<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ayineroo</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Ayineroo</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:05:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/894512/avatar/8x9QMa.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ayineroo</title>
            <link>https://virgool.io/@Ayineroo</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برداشت از حقیقت و حقیقت</title>
                <link>https://virgool.io/@Ayineroo/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%88-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-vsuvpgvifhgz</link>
                <description>وقتی معنایی در ذهن ما شکل می گیرد ، اگر خودمان بفهمیم که چه معنایی خلق کردیم پس به یکتا بودن معنی باور داریم . یعنی نظیر به نظیر برای تجلی هر اراده یک معنی خلق می کنیم و وقتی می خواهیم یک معنا را انتقال دهیم ، از کلام استفاده می کنیم . که در این انتقا 2 نقص ممکن است پیش بیاید :نقص اول : اگر معنی که ما ایجاد کردیم در ذهنمان جامع و مانع نباشد،( یعنی خودمان کامل نفهمیم چه ساختیم ) نمی توانیم برداشتهای منبعث از آن را تزکیه کنیم در نتیجه هدفمان از انتقال معنی محقق نمی شود .نقص دوم : اگرمعنی ساخته شده بی نقص باشد اما ممکن است از کلام ما دو یا چند معنی متفاوت برداشت بشود که مقصود ما نبوده است. در چنین حالتی اگر از ما پرسیده شود کدام معنی منظور ما بوده است، باید برداشتها را اصلاح کنیم تا نزدیک ترین برداشت به معنی حاصل شود .حال نعوذ باالله جای کلمه «ما» در عبارات بالا خداوند قرار دهید، آیا می توان این دو نقص را بر خداوند پذیرفت ؟اگر نه ، پس چطور - وقتی اشخاص مختلف در زمانها و مکانهای مختلف برداشتهای مختلفی از یک آیه قرآن دارند- کلام خداوند از این نقص مبرا است؟۱-وقتی چند نفر چند برداشت  از یک آیه داشته باشند ،نشان دهنده این نیست که چند معنی خلق شده . بلکه خودِ فهم شده ی هر یک از ما ، یک برداشت منحصر به فرد از معنی داشته است . این بنا به ماهیت انسان منطقی است . ( اما وقتی یک نفر از یک آیه چند برداشت داشته باشد ، یعنی خود را در آن موضوع فهم نکرده - فکر نکرده چه می خواهد - غیر منطقی است )۲- ممکن است من یک معنی در ذهنم ساخته باشم و میل داشته باشم به نحوی بیان کنم که چند برداشت از آن صورت بگیرد و هر یک از آن برداشتها در زمان مطلوب ، من را به مقصودم در قبال هر یک از آن مخاطبان برساند و از این برنامه ریزی خودم لذت ببرم . اما لازم نیست خدا یک آیه را به نحوی بیان کند که هر یک از مخاطبانش طور متفاوتی برداشت کنند تا قصد خداوند در ارائه طریق هدایت یا ضلالت محقق شود . یعنی لازم نیست نحوه بیانش را به نحوه فهم ما وابسته کند ( خلاف صفت غنی است ) چرا که قلب همه ما محل حضور اوست و او می تواند هر برداشتی را که لازم بداند به« ما» القا می کند نه اینکه آن را بر روی کلام «خود» اعمال کند .</description>
                <category>Ayineroo</category>
                <author>Ayineroo</author>
                <pubDate>Wed, 08 Dec 2021 00:16:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توانایی و تکلیف</title>
                <link>https://virgool.io/@Ayineroo/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-kygg7yb26un6</link>
                <description>
 لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ [62] مومنون
ما هيچ‌كس را جز به‌اندازه‌ی تواناييش تكليف نمى كنيم و نزد ما كتابى است كه به حق سخن مى‌گويد و به آنان هيچ ستمى نمى شود.۱- امام صادق ( استطاعت قبل از انجام کار می آید. خداوند به هیچ قبض و بسطی( امر و نهی)  دستور نداده است؛ مگر اینکه بنده برای آن کار، استطاعت و توانایی داشته باشد.۲- امام صادق در پاسخ به سوال  « استطاعت چیست»؟ فرمود: «وسیله است؛ مانند زناکار که چون زنا کند، درحین زنا برای زنا استطاعت دارد و اگر او زنا را ترک کند و زنا نکند، درهنگام ترک، برای ترک زنا استطاعت دارد». آنگاه فرمود: «پیش از آن کار، نه کم و نه زیاد، استطاعت ندارد؛ امّا هنگام انجام آن کار و یا ترک آن، استطاعت دارد»از مجموع  احادیث ذکر شده و سایر احادیث مربوطه شاید بتوان چنین برداشت کرد که : هر شخص به محض اراده کردن هم بر انجام فعل و هم بر ترک آن استطاعت پیدا می کند اگر برخلاف استطاعت عمل کند خلاف تکلیف عمل کرده است( چراکه استطاعت مقدمه تکلیف است) بنابراین  به نظر می آید وسع  ما می تواند نامحدود باشد و همه بتوانیم به درجه اولیا الله برسیم  و  شاید اگر ظرف تکلیف هر کس را یک مقدار ثابتی فرض کنیم مسامحه و « خود-کم-توقع-انگاری  » محسوب شود . البته  همانطور که قبلا درباره ارتباط  اراده ،نفس ، شاکله،عقل،قلب و روح با یکدیگر، مطالبی ارائه شد :  اگر اراده را خروجی عقل یا قلب بدانیم می توان پذیرفت خداوند در مواقعی از طریق قلب بر اراده پیامبران (درجهت رضای خود و صلاح آنان)، اثر گذاشته است .</description>
                <category>Ayineroo</category>
                <author>Ayineroo</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 22:12:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روح چیست ؟ اراده کجاست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ayineroo/%D8%B1%D9%88%D8%AD-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-iordxoox8ibk</link>
                <description>بعد از دمیده شدن روح در انسان ، اتصال انسان به خداوند به چه شکل ادامه پیدا می کند و تعامل و تقابلش با قلب و درک ما از دنیا چگونه است ؟در آیه ۵۲ سوره شورا به نوعی بخشی از وجود خداوند به انسان منتقل می شود و انتقال در قالب نور صورت می گیرد  ( تبدیل به نور ممکن است  تمثیلی برای فهم بهتر ما باشد  یا اینکه واقعی باشد ) حال ، این روحی که در ما دمیده می شود با کدام یک از ارکان خود ما  که می‌شناسیمش نسبت دارد و چه نسبتی دارد ؟روح قلب نیست و از طرفی افئده هم نیست چون در دو جا از آیات قرآن در کنار روح آمده است: ۱- آیه ۹سوره سجده  که روح دمیده می شود سپس گوش چشم و افئده برای انسان قرار داده می شود  ۲- در آیه  ۲۲ سوره مجادله که بیان شده است که ایمان بر قلب آنها نگاشته شده و به توسط روح امداد می شوندروح درجه نفس هم نیست یعنی فقط یک وضعیت متعالی از نفس نیست زیرا آیات دمیده شدن روح در انسان را داریم. شاید بشود به این شکل گفت که روح، تفویضی از وجود خداوند به انسان است . روح چیست؟ می توانیم روح را نوری منبعث از وجود خداوند در نظر بگیریم (چه واقعی چه تمثیلی- 52شوری)که جوهره نفس ماستننفس چیست ؟ تاثیرات ناخودآگاه از وراثت و محیط تا زمان بروز عقل، ما( نفس) را می سازد که نفس، روح را همچون غلافی در بر می گیرد و بنا به تاثیرات انتسابی ، شاکله خاصی پیدا می کند .وقتی انسان تفکر می کند به ورای خودش می رود و وقتی قیاسی انجام میدهد به تشخیصی از خوبی و بدی می رسد که تصور او از ماده است نه خود آن ، و وقتی تصمیم  می گیرد ،عملی انجام داده است ولی چون هنوز عینیت پیدا  نکرده  پس به عالم ماده وارد نشده است. بنابراین انسان بعد غیرمادی دارد و نفس موجودیت غیر مادی انسان است و دو ستون ( عقل و قلب) و تعدادی کارکرد پویا (تفکر ، تشخیص و تصمیم)  دارد  البته وجه تمایز انسان از حیوانات و گیاهان  قابلیت پویایی ( متغیر بودن) و بسیط بودن آن است  و وجه تمایزش از فرشتگان و جنیان بعد مادی و غرایز اوست  .شاکله چیست؟ پارامترها و ویژگی هایی که  شکل کلی نفس را نشان می دهد (84 اسراء)عقل چیست ؟ عقل ، رسول منفصل است ، عمل عقل تفکر است و هدف عقل ارضاء منفعت و خروجی آن اراده یا تصمیم استقلب چیست ؟ قلب،  رسول متصل است ، عمل قلب تشخیص است و هدف قلب ارضاء حس و خروجی آن اراده یا تصمیم استاراده چیست ؟ اراده یک کارکرد غیرمادی نفس است که، 2 منشا می تواند داشته باشد : حس یا منفعت . یعنی ما یا از روی حس و کشش درونی تصمیم می گیریم یا از روی منافعمان . سپس اراده ( به عنوان کارکرد عملیاتی بعد غیرمادی ) برای محقق شدن در محیط مادی به ابزار بدن  ( به عنوان بعد مادی نفس) نیاز دارد. این گونه است که عمل مادی از ما صادر می شودعمل چیست؟ هر اثر مادی/ معنوی ،  مثبت / منفی بر ما/ محیط ما ، عمل ما نگاشته می شودعمل مثبت و منفی چیست؟ هر عمل همانند موجی  است که طول موج آن در عبور از فیلتر &quot; فجورها و تقواها&quot;  مثبت یا منفی بودن عمل را مشخص می شود.فجورها و تقواها چیست ؟ احتمالا اطلاعاتی هستند که درصد فاجرانه و پرهیزگارانه بودن عمل ما  (و در نتیجه نحوه تاثیر پذیری نفس ما از عمل ما ) در تطابق با این اطلاعات  مشخص می شود ( 8 شمس)اثر عمل ما بر نفس ما چیست ؟ وقتی انسان عاقل با اراده اش عملی انجام می دهد ، اگر عملش مثبت باشد نفس ( ی که حتی اثرات ناخودآگاه ناپسندی از دوران ناآگاهی دارد) را پاک می کند ، غلاف روح را کمرنگ می کند و رستگار می شود و اگر عمل منفی باشد نفس( ی که حتی اثرات ناخودآگاه پسندیده از دوران ناآگاهی دارد) را آلوده می کند ، غلاف روح را پررنگ می کند و بازنده می شود.(10 و 9 شمس )</description>
                <category>Ayineroo</category>
                <author>Ayineroo</author>
                <pubDate>Sat, 04 Dec 2021 18:06:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابطه زمان و اثربخشی</title>
                <link>https://virgool.io/@Ayineroo/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-d6ej2htswkym</link>
                <description>اِعمَل لِدُنياكَ كَأَنَّكَ تَعيشُ أبَدا ، وَاعمَل لاِآخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَموتُ غَدا .چنان برای دنیایت تلاش کن که گویا همیشه زنده‏ ای، و چنان برای آخرتت تلاش کن که گوئی فردا مرگت فرا می‏ رسد.سوال:به نظر می آید منظور هر دو وضعیت ، کیفیت کاری هست، اما در عمل لازمه کیفیت بالا و خوب کار کردن در دنیا،زمان گذاشتن و تمرکز بالا داشتن روی کار هست، سوالی که اینجا پیش می آید  این است که وقتی کار دنیا با کیفیت و با تمام تمرکز در حال انجام است ،  دیگر تمرکزی برای کار آخرت باقی نمی ماند ، مگر اینکه از پایه جوری عمل بشود که این دو نوع کار از هم تفکیک نشود ، یعنی کار دنیایی در جهت رضای خدا باشد و همزمان کار آخرت هم محسوب شود  ، که در این حالت باز سوال پیش می آید  که پس چرا امام حسن (ع) کار دنیا و آخرت را جدا فرمودند؟پاسخ:منظور از کار دنیا ، کاری است که اثرش فانی است و منظور از کار برای آخرت کاری است که اثرش باقی است .لذا امام این دو را از هم جدا می کند نه اینکه با وجه شباهتی به نام کیفیت به هم نزدیک شوند .بنابراین اگر یک کار دنیایی مثل ساخت خانه و مدرسه و ابنیه شهری ( البته اگر این مثالها بدون سود و عام المنفعه باشد دنیوی هست ولی برای دنیا محسوب نمی شود ) با کیفیت بالا هم انجام بشود، اولا که کیفیتش محدود است ثانیا  دوراندیشی درباره  کیفیت هم  محدود است و قابل تعمیم به ابد نیست . لذا در اینجا  برای جذب و درگیر کردن مخاطب ،  تفاوت در اهمیت کار باقی و فانی ، با یک پارادوکس ارائه  شده است . چرا که ما دوست داریم ابدیت را همنشین کار باقی و محدودیت را همنشین کار فانی ببینیم. در صورتیکه در این حدیث بر عکس است و  کار فانی همنشین کلمه ابدیت شده است .  بنابراین در این حدیث اهمیت کار به زمان ربط داده شده  یعنی کار دنیا باید آن قدر برایمان کم اهمیت باشد که انگار همیشه برای انجامش وقت داریم و می تونیم مدام به تعویق بیاندازیم و کار آخرت باید آن قدر برایمان مهم باشد که فکر کنیم ممکن است فرصتش از دست برود .بنابراین کمیت زمان در اینجا یک کمیت اثر سنجی است  time=K.∆efficiency∆</description>
                <category>Ayineroo</category>
                <author>Ayineroo</author>
                <pubDate>Fri, 03 Dec 2021 00:34:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>