<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ASDR_STUDIO</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Asdr_studio</link>
        <description>با علم شما محدود خواهی بود! تخیل کنید تا نامحدود شوید</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:57:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1617440/avatar/7FAK0T.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ASDR_STUDIO</title>
            <link>https://virgool.io/@Asdr_studio</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب کِی</title>
                <link>https://virgool.io/@Asdr_studio/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%90%DB%8C-fsylvokf9dhp</link>
                <description>اگر شما در مدریت زمان خود مشکل دارید و نمی دانید چه کاری را در چه زمانی انجام دهید (ریاضی رو صبح بخونم بهتر می فهمم یا عصر؟! ?) خواندن این کتاب به شدت برای شما مفید است ما خیلی از کار های روزانه خود را بر اساس حدسیات و شهود می گیریم و از زمانی بندی چیزی نمی دانیم کی ورزش کنم؟ کی کارای مهمم انجام بدم؟             کی کسب و کار راه بندازم؟ کی کلاس جدید برم؟        اصلا بهترین زمان استراحت برای من کِیه؟ ایا من یک جغد شب زنده دارم یا یک چکاوک سحرخیز؟ یا شایدم جز دسته سومی ها باشم؟ زمان مسئله اصلی نیست، بلکه تنها مسئله است! </description>
                <category>ASDR_STUDIO</category>
                <author>ASDR_STUDIO</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jul 2022 22:23:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الماس با ارزش</title>
                <link>https://virgool.io/@Asdr_studio/%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-kyjnxoj7etlk</link>
                <description>_پدر. پدر. چرا الماس هایت را درون گاوصندوق می زاری؟!+ که اسیبی بهشون نرسه _ چرا می خوایی بهشون اسیبی نرسه؟+ برام با ارزشن!! ?-خب پدر چرا برات با ارزشن؟+ هم برای ساخته شدنش خیلی زحمت کشیده شدههم برای بدست اوردنش ?_ چرا برای ساخته شدنش خیلی زحمت کشیده شده؟?+ به الماس ها نگاه کن چطوری اند؟- خیلی براق _ قشنگ_وسوسه کننده و دلربا_ ای کاش می تونستم همیشه نگاهشون کنم! ?+ ما از چیز های با ارزشمون برای اینکه هر کسی نمی تونه  نگاهشون کنه و داشته باشه  محافظت می کنیم _ اگر ادم های دیگه بتونن الماس ما رو داشته باشن چی میشه؟ + دیگه الماس نیست و هیچ ارزشی برای کسی نداره _ اها پس ما برای چیز های با ارزشمون محفاظ میزاریم که ارزششون حفظ بشه؟ + اگه بعد اینم همه سوال و جواب  به این نمی رسیدی بهت شک می کردم ???ASDR_STUDIO?علی _ صدور </description>
                <category>ASDR_STUDIO</category>
                <author>ASDR_STUDIO</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 21:05:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلم و شهید</title>
                <link>https://virgool.io/@Asdr_studio/%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-wq6zbwjdt3ry</link>
                <description>_   دارد می نویسد! +کجا؟ + من که چیزی نمی بینم؟! _ سریع ! اما زیرکانه ، نوشته هایشان با مفهوم  پوتین و لباس خاکی اشنایی دارد .   ‌‌+چه میگویی برای خودت؟ کتاب های علمی تخیلی زیادی می خوانی؟!_ نمی بینی جوهری که از دلشان روان شده الارغم سفید بودن روی برگ امتحان الهی و روی  دشمن را سیاه کرده؟_ نمی بینی یا نمی خوایی ببینی؟  قلم هایی که بر جوهر دل این اقیانوس دلان خورده است هنوز هم توان نوشتن صدها کتاب را دارد!_ این  قلم را میبینی؟ + بله، به فوتی بنده؟_ این قلم، انقدر ها هم که تو فکر میکنی حقیر نیست برای بالا بردن نام کشور نمیدانی که جگرش از زخم زبان های کسانی که دم از وطن پرستی میزنند و سنگر های خالی را خالی تر کرده اند  مسلسل وار سوراخ سوراخ است._ اما، دوستانی که با اسم کشورِ این قلم و صحبت، کشور گشایی کرده اند نمی دانند که اتش توپخانه های این قلم پیاده کننده فرهنگ کسی است که سال ۶١ هجری با ٧٠ و اندی جلوی هزاران هنگ و گردان ایستاد_قلم های بیگانه با اسم صلح و حقوق بشر گلنگدن m16 و m4 هایشان هنوز هم بوی خون مظلومانی را می دهد که جرمشان فقط و فقط حُب علی داشتن است_ناگفته‌هایم را با ناگفته ای دیگر به اتمام می رسانم ارتشی پوشیده از کت و شلوار  روی  لباس های نظامی قلم ها، اسلحه ای دارد که با یکبار چکاندن ماشه هزاران نفر را شهید می کند.? علی صدورASDR_STUDIO</description>
                <category>ASDR_STUDIO</category>
                <author>ASDR_STUDIO</author>
                <pubDate>Thu, 19 May 2022 11:40:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضایی</title>
                <link>https://virgool.io/@Asdr_studio/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-xslgpjftdiez</link>
                <description>به نام خدا?  فضایی  + اهای فضایی بلند شو لباس هایت بپوش باید برویم.قیافه اش که خیلی اشنا است ولی حرف زدنش عجیب، فضایی!  به اطراف نگاه کردم، به دنبال وسیله یا مکانی اشنا، اما هرچه که بود، تعریفش برایم بسیار سخت، این مکان نه به مکعب، دایره، مخروط یا هرچیز دیگری که فکرش را بکنی شبیه نبود!، شاید شکلی دیگر از هندسه اینجا بساطش را پهن کرده باشد.دو نفر از دور نزدیک شدن ظاهرشان اشنا و ادمی روی بودنمرا در کمال احترام با خودشان در حال  همراهی کردن  با صدای نه خیلی بلند و نه خیلی کوتاه و یواش پرسیدم: مرا کجا میبرید؟  اینجا کجاست؟ چقدر اینجا عجیب و غیر قابل درک است؟مامور یا فرد سمت راستی ام جواب داد: خیلی سوال می کنی فضایی به وقتش خواهی فهمید!برایم جای تعجب دارد  که چرا اینها به من فضایی می گویند؟غرق در شکوه و جلال این همه ابهام و ندانسته در طول راه شده بودم، تنها چیزی که می دانستم، این بود که اینجا حداقل تنها نیستم، و دیگر!، ودیگری ندارد فقط همین! را می دانستم.   یک دفعه مامور سمت راستی ام گفت :فضایی بشینگفتم: نه! با تَه به زمین می ایم و ٧، ٨ جایم به فنا و شماهم به زحمت می اف.....  که ناگهان مامور سمت چپی  من مرا به سمت پایین  هل داد، اما در کمال تعجب من با سر و گردن به پایین  نیامدم و انگار پشت میز یا روی صندلی نشسته بودم، ولی بدون حضور فیزیکی انها! (میز و صندلی)   تا به خودم امدم دیدم خبری از این دو مامور نیست، صدای تنفس یک نفر را احساس می کردم که از دور نزدیک میشهاین اولین نکته اشنا برای من بود (تعریفی از تنفس در این جا)نزدیک شد و پرسید : چطوری متمدن؟گفتم : ای قربان ادم چیز ف....که گفت: ادم تو هستی که شیفته حوایی ولی وقت به او رسیدی و چند صباحی را گذر کردین تو می شوی شیطان و  او ساحره قصه هایتانگفتم : مگر تو انسان نیستی که همچین حرفی میزنی؟  انسان با مادر خود که زیباترین مهر و مح.......نه، من انسان نیستم اما DNA تو به صورت من و افرادم خیلی خوب نشسته است.  عصبانی و با لحنی تند گفتم :یک باره دیگر بین حرف هایم پریدی خودت می دانی، مگر تو نمی دانی که با متمدن ترین موجود کهکشان یا بهتر بگویم متمدن ترین موجود هستی رو به ر.........   گفت : تمدن؟ تفسیر شما از  تمدن این است که مانند باکتریهر جا که میرید سریع تکثیر شوید و به فنایش بدهید یا اینکه دنیا خود را با گفتمان و قلم سرشت بزنید، ولی بزرگ ترین تجارتتان تجارت سلاح باشد شما به این میگویید تمدن؟ یا نه از همه اینها جالب تر اینجاست که از صبح تا شب کار کنید و خود را به این و در ان در بزنید تا با نظم و قانون هایی که به اسم مدرن بودن ساخته اید نانی بدست اورید و همان نان را به گونه ای طبخ و بخورید که مجبور شوید به فردی به نام پزشک پول دهید و از او تمنا و خواهش کنید تا همان نان را پیدا و از بدنتان خارج کند؟ شما به این میگویید تمدن؟ پس هدف اصلیتان چه شد؟ مگر شما اشفر مخلوقات نبودید؟ یک نفر از شما که کتاب هایتان را با موسیقی خاصی مینویسد چنین می گوید که بود قدر تو افزون از ملائک        تو قدر خود نمی دانی چه حاصل؟ ??? علی صدور ASDR_STUDIO-    </description>
                <category>ASDR_STUDIO</category>
                <author>ASDR_STUDIO</author>
                <pubDate>Wed, 04 May 2022 10:14:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد</title>
                <link>https://virgool.io/@Asdr_studio/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%B0%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF-xdv0s9vy7cxt</link>
                <description>به نام حکیمی که داده اش نعمتو نداده اش حکمت است فرزندم  در اینده چه کاره هستی؟ مهندس، خلبان، پزشک، پلیس و... و... و..از همان ابتدا کار، اینده نگری، بلند پروازی و داشتن هدف را به ما یاد دادن!    «اما مسئله اصلی هم همین است  که ما هدف و مقصد را می دانستیم ولی هدفدار به مقصد نگاه کردن را نه!؟» و این شد شالوده اینکه، برای مایی که روشنی چراغ مهتابی و لامپ صد  را پسندیده ایم، غروب افتابی که می دانستیم روزی دوباره طلوع می کند را فراموش که نه (اخر کسی که چیزی را فراموش کرده است روزی به یاد خواهد اورد) در واقع empty the recycle کردیم.   اینکه همه گناه این بحث را گردن خودمان بیندازیم بی راه نیست اما کمی نامردی است. حکایت ما، حکایت ان سربازان مربع، دایره، مثلث ب صورتی است که نمی دانستند چرا و برای چه ولی فقط شب را به امید روز و روز را به امید شب سپری می کردند در صورتی حتی نمی دانستن قانون و نظامی که در ان کار می کنند متعلق به چه کسانی است و گاها در این سیستم فساد هم می کردند.(تحلیل سریال بازی مرکب)                ............................... این ها را گفتم که بگویم ثروت این صاحبان این سیستم انقد می دانند که چرا افتاب غروب کرده؟ چگونه یار می گیرد و حتی همین ها جلو بیرون امدن افتاب از پشت ابر را گرفته اند.   برای ما هم  اهمیتی ندارد. که اولین قومی هستیم که فهمیدیمدنیا و زیبایی هایش می تواند با حضور افتاب، لطافت و حیاتی بی بدیل بیند، زیبایی و لطافتش انقدر زیاد بود که ادم (ع) با وسوسه ای سیب (یا گندم) بردا‌شت! از وارنگی منی که نم زدم ایا به تنهایی با گفت جملاتی که نمی شود انحنای فضا و زمان یا کشش سطحی برای استقرار خورشید ایجاد کرد؟ مفاهیم و قصه های من که نتوانست اما شاید  بوی فقر، نبود عدالت، شمشیر ظلم و خراشی که فساد بر یک جامعه ایجاد می کند ذوقمان برای قدقامت نمازش که می گویند 25 قسمت را به علم اگر توانسته باشیم ان دو قسمت را کشف کنیم می افزاید. علی صدور ASDR_STUDIO</description>
                <category>ASDR_STUDIO</category>
                <author>ASDR_STUDIO</author>
                <pubDate>Tue, 03 May 2022 15:47:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>