<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرتمیس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Auschwitz</link>
        <description>آیا آنان که می دانند با آنان که نمی دانند برابرند ؟</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:43:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/712510/avatar/0QasYt.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرتمیس</title>
            <link>https://virgool.io/@Auschwitz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هرآنچه که خواست بگوید ولی جاری نشد ...</title>
                <link>https://virgool.io/@Auschwitz/%D9%87%D8%B1%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%AF-pnip6rujbhmd</link>
                <description>قلم بر کاغذ روان نمی شود و حرف ها زیاد است ولی انگار که حرف کم می آوری .درونت از سخن پر شده ولی تا همدمی پیدا می شود تا مستمع حرف هایت باشد، گویی بلبلان شیرین سخن پر می کشند و از آشیانه خروج می کنند و تو می‌مانی و مستمع مشتاق .مستمع را خیال نداری نومید کنی ولی گویی خودت هم توانی برای بیان و جمله بافی نداری ، می خواهی ولی نمی شود ، حرف ها زیاد است ولی بیرون نمی آیند ، رخوتی در تو وجود دارد که امکان تجلی درونیات را فراهم نمی کند .درحالی که در کنج تنهایی سینه ات از فرط بی کسی فشرده می شود ، ولی وقتی هم که کسی را می یابی ، متوجه می شوی که این چیزی نیست که تو به دنبال آن کوچه به کوچه می گشتی .گویا تو اصلا دنبال آدمی نبودی ، ولی خب با خود می گویی این حال تنگ دلم از کجاست ؟گویا همه چیز برای تو جذبه خود را از دست داده ، و تو مایل بهشان نیستی ، و بین زمین و آسمان معلق ماندی ...نه کاملا با افراد معنوی و مذهبی و روحانی آن دل دوا می شود نه با می خوران سرخوش .بی ادبان بیش از حد توخالی اند و اهل ادب بیش از حد مصنوعیاهل علم از خود راضی و روشنفکر نمااهل هنر هم درگیر سوی و سیاق رنگ ها و طرح ها و معشوقه هاو در این بین تو ماندی و آن دل تنگ ، که بی میلِ روزگار گشته و نمی داند به کدامین سو برود .خودش را درگیر عبادت و نیایش پروردگار می کند ولیکن نمی تواند خودش را گول بزند ، زیرا او به طبع انسانی خود به وجود انسان هایی همدم نیازمند است .و در این حال دل تصمیم به رهایی خود می گیرد ، و وجودت را رهایش می دهد ، مهم نیست که تنهایی ، گرچه مهم است ولی تو قطره ای در اقیانوس نیستی ، اقیانوسی هستی که در یک قطره جمع شده .تو خود گروهی باش که بدان نیازمندی و آگاه باش که خداوند کسی با قلب و وجود تو را خلق نمی کند که اینگونه به حال خود رها ساخته و تنها بگذارد ، تو مورد رحمت و عنایت هستی ، شاید این روز آفتابی ، جلوه شب تاریک و بلند انقلاب زمستانی را داشته باشد ولی آفتاب بر تو می تابد و تنگی دلت گواه این آفتابِ برکت است ، نگران نباش ،آفتاب قدرتمند تر از قبل خواهد تابید و تو دوباره خودت خواهی شد . و دیو جور خواهد رفت .و حال دل تصمیم می گیرد رها کند ،</description>
                <category>آرتمیس</category>
                <author>آرتمیس</author>
                <pubDate>Fri, 31 Oct 2025 01:26:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روشنفکران دروغین و سیاه نماهای شیاد</title>
                <link>https://virgool.io/@Auschwitz/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%AF-yercrxh7oisa</link>
                <description>زیاد هستند این افراد .افرادی که جمله های پیامبر و افلاطون و سقراط ....و حفظ کرده و آن ها را ملاکی برای بزرگی خود می دانند ولیکن آن ها نمی دانند که با سخنان بزرگان ، بزرگ نخواهی شد !بزرگی مفهومی عمیق است ، بزرگی در کردار نمایان است و اثر نهایی خود را در گفتار نشان می دهد.بزرگی یعنی انتقاد پذیری ، زیاد اند عده ای که توهم روشنفکری و به اصطلاح غربی خودشان open mind هستند ولی تا کوچکترین نقد و هجوی می شنوند در دنیای واقعی شما را ناسزا باران کرده و در فضای مجازی بلاک می کنند! بزرگی یعنی بدانی چه زمانی باید خندید و چه زمانی باید گریست ، چه وقت باید جدی بود و چه وقت شوخ طبع ، چه وقت خود را به دست منطق سپاری و چه وقت احساسات را پالایش کنی! بزرگی یعنی بدانی که صبر کنی ، شکیبا باشی برای شنیدن ، برای فهمیدن ، برای درک کردن ، برای دریافت  حکمتی جدید و تو چه می دانی شاید آن جمله ای که آن درویش کهن سال به تو خواهد گفت چنان در وجودت رسوخ کند که تا مرزهای عرفان و انسانیت را ببینی !زیرا من آن نیستم که می نمایم بنگر به وجودم تا شاید عدن را بینی بزرگی یعنی من می دانم که همه چیز را نمی دانم ، من می دانم که چیزهای زیادی برای دیدن و شنیدن هست و تلاش می کنم تا فرهیخته تر باشم .درخت پربار تر افتاده تر درخت پربار تر افتاده تر ،کسی که حکمت و خرد واقعی را یافته و کسی که بزرگی واقعی درونش را یافته ، نیازی به اثبات آن به دیگران ندارد ، زیرا اثبات بزرگی خود نشانه  پست بودن است .زیرا فرد بزرگمهر آنقدر پر است که ارتعاش هایش بر همگان اثر گذارند بی آنکه کلامی به میان بیاورد .ای دل غم دیده حالت به شود ، دل بدمکن ....</description>
                <category>آرتمیس</category>
                <author>آرتمیس</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 11:20:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بردگی در عصر آزاد نمایی و اطلاعات ! (۱)</title>
                <link>https://virgool.io/@Auschwitz/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%DB%B1-vnwufsezv4kw</link>
                <description>(این مطلب در چند بخش نوشته می شود )در درازنای تاریخ انتخاب همیشه سخت بوده ، ولی بالاخره انتخاب باید صورت می گرفت .همیشه افراد قوی تر و باهوش تر به عنوان سردسته انتخاب می شدند ، آنهایی که واقعا اینگونه بودند .ولی به مرور زمان ، انسان یادگرفت که چگونه کلک ببندد و خود را چیزی نشان بدهد که نیست !و از اینجاست که مشکلات شروع شد ، افراد نالایق غالب شدند و ناشایسته سالاری باب شد و شایسته سالاری ازبین رفت ! با پیشرفت بشر این مشکلات هم پیشرفته تر شدند به طوری که ما می دانیم که چقدر در مشکلات فرو رفته ایم ولی آنقدر سردرگم هستیم و صاحبان قدرت و ثروت آنقدر در همه جنبه های زندگی ما رسوخ کرده اند که به برده هایی تبدیل شده ایم که ۲۴ ساعته درحال دویدنیم و چه آگاهانه و چه ناآگاهانه آرمان های آن ها را عملی می کنیم ، چه بخواهیم چه نخواهیم ، بالاخره از روزنه ای پیدا می شوند تا فعالیت ما در راستای سود آن ها باشد و نه خودمان ، بردگی مدرن ، دیگر به دنبال جنگ و استعمار نظامی نیستند بلکه با سیاست های فرهنگی _ اجتماعی _ اقتصادی ، کاری می کنند که همه کارهای ما بر اساس منفعت آن ها باشد و هدف استعمار همین است !سود دهی  بدون آنکه چیزی در ازایش دریافت کنی و از هر طریق که درخیالات شما نمی گنجد،  آن ها درحال استفاده از شما هستند . در شبکه های اجتماعی با الگوریتم هایی که به وجود آوردند ذهن شما را کنترل می کنند ، شما درواقع چیزی که خودتون می خواهید رو نمی بینید بلکه چیزی می بینید که آن ها می خواهند ، آنها می گویند با این الگوریتم ها به دنبال تجربه کاربری بهتر هستند ولی این همه ماجرا نیست !وقتی برای استفاده از محصولی پولی پرداخت نمی کنید یعنی خودتون محصول هستید .</description>
                <category>آرتمیس</category>
                <author>آرتمیس</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jul 2024 00:18:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزاده ای جاودان در درهم‌ تنیدگی زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@Auschwitz/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%87%D9%85-%D8%AA%D9%86%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-ky4nhrwvtb0g</link>
                <description>بر فراز زندگی مغموم وار خودم آزاده ای بودم که دست در دست فلک دادم تا بسوزم و بسازم .....برای چه،  فردی به سان من باید در موسم پویه کردن ، بافتن و ساختن پیشه کند درحالی که می توان دست در دست گردون گذاشت و آزادانه در دشت آرزو ها جهید و از کمند بدبختی ها رهیدن پیشه کرد .می توان دولت خویش را سعادت بخشید ، می توان رستگاری را در لابه‌لای پیچیدگی روزگار دریافت ، می توان گام برداشت تا شاید در این کویر تنهایی، همدمی نیک سخن یافت .و آنگاه که تار و پود اندیشه به سیمای نگار زندگی پودر می شود و تو بی خود می شوی !مفتون و فریفته و شیدا  در پس این پهنهء سبز می زیستم تا شاید طالع شورین بخت من باز شود و این کلبهء احزان گلستان گردد اما تا وقتی که مسخر کنندهٔ کیوان و زمین بر من بیناست ، هر زخمی را مرهمی ست هان ، مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب  /    باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم   /   سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار  /  تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور دور گردون گر دوروزی بر مراد ما نرفت  /  دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور و ما چه می دانیم که در این بوم و برزن چه گذشت ......</description>
                <category>آرتمیس</category>
                <author>آرتمیس</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jun 2024 12:56:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برفراز سردرگمی های شبانهء بانویی جوان</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%D8%A8%D8%B1%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-vjrnahnvl6rt</link>
                <description>آنگاه که دوان دوان خود را به محفل می رساندم به محفل عذاب و عزت ، که حیرانم که چگونه انجمنی این چنین خوب است و بد .چگونه ، می تواند به کسی شکوه ببخشد و درعین حال تاج عزت را از او بگیرد .چگونه رعیت،ارباب را رعیت می کند و مالک می شود .در محفل ذهن ، انسان مختار ، همانند دربندی است که در اندیشهٔ رهایش مانند گنجشکی در قفس دست و پا می زند و که می داند که بعضی ها چه عذابی می کشند تا خونسرد به نظر بیایند .خونسرد در برابر تنهایی ها ، خونسرد در برابر ناملايمی ها ،  خونسرد در برابر تبعیض ها ، خونسرد در برابر کشمکش هایی که در انجمن یگان نفری ذهن خود دارند ...آفرینش ، انسان را اسطورهء سمفونی عظیم خود می داند  و این اسطوره در کوچه پس کوچه های ذهن خود گرفتار شده و منتظر دست کمکی ست تا به سوی او دراز شود .....درخم ، درهم و پیچیده </description>
                <category>آرتمیس</category>
                <author>آرتمیس</author>
                <pubDate>Tue, 21 May 2024 20:22:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب جین ایر</title>
                <link>https://virgool.io/@Auschwitz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1-i4ka4zqs9wif</link>
                <description>کتاب جین ایر ، کتابی که من امروز تصمیم گرفته ام راجبش برای شما بنویسم من این کتاب را خونده ام و واقعا کتاب زیبا و جالبی است !اثری از شارلوت برونته نویسنده خلاق و برتر انگلیسی ، کتاب جین ایر جزوه شاهکار های ادبیات انگلستان به حساب میاد !اون قدری که ویلیام میکپیس تاکری ( نویسنده بزرگ انگلیسی ) این رمان کلاسیک را &quot; شاهکار یک نابغه بزرگ &quot; می نامد !این اثر همچنان پس از گذشت یک قرن به عنوان یکی از زیباترین رمان های ادبی انگلستان به حساب می آید .مشخصات کتاب جین ایر این کتاب در سال 1847منتشر شد ،شارلوت برونته اول این کتاب را با نام مستعار &quot;کِرر بل&quot; منتشر کرد ، اما موفق نشد هویت اصلی و نام اصلی کتاب را مخفی نگه دارد ، این کتاب طرفداران و منتقدان زیادی نیز پیدا کرد ،!این کتاب یک رمان کلاسیک است و داستان عاشقانه دختری به نام جین ایر است  ؛ معلم سرخانه ای ساده و معمولی و در عین حال سرزنده و متکی به خود ، کارفرمایش ، آقای روچستر مردی متکبر و دمغ است .سخن آخر من این کتاب را خواندم و بسیار زیبا و هیجان انگیز بود ، و به نظر من ، واقعا یک شاهکار بزرگ است !</description>
                <category>آرتمیس</category>
                <author>آرتمیس</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jul 2021 18:40:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ایی به یک نوجوان</title>
                <link>https://virgool.io/@Auschwitz/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-cxmzkizlwslp</link>
                <description>درود  امیدوارم حالتان خوش و تن تان سالم باشد .میخوام کمی با نوجوان ها صحبت کنم ! و هدف هایی که میتونن توی این دوره داشته باشن ، و کاری های مهمی که از نظرشون مهم نیست ?1_ بر دانش خود تمرکز کنید نه ظاهر  ظاهر مهم هست ولی دانش مهم تره، شاید در نگاه اول ظاهر زیبا جداب باشه ، ولی قطعا یک مغز پر از دانش و فهم و شعور و اطلاعات بالا جذاب تره !حالا یه سری کتاب خوب بهتون معرفی میکنم ?1_ ماهی بالای درخت 2 _ هنر شفاف اندیشی 3_ فراسوی نیک و بد 4 _ جین ایر 5_ کافکا در کرانه 6_ سه شنبه ها با موری 7 _ مجموعه کتاب های علوم ترسناک و کلی کتاب باحال دیگه .:)چیزی مهم تر از علم دانش و شادی در دنیا وجود ندارد ، پس فقط روی این دو تا تمرکز کنید و با کمی آینده نگری و مشع اقتصادی ، زندگی خوبی خواهید داشت ،____________♡__________</description>
                <category>آرتمیس</category>
                <author>آرتمیس</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jul 2021 18:24:49 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>