<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ❁| ???????</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Artemisiam</link>
        <description>&quot;از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم&quot;  -سعدی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:52:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2283801/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>❁| ???????</title>
            <link>https://virgool.io/@Artemisiam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>●| دخترکِ پیچ‌گوشتی به دست</title>
                <link>https://virgool.io/@Artemisiam/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%90-%D9%BE%DB%8C%DA%86-%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-w41ct4zzftx4</link>
                <description>  دخترک وارد اتاقش شد و در را بست. کشوی مملو از ماشین های اسباب بازی را باز کرد و یکی از ماشین ها را درآورد. پیچ گوشتی کوچکی که خودش اطلاعی از نامش نداشت را برداشت. درحالی که چشمش را به در دوخته بود تا مبادا فردی در اتاقش سرک بکشد، پیچ های اسباب بازی را باز می‌کرد. با هربار کردن هر دانه پیچ های ریز ماشین درختی از درخت های شوق و هیجانش پربارتر می‌شد. چشمانش را با بشکافی نامرئی از در برداشت و با سوزن دوباره به ماشین دوخت. زبانش چیزی نمی‌گفت ولی چشمانش آنچنان هیجان زده بود که هذیان می‌گفت. باید می‌دانست چطور ماشین به حرکت در می‌آید؛ مگر می‌شود جوابی نداشته باشد؟ و چون جواب دارد او باید می‌فهمید.   ماشین باز شد. نیمچه نگاهی به در کرد و دوباره سرش را بر روی ماشین برگرداند. با وجود سوالات زیادی که در ذهن داشت ولی زیاد ماشین را دست کاری نکرد تا مبادا از کار کردن بیافتد. «باتری، جا باتری، سیم، موتور. کدوم یکی باعث می‌شن ماشین حرکت کنه؟ ولی به نظرم خیلی خفنه ها!»تند تند پیچ ها را بست و ماشین را درجای خود گذاشت.  معلوم نبود که این روحیه ی پسرانه و کنجکاوش را از چه کسی به ارث برده، خودش هم چیزی نمی‌داند. خندان به سمت در اتاق رفت و  در را باز کرد. هوا تیره شده بود. دوباره چشمانش مزه ی احساس کنجکاوی را چشید.   به اطرافش نگاه کرد و به سمت آشپزخانه رفت. «مامان؛ چرا هوا اینطوریه؟»مادرش رویش را برگرداند. شخص به ظاهر مادرش، ماسک سیاهی بر صورت داشت. چشمانش دیگر احساس کنجکاوی را نداشت؛ آن دو جفت چربی احساس ناامیدی را برروی پرده به نمایش گذاشته بودند.زبانش؟ هیچگاه برای به زبان آوردن احساسش تعلیم ندیده بود. به اطرافش نگاهی انداخت. اطرافش پر بود از اشخاص ماسک‌داری که آشنا بودند ولی غریبه. آنها دوستانش بودند ولی دیگر آشنا نبودند. آنها بیگانه شده بودند.   بر روی زمین چمباتمه زد. چشمان دخترک گریست ولی کسی ندید. گریست ولی نه با اشک؛ او با قلبش گریه می‌کرد. از چشمانش تکه هایی از قلبش سرازیر می‌شد. او در بین آشناهایی که غریبه بودند، تنها بود.   </description>
                <category>❁| ???????</category>
                <author>❁| ???????</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jun 2023 09:18:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه و رسانه²؛ چگونگی جلوگیری از نکات منفی رسانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Artemisiam/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%C2%B2-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-pwuruionbpfq</link>
                <description>اگر پارت قبلی این پست را ندیدید پیشنهاد می کنم حتماً قبل از اینکه شروع به خواندن کنید پارت قبلی را بخوانید: https://vrgl.ir/oqoyS روزانه مردم به ویژه نوجوانان، وقت زیادی را صرف دیدن ویدئو های سرگرم کننده می‌کنند و بی هدف در اپلیکیشن های مختلف همانند یوتیوب، اینستاگرام، فیسبوک، توییتر، تیک تاک و... بی‌خانمانمانند پرسه می‌زنند. این اتفاق عادات منفی زیادی را برای نوجوانان و مردم به ارمغان می آورد. دراینجا تنها اندکی از تاثیراتی که فضای مجازیِ محترم بر روی نوجوانان گذاشت را بیان می کنم:طبق سایت هاروارد خشمگین، حسادت، دلشکسته، مضطرب، وسواس، و بی حوصله بودن از معدود تاثیرات منفی است که رسانه برروی نوجوانان و البته، کل جامعه گذاشته است. حال چه کنیم؟سایت نیویورک تایمز، دو راهکار مفید ارائه داده است: ۱.زمان خود را تجزیه و تحلیل کنیدببینید چند ساعت از وقت خود را صرف استفاده از رسانه می کنید. در رسانه چند ساعت یا دقیقه را صرف چه کار هایی می کنید؟ آیا کارهایی که در رسانه انجام می‌دهید مفید هستند؟ چه چیزی یاد گرفتید؟ کلا چند ساعت در روز را صرف انجام کار های مفید کردید؟ جواب همه ی سوالات را روی برگه بنویسید. حاضرم روی اینکه از تعجب دهانتان باز بماند شرط ببندم!۲. ۲۵ کار که در نبود رسانه انجام می دادید فهرستی از ۲۵ کاری که دانلود رسانه انجام می دادید را لیست کنید و سپس یک تعطیلات ۲۴ ساعته از صفحه نمایش را برای خود در نظر بگیرید و کار های فهرست را انجام دهید. در این مورد هم حاضرم بر روی اینکه آن روز را جزء بهترین روزهای به حساب می آورید شرط ببندم! پ.ن: احتمالاً پارت دیگری از همین پست درراه است!همچنین بخوانید: https://vrgl.ir/Poe7Y </description>
                <category>❁| ???????</category>
                <author>❁| ???????</author>
                <pubDate>Sun, 16 Apr 2023 20:27:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه و رسانه¹؛ بی هدف، اپلیکیشن چرانی کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Artemisiam/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-d3qerf5xgu9x</link>
                <description>می خواهم مسائل دردناکی را برایتان بازگو کنم: برای مردم و به ویژه، نسل نوجوان، مسائل غیرمهم اهمیت پیداکرده و مسائل مهم، پوچ و بی معناشده!روزانه مردم و دوباره، به ویژه نوجوانان، وقت زیادی را صرف دیدن ویدئو های سرگرم کننده می‌کنند و بی هدف در اپلیکیشن های مختلف همانند یوتیوب، اینستاگرام، فیسبوک، توییتر، تیک تاک و... بی‌خانمانمانند پرسه می‌زنند. بگذارید این اطلاعات را با رقم و عدد برایتان به نمایش بگذارم:طبق تحقیقات سایت هاروارد؛ 87% از دانش آموزان دبیرستانی از اینستاگرام، 87% از اسنپ چت و 76% از فیس بوک استفاده می کردند.98% «تقریباً دائماً» یا «چند بار در روز» آنلاین هستند‌. همچنین نظرسنجی که توسط نیویورک تایمز انجام شد نشان داد از 1306 نفر 8 تا 18 ساله به صورت آنلاین نظرسنجی شد، نشان داد که بچه‌ها در اصل از صفحه نمایش برای حفظ ارتباط با همسالان خود استفاده نمی‌کنند. به طور متوسط ​​بیش از سه ساعت در روز را صرف تماشای ویدیو یا تلویزیون و نزدیک به دو ساعت در روز بازی می کنند و تنها 20 دقیقه در روز با دوستان خود چت می کنند!به صورت عادی نوجوانان استفاده از رسانه را جایگزین مطالعه و کارهای مثبت می کنند. دوورا هیتنر می گوید: «اگر این کار جایگزین فعالیت‌هایی مانند خواب، وقت خانواده، مطالعه، کارهای خانه وچیزهای دیگری که برای بچه‌ها مثبت است، نگران کننده است.».اصلا از اینها بگذریم، می خواهم داغ بیشتری را بردلتان بگذارم!: https://www.aparat.com/v/gbCxD پ.ن: درآینده راهکاری هم برای از بین بردن این مشکل درهمین اکانت ارائه خواهد شد.صرفاً جهت داشتن کاور*همچنین بخوانید:  https://vrgl.ir/h8teo  https://vrgl.ir/IYJnN </description>
                <category>❁| ???????</category>
                <author>❁| ???????</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 19:23:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>●| خاموشي</title>
                <link>https://virgool.io/@Artemisiam/%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%D9%8A-j54ocgwqwcbo</link>
                <description>به دنبال آوایی گشتم؛ نبود. تنها چیزی که وجود داشت &quot;هیچ&quot; بود. هیچ نمی شنیدم یا به عبارتی من درحال شنیدن هیچ بودم؛ خاموشي! آوایی که من برای لمس کردنش له‌له می زدم.همانی که با وجود نبودنش، آرامشي وصف ناپذیر است. می توانم با خاموشي &quot;من&quot; را لمس کنم. به راستی که زیبا و فرح‌بخش نیست این همه بودن در اندرونی نبودن؟می دانم، من بی نهایت از هیچ حرف می زنم!⬿تاجز ونیزی، شکسپیر</description>
                <category>❁| ???????</category>
                <author>❁| ???????</author>
                <pubDate>Sun, 26 Mar 2023 15:07:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>●| قلبِ مهربانِ شکسته</title>
                <link>https://virgool.io/@Artemisiam/%E2%97%8F|-%D9%82%D9%84%D8%A8%D9%90-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-pmrhzt65mp4f</link>
                <description>نفس عمیقی کشیدم؛ خیلی عمیق. می دانستم چه عجایب دردناکی انتظار مرا می کشد. وارد شدم. دوشخص با سرعت از کنارم رد شدند. باسرعتی که سرعت زیادی نبود. آنها دستشان، پا بود و پایشان نبود. به چشم هایشان نگاه کردم. چشم ها حقیقت را می گفتند. غمگین بودند؛ خیلی غمگین. در عنبیه قهوه ای رنگ چشمشان نوشته شده بود: من ناقصم!. به لبانشان نگاه کردم. لبخند زده بودند. لبخندی زدم و برگشتم.چشمانی بزرگ و حیرت زده به من زل زده بودد. به عنبیه اش نگاه کردم: من زشت و دیوانه ام!. بغضم را خوردم. گفت: می خندی تا خوشحال شم؟. در آن لحظه خودم را در هیپوکامپ دیدم. فیلم پخش شد. درسا، یکی از بچه های به ظاهر آزادی خواه مدرسه مان بود. در کلاس علوم نشسته بودم و درسا داستان زمانی که معلولین را به سخره می گرفت را بازگو کرد. واقعا احمقانه بود. چرا ما انتظار داریم آزادیی را داشته باشیم که از دیگران می گیریم؟فکر کردن فایده ای نداشت. من توانایی هیچ کاری بجز لبخند زدن را نداشتم. لبخندی که قلب مهربانِ شکسته ی کودک ناتوان را شاد کند. دل شکسته ای که عاملش افرادی همانند من بودند. </description>
                <category>❁| ???????</category>
                <author>❁| ???????</author>
                <pubDate>Thu, 16 Mar 2023 18:14:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>