<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های باشگاه کتاب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@BashgahKetab</link>
        <description>صفحه ویرگول باشگاه 9 و 3/4 مشهد. آدرس تلگرام: @booqclub</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 16:02:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/67421/avatar/simlWK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>باشگاه کتاب</title>
            <link>https://virgool.io/@BashgahKetab</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب زنده باد کاتالونیا</title>
                <link>https://virgool.io/@BashgahKetab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%A7-ok42yxmcw9gu</link>
                <description>زنده باد کاتالونیا - جورج اورولجنگ داخلی اسپانیا یک درگیری بزرگ نظامی بود که از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ پس از کودتای بخشی از ارتش علیه جمهوری اسپانیا رخ داد.در این جنگ نیروهای طرفدار جناح چپ (معروف به «جمهوری‌خواهان») از نیروهای معروف به «ملی‌ها» شکست خوردند و دوره طولانی دیکتاتوری ژنرال فرانکو در اسپانیا آغاز شد که تا مرگ او در سال ۱۹۷۵ ادامه داشت. حدود یک ملییون نفر در جریان این جنگ‌ها کشته شدند.جنگ داخلی اسپانیا و تصفیه‌های استالین، که هر کدام در یک سوی اروپا صورت می‌گرفت، نقظه عطف زندگی سیاسی اورول بود و عملا به او نشان داد که یکه‌تازی و خودکامگی فراسوی ایدئولوژی‌هاست و جناح انقلابی چپ نیز همانند جناح سرمایه‌داری ممکن است به دروغ و فریب آلوده شود و دست به تحریف واقعیات و قلب حقایق بزند و بنابرین تنها تعهد راستین، تعهد به حق‌گویی است.سالها بود که فاشیسم هر پیروزی را با پیروزی دیکری پشت سر می‌نهاد و آزادی، گام به گام پس می‌نشست. جنگ اسپانیا فرصتی برای مبارزه با فاشیسم عرضه کرد. تنها از انگلستان دو هزار نفر داوطلبانه و بدون انتظار هیچگونه پاداش به اسپانیا شتافتند و پانصد تن از آنان در خاک و خون غلتیندند. مردمی که سال‌ها از زورگویی و تبعیض و بیداد و بیهودگی زندگی در جوامع ماشینی رنج کشیده بودند و نمی‌توانستند بپذیرند که غایت حیات در کار بی‌روح و تفریح بی‌روح‌تر خلاصه می‌شود.بمباران شهر بارسلونا در 16 مارس 1938 که به کشته شدن 3000 تن انجامیدآنها ناگهان، آرزوی سرکوفته را در یک نقطه از جهان که گفته می‌شد مردمش برای دفاع از حقیقت و برادری و برابری به پا خاسته‌اند، متبلور می‌دیدند. آن روز ها اسپانیا را یگانه میدان جنگ علیه ظلم می دیدند که هزاران انسان مسئول و بیدار را از گوشه و کنار جهان به خود جذب میکرد. میدان جنگی که بسیاری از نویسنده ها سال ها با قلم در آن جنگیده بودند حالا بوی خون و  آتش میداد. حالا نویسنده هایی مانند اورول احساس مسئولیت میکنند حس میکنند که اگر به داد این آرزو ها نرسند تا ابد فراموش میشوند. پا به جنگی میگذارند که طرف های آن یادشان رفته همگی اهل یک کشورند و به جز آبادی کشورشان هدف دیگری ندارند. وارد یک جنگ حزبی بزرگی میشوند که مورخ ها در آن گم میشوند چه برسد به بچه مدرسه ای ها که برای حفظ زمین پدری شان اسلحه به دست گرفته اند! باید یک نویسنده باشید تا واقعا این جنگ را ببینید. ببینید که چه پوچ و بیهوده مردم می میرند ببینید که چطور لاشخور ها به سمت یک کشور در حال فرو پاشی نزدیک می شوند. کسی برای ظلم و دروغ و فساد نمی جنگد! همه طرفدار آزادی هستند فقط حیف که آزادی ما انسان ها اینقدر با هم منافات دارد. کارگر پول میخواهد، رییس هم پول میخواهد. رعیت پول می خواهد، ارباب هم پول میخواهد و چه خیال خامی است که فکر کنیم ما پول نمیخواهیم. احتمالا تجربه کاتالونیا باعث شد که اورول داستان 1984 را بنویسد. داستان یک تغییربزرگ! تغییری که آزادی را به ضد خود تبدیل کرد.نویسنده ها حق داشتند بعد از سه سال جنگ اسپانیا و بلافاصله بعد از آن شش سال جنگ جهانی دوم اینقدر به دنیا بدبین شوند.وقتی دیدند که آرمان شهر ها خود تبدیل به زندان های تفتیش عقاید شدند و منجی ها خود اهریمن شدند، به آن ها باید حق داد که اینگونه ما را بترسانند. آن ها سیاه نمایی نکردند، فقط سیاهی بی راهه هایی که می رویم را نشان دادند. آن ها دیده بودند که هیولا چطور و به دست چه کسانی متولد میشود، در حالی که ما فقط مردن هیولا را میبینیم و بعد از آن نیستیم که تولد بعدی را ببینیم!همان طور که نیچه گفته است &quot;از آدم ها بُت نسازید، این خیانت است! هم به خودتان، هم به خودشان. خدایی می‌شوند که خدایی کردن نمی‌دانند! و شما در آخر می‌شوید، سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته...!&quot; - امیرحسین بیوک کاتالونیا، دادخواست اورول است علیه دروغ‌پردازان و شیادان، دادخواستی که در آخرین کتاب او -۱۹۸۴- لحنی چنان هراس‌انگیز پیدا کرد که میلیون‌ها خواننده را از رؤیای خوش آرمانشهرها بیرون آورد.شاعری به نام پل باتز درباره اورول نوشته است که او چنان از لحاظ فکری صادق بود که انسان با وی احساس ایمنی می‌کرد، ذهنش مانند دادگاهی بود که قاضی در آن وکیل مدافع متهم نیز هست، ‌آزادی در نظر اسم نبود، فعل بود و مساوات، ضرورت حیات به شمار می‌رفت. او زندگی را جنگ تن به تنی با دروغ می‌دانست.دراسطوره‌های یونان آمده است که خدایان پس از آفرینش انسان چون می‌خواستند هنوز کمبودی در او باشد و نتواند مدعی مقام خدایی شود، کاری کردند که با همه هوش و توان، از آینده بی‌خبر بماند و هرگز به یقین نداند که چه بر او خواهد گذشت. اما به جبران این نقیصه، نعمتی دیگر به وی اهدا کردند نا در عین بی‌خبری، تصویر آینده یکسره از آینه دلش زدوده نشود. این نعمت، امید بود.منابع:مقدمه کتاب زنده باد کاتالونیا به همراه نقد کتاب به قلم امیرحسین بیوک? کانال تلگرام باشگاه کتاب</description>
                <category>باشگاه کتاب</category>
                <author>باشگاه کتاب</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2020 13:13:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به مناسبت روز جهانی Star Wars</title>
                <link>https://virgool.io/@BashgahKetab/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-star-wars-xqoly1zbho9g</link>
                <description>&quot;یا انجام بده یا انجام نده، &quot;سعی میکنم&quot; معنی نمیده&quot;در زمان های قدیم ولی بطور عجیبی در آینده! در کهکشانی دور افتاده, آدم بدها و آدم خوب ها با تفنگ های لیزری و شمشیر های رنگیشون افتادن به جون هم دیگه. آدم بد ها به همون لیزر های معمولی راضی نبودن و تصمیم گرفتن که یک لیزر خیلی خیلی بزرگ به اندازه یک سیاره درست کنن که بتونه سیاره ها رو تو چند ثانیه پودر کنه. اسم این ماشین رستاخیز رو گذاشتن ستاره مرگ (Death Star). ولی این غول گنده یک نقطه ضعف خیلی کوچیک داشت که حوصله نداشتن برطرفش کنن تا قهرمان داستان بتونه با یک سنگ بزنه وسط پیشونی جالوت و آدم خوب ها رو نجات بده.اما این وسط آدم خوب ها هم بیکار نبودن و وقتی که شورشی ها مشغول سازماندهی نیرو هاشون علیه امپراطوری بودن, شوالیه های جدای هم هرکدومشون تو یک سیاره دورافتاده بیکار نشسته بودن! ولی این قهرمان های پیر تو آخرین روز های عمرشون فرصت کردن که لوک جوان رو با نیرو (Force) آشنا کنن.بعدش قهرمان جوان داستانمون یعنی لوک اسکای واکر حدودا چند ساعت بعد از آشناییش با نیرو تونست هان سولو, یکی از معروف ترین قاچاقچی های کهکشان, رو راضی کنه که که به شورشی ها کمک کنه. از اونجایی که این نقش خیلی مهمه و تو کل داستان بهش احتیاج داریم بعد از اینکه هان تو کربن فریز میشه دوستش لاندو, تنها سیاه پوست کهکشان, دقیقا همون نقش رو بازی میکنه. دقیقا همون نقش! حتی لباس های هان سولو رو هم میپوشه تا بهتر بتونه مثل هان فکر کنه!تو قسمت سوم که دیگه به آخر داستان میرسیم, خدا/نیرو میدونه برای بار چندم همه با هم ستاره مرگ رو نابود میکنن ولی این دفعه با کشتن امپراطور و دارث ویدر (بطور اتفاقی), مطمئن شدن که دیگه قرار نیست هیچ دیوانه به سرش بزنه و با یک اسباب بازی گنده کل کهکشان رو تهدید کنه.ولی چند سال بعد دیسنی تصمیم گرفت که باید یه دیوانه دیگه پیدا بشه تا مجموعه Star Wars بتونه با Marvel رقابت کنه!✒️ امیرحسین بیوک.May the FORCE be with you.لوک اسکای‌واکر در گذر زمان با آیینی کهن آشنا می‌شود که شوالیه‌هایی به نام «جِدای» به عنوان نگهبانان صلح و عدالت، هزاران سال از آن پیروی می‌کردند. منشأ قدرت و بصیرت جدای‌ها ماهیتی عرفانی است موسوم به «نیرو» که از زبان اوبی‌وان کنوبی پیر، استادِ لوک، میدانی از انرژی است که از موجودات زنده نشات گرفته، همه چیز را احاطه کرده و کهکشان را به هم پیوند می‌دهد. در عین حال نیرو، جنبه اغواکننده و تاریکی نیز دارد که به نفرت و کین‌خواهی و تمایل به قدرت نامحدود ختم می‌شود و دارت ویدر و سایر لردهای فرقه «سیت» در نقطه مقابل سلحشوران جدای، از آن بهره می‌برند.اما نیرو چیست؟نیرو قدرتی متافیزیکی و جهان‌شمول است که با تمامی موجودات زنده در کهکشان در ارتباط است. طی گذر اعصار، عده‌ای تلاش کردند آن را مطالعه و واکاوی کنند، و عده‌ی زیادی نیز از آن برای انجام کارهایی خارق‌العاده استفاده کردند.نحوه‌ی کارکرد نیرو تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است، اما در پایه‌ای‌ترین حالت به دو سمت تقسیم می‌شود:1. سمت روشن! جدای ها2. سمت تاریک! سیث هادوران مطالعه روی نیرو و آزمایش کردن آن در سیاره‌ی تایفان قرن‌ها به طول انجامید؛ تا این‌که گونه‌ای از موجودات متخاصم که سمت تاریک نیرو را مصرف می‌کردند و به شمشیرهایی قدرت‌گرفته از سمت تاریک نیرو مجهز بودند، به تایفان حمله کردند.با این‌که جدای‌ها موفق شدند حمله را دفع کنند، این جنگ یک عقوبت سنگین به دنبال داشت: تعدادی از اعضای محفل جدای‌ها پتانسیل سمت تاریک نیرو را از نزدیک مشاهده کردند و بر سر میزان استفاده از آن بین اعضا اختلاف درگرفت. این اختلاف را تحت عنوان نبردهای نیرومحور (The Force Wars) می‌شناسند. نبردهای نیرومحور به نوعی پیش‌درآمدی بودند بر تمامی نبردهای متعددی که قرار بود در آینده بین بین سمت تاریک و روشن نیرو دربگیرد.در این مجموعه فیلم‌ها از راه و رسم جوانمردی، سلحشوری و وفاداری صحبت به میان می‌آیدریشه یابی ایده هادر این مجموعه فیلم‌ها از راه و رسم جوانمردی، سلحشوری و وفاداری صحبت به میان می‌آید که به نظر می‌رسد از شوالیه‌گری قرون وسطی یا آیین بوشیدو (آیین سامورایی‌ها) برگرفته شده‌است چنان‌که کارگردان آن اعتراف می‌کند که از فیلم دژ مخفی کوروساوا تأثیر پذیرفته‌استشباهت‌هایی با رمان علمی تخیلی مشهور تل‌ماسه به ویژه در ایده سیاره بیابانی تاتوئین و مسیر زندگی قهرمان اصلی ساکن این سیاره نیز مشاهده می‌شود.جنگ ستارگان از عالم فلسفه و ادیان، مفاهیمی را وام گرفته‌است چنان‌که ایده «نیرو» را با «چی» مقایسه کرده‌اند که در فرهنگ چین، به میدان انرژی یا نیروی حیات نسبت داده شده‌است و در طب سنتی و هنرهای رزمی چین، نقشی اساسی بازی می‌کند. در نظر برخی، دوالیسم موجود در فیلم‌ها مانند تضاد و تقابل خیر و شر و وجود نیروی اهریمنی، به آیین فراموش شده مانی یا دین زرتشت اشاره دارد هر چند ارتباط نزدیک دو جنبه نیرو با مفهوم یین و یانگ یا یگانگی و مکمل بودن تضادها در تائوئیسم نیز مقایسه شده‌است.در دنیای جنگ ستارگان، تأثیراتی نیز از عالم سیاست و برای نمونه، برتری دموکراسی بر دیکتاتوری به چشم می‌خورد و تبدیل جمهوری کهکشانی به استبداد امپراتوری، به شکست جمهوری روم باستان و شکل‌گیری امپراتوری روم تشبیه شده‌است.در آخر شاید بشود گفت که داستان جنگ ستارگان یک حماسه کلاسیک رومی است که با زرق و برق لیزر ها و روبات ها تزیین شده است.4 مِی 2020. ?باشگاه کتاب صد سال تنهایی.کانال تلگرام : t.me/BookMeANight</description>
                <category>باشگاه کتاب</category>
                <author>باشگاه کتاب</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2020 21:09:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب قلعه حیوانات</title>
                <link>https://virgool.io/@BashgahKetab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-ms1e46rjv6uu</link>
                <description>&quot;همه با هم برابرند اما بعضی ها برابر ترند.&quot;داستان قلعه حیوانات از این قرار است که روزی حیواناتِ مظلوم و ستمدیدۀ مزرعه، در اقدامی از پیش طراحی شده، آقای جونز صاحب مزرعه را سرنگون کرده و خود ادارۀ امور آن‌جا را برعهده می‌گیرند. قوانین جدیدی وضع می‌کنند که مهم‌ترین‌شان این‌هاست(همۀ حیوانات با هم برابرند، هیچ حیوانی دیگری را نمی‌کشد و چهارپا خوب است و دوپا بد). همچنین با توجه به توانایی‌هایی که دارند، پست‌های مختلف را میانِ خود تقسیم می‌کنند اما پس از آن تنها اندک‌زمانی آرامش بر مزرعه سایه می‌اندازد و طولی نمی‌کشد که آتش اختلاف و زیاده‌خواهی میانِ آن‌ها شعله‌ور شده و اوضاع بار دیگر به بدی سابق می‌شود تا جایی که شعارهای فوق‌الذکر به «همۀ حیوان‌ها با هم برابرند اما بعضی برابرترند، هیچ حیوانی بی‌دلیل دیگری را نمی‌کشد و چهارپا خوب و دوپا بهتر» تبدیل می‌شود.اتفاق‌ها و شخصیت‌های داستان مزرعه حیوانات همگی اشاره به اتفاق‌ها و شخصیت‌هایی در خارج از داستان دارند. به طور خاص خیلی‌ها اعتقاد دارند این داستان اشاره‌ای به انقلاب روسیه و مشکلات بعد از آن دارند. اورول می‌خواست داستان انقلاب روسیه را جوری بنویسد که همه بتوانند بفهمند، حتی اگر جزئیات دقیق تاریخی را ندانند. برای همین این داستان را نوشت. مزرعه حیوانات تنها داستان تمثیلی تاریخ روسیه نیست. علاوه‌براین این رمان بحث بزرگتری درباره‌ی قدرت سیاسی و ظلم را به طور کلی باز می‌کند.کتاب قلعه حیوانات با عنوان اصلی (Animal Farm) نخستین بار در سال 1945 منتشر شد. جورج اورول این کتاب را در طول جنگ جهانی دوم نوشت و در آن از استبداد طبقه‌ی حاکم شوروی انتقاد کرد. پرچمی که اورول در داستان برای مزرعه‌ی حیوانات ترسیم می‌کند شبیه به پرچم شوروی است. این کتاب درواقع نقدی به نظام سرمایه‌داری است.کتاب قلعه‌ حیوانات که با نام مزرعه‌ی حیوانات هم ترجمه شده است، مشهورترین کتاب جورج اورول است. تاکنون افراد زیادی خواندن این کتاب را پیشنهاد کرده‌اند و اقتباس‌های زیادی هم از این کتاب صورت گرفته است. این کتاب تاکنون دو بار به صورت فیلم درآمده است. نسخه‌ی انیمیشن این کتاب در سال 1954 توسط «جوی بچلُر» و «جان هالاس» ساخته شد. این انیمیشن اقتباس مستقیمی از خود کتاب بود. «جان اسفنسون» هم در سال 1999 تله‌فیلمی بر اساس این کتاب ساخت که «آلن جانس» نویسنده‌ی فیلم‌نامه آن بود.</description>
                <category>باشگاه کتاب</category>
                <author>باشگاه کتاب</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 13:40:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب 1984</title>
                <link>https://virgool.io/@BashgahKetab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-1984-cugv2iaqnkpq</link>
                <description>روحیه به تصویر کشیده شده در این کتاب, نومیدی نسبت به آینده انسان است و به همگان هشدار می‌دهد که اگر روند تاریخ تغییر نکند, انسان ها در سراسر دنیا, بی آنکه خود بدانند, خصوصیات انسانی خود را از دست می‌دهند و به آدم هایی ماشینی و بی روح تبدیل می‌گردند.امید به کمال‌گرایی فردی و اجتماعی انسان, که هم از نظر فلسفی و هم از نظر انسان شناختی, به روشنی در آثار فلاسفه روشنگر قرن هجدهم و متفکران سوسیالیست قرن نوزدهم بیان شده بود, تا شروع جنگ جهانی اول پایدار ماند. بعد از بر باد رفتن امید به سوسیالیسم؛ بحران های شدید اقتصادی اواخر دهه بیست؛ پیروزی جاهلیت در یکی از کهن‌ترین مراکز فرهنگی جهان, یعنی آلمان؛ روی کار آمدن دولت استالین و در نهایت جنگ جهانی دوم بشریت را با یک خطر جدی رو به رو کرد. خطرنابودی تمدن بشری.آیا ممکن است طبیعت انسان به گونه ای تغییر کند که آرزو هایش برای آزادی, شرافت, کمال و عشق را فراموش کند؟ یعنی ممکن است روزی فرارسد که او انسان بودن خود را فراموش کند؟اورول در این کتاب آینده جنگ سردی را نشان می‌دهد که در آن دولت ها متقاعد شده اند که ادامه جنگ به معنی زوال تمدن و به تبع آن قدرت خودشان است.آن ها دنبال راه هایی هستند که صد ها میلیون نفر را در چند ثانیه و بدون هشدار قبلی بکشند.کسانی که رمان اورول را صرفا ردیه ای دیگر بر استالینیسم می‌بینند, عنصر اصلی تحلیل وی را نادیده گرفته اند. اورول در واقع, درباره تحولی صحبت می‌کند که همانند چین و روسیه, در کشور های غربی نیز درحال وقوع است منتها با گام های آهسته تر. پرسش اساسی اورول این است که اصولا آیا چیزی به نام حقیقت وجود دارد یا نه. واقعیت آن‌گونه که حزب حاکم به آن اعتقاد دارد بیرونی نیست. واقعیت فقط در ذهن است نه هیچ جای دیگر... هرچه که حزب آن را حقیقت بداند, حقیقت است.  اگر چنین باشد, پس حزب با کنترل ذهن انسان ها, حقیقت را کنترل می‌کند. در گفت و گوی جالب میان مدافع حزب و شورشی تحت شکنجه, گفت و گویی ارزشمند که با مکالمه میان مامور تفتیش عقاید و مسیح, نوشته داستایفسکی, برابری می‌کند, اساسی‌ترین اصول حزب بیان میشود. البته رهبران حزب, برخلاف مامور تفتیش عقاید, حتی نمی‌خواهند وانمود کنند که نظام اجتماعی آنان سعی در شادی و خوشبختی انسان دارد, زیرا انسان را مخلوقی ترسو و ضعیف می‌دانند که خود از آزادی گریزان است و ناتوان از رویارویی با حقیقت.حقیقت متغیر مفهومی است که اورول به خوبی آن را مجسم کرده است و دوگانه باوری را به این صورت توصیف میکند: فرد به طور همزمان, در یک مورد خاص, دو عقیده متضاد دارد و هر دو را می‌پذیرد. این فرایند باید آگاهانه باشد, در غیر این صورت نمی‌تواند با دقت کافی انجام شود. اما در عین حال باید ناآگاهانه وگرنه احساس خطا, احساس گناه به بار می‌آورد.در این داستان اورول ماجرای تحریف سوسیالیسم به دست کمونیسم روسیه را نشان می‌دهد. تحریفی که حتی با تبدیل کردن سوسیالیسم به ضد خود باز هم اعتقاد مردم را حفظ کرده است.اورول نیز مانند دیگر نویسندگان اتوپیا های منفی، پیام آور فاجعه نیست. قصد او هشدار دادن به ما و بیدار کردن ما ست. او هنوز امیدوار است...</description>
                <category>باشگاه کتاب</category>
                <author>باشگاه کتاب</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 13:20:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین دوره کتابخوانی - جورج اورول</title>
                <link>https://virgool.io/@BashgahKetab/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%84-qv4y4tukbgxc</link>
                <description>برنامه اولین دوره کتابخوانی باشگاه? اولین دوره کتابخوانی رو با معرفی آثار جورج اورول شروع میکنیم و تو تاریخ 5 تیر ماه که تولد جورج اورول هست به گفت و گو درباره این سه کتاب میپردازیم</description>
                <category>باشگاه کتاب</category>
                <author>باشگاه کتاب</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 13:14:21 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>