<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آزاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Azadeh2</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:47:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>آزاده</title>
            <link>https://virgool.io/@Azadeh2</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گتسبی بزرگ و هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@Azadeh2/%DA%AF%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-cmknrd3aaffj</link>
                <description>The Great Gatsbyحدود دو سال پیش، این لیست های کتاب که باید قبل از مرگ بخونید و اسکرول می کردم که اسم کتاب گتسبی بزرگ و دیدم. کتاب و خوندم و مدام ضرب المثلی و در ذهنم مرور می کردم. نقدها و تحلیل های کتاب و هم خوندم اما این ضرب المثل و جایی ندیدم تا اینکه chatbot ها خبر روز شدند.سراغ bing رفتم و chatbot و فعال کردم و اولین سوالم، در مورد این کتاب و ضرب المثلی که در ذهنم بود و پرسیدم. آیا ضرب المثل فارسی می شناسه که به محتوای کتاب مرتبط باشه؟ که جواب درستی نداد.جالب بود که سوالات و به انگلیسی می پرسیدم و ضرب المثل ها رو پینگلیش می نوشتم و آنها رو درک می کرد و معادل انگلیسی شون و تا حدی درست می داد اما به اون چیزی که مد نظر من بود اشاره ای نکرد.خلاصه خیلی سوال کردم و گپ زدیم اما در نهایت من نظرم و در قالب اون ضرب المثل گفتم و پذیرفت و در عین حال تاکید کرد که این کتاب استعاره های فراوانی دارد ( که البته من خیلی  هاشو نگرفتم?). خیلی متواضعانه عذرخواهی کرد که نتونسته کمک زیادی بکنه و شاید در بعضی موارد پاسخهای گمراه کننده ای داده است.من هنوز تو سرم تکرار می کنم: &quot; آزموده را آزمودن خطاست&quot;پ ن۱: یک طرفه هم به قاضی نمی روم؛ اگر من از طرف هر کسی آزمایش شدم و در آزمون رد شدم، عقل حکم می کنم که دیگه این آزمایش تکرار نشه.پ ن۲: فرصت دوباره دادن و رد نمی کنم اما ته ذهن مون نتایج آزمایش اول و نگه داریم. </description>
                <category>آزاده</category>
                <author>آزاده</author>
                <pubDate>Tue, 17 Oct 2023 10:21:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قضاوتش کردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Azadeh2/%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%88%D8%AA%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-shjri1vskjw9</link>
                <description>ساعت ۸ صبح مراقب اتاق شیشه ای بودم. امسال کلاس چهره توی این اتاق تشکیل می شد، فکر کنم چون درش کلا شیشه ایه، بهش می گن اتاق شیشه ای. امتحان فارسی و انشا بود و بچه های بدقلقی داشت. کل زمان امتحان داشتم نگاه می کردم و تذکر می دادم. جای یکی دوتاشون و هم عوض کردم. سوال هم جواب دادم.خانم این گوژپشت که اینجا نوشته یعنی چی؟ به پشتش اشاره کردم و یه حالت برجسته رو نشون دادم. خانم یعنی قوز؟خانم ، قشرق و چه طوری می نویسن؟دقیقه های آخر امتحان بود که بچه های سالن، امتحان و تموم کردند و سالن خالی شد و همکارم که مراقب سالن بود به اتاق شیشه ای اومد. این همکار معلم تخصصی بچه های این اتاق بود و شروع کردند به خوش و بش. بعد همکارم بالای سرشون می رفت و بله!، از روی برگه یکی جواب برمی داشت و به دیگری می رسوند. بعد از اینکه به چند نفر جواب و رسوند، موقع رفتن بهش گفتم که بچه ها به دفتر خبر می دن و طبق تجربه این کار درستی نیست که با گفتن &quot;نه بابا&quot; خداحافظی کرد و رفت.فکر می کردم اینکه به چند نفر جواب برسونی، نه اینکه راهنمایی کنی بدور از عدالته. همین همکار چند بار از بی عدالتی هایی که در این سیستم بهش شده شکایت داشته( طرحی و ارایه کرده، رتبه آورده، بهش خبر ندادن و نورچشمی و برتر اعلام کردند. ۸ سال توی سیستم تدریس می کنه اما رسمی نشده). من در همین فضای مجازی بارها خوندم که جهان سراسر بی عدالتیه. بسیار خوب این جهان ناعادلانه. ولی چقدر ما انسانها در ایجاد این بی عدالتی سهم داریم؟مثال بالا خیلی خیلی کوچک بود اما مگر جهان را همین مثالهای کوچک نمی سازد؟آیا در مورد همکارم قضاوت کردم؟</description>
                <category>آزاده</category>
                <author>آزاده</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jun 2023 09:36:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پسا برنامه ریزی</title>
                <link>https://virgool.io/@Azadeh2/%D9%BE%D8%B3%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-eibz3cjtikc0</link>
                <description>حدود ۴ ماه از برنامه ریزی که در آذرماه (اینجا)کردم  می گذره و حالا وقتشه که تمام افکاری که این دوره توی مغزم بود و بریزم بیرون.در اون جلسه من بچه ها رو تشویق کردم که سایتی رو طراحی کنند و روی هاست واقعی بالا بیاورند. حدود یک زنگ ، جملات انگیزشی گفتم(نکات فنی کار و مو به مو پیشتر گفته بودم و خودم هم سایتی رو برای نمونه طراحی و پیاده سازی کرده بودم) و یک منبر پر و پیمون رفتم.شرایط اون روز کلاس اینطوری بود که ۶ نفر حاضر و ۶ نفر غایب بودند. طبیعتا اون ۶ نفر غایب تشویق نشدند و تا همین امروز هیچ کاری نکردند. از ۶ نفر حاضر هم، چهار نفر آبان ماه سایتشون و طراحی و پیاده سازی کرده بودند. دو نفر باقیمانده هم اومدند جلو میز من و به خاطر انگیزه بسیار بالایی که یهویی بدست اورده بودند قول دادند که دست به کار شوند که البته تا لحظه نگارش این پست نتونستند به قولشون عمل کنند.چهار نفری که کارشون و انجام داده بودند، یکبار دیگه دستی به سر و صورت سایت کشیدند و اسکرین شاتهایی هم از صفحه اول سایت گرفتند و روی مقوا زدند و بدین ترتیب در نمایشگاه بهمن ماه مدرسه شرکت کردند.اما از حیث تعداد و تنوع اتفاقاتی که در این سال تحصیلی گذشت، متعجم و اینکه چقدر برنامه ریزی، تشویق، انگیزه دادن و پیگیری درسی بچه ها می تونه موثر واقع بشه و به تو انگیزه بده تا باز هم تلاش کنی و نا امید نشی.از ابتدای سال تحصیلی، مدرسه نه تنها از جو سیاسی جامعه جدا نبود بلکه خیلی خیلی هم تحت تاثیر بود. عده ای از غایبین هم بهانه شان ناامنی شهر بود. عده زیادی از بچه ها عصبی، ناراحت و کسل بودند و هیچ حرف و سخنی نمی تونست آرومشون کنه و بر عکس اگر تلاشی برای عوض شدن روحیه کلاس و دور کردن اونها از فضای جامعه می کردم مورد حمله قرار می گرفتم.۲. بعد از اون شنبه تشویقی و انگیزشی، دو هفته به خاطر آلودگی شدید هوا، کلاسها تعطیل شد و دوباره به تدریس عذاب آور مجازی برگشتیم. یکی از تفریحات این دوره ام چک کردن شاخص آلودگی هوا بود و چند ساعت یکبار آمار بازدید سایت و بالا می بردم. درس php به فصل اتصال بانک اطلاعاتی و صفحه وب رسیده بود و من اصلا دوست نداشتم که مجازی تدریس کنم و خودم و برای یک کلاس حضوری پویا و تعاملی آماده کرده بودم اما شرایط به گونه دیگری پیش رفت. در کلاس مجازی با سه شاگرد درس و شروع کردم و انصافا این سه بچه با دنبال کردن ویدیوهای تدریس و انجام تمرین ها بازخوردهای خوبی دادند و خیالم راحت شد که درس و گرفتند اگرچه که ۹ نفر دیگه نبودند.(مشکل خیلی بزرگ اینه که تعدادی از بچه های رشته وب در خانه کامپیوتر یا لپ تاپ ندارند و درس ما هم که ۹۰ درصد عملی و تمرین هست و نمی تونند اجرا کنند و هر ازگاهی هم که اعلام حضور می کردند بی فایده بود و مورد قبول من نبود)شاخص آلودگی مثلا ۱۸۰ تا ۳. آلودگی هوا تموم شد و خوش و خندان به مدرسه برگشتم که بعد از یک هفته به علت برودت هوا کلاسها تعطیل شد. (این برودت هوا یعنی دمای هوا نهایتا منفی دو درجه بود اما گاز نبود) جالب اینجا بود که ایام امتحانات بود و هیچ برنامه درسی هم نداشتیم و امتحانات هم در همین شرایط تق و لق به پایان رسید اما سریال اتفاقات قسمت دیگری هم داشت. وقتی که دوباره به سرکار برگشتم بارش برف باعث تعطیلی درسها شد. بارش چندین باره برف اتفاق خوب امسال بود.گلهای برفی۴. با سلام و صلوات ماه اسفند و شروع کردم و بعد از دو هفته تدریس با اتفاق نادر دیگری به اسم &quot; مسمومیت سریالی مدارس&quot; رو به رو شدیم که مغز من یکی دیگه در برابرش قفل بود. دو هفته پایانی اسفند در دفتر مدرسه بودم در حالی که کلاسها خالی از دانش آموزان بود.بدون عنوان!در شرایطی سال تحصیلی ۱۴۰۱ رو به پایان رسوندم که مهرماه کار و با خوشحالی از شروع حضوری کلاسها شروع کرده بودم و با تکیه بر اینترنت مدرسه تدریس رو به آموزش ماهیگیری تبدیل کرده بودم و دقیقا این جمله رو می گفتم که &quot; بچه ها بریم ماهیگیری&quot; و ماهی های کمی رو مستقیما دست بچه ها دادم و بیشتر جستجو کردن با حوصله و انتخاب و بکار گیری کلمات کلیدی(keywords) رو آموزش می دادم تا خودشون به کدهای خوب و دقیق برسند و بتونند خودآموز عمل کنند. ولی زهی خیال باطل که اتفاقات زیادی افتاد که ایده ها به خوبی عملی نشوند و لذت یک کلاس تعاملی و پر جنب و جوش به دل بمونه.سلام به ۱۴۰۲ </description>
                <category>آزاده</category>
                <author>آزاده</author>
                <pubDate>Mon, 03 Apr 2023 13:29:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی برای شروع هفته</title>
                <link>https://virgool.io/@Azadeh2/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-lteh1j7ll5cg</link>
                <description>بسم ا...به طرح درس کلاس روز شنبه فکر می کنم. ساعت 8 صبح شنبه( شنبه خر است) باید قسمت &quot;مدیریت کاربران در وردپرس&quot; رو جزوه بگم. چند خط که بنویسند و توضیحات من و تحمل کنند، صداشون درمیاد(قطعا صدای اونهایی که بیدارند و می نویسند). خب 5 دقیقه استراحت می دم و بعدش می رم منبر تا با طرح موضوعی هیجان کلاس رو بالا ببرم( انگار وقتی قالب هدر در المنتور وردپرس و عملی درس می دادم همه از شدت هیجان سوار جاروی هری پاتری در فضا معلق بودند?).یک سایت خسته در روز شنبهاین جوری شروع می کنم که تا یکماه پیش شما در فضای اینترنت صرفا بازدید کننده و کاربر بودید ولی امروز با کمک یک هاست رایگان، یک وب سایت بالا اوردید.(آمار کلاس: 12 نفر دانش آموز که حدود 3 نفر دائم الغایب هستند و از 9 نفر باقیمانده 4 نفر سایتشون بالا اومده) صفحات سایت شما از نظر طراحی قابل مقایسه با وب سایتهای امروزی نیست اما، اما اگر بالا بودن سایت خودتون رو با بالا نبودنش مقایسه کنید پیشرفت خیلی زیادی اتفاق افتاده. شما با همین صفحات ساده و ابتدایی اولین قدم رو برداشتید و حالا می تونید تواناییهای امروزتون رو با دیروز خودتون مقایسه کنید.#1: خود الان رو با خود قبلیتون مقایسه کنید و فقط زمانی خودتون و با دیگران مقایسه کنید که می خواهید ایده یا انگیزه بگیرید.صفحه اصلی سایت &quot;ش&quot;آفرین به همت و تلاش شما اما این تازه شروع کار است. مگر  همه نرم افزارها و اپلیکیشنها از روز اول انتشار عالی و بدون باگ بودند؟ همین زبان PHP چند روز پیش آپدیت جدیدی داد. پس این سایت هم حالا حالاها کار دارد.Error پشت Error اما نمی تونیم دست از کار بکشیم و این صفحات بی رنگ و لعاب رو رها کنیم. باید بیشتر بخونیم، بیشتر کد بنویسیم تا به استانداردهای روز نزدیکتر شویم. نباید فقط من درس بدهم و شما جزوه بنویسید و صبر کنیم تا زمانی که حرفه ای شدید دست به کار بشید بلکه باید کد بنویسید و اصلاح کنید تا فرآیند حرفه ای شدن رو قدم به قدم طی کنید. بی حوصله نباشید، کد بنویسید و من رفع اشکال می کنم و هر وقت خسته شدید، بهتون خسته نباشید می گم ?و چند ماه آینده ثمره تلاش شما یک سایت در نتایج جستجوی گوگل خواهد بود.(آرزو بر جوانان عیب نیست)#2: در دام کمال گرایی منفی نیفتید و بعد از شروع کار، تلاشهایتان را دنبال کنید.صفحه اصلی سایت&quot;د&quot;  بریم سراغ بچه هایی که هنوز سایتشون به دلایلی که همه می دونیم طراحی نشده(هاست ارور داده و نام کاربری رو قبول نمی کنه، کامپیوترم خرابه، برق محله ما رفته بود....)، زمان مثل ابرهای در حرکت داره از دست می ره. این روزها در کنار من و بقیه بچه ها می تونید اشکالات و رفع کنید و خودتون و به کلاس برسونید. این مشکلات(و شاید بهانه ها) همیشه هستند و هیچ راه گریزی از آنها وجود ندارد اما اگر برای رفعشون مصمم نباشیم تا 120 سالگی اسیرشون هستیم و عقب می مانیم.#3: همین شنبه شروع کنید. امیدوارم بعد از اینکه از منبر پایین اومدم با تعدادی پکر فیس چشم تو چشم نشم و حداقل یه مسلمون بگه&quot; بر محمد و آل محمد صلوات&quot;.</description>
                <category>آزاده</category>
                <author>آزاده</author>
                <pubDate>Thu, 01 Dec 2022 19:50:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>