<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آسیه رفیعی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Asiyeh</link>
        <description>سلام? آسیه رفیعی هستم. کارشناس ارشد فیزیک و مدرس نجوم. علاقه زیادی به نجوم و کیهان شناسی دارم و علاقمندم در این حیطه تولید محتوا انجام بدم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 07:12:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/254238/avatar/SxMY2p.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آسیه رفیعی</title>
            <link>https://virgool.io/@Asiyeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آتش بازی جدید خورشید در راه است!</title>
                <link>https://virgool.io/@Asiyeh/%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-xu4t9p0vu2ue</link>
                <description>
دانشمندان ناسا تایید کردند که فعالیت جدید خورشید با چرخه25 خورشیدی در راه است. این رویداد که توسط دانشمندان ناسا و اداره ملی اقیانوسی و جوی (NOAA) بیان شده است، تاثیرات زیادی روی ارتباطات ماهواره ای می گذارد.تصویر1: نشان اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکابه گفته این کارشناسان انتظار داریم فعالیت خورشید در طی چند سال پیش رو افزایش پیدا کند. از دسامبر سال 2019 که خورشید در حداقل فعالیت خود بود، چرخه جدیدی از خورشید آغاز شد و با خارج شدن از حداقل فعالیت خورشیدی به حداکثر فعالیت این چرخه نزدیک می شویم. البته با توجه به متغیر بودن خورشید شروع این واقعه ممکن است چندین ماه به طول بیانجامد. دانشمندان پیش بینی می کنند در سال 2025 این فعالیت به حداکثر خود برسد.در تصویر 2، خورشید در دو وضعیت کمینه فعالیت و بیشینه فعالیت نشان داده شده است. تصویر سمت چپ خورشید را در اوج فعالیتش است. نقاط روشن همان کله های خورشیدی و میدان مغناطیسی درهم تنیده خورشید را نشان می دهد. تصویر سمت راست خورشید را در کمترین فعالیتش نشان می دهد که آرام بودن خورشید در این قسمت به وضوح مشخص است.تصویر2: خورشید در دو وضعیت کمینه فعالیت (سمت راست) و بیشینه فعالیت (سمت چپ) بررسی و مطالعه رفتار خورشید برای زندگی روزمره ما بسیار حائز اهمیت است. چرا که فعالیت های شدید خورشید می تواند باعث اختلال در ارسال و دریافت سیگنال های ماهواره های زمین شود. دانشمندان با بررسی لکه های خورشیدی به جهت مطالعه روند چرخه ها و فعالیت خورشید بهره می برند. این لکه ها اغلب منشاء انفجار های عظیم خورشید هستند. این مطالعه توسط دانشمندان اداره ملی اقیانوس و جوی (nooa@) انجام می گیرد.امروزه علاوه بر اخترشناسان و خورشید پژوهان، منجمان آماتور زیادی نیز از سراسر دنیا نیز به مطالعه و عکس برداری از لکه های خورشیدی می پردازند چرا که علاوه بر اهمیت ارتباطات زمین، لکه های خورشیدی از پدیده های جذاب نجوم هستند.منبع:https://www.nasa.gov/</description>
                <category>آسیه رفیعی</category>
                <author>آسیه رفیعی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Sep 2020 11:51:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک زایشگاه و گورستان در دل یکدیگر!</title>
                <link>https://virgool.io/@Asiyeh/%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-fksnc0nnphal</link>
                <description>از زيباترين پديده هاي آسمان هستند. زيبا و مرموز! يك گورستان و زايشگاه در دل يكديگر... سحابي ها آسمان!به طور كلي سحابي ها ابرهاي وسيعي از گاز (بيشتر گاز هليوم و هيدروژن)، غبار ميان ستاره اي و پلاسما هستند كه ميتوان گفت از جمله شگفت انگيزترين پديده هاي آسمان هستند. اين محدوده از آسمان عمدتاً محل تولد و مرگ ستاره ها است.به طور کلی سحابي ها به چند دسته تقسيم مي شوند كه در ادامه به بررسي انواع سحابي ها و نيز نحوه شكل گيري آنها مي پردازيم.1) سحابي هاي باقيمانده ابرنواختريبهتر است ابتدا كمي درباره ستاره ها بدانيم! ستاره ها هم همانند انسان ها دوره تولد، خردسالي، جواني، پيري و مرگ را سپري مي كنند. يك ستاره بسيار پرجرم (خيلي بيشتر از 10 برابر جرم خورشيد) هنگامي كه به انتهاي زندگي خود نزديك مي شوند، یعنی زماني كه ديگر در هسته هيدروژن چنداني ندارد، از رشته اصلي نمودار هرتس پرانگ راسل ،همان نمودار معروف (H-R)، بيرون مي آيد و چون تقريبا همه ماده اش را به واسطه هم جوشي از دست داده است، انبساط پيدا مي كند و ستاره به يك غول قرمز تبديل مي شود.در اينجا موج حاصل از انقباض گرانشيِ ناشي از لايه هاي بالايي، هسته سرشار از نوترون را مانعي محكم در برابر خود مي بيند که باعث به وجود آمدن يك موج ضربه اي بازگشتي  به سمت بيرون ستاره مي شود.موج ضربه اي بوجود آمده سبب مي شود لايه هاي بيروني تر ستاره كه قيد بسيار سستي نسبت به هسته ستاره دارند از ستاره جدا شوند و انفجار عظيمي كه به نام انفجار ابرنواختري از آن ياد مي شود در كيهان پديد آيد.گذشته از اينكه نور حاصل از چنين انفجاري تا ماه ها در آسمان روز هم به صورت نقطه اي روشن ديده مي شود، ستاره ما به يك سحابي زيبا تبديل شده است.از معروفترين نمونه اين سحابي ها ميتوان به سحابي خرچنگ در صورت فلكي ثور اشاره كرد كه طبق برخي گزارشات، در سال 1504 توسط چيني ها يا حتي سرخ پوستان آمريكايي مشاهده و ثبت شده است. (تصوير 1 را مشاهده كنيد)البته باید بدانیم سالها زمان برده تا سحابی خرچنگ به این شکل در آسمان باشد چرا که در ابتدا تنها به صورت نقطه ای بسیار روشن توسط چینی ها گزارش شده است.تصوير1: سحابي خرچنگ2) سحابي بازتابيگاه در نزديكي ابرهاي فضاهاي ميان ستاره اي كه در محدوده وسيعي از كيهان كنار يكديگر هستند، ستارگاني وجود دارد كه باعث مي شود نور اين ستاره ها توسط ابرهاي سرد ميان ستاره اي بازتاب شود.طيفي كه سحابي هاي بازتابي از خود گسيل ميكنند تقريباً با طيف اين ستاره ها يكسان است و از روي همين مساله با سحابي هاي نشري متمايز مي شوند.اين غبار ميان ستاره اي شامل عناصر مختلفي همچون هيدروژن، اكسيژن، كربن و احتمالا سيليكات ها است كه شدت بازتابش آنها حاكي از سطحي يخ زده است.مهترين سحابي از اين نوع سحابي خوشه پروين يا m45 است كه در تصوير2 به خوبي اثر اين بازتابش مشهود است.تصوير 2: خوشه ستاره اي پروين كه يك سحابي بازتابي را در بر گرفته است3) سحابي هاي تاريكدر نزديكي اين نوع از سحابي هيچ ستاره اي وجود ندارد كه منبع نور سحابي باشد. بنابراين اين سحابي تاريك است. به اين معني كه اين سحابي درخششي ندارد و تنها به اين علت ديده مي شود كه مانع عبور نورد ستاره هايي است كه در پشت اين ابرهاي عظيم قرار دارند.مشهورترين سحابي از اين نوع سحابي سر اسب در صورت فلكي شكارچي است كه تصوير 3 اين سحابي را نشان مي دهد.تصوير3: سحابي سر اسب4) سحابي نشريابرهاي موجود در اين سحابي ها (بگذریم از اینکه سحابی یعنی ابر! شاید بهتر است بگوییم گازهای موجود در این سحابی ها) به علت وجود ستاره هاي موجود در كه بسيار داغ هستند (از نوع رده طيفي O يا  B)، يونيده شده و تابش مي كنند. در حقيقت نور فرابفش موجود در اين ستاره ها باعث يونيده شدن و برانگيزش هيدروژن و اكسيژن شده و سبب اين تابش مي شوند.نمونه بسيار بارز و مهم اين سحابي ها سحابي جبار يا M42 است كه آن را در تصوير 4 مشاهده مي كنيد.سحابي جبار نمونه با ارزش و مهمي براي مطالعات اخترفيزيكدانان است، چرا كه يكي از سحابي هاييست كه به خوبي محل تولد ستارگان را نشان مي دهد و تعداد زيادي ستاره در اين سحابي در حال متولد شدن هستند.تصوير4: سحابي جبار5) سحابي سياره نماسحابي های سياره نما كه خود نوعي از سحابي هاي نشري هستند، باقيمانده انفجارهاي ستاره اي به حساب مي آيند. در اينجا ستاره اوليه جرمي كه در حدود جرم خورشيد دارد، در انتهاي عمر خود آهنگ واكنش هاي هسته ايش كاهش پيدا كرده و منقبض مي شود.با انقباض ستاره دماي آن افزايش پيدا كرده و سبب مي شود در هسته دوباره همجوشي رخ داده و لايه هاي بالایی ستاره منبسط شوند. با اين انبساط و انقباض مداوم، ستاره به اصطلاح تپش مي كند. در يك تپش نهايي و شديد لايه هاي بالایی ستاره از قيد هسته آزاد شده و در فضا رها و گسترده مي شوند. حال ما شاهد يك سحابي سياره اي زيبا هستيم.باقيمانده ستاره، در مركز سحابي هاي سياره نما به صورت نقطه روشن مشاهده مي شود كه يك كوتوله سفيد است.بد نیست بدانیم سحابی سیاره نما به این علت سیاره ای نامیده می شود که به علت حلقوی بودنشان در ابتدای کشف توسط ویلیام هرشل ب سیاره اشتباه گرفته شدند.سحابي چشم گربه يا NGC6543 كه در تصوير5 نشان داده شده است از نوع سحابي سياره نما است.تصوير 5: سحابي چشم گربهبرخي از سحابي ها تنها يك نوع سحابی نيستند. به اين معني كه يك سحابي در برگيرنده دو يا سه نوع از سحابي هاست. همانند سحابي زيباي سه تكه (m20)  با وسعتي در حدود 40 سال نوري كه خود از سه نوع سحابي تشكيل شده است. سحابي نشري، سحابي انعكاسي و سحابي تاريك.تصوير 6 اين سحابي را نشان مي دهد.تصوير6: سحابي سه تكهمنابع[1] نجوم به زبان ساده، Meir Degani، محمد رضا خواجه پور، گیتا شناسی،چاپ ششم 1388[2] نجوم دینامیکی، Robert T Dixon، احمد خواجه نصیر طوسی، چاپ چهارم 1388[3] اخترفیزیک برای رصدگران، Ingels Mike، کامبیز خالقی، چاپ دوم 1392[4] https://hubblesite.org/</description>
                <category>آسیه رفیعی</category>
                <author>آسیه رفیعی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 11:07:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمينه ريز موج كيهاني</title>
                <link>https://virgool.io/@Asiyeh/%D8%B2%D9%85%D9%8A%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%8A%D8%B2-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D9%83%D9%8A%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%8A-fir6q4cjagvk</link>
                <description>امواج پس زمينه كيهاني “Cosmic Microwave Background Radiation” يا به اختصار CMB، از اولين مهرهاي تاييد بر نظريه انفجار بزرگ (نظريه اي كه امروزه براي ما بسيار قابل قبول است) هستند. اين تابش هاي الكترومغناطسي كه ايده وجود آنها را ژرژ گاموف ارائه كرده بود، باقيمانده انفجار بزرگ هستند كه به امواج باستاني نيز معروفند. CMB يا امواج ماكروويو زمينه، كامل ترين نمونه يك جسم سياه است كه تا كنون در طبيعت مشاهده شده است. جسم سياه جسمي است كه تمام تابش دريافتي را جذب مي كند و نه اينكه لزوماً جسمي كه به رنگ سياه باشد.كاوش در امواج پس زمينه كيهاني  براي كيهان شناسان و فيزيك دانان از درجه اهميت بالايي برخوردار است چرا كه اطلاعات زيادي از دوران ابتدايي خلقت و تاريخچه كهكشان ها در آنها نهفته است.به لطف ماهواره هاي COBE,Wmap,PLANK، تصاوير و نقشه هاي دقيقي از اين امواج بدست آمده است. با نگاه كردن اين نقشه ها گويي به دوران نوزادي كيهان مي نگريم يعني در زماني كه عالم سني در حدود 380 هزار سال داشت!تصوير1: نقشه هاي CMB تهيه شده توسط ماهواره هاي COBE,Wmap,PLANKتصوير 1 نقشه اين امواج كه طي سالهاي 1992 تا 2013 توسط اين ماهواره ها بدست آمد را نشان مي دهد. ميزان بهبود تصاوير طي اين سالها، توسط ماهواره هاي مذكور كاملا واضح است.ويژگي هاي تابش پس زمينه كيهاني1) دماي تابش زمينه كيهانيتا قبل از دوران بازتركيب كيهان براي تابش الكترومغناطيسي كدر بود. در دوران بازتركيب يعني حدود 380 هزار سال بعد از مهبانگ يا همان انفجار بزرگ، زماني بسيار دورتر از تشكيل ستاره ها، هسته هاي اتمي و الكترون ها با يكديگر جفت شدند و اتم هاي خنثي را تشكيل دادند. در اين دوران فوتون ها توانستند از ميان اتم ها و ذرات پراكنده شوند و كيهان براي فوتون ها شفاف شد كه اين زمان آغاز تابش زمينه ريز موج كيهاني است. در اين دوران امواج پس زمينه كيهاني بسيار داغ بودند اما اكنون پس از حدود 13/8 ميليارد سال ضمن آنكه انرژي آنها به ماده تبديل شد  دماي اين امواج نيز كاهش پيدا كرد و سبب شده تا ديگر اكنون آنها با چشم غير مسلح قابل مشاهده نباشند. محاسبه دقيق دماي اين امواج مسئله بسيار حائز اهميتي است. آرنو پنزياس و رابرت ويلسون كه در سال 1963 با آنتن شيپوري خود اين امواج را به صورت اتفاقي كشف كردند، دماي اين امواج را حدود 3k محاسبه كردند. البته قابل ذكر است اين محاسبه توسط آنها در سال 1965 انجام شد.فوتون هاي مشاهده شده در تابش پس زمينه كيهاني در زمان بازتركيب تابش شده اند. مشاهدات نشان مي دهد اين تابش تقريبا در تمام جهات آسمان داراي دماي يكساني است. ماهواره COBE دماي اين تابش را 2.73k اندازه گرفت كه اين دما با نتايج حاصل از جسم سياه همخواني زيادي دارد. تصوير 2 مقايسه توزيع دمايي امواج پس زمينه كيهاني را با دماي جسم سياه ايده آل نشان مي دهد.تصوير 2 همخواني طيف CMB  با تابش جسم سياه2) ناهمسانگرديناهمسانگردي بستگي يك خصوصيت به جهت گيري آن را در فضا مي گويند. با دقت در نقشه بدست آمده از ماهواره پلانك مشاهده مي كنيم امواج پس زمينه كيهاني داراي افت و خيز هايي مي باشند كه اين افت و خيز ها موسوم به ناهمسانگردي هستند. ناهمسانگردي در اين امواج در نتيجه اختلالات چگالي و دما در زمان مهبانگ اتفاق افتاده است كه از مهمترين ويژگي هاي اين امواج هستند. با مطالعه و بررسي اين خصوصيت از امواج CMB ميتوانيم اطلاعات ارزشمندي درباره كهكشان ها و شكل گيري آنها بدست بياوريم. به طور كلي بررسي منظم و دقيق اين ويژگي از امواج پس زمينه كيهاني، محك بسيار محكمي براي نظريه هاي كيهان شناسي خواهد بود. طيف تواني ناهمسانگردي ها كه توسط دادههاي ماهواره Wmap حاصل شد در تصوير 3 نشان داده شده است.تصوير 3 طيف تواني ناهمسانگردي بر اساس داده هاي Wmapناهمسانگردي ها به دو دسته تقسيم مي شوند.الف) افت و خيز هاي اوليهكه خود شامل موارد زير است- اثر سَكس-ولف-اثر دوپلر (بواسطه حركت زمين)ب) افت و خيز هاي ثانويهكه خود شامل موارد زير است- اثر سَكس-ولف ثانويه- اثر سونيا زِلدوويچافت و خيز هاي اوليه در زمان تابش از آخرين سطح پراكندگي و افت و خيز هاي ثانويه بعد از جدا شدن آخرين سطح پراكندگي رخ داده اند. آخرين سطح پراكندگي زماني است كه كيهان شفاف شد و فوتون ها شروع به پويش آزاد كردند. ميتوان گفت اكثر تمامي اطلاعات ما از كيهان اوليه مربوط به اين مقطع است.1) قطبشقطبش يكي ديگر از ويژگي امواج پس زمينه كيهاني است. قطبش از ويژگي هاي امواج عرضي  است كه جهت نوسان را در صفحه عمود بر انتشار موج نشان مي دهد. قطبش امواج پس زمينه كيهاني از نوع خطي بوده كه پراكندگي تامسون فوتون ها در زمان بازتركيب اين ويژگي را در امواج بوجود آورده است. پراكندگي تامسون نوعي از برهمكنش نور و ماده است كه پراكندگي كشسان تابش الكترومغناطيسي را از يك جسم باردار نشان مي دهد.ناهمسانگردي هاي موجود در تابش پس زمينه كيهاني، بعد از دوران بازتركيب باعث قطبيده شدن اين امواج شده اند. اين قطبش به دو قطبش مدE  و مد B تقسيم مي شوند.آشكار كردن مد B اطلاعات بسيار ارزشمندي در مورد امواج گرانشي حاصل از مِهبانگ را در اختيار كيهان شناسان قرار مي دهد. البته بايد به اين نكته دقت كنيم كه آشكار سازي مد B به دلايلي همانند غبار كيهاني، خطاهاي سيستم و يا اثرات ديگر بسيار پيچيده است.لكه سرد در نقشه امواج زمينه كيهانيدر داده هاي ماهواره پلانك مسئله تقريباً غير عادي توجه كيهان شناسان را به خود جلب كرده است. در اين نقشه گويي از قسمتي در آسمان علائم ضعيفي دريافت شده است كه كيهان شناسان آن را لكه سرد ناميدند. در تصوير 4 اين قسمت با دايره سياه در پايين قسمت راست تصوير نشان داده شده است. براي وجود اين منطقه تئوري هاي مختلفي ارائه شده است كه يكي از آنها تلاش براي ارتباط با موضوع &quot;جهان هاي موازي&quot; است. دانشمندان بر این نظر هستند که لكه سرد شاید  فضایی بسیار بزرگ و پر از جهان­های مختلف باشد.تصوير4 لكه سرد در CMBصدايي نو، نوري عظيم، اشتياقي در من برانگيخته اند كه هرگز پيش از اين چنين حس شديدي نبوده است.دانته، كمدي الهي- بهشتمنابع[1] آشنایی با کیهان شناسی، J. V. Narlikar، منیژه رهبر، انتشارات نشر دانشگاهی.[2] کرانه­ های کیهان، P. Halpern ، حوریه آقانور، انتشارات هورمزد.[3] زمينه ريز موج كيهاني، Evand Rhodri، واروژن هارطون، انتشارات مازيار[4] مقدمه­ای بر کیهان شناسی نوین، A. Liddel، کامبیز خالقی، انتشارات دانش پژوهان.[6] http://www.euronews.com/2013/03/21/planck-maps-the-dawn-of-time.[7] http://sci.esa.int/planck/51551-simple-but-challenging-the-universe-according-to-planck.</description>
                <category>آسیه رفیعی</category>
                <author>آسیه رفیعی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Aug 2020 14:30:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساختار خورشيد چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Asiyeh/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-itbwqtytzker</link>
                <description>نزديكترين ستاره به زمين است. ستاره اي كه از هر جرم آسماني براي ما ارزشمند تر است، خورشيد! بله خورشيد همانند بي شمار نقطه نوراني كه در آسمان شب مشاهده مي كنيم، يك ستاره است. ستاره اي معمولي در آسمان كه براي ما زميني ها چندان هم معمولي نيست چرا كه خورشيد منبع نور، گرما و زندگي در زمين است.در زمان باستان مردم خورشيد را به عنوان خداي زندگي بخش پرستش مي كردند. اسامي آتون، هليوس، سول، و آپولو را ميتوان به عنوان برخي از نام هايي كه به خداي خورشيد نسبت داده مي شد ذكر كرد. در ايران باستان نيز خورشيد به نام هاي مهر، روز، خور و هور خوانده مي شد.اكنون كه ديگر خورشيد براي زمين نه يك خدا بلكه تنها يك ستاره است، مطالعه و كاوش در خورشيد از موضوعاتي ست كه براي اخترشناسان و حتي منجمين آماتور از درجه اهميت بالايي برخوردار است. چرا كه با شناخت خورشيد نه تنها شناخت ما از اين منبع حيات زمين بيشتر مي شود، بلكه زندگي و سير عمر ستارگان ديگر آسمان را نيز بهتر درك خواهيم كرد.فاصله اين ستاره حيات بخش از زمين در حدود 150 ميليون كيلومتر يا به عبارتي ديگر يك واحد نجومي است. اين عدد به صورت دقيق تر 149000680 كيلومتر است. مدت زماني كه طول مي كشد تا نور خورشيد اين فاصله را طي كند و به ما برسد 8/3 دقيقه است. نور اين فاصله را با سرعتي در حدود 300 هزار كيلومتر بر ثانيه طي مي كند.خورشيد يك كره بزرگ از گاز است البته اگر بخواهيم علمي تر بگوييم پلاسما (گاز بسيار داغ و يونيده كه بعد از حالت هاي جامد مايع و گاز به عنوان حالت چهارم ماده شناخته مي شود) واژه مناسب تري براي جنس خورشيد و ديگر ستارگان است. اگر با تلسكوپ (البته به شرط داشتن فيلتر مناسب خورشيد) يا عينك مخصوص رصد خورشيد به آن نگاه كنيم آنرا همچون دايره اي زرد، سفيد يا نارنجي رنگ (بسته به نوع فيلتري كه استفاده مي شود) مي بينيم (تصوير 1)تصوير 1: شيد سپهر و لكه هاي خورشيد1   ) نور سپهرسطحي از خورشيد كه به اين صورت مشاهده مي شود نور سپهر، شيد سپهر يا فتوسفر نام دارد. فتوسفر نيز كه از واژه اي يوناني گرفته شده است، دقيقا به همين معني، سطحي از خورشيد را بيان مي كند كه براي ما قابل مشاهده است.نور سپهر ضخامتي بشتر از 400 كيلومتر دارد. دما در اين لايه از خورشيد در حدود 5800 كلوين است. اگر در اين تصوير خورشيد دقت كنيم مي بينيم كه لبه خورشيد نسبت به مركز، كمي تيره تر به نظر مي رسد كه اين پديده را به نام &quot;تيرگي لبه&quot; شناخته مي شود. اين اثر به علت تفاوت دمايي نور دريافتي از بخش­هاي بيروني و مركزي خورشيد، توسط ماست. بدين معني كه وقتي به صورت مستقيم مركز خورشيد را مشاهده مي كنيم لايه هاي دروني تر و گرم تر خورشيد را مي بينيم و در نزديك لبه لايه هاي سردتر را مشاهده مي كنيم.1-1) لكه هاي خورشيدبا نگاهي ديگر به تصوير شماره 1 متوجه نقاط تيره رنگ روي سطح خورشيد مي­شويم كه كلف ها يا لكه هاي خورشيدي نام دارند. لكه هاي خورشيدي در سال 1610 توسط گاليله مشاهده و كشف شدند. اندازه اين لكه ها متفاوت است و گاهي مساحتي چند ده برابر زمين دارند.لكه هاي خورشيدي از دو قسمت تشكيل شده اند كه بخش تاريك و نيمه تاريك ناميده مي شوند (تصوير2). بخش داخلي كه تيره تر است تاريك نام دارد كه بوسيله يك ناحيه با درجه تاريكي كمتر احاطه شده است و نيمه تاريك نام دارد.كله هاي خورشيدي كه از عوارض مشاهده شده بر سطح خورشيد يا شيد سپهر هستند، داراي دوره تناوب هستند و از سال 1843 روي اين دوره­ها مطالعه مي شود. يك دوره كامل لكه ها 22 سال طول مي كشد كه هر دوره خود به دو نيمه 11 ساله تقسيم مي شود.تصوير2: بخش تاريك و نيمه تاريك لكه خورشيدي2) فام سپهرلايه بعدي اتمسفر يا جو خورشيد، كرومسفر يا فام سپهر نام دارد. كرومسفر يك واژه يوناني به نام توپ رنگي است كه لايه اي شفاف و باريكي است كه در زمان خورشيد گرفتگي كلي مي توان آن را به صورت كامل مشاهده كرد. فام سپهر همانطور كه از نام برازنده اش ،كرومسفر، پيداست، به صورت لايه نازك صورتي يا قرمز رنگ مشاهده مي شود كه اين رنگ به علت وجود هيدروژن است. تصوير3 را ببينيد.امروزه با ابزاري به نام &quot;تاج نگار&quot; ميتوان در مواقعي به جز خورشيد گرفتگي نيز اين لايه را مشاهده كرد و روي اين لايه مطالعه و تحقيق نمود.تصوير 3: فام سپهر و تاج خورشيدي3) تاج سپهربعد از فام سپهر، تاج خورشيدي يا كرونا آغاز مي گردد. تاج خورشيد را نيز تنها در هنگام خورشيد گرفتگي مي توان مشاهده كرد. گرچه امروزه تاج را با استفاده از رصدخانه هاي زميني و فضايي در مواقعي به جز خورشيد گرفتگي هم ميتوان مشاهده كرد.تاج خورشيد از گاز رقيقي تشكيل شده است و شايد بتوان گفت اين لايه خورشيد از مرموز ترين لايه هاي خورشيد است، چرا كه دما در اين ناحيه به طرز مرموزي افزايش مي يابد بطوريكه به ۱۰ به توان ۶ كلوين هم مي رسد. علت اين افزايش دما هنوز به درستي مشخص نشده است.در تصوير 3 ميتوانيد تاج خورشيد را به صورت ناحيه سفيد رنگ مشاهده كنيد. در زمان اوج فعاليت لكه هاي خورشيدي اين ناحيه به صورت تقريبا دايره وار ثبت مي گردد و هنگام كم بودن فعاليت لكه هاي خورشيد ناحيه تاج خورشيد به صورت كشيده است. تصوير شماره 4، تاج خورشيد را در زمان حداقل فعاليت لكه هاي خورشيدي نشان مي دهد.تصوير 4: تاج خورشيد 4) هستهدروني ترين ناحيه خورشيد هسته است. هسته خورشيد دمايي بالغ بر 15 ميليون كلوين دارد. اين ناحيه با سري واكنش هاي هم جوشيِ تبديل هيدروژن به هليوم، موتور توليد گرما و انرژي خورشيد است. طي فرايند توليد هليم به واسطه فرايند هم جوشي هيدروژن يك هسته هليمي در خورشيد بوجود مي آيد. در گذشته هاي بسيار دور تصور بر اين بود كه توليد گرما و نور در خورشيد به وسيله پديده سوختن انجام مي گيرد كه اكنون مي دانيم واكنش هاي هسته اي تفاوت بسيار زيادي با پديده سوختن دارد.5) لايه تابشيفوتون هاي توليد شده در هسته پس از برخورد هاي متوالي، جذب و گسيل هاي متعدد در ناحيه تابشي پخش مي شود. انرژي، گرما و فشار طي عمل تابش كه به عقيده اخترشناسان اصلي ترين مكانيسم انتقال در خورشيد است، به لايه بالاتر يعني لايه تابشي انتقال پيدا مي كند.6) لايه همرفتيبعد از لايه تابشي خورشيد لايه همرفت يا منطقه جابه جايي است كه در اين ناحيه انرژي بوسيله همرفت يا به عبارتي جابه جايي انتقال پيدا مي كند. گازهاي داغ در اين ناحيه به سمت بالاتر يعني لايه شيد سپهر حركت كرده در آنجا انرژي خود را تخليه مي كنند و سپس به پايين سقوط مي كنند و اين فرايند رفت و برگشت بدون وقفه اتفاق مي افتد.فوتون از زماني كه در هسته توليد شده و آنرا ترك مي­كند دستخوش فرايند هاي زيادي از قبيل گسيل، جذب، پراكندگي، و برخورد هاي متعدد مي شود كه اخترشناسان زماني را كه تا رسيدن به سطح خورشيد صرف مي كند چيزي در حدود يك ميليون سال تخمين زده اند. بررسي و مقايسه زمان رسيدن فوتون از سطح خورشيد به زمين (8/3 دقيقه) و طي كردن مسير درون خورشيد (يك ميليون سال) خالي از لطف نخواهد بود كه البته توضيح و تفسير آن در اين بحث نمي گنجد.منابع:[1] نجوم و اخترفيزيك مقدماتي، جلد اول، زيليك و اسميت، دكتر جمشيد قنبري، دانشگاه امام رضا، چاپ چهارم، 1384[2] نجوم به زبان ساده، ماير دگاني، محمد رضا خواجه ­پور، گيتاشناسي، چاپ ششم 1388[3] خودآموز نجوم، داينا ال.موشه، هدي منصوريان تفتي، سبزان، چاپ سوم 1397[4] نجوم ديناميكي، رابرت تي.ديكسون، احمد خواجه نصير طوسي، مركز نشر دانشگاهي، چاپ چهارم 1388</description>
                <category>آسیه رفیعی</category>
                <author>آسیه رفیعی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Aug 2020 20:11:04 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>