<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آسایش آسوده:)</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Asaiesh_Asodeh</link>
        <description>ویرگول رو دفترچه یادداشتی برای ثبت هیجاناتش میدونه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:54:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/22799/avatar/SArl0H.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آسایش آسوده:)</title>
            <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نامه ای به 31سالگی خودم...</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-31%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-ik6ywpnomdqo</link>
                <description>سلام، اول خیلی عذرمیخوام که نمیتونم باشم...و نمیدونم چرا زندگی ام اینقدر شلوغه که نمیتونم باشم..از آخرین نوشتم هفت ماه میگذره ،نوشته ای که باتمام وجود میخواستم بعدش برای بودن برنامه ریزی کنم..که خلاصه نشد و نمیشه ..ده دقیقه پیش داشتم برگه های قدیمی مو زیر و رو میکردم یهو چشمم افتاد به نوشته ای که سه سال پیش (21 سالگی ام)نوشتم.و دلم خواست بارگزاری کنم ..الان که نوشته سه سال قبل رو میخونم ـ.دارم ذوق اون قسمت هایی رو میکنم که نوشتم موقع پیاده روی هات...و کمک کنی آدم ها بیشتر خودشون رو ارزشمند بدونناینو نصیحت رو فکر میکنم خیلیی عمل کرد آموزش های تخصصی هم دارم میبینم در زمینه منابع انسانی و مدیریت استعداد و این موردها(با اینکه به رشته تحصیلی اصلا ربطی نداره)از اینکه اینقدر خودمو دو نفر کردم توی نامه و جدی بودم در دوشخصیت اسایش و الهام ساختنم هم برام جالبه... فکر کنم فاز خوبیه دوباره این مدلی فکر کردن./الهام در حال مطالعه بند بعدی/خیلی کمال گراس(الهام) بنویسم گفته توی برگه آسه هر روزمو ...برو بابا?نه نقاش شدم نه این همه استعدادی که از بچگی در طراحی و نقاشی داشتم رو اصلا استفاده کردم چند ماه پیش خیلی دلم خواست ارشد طراحی صنعتی بخونم..هنوزم دلم میخواد اما در حال حاضر دارم برای ارشد بیوتکنولوژی کشاورزی میخونم و دلم نمیاد بیوشیمی یادم بره و اون تایم رو بذارم نقاشی بکشیم فعلا...اما قطعا دوباره به نقاشی و طراحی برمیگردم برای آرامش روانم.در ادامه نامه نه شرایط شو دارم نه دلم میاد باز به جا فیزیولوژی گیاهی خوندن برم شیرینی پزی یا رستوران کار کنم ولی سعی میکنم هر موقع که شرایط این داستانو داشتم برای هربار بهتر شدن تلاش کنم..فعلا باز اون قدرکتاب هست که باید بخونم (امسال کارشناسی رشته خودم و پیشرفت در زبان تجارت و بالابردن و انجام پروژه های مارکتینگ با شرکت های مختلف و اگه فرصت کنم ادامه ماشین لرنینگ و گواهی ارزیابی شغلی باید مدرک هاشـونو از موسسه های مختلف بگیرم و لینکدین شروع کنم به بارگزاری مدارک)اما کلاس اموزش مونته سوری(زیست شناسی) برای بچه های کمتر از هشت سال قسمت بشه تا سال دیگه میرم اونم ..با گلناز الان داریم یه فرمانتور طراحی میکنیم.... (در ادامه نوشته ، اون موقع که این نوشته رو نوشتم گلناز رو نداشتم تو زندگی ام و جالبه که اونم نوروساینس زیاد فازش بوده...)الان بیورکتور گیاهی داریم تلاش میکنیم البته به نوروساینس ربطی نداره ...(تارگت هم کلا بیماری نیست..)گلدوزی خیاطی هم جایی نداره تو زندگی ام و حیف دلم میخواد وسیله هاشو سرم خلوت شد آماده میکنم..دفتر رویداد هم ندارم.. اما برای کارهای بازرگانی دارم میسازم.آه تولد فاطمه یادم رفتــ.ـ خوبه گفت.(آسایش)گفتم فاطمه ، بذارید درباره  ش بگم فاطمه و من هم دانشگاهی شدیم و از این موضوع جدا خوشحالمانگار یه نقطه امن دارم توی دانشگاه اونم فاطمه س..معلممم نشدم اما جدیدا یه فکرهای جالبی دارم که یه قضیه هایی که نیست درس بدم باید درموردشون سرچ کنم اما موضوع ش میشه اقتصاد محصولات بیوتکنولوژی و تاثیرشون بر تحقیق و توسعه شرکت ها.. حالا جزییات ش رو خودم باید تلاش کنم محتوای ارزشمندی بشه.در مورد پارت سوم نوشتم..این روزها من پیگیر نگینم اما نگین جواب نمیده دلیلشم نمیدونم اما جوری بی محلی میکنه انگار قهره..(ما )ساختن انگار خیلی ساله برام مهمه فقط میتونم با خرسندی به خودم بگم امسال یعنی 1402جسارت ساختن اجتماعی که اونا رو ما لقب بدم داشتم و هر روزم شده رنگ و بوی بهتر بخشیدن به این( ما)در ادامه لینک چنل تکنوبروکر رو میذارم(البته احتمالا اسم و لگو و خیلی چیزها تغییرات مثبت کنه این روزها) https://t.me/Techno_broker2023 راستی یه نوشته هم در اینستاگرام نوشتم به نظرم خوبه اگه معرفی کنم.لینک اونمنوشته اینستاگرام با عنوان جبر جغرافیا https://www.instagram.com/p/CwCZQAqovsr/?igshid=MzRlODBiNWFlZA== اینم  یه عکس چون عکس خوب ندارم  برای متن انتخاب کنم.اگه خوندین متنو... ممنونم و‌متاسفم که درست حسابی نمینویسم که بشه درست فهمید خیلی حرفارو</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Tue, 22 Aug 2023 08:45:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام ِ دوباره به ویرگولیا✨️✨️</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%90-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%EF%B8%8F%EF%B8%8F-hflzfioivsi6</link>
                <description>خب اهه اهه صدا صاف میکنیم ؛واقعیتش اینستا ندارم??درست حسابی با این نت !و این پست قراره شروعی دوباره باشه به کامنت نوشتن در واقع??!در زمینه پست نوشتن هنوز برنامه خاصی ندارم ،فقط برای شروع دست به قلم شدم?❤️میخوام برای دوست های قبلی ویرگولی ام از نو بشم همون آسایش قبلی که با  الهام بودن ش در واقع کنار اومده و الهام رو یه موجود مغرور و خودخواه و زمخت نمیبینه!?و میخواد سعی کنه آسایش درون ِ الهام رو به رسمیت بشناسونه‌ و باهاش مهربون تر باشه و از سختگیری هاش کم کنه✨️✨️جدیدا آزمون طرحواره دادم فهمیدم طرحواره معیار های سختگیرانه دارم?و سعی دارم درمان کنم خودمو..دلم میخواد ویس بذارم از این به بعد و یه موضوع حرف زدن شروع کنم... اما نمیدونم هنوز چجوری میشه ویس ویرگول گذاشت...باید یکم با تغییرات جدید ویرگول آشنا بشم.فقط بگم این روزها که نبودم به شدت در حال آموزش تو دنیای واقعی بودم و خودمو خفه کردم از کلاس های مختلف  و متنوع ...و هنوز وقتی بخوام خوشحال باشم از هیچی میگم الهام اوضاع زندگی عالیه ! همین که کنکور نداری و نخواهی داشت خداروشکر! ...شما بگید ،چه خبرا؟ عکس خودم که این روزها دوستش دارم?اینم یه الهام دیگه ورژن ِ سر حال ِ مدل زمستون ش با شرایط نرمال دانشگاه! عکسی که این روزها بیانگر حالمه!</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 18:35:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-acowahfrpqae</link>
                <description>سلام واقعیت اش توان فعالیت ام در ویرگول کم شده خیلی کم ..و  واقعا ناراحتم که نمیتونم فعالیت خاصی کنم پس برای بودنمون باهم پیشنهاد میکنم اینستاگرام باهم بیشتر وقت بگذرونیم . https://www.instagram.com/p/CaRfmWNI-xv/?utm_medium=copy_link </description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Mon, 28 Feb 2022 18:06:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلعه ی درون من</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%86-cyx86wuvl7xq</link>
                <description>راستش دیوانه وار ....نیاز داشتم بنویسم ویرگول رو مناسب دیدم......اما نوشته ام رو در قالب یه عکس میذارم .مثل جن زده ها صبح از خواب پریدم تو حیاط برای ادامه قضیه سفارش کردم به بابام چی کار کنه!بابام از برنامه خبر ندارع قول م داده نپرسه این پول و اینا رو برای چی میخوام نمیپرسه دقیق مامانم هم نمپرسه تا من مجبور به گفتن دروغ نشم البته شایدم گفتم ...اما فقط گفتم این مقدار پول رو میخوام صرف یه عالمه حال خوبم کنم گفت درسه گفتم نه اما میتونه مربوط باشه گفت برای فلان مسافرتع گفتم راستش نه اما میتونه مربوط باشه ....دارم از شادی منفجررررررررررر میشم کاش میشد الان ...راستی میشه داره ۶ صبح میشه دلم میخواد برم فقط ساعت ها بدوووووم...البته تو محیط شهری خجالت میکشم و خب عاقلانه س که بذارم تایم باشگاه ...برام دعا کنید ....که ادامه شم واقعی باشع لیاقت زندگی کردن این رویا رو دارم ‌....حس میکنم اگه عملی بشه بی نهایت ......شادی به بقیه می بخشمدعا کنید برام ❤</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 06:18:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراریخته | نجات یا معضل محیط زیست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/morakab-mag/transgenic-jiqurmnbpc4e</link>
                <description> https://www.aparat.com/v/j3y5x/ حتما شما هم در سال‌های اخیر بارها واژه‌ی تراریخته را شنیده‌اید. تراریخته یکی از موضوعات داغ این روزهای کشور ماست. تغییراتی که با هدف بهبود صفات در گیاهان یا جانوران انجام می‌شود، اصلاح ژن و محصول نهایی این فرآیند، تراریخته نام دارد.اصلاح ژن در جامعه ما تراریخته (تراژن، ترنس‌ژنیک) هم مانند سایر موضوعات اساسی به جای اینکه در فضای علمی بحث شود، وارد فضای انحرافی شده‌است. یعنی افراد بر اساس شنیده‌های غیر مستند خود جهت‌گیری می‌کنند. موضوع تراریخته موافقان و مخالفان سرسختی دارد و موضوعی پرتنش است. اما باید ببینیم واقعیت چیست؟ و موضوع را به‌دور از این جهت‌گیری‌ها بررسی کنیم.کشنده یا نجات بخش؟؟واژه تراریختهتراریخته به محصولاتی اطلاق می‌شود که با هدف «تقویت صفات مطلوب» از طریق روش های پیشرفته علمی اصلاح ژنتیکی شده اند. اهدافی مانند بهبود کیفیت غذایی، مقاومت به آفات و بیماری‌ها، افزایش کمیت محصول و یا حذف صفات نامطلوب.بهبود صفاتچه محصولی تراریخته است؟تعریف دولت‌های مختلف از تراریخته متفاوت است. قوانین متفاوتی هم برای مصرف و تولید این محصولات وضع شده‌است. تراریخته یا غیر تراریختهبرای مثال:دولت آمریکا بر این باور است که چون در طبیعت تغییراتی از قبیل جهش و واژگونی ژن، مضاعف شدگی و... اتفاق می افتند، اگر همین تغییرات در آزمایشگاه‌های ژنتیک انجام شوند و از ژن بیگانه استفاده نشود؛ نیازی به نام‌گذاری این محصولات با عنوان «GM» نیست. در اینجا می‌توانید اصلاح ژنتیکی‌های طبیعی را مشاهده کنید. آیا می‌دانستید موز دستخوش تغییرات ژنتیکی بسیار شده است؟اما در اروپا برای هرگونه تغییر که با روش‌ها و ابزارهای بیوتکنولوژی، در آزمایشگاه انجام شود؛ برچسب «GMO» لازم است. تراریخته است یا نه؟  برگرفته از وبینار دکتر مهدی مرادیار  به نظر می‌رسد با توجه به تفاوت قابل توجه قیمت محصولات ارگانیک و تراریخته در آمریکا، نظر متفاوت این کشور در برچسب گذاری محصولات؛ در خدمت سیاست‌های اقتصادی آمریکا است. چرا تراریخته؟جمعیت کره ی زمین تا سال ۲۰۵۰ از مرز ۱۰ میلیارد نفر عبور خواهد کرد. برای سیر کردن این تعداد انسان، باید انقلابی در تولید محصول کشاورزی روی دهد. که ژنتیک بستر آن را فراهم کرده است‌! همانطور که پیش‌تر گفتیم، یکی از اهداف محصول تراریخته، تولید محصولی با بازدهی بالاتر و نیاز به مراقبت کم‌تر است. کاهش هزینه هادر ایران تراریخته داریم؟در حال حاضر ۲۴ کشور دنیا تولید کننده و ۱۹۶ کشور مصرف کننده این محصولات هستند. آمریکا بالای 50 درصد از کشت محصولات تراریخته جهان را به خود اختصاص داده است. در آمریکا بالغ بر ۹۰ درصد سطح زیر کشت محصولات اساسی از جمله سویا،کتان، ذرت و چغندر قند؛ تراریخته هستند. جالب است بدانید سطح زیر کشت محصولات تراریخته در آمریکا در سال 1996 (1375) حدود ۱/۷میلیون هکتار بوده و در سال 2017 حدود 189,1 میلیون هکتار افزایش یافته است.آمریکا، یشرو در تراریختهگفته می‌شود سطح زیر کشت تراریخته در ایران صفر است! اما باید به این نکته توجه کرد «تراریخته در ایران کشت نمی‌شود» به این معنی نیست که دانه‌های تراریخته هم کاشته نمی‌شوند!بیش‌از ۹۸ درصد بذر گیاهانی که کشاورزان ما کاشت و برداشت می‌کنند، وارداتی است. بذرگیری با کیفیت بالا و ابعاد وسیع، با توجه به افزایش روز افزون نیاز بشریت به غذا ممکن نیست. پس این بذرها قطعا برای تولید در این حجم و کیفیت، از نظر ژنتیکی اصلاح شده‌اند. تولید بذر تراریخته به صورت کنترل شدهارگانیک یا تراریختهپاسخ به سوال «این محصول کاملا ارگانیک است؟» از زمانی که بذر یک گیاه کاشته می‌شود تا انتهای زمان برداشت محصول باید بررسی شود. تغذیه گیاهان با کود و سموم شیمیایی به طور قطع آسیب‌زا است. استفاده از کود دامی به شرطی ارگانیک است که دام نیز از خوراک ارگانیک استفاده کرده باشد. و استفاده از روش‌های مبارزه بیولوژیکی با آفات و علف‌های هرز هزینه و زمان زیادی می‌خواهد.پس بیایید در این موضوع به توافق برسیم: «محصول صد در صد ارگانیک تقریبا مدینه‌ی فاضله‌ی دنیای کشاورزی است و غیر ممکن». محصولات ارگانیکمهندسان این زمینه با روش‌ها و ابزاری که در اختیار دارند، به دنبال تولید محصولات مقاوم به بیماری‌ها و با نیاز کمتر به انواع کود هستند. در نتیجه‌ی این تغییرات، نیاز به سموم کمتر می‌شود. حتی گاهی موجب بی نیازی از سموم می‌شود. کشاورزان عملکرد بهتر و تولیدات بیشتری دارند و محصول عاری از سموم شیمایی به‌دست مصرف کننده می‌رسد.کشت محصول در خاک فقیر از مواد عالی و کم آبامنیت غذاییبنابر تعریف سازمان ملل در سال ۱۹۸۶، امنیت غذایی را دسترسی همه مردم به غذای کافی در تمام اوقات برای داشتن یک جسم سالم می‌دانند. طبق این تعریف، موجود بودن غذا، دسترسی به غذا و پایداری در دریافت غذا سه رکن اصلی می‌باشند.موضوع انحصار تولید بذر تراریخته به چند شرکت بزرگ، امنیت غذایی در سال‌های آینده را به خطر می‌اندازد. ناتوانی در تامین بذر تهدیدی جدی برای کشورمان محسوب می‌شود. بذرهای تراریخته واراداتی عقیم هستند و امکان بذرگیری از محصول نهایی آن‌ها وجود ندارد. عقیم‌سازی بذر‌ها گاهی نتیجه‌ی فرآیند اصلاح ژنتیکی است و به طور کلی هدف آن جلوگیری از جهش‌های ژنتیکی ناخواسته در نسل‌های بعدی محصول تراریخته است. چرا ما تولید نمی‌کنیم؟مجوز تولید بذر تراریخته در ایران صادر نمی‌شود! اما واردات این نوع بذر آزاد است. به قول مرحوم پروفسور قره‌یاضی: هیچ بیگانه‌ای به فکر ما و آینده‌مان نیست. باید خود متخصصین، کشاورزان و دانشجویان این رشته، با حمایت از یکدیگر و بدون چشم‌داشت به دولت؛ در گسترش این فناوری همت کنیم. با هر هکتار افزایش تولید، باعث رونق چرخه‌ی اقتصادی و اشتغال‌زایی شویم.پرفسور قره‌یاضی یکی از دانشمندان به نام این حوزه بودند. برای آشنایی با ایشان و کسب اطلاعات بیشتر در زمینه تراریخته می‌توانید مناظره‌‌‌ی زیر را تماشا کنید. https://www.instagram.com/p/B_CEJ9rDZII/?utm_medium=copy_link برخی دستاوردها و مثال‌های تراریختهگیاهان با نیاز آبی و تغذیه‌ای کمتر: برنج تراریخته (توسط دکتر قره یاضی)سازگار کردن گیاهان بومی مناطق دیگر با شرایط کشور: کاملینا یا کتان‌کش که بومی مدیترانه بود. (توسط دکتر کهریزی)  مقاومت به دما: آمریکا موفق به تولید ذرت مقاوم به سرما برای کشت در مناطق سردسیر شده‌است.مقاومت به بیماری‌ها: ذرت تراریخته مقاوم دربرابر کرم ریشه گیاه در آمریکا تولید شده‌است.ذرت مقاوم به کرم ریشه‌خوارتولید ارقام گیاهی با طعم و رنگ بازار پسند: گوجه آبی، آناناس صورتی.اصلاح ارزش غذایی: برنج طلایی مقدار فراوانی بتاکاروتن دارد. برای مقابله با سوء تغذیه و جلوگیری از نابینایی ناشی از کمبود ويتامين A.تولید گیاهان مقاوم به خاک شور، قابلیت آبیاری با آب شور، قابلیت کشت در خاک‌های فقیر از مواد آلی و...افزایش میزان ماده موثره در گیاهان دارویی: نعنای فلفلی یا سوسن‌بر، گونه‌ای نعنای تراریخته است که ماده موثره منتول زیادی دارد. از این گیاه اسانس نعنا برای خمیردندان نعنایی، دوغ نعنایی، آدامس تولید می‌شود.برخی اهداف خلاقانه: پروژه درختان شب‌تاب برای روشن کردن خیابان به جای نور مصنوعی در هلند.Glow in dark treeنهایتا تراریخته خوب یا بد؟هیچ چیز صد در صد خوب یا بد نیست. باید اصول و قوانین اصلاح ژن رعایت شود و به طور منظم عوارض محصول بررسی شود. مثلا عقیم سازی و دلیل آن را بررسی کردیم. و از طرف دیگر مشکلات اساسی کشاورزی و تولید غذا به کمک اصلاح ژن حل شده است.مواردی که تا الان به آنها اشاره شد بخش کوچکی از شگفتی های تراریخته بود. زندگی کنونی ما به دستاورد های این علم گره خورده. ارمغان تراریخته برای ما ایجاد کیفیت، تنوع و توانایی تامین محصولات غذایی هست که در طی شبانه روز به آن‌ها نیاز داریم.هرچند علم مثل یک لبه چاقو عمل می‌کند و می‌تواند گاهی برای انسان خطرآفرین باشد. نکته اینجاست چطور از آن به درستی استفاده کنیم!قطعا بالا بردن آگاهی در این زمینه به ما کمک می‌کند تا انتخابی بهتر و مطمئن تری داشته باشیم. https://www.bbc.com/persian/iran-41864417 این پست نتیجه تلاش الهام غفاری، فاطمه بیاتی، فاطمه مرادی و مصطفی بهنام‌فر از گروه علم و دانش مجله مرکب بود. و برای دومین شمارگان این مجله منتشر می‌شه. ما در مرکب به‌صورت گروهی کار می‌کنیم و علاوه بر مطالعه و علم افزایی، به دنبال حل کردن سوالات و به اشتراک گذاری مطالب هستیم.گروه علم و دانش مجله مرکباگر تا به حال با مجله مرکب آشنا نشدید اینجا می‌تونید لیستی از مطالب منتشر شده در شماره‌ی اول رو مشاهده کنید.مطلب قبلی گروه علم: https://virgool.io/morakab-mag/%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%BA%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-oie8nwaoyh33 مطلب قبلی نویسنده: https://virgool.io/morakab-mag/personal-photography-style-fe73ueltqiwh </description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 22:06:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-yf80u75jgswf</link>
                <description>اون قدر ویرگول پیشرفت کرده ...تو مدتی که نبودم که انگار پرت شدم یهو وسط یه دنیایی که آرزو ش رو داشتم حقیقتا.....ترس وجودم رو گرفته از اینکه کم کاری کنم...از اینکه شرمنده زمانی بشم که توش دارم بزرگ میشم انگار یه عالمه مسئولیت فراتر از زندگی پدر و مادرامون ...بهمون اضافه شده چون در این برهه از زمان نفس میکشیمشما در چه زمینه ای شبیه من فکر میکنید؟..چ مسئولیت بزرگی چون در ۱۴۰۰ نفس میکشید برای خودتون تعریف میکنید.؟.</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Sun, 23 May 2021 23:26:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انجماد</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%AF-az5zsjaytiwb</link>
                <description>دلش سنگ شده،یه جوری که نه حرص بهتر شدن میخوره نه حرص بدتر شدن،انگار موفقیت و خوب بودن وظیفه اش شده ،چیزهایی که از ته دل میخواد فاصله شون زیاد شده نه اینکه از زندگی اش و انتخاب هاش راضی نباشه.. ها راضیه بهتر از این نمیشد که بشه همشم خداروشکر میگه اما انگار یخ زده برنامه های موفقیت و خواسته هاش و بهمان و ...بد پیش نمیره روز به روزم بیشتر میشه اون که دلش میخواد اما آرامش نداره...انگار ماه رمضان شده، خداروشکر ماه رمضانه،....هزار مرتبه....شکر که هست همچین برنامه ای...انگار بعضی از آدم های اعصاب خورد کنه روزگار این چند روز هم شده تصمیم گرفتند یکم به بقیه کاری نداشته باشن....وقتی میبینم اونا رو هزاربار شکر میکنم خدا رو که ماهی به نام ماه رمضان هست.....این چند وقت انگار مهربون تر شدم کسی نیست انگار ازش بدم بیادقبول کردم که قرار نیست هیچ کس کامل عاقل و سالم باشه...آخیش،....دلم گرفته بود اومدم چهار کلمه نوشتم حس آروم بودن و آرامش وجودم رو گرفت فقط الهام خداوکیلی تا کارشناسی تموم نشده همه ی مطالب ارشد و هرچی مهارت فرعی باید به دست بیاری به دست بیار...برو بگرد ببین یه مرکز تحقیقاتی خوب هم پیدا میکنی تو اصفهان که جا بشی توش یا نه...تا دو هفته دیگه یه سری چالش غذا و خواب و ورزش و کتاب و مهارت و کار تعیین کن صبح و پیگیر شو به ثمر برسه ...راستی یکم هم بیشتر برای موفقیت هات ذوق کن...خودتو تشویق کن آدم تر بشی...هرچند خسته ای و برات مهم نیست..اما باز به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل الهام ....تو رو جون من یه کتاب حل مسئله مربوط به خودت هم پیدا کن بخشی از حال بدی ات و افسردگی ات  هم میدونم از دوری از دنیای اعداد و گیر کردن تو یه دنیا کلمه است..یه کتاب جامع آمار و احتمال خوب پیدا کن و ادامه بده آر رو...کلا اصل انرژی ات رو به درس فکر کن بقیه ش رو خدا درست میکنه...مراقب خودت باش بوس?</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Thu, 15 Apr 2021 00:20:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرص و حرص و حرص</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%AD%D8%B1%D8%B5-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D8%B5-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D8%B5-arpnrfhh0zou</link>
                <description>کلا کار کردن یعنی حرص خوردن..چقدر دیگه توان ش رو دارم این مسیر رو ادامه بدم...یک هفته دیگه عیده ....این هفته چقدرش مونده الهام شنبه و یکشنبه نصفه دوشنبه و سه شنبه کامل فقط مونده تحمل کن بعدش خدا بزرگه یه خبر خوشحال کننده است دیگه ۹۹ تمووووم داره میشه ۴ روز دیگه هم برای تو تموم میشه تو این چند روز هم یه کتاب مورفولوژی بگیر یه کلاس R یه آزمایش و یه امتحان اکسلکار هم کرمان و همدان و رزن و تبریز و مشگین شهر و پارساباد و سورشچان وکوار و میمند و جهرم و انار و شاید داراب  و بهار کلا این ور عید مونده و فردا هم زواره و شهر کیار بعدش کلا می شینی سه روز چهارشنبه پنج شنبه جمعه فکر میکنی که با خودت تو این زندگی چند چندی و چطور میخوای ۱۴۰۰ زندگی کنی در آخر هم خدایا دیگه واقعا واقعا جون ندارم نه بحث کنم نه حرص بخورم نه الکی خوشحال باشم و خوشحال کنم آدم ها رو...کلا دیگه یکم خودت زندگی رو بنداز رو غلتک یکمم دیگه حاشیه ها و دردسر های زندگی رو کم کن ‌، همه هم فقط به اندازه ای که محترم باشم دوستم داشته باشن فقط احترام...  مهر منم به دل کسایی که باهاشون حرف میزنم بنداز....کمکم کن یه کلمه دروغ نگم و این صداقت بیان و گفتار و عملم هم بفهمند ‌..تروخدا مشگین شهر رو صبح خودت درست کن یه جوری که بیام اینجا بگم خداروشکر فقط..</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Fri, 12 Mar 2021 23:14:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میتونی روی حرفت بمونی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C-iq1iqw1ewzfn</link>
                <description>???????????????و زندگی و خم پیچ های اون به جواب دادن به این سوال ختم میشه...فرستادم که یادم بمونه...فرستادم که یادم بمونه چقدر بچه ام...که بدونم بزرگ شدن یعنی سر حرفت موندن</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 23:10:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیر زیر صفر</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%B1-czxricnhjnj3</link>
                <description>میگه تو بگی نه هم من توانایی گرفتن آره ازت رو دارم...میگه اگه من نتونم راضی ات کنم بعد از من کسی هم نخواهد توانست..میگه تو این جوری فکر میکنی درسته؟میگه تو حرف نزنی نگاه کنی هم من میفهمم چی میخوای بگی...میگه تو امروز احوالت فلان طور و فلان طور بود درسته؟میگه بگو کدوم روانشناس بلده اینجوری درست بگه که من میگم...اوووففففففففف الهام اینو بدون تو الان و هیچ وقت بع وجود و سایه کسی و راهنمایی و حمایت و هیچی از کسی نیاز نداری  فقط میشه یه بار...(شایدم نه‌..)انتخاب های زیادی داری یادته به اون دختره چی میگفتی خودت به دوستات میگفتی یه عالمه آدم بهتر و خوب تر و بهشتی تر و قشنگ تر و فلان و فلان هستند که تو ندیدی شون و سالهای بعدی قراره باهاشون آشنا بشی!خر نشو لطفا....خررررررر نشو.....تو کلا به وجود هیچ کسی که بخواد بفهمه تو رو هم نیاز نداری ! اصلا بفهمه که چی!نگاه بهترین روانشناس باشه بهترین دانشمند باشه ....به تو چهه!تو خودت برای خودت کافی هست گول نخور هر نشو....جو گیر و احساسی نشو کلا نذار هیچ کسی تو رو این سه چهار سال درگیر احساسات کنه.....هرچی که بخوای داری !و داری خیلی زود به دست میاری بهترین روانشناس هم استخدام میکنی &quot;اون قدر روانشناس هم عوض میکنی که ‌...اه...اه ...هووووف....من هیچ کاری نمیکنم اگه هر چی قراره پیش بیاد خدایا خودت درست کن من رو کلا از زندگی و این فازهای پیچیده بکش بیرون?اصلا آدم این قضیه ها نیستم....اصلا الهام بیا بشین از الان برای ۱۴۰۴ کنکور ارشد بخون وقت های خالی تم یه زبان آلمانی یه زبان فرانسه و یه زبان تخصصی معلم بگیر که کسی نتونه بره رو مخ ات.....تایم جواب دادن گوشی ات و محل گذاشتن به آدم های تو گوشی اتم کم کن یه جوری نایاب شو که کسی نتونه بدبخت یا خوشبخت ات کنه‌...اصلا نتونه پیدات کنه که فکری کنه !....ایول....این خوبه ?به نتیجه رسیدیم...با آسایش خداروشکر....❤?</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 18:47:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%B5%D9%81%D8%B1-iqfmwsvmz0oz</link>
                <description>گریه امونش نمی دادگریه چی...گریه اینکه آرزو داشتن و بلند پروازی غلطهگریه و غم اینکه یه عالمه خودت رو میزنی به در و دیوار تا آخرین جون پاهات می دویتا می ایستی پشت سرت رو نگاه میکنی میگی انگار نه انگار..انگاری هیچ وقت هیچی دیگه راضی م نمیکنهانگاری دلم دیگه نه با پول خوش میشه نه بدون پول نه با آدم ها و تشویق هاشون دلگرم میشم نه با بی توجهی شون دل سرد یه جوری شدم آدم آهنی که فقط گاهی سرم رو به یه جای سفت می کوبم که اشکهام که جمع شده تو چشمام بریزه که بتونم دوباره جلو دو نگاه کنم...نه اینکه اتفاق بدی افتاده باشه....ها نه‌....نه اینکه اوضاع بد باشه ها...نه‌..نه اینکه بخوام از چیزی یا کسی دل خور باشما..نهنه اینکه از رشته و درس و جام و جایگاهم و فلان و بهمان ناراحت باشما ....نهخسته شدم....از اینکه فردا و امشب بخوام بخوابم نفس بکشم غذا بخورم راه برم آهنگ گوش بدم تنها باشم یا با کسی باشم....از همه چیز خسته شدمکاش عید نبودکاش الان که ۷و نیم شبه و من تو رخت خوابم میخوابیدم و همه چیز تموم میشد.....خسته تر از خسته.....پر حرف تر از بی حرفی مو تنهاترین آدم تو یه جای شلوغ.. من نمیخوام حال بدام حس بدام یا از بد بنویسماما چرا هربار که میخوام بهتر بشه تلاش میکنم که بهتر بشه این میشه...اگه بتونم تا عید زندگی کنم احتمالا بعدشم بتونم..خدایا یه جونی بده به این دل خسته تر از خسته ام......</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Fri, 26 Feb 2021 19:44:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق ۲۵</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%B9%D8%B4%D9%82-x4c9zrd2geod</link>
                <description>این روزها اسکار عشق رو به خودم میدمنگاه هم به همه پر از عشقه اصلا هم فرق نذاشتم که مخاطب م کیه کامل پر از احترام برخورد میکنم..وای که اگه بدونید چه لذتی دارم از اینکه آدم ها رو دارم میبینم! خدایی یک سال پیش تو زندان بودم!الان با تک تک سلولهام انگار دوباره نفس میکشم.عشق هایی که تجربه کردم این چند روز!!معلم زبانمعلم ار کافی نت کوچه مدیر فروش مدیر تولید کمک شوفر کارت شارژ میکنه دو نفری که تو گروه ژنتیک گیاهی اندنماینده زنجان پاکستانیه??....همین که حرف نمیزنه ‌...و دیگه دم و و قه hiنمیگه !آقا سردار! اون خانمه که تو اتوبوس گفت کجا پیاده شمآقای شیخ ..‌‌‌‌‌....به هیچ کدوم نمیگم و باورشان نمیشه چقدر حس میکنم دوستشون دارم......اما دلیل ِ پر احساس شدن و خوشحال بودن تک تک سلول هام همه اینا هستند .‌اون بحث دو تا پست قبل بود که فیلم ضبط کنم توضیح بدم درس و پادکست بسازم...الان دارم دوباره پر قدرت روشون کار میکنم امیدوارم محتوای با کیفیت و به درد بخوری بشه حب این ها هم عکس هایی که دوست داشتم </description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 23:33:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رد ِترس من (۲۳)</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%B1%D8%AF-%D9%90%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%85%D9%86-%DB%B2%DB%B3-spksso4fizuq</link>
                <description>اینجا الهام صحبت میکنهمیخوام از قالب آسایش با الهام دوئل کنم یه نفر باید کشته شه من شوخی سرم نمیشه نمیتونم بیش تر از این بهت وقت بدم برای عملی کردن قول هات از الان ۵ روز وقت داری معلم فیزیک و ریاضی شی .....(سر ۵ روز میای مینویسی چطوری شد )همون سر ۵ روز میای با انتشار پادکست میگی چطور میشه و شدی معلم دوئل سر چی؟سر اینکه یا الهام باید بمیره یا آسایش _میفهمی چی میگی ؟ته ش یعنی ضرر !این تازه مجازات کمی بود همین که نمیگم حساب کاربری ت رو ح ذ ف کن بهت رحم کردم! _۵ روز کمه، شاید یه جا فکرها غلط در اومد، تازه وسط شم جمعه س ! نکنه تعطیلی باشه؟نکنه نشه.؟ نکنه بد شه؟ الان الهام حرف میزنه ! پس همینه ک هست!میکشمت !ته ش چی شد ؟یا ۵ روز دیگه معلم شدی یا ?یا می میری آسایش! پس اگه معلم شدم کاری م نداری نع؟!_نه قول❤کفش نوشت: تا کی وقت دارم نامه ای به ۱۰ سال بعدم بنویسم؟؟ کفش نوشت ۲) عکسی از کودکی آسایش و رقص کنار پدر ?من البابِ تفرج و تفریح فی المطالبِ التهدیده و تُغیِرُ الاحوالات  الموضوع . ۳) قرار شده اگه تا ۵ روز دیگه معلم نشدم ۲۰۰تومن به خانم /آقای  ایکس بدم☹</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Tue, 15 Sep 2020 01:45:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پسا‌‌‌کنکور</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D9%BE%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-knc3vgqtm2b0</link>
                <description>سلام...به عزیزترین هام:)این متن متنی نیست ک حال خوب تقسیم کنه دوست داشتم همیشه یه تصویر پر انرژی و شاد و خنگ از خودم نشون بدم اما نمیشه گاهی،امروزم از اون روزهاستیه درد ودل با کنکوری ها..اما در قالبِ صحبت با خودم بیان میکنم .آسایش ِ عزیزم اگه تو خواهر کوچیک ترم بودی هزارتا راه بهت معرفی می کردم که سمت کنکورم نیای&quot;...کنکور بد نیست اما انگار فایل فشرده ی بدی ها و خوبی های زندگیه یه خط در میون خوبی بدی میگم ببین ته ش چی برداشت میکنیکنکور یه راهه.... &quot;کنکور هیچی نیست جز یه دکان رویا فروشی &quot; بعد خودشون یه کاری میکنن نشه یه جور بازی روانی ک بزرگ و قشنگ ش میکنن..من الان اونقدر قابلیت قشنگ حرف زدن دارم ک هر کسی رو عاشق این فرایند کنکور دادن کنم بعدش خودمو کنم فرشته و بگم بیاین من میگم چطور موفق بشید .نگم ک ۲۷۰ تا سوال چطور قراره سر ۱۳۵ سوال مثلا کاری بشه ک برای دونه دونه ش روزها و شب هایی ک به شیوه های مختلف درس خوندین ک انواع سوالات احتمالی رو پوشش بدین بعد یهو سلیقه شون عوض میشه سر یه سوالها ک تو بیش تر زحمت کشیدی...میدونی باید خیلی خیلی روحیه ت قوی باشه ک سر این تست ک نمیشه زد و این دیوانه بازی هایی ک برات طراحی شده نبازی .من سر جلسه یک تست خوشحال میشدم سر دو تا سه تا بعدی ش کمرم می شکست و با تمام وجود حس میکردم اموالم(بهترین ساعت های عمرم رو )سوختن شون رو میبینم.بعد کنکور هر کس یه جور میگه یکی میگه مرور نکرده بودمیکی میگه من زیاد خوابیدم امسالیکی میگه من یک ماه وقت داشتم خیلی بهتر میشد.من روز قبل ش شاید همین رو میگفتم ک یک هفته بیشتر داشتم حتی خیلی همه چی تغییر میکرداما بعد کنکور فقط یک کلمه رژه میرفت تو مغزم....این ک قمار کردم امسال از زندگی م رو...اگه امسال تکرار میشد همین کارو میکردم واقعا یا ن.. وجودم رو به درد میاره‌..از طرفی مگه کسی دل ش نمیخواد یهو یه روز مشخص همه بهش افتخار کنن...!...از طرفی افتخار ِ چی!با خودم میگم الان قشنگ تر نیست که تو هر کاری رو شروع کنی غیر این راه!از یه ور میگم تو الان به حدی رسیدی ک برای ذره ذره خط های کتاب.نگین و احمد میگن ول کن کل راه رو بیخیال این سه سال شو ...و البته ک من خیلی خیلی بیشتر از این سه سال بوده برام..من برام واقعا سخته فردا صبح چشام رو باز کنم فیزیک نباشه ریاضی نباشه شیمی تو زندگی م نباشهامسال زیست م اضافه شد!پارسال دوستش نداشتم اما امسال اینقدر ی ذوق میکردم با خوندن ش ک نگو ...برای عربی  دینی برای حتی زمین اون قدر حرص خوردم ک نگو..الان من اصلا انتظار صبر کردن ندارم ک ببینم چه اتفاقی قراره دنیا برام پیش بینی کنه!تو هر کاری همین وضعه اما مرز ِ این برزخ تو کنکور بدجوری زیاده و عذاب آور  یهو یه روز واقعا نگاه میکنی تو آینه تو اوج جونی ت میبینی اون قدری خسته ای که هیچی دیگه نمیخوای از زندگی از همه چیز دلسرد شدی اینا زیادی وجود آدم رو می شکنه.من اگه پارسال این موقع کسی اینا رو بهم میگفت نتیجه گیری می کردم که مثلا من نقاشی فلان مدل رو دوست دارم کنار پزشکی ادامه میدم ...اما الان میگم اون قدر قراره محدود بشی که حتی ظرف شستن و آرامشِ ریختن آب رو دستات رو فرصت نداشته باشی لمس کنی .باید بیشتر از قبول شدن خودت به خودت حساب پس بدی که مطمئنی این جنس خوشحالی فقط راضی ت میکنه؟خوشحالی خوشبختی موفقیت جنس های دیگه ای م داره ها!الان یه عالمه دکتر میشناسم که معلم فقط شدن و الان قطعا حالِ دل شون بهتره و چون حالشون بهتره باعث ِ زندگی بخشیدن ِ بیشتری شدن .اون طرف دلم میگم تو میدونی ارزش زنده کردن یه انسان طبق حدیث فلان مساویه با زنده کردن تمامِ انسانها!بعد میگم اخه از کجا معلوم من با گفتن یه جمله زندگی ببخشم به یه نفر وچه مرده هایی داریم که با چاقو جراحی خوب نمیشن.. از یه طرف میگم دلم میخواد فلان پیشرفت رو کنم فلان جایگاه رو داشته باشم از طرفی میگم خب از مسیر غیر پزشکی جدید تر و شگفت انگیز تر نیست!؟❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ته ش میدونم نوسانات نوشته هام حرفام پیرامون تصمیمی که گرفتم چرخید و نتونستم اعتدال رو برای کسایی که میخواهند پشت کنکور بمون و اسمش رو گذاشتند تلاش برای ساختن یه زندگی و اینا پوشش بدم..اما در کل به عنوان شروع برای یه دنیایی که معلوم نیست چه قدری برام در چه قضایی آماده شده میخوام بگم یه گروه تلگرام یا پیج اینستا یا هر چی راحت ترید،کسایی که میخوان کنکور بعدی رو شرکت کنند  حاضرم کمک شون کنم در رفع اشکال درسی و حالا یه سری مشورت ها(که البته تا جایی ک میشه از جنس مشاوره طوری نباشه)به عنوان یه همکلاسی باشه ازم بپرسید .در قالب این که تو باشی این سوال رو چطور حل میکنی...اینجای پاسخ نامه رو نفهمیدم ...پاسخ نامه این سوال بد بود میشه اینو توضیح بدی....اینجور سوالها رو میتونم کمک تون کنم.تک تک ثانیه هاتون پر از عطر و بوی خدا....۳شهریور ۹۹ اینو منتشر میکنم بعد از یک روز کامل راه رفتن دور بهشتی به نام میدان امامنگین در جریانِ لذت زندگی#شروع_دوباره میخواستم پرشکوه تر باشه میخواستم تیکه به تیکه با ویس ضمیمه بگم چی گذشت اما موقع ش ک شد وجودم شد سکوت متن بالا هم بدی هاش رو شما قشنگی ببینید❤ویرایش دوم؛انگار خیلی نامفهوم گفتم حرفای بالا رو ،انگار زوری میخوام به یه نفر بگم چیکار کنه چیکار نکنه ...در کل خودم لذت هام رو از این مسیر بردم همین قدر شناخت و باوری که از خودم پیدا کردم برای ساختن ِ یه زندگی خوب در هر مسیری کمکم میکنه، اعتقادم این هست که اگه به اندازه ای که برای این ازمون تلاش کردم و حتی اگه پزشکی قبول شم همین قدر در هر مسیر دیگه ای تلاش کنملذت بیشتری میبرم و موفقیت های بزرگ تری نصیبم میشه و اعتقادم اینه با کنکور گرفتن شون مسخره میکنند بچه ها رو ...و دیگه دلم پی تلاش تو این مسیر نمیره به هر قیمتی خودم رو از این بازی  میخوام بکشم بیرون.بخشی از لذت امسال❤در کل تو مغزم میگذره که یه فضا کمک به کنکوری ها بسازم اما خودم رو از این فضا کنکور و نتیجه ش و زندگی به این سبک بکشم بیرون https://www.instagram.com/p/B0d5mdDncNP/?igshid=nm4eeqgt4vui </description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Tue, 25 Aug 2020 04:18:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امید صبر حماقت ایمان ۲۲</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%86-%DB%B2%DB%B2-dn1bjo2tekg0</link>
                <description>تفاوت هیدروکسیل و هیدروکسید....!حس میکنم زندگی م کلا به حماقت ِ جمله ی بالاس ... اما دیگه خونه و زندگی ای ندارم ک برگردم پس باید واقعا با پاهام یه جا برم و حکومت کنم...!یه چند تا از صحنه های زندگی م عکس میذارم شاید بیش تر بامعنی حماقت آشنا بشید...!این خیلییی حرف توشهالان که تقریبا یک ماه گذشته حس میکنم مطالب و نوشته های بالا داره منو به مفهومی میرسونه که اسم ش مخلوط ِ امید و صبره وقتی یهو خیلی از نقطه های امن ِ زندگی رو رها میکنیم و به سمت ِ یه دنیایی که واقعا آسایش و آرامشی شاید در انتظارت نباشه و تصویر ِ مشخصی از آینده ات نداری یه حسی شبیه ِ تیر انداختن در تاریکی ِ شب رو میده .انگار یه بخش ِ بزرگ ِ زندگی فهمیدن ِ ایمان و مفهومشه   حالا یه نفر مث من زورکی تو کنکور میخواد مفهوم ِ فلسفی در بیاره از امید و صبر و یه سری کلمه از دلش جاری کنه .یه نفر مثل ِ یه مادر ۹ ماه انتظار میکشه و اون صبر و امید رو یاد میگیره .یه نفر م با فروختن ِ چند تا لباس و داد زدن تو برق ِ آفتاب و آماده کردن شرایط ِ زندگی برای خودش و چند تا دیگه .ولی مهم اینجاست که یادمون نره کلا اومدیم تو دنیا که بشیم &quot;ابر قهرمان&quot; هفت خان ِ رستم که یکی ش صبر و امیدِ رو بگذرونیم که یه سمباده بیشتر بخوریم و خالص تر بریم اونجایی که باید.توی نوشته ی قبلی م ارتش یه نفر ..یه قول هام رو فقط عمل نکردم که اونم لاغر ی در  یک ماه بی رژیم بود که کلا دروغ بود! ...راستش میخواستم روزی ۵۰۰ تا طناب بزنم که به نظرم ایده ی خوبی بود که به جاش نخوام مراقب باشم چی میخورم چی نمیخورم که نشد ...البته تا یه هفته شد..فعلا تو موضوع رژیم موجودی نرمال نیستم یا تصمیم میگیرم کل سال روزه بگیرم یا کلا بیخیال ِ غذا....دارم اما از این قضیه ی ساده نتیجه میگیرم که انگار قبل ِهر تصمیم ِ پایداری باید به یه اوج و نزولی رسید!....منظورم از اوج و سقوط یه جوری فی البداهه الان به سرم زد باید بهش حسابی فکر کنم بعد درباره ش در غالبِ ‌تصمیم گیری و روش های برنامه ریزی و این حرفا حرف بزنم...راستی اون برنامه درسی رو شما جدی نگیرید زیاد منم نگرفتم!....?نه اینکه نخونم میخونم اما حرف ِ یه آدم دیگه رو وقتی قبول دارم که کمک م کنه نه خودش برنامه بنویسه بره!...تازگی باهاش به تفاهم رسیدم که اون میگه من برنامه مینویسم،یا کلا فقط اصلاح کنه برنامه رو ...اگه شما هم کنکوری هستین عنان ِ کار ِ خودتون رو هیچ وقت مطلق دستِ هیچ کس ندید!‌..?لحظه ای در دکتر!میخواستم از اون برگه عکس بگیرم که نشد...یعنی خجالت کشیدم جلو برم،عکس بگیرم ..نوشته بود ۳۰ دقیقه برای نماز مطب تعطیله ..و من بدون ِ هیچ پیش فرضی هنوز تو ذهنم میگم ooooooooooooooooooooooooooooمیخوام یه نتیجه بگیرم اما نتیجه ای ندارم که بگیرم?صرفا گفتم که گفته باشم..برنامه نوشتن های پارسال!.از این ماسک ها بزنید لطفا☹دیگه مجبوری باید ول کنم نوشتن رو و برم دوباره خودم رو از هستی گم و گور کنم...دوستتون  دارم  بوس بوس بوس.. ‌.عه راستی اون عکس از مطب دکتر یادآوری این حدیث بود از حضرت علی که روزت را به سه قسمت تقسیم کن قسمتی برای خودت قسمتی برای مردم و قسمتی برای عبادت .....دارم فکر میکنم یه جوری منم اینجوریا باشم چ خوبه ..شما هم بهش فکر کنید ..شب قدر دعا م کنید دعاتون میکنم همگی به آرزوها ی قشنگ مون برسیم ..یه دوستم شبیه دوستم فاطمه براتون زوری از خدا آرزو میکنم...☻??و دیگر هیچ و دیگر بوووووووووووس جیغ دست هورا?</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Wed, 13 May 2020 13:58:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-dxbrfigpayod</link>
                <description>اگر دستاوردی را نتوانم اندازه بگیرم، چیزی در دست ندارم.اشتباه نشود، این به معنای تمایل به بهترین بودن  و یا میل به اثبات چیزی نیست، اما تنها چیزی که می‌تواند برای بهتر شدن به من کمک کند یک نقشه راه است، از مسیری که طی کرده‌ام، تا بدانم چه اثری از خود به جا گذاشته‌ام. یک تصویر کلی که بتواند خیلی ساده نشانم دهد تلاش من چه اثری بر جامعه‌ام گذاشته است.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/yitq3ieykiq6-lb54z.mp4 دستاوردهای من در سال ۹۸در سال ۹۸، من در مجموع ۱۱ پست در ویرگول منتشر کردم و پست‌های من ۵۷۶ مرتبه لایک شدند و افراد ۲۶۱ بار نظرات خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. امسال ۱۵۷ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. اما چیزی که این دستاورد را ارزشمندتر می‌کند اثری است که این پست‌ها از خود به جا گذاشتند.اثر پروانه‌ای منطبق آمار ۷,۵۰۱ بار پست‌های من خوانده شدند و زمانی حدود ۲۹۳,۲۰۲ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیت ۷۲٬۹۴۰٬۰۰۰ نفری که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، من توانستم حدود ۰/۰۰۴۰۲۰ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم. عددی که با تمام کوچک بودنش، اثر بزرگ و ارزشمندی است.اما این عددها فقط توضیحی است از آنچه که برای مخاطبانم به ارمغان آورده‌ام، اثر ارزشمند‌تری که با نوشتن در ویرگول از خود به جا گذاشته‌ام، تلاش پنهانی بوده که برای حفظ محیط زیست کرده‌ام. من با انتشار پست‌های خودم در فضای ویرگول توانستم در مصرف کاغذ صرفه جویی کنم؛ یعنی اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ  و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۲۷,۲۳۱ کاغذ مصرف می‌شد.</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 19:00:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتش ِیک نفره من۲۱</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D9%90%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86-%DB%B2%DB%B2-vsrgh0vx5uc6</link>
                <description>این یه تعهد نامه ست که به خودم میدم که دیگه ویرگول چیزی ننویسم و نیام تا بعد کنکور و وقتی اومدم قراره بگم ۱)چطور به راحتی ده کیلو اضافه وزن کم کردم بدون پیاده روی و بدون رژیم های دکترهای نسخه پیچ ۲)بگم دقیقا چطوری معلم ِ زیست زبان ریاضی فیزیک و.. شدم دقیقا!و از هدف گنده ی بعدی رونمایی کنم.۳)از آبی سفید بگم۴)از کنکور بگم۵)از سایتی که دارم طراحی میکنم ۶)از اینکه چطور میشه اون کتاب های مربوط به موفقیت مثل اثر مرکب رو واقعا کاری کرد که جواب داد...۷) از اینکه چطور میشه برون گرا بود و درون گرا زندگی کرد!دیگه فعلا خدافظ ... زیر این پست هم احتمالا نتونم کامنتی جواب بدم شایدم بشه گفت این پست no comment هست:/۸)از اینکه دارم پادکست میسازم یا حداقل دارم در مسیر ساختن ش تلاش میکنم؛)۹)فقط تو دلتون دعا کنید همه ش رو بنویسم و با این انرژی که الان هستم بیام دوباره اینجا .۱۰)از آقای نیکزاد و پروژه ی کتابخونی مون بگم.۱۱)و بوووووووس:) امیدوارم سالم و سرحالللل باشید و بمونید .</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 23:45:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عرض ِ وجود  ۲۰</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%B9%D8%B1%D8%B6-%D9%90-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%DB%B2%DB%B0-tqgpnqrhp7kd</link>
                <description>سلام دلم خواست بنویسم، همین!۱) بلندی از آن یافت کاو پست شد در نیستی کوفت تا هست شداین بیت همین جور می پیچه تو سرم و انگار نمیفهمم ک نمیفهمم..اما دوباره که فکر میکنم انگار کلا مسیر زندگی م رو دارم با کلمه کلمه این بیت طی میکنم.(در آینده هم هر کس این بیت رو بفهمه حرفای منم میفهمه )۲) الکی یه خاطره :پنج ساله بودم داماد تازه وارد شده به فامیل لپ م رو کشید .. و نمیدونم چه حسی باعث شد تا مدت ها ازش بترسم و متنفر باشم که حتی برای عروسی ش هم با یه عالمه گریه کردن مجبور شد مامانم منو نبره..هر چی فکر میکنم دلیل ش رو نمیفهمم غیر از لپ کشیدن گناهش چی بود... ۳)انتخاباته ؛ یه دل میگه برو رای بده که سهم داشته باشی تو دولت ِ هرچند اسلامی ..میگه بگذر از اونا که ظلم کردن و دارند راست راست راه میرن ..میگه به خاطر ِ آرامش به خاطر امنیت ت به خاطر هر دلیلی که پیدا نمیکنی و ولی چون مثلا رهبری هست جامعه ای بر اساس ِ تمدن با رای تو کامل میشه برو .. تا چند سال دیگه به خودت بگی حداقل برام آینده ی کشور مهم بود ... حاضر شدم خواستم کاری کنم ...هر چند ..از یه طرف میگه شناخت نداری..از یه طرف میگه از یه چندتاشون که به عنوان ِ یه دل سوز راضی هستی هرچند دلسوزی بی عمل تظاهره از یه طرف میگه حالا مجلس م درست شد با حرف تو هم درست شد ته ش چی؟اونا که آرزو میکنم وجودشون با اسید از مملکت شسته بشه نمیشه و آخرش هیچی به هیچی مجلس خوب تصمیم میگیره خیلی خوب و با انصاف هم رای گیری میشه اما تهش (!!؟! کاش‌یه‌بارویدیوحرفاش رو بذارم‌دلم خنک‌شه‌..)نهایت اون دل میگه اگه دلسوزی با کارهای دیگه ت نشون بده رای نمیخواد بدی... (این از من)۳) ارزش آدم به حرف هایی هست که نمیزنه...  این تو مغزم هی ضربه میزنه..۴) یه دوست ِ جدید پیدا کردم که دوستش دارم - یه اتفاق جذاب هست بودنش - مثلِ نوشته ی قبلم و آشنایی با نیلوفر ۵)آسایش در اندیشه ی ساخت ِ یه پادکست با عنوانِ تقسیم ِ حال خوب به سر میبره ، آرزو میکنم اون که باید بشه بشه ... البته بعد کنکور ۶) تابستون توی شهر ِ ما یه کلاس شرکت کردم با عنوان مثنوی خوانی فقط در اولین جلسه شروع کلاس بودم میخواستم تا قبل ِ تموم شدن سال یه گزارش از لحظه های خوب که اونجا تجربه کردم بنویسم نشد که نشد... و انگار نمیشه اونجا نزدیک ۵۰ نفر خانم با محدوده سنی ۳۰ تا ۷۵ سال جمع شده بودن و مثنوی میخوند خانمی مربی بود و مدرک ِروانشناسی داشت و همه وجودشون رو اومده بودن پاک کنن از صفت های بد با تمام وجود حس میکردم که دنبالِ حقیقت هستند و بودن در کنارشون آرامش بخش ترین حسی بود که تجربه کردم (درتابستون)۷) یه دوست ِ خوب پیدا کردم که شبانه روز دنبال ِ پیشرفت و رسیدن به حقیقتی بیشتره.. و هر روز نتیجه فکر هاش و کتاب هایی که خونده رو بهم میگه و من با بودنش حس خوشبختی میکنم (از این دوستا براتون آرزو میکنم)کلی کار شگفت انگیز قراره باهاش تابستون انجام بدم و گزارشی از اون رو در ویرگول به اشتراک بذارم. ۸)الان خونه ما موج جیغ و هورا که فردا تعطیله ..(داداش هام)حالا من اگه بودم ناراحت بودم، تو فامیل کلا با این ویژگی که مواقع تعطیلی ناراحت بودم و در بعضی موارد زوری می خواستم برم مدرسه و باور نمیکردم تعطیله .... منو مسخره میکنن هنوز ۹)هنرنمایی امسال من :/میناکاریاولین باردوستم،خیلی تعریف کرد گفتم خیلی ایراد داره دقت کرد ؛ بیشتر از خط‌ها و نقطه هایی که من کشیدم به عنوان ایراد کشید و تحویلم داد ...??۱۰) تغییر رفتاری ؛سلام خوبی ها رو کلا نادیده میگیرم (چون اغلب مزاحم اند)۱۱)‌ میسپارمتون به خدا.??از مراسم های بهمن ثبت شده برای ویرگول..۱۲)ببخشید مرتب نیست  اگه سخت گیر باشم ... تهش هیچی نمی‌نویسم.</description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Fri, 21 Feb 2020 21:09:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به خود زُکیدن من ۱۹</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B2%D9%8F%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%86-%DB%B1%DB%B9-evhxsc5olqqc</link>
                <description>درد و دل  پارت ۱؛ اگه اینجوری که من دلم تنگ میشه برای اونا ک دوست شون دارم اونا هم همین طوری باشن ک همیشه همه مون دلمون درد میکنه ..پارت دو ؛ دیروز به نیلوفر گفتم بغل خاستی من هستم و الکی الکی باهاش دوست شدم ‌‌‌‌.... البته همچین الکی هم نبود تقریبا نه ماهی بود دوست داشتم باهاش دوست بشم ‌‌‌که یهو دوست شدم :)دلتون آب ...جذاب ترین سورپریز دنیا  پارت سه )بغل خواستی من هستم..مهم ترین ... و مهم ترین ... و باز مهم ترین کلمه ای ک گم شده تو زندگی هامون امروز به مامانم گفتم .. موقعی ک داشت گریه میکرد برای هزار دلیلی ک من هنوز بچه م و نمیفهمم .و مطمئنم یه عالمه ذوق کرد.. اما خب نه بغل م کرد نه ذوق..ما خونمون از این لوس بازی ها نداریم . پارت ۴ ) بغل خواستی من هستم... هی به هم بگید یادتون نره ها .. پارت ۵)عاشق ت شدم پسر، مغازه دار ک برای گربه ها سوسیس های ورق شده رو ریختی... پارت ۶) الهام اگه دیگه قبل ساعت ۱۲ و نیم شب ویرگول دیدم ت .. نه من نه تو ..دیگه باهات حرف نمیزنم ?پارت ۷ ) ارجاع به نوشته نیلوفرپارت ۸) یه حال خوب دیگه ؛ http://vrgl.ir/P9hzS </description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Thu, 19 Dec 2019 01:49:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اون بهترین دوست منه ۱۸</title>
                <link>https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%86%D9%87-%DB%B1%DB%B8-gf5uvczawckt</link>
                <description>سلام راستش از متن قبلی تا حالا تو مغزم  دعواعه؛ مغزم میگه تو آخرش بعد این همه به قول خودت دوست یه دوست نداری که واقعا چهار تا ویژگی هاش رو بگی :/داشتم فکر میکردم که یهو جلو چشمم رو نگاه کردم فاطمه رو دیدم .دقیقا همون موقع ک این جلو م بود و فاطمه گفت چرا می خندی گفتم هیچی یاد یه چیز ی افتادم ?دعوا کردن ش مثل بچه هاس با یه حالت بچه گانه ای میگه دلم نخواست و تو دیگه نمی تونی با دلش کاری کنی غیر تیکه انداختن ?وقتی که جدی حرف میزنه عاشق ش میشم،میگم آفرین به خودم ک تو دوستمی،اخه آدم اینقدر باشعور داریم مگه(همون موقع ها ک به خودت میگم بسه تفکرات فیلسوفانه کنکور داریم و میزنم تو برجک ت)من و تو بزرگ ترین نقطه ضعف مون خوابه ?تصمیم هایی که بعد از بیدار شدن صبح زود می گیریم به فنا میره ! کلا تا بیدار میشیم مغزمون آدم قبلی رو دیر آپلود میکنه ?اون قدر از داشتن ت خوش حالم که واقعا هیچ وقت اینقدر مطلق خوش حال و آسوده خاطر نبودم .حس میکنم یه کوه تمرکز و دقت کنارمه که دیگه هر جا که با بی حوصله گی ازش رد شدم بهم گوش زد میکنه‌‌ و اشتباه م رو بهم میگه قرار نیست تنهام بذار و تا آخر هدف مون هست این بار یه نفر رو پیدا کردم که آخرش به پیام زیر متنهی  نمیشه Elham bebakhshid sharmande Too nabashi Rahat tare zendgimاین پیام بالا سرگذشت دوستی با ر_و، ش _ق، ف_ ا، م _ م ، م_ ف ،آ_فامیل ت یادم نیست :(این جمله ی بالا به صورت عبارت های شفاف زیر بود ؛مدتی میخوام تنها باشم .فکر کردم از زندگی ت برم برای تو بهتر باشه. دوستت دارم برای همین باید از هم جدا شیم .مامانم میگه این جوری برام بهتره شب ها خوابم میاد و بودن با تو و برنامه هات سخته قاتلین این عبارت ها رو گفتن :(از اثرات بودن  وی لبخند تا بنا گوش و قیافه ای خسته و از خستگی ترکیده مونهخدایی خیلی اعتماد به نفس م بالاس کی اینجوری عکس می فرسته تو ویرگول ?مزایای دوستی با فاطمه ؛قشنگ بد و بی راه گفتن به کسایی ک حرص ت میدن با واژه هایی مثل گراز سبز،  نوترون ، غضمیت، اوران گوتان، آکله??، سیب زمینی، هویج و... تو کمتر از ۴ ماهه ک وارد زندگی م شدی ، اون قدر سریع همه چیز پیش رفت که باورم نمیشد..باورم نمیشه من شماره ی تو رو گرفتم برای دوست شدن باهات و در چشم بهم زدن اینقدر خوب پیش بره همه چیز .تو حس میکنم یه هدیه ای و دعا میکنم این بار خواب نباشم و حتی اگه خوابه حالا حالا ها خواب بمونم . من الان توی مدت ۳ ماه و نیم دوستی باهات رکورد بودن از لحاظ تایم زمانی با یه نفر در یک اتاق ۶ متری رو زدم . میخوام بگم گاهی ۹ ماه دوستی با یک نفر از ۱۹ سال دوستی پر ثمر تر و بهتره برای همه آرزو میکنم یکی شبیه دوستم رو ...یهو بیاد تو زندگی تون و تبدیل بشه به کسی که جاش یه عمر خالی بوده ...قلب فرستادن ش یهویی پی نوشت: از دوستم یاد بگیرید برای دوستاتون یهویی قلب بفرستین به هر شکلی یا با موشک یا با بوس یا....پی نوشت دو : ۶ تن فوق خانم ها و آقایان بخشیده شدن :/پی ن ۳؛ چطوره من ماهنامه یا هفته نامه ی دوست منتشر کنم ؟خیلی تخصص دارم تو این زمینه ?پی نوشت ۴)کوه تمرکز و دقت رو انگار زیادی بود?ویرایش آخر انشالله..۲۷ آذر ۹۸شاد باشید:) </description>
                <category>آسایش آسوده:)</category>
                <author>آسایش آسوده:)</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2019 02:05:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>