<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اسما عیدگشایش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Asma_sheee</link>
        <description>یک عدد کتاب خوان که رویای نوشتن دارد?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:19:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1566891/avatar/AIHZPK.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اسما عیدگشایش</title>
            <link>https://virgool.io/@Asma_sheee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:پیرمرد و دریا</title>
                <link>https://virgool.io/@Asma_sheee/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-lsrtrfolq0bn</link>
                <description> «پیرمردودریا»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/32728 این یادداشت برای من دلگیر است. هم اینکه آخرین یادداشت برای چالش کتابخوانی طاقچه ۱۴۰۱ است و پایان این چالش بی نظیر و اینکه کتابی که در این ماه خوانده ام بسیار جذاب و پر مفهوم بود و خوشحالم که سال را با این کتاب به پایان می رسانم و امیدوارم در سال جدید هم بتوانم بیشتر از امسال کتاب های عالی و مفید بخوانم. این یادداشت درباره کتاب پیرمرد و دریا است. اثر فوق العاده و بی نظیر ارنست همینگوی. کتابی که به اشتباه فکر می کردم مناسب من نیست و هیچ وقت به سراغش نرفتم و از این اشتباه خود بسیار پشیمانم چون مفاهیم و ارزش هایی که از این کتاب دریافت کردم بسیار بسیار برای من ارزشمند و مفید بوده‌. به حدی از این کتاب لذت بردم که حتما دوباره این کتاب را خواهم خواند. این اثر بی نظیر شما را وارد زندگی یک پیرمرد ماهیگیر که مدت هاست که صیدی نداشته و در سختی زندگی می کند ولی روحیه ی جنگندگی و امید خود را از دست نمی دهد. با سختی زندگی می کند و به نظر من او تمام این ها را تحمل می کند چون او عاشق دریاست و حتی شب ها هم خواب دریا را می بیند. اگر عاشق کارش و دریا نبود امکان نداشت شب ها با یاد دریا بخوابد و خواب دریا را ببیند و از همه زودتر برای رفتن به دریا از خواب بیدار می شود و راهی دریا می شود‌. این ویژگی شخصیتی پیرمرد بسیار دوست داشتنی و تحسین برانگیز است. پیرمرد بالاخره می تواند ماهی بزرگی بگیرد ولی به دلیل صعیف بودن جسمش نمی تواند ماهی بزرگ را شکار کند و بعد از کلی کلنجار با این ماهی عظیم الجثه و اینجاش برای خودم خیلی جالب بود که بعد یه مدت انگار با ماهی دوست میشه و حتی حس برادری میکنه باهاش و توی یه موقعیتی بهش کمک میکنه ولی فایده ای نداره و ماهی رو از دست میده. همین که تونست این ماهی بزرگ رو بگیره خودش یه موفقیت بزرگه ولی اینکه نتونست اون ماهی رو با خودش به ساحل بیاره یه جور شکسته و اینجاست که این داستان ساده تبدیل به یه داستان فلسفی و پر مفهوم میشه و خیلی جای فکر داره و میشه کلی درباره اش نوشت. این کتاب حتما ارزش خوندن رو داره و اگر تا به امروز فرصت نکردید یا شاید مثل من فکر می کردید براتون مناسب نیس، دیگه خوندن این کتاب رو به تعویق نندازید و شروع کنید به خوندنش. بهتون تضمین میدم که از خوندنش پشیمون نمی شید‌. قلم نویسنده هم که اصلا در عالی بودنش شکی نیست و امکان نداره چیزی رو ارنست همینگوی نوشته باشه و بی نظیر نباشه. کتاب رمان کوتاهیه و خیلی وقت شما رو نمیگیره و می تونید حتی توی زمانی که سوار مترو و اتوبوس هستید این کتاب رو بخونید و لذت ببرید. من این کتاب رو توی شمال خوندم و وقتی که کنار ساحل دریا می رفتیم می تونستم با پیرمرد قصه همزاد پنداری کنم و بیشتر توی حال و هوای کتاب باشم و این حالم رو بهتر می کرد. کتاب پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی ترجمه بهزاد جنت سرای نمین نشر پر نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 16:45:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش</title>
                <link>https://virgool.io/@Asma_sheee/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%B3%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-kmja6f2nuqxw</link>
                <description> «سوکوروتازاکیبیرنگوسالهایزیارتش»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/55570 اکثر مردم، ژاپن را به مردم تلاشگر و انیمه های قوی آن می شناسند ولی کتاب خوان ها امکان ندارد نام هاروکی موراکامی به گوششان نخورده باشد. نویسنده مشهور ژاپنی که آثار او را کمتر کسی نخوانده است. مخاطبان هاروکی موراکامی از نظر و مشاهدات من دو دسته هستند. یا عاشق نوشته ها و سبک خاص کتاب های هاروکی موراکامی شده اند یا اصلا با او ارتباط برقرار نکرده اند. اگر تا به حال کتابی از هاروکی موراکامی نخوانده اید این یادداشت را از دست ندهید که حتما به کارتان می آید. هاروکی موراکامی را بیشتر با کتاب با کتاب کافکا در کرانه(کافکا در ساحل) می شناسند و سبک رئال جادویی که نوشته هایش دارد ولی امروز می خواهم کتابی از این نویسنده به شما معرفی کنم که خیلی مشهور و نه به سبک رئال جادویی نوشته شده است. کتاب سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش. اسم طولانی و بدی دارد ولی کتاب را از روی اسمش قضاوت نکنید.این کتاب اولین و تنها کتابی است که از موراکامی خوانده ام و حتما بعد از این کتاب به سراغ دیگر کتاب های او خواهم رفت. طبق تحقیقات و پرسش های زیادی که داشتم متوجه شدم این کتاب مناسب ترین گزینه برای شروع مطالعه آثار هاروکی موراکامی است و حالا بعد از خواندن این اثر بنظرم واقعا گزینه مناسبی است. کتاب درباره زندگی و اتفاقی است که در گذشته برای شخصیت اول داستان یعنی سوکورو تازاکی رقم خورده است. سوکورو پسری است درون گرا و همیشه ساکت و به نظر خودش بدون هیچ استعداد خاصی که از او یک شخصیت بی رنگ ساخته است. سوکورو در دوران دبیرستان جمع دوستانه ای داشت که حتی بعد از ورود او به کالج با آن ها در ارتباط بود تا اینکه در تعطیلاتی که از توکیو به شهر محل زندگی پدری خود برمیگشت و متوجه شد که هیچ یک از دوستانش دیگر جواب تماس های او را نمی دهند و نه می خواهند او را ببینند. سوکورو با توجه به تصوری که از خود داشت احساس می کند دوستانش از او خسته شده اند و او را از جمع دوستانه خود دور انداخته اند و بدون هیچ پرسشی به توکیو بر می گردد و حالا بعد از سال ها و به تشویق نامزد خود(شما بخوانید دوست دختر) و کمک های او می خواهد جواب این معمای حل نشده که در رفتار و افکار او تاثیر گزاشته است را پیدا کند که واقعا چرا دیگر دوستانش دوستی با او را نمی خواهند؟ نکته قابل توجهی که در این کتاب وجود دارد بیان مناسب و فوق العاده احساسات و افکار خاص و منحصر به فرد سوکورو است که شما را کاملا با او آشنا می کند.شخصیت سوکورو گاهی شما را حرص می دهد و از دستش عصبانی می شوید و تا مرز پرتاب کتاب به طرف دیگری پیش می روید ولی گاهی هم به او حق می دهید و بابت قضاوتی که داشتید پشیمان می شوید. انگیزه حل معمایی که از گذشته همراه روح و روان سوکورو است و او را عذاب می دهد باعث می شود سرعت خواندن شما بالاتر برود و خیلی زود کتاب را به اتمام برسانید. این کتاب را سعی کنید برای بار دوم هم بخوانید و با دیدی که از خوانش اول پیدا کرده اید بیشتر درک می کنید و بیشتر دوستش خواهید داشت. از نظر من بهترین ترجمه این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده است و قسمت های سانسور شده کتاب با علامتی مشخص شده است و تقریبا متوجه سانسور های انجام شده خواهید شد و به نظر من با وجود سانسور های این کتاب چیز زیادی را از دست نمی دهید‌. کتاب سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش نوشته هاروکی موراکامی  ترجمه امیر مهدی حقیقت نشر چشمه نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Sun, 19 Feb 2023 20:55:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:دزیره</title>
                <link>https://virgool.io/@Asma_sheee/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AF%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-lsozmbn65i4i</link>
                <description> «دزیره»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/1370 کتاب دزیره، یادداشت اول خواندن کتاب های قطور و پر اتفاق در نگاه اول بسیار سخت و طاقت فرسا به نظر می رسد ولی فقط شروع به مطالعه این کتاب ها دشوار است و اکثر موارد در ادامه داستان پرکششی وجود دارد که شما را با خود به دنیای اعجاب انگیز کتاب می شوید. کتاب دزیره که داستان دختری تقریبا معمولی است که اتفاق ها و تصمیمات او در زندگی باعث شد که این دختر فرانسوی تبدیل به ملکه سوئد شود. کتاب از زمان نوجوانی او شروع می شود که اوژنی، در فصل های ابتدایی به این نام خطاب می شده، برای نجات برادر خود که به اتهام جاسوسی در زندان های جمهوری فرانسه به سر می برد همراه همسر برادر خود به ملاقات یه مقام مهم مملکتی می رود که همین ملاقات سبب آشنایی او و خانواده اش با بناپارت می شود و داستان هایی که برای او پیش می  آید. و ما در این قسمت کتاب شاهد عشق سوزان و آتشین بین دزیره و ناپلئون هستیم که در پی ازدواج خواهر دزیره و برادر ناپلئون بوجود می آید. این علاقه شدید که میان دزیره و ناپلئون شکل می گیرد با نامزدی آن ها شکل جدی به خود میگیرد و به سرانجام مطلوب خود نزدیک می شود. غافل از اینکه دست سرنوشت و اتفاق های سیاسی و نظامی باعث می شود ناپلئون برای ارتقای مقام به پاریس سفر کند و همین جدایی برای سرد شدن عشق او به دزیره کافی است. در داستان زندگی دزیره پاریس نقش مهمی دارد و در اکثر حادثه های مهم زندگی او نام این شهر می درخشد. شاید اگر اوژنی هیچ وقت به پاریس سفر نمی کرد او دیگر تبدیل به دزیره ملکه ی سوئد نمی شد. این سفر سرنوشت ساز و واقعیتی که درباره ناپلئون متوجه شد، نقطه عطف زندگی او شد و باعث شد که دیگر نخواهد او را اوژنی خطاب کنند و از قسمت دوم نام کامل خود یعنی دزیره استفاده کند. من به شخصه شخصیت دزیره را از اوژنی جوان بیشتر دوست دارم. شاید اگر شکست عشقی ناپلئون نبود هیچگاه دزیره به این پختگی نمی رسید. در کتاب دزیره علاوه بر داستان زندگی او، حوادث تاریخی نقش مهمی را ایفا می کنند. تاریخ فرانسه دارای فراز و نشیب های بسیاری است که به دلیل حضور ناپلئون در بطن تمام رویداد ها و نزدیکی دزیره که همچنان به دلیل شوهر خواهر خود که یک بناپارت بود مجبور به تحمل اخبار و اقدامات ناپلئون است، به این کتاب بعد تاریخی هم بخشیده است. البته در ادامه و ازدواج دزیره با یک سرهنگ ارتش فرانسه حضور حوادث تاریخی در کتاب افزایش می یابد. جدا از بحث تاریخی این کتاب من عشق بین دزیره و برنادوت را بیشتر از عشق دزیره و ناپلئون دوست دارم. شخصیت و هوش برنادوت بسیار قابل تحسین است و برخلاف ناپلئون افکار خطرناک و ناآرامی ندارد. چیزی که درباره ی دزیره توجه من را جلب کرد تنفر او از کاخ و قصر است. با خود فکر کردم که با این روحیه و تنفر او از خانه های بزرگ و کاخ ها، چطور توانسته خود را با شرایط ملکه بودن وفق بدهد؟ و این سوالی است که امیدوارم در ادامه ی کتاب به جواب آن برسم. کتاب: دزیره نویسنده: آن ماری سلینکو مترجم:همایون پاکروان نشر:جامی نسخه الکترونیک اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Wed, 21 Dec 2022 14:18:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:چشمهایش</title>
                <link>https://virgool.io/@Asma_sheee/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-pitih3kiih2j</link>
                <description> «چشمهایش»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/5992 از عشق نوشتن و خواندن همیشه از لذت بخش ترین فعالیت ها بوده و حال آن که نوشتن از عشق همراه باشد با کتاب چشمهایش از بزرگ علوی. عشق چیز عجیبی است و هنوز که هنوز است کسی نتوانسته تعریفی واحد از این احساس عمیق قلبی بیان کند. هر شخصی عشق را به شکلی که تجربه کرده تعریف میکند. یکی محبت الهی، دیگری درد بی درمان و... بزرگ علوی اما در کتاب چشمهایش عشق را زیبا به تصویر کشیده و خواننده کتاب را مجذوب اعجاز فاخر خود در نویسندگی کرده است. هر چه از قدرت نویسندگی بزرگ علوی بگویم کم گفته ام، نثر کتاب به قدری شیوا و زیبا نوشته شده است که از خواندن آن اصلا خسته نخواهید شد. حتی اگر خود را کنترل نکنید ممکن است در چند ساعت این کتاب را به اتمام برسانید. روند کتاب خیلی خوب برنامه ریزی شده است. در ابتدا از شخصیت استاد ماکان نوشته شده و تابلوی چشمهایش و سپس داستان عشق فرنگیس و استاد ماکان و سرانجام این عشق. در طول قصه شما درگیر احساسات مختلفی خواهید شد. گاهی برای استاد ماکان دلسوزی می کنید و از فرنگیس منتفر می شوید و گاهی برعکس، حق را به فرنگیس داستان می دهید. قصه قطعا شما را درگیر خود میکند و تا انتها همراه خود می برد.  سعی کنید اگر می خواهید این کتاب را بخوانید در پاییز و هوای ابری یا بارانی بخوانید. تاثیر کتاب را به مراتب بیشتر میکند. قسمت هایی از کتاب بود که من را یاد سریال بوم و بانو می انداخت و باعث می شد با علاقه بیشتری کتاب را دنبال کنم. کتاب چشم هایش کتابی است که سال۱۳۵۷ چاپ شد و راستش فکر نمی کردم کتابی که حدود۴۰ سال پیش چاپ شده است توجه من را به خود جلب کند و باید بگویم که در ابتدا چندان رغبتی به خواندن آن نداشتم. باید اعتراف کنم که تا کنون آثار ایرانی قدیمی را نخوانده ام و کتاب داخلی را فقط از طریق آثار جدید دنبال کردم و این جای تاسف دارد. چالش کتابخوانی طاقچه به من ثابت کرد که تا کتابی را نخوانده ام درباره آن پیش داوری نکنم.  اگر شما هم مثل من زیاد اهل خواندن آثار قدیمی نیستید، پیشنهاد می کنم که حداقل کتاب چشمهایش را بخوانید. درست است که کتاب چشمهایش زمان طولانی از نوشتنش می گذرد ولی به نظر من همچنان می تواند مخاطب و دوست داران خود را داشته باشد و از آن مدل کتاب های تاریخ انقضا دار نیست. این واقعیت را تجدید چاپ های متوالی این کتاب می تواند ثابت کند. کتاب پایان خوبی ندارد و شما را غصه دار خواهد کرد ولی این پایان غم انگیز هیچ چیز از ارزش های کتاب کم نمی کند و چه بسا باعث ماندگاری طولانی تر داستان چشمهایش در ذهن مخاطب می شود.   من به شخصه بعضی از کتاب ها هستند که حتی اگر به صورت الکترونیک در طاقچه بخوانم، دلم می خواهد نسخه چاپی آن را در کتابخانه خود داشته باشم و کتاب چشمهایش قطعا یکی از آن هاست.  بعد از خواندن این کتاب دلم می خواهد آثار دیگری از بزرگ علوی بخوانم و از قلم فوق العاده او لذت ببرم و یادبگیرم. کتاب:چشمهایش نویسنده:بزرگ علوی نشر:نگاه نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Mon, 21 Nov 2022 14:58:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:انجمن شاعران مرده</title>
                <link>https://virgool.io/@Asma_sheee/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-fztru1z3mlzt</link>
                <description> https://virgool.io/p/fztru1z3mlzt/%C2%AB%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87%C2%BB%D8%B1%D8%A7%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF  https://taaghche.com/book/49054 اگر شما از آن دسته افرادی هستید که به فیلم های مدرسه ای و ادبیات انگلیسی علاقه دارید لذت خواندن کتاب انجمن شاعران مرده را از خودتان دریغ نکنید. قصه بر محور دبیرستان نمونه ای که به محیط خشک و بی روح معروف است آغاز می شود و تحول ذهنی و عملکرد چند نفر از دانش آموزان این دبیرستان را به تصویر می کشد. تحولی که محصول حضور معلم ادبیات انگلیسی جدیدی به نام آقای کیتینگ است. معلم ادبیاتی با رفتارهای عجیب و منحصر به فرد که جو خشک و بی حوصله ی این دبیرستان را می شکند. در واقع حضور آقای کیتینگ مانند طلوع خورشید در شب تاریک دبیرستان ولتون است و صد البته که هر تغییر و تحولی هزینه ها و سختی های خاص خودش را به همراه دارد. شخصیت آقای کیتینگ یکی از بهترین شخصیت های داستانی است که تا به امروز با آن آشنا شده ام. با اینکه کتاب خیلی به شخصیت فردی آقای کیتینگ نمی پردازد ولی از صحبت هایی که سر کلاس ادبیات با دانش آموزان دارد و زنگ ورزش های فوق العاده می توان به عمیق بودن و تجربه ی او پی برد. نکته ای که از این کتاب برای من ماندگار شد اصطلاح&quot;کارپه دیم(carpe Diem)&quot;است که به زبان لاتین معنی غنیمت شمردن لحظه است. چیزی که در این روزگار خیلی به آن توجه نمی شود و ما کمتر از لحظه های زندگی خود لذت می بریم و دائم در حال دویدن به سمت هدف های والا و بزرگ خود هستیم غافل از این که اگر از همین امروز و همین لحظه خود لذت نبریم و احساس موفقیت نداشته باشیم چه بسا بعد از رسیدن به آن هدف والا هم خوشحال و راضی نباشیم. بعد از اتمام کتاب دلتان برای اتفاق هایی که می توانست بیوفتد و باعث شود داستان یا بهتر بگوییم زندگی اهالی مدرسه ولتون جور دیگری رقم بخورد، می سوزد. از دست آقای نولان و آن دبیرستان نفرین شده حرصتان می گیرد ولی دلتان در تمام طول داستان همراه آقای کیتینگ و اعضای انجمن شاعران مرده خواهد بود. ترجمه ی کتاب عالی انجام شده و بشدت زیبا ست و باعث می شود حتی بیشتر از خواندن این رمان لذت ببرید. شعر هایی که در متن وجود دارند اکثرا زیبا و تاثیر گذارند و شما را وادار می کنند که چند بار این شعر ها را بخوانید و یا حتی گوشه ای و در دفتری یادداشت کنید. به خاطر زیبایی اشعار خیلی دلم می خواهد که نسخه ی زبان اصلی این کتاب را هم بخوانم و بیشتر از این شعر ها لذت ببرم. بعد از خواندن کتاب انجمن شاعران مرده باید فیلمی که اقتباسی از این کتاب است را ببینم و طبق شنیده هایی که داشتم، کتاب خیلی شبیه فیلم انجمن شاعران مرده است و همین باعث شده حتی بیشتر دلم بخواهد فیلم این رمان را ببینم. به شما هم پیشنهاد می کنم حتی اگر فیلم کتاب را دیده اید، حتما کتاب آن را هم بخوانید. بر خلاف اکثر مردم من هیچ وقت دلم برای مدرسه و دوران مدرسه تنگ نمی شود چون همان قدر که از آن دوران خاطره خوش و دوست داشتنی در ذهن و قلبم باقی مانده، خاطرات عذاب آور و خجالت آوری هم دارم که باعث می شود از دختری که آن زمان روی نیمکت های مدرسه می نشست و طرز تفکر احمقانه اش بدم بیایید. ای کاش در زمان مدرسه و دبیرستان من هم یک آقای کیتینگ و انجمن شاعران مرده وجود داشت و از کارپه دیم و در لحظه زندگی کردن و دنبال کردن رویاهایمان به ما می گفت و این مهبت ها را به ما یاد می داد. کتاب انجمن شاعران مرده نویسنده:ان.اچ.کلاین بام مترجم:زهرا طراوتی نشر:نیماژ نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 17:32:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه:کتاب پاستیل های بنفش</title>
                <link>https://virgool.io/@Asma_sheee/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-r3uj58djcp3n</link>
                <description> «پاستیل‌هایبنفش»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/78001 راستش را بخواهید قبل از شروع چالش کتابخوانی و در فروردین ماه، زمانی که عنوان چالش شهریور ماه را دیدم با خودم گفتم چه مسخره، چه موضوعات بی منطقی. آخر چرا باید یک بزرگسال کتاب کودک و نوجوان بخواند؟ اصلا چه معنی دارد؟ درست در همین لحظه حس کردم شازده کوچولو و آن گل بداخلاقش با اخم و عصبانیت من را نگاه می کنند و حسابی خودم را توبیخ کردم که ای اسمای بی احساس چطور دلت آمد شازده ی عزیز را ناراحت کنی؟ خلاصه که تصمیم گرفتم کتاب پاستیل های بنفش را بخوانم. چیزی که از همان ابتدای کتاب من را کنجکاو کرد، خود پاستیل های بنفش بودند. یادم نمی آید تا به حال پاستیل های بنفش خورده باشم و هیچ حسی به این مدل پاستیل نداشتم به خاطر همین اولین کاری که کردم این بود که پاستیل های بنفش پیدا کنم و مزه اش را بچشم، شاید بتوانم حسی که جکسون و کرنشا به این مدل پاستیل ها دارند را تجربه کنم و بهتر بتوانم درک کنم ولی تلاش هایم نتیجه ای نداشت و نتوانستم پاستیل های بنفش پیدا کنم. بگذریم که اصلا نیاز نبود واقعا پاستیل بنفش بخوری تا بتوانی حال و هوای این کتاب را حس کنی. به خود کتاب برسیم. من زیاد کتاب نوجوان نخواندم و زمانی هم که نوجوان بودم متاسفانه اینقدر که الان کتاب های درجه یک نوجوان هست، پیدا نمی کردم بخوانم. در نتیجه از همان نوجوانی کتاب بزرگسال خواندم. کتاب پاستیل های بنفش خوب نوشته شده و زمان خواندن این کتاب من که اصلا حس نکردم دارم کتاب بچه ها را می خوانم. جکسون داستان، شخصیت جالبی داشت و دوست اش داشتم ولی یک قسمت هایی از کتاب بود که برای جکسون و رابین بغص کردم و حالم گرفته شد. ولی چیزی که این قضیه را پوشش می داد حصور کرنشا، این دوست خیالی و مرموز جکسون بود. دوستی که خود جکسون نام کرنشا را برایش انتخاب کرده بود و مدت ها  رهایش کرده بور و حالا که نیاز به کمک داشت سر و کله کرنشا پیدا شده بود. انتخاب نام کرنشا هم جالب توجه بود ولی چیزی نمی گویم تا خودتان کتاب را مطالعه کنید. روند داستان را دوست داشتم و به نظرم خیلی هم خوب به پایان رسید و تصویر زیبایی در ذهنم به جا گذاشت. با خواندن این کتاب زندگی در مینی ون را تجربه کردم، همراه جکسون یک دوست خیالی داشتم، با مادر و پدر مثبت اندیش جکسون همراه شدم و در نهایت همراه قصه مزه ی پاستیل های بنفش را بدون اینکه چشیده باشم ، حس کردم. بر خلاف جکسون من در کودکی دوست خیالی نداشتم و حالا که با دوست خیالی جکسون آشنا شدم باید اعتراف کنم که به او حسادت کردم. افسوس خوردم که چرا آن زمان دوست خیالی برای خود نداشتم. بعد از خواندن کتاب پاستیل های بنفش حالا شازده کوچولوی دوست داشتنی در سرزمین ذهن من دوست جدیدی چیدا کرده به نام جکسون و دوست خیالی جذابی به نام کرنشا. امیدوارم شازده کوچولو هم مانند جکسون از پاستیل های بنفش خوشش بیاید. کتاب پاستیل های بنفش نویسنده:کاترین آپلگیت مترجم:آناهیتا حضرتی نشر:پرتقال نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Wed, 21 Sep 2022 16:01:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه:کتاب جز از کل</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%84-rm2loiikboga</link>
                <description> «جزءازکل»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/84957 طبق برنامه چالش کتاب خوانی طاقچه این ماه قرار بود یکی از کتاب های دزیره یا مرشد و مارگاریتا را بخوانم. انتخاب بین این دو کتاب فوق العاده و جذاب به خودی خود سخت بود و ذهنم را درگیر کرده بود. بالاخره تصمیم خودم را گرفته بودم و کتاب مرشد و مارگاریتا را خریداری کرده بودم که طاقچه در صفحه ی اینستاگرامش اطلاعیه داد که این ماه می توانیم درباره رمان بلندی که قبلا خوانده ایم و دلمان برای شخصیت های آن کتاب تنگ شده است در ویرگول بنویسیم. منی که تازه یک انتخاب سخت را به انجام رسانده بودم، حالا باید فکر می کردم که درباره ی بهترین رمانی که به عمرم خوانده ام و شخصیت های جذاب و منحصر به فردش بنویسم یا اینکه رمان جدیدی را شروع کنم و از آن بنویسم. حقیقتا این انتخاب سخت تر بود. و اما در اخر این رمان محبوبم بود که رقابت را پیروز شد و کتاب مرشد و مارگاریتا فقط خوانده می شد و فعلا درباره اش مقاله ای نوشته نمی شد. شاید اگر این کتاب هم مانند آن رمان محبوب برایم عزیز شد، روزی درباره اش بنویسم و ابراز دل تنگی کنم. اما حالا نوبت کتاب جز از کل نوشته ی استیو تولتز است که باید برایش بنویسم و از علاقه و دل تنگی ام نسبت به تک تک شخصیت های این رمان عزیز بگویم. آخ که چه قدر قلبم برای نوشتن درباره این کتاب می تپد. همین الان که دارم این یادداشت را می نویسم دل تنگ جسپر دین، پدر و عموی خاص اش هستم. دل تنگ خودشان و ماجراهای عجیب غریب اشان. ماجراهایی که از زندان شروع شد و در نهایت در هواپیما به پایان رسید. بیشتر از همه دلم برای مارتین دین و تفکرات متفاوت اش تنگ شده. به قدری متفاوت که بعضی اوقات با خود فکر می کردم یعنی واقعا ممکن است یک نفر در چنین شرایطی به همچین مسئله ای فکر کند؟ مارتین دین جور عجیبی، عجیب بود. مردی بود که نه تنها خود را به سختی و مشکلات دچار می کرد بلکه اطرافیان او هم درگیر مسائل پیش آمده برای مارتین بودند. از همه بیشتر پسرش، جسپر دین که خود نیز رگه هایی از عجیب بودن پدر را به ارث برده بود، درگیر مسائل پیرامون مارتین بود. ولی حتی همین پسر هم گاهی اوقات مارتین را تحسین می کرد و با علاقه به صحبت ها و تراوشات ذهنی او گوش می سپارد. مارتین و جسپر از آن شخصیت هایی هستند که هم دوستشان دارم و دل تنگشان می شوم و هم اصلا دلم نمی خواد حتی لحظه ای خود را کنار آن ها تصور کنم. علاقه ای که به این دو شخصیت دارم درست مثل خودشان خاص و عجیب است. من دفتری دارم که جملات زیبا و ناب کتاب هایی که می خوانم را یادداشت می کنم و به جرئت می توانم بگویم بهترین جملات از نقل قول های مارتین دین است. حرف هایی خاص و قابل تامل که قابلیت  چند ده بار خواندن را دارند. کتاب جز از کل همیشه برای من متفاوت بوده و تا به امروز کتابی به جذابی این کتاب نخوانده ام. حالا هم به لطف طاقچه و چالش کتاب خوانی دوباره لحظات فوق العاده ای که با این کتاب داشته ام برایم تداغی شد و من را به زمانی برد که تازه کتاب را تهیه کرده بودم و دوران پشت کنکوری بودن را می گذراندم ولی اینقدر جذب این عزیز دل شده بودم که صبح ها زودتر بیدار می شدم تا چند صفحه بیشتر از جز از کل را بخوانم و شب ها دیرتر بع رخت خواب می رفتم تا فرصت مطالعه جز از کل را داشته باشم. همین انگیزه ام برای صبح زود بیدار شدن باعث شد روزهای موفقی هم از لحاظ مطالعه برای کنکور داشته باشم. در آخر امیدوارم شما هم مثل من روزگار خوشی را با کتاب جز از کل تجربه کنید.</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Mon, 22 Aug 2022 14:42:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:زندگی خود را دوباره بیافرینید</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-p1mcyx5hotyp</link>
                <description> https://virgool.io/d/p1mcyx5hotyp/%C2%AB%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF%C2%BB%D8%B1%D8%A7%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF  https://taaghche.com/book/113898 حتما نام کتاب های معلم را به خانه ببرید به گوشتان خورده ، با خواندن کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید در واقع روانکاو را به خانه می برید. این کتاب به خوبی به شما کمک می کند که تله های زندگی خود را بشناسیدو با آن ها مقابله کنید ، در این کتاب یازده تله از رایج ترین تله های زندگی مورد بررسی قرار می گیرد. تله زندگی چیست؟ تله زندگی الگویی است که از دوران کودکی آغاز و در سراسر زندگی ما تاثیر گذارند. در ابتدای کتاب شما با لفظ تله زندگی به خوبی آشنا می شوید و با بیان مثال های مختلف از افراد مختلف میزان تاثیر این تله های مخرب را در زندگی متوجه می شوید. بعد از بیان کلیتی در خصوص تله های زندگی ، در کتاب آزمونی وجود دارد که با انجام دادن این آزمون در رابطه با خود ، متوجه تله های غالب در زندگی خودتان می شوید و حالا که تله های زندگی خود را شناسایی کردید در ادامه ی کتاب به بررسی جزئی تر تله ها و مسائل مرتبط با این تله ها می پردازد. با مطالعه این کتاب شما بخوبی می توانید این تله ها را تحت کنترل خود در آورده و تاثیر آن ها را به حداقل برسانید. کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید بسیار کتاب ارزشمند و به نظر من مهمی است که به خوبی می تواند درجه ی کیفیت زندگی ما را بالاتر ببرد. نکته ها و توصیه های بسیار سودمندی در کتاب وجود دارد که هر کدام به تنهایی راه گشا و ارزنده است. حجم کتاب نسبتا بالا است  و همین امر شاید باعث شود شما کمتر رغبت داشته باشید که این کتاب رادمطالعه کنید ، ولی در واقع اگر مطالعه را شروع کنید سخت می توانید کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید را کنار بگذارید. چند ناشر این کتاب فوق العاده را به چاپ رسانده اند و انتخاب بین این ناشران برای یافتن و مطالعه درست ترین و بهترین ترجمه کار دشواری بود. من در آخر این کتاب را از نشر میلکان تهیه کردم و به نظرم ترجمه قابل قبولی داشت. مطالعه ی کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید همان طور که از نام کاملا مناسب این کتاب مشخص است ، به من کمک کرد که درباره ی موقعیت ها و احساسات و اعمال زندگی ام دوباره فکر کنم و درست تر تصمیم بگیرم.به نظر من مطالعه این کتاب برای همه واجب است و حتی اگر خود را درگیر تله های زندگی احساس نمی کنید باز هم این کتاب را بخوانید.این کتاب بسیار بسیار مفید و سودمند به راحتی راه را برای شما روشن تر می کند. نکات ارزشمندی که در کتاب وجود دارد را می توانید برای خود خلاصه نویسی کنید و در زمان های مختلف در صورت نیاز استفاده کنید. باید گفت که برای من یکی از اولین نکاتی که باعث شد من برای خواندن این کتاب راغب شدم شهرت و سابقه نویسنده کتاب است. جفری یانگ ، روان درمانگر و روانشناس امریکایی را قبل از مطالعه کتاب می شناختم و مشتاق خواندن آثار او بودم. خوش به حال من که به مقصود خود رسیدم. امیدوارم روزی تمام انسان ها از تله های زندگی خود آگاه شوند و زندگی خود را دوباره بیافرینند. کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید نویسنده:جفری یانگ و جانت کلوکسو مترجم:رضا اکبری نشر:میلکان نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jul 2022 18:24:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:کتاب چراغ سبز ها</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D9%87%D8%A7-tvlyr31mdsn0</link>
                <description> «چراغسبزها»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/90938 کتابی که شما رو با زندگی آمریکایی آشنا می کند.  وقتی داشتم کتاب چراغ سبز ها رو می خواندم‌ اوایل کتاب دائم دلم می خواستم جمله به جمله اش را هایلایت کنم.باید بگویم از همان صفحه های اول من را جذب خودش کرد.  من کتاب های انگیزشی و خودیاری و امثال این کتاب ها را دوست ندارم و بیشتر اوقات نمی خوانم. جبهه گیری خاصی هم در مقابل این کتاب ها دارم. برای خواندن این کتاب هم خیلی تردید داشتم ولی طی تحقیقی که کردم متوجه شدم کتاب متفاوتی است و کنجکاو شدم که خودم این کتاب را بخوانم و کشف اش کنم.  دل را به دریا زدم و شروعش کردم و باید بگویم بله، به امتحانش میرزید. حالا که کل کتاب را خواندم از خواندنش اصلا پشیمان نیستم. چیزهای زیادی از متیو یاد گرفتم و البته موقعیت ها و زمان هایی بود که متیو را درک نکردم و هیچ جور نتوانستم با او ارتباط برقرار کنم. راستش اصلا نمی شود اسم کتاب را کتاب انگیزشی گذاشت. بیشتر یه زندگی نامه جالب است. زندگی یه خانواده واقعا خاص آمریکایی. خانواده مک کانهی خیلی خانواده جالب و متفاوتی هستند. نکته ای که من را کمی اذیت کرد آشنا نبودنم به فرهنگ و چیزهای معمول در آمریکا است. اگر آشنایی به نسبت متوسطی هم از آمریکا و فرهنگ متفاوتش داشته باشید  بیشتر از من از این کتاب لذت خواهید برد.اصلا شاید حتی بنظرتان خانواده مک کانهی زیاد هم عجیب نباشند.  چیزی که برای من جذاب بود این بود که وقتی پیام یا نصیحتی داشت و می خواست به مخاطب القا کند، در قسمت بعد داستانی از زندگی خودش که آن پیام یا نصیحت درش اهمیت داشته یا شاید اصلا الهام بخش و آموزنده آن پیام بوده را نقل می کرد. در نتیجه در سرتاسر کتاب هیچ وقت حس شعارگونه و تصنعی مثل متن های انگیزشی و نصیحت آلود به این قسمت های کتاب نداشتم.این جنبه از کتاب برایم دوست داشتنی بود. اسم کتاب کاملا به متن کناب مرتب هست.ما در کتاب مدام با چراغ های سبز، زرد و قرمز برخورد می کنیم.  نویسنده اتفاق ها و رویداد های زندگیش را چراغانی کرده و حالا یه زندگی پر از چراغ های سبز، زرد و قرمز دارد. متیو مک کانهی در هر برهه از زمان زندگیش به این باور داشته که باید انسان بهتری باشد،  باید روی شخصیت خودش بیشتر کار کند، باید دنبال نشانه ها برود و به آن ها بپردازد. این قسمت از شخصیت متیو برایم تحسین برانگیز بود. اینکه انسان راکدی نبوده و همیشه در حرکت بوده است. هیچ وقت یک جا متوقف نشده و ریسک های بزرگی در زندگیش داشته است.حتی من را ترغیب کرد تا بعد از مطالعه کتاب حتما از فیلم هایی که متیو مک کانهی درش بازیگری کرده ببینم و بیشتر با او آشنا شوم. کتاب با این که بیشتر بر محور زندگی نامه است ولی پر از جملات و اتفاق هایی است که می تواند شما را به فکر وا دارد.در انتهای کتاب شما هم در زندگی روزمره خود دنبال چراغ های سبز می گردید و بیشتر به زندگی خود دقت می کنید. متن کتاب خیلی خوب ترجمه شده بود و عکس ها و نوشته های خود نویسنده،متیو مک کانهی،به جذابیت کتاب اضافه کرده است. کتاب چراغ سبز ها نویسنده:متیو مک کانهی مترجم:سمانه پرهیزکاری نشر:میلکان نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jun 2022 22:49:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه:کتاب هشت کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-m26ncyya9nys</link>
                <description> «هشتکتاب»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/9819 هشت کتاب سهراب سپهری برای کسانی که تا بحال شعر نو نخوانده اند.من سهراب سپهری را به واسطه کتاب های درسی و مدرسه می شناختم و می دانستم شاعر بوده و شعر نو میگفته و نقاشی می کرده. هیچ وقت حتی کنجکاو هم نشده بودم اثری از آثار ایشان بخوانم. من شعر کلاسیک را به شعر نو ترجیح می دهم و باید بگویم حال که کتاب هشت کتاب سهراب سپهری را خوانده ام چندان فرقی نکرده ولی این کتاب باعث شد دلم بخواهد بیشتر شعر نو بخوانم. شعر نو را به من شناساند و من را به خود علاقه مند کرد. می توانم بگویم شخصیت لطیف و خلاق سهراب سپهری باعث شده است که اشعار این کتاب پر از تشبیه ها و تفسیر های لطیف و عالی باشد. شعر سهراب سپهری گاه شما را به لبخندی زیبا از سر شادمانی، گاه به حیرتی از این همه خلاقیت و گاه به آهی از سر غصه و غم مهمان می کند. این کتاب، کتابی نیست که بخواهید در یک ماه یا یک دوره بخوانید. هشت کتاب سهراب سپهری را می توان تمام عمر خواند و لذت برد. زمانی که به آرامش ذهنی نیاز داشتید، زمانی که دلتان یک جرعه شعر و لطافت می خواست یا زمانی که حوصله ای برای هیچ کاری نداشتید می توانید این کتاب را بخوانید و سرشار از حس و حال خوب شوید. من تا به امروز موفق نشده ام به کاشان سفر کنم و سهراب سپهری با اشعارش من را به کوچه ها و بازار روستای کوچک خود در کاشان برد. باید بگویم نگاه سهراب سپهری به زندگی و اتفاقات آن قابل تحسین و فوق العاده است. تقریبا در تمام اشعار سهراب سپهری می توان حضور طبیعت را حس کرد. توصیف های ایشان از طبیعت معرکه و عالی است. از نظر من نقطه ی قوت شعر های این کتاب هم همین است. طبیعت، طبیعت، طبیعت. درباره ی روند کتاب، من این حس را داشتم که هر چه به انتهای کتاب نزدیک می شوی پختگی و اعجاز شعر ها بیشتر می شود و در واقع در بخش پایانی کتاب شعر ها به اوج خود می رسند و عالی سروده شده اند. بعد از خواندن این کتاب دلم می خواد برای مدتی کوچ کنم و در روستایی کوچک و آرام، دور از هیاهوی شهر های بزرگ و پیچیدگی هایش زندگی کنم. میان انبوه درختان و میوه های خوش رنگ و لعاب، در هوای خوب و مطبوع، دور از تکنولوژی، دور از ماشین آلات. فقط کتاب ها و لباس هایم را بردارم و فرار کنم. فرار کنم و چند روزی را در بهشت زمینی زندگی کنم. دلم می خواهد حتما به کاشان بروم و سرزمینی که سهراب سپهری برایم در اشعارش تعریف کرده، با چشمان خودم ببینم. این روزها حال دل هایمان خوب نیست. همه جا خبر از جنگ، بی عدالتی، گرانی، ویروس و...است. بیایید برای کمی خوب کردن حالمان به طبیعت برویم یا شعر بخوانیم. ولی اگر این هر دو را باهم می خواهید اشعار سهراب سپهری را بخوانید که حقیقتا هر دو را باهم داشته باشید. در آخر دلم می خواهد از دوست خوبم، طاقچه ی عزیز تشکر کنم که با قرار دادن این اثر فوق العاده در چالش کتاب خوانی امسال باعث شد توجه من به شعر نو و سهراب سپهری جلب شود. کتاب هشت کتاب نویسنده:سهراب سپهری نشر ذهن آویز نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Wed, 11 May 2022 20:41:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:جنگ چهره زنانه ندارد</title>
                <link>https://virgool.io/@Asma_sheee/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-p0qctt7ndcdg</link>
                <description> «جنگچهره‌ی‌زنانهندارد»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/38652 این کتاب شما را به میدان جنگ می برد... کتاب در قالب مصاحبه و خاطرات زنان و دختران مبارز در جنگ جهانی دوم، در ارتش سرخ شوروی است. خاطرات آنقدر عجیب و باورنکردنی است که خواننده کتاب را میخکوب می کند.درباره ی نویسنده کتاب، خانم سوتلانا الکسیویچ باید گفت که اولین نویسنده تاریخ است که به خاطر نوشته هایش در ژانر مستند نگاری جایزه ی ادبی نوبل را از آن خود کرده است. نکته مهم دیگری که وجود دارد این است که نویسنده این کتاب فوق العاده یک زن است که باعث افتخار همه ما زنان است.و اما نظر من به عنوان یک کتاب خوان کوچک درباره کتاب فوق العاده&quot; جنگ چهره زنانه ندارد&quot;.می توانم لقب سیاه ترین کتابی که تا به امروز خوانده ام را به کتاب جنگ چهره زنانه ندارد بدهم. کتابی که در عین سیاهی و دردناک بودن، کشش خوبی داشت. موضوع کتاب زنانی است که در جنگ جهانی دوم در ارتش سرخ شوروی می جنگیدند. روزهایی به غایت وحشتناک برای زنان و دخترانی که برای حفظ و دفاع از وطن باید برخلاف روحیات لطیف و دخترانه خود، می کشتند و می جنگیدند. فداکاری و عزم راسخ این زنان ستودنی و قابل ستایش است ولی چیزی که بخش عمده ی کتاب به آن پرداخته است چهره ی سیاه و کثیف جنگ است و مطالعه همین کتاب برای تنفر شما از جنگ کافی است. جایی که مادری برای نجات همرزمان خود مجبور می شود نوزاد خود را از بین ببرد. آیا بعد از تمام شدن جنگ این مادر اگر زنده بماند اصلا می تواند زندگی کند؟ دخترانی که برای عضویت در ارتش باید از موهای بلند و زیبای خود می گذشتند و لباس های مردانه و پوتین هایی که حتی اندازه آن ها هم نبود بپوشند، سلاح هایی که بیشتر اوقات از خود این دختران بزرگ تر و سنگین تر بود را حمل کنند. صدماتی جبران ناپذیری که تا سال های سال روح این زنان را آزار می داده.اثرات جنگ روی این دختران به حدی بود که بعد از اتمام جنگ و برگشتن به خانه هایشان، حتی مادرانشان آن ها را نمی شناختند. انگار که این دختران در میدان جنگ بزرگ شدند و رشد کردند. نکته ای که توجه من را به خود جلب کرد این بود که با وجود تمام سختی های جنگ و صدمات جبران ناپذیر آن ولی باز هم تقریبا هیچ یک از این دختران از رفتن به جبهه و مبارزه برای وطن خود ابراز پشیمانی نمی کنند. فقط از نادیده گرفته شدن و به فراموشی سپرده شدن فداکاری های زنان و دختران در دوران جنگ ناراحت و عصبی هستند. از اینکه بعد از اتمام جنگ دیگر کسی به این قشر از جامعه اهمیتی نمی دهد و حتی گاهی اوقات وجودشان انکار می شود. جای تاسف دارد. بریده ای از کتاب&quot;ما خسته شده بودیم از متنفر بودن.از تیر اندازی.چه قدر دلمون می خواست بریم خونه!مهم نیست، بدون پدر و مادر. فقط بریم. خونه چیزیه که از آدم هایی که توش زندگی می کنن بزرگتره،خونه چیزیه که... هر آدمی باید خونه داشته باشه&quot; کتابی که من خواندم؛ کتاب جنگ چهره زنانه ندارد نوشته سوتلانا الکسیویچ ترجمه از روسی عبدالمجید احمدی نشر چشمه نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچه</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Sun, 17 Apr 2022 18:11:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:کارعمیق</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-demlrorpjspa</link>
                <description> https://taaghche.com/book/60844/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82 اگر به دنبال افزایش تمرکز و بازدهی در فعالیت ها و مطالعاتتان هستید ، برای خواندن کتاب کار عمیق اثر کال نیوپورت درنگ نکنید.  کتاب روندی آرام و مناسب دارد. از ابتدا شما را با نمونه های موفق کار عمیق آشنا می کند و کنجکاوی شما را بر می انگیزد که این کار عمیق فوق العاده و تاثیر گزار چه مهارت عجیب و شگفت انگیزی است که همیشه موفق بوده و تمام کسانی که این مهارت را کسب کرده اند به موفقیت دوچندانی رسیده اند.   حال که شما را ترقیب به ادامه مطالعه کرده ، شروع به مقایسه کار عمیق و کم عمق می کند و نشانه های کار عمیق و مفید را بیان می کند ، به شما نشان می دهد که برای دنیای امروز که تشنه ی کار عمیق است باید به دنبال چه استعداد ها و مهارت هایی باشید . گروه های مورد نیاز در این نظام اقتصادی حاکم بر دنیا را معرفی می کند و نمونه هایی از هر گروه را برای خواننده کتاب بازگو می کند.  حال از خود می پرسید خوب چطور می شود وارد این سه گروه شد؟ کال نیوپورت به خوبی پاسخ شما را می دهد ، باید دو توانایی را کسب کنید . توانایی سریع ماهر شدن در کار های سخت و توانایی تولید در سطح ممتاز ، هم از نظر کیفیت و هم از نظر سرعت .  در فصل اول کتاب به بیان ویژگی های کار عمیق و تاثیرات آن و مرور تحقیقات مرتبط با کار عمیق می پردازد . به نظر من مهم ترین قسمت کتاب همین فصل است . در فصل دوم کتاب به بیان قوانین کار عمیق می پردازد و باید ها و نباید های این مسئله را مشخص می کند ، به نظر من این فصل در حد زیادی افراطی نوشته شده و باب میل من نبود.  متن کتاب در ابتدا آرام آرام خواننده را با کار عمیق آشنا می کند و این مهارت را به نقطه طلایی برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار تبدیل می کند ولی در انتها خود نویسنده نیز قبول دارد که صرف کار عمیق به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت شود ، ولی سهم زیادی در رسیدن به موفقیت دارد.  نویسنده سعی دارد در طول کتاب به تصدیق این جمله که&quot;کار عمیق ، مهارتی است که امروزه ارزش زیادی دارد&quot;بپردازد و شما را هم به این باور برساند و به نظر من توانسته این کار را بکند .  در آخر ، به نظر من این کتاب می تواند به تمرکز در روند زندگی و کسب کار هر فرد کمک کند ولی نمی تواند نقشه راهی دقیق به شما بدهد . اگر دنبال نقشه راه هستید این کتاب مناسب شما نیست . یکی از مزایای مطالعه این کتاب آشنا شدن با مجموعه ای از کتاب ها ، مقالات و تحقیق هایی است که ارتباطی با کار عمیق دارند . اگر علاقه مند به مطالعه این موضوعات هستید می توانید از آن ها استفاده کنید   کتاب بسیار خوب ترجمه شده و اطلاعات تکمیلی مترجم کمک زیادی به مطالعه و فهم مطالب کتاب می کند. کتاب کار عمیق قوانینی برای تمرکز در دنیایی آشفته نویسنده:کال نیوپورت مترجم:ناهید ملکی نشر نوین نسخه الکترونیک از اپلیکیشن طاقچهکتاب کار عمیق</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Tue, 05 Apr 2022 16:56:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکوفه های بادام</title>
                <link>https://virgool.io/@Asma_sheee/%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85-bdehzyltbbgl</link>
                <description>?یکی از عکس هایی که گرفتم?در جاده بودیم و در حال سفر. جاده گاه آفتابی بود، گاه ابری و گرفته.گاه شلوغ بود و گاه خلوت. گاه مناظر زیبایی داشت و گاه...مناظر همیشه زیباست. چند ساعتی می شد در ماشین بابا در حال عبور از جاده بودیم که چشمم به درختان کنار جاده گره خورد.کلمه زیبا برای وصف این موجودات دوست داشتنی کم بود. از بابا خواستم نزدیک درختان عروس شده ماشین را نگه دارد تا یک دل سیر به تماشای شکوفه های بادام بنشینم.آخر در حوالی خانه ی ما درخت های پر شکوفه کم یاب است.بابا ماشین را نگه داشت. هوا هنوز سرد بود و باد سردی می وزید،ولی چیزی نمی توانست مقابل میل من برای دیدن و لمس کردن آن فرشتگان کوچک قرار بگیرد.فاصله ی ماشین تا آن دو درخت بادام را با سرعت طی کردم. قلبم گرومپ گرومپ خودش را به سینه ام می کوبید. گویا او هم از این همه زیبایی هیجان زده شده بود یا از سرعت من متعجب. هر چه بود قلب آرام من را به تپش انداخته بود.نزدیک و نزدیک تر شدم و بالاخره دستم به آن زیبایی بی همتا رسید.آه خدایا این حس بی نظیر است.انقدر لطیف و ظریف بودند که می ترسیدم آسیبی از سمت دست من بهشان وارد شود. چشمانم از این همه زیبایی سیراب نمی شد. خدا را بابت چشمانم و زیبایی شکوفه های بادام شکر کردم. حیف ام آمد این زیبایی فقط در خاطرم باقی بماند و با دوربین موبایل چند عکس دلنشین از شکوفه های بادام به یادگار گرفتم.به قول معروف، سالی که نکوست از بهارش پیداست. بهار من با شکوفه های بادام و زیبایی هایشان آغاز شد.</description>
                <category>اسما عیدگشایش</category>
                <author>اسما عیدگشایش</author>
                <pubDate>Mon, 28 Mar 2022 20:19:55 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>