<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Apama | آپاما</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Apamalich</link>
        <description>می‎نویسم تا شاید بتوانم لحظه‎ ای فکر نکنم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 11:00:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/81209/avatar/fA6y7k.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Apama | آپاما</title>
            <link>https://virgool.io/@Apamalich</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مرگ *هجوه‌گویی‌های من*</title>
                <link>https://virgool.io/@Apamalich/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%87%D8%AC%D9%88%D9%87-%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-szkhagxfi2me</link>
                <description>یه روزایی بالاها سیر میکنم، یه روزای پایینِ پایینمگه ممکنه انقدر تغییر خلق و خو؟ولی راستش خوب که فکر می‌کنم می‌بینم همه‌ی زندگیم اینطوری بودمالان شاید سیکل‌ش کوتاه‌تر شده باشه ولی تا جایی که یادمه زمان مدرسه هم یه ماه‌هایی بهترین دانش‌آموز بودم و یه روزایی اصلاً نمی‌تونستم تمرکز کنماما شاید اون ماه‌های خوب باعث میشد جبران روزای بد بشهتا اینکه دیگه چیزی نتونست روزای بد رو جبران کنهروزایی که مودم پایینه از خودم می‌ترسم، روزایی که مودم بالاتره حتی بیشتراین فاز زندگیم هم میگذره و به احتمال زیاد زنده میمونمولی تا کی؟وقتی مامان مرد فکر می‌کردم منم یه روز از سرطان می‌میرم ولی راستش الان معتقدم یه روزی خودکشی میکنمالان نهولی یه روزی که پایین‌تر از همه‌ی پایینام هستماحتمالاً اون روز دیگه نتونم خودم رو گول بزنماحساس میکنم هر روز که از خواب پا میشم دارم با مرگ می‌جنگمیه چیزی درونم هنوز میخواد زندگی کنهتجربه کنهبخندهگریه کنهقدم بزنهولی مرگ جلوم رو گرفته، نمیذاره یه قدم به جلو بردارمتمام توانم رو گذاشتم و تمام توانم فقط تونسته منو ثابت نگه‌دارهشاید یه روز دوباره بتونم به جلو قدم بردارمهمین که یکم امیدوارم خودش خوبهمگه نه؟</description>
                <category>Apama | آپاما</category>
                <author>Apama | آپاما</author>
                <pubDate>Tue, 05 Oct 2021 13:43:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی که اعتمادمان را به علم از دست دهیم...</title>
                <link>https://virgool.io/@Apamalich/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-yykwr3lv5abu</link>
                <description>چرا خیلی از ما ها اعتمادِ به نسبت زیادی به علم داریم؟ آیا این به ضرر ماست؟کجا باید و کجا نباید به علم اعتماد کرد؟چند روز  پیش مقاله ای در سایت اخبار گالپ (GALLUP) با این عنوان خواندم:«آیا شما به علم اعتماد دارید؟»شاید هنوز هم که این مطلب را مینویسم این سوال برایم کمی مضحک باشد. من هر روز و هر ثانیه از عمرم( حداقل تا الان) را با اعتماد به عالم ها جلو رفته ام. برای درمان دردهایم پیش دکترهای زیادی رفتم، سیزده سال روبروی کسانی نشستم که علم را با تمام ابزارهای در دست به مغز من فرو میکردند، حتی وقت هایی که دنبال جواب یه سوال هستم سعی میکنم آن را از مقاله های فلان محقق یا فلان دانشمند پیدا کنم.اگر بگویم که به علم اعتماد ندارم باید هر لحظه از عمرم را به تردید و دودلی بگذرانم و این من را آنقدر ترسانده که باعث شده تمام اینترنت را زیر و رو کنم و جواب قاطعانه ای برای تمام این سوال ها پیدا کنم.اگر چپ میروی مردانه رو...تحقیقات زیادی نشان داده اند که درصد بالایی از افراد با تحصیلات آکادمیک بالا گرایش سیاسی خود را چپ (بیشتر لیبرال یا چپ رادیکال) معرفی میکنند.اینکه گرایش سیاسی شما چیست به کسی مربوط نیست اما اگر قرار باشد به دلیل جایگاهتان روی بخش بزرگی از جامعه تاثیرگذار باشید، باید گرایشتان را برای خودتان نگه دارید و این کاریست که متاسفانه بیشتر دانشمندها و اساتید و کارکنان دانشگاه ها بلد نیستند. بالطبع این موضوع هم افراد راست گرا را نگران میکند هم چپ گرا؛ نگرانی راست ها برای این است که میخواهند بیشتر شنیده شوند و نگرانی چپ ها هم برای این است که چه کسی خوشش میاید فکر کند گرایشش فقط نوعی شست وشوی مغزی بوده( به اضافه عطش برابری و از امکانات مساوی برخوردار بودن که هدف نهایی چپ هاست).آژیر قرمز و سکوت...در سال های اخیر شرایط اقلیمی به طرز فجیعی رو به بدتر شدن رفته، که باعث میشه فکر کنیم پس دانشمندان محیط زیست کجا بودند و چرا اجازه دادند این اتفاق بیفتد.فکر میکنم تا حدودی همه جواب این سوال را میدونیم. علم هدف آگاهیست،آگاهی قدرت است و قدرت سیاست است.بسیاری از اکتیویست ها باور دارند که در میدان مبارزه تنها هستند و دانشمندان و محقق های زیادی آنها را به جلو هل میدهند و پشتشان را خالی میکنند. ازطرفی هم وقتی حتی یک محقق یا دانشمند راضی شود به دلایل سیاسی سکوت کند یا نتایج تحقیقاتش را عوض کند، اپیدمی بی اعتمادی بوجود میاید و به قول خودمان تر و خشک با هم میسوزند. مارگاریت تاچرجمع بندیمارگاریت تاچر میگوید:« فکت های زندگی همه محافظه کار اند.» و شاید هم واقعا علم به طور طبیعی گرایش به چپ دارد، اما به نظر من قبل از هر چیزی این بی اعتمادی توسط صاحبان علم درست شده و باید توسط آنها نیز از بین برود. ما برده های قدرت نیستیم و نباید اجازه دهیم این موضوع ما را از پیشرفت باز نگه دارد.نظر شما همیشه مهم است!خوشحال میشم نظر شما را بشنوم. به خصوص نظرات مخالف با هر بخش یا جمله ای...لینک های مرتبطhttps://www.spectator.co.uk/2018/08/its-not-science-i-dont-trust-its-the-scientists/http://theconversation.com/yes-academics-tend-to-be-left-wing-but-lets-not-exaggerate-it-74093https://e360.yale.edu/features/why_are_environmentalists_taking_anti-science_positions</description>
                <category>Apama | آپاما</category>
                <author>Apama | آپاما</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2019 18:46:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا آینده شغلی ما با پیشرفت تکنولوژی در خطر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Apamalich/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-b0chtdkzwh1i</link>
                <description>به عنوان یک انسان به من حق دهید که با پیشرفت تکنولوژی نگران آینده خودم باشم. اگر خودم را جای یک کارفرما بذارم و بخواهم بین یک انسان که یک سر دارد و هزار سودا و یک ربات که درصد احتمال خطایش کمتر از یک درصد است، یکی را انتخاب کنم حتماً ربات را انتخاب میکنم. همچنین تا جایی که میدانم تنها کسی نیستم که این نگرانی را دارد. امروز فقط کافیست یک سری به جناب گوگل بزنید و یکی از اولین نتایج سرچتون سایتی خواهد بود که به شما میگوید چند درصد احتمال دارد ربات ها شغل شما را ازتان بگیرند! https://willrobotstakemyjob.com/ اما از شوخی و نگرانی هایی که همه از غرایض ما نشأت میگیرند بگذریم، با کمی تحقیق به راحتی متوجه میشویم که (مثل همیشه) شرایط به اون بدی که فکرش را میکنیم نیست.واقعیت به زبان ارقامبا توجه به تحقیق سایت گارتنر تا سال 2020  فقط 1.8 میلیون شغل به خاطر پیشرفت تکنولوژی از بین خواهد رفت اما در ازای آن 2.3 میلیون شغل به وجود خواهد آمد. حرف به دور از ذهنی هم نیست؛ به تمام شغل های مربوط به تکنولوژی و اینترنت فکر کنید که زمان مادربزرگ های ما افسانه ای بیش نبودند. با توجه به نظرسنجی سایت گالپ 58% مردم جهان فکر میکنند پیشرفت علم و تکنولوژی نه تنها شغل های ما را کم نمی کنند بلکه زیاد هم میکند.البته تعداد کمی از کشورها (بیشتر کشورهای در حال پیشرفت) هم هستند که خیلی اینطور فکر نمیکنند. ابتدا حدس زدم شاید مسئله به نبود آموزش کافی برگردد ولی در صدر این لیست کشور فرانسه بود که 55% مردمش میگویند پیشرفت علم و تکنولوژی شغل هایشان را در خطر میندازد. برایم بسیار عجیب بود که مردم فرهیخته فرانسوی همچین فکری میکنند( منظورم را اشتباه متوجه نشوید، نمی گویم آنها باسواد ترین مردم دنیا هستند ولی حداقل انتظار من از آن ها بیشتر بود). شاید دلایل دیگری هم داشته باشد که اگر فهمیدم خوشحال میشم باشما به اشتراک بذارم. تصویر لزوماً بیانگر حقیقت نیست :)واقعیت به زبان منطقتکنولوژی هرچی که هست ساخته ی دست بشر است، پس در وهله ی اول باید این را در نظر داشته باشیم که تکنولوژی تا ابد به کنترل و بررسی ما نیاز دارد و کم و بیش باید در کنار هم کار کنیم. در وهله ی دوم این نظریه که روزی ربات ها به طور کامل جای انسان را میگیرند کمی خنده دار است.اگر فکر میکنید ربات ها میتوانند جایگزین تفکر خلاقانه،مدیریت بحران و کار تیمی که کم و بیش به طور غریضی در انسان بود را بگیرند، شاید باید دوباره به این موضوع فکر کنید.علاوه بر آن وقتی که ربات ها قادر به انجام کارهای سخت باشند، آنجاست که غریضه راحت طلبی انسان(غریضه مورد علاقه من) به کار می افتد و دیگر حاضر نیست زیر بار چرخه کار سخت و حقوق کم برود. برای مثال، دیگر چه کسی حاضر است در قعر معدن ها با آن شرایط سخت و مهیب و با حقوقی ناجوانمردانه کم کار کند وقتی که یک ربات به راحتی میتواند آن را انجام دهد؟ما همه با هم هستیمواقعیت هرچه که باشد، به دست تو رقم میخوردمن هم مثل همیشه فکر میکنم قبل از مقصر دانستن کسی یا چیزی باید اول به خودمان نگاه کنیم. ما و تمام کسانی که میخواهیم وارد بازار کار شویم یا میخواهیم در آن بمانیم، باید قبل از هرچیزی به این فکر کنیم که روزی که کارفرمایمان به سرش زد مارا با یک ماشین تعویض کند با از دست دادن ما واقعا چه چیزی برای از دست دادن دارد؟شاید این یکی از فواید روی کار آمدن ربات ها باشد. این که همه ی ما نه تنها باید به فکر یادگرفتن تکنیک های کاری باشیم، بلکه باید آن ها را به نحو احسن به ذهن بسپاریم و دائم در حال آپدیت کردن خودمان باشیم( چیزی شبیه به ربات ها). کارهایی که در این راه به ما کمک خواهند کرد: خواندن کتاب های تخصصی، شرکت در کنفرانس ها،گوش دادن به پادکست ها، کلاس های آنلاین و صد البته تحصیل.اما در این بین برای کسانی که علاقه ای کار های تکنیکی ندارند شاید بهترین راه حل این باشد که توانایی ها و استعداد های انسانی خود را ارتقاع دهند. شکی نیست که ربات ها به این زودی ها نمی توانند جای ذهن خلاق انسان را بگیرند.لینک های مرتبط:https://www.forbes.com/sites/andrewarnold/2018/03/27/why-robots-will-not-take-over-human-jobs/#6ac7e05f92fdhttps://news.gallup.com/opinion/gallup/259610/own-jobs-future.aspx</description>
                <category>Apama | آپاما</category>
                <author>Apama | آپاما</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2019 19:03:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا رسانه‌های جویای دموکراسی، خود دموکراسی را رعایت میکنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Apamalich/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-gzwazdb75ils</link>
                <description>چند روز پیش در اپ TED به صحبت‌های ژورنالیست هندی‌ای گوش دادم که سخت در برابر رسانه‌های بزرگ ملی و بین‌المللی موضع گرفته‌بود و آن‌ها را به رعایت نکردن دموکراسی متهم میکرد. از جایی که رسانه‌هایی که نام می‌برد منبع خیلی از اطلاعات من تا به حال بود، ابتدا نخواستم حرف‌هایش را باور کنم، اما بعد از خواندن چند مقاله در اینترنت موضوع برایم خیلی جالب شد و خواستم آن را با شما هم به اشتراک بگذارم.آقای پاتیل که خود سابقاً ژورنالیست بوده حالا پلتفرمی ساخته تا تمام گزارشگر‌های محلی هند این شانس را داشته باشند که با رسانه های ملی یا بین المللی هند همکاری کنند. اتفاقاً یکی از گزارشگرهای هندی نیز با استفاده از این پلتفرم توانسته چند جایزه بین‌المللی نیز برنده شود، کسی که بدون کمک آقای پاتیل به احتمال زیاد هرگز شانس به اشتراک گذاشتن داستان خود را نداشت.در سال‌های اخیر با تعطیلی هرچه بیشتر خبرنامه‌های محلی و اخراج گزارشگرها، پای ژورنالیست های حرفه‌ای به هر شهر و روستایی باز شده است.از طرفی انجام کار حرفه‌ای روزنامه‌نگاری و خبرنگاری و داشتن یک منبع موثق بسیار ارزشمند است و آدم را به این فکر وا میدارد که حتماً اعتبار خبر بالاست.طرف دیگر قضیه اما حرف دیگری دارند. مردم این شهرها ادعا دارند که گزارشگرهای محلی شهر خودشان و داستان‌هایشان را درست‌تر و عمیق‌تر میدانند و رسانه ها با نادیده گرفتن این گزارشگرها عواقبی را به همراه دارند. خبرهای غلط دید مردم را نسبت به قضایا خراب میکنند و بی‌اعتمادی به همراه میاورند( شاید هدف خیلی از خبرهای غلط نیز همین باشد). علاوه بر آن، اطلاعات غلط بازخوردهای نادرستی را به همراه دارد که برای جامعه سیاسی یک کشور میتواند بسیار مخرب باشد.مقاله‌ای که در سایت پلیتسر(pulitzer)منتشر شده، میگوید:“ما دیگر به یک جامعه انباشته ازروزنامه‌های محلی برنخواهیم گشت، اما میتوان این امید را داشت که با این وجود اتاق‌های خبر،ژورنالیست‌های رنگین پوست و زنان بیشتری را در مقام‌های مدیریت ارشد قرار دهد.”اما سوالی که همیشه برای من پیش میاید این است؛ وظیفه ما چیست؟ چه کسی میتواند کاری برای بهتر شدن ماجرا انجام دهد؟این مسئله باید برای همه اعم از ژورنالیست‌ها،ادیتورها،روزنامه‌ها و مردم یک جامعه اهمیت داشته باشد. به نظر من در کشورخودمان قبل از هرچیزی به آموزش نیاز است. اینکه همه یاد بگیرند هر کانال و صفحه‌ی تلگرامی، توییتری، فیس‌بوکی و اینستاگرامی لزوماً منبع موثقی برای خبررسانی نیست( آن هم در دورانی که میگویند حتی خبر رسانه‌های بین‌المللی هم لزوماً موثق نیست).شاید بعد از آن همه چیز برگردد به خبرگذاری‌های محلی و طرفدارانشان. شاید بهترین کاری که از دست ما برمیاید حمایت از روزنامه‌های محلی‌ست. جمع‌بندی: داشتن یک جامعه خبری آزاد از اولین اصول دموکراسی است و هرکسی که سودای دموکراسی را در سر دارد باید از این ایده حمایت کند. بدون خبرگذاری‌های محلی که واقعیت را “صحیح‌تر” بازگو میکنند، خبرگذاری‌های ملی و بین‌المللی این فرصت را پیدا میکندد تا برای تحقق اهداف سیاست‌مداران حقیقت را کتمان کنند. پس نباید وظیفه خود را در قبال جامعه خود فراموش کنیم.پس از خبرگذاری‌های محلی حمایت کنیم.لینک‌های مرتبط:www.thenation.com/article/take-action-now-suppor-local-journalists/www.pulitzer.org/article/rebuildi—local-journalism-essential-democrati-forcehttps://www.ted.com/talks/gangadhar_patil_how_we_re_helping_local_reporters_turn_important_stories_into_national_news?language=en</description>
                <category>Apama | آپاما</category>
                <author>Apama | آپاما</author>
                <pubDate>Wed, 23 Oct 2019 19:17:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خشم ما از چیست؟ *هجوه‌گویی‌های من*</title>
                <link>https://virgool.io/@Apamalich/%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-apzmkgo2cf8u</link>
                <description>خشم ما از چیست؟خشمی که هر روز در هر کوچه و بن بستی در شهرم میبینم, واقعا نشان از چه دارد؟خشم اژدهافکر میکنم اگر بخواهیم یک جواب صریح و ساده پیدا کنیم, میشود گفت مقصرش مشکلات اقتصادی و معیشتی هست, اما یک بار برای همیشه با خودمان صادق باشیم. یک نقطه هم در تاریخ بشر وجود ندارد که همه ی تقصیرات به گردن یک دلیل یا یک نفر بوده. اگر هرروز که از خواب بیدار میشویم به این موضوع فکر کنیم,شاید شرایط خیلی راحتتر رو به بهبود برود. برای مثال وقتی کسی درباره ی گازهای گلخانه ای و دامپروری و ارتباط آن دو با گرمایش کره زمین میشنود,بهتر است قبل از بالای منبر رفتن و سخنرانی درباره ی اینکه دولت ها چه برنامه هایی باید بذارند,به این فکر کند که من چه سهمی در این فاجعه دارم و چه کاری ازدستم بر میاد. مطمئن هستم بعضی ها من را محکوم به خوش خیالی میکنند ولی من هم شما را به ساده نگری محکوم میکنم. این که دستمان را به طرف نزدیک ترین فرد بگیریم و مقصرش جلوه دهیم فقط کار ساده نگران است. به هیچ وجه نمی گویم یکی بیشتر از دیگری مقصر نیست و همه مان به یک اندازه مقصریم.قطعا یک رییس جمهور از منِ شهروندِ دیپلمه دستش برای ایجاد تغییر بازتر است, اما این باعث نمیشود من بی گناه باشم یا کاسه ی داغتر از آش به بغل بگیرم که &quot;خدایا چرا کسی کاری نمیکند؟ چرا رییس روئسا همه خواب تشریف دارند؟&quot;  دوست عزیزم, تو از همه ی ما خواب تر تشریف داری. لطفا دفعه ی بعد که خواستی کله ی سحر خشم اژدها را در کوچه و خیابان نثار ما کنی و بدبختی هایمان و بی پولیمان را برایمان بازگو کنی , اول به آن چهره ی زیبای منفعل خودت نگاه کن و بعد روز ما را از همینی که هست خرابتر کن.</description>
                <category>Apama | آپاما</category>
                <author>Apama | آپاما</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 11:32:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>