<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ارغوان کشوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Arghavan-keshvari</link>
        <description>فارغ التحصیل سال 1397 
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی
4 سال تجربه کاری به عنوان کارشناس فروش شرکت مهاجرتی
1 سال تجربه کاری به عنوان کارشناس فروش و عملیات شرکت حمل و نقل بین المللی
و ادامه دارد.....</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:05:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4856662/avatar/TeFblo.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ارغوان کشوری</title>
            <link>https://virgool.io/@Arghavan-keshvari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برگشت به لینکدین</title>
                <link>https://virgool.io/@Arghavan-keshvari/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%86-d45moh1kgfux</link>
                <description>سلام دوباره 😍 نمیدونم از کودوم حال و اتفاق و خبر بنویسم براتونولی میخوام که خوب بنویسم تا خوب هم ادامه پیدا کنه.....خوشحالم که همکاران و دوستانم رو مجدد توی لینکدین میبینم و دارن فعالیت میکنن.امیدوارم این روزای سخت برای همه زود بگذره و تماشاچی یه پایان خوب باشیم.یکم از کار بگم براتوناز همون دوران جنگ یه عالمه استعلام بود که ریخت رو سرمحالا با بی اینترنتی و استفاده از اپلیکیشن هایی که به جای بله( همیشه خیر) بودن و دست به دامان کانفینگ داران گرامی 😂 ، تونستم نرخ بگیرم و به مشتری اعلام کنم.تازه توی این مدت بوکینگ هایی بود که زدم و حسابی خوشحالم که تونستم در این شرایط سخت یه بخشی از نگرانی بازرگانارو نسبت به حمل بارشون رفع کنم.خلاصه که باید مثل همیشه امیدوار بود و ادامه داد.کار و بار شما چطور پیش میره ؟(این پستی بود که دیروز تونستم توی لینکدین بذارم و چقدر خوشحالم که بالاخره برگشتم به این فضای جذاب کاری )خوشحال میشم عزیزانی که اینجا نوشته های من رو میخونن، در لینکدین هم ببینمشون و بتونیم در یک فضای دیگر با هم کار کنیم و بهم دیگه امید بدیم.آیدی لینکدین من : linkedin.com/in/arghavan-shahbaz-keshvari</description>
                <category>ارغوان کشوری</category>
                <author>ارغوان کشوری</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 07:50:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فی الاجبار اما دوست داشتنی</title>
                <link>https://virgool.io/@Arghavan-keshvari/%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-qk1mwunkmc99</link>
                <description>میخوام یه داستانی رو براتون تعریف کنم.من یه دوست صمیمی دارم اسمش بارانهاز سال 97 که وارد حوزه مهاجرت شدم، باهمدیگه مثل یه دوست صمیمی و خانواده شدیم.کلی خاطره رو رقم زدیم ، هرروز دوست داشتیم با افکت های توی اسنپ چت از همدیگه عکس بگیریمو کلی بخندیم.یه تفریحی که توی محل کار داشتیم این بود که هرچند وقت یکبار ، شیرکاکائو و چی پف بخریم مخلوط کنیم باهم و بخوریم جیگرمون حال بیاد.توی محل کارمون برامون چای میاوردن اما همه باران رو میشناختن که همیشه باید قهوه بخوره، اونم تلخه تلخ یعنی نمیتونستی بهش لب بزنی. هییی یادش بخیر خند هامون، گریه هامون ، غدبازی درآوردنامون برای هم و حتی برای بقیه( صدای خنده)چقدر خوش میگذشت وقتی از سرکار تعطیل میشدیم اسنپ میگرفتیم باهم میرفتیم خونه ، یعنی راننده اسنپه از دست ما کلافه میشد چون خودمون آهنگ میزاشتیم توی گوشمون و بلند بلند میخوندیم ( صدای خنده).باران خیلی فیلم و سریال توی گوشیش دنبال میکرد، یه بار بهش پیشنهاد دادم یه برنامه هست توی یوتیوپ بشین ببین به اسم عشق و نفرت.درمورد چنتا پسر و دختر بود که باهم یه زمانی دوست بودن و الان کات کرده بودن و مجری برنامه میخواست اینها با حرف زدن بتونن به یه نقطه مثبتی برسنحالا این نقطه مثبت میتونست به نفع جداییشون باشه یا حتی به نفع دوباره رسیدن بهم دیگه.یه درسی که این برنامه بهم داد، این بود که دیدم چقدر از موضوعات برای همه مردم یکسانهمثلا عشق ، دوست داشتن، چقدر توی بعضیا شبیه همهیا حتی وقتی یکی از اون یکی نفرتی به دل میگیره، چقدر دلایل این نفرته شبیه همه. الان یک سال و خورده ایه که این داستان شیرینی که براتون تعریف کردم دیگه تکرار نشده.( ایموجی ناراحت)من و باران فیلد کاریمون رو تغییر دادیم و هرکودوم رفتیم یه سمتیاما یاد و خاطره همه ی اون روزها برای هردومون تازگی داره و هیچ وقت فراموش نمیشه.به امید دوباره تکرار خاطراتممنون از دوست خوبم که مجبورم کرد امروز در اینجا (،) براتون بنویسم و اشکم رو درآورد.اما از نوع دوست داشتنیش.( خنده )</description>
                <category>ارغوان کشوری</category>
                <author>ارغوان کشوری</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2026 08:10:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی</title>
                <link>https://virgool.io/@Arghavan-keshvari/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-ztudes9vcp9b</link>
                <description>اول از همه سلام قبل از نوشتن میخوام یه تشکر کنم از اینکه قراره نوشته های من رو بخونید و اگر میبینید خیلی دقیق و رسمی و روی اصول نمی نویسم ، چون واقعیت نوشتن بلد نیستم و هرچی هم هست ، همان گفت و گو های ذهنی خودم با خودمه.خب شروع کنیم:یه زمان هایی ،افرادی وارد زندگیمون میشن که میتونن تاثیر خوبی روی ما بزارن.ولی شاید خیلی دقیق نشه گفت که حتما اون فرد روی ما تاثیرگذاشته یا نه ، اما مطمعنا اون انرژی خوب و تجربه ای که در اختیارمون میزارن ، به مرور تاثیرشو نشون میده.دقیقا مثل همین حالا، که به واسطه یک همکار عزیز البته بهتره بگم دوست خوبم، &quot;،&quot; به من معرفی شد و عملا مجبورم کردن که با ورود به این سایت، شروع به نوشتن کنم.شاید همین چند دقیقه که دارم می نویسم خیلی حس خوبی نسبت به این کار پیدا کردم و از همین جا ازت تشکر میکنم بابت پیشنهادت.همینجاست که میتونم بگم همون فردی که وارد زندگیم شد ، دقیقا همین دوستی که درموردش صحبت کردم، تونست این تاثیر رو روی من بذاره تا بتونم کمی از استرس هام با نوشتن کم کنم.بنابراین &quot; آشنایی&quot; یعنی قدم برداشتن برای شناخت بیشتر خودپیشنهاد میکنم از این آشنایی ها تجربه های زیادی کسب کنید و در راه بهتر شدن خودمون و حتی کمک کردن به یکدیگه قدم برداریم.سپاس اردیبهشت 1405 </description>
                <category>ارغوان کشوری</category>
                <author>ارغوان کشوری</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2026 08:30:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>