<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شکوفه بابازاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Babazadeh62</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:36:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3565171/avatar/jT14pe.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شکوفه بابازاده</title>
            <link>https://virgool.io/@Babazadeh62</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شکرگزاری حقیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@Babazadeh62/%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%DB%8C-mjbvk2dt2xcd</link>
                <description>از زمان آخرین نوشته‌ام خیلی گذشته است. می‌خواهم آخرین قسمت شکرگزاری را اینطور تمام کنم.در بخش قبل گفته بودم که ما به‌نوعی از یکدیگر یا هم‌نوعان خودمون تشکر و قدردانی می‌کنیم. حالا می‌خواهم بگویم که تشکر و قدردانی واقعی را هر لحظه و هر  زمان باید از خالق و هستی‌بخش خودمان انجام بدهیم. وقتی ما به‌خاطر کمک و لطف یک شخص از او تشکر می‌کنیم و سعی در جبران آن داریم، چطور می‌شود که از قدردانی و سپاسگزاری یگانه یاری‌رسانندۀ جهان غفلت می‌کنیم؟! ما طعم شکرگزاری را فراوان چشیده‌ایم و تأثیر آن را درک کرده‌ایم. آیا غیر از این است با شکرگزاریِ پیوسته و هر لحظه، موهبت‌‌ها و نعمت‌های بیشتری به سمت ما سرازیر می‌شود؟شاید تابه‌حال به این نکته توجه نکرده‌اید که با هر شکرگزاری، نشاط و انرژی را در خود احساس می‌کنیم و اگر تا پیش از آن حال و هوایمان ابری و سرد بود، بعد از شکرگزاری عمیق و واقعی، حال و هوایمان آفتابی و گرم می‌شود. در نهایت، احساس رضایت و شادمانی جای احساس ناراحتی و بدبختی می‌نشیند و ناخودآگاه چهرۀ دَرهم و مأیوس ما، گشاده و خندان خواهد شد. بابت لحظه‌لحظۀ نفس کشیدنمان و تک‌تک نعمت‌هایمان قدردان و شکرگزار باشیم.منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم🌿</description>
                <category>شکوفه بابازاده</category>
                <author>شکوفه بابازاده</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2024 13:53:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معنای شکرگزاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Babazadeh62/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-gzh8obc8ppnc</link>
                <description>سلام به همۀ شما دوستان✋در ادامۀ موضوع شکرگزاری می‌خواهم این‌طور بگویم که...شکرگزاری در لغت یعنی قدردانی و سپاسگزاری کردن؛ اما در عمل چطور باید شکرگزاری کرد؟مطمئناً همۀ شما این کار را مکرراً انجام دادید. یک مثال می‌زنم: برای همۀ ما پیش آمده که لطف کسانی را که به ما محبت می‌کنند جبران کنیم. حالا این جبران می‌تواند با  خرید یک هدیه یا انجام یک کار یا کمک کردن به آن شخص باشد و اگر محبت و لطف چندین بارۀ یک فرد را بی‌پاسخ بگذاریم، ممکن است این‌طور فکر می‌کنیم که آیا داریم از او سو استفاده می‌کنیم، یا اینکه می‌ترسیم لطفش به ما را قطع کند، یا حتی ممکن است به عذاب وجدان مبتلا شویم. ما در مقابل الطاف دیگران فقط به قدردانی کلامی بسنده نمی‌کنیم و برای اینکه این الطاف مستمر باشند خود را موظف به جبران می‌کنیم و این بده‌بستان‌ها حس خوبی در ما ایجاد می‌کنند. از آنجا که انسان نیاز دارد برای بقای خود به‌صورت اجتماعی زندگی کند، کمک به دیگران و همین‌طور جبران لطف و محبت آنها از الزامات حفظ ارتباطات اجتماعی اوست.ادامه دارد...</description>
                <category>شکوفه بابازاده</category>
                <author>شکوفه بابازاده</author>
                <pubDate>Wed, 06 Nov 2024 09:11:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکرگزار هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Babazadeh62/%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-tvc2jlmj5hdg</link>
                <description>سلام به همراهان عزیزم. امروز می‌خواهم دربارۀ شکرگزاری با شما صحبت کنم. به نظر شما شکرگزاری یعنی چه؟ نه معنای لغویش، در معنای مفهومی خودش و حتی عملی.                                 ما باید شکرگزار چه چیزهایی باشیم، از چه کسی یا کسانی شکرگزاری کنیم، اصلاً برای چه باید شاکر و شکرگزار بود؟                      در کتاب‌ها شاید خوانده باشید یا شاید در فضاهای مجازی در این باره مطلب خوانده باشید. پیش آمده به این موضوع عمیق و جدی فکر کنید؟ پیش آمده در عمل یا حتی در کلام شکرگزاری کنید؟ معمولاً چه وقت‌هایی شکرگزار هستید؟                       آیا این کار را تکرار می‌کنید؟ آیا به شکرگزاری عادت دارید؟ آیا اصلاً تابه‌حال عمیقاً شکرگزاری کردید موقعی که اتفاقی خوب برایتان افتاده است؟                          نمی‌دانم چند نفر از شما به شکرگزاری اعتقاد دارید؟ چند نفر شما بارها و بارها اتفاقاتی در زندگیتان افتاده که بابتش شکرگزار بودید؟ و چند نفر شما پیوسته و دائم و حتی مثل یک عادت شکرگزاری می‌کنید؟                                              دوست دارم اگر تابه‌حال به این موضوع جدی فکر نکردید، بعد از خواندن حرف‌های من به آن فکر کنید و بعد از فکر کردن، نتیجه‌اش را برایم بنویسید.</description>
                <category>شکوفه بابازاده</category>
                <author>شکوفه بابازاده</author>
                <pubDate>Wed, 30 Oct 2024 19:42:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بگوییم چه می‌خواهیم یا چه احساسی داریم</title>
                <link>https://virgool.io/@Babazadeh62/%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-bx0hzo6fjwgl</link>
                <description>یکی از درس‌هایی که از زندگی گرفتم این است که باید خواسته‌هایم را بگویم، نیازهایم را بگویم، دغدغه‌هایم را بگویم. بگویم که درگیر چه مشکلاتی هستم. بگویم که چه مسائلی مرا آزار می‌دهد. بگویم که چه نیازها و خواسته‌هایی دارم؛ اما مهم است که بیان کنم؛ اینکه چه کسی یا کسانی بفهمند خواسته‌ها، نگرانی‌ها و دغدغه‌های من چه هستند، خیلی مهمتر است؛ چون به هر کسی نباید گفت، که اگر بگوییم باعث می‌شود به ضرر ما تمام شود و از انجام آن پشیمان شویم؛ ولی باید به پدر و مادرمان، به همسرمان بگوییم وقتی مسئله یا موضوعی دارد ما را می‌آزارد. باید بگوییم «مادر از این مسئله ناراحتم» یا «پدر این مشکل باعث شده است نگران شوم» «من فلان هدف را دارم» «هدف من این است» «نیاز من این است» «چه کاری انجام دهم که به آنها دست پیدا کنم». چنانچه مشکل ما خیلی نگران‌کننده و بزرگ است بهتر است با شدت کمتری آن را به پدر یا مادرمان بگوییم  و این باعث نشود که پدر یا مادرمان دچار تشویش شوند یا حتی بیشتر از ما نگران شوند. مهم این است که بگوییم؛ چون اگر نگوییم کم‌کم باعث می‌شود که در تصمیماتمان دچار مشکل شویم و نتوانیم درست تصمیم‌گیری کنیم و نتوانیم به‌موقع تصمیم بگیریم، نتوانیم آن موضوع را بررسی و تحلیل کنیم و در نهایت باعث می‌شود در درون خود فرو برویم و تبدیل به یک مسئلۀ پیچیده و حتی حل‌نشدنی شود. احساسات ما هم این‌گونه هستند. وقتی ما احساس غم می‌کنیم، احساس خشم می‌کنیم، احساس نگرانی و تشویش داریم، در مجموع احساساتی را که منفی هستند، تجربه می‌کنیم باید آنها را بیان کنیم، باید آنها را ابراز کنیم. باید بگوییم که «من الآن این حس را دارم، این حس را دارم تجربه می‌کنم». نوع گفتن نیز مهم است. باید محترمانه و صمیمی باشد؛ چون مخاطبان ما عزیزان ما هستند، محرم ما هستند، کسانی هستند که آنها را دوست داریم و آنها نیز ما را دوست دارند. از نگفتن‌ها، مطرح نکردن‌ها، بیان نکردن‌ها نتیجۀ خوبی نمی‌گیریم و ما را به‌سمت تنهایی سوق می‌دهند. چه بسا اگر بگوییم و مسائلی را بازگو کنیم احساسات منفی‌ای را که داریم، ابراز کنیم باعث می‌شود کمک دریافت کنیم. باعث می‌شود که آن حس منفی تسکین یابد. آنهایی که ابرازگری خوبی دارند حالشان خیلی بهتر از آن‌هایی است که خود ابرازگری ندارند.</description>
                <category>شکوفه بابازاده</category>
                <author>شکوفه بابازاده</author>
                <pubDate>Fri, 18 Oct 2024 14:11:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه‌ام از سفر اربعین</title>
                <link>https://virgool.io/@Babazadeh62/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86-qtsfxsesxsk9</link>
                <description>«امسال اولین تجربۀ سفرم به عتبات در ایام اربعین بود که به اتفاق همسرم رفتم. اونجا چندین درس گرفتم و تجربیات زیادی کسب کردم. چند چیز توجه منو خیلی جلب کرد و برام ارزشمند بود. یکی این بود که ما زائرهایی که به سمت کربلا تو مشایه می‌رفتیم، همه به سمت یک هدف و مقصد می‌رفتیم. مثل پروانه‌هایی بودیم که به سمت اون شمع روشن و فروزان حرکت می‌کردیم. این برام واقعاً بی‌نظیر بود. ماها، ما زائرها، برای ما اصلاً مهم نبود کی هستیم، از کجا اومدیم، قومیّتمون چیه، پولداریم یا فقیر، دکتریم یا یه کارگر ساده. با هر وضع مالی، طبقۀ اجتماعی، با هر ملیّتی، اونجا همه در یک سطح بودند. همه با هم برابر بودند. همه یک جا می‌خوابیدند. شرایط استراحت همه با هم برابر بود. شرایط خورد و خوراک برابر بود. شرایط بهداشتی برابر بود. اونجا همه با هم هم‌صدا بودند، همه همدل بودند. و من شیفتۀ اون مهمان‌نوازی و اون عشق عراقی‌ها به امام حسین و پذیرایی از زائران امام حسین شده بودم و برام این تجربیات بی‌نظیر بود.»</description>
                <category>شکوفه بابازاده</category>
                <author>شکوفه بابازاده</author>
                <pubDate>Thu, 10 Oct 2024 20:28:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>