<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بهاره رازقی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@BahareRazeghi</link>
        <description>علاقه مند به بازاریابی و ذوب در کشف دنیای کارآفرینان. در حال حاضر در مسیر کارآفرینی. در این صفحه از مسیر و نگرش کارآفرینی و گه گاه بازاریابی خواهم نوشت.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:05:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/88453/avatar/8JVBCy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بهاره رازقی</title>
            <link>https://virgool.io/@BahareRazeghi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>طلوع من باش</title>
                <link>https://virgool.io/ravanevic/%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%B9-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-zqodvb9ggmke</link>
                <description>حدودای ساعت 6‌ونیم صبح بود. خورشید داشت کم‌کم چشماشو باز می‌کرد. برق نگاهش همیشه منو مبهوت خودش می‌کنه (من عاشق آسمون و هر چی توشه ام). رفتم پشت بوم؛ بالا اومدنش رو نگاه می‌کردم و با نفس‌های عمیقی که ریه‌م رو پر از رایحۀ خنکِ دم‌دمای پاییز می‌کرد، روح و جانم رو حسابی تازه کردم. دوست داشتم همون‌جا یکم ورزش کنم منتها بلاخره توی آپارتمان، پشت بوم، سقف خونه همسایه ست و اون ساعت حتما خواب بودن. برنامه‌های روزم رو مرور کردم و برگشتم پایین.کلی کار داشتم:باید چندتا پروژه محتوایی رو تموم می‌کردم و تحویل می‌دادم؛دوتا وقت مشاوره رو باید تنظیم می‌کردم.(یعنی میشه بعد از دو سال دوباره به اون روزهای خوب مشاوره‌ای برگردم؟)؛برای کارهای عقب افتاده‌م باید برنامه‌ریزی می‌کردم(زبان، دوره بازاریابی دیجیتالم و تمریناتش که دیگه داره کلافه‌م می‌کنه)؛برای سایت یه کار جدید باید استراتژی تدوین می‌کردم؛وااااااااااااااااااااای ...یهو به خودم اومدم دیدم چقدر ذهنم به هم ریخته.این منم الان؟! عمراً!  اگر این مشکل رو زود حل نمی‌کردم، همه روزم رو خراب می‌کرد و به کل لذت طلوع آفتابی که به جانم نشسته بود، از دست می‌دادم. به بایگانی مطالعات گذشته در ذهنم رجوع کردم. کتاب هفت عادت مردمان مؤثرِ استفان کاوی و ترجمه گیتی خوشدل، عادت سوم رو با این عنوان معرفی می‌کنه: «نخست، امور نخست را انجام دهید.»خیلی سخته که وقتی چندین کار مهم داری «کارهای نخست» رو درست تشخیص بدی!یه ماتریس دو بعدی بر اساس اهمیت و فوریت (ضرورت) کارها معرفی می‌کنه. تقریبا هر زمان مثل کلاف سر در گم میشم، کلید راه‌گشای منه؛ بهش میگن ماتریس آیزنهاور.این ماتریس رو خیلی‌ها بر اساسش حرف زدن ولی کمتر اصل موضوع رو به درستی مطرح می‌کنن. تشریح درست این ماتریس دفعه اول من رو متحیر کرد! عکس از مقاله «اولویت‌بندی کارها و فعالیت‌ها | ماتریس آیزنهاور» سایت متمم؛ اما تحلیل و نکات برگرفته از سایت متمم نیست. کارهایی که خیلی مهم و فوری هستند، معمولا من رو دچار استرس می‌کنن؛ ممکنه بحران درست کنن و باید اول انجامشون داد.کارهایی که مهم و غیر فوری هستند، کارهایه که مستقیما با اهداف و رسالت بلندمدت در ارتباطه و این همون نکته‌ایه که معمولا ازش غفلت می کنن.کارهای فوری و کم اهمیت اون‌هایی هستند که انرژی من رو خیلی می‌گیرند، برای همین معمولا اونقدر به تعویق میفتن که فوری و مهم بشن تا انجامشون بدم.دسته آخر هم  با این‌که ظاهرا بی‌اهمیت هستند، اما در پسِ انجام بقیه کارها پیش میان.اما اون نکته‌ای که توی این عادت وجود داره اینه که اولا خودم باید دو عامل مهمِ «فوریت و اهمیت» رو تشخیص بدم و بدون مهارت و تجربه کافی ممکنه دچار اشتباه بشم.نکته بعدی که خیلی مهم‌تره، اینه که همیشه توصیه می‌کنن از انجام فعالیت‌های مهم و فوری شروع کنید (اسمش هم گذاشتند بحرانی که کاملا روح و روان آدم دستور انجام رو صادر کنه). اما در واقعیت انتخاب‌ها طور دیگه‌ای رقم می‌خوره:تعیین اولویت‌های هر کدوم ازین جعبه‌های فعالیت، کاملا بستگی به خودم داره که چه جور آدمی هستم!به طور کلی و مطلق، اگر کاری خیلی به وضعیت ضرورت نزدیک بشه، من رو دچار استرس می‌کنه. برای همین همیشه از کارهای &quot;مهم و غیر فوری&quot; روزم رو شروع می‌کنم. این کارها کاملا بر اساس اهداف بلندمدت منه و چون شخصیتم کل‌نگر هست و افق دید بلند دارم، بهم اون‌قدر شعف و انرژی میده که بعدش با آرامش برم سراغ کارهای فوری و مهمِ استرس‌زا!درسته که الان به این موضوع آگاهم، ولی برای این خودآگاهی، سال ها طول کشید تا بهار درونم رو کشیدم بیرون و به خودم معرفیش کنم. استاد عزیزی داشتم که با من در این مسیر پیر شد. تصمیم‌گیرنده اول و آخر زندگی، تعریف‌کننده لذات و هیجانات و غم‌ها اون بهار درونه که بهترین دوست و همدم منه.خیلی دوسش دارم و هرگز نمی‌خوام از دستش بدم. برای همین سعی می‌کنم مرعوب آدم‌ها و موقعیت‌های بیرونی نشم و به قولی «بر اساس ظاهر و سر و صدای دلبرانه آدم‌های دیگه، باطن زندگی خودم رو به چالش نکشم». خیلی حس خوبیه وقتی فقط بر اساس خودت تصمیم می‌گیری و تعیین‌کننده چارچوب‌ها و خطوط قرمزِ خودت هستی. بعد از یه خودشناسی عمیق، همیشه یکی رو داری که فقط خواسته اون برات مهمه؛ همیشه! عاشقانه‌ستتقریبا هر روز، یه درسی برای مرور کردن دارم و این کمکم می‌کنه تا فکرم رو پویا نگه دارم. نمی دونم چه راه‌های دیگه‌ای براش وجود داره. شاید به تعداد آدم‌های روی زمین راه هست، چون هر کس منحصربه‌فرد فکر می کنه، منحصربه‌فرد تصمیم می‌گیره و منحصربه‌فرد زندگی می‌کنه.شما چه راهی برای تقویت همیشگی سیستم تفکرتون دارید؟امروزم رو برای اولین بار از پشت بوم شروع کردم، اما هر روزم روی پشت بوم و تماشای غروب به پایان می‌رسه. شاید یه روز از نجواهای لحظه غروبم بنویسم.این یکی از غروب‌هامه؛ لحظه‌ای که نفسم در سینه مثل لحظه یک دیدار عاشقانه، حبس میشه! طبقه 11. بدون مانع!</description>
                <category>بهاره رازقی</category>
                <author>بهاره رازقی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 00:01:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه مرا می‌خواند ...</title>
                <link>https://virgool.io/ravanevic/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-w9tv8ubjzvrz</link>
                <description>لحظه‌ای با من باشروزها و لحظه‌ها با آرامش، استمرار، دقت و سرعت می‌گذرند.تنها همراه زندگی که هر لحظه قرار را از من و تو می‌گیرد و باید به اجبار تحملش کرد. حتی برای لحظه‌ای هم نمی‌توان از نبودش در امان ماند، چون باز هنگام فکر کردن به نبودش هم در حال تهدید به ترک من و توست و با ترک او تبدیل به یک عکس، یک سنگ یا یک شیء منجمد خواهیم شد.بله! زمان خون جاری در رگ حیات است.پس چه‌طور می‌شود از آن غافل بود؟بودنش را ثبت نکرد؟هر لحظه با او عکس یادگاری نگرفت؟و با او خوش نگذراند؟از امروز با همان آرامش، استمرار، دقت و سرعت با او همراه خواهم شدو بودنش را نه پس خواهم زد و نه انکار خواهم کرد.این یک هدیه برای اکنونِ من است.«امروز» برای همیشه من را ترک خواهد کرد؛می‌خواهم به او بگویم، قدرش را می‌دانم؛ از بودنش خوشحالم، چونمی‌دانم که برترین موهبت ایزدی‌ست که همیشه با من است؛می‌خواهم در او روان باشم و هر روز از لحظات با هم بودنمان بنویسم.تو هم با او بمان و قدرش را بدان.بنویس، بنویس، بنویس که صاحبان قلم سازنده‌های تاریخند.در جنگ قلم و موریانه، این دومی‌ست که می‌میرد.به گردش زمان خیره نمان</description>
                <category>بهاره رازقی</category>
                <author>بهاره رازقی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Sep 2020 10:52:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینی</title>
                <link>https://virgool.io/mydmcir/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-rfxapc9jjb0i</link>
                <description>مسیر واقعی زندگی شغلی یا مجموعه‌ای از سوءتفاهم!کدام مسیر را انتخاب کنم؟سبک زندگی ما ابعاد مختلفی دارد و این ابعاد باید با هم و در کنار هم به تعادل برسند تا احساس رضایت از خویش و خوشبختی (بخوانید موفقیت!) داشته باشیم. الزاما به این معنی نیست که همه چیز خیلی خوب و بدون مشکل باشد. مهم این است که متعادل باشد. کارآفرینی یک سبک زندگی است. این، اولین سوءتفاهم در مورد کارآفرینی، که همان برابر دانستن کارآفرینی و شغل‌آفرینی است، را بر طرف می‌کند. انتخاب کارآفرینی، انتخاب سبک زندگی است.فایل صوتی گفتگوی عادل طالبی، استراتژیست در حوزه تجارت الکترونیک و محمدرضا شعبانعلی، صاحب امتیاز و مؤسس دانشگاه مجازی متمم را گوش می‌دادم.  گفتگوی عادل طالبی و محمدرضا شعبانعلی را در کانال کار و کسب پیدا کنید و گوش کنید.در آن به نکته‌ای کمتربیان‌شده در خصوص توهم کارآفرینی اشاره شده بود. اینکه کارآفرین بودن یا نبودن یک انتخاب است و الزاما مسیر موفقیت از کارآفرینی فردی نمی‌گذرد.تصمیم کبری: کارآفرین شدن یا نشدن؟ مسئله این است!این کلیدی‌ترین سوال برای انتخاب مسیر زندگی شغلی است و به مرور به آن خواهیم پرداخت.از سفر به تاریخچه زندگی خود شروع کنیداما ... آیا می توان کارافرینی را آموخت؟بله می‌توان آموخت! در ایران دوره‌های کارآفرینی بسیاری در مراکز دولتی، خصوصی و خصولتی برگزار می‌شود و همین‌طور در دانشگاه‌های مطرح، دانشکده‌های کارآفرینی و حتی مراکز غیرانتفاعی کارآفرینی وجود دارد که کارآفرینی را، حتی با تصور آموزش عملی، آموزش می‌دهند!چه عالی! اما آیا می دانید ازین مراکز، آموزشگاه ها و دانشگاه‌ها تا کنون چند کارآفرین تربیت شده‌اند؟  قصد ندارم با انتشار آمار و ارقام کار این مراکز را زیر سوال ببرم، چون تلاش آنها صحیح است؛ آنها کارآفرینی را آموزش می‌دهند، نه کارآفرین شدن! تفاوت این دو در این است که وقتی کارآفرینی آموزش داده می‌شود فرض بر این است که شما در مسیر کارآفرینی قرار دارید و باید تمهیداتی داشته باشید و این تمهیدات را در آموزش به شما نشان می‌دهند! اما موضوع اصلی در مورد کارآفرین شدن این است که فرد از خود بپرسد: آیا من می‌توانم کارآفرین شوم و در من آمادگی آن وجود دارد؟ و عدم وجود چنین تفکری، سوءتفاهم بعدی، یعنی به قول عادل خان طالبی توهم کارآفرینی، را رقم می‌زند. اکثر افراد به خوبی در مورد کارآفرینی و تعاریف و ویژگی‌های آن در مجموعه‌های آموزشی که نام بردم بهره‌مند می‌شوند؛ اینکه باید ایده داشته باشند و بتوانند آن را به شکلی نوآورانه عرضه کنند و امکان‌سنجی کنند، بازاریابی انجام داده و در نهایت ایده تجاری شود. اما کارآفرین نمی‌شوند! مشکل کجاست؟ آیا ایده مشکل دارد؟ آیا ارزیابی‌ها مشکل دارد؟ آیا نوآوری به‌کار گرفته‌شده واقع‌بینانه نبوده است؟ آیا محتوای آموزشی مشکل دارد؟ پاسخ همه این سوالات منفی است. مشکل آنجاست که همه چیزهای لازم را آموزش نمی‌دهند، بخش‌های مهمی از مسیر کارآفرینی الزاما آموزش دادنی نیست و این سوءتفاهم بعدی در مورد کارآفرین شدن است.بسیاری از کارآفرین های بزرگ دنیا، یا آموزش آکادمیک و آزاد ندیده‌اند و یا اگر امثال استیو جابز و بیل گیتس در دانشگاه‌های بزرگ و معتبر مشغول به تحصیل بودند، در برهه‌ای که تصمیم به کارآفرین شدن گرفتند، ترک تحصیل کردند و از این نوع آموزش فاصله گرفتند. یادگیری سوخت لازم برای حرکت در مسیر کارآفرینی است. به تعارض ذهنی بین آموزش‌های کارآفرینی و ضرورت یادگیری در مسیر کارآفرین شدن در پست‌های بعدی خواهم پرداخت.چیزی که جایش در آموزش‌های کارآفرینی (حتی آموزش های عملی با پروژه های سنگین) خالی است تا کارآفرین شویم، چیست؟ ندانستن مسیر کارآفرینی. کارآفرین شدن نیاز به آمادگی دارد.وقتی در مورد کار صحبت می‌شود، کمتر به آن بخش از زندگی که پشت سر گذاشته‌ایم، فکر می‌کنیم و بیشتر متمرکز بر این هستیم که از این به بعد برای کار چه تصمیمی می‌خواهیم بگیریم. و این هم سوءتفاهم دیگری است که در مسیر کارآفرینی دچارش می‌شویم. به این بخش توجه کنید:سه انتخاب پیش روی هر کسی برای آینده شغلی قرار دارد که هر کدام نیازمند کسب مهارت‌ها و توانمندی‌های خاص خود است:1. استخدام2. خوداشتغالی3. کارآفرینیاین سه اولویت مانند پله‌های متوالی یک نردبان هستند که برای پا گذاشتن بر پله بعدی باید از پله قبلی عبور کرد و این همان بخشی از کارآفرینی است که آموزش داده نمی‌شود. آیا برای رسیدن به کارآفرینی گام‌های قبل از آن را پشت سر گذاشته‌اید؟انتخاب هر یک از این سه گزینه وابستگی زیادی به نوع تفکر یا نگرش، سبک زندگی و عادات شکل‌گرفته در ما دارد؛ اینکه چطور برای زندگی آینده، تربیت شده و برنامه‌ریزی کرده باشیم. با این حال زمانی که این تصمیم کبری را بگیریم که کارآفرین شویم، می‌توانیم تغییرات لازم را ایجاد کنیم. عاداتی که از گذشته در ما شکل گرفته‌اند و ذهنیت ما را برای انتخاب سبک زندگی جهت‌دهی می‌کنند، یکی از عوامل مؤثر در انتخاب مسیر شغلی ماست. باید مراقب باشیم این عادات ما را در انتخابمان منحرف نکنند.سوءتفاهم بزرگی که در مسیر کارآفرین شدن وجود دارد همین است که خودرأیی (در مقابل اعتماد به نفس)، ناسازگاری در تیم‌های کاری (در مقابل تحمل ابهام)، غرور بیش از حد (در مقابل میل به توفیق)، تندروی و یکه‌تازی (در مقابل ریسک پذیری) و سایر نقاط ضعف خود را از ویژگی های دیگر کارآفرینان تعبیر کرده و خود را فاتح قله‌های موفقیت در این عرصه می‎دانیم. تصور می‌کنیم یک روز با چنین نگاهی به خود، تصمیم به کارآفرین شدن می‌گیریم، عزم خود را جزم کرده و با هزینه و ریسک بالا شروع به راه‌اندازی یک کسب و کار می‌کنیم. این بیشتر شبیه به یک شیرجه احمقانه است نه برنامه‌ریزی مدبرانه برای تضمین آینده زندگی خود.از ویژگی‌ها و شناخت خود چقدر آگاهی داریم؟کارآفرین شدن بهترین انتخاب برای آینده زندگی شغلی هر کسی می‌تواند باشد، به شرطی که شخصی که کارآفرین شدن را انتخاب می کند، مسیر آن را به درستی طی کند و در این راه بهای رشد و موفقیت خود را (که شکست‌های احتمالی کوچک و بزرگ است) بپردازد. شاید در ادامه بخوانیم: دانشگاهی برای کارآفرین شدن وجود دارد؟ پاسخ مثبت است. آن را معرفی خواهم کرد.</description>
                <category>بهاره رازقی</category>
                <author>بهاره رازقی</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 06:25:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی دیجیتال؛ چرا و چگونه؟</title>
                <link>https://virgool.io/mydmcir/httpsvirgooliobaharerazeghi%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-jyft1j6vrzlu</link>
                <description>زیرا چاره‌ای نیست و به سختی ... !Digital Marketing can help you grow your business.در دنیای کسب‌وکار امروز (چه آنلاین و چه آفلاین) گریزی از تحولات دیجیتال و تأثیر آن در حیات و بقای کسب‌وکارها نیست. عادل طالبی، دبیر انجمن کسب‌وکارهای اینترنتی، استراتژیست و ذوب در تجارت الکترونیک، بازاریابی دیجیتال را این‌گونه تعریف می‌کند:&quot;استفاده هوشمندانه از ابزارهای موجود در فضای دیجیتال به شکلی که به کسب‌وکار کمک کند تا به اهداف تعیین شده در بازاریابی برسد.&quot;و امروز کمتر کسب‌وکاری وجود دارد که برای جذب و حفظ مشتری و ارائه هر چه بهتر خدمات، ارتباطی با ابزارهای موجود در فضای دیجیتال نداشته باشد. چرا که مخاطب در فضای آنلاین حضور مستمر دارد و بسیاری از تصمیمات خرید کالا و خدمات خود را تحت تأثیر آن می‌گیرد. از طرفی استفاده از ابزارهای دیجیتال جزء جدایی‌ناپذیر زندگی او شده است.به همین دلیل است که جناب کاتلر (پدر یا یکی از اعضای خانواده بزرگ بازاریابی جهان) نسل آخر بازاریابی را بازاریابی دیجیتال می‌داند. امیدوارم چرایی بازاریابی دیجیتال و ناگزیری از آن بر هیچ فرد و کسب‌وکاری پوشیده نمانده باشد.اما اینکه چگونه می‌توان بازاریابی دیجیتال را در کسب و کار به کار بست، با مرور تعریف عادل طالبی از بازاریابی دیجیتال روشن می‌شود. باید به گونه‌ای هوشمندانه، یعنی بر اساس شناخت کافی، دقیق و کاربردی، از ابزارهایی که در دسترس بازار قرار دارد، استفاده کرد. ابزارهای دیجیتال را بشناسید و کاربرد آنها را یاد بگیریدسختی بازاریابی دیجیتال در استفاده هوشمندانه از ابزارها است و توانایی استفاده هوشمندانه، نتیجه یادگیری و تجربه است. با کمک یادگیری بازاریابی دیجیتال به طور پیوسته به راحتی می‌توانید از آن استفاده کنید.به هزینه دیگران یاد بگیرید و اگر میسر نبود، بهای بیشتر برای یادگیری را بپردازید.استفاده از یک کلاس بازاریابی دیجیتال حتما به یادگیری آن کمک می‌کند. اما باید در نظر داشت که سرعت تغییر و تحول در ابزارهای موجود در فضای دیجیتال و رفتار کاربران بسیار بالاست. بنابراین لازم است نحوه یادگیری بازاریابی دیجیتال را یاد بگیرید، نه صرفا ابزارها و امکانات موجود در آن را.پیشنهاد من این است که یک بار از صفر تا صد بازاریابی دیجیتال را بیاموزید. در این مسیر سعی کنید به طور ریشه‌ای نحوه جستجو، به روز بودن و سیر تغییرات و تاریخچه آن را نیز بیاموزید و گام به گام به طور عملی آن را تجربه کنید. به این ترتیب شما در جریان تغییرات و یادگیری آن‌ قرار می‌گیرید. بهتر بگویم؛ یادگیری بازاریابی دیجیتال در متن کار شما قرار می گیرد.عادل طالبی از جمله کسانی است که یادگیری بازاریابی دیجیتال را به شما یاد می‌دهد. علاوه بر کلاس‌های حضوری می‌توانید در دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال او نیز شرکت کنید. آموزش بازاریابی دیجیتال با عادل طالبی یک سفر بی‌پایان در فضای دیجیتال است. او یک همسفر مطمئن است که راه و بی‌راه این مسیر را به خوبی می‌شناسد. اگر قصد یادگیری بازاریابی دیجیتال با عادل طالبی را دارید، از اینجا با او همسفر شوید.بعد از یادگیری و تجربه بازاریابی دیجیتال شما هم از خود بپرسید: «چرا و چگونه؟» خواهید دید که زیرا چاره‌ای نیست، و با لذت یادگیری D: </description>
                <category>بهاره رازقی</category>
                <author>بهاره رازقی</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 08:20:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>