<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرش دامن‌افشان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Arashdma</link>
        <description>طراح محصول حاضر، وبلاگ‌نویس غایب.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:10:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/552/avatar/uU5c6m.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرش دامن‌افشان</title>
            <link>https://virgool.io/@Arashdma</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ابزارگرایی، مشکل این روزهای طراحان</title>
                <link>https://virgool.io/yoko-space/%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-e0pua05by4xo</link>
                <description>طراحان محصول، رابط کاربری و تجربه کاربری این روزها به فیگما وابسته‌ شده‌اند، در این مقاله مشکلات این موضوع را بررسی می‌کنیم.نویسنده در این مقاله از کلمه‌ای به اسم figmaism استفاده می‌کند که در حقیقت به معنی وابسته بودن به فیگما (یا در نگاهی بزرگ‌تر وابستگی به یک hard-skill) است. از آنجایی که این روزها دغدغه شخصی من یادگیری مهارت‌های نرم و سخت الزامی برای یک طراح است که در مقاله قبلی هم بعضی از آن‌ها را یادآوری کردم، باید بگویم که عنوان این مقاله من را جذب کرد، با خواندن این مقاله به نتیجه‌گیری خاصی نمی‌رسیم و تنها می‌خواهیم این مسئله را باز کنیم و جرقه فکر کردن درباره وابستگی طراح به ابزار را در طراحان کم‌تجربه‌تر بزنیم.اولین باری که به صورت خیلی دقیق و با نگاهی عمیق کلمه‌ی دیزاین را وارسی کردم، بعد از خواندن مقاله‌ صحبتی با طراحان از شایان مهردوست بود. بعد از آن مطلب که ۶ سالی از آن می‌گذرد نگاه من به دیزاین از یک طراح کم‌تجربه که سعی در expert شدن در استفاده از ابزارها، جمع کردن تمامی منابع پولی و رایگان بدردنخور مثل فونت و آیکن و ایلاستریشن‌ها و... داشت به یک طراح کم‌تجربه که کمی سعی در حل مشکل کاربران دارد عوض شد. https://virgool.io/@shayan/%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-shhozlvaiekt از همین رو توصیه می‌کنم اول مطلب بالا را بخوانید و بعد ادامه‌ی این نوشته را دنبال کنید.در ابتدا باید بگویم که حرفه‌ای بودن در یک نرم‌افزار و یادگیری زیر و بم آن هیچ مشکلی ندارد و اتفاقا یک مزیت عالی به حساب می‌آید و یک طراح حرفه‌ای (سنیور یا هر عنوان دیگری) باید ابزارها را بشناسد و از پتانسیل‌های آن‌ها در امر طراحی استفاده کند.با این حال، در حالی که ۹۰ درصد از محتوایی که درباره طراحی UX در LinkedIn/Twitter منتشر می‌شوند بر روی مهارت‌های بصری‌ها، Figma و دیزاین سیستم‌ها تمرکز دارند، در هنگام استخدام طراح UI، محصول و تجربه کاربری، شرکت‌ها اصلا به این موضوعات توجه نمی‌کنند و مهارت‌های حل مسئله شما را به چالش می‌کشند.برای مثال در اکثر فرایند‌های استخدام در ایران، ابتدا جلسه‌ای با طراح محصول/راهبر طراحی شرکت برای شما تنظیم می‌شود که به صورت گپ و گفت درباره پروسه‌هایی که در طراحی طی می‌کنید، ابزارهایی (نرم‌افزار یا تکنیک‌ها) که در یکی از پروژه‌های قبلی خود استفاده کرده‌اید و به صورت کلی درباره تجربه‌های قبلی‌تان صحبت می‌کنید.در مرحله‌ی بعدی، برای شما یک تست حل مسئله محصولی تنظیم می‌شود و در اکثر شرکت‌ها (طبق تجربه‌ی خود من) طراحی UI کمترین چیزی‌ست که در این تست به آن اهمیت می‌دهند، نحوه تفکر شما نسبت به مسئله، نحوه پرزنت‌تان و راه‌حل نهایی‌تان همه چیز درباره شما را نشان می‌دهد.خب پس چرا ما ۹۰ درصد اوقات درباره دیدن محتوایی هستیم که اصلا بدرد ما نمی‌خورد؟ (یا کمتر بدرد می‌خورد)چند دلیلی که نویسنده مقاله می‌گوید:پست‌های کوتاه‌تر، بازخورد بهتری می‌گیرند — محتواهای بصری زیبا، کوتاه و کارآمد سطحی در شبکه‌ّای اجتماعی بازخورد بهتری نسبت به محتواهای طولانی می‌گیرد، این بازخورد انقدر زیاد است که دیزاینرها اکثرا فکر می‌کنند که شاید با دنبال نکردن این موارد درحال از دست دادن چیزی هستند. اگر درباره این اثر روانشناسی اطلاعاتی ندارید، این مقاله از forbes را بخوانید. https://www.forbes.com/health/mind/the-psychology-behind-fomo/ هدف قراردادن طراحان تازه‌وارد — تولید کنندگان محتوا در اکثرا مواقع طراحان تازه‌کار یا افرادی که مایل هستند وارد این حوزه شوند را هدف قرار می‌دهند زیرا این افراد به دلیل نداشتن آگاهی، توجهشان ساده‌تر به موضوعات جلب می‌شود و این نرخ engagement را بالا می‌برد، از همین رو این امار و ارقام عجیب و غریب به یک ترند تبدیل شده و طراحان دیگر هم نیز به بی‌راهه می‌کشاند و به اشتباه برداشت این افراد از طراح محصول عوض می‌شود.آدم‌ها به دایره‌ی امنشان وابسته‌اند — بعضی اوقات فکر می‌کنم که وابستگی به فیگما (ابزارها) مثل یک مکانیزم دفاعی برای جلوگیری از رو به رو شدن با کارهای سخت در فرایند طراحی است، قطعا تمرکز روی پیکسل‌ها، پلاگین‌ها و... خیلی راحت‌تر از درگیری با kpi، متریک‌ها و ارائه راه‌حل‌های محصولی برای مشکلات است.ناآگاهی دیزاینر‌ها نسبت به مسیر رشد کاری‌شان — مسیر مشخصی برای رشد کاری دیزاینرها وجود ندارد، نه تنها دیزاین، بلکه برای تمامی حوزه‌های میان‌رشته‌ای مسیر رشد دقیقی را نمی‌توان ترسیم کرد، از این رو در طی این مسیر بارها افراد ممکن است به بیراهه کشیده شوند و مهارت‌های فرعی را با اولویت بالا در مسیر یادگیری خود قرار دهند.حالا با این اوصاف باید چه‌ کار کنیم؟تا از این دنیای اطلاعات که هر روزه با مقاله‌های مدیوم، مطالب لینک‌دین، یوتیوب، کتاب‌ها و کنفرانس‌ها پر می‌شود عقب نمانیم. همانطور که در بالا اشاره شد نمی‌توان مسیر شغلی رو برای دیزاین ترسیم کرد اما در زیر مهارت‌هایی را آورده‌ایم که از دید بیزینسی ارزشمند هستند.پرزنت کردن دیزاین - بارها درباره اهمیت کردن پرزنت کردن در کار شنیده بودم، اما از وقتی که خیلی جدی‌تر دنبال کار مخصوصا در شرکت‌های enterprise رفتم فهمیدم که شاید یکی از مهم‌ترین‌ها بخش‌های طراحی پرزنت کردن آن است، توانایی ارائه مسیری که پیموده شده تا به راه‌حل رسیدید و محصول‌نهایی چگونه می‌تواند نیاز کاربر را رفع کند را یاد بگیرید.منتورینگ دیگر طراحان/داشتن منتور - اشتراک دانش با دیگران، باعث یادگیری خود فرد می‌شود، با منتورینگ و راهنمایی دیگران و همچنین مشورت گرفتن از دیگران از biasهای ذهنی‌تان فاصله بگیرید و همچنین دامنه‌ی دانش خودتان را افزایش بدهید.بازخورد مفید - در شروع کار در جلسات همیشه سعی می‌کردم حرفی برای گفتن داشته باشم تا شاید بیشتر در چشم باشم ولی الان وقتی حرفی برای گفتن نباشه سکوت می‌کنم و سعی می‌کنم یاد بگیرم، سعی کنید در مکان و زمان درست بازخورد مفیدی رو نسبت به دیزاین، فرایند‌ها و حتی آدم‌ها بدهید تا به رشد شرکت و افراد کمک کنید.بهبود فرایندهای درون سازمانی - به عنوان فردی از تیم که در انجام فرایندهای سازمانی دخیل هست، سعی کنید همیشه به این فرایندها به چشم یک محصول نگاه کرده و مدام به بهبود آن‌ها کمک کنید. درباره بقیه شرکت‌ها و نحوه تفکر و فرایند‌های آن‌ها بخوانید و با کمک مدیران و سایر افراد سعی در بهبود فرایندهای درون سازمانی خود کنید، برای مثال فرایندهای استخدام را بازطراحی کنید یا بازی‌های اتاق فکر و ایده را درون تیم فرهنگ‌سازی کنید، به نحوه می‌توان گفت که باید ایده‌های جدید را در سازمان پیاده‌سازی کنید.مسئولیت پذیری - بنظر من یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های یکی فرد حرفه‌ای توانایی اعتماد کردن به او در کارهاست، در کارهایتان مسئولیت پذیر باشید و در بعضی پروژه‌ها با گرفتن تمام مسئولیت، خودتان را به چالش بکشید. پروداکشن و به ثمر نشستن کار، کاری بسیار سخت است، به عنوان طراح خروجی خود را فقط به کانسپت‌ها محدود نکنید.درک بیزینس و کار آن - طراح محصول خوب، کسی‌ست که محصول و فرایندها را با دقت درک و یا زندگی کرده باشد، شما برای طراحی یک محصول نیاز دارید با آن محصول زندگی کنید و از ۰ تا ۱۰۰ محصول را بشناسید، از مرحله‌ی اول تهیه مواد اولیه (در محصولات فیزیکی) تا نحوه توسعه، مدل‌های فروش و سودی که هر محصول برای شرکت به ارمغان میاورد،در صورتی که این‌ها را درک کنید می‌توانید به شرکت کمک کنید که بیشتر سود و یا کمتر ضرر کند.کشف استعداد‌ها - به شرکت کمک کنید تا آدم‌های با استعداد را پیدا کند و فرهنگی بسازید که در آن ادم‌های با استعداد پرورش بیابند، در کامیونیتی‌های مختلف شرکت کنید و سعی کنید در آن‌جا با افراد صحبت کنید و استعدادهای افراد را کشف کنید. پرورش یک استعداد برای شرکت نسبتا هزینه‌ی کمتری تا استخدام یک متخصص دارد. می‌توانید برای تیم‌ دیزاین‌تان سایت بسازید، بلاگ بنویسید و مسیری برای رسیدن استعدادها به تیم طراحی کنید.مهارت نوشتن و صحبت کردن - زبان، راه ارتباطی ما انسان‌ها با یکدیگر است، اگر نتوانیم خوب حرف بزنیم پس قطعا نمی‌توانیم کار خوبی نیز تحویل دهیم، مهارت‌های صحبت کردن و نوشتن (داکیومنت کردن) را یاد بگیرید که بتوانید با واحدهای مختلف در شرکت به راحتی ارتباط برقرار کنیدچند نمونه انتشارات خوب فارسی: https://virgool.io/aparat  https://virgool.io/DivarDesign مهارت‌های بالا، مهارت‌هایی است که به عنوان یک دیزاینر سنیور/لید می‌توانید آن‌ها را یاد بگیرید تا مسیر شغلی هموارتری را در آینده داشته باشید، قطعا این مهارت‌ها کامل نیستند اما بهتر از یاد گرفتن trickهای فیگما در آینده‌ی شغلی‌تان به شما کمک می‌کنند (شاید هم نکنند!؟)، همچنین همه این مهارت‌ها برای افراد تازه‌کار شاید معنی ندهند اما در ادامه‌ی مسیر شغلی‌شان به کمبود آن‌ها در کارشان پی خواهند برد.مقاله اصلی: https://blog.prototypr.io/designers-we-have-a-problem-its-called-figmaism-32f22dd76c47 </description>
                <category>آرش دامن‌افشان</category>
                <author>آرش دامن‌افشان</author>
                <pubDate>Thu, 02 Nov 2023 13:05:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت‌های نرم ضروری برای طراحان و محققان تجربه‌کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/yoko-space/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-rnxkuu3els2f</link>
                <description>در این مقاله می‌خواهیم درباره مهارت‌های نرمی که هر طراح تجربه‌کاربری به آن نیاز دارد تا بتواند به یک فرد حرفه‌ای در دیزاین تبدیل شود صحبت کنیم. توسعه این مهارت‌ها در کنار مهارت‌های سخت (hard-skills) به شما کمک می‌کند تا بتوانید به عنوان عضوی از یک تیم بهتر communicate کنید و در آخر نتیجه بهتری را رقم بزنید.طراحی تجربه‌کاربری یک کار تیمی‌ست و همانطور که می‌دانید برخلاف رشته‌های برنامه‌نویسی از هم‌افزایی و صحبت کردن با دیگر هم تیمی‌ها و اشتراک ایده‌ها، نتیجه‌های چشم‌گیر حاصل می‌شود؛ برای همین فراگیری مهارت‌های نرم برای طراحان و محققان امری ضروری است.در ادامه ۵ مهارت نرم رو با هم مرور می‌کنیم، من به شما نمی‌گویم که چگونه آن‌ها را بهتر کنید زیرا راه‌های بسیار زیادی برای توسعه این‌ها وجود دارد که ساده‌ترین آن‌ تجربه کردن در کار است، هرچند شما می‌توانید با یک جست‌وجوی ساده در گوگل به نتایج جالبی برسید.۱. تطبیق‌پذیری (Adaptibility)اساسا کار طراحی؛ یک بداهه‌نوازی‌ست؛ به این معنی که در هنگام بداهی‌نوازی دو ساز با یکدیگر، هر دو به صورتی با هم sync می‌شوند و یک نتیجه‌ی خارق‌العاده را رقم می‌زنند. در طراحی و دنیای tech که با سرعت بسیار زیادی عوامل همچون برنامه‌ریزی‌ها و استراتژی‌ها، موانع، محیط‌ها و تکنولوژی دائما درحال تغییر هستند، تطبیق‌پذیری یک ضرروت است تا بتوانیم به نتیجه دلخواه برسیم.تغییر شاید برای خیلی‌ها از جمله خود من سخت باشد؛ اما تطبیق‌پذیری یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی‌ست که باید یاد گرفت، بعد از گذشت زمانی از کار کردن متوجه شدم که فیدبک منفی گرفتن نباید باعث ناراحتی من شود بلکه هر فیدبکی (چه خوب و چه بد) باید برای من یادگیری داشته باشد، فیدبک‌های دیگران به شما کمک می‌کند تا با زاویه‌ دید جدیدی به فرضیات و نتیجه‌گیری‌های‌تان نگاه کنید و فرصت رشد بسیار خوبی‌ست.برای بازی کردن یک نقش خوب در تیم، باید مهارت Adaptibility‌ را در خود بالا ببرید.انعطاف داشتن در کار یکی از ارکان مهم در adaptabilityست؛ برای مثال کار کردن در محیط‌های مختلف، کار کردن با نرم‌افزارهای مختلف و تعصب نداشتن روی تکنولوژی باعث می‌شه که شما یک فرد حرفه‌ای در کار باشید و کار رو بخاطر سلایق شخصی stop نکنید. ۲. مهارت ارتباط گرفتن (Communicate)خب بسیار واضح است که این یکی از مهم‌ترین و یا شاید کلیدی‌ترین مهارت‌هاست اما اینکه ارتباط خوب از چی تشکیل می‌شود هم بسیار مهم است (شفافیت در تعریف کلمات در تیم‌ها یکی از ارکان مهم برای ساخت ارتباط قوی‌ست، برای مثال کار تمام شده از نظر دولوپر با کار تمام شده از نظر مدیر محصول باید یکی باشد، مشخص کردن تعریف‌ها با شفافیت به این امر کمک می‌کند). با اینکه همه ما این رو می‌دونیم اما خود من در کار کردن با تیم‌ها متوجه شدم که خیلی جاها نمی‌تونم درست منظوری که دارم رو به فرد مقابل برسونم، یا که زبان مشترک من طراح با مدیرعامل یک شرکت سنتی یکی نیست.اینجاست که مهارت تطبیق‌پذیری به کمک ما میاد؛ ما باید بتونیم با توجه به محیط، سطح دانش و جنس کاری که با افراد داریم مکالمات‌مون رو تنظیم کنیم. به عنوان طراح، شما باید با سطوح مختلف یک شرکت از stake-holders تا کارشناسان CRM ارتباط بگیرین و خیلی مهمه که سطح رابطه‌تون رو باهاشون تنظیم کنید.برای مثال، یکی از بهترین تجربه‌های من در تیم محصول همسا بود؛ ما در تیم محصول همسا، سندی رو به عنوان سند نرم‌افزار داشتیم که تمامی featureهایی که بیزینس از تیم محصول درخواست کرده بود با جزئیات بیزینسی، محصولی و فنی پیوست کرده بودیم. اینجوری به یک زبان مشترک رسیده بودیم و وقتی که این ۳ تیم با هم جلسه داشتند همه روی یک صفحه مشترک صحبت می‌کردند.خیلی مهم است که طراحان روی ارتباطات خود تمرکز کنند و سعی در پیشرفت آن داشته باشند، این فقط ارتباطات کلامی نیست، بلکه گزارش‌نویسی، داکیومنت کردن و… رو هم شامل می‌شود.ارتباط گرفتن خوب به شما کمک می‌کند که به صورت تاثیرگذارتری ایده‌های خودتان را مطرح کنید، از طرح‌های خود دفاع کنید و بتونید اعتماد مشتری‌ها رو بدست بیارید. فراموش نکنید که شما زمانی می‌توانید بگویید که در communicate کردن حرفه‌ای هستید که در گوش دادن به حرف‌های طرف مقابل هم حرفه‌ای باشید.۳. هنر مذاکره و حل تعارضدرحال کار معمولا conflictهای زیادی پیش می‌آید که هر کدام می‌توانند در صورت مدیریت نادرست ضربه‌ای به ما بزنند؛ در حقیقت به عنوان طراح معمولا بیشتر این conflictها با شما صورت خواهد گرفت چون طراحی در مرحله ایده‌پردازی‌ست و هزینه تغییرات در این بخش کمتر است. برای همین مهم است که شما به عنوان طراح بتوانید این conflictها رو حل کنید.معمولا بحث و گفت‌وگوهایی که بین تیم فنی و طراح اتفاق می‌افتد به دلیل عدم شناخت طراح از محدودیت‌های فنی و یا بار پیاده‌سازی طرح است. بهتر است به عنوان طراح درباره محدودیت‌های فنی نیز آگاه باشید، با تکنولوژی‌های مختلف سر و کله بزنید. این اطلاعات در طول زمان و کسب تجربه بدست خواهد آمد اما یکی از راه‌های تقویت آن کار کردن با اپ‌های مختلف و یادگیری نحوه پیاده‌سازی و اجرای feautreهاست.به صورت کلی، حل مشکلاتی که از برخورد تیم‌های مختلف مثل فنی با دیزاین، یا بیزینس با دیزاین به وجود می‌آید با گفتگو و collaboration و درک دو طرفین به سادگی قابل حل شدن است. به عنوان طراح سعی کنید مشکلات را به صورت برد-برد جلو ببرید.۴. توانایی استدلال و مذاکرهاین که شما به عنوان دیزاینر بتوانید با دیگر افراد تیم مذاکره کنید و از طرح‌ها و ایده‌های خود دفاع کنید، با استدلال‌های قانع‌کننده آن را به سمت طرح خود بکشید بسیار ضروری‌ست (به این مهارت اصطلاحا selling یا فروش ایده‌ها هم گفته می‌شود، کتاب‌های مارکتینگی حوزه استارتاپ‌ها بسیار مفصل درباره این مهارت توضیح داده‌اند). یکی از راه‌های مذاکره کردن درست این است که فرد مقابل را در بازی برد و باخت قرار ندهید و به آن‌ها این احساس رو ندهید که با قبول کردن ایده‌ی شما، به آن‌ها ضرری خواهد رسید.در طی تجربیات‌ کاری که داشتم بارها به این مشکل برخوده‌ام که خیلی از مدیران فقط برای اینکه در جلسه حرفی برای گفتن داشته باشند ایده‌ی من را با دلایل غیر منطقی رد کرده‌اند، اما همیشه سعی من بجای لج کردن و شروع کردن یک بازی ذهنی با فرد مقابل این بوده که با دلایل منطقی و معمولا با نشان دادن اینکه چطوری این ایده به بیزینس کمک می‌کنه و از کجا به این راه‌حل رسیدیم قانع‌شون کنم.اما در پی همین تجربه‌ها خیلی اوقات مذاکره از دستم در رفته است و با احساسات برخورد کردم و این loop باعث شده که به طور کل هم من از نتیجه کار راضی نباشم و در نهایت‌ش هم رضایت شغلی‌م رو از دست می‌دادم و از اون شرکت یا پروژه خارج می‌شدم.داشتن توانایی استدلال بدون ایجاد توهین شخصی یا آسیب حرفه ای یک مهارت نرم بسیار ارزشمند است.۵. کرامت یا Gravitasدر معنای تحت‌الفظی این کلمه بهتر است بگویم این صفت به ویژگی در افراد گفته می‌شود که شامل متانت، اعتماد به نفس و حرفه ای بودن است که فرد را قابل اعتماد و معتبر می‌کند. در تحقیقی که توسط Quantified Communications انجام شده است، لحن تلفط کلمات، چهره و رفتار فرد در جلب توجه و اعتماد افراد بسیار تاثیر گذار است. اینکه شما با رفتار خود حرفه‌ای بودن را ثابت کنید، کلمات و گفته‌هایتان را با قاطعیت بگویید بسیار در کار شما تاثیر خواهد داشت.همه ۴ مهارتی که در بالا اشاره کردیم به صورتی این مهارت را تشکیل می‌دهند، این مهارت به انتقال حس اعتماد به نفس، تخصص و اقتدار کمک می کند و باعث می شود که شما توسط همکاران و مشتریانتان جدی گرفته شوید.نتیجه‌گیریاین مقاله بر روی مهارت‌های نرم و استایل‌های کاری که باید یک طراح در کار خود حفظ کند تمرکز داشت؛ قطعا این‌ها همه‌ی آنچه که طراح باید بدانند نیستند و خیلی از این مهارت‌های نرم با تمرین و تکرار و کسب تجربه بدست خواهند آمد، هر فردی سبک کاری خودش رو در مدت زمان کاری‌ش می‌سازد و هر فرد با رفتار، اخلاق و سبک کاری‌ش در یک تیم fit می‌شود اما داشتن مهارت‌های بالا با توجه به مطالعاتی که روی افراد در سازمان‌ها شده یک + حساب می‌شود.این ترجمه از مقاله دوست خوبم، ابوالفضل علی‌پور در مدیوم تحت عنوان UX Professionals: Specific Soft Skills for Designers and Researchers به همراه اضافاتی از تجربه‌های خودم در این حوزه بود.</description>
                <category>آرش دامن‌افشان</category>
                <author>آرش دامن‌افشان</author>
                <pubDate>Wed, 01 Feb 2023 15:12:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای طراحی یک لاگین موفق</title>
                <link>https://virgool.io/yoko-space/successful-login-ux-rules-wbgyvrxlyxp9</link>
                <description>طراحی برای صفحات ورود/ثبت‌نام در ظاهر شاید ساده باشد؛ اما رسیدن به یک ورود موفق که کاربران را در سریع‌ترین زمان ممکن به هدف خود برساند بسیار چالش برانگیز است. طراحی یک فرایند ورود موفق و بدون استرس برای کاربران نیازمند آزمون و خطای بسیاری‌ست. در زیر نکات مهم را لیست کرده‌م تا بتوانیم در هنگام طراحی یک چک‌لیست مطمئن داشته باشیم.فرایند ورود (login) چیست؟فرایند ورود به تمام تجربه‌ای که کاربر برای وارد شدن به اپلیکیشن/سرویس/وبسایت برای احراز هویت خود در سیستم طی می‌کند می‌گویند؛ به صورت ساده‌تر تمام صفحات و interactionهایی که کاربر در طی مسیر ورود خود با آن‌ها مواجه می‌شود فرایند ورود رو تشکیل می‌دهند.به طور معمول این فرایند شامل یک صفحه ورود کلی، یک فرایند برای بازپس‌گیری رمزعبور (فراموشی رمزعبور)، عوض کردن رمزعبور و روش‌های دیگر برای ورود به سیستم (مثل ورود از طریق گوگل، فیسبوک و…) می‌شود.هدف نهایی فرایند ورود مطمئن شدن از ورود موفق و بی‌دردسر کاربران به سیستم است.راهنمایی دقیق و صریح دیجی‌کالا: «لطفا این فسمت را خالی نگذارید)قصد ورود (Login intent) چیست؟کلیدی‌ترین قسمت تصمیم‌گیری در هنگام ورود کاربر، قصد کاربر است. به این معنی که چه چیزی باعث می‌شود کاربر ترغیب به ورود در سیستم شود.قصد ورود (Login intent) به معنی دلیل تمایل کاربر به وارد شدن به فرایند ورود است، اگر بخوام بلند بلند فکر کنم در حقیقت ی کلمه‌ای مثل من می‌خواهم ورود کنم، من میخواهم ایمیل‌هایم را چک کنم، می‌خواهم سفارش‌های قبلیم را ببینم و… است.وقتی که کاربر در صفحه ورود است ممکن است با احساس lack of intent نیز مواجه شود به این معنی که هیچ دلیل برای ورود به اپلیکیش نمی‌بیند و در صورت ورود چیز خاصی نصیب‌ش نخواهد شد. اگر بخوام دوباره به صورت بلند بلند فکر کنم، به این صورت است که فکر نمی‌کنم چیز خاصی باشه، بعدا هم میشه چکش کرد، چقدر سخته ولش کن (و صفحه رو می‌بند) و… که این به این معنی‌ست که فرایند ورود برای کاربر به شدت سخت/مبهم است.به همین ترتیب، یکی از سنجه‌هایی که می‌توان برای درک موفقیت بازطراحی یک فرایند ورود در نظر گرفت، بالا بردن نرخ ورود کاربران است.در زیر چند نکته‌ی کلی برای رعایت در دیزاین یک فرایند ورود موفق را مرور خواهیم کرد.۱. تجربه‌های مشابه را طراحی کنید.این قطعا نکته‌ای نیست که تا اینجا به دنبال‌ش اومدید اما در حقیقت این بسیار مهمه که کاربر رو با UI Patternهای جدید رو به رو نکنید، سعی کنید تا جایی که میشه پترن‌های مشابهی رو رعایت کنید، چون در اینصورت نرخ یادگیری رو برای کاربر پایین میارید و اون راحت‌تر ترغیب به ورود کردن میشه. از الگوهای ساده، معروف و کاربردی استفاده کنید؛ این باعث میشه که کاربر با اعتماد و راحتی بیشتر فرایند ورود رو طی کند.صفحه ورود پینترست، دقیقا در وسط صفحه و بدون ایجاد حواس‌پرتی قرار گرفته است، دکمه لاگین به رنگ برند است.اما شاید بپرسید که پس خلاقیت در طراحی کجا رفته، این بود دیزاینر بودن؟در حقیقت فرایند ورود یکی از حساس‌ترین نقاط برخورد (touchpoint) های کاربر با نرم‌افزار است، در این نقطه میشه به راحتی برند خودمون رو پرزنت کنیم، به صورت بصری از رنگ برند برای دکمه ورود استفاده کنیم یا از تصاویر شرکت، تصویرسازی‌ها با زبان بصری خودمون و یا لحن برند خودمون برای copyهاش استفاده کنیم. اما باید بالانس بودن این قضیه و شلوغ نکردن صفحه رو هم در نظر داشته باشیم؛ یادمون نره که هدف اصلی کاربر در این صفحه ورود به سیستم است و المان‌های دیگر در صفحه نباید noise بسیار زیاد ایجاد کند.? قانون حیاتی: هرچه که تایم کمتری رو کاربر در صفحه ورود سپری کند بهتر است، در حقیقت با ورود سریع به اپلیکیشن کاربر به سمت کشف ارزش‌های اصلی اپلیکیشن و مفید بودن محصول شما می‌رود.صفحه لاگین علی‌بابا (focues و از بین بردن المان‌های رنگارنگ صفحه با انداختن یک overlay روی صفحه و گذاشتن فرم‌ها در یک pop-up)۲. برای تمرکز کاربر دیزاین کنیددر قانون حیاتی گفتیم که هرچه کاربر زمان کمتری رو در فرایند ورود صرف کند بهتر است، در همین راستا صفحه لاگین و یا فرایند بازگیری رمزعبور باید تمام تمرکز کاربر را همراه داشته باشد.بهتر است که فرم ورود در مرکز صفحه باشد، اگر قرار است که آن را در سمت چپ یا راست قرار بدهید، سعی کنید از طریق المان‌های بصری وزن خوبی را روی آن سمت ایجاد کنید.در راستای تجربه‌نویسی (ux writing) کاربر را با نوشته‌های طولانی و فنی و بیهوده اذیت نکنید، سعی کنید به صورت right to the point به کاربر بگویید که چه کاری باید انجام دهد. برای مثال «رمزعبور خود را وارد کنید» بجای اینکه بنویسید «اینجا محل وارد کردن رمزعبور شماست»، نوشته‌های بامزه، فنی و اصطلاحات جایی در فرایند ورود ندارند.در فرایند بازگیری/فراموشی رمزعبور بهتر است که این فرایند پیچیده (فرم‌های متعدد) را در چند مرحله بشکنید، بهتر از است که از کاربر بخواهید در هر مرحله فقط یک کار مهم را انجام دهد. برای مثال: شماره تلفن خود را وارد کنید، سپس در مرحله بعد کد را بخواهید.صفحه گرفتن کد otp علی‌بابا در یک step جدا از گرفتن شمارهنکاتی برای نگه‌داشتن فرم لاگین در مرکز توجه کاربر:فرم ورود می‌تواند در یک مدال، یک sheet و یا یک صفحه جدا (separated page) باشد.از کارت‌ها برای این فرم استفاده کنیداکشن‌های مهم را از اکشن‌های اصلی جدا کنید (اهمیت دکمه ورود از دکمه فراموشی رمزعبور بیشتر است)از یک دکمه بزرگ و برجسته (اصطلاحا در چشم کاربر به راحتی دیده شود) استفاده کنید.سعی کنید اکشن‌های ثانویه (فراموشی رمزعبور یا خواندن قوانین و شرایط) را در کمترین تعداد خود نگه‌دارید - به صورت کلی از المان‌ها و فرایندهای اضافی که هدف اصلی ورود کاربر نیستند دوری کنید.صفحه لاگین به gmail که به من hint داده پسوردم اشتباه است و ۳ ماه پیش آن را عوض کردم.۳. به کاربر یک فیدبک واضح/شفاف بدهید و در صورت اشتباه رفتن یک مسیر، سعی به کمک کردن آن کنید.در هر مرحله از فرایند ورود، کاربر ممکن است که مسیری را اشتباه طی کند، برای مثال ممکن است که فرمت ایمیل را درست تایپ نکند یا پسورد خود را اشتباه وارد کنید و یا ارورهای سمت سرور بگیرد (connection errors) - تمامی این حالات باعث می‌شود که login intent کاهش پیدا کرده و در نهایت کاربر از فرایند خارج شود (یک تجربه بد را برای او رقم بزند). برای همین مهم است که در طراحی خود feedback را در نظر بگیرید. در صورت اشتباه وارد کردن ایمیل به او اعلام شود که ایمیل خود را اشتباه وارد کرده است.نکته: متاسفانه در بسیاری از وبسایت‌های دولتی و بعضی دیگر از وبسایت‌های قدیمی مشاهده می‌شود که در صورت وارد کردن یکی از فیلدها به صورت کلی یک ارور به کاربر نشان داده می‌شود که «نام‌کاربری یا رمزعبور اشتباه است» یا در صورت وارد نکردن کپچا (که به علت مشکلات اینترنت دیرتر load می‌شود) ارور «خطا در ورود» نمایش داده می‌شود. باید دقت داشت به عنوان طراح محصول از تیم فنی درخواست کرد که برای هر field یک feedback ارائه نمایند و کاربر به صورت واضح راهنمایی نمایند.نکاتی برای راهنمایی بهتر کاربر در فرایند ورود:در صورت موفق نشدن یک در یک مسیر، سعی در راهنمایی او به استفاده از مسیرهای دیگر کنید. (مثال گوگل رو اینجا بزار)با توجه به funnel ورودی کاربر به سیستم، راحت‌ترین مسیر را برای ورود را به او پیشنهاد دهید؛ برای مثال کاربرانی که از گوگل آمده‌اند را تشویق به ورود با گوگل کنیدبا توجه به context کاربران، بهترین راه‌ها را برای آن‌ها تهیه کنید.لیگالر، یک نرم‌افزار ارتباطی برای وکلاست؛ با توجه به استفاده وکلا از نرم‌افزارهای office365، امکان ورود از طریق آن‌ را برای آن‌ها فراهم کرده است.۴. در صورت امکان، سعی کنید از فرم‌های گذشته استفاده کنیدشاید معنی این عنوان را متوجه نشده باشید اما این بسیار مهم است که به کاربر یادآوری کنید که او را در سیستم میشناسید و یک تجربه خوب برای فراموشی رمزعبور بسازید. برای مثال وقتی که کاربری رمز خود را فراموش می‌کند و روی فراموشی رمز عبور می‌زند به صورت auto-fill ایمیل‌ش را که در مرحله قبلی وارد کرده است در فیلد پر کنید.نکانی برای حفظ اطلاعات کاربر:از ویژگی (feature) من را به خاطر بسپار استفاده کنیدپر کردن فیلدها از اطلاعات قسمت قبلی مثل مثال پر کردن ایمیل در قسمت recovery passwordدر صورت داشتن ورود دو مرحله‌ای می‌توان به کاربر یادآوری کرد که هر دو آپشن ورود از طریق شماره تلفن و از طریق ایمیل را دارد و در آخرین باری که وارد شده از روش x استفاده کرده است. این به صورت کلی به او این حس را می‌دهد که به سیستم تعلق دارد. (مثال گوگل (اخرین گوشی که استفاده کردی)در سیستم‌های enterprise که امکان لاگین با چند اکانت وجود دارد؛ اگر بیشتر از یک اکانت وجود داشت می‌توان به کاربر نشان داد که مایل است با کدام اکانت وارد شود (بجای اینکه با اخرین اکانتی که لاگین بوده است فرایند را طی کنیم)صفحه لاگین کورسرا، که ۴  راه مختلف را برای لاگین به کاربران پیشنهاد می‌دهد. ۵. طراحی/توسعه چندین روش برای ورود انعطاف پذیری را برای کاربر بالا می‌برد.هیچ راه مشخصی برای همه بیزینس‌ها نیست؛ اما تهیه چندین روش برای ورود کاربر می‌تواند کمک کند که login intent کاربر افزایش یابد، بهتر است که حداقل یک یا دو روش بجز ورود از طریق نام‌کاربری و رمزعبور در اختیار کاربر قرار داد؛ این می‌تواند ورود به همراه otp از طریق موبایل/ایمیل، یا ورود بایومتریک و در ساده‌ترین حالت ورود از طریق social accountها باشد.? نکته حیاتی: اضافه کردن بیشتر از ۲ روش لاگین ممکن است باعث سردرگمی کاربر شود و فرایند لاگین را برای او سخت کنید؛ سعی کنید با توجه به نوع کاربران خود بهترین روش‌ها رو پیدا کردن و ۲تای آن‌ها برگزینید. برای مثال اگر کاربری را از طریق ایمیل مارکتینگ جذب کردید؛ خیلی بهتر است که لاگین از طریق ایمیل را به او پیشنهاد بدهید.فرایندهای لاگین بدون پسورد بسیار سریع‌تر و محبوب‌تر از فرایندهای قدیمی همراه با پسورد هستند؛ در صورت ارائه لاگین به همراه کد otp (اس‌ام‌اس) حتما دسترسی خواندن اس‌ام‌اس را گرفته و کد ارسال شده را auto-fill کنید؛ به صورت کلی باید از هزینه‌های interactionیی که کاربر باید انجام دهد کم کنید.۶. آگاه باشید که فرایند لاگین؛ باید در کاربر احساس امنیت ایجاد کند.فرایندهای ورود شامل گرفتن اطلاعات حساس خصوصی افراد مثل ایمیل، رمزعبور و شماره موبایل است، این فرایند یک لحظه حساس است و احساس کاربر درباره اپلیکیشن را نشان می‌دهد. همانطور که در نکته اول گفتیم ورود باید برند شما را پرزنت کند و در صورت بازطراحی فرایندها و المان‌ها باید این اتفاق به صورت اهسته صورت بگیرد چون ممکن است lack of trust در کاربران ایجاد کند.لاگین صفحه todoist، با به کار بردن ایلاستریشن‌ها و رنگ‌های برند باعث اعتماد سازی کاربران می‌شود.? نکته حیاتی: در نظر داشته باشید که با اینکه باید فرایند ورود را ساده کرد اما باید به اندازه کافی امن باشد که ادم‌های بد را از سیستم دور کند. برای همین در فرایند طراحی مدام با تیم فنی صحبت کرده و در صورت حذف یک اپشن از تاثیر آن در فرایندهای امنیتی مطمئن شوید.یکی از راه‌هایی که می‌توانید به کاربر احساس امنیت را القا کنید این است که از او بخواهید ورود دو مرحله‌ای را فعال کند یا او را تشویق به set کردن رمزعبور‌های سخت کنید.۷. سرنخ‌ها را پیدا کنید و کاربران خود را بشناسیددر سطر‌های بالاتر اشاره کرده بودم که فرایند ورود می‌تواند با توجه به نوع کاربران شما برای ان‌ها شخصی‌سازی شود، با توجه به پلتفرمی که دارید روی آن کار می‌کنید می‌توانید متریک‌های مختلفی را برای پیدا کردن رفتار کاربران و نحوه تعاملاتشان با فرایند ورودتان بررسی کنید؛ در زیر به ۴ مورد اشاره می‌کنم:۱. فانل‌های ورود (Login funnels)با مدیر محصول‌ها کار کنید تا نقطه‌های مهم در فرایند لاگین را پیدا کنید و نقاطی که کاربران در این فرایند drop off می‌کنند را شناسایی کنید۲. نقاط ورود به فرایند (Login entry points)ایا کاربران شما از صفحه از طریق ایمیل وارد صفحه لاگین‌تان می‌شوند، یا از موتورهای جستجو این اتفاق می‌افتد؟ یا هنگامی که درحال بررسی وبسایت به صورت مهمان هستند؟ به صورت کلی باید مسیرهای ورودی به این flow را بررسی کنید تا بتوانید بهترین مدل را برای آن‌ها طراحی کنید.صفحه لاگین فوتبال ۳۶۰، که با شماره تلفن‌‌همراه کاربران را احراز می‌کند (در نظر داشته باشید که یکی از امن‌ترین راه‌ها برای احراز کاربران استفاده از شماره تلفن همراه است. در نرم‌افزارهایی که پروتوکل‌های امنیتی بیشتر باید رعایت شود، می‌توان شماره تلفن همراه را با کد ملی تطبیق داد /مثال: نرم‌افزارهای فینتک/)۳. دیوایس‌های کاربران (known devices)آیا کاربران بیشتر با موبایل لاگین می‌کنند یا دسکتاپ؟ از چه براوزری استفاده می‌کنند و برای مثال از طریق بررسی این مورد می‌توانید مشخص کنید آیا اضافه کردن لاگین بایومتریک کاربردی خواهد بود یا نه (برای مثال وقتی ۳۰ درصد یوزرهای شما دیوایسی ندارند که سنسور بایومتریک (اثرانگشت/face detection) داشته باشد اضافه کردن این مورد احمقانه‌ست)۴. گروه‌بندی‌های کاربران (User cohorts)راه‌های دیگر تفکیک کاربران مثل سن، محل زندگی و یا تایم‌زون‌های آن‌ها در محصولات international می‌تواند کمک کننده باشد (برای مثال در بعضی از کشورها‌ قوانین خاصی برای حفظ اطلاعات کاربر وجود دارد و اشاره کردن به آن‌ها در فرایند ورود می‌تواند کمک‌کننده باشد).از آن‌جایی که کاربران در این مرحله هنوز وارد نشده‌اند و اطلاعاتی را در سامانه ثبت نکرده‌اند؛ این دیتا‌ها می‌تواند کمک به شناخت بهتر کاربرانتان شود.نتیجه‌گیریبرای طراحی فرایند لاگین، نکات بالا با در نظر گرفتن context محصول و رفتار کاربرانتان می‌تواند منجرب به طراحی یک تجربه خوب برای کاربران شود. در نظر داشته باشید که همیشه فرایند‌های ورود رقبای خود را بررسی و محدودیت‌های فنی را بررسی کنید.منبع: +</description>
                <category>آرش دامن‌افشان</category>
                <author>آرش دامن‌افشان</author>
                <pubDate>Sun, 29 Jan 2023 10:35:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله‌پشتی ۱۴۰۱</title>
                <link>https://virgool.io/@Arashdma/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B1-tuc7miqbl7pm</link>
                <description>جاده جنگلی توسکستان - مهر ۱۴۰۰به‌به، عجب سالی بود، چیزی که به ما گذشت تلخ بود، اما تلخی نابی که به جان من نشست. توی سال گذشته با بیش از ۹ شرکت کار کردم، ۲ بار شرکتم رو عوض کردم، به عنوان مدیر محصول، طراح محصول و مدیر پروژه خرابی‌هایی رو به بار آوردم و به عنوان یک فرزند، سعی کردم تا جایی که می‌تونم خوب باشم و به عنوان یک بردار سعی کردم تا می‌تونم داداشم رو اذیت کنم. رفیق؟ من که هیچ‌وقت رفیق خوبی نیستم ولی خب سعی کردم تا حدی که در توانم هست به دوستانم و دیگران کمک کنم، شکم بیش از ۳۰۰ نفر رو سیر کردیم و کلی لبخند روی صورت آدم‌ها آوردیم و بیش از ۵ جای ایران سفر کردم.سال خوبی بود، حداقل همین‌که در آخرین ساعات‌ش دارم میام و بعد از ۲ سال و اندی ماه دست به کیبورد میشم خودش یعنی حال دلم خوب و میز‌ونه. ۲-۳ روز پیش نوشتم ولی همه‌ش رو حذف کردم چون به دلم نبود. بنظرم آدم باید به دل‌ش بشینه تا لذت ببره.قراره در این نوشته، به ۳ سوال پاسخ بدیم تا ببینیم چه چیزهایی را می‌تونیم در این کوله جا کنیم.سوال اول: فرض کنید که یک کوله پشتی دارید که قرار است با خودتان به سال ۱۴۰۱ ببرید. داخل این کوله پشتی چه تجربه‌ یا تجربیاتی از سال ۱۴۰۰ می‌گذارید؟ این تجربیات می‌توانند بزرگترین و بهترین درس‌هایی باشند که در سال ۱۴۰۰ و در جریان زندگی بدست آورده‌اید.مهم‌ترین و بزرگ‌ترین چیزی که در سال جدید همراهم می‌برم، مهربانی‌ست. بنظرم مهربانی قدرت عجیب همدل کردن آدم‌هاست. توی سال ۱۴۰۰ سعی کردم با دیگران مهربون‌تر باشم و این برای من کلی اتفاق جالب رقم زد؛ احساس خوبی که از مهربانی کردن به من دست می‌داد قشنگ‌ترین چیزی بود که تا مدتی باهام می‌موند و این قطعا بزرگ‌ترین چیزی‌ست که با خودم می‌برم.بخشش و گذشت، دومین چیزی که توی کوله‌پشتیم میزارم. زودتر از اون چیزی که فکرش رو کنیم دیر میشه؛ ببخشید و بگذرید. توی سالی که گذشت به واسطه مهربانی‌ای که سعی می‌کردم در خودم گسترش بدم خیلی‌ بخشش و گذشت کردم و حاصل‌ش الان که آخر سالیم برای من قابل لمسه. روح سبکی دارم و این خودش برای من با ارزش‌ترین چیزه.دوست‌داشتن نفس، چیزی که سال‌ها بود فراموش‌ش کرده بودم. برای اینکه بتونین به دیگران عشق و مهربانی بورزید، اول باید با خودتون تمرین‌ش کنید. پذیرش خودمون، آنچه‌ که هستیم و عشق ورزیدن بهش به من کمک کرد تا از خودم آدم بهتری (از نظر خودم) بسازم و این دوست‌داشتن نفس رو بارها با خودم تمرین کنم.چیزهای زیاد دیگری هست که قطعا توی کوله‌پشتی من جا داده خواهد شد، از جمله خانواده، دوستان، سلامتی، ورزش، خواندن، کار کردن و ارزش آفرینی که به صورت مفصل بعدا درباره هرکدوم می‌نویسم.سوال دوم: برای چابکی در زندگی باید سبک حرکت کرد. بنابراین کوله‌پشتی سنگین قدرت حرکت ما را کم می‌کند. اگر قرار باشد چیزهایی را هم از کوله‌پشتی خود خارج کنید آنها چه خواهند بود؟ در واقع چه نکاتی هست که فکر می‌کنید در زندگی باید از آنها  بگذرید و عبور کنید تا سبک‌تر حرکت کنید؟این سوال، سوال سختیه. من یک جورایی توی سوال اول جواب‌ش رو دادم، می‌گذرم. آدم‌هایی که بنا به هر دلیلی به من احساس نا‌امنی می‌دن رو ترک می‌کنم. نه تنها آدم‌ها بلکه حتی اگر توی موقعیتی هم گیر بیافتم که احساس خوبی نداشته باشم اونجا رو ترک خواهم کرد. سال گذشته دو بار شغلم رو عوض کردم، استرس‌های زیادی کشیدم ولی الان که توی اتاق نشستم و با آرامش دارم این متن رو می‌نویسم خیلی از کرده خودم خوشحالم. هیچ‌چیزی ارزش کشیدن استرس رو برای من نداره. از اعتقاد‌های بی‌منطق و احساسیم کم می‌کنم، قطعا نمی‌تونم همه رو به یک باره جا بذارم ولی حتما کم می‌کنم تا بتونم بار سبک‌تری رو به دوش بکشم. عادت‌های بد رو بیرون می‌کنم، پرخوری عصبی، ورزش نکردن، پرخاشگری، عدم‌تمرکز و بددهنی رو بیرون می‌کنم.سوال سوم: برای این‌که در سال جدید انسانی توانمندتر باشید فکر می‌کنید چه ویژگی‌هایی باید در شما تقویت شود؟با اینکه از سال قبل دارم روی این گزینه کار می‌کنم ولی قطعا مهارت زندگی‌کردن و لذت بردن از لحظه برای من کلیدی‌ترین چیزیه که باید روش کار کنم. اعتقاد دارم عمر آدمی برای لذت بردن از این دنیا خیلی کمه پس تا جای ممکن باید در مسیر درست و لذت ازش استفاده کرد و بی‌هراس (اما با منطق) تجربه‌های جدید رو لمس کرد و چشید.زندگی‌ کردن در لحظه، بدون توقف‌های بی‌جا می‌تونه به این امر کمک ویژه‌ای کنه. امسال زمزمه‌ای که در زیر لبم همیشه تکرار می‌شد این دو بیتی از خیام بود که بسیار برای من مهمه.سال‌ نو شما مبارک باشه، امیدوارم که سال خوبی برای همه باشه و بتونیم با هم انسانی‌تر و زیبا‌تر زندگی رو تجربه کنیم که این مهم، جذاب‌ترین اتفاقه. ?♥️?</description>
                <category>آرش دامن‌افشان</category>
                <author>آرش دامن‌افشان</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 11:42:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله‌پشتی ۱۳۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@Arashdma/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DB%B9%DB%B8-%D9%85%D9%86-wdpmlnvk5clb</link>
                <description>وبلاگ‌نویسی برای من یکی از لذت‌بخش‌ترین کارهاست. بازی با کلمات برای بیان احساسات و افکار‌ها و مهم‌ترین قسمت‌ آن اشتراک تجربه‌هاست. از سال پیش مطلبی در وبلاگ من نوشته نشده که شاید در نگاه اول نشان‌دهنده بی‌اهمیت‌تر شدن این موضوع در زندگی من هست (متاسفانه) ولی طی این مدت وبلاگ خوندن من چندین و چند برابر شده و نویسنده‌های زیادی رو دنبال می‌کنم.برای کوله پشتی امسال توشه‌ی خیلی پری دارم. امسال ۱۸ سالم شده و باید کمر همت ببندم و به سمت هدف‌های زندگیم حرکت کنم. کوله‌پشتی پارسال زیاد سنگین نبود ولی خب همون اندک خرت و پرت‌ها به شدت کمکم کرد ولی امسال میخوام یکم سنگین‌ترش کنم.در سال گذشته به من فرصت‌هایی داده شد تا بتونم بیشتر خود واقعی‌م رو بشناسم و بفهمم که چقدر نادانم و باید خیلی بیشتر به دنبال کسب علم باشم. با آدم‌های زیادی آشنا شدم و سعی کردم تا اونجایی که میشه ازشون یاد بگیرم. دوستی‌های زیادی رو محکم‌تر کردم و سعی کردم هر روز ‌آدم بهتری از روز قبلش باشم. مهم نبود چقدر رو به جلو حرکت می‌کنم مهم این بود که حرکت کنم.بالاخره چند‌تا کتاب خوب رو تموم کردم ولی بیشتر از همه میرا (نوشته کریستوف فرانک) رو دوست داشتم؛ این کتاب حقیقتی رو به من نشون داد که توی این سن به شدت بدردم می‌خورد. آهنگ‌های بهتری گوش دادم و فیلم‌های بهتری رو دیدم، هنر رو بهتر درک کردم و هنوز دارم تلاش می‌کنم بهتر درکش کنم.وقتی کتاب های جدید می‌خونی،‌ وقتی آهنگ بهتر گوش میدی و وقتی فیلم‌های بهتری می‌بینی در حقیقت داری به خودت احترام میذاری، همیشه در نظر داشته باش که ارزش خودت رو، خودت مشخص می‌کنی.تجربه‌های کاری زیادی نسبت به سال‌های قبل داشتم و خیلی چیزها در این بین یاد گرفتم که توی سال‌های آتی قطعا ازشون استفاده خواهم کرد. یکی از بهترین تجربه‌ها بودن در کنار #دریبلیون وکمک در برگزاری دریبل میت‌آپ تهران بود که باعث شد با افراد باتجربه و دوست‌داشتنی بیشتری آشنا بشم.برای کنکور ‌خوندم و می‌خونم، کنکور هم چیزیِ که در خونه‌ هرکسی می‌شینه و من تصمیم گرفتم بجای اینکه ازش فرار کنم براش وقت بزارم. قبول دارم که دانشگاه جای تکراری هست و چیز جدیدی درش نیست ولی من مسیری رو انتخاب کردم و دوست دارم توی این مسیر (حتی اگر اشتباه باشه) تمام تلاشم رو بکنم و اتفاقا در این مسیر دارم خیلی اطلاعات خوبی بدست میارم که مطمئنا در زمینه طراحی کمکم خواهد کرد.و در آخر، برای سال بعد باید از خیلی خوشی‌های زندگیم بگذرم،‌ باید سخت‌تر تلاش کنم و با انگیزه‌تر به کارم ادامه بدم. باید تمام تلاشم رو برای رسیدن به هدف‌هام بکنم تا اون‌ها را اجرایی کنم و همه این حرفا شاید سخت باشه ولی اعتقاد دارم وقتی یک چیزی رو از ته قلبت بخوای هرچقدر هم سخت باشه انجام‌ش میدی.سال نو مبارک.</description>
                <category>آرش دامن‌افشان</category>
                <author>آرش دامن‌افشان</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2019 00:11:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله‌پشتی ۱۳۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@Arashdma/new-year-backpack-97-mywy3j5wydnc</link>
                <description>عکس از Scott Webbهر سال قصد دارم توی کوله پشتی شرکت کنم ولی به دلیل مشغله‌های کاری آخر سال از غافله عقب می‌مونم. ولی امسال بالاخره بعد از ۳ سال از آشنایی با این بازی وبلاگی امیر مهرانی، وقتی رو گیر آوردم که توش شرکت کنم.کوله پشتی که می‌خوام برای سال بعد ببندم، پر از مهر و محبت هست و تمام کینه‌های امسال رو ازش پرت می‌کنم بیرون. جای هیچ کینه‌ای توی سال جدید نباید باشه هرچند ممکنه در طی سال کینه‌های دوباره ته کوله پشتی شکل بگیرن که اون‌ها رو هم سعی می‌کنم هرچند وقت یکبار دور بریزم.اولین چیزی که قطعا توی کوله‌پشتی من جا داره، تجربیاتی هست که امسال با سختی بدست آوردم و دونه‌ به ‌دونشون برام کلی ارزش دارن چون برای بدست آوردن اونها کلی سختی کشیدم. تجربه‌های کاری، روزمرگی‌ها و حتی اشتباهاتم رو. من از اشتباهاتی که کردم درس می‌گیرم و همه اونها رو یک گوشه‌ی ذهنم آرشیو می‌کنم تا بدونم کی و چه موقع ازشون استفاده کنم.برای دومین زیپ کوله‌پشتی، دوست داشتن رو در نظر گرفتم. من امسال انقدر قدر درگیر کارها و درس بودم که به کل خودم رو فراموش کردم. توی سال بعد سعی می‌کنم از زمانم درست‌تر بهره ببرم و همه‌چیز رو با برنامه‌ریزی جلو ببرم و برای زندگی‌کردن هم کمی وقت بگذارم.جیب‌های کوچیک کوله‌پشتی من برای درس‌های کوچیکی‌ هست که امسال یاد گرفتم، درس‌هایی که شاید مهم‌ترین اونها صبور بودن باشه. انقدری که امسال همه چیز رو تندتند انجام دادم لذت بردن از لحظات رو حس نکردم. توی سال جدید سعی می‌کنم آدم صبور تری باشم.زیاد اهل دور انداختن چیزمیزهای قدیمی نیستم ولی آدم‌هایی که ما بهشون خوبی کردیم و اونها با بدی جوابمون رو دادن، کسایی که اونها رو دوست خودمون می‌دونستیم ولی بهمون پشت کردن، اونایی که پشت سرمون حرف‌زدن، اونایی که چشم دیدن پیشرفت ما رو نداشتن، اونایی که بجای کمک کردن ما رو مسخره کردن؛ همه رو دور می‌ریزم.در عوض دوستانی رو جایگزین می‌کنم که توی امسال باهاشون آشنا شدم و توی همین مدت کم کلی به من کمک کردن و منم بهشون مدیون هستم. دوستای قدیمی هم که رفاقتشون ثابت شدست و همیشه نه توی کوله‌پشتی بلکه توی قلب ما جا دارن.زیاد بارم رو سنگین نمی‌کنم چون اخیرا کمردرد های زیادی سراغم میان. فقط یک دفترچه یادداشت برداشتم و هدف‌های ریز و کوچیکم رو توش نوشتم تا در طی سال به تک‌تک‌شون برسم. از همینجا، از طرف خودم براتون سالی پر از شادی و مهربونی آرزو می‌کنم، عیدتون مبارک.</description>
                <category>آرش دامن‌افشان</category>
                <author>آرش دامن‌افشان</author>
                <pubDate>Sun, 18 Mar 2018 18:35:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره من!</title>
                <link>https://virgool.io/@Arashdma/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86-nhzsqwsh65v7</link>
                <description>من، آرش دامن افشان هستم؛ طراح محصول در فوتبال۳۶۰ و تهسیل‌دهنده فرایند‌های طراحی در استارتاپ‌های  کوچک. تخصص من در حوزه پلت‌فرم‌‌های ارتباطاتی (CPaaS) است. ارتباط برقرار کردن با من خیلی ساده‌ست، اگر فکر می‌کنید من می‌تونم در بهتر شدن‌ محصولتان کمک کنم من رو با Arashdma در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها پیدا خواهید کرد.</description>
                <category>آرش دامن‌افشان</category>
                <author>آرش دامن‌افشان</author>
                <pubDate>Tue, 05 Sep 2017 06:27:34 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>