<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Atu_Sociology</link>
        <description>موج، مکتوبات دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی ره</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:58:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2922260/avatar/JrL7gu.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</title>
            <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نامه بسیج دانشجویی دانشکده‌های علوم اجتماعی علامه و تهران به دکتری میدری وزیر محترم تعاون کار و رفاه اجتماعی با موضوعیت دستمزد کارگران</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D9%85-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-yftf7vzwbkrm</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمارزش کارگر ارزش حیات جامعه است، ارزش زندگی مردم است؛ این را همه بدانند؛ این را همه بفهمند.مقام معظم رهبری؛ ۱۴۰۲/۲/۹از بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهرانبه آقای احمد میدری؛ وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی و اعضای محترم شورای عالی کارهمان طور که مستحضرید در دهه‌های اخیر با توجه به افزایش حجم بحران های اقتصادی و به تبع آن سخت‌تر شدن شرایط معیشتی و اقتصادی اقشار مختلف، جامعه بزرگ کارگری به عنوان سربازان خط مقدم تولید در ردیف آسیب پذیر‌ترین اقشار جامعه قرار گرفته‌اند. اکنون و پس از گذشت سال‌های متمادی، با انباشت مشکلات معیشتی و دستمزدی حل نشده در شورای عالی کار، بیش از گذشته صدای خرد شدن استخوان جامعه کارگری کشور زیر فشار‌های سنگین معیشتی ناشی از افزایش تورم به گوش می‌رسد.آقای دکتر میدری، اگر میزان درآمد جنابعالی یا رئیس جمهور محترم که به دنبال هم‌سفره شدن با مردم هستید، با حداقل دستمزد کارگران برابر بود، قادر به تأمین زندگی خود بودید؟اکنون جنبش دانشجویی مطالباتی در خصوص حقوق کارگران از وزارت کار دارد که با توجه به شرایط نامناسب معیشتی، حداقل دستمزد در صدر آن قرار دارد:تعیین حداقل دستمزدها:مطابق با ماده ۴۱ قانون کار برای تعیین حداقل دستمزد دو معیار اصلی وجود دارد:اول افزایش متناسب با نرخ تورم، و دوم سبد معیشتی؛ اما از سویی متأسفانه چند سالی است (به جز سال ۱۴۰۱)، تورم از میزان رشد دستمزد پیشی گرفته و این به معنای کاهش قدرت خرید جامعه کارگری است و از سوی دیگر چشم‌انداز برنامه هفتم توسعه برای سال ۱۴۰۶، رساندن فقر مطلق به صفر است. بنابراین خروج افراد شاغل از زیر خط فقر به وسیله دخالت نهاد دولت در زمینه تعیین حداقل دستمزدها، اولین قدم برای تحقق این هدف خواهد بود. افزایش دستمزدها منجر به کاهش فقر و افزایش تقاضا و همچنین رونق تولید و اشتغال در شرایط تحریم می‌شود.مخالفان افزایش حداقل دستمزد معتقدند که این اقدام باعث آسیب به واحدهای تولیدی کوچک می‌شود؛ اما باید توجه کرد که عدم افزایش نرخ حداقل دستمزد، قدرت خرید افراد را کاهش داده و به تبع آن تقاضا برای کالاهای غیر ضروری کم می‌شود. در عین حال، واحدهای بزرگ که ممکن است از رانت بهره‌مند باشند، حفظ شده و این به ایجاد الیگارشی ثروت منجر می‌شود. در نتیجه، این گروه‌ها می‌توانند در بازار ارز دخالت کرده و در مواقعی که منافع‌شان با منافع ملی در تعارض است، فشار را بر دولت و مردم وارد سازند. به دور از تصور نیست که نزاع بر سر مسائل این چنینی، فنی نیست بلکه بر سر منافع عده‌ای است که منفعتشان در تعارض با اجرای عدالت است.اگر جلوی این عده قلیل مافیای مخالف رشد حداقل دستمزد گرفته شود، بازتوزیع منابع به شکل عادلانه تری صورت خواهد گرفت و چرخه دستمزد_قیمت به حالت طبیعی باز می‌گردد؛ در این صورت حتی با وجود تورم، می‌توان متناسب با تورم، دستمزد را متناسب‌سازی کرد، بدون آنکه واحد تولیدی دچار معضل شود، چرا که تورم بر هزینه تمام شده محصول اعمال، و همین اختلاف افزایش به چرخه دستمزد نیروی انسانی منتقل خواهد شد.امنیت جانی و شغلی:مقام معظم رهبری در دیدار با کارگران به تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ بر موضوع امنیت شغلی کارگر تأکید داشتند که نشان از اهمیت این امر می‌دهد.امنیت شغلی و جانی یکی از اساسی‌ترین حقوق یک کارگر است و با هیچ گزاره‌ای نمی توان ناامنی شغلی کارگران را توجیه نمود. جان و آرامش خاطر کارگران، سرمایه کشور است و جنبش دانشجویی و جامعه کارگری بر این امر همدل و مصمم است.۳.مشکلات حقوقی:با توجه به اینکه هرچقدر نظارت بر عملکردها افزایش یابد تا زمانی که ضعف‌های قانونی برطرف نشود، بستر سوءاستفاده برخی افراد فراهم خواهد بود. ضروری است که به چند مورد از مطالبات حقوقی اصناف کارگری که از اهمیت بیشتری برخوردارند، اشاره شود:سوءبرداشت‌های عمدی از ماده ۴۱ قانون کار در جلسات شورای عالی کار و عدم تعیین دستمزد متناسب با نرخ تورم.بی‌توجهی به برخی اصناف کارگری، به‌ویژه کارگران ساختمانی.برخی مواد قانونی که باعث مشکلاتی در کسب و کار و ایجاد بازار سیاه و غیررسمی شده و توازن بازار نیروی انسانی را مختل می‌کند.(برای مثال تبصره ۲ از ماده ۷ قانون کار)لذا، درخواست می‌شود با ارسال لایحه به مجلس شورای اسلامی، نسبت به اصلاح این موارد اقدام گردد.تشکل های کارگری و صدای کارگرانجناب میدری! همانطور که جنابعالی در نطق رای اعتماد در مجلس شورای اسلامی، بر اهمیت تشکل های کارگری داشتید، انتظار می‌رود اقدامات مؤثری در این حوزه صورت دهید زیرا با گذشت حدود یک سال از دوره وزارت شما، تاکنون شاهد پیشرفت خاصی در این زمینه نبوده‌ایم.جنابعالی فرمودید &quot;وزارت کار برای تبدیل مبارزات سیاسی به مذاکرات اقتصادی شکل گرفت&quot; اما آنچه اکنون شاهد آن هستیم، خلاف این را ثابت میکند که جامعه کارگری پایبند بر آرمان های انقلابی است، لیکن گویی برخی نهادها و افراد بجای آن که در جهت بهبود زندگی کارگران اقدام کنند، در جهت کمک به معاندین و برداشت مبارزه سیاسی از مطالبات کارگری حرکت می‌کنند! امنیت شغلی و تشکل‌ها دو مؤلفه تاثیرپذیر از یکدیگرند و باید در جهت قدرت بخشی به تشکل‌ها و تصویب موافقت نامه‌های سازمان بین‌المللی کار در حوزه تشکلات و اتحادیه‌های کارگری با در نظر گرفتن چارچوب مسائل امنیتی اقداماتی صورت گیرد تا فرهنگ غلط خواهش‌کردن از کارفرما، از ترس اخراج شدن در بین کارگران شکسته شود. جناب آقای میدری، انقلاب اسلامی ایران با شعار مستضعفان به ثمر رسید و کارگران زحمتکش سرمایه‌های اصلی انقلاب اسلامی هستند و ما نیز برای حفظ این سرمایه اجتماعی می‌بایست کوشا باشیم. ما نسبت به انقلاب مسئولیم، و به دنبال اصلاح اعمال در جهت رسیدن به اصول انقلاب اسلامی هستیم.تقاضا داریم با متناسب‌سازی بین سبد معیشتی و حداقل دستمزدها، در شرایطی که وضعیت مردم در جایگاه خوبی قرار ندارد، از فشار هرچه بیشتر بر این طیف وسیع از ملت ایران جلوگیری شود. توجه به گفته‌های مقام معظم رهبری و اقداماتی که در جهت حمایت از کارگران انجام شده، در واقع سرمایه‌گذاری است.امید است با پیگیری و تحقق مطالبات این قشر، به بهره‌وری هرچه بیشتر، رضایت اجتماعی و ایجاد انگیزه‌ی اجتماعی برای وفاق بیشتر دولت و ملت کمک شایانی شود‌.امروز بسیج دانشجویی در کنار جامعه‌ی کارگری ایستاده است؛ ما بر آرمان‌های آن‌ مصمم و ثابت‌قدم هستیم و در جهت مطالبه‌ی حقوق کارگران که بنّایان این نظام هستند، لحظه‌ای تعلل نخواهیم کرد.در آخر، خواستار برگزاری برخط جلسات شورای عالی کار برای شفاف سازی مسائل و نظرات هستیم و از جنابعالی جهت حضور در دانشگاه جهت پاسخگویی به پرسش ها و مطالبات گروه های دانشجویی و مردمی، دعوت به عمل می‌آوریم. و من الله توفیق</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Sat, 01 Mar 2025 21:15:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه بسیج دانشجویی دانشکده های علوم اجتماعی علامه طباطبائی و تهران به وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی دکتر احمد میدری</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C-fxb13d8mprnn</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیملَنْ تُقَدَّسَ اُمَّةٌ لايُؤْخَذُ لِلضَّعيفِ فيها حَقُّهُ مِنَ الْقَوِىِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِع».«امتى به پاکى و قداست نرسد مگر اینکه حق ناتوان را از قدرتمند با صراحت و روانى کلام بگیرد» (نامه ۵۳ نهج‌البلاغه)جناب‌آقای دکتر احمد میدریوزیر محترم کار، تعاون و رفاه اجتماعیسلام علیکمضمن عرض تبریک جهت کسب رای اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در خصوص عملکرد آینده شما در وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی و انتظارات عمومی از وزارتخانه فوق، نکاتی وجود دارد که بدنه بسیج دانشجویی به عنوان بخشی از حلقه‌های میانی موثر در پیشرفت کشور، توجه به آن را در آغاز کار شما لازم می‌داند.از سوی دیگر، عنایت به نکات فوق، اتمام حجتی است برای حرکت در مسیری که اکنون وزارت کار، برای تحقق مسائلی چون تامین رفاه کارگران، افزایش رفاه عمومی در جامعه ، کاهش فقر و ....به آن نیازمند است. جناب وزیر! همان طور که مستحضر هستید خبر حادثه تلخ و اندوهبار معدن طبس و جان سپردن تعدادی زیادی از کارگران زحمتکش، کام خانواده این عزیزان و ملت ایران را تلخ کرده است. این حادثه نشان داد که دغدغه‌های جنبش دانشجویی در این حوزه‌ بی دلیل نیست. جناب آقای دکتر میدری! شما این اتفاق نامبارک را  صرفاً حادثه‌ای ناگهانی خوانده و اشاره کردید که هیچ تخلفی صورت نگرفته است؛ در حالی بررسی کارشناسی نشان می دهد عمده علل این گونه رخدادهای متوالی، پایین بودن سطح ایمنی معادن و عدم توجه به قانون کار در رابطه با کارگر و کارفرما است. بنابراین لزوم تعیین دقیق علت حادثه طبس، پیگیری مجازات عوامل مقصر از سوی وزارت کار به عنوان مدعی‌العموم کارگران، بررسی مجدد ایمنی همه معادن کشور علی‌الخصوص با توجه به دو حادثه نشت گاز در یک‌سال، رسیدگی به وضعیت پیمانکاران معادن ایران و حرکت به سمت واگذاری معادن به بخش‌های تعاونی و دولتی، کمترین انتظار از وزارتخانه فوق است که مطالبه مستمر این موارد از شما، وظیفه جنبش دانشجویی است. اما جنابعالی نیز نیک می‌دانید که موارد فوق جبران کننده تالم کارگران نبوده و برای حل بلند مدت مشکلات ایشان، باید طرحی نو درانداخت: ● در عمل هم مدعی‌العموم فقرا باشیدآقای میدری! شما در صحن علنی مجلس، کارکرد وزارتخانه خود را دارای نقشی اساسی در زمینه عمل به شعار دولت چهاردهم، یعنی وفاق ملی دانستید. همچنین بر تحقق این شعار و وظایف محوله، از طریق جایگزینی مذاکره به جای اختلافات سیاسی، سخن گفتید.آقای وزیر! این گوی و این میدان! اکنون این عملکرد آینده شما خواهد بود که در ترازوی مردم و افکار عمومی سنجیده خواهد شد تا اصالت و صادقانه بودن مواضع شما در خصوص تحقق شعار وفاق ملی در وزارت کار مشخص شود.در همین راستا، یکی از اساسی‌ترین محور‌های سخنان شما در صحن مجلس در خصوص عدالت بود؛ عدالتی که جز با توجه به تلاش در جهت توسعه برابر رفاه عمومی برای تمامی اقشار جامعه و تلاش در جهت فقرزدایی محقق نخواهد شد.شما در سخنان خود در مجلس، وزارت‌ کار را مدعی العموم فقرا دانستید، ادعایی که  مستلزم حرکت در مسیر جلوگیری از افزایش تعداد فقرا و جلوگیری از تبدیل شدن طبقه متوسط جامعه ایران به طبقه فقیر است.بنابراین یکی از آزمون‌های مهم وزارت کار در جهت عمل به تمامی وعده‌های مورد اشاره، مسئله معیشت و رفاه کارگران است؛ آزمونی که در صورت ناکامی در آن نه تنها حرکت در مسیر سیاست‌های توسعه رفاهی محقق نخواهد شد بلکه  توفیقی در جهت تحقق شعار وفاق ملی حاصل نخواهد شد.از سوی دیگر صحبت از مسئله وفاق ملی زمانی می‌تواند وزارت کار را در چارچوب وظایف خود در پیشبرد ایده دولت موفق کند که اقشار مختلف جامعه علی الخصوص فقرا، کارگران و .... شما را در عمل و واقعیت مدعی العموم فقرا ببینند. قطعا مردم این ادعاها را در ترازوی عملکرد شما خواهند سنجید.بی‌شک حرکت در مسیر سیاست‌های غلط گذشته دردی را از جامعه کارگری و اقشار مختلف جامعه ایران دوا نخواهد کرد، بنابر‌این به شما توصیه می‌کنیم که به جای حرکت در مسیر سیاست‌های سرمایه‌داری که نتیجه‌ای جز فشار بیشتر بر اقشار ضعیف جامعه ندارد، در تصمیمات آینده خود در وزارت‌خانه حامی بدنه کارگری و اقشار ضعیف جامعه باشید.● شایسته سالاری در انتخاب مدیرانجناب وزیر! این انقلاب از بدو تولد تا کنون از انتصاب های نادرستی که بر مبنای اصل شایسته سالاری نبوده، ضربه‌های زیادی متحمل شده است. انتخاب مدیر متخصص در مسائل و متعهد به ارزش‌های انقلاب، ضامن رفع مشکلات است. مدیر جمهوری اسلامی نه تنها نیازمند اشرافیت نظری بلکه نیازمند توانمندی عملی نیز است.جناب وزیر! عمل کردن مانند وزرای پیشین و جابه‌جایی اتوبوسی افراد در وزارتخانه نه تنها نشان دهنده بی توجهی به شایسته سالاری است بلکه بر خلاف شعار وفاق ملی خواهد بود. از تبعات این گونه اعمال با پس زمینه‌ی سیاسی، اختلال در رفع مشکلات رفاهیمردم است. مدیر دغدغه مند از هر ظرفیتی برای پیشبرد اهداف استفاده می کند و انسان های مختلف را با هر گرایش سیاسی قابل قبول گرد هم می‌آورد، این گونه وفاق ملی مؤثر واقع می‌شود. از آنجایی که پایبندی جنابعالی به قوانین کشور، یکی از ملاک‌های شایستگی شما است، استفاده از افرادی که   نگاه راهبردی و عملگرایانه به برنامه هفتم توسعه دارند، این مهم را ارزیابی خواهد کرد.البته این بدان معنا نیست که برخی سمت‌های حساس وزارت کار و زیر مجموعه‌های آن، تعیین تکلیف نشده و در شرایط تعلیق باقی بمانند. در همین راستا، چگونه است که برای مدیریت برخی سازمان‌های اجتماعی مانند سازمان بهزیستی کل کشور، فراخوان صادر می‌شود اما انتصاب مدیریت برخی زیرمجموعه‌های متمول دیگر مانند صندوق‌های بازنشستگی یا بیمه تامین اجتماعی، در فرایندی غیرشفاف قرار داشته و احتمالا توسط افرادی خاص تعیین می‌شوند؟● سه جانبه‌گرایی در تعیین دستمزد کارگرانجناب آقای میدری! همانطور که مستحضر هستید، یکی از مصائب سال‌های اخیر در حوزه تعیین دستمزد کارگران در شورای عالی کار موثر نبودن نظر بدنه کارگری در تعیین دستمزد ها در عمل و نادیده گرفتن بخش زیادی از انتظارت این بدنه زحمتکش جامعه است.بدون تردید امروز وضعیت معیشت جامعه کارگری به عنوان سربازان خط مقدم تولید در کشور یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی وزارت خانه شماست، به یاد داشته باشید که شما میراث‌دار برخی از سیاست‌ها و مسیر های غلط گذشته در حوزه رفاه کارگران هستید که نتیجه‌ای جز فشار بیشتر بر جامعه کارگری زیر چرخ‌های تورم موجود نبوده و در صورت ادامه این رویه نتیجه‌ای جز خالی شدن سنگر تولید نخواهد داشت.امید است که در دوره شما بار دیگر جام زهر ناترازی افزایش دستمزد و تورم کام کارگران این سرزمین را تلخ نکند.بی شک اولین قدم در راستای تغییر ریل‌گذاری غلط گذشته، سه جانبه‌گرایی در تعیین دستمزد کارگران در شورای عالی کار و بها دادن به انتظارات کارگران به عنوان مهمترین رکن از سه ضلع کارگر، کارفرما و دولت در تعیین دستمزد سال آینده است که این، ابتدایی‌ترین انتظار جنبش دانشجویی در آغاز به کار شماست.  ● دوری از سیاسی‌کاریآقای میدری! در بعضی از اخبار گفته شد که اولین مصوبه هیئت وزیران دولت چهاردهم، پیرامون کاهش الزامات ایمنی پیمانکاران بنا به خواست اتاق بازرگانی بوده است. نگذارید کارگران زحمتکش در دعواهای سیاسی فدا شوند زیرا از شروط پیشرفت و رفع مشکلات کشور، اجتناب از سیاست‌زدگی در اولویت بخشی به مسائل و توجه به مطالبات اقشار مستضعف و محروم جامعه است. بنابراین انتظار از شما این است که وزیر رفاه همه مردم باشید. جناب وزیر صادقانه خدمت کنید که منصب وزارت با منصب نمایندگی مجلس و پژوهشگری و کرسی دانشگاه تفاوت دارد و خطا در وزارتخانه استراتژیک تعاون، کار و رفاه اجتماعی تبعات جبران‌ناپذیری در پی خواهد داشت.بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی، ضمن اعلام آمادگی برای همکاری همه‌جانبه با وزارت کار، از حضور شما در جمع دانشجویان در دانشگاه و حرکت در مسیر تعامل و همفکری‌های آینده استقبال می‌کند.و من الله توفیق</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Tue, 01 Oct 2024 20:06:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشجو سرباز و تفکر سلاح اوست...</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA-bfdbvq3casyt</link>
                <description>دانشگاه یک نهاد اجتماعی است و همچون نهاد های دیگر اجتماع مسئولیت شناخت و حل مسائل مربوط به آن را دارد و بایستی به سوی حل مسائل از طریق علوم گام بردارد.  درواقع این انتظار میرود که علوم ساخته شده در دانشگاه همچون خونی تازه در رگ های کشور جریان یابد. واضح است که حل مسائل اجتماعی از رویکرد های تجربی پیروی نمی‌کند و برای شناخت و ایجاد راهکار های مختلف نیاز به شکل گیری الگو هایی مرتبط با فرهنگ ایرانی اسلامی است. فقدان رویکرد هایی با تمرکز برپایه اصول اندیشه اجتماعی ایرانی برای درک مسائل اجتماعی در سالیان اخیر و تیکه بر اندیشه های مختلف غربی که بر پایه نیاز ها و نوع خاص زیست و  فرهنگ غربی است ، باعث زمین ماندن بسیاری از مشکلات کشور شده است. دانشگاه تنها جایگاه برای حل این مشکل خواهد بود و دانشجو کلیدی ترین عنصر برای رسیدن به رویکرد اجتماعی اصیل ایرانی خواهد بود. در این میان دانشجویان علوم اجتماعی به عنوان پایه علوم انسانی به طور ویژه مسئول نه تنها تبیین بلکه خلاقیت برای حرکت در این مسیر هستند و این خلاقیت جز با تفکر و نوشتن و مباحثه و گفت‌و‌گو شکل نخواهد گرفت.محمدحسین طهماسبی </description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Fri, 30 Aug 2024 21:59:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه مرحوم روح الله نامداری خطاب به یورگن هابرماس در خصوص ظلم و جنایت در فلسطین</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/ruhollah-namdaris-letter-to-habermas-opizeuwsioww</link>
                <description>در این نامه روح الله نامداری دانشجوی فقید کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی، ابتدا نظریات جامعه شناختی یورگن هابرمارس و آنتونی گیدنز درباره عقلانیت ارتباطی و مخالفت جامعه شناسی با مشروع سازی را شرح داده و سپس می‌نویسد: «شما گفته اید که جامعه شناس باید نظر به زیست جهان بکند و به نقد درمانی بپردازد که نقد درمانی نیاز ضروری جهان امروز ماست. جناب پروفسور! در زیست جهان امروز که من به عنوان یک دانشجوی جامعه شناسی در آن نظر می‌کنم، سرزمینی را می‌بینم به نام فلسطین، که سال‌هاست در آن جنگ و کشتار ادامه دارد، الان دو هفته است که درگیری شدیدی جریان دارد. کودکان و زنان و پیران و سالخورده گان بی گناه کشته و دریده می‌شوند. اسرائیل برای این کشتن‌ها دست به مشروع سازی می زند. اما آنچه باورش برای من دشوار است اینکه جامعه شناسی هنجاری همچون شما سکوت کرده است، شما که &quot;ارتباطی تحریف شده&quot; را بر نمی تابید چگونه امروز چشمان خود را بر این جنایت ها بسته اید، چرا به این مشروع سازی ها انتقاد نمی کنید؟ من از شما می خواهم که در مورد کشتار مردم مظلوم فلسطین تحلیل جامعه شناختی خود را برای همگان طرح کنید. از شما می خواهم که به سکوت رسانه های غرب در برابر این جنایات انتقاد کرده و مانع سلطه شوید.نویسنده این نامه که با لحنی متین و محترمانه نوشته شده، در جای دیگری یکی از خاطرات هابرمارس را یادآوری می‌کند و می‌نویسد: «یادتان هست که گفته بودید: در سن پانزده یا شانزده سالگی در مقابل رادیو می‌نشستم و به آنچه در دادگاه نورنبرگ میگذشت گوش میدادم. وقتی می‌دیدم دیگران به جای اینکه در برابر آن فضاحت بایستند، به بحث و جدل درباره عادلانه بودن محاکمه، شیوه‌های دادرسی و سوالهای قضایی می‌پردازند، اولین گسست در من پدید آمد؛ گسستی که هنوز هم پابرجاست. مطمئنا به خاطر حساسیت و زودرنجی نوجوانیم بود که نمی‌توانستم مانند اکثر بزرگترها واقعیت یک بیدادگری جمعی را نادیده بگیرم.» متن کامل نامه به شرح زیر است:باسمه تعالیجناب پروفسور یورگن هابرماس / جناب پروفسور آنتونی گیدنزبا سلام و احتراماین روزها که می گذرد روزهای نخستین سال جدید میلادی است. سال جدید میلادی و تولد حضرت مسیح (ع) پیامبر صلح و دوستی را به شما تبریک عرض می کنم.جناب پروفسور!من دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی هستم و چند وقت است که به مطالعه آثار شما مشغول هستم. آثار شما مهم هستند و فکر می‌کنم که در جامعه شناسی امروز نیز نقش تعیین کننده ای داشته باشند. مدرنیته پروژه ناتمام است و جهان سرمایه داری امروز نقص هایی دارد که شما به برخی از آنها اشاره کرده اید و قصد دارید بنایی را بگذارید که به تحقق شرایط بهتر کمک کند. شما با نقد عقلانیت ابزاری عقلانیت ارتباطی را طرح کرده اید، بنا به همان حقیقت توافقی که به آن اشاره کرده اید امروز بیشتر – اگر نگوییم همه- مردم جهان بر صحت و ضرورت عقلانیت ارتباطی و انتقادی تاکید می‌کنند. به راستی انتقاد می‌تواند ما را بر بسیاری از بحران ها و ناملایمات پیروز کند. جامعه شناس و روشنفکر باید همواره ناظر بر کنش در حوزه عمومی باشد و با انتقاد از ارتباط تحریف شده جلوگیری کند. جامعه شناس با مشروع سازی ها و ایدئولوژی ورزی ها مخالفت کند.جناب پروفسور!این نظرات شما خیلی مهم هستند و به نظر من باید جدی تر تلقی شوند، جامعه عقلانی وقتی شکل خواهد گرفت که روشنفکران، متفکران و جامعه شناسان از وظیفه نقادی خویش چیزی کم نگذارند. اما جناب پروفسور می خواهم نظر شما در مورد مسئله مهمی بدانم، شما گفته اید که جامعه شناس باید نظر به زیست جهان بکند و به نقددرمانی بپردازد که نقد درمانی نیاز ضروری جهان امروز ماست. جناب پروفسور در زیست جهان امروز که من به عنوان یک دانشجوی جامعه شناسی در آن نظر می‌کنم، سرزمینی را می‌بینم به نام فلسطین، که سال‌هاست در آن جنگ و کشتار ادامه دارد، الان نه روز است که درگیری شدیدی جریان دارد. کودکان و زنان و پیران و سالخورده گان بی گناه کشته و دریده می‌شوند. اسرائیل برای این کشتن ها دست به مشروع سازی می زند. اما آنچه باورش برای من دشوار است اینکه جامعه شناسی هنجاری همچون شما سکوت کرده است، شما که ارتباطی تحریف شده را بر نمی تابید چگونه امروز چشمان خود را بر این جنایت ها بسته اید، چرا به این مشروع سازی ها انتقاد نمی کنید؟ من از شما می خواهم که در مورد کشتار مردم مظلوم فلسطین تحلیل جامعه شناختی خود را برای همگان طرح کنید. از شما می خواهم که به سکوت رسانه های غرب در برابر این جنایات انتقاد کرده و مانع سلطه شوید.سوال آخرم اینکه به نظر شما چرا امروز متفکران و جامعه شناسان غربی در برابر این مسئله سکوت کرده اند؟جناب پروفسور هابرمارس! یادتان هست که گفته بودید: در سن پانزده یا شانزده سالگی در مقابل رادیو می نشستم و به آنچه در دادگاه نورنبرگ می گذشت گوش می دادم. وقتی می دیدم دیگران به جای اینکه در برابر آن فضاحت فرو روند، به بحث و جدل درباره عادلانه بودن محاکمه ، شیوه های دادرسی و سوالهای قضایی می پردازند. اولین گسست در من پدید آمد، گسستی که هنوز هم پابرجاست. مطمئنا به خاطر حساسیت و زودرنجی نوجوانی ام بود که نمی توانستم مانند اکثر بزرگترها واقعیت یک بیدادگری جمعی را نادیده بگیرم.راستی جناب پروفسور این روزها روزهای نخستین سال قمری نیز هست و مردم غزه این گونه آغاز سال جدید خود را می گذرانند. منتظر پاسخ تان می مانم.با آرزوی روزهای خوب و شاد برای شما و همه مردم جهان.</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Fri, 03 May 2024 22:45:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه بسیج دانشکده علوم اجتماعی به وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی و اعضای شورای عالی کار</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-ef9xras9k1z3</link>
                <description>*تراژدی تورم و دستمزد!*بسم الله الرحمن الرحیم«ارزش کارگر، ارزش حیات جامعه و زندگی مردم است.»«مقام معظم رهبری»وزیر محترم کار،تعاون و رفاه اجتماعی اعضای محترم شورای عالی کارسلام علیکمبی شک امروز بدنه کارگری جامعه ایران به عنوان سربازان خط مقدم جنگ اقتصادی و تولید داخلی، با معضلات و دغدغه‌های جدی معیشتی مواجه هستند که در صدر آن می‌توان به افزایش نابرابر دستمزد کارگران نسبت به هزینه‌های زندگی آنها با توجه به افزایش تورم سالیانه در حوزه‌های مسکن، اجاره‌بها، اقلام خوراکی و سایر نیاز‌های اساسی خانوار‌ها اشاره کرد.اکنون و با توجه به تشکیل جلسه شورای عالی کار  و طرح مسئله تعیین حداقل دستمزد کارگری برای سال ۱۴۰۳ به عنوان یکی از محور‌های مطرح در این جلسه چند نکته اساسی را در این خصوص یادآور می‌شویم:- هر ساله در آستانه تعیین حداقل دستمزد کارگران برخی بدون توجه به وضعیت نابسامان معیشتی کارگران و کوچک شدن سفره این قشر زحمت‌کش،  چنان بر طبل افزایش تورم در اثر افزایش سقف دستمزد می‌کوبند که گویا، افزایش تورم منشاء دیگری جز این مسئله ندارد، حال آنکه *با تاکید چند باره کارشناسان بر افسانه بودن تورم‌زایی افزایش دستمزد، شاهد تضییع حقوق جامعه کارگری در اثر افزایش نابرابر حقوق ها و فشار اقتصادی مضاعف بر این قشر بوده ایم.*- هم چنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی بار‌ها با تاکید بر نقش جامعه کارگری، رعایت حقوق طبیعی نیروی کار را که یکی از مصادیق آن دستمزد عادلانه است لازم دانستند؛ تعیین حداقل حقوق کارگران در سال ۱۴۰۳ باید براساس انتظارات تورمی، و نگاه به این قشر به عنوان ستون فقرات تولید و اقتصاد باشد. در غیر این صورت مهمترین رکن انسانی ماشین پیشرفت و تولید کشور در سال آینده زیر فشار چرخ‌دنده‌های تورم و مشکلات معیشتی له خواهد شد.- همراه با افزایش سن کار امروز شاهد بیشتر شدن فشار بر جامعه کارگری هستیم که باعث می‌شود توقعات از دولت‌محرومان برای حمایت از این قشر بیشتر از گذشته شود، بی شک توجه به رفع نیاز‌های اولیه کارگران ، بالاخص مسئله دستمزد متناسب و عادلانه برای کفاف پرداخت هزینه‌های ماهانه زندگی کارگران بایستی راهبرد اصلی در جهت حل این مسئله و افزایش حمایت‌های دولت باشد.بدنه کارگری جامعه ایران از همان ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون با وجود همه تلاش‌های معاندان برای تقابل این قشر با نظام، با تحمل تمامی فشار ها و مشکلات معیشتی خود، تحریم ها و وضعیت نابسامان اقتصادی کشور به عنوان ستون اصلی تولید مانع از تعطیلی ماشین تولید و اقتصاد کشور شده است.بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) ضمن اعلام حمایت کامل از جامعه کارگری، یکی از آرمان‌های اساسی انقلاب اسلامی را دفاع از مستضعفین و محرومین جامعه می‌داند که امروز کارگران نیز بخشی از این قشر مظلوم هستند و دفاع از آنها به مثابه دفاع از آرمان انقلاب اسلامی است.بنابر این هرگونه تضییع حق کارگران مقابله با اصل انقلاب اسلامی محسوب می‌شود و بی شک جریان دانشجویی در مقابل این مسئله ایستادگی خواهد کرد.*امید است که در جلسه آینده شورای عالی به جای در نظر گرفتن منافع پدر خواندگان اقتصادی و سیاسی شاهد شنیده شدن صدای واقعی کارگران و مستضعفان در تعیین حداقل دستمزد سال آینده باشیم.*والسلام علی من التبع الهدیبسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی(ره)ما را دنبال کنید...🆔@basijatu_ssd1 بله 🆔@basijatu_ssd تلگرام</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Mon, 11 Mar 2024 22:37:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۲ بهمن</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%DB%B2%DB%B2-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-yguakaerbozs</link>
                <description>به نام خدا22 بهمن را گروهی پایان مسیر حرکت انقلابی و آغاز حکومت داری و دیوان سالاری می دانند گویی دیگر رنگ و بویی از آن جنبش حقیقت خواه و مبارز باقی نمانده، نکته ای که در اینجا مستور می ماند ابعاد مختلف هویتی و تاثیرات خارج از مرز های این حرکت است. حرکت انقلابی ملت هرچند درون زار ولی منزوی نبود، هرچند دینی ولی دگم نبود.انقلاب اسلامی ایران همچون زلزله ای بود که هیمنه استبکار منطقه را لرزاند و در نهایت جهان را متوجه منطقه کرد. از یک طرف مستکبران و ظالمان و دشمنان را ناامید و از طرفی دوستان و مظلومان در پهنای عالم را خشنود ساخت.حرکت اسلامی ملت ایران که خود تاثیر پذیرفته از قیام حسین ابن علی در عاشورا و قدرت گرفته از آن بود تبدیل به الگویی برای تمام ملت های آزاده منطقه و جهان شد. این بیداری اما با محوریت دولت ها نبود بلکه این حرکت انقلابی اصیل دل ملت ها را متاثر کرد، آن طور که فاطمیون از دل دولت آمریکایی افغانستان به وجود می آید و در کیلومترها آن طرف تر یمنی ها که از اساس پیرو آیین و حرکات و فخر قبیله ای بوده اند را معطوف به ایدئولوژی و پایبند به قواعد کرده است و یا در لبنان چند مذهب و آیین، حزب الله را در صدر مجالس نشانده، آری این موج عظیم و این بنیان مستحکم هر روز کشورهای بیشتری را درگیر خود کرده است که امروز شاهد ایجاد محوری از کشور ها و ملت های مقاومت در گوشه و گوشه جهان باشیم .بعد از شکست های پی در پی دول عربی با تفکر ملی گرایان و عرب گرایانه و انعقاد قرارداد صلح کمپ دیوید شاید خوشبین ترین افراد نیز هیچ گاه چنین وضعیتی را برای رژیم کودکش صهیونیستی متصور نمی شدند. رژیم اشغالگر که روزی با کمک نیروی هوایی خود شش کشور عربی را مغلوب ساخت و ارتش خود را شکست ناپذیر می دانست، امروز در یک باریکه کوچک به وسعت غزه به گل نشسته است و چشم انداز روشنی برای پیروزی ندارد. از هر طرفی محاصره شده و راهی جز فرار به دریا ندارد چنان جنایت کرده است که حتی از طرف متحدان خود محکوم شده است.اکنون کشور های منطقه به برکت راهی که مردم ایران در ۲۲ بهمن ۵۷ آغاز کرده اند به چنان درجه ای از اعتماد و خود باوری رسیده اند که زمزمه خروج تمام نیروهای بیگانه از تمام مناطق اسلامی شنیده می شود. پیش از انقلاب اسلامی گویی قطار اسلام ناب به نفس های پایانی خود نزدیک می شد تا اینکه ملت ایران با خون خود سوخت لازم برای ادامه حرکت را فراهم کردند، آن هم ایرانی که روزی سنگر اصلی غرب منطقه بود.این جنش هرچند با اسم اسلامی ولی محدود به اسلام نبود بلکه نور امیدی بر تمام آزادی خواهان جهان تاباند. در مناطقی از آفریقا امام خمینی تداعی گر مهدی موعود بود، در آمریکای جنوبی، ایران همانند اسوه ای از استقلال شد که نه به شرق و نه به غرب وابستگی داشت. آن هم در دوره ای که هیچ انقلابی بدون وابستگی به دو بلوک شرق و غرب ممکن نبود.ایران اسلامی از همان ابتدا، مسیر غرب و شرق را رو به نابودی و زوال می دانست و مسیر مستقل خود را پیش گرفت. این انقلابی بود در درون افراد که در جهان بیرونی نمو پیدا کرد از اولین روز های جنگ تحمیلی که حسین فهمیده سرنوشت خود را با جان فشانی در راه حفظ مملکت اسلامی می دید و در ادامه مسیر افرادی همچون باکری ها و همت ها این راه را ادامه دادند. راهی که تا به امروز در میان تمام جنگ های همه جانبه رسانه ای و فرهنگی و نظامی امثال آرمان ها و روح الله ها در نسل سوم انقلاب به وجود آورده اند.آیا هیچ انقلابی در تاریخ جهان وجود داشته است که تا این اندازه و در گذر از ده ها همچنان بر آرمان خود پایبند مانده باشد؟اگر بر مسیر این ۴۵ سال مروری اجمالی داشته باشید هیچ انحرافی را نمی یابید جز شکوه و جلالی که با خون پاک شهدا رقم خورده است. 22 بهمن روزی نبود که تاج و تخت شاهنشاهی در ایران براندازی شد بلکه آغاز دوره ای جدید برای جهان معاصر بوداز بارگاه حق تعالی سعادت دائمی و حفظ این انقلاب  را تا قیام مهدی موعد را طلب می کنم.</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Thu, 07 Mar 2024 23:15:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازخوانی بر حضور مستمر و گسترده ملت ایران در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B1-%D9%88-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-uh6wpnb7dj7c</link>
                <description>بازخوانی بر حضور مستمر و گسترده ملت ایران در سالروز پیروزی انقلاب اسلامیانقلاب کبیر اسلامی با تغییر شرایط اجتماعی-تاریخی چالش های گسترده و عمیقی برای نظام سلطه به وجود آورد که در کانون های آن نیز مسئله ساز گردید، به حدی که با نقض تمام ادعاهای نظام های تجددی درباره آزادی، مسئله زن، تکثرگرایی فرهنگی و...برای مهار آن به منع حجاب، منع غذاهای حلال، منع ساخت مساجد و مناره و گسترش اسلام هراسی و... روی آورده به نحوی که شاهد پدید آمدن انواع جدیدی از تعارضات اجتماعی با مسلمانان هستیم. با این نیرو نظام سلطه جهانی از آغاز انقلاب تمام ظرفیت و توان خود را برای هدم و یا مهار آن به کار بسته است. انقلاب کبیر اسلامی در محور تمامی رخداد ها و تحولات چهار دهه اخیر به منزله هیئت آتشفشانی ظاهر شده که فوران گدازه های جوشان آن غلیان و سلیان کل جهان اسلام از مسیر زیرسازی و روسازی تاریخی منطقه و احیای ذخیره متراکم فرهنگی اسلام نیرو های خفته اجتماعی مسلمانان را به جریان انداخته است.راز معماگونه این انقلاب کبیر اسلامی چیست که انسان متجدد را همواره در خطای محاسباتی قرار داده و در این راستا همواره انسان انقلاب اسلامی را متعهد ، مقاوم و ایدئولوژیک در پیوند با انقلاب قرار می‌دهد و نظام سلطه جهانی با وجود بکارگیری تمام توان و قدرت های موجود خود همچنان نتوانسته نسبت این ملت را به آرمان های ابتدایی خویش سست کند و بالعکس استمرار نسلی خود را افزونی بخشیده و جامعه و اراده آن را در صحنه نگه داشته است ؟اگر واقع بینانه این موضوع را بررسی کنیم، در می یابیم این بسیج ملی که هرساله در کشور و بالاخص بصورت تاریخی در ۲۲ بهمن هر ساله مشاهده می شود امری بی نظیر و غیر منتظره در تاریخ کل جهان است ! به دیگر سخن این پایبندی به نظام و آرمان های آن در هیچ انقلاب و در تاریخ هیچ حکومتی یافت نمی شود،برای روشن شدن و آشنایی زدایی از ایستادگی بی نظیر مردم ایران پای آرمان های مقدس انقلاب اسلامی و حضور فعال و نسلی آن ها در صحنه می بایست گفت ،بسیج اجتماعی ملی در زمانه ای که زندگی افراد جامعه به صورت ساده و عادی پیش می رود در نگاه اساتید و صاحب نظران علوم اجتماعی امری غیر ممکن و ناشدنی است، چرا که با گذشت زمان از نقطه جوششی آغازین مردم جامعه به زندگی خود روی آورده و سیاست را از زندگی خویش حذف می‌کنند ، به معنایی با گذر زمان مردم سیاست را به اهل سیاست می‌سپارند و به زندگی خویش توجه می‌کنند، به اصطلاح با گذر زمان مرگ سیاست در زندگی اجتماعی افراد حاصل می‌شود ، برای نمونه به معروف ترین انقلاب ها باید اشاره کرد، انقلاب کبیر فرانسه در ۱۷۸۹ و انقلاب شوروی در۱۹۱۷؛ هر دو انقلاب بوسیله مردم پیروز شدند .امّا بعد از آنکه هر دو انقلاب پیروز شدند، مردم سیاست را از زندگی خود خارج کردند ؛ مردم با گذر زمان در ادامهٔ این انقلابی که آن را با تن و جان خودشان و با حضورشان در خیابان‌ها به وجود آورده بودند، شرکت و حضوری دیگر نداشتند.و سپس نتیجه آن شد که هر دو انقلاب به سرعت از مسیر مردمی اولی خودشان منحرف شدند. کمی بیشتر از ۱۰ سال بعد از انقلاب فرانسه، انقلابی که علیه پادشاهی و سلطنت به وجود آمده بود مجدّداً کشور فرانسه سلطنتی شد، ناپلئون سر کار آمد، تاج سلطنت بر سر گذاشت و پادشاهی برگشت.ناپلون حدود ۱۵ سال قدرت در دستانش بود ، بعد از او مجددا خانوادهٔ او قدرت را به دست گرفتند، همان خانواده ای که مردم فرانسه علیه آنها قیام کردند، خانواده بوربورن ها....در حالت طبیعی بسیج ملی باید اهداف عینی و معطوف به زندگی اجتماعی داشته باشد، برای مثال افراد یک جامعه با بحرانی طبیعی یا انسانی مواجه شده باشند که تاثیر مستقیم بر زندگی افراد می‌گذارد، به دیگر سخن بسیج ملی هیچ گاه نمی‌تواند برای مفاهیم انتزاعی و آرمانی و حتی تمدنی شکل بگیرد و استمرار یابد،چه برسد به آنکه در طول هر سال مردم در آن چهره اشخاص را بصورت نمادِ گفتمان و آرمان انقلاب به دست بگیرند .سوم ، عالم سیاست همواره مواجه با اشتباهات و کژروی ها و لغزش های حاکمین است و این اشتباهات همواره مخالفان و اپوزیسونی را شکل می‌دهد و سبب عدم شکل گیری بسیج ملی در عرصه اجتماعی می شود .و حال این پرسش بوجود می آید، چگونه مردم هر ساله پایبندی خود به نظام جمهوری اسلامی را با شکل گیری بسیج عمومی ثابت می‌کنند ، با نگاهی به موارد بالا عملا شکل گیری بسیج عمومی هر ساله امری غیر ممکن باید باشد؟به راستی علت ایستادگی مردم ایران پای انقلاب اسلامی چیست؟!!به گونه ای که در یکسال اخیر چندین بسیج ملی در کشور شکل گرفته است، از اجتماع میلیونی در ۱۳ ابان تا ۷ مهر سال گذشته و تجمع میلیونی و بی سابقه و بی نظیر در ۲۲ بهمن ماه ۱۴۰۱ و انقلاب اسلامی چه ماهیتی دارد که مردم را هر ساله، وچندین مرتبه به صحنه خیابان می آورد و اعتبار خود را به آن گره زده است؟این رابطه دو طرفه را چگونه باید معنا کرد؟امروز پس از ۴۵ سال دوباره راهپیمایی ۲۲ بهمن با جمعیتی بی نظیر تکرار شد ، اجتماعی که در نگاه انسان متجدد و معیار هایش امری معماگونه و غیر قابل فهم است و به راستی شروع اشتباه محاسباتی معاندین از عدم فهم انقلاب اسلامی آغاز می‌شود .انقلاب اعتبار و شخصیت خود را به حضور مردم در صحنه سیاسی گره زده است و به معنایی اعتبارش متکی به حضور مردم در راهپیمایی ها و صحنه خیابان است، این واقعیت می تواند چالشی جدی برای هر نظام و انقلابی باشد ، فقط کافی است در یک سال حضور مردم نصف و یا کم شود ، تا بحران هایی جدی را با خود به بار آورد ، اما چرا پس از 45 سال همچنان این حضور در عرصه اجتماعی ادامه دارد؟بی شک جنس این انقلاب، جنسی از انقلاب انبیا بوده ، و در امتداد حرکت تاریخی انبیای الهی انقلاب اسلامی قرار دارد. پیامبر رحمت همواره به دنبال «انقلاب باطنی» بود، او می‌دانست بین وجود و ماهیت انسان فاصله ای معنادار است، انسان بطور طبیعی از نظر وجودی انسان است و ماهیت آن امری اکتسابی و اختیاری است ، پس انسان باید در مسیر «شدنِ انسانی» قدم بردارد و نقش پیامبر آن است که ماهیت الهی به وجود او بدهد ، پیامبر می‌داند که اوضاع و شرایط یک جامعه ماهیت ساز است، فلذا بدنبال آن است که ساختار جامعه محلی برای تکامل معنوی باشد .و در اینجا انقلاب اسلامی در امتداد دعوت نبوی است، انقلاب در امتداد همان حرکت تاریخی انبیا در مقام جامعه پردازی الهی بوده و کوشیده است از طریق تحول ساختاری امکان هایی بیشتر برای صیرورت تاریخی انسان فراهم کند ، انقلاب بدنبال آن است که معنویت در سطح ساختاری جاری و نظام اجتماعی در خدمت اهداف الهی قرار گیرد .لهذا «جنس انقلاب از جنس انقلاب انبیای الهی و در پرتو و امتداد انقلاب انبیای الهی قرار دارد» ، در نگاه اشراقی شهید آوینی انقلاب دارای «فطرت انسانی » است و امروز کسانی که هیچ نسبت ظاهری با امام انقلاب (نماد ایده ال انسانی در سطح فردی و اجتماعی ) و شهدای انقلاب ( نماد سربازان متعهد و ایدئولوژیک در این مسیر ) به صورت مستقیم نداشته اند، امروز به خیابان آمده و از نظام انقلاب اسلامی دفاع می کنند، این استمرار نسلی و این حضور فراگیر که مختص به همه جامعه است و با شور و اشتیاقی چون شور و اشتیاق وجودی آغاز انقلاب است ریشه در «احیای باطنی مردم» به دست امام راحل بوده است، امروز انقلاب علاوه بر نسبت فطری با آحاد جامعه هویت اعضای آن را هم تشکیل داده است. آحاد جامعه امروز انقلاب را بخشی از «هویت و منِ جمعی» خود می‌دانند ، انقلاب هویتی ایرانی ، اسلامی و جهانی به آحاد جامعه داده است ، هویت ایرانی از آن جهت که انقلاب به تمام معنا مردمی بوده ، و همۀ افراد جامعه با اراده خود حول محوری واحد با همهٔ وجود خود این انقلاب و این نظام را مطالبه و دنبال می‌کردند،و اسلامی از آن جهت که این انقلاب و نظام به تمام مسلمانان در جایی هویت و احساس شخصیت داد و کاری کرد که ملیت برای یک ملت می کند !ودر آخر راهپیمایی ۲۲ بهمن واقعیت اجتماعی وسیعی از حقیقت و باطن ملت ایران را معنا کرد، این واقعیت اجتماعی در گستره وسیعی زبان گشود تا تصویرهای متکثر را مغلوب و حکم بطلان آن ها را روشن ساخت، امروز واقعیت اجتماعی انقلاب اسلامی مجتمع شده و با زبانی گویا و ناطق واقعیت خود را بیان کرده است....</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Thu, 07 Mar 2024 23:14:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردم سالاری دینی</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-ai2gbmfoexfa</link>
                <description>مردم سالاری دینییکی از جبهه‌هایی که رهبری در سال جاری آن را تشریح کردند، جبهه رویارویی اسلام با لیبرال دموکراسی بود. این رویارویی می‌تواند بسیار برای آینده نظام اسلامی تاثیر گذار باشد. زیرا بیشتر از ۱۰۰ سال قبل و در زمان مشروطه جریان لیبرال توانسته بخش مهمی از تاریخ معاصر ما را رقم بزند. از ایرادات جریان روشنفکری لیبرال در زمان مشروطه و در عصر حاضر این است که خواهان اجرایی شدن بی چون و چرای دموکراسی غربی و سکولاریزه شدن کشوری با تاریخ اسلامی می‌باشد و همانطور که در اروپا رخ داد؛ خواستار نوعی رنسانس و اصلاحات دینی در ایران بودند. این نوع همانندسازی‌ها با اسلامی که دارای فقهی عمیق و حساب شده است و آن را کنار مسیحیت تحریف شده گذاشتن، از ایرادات تبعیت و پیروی بی چون و چرا از علوم ترجمه‌ای است.تاریخ مشروطه نشان می‌دهد که شعارهای دموکراتیکی که لیبرال‌ها می‌دهند در ظاهر سمت و سویی مردمی دارد، اما در نتیجه چیزی جز زیاده خواهی و استبداد نیست. برای مثال می‌توان به اعدام شیخ فضل الله نوری اشاره کرد که نشان دهنده شکست مجلسی بود که قوائد آن مبتنی بر شعار‌های لیبرال بود.فرقه دموکرات مشروطه نه تنها مخالفی سرسخت مانند شیخ فضل الله را تحمل نکردند، بلکه مجتهدی میانه رو مانند آیت الله بهبهانی را نیز به فجیع‌ترین شکل ممکن ترور کردند. البته جریان لیبرال زمانی که نتوانست هویت سکولار را جایگزین هویت دینی هزار ساله مردم ایران بکند و با قدرت چشمگیر جامعه دینی مواجه شد، به استبداد روی آورد. با حمایت از رضاشاه و اصلاحات دین ستیزانه‌اش، به سرکوب بخش زیادی از مردم پرداخت و نشان داد که شعار لیبرالیسم اگر در ابتدا ظاهری تکثرگرا و آزادی خواهانه دارد، لیکن در پایان به چیزی جز فاشیسم و تمامیت خواهی منجر نمی شود. نگاهی به تاریخ ایران نشان می‌دهد که اسلام ناب محمدی و لیبرالیسم نه تنها در تعامل بلکه در تخاصم هستند. در این میان مردم سالاری دینی پدیده‌ای است که ملت را به هویت خودش پیوند می‌دهد و جامعه را نه تنها مسئول سرنوشت خویش می‌کند، بلکه آن را در مدار دین که عنصری وحدت‌‌آفرین می‌باشد، قرار می‌دهد.مجلس شورا و جایگاه آن در مردم‌سالاریمجلس قانون‌گذاری در جامعه‌ای که بنیان آن بر مردم‌سالاری است، بارزترین نشانه فعالیت &quot;گروه های ثانویه&quot; در جامعه مردم‌سالار است. وجود گروه های ثانویه در جامعه از اصلی‌ترین سنجه‌های دموکراسی به شمار می رود. این گروه‌ها نمایندگانی برای صحبت با سیاست/حاکمیت برای پیگری مطالبات &quot;مردم&quot; هستند.پیدایش دولت_ملت از نشانه‌های گذر از جامعه پیشامدرن به مدرن است. در جامعه‌ی پیشامدرن &quot;مردم&quot; باید حق مالکیت را پرداخت می‌کردند و حق معنوی نسبت به سلطان داشتند. بارز‌ترین نمونه‌، حق پرداخت خراج به سلاطین قاجار بود.  پیدایش دولت_ملت منجر به این شد که حاکمیت هایی به وجود بیایند که این بار آن‌ها باید حقوق مردم را بدهند. همچنین ماهیت و چگونگی شکل گیری آن‌ها نیز بر اساس حقوق مردم است.اصلی‌ترین و مهم‌ترین ویژگی &quot;مردم&quot; تفاوت است. به این معنا که ما با مردم یک شکل مواجه نیستیم. آن چیزی که مردم را متفاوت می‌سازد وجود ساختارهای اجتماعی در جامعه است که به مثابه میانجی‌هایی برای کسب هویت عمل می کنند. به واسطه‌ی زیست در ساختار‌های اجتماعی مختلف مانند جنسیت، قومیت، مذهب و طبقه و ... هویت‌های متکثر و بی‌شماری پدید می‌آیند که باعث شکل‌گیری &quot;مردم&quot; می‌شوند. قرار گرفتن در جایگاه‌های ساختاری مردم متفاوت را با نیازها و مطالباتی متفاوت به وجود می آورد. مطالباتی که مربوط به جایگاه‌های ساختاری متفاوت است، نامش &quot;مطالبات دموکراتیک افتراقی&quot; است. این هویت‌های متفاوت در قالب گروه‌های سیاسی مختلف خلاصه می‌شوند و هویت سیاسی مشترکی را به وجود می‌آورند‌. در این میان گروه‌های ثانویه یا نمایندگان، مطالبه‌ی این گروه‌ها را پیگری می کنند و سیاست را مورد خطاب قرار می‌دهند. زمانی که سیاست نتواند مطالبات مردم را پاسخ دهد مردم از حاکمیت ناامید می‌شوند و خودشان می خواهند امر سیاسی را رقم بزنند و این می تواند منجر به &quot;آنارشیسم&quot; یا &quot;انقلاب&quot; شود.شاید در تئوری اینطور گفته شود که حاکمیت نباید طرف هیچکدام از طبقات هویت‌های مختلف را در جامعه بگیرد. اما در واقعیت اینگونه نیست. برای مثال در ایالات متحده که سه قرن از به وجود آمدن دموکراسی در آن می‌گذرد، نوعی دیکتاتوری دو حزبی وجود دارد که راه را برای هرنوع تفکر دیگری می‌بندد و اگر گروه دیگری باشد که مطالبات چپ‌گرایانه داشته باشد، به سرعت توسط صاحبان سرمایه و رسانه های غول پیکرشان حذف می‌شود و در آخر تنها دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه می‌مانند که رشد و بقای آن‌ها در گرو حمایت از طبقه‌ی سرمایه‌دار و فراهم کردن آزادی هرچه بیشتر برای فعالیت‌های آنهاست</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Thu, 07 Mar 2024 23:13:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنسانس احزاب ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-fvkaiq6snmx9</link>
                <description>رنسانس احزاب در ایرانبررسی نقاط ضعف و قوت میدان سیاسی مبتنی بر حزب در ایراناصطلاح نامه: احزاب، گروه‌های بنیان یافته و دارای انضباطی هستند که برای مبارزه در راه قدرت ساخته شده‌اند و منافع نیروهای اجتماعی گوناگون را بیان می کنند و خود را وسیله عمل سیاسی آنها معرفی می‌کنند. احزاب حد واسط توده مردم و حاکمیت هستند.نگاه به کارنامه تولد احزاب سیاسی در ایران، ما را به تلاطم تحرکات مشروطیت باز می‌گرداند که با وجود تشابه بوروکراتیزه هدف (توسعه سیاسی)، نقاط آرمانی متفاوت آنها ماحصلی جز افول سیاسی برای کشور نداشت. درک نادرست از دولت مدرن، ایران را به سمت پذیرش داده‌های سیاسی ترجمه‌ای بدون ایجاد تطابق بومی هدایت کرد. دوران خفقان پهلوی اول، احزاب فضایی برای ابراز نداشته و عمدتا سرکوب می‌شدند اتفاقی که در پهلوی دوم هم پس از کودتای بیست و هشتم مرداد دامان نظام سیاسی کشور را گرفت تا جایی که در سال 1353 نظام تک حزبی در ایران حاکم شد و در مجله نگین نیز سخنان محمدرضا شاه با این مضمون به چاپ رسید که هرکس عضو حزب رستاخیز ملت نشود یا توده‌ای است و باید زندانی شود، یا بی‌وطن است باید از ایران برود. پس از انقلاب اسلامی، با روی کار آمدن نظام مبتنی بر ولایت فقیه درباره فعالیت احزاب، شک و شبهاتی ایراد شد که امام خمینی(ره) طی بیان صریحی، فعالیت احزاب سیاسی را ضروری و عامل رشد فکری جامعه عنوان کردند و با جملۀ معروف «آزادی احزاب آری، توطئه نه» مرز فعالیّت ها را مشخّص کردند.دهلیز جامعه و سیاستشاخص‌های حداقلی که باید برای یک حزب قائل شد، در گام اول مانیفست یا مرامنامه مشخصی است که سندتفکر آن قشر را شکل می‌دهد و مولد فعالیت منسجم تشکیلاتی است. گام دوم، وجود اعضایی است که به صورت مستمر فعال باشند و شناخت آنها صرف زمان‌ انتخابات نباشد. این دو فاکتور در کنار عرضه برنامه مدون تخصصی در حیطه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره معنا پیدا می‌کنند.احزاب سیاسی به مثابه سد و کانال‌هایی عمل می‌کنند که انرژی متراکم توده‌ها و حالت عصیان و طغیان آن‌ها را تبدیل به سکون و آرامش نموده و با به جریان انداختن آن در مجرای صحیح خود، نه تنها از تخریب ساختارهای سیاسی و اجتماعی جلوگیری می‌کنند، بلکه در راستای حفظ و تداوم حیات سیاسی مورد استفاده قرار می‌گیرند و به عنوان ابزاری برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت، به اقتدار حکومت مشروعیت می‌بخشند.  با اینهمه، احزاب سیاسی در نظام ایران حامل کاستی‌های کمی نیستند. مهمترین نقد وارده «فقر تئوریک» در بطن احزاب است. همین موضوع بستر انشعابات فراوان و فعالیت‌ها و ائتلافات مقطعی محدود به انتخابات را ایجاد می‌کند. عدم فعالیت‌های عملیاتی و نقطه‌زن نیز عامل ازمیان رفتن اعتماد عمومی جامعه به یک قشر فکری است؛ زیرا تبیین‌پذیری در برنامه‌های غیرعملی و اهداف مبهم، امکان‌پذیر نیست.حزب، دیواری برای گردن‌نگیرهاوجود نظام حزبی با پیگیری حقوقی، مسئولان را &quot;پاسخگو&quot; اعمال خود می‌کند؛ زیرا از یک سو از حمایت حزب متبوع خود برای پیاده‌سازی شعارهای وعده‌ داده شده به مردم  برخوردارند و از سوی دیگر حزب مربوطه مسئولیت تمامی اقدامات نماینده خود را تا روز پایانی حضور وی در قدرت بر عهده خواهد گرفت. نظام حزبی، شناخت تفکرات افراد را آسان کرده و داوری‌های اجتماعی را سروسامان می‌دهد همچنین از پرش‌های فکری مسئولین و نمایندگان -مطابق شرایط سودده شخصی- جلوگیری می‌کند؛ اما در مقابل، نمی‌توان از معایبی که این شکل میدان سیاسی ایجاد می‌کند چشم‌پوشی کرد: انحصار قدرت از اولین آفاتی است که در چک‌لیست معایب نظام‌های حزبی مطرح می‌شود. تمرکز قدرت در دست یک قشر فکری خاص، کنشگر فسادهای سیاسی‌ است که گاها کنترل آن از دست نظام قضائی نیز خارج می‌شود. مخالفان تحزب‌گرایی معتقدند که نظام حزبی در واقع گونه‌ای مدرن شده‌  از قبیله‌گرایی است و در نهایت مانع شکوفایی ظرفیت‌ها و استعداد قشر عظیمی از عامه مردم می‌شود. رأی شما محترم است!نظام انتخاباتی تناسبی نیز اقدامی برای بالانگه داشتن کرکره احزاب بوده است. بدین صورت که دیگر با تفکر «همه یا هیچ»، میان‌دار مجلس را اصلاح‌طلب یا اصولگرایان شکل نمی‌دهند؛ بلکه لیست‌ها به میزان نسبت آرای خود از کل آرا، از کرسی‌های مجلس سهم می‌برند و اینگونه احترام به تمامی تفکرات حفظ می‌شود؛ اما نظام حزبی در جمهوری اسلامی هیچگاه به شکل واقعی پا نگرفته است. در نظام‌های حزبی مردم موقع رای دادن به احزاب رای می‌دهند نه به افراد. وقتی شما به حزب رای می‌دهید در واقع به شخصیتی حقوقی و آن تفکر رای می‌دهید که قرار نیست چهار سال مناصب قدرت را در اختیار داشته و پس از آن ناپدید شود بلکه این فرد قرار است نماینده حزبی باشد که می‌خواهد سال‌ها در فضای سیاسی کشور به سیاست‌ورزی بپردازد. بنابراین یک حزب پیش از اینکه به معرفی یک فرد به عنوان گزینه مورد نظر برای انتخابات مبادرت کند، فرد مورد نظر را از فیلترهای داخلی خود عبور می‌دهد و پس از تایید توانایی‌ها و صلاحیت‌های فرد مورد نظر، اقدام به معرفی وی می‌کند همین موضوع به اضافه وجود نهاد شورای نگهبان، می‌تواند کفایت سیاسی افراد را بهتر مورد بررسی قرار دهد؛ خصوصاً که فعالیت خود حزب نیست بدون نظارت نیست.</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Thu, 07 Mar 2024 23:11:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمرانی مردمی</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-dqjbi2ep9zn7</link>
                <description>حکمرانی مردمی حکمرانی مردمی یعنی توجه به آگاهی و اراده و توانایی مردم در حکمرانی و زمانی این مهم اتفاق می‌افتد که قوانین زمینه مشارکت مردم در تصمیم گیری های کلان کشور را فراهم کنند و مردم نیز در تصمیم گیری ها و انتخابات مشارکت نمایند .عده‌ای بر این نظرند که مشارکت ما تاثیری بر اداره کشور ندارد و فقط این صندلی های خانه ملت میان نمایندگان پاسکاری می شوند و غالبا عملکرد اکثریت آنها نیز مانند پیشینیان است و موجب بهبود و حل مسائل نمی‌شوند. البته بعضی دیگر نیز فکر می‌کنند در انتخابات تصمیم جمعی اندک به کرسی می‌نشیند و رای آنها تاثیری بر تصمیم گیری ها ندارد پس رای دادن را امری بیهوده می‌دانند .اما نمی توان گفت که کاملا بدین صورت است ، در مواقعی ما شاهد این هستیم که تغییر مسئولین موجب بهبود مسائل کشور نمی‌شود ، اما این دسته از تغییرات به مرور اتفاق می‌افتند و ناگهانی نیستند و کم کم مردم نیز پس از چندین دوره انتخاب متوجه روش صحیح انتخاب فرد اصلح می‌شوند و این گونه هم رشد اجتماعی محقق می شود و هم فردی شایسته انتخاب می‌شود ، و با کمی تحقیق و کنکاش به آسانی متوجه این مسئله می‌شویم که انتخابات به صورت سالم برگزار شده است یا خیر .در انتخابات مسائل دیگری نیز مطرح هستند که اهمیتشان اگر از خود انتخاب فرد مسئول بیشتر نباشد کمتر نیز نخواهد بود، زمانیکه در انتخابات مشارکت بالا باشد به این معنا است که مردم حامی کشور هستند و اتحاد مردمی بر کشور حاکم است؛ در نتیجه سیاستمداران خارجی متوجه می‌شوند توان تاخت و تاز ندارند و مجبور به اتخاذ تصمیم هایی می‌شوند که زیان آن برای مردم کمتر است از جمله کاهش تحریم ها!و از طرفی مشارکت در انتخابات موجب تامین امنیت ملی ، حفظ سلامت جامعه و ایجاد رقابت سالم در کشور می‌شود .شرکت در انتخابات به مثابه دوست داشتن ایران است و کسی که به دنبال پیشرفت کشور باشد و در دلش مهری به ایران و ایرانی داشته باشد بخاطر مشکلات موجود یا اعتراض نسبت به برخی مسائل تصمیم به شرکت نکردن در انتخابات نمی‌گیرد بلکه با تحقیق سعی به پیدا کردن شایسته ترین فرد برای تغییر شرایط موجود می‌گیرد.و من به عنوان دانشجوی برنامه ریزی اجتماعی در دانشکده علوم اجتماعی در تمام دروس با این مسئله مواجه شدم که در تصمیم گیری و برنامه ریزی ها آسایش و رفاه مردم در الویت است ، و شرکت در انتخابات نیر موجب افزایش رفاه و آسایش ملی می‌شود چرا که انتخابات سرمایه ملت است و باعث افزایش قدرت ملی می‌شود.</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Thu, 07 Mar 2024 23:09:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجلس شورا و جایگاه آن در مردم‌سالاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-di5f4zvt6z0o</link>
                <description>&quot;مجلس شورا و جایگاه آن در مردم سالاری&quot;مجلس قانون‌گذاری در جامعه‌ای که بنیان آن بر مردم‌سالاری است، بارزترین نشانه فعالیت &quot;گروه های ثانویه&quot; در جامعه مردم‌سالار است. وجود گروه های ثانویه در جامعه از اصلی‌ترین سنجه‌های دموکراسی به شمار می رود. این گروه‌ها نمایندگانی برای صحبت با سیاست/حاکمیت برای پیگری مطالبات &quot;مردم&quot; هستند.پیدایش دولت_ملت از نشانه‌های گذر از جامعه پیشامدرن به مدرن است. در جامعه‌ی پیشامدرن &quot;مردم&quot; باید حق مالکیت را پرداخت می‌کردند و حق معنوی نسبت به سلطان داشتند. بارز‌ترین نمونه‌، حق پرداخت خراج به سلاطین قاجار بود.  پیدایش دولت_ملت منجر به این شد که حاکمیت هایی به وجود بیایند که این بار آن‌ها باید حقوق مردم را بدهند. همچنین ماهیت و چگونگی شکل گیری آن‌ها نیز بر اساس حقوق مردم است.اصلی‌ترین و مهم‌ترین ویژگی &quot;مردم&quot; تفاوت است. به این معنا که ما با مردم یک شکل مواجه نیستیم. آن چیزی که مردم را متفاوت می‌سازد وجود ساختارهای اجتماعی در جامعه است که به مثابه میانجی‌هایی برای کسب هویت عمل می کنند. به واسطه‌ی زیست در ساختار‌های اجتماعی مختلف مانند جنسیت، قومیت، مذهب و طبقه و ... هویت‌های متکثر و بی‌شماری پدید می‌آیند که باعث شکل‌گیری &quot;مردم&quot; می‌شوند. قرار گرفتن در جایگاه‌های ساختاری مردم متفاوت را با نیازها و مطالباتی متفاوت به وجود می آورد. مطالباتی که مربوط به جایگاه‌های ساختاری متفاوت است، نامش &quot;مطالبات دموکراتیک افتراقی&quot; است. این هویت‌های متفاوت در قالب گروه‌های سیاسی مختلف خلاصه می‌شوند و هویت سیاسی مشترکی را به وجود می‌آورند‌. در این میان گروه‌های ثانویه یا نمایندگان، مطالبه‌ی این گروه‌ها را پیگری می کنند و سیاست را مورد خطاب قرار می‌دهند. زمانی که سیاست نتواند مطالبات مردم را پاسخ دهد مردم از حاکمیت ناامید می‌شوند و خودشان می خواهند امر سیاسی را رقم بزنند و این می تواند منجر به &quot;آنارشیسم&quot; یا &quot;انقلاب&quot; شود.شاید در تئوری اینطور گفته شود که حاکمیت نباید طرف هیچکدام از طبقات هویت‌های مختلف را در جامعه بگیرد. اما در واقعیت اینگونه نیست. برای مثال در ایالات متحده که سه قرن از به وجود آمدن دموکراسی در آن می‌گذرد، نوعی دیکتاتوری دو حزبی وجود دارد که راه را برای هرنوع تفکر دیگری می‌بندد و اگر گروه دیگری باشد که مطالبات چپ‌گرایانه داشته باشد، به سرعت توسط صاحبان سرمایه و رسانه های غول پیکرشان حذف می‌شود و در آخر تنها دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه می‌مانند که رشد و بقای آن‌ها در گرو حمایت از طبقه‌ی سرمایه‌دار و فراهم کردن آزادی هرچه بیشتر برای فعالیت‌های آنهاست.🖊 علی متشرعی </description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2024 21:58:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردم سالاری دینی</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-x9zfhblwbf87</link>
                <description>یکی از جبهه‌هایی که رهبری در سال جاری آن را تشریح کردند، جبهه رویارویی اسلام با لیبرال دموکراسی بود. این رویارویی می‌تواند بسیار برای آینده نظام اسلامی تاثیر گذار باشد. زیرا بیشتر از  ۱۰۰ سال قبل و در زمان مشروطه جریان لیبرال توانسته بخش مهمی از تاریخ معاصر ما را رقم بزند. از ایرادات جریان روشنفکری لیبرال در زمان مشروطه و در عصر حاضر این است که خواهان اجرایی شدن بی چون و چرای دموکراسی غربی و سکولاریزه شدن کشوری با تاریخ اسلامی می‌باشد و همانطور که در اروپا رخ داد؛ خواستار نوعی رنسانس و اصلاحات دینی در ایران بودند. این نوع همانندسازی‌ها با اسلامی که دارای فقهی عمیق و حساب شده است و آن را کنار مسیحیت تحریف شده گذاشتن، از ایرادات تبعیت و پیروی بی چون و چرا از علوم ترجمه‌ای است. تاریخ مشروطه نشان می‌دهد که شعارهای دموکراتیکی که لیبرال‌ها می‌دهند در ظاهر سمت و سویی مردمی دارد، اما در نتیجه چیزی جز زیاده خواهی و استبداد نیست. برای مثال می‌توان به اعدام شیخ فضل الله نوری اشاره کرد که نشان دهنده شکست مجلسی بود که قوائد آن مبتنی بر شعار‌های لیبرال بود.فرقه دموکرات مشروطه نه تنها مخالفی سرسخت مانند شیخ فضل الله را تحمل نکردند، بلکه مجتهدی میانه رو مانند آیت الله بهبهانی را نیز به فجیع‌ترین شکل ممکن ترور کردند. البته جریان لیبرال زمانی که نتوانست هویت سکولار را جایگزین هویت دینی هزار ساله مردم ایران بکند و با قدرت چشمگیر جامعه دینی مواجه شد، به استبداد روی آورد. با حمایت از رضاشاه و اصلاحات دین ستیزانه‌اش، به سرکوب بخش زیادی از مردم پرداخت و نشان داد که شعار لیبرالیسم اگر در ابتدا ظاهری تکثرگرا و آزادی خواهانه دارد، لیکن در پایان به چیزی جز فاشیسم و تمامیت خواهی منجر نمی شود. نگاهی به تاریخ ایران نشان می‌دهد که اسلام ناب محمدی و لیبرالیسم نه تنها در تعامل بلکه در تخاصم هستند. در این میان مردم سالاری دینی پدیده‌ای است که ملت را به هویت خودش پیوند می‌دهد و جامعه را نه تنها مسئول سرنوشت خویش می‌کند، بلکه آن را در مدار دین که عنصری وحدت‌‌آفرین می‌باشد، قرار می‌دهد. علی متشرعی</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Fri, 23 Feb 2024 22:21:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازخوانی بر حضور مستمر و گسترده ملت ایران در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B1-%D9%88-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-a9yl5berpoz0</link>
                <description>انقلاب کبیر اسلامی با تغییر شرایط اجتماعی-تاریخی چالش های گسترده و عمیقی برای نظام سلطه به وجود آورد که در کانون های آن نیز مسئله ساز گردید، به حدی که با نقض تمام ادعاهای نظام های تجددی درباره آزادی، مسئله زن، تکثرگرایی فرهنگی و...برای مهار آن به منع حجاب، منع غذاهای حلال، منع ساخت مساجد و مناره و گسترش اسلام هراسی و... روی آورده به نحوی که شاهد پدید آمدن انواع جدیدی از تعارضات اجتماعی با مسلمانان هستیم. با این نیرو نظام سلطه جهانی از آغاز انقلاب تمام ظرفیت و توان خود را برای هدم و یا مهار آن به کار بسته است. انقلاب کبیر اسلامی در محور تمامی رخداد ها و تحولات چهار دهه اخیر به منزله هیئت آتشفشانی ظاهر شده که فوران گدازه های جوشان آن غلیان و سلیان  کل جهان اسلام از مسیر زیرسازی و روسازی تاریخی منطقه و احیای ذخیره متراکم فرهنگی اسلام نیرو های خفته اجتماعی مسلمانان را به جریان انداخته است. راز معماگونه این انقلاب کبیر اسلامی چیست که انسان متجدد را همواره در خطای محاسباتی قرار داده و در این راستا همواره انسان انقلاب اسلامی را متعهد ، مقاوم و ایدئولوژیک در پیوند با انقلاب قرار می‌دهد  و نظام سلطه جهانی با وجود بکارگیری تمام توان و قدرت های موجود خود همچنان نتوانسته نسبت این ملت را به آرمان های ابتدایی خویش سست کند و بالعکس استمرار نسلی خود را افزونی بخشیده و جامعه و اراده آن را در صحنه نگه داشته است ؟ اگر واقع بینانه این موضوع را بررسی کنیم، در می یابیم این بسیج ملی که هرساله در کشور و بالاخص بصورت تاریخی در ۲۲ بهمن هر ساله مشاهده می شود امری بی نظیر و غیر منتظره در تاریخ کل جهان است ! به دیگر سخن این پایبندی به نظام و آرمان های آن در هیچ انقلاب و در تاریخ هیچ حکومتی یافت نمی شود، برای روشن شدن و آشنایی زدایی از ایستادگی بی نظیر مردم ایران پای آرمان های مقدس انقلاب اسلامی و حضور فعال و نسلی آن ها در صحنه می بایست گفت ،بسیج اجتماعی ملی در زمانه ای که زندگی افراد جامعه به صورت ساده و عادی پیش می رود در نگاه اساتید و صاحب نظران علوم اجتماعی امری غیر ممکن و ناشدنی است، چرا که با گذشت زمان از نقطه جوششی آغازین  مردم جامعه به زندگی خود روی آورده و سیاست را از زندگی خویش حذف می‌کنند ، به معنایی با گذر زمان مردم سیاست را به اهل سیاست می‌سپارند و به زندگی خویش توجه می‌کنند،  به اصطلاح با گذر زمان مرگ سیاست در زندگی اجتماعی افراد حاصل می‌شود ، برای نمونه به معروف ترین انقلاب ها باید اشاره کرد، انقلاب کبیر فرانسه در ۱۷۸۹  و انقلاب شوروی در۱۹۱۷؛ هر دو انقلاب بوسیله مردم پیروز شدند . امّا بعد از آنکه هر دو انقلاب پیروز شدند، مردم سیاست را از زندگی خود خارج کردند ؛ مردم با گذر زمان در ادامهٔ این انقلابی که آن را با تن و جان خودشان و با حضورشان در خیابان‌ها به وجود آورده بودند، شرکت و حضوری دیگر نداشتند.و سپس نتیجه آن شد که هر دو انقلاب به سرعت از مسیر مردمی اولی خودشان منحرف شدند. کمی بیشتر از ۱۰ سال بعد از انقلاب فرانسه، انقلابی که علیه پادشاهی و سلطنت به وجود آمده بود مجدّداً کشور فرانسه سلطنتی شد، ناپلئون سر کار آمد، تاج سلطنت بر سر گذاشت و پادشاهی برگشت.ناپلون حدود ۱۵ سال قدرت در دستانش بود ، بعد از او مجددا خانوادهٔ او قدرت را به دست گرفتند، همان خانواده ای که مردم فرانسه علیه آنها قیام کردند، خانواده بوربورن ها....در حالت طبیعی بسیج  ملی باید اهداف عینی و معطوف به زندگی اجتماعی داشته باشد، برای مثال افراد یک جامعه با بحرانی طبیعی یا انسانی مواجه شده باشند که تاثیر مستقیم بر زندگی افراد می‌گذارد، به دیگر سخن بسیج ملی هیچ گاه نمی‌تواند برای مفاهیم انتزاعی و آرمانی و حتی تمدنی شکل بگیرد و استمرار یابد، چه برسد به آنکه در طول هر سال مردم در آن چهره اشخاص را بصورت نمادِ گفتمان و  آرمان انقلاب  به دست بگیرند .سوم ، عالم سیاست همواره مواجه با اشتباهات و کژروی ها و لغزش های حاکمین است و این اشتباهات همواره مخالفان و اپوزیسونی را  شکل می‌دهد و سبب عدم شکل گیری بسیج ملی در عرصه اجتماعی می شود .و حال این پرسش بوجود می آید، چگونه مردم هر ساله پایبندی خود به نظام جمهوری اسلامی را با شکل گیری بسیج عمومی ثابت می‌کنند ، با نگاهی به موارد بالا عملا شکل گیری بسیج عمومی هر ساله امری غیر ممکن باید باشد؟به راستی علت ایستادگی مردم ایران پای انقلاب اسلامی چیست؟!! به گونه ای که در یکسال اخیر چندین بسیج ملی در کشور شکل گرفته است، از اجتماع میلیونی در ۱۳ ابان تا ۷ مهر سال گذشته و تجمع میلیونی و بی سابقه و بی نظیر در ۲۲ بهمن ماه ۱۴۰۱ و انقلاب اسلامی چه ماهیتی دارد که مردم را هر ساله، وچندین مرتبه به صحنه خیابان می آورد و اعتبار خود را به آن گره زده است؟این رابطه دو طرفه را چگونه باید معنا کرد؟امروز پس از ۴۵ سال دوباره راهپیمایی ۲۲ بهمن با جمعیتی بی نظیر  تکرار شد ، اجتماعی که در نگاه انسان متجدد و معیار هایش امری معماگونه و غیر قابل فهم است و به راستی شروع اشتباه محاسباتی معاندین از عدم فهم انقلاب اسلامی آغاز می‌شود .انقلاب اعتبار و شخصیت خود را به حضور مردم در صحنه سیاسی گره زده است و به معنایی اعتبارش متکی به حضور مردم در راهپیمایی ها و صحنه خیابان است، این واقعیت می تواند چالشی جدی برای هر نظام و انقلابی باشد ، فقط کافی است در یک سال حضور مردم نصف و یا کم شود ، تا بحران هایی جدی را با خود به بار آورد ، اما چرا پس از 45 سال همچنان این حضور در عرصه اجتماعی ادامه دارد؟بی شک جنس این انقلاب، جنسی از انقلاب انبیا بوده ، و در  امتداد حرکت تاریخی انبیای الهی انقلاب اسلامی قرار دارد. پیامبر رحمت همواره به دنبال «انقلاب باطنی» بود، او می‌دانست بین وجود و ماهیت انسان فاصله ای معنادار است، انسان بطور طبیعی از نظر وجودی انسان است و ماهیت آن امری اکتسابی و اختیاری است ، پس انسان باید در مسیر «شدنِ انسانی» قدم بردارد و نقش پیامبر آن است که ماهیت الهی به وجود او بدهد ، پیامبر می‌داند که اوضاع و شرایط یک جامعه ماهیت ساز است، فلذا بدنبال آن است که ساختار جامعه محلی برای تکامل معنوی باشد .و در اینجا انقلاب اسلامی در امتداد دعوت نبوی است، انقلاب در امتداد همان حرکت تاریخی انبیا در مقام جامعه پردازی الهی بوده و کوشیده است از طریق تحول ساختاری امکان هایی بیشتر برای صیرورت تاریخی انسان فراهم کند ، انقلاب بدنبال آن است که معنویت در سطح ساختاری جاری و نظام اجتماعی در خدمت اهداف الهی قرار گیرد .لهذا «جنس انقلاب از جنس انقلاب انبیای الهی  و در پرتو و امتداد انقلاب انبیای الهی قرار دارد» ، در نگاه اشراقی شهید آوینی انقلاب دارای «فطرت انسانی » است و امروز کسانی که هیچ نسبت ظاهری با امام انقلاب (نماد ایده ال انسانی در سطح فردی و اجتماعی ) و شهدای انقلاب ( نماد سربازان متعهد و ایدئولوژیک در این مسیر ) به صورت مستقیم نداشته اند، امروز به خیابان آمده و از  نظام انقلاب اسلامی دفاع می کنند، این استمرار نسلی و این حضور فراگیر که مختص به همه جامعه است و با شور و اشتیاقی چون شور و اشتیاق وجودی آغاز انقلاب است ریشه در «احیای باطنی مردم» به دست امام راحل بوده است، امروز انقلاب علاوه بر نسبت فطری با آحاد جامعه هویت اعضای آن را هم تشکیل داده است. آحاد جامعه امروز  انقلاب را بخشی از «هویت و منِ جمعی» خود می‌دانند ، انقلاب هویتی ایرانی ، اسلامی و جهانی به آحاد جامعه داده است ، هویت ایرانی از آن جهت که انقلاب به تمام معنا مردمی بوده ، و همۀ افراد جامعه با اراده خود حول محوری واحد با همهٔ وجود خود این انقلاب و این نظام را مطالبه و  دنبال می‌کردند، و اسلامی از آن جهت که این انقلاب و نظام به تمام مسلمانان در جایی هویت و احساس شخصیت داد و کاری کرد که ملیت برای یک ملت می کند !ودر آخر راهپیمایی ۲۲ بهمن واقعیت اجتماعی  وسیعی از حقیقت و باطن ملت ایران را معنا کرد، این واقعیت اجتماعی در گستره وسیعی زبان گشود تا تصویرهای متکثر را مغلوب و حکم بطلان آن ها را روشن ساخت، امروز واقیعت اجتماعی انقلاب اسلامی مجتمع شده و با زبانی گویا و ناطق واقعیت خود را بیان کرده است....سید علیرضا طاهری</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Sun, 11 Feb 2024 12:53:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضرورت تاریخ‌خوانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-lrwb1lda5xbc</link>
                <description>درحال کنکاش  پیرامون تحلیل جدیدتری از ابعاد زیست و شخصیت و نقش دانشجو و رسالت و وظایف او بودیم که متوجه شدیم چند هفته‌ای است در دانشکده حلقه‌‌ای با محوریت دکتر مهدیار برای بحث درباره تاریخ فکری و فرهنگی معاصر ایران شکل گرفته است و جلسات فصل اول این حلقه به بررسی «تاریخ و اندیشه جریان چپ در ایران» معطوف به کتاب «جریان شناسی چپ در ایران» برگزار شده است. از فرصت استفاده کردیم و گفتگویی پیرامون ضرورت توجه به مساله تاریخ گفتگویی را با دکتر مهدیار ترتیب دادیم.دانشجو چرا باید تاریخ بخواند؟ به تعبیری انسان موجودی تاریخی است. مهم ترین تفاوت انسان و حیوان این است که ذهن دارد، خاطره دارد و گذشته را به یاد می‌آورد و اتفاقات گذشته را همراه خود حمل می‌کند. اعمال و رفتاری که امروز و اکنون انجام میدهد تحت تاثیر آن حافظه و خاطره ای است که حمل میکند. به همین جهت اساسا علوم انسانی و اجتماعی مدرن علومی تاریخی اند. البته این به این معنا نیست که همیشه  آنقدر مسئله‌ی تاریخ مهم بوده است بلکه تنها در برخی از سنت‌های فکری است که به تاریخ توجه می‌شود. مثلا در آلمان به علوم انسانی علوم تاریخی هم گفته می‌شده است. در واقع این به این معناست که نمیتوانیم کنش های جمعی و گروهی و فردی را تحلیل کنیم مگر اینکه تاریخ آنها را بدانیم و بدانیم که چه تاریخی چه معنایی و چه نگرش‌هایی را با خود حمل می‌کنند. البته در سنت خودمان در سخنان بزرگان هم تاکید بسیاری داریم که سرگذشت دیگران را بخوانید و عبرت بگیرید.البته باید توجه داشت که تاریخی‌گری مدرن متفاوت از عبرت گیری است و  فهم  و صورت بندی روند های کلان تاریخی مد نظر است. مهمترین چارچوبی که چنین امکانی را فراهم می‌کند بحث جامعه‌شناسی تاریخی است. جامعه شناسی تاریخی می‌گوید که بدون داشتن یک روایت ممتد تاریخی از پدیده ها و اشیا، نمیتوانیم درک مناسبی از امروز آنها داشته باشیم. با این همه متاسفانه علی رغم اینکه علوم انسانی و اجتماعی اساسا علومی تاریخی هستند  اما در ایران علوم انسانی و اجتماعی به شکلی غیرتاریخی درک شده است. از نظر من یکی از ملاک های سنجش اصیل بودن علوم انسانی و علوم اجتماعی این است که نسبتش را با تاریخ بسنجیم، اینکه چفدر تاریخ خوانده می‌شود و یا چقدر به تاریخ توجه می‌شود.ما دانشجویان تاریخ خواندن را باید از کجا شروع کنیم؟ما دو نوع آگاهی تاریخی نیاز داریم. یکی آگاهی اجمالی از تاریخ است. یعنی ما باید یک آگاهی کلی از روندهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی جهانی داشته باشیم از عصر پیشاتاریخی تا امروز باید داشته باشیم. از تمدن‌های باستانی جهان، تحولات بنیادی در جهان و نیز تحولات سیاسی و فرهنگی ایران قبل و بعد از اسلام، ایران سده‌های میانه و  بخصوص ایران معاصر. ما باید بدانیم که اولین دولت در ایران از چه زمانی شکل گرفته است و دودمان‌ها و خاندان‌های سیاسی و حکومتی پس از آن چه تحولاتی را از سر گذرانده‌اند. البته هر کدام از این تاریخ‌ها ذیل یک کلان روایت تاریخی نوشته شده اند پس ضروری است که حتما در کنار خوانش  خام تاریخ باید آن کلان روایت‌های تاریخی درباره تاریخ جهان و از قضا تاریخ ایران را نیز مطالعه و با هم مقایسه کنیم و از امکانات و محدودیت‌های هر کدام و تاثیراتی که هر کدام از این کلان روایت‌ها بر تاریخ معاصر ما داشته اند مطلع شویم. اما یک نوع آگاهی تفصیلی نیز نیاز داریم که این معطوف به مساله‌ تخصصی است که داریم. یعنی با توجه به سوالی که داریم یک روند تاریخی پیش از آن را به صورت تفصیلی دنبال می‌کنیم. البته باید توجه کنیم که این تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی است که در این نوع آگاهی اهمیت دارد و تاریخ سیاسی عطف به تاریخ اجتماعی و فرهنگی خوانش می‌شود. این نوع آگاهی تاریخی باید حتما ذیل یکی از آن کلان روایت‌هایی صورت گیرد که قبل تر اشاره کردم. یعنی یکی از نتایج آن آگاهی تاریخی اجمالی این است که فرد به کلان روایت تاریخی مختار خود نزدیک شود و آگاهی تفصیلی را در چارچوب آن رویکرد مختار ادامه دهد. چطور تاریخ بخوانیم؟ببینید خوانش تاریخی به زعم من مارپیچی است. یعنی ابتدا باید یک آگاهی‌های کلی و اجمالی کسب کرد و بعد برگشت این آگاهی کلی را تفصیلی فهم کرد. یعنی ابتدا لازم است که روندهای کلان و کلی را بشناسیم و بعد برگردیم به مطالعه دقیق‌تر و جزئی تر. سخن آخر؟با توجه به نقصان‌هایی که در علوم انسانی و اجتماعی غیرتاریخی در ایران وجود دارد اگر دانشجویی به مساله تاریخ توجه کند و برای خواندن تاریخ بخصوص تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران وقت بگذارد قطعا توفیق زیادی خواهد یافت و به نظرم راه تحول در علوم انسانی و اجتماعی ما از همین توجه می‌گذرد. سارا مرتضوی </description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2024 13:32:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش دینی یا بوروکراتیزه شدن دین</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%86-suubpyskopkm</link>
                <description>یکی از سوال هایی که امروز با آن مواجهیم اینست که چگونه ممکن است از دل نظام آموزش و پرورشیکه به مدت دوازده سال در آن بخش زیادی از اصول و عقاید و احکام دینی به دانش آموزان آموزش دادهمی شود، بلوایی بیرون بیاید که شامل همان دانش آموزان باشد اما هیچ نسبتی با دین نداشته و حتی شعارهایش بر ضد همان تعلیمات دینی باشد؟آیا واقعا در مدرسه پروش دینی به خوبی صورت گرفته است؟ یا حتی سوال اساسی تر ، آیا مدرسه مکانمناسبی برای پرورش دینی است؟مدرسه به شکل امروزی محصول دوران مدرن است. نهادی بوروکراتیک که با آموزش پایه علوم تجربیو علوم ریاضی به افراد، آن ها را برای ورود به دانشگاه و سپس ورود به جامعه صنعتی آماده می کند تاافراد بتوانند قسمتی از کار را در اجتماع به عهده بگیرند.بوروکراسی به عنوان مجموعه و ساختار پیچیده وگسترده ای که مناسبات انسانی را بر پایه عقل گراییحسابگرانه سودا پیشه مدرن اداره می کند کاملا محصول عصر جدید است . در واقع نمی توان مدرنیتهرا بدون بوروکراسی تصور کرد. به این ترتیب طبیعی است که برای اینکه بخواهیم افرادی را برای ورودبه ساختار بوروکراتیک جامعه مدرن تربیت کنیم و آن ها را با نظمی که در آن وجود دارد سازگار کنیم،نیاز به نهاد تربیتی ای داریم که خودش بوروکراتیک باشدو افراد را با علوم مدرن آشنا کند. با این نگاهمی توان به منطق مدرسه و سازوکار های بوروکراتیک آن پی برد. سازوکار ها و نظم حاکمی که دربوروکراسی وجود دارد خالقیت را از انسان سلب می کند و انسان را تنها برای رسیدن به سود به کار میگیرد. بوروکراسی هیچ ارزشی برای اراده و خالقیت فردی و معنویت افراد قاِئل نیست. برای همین وبرهر آنچه که انسان را از عقلانیت خشک حاکم بوروکراسی می رهاند، تحت عنوان مفهومی به نام افسونجمع آوری می کند. «افسون» شامل چیزهایی است که انسان را از عقلانیت مدرن رها می سازد و باعثرشد خالقیت و معنویت در او می شود. هنر باعث رشد خالقیت در افراد می شود و دین نیز فرد را ازدنیای خشکی که مدرنیته برایش به ارمغان آورده رها می سازد و باعث رشد و تعالی روح انسان می شود.فطرت خداگرایانه ای که انسان دارد اگر سرکوب نشود بر ضد نظم بوروکراتیک قیام می کند و سازوکارآن را برهم می زند. برای همین سرمایه داران که سردمدارن حقیقی جهان مدرن هستند آزادی کاذبی رابرای افراد جامعه به وجود می آورند که به طغیان علیه نظام بوروکراتیک منجر نشود. در این جوامع باشعار لیبرالیسم با میدان دادن به امیال شهوانی و غضبی نفس اماره به طرق مختلف در اشکال بیمارگونهو مبتذل معنایی «توهم» آزادی به وجود می آورند تا از خطر طغیان اعتراضی فطرت انسانی نسبت بهاستبداد بی رحمانه بوروکراتیک جلوگیری نمایند.از مجموعه این بحث به این نکته می رسیم که تربیت و پرورش دینی در نهاد بوروکراتیک امری امکانناپذیر است و حتی همانطور که در ادامه اشاره می کنیم می تواند به ضد آن تبدیل شود زیرا ماهیت دین باماهیت بوروکراسی تخاصم دارد.در نظام آموزشی امروز ما، دین در کنار دروس ریاضی و علوم تجربی تدریس و از آن امتحان گرفته میشود. و به طور ناخواسته میزان دینداری دانش آموران از طریق نمره اندازه گیری می شود. دانش آموزبرای این که بتواند در ساختار آموزشی پیشرفت کند باید کتاب های دینی را حفظ کند و خودش را درگیرنکات تستی کند، بدون اینکه آموزش دینی باعث رشد و تعالی روح او بشود.کالایی کردن دین در مدارس توسط معلم های پرورشی به این معنا که برای انجام اعمال دینی مانند شرکتدر نماز جماعت، برای دانش آموزان نمره مثبت در نظر می گیرند یا خواندن قرآن و انجام مراسم دینی در قالب تظم پادگانی با نام مراسم صبحگاهی از جمله مثال هایی است که باعث بوروکراتیزه شدن دین برای نوجوانان می شوند.در سال های آخر دبیرستان نیز با درگیر شدن دانش آموز در فرآیند کنکور ضربه آخر به دین زده می شودو دین و معنویت که می تواند به ارتباط نوجوانان با خدا و توکل منجر شوند، خودشان را به صورت تستبه نوجوان عرضه می کنند و به بخشی از اضطراب او تبدیل می شوند.از آنجایی که دین برای نوجوان در دوران تحصیل بوروکراتیزه و به بخشی از ساختار بوروکراتیک تبدیلشده است که او را 12سال در مدرسه اسیر کرده، طبعا برای رهایی از این ساختار به دین و معنویت روینمی آورد. زیرا فایده امر دینی برایش تعریف نشده بلکه دین از نگاه او سازوکاری تحمیلی و ابزاری برایسرکوب است. برای همین نتیجه این می شود که به سوی آزادی های کاذبی می رود که امروز در کشورهای غربی جریان دارد که می توان به ولنگاری های جنسی و رهایی امیال شهوانی و اصالت نفس امارهاشاره کرد. در این زمان است که آزادی در جامعه به معنای رهایی از دین بروکراتیزه شده تعریف میشود و هرچه از سوی دین ارائه شود سودمند و دارای فایده نیست بلکه سرکوب گر است. بی حجاب فقطیکی از نتایج این رهایی است و تنها نظام حکومتی ای که می تواند با این نوع آزادی سازگار باشد لیبرالدموکراسی است. برای همین بی حجابی را می توان نوعی کنش سیاسی علیه جمهوری اسلامی معناکرد.می توان نتیجه گرفت که آموزش و پرورش مهمترین وزارتخانه حکومت است زیرا نسل آینده جامعه ونیروی محرکه آینده جامعه اسلامی را تربیت می کند. عدم کارایی و مدیریت و ساختار ضعیف آموزش وپرورش به جای تربیت نوجوان او را امروز به وسط خیابان و آشوب می آورد.علی متشرعی </description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2024 20:11:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشگاه رخت‌خواب نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mlx3yriwc4pn</link>
                <description>وظیفه، معقوله‌ای است که به دنبال مستأجر شدن در یک قشر، مواجه شدن با آن دور از ذهن نیست. از همین رو دانشگاه، بستری است برای پذیرش ورود به داستان کنشگری و مسئولیت فردی، اجتماعی و سیاسی بالاتر.دانشجو غیر از پسوند جویا بودنی که در دل خود دارد، می‌بایست اهل تحلیل باشد. پدیده‎های سیاسی جهان را بشناسد و بتواند درباره‎ی آن‎ها فکر کند و ریشه‎ها و پیامدها را بیابد و راهکار ارائه کند؛ چرا که در دنیای امروز، درهم تنیدگی صبح بخیر گفتن‌ها با امراض سیاسی چشم‌ناپوشیدنی است. برای رسیدن به چنین مهارتی، دو اصل مهم را به عنوان مقدمه باید فراهم کنیم: اول اینکه اهل مطالعه باشیم برای دریافت آگاهی‌های لازم. دوم، مهارت اندیشیدن عمیق و همه جانبه را کسب و آن را به طور مداوم تمرین کنیم. دانشجو با تلاش همه جانبه در زوایای مختلف علم و پژوهش و فرهنگ و معرفت، باید بتواند نوآوری‎هایی را به جامعه عرضه کند که بنای حقیقی یک جامعه‎ی آباد و عادلانه، مبتنی بر اندیشه‌ی الهی بر مبنای آن شکل بگیرد و این دست یافتنی نخواهد بود مگر اینکه دانشجو رابطه‌ی عمیق و صمیمی و دائمی خود را با مبدأ آفرینش حفظ کند. خلوت‎های ویژه با خداوند به انسان چنان آرامش و احساس اطمینانی می‎دهد که مشکلات و اهداف بزرگ، همه در برابرش سر خم می‎کنند. کسی که مسیر درست زندگی را در پیچ و خم سرگردان کننده‎ی این دنیا محدود نکند، یک روشنفکر متدیّن به تمام معنا خواهد بود؛ همان اصولی که یک دانشجوی بصیر و دغدغه‌مند، فرا راه خود قرار می‎دهد تا بدون فراموش کردن آن‌ها، روزها و ساعت‎هایش را برنامه‎ریزی کند؛ مطالعه کند؛ آگاهی و مهارت کسب کند و زندگی کند. چکیده و عصاره‌ی این آرمان‎ها، در سه واژه گنجانده می‎شود: علم‌آموزی، عدالتخواهی، آزاداندیشی.علم‎آموزیِ پرتلاش و خستگی‌ناپذیر، در مسیر رشته‌ای که آگاهانه و بر اساس استعداد و علاقه‌ی شخصی، به علاوه‌ی توجه به نیاز جامعه و مردم خود انتخاب شده، چنان موتور محرکی برای توسعه‌ی یک ملت است که در ابعاد وسیع جهانی معرف جریان نخبگانی است. علم در جهت عدالتخواهیِ مصرّانه و عاقلانه و مطالبه‌گری دقیق و نقطه‌زن، اجتماع را از چنگال نقد کورکورانه نجات می‌دهد. تکمیل این مثلث با آزاداندیشی با تعریفی بر مبنای نگاه متعالی اسلام ناب؛ و نه متأثر از غرب زدگی و شرق‌زدگی و دنیازدگی و هر انحراف دیگر، شکل‌دهنده آرمان دانشجویی است که به صرف جوانی کردن یا گرفتن کاغذپاره‌ی بدون پشتوانه علمی، پا به دانشگاه گذاشته است. دانشگاه باید محل جوشش و اوج دو جریان حیاتی در کشور باشد: اول، جریان علم و تحقیق؛ دوم، جریان آرمان‌گرایی‌ها و آرمان‌خواهی‌ها و هدف‌گذاری‌های سیاسی و اجتماعی. و دانشجو، پرچمدار این جریان‎هاست که دانشگاه را و سپس جامعه را به این سمت و سو هدایت می‎کند.دانشجوی آگاه، در عرصه‌ی تجربه و ترجمه پیرو و مقلّد نمی‎ماند. علم ترجمه‌ای، فکر ترجمه‌ای، ایده و مکتب و ایدئولوژی و اقتصاد و سیاست ترجمه‌ای، تنها در آغاز راه و برای ورود به دانش و کسب تجربه، مورد نیاز است. این ننگ است برای انسان که از خرد، سنجش، تحلیل و درک و فهم خود استفاده نکند و مسیر علم و دانش را سراسر با پاافزار دیگران طی کند و با عقل‌افزار دیگران بیاندیشد.دانشجویی که افکار متعالی دارد و در چارچوب‌های تنگ و تاریک محبوس نیست، به سراغ مرزهای دانش می‌رود و برای گسترش قلمرو اندیشه تلاش می‎کند. خود را تولیدگر علم می‎داند؛ نه تنها مصرف‎کننده و شنونده و تکرارکننده!دانشجوی آگاه، اهل سیاست است، ولی سیاست‎زده و سیاست‎باز نیست. قدرت فهم و تحلیل سیاسی دارد، بدون آنکه وابسته به جناحی باشد و با کسی عقد اخوّت بیجا خوانده باشد. اصول روشنی را در مسیر کنش سیاسی برای خود تعریف کرده که در آن، رانت، بی‎عدالتی، بی توجهی به حقوق مردم، غربگرایی و قبیله‎پرستی، از هیچ شخص و هیچ جناحی پذیرفته نیست و مصالح نظام و مردم، هرگز فدای هیچ آقازاده و حزبی نمی‎شود. صریح و روشن و قاطع مطالبه می‎کند و با تمام قلبش و با تمام آرمان‎هایش در صحنه است. ضد استکبار، ضد فساد، ضد اشرافی‌گری، ضد حاکمیت تجمل‌گرایانه و زورگویانه و ضد گرایش‌های انحرافی است، همین موضوع در اشل جهانی هم، دشمنی بی چون و چرا با استکبار و ظالم را می‌سازد، و مظلومیت انسان‎ها در هر جای جهان، فارغ از رنگ و نژاد و کشور، برایش رنج‎آور و مسئولیت‎آور است.دانشجو دنبال قله است. هر جا که هست، اوجش را می‎خواهد. در علم، در معنویت، در اخلاق،…؛بنابراین خوب و عمیق درس می‏‏خواند و معرفت کسب می‎کند و از منبع اصیل، آگاهی به دست می‌آورد. دانشجو جویای راه درست است.محیاسادات محمدی </description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2024 20:05:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست؛ فطرت دانشجو!</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-gtsennjvfc5i</link>
                <description>&quot;سیاست&quot; واژه‌ای که به لطف امواج رسانه‌ای تنها بار منفی‌اش به ما رسیده است. در معنای عام، سیاست به هرگونه راهبرد و روش برای اداره یا بهبود هر امری از امور، ( شخصی یا اجتماعی) گفته می شود. اگر معنای تحت الفظی ا‌ش را ببینیم، آنقدر هم بد نیست اما اینکه چرا امروزه سیاست را یک امر منفی تلقی می‌کنیم، باز می‌گردد به آن بیان رهبری که&quot;باید تفکیکی میان دو مفهوم «سیاست‌گری» و «سیاست بازی» انجام داد.&quot; و به گفته‌ی ایشان&quot;آنچه که دانشجویان باید به دنبال آن باشند سیاست‌گری است و نه سیاست بازی&quot;؛ مسئله‌ای که از بدو ورود به دانشگاه با آن مواجه می‌شویم. عده‌ای به دنبال سیاست‌گری هستند و عده‌ای نیز سیاست بازی و بین این دو چه فاصله‌ی بزرگی است .دانشجویان سیاسی که سیاست‌گری را می دانند، قدرت تحلیل سیاسی بالایی دارند و هیچ حرفی را بدون دلیل و منطق نمی‌پذیرند و این قدرت تحلیل به دست نمی‌آید مگر با مطالعه، با کنجکاوی در تاریخ، با خوب دیدن و خوب شنیدن. مختص به یک قشر هم نیست.  اینکه گمان کنیم دانشجوی سیاسی بودن، یعنی هر روز پرچم اعتراض به دست بگیریم، تجمع کنیم، شعار بدهیم و محرکمان جو حاکم بر محیط باشد، نیز کوته فکری است. دانشجوی سیاسی پیاده نظام احزاب و جریان‌ها نیست. یک دانشجوی سیاسی امیدوار، اهل علم و به دنبال یافتن حق و باطل است. گویی سیاسی بودن فطرت دانشجو است. اما دانشجوی غیرسیاسی قرار است چه تغییری در جامعه ایجاد و چه مسئله‌ای را حل نماید؟ و چه قدمی را برای پیشرفت و تحول بردارد؟ دانشجویی که ظلم را می‌بیند و سکوت می‌کند، دانشجویی که شجاعت ندارد، دانشجویی که کنشگر نیست، دانشجویی که با فریاد و فحاشی طالب حقش است، دانشجویی که مطالبه‌گری نمی داند، نگاه نقادانه به مسائل ندارد. مقام معظم رهبری در سال۱۳۹۶ درباره نگاه نقادانه فرمودند: &quot;نفْس این نگاه نقادانه را من صددرصد تأیید می کنم. من می گویم این نگاه نقّادانه و دغدغه­‌مند، از دانشجو و محیط دانشگاه نباید گرفته بشود. هم نقّادانه، هم آرمان‌گرایانه؛ باید دنبال آرمان‌ها باشند. روی کاستی‌ها و کژی‌ها علامت سؤال بگذارند؛ دانشجو باید کاستی‌ها را ببیند، کجی‌ها را ببیند، عیوب را ببیند و سؤال کند. حالا ممکن است طرف، برای جواب ندادن به این سؤال یک عذر موجّهی داشته باشد، لکن این موجب نمی شود که شما سؤال نکنید؛ شما سؤال کنید. روحیّه‌ی سؤال کردن، امربه­‌معروف، نهی­‌ازمنکر، مطالبه‌ی جدّی آرمان ها و ارزش ها در دانشجو، روحیّه‌ی قابل قبول است.&quot; سخن ایشان معرف یک مجموعه از ویژگی‌های دانشجوی سیاسی است که واو به واو آن جای بحث و بررسی و تأمل دارد.دانشجوی سیاسی اهل کوفه نیست که بایستد و ظلم را ببیند و دم نزند. دانشجوی سیاسی آرمان‌های مشخص و روشن دارد و برای تحقق آنها  می‌جنگد. دانشجوی سیاسی دغدغه‌مند است، نسبت به جامعه احساس مسئولیت دارد و در این راستا تلاش می‌کند. در خواب زمستانی فرو نمی‌رود، بیدار و هشیار و نکته سنج است. دانشجوی سیاسی، سیاسی بودن را وظیفه می‌داند.مسئله‌ی دانشجوی سیاسی مربوط به امروز نیست. یکی از مصادیق دانشجویان سیاسی، اتفاقی بود که آبان۱۳۵۸ دانشجویان پیرو خط امام، یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اقدامات دانشجویی پس از انقلاب را رقم زدند و لانه‌ی جاسوسی آمریکا را تسخیر کردند. اصلا اتفاق ۱۶ آذر خود مصداقی از فعالیت‌ دانشجویان سیاسی است. دانشجوی سیاسی برای تبیین حق و مقابله با باطل نوآور است و از تجارب گذشته عبرت می‌گیرد تا دوباره مسیر تکراری طی ننماید.تغییر فضا و جو حاکم برجامعه را  بهانه‌ی خوبی برای کار نکردن نمی‌داند. وظیفه‌ی امروز ما را سال ۱۳۷۷ رهبری در دیدار دانشجویی این گونه بیان کردند که:&quot;در خودتان بصیرت ایجاد کنید. قدرت تحلیل ایجاد کنید؛ قدرتی که بتوانید از واقعیت های جامعه یک جمع بندی ذهنی برای خودتان به وجود آورید و چیزی را بشناسید. این قدرت تحلیل خیلی مهم است.&quot; حال ما که به دنبال تحقق دانشجوی طراز هستیم، به چه میزان ویژگی‌های یک دانشجوی سیاسی را در خودمان تقویت کرده‌ایم؟!فاطمه مسعودی </description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2024 20:03:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرتضی فرهادی</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-mbukqes1ntjq</link>
                <description>انسان‌شناسی یک علم گسترده و پویا است که شامل ۳۳ موضوع مختلف می‌شود. از جمله انسان‌شناسی جنگ، انسان‌شناسی صلح، انسان‌شناسی ورزشی و غیره. اما یک موضوع جدید و جذاب که از مشرق زمین طلوع کرده، انسان‌شناسی یاری‌ نگاری است.یاری نگاری اولین نظریه ایرانی در انسان‌شناسی به شمار می‌آید. این کلمه تماما ریشه ایرانی دارد و اولین بار توسط مرتضی فرهادی، استاد تمام  دانشگاه علامه طباطبائی در حوزه مردم‌ شناسی، خلق شده است.این نظریه به بررسی روابط تعاونی و همکاری میان افراد و گروه‌های اجتماعی می‌پردازد. این شاخه از انسان شناسی بر اساس تجربه و دیدگاه مرتضی فرهادی شکل گرفته است. او با مطالعه و مشاهده روستاهای ایران، به این نتیجه رسیده که این جوامع دارای ساختارها و فرهنگ‌های خاص خود هستند که بر پایه یاری و تعاون بنا شده‌اند.مرتضی فرهادی سال‌ها عمر خود را صرف مطالعه یاری نگاری و تعاون در ایران با تمرکز بر روستاها کرده است. از نظر او، جامعه روستایی مقتضیات خود را دارد و استفاده از مختصات علم غربی برای آن محل آسیب بار می‌باشد.موزه‌های در باد، واره، کمره نامه از جمله آثار اوست.محمدحسین باقریان </description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2024 20:00:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشجو؛ موذن آزادگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B0%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-gmypghelfrh0</link>
                <description>حدود ۷۰ سال قبل، زمانی که دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به شروع دوباره روابط ایران با پدر استعمارگری یعنی انگلستان و همچنین حضور نیکسون در تهران دست به اعتراض و تجمع زدند. شاید کمتر کسی فکر می کرد این روز، شروع تاریخ جنبش دانشجویی ایران و مبارزه با استعمار و پایمالی حقوق بدیهی یک ملت باشد. آغاز مبارزه‌ای برای دیده شدن فریادهای یک ملت، از تلاش برای قطع دست استعمارگران از منافع ملی کشور تا تلاش برای بیرون راندن اشغالگران از مرزهای کشور و دفاع از وطن، و یا حتی اکنون مبارزه با نفس استعمار در دوران جدید. آغاز جنبشی که هرگز پایانی ندارد. جنبشی که توسط جامعه نخبگانی کشور رهبری می شود. قشر نخبگانی یک جامعه که موتور محرک جامعه است. موتور محرکی که به تفکر سالیان و نسل‌های آینده با دوراندیشی، با دوری از کنشگری‌های احساسی با روبه‌رو شدن با واقعیت، جهت و خط می‌دهد. چه بر سر نخبگان آمده؟!گویی در سالیان اخیر بیشتر از این که دانشجویان کشور تبلور خِرد و عقلانیت باشند، نمایانگر فردی احساسی و احاطه شده با انبوه اطلاعات و بمباران اطلاعاتی جهت‌دار می‌باشند.و مسئله آنجایی بغرنج می‌شود که این بمباران اطلاعاتی، هوشیاری و روحیه کنشگری را از دانشجویان سلب می‌کند و به جایی می‌رسد که عملا دیگر انگیزه‌ای به ادامه راه در آرمان‌های جنبش دانشجویی باقی نمی‌ماند! و حتی می‌تواند افراد را در مسیر عکس حرکت دهد! مسیری در تایید سلطه و ستمگری!حال، جامعه‌ای که قشر سرآمد آن در خواب و حتی بعضا در مسیر عکس قرار دارند، چگونه میتوانند اثری ماندگار مانند انقلاب را رقم بزنند؟ چگونه در هرج ومرج می‌توانند حتی سرنوشت خویش را رقم بزنند؟ و یا حتی چگونه می‌توانند اصلاحگر باشند؟تمام این‌ها گویی علائم بیماری است که جنبش دانشجویی در حال گرفتاری به آن است. بیماری که می توان نام آن را قطع ارتباط با آرمان‌های ملی و گذشته خود نهاد.جایی که با هجوم شدید اطلاعات سازمان یافته و یک سامانه دانشی، دست به تهاجم به فرهنگ و بریدن قشر جوان از گذشته و تاریخ خود میزند. از گذشته‌ای که بزرگ ترین انقلاب ۱۰۰ سال اخیر را رقم زده است. تا جایی که جوانان به ستایش دولتی می‌پردازند که سال های سال به چپاول منابع ملی کشورشان پرداخته و هنوز هم به آن چشم دارد.هرچه هست جنبش واقعی دانشجویی هنوز زنده است. شاید اندکی بیمار باشد، ولی زنده است، زنده است چون حقیقت نمی‌میرد، شاید کمرنگ شود ولی از بین نمی‌رود.محمدحسین طهماسبی </description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2024 19:57:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روشنای موضع</title>
                <link>https://virgool.io/@Atu_Sociology/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B6%D8%B9-gnw0oa7nlosh</link>
                <description>*روشنای موضع*در این اثنا آنچه مهم انگاشته می‌شود خلق روایت است، عامه نیز ابراز تاسف و تاثر می‌دانند.نقطه‌ تاکید، پیام رهبر انقلاب است: از هم اکنون آماج قطعی سرکوب و مجازات عادلانه خواهند بود.به کسانی که در پاسخ به حمله تروریستی کرمان، به پرتاب موشکی از جانب جمهوری اسلامی بسنده می‌کنند، باید بگویم دلخوش به این مقدار نباشید که تحولات جهان امروز گویای چیز دیگری است. فاعتبرو یا اولی الابصاربررسی همه مواردی که نمودی از تغییرات معادلات جهانی باشد، خارج از گنجایش این یادداشت است. لیکن به نمونه های اندک، در عین حال حائز اهمیت اشاره‌ای کوتاه می‌کنم.وبگاه آمریکایی پولیتیکو به نقل از مسئولان پنتاگون بیان کرد که هزینه بالای سرنگونی پهپادها و موشک های یمنی‌ها مایه نگرانی فزاینده است. پولیتیکو تاکید کرد که یک موشک به ارزش 2 میلیون دلار برای سرنگونی یک پهپاد 2 هزار دلاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.رژیم صهیونیستی در خلال حمله زمینی به نوار غزه، قدرت یگان زرهی خویش را به مثابه نقطه قوت خود می‌دانست در صورتی که گروه های مقاومت فلسطینی جهت انهدام یگان زرهی ارتش غاصب از راکت‌های یاسین استفاده می‌کنند که هزینه تولید آن‌ها نهایت 500 دلار است. این در حالی است که تانک‌های مرکاوا ارتش اسرائیل قیمتی بالغ بر 4 میلیون دلار دارند. نشریه هارتص رژیم غاصب اذعان می‌دارد، نتانیاهو و نهادهای اطلاعاتی اسرائیلی، درکی سطحی از تونل‌های زیرزمینی حماس داشته‌اند و تازه اکنون که وارد میدان‌های جنگ غزه شده‌اند، پی برده‌اند که ماهیت این تونل‌ها به مراتب پیشرفته‌تر از آن چیزی است که آن‌ها پیشتر متصور بودند.به معنی واقعی کلمه تشدید تحمیل مخاطره متقابل از سوی جریان مقاومت، وضعیت در حال تجربه امروز است.✍️ علی قنبریان</description>
                <category>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</category>
                <author>موج[ مکتوبات دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی]</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jan 2024 03:11:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>