<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Anahita</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Anahita</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 10:50:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Anahita</title>
            <link>https://virgool.io/@Anahita</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گردابی چنین هایل</title>
                <link>https://virgool.io/@Anahita/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%84-uboj1dsey8wt</link>
                <description>جین ایر را خوندی؟ فیلمش را دیدی؟ نظرت در مورد لرد فداکار و قربانی شده ‌ش چی بود؟ زن دیوانه‌ی بالای شیروانی چقدر کنجکاویت را برانگیخته می کرد؟گردابی چنین هایل داستان اون زنه. البته که داستانی مستقل از جین ایره. همونطور که زندگی هر فرد مستقل از دیگریه.هرچند جین ریس تو این رمان بخشی از ماهیت نژادپرستی و استعمار  را به خوبی به تصویر می کشه اما کتاب عاری از تلخی عدالت طلبی و درگیرکردن احساسی خواننده ست.با صرف دو ساعت وقت می تونی فضای جذاب و ملایم و فریبنده ش را بخشی از تجربه‌ت کنی.#کتاب#رمان#جین‌ریس#گردابی چنین هایل#جین ایر</description>
                <category>Anahita</category>
                <author>Anahita</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jun 2022 11:03:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و کوهستان به طنین آمد خالدحسینی</title>
                <link>https://virgool.io/@Anahita/%D9%88-%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-oktz1ch9rt07</link>
                <description>از نکات جذاب این کتاب حسینی زاویه دید است. هرچند داستان به جز نامه ی نبی (یکی از شخصیتها)و مصاحبه ی نیلا(یکی دیگر از شخصیتها) از دید سوم شخص روایت می شود اما این سوم شخص ها که در هر فصل دانای کل نامحدودند نسبت به کل کتاب دانای کل محدودند.همچنین داستانی که توسط پدر در ابتدای کتاب بیان می شود نشان می دهد در کتاب منتظر حوادث نخواهیم بود(برخلاف بادبادک باز یا هزار خورشید تابان) بلکه همه چیز از قبل قابل پیش بینی است آنچه ما را با خود می کشاند همسفری با پرسوناژها  از بی خبریشان به روشنایی ست.</description>
                <category>Anahita</category>
                <author>Anahita</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2020 16:50:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوربه گور فاکنر</title>
                <link>https://virgool.io/@Anahita/%DA%AF%D9%88%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%B1-%D9%81%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B1-yaxspqxq2tiv</link>
                <description>هشدار خطر لو رفتن داستانداستان قربانی ناجی ها در نگاه اول.به نظر می رسد انسی باندرن از همه سواستفاده می کند تا به جفرسن برسد تا جنس از کف رفته را بازیابد یا جایگزین کند.شهری که خانم باندرن اول را پرورش داده باید یکی دیگر هم در آستین داشته باشد.اما این آزارگر تا چه حد از اهداف واقعی و نهان همسفرانش باخبر است؟از رازهای مگوی هر کدام.کورا،جوئل، دارل و چند نفر دیگر راز ویتفیلد را می دانند؟برای ادی که راز نبوده او رازنگهدار دیگری بوده. و تنها اوست که از آب و آتش نجات می یابد بی هیچ قربانی ای. او بیرون قربانگاهست.</description>
                <category>Anahita</category>
                <author>Anahita</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2020 23:39:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی یک کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/@Anahita/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-j0texkkq6tnv</link>
                <description>
پی یر بایار در این کتاب از چهار دسته بندی استفاده می کند:UB (کتابهایی که نمی شناسد و چه جالب که از محتوای آنها خبر دارد)، SB (کتابهایی که ورق زده)،HB (کتابهایی که درباره شان شنیده)،FB (کتابهایی که فراموششان کرده).جالبترین مثال کتاب میشل مونتنی بود که کتابها را (حتی نوشته های خودش را) فراموش می کرده.از کتابهای امبرتو اکو، دیوید لاج، بالزاک، ناتسومه سوسکی مثال می آورد و نویسندگانی چون اسکاروایلد، فلوبر و والری؛تا در نهایت نقد هنری را کنشی آفرینشگر و مستقل از اثر نقد شده بداند.به نقل از اسکاروایلد ده قیقه را برای شناخت فرم کتاب کافی دانسته و چنین نقدی را نوعی آفرینشگری پیوسته اتوبیوگرافی منتقد می داند.از مفاهیم جدیدی مانند کتابخانه ی جمعی درونی، کتابخانه ی درونی فردی، کتاب شبح گون و کتاب پوشان استفاده می کند.درونمایه اصلی کتاب اجازه دادن به جریان پیوسته ی آفرینشگری به بهانه ی آثار موجود و همچنین قضاوت نکردن است؛ چه در مورد خود و چه در مورد دیگری به دودلیل نخست نداشتن آگاهی (از این منظر خود می تواند دیگری باشد) و دوم فقدان معیار. وجه دیگر کتاب ناموجه دانستن ابهام زدایی افراطی و خشن است (چه در مورد خود، چه در پرسشگری از دیگران) یا به عبارت دیگر توصیه به نزاکت است. بدین ترتیب با پیش کشیدن کارکرد نزاکت (در داستان لاج)نوشتاری که از ساختار پست مدرن مرگ اثر شروع می شود و به ساختار مدرن مرگ مؤلف می رسد؛ از اخلاق سنتی در مورد ارتباط میان فردی دفاع می کند و آن را به حوزه ی درون فردی هم گسترش می دهد.</description>
                <category>Anahita</category>
                <author>Anahita</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 15:48:31 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>