<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@AnjomanSUT</link>
        <description>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف https://t.me/anjomanSUT</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:17:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/145637/avatar/EHqatI.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</title>
            <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان شریف در روز دانشجو در مقابل وزیر علوم</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-ffsz9fhkex6f</link>
                <description>جناب آقای دکتر زلفی‌گل سلام علیکمامروز در شرایطی با شما صحبت می‌کنیم که کشور درگیر ابربحران‌های اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی و فرهنگی‌ بسیاری‌ست، و مرجعیت دانشگاه به عنوان یک نهاد علمی برای حل این مشکلات، به دلیل عملکرد دستوری و امنیتی اجرا شده توسط وزارت متبوع جنابعالی به قهقرا رفته است.با آنچه در یک سال گذشته بر دانشجویان و اساتید آزاده روا داشتید باری دیگر ثابت کردید که برای اجرای تفکرات تاریخ مصرف گذشته خود از هیچ ظلمی فروگذار نخواهید کرد و به گمانتان شیوه‌نامه جدید انضباطی که توسط دولت فعلی و با مشورت دستگاه‌های امنیتی نوشته شده است، می‌تواند صدای آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی را از دانشگاه و جامعه حذف کند. این اولین حضور شما در اینجا نیست و اثرات هر رفت و آمد شما، متاسفانه در این دو سال، بلایی بر سر شریف آورده است که اسلاف شما، روسپیدند. دو سال پیش، خطاب به رییس‌تان گفتیم که باید رفتاری عقلانی داشت وگرنه خشم‌های فروخفته مردم جان‌به‌لب رسیده، روزی به شکل پاسخی قاطع بر صورت‌تان فرود خواهد آمد و این پیش‌بینی که نه از رمل و اسطرلاب که از تحلیل و بررسی وقایع برمی‌آمد، به وقوع پیوست. ابربحران‌های کشور، همچنان باقی است و تفکر شما و همفکرانتان، ناتوان از حل مسائل کشور است. تَشَبُّث به خرافه‌پرستی و علم بومی و طب سنتی جای پرداختن به مسائل واقعی کشور به شیوه‌ای علمی را گرفته است و امروز، دانشگاه با نگاه بدبینانه‌ای که بدان دارید و بر آن زخم می‌زنید، در احتضار است. علم را در نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی ذبح کردید و در وزارتتان دانشگاهی را.جناب وزیر،امروز در دانشگاهی قدم گذاشته‌اید که پائیز گذشته تا مرز تعطیلی هدایتش کردید. در تلخ‌ترین روز تاریخ شریف در آن حاضر شدید و به جای حمایت از دانشجویان و اساتید صدمه دیده به آن‌ها توهین کردید. زمانی که نیروهای حراست در دانشگاه جولان می‌دادند و حتی رییس و هیئت رییسه دانشگاه که از قضا امین نظام و از حلقه مقربان حاکم بودند نیز توان اعمال اراده خود را در مقابل این نیروها از دست داده بودند، به آنها می‌گفتید که شدت عمل ندارند و باید قاطع‌تر برخورد کرد. وای، وای بر روزگاری که شما را در گردش ایام در این جایگاه قرار داده است. حرمت دانشگاه شکسته شد، نیروهای جدید حراست در دانشگاه رژه می‌رفتند، جای گلوله‌های  پینت‌بال بر تن دانشجویان ماند و شما از لزوم قاطع بودن می‌گفتید. دانشجویان را اخراج و تبعید و از حقوقی مثل خوابگاه محروم می‌کنید. آنقدر اداره امور در دستان نهادی امنیتی است که برای ورود ۱۵ هزار استاد همسو فردی دیگر دستور می‌دهد و شما اجرا می‌کنید. ما از این امر تعجب نمی‌کنیم، زیرا قبل‌تر دیدیم که بر اساس دستور امنیتی‌ها شیوه‌نامه‌ای انضباطی را امضا کردید که ناقض حقوق اساسی و شهروندی ما بود، اصل برائت و حق داشتن وکیل و دادرسی عادلانه را نقض می‌کرد و اجازه می‌داد که در حریم خصوصی افراد تجسس شود. نهایتا هم که همراه با روسای منصوبتان بود که دانشجویان معترض را به زندان و پاسگاه فرستادید. همین شیوه‌نامه‌تان هم ممنوع‌الورودی را محدود کرده بود اما حراست‌ها را مبسوط‌الید کردید و هر کس را می‌خواستند ممنوع‌الورود می‌کردند..ما هنوز یادمان نرفته است که ۱۰ مهر با استاد شریف ما چگونه صحبت کردید و چگونه با پرونده‌سازی و بهانه‌تراشی سعی در اخراجش داشتید. آن شب به دانشجویان متحصن در دانشگاه بی‌احترامی کردید و به آنها گفتید که بابت هدر دادن بیت‌المال باید پاسخگو باشند. خوشحال باشید. بسیاری از این دانشجویان دیگر مزاحم نمی‌شوند و برای ادامه تحصیل مهاجرت خواهند کرد. می‌روند تا ذره‌ای احترام دریافت کنند نه آنکه بابت پوشش از جلوی در دانشگاه به خانه بازگردانده شوند. آنها از دست رفتار و افکار پوسیده‌تان فرار می‌کنند در حالی که دل در گروی ایران عزیز دارند.حالا دیگر می‌توانید پول بیشتری برای دوربین و گیت و مأمور چک کردن دانشجویان در مجازی هزینه کنید. می‌توانید دانشگاه‌ها را پولی‌تر کنید و به جای اختصاص بودجه برای آموزش و پژوهش و خوابگاه دانشجو، آن را صرف طرح‌های آقازاده‌ها و دیگر نورچشمی‌ها کنید.در دانشگاه، با دانشجویان می‌جنگید و می‌خواهید آنها را از خانه‌شان بیرون کنید و احتمالا با بازگرداندن بورسیه‌ای‌های دولت احمدی‌نژاد و نورچشمی‌ها و آقازاده‌هایتان آن را اشغال کنید، تا مبادا این سنگر آزادی‌خواهی و عدالت طلبی همچنان ایستاده باقی بماند. اما سخت در اشتباهید و بدانید که روز مظلوم سخت‌تر است از زور ظالم.مطیع بودن مطلق وزارت متبوع شما در مقابل اراده امنیتی حاکم بر کشور در وقایع سال گذشته، به نهادینه شدن روندهای غیرقانونی در دانشگاه ها منجر شده است. روندهایی از جمله ممنوع الورودی بدون برگزاری کمیته انضباطی و صدور حکم و با اراده مستقیم حراست، احضارهای پیاپی به حراست و بازجویی و اخذ تعهد از دانشجو بر سر فعالیت مجازی و حجاب و پرونده سازی برای دانشجویان معترض و صدور احکام سنگین انضباطی و قضایی، که شما در مقابل همه آنها سکوت کردید. هیچگاه فراموش نخواهیم کرد که دوره مسئولیت شما بر وزارت علوم به قدری سیاه بود که در آن استاد از دانشگاه کنار گذاشته شد، دانشجو از حضور در دانشگاه محروم شد، از خوابگاه اخراج شد و از شهر محل تحصیل خود تبعید شد. بدانید که دوره وزارت شما یکی از تاریک‌ترین دوره‌ها برای فعالیت دانشجویی و حیات تشکل‌ها بوده است. امروز در شرایطی در مقابل شما صحبت می کنیم که انجمن شریف مانند اکثر تشکل‌های غیرهمسو در دانشگاه‌های تهران حکم تعلیق مشروط دریافت کرده و عمده فعالیت‌های آن با محدودیت و دخالت‌های داخلی و خارجی مواجه شده است. اما آیا از کیفیت خوابگاه‌ها خبر دارید؟ آیا از وضعیت رفاهی دانشگاه‌های کشور باخبرید؟ از فشارهای روانی وارد شده بر دانشجویان و خودکشی‌های آنان چطور؟ اگر احضار و پرونده‌سازی برای دانشجویان بر سر حجاب و صدور حکم تعلیق برای تشکل‌ها تمام شد، سری به بدنه دانشگاه هم بزنید و این موارد را هم ببینید. امروز دیگر نه فقط احضار به حراست و کمیته انضباطی، امری عادی شده است که احضار به نهادهای امنیتی خارج دانشگاه هم غیر معمول نیست.و اما کلام آخردر دو سالی که از وزارت‌تان می گذرد، شما و همفکرانتان از هیچ اقدامی برای از بین بردن استقلال و اثرگذاری دانشگاه فروگذار نکردید، اما بدانید هیچ دولت و حکومتی در تاریخ معاصر ایران نتوانسته جنبش دانشجویی را از همراهی با اراده ملت بازدارد. تاریخ گواهی رفتار قهری با افرادیست که در برابر اراده همگانی برای آزادی، مقابله کردند و از دانشگاه هیچگاه ندایی جز صدای آزادی‌خواهی ملت بلند نخواهد شد. بدانید پشت کردن به اراده صاحبان اصلی دانشگاه و اجرای اوامر صاحبان قدرت ضامن بقای شما نخواهد بود و همان‌طور که چند روز پس از انتشار یک عکس، رئیس دانشگاه منصوب خودتان که زمانی در دایره مقربان بود را برکنار کردید، روزی شما هم از این دایره بیرون خواهید افتاد و کسی هم حکم برکناری شما را امضا خواهد کرد تا دریابید خودکامه در ازای طعمه‌ای که پیش پایتان می‌اندازد همه چیزتان را مطالبه می‌کند.سخن کوتاه کنیم. تا زمانی هست علاج مشکلات نمایید و در نظر خود یا مشاورانتان تجدید نظر کنید. حرف دلسوزان این مرز و بوم را بپذیرید و بدانید جامعه دانشگاهی یقین دارد حل مسائل کشور، از مسیر فکر و برگزیدن نظرات نخبگانی عبور خواهد کرد.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 09 Dec 2023 15:57:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انجمن اسلامی شریف</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-gvtjkiox6qdh</link>
                <description>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بزرگترین تشکل دانشجویی دانشگاه است که تلاش می‌کند به طور مستقل به فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و صنفی ‌بپردازد. انجمن اسلامی فضایی تکثرگرا دارد و تلاش می‌کند تا صدای دانشجویان در شورای فرهنگی دانشگاه باشد. واحد تشکیلات و روابط عمومیواحد تشکیلات و روابط عمومی انجمن اسلامی واحدی است که به مسائل داخلی انجمن می‌پردازد و فعالیت‌های این واحد بیشتر نمود داخلی دارد.واحد تشکیلات وظیفه دارد دانشجویان علاقه-‌مند به فعالیت را به انجمن جذب کند، نیروی انسانی موجود در انجمن را بر حسب توانایی‌ها و علاقه‌مندی‌ها بین واحدهای مختلف تقسیم کند و پیرامون تطابق عملکرد واحدها با مصوبات و اساسنامه انجمن اعمال نظر کند. همچنین مدیریت دفتر و اموال غیرنقدی انجمن از وظایف واحد تشکیلات می‌باشد.همین‌طور تهیه پیش‌نویس آیین‌نامه‌ها و مرجعیت تفسیر اساسنامه و آیین‌نامه‌های داخلی انجمن بر عهده واحد تشکیلات است.در نهایت صفحات مجازی انجمن اسلامی توسط واحد تشکیلات و روابط عمومی اداره می-‌شود.واحد سیاسی-اجتماعیواحد سیاسی-اجتماعی انجمن مسئولیت برنامه‌های مرتبط با این دو موضوع را در انجمن بر عهده دارد‌. از آن‌جایی که انجمن اسلامی یک تشکل سیاسی است، برنامه‌های واحد سیاسی در این مجموعه از اهمیت بالایی برخوردار است. برگزاری برنامه‌های مرتبط با مسائل و تحولات روز، برنامه‌های تحلیلی و میزگرد حول مسائل سیاسی و اجتماعی و برگزاری حلقه‌های مطالعاتی و جلسات گفتگومحور حول کتاب‌ها، مقالات و مسائل تئوری(تاریخ، اجتماع، فلسفه، سیاست) از دیگر برنامه‌های معمول این واحد است. علاوه بر برنامه‌های روتین، برگزاری برنامه روز دانشجو(16 آذر) که مهم‌ترین برنامه دانشجویی در طول سال محسوب می‌شود هم بر عهده واحد سیاسی است.نشریه این واحد خبرنامه است که تا کنون 201 شماره از آن منتشر شده است و ارگان رسمی و درگاه اعلام مواضع سیاسی انجمن به شمار می‌رود. این نشریه در چند شماره‌‌ی پیشین خود به اعتراضات 1401، عبور از اصلاحات، وقایع 10 مهر دانشگاه و جنگ فلسطین پرداخته است.واحد مطالعاتواحد مطالعات انجمن اسلامی تلاش می-‌کند تا با برگزاری برنامه های مربوطه، در ارتقا مطالعات دانشجویان سهم بزرگی ایجاد کند. در این واحد دانشجویان علاقه‌مند به حوزه-‌های مختلف مطالعاتی دور هم جمع می‌شوند و با تحلیل مسائل  و تبادل اطلاعات به افزایش آگاهی و شنیدن مسائل از دیدگاه متفاوت کمک می‌کنند. یکی از مهم‌ترین مزیت‌های شرکت در حلقه‌های مطالعاتی واحد، علاوه بر کسب دانش، ایجاد دایره‌های دوستی با افرادی است که به حوزه‌های فکری مشابه شما نزدیک می باشد.از مهم‌ترین برنامه‌های این واحد، می‌توان به برگزاری حلقه‌های مطالعاتی کتاب، مقالات و سلسله جلسات حوزه محور در خصوص اقتصاد، حاکمیت، سیاست، فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی و ... اشاره کرد.واحد فرهنگ و هنرشاید توضیح یک سری مسائل برای نوورودان به دانشگاه ساده نباشد، اما بهتر است با پاسخ به این سوالْ خود را معرفی کنیم: ما در واحد فرهنگ و هنر چه می‌کنیم؟واحد فرهنگ و هنر همان بخش از تشکل سیاسی انجمن است که دغدغه‌های خارج از این فضا را دنبال می‌کند. ما در این واحد بنا را بر تحقق خواسته‌های غیرسیاسی دانشجویان نهاده‌ایم و سعی می‌کنیم تا از دریچه‌ی دیگری به وقایع تاریخی و روز جامعه بپردازیم. این بخش از انجمن در سال‌های اخیر سبقه برگزاری برنامه‌هایی در زمینه‌های تاریخی، فرهنگی، ادبی و هنری را داشته است. نشریه‌ی ترنج -که بیست و دو شماره‌ی آن پس از تأسیس به مرحله‌ی انتشار رسیده است- یکی از تجلی‌گاه‌های واحد فرهنگ و هنر است.ما در این واحد سعی می‌کنیم با برگزاری یادبودها، جلسات نقد و بررسی آثار ادبی و غیرادبی با حضور کارشناسان و پژوهشگران، اکران و نقد فیلم‌ها و انتشار نشریه سهم خود را در راستای هم‌افزایی ادا کنیم. این واحد بستری‌ست برای گردهمایی فعالان و علاقه‌مندان به عرصه‌ی فرهنگ و هنر، که می‌خواهند به ارتقای خود و دیگران کمک کنند.واحد حقوق و مطالعات زنانبه جرئت می‌توان گفت انجمن اسلامی تنها تشکل دانشجویی ست که با اختصاص دادن واحدی به نام حقوق و مطالعات زنان به طور تخصصی به کنشگری درمورد احقاق حقوق نادیده گرفته شده‌ی زنان و مبارزه با تبعیض‌های نظام‌مند یا فرهنگی موجود در جامعه می‌پردازد. این واحد همچنین با هدف آگاهی نادیده گرفته شده‌ی زنان و مبارزه با تبعیض‌های نظام‌مند یا فرهنگی موجود در جامعه می‌پردازد. این واحد همچنین با هدف آگاهی رسانی درمورد مسائل نظری مانند فمینیسم برنامه‌هایی از جمله جلسات گفت‌وگو با فعالان این حوزه، حلقه‌های کتابخوانی برگزار می‌کند. پیگیری و مشاوره مسائل زنان در سطح دانشگاه مانند آزارهای جنسی نیز از دیگر فعالیت‌های این واحد می‌باشد. همچنین واحد زنان صاحب امتیاز نشریه فروغ که اخیرا تعلیق شده است، بود. این نشریه در چند شماره اخیر به موضوعاتی مانند بهداشت جنسی زنان، زنان وسرکوب، زنان در سیاست، زن زندگی آزادی و زنان و نافرمانی مدنی پرداخت.واحد دانشگاهاین واحد انجمن که قبلا با اسم واحد صنفی شناخته می‌شد همان واحدی در انجمن است که بیشتر از بقیه‌ی واحدها فضای دانشگاه برایش اهمیت دارد.در روزهای بعد از تغییر شیوه‌نامه اجرایی آیین‌نامه انضباطی که دست حراست و کمیته انضباطی دانشگاه برای بررسی خیلی از مسائل شخصی و سیاسی دانشجویان از قبل بازتر شده، ما تلاش می‌کنیم که کمترین آسیب به زیست دانشجویی دانشجوها وارد شود! علاوه بر این ما سعی می‌کنیم توی امور صنفی‌سیاسی مثل قطع همکاری دانشگاه با بعضی اساتید و... هم فعال باشیم.واحد دانشگاه انجمن با نشریه دانشجو هم  در مورد مسائل دانشگاه نظرات خودش را بیان می‌کند.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sun, 05 Nov 2023 21:47:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخ تکراری</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-yqz9xxhahvuh</link>
                <description>غم و قطره‌های اشک دوگانه‌ی غالب بر حواس عزادار هستند. وقتی کشتی عشق و ایمان به گل می‌نشیند، ابتدایی‌ترین واکنش این‌ها هستند. فرد عزادار حسرت می‌خورد و احساسات تلنبارشده‌اش را در غالب آب شور از چشمانش تخلیه می‌کند؛ شاید روضه‌هایی هم از فرط سوزش مرکز احساسی مغزش برای از دنیا رفته‌اش نیز بسراید.اما فقط غم تا به کی؟ باید درس گرفت. نباید حسرت‌ها را به خاک‌سپاری بعدی منتقل کرد. این اصل را باید بالاخره در یک جا برچید. فرقی نمی‌کند؛ می‌تواند سالگرد فاجعه‌ی قبلی باشد، یا عزیز ازدست‌رفته‌ی بعدی. عبرت‌ها اینجا دست‌به‌کار شده، حسرت‌های بعدی را می‌کاهند. گاهی اهمیت‌دادن می‌آموزیم، گاهی عشق‌ورزیدن.با تقریب نزدیکی، ۱۳۹۰ سال پیش، در واقعه‌ای نابرابرْ سیدالشهدا حسین علیه‌السلام به همراه یارانش در دشت کربلا به شهادت رسیدند. رویدادی که سالانه رخت عزا را بر تن شهرهای شیعی جهان می‌اندازد و حال و هوای معنوی عجیبی در محله‌ها و کوی‌های این مناطق برپامی‌دارد. این فاجعه‌ی بزرگ، به‌گونه‌ای آینده‌ی تاریخ شیعه و خاورمیانه را دچار درس و ماتم کرد که تا آخرین روزی که شیعیان در جهان حضور داشته باشند همواره در ذهن آنان حضور پررنگی خواهد داشت و نام حسین علیه‌السلام از زبان‌شان نخواهد افتاد.کربلا غبار غمی‌ست که به هیچ طریقی از روی صفحات تشیع پاک نخواهد شد. عزادار حسین علیه‌السلام بودن افتخاری‌ست که لیاقت برنمی‌شمارد. سیاه‌پوش‌ها بخشش را خوب یاد گرفته‌اند. مضاف بر این، سیاه‌پوش‌ها با نیت‌های مختلف گشاده‌دستی می‌کنند. نذر و خیرات و کمک به مستمندان فرقی نمی‌کند؛ سیاه‌پوش‌ها معتقند همه مهمان حسین علیه‌السلامند. سیاه‌پوش‌ها مفاهیم خوبی از کربلا یاد گرفته‌اند؛ اما این درس‌ها -با وجود اهمیت بسیار- در مقابل مفهوم اصلی از فرعیاتند.حسین علیه‌السلام آزادگی را کمتر از دین‌داری نمی‌پنداشت. حتی دین‌داری را هم اجبار برنمی‌شمرد. اصولی بر پایه‌ی مقاومت و ظلم‌ستیزی داشت. تا پایان زندگی خود نیز از اصول خود کوتاه نیامد. جبر چیزی‌ست که انسان را خوار و ذلیل می‌سازد. ایستادگی در برابر این امر، بن مفهوم آزادگی‌ست. دسته‌ای از سیاه‌پوش‌ها از این مورد چشم‌پوشی کرده‌اند. ظلم را نمی‌بینند. جبر را محترم می‌شمارند. الزام قیام در برابر جبارین هم بالکل منکر می‌شوند. درس‌ها را انتخابی دریافته‌اند و حد اعلای آن‌ها را پشت گوش انداخته‌اند.کربلا فرصتی‌ست که هرساله تکرار می‌شود؛ پنجاه روز اتمسفر عاشورایی بر فضای فرهنگی و اجتماعی ایران غالب است. حداقل یک بار مهلت می‌شود تا انسان در اوج بلوغ عقلی و فکری خود کربلا را درک کند. این انتخاب در اختیار انسان‌هاست، «اما شاکرا و اما کفورا». حسین علیه‌السلام فقط مختص دین‌داران نیست. ذات کربلا برداشت در عین آزادگی‌ست. حسین علیه‌السلام مدرس آزادگی‌ست. کربلا واقعه‌ای‌ست که تکرار می‌شود؛ در جاهای مختلف دنیا همواره جبر و ایستادگی در تقابل با یک‌دیگر به سر می‌برند. اگر حق در معنای واقعی خود موجود باشد، انسان با عقل خود آن را می‌پذیرد. اگر حق تحمیل شود، در حقانیت آن باید تردید داشت. حق را باید تبلیغ کرد. نه آن که به جبر در اذهان فرونشیند و محبوبیتی نداشته باشد. در آن صورت هم باید بر حقانیت آن شک وارد کرد. مسئله تقابل خیر و شر یا حق و باطل نیست؛ جبر ایستادگی می‌طلبد. بدین شکل کربلا همواره تکرار می‌شود.کربلا فراتر از تدین است؛ مقاومتی که در آن است، تکثیر می‌شود. پیش‌نیاز درک مفهوم آن، اندکی آزادگی‌ست. ما دین‌داران و آزادگان آموخته‌ایم در برابر جبر سر تعظیم فرود نیاوریم. شاید نتوانیم یا نخواهیم بر علیه آن قیام کنیم؛ اما برای آن خوش‌رقصی نمی‌کنیم. اینجاست که حساب نوکران جبر از بقیه جدا می‌شود.چه می‌شود که جبر به آزادگانی که توان مقابله ندارند، آزار می‌رساند؟ شاید به رخ کشیدن قدرت جبار است. مگر نه که مهسا امینی پایش را حتی از خط زرد مترو هم رد نکرده بود. کربلا جبرگریز نیست، جبرستیز است؛ داغ یک دختر که حتی مرگش هم مصداق جبر بود، آزادگی را زنده کرد. و کربلایی که همواره تکرار می‌شود...زینب سلام‌الله‌علیها در قامت زنی که بر پیکر بی‌جان فرزندش مویه می‌کند تکرار می‌شود. با آه و سوزی که زمین و زمان را به هم می‌دوزد، روضه می‌خواند و می‌گوید: زینب دوران منم. این مادر تا جان دارد بالای منبر جبرستیزی می‌نشیند و نمی‌گذارد یاد فرزندش مانند شمع وجودش خاموش شود. کم نیستند مادران و خواهرانی که عزیزان‌شان اسیر تیغ جبر شده‌اند. همه‌ی این‌ها چراغی‌اند که تا زمان مرگشان نه اجبار می‌پذیرند و نه خاموش می‌شوند. این است کربلای معاصری که با زینب‌های دورانش در کربلا نمی‌مانَد. این اشک‌ها و داغ‌ها بر ذهن‌ها می‌ماند، همانند فیلم‌های مداحی حمیدرضا روحی در دسته‌های عزاداری سیدالشهدا. پسری که اصل کربلا را درک کرده بود. مرگ بر او هم تحمیل شد.زین‌پس محرم هر سال چند بار تکرار می‌شود؛ پس از هر باران که می‌بارد، محرم در یادها زنده می‌شود، در شمایل کیان پیرفلکی که سوار بر قایق چوبی و تن پوشیده از یخَش در آسمان می‌چرخد، درست در میان همان ابرهایی که خدای رنگین‌کمانش آن‌ها را خلق کرده است. هر بار صدای بوق ماشین‌هایی که عروس و داماد را در راه منزل خود همراهی می‌کنند به گوش می‌رسد، محرم در قالب چهره‌ی حنانه کیا ظاهر می‌شود. کسی که به جرم وجودْ اسیر چنگال جبر شد. ما هر بار که از ایستادگی اظهار پشیمانی نکنیم، محرم را در ردای چشمان یلدا آقافضلی می‌بینیم که می‌خندد و اظهار پشیمانی نمی‌کند. کربلا و شهدایش هر روز در شهرهای ما تداعی می‌شوند؛ تا زمانی که انسان آزاده‌ای زیر یوغ بازوان اجبار باشد، یا چیزی به مردم تحمیل شود، تا زمانی که مردمانی در این سرزمین آبی برای نوشیدن، امکانی برای تحصیل، امکاناتی برای پیشرفت و حقی برای انتخاب ندارند، هر روز عاشورا و اینجا کربلای ماست.اجبار حق و باطل نمی‌شناسد. تا زمانی که اجبار باشد، بطلان غالب است. نمی‌توان جبر را حق دانست و در جبهه‌ی آن جنگید. در مقابل چشم‌های ما هر روز عمر بن سعدها در جعبه‌های جادویی از حق سخن می‌گویند و ایستادگی را بطلان می‌دانند، در حالی که خوشه‌های گندمِ ری در مشت‌‌های‌شان قابل دیدن است. برخی مانند حرمله از کرده‌ی خود لذت می‌برند و به آن مفتخرند و به واسطه‌ی زجر آزادگان پاداش می‌گیرند. از شمرها نگوییم که نیازهای اولیه‌ی زندگی را حتی بر مردم تحت زور حرام می‌دارند. نگوییم از چشم‌هایی که تیرهای مدرن بر آن‌ها فرود آمد. از اقدامات این جماعت ریاکار و کوفیانی که بر کاخ‌ها سوارند و وعده‌ی سازش می‌دهند، در کشور ما همه‌جا کربلاست.در این جغرافیا، ما کربلا را هر روز تجربه می‌کنیم.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jul 2023 23:30:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«به نام خداوند رنگین کمان»</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86-a8eiwpfmzx3u</link>
                <description>دانشجو بیدار است، دادخواه خون است. اگر در خیال خام خود ملتی را با گلوله و تهدید به مرگ خفه کردید، در دنیای ساختگیتان دانشگاهیان نیز با تهدید ساکت می‌شوند.قریب به ۶۰ روز از نمایش قدرتتان می‌گذرد، فریاد‌ها و بیانیه‌هایتان بسان طبلی تو خالی هر روز، هر ساعت و هر ثانیه کوبیده می‌شود. تو گویی ما نمی‌دانیم بدل به بازیچه‌ای شده‌اید در اختیار نااهلان. گویی بدتان نمی‌آمد در برابر دانشجو از خود هیبتی از جنس سرکوب بسازید، ترسناک و خونبار، اما فراموش کردید این هیمنه‌ی خوفناک هر روز در کف خیابان غرق در دود و آتش است و دانشگاه از مردم جدا نیست. دانشگاهیان دوشادوش مردمی معترض و عصبانی از سالیان سال ظلم و تبعیض و بی‌عدالتی که با مشت‌هایی گره کرده از پس هر کوی و برزن سر برآورده بودند، ندای آزادی سر دادند تا به شما یادآوری کنند دانشگاه از مردم جدا نیست.و اما شما، شما که رخت دانشگاه را از تن کنده و با افتخار جامه‌ی امنیتی‌ترین نهادهای کشور را به تن کردید، دانشگاه و دانشجو را به پای سازمان‌های مخوفی که حتی شما را لایق دانستن اسم واقعیشان نمی‌دانند قربانی کردید. روی سخن ما با شماست!صریح بگوییم، به نظر می‌رسد هیئت رئیسه و ریاست دانشگاه، اداره دانشگاه را به صورت کامل به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی واگذار کرده‌اند. در هفته گذشته انجمن اسلامی دانشجویان تلاش کرد با رساندن صدای اعتراض دانشجویان و اساتید در یک تجمع قانونی موجبات رخت بستن این فضای امنیتی را از دانشگاه فراهم کند. تاسف آن که نه تنها مسئولین دانشگاه صدای اعتراض و درخواست دانشجویان و اساتید را نشنیده گرفتند، بلکه با قلب واقعیت در تلاش هستند تا تجمع اعتراضی را به نفع خود مصادره کنند. در آن تجمع بیش از هزار نفر از دانشجویان و ده‌ها نفر از اساتید دانشگاه شریف، به طور شفاف اعلام کردند دانشگاه باید بسترهای لازم برای اعتراض دانشجویان را فراهم کند، دانشجویان زندانی دانشگاه با فوریت و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند، نیروهای لباس شخصی که به ناحق لباس حراست از دانشگاه را بر تن کرده‌اند از دانشگاه اخراج شوند و بساط طرح‌های سرکوبگرایانه‌ای همچون ممنوع الورودی‌های سلیقه‌ای و یا احضار‌ کور دانشجویان به کمیته انضباطی دانشگاه برچیده شود. هر چند خواست‌های معترضین محدود به این موارد نمی‌شد و این‌ها تنها بخش کوچکی از خواسته‌های دانشجویان بود، لکن انتظار می‌رفت مسئولین دانشگاه بتوانند ظرف مدت کوتاهی آن‌ها را برآورده کنند. شگفت آن که پس از گذشت ده روز نه تنها هیچ یک از خواسته‌های دانشجویان معترض بر طرف نشده، بلکه مسئولین دانشگاه و در رأس آن هیئت رئیسه به جای پاسخ‌گویی، دانشجویان را به حملات آتی تهدید می‌‌کنند.شما چه کاره هستید که به خود اجازه می‌دهید دانشجویان این دانشگاه را تهدید کنید؟ چوب حراج به جایگاهتان زده و وظیفه خود را فراموش کرده‌اید. حراست از حریم دانشگاه و دفاع از دانشجویان. افسوس که لباس حراست دانشگاه را فروختید، از خارج دانشگاه برایتان تعیین تکلیف می‌کنند که چه کسی وارد یا خارج شود. جای آن که به رگ غیرتتان بربخورد و اگر توان ایستادگی ندارید استعفا دهید، دانشجویان را تهدید می‌کنید؟!شما که در طول بیش از یک ماه، هیچ یک از اقدامات تأسف‌بار امنیتی رخ داده که مصادیق حمله نیروهای امنیتی به دانشگاه بوده‌اند را محکوم نکرده‌اید، واکنشی نسبت به بازداشت گسترده دانشجویان شریف نشان نداده‌اید، هیچ اقدام موثری در جهت جبران صدمات ناشی از حملات نیروهای امنیتی در روز یک شنبه سیاه به محیط دانشگاه نداشته‌اید، در زمانی که مرتبا رسانه‌ها و خبرگزاری‌های امنیتی به توهین و افترا به اساتید دانشگاه و دانشجویان آن مشغول بودند کوچکترین واکنشی برای دفاع از حریم اساتید و دانشجویان نداشته‌اید، به ناگهان با سر دادن چند شعار تند توسط دانشجویان دانشگاه احساس وظیفه کردید که از اختیارات خود جهت سرکوب استفاده کنید؟ عجیب آنکه در متن این اطلاعیه آمده، از آن جا که در هفته گذشته مجوز تجمع داده شد، از هفته آتی باید دانشگاه به روال سابق برگردد. گویی حضرات خود را ولی نعمتان دانشجویان می‌دانند که چون یک بار اجازه تجمع به دانشجویان دانشگاه داده‌اند دانشجویان دیگر حق برگزاری هیچ تجمع اعتراضی در این دانشگاه را ندارند. بدانید که صاحبان اصلی دانشگاه شریف، نه شما که دانشجویان و اساتید آن هستند. این دانشگاه بدون شما و کارفرمایانتان در خارج از دانشگاه نیز همچنان دانشگاه شریف است، اما بدون اساتید و دانشجویانش، هرچیزی خواهد بود الا شریف.لازم است یادآور شویم که طبق اصل ۲۷ قانون اساسی عموم مردم می‌تواند در تجمعات مسالمت آمیز شرکت کنند. این اصل در قانون اساسی به صدور مجوز محدود نشده و حتی در دولت قبلی همین نظام با صدور منشوری تحت عنوان منشور حقوق دانشجویی اعتراضات مسالمت آمیز را حق دانشجویان دانسته، در هیچ کجای این اصل، این حق معطوف به ندادن شعار تند علیه حاکمیت و مسئولین در راس حکومت نشده است. لازم به ذکر نیست که اساسا هزاران نفر از دانشجویان دانشگاه عضو تشکل‌های موجود نیستند و اساسا علاقه‌ای به شرکت در تجمع ذیل عنوان این تشکل‌ها را ندارند، حق بدیهی این دانشجویان است که بتوانند تجمعات مستقل خود را برگزار کنند. منحصر کردن حق اعتراض به تشکل‌های سیاسی دانشگاه تبعیض آشکار مسئولین دانشگاه بر خلاف حقوق اولیه مصرح در قانون اساسی است.انجمن اسلامی دانشگاه شریف همانند گذشته لازم به یادآوری می‌داند در صورتی که همچنان بر مسیر سرکوب پافشاری کنید و گوش‌های خود را در برابر فریاد‌ دانشجویان بفشارید، قطع به یقین مسئولیت تمام خشونت‌ها، شعارهای تند و حتی فحاشی‌ها بر گردن کسانی خواهد بود که با نادیده گرفتن حقوق اولیه دانشجویان و سرکوب سیتماتیک آنان، موجبات خشم عمومی را فراهم کرده‌اند.در محکومیت الفاظ و اشعار رکیک تردیدی نیست اما گویا فراموش کرده‌اید طی ماه‌های گذشته رکیک‌ترین برخورد‌ها را با دانشجویان صورت داده‌اید، فراموش کرده‌اید دانشجویان بهتر از هر فرد و‌ گروهی متوجه شأنیت و جایگاه خود هستند و نمی‌خواهید تلاش‌ آن‌ها را برای باز پس گیری شأن از دست رفته خود به هر روش ممکن ببینید.به شما هشدار می‌دهیم اگر پای این نیرو‌های خودسر که ننگی بر لباس حراست دانشگاه شریف هستند را از دانشگاه قطع نکنید، دانشجویان با دستان خود آنان را بیرون می‌کنند. در آن روز به خاطر بیاورید مسئولیت این خشونت‌ها‌ به گردن شماست که قلم و زبان‌هایتان جز برای سرکوب نمی‌چرخد. کتاب قانون در نزد امثال شما همچون ابزاری است که هر بخش از آن را که شامل حقوق دانشجویان می‌شود می‌توان نادیده گرفت ولی اگر تنبهی پیش‌بینی شده باشد، بدون رعایت الزامات آن می‌توان از آن سو استفاده کرد. همچنان که  ریاست دانشگاه بارها اعلام کرده بود تخلفاتی که در داخل دانشگاه و توسط دانشجویان صورت می‌گیرد باید توسط دانشگاه رسیدگی شود، ولی طی اقدامی هماهنگ توسط زیر دستانش اسامی دانشجویان شرکت کننده در تجمع به نهادهای امنیتی داده شده و آن‌ها رأسا دانشجویان را احضار کرده‌اند و در این میان هیچ صدایی از نهاد رهبری، مسئولین دانشگاه و حتی ریاست آن بلند نشد. برای ما همکاری برخی از مسئولین دانشگاه با نهاد‌های امنیتی محرز شده است و در زمانش مستندات آن را با دانشجویان در میان خواهیم گذاشت.کلام آخر، این نامه وظیفه اخلاقی ما بود در قبال شما، دانشجویان و اساتید دانشگاه. ما به وظیفه خود عمل کردیم و با شما اتمام حجت کردیم. این صندلی که شما بر رویش امروز نشسته‌اید، پیش از شما رؤسای بسیاری را به خود دیده است، آیندگان در مورد شما همان‌گونه‌ای قضاوت خواهند کرد که در مورد پیشینیان شما قضاوت کردند. تلاش کنید تا رسوم صحیح پیشینیان خود را که موجب تقویت جامعه دانشگاهی شده نشکنید و بدعت‌های مخربی که زیان آن به دانشگاه وارد خواهد شد ایجاد نکنید که مسئولیت آن حتی در آینده نیز بر شما خواهد بود و در آخر یقین داشته باشید که «کسی که به بندگان خدا ستم کند خداوند پیش از بندگانش دشمن او خواهد بود و کسی که خداوند دشمن او باشد عذرش را نمی‌پذیرد و در مقام نبرد با خداست تا زمانی که دست از ستم بردارد و جبران کند. (بدان) هیچ چیز در تغییر نعمت‌های خداوند و تعجیل انتقام و کیفر او از اصرار بر ظلم و ستم سریع‌تر نیست، زیرا خداوند صدای مظلومان را (بر ضد تو) می‌شنود و در کمین ستم‌کاران است».</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Fri, 18 Nov 2022 18:41:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شریف، امنیتی‌تر و خوفناک‌تر از همیشه!</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D9%81%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-xpdbjwwxa42f</link>
                <description>◾️ در این گزارش به وقایعی که در روز یک‌شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ در دانشگاه صنعتی شریف رخ داده‌است، می‌پردازیم. بی‌شک ممکن است این گزارش، تمام اتفاقاتی را که در این روز رخ داده‌است، پوشش ندهد؛ اما تا حد امکان سعی شده روایت‌های مختلف جمع گردد.◾️ از روز شنبه که تحصن‌های سکوت در دانشکده‌ها برگزار شد و تجمعی در مقابل سردر اصلی دانشگاه (درب آزادی) صورت گرفته‌بود و حاضرشدن رییس دانشگاه را به‌همراه داشت، نیروهای امنیتی با اقدام به دستگیری ۳ دانشجو، نشان دادند تحمل برگزاری تجمع اعتراضی را در دانشگاه ندارند. از همان روز شنبه، پوستر فراخوانی برای تجمع در روز یک‌شنبه ۱۰ مهر به‌صورت ناشناس پخش شده‌بود. ◾️ این تجمع قرار بود ساعت ۱۵ در مقابل دانشکدهٔ کامپیوتر صورت گیرد. همین اتفاق نیز رخ داد و جمعیت کثیری از دانشجویان، ابتدا با جمع‌شدن مقابل دانشکدهٔ مهندسی کامپیوتر، با رفتن به‌سمت ساختمان ابن‌سینا و سپس سردر اصلی (درب آزادی) و سردادن شعارهایی، دانشجویانِ در مسیر را با خود همراه کردند و جمعیت بی‌سابقه‌ای (نسبت‌به تجمعات گذشته)، به سردر اصلی رسیدند.◾️با رسیدن به سردر، دانشجوهای شریف، شروع به سردادن شعارهایی کردند که محوریت آن‌ها، اعتراض به قتل بی‌رحمانهٔ مهسا امینی و بازداشت دانشجویان بود. ۴ دانشجوی دانشگاه شریف که چندین روز است قول آزادی آن‌ها با قید وثیقه داده می‌شود، هنوز آزاد نشده‌اند و این، توهینی آشکار به دانشجویان مطالبه‌گر است.◾️ رفته‌رفته شعارها تندتر می‌شوند و در همین زمان است که تعدادی از دانشجویان عمدتاً بسیجی، از مسجد به‌سمت تجمع می‌آیند و باز هم مقابل دانشجویان می‌ایستند. تعداد بسیجی‌های حاضر، بسیار کم‌تر از دانشجویان حاضر در تجمع است و جمعیت با حضور بسیجی‌ها، خشمگین می‌شود و شعارهایی علیه این گروه سر می‌دهند. در مقابل، بسیجی‌ها نیز شعارهایی سر می‌دهند. درگیری‌های فیزیکی اندکی نیز سپس میان دو گروه رخ می‌دهد.◾️ پس از مدتی، جمعیت دانشجویان تصمیم می‌گیرند از سردر فاصله بگیرند؛ زیرا آن‌ها می‌دانند در شب گذشته، اقدامات فراوانی برای نصب دوربین‌های جدید و آنتن‌های مخابراتی در سردر اصلی دانشگاه صورت گرفته تا بتوانند به‌صورت آنلاین، افراد را شناسایی کنند. جمعیت به‌سمت درب انرژی حرکت می‌کند اما گروه بسیجی‌ها، مقابل سردر می‌مانند و برای ادامهٔ کار، با خود هماهنگی و رجزخوانی می‌کنند.◾️حالا جمعیت مقابل درب انرژی است، اما فقط دانشجویان نیستند که در آن‌جا حضور دارند؛ نیروهای لباس شخصی با چند ون، انتظار دانشجویان را می‌کشند تا آن تعداد را که دل‌شان می‌خواهد، دستگیر کنند. در همان ابتدا، دست‌کم ۳ دانشجو را دستگیر می‌کنند و با باتوم، سرِ یکی از دانشجویان را زخمی می‌کنند و راهی بیمارستان می‌شود.◾️ دانشجویانی که شاهد دستگیری ددمنشانهٔ دوستان خود هستند، با شعارهایی واکنش نشان می‌دهند و پاسخ نیروهای لباس شخصی، تیراندازی با تفنگ پینت‌بال و ساچمه‌ای به‌سمت دانشجویان است. دانشجویان مجبور به فاصله‌گرفتن از سردر هستند و فضای ترس بر دانشگاه حاکم می‌شود. حالا تمام درهای دانشگاه بسته است و دانشجویان شریف، در محاصرهٔ نیروهای امنیتی و لباس شخصی هستند.◾️ دانشجویان در ترس و سردرگمی به‌سر می‌برند. هیچ دری باز نیست و حتیٰ حضور معاونین و رییس دانشگاه نیز نمی‌تواند ذره‌ای امنیت در درهای دانشگاه ایجاد کند و از بیرون دانشگاه خبر می‌رسد که در تمامی کوچه‌های اطراف درهای دانشگاه، نیروهای لباس شخصی با ون، منتظر دستگیری دانشجویان هستند و فضای خفقان بر دانشگاه حاکم است.◾️ تعداد زیادی از اساتید دانشگاه، در جمع حاضر هستند و سعی دارند ترتیبی دهند که دانشجویان بتوانند در امنیت، از دانشگاه خارج شوند و به‌سمت خانه یا خوابگاه خود بروند. پس از ساعاتی کشمکش، تصمیم حراست و رؤسای دانشگاه بر این می‌شود که تمامی دانشجویان حاضر در دانشگاه، به‌صورت پیوسته و قطاری، به‌سمت پارکینگ دانشگاه بروند و سپس از در ورودی پارکینگ شریف، وارد میدان تیموری شوند و سپس در آن‌جا به‌سمت مترو، خوابگاه یا ماشین‌های خود بروند.◾️ دانشجویان به این تصمیم اعتماد می‌کنند و همین‌گونه عمل می‌کنند. در حین انتقال از درِ انرژی به پارکینگ، نیروهای لباس شخصی با تفنگ در صحنه حاضر می‌شوند و این، فرار تعدادی از دانشجویان را به‌همراه دارد که سپس جمع آرام می‌شود و به حرکت خود ادامه می‌دهد. با رسیدن تعداد خوبی از جمعیت به پارکینگ، اعلام می‌شود که درِ ورودیِ پارکینگ باز نمی‌شود و دانشجویان باید ابتدا به درون پارکینگ بروند و سپس از درهای خروجی پارکینگ که کنار هایپرمارکت فامیلی است، خارج شوند.◾️ تعدادی از دانشجویان جلوتر همین‌گونه نیز عمل می‌کنند و به درون طبقهٔ اول و دوم پارکینگ می‌روند. اما آن‌جا، نیروهای لباس شخصی، با باتوم و تفنگ و موتور کمین کرده‌بودند تا دانشجویان را دستگیر کنند. نیروهای لباس شخصی به دانشجوها در طبقهٔ اول یورش می‌برند و با شلیک گلوله‌های پلاستیکی و ساچمه‌ای از فاصلهٔ نزدیک و مخصوصاً به‌سمت دخترها، آن‌ها را از حرکت باز می‌دارند و با خشونتی بربرگونه، دانشجویان را دستگیر می‌کنند و سوار ون می‌کنند.◾️ دانشجویان گیرافتاده در پارکینگ، با وحشت و ترسی فراوان، سعی می‌کنند پشت ماشین‌ها قایم شوند، اما نیروهای لباس شخصی، با روانه‌کردن فحش‌های ناموسی و رکیک به آن‌ها و شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای و پلاستیکی که منجر به خون‌ریزی دانشجویان می‌شود، دنبال آن‌ها می‌کنند. نیروهای لباس شخصی، از گاز اشک‌آور نیز استفاده می‌کنند. تعدادی از دانشجویان اما موفق می‌شوند از طریق یک آسانسور، وارد هایپرمارکت فامیلی شوند و از آن‌جا با ترسی فراوان، به طریقی فرار کنند.◾️در همین اثنا، دانشجویانی که هنوز وارد پارکینگ نشده‌اند، صدای شلیک‌های بی‌امان را می‌شنوند و ابتدا سعی می‌کنند به کمکِ دانشجوهای گیرافتاده در پارکینگ بروند؛ اما درِ پارکینگ مسدود می‌شود و این‌جاست که تمام جمعیت، با ترسی فراوان و قلب‌هایی پرتپش، به‌سمت دانشکدهٔ مدیریت و اقتصاد فرار می‌کند، اما درهای دانشکده را به روی خود بسته می‌بیند.◾️ تخمین زده می‌شود در این مرحله، حداقل ۳۰ الیٰ ۴۰ نفر از دانشجویان دانشگاه شریف، دستگیر شده‌باشند. از وضعیت اکثر این دانشجویان و نهاد بازداشت‌کنندهٔ آن‌ها، هیچ اطلاعی در دست نیست.◾️ سپس دانشجویان به این نتیجه می‌رسند که این انتقال به پارکینگ، اگر نگوییم نشان‌گر هم‌کاری رؤسای دانشگاه با نیروهای امنیتی بوده، حداقل اشتباهی بزرگ بوده‌است. به همین خاطر جمعیت تصمیم می‌گیرد دوباره به‌سمت دانشگاه عزیمت کند تا درون دانشگاه، در امان باشد. دوباره جمعیت با نظم و پیوستگی، به‌سمت دانشگاه حرکت می‌کنند، اما اشتهای سیری‌ناپذیر نیروهای امنیتی هنوز مرتفع نشده‌است. آن‌ها با تفنگ‌هایی در دست، نظاره‌گر دانشجویان هستند و به‌صورت گزینش‌شده، تعدادی از دانشجویان را از جمعیت بیرون می‌کشند و با خود می‌برند.◾️ جمعیت با دیدن این صحنه، وحشت می‌کند و به‌سمت درب انرژی که باز گذاشته شده‌است، فرار می‌کند. در این مرحله، دست‌کم ۲ دانشجوی دانشگاه شریف، دستگیر شدند. در این زمان، نیروهای حراست دانشگاه، سعی می‌کنند جلوی نیروهای امنیتی را بگیرند تا نتوانند این دانشجویان را دستگیر کنند. اما نیروهای لباس شخصی، نیروی حراست دانشگاه را نیز مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند. در همین حین، یکی از اساتید معروف دانشگاه شریف نیز سعی می‌کند جلوی این حرکت را بگیرد، اما نیروهای لباس شخصی، این استاد دانشگاه شریف را نیز مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.◾️ سپس نیروهای امنیتی کمی عقب‌نشینی می‌کنند و درب انرژی باز می‌شود و دانشجوهایی که بیرون مانده‌بودند، به داخل دانشگاه می‌آیند. وضعیت روحی دانشجوها، کاملاً مشابه زمان جنگ است. انگار دشمن در شهر می‌گردد و دنبال قربانی می‌گردد. اشک و گریه، کم‌ترین چیزی است که در بین دانشجوها دیده می‌شود. مخصوصاً دانشجوهای ورودی ۱۴۰۱ که دومین روز خود را در دانشگاه تجربه می‌کنند، بیشتر از این وضعیت می‌ترسند و هیچ ایده‌ای ندارند که چه باید بکنند.◾️ هر لحظه یکی از دانشجویان، از شدت وحشت ایجادشده، از حال می‌رود و دوستانش با گریه و زاری و دوان‌دوان، او را به مرکز بهداشت دانشگاه منتقل می‌کنند تا حالش بهتر شود. دانشجوها سعی می‌کنند تا حد امکان، از در انرژی فاصله بگیرند و به‌سمت دانشکده‌ها بروند. در این زمان، وزیر علوم، دکتر «زلفی گل» نیز وارد دانشگاه می‌شود. او با برخی مسئولان امنیتی تماس حاصل می‌کند و برای تضمین این‌که امنیت در درهای دانشگاه شریف برقرار باشد، با مسئولان امنیتی به دعواهای جدی روی می‌آورد.◾️ سپس وزیر علوم و رییس دانشگاه به سالن جباری می‌روند و تعدادی دانشجو نیز با آن‌ها همراه می‌شوند تا وزیر علوم و دانشجوها با هم صحبت کنند. وزیر علوم با حرف‌هایی تکان‌دهنده و برخوردی کاملاً نامحترمانه با دانشجویان معترض و اعتصاب‌کننده، آن‌ها را متهم به بی‌قانونی و هدردادن بیت‌المال می‌کند و با لحنی تند و ناشایست، به دانشجویان تأکید می‌کند که به‌خاطر هدردادن بیت‌المال باید در دنیا و آخرت جوابگو باشید و هرگز نیز گمان نکنید که می‌توانید هرچه دل‌تان خواست بگویید و ما با شما برخوردی نکنیم، بی‌شک برخورد جدی و قاطعانه صورت خواهدگرفت.◾️ صحبت‌های وزیر علوم به‌حدی تند و زننده است که حتیٰ رییس دانشگاه سعی می‌کند فضا را آرام کند و اندکی منطقی‌تر به فضا نگاه کند، اما وزیر علوم حتیٰ با دکتر جلیلی نیز تند برخورد می‌کند. در این میان، دکتر علی شریفی زارچی هم اجازه می‌گیرد تا صحبت کند و با تشویق دانشجویان حاضر همراه می‌شود. ابتدا دکتر شریفی زارچی سخنی می‌گوید و تازه وزیر علوم متوجه می‌شود که ایشان، همان استاد شریف است که در توییتر، از طریق همراهی با جامعه، استقبال خوبی را به همراه داشته‌است.◾️ در این‌جا وزیر علوم با لحنی زشت و ناشایست، شروع به تخریب مستقیم دکتر شریفی زارچی می‌کند و ایشان را بی‌وجدان، بی‌اخلاق، خیانت‌گر، بازی‌کننده با احساسات جوانان و منحرف‌کنندهٔ دانشجویان از صراط مستقیم خطاب می‌کند. جمعیت حاضر اما به حرف‌های بی‌شرمانهٔ وزیر علوم، واکنش جدی نشان می‌دهند و با حمایت صریح و بلند از دکتر شریفی زارچی، به وزیر علوم می‌فهمانند که اتفاقاً ایشان، کاملاً خلاف آن‌چه هستند که آقای وزیر می‌پندارد.◾️ حالا نیروهای حراست اعلام می‌کنند که با تضمین وزیر علوم، تمامی درهای دانشگاه امن هستند و به همین خاطر درها باز می‌شود و دانشجوها خواهندتوانست از دانشگاه خارج شوند. اما دانشجوها باز هم تعلل می‌کنند، چون می‌دانند به وزیری که قول می‌دهد ۴ دانشجوی شریف، در ساعت ۹ صبح روز شنبه آزاد خواهندشد و این اتفاق رخ نمی‌دهد، نمی‌توان اعتماد کرد. اما پس از گذشت مدتی و صحبت نیروهای حراست با دانشجوها، آن‌ها متقاعد می‌شوند به‌صورت جمعی به خروج از دانشگاه اقدام کنند.◾️ اکثر دانشجویان تهرانی، از خانوادهٔ خود خواسته‌اند که به‌دنبال آن‌ها بیایند و بدین طریق راهی خانه می‌شوند. تعدادی نیز به‌صورت جمعی به‌سمت مترو می‌روند. هم‌چنین مینی‌بوس‌ها و ون‌هایی توسط دانشگاه برای دانشجویان خوابگاهی آماده می‌شود که برخی از اساتید نیز برای حفظ امنیت دانشجویان خوابگاهی، سوار وسایل نقلیه می‌شوند. فرایند خروج دانشجویان از دانشگاه، مدت زیادی طول می‌کشد و نهایتاً خبر می‌رسد که تقریباً تمامی دانشجویان از دانشگاه خارج شده‌اند.◾️ صدای مظلومیت و سرکوب دانشجویان شریف اما در فضای مجازی پخش شده و مردم می‌خواهند به کمک دانشجویان محاصره‌شده در دانشگاه بیایند. به همین خاطر مخصوصاً در درب آزادی، واقع در خیابان آزادی، ترافیک سنگینی می‌شود و جمعیت نسبتاً پرتعدادی حاضر می‌شوند که با گاز اشک‌آور و تیراندازی، از آن‌ها استقبال می‌شود.◾️ دانشجوهای خوابگاهی اما با وجود اسکان در خوابگاه، می‌دانند و می‌بینند که نیروهای لباس شخصی، اطراف همهٔ خوابگاه‌ها را محاصره کرده‌اند و بی‌صبرانه منتظر قربانی‌های خود هستند. در نتیجه خوابگاهی‌ها سعی می‌کنند در خوابگاه بمانند، اما می‌ترسند که نیروهای شخصیِ آتش‌به‌اختیار، وارد خوابگاه شوند و اقدام به دستگیری دانشجویان کنند. از همین رو بسیاری از آن‌ها با وجود روز وحشتناک و سختی که پشتِ‌سر گذاشته‌اند، قصد دارند تا صبح بیدار بمانند تا در صورت وجود خطر، بتوانند مقابله کنند.◾️ این، روایتی بود از آن‌چه که در روز یک‌شنبه ۱۰ مهرماه ۱۴۰۱ در دانشگاه صنعتی شریف رخ داد.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Mon, 03 Oct 2022 04:41:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شنبه شب گذشته در شریف چه گذشت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A8-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-ssxm2tqveasq</link>
                <description>این درحالی بود که برخی از افراد که گذاشتن نام دانشجو یا هم‌وطن بر روی آن‌ها بی‌شک کسر شان است، با ادعای هم‌دردی در این ضایعه تاسف‌بار، بجای همراهی و در کنار دانشجویان معترض بودن، در مقابلشان ایستاده و با پوزخند و سر دادن شعارهای مخالف، طینت آلوده‌شان را بیش از پیش مشخص کردند و باز هم مشخص شد که این جماعت، با چشم بستن بر روی حقیقت و مبرا کردن دستگاه‌های حکومتی و زدن برچسب اغتشاش‌گر بر دانشجویان ستمدیده و معترض، ذره‌ای با مردم همراه نیستند.این افراد که همیشه خودشان را امت برتر می‌بینند، وقاحت را معنای جدیدی بخشیدند، تا جایی که حاضر می‌شوند در سالن آمفی‌تئاتر مرکزی جلسه &quot;سرکوب&quot; برگزار کنند و حتی با گرفتن فیلم و عکس، دوستان و هم‌دانشگاهی‌های خود را بفروشند.در این بین، حضور لباس شخصی‌های متعدد، یا افرادی از خارج دانشگاه، در میان دانشجویان معترض نیز بسیار تعجب‌آور است که نشان از بروز فاجعه‌ای تاریخی در دانشگاه است. اینکه چطور این افراد به‌راحتی می‌توانند از درب دانشگاه وارد شوند و حراست دانشگاه -که به گفته خودشان، مسئول تامین امنیت دانشجویان هستند- هیچ واکنشی نسبت به این اتفاق نشان نمی‌دهد. چه‌بسا در طول اعتراضات، با آن‌ها همکاری‌های متعددی نیز انجام می‌دهد اما ماجرا تنها به اینجا ختم نمی‌شود.حراست باید پاسخگو باشد که چگونه اجازه می‌دهد، صبح همان روز، دوربین‌هایی برای شناسایی افراد در مقابل سردر دانشگاه قرار داده‌شود، یا حتی چگونه می‌تواند به‌راحتی اجازه دهد، دانشجویان دانشگاه را سوار ون کرده و در مقابل چشمانشان آن‌ها را بازداشت کنند؟! در ادامه روایاتی از حوادث رخ‌داده در اعتراضات دیروز را بیان می‌کنیم، تا همگان بی هیچ کم و کاستی از اتفاقات تاسف‌بار عصر شنبه 2 مهر 1401، باخبر شوند.روایت اول:-قبل از ساعت ۱۸ و شروع تجمع، ما شاهد حضور افراد باتون به دست در خارج دانشگاه بودیم. عده زیادی از دانشجویان از ترس اینکه تجمع به خشونت کشیده شود، همان ابتدا از حضور در مقابل سردر صرف نظر کردند.در حوالی ساعت ۱۸ حدود ۵۰ نفر از دانشجویان روبروی دانشکده کامپیوتر خود را آماده حضور در تجمع می‌کردند، هم‌چنین گروهی دیگر با زمزمه سرود یار دبستانی از سمت در انرژی به سمت آزادی در حرکت بودند.پس از اینکه به سردر دانشگاه رسیدیم، تعدادی بسیجی را دیدیم که زودتر از ما پشت به سردر ایستاده‌اند. تعدادی از آن‌ها پلاکارد داشتند و تعدادی پرچم به دست گرفته بودند. تعدادی از افرادی که در سمت بسیج ایستاده بودند، برای بقیه دانشجویان ناآشنا بودند و سن تعدادی از آن‌ها نیز از سن یک دانشجو بسیار بیشتر بود. پس از رد و بدل شدن چند شعار به پیشنهاد بسیج تریبون آزادی فراهم می‌شود تا دو طرف صحبت‌های خود را مطرح کنند، اما به دلیل شلوغی زیاد و همچنین صحبت‌های بسیجی‌ها که باعث می‌شود جو متشنج شود این ایده خیلی زود از میان برداشته می‌شود.دوباره شعارهایی بین دو طرف رد و بدل می‌شود و در این بین تعدادی از بچه‌ها به بودن لباس شخصی بین جمعیت شک می‌کنند و حتی با یکی از آن‌ها درگیری شدیدی پیدا می‌کنند.پس از طی شدن یک ساعت و نیم از برنامه، حراست پیشنهاد می‌کند که بسیج از در آزادی خارج شود و بقیه از در انرژی؛ هنگامی که تعدادی از بچه‌ها قصد عزیمت به سمت در انرژی را داشتند متوجه می‌شوند که پلیس تعدادی از دانشجویان را مقابل در بازداشت کرده‌است. در این هنگام تردد لباس شخصی‌ها داخل دانشگاه به وضوح مشخص است.پس از جمع شدن تعداد زیادی از دانشجویان مقابل در انرژی حراست پیشنهاد می‌کند که دانشجویان در گروه‌های ۱۰ نفره از در کوچک خارج شوند که با مخالفت دانشجویان روبرو می‌شود. در این هنگام درگیری وحشیانه نیروهای سرکوب‌گر با یکی از دختران دانشگاه نیز در مقابل چشم دانشجویان اتفاق می‌افتد.بچه‌ها از حراست درخواست می‌کنند که در بزرگ را باز کند، اما با مخالفت حراست مواجه می‌شود زیرا احتمال درگیری را بالا می‌دانند. در نهایت با مشورت بچه‌ها و حراست، ماموران حراست زنجیری از در انرژی تا خیابان تیموری ایجاد می‌کنند تا دانشجویان بدون درگیری با پلیس از دانشگاه خارج شوند. هنگام حرکت از در تا میدان تیموری کسی شعاری سر نمی‌دهد. پس از رسیدن به میدان تیموری بچه‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند، یک گروه به سمت مترو و گروه دیگر به سمت خوابگاه‌ها حرکت می‌کنند. هنگام حرکت دانشجویان همچنان نیروهای لباس شخصی و موتورسوار در تعقیب افراد بودند تا زمانی که وارد مترو یا خوابگاه شوند.روایت دوم:-ساعت ۱۸:۱۰ می‌خواستیم از در آزادی وارد دانشگاه شویم که اجازه ورود به ما ندادند و گفتند به در انرژی برویم، اما در کمال تعجب باز هم با در بسته مواجه شدیم. جمعیت جلوی در انرژی به ۵۰ نفر می‌رسید و عده‌ای از بچه‌ها نگران آزمایش‌های نیمه‌کارشان در آزمایشگاه دانشگاه بودند و حراست به هیچکس اجازه ورود نمی‌داد؛ این در حالی بود که برخی افراد به‌عنوان کارکنان شیفت شب دانشگاه وارد دانشگاه می‌شدند و در جواب به اعتراض بچه‌ها، حراست جواب قانع کننده‌ای برای ارائه نداشت. با اینکه که تا این زمان هیچ شعار و بی‌احترامی‌ای صورت نگرفت، اما در همین زمان حدود ۲۰ یگان ویژه، به قصد سرکوب و انتقال معترضان، نزدیک به در دانشگاه آمدند. بچه ها به حضور یگان ویژه و ماموران شخصی به حراست اعتراض کردند و حراست در جواب بچه‌ها گفت:«این‌ها به شما کاری ندارند و دستور دارند که اینجا باشند.»  بچه‌ها هم گفتند:«اگر کوچیک‌ترین اتفاقی برای کسی بی‌افتد مسئولش شما حراستی‌ها هستید که نمی‌گذارید ما وارد دانشگاه خودمان شویم.» در همین حین تعداد لباس شخصی‌ها بیشتر شد و یکی از آن‌ها که خودش را  به‌عنوان یکی از اعضای حراست معرفی می‌کرد، جلوی در دانشگاه آمد و شروع به صحبت کرد که شما اینجا چه می‌خواهید و.. بچه ها به این آقا -که به ظاهر سرگروه ماموران شخصی بود- گفتند:«اگر شما حراست دانشگاه هستی چرا لباس فرم تنت نیست و ما تا حالا شما را ندیده‌ایم.» که این حرف باعث جبهه گرفتن او در برابر بچه‌ها شد. جدای از این بعد حدود دو ساعت که بچه ها ایستادند، حراست دانشگاه گفت که میتوانید وارد شوید( البته لازم به ذکر است در ابتدا گفتند که باید کارت دانشجویی بگذارید و بعد از مخالفت بچه‌ها، گفتند می‌توانید با نشان دادن کارت مثل همیشه وارد شوید) ولی سردسته ماموران شخصی از این موضوع امتناع و عنوان کرد که باید حتما اسم و شماره دانشجویی بنویسند و بعد وارد شوند. اینجا بود که بچه‌ها ترسیدند و یقین پیدا کردند که این آقا حراستی نیست. در کسری از ثانیه یکی از پسرها را گرفتند و بچه ها همه به کمکش رفتند. و چند ثانیه بعد شاهد کشیدن شال یکی از دختر‌ها توسط دو نفر مامور لباس شخصی بودیم. آن‌ها به گونه‌ای زشت و زننده و با قدرت تمام کوله آن دختر را کشیدند که بندش پاره و دست و پایش روی زمین کشیده می‌شد. فورا یکی از پسرها به کمک این دختر رفت و چهار نفر مامور شخصی به سمت آن پسر رفتند. در نهایت آن دختر توانست خودش را به میله‌های در برساند و با کمک حراست وارد دانشگاه شود. اما متاسفانه مامور‌ها آن پسر را با خودشان بردند و حراست دانشگاه در پاسخ به التماس‌های بچه‌ها برای کمک به آن پسر فقط می‌خندید. بعد از آن به هر بدبختی بود تعدادی از  بچه‌ها وارد دانشگاه شدند و در همین حین تعداد ماموران شخصی بیشتراز قبل می‌شد و تعدادی از بچه‌ها را با خشونت وارد دو ون سفید کردند و با خودشان بردند. نکته جالب این بود که حراست دانشگاه کاملا می‌دانست که قرار است چه اتفاقی بیفتد و حتی به دروغ هویت ماموران شخصی را به‌ جای کارکنان دانشگاه و حراست دانشگاه جا زدند و هیچگونه اخطاری به بچه‌ها ندادند. از سرنوشت بچه‌هایی که بردند خبر نداریم، اما همان‌طور که بچه‌ها در ابتدا گفتند، حراست دانشگاه باید پاسخگوی بلاهایی که یگان ویژه و ماموران شخصی بر سر بچه‌ها آورده و خواهند آورد، باشند.-طبق اطلاعاتی که به دست انجمن رسیده است، در شب‌های گذشته قریب به ۳۰ نفر از دانشجویان بازداشت شده‌اند و ۱۰ نفر از آن‌ها هنوز در بازداشت به سر می‌برند.البته این اطلاعات دقیق نبوده و ممکن است تعداد افراد بازداشتی بیشتر از این تعداد باشد.بی‌شک فشار روانی وارده بر دانشجویانی که تنها برای احقاق حقوق اولیه خود به میدان آمده‌اند و فریاد دادخواهی سر می‌دهند، با هیچ روایتی قابل توصیف نخواهد بود، اما در روایتی که خواندید سعی شده بود تمام مشاهدات یک دانشجوی معترض، بدون دخیل کردن هیچ نتیجه‌گیری و برداشتی به شما مخاطبین عزیز ارائه شود؛ امید است که همگان از آنچه که بر دانشجویان گذشته باخبر گشته و حقیقت توسط مکاران تحریف نشود.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sun, 25 Sep 2022 21:50:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه‌ای بر ترجمه عربی بیانیه‌های جنبش سبز</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-gbtrkv4t9og2</link>
                <description>بسم‌الله الرحمن الرحیماز دوستانی که زحمت ترجمه بیانیه‌های جنبش سبز را کشیده‌اند تشکر می‌کنم و امیدوارم این تلاش موجب ترویج برادری میان ملت‌های منطقه شود.بیش از یازده سال از ۲۵ بهمن پرافتخار ملت ایران گذشته است، روزی که مردم به خیابان‌ها آمدند تا از خیزش برادران و خواهران خود در جهان عرب حمایت کنند و اجازه ندهند ظلمی که خودخواهان با انقلاب‌شان کردند در حق آن جوانه مبارک تکرار شود. دولتمردان از یک طرف به طمع پیشبرد سیاست‌هاى منطقه‌اى‌شان و از طرف دیگر نگران از اثرات این بهار جدید بر حرکت آزادى‌خواهانۀ مردم ایران، مثل همیشه می‌خواستند با جعل عنوانى تازه، این خیزش عظیم  را به سوئى ببرند که در داخل خطر را دور کند و در خارج برای‌شان منافع به همراه آورد. چونان همیشۀ تاریخ که نیات شوم جامه‌هایی از مشعشع‌ترین شعارها مى‌پوشند حاکمیت نام بهار عربى را به بیدارى اسلامى تغییر داد، تا حرکت معطوف به آزادى و عدالت ملت‌هاى به ستوه آمده از دیکتاتورى و گرسنگى و فقر و بى‌عدالتى و مجالس قلابى را از حقیقتش خالى کند. شاهد شوم بودن نیات این کجروى نتیجه‌اى است که از آن به دست آمد: غمنامه‌ای که همچنان در سوریه ادامه دارد؛ میلیون‌ها مهاجر، صدها هزار کشته، بدنامى حزب‌الله لبنان، پیدایش داعش، جنگ‌هاى قومى و قبیله‌اى در یمن، و گرایش کشورهاى عربى به پیوند با اسرائیل. به آن شعار هلال شیعى را هم اضافه کنید و گرفتارى‌هائى که براى همۀ کشورهاى اسلامى منطقه، و در رأس آنها ایران به وجود آورد. مصیبت‌هاى ناشى از این اقدامات برای ایران و منطقه همه از یک خطاى بزرگ ریشه مى‌گرفت و آن دست بردن در مضمون حقیقى خواست ملت‌ها بود. مردم تشنه آن‌اند که آزاد باشند و خود بر گزینند، و این انتخاب آنان قطعا به نفع بشریت به طور عموم، با هر ایده و ایمانى، و به سود منافع ملى و حاکمیت مردم خواهد بود.راهپیمائى ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ دعوت به عدم غفلت از شعارهاى میدان تحریر قاهره بود، دعوت برای مقابله با فاجعه‌اى که بر اثر سیاست‌هاى غلط به ایراد آسیب‌هاى جدى به منافع ملى مى‌انجامید. بلکه دعوت 25 بهمن هم حمایت از جنبش‌هاى جهان عرب، و هم دفاع از خیزشی مردمى به حساب می‌آمد که از پیش با شعار «راى من کجاست» راه‌حل همه مشکلات کشور را نشان داده بود.گناه بزرگ حکومت ما دست بردن در حقیقت معانی است. هر نام پرشکوهی به ننگین‌ترین جرائم تعلق می‌گیرد. دفاع از حرم که به معنای حراست از قلب مومن در مقابل کمترین گرایش به ستمگران است، به خون ریختن در سرزمین‌های بیگانه برای تحکیم پایه‌های رژیمی کودک‌کش اطلاق می‌شود، همان‌گونه که پیش از آن استخدام اوباش بد‌سیرت برای قمه‌کش کردن جوانان مردم بصیرت نام گرفت. سزای آن سردار بی‌افتخاری که به این جنایت اعتراف و مباهات کرد چه بود، جز آنکه جانش در غربت به قربانی مستبدی دیگر تلف شود، در حالی که نه آسمان بر او گریست و نه زمین، و نه او کمترین نَمی‌ از سابقه پیشین با خود به پیشگاه خداوند برد؛ عبرتی برای بازماندگان تا در یابند که خودکامه در ازای طعمه‌ای که پیش‌پای‌شان می‌اندازد همه چیز آنان را مطالبه می‌کند. و این همه چیز شامل کمترین ظواهر به جا مانده از انقلاب نیز هست، تا این بار کدام نام پرطمطراق را بر خیانت‌شان سوار کنند.بوی ستم‌شاهی به مشام می‌رسد. می‌گویند اگر سایه آقا نباشد بحمدالله فرزندانی تربیت کرده‌اند که با رای اکثریت خبرگان رهبری شیعیان جهان را به عهده خواهند گرفت. زبان‌شان  لال، مگر سلسله‌های ۲۵۰۰ ساله بازگشته‌اند که فرزندی پس از پدرش به حکومت برسد.«اگر شاهنشاهی هستید بگوئید.» این جمله عتاب‌آمیز از مرحوم امام است. آن جان بیدار اگر امروز حضور داشت چه واکنشی نشان می‌داد؟ احتمالاً می‌گفت غلط می‌کنند ملتی را به قهقرا بر گردانند.و یحلفون بالله ما قالوا و لقد قالوا کلمة الکفر و کفروا بعد اسلامهم و هموا بما لم ینالوا. و به خدا قسم می‌خورند که نگفتند، در حالی که کلمه کفر را گفتند و بعد از اسلام‌شان کفر ورزیدند، و برای کاری کوشیدند که به آن توفیق نیافتند. سیزده سال است که اخبار این توطئه شنیده می‌شود. اگر به راستی در پی آن نیستند چرا  یک بار چنین نیتی را تکذیب نمی‌کنند؟ما همراهان مردم ایران با استفاده از این فرصت در پیشگاه ملت تاکید می‌کنیم که یازده سال و اند دوری ما را بر عهدمان با آرمان‌های پیشین پابرجاتر کرده است. باشد روزی که قنداقه‌پوش‌های ما دیگر زیر قنداقه تفنگ بزرگ نشوند. باشد روزی که ایران و ایرانی به آزادی و شکوفائی لایق خویش برسد. باشد زمانی که راستی بر دروغ و دادگری بر ستم پیروز شود. باشد که این شب سر آید و این زادبوم از نو بامداد را تجربه کند.میرحسین موسوی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Wed, 10 Aug 2022 19:46:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ستاره آشنا</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-vmgwgls2rfma</link>
                <description>مهدیه گلرو، نام آشنایی‌ست، وقتی می‌خواهی از نسلی مثال بیاوری که پای حق‌خواهی خود تا آخرین لحظه ایستادند و هنوز هم که هنوز است؛ حتی از فرسنگ‌ها دورتر از این خاک، خیلی بیشتر از خیلی‌ها نگران این خاک و مردمانش هستند. مهدیه گلرو، نام آشنایی‌ست، وقتی می‌خواهی روزگاری به آیندگان، نسلی از دانشجوها را یادآوری کنی که از بدیهی‌ترین حقوق خود به دلیل اعتراض مدنی محروم شدند. به سراغ این نام آشنا رفتیم تا ببینیم بعد از 12 سال دنبال حق بدیهی خود دویدن، چه بر سرش آمده و چه در دلش می‌گذرد.چرا با دانشجوها در این سطح برخورد می‌شه؟ اصولا با چه نوع دانشجوهایی برخورد میشه و چرا؟دانشجوها در تمام نقاط دنیا، گروهی هستند که نسبت به مطالبات اجتماعی آوانگارد محسوب می‌شوند و در تمامی تغییرات و انقلاب‌های بزرگ جهان نقش مهمی را ایفا کردند. به همین دلیل طبیعی‌ست که حکومت‌های سرکوب‌گر در پی برخورد با این گروه از جامعه باشند. از طرف دیگر، به عقیده‌ی من قشر دانشجو ارتباط نزدیکی با سایر جنبش‌های مدنی مثل جنبش‌های کارگری و یا حقوق زنان دارند و همین باعث شکل‌گیری یک حلقه‌ی واسط بین این جنبش‌ها و قشر دانشجو می‌شوند. طبیعتا با تمامی دانشجویانی که مشغول به تحصیل هستند برخورد نمی‌شود. برخوردها معمولا با آن دسته از دانشجویان می‌شود که دغدغه‌های اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی دارند و به نوعی معترض به وضع موجود هستند و دست به ایجاد گروه‌ها و گعده‌هایی می‌زنند که در بزنگاه‌ها درصورت لزوم می‌توانند در کنار سایر جنبش‌های دیگر آغازگر اعتراضات جدی باشند.نهادهایی که با دانشجوها برخورد می‌کنند، آیا ارتباطی با بدنه‌ی دانشگاه دارند و هدف‌شان به طور کلی چیست؟ به نظر شما کارهای‌شان نتیجه‌بخش بوده؟نهادهای مختلفی وجود دارند که به برخورد با دانشجویان می‌پردازند. برخی از این نهادها بخشی از بدنه‌ی دانشگاه هستند مثل بسیج و نهاد رهبری که از بدنه‌ی دانشگاه هستند، اما معمولا در خلاف جهت منافع دانشجویان حرکت می‌کنند. یا بخشی از کارمندان دانشگاه مثل کمیته‌ی انضباطی و یا حراست. از جمله نهادهایی که در خارج از دانشگاه به برخورد با دانشجویان می‌پردازند و معمولا ارتباط نزدیکی هم با نهادهای سرکوب‌گر داخل دانشگاه دارند می‌توان به وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه اشاره کرد. من فکر نمی‌کنم که این برخوردها نتیجه‌بخش بوده باشد. چرا که تجربه‌ی جنبش دانشجویی در چند دهه‌ی اخیر از بدو ایجاد نشان می‌دهد که همواره این قشر مورد سرکوب و برخورد برخی نهادها قرار گرفته است؛ اما جبش دانشجویی تا همین الان که شما به این موضوع پرداخته‌اید تا نسل‌های قبل‌تر، نسل ما و پیش از ما ادامه داشته و اگر قرار بود این برخوردها نتیجه‌بخش باشد امروز دیگر شاهد فعالیت دانشجویان نمی‌بودیم و ادامه‌ی روند برخوردها حاکی از عدم نتیجه‌گیری این نهادها از برخورد با دانشجویان است.چه گروه‌هایی با دانشجوها برخورد می‌کنند و آیا به طور کلی فرقی دارد چه کسی بالای سر کار باشد یا نه. مثلا میلی منفرد باشد فرق دارد با کامران دانشجو؟ روحانی با احمدی نژاد؟من فکر می‌کنم سیاست کلی نظام نه فقط در مواجهه با جنبش دانشجویی بلکه در برابر هرگونه حرکت اجتماعی و مدنی، تلاش برای خاموش‌کردن و به نوعی سرکوب آن است. طبیعتا دانشگاه نیز از این سیاست مستثنی نیست؛ اما تاثیر دولت‌ها و وزرای علوم مختلف را می‌توان با نگاهی به کارنامه‌ی بیست و چندسال اخیر دولت‌ها به خوبی درک کرد. حضور دولت‌های مختلف هیچ‌گاه باعث بروز تغییرات چشم‌گیر و پایداری نشده‌است. این دولت‌ها معمولا در سال‌های اولیه خیلی نزدیک‌تر به جنبش‌های دانشجویی و مدنی هستند مثل دو سال اول دولت خاتمی و سال اول دولت روحانی. اما درمجموع هیچ‌گاه تغییر پایداری شکل نگرفته‌است و کمابیش شاهد برخورد با دانشجویان بوده‌ایم. درباره‌ی وزرا هم من فکر نمی‌کنم فرق جدی وجود داشته باشد. هرچند درمواقعی که وزیر علوم با آن سیاست‌های سرکوب‌گرایانه سازگاری نداشته باشد می‌تواند تأثیرات اندکی داشته باشد. مثلا میلی منفرد درباره‌ی بحث بورسیه‌ها و پولی‌شدن دانشگاه و سهمیه‌ها بحث‌هایی را مطرح کرد که البته درنهایت شاهد اتفاقاتی که برای وی افتاد بودیم اما افرادی مثل زاهدی یا دانشجو و هم‌چنین وزیرعلوم فعلی کاملا با آن سیاست کلی همراه هستند و به افزایش برخورد با دانشجویان کمک می‌کنند.خلاصه‌ای از تجربه‌‌ی خودتان و اتفاقاتی که برای‌تان افتاده بگویید.من سال 82 وارد دانشگاه شدم و از همان روزهای نخست وارد انجمن اسلامی دانشگاه علامه شدم. در آن روزها فعالیت‌ها زیاد و چشم‌گیر بودند و تشکل‌ها و نشریات زیادی به نسبت حال وجود داشتند. در سال 86 مجموعه‌ی وزارت علوم (در زمان وزارت زاهدی) تصمیم گرفتند که انتخابات انجمن‌های اسلامی در سراسر کشور که در اردیبهشت و خرداد هرسال برگزار می‌شد، به طور داخلی برگزار شود که ما هم نسبت به این موضوع معترض شدیم. بعد از آن ما به کمیته‌ی انضباطی و حراست احضار شدیم و به ما اعلام شد که اگر بخواهید هم‌چنان به عنوان کاندیدای انتخابات باقی بمانید، برخوردهایی مثل تعلیق و محرومیت از تحصیل در انتظار شماست که البته تاثیری در تصمیم ما نداشت. در نهایت انتخابات با درگیری‌هایی که داشت برگزار شد و بعد از آن همه‌ی ما بین یک تا دو ترم تعلیق شدیم؛ اما این موضوع برای من ادامه‌دار شد. بعد از آن، با وجود این‌که اجازه‌ی ورود به دانشگاه را نداشتم، به دانشگاه می‌رفتم و سعی می‌کردم به نوعی افکار عمومی دانشجویان را درگیر کنم تا بدانند چه اتفاقی افتاده است. بعد از آن چندبار دست به تحصن زدم. سپس در 16 آذر، به دانشگاه‌های مختلف به عنوان سخنران می‌رفتم و هم‌چنین در تریبون‌های آزاد دانشگاه‌های مختلف شرکت می‌کردم که همه‌ی این‌ها باعث تمدید حکم من شد تا این‌که در سال 88 بعد از زندان به طور کامل با اخراج مواجه شدم.حس می‌کنید این محرومیت از تحصیل چه چیزهای دیگری را از شما گرفت؟محرومیت از تحصیل برای من یک اتفاق بزرگ در زندگی‌ام بود. برای همه‌ی کسانی که محروم از تحصیل می‌شوند یک شوک بزرگ و اتفاق بزرگ است. به خاطر این‌که همه‌ی آن‌چه که برای آینده‌ی خود متصور بودی دست‌خوش یک تغیر جدی و اساسی ‌می‌شود. اما برای من می‌توانست این تغییر جدی‌تر باشد؛ برای این‌که من هم ترم هشت بودم و هم بعدش امکان بازگشت به دانشگاه را پیدا نکردم و هم این‌که بسیار بسیار علاقه‌مند هستم به این‌که بتوانم درس بخوانم، و در تمام این سال‌ها تلاش کرده‌ام بتوانم درس بخوانم. و هیچ‌وقت حقی که از من ضایع شده‌است را فراموش نکردم. وقتی یک حق طبیعی از تو سلب می‌شود خیلی رنجت را بیشتر می‌کند و برای دیگران ممکن است این حق بدیهی آن‌قدر در دسترس‌شان باشد که این حق برای‌شان بی‌ارزش شود و متوجه نشوند این‌که تو از آن حق بدیهی محروم شدی می‌تواند یک رنج مضاعف برای تو داشته باشد. مثل خیلی از حقوقی که ما در ایران از آن‌ها محروم هستیم و وقتی در برابر کسانی که تجربه‌ی زندگی در ایران را ندارند در موردش حرف می‌زنیم فکر می‌کنند که خیلی هم مساله‌ی مهم و بزرگی نیست؛ ولی حقوق بدیهی ماست که تضییع می‌شود و همیشه هم دیگران فکر می‌کنند که خیلی چیز مهمی نبوده‌ و شاید نباید آن‌قدر جدی گرفت یا ان‌قدر حسرتش را خورد و در موردش حرف زد. اما به طور کلی می‌توانم بگویم مسیر زندگی من را تغییر داد، تا همین امروز هیچ‌وقت نشده‌است که در موردش حرف نزنم.احساس و واکنش خانواده‌تان در رابطه با این موضوع چه بود؟ چه تاثیری روی آن‌ها گذاشت؟من سال 85 ازدواج کردم و سال 86 وقتی برای اولین بار تعلیق شدم کسی که به عنوان خانواده در کنارم بود، همسرم بود که در تمام این سال‌ها هم رنج من را دیده. هیچ‌کس به اندازه‌ی او رنج من را درک نکرده است و در تمام این مدت در کنار من بوده‌، در تمام تحصن‌هایی که می‌کردیم. سال 87 که تعلیق من را تمدید کردند ما یک تحصنی در دانشگاه داشتیم برای چهار روز که منجر به بازداشت من شد و در تمام مدت کسی که برای من غذا یا لباس گرم می‌آورد، او بود. خانواده‌ام مثل همه‌ی آدم‌هایی که شاید دورتر باشند برخورد کردند، خب من خیلی خانواده‌ای که در آن به دنیا آمده‌ام همراهم نبوده‌اند و هیچ‌وقت نه در مورد حق تحصیل نه در مورد بقیه‌ی تصمیم‌هایی که در زندگی‌‌ام گرفتم خیلی من را همراهی نکردند و همیشه مخالف بوده‌اند. در مورد حق تحصیل، چون به حکومت هم نزدیک هستند، نظرشان این بود که طبیعتا نباید این کارها را کرد که محروم از تحصیل شد. در اولین بارهایی که من به کمیته‌ی انضباطی و حراست احضار می‌شدم، حراست زنگ زده بود به پدرم و به او گفته بود که اگر دخترت به فعالیت‌هایش ادامه دهد، چنین اتفاقی برایش خواهد افتاد که خب من در آن زمان ازدواج کرده بودم و دیگر نمی‌توانستند من را برای تصمیماتی که من می‌گرفتم، خیلی تحت فشار قرار دهند. ولی به هر حال مثل هر سیستم امنیتی دیگری، سیستم امنیتی دانشگاه هم تلاش می‌کرد ازطریق خانواده تحت فشار قرار دهد. ولی خانواده‌ام هم مثل آدم‌هایی که شاید از دور به از دست‌دادن یک حق بدیهی نگاه می‌کردند، به‌نظرشان می‌آمد که خیلی هم اهمیت ندارد. هیچ‌وقت دیگران آن‌قدری که باید درک نمی‌کنند وقتی یک حقی را از دست می‌دهی چه‌قدر می‌تواند دردناک باشد.این شکاف می‌توان گفت عمیقی که با خونواده‌ی‌تان داشتید، چه احساسی در شما ایجاد می‌کرد و می‌کند؟این قضیه همیشه احساس خلا ایجاد می‌کند. ما آدمیم و همگی از پوست و گوشت و استخوانیم و قلب داریم و نداشتن هرکدام از چیزهایی که دیگران دارند می‌تواند در ما رنجی را ایجاد کند. شاید بیشترینش زمانی بود که من برای ملاقات می‌رفتم و در تمام آن سه سال و بارهای قبل و بعدش پدرم هیچ‌وقت به ملاقات من نیامد. شاید آن موقع بود که هربار پشت شیشه‌ها پدرهایی را می‌دیدم که آمدند دخترهای‌شان را ببینند، حتا با وجود این‌که بعضی از آن‌ها مریض بودند، یا ویلچر داشتند و با عصا بودند. خیلی احساس خلا می‌کردم و این ادامه دارد. من الان هم که از ایران خارج شدم نه خداحافظی‌ای کردیم و نه در تمامی این مدت با هم تماسی داشتیم. این احساس بدی را در آدم ایجاد می‌کند؛ ولی از بُعد دیگر وقتی مسیری را انتخاب می‌کنی، ممکن است مجبور شوی تاوان‌های متعددی برایش بدهی. یعنی قدرت انتخاب نداری که من چه تاوانی می‌خواهم بدهم. از سال 85 که من محروم از تحصیل بودم تا سال 98، من همیشه فکر می‌کردم قدرت انتخاب دارم که گزینه‌ی رفتن از ایران را انتخاب نکنم؛ ولی درنهایت مجبور شدم. ما انتخاب نمی‌کنیم چه تاوانی می‌خواهیم بدهیم و این تنش‌هایی هم که ممکن است در خانواده‌ها شکل بگیرد، بخشی از همین تاوان است که برای فعالین دانشجویی و برای تمام کسانی که کنشگر سیاسی هستند، وجود دارد. من همیشه این‌گونه به آن نگاه کردم که این هم بخشی از تصمیم کلی‌ای بوده که گرفتم و باید عواقبش را می‌پذیرفتم. اما نکته‌ی مثبتی هم دارد. من به عنوان یه زن هیچ‌وقت فکر نکردم که نسبت به کسی وابستگی‌ای دارم. همیشه یک زن مستقل بودم و توانستم از یک خانواده‌ی سنتی- مذهبی جور دیگری به دنیا نگاه و زندگی کنم. این نکته‌ی مثبت را همیشه نگاه می‌کنم که من توانستم بدون این‌که آن‌ها حمایتم کنند، روی پای خودم بایستم و هزینه‌ی انتخاب‌هایم را بدهم. این هزینه می‌توانست پوشش من باشد؛ چون پدر من روحانی‌ست و من از نوجوانی با پوششی که به من دیکته می‌شد، مخالف بودم؛ یعنی این درگیری فقط درگیری زمان فعالیت دانشجویی من نبود و از همان زمان من چیزی را که انتخاب خودم بود، ارجح دانستم.به نظر شما هدف این کار چیست؟ سلب‌کردن یک حق واضح از مهدیه گلرو و مهدیه گلروها؟هدف از محرومیت از تحصیل مثل همه‌ی محرومیت‌های دیگری که اتفاق می‌افتد تلاش برای شکستن آن فردی است که منتقد یا مخالف است. برای من محرومیت از تحصیل اولین محرومیت در زندگی‌ام بود که بخواهم تحت فشار قرار بگیرم و بعد از آن اتفاق‌های دیگری افتاد که شاید بعد از تجربه‌ی انفرادی یا چند سال زندان به نظر بیاید گرفتن حق آزادی، حق حرف‌زدنت با دیگران یا حق ملاقات یا هر یک از این‌ها می‌تواند بدتر از گرفتن حق تحصیل باشد؛ اما من فکر می‌کنم با همه‌ی ‌این اتفاق‌هایی که افتاده‌است، هنوز هم روزی که اجازه ندادند من وارد دانشگاه شوم تا امتحانات ترم هشتم را بدهم رنج‌آورترین روزی بود که تجربه کردم و هیچ‌وقت هم نتوانستم فراموش کنم روزی را که ممنوع الورود شدم به دانشگاهی که چهار سال در آن زندگی کردم و تلاش کردم که درس بخوانم. وقتی که یک نفر یا کسانی را این‌طوری تحت فشار قرار می‌دهند، برای این است که درس عبرتی بشود برای بقیه. اما خب خوش‌بختانه من امروز می‌بینم که این اتفاق نیفتاده و خیلی‌ها می‌دانند که چه چیزی در انتظارشان است و چه اتفاقی ممکن است برای‌شان بیفتد اما در مسیری که انتخاب می‌کنند متزلزل نمی‌شوند و همان مسیر را ادامه می‌دهند. فکر می‌کنم در دهه‌ی نود بود، اوایل دهه‌ی نود، که یکی از بچه‌های دانشگاه علامه به کمیته‌ی انضباطی احضار می‌شود. برای من تعریف می‌کرد که «وقتی رفتم کمیته‌ی انضباطی، مسئول کمیته‌ی انضباطی به من گفت که اگر بخواهی به این کارهایت ادامه بدهی می‌شوی مهدیه گلرو و آن وقت مجبور می‌شوی چند سال بدویی تا بتوانی حقت را بگیری و می‌بینی هم که دیگر نمی‌توانی برگردی به دانشگاه». در واقع به طور کاملا عینی انگار که می‌خواست من را درس عبرتی برای او قرار دهد. معمولا این تلاشی‌است که سیستم‌های امنیتی انجام می‌دهند که یک کسی را آن‌قدر تحت فشار قرار دهند و حقش را بگیرند تا به بقیه بگویند اگر قرار باشد این کار را ادامه دهی، شبیه او می‌شوی ولی می‌بینیم که نسل‌های بعد به همان مسیر ادامه می‌دهند و این نمی‌تواند روی آن‌ها تاثیر بگذارد.در نقطه‌ای که هستید، از کارهایی که کردید و منجر به این رفتار شد، پشیمونید؟ اگر آره چرا، و اگر نه چرا؟رفتارهای حکومت دقیقا من را به این نقطه‌ای رسانده که الان هستم. جایی که الان هستم جایی نیست که دوست داشته باشم. من قطعا ترجیح می‌دادم که درسم را در رشته‌ای که بسیار مورد علاقه‌ام بود و همیشه برایش وقت می‌گذاشتم، به طور آکادمیک بخوانم. در کشور خودم زندگی کنم و فکر می‌کنم همه‌ی این‌ها رفتارهای حکومت بوده. من قرار نیست پشیمان باشم به خاطر کارهایی که کرده‌ام هر چند که می‌دانم جمهوری اسلامی هم هنوز به نقطه‌ای نرسیده‌است که پشیمان باشد به خاطر کارهایی که می‌کند؛ اما ما نمی‌توانیم جای ظالم را با کسی که مورد ظلم قرار گرفته‌است عوض کنیم و ببینیم آن آدم چه رفتارهایی را باید می‌کرده تا این قدر مورد ظلم قرار نگیرد. خیلی اوقات فکر می‌کنم به این که کجا می‌شد این مسیر را تغییر داد و کاری کرد که به این‌جا نرسم. یادم می‌آید که تقریبا یک ترم از تعلیقم گذشته بود که ما شورای دفاع از حق تحصیل را تشکیل داده بودیم؛ این شورا تلاش می‌کرد که اطلاعات محرومین از تحصیل به هر دلیلی را از سراسر کشور جمع‌آوری کند و من احضار شدم به حراست. یک نفری بود به نام سیدی که آن موقع مسئول معروفی در دانشگاه‌های ایران بود؛ چون هم حراست علامه بود هم این‌که در خیلی از جلسات دیگر مجموعه‌های امنیتی شرکت می‌کرد. جلوی من و خیلی از بچه‌های دیگر برگه‌ای گذاشت و گفت اگر این را امضا کنید، می‌توانید برگردید دانشگاه و درس بخوانید. من آن لحظه تصمیم گرفتم آن را امضا نکنم و نتیجه‌اش هم این شد که برنگشتم دانشگاه و بیش‌تر از ده سال فقط تلاش کردم برای این‌که بتوانم حق تحصیلم را بگیرم. اما الان که برمی‌گردم به عقب می‌بینم که نمی‌توانستم آن روز آن را امضا کنم. همان‌طور که بارها و بارها نامه‌های دیگری در زندان و غیر از آن مقابلم قرار گرفت و نتوانستم به آن‌ها تن دهم به خاطر آن‌که وقتی با یک حقیقتی مواجه می‌شوی و یک حقیقتی را درک می‌کنی؛ حقیقتی به نام انسانیت، حقیقتی به نام آزادی حقیقتی به نام عدالت... دیگر نمی‌توانی چشمت را به رویش ببندی و درموردش حرف نزنی. این‌ها همه حقیقت‌هایی هستند که ما چه بپذیریم چه نپذیریم وجود دارند. گاهی فکر می‌کنم که حتی اگر آن نامه را امضا کرده بودم باز هم سرنوشتم و مسیری که بعد از آن طی کردم خیلی متفاوت با الان نمی‌شد چون دیگر من حقیقتی را دیده بودم که نمی‌توانستم در مقابلش سکوت بکنم و چشم‌هایم را ببندم.در فرایندی که از دانشجویان ستاره‌دار حمایت می‌کردید و پیگیر کارهای‌شان بودید، کدام پرونده‌ها خیلی شما را ناراحت می‌کرد؟محرومیت از تحصیل بهایی‌ها همیشه خیلی برای من آزاردهنده بوده. به خاطر این‌که بدون این‌که هیچ کنش سیاسی‌ای داشته باشند و بدون این‌که چیزی بخواهند، فقط به واسطه‌ی مذهب‌شان از تحصیل محروم می‌شوند و همیشه باعث شده که خیلی ناراحت‌شان باشم. الان این اتفاق از دوره‌ی لیسانس می‌افتد ولی آن موقعی که ما روی بحث ستاره‌دارها اواسط دهه‌ی 80 کار می‌کردیم، خیلی از بچه‌ها توانسته‌بودند در دوره‌ی خاتمی لیسانس‌شان را بگیرند و در مقطع فوق لیسانس ستاره‌دار شده بودند. گروه دیگری هم هستند که الان شاید کمتر شده باشند. من چون دهه شصتی هستم، زمانی که دانشجو بودم این مساله بیشتر بود. بچه‌هایی که پدر یا مادرشان در دهه‌ی 60 اعدام شده یا زندانی بودند و به واسطه‌ی فعالیت سیاسی پدر مادرهای‌شان یا حتی بستگان خیلی نزدیک مثل دایی یا خاله از تحصیل محروم می‌شدند. البته بسنگی داشت. برخی از آن‌ها با یک تعهد ثبت‌نام می‌شدند، بعضی‌های‌شان اصلا ثبت‌نام نمی‌شدند و این‌ها کسانی بودند که جدا از آسیب‌هایی که به دلیل نبود پدر و مادر در کودکی تحمل کرده بودند، حالا مجبور بودند رنج مضاعفی را متحمل شوند. اما به طور کلی هر یک نفری که از تحصیل محروم می‌شود، چه به دلیل مذهب چه فعالیت سیاسی، برای من رنج‌آور است. ماجرای هرکدام از این آدم‌ها که من طی این سال‌ها با آن‌ها حرف زدم تا همین چند هفته پیش که نتایج کارشناسی و کارشناسی ارشد آمد و عده‌ای به این دلایل از تحصیل محروم شدند، مرا ناراحت کرده‌ و مثل نمکی است که روی زخم قدیمی من ریخته می‌شود و با هرکدام‌شان احساس هم‌دردی می‌کنم و هنگام صحبت با آن‌ها رنج می‌کشم و سعی می‌کنم به آن‌ها بگویم من می‌فهمم چه رنجی می‌کشید، می‌فهمم چه‌قدر عصبانی و غمگین هستید. شاید بقیه با جملات تکراری مثل حالا این دانشگاها مگر چه ارزشی دارد، این‌همه آدم درس خواندند بیکار هستند و جمله‌هایی شبیه این‌ها، این رنج را تقلیل دهند؛ اما من سعی کردم به آن‌ها بگویم این ماجرا چه‌قدر دردناک است و هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود.امیدی دارید که روزگاری این سلب حق دیگر وجود نداشته باشد؟بله امیدوارم شاید هیچ‌کس به اندازه‌ی من برای حق تحصیل در تمام این سال‌ها امیدوار نبوده. از آن روزی که سال 86 به دانشگاه ممنوع‌الورود شدم و تحصنی که دم در دانشگاه کردم تا تمام اعتراضات و تجمع‌ها و تحصن‌ها که در تمام سال‌های بعدش کردم. در تمام این سال‌ها همیشه امیدوار بودم که یک جایی این چرخه‌ی ظلم قطع شود. هیچ‌وقت ناامید نشدم از همان 86 تا تحصن سال 96 مقابل وزارت علوم من هم‌چنان امیدوار بودم و فکر می‌کردم باید تلاش کرد برای این‌که مقابل این ظلم ایستاد و فکر می‌کنم روزی این اتفاق در ایران از بین می‌رود. همان روزی که نه فقط این بلکه هیچ یک از اشکال نقض حقوق بشر در ایران اتفاق نمی‌افتد. و آن روز، روزی است که ایران آزاد است و در آن دموکراسی وجود دارد و دانشجوها می‌توانند اعتراض خود را بیان، تجمع و تحصن کنند، بدون این‌که احضار و بازداشت شوند.چه آرزویی برای ایران دارید؟برای ایران آزادی و دموکراسی آرزو می‌کنم و همه‌ی آن چیزهایی که در جواب سوال قبل گفتم وقتی باشد، دیگر محرومیت از تحصیل هم وجود ندارد، همه‌ی آن‌ها را آرزو می‌کنم. آرزو می‌کنم روزی یک جمهوری ایرانی وجود داشته باشد، جمهوری‌ای که جمهور مردم در موردش تصمیم بگیرند، با انتخاباتی آزاد تصمیم بگیرند چه کسی قدرت را در دست بگیرد و در آن جمهوری نقض حقوق بشر وجود نداشته باشد و حقوق تک‌تک شهروندهای ایرانی به رسمیت شناخته شود و همگی آن‌ها حق شهروندی داشته باشند و همگی بتوانیم از مطالبات خود حرف بزنیم. نهادهای اجتماعی، NGOها، سندیکاها و انجمن‌ها شکل بگیرند و همه‌ی این‌ها زیر سایه‌ی یک جمهوری واقعی اتفاق خواهد افتاد.آرزو می‌کنم آن روز را ببینیم؛ حتی اگر زنده نباشیم تا آن روز را برای ایران به چشم سر ببینیم، شاهد این باشیم که ایران روزهایی خوبی را تجربه می‌کند. به دور از روزهایی که این روزها تجربه کرده.در حال حاضر خارج از کشور درحال تحصیل هستید؟خیلی سعی می‌کنم که راهی برای آن پیدا کنم. وقتی که رسیدم شروع کردم به این‌که ببینم اصلا چه مدارکی لازم دارد و اقدامات لازم را انجام دهم. اما با مشکلی مواجه شدم. و آن این است که من توسط انجمن قلم به این‌جا دعوت شدم و انجمن قلم یک نوع ویزایی می‌دهد که ویزای کاری است، یک ویزای دوساله‌ی کار و ویزا را نمی‌توانی به ویزای دانشجویی تغییر دهی. یعنی احتمالا باید دو سال اولی که این‌جا هستم که الان تقریبا سه‌-چهار ماه از آن گذشته، زمان را بگذرانم و بعد از این بتوانم درس بخوانم. البته دارم سعی می‌کنم بفهمم می‌توانم راه دیگری پیدا کنم یا نه؛ اما فعلن در این مرحله و بن‌بست قرار دارم.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 15:25:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن سخنرانی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان در دیدار با رئیس جمهور</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-ekmvh8aizo9x</link>
                <description>جناب آقای رئیسی سلام علیکمپیش از آنکه وارد بدنه‌ی اصلی سخنان خود شوم، لازم می‌دانم به عنوان مقدمه نکته ای را خدمت جنابعالی عرض کنم. جناب آقای رییسی ما اکنون با شما نه به عنوان رییس جمهوری برآمده از آرای مردم و در بستر انتخاباتی ازاد، بلکه به عنوان نماینده‌ی حاکمیت سخن می‌گوییم. حاکمیتی که علیرغم آرمان های انقلابی آزادی و عدالت در طول چهل سال گذشته نه تنها مسیری رو به رشد برای مردم ایجاد نکرده، نه تنها ایران و جامعه ایرانی بلکه حتی خود را در انواع بحران‌ها و ابربحران‌های مختلف غرق کرده و جز در برهه‌های کوتاهی در طول این دوران رنگ ثبات و آرامش را ندیده است.جناب آقای رییسی از شما میخواهیم که هرگاه خواستید از جانب مردم سخن بگویید و یا سیاستی را به انان تحمیل کنید به یاد بیاورید که شما حاصل غیررقابتی‌ترین انتخابات طول تاریخ جمهوری اسلامی با پایین‌ترین میزان مشارکت بوده‌اید. انتخاباتی که خود محصول ساختارهای معیوب و ناکارامدی بوده که مردم را به ناامیدی از هر گونه امکان تغییر در سازکار سیاست‌گذاری در ایران کشانده است. شورای نگهبان به عنوان پاسدار تمامیت‌خواهی سیاسی و سرکوب هرگونه انتخاب و خواست دموکراتیک مردم در این سال‌ها، کشور را به جایی کشانده است که باید برای توجیه مشارکت پایین سیاسی آنان دست به دامن انواع توجیهات شود تا علةالعلل مشکلات را بپوشاند. شورای نگهبان تنها ساختار معیوب موجود نیست. ساختارهایی که سوار بر سیاستی غیر دموکراتیک بر عرصه‌ی حکمرانی کشور بنا شده است و روز به روز ناکارامدی را تولید کرده تا بحرانی را با بحرانی دیگر فراموش کنیم.امروز دیگر حاکمیت یک دست شده است؛ امروز دیگر دولت هم دست شماست و هر بخشی از آن را به نماینده یکی از باندهای فاسد و یا ناکارآمد قدرت و ثروت بذل و بخشش کرده اید؛ امروز دیگر از محسن رضایی گرفته تا قاضی زاده هاشمی و رستم قاسمی و سردار وحیدی، همگی سهم شان را از قدرت گرفته اند. امروز دیگر امنیتی ترین کابینه جمهوری اسلامی را با انتصاب سرداران سپاه در تک تک مناصب دولتی تشکیل داده اید. حالا سوال اینجاست که در این حاکمیت سرتاپا یکدست، آن فسادستیزی ای که وعده می دادید کو؟ آن رفع فاصله طبقاتی و مبارزه با بی عدالتی ای که می گفتید، کو؟ آن رفاه و تأمین حداقل معیشت مردم، کو؟ آن آزادی و آن تضمین حقوق همه مردم و زنان و دختران، کو؟ آن وعده رفع تحریم هایتان چه شد؟ آن عزتی که وعده می دادید، کجاست؟جناب آقای رییسی! لطفا به دوستان هم گوشزد کنید، در نرخ رشد صفر درصدی، در انزوای سیاسی، در عدم شفافیت و هر آن چیزی که هزینه‌های گزاف بر ملت ایران تحمیل میکند هیچ عزت و احترامی نیست.بذل و بخشش اموال ملت به الیگارشی فاسد نظامی-سیاسی در قالب خصوصی سازی های رانتی، فساد سیستماتیک، نظامی گری افسار گسیخته، فقر شدید اقتصادی، شکاف سرسام آور طبقاتی، از هم گسبختگی اجتماعی، تحریم های بین المللی، مسائل و کلان‌مشکلات زیست محیطی بیش از گذشته هزینه‌های خود را بر گرده مردم جان به لب رسیده تحمیل می کند و مردمی که از رانت و فساد و ناکارآمدی و بی‌تدبیری به ستوه امده‌ و معترضند، پاسخی جز شعارهای توخالی ایجاد یک میلیون شغل و ساخت یک میلیون مسکن در طول سال و یا خیال پردازی های پوچ درباره بهبود وضعیت اقتصادی کشور نمی شنوند؛ وگرنه که در این سالها پاسخ رسمی و معمول، چیزی جز سرکوب و بازداشت و باتوم و اشک‌آور و گلوله جنگی و ساچمه نبوده است. مسائل امروز ما حاصل یک روز و یک سال و 8 سال  نیست، می‌خواهید نمونه از این سیاستگذاری‌ها را برای شما مثال بزنم؟ معاون اول جنابعالی با دادن وعده‌های پوچ و بی‌اساس بر مبنای تولید گسترده ی واکسن تا موعدی مقرر با جان مردم کسب منافع مالی کرده است. ایشان به جای محاکمه در دادگاه و پاسخگویی جهت چنین جنایتی به فرماندهی اقتصادی کابینه منصوب شده است.در شرایطی که جامعه ی مدنی با سرکوب شدید مواجه بوده و فعالین مدنی، سیاسی و اجتماعی به بهانه‌های متعدد در دالان‌های قوه ی قضاییه هستند، همان جایی که تا چند ماه پیش بر مصدر آن تکیه زده بودید، چگونه میتوان انتظار داشت سخن مردم به گوش حاکمیت برسد، شما به ما بگویید در چنین شرایطی جز در افتادن در ورطه‌ی شوم خشونت چه راهی پیش پای مردم مانده است؟ چطور انتظار داریم زمانی که تمام راه‌های تنفس را بر جامعه بسته‌ایم، پیام ملت را جز با مشت‌های گره کرده بشنویم؟ جناب آقای رییسی حتما از جوی خون راه افتاده در آبان ۹۸ مطلعید، همانگونه که از سرکوب مردم تشنه‌ی خوزستان و اصفهان مطلعید. شما به ما بگویید سرکوب شدید این اعتراضات جز به این معناست که حاکمیت نه تنها توانایی گفگتو با مردم را از دست داده بلکه اساسا پذیرفته است که باید به ضرب گلوله خود را حفظ نماید؟شما که نگران عزت مایید، شما که نگران حقوق قانونی مایید، شما که دغدغه فرار نخبگان را دارید، شما که شعار استفاده از نیروی متخصص می دهید، آیا از احضارها و بازداشت ها و پرونده سازی ها برای دانشجویان و دانشگاهیان خبر دارید؟ آیا می دانید که که بیش از دو سال است که دو هم‌دانشگاهی ما، علی یونسی و امیرحسین مرادی، همچنان در حبس به سر می‌برند؟ آیا می دانید که دادگاه ها در دوران ریاست شما بر قوه قضاییه، به جای محاکمه‌ی شفاف و علنی و برخورد سریع، قاطع و صریح با عوامل اصلی جنایت اسقاط هواپیمای اوکراینی با موشک نظامی، برای دانشجویان معترض به این جنایت، پرونده سازی کردند؟ آیا می دانید بسیاری از دانشجویان همچنان درگیر پرونده هایی هستند که به بهانه فعالیت قانونی دانشجویی در قالب نهادهای مجوز دار دانشجویی و یا به بهانه اعتراضات مسالمت آمیز دانشجویی دی ۹۶ و آبان ۹۸ برایشان تشکیل شد؟ از پرونده سازی های بی اساس برای اساتید و پژوهشگران کشور خبر دارید؟ آیا از رشد روزافزون فرار نخبگان در همین چند ماهه اخیر مطلعید؟و اما کلام آخر، جناب آقای رییسی، همانطور که در ابتدا هم گفتیم، ما شما را نماینده‌ی حاکمیت می‌دانیم و لازم می‌دانیم که این هشدار را به شما بدهیم! اگر برای رهایی از وضعیت بحران زده‌ی کنونی، راه حلی عقلانی، مبتنی بر تجربه و کارآمد ارائه ندهید، از جانب مردم پاسخی دریافت خواهید کرد که شاید نه سریع و نه حتی فوری باشد اما حتما انقلابی و قاطع است.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 11:30:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیهٔ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به‌مناسبت ۱۶ آذر ۱۴۰۰، روز دانشجو</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%D9%94-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%DB%B1%DB%B6-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-obfv9t6buwbo</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمدر پیچ و تاب تاریخ سیاسی اجتماعی یک کشور، زمانی فراخواهد رسید که گفتمان‌ها، راه‌حل‌ها، ایده‌ها و استراتژی‌های از پیش موجود، دیگر توانایی پاسخگویی به پرسش‌های بنیادین و یا گره‌گاه‌های موجود در زیست روزمره‌ی مردم را از دست می‌دهند و از همین رو، باید پذیرفت گفتمان‌هایی که قادر به ارائه‌ی راه‌حل‌های بدیع و عقلانی نسبت به مشکلات موجود نباشند محکوم به مرگ‌اند.  شاید زمانی جامعه‌ی سیاسی-اجتماعی ایران شاهد تولد طرح‌هایی نو بود که توانایی درپیچیدن با مهم‌ترین بن‌بست‌های ریشه‌کرده در ذهن و زندگی مردم را داشت و برای آنان راه‌حل ارائه می‌داد اما اکنون اینگونه به نظر می‌رسد که سپهر سیاسی - اجتماعی ایران فاقد چنین گفتمانی است، گفتمانی که با بهره‌گیری از عقل، علم و تجربه، با طرح در عرصه‌ی عمومی و اقبال از سوی جامعه، نویدبخش روزهایی روشن‌تر باشد. در این زمانه، نیروهای تحول‌خواه موجود در جامعه باید جسورانه دست به پرسشگری پیرامون «کهنه» زده و برای زایش «جدید» تلاش کنند. چنین گفتمانی اولا باید از درکی صحیح از جامعه و بازیگران موجود در عرصه‌ی سیاست بهره ببرد. نمی‌توان مدعی بود که جامعه‌ی امروز ایران همان جامعه‌ی چهل و چند سال گذشته و یا حتی بیست و اندی سال پیش است و تمامی خوانش‌ها و تعاریف و راه‌حل‌ها از پیش موجودند. در، همواره بر پاشنه‌ی پیشین نخواهد چرخید و اصرار بر پاسخ‌های منسوخ و ناکارآمد نتایج مطلوبی به همراه ندارد. چنین دیدگاهی در نهایت امر یا به بنیادگرایی منجر خواهد شد و یا به گزافه‌گویی و تناقض درونی دچار. در این جایگاه باید بدانیم جایگاه نظام سیاسی ما در جهان چیست؟ نسبت ما با مناسبات و ارزش‌های از پیش موجود چیست؟ چه تعارضاتی از منظر معرفت‌شناسی با جهان امروز در حال شکل گیری است؟ ارزش‌های بنیادی ما چیست؟ نگاهمان به انسان، حق، عدالت و سعادت باید چگونه باشد؟ طرح این سوالات و پرسش‌هایی از این دست برای رسیدن به چهارچوبی کارآمد وبدیع الزامیست. ارائه پرسش درست خود بخشی از فرایند یافتن راه‌حل است. و اما پاسخ به این پرسش‌ها در قدم بعد نیازمند شکل‌گیری گفتگویی آگاهانه و فضایی نقادانه می‌باشد. جایی که در آن روشنفکران، نمایندگان گروه‌های صنفی، منزلتی، سیاسی و تمام تشکل‌های موجود در جامعه‌ی مدنی در بستری روشنگر یکدیگر را بخوانند، نقد کنند و با بهره‌گیری از تعامل و فضای نقادانه‌ی موجود تلاش کنند تا پاسخی برای بن‌بست‌های موجود در زیست روزمره‌ی مردم ارائه دهند. همان مردمی که در زیست روزمره در تکاپو با مشکلات و مصائب محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی روز به روز شکسته‌تر، ناامیدتر و خشمگین‌تر می‌شوند. در زمانه‌ای که حاکمیت در پاسخ اعتراض به حق مردم راهی جز سرکوب پیش‌روی خود نمی‌بیند و عقلانیت را به پای منافع گروهی و باورهای ایدئولوژیک ذبح و چرخه‌ی شوم خشونت را بازتولید می‌کند، اگر روشنفکران دست به کنشی عمیق، گسترده و عملیاتی نزنند بدون شک مردم از آنان گذر خواهند کرد اگر تا کنون نکرده باشند.در نهایت برای عملیاتی کردن چنین ایده‌هایی در بستر یک جامعه‌ی توده‌ای و فرودست نیاز به تشکل‌سازی و سازمان‌یابی بیش از گذشته حس می‌شود. سازمان‌هایی که هم از گفتمانی غنی و هم از پایگاهی اجتماعی برخوردار باشند. سازمان‌هایی که برای عرصه‌های متعدد فعالیت اجتماعی افراد مختلف جامعه با برخورداری از آرمان‌ها و اهداف، انگیزه‌های لازم را ایجاد کند. سازمانی که حیات و مماتش تاثیر خود را در زندگی خیل گسترده‌ای از مردم، نمایان، و در عرصه‌ی عمومی منافع آنان را نمایندگی کند.در آستانه‌ی روز دانشجو، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با گرامی‌داشت یاد و خاطره‌ی تمامی شهدای راه آزادی و عدالت اعلام می‌دارد که قصد ندارد حامل ایده‌های منسوخ و از یاد رفته باشد و با قدم‌گذاشتن در این مسیر، از تمامی نیروهای تحول‌خواه که آزادی، امنیت، عدالت، توسعه و دموکراسی را پاس می‌دارند، دعوت می‌کند تا آن‌ها نیز با گام‌نهادن در مسیر بازسازی گفتار سیاسی، تلاشی آگاهانه در باب بدیل‌اندیشی و ایده‌ی ایران آینده انجام دهند.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Mon, 06 Dec 2021 18:44:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامهٔ سرگشادهٔ جمعی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف به رهبری، درخصوص پی‌گیری وضعیت علی یونسی و امیرحسین مرادی</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%94-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D9%BE%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-okxdv8gzmyr4</link>
                <description>در راستای پی‌گیری وضعیت علی یونسی و امیرحسین مرادی، دو دانشجوی ممتاز دانشگاه صنعتی شریف، جمعی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف، نامه‌ای سرگشاده خطاب به رهبری نوشته‌اند.علی یونسی و امیرحسین مرادیمتن این نامه بدین شرح است:«مقام محترم رهبری،حضرت آیت‌الله خامنه‌ای،سلام علیکم؛همان‌طور که مستحضرید در بهار ۱۳۹۹، دانشجویان دانشگاه شریف درحالی‌که هنوز آلام پرکشیدن جمعی از هم‌وطنان و هم‌دانشگاهیان‌شان در سانحهٔ هوایی التیام نیافته‌بود، دغدغهٔ دیگری نیز به جان‌شان پیچید؛ آن هم خبر بازداشت دو تن از دوستان‌شان بود که اکنون حلاوت دو بهار طبیعت و معنویت را از کام دانشجویان گرفته و بر اندوه آن‌ها افزوده‌است. غمِ این نگرانی‌ها و تأثرات، هر روز به‌جای این‌که التیام یابد، با فرسایشی‌شدن روند پی‌گیری و عیان‌شدن اتفاقات غیرمنتظره و اقدامات صورت‌گرفته علیه آن‌ها، دوچندان گردیده و سوءظن‌ها را نیز نسبت‌به سلامت فرایند رسیدگی بیشتر کرده‌است.در تاریخ ۱۶ اردی‌بهشت‌ماه ۱۳۹۹ و بعد از کارزارهای متعدّد دانشجویی، سخن‌گوی قوهٔ قضائیه در پاسخ به سؤالی در خصوص این دانشجویان، اتهام ارتباط با گروهک‌های ضدّ انقلاب را متوجه آن‌ها نمود و این‌گونه عنوان کرد:«این افراد متأسفانه به گروه‌های ضدّ انقلاب، به‌ویژه گروهک تروریستی «منافقین» وصل شده‌بودند و ارتباطاتی با آن‌ها برقرار کرده‌بودند و تحت تعلیمات این گروهک به‌دنبال انجام اقدامات خراب‌کارانه در کشور بودند.»این درحالی بود که به‌گفتهٔ بسیاری از حقوق‌دانان و اساتید حقوق کیفری، مصاحبهٔ ایشان نوعی صدور رأی پیش از محاکمه بود و باعث ایجاد این نگرانی شد که درواقع این اظهارات، قوهٔ قضائیه را از بی‌طرفی خارج کرده‌است و با توجه به اخبار و وقایع بعدی از پروندهٔ این دانشجویان، به نظر می‌رسد همین مصاحبه سبب تعیین خطّ مشی پرونده در رسیدگی‌های بعدی گردیده‌است.این موضع‌گیری سخن‌گوی قوهٔ قضائیه و شواهد دیگری از جمله عدم دسترسی متهمان به وکیل، عدم ملاقات آن‌ها با خانواده‌های‌شان و...، موج نگرانی‌های دانشجویان را هر روز بیشتر کرد تا نهایتاً به امید این‌که موضوع برای جامعهٔ دانشجویی روشن شود، جلسه‌ای در تاریخ ۲۳ تیرماه ۱۳۹۹ با حضور نمایندگان تشکل‌های مختلف و دانشگاه، با این دانشجویان برگزار شد. حسب بیانیهٔ رسمی برخی از همین تشکل‌ها، جلسهٔ برگزارشده و نحوهٔ مدیریت آن و هم‌چنین افراد حاضر در این جلسه از جمله بازپرس پرونده، مأمور تحقیق و...، این گمانه‌زنی را ایجاد کرد که این جلسه فقط برای تدارک دلیل بوده‌است، که متأسفانه با صدور کیفرخواست «إفساد فی‌الأرض» از طرف دادسرا، این گمانه‌زنی‌ها به یقین نزدیک‌تر شد.باور ما دانشجویان بر این بود که وجود تشکیلات قضائی و قواعد حاکم بر دادرسی از جمله تأکید قانون‌گذار کیفری بر تضمین حق دفاع، حق اعتراض و بهره‌مندی از خدمات وکیل، باعث حفظ آبرو و رعایت حقوق شهروندی است؛ ولیکن رخدادها و اتفاقاتی از جمله مصاحبهٔ مسئله‌دار سخن‌گوی قوهٔ قضائیه و تعیین خطّ مشی پرونده در رسیدگی‌های آتی، برگزاری جلسهٔ بازجویی غیرمنصفانه و غیرقانونی، عدم دسترسی به وکیل تعیینی، عدم ملاقات متّهمین با وکلای انتخابی، فشارهای متعدد جهت اخذ مصاحبه‌های تلویزیونی، گزارش‌های منتشرشده (و تکذیب‌نشده) در خصوص سلامت جسمی و روحی دانشجویان، طولانی‌نمودن حبس در انفرادی، همگی سبب رنگ‌باختن این باور و اعتقاد شد.وکیل انتخابی که بعد از ۹ ماه به‌سختی توانسته امضای موکّلین را بدون حضور فیزیکی اخذ نماید، در مصاحبه‌ای رسمی به اصحاب رسانه عنوان داشته: «از ابتدا در این پرونده با مسائل عجیب و نامتعارفی مواجه شده‌ایم. برگزاری یک ملاقات میان موکّل و متهمِ دیگر پرونده با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف با حضور کارشناس پرونده (بازجو) و نمایندهٔ دادستانی، در سالن عمومی دادستانی تهران، یکی از این موضوعات است که با هیچ عیار قانونی، اخلاقی و شرعی قابل سنجه نیست». وی اعلام نموده تاکنون و به‌دلیل اعمال بروکراسی و دیوان‌سالاری غیرقانونی در اعطای مجوز ملاقات وکیل با موکّل و پاس‌کاری بین دادیار ناظر زندان، دادستان و شعبهٔ رسیدگی‌کننده، علیٰ‌رغم صدور کیفرخواست هنوز نتوانسته با آن‌ها ملاقات داشته‌باشد.مصاحبهٔ انتشاریافتهٔ یکی از هم‌بندهای آقای «علی یونسی» نیز دالّ بر فشار روحی و روانی و مجبورکردن وی به انجام مصاحبهٔ تلویزیونی و اقرار به پذیرش عناوین اتهامی بوده‌است. هم‌چنین آثار صدمات فیزیکی در چشم و گوش وی مشهود بوده که به‌دلیل محدودیت‌های اعمال‌شده توسط ضابط قضائی، به‌درستی درمان نشده‌است.در تاریخ ۲۳ اسفندماه ۱۳۹۹، جلسهٔ رسیدگی به اتهام نام‌بردگان، از طرف شعبهٔ رسیدگی‌کننده برای تاریخ ۲۲ فروردین‌ماه ۱۴۰۰ تعیین و ابلاغ می‌گردد، علیٰ‌رغم تشکیل جلسه و حضور قضات و وکلای طرفین، از حضور دانشجویان در جلسهٔ دادرسی توسط مرجع بازداشت‌کننده، جلوگیری و جلسهٔ رسیدگی لغو می‌شود.حسب مصاحبهٔ رسمی صورت‌گرفته از طرف وکیل دانشجویان، کیفرخواست صادره علیه این دانشجویان، «إفساد فی‌الأرض» است. بر اساس موازین قانونی، شرط تحقق جرم إفساد فی‌الأرض این است که به‌صورت گسترده باشد و اخلال شدید در نظم عمومی کشور یا ناامنی یا ورود خسارت عمده در حد وسیع محقق گردد.حال موارد متعدّد زیر، ذهن‌مان را مشغول نموده‌است:۱. سیستم اطلاعاتی چگونه نتوانسته بعد از گذشت یک سال، عناوین اتهامی دو دانشجو را که هیچ عقبه‌ای ندارند، مشخص نماید؟ قریب به یک سال، آن‌ها را از ملاقات با وکیل منع کرده، یک سال بازداشت موقت و حبس انفرادی طولانی‌مدت نموده و به‌جای مشخص‌کردن و ضبط و ثبت ادلّهٔ رسمی و قانونی، اقدام به تطمیع و تهدید و تحت‌فشارقراردادن جسمی و روحی آن‌ها به‌منظور انجام مصاحبه‌های تلویزیونی و پذیرش اتهامات کرده‌است و در نهایت از حضور در جلسهٔ دادرسی ممانعت کرده تا بتواند ادلّه‌ای جهت اثبات اتهام که قبلاً در رسانه‌ها اعلام شده، تحصیل نماید.۲. امتناع از حضور دانشجویان در جلسهٔ رسیدگی که حداقل یک ماه قبل ابلاغ شده‌است، همانا ادامهٔ روند فشارهای روانیِ فرسایشی و طولانی‌نمودن بازداشت و نهایتاً غلبهٔ این فشارها جهت اخذ و کسب دلیل است.۳. آن‌چه دانشجویان بازداشت‌شده به‌صورت گسترده انجام داده‌اند، تلاش ۵ ساله در المپیاد علمی و اخذ افتخار برای ایران اسلامی است و نهایت رکن واقع‌شدهٔ یکی از آ‌ن‌ها، در اهتزاز پرچم ایران بر تارک افتخار علمی المپیاد جهانی نجوم بوده‌است. البته هم نتیجهٔ این افتخارآفرینی عظیم بوده و هم آثارش در جامعه و جهان وسیع بوده‌است و به نظر این اقدام، یعنی اهتزاز پرچم مقدّس، شرایط گستردگی و اثر وسیع در تحقق جرم إفساد فی‌الأرض را دارد!حضرت‌عالی در پیام نوروزی امسال خویش اعلام نمودید وجود ایران قوی، راه مقابله با دشمنی‌هاست و به‌وضوح یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها برای قوی‌شدن ایران، وجود بذر امید در دل جوانان این مرزوبوم است؛ مؤلفه‌ای که همواره در معرض تهدید بوده و هست. ناعدالتی و نرسیدن به حق قانونی افراد در روند‌های اداری و قضائی، یکی از این تهدیدهاست؛ چیزی که در جریان پروندهٔ این دو دانشجو نیز شاهد آن بوده‌ایم.آن‌چه نظاره‌گر آن هستیم و مستندات آن در فضای رسانه‌ای منتشر شده‌است، خلاف روند طبیعی پرونده‌هاست و قطعاً ذهن پرسش‌گر دانشجو را بدین سمت سوق می‌دهد که چگونه ساختاری را جلوبرنده باشد که ارکان اساسی قضائی آن خلاف قوانین عمل می‌کنند؟ چگونه در راه هدفی قدم بردارند که مقدمات آن وجود ندارد؟ از این‌ها که بگذریم، دانشجویانی که با تلاش‌های علمی‌شان به‌سمت شعار قوی‌شدن ایران حرکت کرده‌اند، حتیٰ بر فرض این‌که قصوری داشته‌باشند، چرا و به چه مصلحت‌اندیشی، به‌جای برخورد پدرانه اکنون گرفتار این روند‌های خشن و غیرطبیعی شده و از حقوق عادی خویش بازمانده‌اند؟ما دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی با همهٔ دغدغه‌های دیگر خود، این نوع برخورد را تهدیدی دیگر بر امیدواری و تلاش‌گری در راه ایران قوی می‌دانیم و خواستار دادرسی عادلانه و اسلامی هستیم.ما درخواست می‌کنیم:۱. به اقاریر و مصاحبه‌های اخذشده بدون حضور وکیل تعیینی و در زمان بازداشت طولانی‌مدت و فرسایشی در مرجع قضائی، هیچ ترتیب اثر قانونی داده نشود.۲. وضعیت سلامت جسمی و روحی دانشجویان بازداشتی و میزان آسیب‌های روحی و جسمی به آن‌ها توسط متخصصینِ بدون گرایش خاص و مستقل بررسی و آسیب‌های احتمالی آن‌ها تحت درمان قرار گیرد.۳. از ادامهٔ اقدامات خلاف قانون و بازداشت طولانی‌مدت بدون نظر دادگاه صالح جلوگیری شود.۴. ملاقات وکیل با متّهمین و دسترسی آزاد وکیل به پرونده تضمین شود.امید آن می‌رود که با پی‌گیری‌ حضرت‌عالی، روند رسیدگی این پرونده به مسیر قانونی خود بازگشته و جامعهٔ دانشجویی، شاهد عملکرد صحیح ارکان ذی‌ربط در پروندهٔ این دو دانشجو باشد.رونوشت جهت استحضار:- حجةالاسلام رئیسی، رئیس محترم قوهٔ‌ قضائیه- حجةالاسلام علوی، وزیر محترم اطلاعات- جناب آقای دکتر آوایی، وزیر محترم دادگستری- جناب آقای القاصی‌مهر، دادستان محترم تهران- جناب آقای دکتر باقری کنی، دبیر محترم ستاد حقوق بشر قوهٔ قضائیه- دبیرخانهٔ هیئت مرکزی نظارت بر حفظ حقوق شهروندی قوهٔ قضائیه- کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی- سرکار خانم دکتر جنیدی، معاون محترم حقوقی رئیس‌جمهور- جناب آقای دکتر ستاری، معاون محترم علمی و فناوری رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان- جناب آقای دکتر غلامی، وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری- جناب آقای دکتر فتوحی، ریاست محترم دانشگاه صنعتی شریف»</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Fri, 30 Apr 2021 15:12:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه سوم از مجموعه نامه‌نگاری‌های انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با قوه قضاییه در راستای پیگیری مسائل علی یونسی و امیرحسین مرادی</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/httpvrgliraures1-fg6rvkjugcqm</link>
                <description>به نام خداجناب آقای سید ابراهیم رئیسیریاست محترم قوه قضاییهسلام علیکمچنانکه استحضار دارید قریب به یک سال از دستگیری علی یونسی و امیرحسین مرادی دو دانشجوی دانشگاه شریف می‌گذرد. از همان ابتدای علنی‌شدن خبر دستگیری این دو دانشجو، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف به دلیل پاره‌ای از نگرانی‌ها که از آغاز پیرامون نحوه بازداشت این دو دانشجو داشت، نامه‌ای با امضای بیش از هزار تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، به مراجع قضایی ارسال کرد. با ادامۀ روند سکوت درباره مطالبات بیان‌شده در نامه اول، نامۀ دیگری جهت پیگیری مطالبات نامۀ قبلی ارسال شد اما متاسفانه تاکنون هیچ پاسخی از سوی مقامات قضایی دریافت نشده است. این عدم پاسخگویی و بی اعتنایی به نامه‌های متین و حقوقی صدها دانشجوی کشور، برخلاف اصل لزوم پاسخگویی و ناقض دستورالعمل کرامت انسانی منتشر شده از سوی جنابعالی و موجب ناباوری نسبت به این نوع دستورالعمل‌ها می‌گردد.امروز پس از یک سال، با وجود حل شدن بسیار حداقلی برخی از مطالبات، مانند دیدار خانواده این دو دانشجو با ایشان، هنوز ابهامات پیرامون این پرونده پا برجا بوده و مطالبات پیشین ما همچنان بی پاسخ مانده است.با این وجود، مهم‌ترین و اصلی‌ترین نگرانی امروز انجمن اسلامی دانشجویان، بازجویی تحت فشار و عدم دسترسی به شرایط عادلانه و نیز وکیل انتخابی در دوره تحقیقات است. با توجه تجربه ده‌ها پرونده کیفری منجر به اقاریر کاذب از جمله در پرونده‌های امنیتی که یکی از معروف‌ترین آن‌ها در زمان اخیر، پرونده تکان‌دهنده مازیار ابراهیمی و چندین متهم دیگر همان پرونده است، برای ما دانشجویان، پرونده این دو تن نیز یادآور گذشته بعضا تیره‌ای است که همراه با پایمال‌کردن حداقل حقوق انسانی افراد اقاریر کاذب و القایی از متهمان اخذ می شود. طولانی‌شدن پروسه بررسی اتهامات، تردیدها در صحت اعترافات و روند پرونده را جدی‌تر کرده و این نگرانی را ایجاد می‌کند که این دو دانشجو تحت اجبار و سختی‌هایی که در این یک سال متحمل شده اند، احیانا اعترافاتی نادرست از آن‌ها اخذ شده باشد.همچنین، نکته قابل ذکر این است که علی‌رغم وعدۀ داده شده در جلسه دیدار نمایندگان دانشجویان و دانشگاه با دو دانشجوی بازداشتی، مبنی بر آزادی آن‌ها با وثیقه تا برگزاری دادگاه عادلانه، چنین وعده‌ای که از نظر قانونی نیز الزامی بوده، عملی نشده است.انجمن اسلامی تقاضا دارد تا زمان برگزاری دادگاه عادلانه، این دو دانشجو با قرار وثیقه آزاد شوند و همچنین پرونده در اختیار شعباتی که سابقه مطلوبی از نظر استقلال قضایی نداشته و گردشکار ضابطین را به دادنامه تبدیل می‌کنند و به مدافعات متهمان و وکلا توجهی ندارند قرار نگیرد.انجمن اسلامی دانشجویان موظف است حتی در صورت عدم پاسخ، به نامه‌نگاری‌ها و گزارش‌های منظم خود به امضاکنندگان ادامه دهد؛ یقینا پاسخگویی و عدم پاسخگویی، محکی برای راستی‌آزمایی سایر اقدامات و شعارهای اصلاحی در دستگاه قضایی تلقی خواهدشد.پی نوشت ۱ : نامه‌های قبلی به پیوست ارسال می‌گردد.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Tue, 13 Apr 2021 20:41:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منجی موعود در اسلام و دیگر ادیان از دیدگاه امام موسی صدر</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-mjeo7nzprlmu</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم.... میلاد حضرت صاحب الزمان (ع) ما را به تفکر درباره این پدیده [ظهور منجی] که شیعه در طول تاریخ آن را حفظ کرده است، وا می‌‏دارد. این پدیده یک تفکر شیعی محض نیست، بلکه تفکری اسلامی و باور همه مؤمنان و همه انسان‏‌ها است.امام زمان در باور و عقیده ما‌‌ همان محمد بن حسن عسکری، دوازدهمین امام از امامان شیعه است که متولد گردیده است. ایشان پس از شهادت پدرش امامت را به دوش گرفت و بر جنازه پدر نماز خواند و از دیده‏‌ها غایب شد.امام زمان دو غیبت دارند: غیبت صغری که هفتاد و چهار سال طول کشید؛ یعنی وقتی عمر آن حضرت به هفتاد و چهار سالگی رسید، غیبت صغری پایان یافت. در دوران غیبت کبری شخصی که او را «نایب» می‌‏نامیدند با مردم در ارتباط بود و نامه‏هایی را از مردم به امام و از امام به مردم می‌‏رساند. این نایب‏‌ها چهار نفر بودند که در تاریخ مشهور هستند و مسلماً درباره آن‌ها مطالبی خوانده‏اید: عثمان بن سعید عمری، حسین بن روح، محمد بن عثمان و علی بن محمد سمری. این افراد معروف بودند و هرچند دانا‌ترین مردم نبودند ولی دانا‌ترین علما در برابر آن‌ها تواضع می‌‏کردند. مثلاً کلینی عالم بزرگ شیعه در برابر کسی که از نظر علمی پایین‏‌تر از او بود [با احترام] می‌‏ایستاد، زیرا او با امام در ارتباط بود.در دوران غیبت صغری ارتباط مردم با امام به واسطه نواب چهارگانه انجام می‌‏شد تا این‌که نامه ‏ای از سوی امام رسید و آغاز غیبت کبری اعلام شد. پس از آن، امام صاحب الزمان غایب شد تا وقتی که خداوند سبحان به او اجازه ظهور دهد.درباره این تفکر پرسش‏های مهمی مطرح است که دوست دارم به طور کوتاه به آن‌ها اشاره کنم.اولاً: آیا معقول است در این زمان انسانی هزار و صد سال عمر داشته باشد و بعد‌ها بخواهد ظهور کند؟ به ویژه با توجه به اینکه می‌‏دانیم انسان عادی در این عصر بیش از صد یا صد و دو سال عمر نمی‌‏کند.ثانیاً: امام غایب و ناپیدا چه نقش و تأثیری دارد؟ و ایمان به امام غایب در تاریخ ما چه نقشی ایفا کرده است؟ثالثاً: اساس و شالوده دکترین مهدویت (امام غایب) چیست؟ جنبه عمومی و ایدئولوژیکی آن کدام است؟ جنبه فردی آن چیست؟رابعاً: دلیل شرعی بر این تفکر چیست؟در واقع الآن احساس کردم که این بحث شاخه ‏های بسیاری پیدا کرد و طولانی شد، ولی تا آنجا که ممکن باشد، درباره آن صحبت خواهیم کرد.بحث امام غایب یا ظهور مهدی، یا ظهور حجت یا رهایی ‏بخش یک بحث دیرینه است. همه ادیان، همه ستمدیدگان و همه مؤمنان در انتظار کسی بوده ‏اند و از نظر تاریخی این امر روشن است.در حدیث آمده است:«کیف بکم إذا فسدت نساؤکم و فسق شبابکم؟ قالوا أوَیکون ذلک یا رسول الله؟ قال: بلی، شرّ منه، کیف بکم إذا اصبح لدیکم المنکر معروفاً و المعروف منکراً؟ فعند ذلک ترقبوا رجلاً من ذریتی یوافق اسمه اسمی، یملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلما و جوراً؛ چگونه خواهید بود آن‌گاه که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند؟ گفتند: آیا این گونه خواهد شد‌ای رسول خدا؟ فرمود: آری و بلکه بد‌تر از آن، چگونه خواهید بود آنگاه که برای شما بدی، خوبی شود و خوبی، بدی؟ آن هنگام منتظر مردی از فرزندان من باشید که نام او همانند نام من است و خداوند به واسطه او زمین را پر از عدل و داد می‌‏کند، پس از آن‌که پر از ظلم و ستم شده ‏است.»این حقیقت در کتاب‏های آسمانی تورات و انجیل و چندین آیه از قرآن آمده است:«وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الارْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.» [انبیاء، ۱۰۵]«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ ءامَنوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الارْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا؛ خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند، وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛‌‌ همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد، و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند.» [نور، ۵۵]«وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث [زمین] کنیم.» [قصص، ۵]«یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ؛ روزی که آسمان را همچون در پیچیدن صفحه نامه‏‌ها درمی‏پیچیم.» [انبیاء، ۱۰۴] که این آیه بر وجود آینده‏ای درخشان تأکید می‌‏کند.یهودیان، مسیحیان و مسلمانان همگی در انتظار این رهایی‏ بخش هستند و در روایات مسلمانان از شیعه و سنی صد‌ها و بلکه هزاران روایت بیانگر آن است که انسانی خواهد آمد. جزئیات آن چیست؟ جزئیات ذکر نشده است.در تاریخ اسلام ده‌ها نفر ادعای مهدویت کرده‏اند، از جمله محمد بن عبدالله و منصور دوانیقی که در ابتدا خود را مهدی خواند. یا مهدی سودانی که از فرقه ختمیه که معتقد بودند مهدی به‌‌ همان شکلی است که مهدی سودانی بوده است. یعنی در تاریخ اسلام یک چیز ثابت وجود دارد: یک روز، یک انتظار، یک گشایش، یک رهایی.این میراث دینی، یک میراث اسلامی و شیعی است و تاریخ نشان می‌‏دهد که این میراث دیرینه است. گذشته از آن‌که هر انسانی در دایره زندگی خود به سوی ایجاد زندگی بهتر تلاش می‌‏کند و باور دارد که رسیدن به وضعیت بهتر امکان‏پذیر است. مثلاً امروزه جهان به دنبال درمان سرطان است. چقدر در این راه هزینه می‌‏کند؟ صد‌ها میلیون و بلکه میلیارد‌ها.دانشمندان در حال انجام پژوهش‏هایی برای پیدا کردن درمان سرطان هستند. آیا این تلاش نشانه آن نیست که همه مردم بر این باورند که این بیماری راه درمان دارد. اگر می‌‏دانستند که درمانی ندارد به دنبال آن نمی‌‏گشتند. هر دانشمندی در جست‌وجوی درمانی برای بیماری‌ها، و نظامی بهتر و راه حلی برای هر مشکلی از جمله مشکلات اجتماعی است. هر فردی و هر دانشمندی و هر کار‌شناسی در حال حرکت‌ و در درون خود به دنبال فردایی بهتر است.فردای بهتر در فطرت انسان قرار دارد و مهدی بشارت ‏دهنده و دعوت‏ کننده به نظام اجتماعی بهتر است؛ نظامی که عدالت را بگستراند، برای همه قابلیت‏‌ها و توانایی‏‌ها فرصت ایجاد کند و انسان را به پیشرفت بیشتر در زمینه دانش و صنعت و... سوق دهد و در یک کلام، سعادت مطلوب بشری را که نیازمند یک نظام اجتماعی است، فراهم کند. مهدی به چنین نظامی بشارت می‌‏دهد.این تفکر در فطرت مردم جا دارد و ما معتقدیم و از روایات نیز برمی‏ آید که مهدی جامعه‏ ای تأسیس می‌‏کند که هر انسانی در آن با خوشبختی و آسایش و عدالت زندگی خواهد کرد و بنابر یک تعبیر ادبی و مجازی، گرگ و گوسفند از یک جا آب می‌‏نوشند. این تعبیر به معنای عدالت فراگیر و عدم تجاوز است.در آن جامعه مال و ثروت ملاک نیست، و اعتماد حاکم است. نقش مال تنها مبادله کالا با کالا است ولی به طور مؤجّل. هر انسانی به اندازه نیاز خود [از جامعه] بهره می‌‏گیرد و به اندازه توانایی خود به جامعه خدمت می‌‏کند. چنین نظامی، نظام آرمانی است. بنابراین ما معتقدیم مهدی کسی است که ما را به این نظام یعنی بهشت دنیا و بهترین وضعیتی که انسان بر روی زمین می‌‏تواند داشته باشد، بشارت می‌‏دهد. این نظام مهدی است.در تاریخ شیعه، مهدی سه نقش تاریخی داشته است:اول: انتظار به معنای امیدشیعه دوران پرستم و دشواری را پشت سر گذاشته است. از اجدادتان بپرسید! حتی مجالس حسینی را نیز پنهانی برگزار می‌‏کردند و همواره نگران آزار و اذیت حاکمان و نظارت آنان بودند. اگر امید گشایش وجود نداشت، طایفه ما در اثر فشار سنگینی که بر او وارد می‌‏شد، از بین می‌‏رفت؛ چراکه انسان هنگام ناامیدی از پا درمی‏آید و تسلیم می‌‏شود و بسیاری از مردم سقوط کرده‏اند و از پا در آمده‏اند. اندیشه مهدویت همواره به مردم می‌‏گفت: روز نجات و رهایی وجود دارد، حتی اگر از عمر جهان یک روز بیشتر نمانده باشد. این نگرش در ما امید به وجود آورد و در اثر آن ـ به رغم وجود ستم‏های فراوان ـ از پا درنیامدیم و ستمدیدگان جهان نیز از پا در نیامدند.دوم: آمادگی، یعنی انتظار و آمادگیاگر شما بگویید ساعت دو منتظر تو هستیم تا به سفر برویم، سپس ساعت دو بیایید و ببینید من هنوز در رختخواب هستم و می‌‏خواهم به حمام بروم و لباس بپوشم و... در این صورت روشن می‌‏شود که من منتظر شما نبوده‏ام، چطور می‌‏شود در رختخواب منتظر بود؟! انتظار به این است که آماده باشم و همه کارهای مزبور را انجام داده و منتظر ایستاده باشم تا به مجرد آن‌که آمدید سفر را آغاز کنیم.آمادگی پدران ما در طول تاریخ معنایش همین انتظار است. چندین بار برایتان گفته‏ام که پدران ما آماده بوده‏اند. به یاد دارم وقتی کودک بودم، در خراسان ـ که از اینجا بسیار دور است ـ روزی به انبار خانه رفتم و شمشیر بزرگی دیدم. از پدرم که یک روحانی بود، پرسیدم این چیست؟ گفت: شمشیری است تا وقتی ندا داده شد به آن پاسخ گویم. او آماده بود.این میراث هر فردی است که می‌‏خواهد آماده باشد، باید آموزش دیده و آماده و قوی و مجهز باشیم. بنابراین انتظار نقش آماده‏سازی و تمرین روحی و فکری و جسمی و نظامی دارد.سوم: نقش فقهی امامفقها می‌‏گویند: وقتی در مسئله ‏ای اجماع وجود داشته باشد، آن مسئله ثابت می‌‏شود و جزو امور مسلم در می‌‏آید. بنابراین، اگر امت منحرف شود یا اشتباه کند، امام نظری مخالف با رأی اکثریت می‌‏دهد و از این راه از تحقق اجماع بر یک مسئله اشتباه جلوگیری می‌‏کند.این بحث مفصلی است که آن را [قاعده لطف] می‌‏نامند. یعنی امامی که غایب است شریعت را از انحراف حفظ می‌‏کند. این پاسخ پرسش اول بود، یعنی نقش اندیشه مهدویت درزندگی و تاریخ ما. به همین مقدار بسنده می‌‏کنیم.کتاب مسیره الامام موسی صدر، ج۱۱، صص ۲۳۳-۲۳۶مؤلف: امام موسی صدرمترجم: احمد ناظم</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Mon, 29 Mar 2021 16:31:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در آغوش زال</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-%D8%B2%D8%A7%D9%84-o9jjnlvzaxoc</link>
                <description>در اطراف ما اجسام بی‌جان زیادی وجود دارد که از کنار اکثرشان به راحتی می‌گذریم، ولی بعضی از آن‌ها در دل خود روایات و داستان‌هایی از گذشته دارند که بی‌صدا بودن و سکونشان، همیشه باعث پنهان ماندن روایتشان می‌شود.احتمالا گذرتان چند باری به لوپ ریاضی در دانشگاه افتاده است و امکان ندارد تندیسی که در مرکز آن قرار دارد ذهنتان را مشغول نکرده باشد، این تندیس مکعب چهاربعدی، یادبود دانشجویانی است که در سانحهٔ سقوط اتوبوس از دستشان دادیم. اکنون ما نزدیک به بیست و سومین سالگرد آن اتفاق ناگوار هستیم و میخواهیم مروری بر این سانحهٔ غمناک داشته باشیم.اسفندماه سال ۱۳۷۶، بیست و دومین دورهٔ مسابقات دانشجویی و اولین سمینار دانشجویی ریاضی در دانشگاه چمران اهواز برگزار شد. ۲۹ نفر از دانشجویان دانشکده ریاضی به سرپرستی مجتبی مهرآبادی با ارائهٔ ۱۵ مقاله در این رویداد شرکت کردند و از بین آن‌ها، مقالهٔ تیم سه‌نفرهٔ دانشگاه شریف متشکل از مریم میرزاخانی، ایمان افتخاری و حسین نمازی عنوان اول بخش مسابقه را کسب کرد. پس از پایان سمینار یعنی ۲۶ اسفند قرار شد شبانه، اتوبوسی حامل ۲۷ نفر از آن‌ها اهواز را به مقصد همدان و سپس تهران ترک کند.در ابتدا وضع کاملا عادی است، جو اتوبوس صمیمی و همه به شادی با هم وقت می‌گذرانند، دو نفر ساز میزنند، عده ای مشاعره می‌کنند و شعر می‌خوانند.ساعت نزدیک ۲ نیمه‌شب است. اکثر دانشجوها خواب هستند، اما به یکباره ثانیه‌ها و عقربه‌ها درهم مچاله می‌شوند و زال پیر فرزندانش را به آغوش می‌کشد. اتوبوس در محور اندیمشک-پل دختر در محلی به نام پل تنگ از جاده خارج شده و به درهٔ زال سقوط می‌کنند.همه زخمی شده‌اند و بعضی خون‌ریزی شدید دارند، کم کم اطراف اتوبوس شلوغ می‌شود و گروهی برای امداد اولیه به محل سانحه می‌رسند. مصدومان و مجروحان پس از مدت کوتاهی توسط وسیلهٔ نقلیهٔ عبوری به بیمارستان اندیمشک انتقال می‌یابند. همچنین ۵ نفر به دلیل احتمال ضربهٔ مغزی به بیمارستان اهواز منتقل می‌شوند. پس از هماهنگی‌های دکتر تابش، رئیس وقت دانشکدهٔ علوم ریاضی، از طریق یکی از دانشجویان قدیم دانشکده یعنی لیلا خاتمی دختر سید محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت، و با کمک استاندار اهواز امکانات لازم در اختیار مجروحان قرار می‌گیرد.مریم میرزاخانی در مصاحبه‌ای خاطراتش از آن زمان را بازگو می‌کند:«توی بیمارستان فهمیدم وضعیت چندان خوب نیست. بچه‌ها، آه و ناله می‌کردند. از حال بقیه خبر نداشتم؛ تمام تلاشم را می‌کردم که افراد بیشتری را ببینم. با دیدن هرکس در هر وضعیتی خوشحال می‌شدم که زنده است. وقتی مرا برای سونوگرافی و عکس‌برداری می‌بردند، دکتر به پرستار می‌گفت ۹ نفر مرده‌اند. من جبهه گرفتم که نه، غیرممکن است، اما پرستار گفت ما خودمان بردیمشان سردخانه و من ساکت شدم.باز هم نمی‌دانستم چه کسانی فوت کرده‌اند، فقط می‌دانستم ۹ نفر هستند. تک‌تک بچه‌ها را جای فوت‌شده‌ها می‌گذاشتم و خاطرات مشترکمان و آخرین تصویری را که از آنها در ذهنم بود مرور می‌کردم و فکر می‌کردم از دست دادن هرکدامشان چقدر مشکل است و چقدر دوستشان دارم.»علیرضا سایبان، رضا صادقی، علی منفرد حیدری(ورودی۷۴)، فرید کابلی کفشگیری(ورودی ۷۶ کارشناسی ارشد)، آرمان بهرامیان(ورودی۷۵) دانشجویان شریف و مرتضی رضایی دانشجوی تهران و همچنین دو راننده کسانی بودند که جانشان را در این سانحه از دست دادند.با همکاری نیروی هوایی ارتش، دانشجویان با هواپیمای نظامی از دزفول به تهران و سپس به بیمارستان امام خمینی انتقال یافتند، به جز چند نفری که پزشکان اجازه ترخیصشان را ندادند.خبر سانحه از از طریق صدا و سیما منتشر شد و فقط چند روز مانده به عید، خبر فوت دانشجویان را به خانواده هایشان دادند. معاون نیروی انتظامی علت سانحه را خواب بودن راننده، ناآشنایی با مسیر و بیابان‌رو نبودن راننده عنوان کرد. پیکرهای درگذشتگان را در تاریخ ۲۷ اسفند به دانشگاه می‌برند و پس از مراسم عزاداری به خانواده هایشان تحویل می‌دهند و از آنجا راهی بهشت زهرا می‌شوند؛ این وداعی تلخ توسط خانواده، دوستان و دانشجویان با آن‌هاست. پس از این اتفاق لوح یادبودی برای بزرگداشت یاد و خاطره این دانشجویان در لوپ ریاضی قرار می‌دهند، همچنین جوایزی به نام آنها تعیین می‌شود.احتمالا از این پس با تامل بیشتری به لوح یادبود آنها نگاه می‌کنیم. خانوادهٔ شریف هرگز عزیزان از دست‌رفته‌اش را فراموش نمی‌کند و یاد و خاطرهٔ دانشجویان در سانحهٔ سقوط اتوبوس یا مسافران پرواز ۷۵۲ و همهٔ درگذشتگان، همیشه مانند آتشی در درونمان شعله‌ور است./حامد شیخیان</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Tue, 16 Mar 2021 12:39:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه ۴۸ تشکل دانشجویی پیرو مطالبه واکسن رایگان و حق بر سلامت عمومی</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%DB%B4%DB%B8-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D9%82-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-mvnvcc3lfvmx</link>
                <description>حدود یک سال از شروع همه‌گیری کرونا و چالش‌های درمانی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن در جهان می‌گذرد؛ در این میان، مدیریت بحران کرونا در ایران از همان ابتدا با پنهان‌کاری همراه شد و برخلاف تعدادی از کشورهای نسبتا موفق‌ در کنترل کرونا که در اسرع وقت، تمهیدات سخت‌گیرانه‌ای برای اعمال قرنطینه‌های سراسری، ملی‌سازی‌ تعرفه بیمارستان‌های خصوصی، تامین مایحتاج ضروری اقشار فرودست، توزیع بسته‌های بهداشتی، تضمین امکانات آموزش مجازی رایگان، تعلیق اجاره‌بها و تخلیه اجباری مستأجران، تست‌گیری گسترده رایگان و اعطای بیمه بیکاری و مرخصی استعلاجی به کارگران واحد‌های تولیدی غیرضروری اتخاذ کردند، تاکنون در اینجا شاهد تعلل و ناکارآمدی مسئولان در کنترل چشمگیر این بیماری و جان‌باختن بیش از ۵۷ هزار نفر از هموطنان‌مان بنابر آمارهای رسمی بوده‌ایم.حال که بسیاری از کشورهای جهان و همسایه، واکسیناسیون کرونا را در چند هفته اخیر آغاز کرده‌اند، مجددا بیم آن می‌رود که این مسأله حیاتی بازیچه جنجال‌ها و گروکشی‌های سیاسی در داخل یا خارج و یا تصمیمات غیرکارشناسی شود. اگرچه بدون شک، تحریم‌های غیرانسانی تحمیل شده علیه مردم‌مان، در تشدید بحران فعلی نیز نقش موثری دارد اما عدم شفاف‌سازی درخصوص جزئیات اقدامات صورت گرفته برای تهیه هرچه سریع‌تر و بیشتر واکسن‌های معتبر و مشخصات آن‌ها و همچنین تصمیم به اعمال محدودیت در خرید واکسن‌ها، نارضایتی‌ها و تردیدهایی در افکار عمومی درخصوص وجود اراده قاطع برای پایان دادن به این بحران در داخل بوجود آورده است.بهداشت و درمان رایگان حقی همگانی است که در سایه مبارزات مردمی به رسمیت شناخته شده و در اصل ٢٩ قانون اساسی نیز بر آن تاکید شده است؛ ما با تکیه بر همان سنت مبارزاتی، با تبری از هرگونه خودرایی و خرافه‌پرستی، معتقدیم حق تعیین سرنوشت جمعی مردم اصلی خدشه‌ناپذیر است و ضروریست بدون مداخله اصحاب قدرت، در هر جا به اندازه توان خود گامی برای تغییر این وضع به سمت همگانی شدن تصمیم گیری‌ها، خدمات و مسئولیت‌ها برداریم. لذا، ما امضاکنندگان این بیانیه، خواهان شفاف‌سازی در خصوص اقدامات انجام شده برای خرید و تولید واکسن‌های استاندارد و معتبر بدون ایجاد محدودیت‌های غیرعقلانی، آغاز هرچه سریع‌تر #واکسیناسیون_رایگان همگانی، توزیع عادلانه آن‌ها طبق پروتکل‌های بهداشتی جهانی و با اولویت کادرهای درمانی، سالمندان و گروه‌های اجتماعی آسیب‌پذیرتر و نیز تأسیس #سامانه_شفاف_واکسیناسیون برای اطلاع‌رسانی و فراهم شدن امکان نظارت عمومی بر نحوه تهیه، توزیع و تخصیص واکسن‌ها به افراد و گروه‌های اجتماعی مختلف به دور از رانت و تبعیض هستیم.اسامی تشکل‌های امضاکننده:۱. انجمن فرهنگ و تمدن اسلامی نوشیروانی بابل٢. انجمن اسلامی  آزاداندیش دانشگاه علامه طباطبایی٣. انجمن فرهنگ و سیاست رازی کرمانشاه۴. انجمن اسلامی دانشجویان لرستان۵. مجمع اسلامی دانشجویان الزهرا۶. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود٧. انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی کرمانشاه٨. انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه ارومیه٩. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان۱۰. انجمن فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه بوعلی سینا۱۱. انجمن ایران اسلامی دانشگاه مازندران۱٢. انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه بین‌المللی امام خمینی۱٣. انجمن اسلامی دانشجویان علوم‌پزشکی ارومیه۱۴. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد۱۵. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان۱۶. انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه دانشگاه امیرکبیر۱٧. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گلستان۱٨. انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی تبریز۱٩. انجمن اسلامی آرمان دانشجویان علم و صنعت٢۰. انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه اراك٢۱. انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی سهند تبریز۲۲. مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد۲۳. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه۲۴. انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه صنعتی اسفراین۲۵. مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری۲۶. انجمن اسلامی دانشجویان راه امید دانشگاه اصفهان۲۷. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان۲۸. انجمن اسلامی پردیس آیت الله خامنه‌ای گرگان۲۹. انجمن اسلامی رویش دانشجویان دانشگاه علم و صنعت۳۰. انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان۳۱. انجمن اسلامی اعتدال دانشگاه علوم پزشکی قم۳۲. انجمن اسلامی دانشجویان پیروان خط امام دانشگاه علوم پزشکی یاسوج۳۳. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گراش۳۴. تشکل وحدت اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج۳۵. انجمن اسلامی دانشجویان آزادی‌خواه دانشگاه شهید بهشتی۳۶. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف۳۷. انجمن اسلامی دانشجویان پیشرو دانشگاه تربیت مدرس۳۸. انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي اردبيل۳۹. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران۴۰. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران۴۱. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده روان‌شناسی و علوم‌تربیتی دانشگاه تهران۴۲. انجمن اسلامی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران۴۳. انجمن اسلامی دانشجویان پردیس علوم دانشگاه تهران۴۴. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران۴۵. انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی زنجان۴۶. فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه شيراز۴۷. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان۴٨. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jan 2021 22:44:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامهٔ انجمن اسلامی دانشجویان در پاسخ به نامهٔ حجت‌الاسلام طباطبایی، مسئول نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه شریف</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-vfjfgjwck79w</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمحجة‌الاسلام والمسلمین جناب آقای طباطبایی،مسئول محترم نهاد نمایندگی رهبری؛پس از گذشت یک سال از انهدام هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رویکرد مسئولان کشور، اندک تفاوتی با رویکرد روزهای ابتدایی آنان پس از انهدام نداشته‌‌است. هم‌چنان فضای خفقان در بیان قصورات و حتیٰ انتقادات نسبت‌به سکوت مسئولان کشور باقی ا‌ست و حتیٰ روزبه‌روز تشدید می‌شود. آیا یک ‌سال صبر و فرصت برای رسیدگی به این جنایت کافی نبود؟ آیا انتظار دارید که مردم در برابر برخی مسئولانِ بریده‌گوش و زبان‌بلند، سر تا پا گوش بنشینند و شرح توهم مردم‌دوستی بشنوند و سکوت کنند؟ در تمام این سال‌ها رویکرد نهادهای امنیتی داخلی در برخورد با اعتراضات و انتقادات مردم به‌گونه‌ای بوده‌است که همواره آب در آسیاب رسانه‌های خارجی ریخته و خوراک روزمره‌شان را فراهم کرده‌اند؛ درصورتی‌که این بی‌تدبیری هیچ‌گاه مورد هجمه و حملهٔ مسئولان کشور نبوده‌‌است؛ البته موضع ما در برابر رسانه‌های داخلی و خارجی همیشه مشخص است؛ هرکجا هرکدام صادق و شفاف باشند، خبرشان مورد حمایت و هرکجا رو به دروغ و لجن‌پراکنی بیاورند محکوم هستند، اما امروز بیانیهٔ انجمن از جانب حضرت‌عالی نقل محافل رسانه‌های خارجی تلقی می‌گردد. باید بدانید که سکوت در برابر جنایات داخلی به‌‌سبب سوءاستفادهٔ‌ رسانه‌های خارجی، کلیدواژه‌ای تکراری ا‌ست که منجر به خفه‌کردن صدای اعتراضات و انتقادات می‌شود. پس به‌جای بستن دهان منتقدان، انگشتان مستبدان و خاطیان را بشکنید تا به فرمودهٔ خودتان رسانه‌های خارجی، دیگر نقلی برای خوراک نداشته‌باشند.ما به‌عنوان یکی از حامیان آزادی بیان و گفت‌وگو امروز به بستن راه گفت‌وگو متهم می‌شویم، درصورتی‌که در سال گذشته‌ بارها آزادی بیان‌مان از جانب نهاد رهبری دانشگاه و فشارهای نهادهای خارج دانشگاه نشانه رفته‌است. این‌که نهاد امنیتی در مورد تمامی اقدامات ریز یا درشت، با تماس، دست به تهدید می‌زند و این‌که شخص‌ حضرت‌عالی، رو به برخورد با آزادی مطبوعات می‌آورید، راه را برای گفت‌وگو، پیش از این مسدود ساخته‌است.باید توجه داشته‌باشید که انجمن اسلامی دانشجویان در چارچوبی قانونی فعالیت می‌کند و همواره اعتراضات خود را ‌به‌صراحت مطرح کرده و خواهدکرد. پس هیچ‌گاه با هدف انتفاع رسانه‌های داخلی و خارجی و جریانات مختلف اقدامی نداشته‌‌است؛ اما این را صریح و روشن اعلام می‌داریم که با توجه به رویکرد سال‌های اخیر حاکمیت در بی‌توجهی به صدای اعتراضات و برخوردهای امنیتی با مردم و دانشجویان، دیگر از اصلاح روند فعلی ناامید هستیم و به‌همین علت از رفتارهای مسئولان کشور بیزاریم.صدای آه و نفرت برآمده از دل مردم دیگر بذر نیست، درخت تنومندی شده‌ که بارها در آبان و دی،‌‌ صدای تکان‌خوردن شاخه‌ها و برگ‌هایش بلند شد اما افسوس که شما گوش‌های‌تان را گرفتید و نشنیدید.سال‌ها و ماه‌ها از ناپدیدشدن سعید زینالی و کشته‌شدن ندا آقاسلطان، محسن محمدپور و محسن روح‌الأمینی می‌گذرد و امروز از ما سؤال می‌شود کدام جنایت؟! خودداری حاکمیت از پاسخ‌گویی به مردم در برابر این کشتارها اگر جنایت نیست، پس چیست؟تا زمانی که ظلم باقی‌ است، بنا به فرمایش امیر مؤمنان: «کونوا للظّالم خصماً و للمظلوم عوناً»، کم‌ترین وظیفهٔ ما در برابر این جنایات بی‌پاسخ، همراهی با مردم مظلوم است؛ و معتقدیم کسانی ‌که در برابر عدم محاکمهٔ مرتکبان این‌ جنایات، سکوت کرده‌اند، شریک این جنایات هستند.پس با کمال احترام به‌جای آن‌که انگشت‌تان را به‌سمت مردم بگیرید و ما را سیاه‌اندیش بنامید، خاطیان و مقصران این سیاه‌اندیشی را محاکمه کنید.والسلام علیکم</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sun, 17 Jan 2021 23:07:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف به مناسبت سالگرد فاجعه انهدام هواپیمای اوکراینی</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C-pgq0u8qyikkm</link>
                <description>یک سال پیش، درست در حوالی همین روزها بود که کم‌کم قادر بودیم نگاه‌مان را از ردّ خون‌های برجای‌مانده در خیابان بگیریم، که آسمان گلگون شد؛ سرهامان پر از هیاهوی هزاران سؤال بی‌جواب بود، هنوز نمی‌توانستیم بفهمیم که چرا به سر شلیک کردید، که بهت‌زده و حیران، نگاه‌مان به آسمان خشکید، لحظه‌ای سکوت و هیاهوی جدیدی در سرمان با جریان اولین قطرهٔ اشک، غوغا کرد؛ «چرا زدید؟».سیل غم که از آسمان بارید و اشک‌هایمان که دستان آسمان را گرفت، جوی خون در خیابان‌ها که با باران خون از آسمان پیوند خورد و خون‌مان را در رگ‌هایمان به جوش آورد، صدای مهیب انفجار که سکوت شب را شکست و حنجره‌هایمان را به جوش‌وخروش انداخت، فریاد زدیم؛ فریادی از اعماق وجود خشمگین‌مان، برآمده از اعماق قلبی داغ‌دار، مشت‌های گره‌کرده‌ای در انتظار پاسخ، چهره‌هایی برافروخته‌ در انتظار عذرخواهی و قلوب دردمندی در انتظار اجرای عدالت، فریاد زدیم و پاسخ خواستیم. اما دریغ از ته‌مانده‌ای وجدان و کورسویی آبرو. سه روز دروغ دیدیم و یک سال پنهان کاری نوشیدیم و عمری است وقاحت را استشمام می‌کنیم. اگر خوب دقت کنید، هنوز از پس خروارها موج خروشان فریادهای عدالت‌خواهانه، صدای مادری از کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر به گوش می‌رسد؛ صدایی که اگر با دقت بیش‌تری گوش فرادهیم، سیل غم بر گونه‌هایمان جاری کرده، روح و روان‌مان را می‌فرساید؛ صدایی که هنوز پس از سال‌های سال انتظار می‌پرسد: سعید من کجاست؟ از انتهای تاریک‌خانهٔ کدام نهاد حکومتی به این مادر پاسخ دادید؟ «سعید زینالی» کجاست؟ تقاص خون «ندا آقاسلطان» را کدام خودکامهٔ بی‌پروا داد؟ قاضی‌القضاتی که در دادگاه‌ها خون مردم را در شیشه کرد، اکنون کجاست و آن جوانان اکنون کجایند؟ بر سر «محسن روح‌الامینی» چه آمد؟ از دستان پینه‌بستهٔ «محسن محمدپور» ترسیدید یا از عرق خشک‌نشدهٔ جاری بر صورتش، که جانش با طنین صدای گلوله‌ها پیوند خورد؟ روزگاری لازم بود تا فریادی رسا باشی، مشتی گره‌کرده به آسمان بلند کنی، تجمعی به پا کرده یا مقاله‌ای بنویسی تا سر از دالان‌های بی‌سروته بی‌عدالت‌خانه‌هایشان درآوری؛ اکنون اما کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت و از پاسخ‌گفتن ابا کرد. از اعماق کدامین دالان تارعنکبوت‌بسته‌ای، انتظار پاسخ داریم که اکنون می‌پرسیم چرا زدید؟ همین کسانی‌که امروزه بی هیچ محاکمه و بازخواستی راه می‌روند، یک عمر دروغ و نیرنگ و پنهان‌کاری و وقاحت پروارشان کرده که اکنون از عمق آن فاجعه، حتی خمی هم به ابرو نمی‌آورند.جایی که جان مردمانش، گوی چوگان زمین بازی آقایان است، مدت‌هاست می‌میریم و داغ می‌بینیم و احدی دم برنمی‌آورد. در چنین شرایطی، چه‌کسی را مخاطب قرار دهیم؟ اصلاً مگر ارزش‌ها و آرمان‌های بزرگ بشری، مدت‌ها نیست که تنها لققله‌ای است بر زبان‌هایشان؟ تازه آن هم پوستینی ظاهری و بی‌جان از این ارزش‌ها؟ عدالت نیز از این قاعده مستثنی نیست و این، خود، توهینی بزرگ‌تر است. اکنون و در سالگرد انهدام هواپیمای اوکراینی، واضح و شفاف اعلام می‌داریم که ما از شما بیزاریم؛ از عدم صداقت و دروغ‌گویی‌تان، از بی‌مسئولیتی و بی‌تدبیری‌تان، از تلّی از جنایات بی‌پاسخ، که احدی حاضر به پذیرش مسئولیت‌شان نشده‌است؛ و امروزه می‌بینیم همان کسانی‌که هرگز به آن مادر نگفتند سعید کجاست، اکنون ۱۷۶ تن را کشته و از پاسخ، طفره می‌روند. اکنون و از پسِ سال‌های سال تلاش در جهت ایستادگی مقابل چنین جنایات آشکاری، از پیشگاه مردم ایران عذرخواهی می‌کنیم که ما نتوانستیم... ما به‌عنوان بخشی از جامعهٔ مدنی، وظیفه‌مان بوده تا در مقابل این گردن‌کشی‌ها و قلدری‌ها و خودکامگی‌ها، به‌اندازهٔ ظرفیت و توان خود ایستادگی کنیم و حاکمیت را به پاسخ‌گویی واداریم. هرچند که در تمام این سال‌ها چکمه‌‌های نهادهای امنیتی مختلف و تیغ برّان استبداد، شاهرگ‌مان را نشانه رفته و راه را بر تنفس ما بسته‌است و خیل بازداشت‌ها و تهدیدها و ارعاب و بازجویی‌های مختلف، قلب جنبش دانشجویی را نشانه رفته‌است، ما باز هم تا جایی که از قوت و قدرت ما برآمده ایستادگی کردیم و باز خواهیم‌کرد، تا روزی که خندهٔ آزادی و عدالت و رفاه، در جای‌جای کشور شکوفه زند؛ اما با وجود این، ما نتوانستیم حاکمیت را در تمام این سال‌ها پاسخ‌گو کنیم و از این بابت، عذرخواهی می‌کنیم.در مقابل پدری که اشک در چشمانش خشکید، مادری که از لبخند فرزندانش محروم ماند و همسری که گرمای آغوشش سرد گشت، غم ما کاهی است در برابر کوه؛ اما باز هم با دردی از اعماق قلب‌هایمان و قطرهٔ اشک‌هایی که روانهٔ گونه‌هایمان می‌کنیم، تلاش می‌کنیم هرچند اندک، ما نیز شریک این درد بی‌درمان باشیم.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 21:51:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درخواست بازگشت تسهیلات p/w</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-pw-dgrkgiic9a3r</link>
                <description>معاونت محترم آموزشی دانشگاه صنعتی شریفجناب آقای دکتر رشتچیانباسلام و احترامبا گذشت حدود ده ماه از آغاز آموزش مجازی در دوران همه‌گیری ویروس کرونا، با وجود سازگاری نسبی دانشجویان و اساتید با شرایط و ساز‌ و کارهای جدید آموزشی، همچنان برخی مشکلات همراه دانشجویان می باشد.ما جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، از شما درخواست می‌کنیم با بازگردانی تسهیلات حداقلی ترم گذشته و مهیاکردن امکان تبدیل نمرات به P یا W بعد از ثبت نهایی نمرات، چندی از مشکلات آموزشی دانشجویان را مرتفع بفرمایید. بی شک همکاری شما در ارائه این تسهیلات، دل‌گرمی خوبی به دانشجویان داده و می‌تواند از فشار های روانی وارد بر دانشجویان بکاهد.با تشکر</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sun, 27 Dec 2020 11:58:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه مشترک انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، آزادی‌خواه شهید بهشتی و پیشرو تربیت مدرس به مناسبت روز دانشجو</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-hip2hnxu7xop</link>
                <description>و لاتَكُونُواْ کالَّذِينَ قَالُواْ سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ (انفال 21)و مثل كسانى نباشيد كه گفتند: «شنيديم»، ولى (در حقيقت) آنها نمى‌شنيدند.از زمان ریخته شدن خون احمد، مهدی و مصطفی بر زمین سرد دانشگاه، تا بر جای‌ماندن رد خون دانشجویان بر در و دیوار کوی، از فریادهای عدالت‌خواهی، تا مشت‌های گره کردۀ آزادی‌خواهی، از فراز صندوق‌های رای تا فرود اشک‌ها و خروش خون در رگ‌هایمان در سوگ عزیزانمان بعد از سقوط هواپیما، جنبش دانشجویی هیچ صبحی را به شب نرسانده‌، مگر آن که اندیشه رسیدن به ایرانی مطلوب را در سر پرورانده باشد. آرمان‌هایی که ایرانی را ترسیم می‌کرد سرشار از عطر آزادی؛ ایرانی که در آن قلم‌ها بشکفد، افکار در برخورد و تزاحم با یکدیگر رشد کرده و رسانه‌ها و مطبوعات در بستری آزاد، به ترویج اندیشه و فرهنگ خدمت رسانند. صلح چونان نسیمی جان‌فزا گوشه و کنارۀ کشور را نوازش کرده و ندای توسعه و پیشرفت از جای‌جای کشور به گوش برسد. عدالت بر چنان برج بلندی جا خوش نکرده باشد که رسیدن به آن را جز در خواب و رویا متصور نباشیم. ایرانی برای همه ایرانیان، فارغ از هر دین و آیین و نژاد و عقیده‌ای.اما در لحظه‌ای از تاریخ ایران قرار گرفته‌ایم که بی شباهت به این چند بیت ادیب الممالک فراهانی نیست:افسوس که این مزرعه را آب گرفته، دهقان مصیبت زده را خواب گرفته،خون دل ما رنگ می ناب گرفته، وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفتهما دانشجویان امروز در این برهه تاریخی و در این جغرافیای پر اندوه، بیش از هر زمان دیگری میزان اثر‌گذاری گفتمان خود بر حاکمیت را که مبتنی بر خرد و منطقی متناسب با نیاز‌های جامعه است، کمرنگ می‌بینیم. در سالیان اخیر به روش‌های مختلفی تلاش کردیم، آن را انذار دهیم تا از اتخاذ سیاست‌هایی که حاصلی جز کاهش چشم‌گیر سرمایه اجتماعی، افزودن بر مشکلات معیشتی مردم و به ویژه فرودستان به همراه نداشته است، پایان دهد. ما باور داشتیم که حاکمیت، خود می‌تواند بخشی از راه‌حل مسئلۀ ایران باشد و هزینه این باور را نیز پرداخته‌ایم؛ اما اکنون به نظر می‌رسد حاکمیت این تلاش و همت دانشجویان برای حل مسئله را نه تنها به فال نیک نگرفته بلکه بیشتر بر روی نادیده انگاری مسئله با بهره‌گیری از ابزار‌هایی چون صدور احکام قضایی سنگین و طولانی مدت علیه دانشجویان گذاشته است. دانشجویانی که صادقانه برای خود رسالتی جز طرح و حل مسئلۀ ایران قائل نبوده و نخواهند بود. خطرات به انفعال کشاندن قشر دانشجو به مثابه کسانی که بی هیچ چشم داشتی تنها در پی ایجاد بستری برای کنش‌ورزی مبتنی بر خردورزی در جامعه‌اند، متوجه تمام ارکان آن است. هنگامی که عقلانیت به حاشیه رود، خشونت متولد می‌شود و این خشونت می‌تواند همچون سیلی، اثرات جبران‌ناپذیری بر جامعه و حاکمیت باقی بگذارد. به همین دلیل، یعنی نهادینه‌کردن گفت‌و‌گو و تعامل میان جریان‌های دانشجویی برای دوری گزیدن از فضایی مبتنی بر خشم و رادیکالیسم، ما انجمن‌های اسلامی دانشجویان آزادی‌خواه شهید بهشتی، پیشرو تربیت مدرس و صنعتی شریف، برآن شدیم تا به مناسبت روز دانشجو برنامه‌ای با محوریت بازاندیشی در فعالیت دانشجویی و بازصورت‌بندی مسئله ایران، برگزار کنیم. اما این‌بار نیز در بر همان پاشنه همیشگی چرخید و دانشگاهی که باید متولی و حامی تمام حرکات نوآورانه در راستای خرد و منطق باشد، خود تبدیل به سد محکمی در برابر این پیوند فرخنده شد. دانشگاهی که از ضعف‌های فاحش ساختاری در وزارت علوم نهایت بهره‌برداری را جهت ایجاد مانعی در برابر اعتلای تشکل‌های دانشجویی انجام می‌دهد. هرچند که این تلاش برای منفعل کردن دانشجویان پروژه‌ای شکست خورده در دوران‌های مختلف تاریخ بوده و دانشجو نشان داده‌ تحت بدترین شرایط و در سخت‌ترین موقعیت‌ها نیز زیر این گونه فشار‌ها سر خم نکرده و هرگز تسلیم این صحنه‌آرایی‌ها نشده است. پیوندی که معرفتش عقلانی، ابزارش قانونی و هدفش چیزی جز ساختن ایرانی بهتر نیست، محدود به دریافت مجوز‌های بوروکراتیک و غیرقانونی شده. به همین علت، این‌ بار در تلاشیم تا نه بر منازعات، بلکه بر فصل‌های مشترک میان خود تاکید کنیم. تاکیدی که می‌تواند منجر به خلق خودی آگاه و پخته‌تر شود. همچنین این مسیر را نسخه شفابخشی می‌دانیم برای تمام اقشار جامعه‌ای که برخی حوادث، زنگ خطر به فراموشی سپردن تعقل و حرکت به سمت رفتار توده‌ای، به ویژه در میان قشر دانشجو را در آن به صدا درآورده. البته که این فراخواندن به این معنا نیست که خود را تنها مدعیان راستین و حقیقی حرکت کننده در مسیر دست‌یابی به ایرانِ مطلوب بدانیم. چه بسا گمان می‌کنیم که همین خودحق‌پنداری می‌تواند هریک از ما را در ایده‌آل‌گرایی‌ای گرفتار کند که نه تنها باری از دوش جامعه برداشته نشود، بلکه با سپر قرار دادن جامعه برای آرمان‌شهر خود هزینه‌های سنگین‌تری بر روی دوش آن قرار دهیم. ما یقین داریم خواهران و برادران زیادی چون ما، ساختن چنین ایرانی را در سر می‌پرورانند و هزینه کنش‌هایشان جهت تحقق آن را نیز پرداخته‌اند. به همین جهت است که تلاش می‌کنیم که این هم‌مسیری را به آنان یادآوری کنیم. باور داریم که هرگاه راه گفت‌و‌گو و تعامل مبتنی بر خرد و منطق بسته‌ شود، خشم فرمانروای بلامنازع کنش‌هایمان شده و خشونت زاییده خشم است که باعث می‌شود نه دیگر راه را از بیراهه تشخیص دهیم و نه دوست را از دشمن. همین خشم و نفرت است که عقل را زایل کرده و گاها همراهی را که صرفا تفکر متفاوتی برای عبور از مسیر دارد، دشمن و شریک نیرو‌های مسدود کننده راه تصور می‌کند. بی‌شک همه ما نه ایجاد کننده خشم موجود بلکه قربانی‌های آن تلقی می‌شویم؛ اما نباید فراموش کنیم که می‌توانیم نقشی موثر در پایان دادن به آن برای خود متصور شویم.در شرایط کنونی نیازمند بازنگری اساسی درمفهوم کنش‌گری سیاسی-اجتماعی خود هستیم. توجه ویژه به آن چیزی که در جامعه و در فضای زیست واقعی ملت ایران در حال گذر است، بلاشک رسالت جنبش دانشجویی بوده و خواهدبود. به نظر جنبش دانشجویی باید گامی فراتر برداشته و در پیوند میان دانشگاه و خیابان بازنگری کند و به گذران مطلق وقت و توان خود منحصرا در یکی از این دو مکان، پایان دهد؛ پاسخ پرسش‌های خیابان را در دانشگاه جست‌و‌جو کند و دانشگاه را مادامی ارزشمند بداند که پاسخی درخور برای این پرسش‌ها داشته باشد. باید همگی به این باور برسیم که هیچ راهی جز برقراری گفت‌و‌گو میان خود بر سر چگونگی عبور از مسیرِ رسیدن به ایرانی مطلوب نخواهیم داشت. سیاست دشمن‌پنداری نیروهای موازی در مسیر بیش از هرچیز خواسته کسانی است که ایران را برای همه ایرانیان نمی‌خواهند. باید پذیرفت تنها با تعاملی که در آن، به بررسی دقیق مسئلۀ کشور و ارزیابی تمام پاسخ‌ها و انتخابی عقلانی و متناسب با تمام ظرفیت‌های موجود پرداخته شود، می‌توان مسیر برون رفت از شرایط کنونی را ترسیم کرد. باید باور کنیم که در انتهای هر مسیری که از ابراز خشونت و حذف صدای دیگری بگذرد، نه ایرانی مطلوب، بلکه سرابی از آن وجود دارد.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Tue, 08 Dec 2020 20:57:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بـه یـاد سـه قطـرهٔ خـون؛ احمـد، مصطفـی و آذر.</title>
                <link>https://virgool.io/@AnjomanSUT/%D8%A8%D9%80%D9%87-%DB%8C%D9%80%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D9%80%D9%87-%D9%82%D8%B7%D9%80%D8%B1%D9%87%D9%94-%D8%AE%D9%80%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D9%80%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%80%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-yctulapyvb1s</link>
                <description>«دانشـجویان بـرای گرفتـن تفنـگ سـربازان حملـه كردنـد و سـربازان نيـز اجبـاراً تيرهایـی بـه هـوا شـليک نمودنـد و تصادفاً سـه نفر كشـته شـدند»هميـن عبـارت كوتاه را هميشـه شنيده‌ایم، همیشـه اشـتباهی، تصادفاً و غيرعمدی، تيـری شـليک شـد؛ امـا هربـار، بی‌اشـتباه، غيرتصادفـی و عمـدی مردیـم. نکنـد مـا را بــرای مــردن ســاخته‌اند؟ خون‌مان، رنــگ تصویــر اســتبدادزدهٔ ســياه و ســفيد ایــن خانـه شـد؛ پرچم‌مـان را هـم خودمـان رنـگ زدیـم؛ وطـن، سـبز چمـن و سـفید ابـر، كـم نداشـت؛ خونـی می‌خواست كـه مـا دادیـم؛پــدران! مــا دختــران و پســران‌تان بودیــم؛ ابراهيمــان! مــا اســماعيل و اســحاق‌تان بودیــم؛ رســتمان! مــا ســهراب‌تان بودیــم! پهلــوی مــا را كــه دریــد؟ گلــوی مــا را كــه بریـد؟هنـگام عـزا و عروسـی‌تان، بـا گوشـت مـا سـير شـدید و از پوسـت مـا پوشـيدید و خــون مــا را نوشــيدید. ســهم شــما همــه‌چيــز شــد و ســهم مــا، مــردن و ســهم مادران‌مــان، عــزا.مـا را قربانـی نکردیـد؛ مـا بـا پـای خـود بـه قربانـگاه آمدیـم؛ مـا هـر بـار بـرای خــون‌دادن می‌آمدیــم؛ خون‌مان ســنگ‌فرش و خــاک را جــان مــی‌داد؛ قطــره‌قطــره خـون مـا در زميـن می‌رفت، بـا چشمه‌ها می‌جوشید، بـه سـبزه‌زار می‌رسید، لالـهٔ ســرخ می‌دميــد و دختركــی روســتایی، مــا را می‌چيــد، می‌بویيــد و مســت می‌شد و در دشــتزار، خنــدان می‌دویــد.تصویر بازسازی شده از وقایع شانزده آذر سال 1332مـا كشـته می‌شدیم و نمی‌مردیـم، شـما می‌كشـتيد و می‌مردیـد! خـون مـا هـدر نرفـت و گلولـهٔ شـما تلـف شـد؛ از هـر كدام‌مـان، ۴۰ لالـه رویيـد و دسـت كودكانـی كـه می‌چيدندمـان، بـوی آزادی گرفـت و آن‌ها بـه یـاد آوردنـد... اكنـون مـا در آن‌ها می‌زییــم، بــا آن‌ها می‌دویــم و بــا آن‌ها می‌آیيــم؛ می‌كشــيد مــا را؟ بکشــيد ولــی مــا نمی‌ميریــم.یــک روز نزدیــک، ایــن بــار «شــما» نمی‌توانيــد بکشــيد؛ آن روز، از چشــمان‌تان اشــک می‌روید و از لولـهٔ تفنگ‌تــان، گل. آن روز، مــا پرنــده می‌شویم و می‌خوانيــم: «دســت اســتبداد از دانشــگاه كوتــاه!»** و می‌دانيــم ایــن بــار، هيــچ «تيــر هوایــی»ای قلبمــان را نمی‌شــکافد.آن روز بــا هــم می‌خوانيــم بــه یــاد آن ســه ققنــوس آتشــين، كــه از خاكسترشــان هربـار شـکفتيم؛ بـه یـاد سـه قطـرهٔ خـون؛ احمـد، مصطفـی و آذر.* اظهارات فرماندهی حکومت نظامی پس از وقایع ۱۶ آذر ۱۳۳۲** شـعار دانشـجویی گمنـام در ۱۶ آذر ۱۳۳۲، كـه بـا شـليک مسـتقيم گلولـه جـواب داده شـد.</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sun, 06 Dec 2020 14:01:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>