<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@AnjomanEslami_AUT</link>
        <description>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر | اِنَّ الله لا یُغَیِّرُ مَا بِقَومٍ حَتَّى یُغَیِّروا ما بِاَنْفُسِهِم | عضو دفتر تحکیم وحدت | تاسیس: ۱۳۴۲</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 16:41:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1976186/avatar/sOwgJW.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</title>
            <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اختیار با تو</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88-ifgjhj5jium1</link>
                <description>تا به حال چیزی از سیاست «هرچه دلت می‌خواهد» به گوشتان خورده است؟در این یادداشت قصد داریم کمی به این سبک از سیاست بپردازیم! سیاستی تحت عنوان آزادی هویتی که تصمیم صفر تا صد آن، بدون هیچ محدودیتی با شما است و سیاست‌گذاران امر خواهان آن هستند که شما از پله اول خودتان برای زندگی خودتان تصمیم بگیرید؛ از همان زمان که متولد می‌شوید، وقتی که ممکن است بیشتر خاطرات نوزادی‌تان در بغل نیروهای استخدامی مهدکودک رقم بخورد و مادر و پدر شما به اندازه حاشیه‌ای در حد زمان‌های آزاد، در آن نقش ایفا می‌کنند و البته حضورشان لزومی هم ندارد،زیرا اگر قرار باشد شما چیزی را یاد بگیرید، پرستار یا کلاس‌های آموزشی برایتان کفایت می‌کند.وقتی که چهاردست و پا رفتن را یاد گرفتید، کمی که جلو بروید، به مرحله بعد می‌رسید. شما دیگر کودکی هستید که با آدم‌های بیشتری در ارتباط است و وقتی به خیابان می‌روید، شکل و ظاهر خیابان‌ها، آدم‌ها، لباسی که پوشیده‌اند، طرز حرف زدن‌شان و حرف‌هایی که می‌زنند توجه‌تان را جلب می‌کند. سیاست «هرچه دلت می‌خواهد» می‌گوید نباید در آن‌چه می‌بینید هیچ محدودیتی باشد مگر بعضی چیزها که معنای خاص دارند(!!) و ممکن است در جامعه جریان شود، مواردی مثل روسری پوشیدن در مدرسه یا دانشگاه یا دم زدن از مردمی که ۷۰ سال است کشورشان اشغال شده و از ۱۵ مهر تا به حال بیش از ۱۳ هزار نفر کشته داده‌اند که بیشترشان زنان و کودکان بوده‌اند، غیر از این یقین داشته باشید که  این دنیا، بدون هیچ روتوشی پیش چشم شما خواهد بود، هر نوع لباسی، هر نوع حرفی، حتی خصوصی‌ترین ها... در این بین اگر دیدید جایی همه لباسی یکسان پوشیدند و بین پوشش خانم و آقا هیچ تفاوتی نبود تعجب نکنید، سیاست «هرچه دلت می‌خواهد» هرگز برای کسی تصمیم‌گیری نمی‌کند. حتی در فرانسه قانون جدیدی تصویب شده که بر اساس آن به کار بردن کلمات «مادر» و «پدر» در مدارس ممنوع شده و به جای آنها کلمات «والد1» و «والد۲» باید به کار روند تا برچسب‌های جنسیتی وجود نداشته‌باشد!بعد از آن نوبت به کیف و کتاب و درس می‌رسد. مدرسه با سیاست‌های «هرچه دلت می‌خواهد» انتظار شما را می‌کشد تا همه چیز (به غیر از همان ممنوعه‌ها که پیش تر گفته شد) را برای‌تان فراهم کند و علمی و عملی به شما آموزش بدهد. شاید بد نباشد در این بین نگاهی به چند خبر شاهکار از این سیاست در دبستان‌ها بیندازیم: *وزیر برابری اسپانیا قبل از کنگره نمایندگان در اسپانیا اظهار داشت: «همه کودکان در اسپانیا این حق را دارند، آن‌ها حق دارند بدن خود را بشناسند، بدانند که هیچ بزرگسالی نمی‌تواند بدن آن‌ها را لمس کند، اگر آن‌ها نخواهند. اگر نخواهند، این نوعی خشونت است و حق دارند بدانند که بر اساس رضایت می‌توانند با هرکسی که می‌خواهند دوست داشته باشند یا رابطه جنسی داشته باشند».*به گزارش سایت اینسایدر، پس از تیراندازی‌های متعددی که اخیرا در مدارس آمریکا صورت گرفته، بسیاری از والدین برای فرزندان خود کوله پشتیهای ضد گلوله می‌خرند. در حال حاضر چندین شرکت در آمریکا، این نوع کوله پشتی را تولید می کنند.*مادر دختری که توسط پسر ترنسی در لباس دخترانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود با انتشار پستی خواستار پاسخگویی مدرسه شد. او نوشت «از اینکه می‌دانم نمی‌توانم کاری انجام دهم ناراحت هستم، زیرا در نهایت به زندان می‌افتم». امی سوزا، روانشناس و فعال حقوق زنان در این باره نوشت: «انگیزه پسر برای حمله به دختر مشخص نیست، ولی می‌دانيم مدارس در اینجا به شدت از ایدئولوژی سیالیت جنسی حمایت می‌کنند. قوانین اینجا به پسران ترنس این حق را می‌دهند که از حمام یا رختکن دختران استفاده کنند».نظرتان راجع به این اخبار چیست، تا به اینجا شنیدن از سیاست «هرچه دلت می‌خواهد» رضایت بخش بود؟!البته ماجرا هنوز تمام نشده است، این سیاست حتی انسان را آن قدر مختار می‌داند و برایش آزادی قائل است که انتخاب برای زن یا مرد بودن را هم به عهده خود افراد می‌گذارد و بی هیچ جهت‌گیری، بستر تجربه را برای انتخاب باز گذاشته است. جادارد حالا که کسانی چنین فهمی از ماهیت انسان و توانایی‌هایش دارند پا پیش بگذارم و سوالی که مدت‌ها است ذهنم را به خود مشغول کرده از این سیاست‌گذاران بپرسم، به هرحال وقتی شما به کسی حق انتخاب می‌دهید یعنی معتقدید حداقل دو جواب برای یک سوال هست، دو معنا و فهم مختلف از ماجرا، با این حساب می‌شود لطفا برای کسی که بین زن و مرد بودن مانده است، فقط در حد چند کلمه، خیلی کوتاه معنای زن بودن و تعریف‌تان از زن را بگویید؟ سوال از این جهت است که به هرحال فقط حرف که نمی‌شود زد، اگر قائل به معنای زن هستیم، قطعا در نسبت با آن بستری را هم برایش فراهم کرده‌ایم. اما جسارتا تقویم جهانی را که نگاه کنیم، روزی در همین حوالی را به نام منع خشونت علیه زنان گذاشته‌اند و وقتی تاریخچه آن را می‌خوانیم، تفاوتش در کلمات به کاربرده شده با کلمات رایج در اخبار حال حاضر کشورهای دچار این سیاست قابل چشم‌پوشی است و با اختلاف خوبی از تاریخ دست پیش گرفته است، به تعبیری پرسیدم که مبادا کسی فکر کند شما معنای زن را نمی‌دانید و دست به دامان این آزادی ها شده‌اید... </description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 26 Nov 2023 16:19:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فمینیسم علیه زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-i4wljgkqvjda</link>
                <description>احتمالاً برای ما یک بار در زندگی پیش آمده است که با دلسوزی خواسته‌ایم به یکی از اطرافیان‌مان کمک کنیم اما بعد از تلاش خود متوجه شده‌ایم که نه تنها کمکی نکرده‌ایم بلکه کار را خراب‌تر هم کرده‌ایم!همین اتفاق می‌تواند درباره جریان‌های اجتماعی هم بیفتد؛ از جمله این جریان‌ها که چنین سرنوشت تلخی برایش رقم خورده، جریان فمینیستی است. جریانی که با یک هدف به ظاهر مثبت درباره زنان به میدان آمد تا قرن‌ها حقوق تضییع شده زنان را بازپس بگیرد اما در انتها به نظر می‌رسد به چیزی عکس خود بدل شد.با توجه به نزدیکی به روز جهانی منع خشونت علیه زنان می‌خواهیم درباره این صحبت کنیم که آیا می‌توان به شمار انواع خشونت‌هایی که فمینیست‌ها تعریف کرده‌اند خشونت خود فمینیسم به خصوص فمینیسم ایرانی را اضافه کرد؟ما فقط زن هستیم!فمینیسم در شعار، حامی زنان است و بنابراین باید حامی «همه» زنان باشد اما در عمل آن چه که می‌بینیم آن است که فقط زنان مشابه و درون حوزه تفکرات خود را به رسمیت می‌شناسد، از شادی آن‌ها شاد می‌شود و از غم آن‌ها اندوهگین. نمونه بارز این تناقض درباره زنان مسلمان اتفاق می‌افتد؛ به عنوان مثال زنی ایرانی که محجبه و پایبند به اصول و در عین حال بسیار توانمند است زمانی که به یک موفقیتی دست می‌یابد توسط جریان فمینیستی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و یا به عنوان نمونه دیگر بتی فریدان در کتاب جنس دوم از زنان خانه‌دار با عنوان -با عرض پوزش! - «انگل» یاد می‌کند. درواقع حق انتخاب، تکثر و آزادی شعارهایی است که فمینیسم فقط آن‌ها را فریاد می‌زند اما در عمل آن‌ها را زیر پا له می‌کند. این‌گونه است که اگر زنی انتخاب کرده است که خانه‌دار یا مادر باشد باید از سوی فمینیست‌ها مورد چنین توهین‌هایی قرار گیرد.حمایت‌های مضرفمینیسم تحت عنوان تبعیض مثبت تلاش می‌کند عقب‌ماندگی تاریخی زنان را جبران نماید اما گاهی این تبعیض مثبت‌ها به حدی افراطی و خارج از دایره عدالت همگانی است که ضرر آن دامن‌گیر خود زنان می‌شود؛ به عنوان نمونه پیشنهاد فمینیست‌ها برای افزایش حضور زنان در عرصه سیاسی و به طور خاص مجالس قانون‌گذاری تعیین سهمیه برای حضور آنان است. این پیشنهاد در نگاه اول مثبت به نظر می‌رسد اما در پس آن می‌تواند آسیبی وارد کند که مشکل را پیچیده‌تر نماید؛ زنان سهمیه‌ای که نه از مسیر صحیح بلکه از یک میان بر به درجات بالای سیاسی راه یافته‌اند می‌توانند نگاه منفی به حضور زنان در این مناصب را تشدید نمایند.آشفتگی هویتی، دستاورد فمینیسمهویت جنسیتی برای زنان و همچنین مردان در گذشته یک هویت نسبتاً ثابت و البته سنتی و غیرمنعطف بوده است که فمینیسم تلاش نمود دریچه جدیدی به روی آنان باز کند و آنان را از قید و بندهای عجیب و غریب رهایی دهد. یک گام مهم در این راستا این است که مسئله ثابت نبودن ویژگی‌های زنان که بنا به آن ویژگی‌ها نتوانند در بسیاری از اموری که مردان آن را حیطه اختصاصی خود می‌دانند ورود کنند، را جا بیندازد. هر چند در حد و مرز، نوع نگاه به این مقوله و پیامدهای آن اختلاف نظر داریم اما این مسئله می‌توانست تا حدی پذیرفته باشد اما موضوع از زمانی بغرنج و بحرانی شد که فمینیسم دیگر جنسیت‌ها را نه فقط زن و مرد (با هر نوع تفکیکی) بلکه شامل انواع متنوع و بی‌نهایتی دانست. LGBTQ+ شامل تعاریف جدیدی از جنسیت است که پلاس آن نشان‌دهنده باز بودن این لیست برای وارد کردن هر نوع جنسیت جدید است! این اتفاق موجب درهم ریختگی و آشفتگی جنسیتی عجیب و غریبی هم در میان زنان و هم در میان مردان شده است که دامنه‌دار شدن آن می‌تواند پیامدهای بسیار هولناکی را برای آینده بشریت رقم بزند.آن چه که در این موارد بیان شد تنها گوشه‌ای از خشونت‌هایی است که می‌توان در دل تفکرات و استراتژی‌های فمینیستی یافت؛ خشونت‌هایی که به خیال خود به سمت مردان یا ساختارهای تبعیض‌آمیز نشانه نرفته است بلکه زنان را مورد هدف قرار داده و این تناقضی آشکار برای یک جنبش مدافع حقوق زنان است؛ بنابراین بهتر است روز جهانی منع خشونت علیه زنان را به روز جهانی منع خشونت «فمینیسم» علیه زنان تغییر دهیم!</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 26 Nov 2023 16:14:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست در پس پرده حجاب</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-x8qkewjckvpo</link>
                <description>پاییز سال گذشته در کشور شاهد التهاباتی با محوریت موضوع حجاب بودیم که موجب شد دوگانه حجاب، مسئله‌ای سیاسی یا فرهنگی پررنگ‌تر از همیشه خودش را نشان دهد. حجاب اگرچه نقطه آغاز اعتراضات سال ۱۴۰۱ ایران بود اما مسأله‌ای است که ریشه‌یابی آن نشان از قدمت این موضوع و شکاف میان حکومت و جامعه دارد و گمان می‌شود این دوگانه توسط جمهوری اسلامی شکل گرفته اما واقعیت چیز دیگری است. حجاب بعد از دوره مشروطه به یک امر سیاسی تبدیل شد ولی تا قبل از آن به عنوان یک امر معمول در فرهنگ ایرانی-اسلامی وجود داشت. اما بعد از مواجهه با مسئله تجدد، حجاب به مقوله‌ای سیاسی تبدیل می‌شود و مخاطب با تصویر دیگری از زن روبرو می‌شود که با موضوعی به نام آزادی گره خورده و این‌گونه بیان می‌شود که آنچه به عنوان آزادی مطرح میشود اتفاقا مانعی برای آزادی زنان است. 17 دی ۱۳۱۴ زمانی که رضا شاه تصمیم به اجرای قانون «کشف حجاب» گرفت، مسئله حجاب به سیاست در ایران گره خورد؛ موضوعی که پیش از آن، داشتن و نداشتنش مسئله‌ای در نظارت حاکمیت نبود. در جامعه ایران، تبلیغات منفی رژیم شاه که چادر را (کفن سیاه) می‌نامید و (کشف حجاب) را (پاره کردن سند رقیت زنان) می‌خواند، جامعه را متلاطم ساخته بود.حالا اما هر چهار سال یک بار وقتی به ایام انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می‌شویم با اظهاراتی عجیب از سوی کاندیداها در بحث حجاب و مسائل زنان مواجه می‌شویم. به عنوان مثال آزادی بیان و برجسته کردن حقوق زنان را شاید بتوان از بارزترین شعارهای دولت سیدمحمد خاتمی برشمرد.وی در سال ۷۹ در اظهار نظری که روزنامه همبستگی آن را منتشر کرد درباره حجاب زنان گفت: مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند؛ مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه‌های مختلف حضور داشته باشند . همچنین حسن روحانی که در سال ۹۲ سکان قوه اجرایی را به دست گرفت نظری متفاوت‌تر از آنچه در اویل پیروزی انقلاب داشت ارائه کرد و گفت: حجاب در قرآن برای حمایت از زنان است ولی ما کاری کردیم که گویی حجاب؛ چماقی بر سر زنان است. امروز هم شاهد آن هستیم که در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، یک خانم به عنوان رئیس جبهه اصلاحات انتخاب شده است.و این موضوع گویی تبدیل به ابزاری سیاسی برای جذب مخاطب و جمع کردن رای شده است و امروزه دیگر حجاب تنها یک موضوع گفتگو نیست، بلکه سال‌هاست به واسطه شعارهای سیاسی دولت‌ها، به یک میدان نزاع میان نیروهای مختلف اجتماعی تبدیل شده است. جلوگیری از ورود خانم های غیرمحجبه به بانک، ارسال پیامک به ایشان و… حاکی از تصمیم قاطع حاکمیت در مبارزه با بدحجابی است. اساسا اگر بی حجابی منکر بزرگی است، چرا در ایام انتخابات و راهپیمایی ۲۲ بهمن از حضور زنان غیر محجبه استقبال می شود؟ این رفتار دوگانه، تلقی سیاست ابزاری از مسئله حجاب را تقویت می‌کند و حالا شاهد آن هستیم که حکومت همواره با این میراث قاجاری(حجاب سیاسی) مقابله می‌کند. به طور کلی می‌توان گفت این که به صورت گسترده و سیستماتیک از سمت حکومت با بی‌حجابی مقابله می‌شود به دو دلیل است:1-  در حکومت مدعی اسلام و خیزش و رشد مسلمانی، بی‌حجابی مورد قبول نیست و خلاف قانون اساسی آن است.2-  بی حجابی صرفا مسئله‌ای فرهنگی نیست و تبدیل به زمینی برای مبارزه سیاسی با حکومت شده است. تا جایی که اپوزسیون جمهوری اسلامی هم از این فرصت پییش آمده استفاده می‌کنند و جامعه را تشویق به بی حجابی می کنند. حجاب از اصول عملی و ذاتی حاکمیت اسلامی است، طبیعی است که خلاف آن عمل کردن در سطح عمومی، می تواند جنبه سیاسی و مخالف خوانی با حاکمیت نیز به خود بگیرد.به همین جهت رهبر معظم انقلاب فرموده اند: کشف حجاب حرام شرعی و سیاسی است. پس طبیعی است حکومت تلاش کند تا این اجازه را به فرصت‌طلبان ندهد.اوج این اتفاق را در بلوای زن، زندگی، آزادی که سال گذشته کشور را درگیر خود بود می‌توان دید.آن جایی که دیگر حجاب یک مطالبه اجتماعی و فرهنگی نبود بلکه به یک روش اعتراض علیه حکومت تبدیل شده بود و حامیان پس پرده این اعتراضات رسما خواستار حذف حکومت بودند. حالا می‌توان گفت حجاب پاشنه آشیل جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و باتوجه به پیشینه‌ای که از آن وجود دارد، یک امر فطری به یک محل نزاع سیاسی تبدیل شده است و به جرئت می‌توان گفت کشور‌های مخالف ایران اسلامی با پی بردن به اهمیت و نقش مهم زن در نظام خانواده و انسجام جامعه و حفظ هویت دینی و ملی ایرانیان، برنامه‌ریزی‌های فراوان نموده وبودجه‌های سنگینی را برای این مسئله اختصاص داده‌اند. بنابراین فعالیت نهاد‌های فرهنگی ما هم در این زمینه باید دقیق، هدفمند و هوشمند باشد.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 19 Nov 2023 15:08:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محاصره ابرهای سیاه</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-sd0gpiado1qb</link>
                <description>چشمانم را باز و بسته می‌کنم. سعی دارم از خواب بیدار شوم. با نگاهی به گوشی، می‌بینم که فقط کانال‌های خبری پیام جدید دارند... وارد کانال می‌شوم؛ «جزئیاتی از پرونده خودکشی دختر نوجوان»چند پیام بالاتر به پیام دیگری برمی‌خورم: «آیا پای یک قتل ناموسی درمیان است؟»پیام پین شده کانال هم هنوز همان پیام قبلی است:«چرا حاشیه‌های پرونده آرمیتا تمامی ندارد؟»آهی می‌کشم... یک روز دیگر غرق در این فضای خبری شروع شد!به نظر شما یک فرد سالم پس از چند روز خواندن این اخبار می‌تواند با احساسات منفی ناشی از آن مقابله کند؟ چند درصد از انرژی ذهنی‌اش درگیر هضم و تحلیل این موضوعات است و چه مقدار از آن برای دیگر فعالیت‌ها باقی می‌ماند؟حالا بیایید یک جوان را تصور کنیم. جوانی که باید امروز در پرشورترین حالت برای اهداف شخصی و جامعه‌اش تا رسیدن به بهترین نتیجه‌ها تلاش کند. اگر این جوان را هر روز با بدترین اخبار بمباران کنیم و ذهن سفید و پر انرژی اش را با لکه‌های سیاه پر کنیم، چطور باید انتظار داشته باشیم همچنان در تب و تاب تلاش برای آینده باشد؟مشکل اینجاست که ماجرا فقط به خبرهای منتشر شده از منابع خبری برنمی‌گردد، بلکه هر روز خود ما در چرخه بی‌وقفه انتشار این خبرها (حتی بدون بررسی صحت آن‌ها) دخیل‌ هستیم و لحظه‌ای برای بزرگ‌نمایی مشکلات و تیراندازی انرژی منفی به خود و اطرافیان تعلل نداریم. اتفاقا با واکنش بیشتر نسبت به این اخبار، موجب تشویق بیشتر خبررسان‌ها به انتشار اخبار مشابه یا بازتولید خبرهای منفی قبلی می‌شویم. در خصوص اخبار دروغ هم که وضعیت از این هم بدتر است. یک کانال خبری دروغی را منتشر می‌کند و ناگهان هزاران کانال آن را تکرار و حتی آب و تاب بیشتری می‌دهند، کنشگران و فعالین هم که انگار منتظر بودند تا اتفاقی بیفتد، وارد مسابقه‌ای می‌شوند تا ببینند چه کسی بهتر این خبر را به باد انتقاد می‌گیرد و برای آینده کشور تاسف می‌خورد... اما کسی تلاش نمی‌کند تا حقیقت خبر را بررسی کند و حتی وقتی تکذیب شد، کسی به خود زحمت انتشار تکذیبیه را نمی‌دهد. در عوض این چرخه اجازه می‌دهد اخبار منفی و تمام آن تحلیل‌ها در گوشه ذهن مردم جا خوش کند و مسئولیت انتشار احساس ناامیدی را برعهده بگیرد.در این میان «طلای دختر تکنواندوی ایران»، «افزایش دوبرابری مدال آوری دختران»، «درخشش بانوی کردستانی در مسابقات اختراعات انگلیس۲۰۲۳» و «زنان، مدیرعامل بیش از ۱۰۰۰ شرکت دانش بنیان در ایران» خبرهایی نیستند که خیلی کسی به آن‌ها توجه کند یا برای انتشار آن ذوق داشته باشد! واقعا چرا باید «شمارش معکوس برای ریشه‌کنی بی‌سوادی در ایران» خبر مهمی باشد؟ یا «تولید واکسن کووید-۱۹ توسط بانوی ایرانی» در دوره کرونا برای دختران الگوساز شود؟ به نظر می‌آید مهمتر این است که امروز فلان خواننده از «به انتهای خط رسیدن» خود گفته یا فرد دیگری کشورمان را «مرکز نفرین زمین» خوانده...این‌ها تازه اوضاع اخبار داخلی است.رسانه‌هایی هم هستند که اتفاقا گل‌آلود بودن فضا برایشان منفعت دارد و با طراحی قبلی، بی وقفه سعی میکنند همه چیز را به هم ربط دهند و منفی‌ترین تصوراتشان را با منطق‌های عجیب از طرف منابع آگاه(!) به دست مخاطب برسانند. البته خلاقیت این منابع آگاه و استدلال‌های ضد و نقیض هر روزه این رسانه‌ها برای تولید اخبار ناامیدکننده تمامی ندارد، ولی عاقبت مخاطبی که هرلحظه در گردابی از اخبار منفی، ناراحتی و خشم را در خود بازتولید می‌کند نگران کننده است.مشکلات برای همه وجود دارد و اتفاقات ناگوار قابل انکار نیستند، اما حواسمان باشد این روزها، مخصوصا برای جوانی که در بهترین بازه زندگی خود می‌تواند افق‌های روشن‌تر برای جامعه ترسیم کند، زمانی طلایی محسوب می‌شود و کشور ما، که در حال شکستن رکورد رشد و توسعه در بازه زمانی کوتاهی است، روی تک تک نخبگان و ذهن‌های فعال حساب کرده و باید با خود تکرار کنیم:خستگی و ناامیدی ممنوع! نزدیک قله‌ایم...</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 19 Nov 2023 15:07:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خشونت علیه حقیقت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%87%D8%A7-o81pmnjddevc</link>
                <description>۹ مهر ۱۴۰۲ چه اتفاقی در راه‌های زیرزمینی پرپیچ و خم مترو تهران چه اتفاقی افتاد؟ آرمیتا گراوند دختر ۱۷ ساله‌ای که به رسم هر روزه سال تحصیلی جدید در ایستگاه شهدای مترو برای رفتن به مدرسه با دوستانش قرار می‌گذاشت، مدتی بعد از آن‌که به جمع آن‌ها پیوست با رسیدن قطار ۱۳۴ مانند سایر مردم سوار قطار شد. طبق فیلم‌های رسانه‌ای شده از ایستگاه مترو، ۳ ثانیه بعد درحالی که هنوز درب‌ها بسته نشده بود آرمیتا بیرون قطار به زمین می‌خورد و دوستانش به همراه تعدادی از مردم او را به کنار می‌کشند. این روایت که به همراه تصاویر متعدد و فیلم ضبط شده ایستگاه شهدا بارها در فضای مجازی منتشر شده، داستان ۹ مهر ۱۴۰۲ از حادثه آرمیتا گراوند است؛ حادثه‌ای تلخ برای یکی از دختران ایران که بدون شک قلب‌های بسیاری را آزرد. این اتفاق که در همان روز و ساعات ابتدایی با تیترهایی زرد مانند &quot;دختری که به خاطر حجاب کتک خورده است&quot; و یا &quot;آرمیتا گراوند قربانی دیگر حجاب اجباری&quot; و غیره به سرعت در فضای مجازی منتشر شد، شاید در ابتدا ذهن‌ها را به سمت و سوی اخبار سال گذشته می‌برد. اما نکته قابل توجه در این اتفاق عکس‌العمل بهتر و سریع‌تر رسانه‌ رسمی در پخش فیلم‌های اصلی و کامل دوربین‌های مداربسته از صحنه‌های حضور آرمیتا بود و با همراهی که در مصاحبه با والدین و دوستان او داشت بهتر از سال گذشته توانست پاسخگوی شبهات پخش شده در فضای مجازی باشد. این بهبود اطلاع رسانی به نحوی بود که حتی رسانه‌های معاند و مخالف حکومت نیز به آن اذعان داشتند، اگرچه سعی در مبهم نشان دادن ماجرا و پروبال دادن به آن بودند؛ مانند اخباری که ابتدا از دستگیر شدن مادر آرمیتا پخش شد که بعد از مدتی مجبور به تکذیب آن شدند.شما دوست دارید من مرده باشم؟اما آن‌چه هدف این یادداشت است تحلیل و رصد فضای رسانه‌ای ایجاد شده حول این حادثه است. با مرور خبرها تکرار چند کلید واژه بیشتر به چشم می‌آید &quot;دختری دیگر&quot;، &quot;حجاب اجباری&quot;، &quot;نداشتن روسری&quot;، دختری کردستان&quot;، &quot;خشونتی دیگر علیه دختران&quot;، این عبارات که به خصوص از سال گذشته پس از فوت خانم مهسا امینی به طور مکرر و در موقعیت‌های مختلف برای افراد متفاوت استفاده می‌شد، آرمیتا را نیز به عنوان گزینه‌ای مطلوب برای داغ نگه‌داشتن تنور اخبار خودش انتخاب کرد. شروع این خبرها در حالی بود که اصل ماجرا با پخش فیلم‌ها روشن شده و آرمیتا هنوز زنده است و تنها خواسته والدین او از مردم، دعا برای بهبود حال دخترشان است.همه به خط!در این بین آن‌چه پازل متشنج کردن فضای کشور را کامل می‌کند، واکنش سریع و گسترده رسانه‌ها و برخی از مسئولین کشورهای غربی از حال آرمیتا و اتفاق رخ داده برای او بدون هیچ استناد دقیقی بود. نیویورک تایمز، رویترز، دویچه وله و گاردین تنها بخشی از این رسانه‌ها هستند. سناریویی تکراری که مانند سال گذشته تنها یک هدف را دنبال می‌کرد، زنده کردن فضای خشم و آشوب در ایران.پیشگیری بهتر از درمان استمتاسفانه آرمیتا گراوند بعد از ۲۸روز کما و در پایان مرگ مغزی، در ۶ آبان ماه در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. اگرچه تلاش شد حتی با آخرین وداع او با خانواده و دوستانش نیز اخبار جنجالی تولید شود، اما شاید همان اطلاع رسانی‌های به موقع از کم و کیف ماجرا، مانع آن شد. نکته آن‌جاست که پروسه تکراری انتخاب سوژه اغلب از دختران و با پافشاری بر قومیت‌ها و غلو کردند ابعاد اتفاق، می‌تواند به خوبی نشان دهد که هدف، دفاع فرضی از حقوق افراد و پیگری حادثه رخ داده برای رسیدن به حقیقت نیست؛ بلکه هر شخص و زندگی‌اش قابلیت آن را دارند که هیزمی شوند برای روشن نگه‌داشتن و یا شعله‌ورتر کردن آتش در کشور که در مقابله با آن توجه به نکته ضروری است:۱. افزایش سواد رسانه‌ای و تکیه بر اخبار با منبع کافی از سوی مردم۲. بهبود و تسریع پوشش کامل رسانه‌ای از سوی مسئولین مربوطه و بازکردن فضا برای رسانه‌ها و خبرگزاری‌های مستقل که در چهارچوب کشور فعالیت می‌کنند و می‌توانند به اعتماد بهتر رسانه‌ای در کشورمان کمک کنند.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 19 Nov 2023 15:07:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خشونت علیه حقیقت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%87%D8%A7-zp8v0evocoln</link>
                <description>۹ مهر ۱۴۰۲ چه اتفاقی در راه‌های زیرزمینی پرپیچ و خم مترو تهران چه اتفاقی افتاد؟ آرمیتا گراوند دختر ۱۷ ساله‌ای که به رسم هر روزه سال تحصیلی جدید در ایستگاه شهدای مترو برای رفتن به مدرسه با دوستانش قرار می‌گذاشت، مدتی بعد از آن‌که به جمع آن‌ها پیوست با رسیدن قطار ۱۳۴ مانند سایر مردم سوار قطار شد. طبق فیلم‌های رسانه‌ای شده از ایستگاه مترو، ۳ ثانیه بعد درحالی که هنوز درب‌ها بسته نشده بود آرمیتا بیرون قطار به زمین می‌خورد و دوستانش به همراه تعدادی از مردم او را به کنار می‌کشند. این روایت که به همراه تصاویر متعدد و فیلم ضبط شده ایستگاه شهدا بارها در فضای مجازی منتشر شده، داستان ۹ مهر ۱۴۰۲ از حادثه آرمیتا گراوند است؛ حادثه‌ای تلخ برای یکی از دختران ایران که بدون شک قلب‌های بسیاری را آزرد. این اتفاق که در همان روز و ساعات ابتدایی با تیترهایی زرد مانند &quot;دختری که به خاطر حجاب کتک خورده است&quot; و یا &quot;آرمیتا گراوند قربانی دیگر حجاب اجباری&quot; و غیره به سرعت در فضای مجازی منتشر شد، شاید در ابتدا ذهن‌ها را به سمت و سوی اخبار سال گذشته می‌برد. اما نکته قابل توجه در این اتفاق عکس‌العمل بهتر و سریع‌تر رسانه‌ رسمی در پخش فیلم‌های اصلی و کامل دوربین‌های مداربسته از صحنه‌های حضور آرمیتا بود و با همراهی که در مصاحبه با والدین و دوستان او داشت بهتر از سال گذشته توانست پاسخگوی شبهات پخش شده در فضای مجازی باشد. این بهبود اطلاع رسانی به نحوی بود که حتی رسانه‌های معاند و مخالف حکومت نیز به آن اذعان داشتند، اگرچه سعی در مبهم نشان دادن ماجرا و پروبال دادن به آن بودند؛ مانند اخباری که ابتدا از دستگیر شدن مادر آرمیتا پخش شد که بعد از مدتی مجبور به تکذیب آن شدند.شما دوست دارید من مرده باشم؟اما آن‌چه هدف این یادداشت است تحلیل و رصد فضای رسانه‌ای ایجاد شده حول این حادثه است. با مرور خبرها تکرار چند کلید واژه بیشتر به چشم می‌آید &quot;دختری دیگر&quot;، &quot;حجاب اجباری&quot;، &quot;نداشتن روسری&quot;، دختری کردستان&quot;، &quot;خشونتی دیگر علیه دختران&quot;، این عبارات که به خصوص از سال گذشته پس از فوت خانم مهسا امینی به طور مکرر و در موقعیت‌های مختلف برای افراد متفاوت استفاده می‌شد، آرمیتا را نیز به عنوان گزینه‌ای مطلوب برای داغ نگه‌داشتن تنور اخبار خودش انتخاب کرد. شروع این خبرها در حالی بود که اصل ماجرا با پخش فیلم‌ها روشن شده و آرمیتا هنوز زنده است و تنها خواسته والدین او از مردم، دعا برای بهبود حال دخترشان است.همه به خط!در این بین آن‌چه پازل متشنج کردن فضای کشور را کامل می‌کند، واکنش سریع و گسترده رسانه‌ها و برخی از مسئولین کشورهای غربی از حال آرمیتا و اتفاق رخ داده برای او بدون هیچ استناد دقیقی بود. نیویورک تایمز، رویترز، دویچه وله و گاردین تنها بخشی از این رسانه‌ها هستند. سناریویی تکراری که مانند سال گذشته تنها یک هدف را دنبال می‌کرد، زنده کردن فضای خشم و آشوب در ایران.پیشگیری بهتر از درمان استمتاسفانه آرمیتا گراوند بعد از ۲۸روز کما و در پایان مرگ مغزی، در ۶ آبان ماه در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. اگرچه تلاش شد حتی با آخرین وداع او با خانواده و دوستانش نیز اخبار جنجالی تولید شود، اما شاید همان اطلاع رسانی‌های به موقع از کم و کیف ماجرا، مانع آن شد. نکته آن‌جاست که پروسه تکراری انتخاب سوژه اغلب از دختران و با پافشاری بر قومیت‌ها و غلو کردند ابعاد اتفاق، می‌تواند به خوبی نشان دهد که هدف، دفاع فرضی از حقوق افراد و پیگری حادثه رخ داده برای رسیدن به حقیقت نیست؛ بلکه هر شخص و زندگی‌اش قابلیت آن را دارند که هیزمی شوند برای روشن نگه‌داشتن و یا شعله‌ورتر کردن آتش در کشور که در مقابله با آن توجه به نکته ضروری است:۱. افزایش سواد رسانه‌ای و تکیه بر اخبار با منبع کافی از سوی مردم۲. بهبود و تسریع پوشش کامل رسانه‌ای از سوی مسئولین مربوطه و بازکردن فضا برای رسانه‌ها و خبرگزاری‌های مستقل که در چهارچوب کشور فعالیت می‌کنند و می‌توانند به اعتماد بهتر رسانه‌ای در کشورمان کمک کنند.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 19 Nov 2023 15:01:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلاور تاریخ</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-g7pafb0fvk6x</link>
                <description>نشسته کنار دیوار خوابش برده بود.از ترس بیدار شدن بچه ها مدت‌ها بود خواب درستی نداشت. هر شب اوضاع همین بود.دست دو کودکش را در دست می‌فشرد تا خوابشان ببرد. اما خودش تا صبح در کشاکش خواب و بیداری، دل‌نگران خواب بچه ها بود.پای چشم‌هایش گود افتاده بود بس که دویده بود پی لقمه نانی برای بچه‌ها.غذای خودش شده بود روزی دو؛ سه تکه کوچک نان و مابقی قرص‌های نان سهم بچه‌ها بودهر چند که همین مقدار غذا کفاف بچه ها را نمیداد!پناهگاه امن بچه ها شده بود آغوش گرم مادر، وقتی که هیاهوی صدای موشک ها گوش‌شان را کر می‌کرد!نگاه‌های خسته و ترس‌آلود بچه‌ها وقتی به چشمان مادر خیره می‌شد، اشک در چشمان او می‌دوید و بچه‌ها را محکم تر در آغوش می‌کشید تا بلکه دردها را کمی فراموش کند.جای جای قلب مادر درد میکرد. یک تکه از قلبش را زیر آوارها گذاشته بود وقتی نتوانست خواهرش را نجات دهد. یک تکه دیگر از قلبش را وقتی پدرش مقابل چشمانش کشته شد، از او گرفتند. تکه دیگر قلب مادر میان اسراست که شاید برادرش میان آن‌ها باشد.از همه بیشتر جای نبود « مادرش» آزارش میداد.وقتی بچه ها را در آغوش می‌کشید یاد آغوش گرم مادر خودش می‌افتاد که سال ها بود او را ندیده بود و آخرین و تازه ترین زخم قلب مادر، نبود همسری بود که تا آخرین قطره خون جنگید و تسلیم نشد و چه پناه شیرینی بود برای او و فرزندانش.حالا این مادر ، با این دل رنجور، تمام دار و ندار بچه هایی شده که هم از او مادری مهربان می‌خواهند هم پدری شجاع. مادر اما هنوز امید در دل دارد.هر روز برای بچه‌ها از نوای خوش سیمرغ آزادی می‌گوید.هر روز برای بچه ها از فلسطین سرسبز و آباد می‌گوید.نماد مقاومت غزه، پرچم حماس نیست!نماد مقاومت و ایستادگی، چشمان خسته و قلب پر امید مادرانی‌ست که با سپری از جنس ایمان و شمشیری از جنس عشق ، سگ های ولگرد زمانه را با صبر خویش به بند می‌کشند!تفسیر مقاومت در دستان آنهایی است که همسران و پدران و برادرانشان را فدای وطن کردند و حالا خودشان شده اند مرد میدان!خسته نباشی دلاور تاریخ؛ خداقوت پهلوان روزگاراستوار بمان که خدا با صابران و مظلومان و حق‌طلبان است.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 19 Nov 2023 14:58:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعدام به جرم آزادی</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-dqkh3p78g59k</link>
                <description>1998. سالی پرچالش برای جولان کلمه آزادی در ترکیه. کلمه‌ای با تعاریف مختلف که می‌تواند برخی را روشن‌فکر و برخی را مجرم نشان دهد. مادر و فرزندانش را به زندان بکشاند یا حتی آنان را به اعدام محکوم کند. واقعه‌ای که برای خانم هدی کایا و سه دخترش رخ میدهد. مادری که درباره حجاب اسلامی مقاله می‌نویسد و همراه فرزندان نوجوان خود در تظاهرات قانون منع حجاب برای حفظ اعتقادات دینی و حجابشان شرکت می‌کند. واقعه‌ای که از روی آن مستند &quot;اعدام به جرم آزادی&quot; شکل می‌گیرد.مستندی سیاسی که در آن علی‌رغم تکرار مکرر کلمه آزادی، تعریفی قابل توجه از آن ارائه نمی‌شود. تعاریف و استدلال‌هایی که شاید برای درک بیشتر چرایی و چگونگی این اتفاقات و فهم آرمان‌های خانواده کایا و دیگر همرزمانش لازم بودند. مگر نه اینکه آن‌ها بخاطر ازادی در حفظ حجابشان به زندان افتادند و رنج‌ها کشیدند؟خب این سوال به چه معناست؟ فردی می‌گوید آفرین به آن‌ها برای استقامت‌شان. دیگری می‌گوید آفرین به حفظ حجاب و اعتقادشان. یا فردی می‌گوید در مساله بی‌حجابی هم پس همین‌کار را می‌کنیم. برای آزادی...این نکته نشان می‌دهد که علی‌رغم اینکه مستند استقامت و مقاومت خانواده کایا و همرزمانش را به خوبی به نمایش گذاشته، اما به خوبی به تعاریف آزادی و اعتقاد و بستر بروز این معانی نپرداخته است.«من اعتقاد دارم با حجاب باشم.» «باید ما را آزاد بگذارند تا در جامعه باحفظ حجاب فعالیت اجتماعی داشته باشیم.» «قانون منع حجاب باید برداشته شود!» با خواندن جملات بالا در ابتدا شاید اینطور به ذهن متبادر شود که آزادی مساوی است با اینکه هرکاری بخواهم انجام می‌دهم؛ در حالیکه منظور چیز دیگریست.به بیان دیگر، عبارات بکار رفته در مستند برای مخاطبان مختلف می‌تواند خوانش‌های متفاوتی را بسازد و حتی برداشتی برخلاف اعتقادات کایا و هدف مستندساز را رقم بزند. همانطور که در کشور خودمان نیز سال گذشته جملاتی از این دست می‌شنیدیم. مگر نه اینکه پاسخ ما به کسانی که آزادی را به معنای رهایی از قید و بند و امکان انجام هرکاری می‌دانستند، اخطار به هرج و مرج در جامعه است؟ پس این تفاوت در پذیرش اعتراض در ترکیه، در عین مخالفت با اتفاقات سال گذشته با چه استدلالی قابل توضیح است؟اینجا باید اشاره کرد که نباید اهمیت بستر بیان کلمه را فراموش کنیم.آزادی در کشوری لائیک که مسلمانان زیادی در آن حضور دارند و حجاب جزء دستورات صریح دینی آن‌هاست، از طرفی با رعایت حجاب به هیچ شخص بیرونی آسیب روحی یا جسمی وارد نمی‌کنند و بر اساس حق آزادی در انتخاب دین در این کشور، شهروندان مسلمان نباید از حقوق اولیه تحصیل و اشتغال و فعالیت اجتماعی محروم شوند. نهایتا به نظر می‌رسد برای جلوگیری از تعمیم‌های نادانسته، هنگام ورود به واقعه‌ فرهنگی-سیاسی اینچنینی، پرداخت هرچند اندک در مستند به این نکته، می‌توانست آن را غنی‌تر کند.البته این مستند به خوبی به اثرگذاری این مقاومت و حرکت مسلمانان ترکیه به همراه خانواده کایا در آشنا شدن شمار زیادی با اسلام و مسلمانان اشاره می‌کند. هرچند این تحول فکری-اعتقادی را در ادامه و جایی که در عرض چند سال و با فشارِ همین مردم، قانون منع حجاب لغو شد را دنبال نمی‌کند.نهایتا به نظر می‌رسد با وجود آنکه مستندساز به سوژه بسیار مهمی ورود داشته و تاریخچه مهم و فراموش شده‌ای از ترکیه، اسلام، حجاب و اعتراضات را به تصویر کشیده است؛ می‌توانست با انتقال مفاهیم و ارائه تعاریف، شرح و توصیف بستر جامعه و همچنین پیگیری این کنش‌ها تا نتیجه نهایی، مستندی قوی‌تر، که جایگاه محوری در این تاریخچه داشته باشد، تولید کند.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 19 Nov 2023 14:56:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصل رسالت دانشجویی،‌ تربیت یک آدم به درد بخور برای انقلاب خمینی!</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-fytkigzpnang</link>
                <description>۱-در ابتدا لطفا خودتان را معرفی کنید۱. علیکم سلام من روح الله عقیقی هستم ، ورودی سال ۹۷ رشته نساجی دانشگاه امیرکبیر ، دوسال دبیر انجمن اسلامی امیرکبیر بودم.روال مسئولیتم اینطور بود که اول هم تو بسیج کمی فعالیت میکردم هم انجمن ، اواخر سال ۹۷ کار تو انجمن برام خیلی جدی تر شد و شدم عضو واحد سیاسی بعدش مسئول مالی ، سال بعدهم دبیر تشکیلات مجموعه شدم و بعدشم  دبیر مجموعه. که دو سال هم دبیر بودم. بعد از دبیری انجمن هم به مدت یکسال عصو شورای مرکزی تحکیم شدم. الانم در حال حاضر ۲ ماهی میشه که مسئولیتم در شورای مرکزی تحکیم تموم شده و ادوارم.۲-قبل از حضور در جنبش‌های دانشجویی، فعالیت‌های تشکیلاتی داشته‌اید؟۲. قطعا همه ماها فعالیت هایی داریم ولی نه اونقدر متمرکز و اینشکلی ، ولی به طور کلی بگم بله . من هم تو مسجد محل فعالیت فرهنگی میکردم هم چون دبیرستانمون خیلی مذهبی بود و کارهای فرهنگی میکرد اونجا هم تو بسیج بودم و مسئولیت داشتم و خلاصه سعی میکردیم کار کنیم ، البته هیچ کدوم قابل قیاس با کار تو دانشگاه نبود.۳-چه فرقی بین فعالیت‌های دانشجویی و غیردانشجویی است؟۳. تو بخش قبلم همونطور که گفتم واقعا قابل قیاس نیست! البته باید ببینیم کدوم فعالیت رو میگیم. اگر منطورتون فعالیت های قبل دانشگاهست که اصلا مدل کار زمین تا آسمان فرق میکنه و فرقای زیادی داره که تا حدی شو میگماگرم منظورتون انتخاب کار فرهنگی بعد کنکور هست در دانشگاه یا خارج دانشگاه اینم ی سری نکته هست که عرض میکنم.اول از همه بعنوان مقدمه باید به جایی که اومدیم بیشتر دقت کنیم ، فارغ ازینکه درسته یا غلطه و فارغ از هیچ گونه ارزشگذاری بین حالت ها و اشتباه بودن و ناعادلانه بودن سیستم آموزشی کشور راستش رو بخواید کار دانشجویی در دانشگاه های مختلف فرق میکنه و مهمه که تو کدوم دانشگاه میخوای فعالیت دانشجویی انجام بدی. امیرکبیر شریف تهران علم و صنعت، صنعتی اصفهان ،فردوسی مشهد و... و یکسری دانشگاه ها هستن که اصولا در کار دانشجویی الگوی بقیه جاها هستن و کمی کار توشون متفاوت تره حالا از این بین امیرکبیر خیلی خاص تره که به طور اجمالی چندتا از ویژگی های خاصش رو میگم: ۱. پیشرو بودن امیرکبیر از نظر سیاسی ۲. تجمیع گروه های رادیکال و اصلاح طلب و ضد انقلاب در امیرکبیر حتی مارکسیست ها ۳. مبداء بعضی تحولات دانشگاهی چه خوب و چه بد مثل همین جنبش ززآ ۴. خواستگاه بسیاری از مسئولین مهم کشور از وزیر گرفته تا روئسای سازمان های مختلف۵. قدرت داشتن تشکل های دانشجویی و بها دادن مسئولین به تشکل ها و داشتن قدرت سیاسی در حد تغییر معاونت های دانشگاه۶. وجود بدنه ادواری قوی در تشکل های انقلابی و غیرانقلابی ۷. بازتاب رسانه ای گسترده و جریان ساز کنش ها به‌نسبت بقیه دانشگاه ها این بعنوان مقدمه ، اما حالا بحث اول ، اگر اهل کار فرهنگی در قبل از دانشگاه بودیم که خب لزوم کار فرهنگی رو پس میدونیم . اگر برای زمان دییرستان خودمون  مرحله‌ی رشدی قائلیم باید برای دانشگاهمون هم قائل باشیم و در تمام مراحل زندگی . اما نکته اصلی اونجاست که رشدی که ما در زمینه دانشجویی میکنیم جنسش متفاوته و در واقع داریم آناده میشیم برای تاثیر های کلان در جامعه اسلامی و رسیدن به تمدن اسلامی .بحث دوم هم اینه که ما بعد کنکور بین اینکه برویم مسجد یا بیایم تشکیلات باید کدومو انتخاب کنیم؟ که خب باید حقیقت رو بگم جواب واحدی وجود نداره و خیلی به جا بستگی داره و تکلیف شخص ، که کجا میتونه تاثیر گذار تر باشه اما این رو میشه قطعی گفت که تو دانشگاه هایی که بالاتر عرض کردم میزان تاثیر گذاری کار فرهنگی و ایضا ضرورت کار فرهنگی تومان کار سیاسی بییار بالاست و من تو این مدت تجربه ام کمتر جایی یا تشکیلاتی خارج از دانشگاه مثل مسجد رو دیدم که واقعا به این اندازه تاثیر داشته باشه. بنظرم خوبه که هر کسی تحلیلی از پایگاهی که هست برا خودش داشته باشه مثلا از کارفرهنگی کن های اون مسجد چندتا ورودی امیرکبیر وجود داشته؟ اگر واقعا این اقلیته ( که در ۹۰ درصد اوقات خیلی افراد کمی قبول میشن) این اقلیت دانشگاه رو انتخاب کنن و بقیه مسجد رو میشه توازن خوبی برقرار کرد ولی اصل چیزی که همیشه باید در ذهن داشته باشیم اینه که کسی که در دوران دبیرستان تحربه کار تشکیلاتی داشته تو دانشگاه مسیر رشدش بهتر اتفاق میفته و کوتاه تره! و نکته ی آخر هم اینکه هیچ وقت نباید فکر کنیم حالا که شخصی در دوران دبیرستانش بفرض روی  مبانیش کار شده در دانشگاه دیگه کار تمومه! به هیچ وجه ! لذا باید ادامه پروسه رشد فرد در دانشگاه طی بشه و کسی که دیگه خودش رو نبرا میدونه از ماجرا اقلا در پروسه رشد دوستانش و هم شاگردی هاش کمک کنه.۴-هدف و رسالت نهایی که جنبش‌های دانشجویی باید به آن برسند را چه می‌دانید؟۴. یادمه وقتی میخواستم اولین مسئولیت جدیمو تو انجمن بگیرم رفتم پیش یکی از رفیقام که ادوار جنبش دانشجویی بود خیلی  باهم صحبت کردیم و از خاطراتش گفت ، راستش بعد صحبت با اون حس خوبی پیدا نکردم! گفتم اینهمه مسیر ته ته هدف و رسالت این تشکیلات میشه این؟ میگفت شاید الان اینو بگی ولی هرچی بیشتر رشد کنی بیشتر به حرف من میرسی!هر چند که من با حس خوبی از جلسه بیرون نیومدم ولی هر روز که تو تشکیلات پیش میرفتم حرف اون رو روز رو بیشتر بهش میرسیدم!اون حرف این بود که غایت کار دانشجویی تربیت همین روح الله عقیقیه که داره میره مشورت بگیره برا مسیولیت جدیدش! نامه‌ی به وزیر و کار سیاسی و کار فرهنگی و اردو و هزار تا جیز دیگه همش وسیله است. عرض الان بنده هم  همینه ، غایت کار دانشجویی اینه که شمایی که داری این متن مصاحبه رو میخونی به یک جای بدرد بخور برسی. ته کار دانشجویی همین علی اقای شفیعی دبیر سیاسی انجمنه که پسفردا با یک تجربه خوب از کنشگری موثر در فضای سیاسی کشور بتونه تو انقلاب یک گوشه کار رو بگیره..اصل رسالت جنبش دانشجویی ، تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصصه. هر چند که تربیت نیروی انسانی خوب از مسیری میگذره که تمام کارها و کنش هایی که  بچه های دانشجو انجام میدن وسیله ایست برای رسیدن به این رسالت هرچند وسیله ای واجب و وسیله ای که بودنش برای کشور حیاتیه.۵-در جامعه امروز اثر جنبش دانشجویی چه اندازه‌ای است؟ تا چه حدی میتواند اثرگذار باشد؟۵. همانطور که عرض شد بنظرم اصل اثر گذاری جنبش دانشجویی نه نامه‌ی خفنه ، نه سخنرانی خفن ، نه بیانیه ای که کشورو تکون بده ، نه اردوی ۱۰۰۰ نفری! اصل اثر جنبش دانشجویی تربیت یک آدم بدرد بخوره برای انقلاب خمینی ! البته که تربیت این آدم در دوران دانشجوییش مسیری رو طی میکنه که این مسیر از ایستگاه هایی میگذره که این ایستگاه ها میتونه زدن یک نامه‌ی خفن به فلان رییس قوه یا وزیر باشه ، میتونه دادن بیانیه پرسروصدا باشه ، میتونه بردن اردوی ۱۰۰۰ نفری باشه ، میتونه مناظره با معاندا و ضد انقلابا کف دانشگاه باشه و هزاران مورد دیگه .میدونم که جواب سوال شما رو اونطوری که میخواستی ندادم و اون تاثیری که تو ذهنت بود با چیزی که من گفتم تفاوت زیادی داشت ، اما بخاطر اینکه مفهوم تاثیر شما رو کمی پوشش بودم چنتا مثال میارم.همونطور که گفتم اصل تاثیر تربیت نیرو هست و تربیت نیرو مستلزم اثر گذاری هایی است کوتاه مدت و آنی! همانند یک مخدر برای تشکیلات و جامعه . اگر منظور عوام دانشجو ها از تاثیر اینه کمی در مورد این توضیح میدم .یادمه زمانی که دبیر امیرکبیر بودم بچه های فرهنگی در کمیسیون فرهنگی تحکیم که جمعیه از مسئول فرهنگی های دیگر انجمن ها ، با مسئول وقت اتحادیه قرار شده بود نامه ای بزنند به شورای عالی انقلاب فرهنگی . فارغ از محتوای نامه یادمه بعدها وقتی با آقای اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد جلسه داشتیم ایشون گفتن نامه دفتر تحکیم تونست نظر جلسه رو عوض کنه! و مسیری پیشنهاد داد که همه تصدیق کرده یودن! یا مثلا همین پارسال که تحکیم تریبون داشت جلوی رئیس جمهور ، نماینده تحکیم جلوی رئیس جمهور فقط یک جمله درباره رئیس دانشگاه آقای قدسی پور گفت و انتقاد کرد فقط یک جمله! من یادمه تا یکی دو هفته نقل محافل دانشگاه و کارمندا و اساتید صحبت بچه های انجمن اسلامی بود و جایگاه آقای قدسی پور تو وزارت علوم به تزلزل شدیدی افتاده بود و مسئولین دانشگاه میرفتن وزارت خونه و جاهای مختلف برای ارائه توضیحات! اینهمه تاثیر فقط با گفتن یک جمله! حتی کارهای کوچک چنبش دانشجویی هم که همه فکر میکنند هیچ تاثیری نداره تاثیر داره!زمان دبیری بنده ، زمانی که تازه ریحانه پارسا کشف حجاب کرده بود فیلیمو تبلیغشو با ریحانه پارسا رفته بود بالا، بچه های واحد فرهنگی یک ایده‌ ای دادن که بیایم یک بردی بزنیم و نقد کنیم ماجرا رو ، من زیاد اهمیت خاصی ندادم راستش بقیه هم زیاد اهمیتی ندادن ، ولی پیشنهاد دهنده خیلی مصر بود، خلاصه برد رو مثلا ساعت ۲ بعدازظهرزدیم و تمام شد. فردا ساعت ۸ صبح من از خواب با یک تلفن پاشدم ، جواب که دادم دیدم از روابط عمومی فیلیمو تماس گرفتن! وقتی صحبت کردن دیدم هم عذرخواهی کردن بابت انتشار چنین تبلیغی هم اینکه گفتن در اسرع وقت پاک میکنن ... خب اینهم فقط تاثیر یک برد چاپی کاغذی ساده توی محوطه دانشگاه! اگر سالهای دانشجویی رو نگاه کنیم پره از این تاثیر های کوچک و بزرگ که اصلا جا نمی‌شوند که بخواهم اصلا عرض کنم.اما عمده تاثیر همونطور که گفتم تربیت یک نیروی انقلابی متعهد و متخصصه.۶-حرف پایانی...۶. حرف پایانی ؛ اینکه من در این تقریبا ۲۵ سالی که از خدا عمر گرفتم هیچ وقت به این اندازه ای که در انجمن اسلامی امیرکبیر و تحکیم بودم از زندگیم لذت نبردم! حتی اوج دوران دبیرستان و اردو ها و ...  واقعا دوران دانشجویی لذت بخشه . این چیزی نیست که الان که مثلا ادوار شدم بهش رسیده باشم ها! خیر من وقتی تو صحن دانشگاه سال دوم حتی راه میرفتم از ته ته قلبم خدارو شکر میکردم که دارم کارایی رو انجام میدم که بهتر از این رو پیدا نخواهم کرد! وقتی راه میرفتم به خودم نهیب میزدم که پسفردا حسرت این روز ها رو نخورم و الان تا جایی که میتونم وقت بگذارم و استفاده کنم.علی شفیعی اقدم</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Mon, 16 Oct 2023 21:46:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جریان شناسی دانشجویی از آغاز تا ابتدا</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7-makp72hh7dxk</link>
                <description>در آغاز ورود به دانشگاه‌ با در یک فضای مبهم به سر می‌بریم عده‌ای از دانشجویان در بدو ورود با تشکل‌های دانشگاه‌های نا‌آشنا هستند زین سبب برای فهم بیشتر آن‌ها، به مفهوم و تبارشناسی تاریخی جنبش دانشجویی خواهیم پرداخت. جنبش دانشجویی به حرکت جمعی و غالباً آگاهانة تعدادی از دانشجویان عموماً در قالب تشکّل، جمعیت، گروه، سازمان، نهاد، کانون و امثال این‌ها گفته می‌شود که سعی در رسیدن و نیل به اهداف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی دارند. بنابراین کاملاً قابل فهم است که جنبش دانشجویی صرفاً سیاسی نیست ممکن است فکری، فرهنگی یا حتی اقتصادی و صنفی باشد که عموماً این خصوصیات و این مختصات و ویژگی‌ها در مرامنامه یا اساسنامه آن تشکل و یا آن جنبش ذکر می‌شود. به عنوان مثال انجمن اسلامی دانشجویان یک تشکل سیاسی است، و همانطور که از اسم آن پیداست به دنبال برآوردن مطالبات سیاسی دانشجویان است. از لحاظ تاریخی دانشگاه تهران به عنوان مادر دانشگاه‌های ایران در سال 1313 و در دوران حکومت رضاخان پهلوی تأسیس شد؛ و البته این تأسیس به این معنا نبود که بطور تصادفی و یک‌باره دانشگاه تأسیس شود بلکه دانشگاه تهران از تجمیع چندین مدرسة عالی، مثل مدرسه عالی طب، مدرسه عالی حقوق و مدرسه عالی علوم سیاسی تجمیع شد و تحت عنوان دانشگاه تهران، و در دوران رضاخان پهلوی تأسیس پیدا کرد. در آن دوران بیشتر دانشجویان از قشر برتر فرهنگی و مالی کشور بودند، به تعبیری بهتر، فرزندان وابستگان به دربار در دانشگاه‌ها حضور پیدا می‌کردند. یعنی در دوران پهلوی اول یا رضاخان میرپنج. اما در تداوم دانشگاه، فرزندان دیگری از سایر طبقات اجتماعی به دانشگاه ورود پیدا کردند. بنابراین در تضاد فکری- فرهنگی این طبقات با طبقه حاکم یعنی طبقه دربار، جنبش دانشجویی اولین نقاط شروع و تکوین خودش را پیدا کرد. بعد از دانشگاه تهران، در 1313، دانشگاه تبریز در سال 1318 شکل گرفت و شاید بتوان گفت که نطفه و نقطه شروع جنبش دانشجویی از شکل‌گیری دانشگاه تبریز بوده است. چرا؟ به این دلیل که دانشگاه تبریز به دلیل دوری به پایتخت ایران، محل جذب جوانان غیر مرتبط و یا غیر وابسته به دربار شد، بنابراین از آن دانشگاه، نقطه‌های اولیه و نقطه عزیمت جنبش دانشجویی پیدا شد که بعد در دانشگاه شیراز، دانشگاه اصفهان و دانشکده‌هایی که در اقصی نقاط کشور در دوران پهلوی دوم تأسیس شدند. دانشجویان اولین شرکتشان را علیه نظام حاکم –پهلوی- از دهه بیست شروع کردند، به تعبیر بهتر آن‌ها در نهضت ملّی شدن صنعت نفت اولین فعالیّت دانشجویی خودشان را رقم زدند. می‌دانید که بعد از کودتای 28 مرداد 1332 که باعث برکناری دکتر محمّد مصدق و شکست نهضت ملّی صنعت نفت و بازگشت استعمارگران به ایران شد. دانشجویان در اعتراض به ورود &quot;ریچارد نیکسون&quot; معاون وقت رئیس جمهور ایالات متحده و &quot;دنیس رایت&quot; کاردار سفارت انگلیس به ایران در دانشگاه تهران و در دانشگاه‌های دیگر ایران، مثل دانشگاه تبریز و دانشگاه شیراز اعتراض کردند که این اعتراض با سرکوب شدید گماشتگان رژیم پهلوی صورت گرفت و سه تن از جوانان دانشجوی ایران در روز 16 آذر 1332 در دانشکدة فنی دانشگاه تهران به شهادت رسیدند. این سه تن، این سه قطره خون به تعبیر دکتر چمران، باعث شکل‌گیری جنبش دانشجویی در دانشگاه‌هاست. به تعبیر بهتر ما می‌توانیم روز 16 آذر 1332 را روز شروع جنبش دانشجویی بر مبنای مبارزه با استبداد داخلی و استکبار خارجی بدانیم سنگ‌بنا و خشت اوّل جنبش دانشجویی بر مبنای دو مفهوم &quot;مبارزه با استبداد داخلی&quot; و &quot;استکبار خارجی&quot; شکل گرفته است. این را بدانیم که جنبش دانشجویی علیه آمریکا و علیه انگلیس فعالیتش را شروع کرده است. بنابراین اگر کسی لباس جنبش دانشجویی بپوشد ولی حلقومش را به آمریکا و ایادی او در منطقه بدهد در واقع به جنبش دانشجویی خیانت کرده است و خنجر زده است و یا به تعبیری بهتر اساساً این جنبش که دم از حمایت آمریکا می‌زند جنبش دانشجویی قلّابی و بدلی است! ایران، مهد جنبش دانشجویی است که مبارزه با آمریکا را فریاد می‌زند. در این دوره، نیروهای اسلام‌گرا بیشترین میزان از فعالیت‌هایشان را داشته‌اند. اسلام‌گرایانی که با پیوند با حوزه‌های علمیه و روحانیت توانستند در بهمن 1357 انقلاب اسلامی ایران را رقم بزنند و رژیم سرتاسر مسلّح و سرتاسر مورد حمایت دنیای شرق و غرب را بشکنند. رژیم پهلوی مورد حمایت شرق و غرب عالم بود؛ و جنبش دانشجویی علیه شرق و غرب عالم مبارزه کرد. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» یک شعار توخالی و احساساتی نیست، بلکه یک شعار کاملاً معرفتی است. «جنبش دانشجویی» را می‌توان به سه دسته عمده تقسیم‌بندی کرد. یک دسته آن‌هایی بودند که «اسلام‌گرا» بودند یعنی برای آن‌ها اسلام ارزش اول و نکته اولی بود. یعنی دنبال این بودند که اسلام و ارزش‌های اسلامی را در جامعه پیاده کنند. &quot;اسلام‌گرایان&quot; را به چند دسته عمده می‌توانیم تقسیم‌بندی کنیم: شاخه اول و گروه اول، دفتر تحکیم وحدت است. گروه دوم، سازمان بسیج دانشجویی است. گروه سوم، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل - گروه چهارم، جامعه اسلامی دانشجویی. دسته دوم اندیشه سیاسی‌شان مبتنی بر «ملی‌گرایی» بوده است. برای آن‌ها ناسیونالیزم و ملیّت و ملّی‌گرایی مهم‌تر از هر ارزش اجتماعی دیگری بوده است. به تعبیر اعضای «نهضت آزادی» برای آن‌ها ایرانی بودن، مهم‌تر از اسلامی بودن است. اما &quot;ملی‌گرایان&quot; به چند دسته عمده تقسیم‌بندی می‌شوند: 1- جبهه ملی 2- نهضت آزادی. گروه سوم «چپ‌گرایان» هستند. چپ‌گرایان یا سوسیالیست هستند یا مارکسیست. البته بدیهی است که بین سوسیالیست و مارکسیست فاصله زیادی وجود دارد. ولی به هرحال هم سوسیالیست و هم مارکسیست اندیشه چپ است و ما به دلیل اینکه هر دو چپ هستند همه گروه‌هایی که یا به سوسیالیست یا به مارکسیست معتقدند ما آن‌ها را در همین گروه تقسیم‌بندی می‌کنیم. &quot;چپ‌گرایان&quot; شاخة دانشجویی حزب توده، شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین خلق ایران، شاخه دانشجویی سازمان چریک‌های فدایی خلق و گروهک داب، یا به تعبیر بهتر دانشجویان آزادیخواه و برابری‌طلب که مخفف آن می‌شود داب. اولین گروه «حزب توده» است. شاید گفته شود که الآن دیگر از حزب توده حرف و حدیثی نیست و حزب توده جذّابیتی برای دانشجویان ما ندارد و این حرف کاملاً درست است، ولیکن این‌ها هم فعال هستند هم در دانشگاه‌ها و هم در محافل روشنفکری. شاخه دانشجویی حزب توده، با تأسیس وب‌سایت‌ها، وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی در فیس‌بوک، توییتر، گوگل‌پلاس، فعالیت خودش را دارد. البته بدیهی است تعداد نفراتی که جذب این گروه‌ها می‌شوند خیلی کم و شاید در یک دانشگاه بیست هزار نفری در حد یکی دو نفر است ولیکن ما با افکار کار داریم نه با افراد. گروه دوم «سازمان مجاهدین خلق ایران» است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 1357 یکی از اولین تشکّل‌هایی که در دانشگاه‌ها تأسیس شد انجمن دانشجویان مسلمان هست. ما دو انجمن داشتیم: یکی انجمن اسلامی دانشجویان که پیرو خط امام بودند و لانة جاسوسی را اشغال کردند و انقلابی بودند طرفدار امام و انقلاب بودند؛‌ و یکی هم انجمن دانشجویان مسلمان بود که این‌ها با هم فرق دارند. الآن در برخی از دانشگاه‌های اروپا شما می‌بینید انجمن‌هایی تحت عنوان انجمن دانشجویان مسلمان که نبایستی این‌ها را با همدیگر اشتباه کنیم. انجمن دانشجویان مسلمان در واقع شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. گروه بعدی، گروه سوم «سازمان چریک‌های فدایی خلق» است. سازمان چریک‌های فدایی خلق البته بعداً انشعابات زیادی پیدا کرد ولی آن‌ها هم شاخه دانشجویی داشتند و شاخه دانشجویی‌شان بیشترین فعالیت‌ها را انجام می‌داد. گروه آخر، گروهی است تحت عنوان «دانشجویان آزادیخواه و برابری‌طلب» که این‌ها هم تفکّرات چپ بودند که از سال 1387 از دانشگاه‌های جنوبی کشور شروع به فعالیت کردند و به سایر دانشگاه‌ها تسرّی پیدا کردند. خیلی خوب است که بدانیم چه تشکل‌هایی ذیل چپ‌گرایان و یا ملی‌گرایان فعالیت می‌کنند.جمع‌بندی: اگر بخواهیم یک جمع‌بندی انجام بدهیم ما به مفهوم و تبارشناسی تاریخی جنبش دانشجویی پرداختیم. گفته شد که جنبش دانشجویی به حرکت جمعی و غالباً آگاهانه تعدادی از دانشجویان عموماً در قالب یک تشکّل، گروه، جمعیت و سازمان گفته می‌شود که اهداف آن‌ها در ذیل اساسنامه یا مرامنامه‌شان آورده می‌شود. بعد پرداختیم که دانشگاه‌ها از کی شروع شد؟ از سال 1313 دانشگاه تهران اولین دانشگاه با تجمیع مدارس عالی، در دورة رضاخان تأسیس پیدا کرد و بعد فهمیدیم که نقطه شروع و نقطه عزیمت جنبش دانشجویی در 16 آذر 1332 در مبارزه با آمریکا و انگلیس شروع کرد و فعالیت‌هایش را ادامه داد. و بعد ما به تقسیم‌بندی پرداختیم: 1- اسلام‌گرایان؛ 2- ملی‌گرایان، 3- چپ‌گرایان. برای کسب اطلاعات بیشتر درمورد ملّی‌گرایان و چپ‌گرایان به کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران به قلم علی دارابی مراجعه کنید.علیرضا کبیری فرد</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Mon, 16 Oct 2023 21:40:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساختار و رسالت انجمن اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-chi1ljrceh42</link>
                <description>به نام خداوند هستي بخش&quot;انها كه به نظم هستي و نظام عليتي آن پي برده اند...از هيچ حادثه اي، از هيچ تصادفي سطحي نمي گذرند…¹ &quot;سلام به شمایی که حالا  &quot;دانش‌جو&quot; شده اید و به قول شهید بهشتی، موذن² جامه؛ راستش به نظرم بهتر است همين اول بگويم که اگر دنبال یک زندگي عادي هستید این مطلب به درد شما نمي‌خورد؛ چرا که قرار است برویم به سراغ نظم عجيب و غريب دنيا که ما قطعا جايگاه و مسئوليت ويژه اي داريم و اگر در آن جايگاه نباشيم و به درستي طبق نظم آفرينش عمل نكنيم، هيچ فرد ديگري نمي‌تواند آن خلا و نقص را پر كند. ما هر جايي كه قرار ميگيريم يا با هر چيزي كه مواجه مي شويم؛ حتي همين نشريه كه در دستان شما است و حالا داريد آن را مي خوانيد اتفاقي و بي هدف نبوده است.ما در انجمن اسلامی دانشجویان به همراه ديگر دوستان انقلابي مان در هيئت رهروان شهدا و بسيج دانشجويي و کانون های مختلف، هر كدام به فراخور ساختار و رسالتي كه براي خودمان قائل هستیم و در ادامه بیشتر با انجمن اسلامی آشنا خواهید شد، سعیمان بر این است که گوشه ای از علم سيدالشهدا عليه السلام را در پلي تكنيك تهران بگیریم، باشد كه فعاليت هايمان مورد قبول درگاه حق قرار گيرد…معرفي انجمنمان را با توصيف دفتر جلسات شروع مي‌كنم؛ از درب حافظ كه برويد به سمت درب وليعصر، جايي تقريبا روبه روي مسجد و گلزار شهداي دانشگاه، كوچه اي است به نام كوچه ي تشكل ها، انتهاي اين كوچه سمت راست يك تابلوي نقره اي رنگ قديمي است كه روي آن نوشته شده: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»³، راهروي سمت راست را كه وارد شويد دومين درب سفيد سمت راست، دفتر جلسات انجمن اسلامي است و در کنار دفتر خواهران و دفتر برادران که محل دورهمی ها و حرف و بحث های خودمانی و درس خواندن بین کلاس ها است محل رسمی بحث و گفتگو های ماست؛ يك اتاق حدودا سه در شش كه گرچه ديوار هايش سفيدند و به ظاهر حرفي براي زدن ندارد، اما سالها است به تماشاي چشم و دهان دانشجویانی كه خونشان براي ايران مي‌جوشد و بر لبشان نجواي لا اله الا الله است استوار ايستاده و غم و شادي و شوق و عصبانيت هاي جوشیده از دغدغه هايشان را شاهد بوده است.وصف این اتاق را از چشم و چراغش شروع می‌کنم كه روشني بخش همه چيز آن است، دو قاب عكس روي ديوار بالاي اتاق كه نه فقط شروع اين توصيف بلکه شروع همه ي كلمات و افكاري است كه بر تابلوي سفيد متحرك پایینشان نقش ميبندند...دور تا دور اين اتاق سراسر اميد و انذار است، نام و ياد كساني كه از چشمه اسلام آب حيات نوشيدند و امروز زندگي شان، کلماتشان، برکت وجودشان و دعايشان براي ما راهگشاي هر مشكل و نويدبخش آينده اي روشن است، كساني كه خونشان مُهر سرخي بر نظام مقدس جمهوري اسلامي است و ما در تك تك لحظات عمرمان براي اين نعمت به آنها مديونيم و در قبالشان مسئول و خدا نكند شرمنده شان شويم.در #مركز_دنيا كتاب هاي اين اتاق، يك ميز مستطيلي با چند صندلی است كه محل اصلي بحث بر سر كلمه به كلمه ي اين آدم ها، اين كتاب ها و همه ي دنياي بيرون است، گفتگو هايي كه هميشه براي شروع يك قاعده دارند:«بسم الله الرحمن الرحيم، والعصر، ان الإنسان لفي خسر الا الذين…»³.روي ميز اين اتاق علاوه بر همه ي دفتر و قلم ها هميشه يك چيزي هست كه اين دل ها را دور خود جمع کرده و جاده اي براي هموار كردن همه بحث ها و همه افکار و دغدغه هایمان است، پرچم انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير كبیر، عضو دفتر تحكيم وحدت؛ جاده اي كه پيش از انقلاب احداث شد، بعد از انقلاب دور تا دور خاك ايران اسلامي را محاط شد تا اين نظام مقدس را از چنگ دشمن در آغوش بگيرد و تا امروز هم ادامه اش داده اند که انشاالله به همين زودي ها به حرمي شايسته حضور پسر حضرت مادر سلام الله عليه برسد…ما در انجمن اسلامي سه لایه مخاطب داریم، اعضای اصلی، اعضای وابسته و اعضای عادی که هرکدام یک شرایطی و یک حقوقی و مزایایی من جمله استفاده از کتابخانه انجمن و داشتن حق رای در انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی دارند که وجه مشترک همگی آنها دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بودن، پرکردن فرم انجمن⁴ و قبول داشتن مرامنامه و اساسنامه انجمن اسلامی است.ما براي دنبال كردن دغدغه هايمان ذیل چند واحد فعالیت داريم كه در آینده به امیدخدا شاهد فعالیت آنها در  شصت و یکمین دوره شورای مرکزی با شعار &quot;از آرمانگرایی تا آرمان شدن&quot; در صحن دانشگاه خواهید بود و برای آشنایی بیشتر هم می‌توانید به صفحات انجمن در فضای مجازی مراجعه کنید؛ واحد سياسي، عقيدتي فرهنگي، تشکیلات، رسانه و سایر واحد هایی که هر سال خواهر و برادرانمان در جايگاه مسئولين و اعضاي آن، یک مسئله را انتخاب ميكنند و‌ با ابزار هاي مختلفي كه در اختيار دارند، حلقه های مطالعاتی، میز گرد،ها مناظرات، حضور كارشناسان در جلسات واحد ها و نشست های مختلف انجمن و دفتر تحکیم، براي حل مسئله ای که دارند تلاش مي كنند و به شرح وظایف واحد ها در اساسنامه انجمن به تفصیل پرداخته است . مضاف بر این به همت برخی از  دوستان دغدغه مند، دو كارگروه نيز تشكيل شده است تا محل اجتماع شود براي همه ي دانشجوياني كه در آن موضوع دغدغه دارند تا با اراده جمعي براي آن كار انجام بدهند؛ يكي كارگروه زنان كه از  حدود ده سال پيش شكل گرفته و اولين نشريه دخترانه دانشگاه كه هم چنان نيز تنها نشريه دخترانه دانشگاه است با نام صدااا یکی از فعالیت های آن است و ديگري كارگروه خانه ملت كه تازه پا به عرصه گذاشته و انشاءالله در آينده شاهد فعاليت هاي آن خواهيم بود.در مرامنامه ای که به همت ادوار محترم اتحادیه تنظیم شده و آن را به تایید سه نفر که یک نفر از آنها مقام معظم رهبری مدظله تعالی این رسانده اند نیز نه هدف برای انجمن های عضو اتحادیه عضو دفتر تحکیم تعریف شده است که چند مورد از آنها را خدمتتان عرض می‌کنم:۱. تلاش راهگشا در جهت تعمیق و گسترش انقلاب اسلامی و تقویت نظام جمهوری اسلامی با در اختیار نهادن قوه ابتکار، ابداع و راهیابی دانشجویان اسلامی در اختیار نیروی عظیم ملت.۲. تلاش در جهت استمرار انقلاب فرهنگی اسلامی در سطح جامعه و نظام تعلیم و تربیت کشور بویژه نظام آموزش عالی، جهت ساختن دانشگاه اسلامی، با اجرای فرامین و رهنمود های امام خمینی به منظور ایجاد نظامی منطبق بر معیارهای اسلامی.۳. تلاش در جهت ایفا رسالت دانشگاه در صدور انقلاب اسلامی.همچنین برای تعمیق فعالیت در زمینه زنان انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و ارتقا و رشد دختران در تشکیلات،با تغییر شورای مرکزی انجمن در سال ۹۲ تغییراتی صورت گرفت که در این راستا دفتر خواهران انجمن متولد شد و جایگاهی به نام «مسئول دفتر خواهران» به عنوان دومین فرد قدرتمند انجمن اسلامی و مسئول کنشگری انجمن در حوزه زنان شناخته شد، در کنار این به نائب مسئول واحدها رسمیت بخشیده شد، به طوری که اگر یک سال در واحدی از انجمن یک آقا مسئولیت واحد را دارد، یک نفر هم به عنوان خانم. به عنوان نائب انتخاب شود تا علاوه بر حفظ حدود شرعی، امکان رشد برای خانم ها هم در سطح مسئول واحد فراهم شود.⁵شاید برایتان سوال شود تا وقتی خودتان مي‌توانيد در راستاي دغدغه هایتان قدم برداريد، چه حاجتي به اين اسم و رسم ها كه عضو تشكل بشويد؟ فرق شماي عضو انجمن با شمايي كه خودش حتي با خروجي بهتر دنبال رسالتش مي رود چيست؟ يك جمله؛ اعتقاد به كار جمعي و #زیست_تشکیلاتی⁶؛همان چيزي كه حضرت امام ره آن را رمز پيروزي مي دانستند و در سال ۵۸ در ديدار با انجمن هاي اسلامي گفتند برويد تحكيم وحدت كنيد⁷ و با اين رمز بعد از انقلاب اسلامي بچه هاي انجمن هاي اسلامي دوتا انقلاب ديگر رغم زدند!  يكي تسخير لانه جاسوسي و ديگري انقلاب فرهنگي.اینجا همان جایی است که آدم های مختلف، با علایق و شخصیت ها ی مختلف که هرکدام یک نقطه قوت ها و یک نقطه ضعف های دارند، همگی شیعه حضرت امیرالمومنین علیه السلام دور هم آمده اند تا در حرارت حب اهل بیت و شوق وصال در هوای این زیست تشکیلاتی، ارزش و آمال هایی که برای زندگی‌شان دارند دم بکشد و با چهار سال تمرین #زیست_شکیلاتی نور بتابد بر تاریکی های وجودشان تا لتراب مقدمه الفدا، با همه توانمندی ها و ظرفیت های که خدا در وجودشان قرارداده است و با تخصصي كه در مدت تحصيل و پژوهش در سومين دانشگاه صنعتي كشور كسب كرده اند نسبت شان را با دنیای اطراف و رسالتی که در آن براي خدمت به اين نظام مقدس و زمینه سازی برای ظهور دارند پيدا كنند و انشاالله اين دعاي حضرت مادر كه «اللهم استعملني لما خلقتني له» در حقشان مستجاب بشود…¹كتاب مسئوليت و سازندگی، ص94²اذان: اذان . [ اَ ] (ع مص ) آگاهی . آگاهی دادن . آگاهانیدن . نِداء. اعلام . خبر کردن . خبر بگوش رساندن³سوره رعد، آیه ۱۱⁴ میتوانید برای مشاهده آن به دفتر انجمن یا لینک زیر مراجعه فرمایید⁵ برگرفته از جزوه شماره یک حوزه زنان، موجود در دفتر انجمن⁶ در صورت تمایل به آشنایی بیشتر با این هشتک رجوع شود به صفحه خانم هوشمند، ادوار محترم واحد عقيدتي_فرهنگی و مسئول خواهران انجمن، مسئول خواهران فعلي اتحاديه دفتر تحكيم وحدت @b_mirhosseini⁷ جهت مطالعه بیشتر درباره دیدار اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان با امام می‌توانید به  این لینک مراجعه کنید B2n.ir/j68894ریحانه آنالویی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Mon, 16 Oct 2023 21:38:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیگه بزرگ شدی</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D8%AF%DB%8C-ltgy7hlwt76g</link>
                <description>سلام. ورودت را به دانشگاه امیرکبیر؛ مادر دانشگاه‌های صنعتی کشور تبریک میگویم. امیدوارم با اساتید کنار بیایی و چهار سال دوره کارشناسیَت پر از خاطرات خوب باشد. در این مقاله قرار است کمی تندوتیز حرف بزنیم پس اگر هنوز در حال و هوای مدرسه هستی یا فکر میکنی دانشگاه فقط و فقط جای درس خواندن است، ورق بزن و برو سراغ مقاله بعدی. این مقاله برای کسانی است که چیزی در وجودشان میجوشد و میخواهند که کاری کنند.حتما اطلاع داری که این دانشگاه علاوه بر اهمیت و جایگاهش در عرصه علمی و مهندسی، در عرصه سیاست هم حرفی برای گفتن دارد. یادم است برای انتخاب رشته کنکور رفته بودم پیش مشاور. وقتی دید دانشگاه امیرکبیر را گذاشته‌ام دومین انتخابم، بهم نگاهی انداخت و گفت: حواست هست که به این دانشگاه میگن سیاسی ترین دانشگاه کشور و همیشه برای هر اتفاقی زودتر از هرجای دیگه ای شلوغ میشه؟! میدانستم اوضاع امیرکبیر چه طوری است ولی خب از قدیم گفتند شنیدن کی بود مانند دیدن! حالا من میخواهم همین اول راه بهت بگویم: نودانشجوی گرامی؛ حواست هست که به این دانشگاه میگن سیاسی ترین دانشگاه کشور و همیشه برای هر اتفاقی زودتر از هرجای دیگه ای شلوغ میشه؟!شاید با خودت بگویی من کاری به سیاست ندارم و صرفا یک دانشجوی ساده هستم که میخواهد بیاید سرکلاس ‌ها درسش را بخواند و برگردد خانه. ولی خب قضیه به این سادگی ها هم نیست. در این دانشگاه حتی اگر سیاسی نباشی هم بعد از مدتی سیاسی می‌شوی. شما الان دیگر یک دانشجوی ساده حساب نمیشوی. از الان دیگر جزو قشر نخبگانی محسوب میشوی، اصطلاحا میگویند &quot;خواص&quot;. خواص موضع‌گیری هایشان براساس آگاهی است و خودشان تصمیم‌گیرنده اند نه این که بقیه برایشان تصمیم بگیرند. پس بهتر است تا قبل از این که دیر شود و با هر حزب بادی(!) همسو شوی، مسیرت را مشخص کنی. دانشجو جریان ساز است به همین دلیل باید از آگاه ترین افراد جامعه خودش باشد، باید متعهد به آرمان ها باشد. نباید عمله جریان های سیاسی داخلی و خارجی باشد و شعارهای آنها را کورکورانه تکرار کند. شهید بهشتی ما را موذن جامعه خطاب کرده اند. میدانی یعنی چه؟! یعنی اگر خواب بمانیم نماز امت قضا میشود. خواب ماندن یعنی از مسائل روز خبر نداشتن و نرفتن دنبالشان، یعنی بیخیالی، یعنی ندانستن خوب و بد برای کشور، یعنی بگویی فوردو آزمایشگاه شد به ما چه، یعنی بگویی برجام بیست دقیقه ای تصویب شد که شد، یعنی سردر دانشگاه یک عده انگشت وسط نشان بدهند و یک عده دیگر هم فیلم‌برداری کنند ولی تو فقط از کنارشان عبور کنی و بگویی خب به من چه؟! یعنی...حالا که متوجه اهمیت جایگاه دانشجو شدی باید بدانی رسالتی به گردنت است. رسالت دانشجو یعنی همان که سال سی و دو با وجود فضای امنیتی و خفقان دانشگاه، در مقابل نظام سلطه ایستادگی کرد و توانست ثابت کند که میتواند به آرمان های ضدامپریالیستی‌ش پایبند بماند؛ همان که روز سیزدهم آبان از دیوارهای لانه جاسوسی آمریکا بالا رفت و آرمان استکبارستیزی‌اش را به جهان مخابره کرد. یعنی حواست باشد اجازه ندهی روز شانزده آذر ریاست محافظه کار، مادر دانشگاه های صنعتی را به مادر دانشگاه های محافظه‌کار تبدیل کند.تمام این مواردی که توضیح دادم ذیل یک کلمه توصیف می‌شوند: جنبش دانشجویی.جنبش دانشجویی همیشه با درد جامعه به طور مستقیم در ارتباط است و صدای مردم را می‌شنود. به همین دلیل جنبش دانشجویی را می‌توان جریانی توصیف کرد که همیشه دغدغه اجتماعی، سواد و امکان تحول را هم دارد. همچنین جنبش دانشجویی همیشه نزد حاکمیت از قدرت و جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. پس بنابراین جنبش دانشجویی یک لایه میانی بین مردم و حاکمیت محسوب می‌شود که می‌تواند صدای مردم را به حاکمیت برساند و در مواردی هم برعکس تا مشکل‌گشا باشد.و به طور کلی رسالت دانشجو و جنبش دانشجویی را در این یک خط از قول شهید بهشتی می‌شود متوجه شد: دانشجو رسالتش در این است که در برابر دردهای جامعه برای همیشه حساس بماند... وای به حال جامعه ای که گروه ممتازش تبدیل بشود به گروه بی‌درد.حالا برای این که به گروه بی دردان ملحق نشوی برایت چند راهکار دارم. مثلا موقعی که انتخاب واحد می‌کنی درکنارش موضعت نسبت به انتخابات مجلس هم انتخاب کنی. ریاضی ۱ که پاس می‌کنی، وضعیت ایران در شانگهای هم تحلیل کنی. موقع برنامه نویسی برای خودت هم یک برنامه خودسازی بنویسی که حضور در یک تشکل قطعا در این مسیر کمکت میکند.حالا که تا اینجای مقاله را خواندی یعنی تو یک دانشجوی واقعی هستی که میدانی دانشگاه صرفا جای درس خواندن نیست و یک چیزی در وجودت میجوشد و میخواهی که کاری کنی.مائده علی‌محمدی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Mon, 16 Oct 2023 21:36:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحن امه الامام الحسین</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D9%86%D8%AD%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-jp8xszztmitt</link>
                <description>الخطاب الرفيع المستوى لزعيم الإسلام الذي لا مثيل له وشهيد الحاج قاسم سليماني ، الذي قال: &quot;نحن أمة الإمام الحسين&quot; ، هو أجمل جملة ملحمية وثورية وحسينية ودائمة ومعززة للروح. فى السنوات الاخيرة.  الأمة الحسينية هي أمة حياتها وموتها الحسيني وأهل البيتي.  أجمل تعريف للأمة الحسينية هو ذلك الذي ورد في كتاب عاشوراء للحج: «اللَّهُمَ‏ اجْعَلْ‏ مَحْيَايَ‏ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد.الدم الحار لسيد الشهداء (ع) وضع الآلاف من الناس على طريق الهدى والسعادة ، والشهيد سليماني من الأشخاص الذين ، مع العزاء لطلاب مدرسة الإمام الحسين (ع) ، أي الإمام الخميني.  وعرف منصب المرشد الأعلى طريقة وطريقة الإمام الحسين (ع) ورفاقه الشهداء جيداً وتبعهم عمليا.  لذلك ، خلقت إراقة دمائه موجة اجتماعية وسياسية ووطنية وعابرة للحدود.بعض صفات أمة الإمام الحسيني:1 - محاربة الظلم والسعي للعدالة:الحقيقة هي أن إنجازات مكافحة الظلم في هذه العقود الأربعة لا يمكن مقارنتها بأي فترة أخرى في الماضي.  خلال نظام تاغوت ، كانت معظم الخدمات والمداخيل في البلاد تحت تصرف مجموعة صغيرة من سكان العاصمة أو نظرائهم في بعض الأجزاء الأخرى من البلاد.  كان الناس في معظم المدن ، ولا سيما المناطق والقرى النائية ، في أسفل القائمة وغالبًا ما كانوا محرومين من البنية التحتية الأساسية واحتياجات الخدمات.  كانت الجمهورية الإسلامية واحدة من أنجح الحكومات في العالم في نقل الخدمات والثروة من المركز إلى جميع أنحاء البلاد ومن المناطق المزدهرة في المدن إلى مناطق المصب.  الإحصائيات الكبيرة لشق الطرق وبناء المساكن ، وإنشاء المراكز الصناعية ، وإصلاح الشئون الزراعية ، وإيصال الكهرباء والمياه ، والمراكز الطبية ، والوحدات الأكاديمية ، والسدود ، ومحطات الطاقة ، وما في حكمها إلى الأبعد. مناطق البلاد ، فخورون حقًا.  ومما لا شك فيه أن كل هذا لم ينعكس في دعاية السلطات غير الملائمة ، ولم تعترف بها لغة المغتربين الأجانب والداخليين ، لكنها موجودة ، وهي خير لقادة الجهاديين ، ومخلصين أمام الله. الناس.  طبعا العدالة المنتظرة في الجمهورية الإسلامية التي تريد الاعتراف بها من أتباع الحكومة العلوية أفضل بكثير من هذا ، والأمل في تنفيذها يقع على عاتق الشباب.2. الشجاعةومن السمات الأخرى للأمة الحسينية الشجاعة والشجاعة.  وكما قال القرآن الكريم: «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ». وصف الشجاعة والشجاعة في كربلاء له مظاهر كثيرة ، وقصة الصلاة تحت مطر سهام العدو ودرع بعض أصحاب الإمام (ع) من سهام العدو هي من أكثر المظاهر إفادة في شجاعة الحسينيين في يوم عاشوراء.3. لا تقهرومن الخصائص المهمة الأخرى لأمة الحسين التي لا تُقهر.  كما جاء في قول السيد الشهداء (ع): «أَلا إِنَّ الدَّعِی  بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ».4. تحت الوصايةمن السمات البارزة للأمة الحسينية قيادتها وطاعتها المطلقة للإمام معصوم (ع).  يقول الله تعالى:«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ» وبحسب هذا التعليم القرآني ، فإن طاعة النبي صلى الله عليه وسلم وأهل البيت هي أهم وسيلة لتكوين الأمة الحسينية.  لأن محبة الله ، التي هي أساس تحقيق الأمة الحسينية ، تتحقق بطاعة رسله.5. التدينفي الإسلام ليس هناك واجب أعلى من الصلاة .. والصلاة نصرة الأمة.  وقف سيد الشهداء (ع) وصلى هناك في نفس ظهر عاشوراء عندما كانت هناك حرب وكانت حربًا كبيرة وكان الجميع في خطر.  لم يقل إننا نريد القتال.  فالصلاة مصنع من صنع الإنسان ... والصلاة الحسنة تطرد الفجور والسلبية من الأمة.6. تمهيد الطريق لحكومة مهدوي:ومن بين خصائص الأمة الحسينية ، فإن الجهد والجهاد وتحسين الذات وبناء المجتمع والحضور النشط والفعال في جميع المجالات الاجتماعية والثقافية والسياسية ، يمهد الطريق لظهور المنقذ للبشرية وتشكيلها. حكومة مهدوي:تمهيد الطريق لظهور حضرة المهدي ، أي حكم القرآن والإسلام وتطبيق الأحكام الإسلامية ، وهو ما خطته الأمة الإيرانية الخطوة الأولى لحكم الإسلام ، وهي إقامة الإسلام الإسلامي. جمهورية.  يقول المرشد الأعلى عن المعنى الصحيح لانتظار ظهور حضرة حجة وتشكيل حكومة مهدوي:الانتظار لا يعني الجلوس وتقاطع اليدين والتحديق في الباب ؛  الانتظار يعني الاستعداد والعمل.  هذا يعني أن الشخص يشعر أن هناك غاية يمكن تحقيقها وأنه يجب عليه السعي للوصول إلى هذه الغاية.  نحن الذين ننتظر الراحة ، ننتظر ظهور حضرة باقي الله ؛  يجب أن نحاول بهذه الطريقة.  من أجل إنشاء مجتمع مهدوي ، يجب أن نحاول تحسين أنفسنا وتغييره قدر الإمكان ، ويجب أن نكون قادرين على تقريب بيئتنا المحيطة من مجتمع مهدوي بقدر ما نستطيع ، حتى يتسنى للمجتمع المهدوي ، جمعية القسط هي ؛  المجتمع روحانية ، المجتمع معرفة ، المجتمع أخوة ، المجتمع علم ، المجتمع شرف.إن أمة الإمام الحسين لا تنتمي فقط إلى إيران يقيم المسلمون في جميع أنحاء العالم ، مثل إيران ، احتفالات مختلفة في يوم عاشوراء وتكريم هذا اليوم.  بالنسبة للمسلمين ، فإن هذا اليوم يدل على تفوق الخير على الشر والصبر والتضحية بالنفس وهو أمر مهم للغاية.البحرينأيام التسوى وعاشوراء عطل رسمية في البحرين.  يحتفل البحرينيون بعاشوراء بالعديد من التقاليد الفريدة.  في المساجد يتحدثون عن حياة الإمام الحسين (ع) ، ويقدمون الطعام للمشردين والمارة ، ويحزنون على شهر محرم بأكمله.  من بين أساليب الحداد ، يمكن أن نذكر الضرب على الصدر أو التقييد أو المنجل.تعد حكومة البحرين الطعام لوفود العزاء طوال شهر محرم.  كما يتغير لون أعلام البحرين إلى الأبيض والأسود في محرم.بنغلاديشفي بنغلاديش ، يتم الاحتفال بيوم محرم وعاشوراء بعادات مختلفة.  في يوم عاشوراء ، بث الرئيس وزوجته رسائل منفصلة لهذا اليوم عبر التلفزيون.  كما قامت جميع القنوات التلفزيونية الحكومية والخاصة في هذا البلد ببث مراسم عزاء الإمام الحسين (ع) ورفاقه.أذربيجانفي يوم عاشوراء ، يذهب آلاف الشيعة إلى المساجد حدادًا على الإمام الحسين (ع) وتقام برامج خاصة في ذلك اليوم.  طبعا ، فرضت الحكومة الأذربيجانية قيودا على الشيعة.  على سبيل المثال ، يجب على مجموعات الحداد الحصول على إذن من قسم الشرطة والتسجيل قبل أداء مراسم عاشوراء.  لكن في هذا اليوم تحرص قوات الشرطة دون المشاركة في الحفل على حفظ النظام في المساجد والأماكن المقدسة حتى يمر يوم عاشوراء دون وقوع حوادث.الهنديؤدي الشيعة الهنود الطقوس المتعلقة بهذا الشهر بعناية خلال شهر محرم.  يوم عاشوراء هو أهم يوم بالنسبة لهم ويتوقفون عن العمل ويحزنون على الإمام الحسين (ع). في الواقع ، في هذا اليوم ، تم إغلاق جميع المكاتب الحكومية ومكاتب البريد والبنوك ، وإغلاق المتاجر والشركات الإسلامية عملياتها أو تقليل ساعات عملها.تركيافي تركيا ، تقوم المنظمات غير الحكومية والبلديات بتوزيع المواد الغذائية على آلاف الأشخاص ، وخاصة الفقراء.  الحلاوة الطحينية هي واحدة من هذه الأطعمة التي يتم تحضيرها في هذا اليوم. أيضًا ، يمكن رؤية مزيج من جميع أنواع المواد الغذائية مثل القمح والبازلاء والفول والأرز والمشمش والعنب والفراولة والفواكه الأخرى بين عروض الطعام التي يقدمها الشعب التركي. تقام مراسم الحداد والصلاة في أيام محرم وخاصة عاشوراء ، وبالتالي يحاول الناس الاقتراب من بعضهم البعض.  بالطبع ، يكرم المسلمون السنة هذا اليوم أيضًا بصيام يوم عاشوراء.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Wed, 06 Sep 2023 18:50:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما ملت امام حسینیم</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D9%85%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85-m4eiazhyjrrd</link>
                <description>سخن بلندمرتبه سردار کم‌نظیر اسلام و شهید شاهد امت حاج قاسم سلیمانی که گفت: «ما ملت امام حسینیم»، زیباترین، حماسی‌ترین، انقلابی‌ترین، حسینی‌ترین، ماندگارترین و روح‌افزاترین جمله بیان شده در سال‌های اخیر است. ملت حسینی، ملتی است که زندگی و مرگ‌شان حسینی و اهل‌بیتی باشد. زیباترین تعریف برای ملت حسینی، همان است که در زیارت‌نامه عاشورا آمده است: «اللَّهُمَ‏ اجْعَلْ‏ مَحْيَايَ‏ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد؛خداوندا! زندگی و حیات ما را زندگی و حیات محمد و خاندانش قرار بده و مرگ ما را مرگ آنان قرار بده».خون گرم سید‌الشهدا(ع) هزاران انسان را در مسیر هدایت و سعادت قرار داد و شهید سلیمانی، یکی از انسان‌هایی است که با تأسی به شاگردان مکتب امام حسین(ع)، یعنی حضرت امام خمینی; و مقام معظم رهبری، راه و روش امام حسین(ع) و یاران شهیدش را به خوبی شناخت و در عمل پیمود. از این‌رو خون پاکش موج پر اوج اجتماعی، سیاسی، ملی و فراملی را ایجاد نمود.برخی از ویژگی های ملت امام حسینی:1.مبارزه با ظلم و عدالت خواهی:واقعیت آن است که دستاوردهای مبارزه با بی‌عدالتی در این چهار دهه، با هیچ دوره‌ دیگر گذشته قابل مقایسه نیست. در رژیم طاغوت بیشترین خدمات و درآمدهای کشور، در اختیار گروه کوچکی از پایتخت‌نشینان یا همسانان آنان در برخی دیگر از نقاط کشور بود. مردم بیشتر شهرها به‌ویژه مناطق دوردست و روستاها در آخر فهرست و غالباً محروم از نیازهای اولیه‌ زیرساختی و خدمت‌رسانی بودند. جمهوری اسلامی در شمار موفق‌ترین حاکمیت‌های جهان در جابه‌جایی خدمت و ثروت از مرکز به همه‌ جای کشور و از مناطق مرفه‌نشین شهرها به مناطق پایین‌‌دست آن بوده است. آمار بزرگ راه‌سازی و خانه‌سازی و ایجاد مراکز صنعتی و اصلاح امور کشاورزی و رساندن برق و آب و مراکز درمانی و واحدهای دانشگاهی و سد و نیروگاه و امثال آن به دورترین مناطق کشور، حقیقتاً افتخارآفرین است. بی‌شک این همه، نه در تبلیغات نارسای مسئولان انعکاس یافته‌ و نه زبان بدخواهان خارجی و داخلی به آن اعتراف کرده است، ولی هست و حسنه‌ای برای مدیران جهادی و با اخلاص نزد خدا و خلق است. البته عدالت مورد انتظار در جمهوری اسلامی که مایل است پیرو حکومت علوی شناخته شود، بسی برتر از این‌هاست و چشم امید برای اجرای آن به جوان‌هاست.2. شجاعتیکی دیگر از ویژگی‌های ملت حسینی، شجاعت و نترسیدن است؛ همان که قرآن کریم فرموده است: «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ آگاه باشید به طور یقین در دل دوستان خدا ترس و اندوه راه پیدا نمی‌کند». وصفِ پایمردی و شجاعت در کربلا، جلوه‌های فراوانی داشت که داستان اقامه نماز در زیر باران تیر دشمن و سپر قرار گرفتن بعضی از یاران امام(ع) در برابر تیر دشمنان، یکی از درس‌آموزترین تجلی شجاعت حسینیان در روز عاشوراست.3.ذلت‌ناپذیریویژگی مهم دیگر ملت حسینی، ذلت‌ناپذیری است؛ همان که در کلام سیدالشهدا(ع) چنین آمده است: «أَلا إِنَّ الدَّعِی  بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ؛ آگاه باشید که فرومایه، فرزند فرومایه، مرا در بین دو راهی شمشیر و ذلت قرارداده است و هیهات که ما زیر بار ذلت برویم».4. ولایت‌مدارییکی از ویژگی‌های برجسته ملت حسینی، ولایت‌مداری و اطاعت محض از امام معصوم(ع) است. خداوند می‌فرماید: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ؛ بگو اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد». طبق این آموزه قرآنی، تبعیت از پیامبر(ص) و اهل‌بیت: مهم‌ترین راهکار شکل‌گیری ملت حسینی است؛ زیرا حبّ و عشق الهی که اساس تحقق ملت حسینی است، از رهگذر اطاعت از فرستادگان او به دست می‌آید؛ 5. دین‌مداریدر اسلام از نماز، هیچ فریضه‌اى بالاتر نیست ... نماز، پشتوانه ملت است. سیدالشهدا(ع) در همان ظهر عاشورا که جنگ بود و آن جنگ بزرگ بود و همه در معرض خطر بودند ... ایستاد همانجا نماز خواند؛ نگفت که ما مى‌خواهیم جنگ بکنیم. نماز یک کارخانه انسان‌سازى است ... نماز خوب، فحشا و منکر را از یک امت بیرون می‌کند.6. زمینه‌سازی برای دولت مهدوی:از دیگر ویژگی‌های ملت حسینی، تلاش، جهاد، خودسازی، جامعه‌سازی و حضور فعال و موثر در همه عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، زمینه را برای ظهور منجی عالم بشریت و تشکیل دولت مهدوی آماده می‌کند:آماده‌سازی زمینه برای ظهور حضرت مهدی، یعنی حاکمیت قرآن و اسلام و عمل به احکام اسلامی که ملت ایران اولین قدم را براى حاکمیت اسلام برداشته است و آن، ایجاد جمهوری اسلامی است. مقام معظم رهبری، درباره معنای درست انتظار برای ظهور حضرت حجت و تشکیل دولت مهدوی می‌فرماید:انتظار، به معنای نشستن و دست روی دست گذاشتن و چشم به در دوختن هم نیست؛ انتظار به معنای آماده شدن است، به معنای اقدام کردن است. به معنای این است که انسان احساس کند عاقبتی وجود دارد که می‌شود به آن دست یافت که برای رسیدن به آن عاقبت، بایستی تلاش کند. ما که انتظار فرج داریم، انتظار ظهور حضرت بقیّةالله(ارواحنا فداه) را داریم؛ باید در این راه تلاش کنیم. باید تلاش کنیم در راه ایجاد جامعه‌ مهدوی هم خودسازی کنیم، هم به قدر توانمان، به قدر امکانمان، دگرسازی کنیم و بتوانیم محیط پیرامونی خود را به هر اندازه‌ای که در وسع و قدرت ماست، به جامعه‌ مهدوی نزدیک کنیم که جامعه‌ مهدوی، جامعه‌ قسط است؛ جامعه‌ معنویت است، جامعه‌ معرفت است، جامعه‌ برادری و اخوت است، جامعه‌ علم است، جامعه‌ عزت است.مسلمانان سراسر جهان همچون ایران در روز عاشورا مراسم مختلفی برگزار می‌کنند و این روز را گرامی می‌دارند. این روز برای مسلمانان نشان از برتری خوبی بر بدی و صبر و ایثار دارد و بسیار مهم است.بحرینروزهای تاسوا و عاشورا در بحرین تعطیل رسمی است. بحرینی‌ها عاشورا را با بسیاری از سنت‌های منحصربه‌فرد خود برگزار می‌کنند. آنها در مساجد در مورد زندگی امام حسین (ع) صحبت می‌کنند، به افراد بی‌خانمان و رهگذران، غذای نذری می‌دهند و کل ماه محرم را عزاداری می‌کنند. از روش‌های عزاداری آنها می‌توان به سینه زدن، زنجیر زدن یا قمه زدن اشاره کرد.دولت بحرین تمام ماه محرم برای هیئت‌های عزادار غذا آماده می‌کند. همچنین پرچم‌های بحرین در محرم به سفید و سیاه تغییر می‌کنند. خیابان‌های شهرهای بحرین هم مزین به پارچه‌های مربوط به عزاداری می‌شوند.بنگلادشدر بنگلادش، بزرگداشت ماه محرم و روز عاشورا با رسوم مختلف برگزار می‌شود. روز عاشورا رئیس‌جمهور و همسرش پیام‌های مجزا برای این روز از طریق تلویزیون پخش می‌کنند. همچنین تمام کانال‌های تلویزیون‌های دولتی و خصوصی این کشور مراسم عزاداری برای امام حسین (ع) و یارانش به روی آنتن می‌برند.آذربایجانروز عاشورا هزاران نفر از شیعیان برای عزاداری امام حسین (ع) به مساجد می‌روند و در آن روز برنامه‌های ویژه‌ای برگزار می‌شود. البته دولت آذربایجان محدودیت‌هایی برای شیعیان اعمال کرده است. مثلا، دسته‌های عزاداری پیش از اجرای مراسم عاشورا باید حتما از اداره پلیس اجازه گرفته و ثبت نام کنند. با این‌حال در این روز نیروی پلیس، بدون اینکه در مراسم شرکت کند، مراقب برقراری نظم در اطراف مساجد و اماکن مقدس است تا روز عاشورا بدون حادثه بگذرد.آذربایجانروز عاشورا هزاران نفر از شیعیان برای عزاداری امام حسین (ع) به مساجد می‌روند و در آن روز برنامه‌های ویژه‌ای برگزار می‌شود. البته دولت آذربایجان محدودیت‌هایی برای شیعیان اعمال کرده است. مثلا، دسته‌های عزاداری پیش از اجرای مراسم عاشورا باید حتما از اداره پلیس اجازه گرفته و ثبت نام کنند. با این‌حال در این روز نیروی پلیس، بدون اینکه در مراسم شرکت کند، مراقب برقراری نظم در اطراف مساجد و اماکن مقدس است تا روز عاشورا بدون حادثه بگذرد.هندشیعیان هند در محرم آداب مربوط به این ماه را با دقت انجام می‌دهند. روز عاشور مهم‌ترین روز برای آنهاست و تمام کارها را تعطیل می‌کنند و برای امام حسین (ع) عزاداری می‌کنند. در واقع در این روز تمام ادارات دولتی، دفاتر پست و بانک‌ها تعطیل است و فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای اسلامی یا کارهای خود را تعطیل می‌کنند یا ساعات کاری خود را کاهش می‌دهند.ترکیهدر ترکیه سازمان‌های غیراتفاعی و شهرداری‌ها غذا بین هزاران نفر، به‌ویژه فقرا، توزیع می‌کنند. حلوا یکی از این خوراکی‌هاست که در این روز درست می‌شود. همچنین ترکیبی از انواع مواد خوراکی‌ها مانند گندم، نخود، لوبیا، برنج، زردآلو، انگور، توت‌فرنگی و دیگر میوه‌ها میان مواد خوراکی نذری مردم ترکیه دیده می‌شود. مراسم نوحه‌ و روضه‌خوانی در روزهای محرم و به‌ویژه عاشورا برگزار می‌شود و بدین‌ترتیب مردم سعی می‌کنند به یکدیگر نزدیک‌تر شوند. البته مسلمانان سنی هم با روزه گرفتن در روز عاشورا، این روز را گرامی می‌دارند.حنانه خلیفه</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Wed, 06 Sep 2023 18:49:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هذا المشهد هو نهایت حجتنا</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D9%87%D8%B0%D8%A7-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF-%D9%87%D9%88-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D8%AC%D8%AA%D9%86%D8%A7-cryzzkukx192</link>
                <description>في ليلة عاشوراء، قال الإمام الحسين لأصحابه: &quot;خذوا يدي وانفصلوا عني&quot;. قالوا: &quot;لا يوجد لدينا أي علاقة بأحد غيرك، نحن لا نريد سوى الظلام في جيشنا، أنا لن أتظاهر بالشهادة، لا يهم العدد، وقد قاموا بكل ما في وسعهم لجعل أصحابهم يذهبون، ولكن ماذا حدث؟&quot;في تلك الليلة المشؤومة، قرر الإمام الحسين أن يتخلى عن أصحابه وأن يتفرقوا عنه. ولكن رفض أصحابه هذا القرار وأبدوا ارتباطهم الوثيق به ورغبتهم في المشاركة في معركته. لم يكترثوا للظروف الصعبة والظلام الذي سيحيط بهم. كانوا على استعداد للقتال والاستشهاد بجانب الإمام الحسين، بغض النظر عن عددهم. حاول أعداء الإمام بكل الطرق الممكنة إقناع أصحابه بالانسحاب وتركه وحده، ولكنهم رفضوا ذلك بقوة.هذا المشهد يجسد الولاء والإخلاص العظيم الذي كان يمتلكه أصحاب الإمام الحسين. إنهم كانوا على استعداد للتضحية بأرواحهم من أجل دفاعه عن الحق والعدالة. هؤلاء الأبطال لم يكونوا مجرد جنود في جيش، بل كانوا أشخاصًا يؤمنون بالقضية ويعيشون لأجلها.إن هذا المشهد يذكرنا بالقوة الروحية العظيمة التي تحملها الشهادة، والتضحية التي يمكن أن يقدمها الإنسان من أجل الحق والعدالة. إنه يجعلنا نتساءل عن قوة وإرادة هؤلاء الأبطال، وعن كيفية تحقيق تلك الروح في أمتنا في الوقت الحاضر.إن الأشخاص الذين كانوا في جيش النبي وأمير المؤمنين وحتى الإمام الحسين نفسه، كانوا يمتلكون سجلات مشرفة من البطولات والتضحيات في سبيل أهل البيت. إنهم كانوا مسلمين يكتبون رسائل للإمام الحسين لدعوته للقدوم، ولكنهم تراجعوا عن قرارهم وانقلبوا على أئمتهم. حتى بعضهم قدم دماء الله على الأرض!بعض الناس قد يعتبر ذلك وهمًا، إذا فكرنا في إمكانية أن تصبح المجتمعات بملايين الأشخاص والأفكار المؤمنة بالإمام الحسين، فإن العالم يمكن أن يصبح مكانًا للسلام المطلق. ولكن يا أهل العالم، سواء كانوا سنة أو شيعة أو يهود أو مسيحيين، هل أنتم في انتظار المخلص؟أليس من المفترض أن يكون لديه مقدمات لمجيئه؟ لذلك أعطيك هذه البشارة بأنك في المكان المناسب؛ فمسيرة الأربعين هي نفسها التي حتى في زمن الحكام الظالمين لم يتم قطعها، والناس كانوا يضحون ويقدمون أرواحهم ويقولون &quot;يا حسين&quot; ويسيرون من النجف إلى كربلاء. هذه هي المقدمة الأساسية.في تفكيرنا، أخطر فجوة هي تلك التي تعتقد أن العدو قد انتهى تمامًا وتغفل عن التعرف على أعدائك في الوقت المناسب ومكائدهم. فعندما نقول أن مسيرة الأربعين هي أكبر مقدمة، نعني بالضبط ذلك، نعني أن علم الحسين بأيدي الناس قد ارتفع بهذا الشكل في العالم، وكل يوم يأتي أكبر من الناس لتحت ظل هذا الملجأ، الذي ليس له مثيل، والذي يستقبل الجميع بحبه ويكون ملاذًا لجميع البشر. إنه إله الحسين...هنا بالضبط هو المكان الذي يجد فيه جميع المحبين للحسين بعضهم البعض لتحقيق تحولات عظيمة وتحقيق نظام جديد عالمي يهدم التاج والعرش لبعض الأشخاص ويصبح كابوسًا لأعداء الإسلام... أولئك الذين يعتقدون أن كلمة الأولى في العالم هي المال ويحاولون مقاطعة هذا الإنجاز الذي يؤمن به حق المؤمنين بإثارة الفتن والشغب، ولكن يجب أن يعلموا أن الأربعين هو حدث يقرب الناس بعضهم من بعض لتعلم كيفية التفاعل مع بعضهم في المستوى العالمي وأنهم تعلموا ما يجب أن يكون للجميع وأن هناك طريقة لجذب كل شخص وأن لديه مسؤولية تجاه الجميع، إله الحسين...هذا هو المكان الذي يجد فيه جميع المحبين للحسين بعضهم البعض لتحقيق تحولات عظيمة وتحقيق نظام جديد عالمي يهدم التاج والعرش لبعض الأشخاص ويصبح كابوسًا لأعداء الإسلام... أولئك الذين يعتقدون أن كلمة الأولى في العالم هي المال ويحاولون مقاطعة هذا الإنجاز الذي يؤمن به حق المؤمنين بإثارة الفتن والشغب، ولكن يجب أن يعلموا أن الأربعين هو حدث يقرب الناس بعضهم من بعض لتعلم كيفية التفاعل مع بعضهم في المستوى العالمي وأنهم تعلموا ما يجب أن يكون للجميع وأن هناك طريقة لجذب كل شخص وأن لديه مسؤولية تجاه الجميع، إله الحسين...الناس الذين تجاوزوا ألف مرة عن ذواتهم، قد شاركوا جميع ثرواتهم معًا لكي يكونوا خدامًا لحبيب الحسين، وتعلموا في المجالس والحسينيات والمواكب كيفية استضافة الضيف وأداء حق الضيفة سيدة فاطمة عليها السلام بكل كمال، ثم إذا بقي شيء منهم يجلسون معًا ويأكلون، فهم من قال عنهم إمامهم &quot;أفضل إخواني من يهديني عيبي&quot;، وهم أصحاب رفقة جيدة حتى يدخلوا الشيطان في فمهم وخارجهم. طلاب وطالبات وطلاب يقرؤون لخدمة وطنهم ويلقون صدورهم أمام العدو في وقته، وهم يعرفون واجبهم جيدًا وتعلموا ذلك منذ الطفولة، من أول أيام الفاطمية وشهر محرم حيث كان شوق العديد من طلاب المدارس الابتدائية لكتابة واجباتهم والذهاب إلى خدمة المجتمع. قل لي، من هو أكثر مسؤولية وجدارة بالثقة من هؤلاء الناس؟ من هو أكثر تفكيرًا من هؤلاء الناس الذين كانوا يؤمنون بحقوق المرأة والحجاب قبل أدوات الشهرة الفارغة، لأنهم كانوا يؤمنون بحضور المرأة في المجتمع والتزامها الاجتماعي وقدرتها. من يستطيع أن يجلس ويتخذ قرارًا بشأن قضايا هامة لأمة؟إن الأشخاص الذين تجاوزوا ألف مرة عن ذواتهم، قد شاركوا جميع ثرواتهم معًا لكي يكونوا خدامًا لحبيب الحسين، وتعلموا في المجالس والحسينيات والمواكب كيفية استضافة الضيف وأداء حق الضيفة سيدة فاطمة عليها السلام بكل كمال، ثم إذا بقي شيء منهم يجلسون معًا ويأكلون، فهم من قال عنهم إمامهم &quot;أفضل إخواني من يهديني عيبي&quot;، وهم أصحاب رفقة جيدة حتى يدخلوا الشيطان في فمهم وخارجهم. طلاب وطالبات وطلاب يقرؤون لخدمة وطنهم ويلقون صدورهم أمام العدو في وقته، وهم يعرفون واجبهم جيدًا وتعلموا ذلك منذ الطفولة، من أول أيام الفاطمية وشهر محرم حيث كان شوق العديد من طلاب المدارس الابتدائية لكتابة واجباتهم والذهاب إلى خدمة المجتمع. قل لي، من هو أكثر مسؤولية وجدارة بالثقة من هؤلاء الناس؟ من هو أكثر تفكيرًا من هؤلاء الناس الذين كانوا يؤمنون بحقوق المرأة والحجاب قبل أدوات الشهرة الفارغة، لأنهم كانوا يؤمنون بحضور المرأة في المجتمع والتزامها الاجتماعي وقدرتها. من يستطيع أن يجلس ويتخذ قرارًا بشأن قضايا هامة لأمة؟من هؤلاء الناس هم المسؤولون الأكثر جدارة بالثقة والأكثر تفكيرًا. فهم يعرفون قيمة التضحية والخدمة ويؤمنون بأهمية حقوق المرأة والحجاب. إنهم يستطيعون اتخاذ قرارات هامة لصالح الأمة والمجتمع. إنهم قد تعلموا من تاريخهم وثقافتهم كيفية تربية النفس وتحقيق الأهداف العظيمة. إنهم يجتمعون معًا ويدعمون بعضهم البعض ويعملون جماعة لتحقيق الخير والعدل. إنهم يستطيعون أن يكونوا قادة حقيقيين ويؤثروا في المجتمع والأمة بشكل إيجابي.الأشخاص الذين تجاوزوا ألف مرة عن ذواتهم وشاركوا ثرواتهم معًا لخدمة حبيب الحسين، هم من يستحقون الثقة والتفكير. إنهم يعرفون قيمة التضحية والخدمة ويؤمنون بأهمية حقوق المرأة والحجاب. يستطيعون اتخاذ قرارات هامة لصالح الأمة والمجتمع. إنهم يجتمعون معًا ويدعمون بعضهم البعض ويعملون جماعة لتحقيق الخير والعدل. يستطيعون أن يكونوا قادة حقيقيين ويؤثروا في المجتمع والأمة بشكل إيجابي.ما نراه اليوم في مسيرة الأربعين هو تجسيد لقوة إرادة الشعب، على الرغم من وجود المعارضين والمانعين، فإنها تشكل نبعًا من قوة إرادة الشعب. إذا توفرت البيئة المناسبة لتحقيق إرادة الملايين، وأعطت الحكومات هذا الأمر الأولوية العليا، فسنرى كيف يتفوق الشعب بطبيعته على بعضه في هذا المسار ويقدم العمل لله في سبيل الاقتراب منه.ریحانه آنالویی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Wed, 06 Sep 2023 18:48:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این صحنه اتمام حجت ماست</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-m87qfttyyuop</link>
                <description>در شب عاشورا امام حسين به یارانشان گفتند دست اهل بیت مرا بگیرید و متفرق شوید گفتند آنان جز من با کسی کاری ندارند، گفتند ما سياهي لشكر نمي خواهيم، من شهيد گدايي نميكنم تعداد مهم نیست و همه كاري كردند كه يارانشان بروند اما چه اتفاقي افتاد؟حتما همه مان حداقل يكبار حال و احوال یاران امام بعد از شنيدن اين حرف ها به گوشمان خورده است و از پاسخی که آنان دادند شنیده ایم، از سعیدبن عبدالله حنفی که گفت اگر می‌دانستم که برای یاری تو هفتاد مرتبه کشته می‌شوم و بدنم را آتش می‌زنند و خاکسترم را زنده میکنند باز از یاری تو دست بر نمیداشتم….شما را نمی‌دانم اما من وقتي اين حرف را مي شنوم ياد مردمم مي افتم! امتي كه امام دارد چنين مردمي پا در ركاب هم مي خواهد اما آيا واقعا امكان پذير است؟ ان همه آدم كه در سپاه پيامبر و حضرت امير و حتي خود امام حسين بودند، كساني كه در سابقه شان جانبازی در راه اهل بيت را هم داشتند، آن همه مسلمان که نامه نوشته بودند تا امامشان بیاید به آنی برگشتند و شدند کسانی که  خون خدا را بر زمين ريختند! به تعبير برخي شايد توهم باشد اگر فكر كنيم مي شود روزي يك جامعه با میلیون ها آدم ميلون ها فكر و عقيده  امام حسيني بشود و دنيا بشود صلح مطلق اما اي اهل العالم سني، شيعه، يهود و مسيح مگر شما منتظر منجي نيستيد؟ مگر قائل به اين نيستيد كه منجي براي آمدنش مقدمات مي خواهد؟ پس اين نويد را به شما مي‌دهم كه در درست نقطه اي ايستاده ايد؛ پياده روي مردمي اربعين، همان چيزي كه حتي در زمان سلطه ناکسان هم قطع نشد و مردم دست و پا دادند و جان دادند و از نجف تا كرب و بلا يا حسين گفتند و پياده رفتند، اصلي ترين مقدمه است.در تفكر ما  خطرناك ترين پرتگاه آن جايي است كه خيال كني دشمني تمام شده است و در شناخت به موقع دشمن و شگرد هايش غفلت كني، اصلا در نبود ظلم خيلي از معنا ها از دست مي روند، وقتي مي گوييم پياده روي اربعين بزرگترين مقدمه است يعني همين، يعني دولت هاي مستكبر و سرمايه سالار جهان چه بخواهند و چه نخواهند به اراده رب العالمين علم حسين به دست مردم اين چنين در جهان برافراشته شده و هر  روز هم خیلی عظیم تری از مردم زیر چتر آن پناه می‌گیرند، مردمي كه در اين تعاملات ميليوني آموخته اند چگونه در سطح جهاني با هم تعامل کنند و دانسته اند آن چيزي كه در برش براي همه كس جا دارد و هرکس را به طريقي دلبسته ي خود كرده و به اندازه ي همه ي آدم ها راه براي آغوشش هست، خداي حسين است…اینجا دقیقا همان جایی است که همه ي دلبسته هاي حسين دارند همديگر را پيدا ميكنند براي رقم زدن تحولات عظیم و تحقق نظم جديد جهاني كه تاج و تخت بعضي  را ويران مي كند و کابوس دشمنان اسلام شده است.. كساني كه خيال كردند حرف اول را در دنيا پول مي زند و برای بایکوت  کردن این حماسه حق پرستان دست به هر فتنه و آشوبی می‌زنند اما اینها باید بدانند اربعین اتفاقی است  كه نه يك نفر، يك خانواده، يك پدر با  زن و بچه اش تصمیم میگیرند گرسنه بمانند تا از زوار حسين به نحو احسن پذيرايي كنند، بچه هاي خانواده تا نيمه شب ظرف می شورند و دم صبح هم كه مي خوابند اگر زائر كاري داشته باشد و صدايشان نكند ناراحت ميشوند، این آن مغناطیسی است که هیچ چیز دیگری جز حسین ندارد! مردمي كه هزار هزار بار از تمام خویش گذشته اند، تمام دارايي‌شان را با هم  شریک شدند تا بتوانند خادم محب حسين باشند و در هیئت ها و حسینیه ها و موکب ها ياد گرفته اند اول از مهمان پذيرايي كنند و حق مهمان خانم حضرت فاطمه سلام الله را تمام و كمال ادا كنند و بعد اگر چيزي ماند خودشان بنششينند و دور هم با هم بخورند، كساني كه امامشان فرموده بهترين برادر من کسی است که عیب من را به من هديه بدهد و در رودربایستی خوبي رفقایشان هم كه شده پيش خودشان تو دهني ها به شيطان داخل و خارج شان زده اند. دانش آموزان و دانشجويان و شاغلاني كه هم درس می‌خوانند تا به ميهن شان خدمت كنند و هم به وقتش جلوي دشمن سينه سپر می‌کنند و تكليف خود را خيلي خوب می‌دانند و این را از کودکی آموخته اند، از همان روز های فاطميه و محرم كه اشتياق خيلي از بچه دبستاني ها بوده و هست كه تکالیفشان را بنويسد و زودتر به خادمي هيئت محل بروند…شما بگوييد چه كسي مسئوليت پذير تر و پاي كار تر از اين مردم هست؟ خوش فكر تر از این مردمي كه پيش از ساز و دهل هاي پوچ حقوق زن قائل به حجاب بودند چون به حضور زن در اجتماع و تكليف اجتماعي و توانمندي زنان باور داشتند چه كسي که بنشیند و براي مسائل مهم یک ملت تصميم بگيرد؟!مردمي كه براي يك چاي ريختن، جارو كشيدن در هيئت، براي يك قطره اشك! هزار بار به هم التماس دعا مي‌گويند چون اميد دارند که شاید خدا بغل دستي‌شان را بيشتر از آنها دوست بدارد و هرگز خود را از دیگری بهتر نميبينند، شما بگویید چگونه از این بهتر می‌شود آدم ها را تربیت کرد طوری که این اندازه برای دیگران ارزش و احترام قائل باشند و چه كسي بيشتر از اين عابدان رب العالمین، دیگری برايش اهميت دارد و مي نشيند تا حرف ريز درشت را بشنود؟  مردمي كه در طول سال بعضی شب ها خانه هایشان را هم حسينيه مي كنند تا با جمعيتي مختصر دور هم جمع شوند و روضه حسين(ع) بخوانند، كساني كه گرماي ۳۹ درجه عراق و حمامی که سخت گیر می آید و یک جای خواب به اندازه یک آدم به پهلو خوابیده کنار دیگرانی که نمی‌شناسند را به جان خریده اند تا فقط قدم به قدم سمت نینوا رهسپار شوند، سمت حسین علیه اسلام که برایشان همه كس است، ملجا همه ی درماندگی ها و انگیزه شروع ها و ادامه دادن ها در تصمیمات زندگی‌شان.خودم بارها ديدم كه چگونه در موکب ها مي نشينند تاول هايشان را مي شمارند و به ياد كاروان و بيابان آرام اشك مي ريزند و حتي بعد ها  هم كه خوب مي شود غصه مي خورند و دلشان براي تاول يادگاري راه كرببلا تنگ مي شود؛ کجا دیده اید که نه یک نفر، جماعتی این چنین پیاله رنج را سر بکشند و برایشان آب قند باشد؟! چه کسی از اين مردم در در مسيرش استوار تر براي كار هاي سخت؟ مردمي که پای سفره اهل بیت و آیه های پروردگار این چنین تربیت شده اند و در دوران هاي دفاع مقدس ثابت كرده اند پاي اسلام كه به ميان باشد پول كه هيچ، حتي عزيزترين هایشان، خودشان و زن و بچه شان را هم براي مبارزه با هيكل درشت و پنبه ای مستكبران جهان فدا مي كنند تا اسلام باقی بماند.آنچه که ما امروز از پیاده روی اربعین می‌بینیم و می‌شنویم، با وجود همه ی بدخواهان و سنگ اندازانی که در این راه هستند یک چشمه از قدرت اراده مردم است و فقط اگر بستر براي تحقق اراده ميليوني شان فراهم شود و دولت ها این را اولویت اول خود بدانند، خواهند ديد كه مردم با فطرتی که دارند چگونه در اين مسير به خاطر تقرب به خدا از هم سبقت ميگيرند و كار را پيش مي برند.ریحانه آنالویی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Wed, 06 Sep 2023 18:45:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیأت؛ اتصال به ولایت</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D9%87%DB%8C%D8%A3%D8%AA-%D8%A7%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-tx3aujqd7x0a</link>
                <description>جمله معروفی وجود دارد که عرصه سیاست، فرهنگ، اجتماع و ... در خلاء نیست! اگر که نیک‌تر به معنی آن نگاه کنیم یعنی تحولات سیاسی و اجتماعی یا به قولی &quot;عرصه واقعیت&quot; عرصه تعارفات نیست. مثل یک مبارزه دائمی که اگر شما دست از مبارزه بکشید بازی تمام نمی‌شود؛ بلکه شمایید که ضربه خواهید خورد.اگر قیام سیدالشهدا (ع) را اوج درگیری حق و باطل بدانیم باید تقابل این دو جبهه را از آدم ابوالبشر(ع) تا مهدی موعود معتقد باشیم. بله ما در یک مبارزه دائمی بین جنودالله و جنودالشیطان هستیم. &quot;عقب‌نشینی&quot;، &quot;دامن نزدن به دوقطبی‌ها&quot;، &quot;کوتاه آمدن از موازین برای جذب&quot; و هر جمله به ظاهر زیبایی که می‌شنویم هرگز به معنا توقف و کمرنگ شدن این تقابل نیست.بعضی فکر می‌کنند اگر مؤمنین تظاهر به اعتقادات را کنار بگذارند و &quot;هر کس اعتقادش را برای خودش داشته باشد&quot; جامعه فریز خواهد ماند و انواع تفکراتی که اساسا برای ضربه به هر ارزش انسانی طراحی شده است، خود را به جامعه &quot;تحمیل&quot; نمی کند!!شاید تا چند سال پیش این تفکر منطقی به نظر می‌رسید اما اکنون که تقلای بی‌وقفه‌ی غرب برای ترویج &quot;اجباری&quot; گناه قوم لوط ( صد رحمت به آن‌ها که حداقل یک گرایش بودند نه ده‌ها و صد ها!) و آتش زدن قرآن با &quot;کمک&quot; و &quot;حمایت&quot; دستگاه‌های رژیم غاصب صهیونیستی دیده می‌شود؛ دیگر نمی‌توان رویای عیسی به دین خود و موسی به دین خود را صادقه دانست. البته که باید به آزادی عقیده احترام گذاشت اما مشکل این است که عده‌ای این رویای ناصادق را هر زمان که قرار بود جمعی از مؤمنین در جامعه &quot;کنشگری&quot; کنند، جریان اجتماعی راه بیندازند و اصلاحی در جامعه انجام دهند به سرشان می‌کوفتند.اگر &quot;عرصه واقعیت&quot; را اینگونه درک کنیم خواهیم یافت اجتماع و کنشگری مومنین نه یک ثواب و حسنه برای آخرت بلکه یک &quot;وظیفه&quot; و رسالت برای دنیاست. همین شعائر است که اسلام کنشگرِ مبارز را زنده نگه داشته است.امروز دیگر منافقان نقاب از چهره برداشته‌اند و علنا برای مردم نسخه‌ی عزاداری در خفا می‌پیچند تا عملاً مؤمن متعهد کنشگر را از &quot;عرصه واقعیت&quot; به کناری بیندازند. همان‌هایی که هر گونه احیای شعائر دینی را حکومتی می‌خوانند تا به زعم خودشان هم مناسک اجتماعی اسلام و هم حکومت را هدف قرار دهند.تقلای دشمن را که خردمندانه بنگریم و کنار جمله امام خمینی (ره) بگذاریم که فرمودند: ما یک ملتی هستیم که با همین گریه‌ها (مناسک محرم)، یک قدرت ۲۵۰۰ ساله را از بین بردیم؛ متوجه ضرورت &quot;ظهور و بروز اجتماعی&quot; اسلام خواهیم بود.اگر حکومتی مناسکی را جعل کند و برای مردم نسخه‌ی غربی بپیچد باید مناسک آن تحریم شود و قطعا آن مناسک حکومتی است. مثل اجبار رضاخان برای کشف حجاب و ممنوعیت محرم و یا تقلای رژیم پلید صهیونیستی در یکی از کشور‌های همسایه برای از بین بردن تشیع و حقنه کردن پان‌ها و ایسم‌های جعلی و ساختگی به مردم نجیب آن سامان!اما دقیقا حکومت اسلامی آن است که فرزند یتیم‌مانده اجتماع را از گزند جاهلیت مدرن مصون بدارد و در جهت احیای شعائر &quot;پشتیبان&quot; همان مردم مؤمنِ کنشگر باشد حال سوال این است که چگونه احیای امر کنیم؟ پاسخ را امام رضا (ع) به اباصلت هروی فرموده‌اند:«رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا،» فَقُلْتُ لَهُ: «فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟» قالَ: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»«خداوند، رحمت کند آن بنده‌ای را که امر ما را زنده کند!». گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: «علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردم محاسن کلام ما را می‌دانستند، از ما پیروی می‌کردند.»بنابراین؛ این مهم رقم نمی‌خورد مگر در &quot;هیأت&quot; که محل تعلیم و تربیت است و تقلیل هیأت به کمتر از این اشتباه است. هیأت - رسانه اهل بیت علیهم السلام – است. اینکه بزرگان ما گفته‌اند «مجالسنا مدارسنا» برداشتی درستی از این دست روایات است که مومنین (شیعیان) و ناس (غیرشیعه) با شرکت در این مجالس، &quot;رشد&quot; می‌کنند.این مفاهیم زیر انقلاب و حکومتی شکل گرفت که ثابت کرد می‌تواند با مردم یک جنگ همه جانبه ۸ ساله را مدیریت کند یا روستاهای قرون‌وسطایی اوایل انقلاب را با جهاد متحول سازد. این انقلاب بود که به این مردم مؤمنِ کنشگر انقلابی &quot;هویت&quot; داد و بستری آفرید تا حول مفهومی به نام &quot;ولایت&quot; در &quot;عرصه واقعیت&quot; نقش پیدا کنند.علیرضا کبیری‌فرد</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jul 2023 21:51:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آن روی عصبی ما</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%A7-nwbylojjdj4h</link>
                <description>مدتی پیش به پرسشی برخوردم که به نظرم بسیار جای تامل داشت؛ و آن اینکه چه می‌شود که ما در هیئت اگر ذره‌ای پای هم را به اشتباه لگد کنیمچندین بار عذرخواهی کرده و حلالیت می‌طلبیم و طرف مقابل نیز چندین بار با خوشرویی پاسخ می‌دهد و تعارف رد و بدل می‌کنند؛ اما همین لگد کردن پا در مترو می‌تواند چند ایستگاه دعوا و فحاشی طرفین را به همراه داشته باشد. سوال اینجا بود که آدم‌های هیئتی آرام‌تر و بهترند؟ آدم‌ها در هیئت بهترند؟ یا هیئت دل‌های را به هم نزدیک می‌کند؟ یا ائمه و اخلاق و رفتار خوبشان در هیئت‌ها مانده‌اند و در زندگی روزمره مردم آنچنان پررنگ نیستند؟حدس و گمان‌های زیادی در این باره داشتم. کلی‌تر نگاه کردم و نتیجه‌ام این شد که عصبانیتی هست که در به حرمت هیئت بیشتر وقت‌ها کنترل می‌شود. خشم نهفته‌ای وجود دارد، روان آشفته‌ای وجود دارد که آماده طغیان است و گاها از پرچم‌های عزا حیا می‌کند. باز علت این خشم را جستجو کردم. فکر کردم و فکر کردم. دیدم برخی‌هایمان زندگی‌ ناآرام و سختی داریم. حس کردم برخی‌هایمان شدیدا حس می‌کنیم مظلومیم و نتوانسته‌ایم حقمان را از زندگی بگیریم. شاید به همین دلیل وقتی موقعیت کوچکی مثل لگدشدن پا برایمان پیش می‌آید، تمام همه حقوق پایمال‌شده‌مان از جلوی چشمانمانمی‌گذرند. حس کردم جوشیدن و قل‌قل کردن قدری عادت شده. فکر کردم شاید از همان زمان که یواش‌یواش نخواستیم چه‌ها را برای بازی به کوچه و خیابان بفرستیم، اعتمادها هم کم شده. موارد زیادی از فکرم گذشت. منِ جامعه‌شناسی‌ندان در ذهن خود نشستم به تحلیل جامعه ایرانی. برهه‌های تاریخ را مرور کردم. ایام سال را از نظر گذراندم و رفتارها را در ذهن بالا پایین کردم. خاطراتی را که از زمان جنگ نقل می‌شوند به دقت گوش کردم. دیدم نه تنها در هیئت، که در هر موقعیت هیئتی دیگر، رفتار آرام‌تری نشان داده‌ایم. هر جا که برادری و اخوت و همدلی رسمش بوده، در آنجا ما غیربیمارانِ و آدم‌های عادی به همان صورت رفتار کرده‌ایم. زمان‌هایی که نام خدا بود؛ نام حسین (ع) بود و شخصی یادآوری کرد که عزیزان برای خدا کار کنید. این کاری که می‌کنی برای امام حسین (ع) می‌کنی‌ها. زمان‌هایی که باورمان شده بود انسان‌ها بر هم برتری ندارند مگر به تقوا! آن زمان‌هایی که در فلان اردوی جهادی سر شستن دستشویی از هم سبقت می‌گرفتیم. در این مواقع کوچک بودن خودمان را بیشتر باور کرده‌بودیم.و امان از زمانی که از این حالت خارج شدیم. گویا از جهانی به جهان دیگر پرت شدیم. دیگر برادری و همدلی و درک متقابل و «نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» به شوخی مانستند. اشرافی‌تر از دوک‌های اروپایی شدیم. بیش از پیش با بقیه مانند گماشته‌مان رفتار کردیم. مسابقهٔ «کی باکلاس‌تره» برگزار شد.به این حالتمان نیز خیلی فکر کردم. در نهایت این حالت را نه پاسخی به پرسشم که آغازی بر سوال و جواب‌های بیشمار دیگری یافتم؛ مسائلی درهم گره‌خورده که هرکدام از گره‌هایشان آفتی به زندگی‌مان تزریق کرده است. دیدم که گویا ما، همان مردم مرید امام کوخ‌نشینان، چندان از جلوه‌های کاخ‌نشینی متنفر نیستیم. درست است اگر گفته شود «پسر فلان مسئول»، «دختر فلان وزیر» زندگی اشرافی دارند، برخی یقه می‌درند و دم از همدلی با درد مردم و عدل علی و بیت‌المال و... می‌زنند و ناآرام‌تر و عصبانی‌تر از قبل می‌شوند؛ ولی همانان در مواجهه با کلاس و تجمل و لوسترهای طلا و کاخ‌های آنچنانی و قبوض چند میلیونی، معمولا می‌گویند دزدی که نکرده است نوش جانش! گذشته از مساله دزدی و بیت‌المال به نظرم نکته‌ٔ دیگری نیست که خشم برخی را برانگیزد. دیگر اختلاف طبقاتی موجود نیز اذیتمان نمی‌کند. انگار چندان از تجمل و پزدادن بدمان نمی‌آید؛ فقط حسرتِنداشتنمان را شاید بخوریم. زمان‌هایی که اصل، صفا و صمیمت و لذت‌بردن از همنشینی یکدیگر است، در مواقع خاصی اتفاق می‌افتند و به طور معمول، اصل بر همان تجمل است. به قدری که گاهی خجالت می‌کشیم مهمان به خانه بیاید چراکه فلان‌جای دیوار ترک دارد. مبل در خانه نیست و... . همین تغییر ذائقه‌مان و علاقه‌مندی به تجمل و فاصله‌گرفتن از مرام کوخ‌نشینی به همراه یک جهان تهاجم فرهنگی و اباطیل درباره بد و سخت بودن ارتباط با آشنایان، تا توانسته صله‌رحم را کم کرده؛ برکت و رحمت مهمان را از خانه‌ها محروم نموده و ما را با هم غریبه کرده است. ارتباط‌های رودررو با مردم و تعارف‌هایمان فراموشمان شده و طبعا تاب‌آوری‌مان نسبت به رفتارهای هم کمتر شده است.نمی‌دانم! جامعه‌شناس می‌خواهد و منصف و آمار دقیق. من هرجا از آدم‌ها «أَبی و عَصی و طَغی» دیدم، دیگر بقیه زندگی خشم بود و تکبر و عصبانیت و تجمل؛ اثری هم از اخوت و مروت یافت نشد.زهرا علمی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jul 2023 21:39:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر كسي در شهادت عمار مصیبت زده و داغدار نباشد، هيچ سهمي ازاسلام ندارد…! »</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%83%D8%B3%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B5%DB%8C%D8%A8%D8%AA-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-%D9%87%D9%8A%DA%86-%D8%B3%D9%87%D9%85%D9%8A-%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-zdfu2hewjyio</link>
                <description>در دوران پیامبر اسلام فتنه گراني بودند كه گاه آشوب هايي شبيه دوران حضرت امير برپا مي كردند اما هيچ گاه اين آشوب ها به يك مشكل گسترده و ريشه دار اجتماعي تبديل  نميشد و مثل اتفاقي كه در حكومت حضرت امير افتاد، دستاويزي براي فروپاشي نظام اسلامي قرار نميگرفت. خب طبيعي است كه اگر براي شما هم سوال شود چه چيزي باعث اين تفاوت شده؛ مگر امام علي عليه السلام امام معصوم نبودند پس ايراد كار كجا است؟بی تردید نقص از امام نبوده است؛ چرا که حضرت رهبری معصوم از گناه و اشتباه بودند. به نظر ميرسد كه لازم است علت فتنه‌خیز شدن جامعه علوی که بروز و گسترش شک و شبهه و انحراف، دستمایه آن بوده را در«درون جامعه» آن زمان جستجو کرد. در اينجا خالي از لطف نيست اگریادی کنیم از رستم پسر زال که برای نجات کیکاووس، از هفت خان عبورکرد؛ چرا که برای نجات جان خویش با یار علی بودن منطقی است اگر چنین هفت خانی باشد و مقصود ما جايي در ميان این نبرد ها نهان باشد.يقينا هيچكس راحت به آنجا نمی رسد كه وقتي چشم از جهان مي بندد علي عليه السلام، سرش را روي پا بنهد و همان طور كه اشك ميريزد رايش شعر بسرايد كه «اي مرگ، چه قدر تحمل جدايي و دوري دوستان؟ تو كه براي دوستان، دوستي باقي نگذاشتي...»! اين پايان مسيري استكه با سبقت در اسلام آغاز شد و در كشاكش راه از پيچ و خم هجرت؛ شكنجه و زندان سال هاي اول بعثت و جنگ هاي نخست صدر اسلام عبوركرد اما اين همه ي راه نيست؛ هنوز هم مي شود از اين عزيز تر شد...!عضويت در انصار؛ برخورداري از فضايل علمي و عملي؛ نزديكي و ارتباطبا پيامبر و عضويت در ميان كارگزاران رسول خدا از آن هفت خان باقيمانده است اما همه ي اين حرف ها براي وقتي اعتبار دارد كه قلم تلختاريخ زبان به كيستي قاتل علي عليه السلام نگشوده بود. وقتي كه چنيناتفاقي افتاده يعني يك جاي كار ميلنگد؛ شايد همه ي اين حرف ها لازمباشند ولي كافي نيستند. دنيايي كه علي عليه السلام در وصفش مي گويددارعملي كه هيچكس از آن به سلامت نمی ‏ماند مگر متقيان و پرهيزكاران؛ براي اينكه به عاقبت بخيري ختم شود و دم آخر شهادتين از يادمان نرود تاخود آن دم دو دیده تيزبين مي طلبد كه حق را روي هوا بزنند و ادمي كه دردست به كار شدن براي دنبال كردن آن معطل نكند.آدمي مثل يك نفر كه  پدر و مادرش از جمله اولین مسلمانان بودند. كسيكه برادرش عبدالله، پدرش یاسر و مادرش سمیه به دست قریش به شدیدترین وجه شکنجه شدند تا از اسلام روگردان شوند و دست آخر همشدند نخستين شهداي اسلام و در اثر این شکنجه‌ها جان دادند.كسي كه مشرکان، آن را نیز وادار به ناسزاگویی به پیامبر صل الله عليه کردند، اما پیامبر صل الله عليه عذر او را پذیرفت و به او فرمود اگر دیگربارنیز مجبورش کردند، به وجود مبارکشان ناسزا بگويد. در پی همین ماجراهم بود که این آیه نازل شد: «هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفرورزد [عذابى سخت خواهد داشت‏] مگر آن‌کس که مجبور شده ولی‏ قلبش بهایمان اطمینان دارد. لیکن هر که سینه‌اش به کفر گشاده گردد خشم خدا برآنان است و برایشان عذابى بزرگ خواهد بود»؛ كسي كه حتم دارم تا به اينجا او را شناخته باشيد آن قدر كه نامش بر سر زبان ها است و همه آرزویشان است براي امام زمانشان چون «عمار» باشند...حالا نوبت سخني رسيده است كه به گمانم غافلگيرتان كند، صحبت ازجوان بيست و يك ساله اي كه آسيب پا و كشكك زانوي عمل كرده اشيادگار روز هاي كشتي گرفتنش بود و براي همين نمي توانست خيلي خوب بدود؛ جواني كه يك كوله از كتاب و درس و لوازم محل تحصیلش، يكانگشتر با عبارت حك شده رفع الله رایت العباس و يك دست لباس معمولي وگرم كن بر تن، تنها داشته هايش در يك بعد از ظهر بود؛ جواني متولد همينروز هاي گرم اول تير سال هزار و سيصد و هشتاد كه به نقل از يك استادعزيز از عمار براي امام زمانش عزيزتر شد؛ چه امامي؟ امامي غايب!  مگرممكن است؟!پيشتر از آيه گفتم و اجبار به ناسزا به پيامبر، حال ميخواهم از دست نامردو كف خيابان و چاقو بگويم، از جسم نيم جاني كه از شدت خرد شدن انگشت هايي كه حائل سر شدند نشد انگشتر را در بيمارستان از دستدر بیاورند و انگشت را برش دادند، از«آرمان عزيز» كه محبوبش امان نامهقبول نكرد و مردانه دست و چشم و مشك و سر داد و او هم به  همان طريقبود و به دهانش اجازه نداد يك كلام از «خامنه اي عزيز» كوتاه بيايد؛ خامنه ي عزيزي كه نه پيغمبر بلكه نائب برحق امام زمانش است و دستآخر پزشك قانوني علت مرگش را نوشت چيزي كه وجه شبه با محبوبششد؛ ضربه به سر براي كسي كه همه رفقايش مي دانستند عاشق حضرت ابوالفضل بود…ریحانه آنالویی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jul 2023 21:55:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ولایت فقیه، تنها بستر تحقق آزادی واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanEslami_AUT/%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-wamejviwv2vi</link>
                <description>غدیر اولین صحنه‌ی تجلی عمومی اهمیت و اعتبار رأی و نظر مردم در استقرار حکومت اسلامی است. جایی که تمام ارزش های غیر الهی تاثیر خود را در تعیین سرنوشت حکومت اسلام از دست می‌دهد و تنها اراده الهی است که این مهم را محقق می‌کند. اراده‌ای که نه تنها به مردم آزادی اثر گذاری در سرنوشت سیاسی خود را داده است بلکه انتخاب راه و مسیر درست که همان مسیر ولایت الهی است را تکلیف و وظیفه آنها قرار داده است.غدیر آنجایی است که رسول خدا(ص) در طول اراده الهی امیرالمؤنین را به عنوان ولی منصوب خدا به مردم معرفی و مؤمنین را به تکلیفشان که بیعت با ولی خداوند برای زمامداری امورشان است دعوت می‌کند. بیعتی که انتخابات است، و &quot;در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامدارىِ زمامدار است&quot;.حادثه غدیر به عنوان بزرگترین و جامع ترین انتخابات صدر اسلام لزوم رأی و نظر مردم در استقرار  حکومت اسلامی را به تصویر می‌کشد. جایی که از جانب خداوند حق ولایت و سرپرستی مؤمنین به حضرت علی(ع) واگذار شد، و بیعت مردم به عنوان ضمانت احقاق حق آن حضرت توسط رسول خدا از مردم گرفته شد.اما بیعتی که قرار بود مردم را به اوج معارف اسلامی برساند یا به بیان ملموس تر انتخاباتی که میر‌فت جامعه اسلامی را در مسیر سعادت به سمت نهایت آن به پیش برد، بعد از چند ماه به حاشیه رفت و دوباره بر اساس همان رسوم جاهلی که رسول خدا(ص) در حج آخر تمامی آنها را زیر پای خود قرار داده بودند، سرنوشت میراث پیامبر تغییر کرد. تغییری که تنها علت قطعی آن دست کشیدن مردم از انتخاب خود و عمل نکردن آنها به تکلیفشان بود. تکلیف حضور و انتخاب ولی خدا برای جایگاه رهبری حامعه.بی توجهی به تکلیفی که جامعه اسلامی را از مسیر سعادت منحرف کرد و حجت های خداوند را از حق مسلم و قطعی زمامداری که خدا برایشان قرار داده بود محروم ساخت و نعمت بودن تحت حکومت الهی را از مسلمین گرفت. نعمتی که امروز با عمل کردن مردم به تکلیف خود دوباره نصیب جامعه اسلامی شده است، اینبار در کالبد ولی فقیه.همانگونه که در غدیر و در رسیدن امیرالمونین به خلافت بعد از سپرده شدن حق زمامداری مؤمنین از جانب خداوند به ایشان انتخاب مردم سرنوشت ساز بود، درجمهوری اسلامی هم این انتخاب مردم است که بستر تعیّن اراده الهی مبنی بر استقرار رهبری ولی فقیه در حکومت می‌باشد.ولایت فقیه که در طول ولایت ائمه و ولایت الهی است، ادامه همان اراده‌ای است که برای مردم حق آزادی سیاسی را معتبر می‌داند. و&quot;آزادی سیاسی به طور خلاصه یعنی اینکه افراد جامعه‌ی اسلامی در تکوین و همچنین در هدایت نظام سیاسی جامعه دارای نقش و اثر باشند&quot;. حکومت ولی فقیه منصوب شارع مقدس است و &quot;شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول خدا است&quot; در زمان غیبت تنها بستر تحقق حداکثری این آزادی سیاسی است که نظر مردم را مستقیما در امور کلان و به طور غیرمستقیم در تمام امور حاکمیت دخیل می‌کند.بدیهی است مادامی که حضور مردم در ادای وظیفه شرعی‌شان که در جهت استقرار و استمرار حکومت اسلامی تحت جریان ولایت فقیه است ادامه پیدا کند، مسیر رسیدن به آزادی سیاسی برای مردم باز می‌ماند. مسیری که تضمین کننده تعیّن تمامی حقوق مردم در نسبت با حکومت است.امیرحسین کمانکش</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jul 2023 21:54:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>