<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بابک محمودزاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Babakmahmoudzadeh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 17:16:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1322291/avatar/VqdxGp.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بابک محمودزاده</title>
            <link>https://virgool.io/@Babakmahmoudzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رونمایی از تایپوگرافی نمایش «تایتان»</title>
                <link>https://virgool.io/@Babakmahmoudzadeh/%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-uqqbioip8idu</link>
                <description>نمایش تایتان.رونمایی از تایپوگرافی نمایش «تایتان» کاری از گروه کاتارسیس...❌به زودی❌...📝نویسنده:رضا بهکام🎭کارگردان: بابک محمودزاده...🌱طراح پوستر و تایپوگرافی: آیه فیلی...#تئاتر #تیاتر #تاتر #اجرا #نمایش</description>
                <category>بابک محمودزاده</category>
                <author>بابک محمودزاده</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jun 2024 23:12:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمدی فارس</title>
                <link>https://virgool.io/@Babakmahmoudzadeh/%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-ptyyvc1kinwt</link>
                <description>کمدی فارسکمدی فارس Farce: اثری است که خواننده یا بیننده را از صمیم دل به خنده وامی دارد و از این رو به آن کمدی سبک گفته اند و امروزه بر این شیوه فیلم های سینمایی سبک و خنده داری می سازند (مخصوصاً آمریکاییان). در اثر فارس قهرمان را یا خیلی بزرگ می کنند و یا خیلی کوچک و او را در موقعیت های خنده آوری قرار می دهند. مولیر آثاری به این شیوه دارد. فارس گاهی به عنوان یک داستان فرعی (اپی زود) در انواع دیگر کمدی دیده می شود.البته در کتبی که در مورد کمدی نوشته شده است، تقسیمات و اصطلاحات دیگری هم مشاهده می شود. مثلا کمدی اخلاط اربعه Comedy of Humours کمدی ای است که در آن عدم تعادل یکی از اخلاط (سودا، صفرا، بلغم، خون) قهرمان را دچار یکی از امراض کرده است. کمدی احساساتی کمدی ای بود که در پایان قرن 17 در انگلستان پیدا شده بود و در آن هدف این بود که بیننده را به جای خنده، به گریه بیندازند. این شیوه بعدها در فرانسه هم معمول شد. همچنین از نظر موضوع هم تقسیمات متعددی کرده اند، مثلاً در تئاتر پوچی هم آثار کمیک وجود دارد. یا کمدی های چخوف جنبه ی اجتماعی دارد. برخی از منتقدان به طور کلی کمدی را به دو قسم، تقسیم کرده اند:1- کمدی عالی یا سطح بالاHigh Comedy که باعث خنده ی روشنفکران می شود و در آن طنزهای ظریف سطح بالایی است.2- کمدی پست یا عامیانه یا سطح پایین Low Comedy که در آن جاذبه های روشنفکری نیست و شوخی های مبتذل و جوک های زشت دارد، مثل سیاه بازی ها.آخرین اصطلاحی که با توجه به مباحث نقد ادبی غربیان مطرح می کنیم اصطلاحات « تنوع و تسکین»Comic Romic است و آن طرح شوخی ها و نمایش صحنه های شاد در یک اثر جدی تراژیک است. این شگرد باعث تنوعی در نمایش می شود و اندکی از آلام بیننده را که بر اثر ترس و شفقت ایجاد شده است می کاهد. تنوع و تسکین در صحنه ی قبرکن ها در نمایشنامه «هملت» و نیز درنمایشنامه مکبث در صحنه ی مربوط به حمال های مست بعد از قتل پادشاه مشاهده می شود.نمایشنامه ی کمیک به این اشکال فرنگی در ایران وجود نداشته است. اما قطعات کوتاه منظوم یا منثور در طنز و انتقاد از مفاسد اجتماعی، طبقات و اصنافی از مردم در ادبیات ما هست، مثلاً در آثار عبید. مثنوی های مشتمل بر طنز و هجو هم در ادبیات ما کم نیست. مثل کارنامه بلخ سنایی و همچنین در انواع شعر فارسی نوعی است که به آن شهر آشوب می گویند و از فروع هجو است. اما هیچ کدام از اینها را نمی توان نوع ادبی کمدی محسوب داشت که ذاتاً باید جنبه ی نمایشی داشته باشد. تنها مورد مشابه که فقط جنبه اجرایی داشته است نه کتابتی، نمایش های معروف به « تخته حوضی » است که می توان آن را با «کمدیا دل آرته» Commedia Dell,Arte مقایسه کرد. این اصطلاح ایتالیایی به همین شکل در همه ی زبان ها مستعمل است. این نوع کمدی در قرن 16 و 17 و 18 در ایتالیا بسیار رایج بود. بازیگران که ماسکی بر چهره داشتند، در وسط بازی بدیهه سرایی می کردند. برخی از قهرمانان و بازیگران این نوع نمایش معروفند که از آن میان آرلکن را می توان نام برد. در نمایش تخته حوضی هم بازیگران چون کاکاسیاه با بدیهه گویی های خود، موضوعات نمایشی را از حالت ثابت و تکراری خارج کرده، هر بار به نحوه تازه و سرگرم کننده ارائه می دادند. در خاتمه لازم است اشاره کنیم که ابوبشر متـّی مترجم فن شعر و دیگر قدما از جمله ابن رشد قرطبی، معنی کومودیا را مانند تراگودیا نمی فهمیده اند و از این رو آن را به هجو ترجمه کرده بودند که نزدیک ترین معنی به کمدی است. </description>
                <category>بابک محمودزاده</category>
                <author>بابک محمودزاده</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jun 2024 13:18:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سنت گوسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Babakmahmoudzadeh/%D8%B3%D9%86%D8%AA-%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-zcwlvdnihwzl</link>
                <description>سنت گوسانی«گوسانی» که بعدها واژه‌ی «خنیاگری» جایگزین آن شد یکی از بخش‌های مهم موسیقی ملّی ایران است و قدمت آن دست‌کم به دوران هخامنشیان می‌رسد و یکی از اصیل‌ترین و کهن‌ترین گونه‌های موسیقی در تاریخ کهن ایران است که متاسفانه در تاریخ معاصر ایران به آن کمتر توجه شده است. در گوسانی، داستان‌های ملّی ایران همراه با موسیقی و آواز روایت می‌شوند و به همین دلیل اهمیت آن در تاریخ ایران ورای مختصات موسیقایی آن است و همواره یکی از مهم‌ترین تدبیرهای ایرانیان برای حفظ فرهنگ ملّی ایران بوده است. تاریخ هنر نیز به ما نشان می‌دهد که در میان انواع گونه‌های هنر، این قصّه و داستان است که بیشترین نفوذ را در ناخودآگاه جمعی بشر داشته است. تا به آنجا که حتی دلیل حیات تمدن‌های بزرگ از گذشته‌های دور تا به امروز، وجود قصه‌ها‌ی مشترک در حافظه‌ی جمعی مردمان آن‌ تمدن‌ها بوده است.خنیاگر یگانه هنرمند دوران ایران باستان نیست او در کنار «گوسان»،«نقال» و «بخشی» با روایت افسانه و داستان به زبان شعر و نثر با آوا ها ،همراه با ساز و موسیقی بهترین روایت گران تاریخ بودند.در دوران ساسانیان گوسان ها در شمال ایران در کنار درخشش خنیاگران به فعالیت مشغول بودند.اشعار خنیاگران در دوران ساسانی بیشتر مضامین پهلوانی مثل آیین جمشید، کین ایرج، نوروز، کیقباد و سیاووشان، کین سیاوش ، پیکرگردی و نیز جنبه ی دینی هم در بر داشت.با فروپاشی هخامنشیان ضربه ای کشنده به گوسانان درباری وارد شد ولی هنر ایشان به واسطه گوسانان غیر درباری( دوره گرد) ادامه یافت.کم کم گوسانان عنوان هنیاگر یا خنیاگر را بر خود نهادند و با این تغییر هنر خنیاگری بیشتر سرایش شعر و آواز خوانی و نوازندگی ساز محدود شد در همین فرایند بخشی از هنر گوسان ها یعنی بازیگری (پتواژگر) به گروه دیگری که در متون به عنوان پتواژگر یاد شده اند منتقل شد.از مجموعه شواهد بدست امده میتوان چنین دریافت که گوسان در زندگانی پارت ها و همسایگان ایشان به عنوان هنرمند سرگرم کننده پادشاه و مردمان عادی در دربار محبوب بوده است او در گورستان و در جشن ها حضور داشت سوگ سرود سرا ، طنز پرداز ، داستان گو، نوازنده، حافظ دستاور های دوران باستان و نیایش خوان زمانه خویش بوده است.گوسان ها بر دو دسته اند : آنهایی که در سوگ میخواندند ، آنانی که در جشن میخواندند .سوگ خوانی را «سوگ جامع خوانی» و جشن را «سورنامه» میخواندند.خنیاگران در دوران ساسانی در جمع افراد ممتاز پذیرفته شدند ،اما با فروپاشی ساسانیان گروه ایشان برای همیشه در خاموشی فرو رفتند، کارایی خودشان را از دست دادند و مهاجرت کردند به سمت روستا های دوردست به ویژه ایلات کوچ نشین.بی تردید این دریچه یکی از مجرا هایی بود که خنیاگران دوره گرد پیشین بخش گسترده ای از منظومه ها و چکامه ها، داستان و اسطوره ها، افسانه ها و‌ نغمه ها و سرود های خود پرداخته را به دست ادبیات مکتوب سپرده اند.مثال: برخی «اوزان» هارا بازمانده به خنیاگران میدانند ، انان نقال نقل موسیقایی در میان ترک زبانانند که نقل را به اواز و به همراهی سازی میخواندند ، انان نیای اشیق های اذربایجانند و بخشی های ترکمن ها به شمار میایند.</description>
                <category>بابک محمودزاده</category>
                <author>بابک محمودزاده</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jun 2024 12:13:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایماژ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Babakmahmoudzadeh/%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%DA%98-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xfis9dohmfmu</link>
                <description>ادراک بصری ایماژ چیست؟تصویرسازی دارای ویژگی بصری و ساده ترین راه نگاشتن است که فرایند دیداری نمودن تصورات را به کار می بندد. ایماژ همچون رسانه ای است که تاثیر و فرایند بازنمایی توانش های عاطفی را بر الگوهای دیداری و فرهنگی تصویرپردازی می کند؛ شاید بهترین و کوتاه ترین تعریف برای ایماژ ، جهان نگری تصویری و ذهنی است.بر اساس زیست و داده های تجربی کنش ما در تصور مشابه کنش ما در دیدن چیزها، شامل تصاویر است؛ اما، پرسش این است که، کدام وجه از #ایماژ در تفسیر ناظران در طول تاریخ تغییر می کند و توسط رسانه های خود انتقال می یابد؟ و چه نسبتی میان #ایماژ دریافت شده و حقیقت وجود دارد ؟ در این نوشتار دنباله دار با طرح پژوهشی معناشناختی با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی درباره محتوای دیداری مرتبط با تصویر و با شرح بسیاری از واقعیت های برجسته و کلی در کنش های هنری درباره بازنمودهای تصویری در پی پاسخ به پرسش های فوق است؛ تحلیل نتایج نشان میدهد که طبیعت بصری محتوای ایماژها، از کیفیتی پویا برخوردار است و این کیفیت ، ماهیت ذهن ما را آشکار‌ می کند، همچنان که چارچوب و عینیت اثر، حاکی از مضمون پویا است که هر یک از شیوه های نگریستن متفاوت به جهان است .ادامه دارد… .نشریه هنرهای زیبا- هنرهای تجسمی * شماره 2 تابستان 1397#ایماژ #ادراک_تصویری #مقاله_هنری #بابک_محمودزاده</description>
                <category>بابک محمودزاده</category>
                <author>بابک محمودزاده</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jun 2024 22:46:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>