<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین عسکری پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Amoohosein</link>
        <description>فرهنگی بازنشسته</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:32:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3750610/avatar/z8OjUq.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین عسکری پور</title>
            <link>https://virgool.io/@Amoohosein</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ماجراهای عباس</title>
                <link>https://virgool.io/@Amoohosein/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-vkfht6zqkn6p</link>
                <description>کتاب ماجراهای عباس به قلم حسین عسکری پور مجموعه ای از خاطرات و روایتهای طنز آمیز درباره ی زندگی عباس نوجوانی پرشور و خیال پرداز است. هر بخش از این کتاب به یکی از ماجراهای عباس اختصاص داده شده و از زاویه ی دید اول شخص خواننده را به دنیای نوجوانی در شهری کوچک برده است. روایتها با زبانی ساده و صمیمانه دغدغه های نوجوانان و آرزوهای بزرگ و ناکامی های کوچک را به تصویر میکشند. فضای کتاب سرشار از جزئیات زندگی روزمره روابط خانوادگی دوستی ها و تلاش برای یافتن جایگاه خود در جامعه است. نویسنده با بهره گیری از طنز و شوخ طبعی موقعیت های آشنا و گاه تلخ را به گونه ای روایت کرده است که همدلی و لبخند را همزمان برمی انگیزد کتاب ماجراهای عباس نه تنها بازتابی از خاطرات شخصی، بلکه روایتی جمعی از نسلی است که با محدودیت ها و رؤیاهای خاص خود بزرگ شده اند.خلاصه کتاب ماجراهای عباسمحور اصلی کتاب نمایش فراز و نشیب های زندگی نوجوانی، آرزوهای بزرگ و واقعیت های کوچک است. عباس در هر بخش با رؤیاها و چالش هایی روبه رو میشود که گاه با طنز و گاه با تلخی روایت شده اند. او در یکی از روایت ها با شوق شاگردی در داروخانه و رؤیای دکتر شدن ناگهان با واقعیتی تلخ روبه رو میشود؛ پس مسیرش به سمت شاگردی در کبابی تغییر میکند. این تغییر مسیر فرصتی برای تجربه ی دنیای جدید و کنار آمدن با شکستهای کوچک</description>
                <category>حسین عسکری پور</category>
                <author>حسین عسکری پور</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2026 08:30:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انار ترک خورده</title>
                <link>https://virgool.io/@Amoohosein/%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-qu3visvois9m</link>
                <description>توی یک باغ انار ، داخل یک روستای خوش آب و هوا ، روی یک شاخه درخت ؛ اناری زندگی می کرد که پوست بدنش ترک خورده بود و دونه های دلش پیدا بود. انار همیشه غمگین و ناراحت بود و غصه می‌خورد ؛ چرا که دوستاش بهش می گفتند هیچ کس تو رو دوست نداره و تو رو کسی نمی خوره. تو باید تا آخرین لحظه روی شاخه بمونی و بعد از همه ی ما چیده بشی. این حرف‌ها باعث می شد روز به روز تعداد ترک های پوستش بیشتر و بیشتر بشه .روزی از روزهای خدا ،  باغبوون با پسر کوچولوی شیطونش برای سرکشی به باغ اومدن.پسر کوچولو با دیدن این همه خیلی خوشحال شد و برای چیدن انار ها از پدرش اجازه خواست اما پدر گفت فقط اونایی رو که ترک خوردن رو میتونی بچینی . با شنیدن این حرف پسر کوچولو دستش را به سمت انار ترک خورده دراز کرده و اونو چید ؛ اما نتونست انار رو نگه داره و از دستش افتاد توی جوی آبی که از زیر درخت رد میشد . آب مهربون؛ انار غمگین ما رو توی آغوش خودش گرفت و با خودش برد .چندتا زمین اون طرف‌تر، پیرمردی خسته از کار روزانه ، کنار جوی آب نشسته بود تا دستش رو بشوره که دید آب داره با خودش  یه دونه انار میاره . دستشو دراز کرد و اونو از آب گرفت . نگاهی به انار انداخت و گفت: میتونه هدیه خوبی برای همسرم باشه. با این فکر بلند شد و به سمت خونشون حرکت کرد .با شنیدن صدای در ، پیرزن به استقبال همسرش اومد. پیرمرد در حالی که لبخندی به لب داشت انار را به همسرش داد و گفت: این هم یک هدیه ناقابل از طرف من. برق شادی در چشمان پیرزن دیده شد ؛ با خوشحالی انار را گرفت ، در حالی که از همسرش تشکر میکرد ؛ با دستان چروکیده اش انار را باز کرد. دانه های قرمز و درشت آبدار انار نمایان شدند . پیرزن لبخندی زد و گفت : به به ! چه انار آبداری و ادامه داد حیف که نمی تونیم اونو بخوریم. پیرمرد مکثی کرد و گفت : درسته برای خوردن انار دندون نداریم اما خدا آب انار رو برای چی داده ؟!!چند دقیقه بعد یه لیوان آب انار خوشمزه و خنک ، منتظر خورده شدن بود. </description>
                <category>حسین عسکری پور</category>
                <author>حسین عسکری پور</author>
                <pubDate>Fri, 17 Oct 2025 20:12:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>