست) باشد و در نگرش بسیاری دیگر ناصواب ، اما حقیقت همیشه و مطلقاً درست و حق است.حال کیست توانایی کشف حقیقت را بصورت کامل داشته باشد؟ در پاسخ گفته می شود ( «حقیقت » به مانند جسمی بسیار بزرگ و مختلف الاضلاع است که هر کس وابسته به «نگرش» خود و  از زاویه دید خود ، آن را به گونه ی «واقعیت» در میابد.)</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 23:45:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه ی بالا شهر</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%B4%D9%87%D8%B1-xkgdzm48segk</link>
                <description>افراد بسیاری را می شناسم که. صبح ها که از جنوب یا مرکز شهر به محل کارشان در بالای شهر تهران مراجعت میکنند ، هر صبح یک «باید» بزرگ رو در ذهن خود نقش میبندند ( من باید تا چند سال دیگر یک خانه در این محل یا محله های هم تراز بالاشهر داشته باشم ).اما هیچگاه از خود نمیپرسند این باید را از کجا اورده اند ، نمیپرسند چرا باید یک خانه در فلان محله تهران داشته باشم.شاید هم میپرسند اما جوابشان : خب باید زندگی خوبی برای خودم و فرزندانم بسازم .وای بر کسی که یک  «باید »را به وسیله بایدی دیگر توجیه می کند . قبلا هم ذکر کردیم در مبانی  فلسفه ی غرب تا شرق «بایدها» بر «هست ها» استوارند . من اگر «بایدی» در ذهن دارم می بایست بر یک هست(واقعیت ) استوار باشد . </description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 23:29:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هست ها یا بایدها ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-uepalfb3suff</link>
                <description>در لحظاتی که کلمه ی باید از دهانم خارج میشود ، اولین چیزی که در ذهنم نقش میبندد سوالِ (این باید رو از کجا میاری ؟) از خودم هست ، فی الواقع اگر همه ی ما به این کلمه ی «باید» دقت کنیم در خواهیم یافت در بسیاری از اوقات این «باید» از هست ها نشأت نمیگیرد .در  بسیاری از مکاتب فلسفی «باید» بعد از یک «هست» می آید و نه به دلخواه شخص گوینده .«هست ها» همان واقعیت ها هستند ،صحیح است  ما بر اساس واقعیت ها ، بایدهای خودمان را بچینیم .  تا «هست»ی وجود ندارد اجازه آوردن کلمه ی «باید» را نداریم .در مبانی فلسفی هست ها نشاندهنده جهان بینی و بایدها نشانه ی ایدئولوژی هستند .بنگرید به باید های زندگیتان.</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 23:18:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امید،لازمه ی قدم برداشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirhosseinSharifii/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-wpnoglhaymww</link>
                <description>این روزها بزرگترین فقدان جامعه ما را در میان مفاهیم باید یافت ، بزرگترین گمشده ی این خانه ، واژه ی امیدست ، امیدی که به علت نبود واژه ی اعتماد از بین رفته است. #اعتماداجتماعی</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 22:55:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>