<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Bitcoin boy</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@BitcoinBreads</link>
        <description>فریلنسر تولید محتوا   https://t.me/BitcoinBreads</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:38:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1418098/avatar/jhFq5w.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Bitcoin boy</title>
            <link>https://virgool.io/@BitcoinBreads</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ارز دیجیتال بیت کوین چیست؛ هر آنچه لازم است در مورد BTC بدانید!</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%B1-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-btc-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-jnewws5hcu65</link>
                <description>بیت کوین چیست؟احتمالا شما هم یکی از افرادی هستید که درباره ارز دیجیتال بیت کوین مطالبی شنیده‌اید و علاقمند هستید جزئیات بیشتری درباره آن بدانید. در این مقاله قصد داریم پاسخ کاملی برای این پرسش متداول ارائه کنیم که اصولا بیت کوین چیست؟ با ما تا انتهای این مقاله همراه باشید تا هر آنچه لازم است درباره BTC بدانید را بدانید.بیت کوین یک سیستم پرداخت الکترونیکی نظیر به نظیر است که به لطف فناوری بلاکچین می‌تواند نیاز به حضور طرف‌های سوم و واسطه همچون بانک‌ها در تراکنش‌های مالی میان افراد را از بین ببرد. بلاکچین شبکه‌ای غیرمتمرکز و توزیع‌یافته است که از بلاک‌های داده متعددی تشکیل شده است و این بلاک‌ها بوسیله تابع رمزنگاری یک طرفه‌ای همگی با هم متصل و مرتبط هستند و در نتیجه زنجیره‌ای را شکل می‌دهند. نودها (Node) یا اعضای شبکه بلاکچین همگی نسخه واحد و یکسانی از لجر (Ledger) یا دفتر کل ثبت تراکنش‌ها دارند. این مهم از طریق فرایند اجماع (Consensus) حاصل می‌آید که در مورد بیت کوین، این ساز و کار اجماع، اثبات انجام کار (Proof of Work) نام دارد.تاریخچه‌ای از بیت کویندر اوت ۲۰۰۸ دامنه اینترنتی bitcoin.org ثبت شد در حالیکه هیچ اطلاعاتی از فرد یا افرادی که آن را ثبت کردند در دسترس نیست. در اکتبر ۲۰۰۸ فرد یا گروهی از افراد ناشناس با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو در سایت metzdowd.com که سایتی مربوط و معطوف به رمزنگاری و بررسی تاثیرات آن بر سیاست است، پیامی با این مضمون گذاشت: «مدتی است که دارم روی یک سیستم پول الکترونیکی نوین کار می‌کنم که کاملا نظیر به نظیر است و دیگر در آن خبری از اعتماد به طرف سومی نیست.» سپس ساتوشی اقدام به انتشار وایت پیپر بیت کوین تحت عنوان « بیت کوین: سیستم پول الکترونیکی نظیر به نظیر» در bitcoin.org کرد و در آن نحوه کارکرد این سیستم پولی نوین را شرح داد.در سوم ژانویه ۲۰۰۹ اولین بلاک بیت کوین که بلاک صفر نام دارد و به آن بلاک جنسیس (genesis block) هم گفته می‌شود ماین یا استخراج شد. این بلاک حاوی یک پیام مخفی متنی با این مضمون است:«The Times 03/Jan/2009 Chancellor on brink of second bailout for banks,»که اشاره به عنوان روزنامه تایمز در تاریخ سوم ژانویه ۲۰۰۹ دارد که به کمک مالی صدر اعظم به بانک‌ها برای بار دوم بواسطه بحران اقتصادی در آن سال پرداخته است. شاید دلیل ساتوشی برای قرار دادن این پیام متنی مخفی در این بلاک این بوده که می‌خواسته بوسیله آن نشان دهد که اولین بلاک بیت کوین را در این تاریخ ماین یا استخراج کرده است و یا اینکه صرفا طعنه‌ای سیاسی به اوضاع نابسامان اقتصادی زده است که به زعم او بانک‌ها مسببش بوده‌اند.ارز دیجیتال bitcoin چیست؟ارز دیجیتال bitcoin یک ارز مجازی و یا بعبارتی یک رمزارز الکترونیکی است که برای این طراحی شده است که مثل پول عمل کند. بیت کوین شکلی از پرداخت است که در کنترل هیچ فرد، گروه یا نهاد خاصی نیست و در نتیجه نیاز به اعتماد و تکیه به طرف‌های سوم در تراکنش‌های مالی را از بین می‌برد.بیت کوین را چه کسی ساخته است؟ساتوشی ناکاموتو نام مستعار فرد یا گروهی از افراد است که خود را سازنده و خالق بیت کوین معرفی کرده است. تا به امروز هم، هویت واقعی ساتوشی ناکاموتو به صورت یک راز باقی مانده است و علی رغم اینکه گمانه‌زنی‌هایی در این خصوص صورت گرفته اما یقینی وجود ندارد و کسی خالق واقعی بیت کوین را نمی‌شناسد.ساتوشی ناکاموتو از طریق ایمیل با دیگر توسعه دهندگان حوزه رمزنگاری ارتباط برقرار کرده است و آخرین بار هم در سال ۲۰۱۰ ایمیلی ارسال کرده است و طی آن اعلام کرده است که « به سراغ کارهای دیگری رفته است».تا کنون چندین نفر بوده‌اند که یا خود ادعا کرده‌اند که خالق بیت کوین یا همان ساتوشی ناکاموتو هستند و یا جامعه کریپتو چنین تصوری در مورد آنها داشته است. در ادامه به معرفی آنها می‌پردازیم.اولین بار در سال ۲۰۱۴، مقاله‌ای در Newsweek ادعا کرد که Dorian Nakamoto که یک استاد دانشگاه و مهندس دو رگه آمریکایی-ژاپنی در کالیفرنیای آمریکا است همان ساتوشی ناکاموتو مرموز است. اما تحقیقات بعدی که صورت گرفت مشخص کرد که این شخص سازنده بیت کوین نیست.خالق بیت کوین چه کسی است؟ اولین نفری که بعنوان ساتوشی ناکاموتو بالقوه مطرح شد Dorian Nakamoto بود.یکی دیگر از افرادی که هم قبل و هم بعد از راه اندازی بیت کوین در کامیونیتی یا جامعه بیت کوین فعال بوده و اولین نفری هم بوده که طی یک تراکنش بیت کوین دریافت کرده Hal Finney است. جالب است بدانید که محل زندگی او تنها چند بلوک ساختمانی با محل زندگی Dorian Nakamoto فاصله داشته و بعضی‌ها گمان می‌کنند همین مساله الهام بخش Finney برای انتخاب نام مستعار ساتوشی ناکاموتو برای خود بوده است.هال فینی (Hal Finney) بعنوان یکی دیگر از افرادی که بیتکوین را پدید آورده مطرح استگمانه‌زنی بعدی مربوط به Nick Szabo است که یکی از اعضای اولیه سایفرپانک‌ها یا علاقمندان به رمزنگاری و حریم خصوصی است. او در سال ۲۰۰۵ در یک پست وبلاگی در مورد یک ارز دیجیتالی موسوم به «Bitgold» گمانه زنی کرده بود که متکی به اعتماد به طرف‌های ثالث نبود.یکی دیگر از افرادی که خیلی‌ها معتقدند او ساتوشی ناکاموتو است نیک سابو (Nick Szabo) است سازنده بالقوه دیگر بیت کوین Craig Wright است که خودش به کرات عنوان کرده است که ساتوشی ناکاموتو است و حتی آنقدر بر این موضع پافشاری کرده است که پایش به دعاوی حقوقی برای اثبات مالکیت این هویت هم کشیده شده است. Craig Wright یک استاد دانشگاه استرالیایی و یک تاجر است. در دسامبر ۲۰۲۱ هیئت منصفه‌ای دعوی David Kleiman بر علیه Craig Wright را رد کرد. او ادعا کرده بود که با Craig Wright مشترکا بیت کوین را ساخته‌اند و حالا خواهان نیمی از ۱.۱ میلیون بیتکوینی شده بود که گفته می‌شود ساتوشی ناکاموتو در ابتدا ماین و استخراج کرده بود.بیتکوین را چه کسی ساخته است؟ Craig Wright ادعا می‌کند او است.با این حال، هیئت منصفه حکم به اعطای ۱۰۰ میلیون دلار به Kleiman داد و به این ترتیب نشان داد که او و Craig Wright تا اندازه‌ای در فرایند طراحی و ساخت ارز دیجیتال بیت کوین مشارکت داشته‌اند.همچنین در سال ۲۰۲۱ دادگاهی در انگلستان حکم به این داد که دامنه اینترنتی bitcoin.org وایت پیپر بیت کوین را از روی سایت خود بردارد چرا که در حال نقض حق کپی رایت آقای Wright در خصوص این وایت پیپر است و این نشان دهنده این است که دادگاه معتقد است که آقای Wright به نحوی بر این وایت پیپر حق مالکیت فکری دارد.برای این که بیت کوین را بفهمید ابتدا باید با فناوری بلاکچین آشنا شوید که بیت کوین بر اساس آن کار می‌کند.بلاکچین چیست و  چه نقش در بیت ‌کوین دارد؟رمزارز بیت کوین مبتنی بر فناوری بلاکچین و شبکه‌ای است که به آن قدرت و نیرو می‌بخشد. بلاکچین یک دفترکل ثبتی و یا لجر ( Ledger) است که داده‌های تراکنش‌ها در آن ثبت و ذخیره‌سازی می‌شوند. داده‌های تراکنش‌ها در بلاکچین در واحدهای ذخیره‌سازی موسوم به بلاک (block) ثبت و ذخیره‌سازی می‌شوند و به صورت یکسان و غیرقابل تغییر، میان اعضای شبکه بلاکچین به اشتراک گذاشته می‌شوند. به منظور حفظ امنیت داده‌ها و اینکه نتوان داده‌های آنها را تغییر داد و یا حذف کرد، آنها را رمزنگاری می‌کنند. بلاکچین از زنجیره‌ای از بلاک‌های داده تشکیل می‌شود که ارتباط و زنجیره میان این بلاک‌ها از طریق فناوری رمزنگاری امکان‌پذیر می‌شود. هر بلاک از سه بخش تشکیل می‌شود: داده‌های بلاک، هش داده‌ها و هش بلاک قبلی.داده‌های بلاک: منظور از داده‌ها در بلاک، بسته به نوع بلاکچین و کارکردی که دارد ممکن است متفاوت باشد به عنوان مثال در بلاکچین بیت کوین منظور از داده ها، اطلاعات مربوط به فرستنده، دریافت‌کننده و مقدار بیت کوینی است که ارسال می‌شود.هش بلاک: هش بلاک را می‌توانید به نوعی ساز و کاری شبیه به اثر انگشت افراد در نظر بگیرید که این هش در حقیقت شناسه و معرف بلاک و تمامی محتویات آن است و همواره منحصربه‌فرد و یگانه است؛ درست مانند اثر انگشت انسان ها. به محض اینکه یک بلاک ایجاد می‌شود، هش آن محاسبه می‌شود. اگر کوچکترین تغییری در داده‌های درون بلاک‌ها ایجاد شود، هش آن‌ها هم تغییر خواهد کرد و در نتیجه می‌توان گفت که این هش‌ها برای کشف و شناسایی تغییراتی که ممکن است در داده‌های بلاک‌ها اعمال شوند بسیار مفید و سودمندند. یعنی علی رغم اینکه داده‌های لجر یا دفترکل بلاکچین به صورت اشتراکی در دسترس همه افراد قرار دارند اما به کمک این ساز و کار عملا کسی امکان تقلب و تغییر دادن داده‌ها را ندارد چرا که بلافاصله بقیه اعضای شبکه بلاکچین متوجه تغییر اعمال شده می‌شوند و آن را رد می‌کنند.هش بلاک قبلی: از طریق این هش بلاک قبلی، اعضای شبکه بلاکچین متوجه محل قرارگیری بلاک در زنجیره بلاک‌ها می‌شوند و در حقیقت بلاک‌ها از طریق همین هش بلاک قبلی به یکدیگر زنجیر و متصل شده‌اند و مفهوم بلاکچین به کمک آن معنا‌ یافته است.بلاک‌ها در بلاکچین توسط ماینرها (miner) یا اعتبارسنج‌ها (validator) ایجاد می‌شوند که وظیفه بررسی صحت تراکنش‌ها را بر عهده دارند. به طور مثال در بلاکچین بیت کوین، ماینرها می‌توانند هر ده دقیقه یکبار و با صرف انرژی الکتریکی و توان پردازشی قابل توجهی مسأله ریاضی سخت و پیچیده‌ای را حل کنند و ضمن اضافه کردن یک بلاک جدید به زنجیره بلاک ها، تعدادی از تراکنش‌های جدیدی که در شبکه اعلام شده‌اند را اعتبارسنجی کنند و در آن ثبت و ضبط کنند. ماینرها در قبال این خدمتی که برای حفظ امنیت شبکه بلاکچین بیت کوین انجام می‌دهند با ایجاد هر بلاک جدید مقدار معینی ارز دیجیتال BTC پاداش می‌گیرند که مقدار این پاداش هر ۲۱۰ هزار بلاک یکبار و یا تقریبا هر ۴ سال یکبار طی فرایندی موسوم به هاوینگ (Halving) نصف می‌شود. ماینرها علاوه بر پاداش معین ایجاد بلاک جدید، کارمزد انجام تمامی تراکنش‌هایی که در بلاک خود صحت‌سنجی کرده‌اند را نیز دریافت می‌کنند.شبکه بلاکچین بیت کوین از الگوریتم هش‌گذاری  SHA-256 برای رمزنگاری داده‌هایی استفاده می‌کند که در بلاک‌ها ثبت و ذخیره‌سازی می شوند. بعبارت ساده، داده‌های تراکنش‌ها که در یک بلاک ذخیره‌سازی می‌شوند، به صورت یک عدد ۲۵۶ بیتی هگزادسیمال (Hexadecimal) رمزنگاری می‌شود. این عدد حاوی تمامی داده‌های تراکنش‌ها و اطلاعات مربوط به بلاک‌هایی است که تا قبل از آن بلاک در شبکه بلاکچین وجود داشته‌اند.بیت کوین چگونه تولید می‌شود؟بیت کوین‌های جدید از طریق فرایند ماینینگ یا استخراج تولید می‌شوند. ماینینگ یا استخراج بیت کوین فرایندی است که در آن ماینرها که در سراسر جهان حضور دارند و به اتفاق هم شبکه غیرمتمرکز بلاکچین بیت کوین را تشکیل می‌دهند با هم برای اضافه کردن بلاک بعدی به زنجیره بلاک‌های قبلی رقابت می‌کنند. همانطور که قبلا گفتیم بلاک‌ها حاوی تراکنش‌ها هستند که درستی و اعتبار آنها پیش از اضافه کردنشان به بلاکچین بایستی توسط ماینرها سنجیده شود. این عمل از طریق ساز و کار اجماعی موسوم به Proof of Work انجام می‌شود. ماینرها تعدادی از تراکنش‌ها که در ممپول (Mempool) در صف تایید شدن و اعتبارسنجی قرار دارند را در یک بلاک قرار داده و سعی می‌کنند با بکارگیری سخت افزارهای اختصاصی همچون ASIC‌ها که قابلیت هش‌گذاری بسیار زیادی در هر ثانیه دارند، عددی تصادفی بیابند که منتج به ایجاد هشی با الگوریتم هش‌گذاری SHA-256 شود که دارای شرایط خاصی باشد که توسط شبکه بلاکچین بیت کوین تعیین می‌شود. هر ماینری که موفق شود زودتر از سایر ماینرها مسأله ریاضی شبکه بلاکچین بیت کوین را حل کند می‌تواند بلاک خود را به آن اضافه کند و پروتکل بیت کوین به صورت خودکار پاداش ایجاد این بلاک جدید بعلاوه کارمزد انجام تراکنش‌هایی که در آن قرار داده را به آدرسی که خود ماینر قبلا در این بلاک قرار داده است ارسال می‌کند.تنها ۲۱ میلیون ارز دیجیتال BTC وجود خواهد داشت و ساتوشی ناکاموتو پروتکل بیت کوین را طوری طراحی کرده است که تقریبا به طور متوسط هر ده دقیقه یکبار یک بلاک جدید و بیت کوین‌های جدید حاصل از آن ماین و استخراج شوند. پاداش ایجاد بلاک جدید ابتدا ۵۰ بیت کوین به ازای هر بلاک بود اما این پاداش هر ۲۱۰۰۰۰ بلاک یا تقریبا هر ۴ سال یکبار طی فرایندی موسوم به هاوینگ (Halving) نصف می‌شود. در حال حاضر پاداش ایجاد بلاک در شبکه بلاکچین بیت کوین ۶.۲۵ BTC است.دلیل ایجاد ارز دیجیتال بیت کوین چیست؟مفهوم بیت کوین اولین بار در سال ۲۰۰۸ و در واکنش به بحران اقتصادی بزرگ در آن سال و اتکای بنیادهای مالی جهان به بانک‌ها بعنوان واسطه انجام تراکنش‌های مالی مطرح شد.بانک‌ها با چاپ پول و ایجاد نقدینگی بیشتر و بیشتر به تورم و کاهش قدرت خرید دامن می‌زنند و بعضاً باعث شکل‌گیری بحران‌های اقتصادی می‌شوند. ساتوشی ناکاموتو، بنیانگذار بیت کوین، نظرش این بود که بایستی بانک‌ها را از واسطه‌گری در تراکنش‌های مالی کنار گذاشت و به جای آن از یک سیستم پرداخت نظیر به نظیر استفاده کرد که متکی به تایید هیچ گونه طرف ثالثی نباشد. به این طریق، دیگر نیازی به حضور بانک‌ها در تراکنش‌های مالی افراد با یکدیگر نبود.سیستم پرداخت نظیر به نظیر ساتوشی ناکاموتو در عوض، متکی به ساز و کاری موسوم به Proof of Work یا اثبات انجام کار بود که از الگوریتم‌های ریاضی به منظور تایید و راستی آزمایی تراکنش‌ها بدون حضور نهادهای واسطه همچون بانک‌ها استفاده می‌کرد. در این سیستم پرداخت نوین، سرورهای نهادهای متمرکزی همچون بانک‌ها جای خود را به شبکه‌های غیرمتمرکز بلاکچین می‌دهند.کاربردهای بیت کوین چیست؟وقتی ساتوشی ناکاموتو در سال ۲۰۰۹ بیت کوین را راه اندازی کرد، آن را در ذهنش به چشم «پول» می‌دید و کاربرد آن را همانند پول می‌دانست. این مساله را می‌توانیم از وایت پیپر بیت کوین استنتاج کنیم که ساتوشی در آن از بیت کوین با عنوان‌های «electronic cash» به معنی پول نقد الکترونیکی و «coin» به معنی سکه یاد کرده است.اما درک متعارفی که از مفهوم پول وجود دارد این است که پول باید همزمان سه نقش و کاربرد داشته باشد: ذخیره‌کننده ارزش باشد، واسطه تبادلات باشد و واحد محاسبه ارزش کالاها و خدمات باشد.از وایت پیپر Bitcoin می‌توانیم حدس بزنیم که ساتوشی معتقد بوده بیت کوین می‌تواند هر سه این نقش و کارکردها را ایفا کند. بسیاری از نخستین طرفداران بیت کوین هم امیدوار بودند که بیت کوین می‌تواند جای پول‌های سنتی (فیات) همچون دلار آمریکا را در اقتصاد جهانی بگیرد.اما مشخص شد که موضع ارز دیجیتال BTC در قبال این کاربرد و کارکردهایی که از آن انتظار دارند موضعی بسیار پیچیده است که خیلی‌ها برداشت اشتباهی از آن داشته‌اند. در حقیقت، رمزارز بیت کوین این درک متعارف از کارکردهای پول را به چالش می‌کشد و لزومی نمی‌بیند که همزمان هر سه این کارکردها را خود داشته باشد، با توجه به اینکه امروز هزاران رمزارز دیگر غیر از بیت کوین وجود دارند، ممکن است یکی از آنها بعنوان واسطه تبادلات استفاده شود و از بیت کوین بعنوان ذخیره‌کننده ارزش و واحد محاسبه. واحد محاسبهدرست است که خیلی از کسب و کارها بیت کوین را بعنوان یکی از روش‌های پرداخت خود می‌پذیرند اما به ندرت می‌توان دید که آنها قیمت کالاها یا خدماتشان را بر اساس bitcoinتعیین کنند. هنوز هم بسیاری از آنها علی رغم پذیرش BTCبرای پرداخت، از پول‌های سنتی نظیر دلار آمریکا بعنوان واحد محاسبه خود استفاده می‌کنند.واسطه تبادلاتدر سال‌های ابتدایی که بیت کوین هنوز خیلی شناخته نشده بود و تعداد کاربران و تعاملات با شبکه‌اش خیلی زیاد نبود، کارکرد واسطه تبادلات بودن را به خوبی داشت ایفا می‌کرد به طوری که تا سال ۲۰۱۵، شمار کسب و کارهایی که بیت کوین را قبول می‌کردند به صدهزار رسیده بود.اما هر چه ارز بیت کوین شناخته شده‌تر شد و به کاربرانش افزوده شد با مشکل مقیاس‌پذیری مواجه شد و شبکه‌اش کند و انجام تراکنش‌ها در آن به گونه‌ای که مقرون به صرفه نبود هزینه‌برتر شد.ذخیره‌کننده ارزشدر حال حاضر پر رنگ‌ترین کاربردی که بیت کوین بعنوان یک پول دارد، نقش آن بعنوان یک ذخیره‌کننده ارزش است و یکی از دلایل اصلی این که قیمت بیت کوین همچنان رو به افزایش است همین کاربرد آن در حفظ ارزش دارایی افراد است.در کنار این موارد کلی از کاربردهای bitcoin، یکی از مهمترین موارد استفاده مصداقی و کاربردهای جذاب و هیجان انگیز BTC امکان انتقال سریع، آسان و با کارمزد نسبتا پایین آن به سراسر نقاط جهان است. در حالیکه اگر بخواهید از طریق روش‌های سنتی مثل بانک‌ها این کار را انجام دهید ملزم به طی مراحل اداری و قانونی و کاغذبازی‌های زیادی هستید و باید کارمزد زیادی هم بپردازید و تراکنشتان هم خیلی بیشتر طول می‌کشد تا به دریافت‌کننده برسد.ویژگی‌ها و مزایای ارز دیجیتال bitcoinبیش از ۲۵ سال بود که متخصصین رمزنگاری و نوآوران تلاش می‌کردند یک ارز دیجیتال غیرمتمرکز امن طراحی کنند اما موفق نمی‌شدند تا اینکه در نهایت bitcoin به صحنه آمد.بیت کوین ویژگی‌ها و مزایای زیادی داشت و دارد که توانست موفق عمل کند و اوضاع را دگرگون کند. در اینجا به بخشی از ویژگی‌ها و مزایای BTC بعنوان یک رمزارز یا پول الکترونیکی اشاره می‌کنیم.استفاده از بیت کوین و شبکه آن Permissionless یا بی‌نیاز از کسب مجوز از یک نهاد متمرکز استبر خلاف ارزها و پول‌های سنتی که برای استفاده از آنها بایستی از بانک‌ها، موسسات مالی و دولت‌ها کسب مجوز کرد، بیت کوین نیازی به کسب مجوز از هیچ کسی ندارد و بدون هیچ گونه محدودیت یا مرزبندی جغرافیایی می‌توان آزادانه از آن در سراسر جهان استفاده کرد. بیت کوین را نمی‌توان توقیف یا مصادره کردهیچ کس نمی‌تواند بیت کوین‌هایی که شما مالکش هستید را توقیف و ضبط کند چرا که ارز دیجیتال BTC مثل پول‌های سنتی در کنترل نهادهای متمرکزی مثل بانک‌ها نیست بلکه در شبکه‌ای توزیع‌یافته و غیر متمرکز از رایانه‌ها در سراسر جهان ثبت و ضبط می شود که هیچ کسی کنترل متمرکزی بر آن ندارد.بیت کوین سانسور ناپذیر استاز آنجا که شبکه بلاکچین بیت کوین از الگوریتم رایانه‌ای موسوم به Proof of Work یا به اختصار PoW بهره می‌برد، هیچ کس قادر به مسدود کردن یا سانسور کردن تراکنش‌های شما نیست.بیت کوین غیرمتمرکز استشبکه بلاکچین بیت کوین در سراسر جهان توزیع‌یافته است و هزاران رایانه یا نود (Node) گره‌های این شبکه را تشکیل می‌دهند و در نتیجه برای استفاده از bitcoin مجبور به اتکا و اعتماد به سرورهای یک نهاد متمرکز همچون بانک‌ها نیستید.بیت کوین عرضه محدود و متناهی دارد.تنها ۲۱ میلیون رمزارز BTC وجود خواهد شد که آهنگ و نرخ ایجاد آنها قابل پیش‌بینی است. در نتیجه می‌توان گفت که بیت کوین نادر و کمیاب و ضدتورمی است.بیت کوین منبع باز و شفاف استهر کسی می‌تواند کدهای برنامه‌نویسی بیت کوین را به صورت شفاف مشاهده کند و در صورت تمایل به توسعه آن در حوزه‌های مختلف کمک کند.بیت کوین سریع و استفاده از آن آسان استاز آنجا که bitcoin همچنانکه ساتوشی ناکاموتو در وایت پیپر آن بیان کرده است یک ارز دیجیتال نظیر به نظیر است، تراکنش‌هایی که بوسیله آن انجام می‌شوند تقریبا بلافاصله و آنی هستند. هزینه انجام تراکنش‌ها در بیت کوین هم در مقایسه با شبکه‌های پرداخت متمرکزی همچون PayPal، Visa و MasterCard بسیار کمتر است.تراکنش‌های بیت کوین برگشت ناپذیر هستنددر بیت کوین، تراکنش‌ها برگشت ناپذیرند و به محض اینکه این ارز دیجیتال برای کسی فرستاده می‌شود، شخص فرستنده دیگر نمی‌تواند آن را به حساب خودش برگرداند. از این نظر بیت کوین بسیار شبیه به پول نقد سنتی است، وقتی پول نقد را به کسی می‌دهید، دیگر نمی‌توانید آن را باز پس بگیرید مگر اینکه خود او آن را به شما برگرداند.بیت کوین پول واقعی استاز بیت کوین در سراسر جهان برای پرداخت هزینه کالاها و خدمات مختلفی همچون هزینه قهوه، غذا، قطعات الکترونیکی، سفر و غیره استفاده می‌شود و در عین حال هیچ کسی هم نمی‌تواند دوباره بیت کوین‌هایی که قبلا خرج کرده است را خرج کند.بیت کوین امکان انجام تراکنش‌ها به صورت ناشناس را فراهم می‌آورداگر از ارز bitcoin به نحو صحیح استفاده شود، می‌توان بوسیله آن تراکنش‌هایی ناشناس انجام داد و از دست سرک کشیدن‌های دولت‌ها در تراکنش‌های مالی خلاص شد.وقتی از ارز دیجیتال BTC برای انجام تراکنش‌های نظیر به نظیر استفاده می‌کنید، نیازی به این ندارید که ایمیل، نام، شماره تلفن یا دیگر اطلاعات شخصی‌تان را در اختیار کسی قرار دهید. بیت کوین صرفا 0 و 1‌هایی است که از طریق اینترنت جابجا می‌شود. اما اگر از بیت کوین به صورت صحیح استفاده نشود، تراکنش‌هایی که به وسیله آن انجام می‌شود شبه ناشناس خواهد بود و باز هم نسبت به ارزهای سنتی حریم خصوصی بسیار بیشتری برای شما فراهم می‌آورد.برای استفاده از بیت کوین فقط به یک اتصال اینترنت نیاز داریدمی توانید از طریق رایانه یا گوشی هوشمندتان اقدام به خرید یا فروش بیت کوین کنید و یا می‌توانید در مراکزی که ارز BTCرا بعنوان یکی از روش‌های پرداخت می‌پذیرند، از والت یا کیف پول مجازی‌تان به صورت مستقیم هزینه‌هایتان را پرداخت کنید.ضمنا، افرادی که بنا به دلایل مختلف به سیستم‌های بانکداری سنتی دسترسی ندارند هم می‌توانند به جای آن از بیت کوین استفاده کنند.بیت کوین شفاف استهر کسی می‌تواند تمامی تراکنش‌هایی که در بلاکچین بیت کوین صورت می‌گیرد را از طریق block explorer به صورت کاملا شفاف مشاهده کند، هر چند که اطلاعات هویتی افرادی که این تراکنش‌ها را انجام داده‌اند پنهان است.بیت کوین آزادی مالی فراهم می‌آوردبا استفاده از بیت کوین این آزادی عمل را دارید که بتوانید تراکنش‌هایی در سطح جهانی با کیفیتی که در موارد بالا به آنها اشاره شد داشته باشید.ساتوشی چیست؟ هر bitcoin چند ساتوشی است؟بیت کوین واحد پول الکترونیکی در شبکه بلاکچین بیت کوین (Bitcoin) است. اما می‌توان آن را به صورت واحد اندازه‌گیری اعشاری ساتوشی هم بیان کرد. یک ساتوشی برابر است با یک صد میلیونیوم بیت کوین (0.00000001).از رمزارز بیت کوین می‌توانید به مانند پول‌های مرسوم سنتی برای خرید کالاها و خدمات مورد نیازتان استفاده کنید و یا آن را به حساب شخص دیگری در هر کجای کره خاکی که باشد انتقال دهید.هاوینگ (Halving) بیت کوین چیست؟ساتوشی ناکاموتو به منظور اینکه بیت کوین را به یک پول ضد تورمی تبدیل کند دو اقدام مهم انجام داد یکی اینکه تعداد کل بیتکوین‌هایی که قابل استخراج هستند را محدود به ۲۱ میلیون BTC کرد و به این طریق طرف عرضه آن را محدود کرد و دیگر اینکه در الگوریتم استخراج آن، ساز و کاری موسوم به هاوینگ (Halving) تعبیه کرد که به موجب آن هر ۲۱۰۰۰۰ بلاک یا تقریبا هر ۴ سال یکبار، پاداش استخراج بلاک‌ها نصف می‌شود. به این طریق، آهنگ و نرخ تولید بیتکوین‌ها در طی سال‌ها کند و کندتر می‌شود و این امر می‌تواند در صورتی که تقاضا برای بیت کوین ثابت و یکسان باقی بماند منتج به افزایش قیمت bitcoin و جلوگیری از تورم شود.پاداش استخراج بلاک‌ها در شبکه بلاکچین بیت کوین در ابتدا یعنی از سال ۲۰۰۹ تا نوامبر ۲۰۱۲ برابر با ۵۰ BTC بود. این میزان بعد از هاوینگ سال ۲۰۱۲ به نصف یعنی ۲۵ بیت کوین کاهش یافت. چهار سال بعد یعنی در جولای ۲۰۱۶ هم هاوینگ بعدی بیتکوین، پاداش استخراج بلاک‌ها را باز هم نصف کرد و به ۱۲.۵ بیت کوین تقلیل داد. جدیدترین هاوینگ بیت کوین هم در ماه مه ۲۰۲۰ رخ داد و پاداش استخراج بلاک‌ها را به میزان کنونی آن یعنی ۶.۲۵ bitcoin کاهش داد.رویداد هاوینگ بیت کوین ۶۴ بار رخ خواهد داد و آخرین آن در سال ۲۱۴۰ میلادی صورت خواهد گرفت که در آن زمان دیگر تمامی ۲۱ میلیون ارز BTCتوسط ماینرها استخراج شده‌اند و وارد چرخه شده‌اند و دیگر هیچ کوینی وجود ندارد که ماینرها آن را استخراج کنند. در آن زمان، انگیزه ماینرها برای ادامه فعالیت و روشن نگاه داشتن دستگاه هایشان صرفا دریافت کارمزد انجام تراکنش‌هایی است که افراد در شبکه بیت کوین انجام می‌دهند.دامیننس بیت کوین چیست؟دامیننس یا سلطه بیت کوین بر بازار یکی از سنجه‌های مهم برای معامله‌گرها است که به کمک آن می‌توانید نحوه عملکرد آلتکوین‌ها نسبت به بیت کوین را دریابید و متوجه شوید که آیا بهتر از آن عمل می‌کنند، بدتر هستند یا عملکرد مشابه و یکسانی دارند. دامیننس بیت کوین با تقسیم کردن ارزش بازار یا مارکت کپ بیت کوین بر ارزش کل بازار کریپتو محاسبه می‌شود.معامله گرهای کارآزموده به دقت این سنجه را زیر نظر می‌گیرند. به کمک آن می‌توانید برداشتی کلی از نحوه عملکرد بازار کریپتوکارنسی‌ها داشته باشید و پی ببرید که این بازار به چه سمت و سویی در حرکت است.دامیننس بیت کوین یعنی سهم بیت کوین از کل ارزش بازار کریپتوکارنسی‌ها چقدر است.از آنجا که رمزارز bitcoin اولین کریپتوکارنسی بود که بوجود آمد، دامیننس و سلطه‌اش در بازار همواره بیشتر از سایر رمزارزها بوده است. اکثر دیگر ارزهای دیجیتال در واکنش به رویدادها و اتفاقاتی که در سراسر جهان رخ می‌دهد معمولا از حرکات بیت کوین تبعیت می‌کنند و به همین خاطر هم هست که ارزش کلی بازار کریپتو معمولا متناظر و هماهنگ با حرکات بیت کوین است.چگونه با استفاده از دامیننس بیت کوین معاملات بهتری داشته باشیم؟دامیننس بیت کوین می‌توان دید خوبی به شما بدهد که بازار کریپتوکارنسی‌ها در چه وضعیتی است و قرار است به چه سمت و سویی حرکت کند، در اینجا به ۴ سیگنالی که می‌توان از دامیننس بیت کوین برای تصمیم‌گیری بهتر در معاملات گرفت اشاره می‌کنیم:۱- دامیننس BTC کاهش می‌یابد اما قیمت آن افزایش می‌یابداگر چنین حالتی در زمانی رخ دهد که بازار گاوی (bullish) است، به معنی آن است که آلتکوین‌ها بهتر از بیت کوین عمل می‌کنند و این می‌تواند سیگنالی برای خرید آلتکوین‌ها باشد و یا اینکه به زودی ارز BTC حرکت صعودی سریعترش را آغاز خواهد کرد.۲- دامیننس BTCکاهش می‌یابد و قیمت آن هم کاهش می‌یابدوقتی هم دامیننس بیت کوین کاهش می‌یابد و هم قیمتش، نشانه آن است که به طور کلی بازار خرسی (bearish) شده است. این حالت نشانه‌ای برای سرمایه‌گذاران است که نقد شوند و یا در صورتی که بیت کوین به اندازه کافی ریخت، اقدام به خرید آن کنند.۳- دامیننس bitcoinافزایش می‌یابد و قیمتش هم افزایش می‌یابدوقتی هم دامیننس بیت کوین افزایش می‌یابد و هم قیمتش به این معنی است که بیت کوین از آلتکوین‌ها بهتر عمل می‌کند و نشان دهنده این است که بازار احساس مثبتی نسبت به بیت کوین دارد و می‌تواند سیگنالی برای خرید بیت کوین باشد.۴- دامیننس بیت کوین افزایش می‌یابد اما قیمت آن کاهش می‌یابدوقتی دامیننس بیت کوین افزایش می‌یابد اما قیمت آن کاهش می‌یابد به این معنی است که آلتکوین‌ها بهتر از بیت کوین عمل می‌کنند و اینکه به زودی بازار برای آلتکوین‌ها خرسی می‌شود. در این زمان، سرمایه‌گذارها باید آلتکوین هایشان را بفروشند و به بیت کوین بچسبند.نحوه قیمت‌گذاری ارز دیجیتال bitcoin چگونه است؟عرضه و تقاضای بیت کوینقیمت ارز دیجیتال بیت کوین هم درست به همان صورتی تعیین می‌شود که قیمت دلار آمریکا تعیین می‌شود یعنی از طریق میزان عرضه و تقاضا. وقتی تقاضا برای bitcoin زیاد می‌شود، قیمت آن افزایش می‌یابد و وقتی تقاضا برای آن کاهش می‌یابد، قیمت آن کاهش می‌یابد.البته توجه داشته باشید که از لحاظ عرضه، bitcoin یک دارایی منحصربه‌فرد است چرا که برنامه‌ریزی عرضه آن واقعا خاص و بی‌توجه به نوساناتی است که در میزان تقاضا برای آن بوجود می‌آید. در اکثر کالاها یا دارایی‌ها از جمله پول‌های سنتی (fiat currency) می‌بینیم که وقتی افزایش تقاضا را تجربه می‌کنند، تولیدکنندگانشان میزان عرضه آنها را افزایش می‌دهند تا قیمت آنها مجددا به حال تعادل قبلی برگردد اما در بیت کوین این چنین نیست و وقتی تقاضا برای BTCافزایش می‌یابد، به لطف ساز و کار تنظیم سختی ماین و استخراج بیت کوین، تولید یا ایجاد بیت کوین‌های جدید سخت‌تر می‌شود و عرضه آن افزایش نمی‌یابد.مدل stock to flow در قیمت bitcoinاز مدل stock to flow یا به اختصار S2F معمولا برای بررسی تاثیر کمیابی بر قیمت یک دارایی استفاده می‌شود. نرخ stock to flow عددی است که نشان می‌دهد با نرخ تولید کنونی، چند سال طول خواهد کشید تا موجودی (stock) کنونی تولید شود. نرخ stock to flow اساسا معکوس نرخ تورم یک دارایی است. بنا بر مدل stock to flow، هر چه این نرخ بالاتر باشد، قیمت هم بیشتر می‌شود.هر ۴ سال یکبار، میزان پاداش ایجاد بلاک جدید ماینرها نصف می‌شود و در نتیجه میزان جریان (flow) بیت کوین‌های جدید به بازار کمتر می‌شود و به تبع نرخ stock to flow افزایش‌یافته و باعث کمیاب‌تر شدن bitcoin می‌شود. اگر مدل stock to flow در مورد بیت کوین هم بکار رود، این مسأله باید باعث افزایش قیمت آن شود‌‌ و در حقیقت هم طی چند هاوینگ (Halving) قبلی همین‌گونه بوده است و این رویدادها منتج به افزایش چشمگیر قیمت ارز BTC طی ماه‌های بعد از وقوع آنها شده‌اند. اما اینکه آیا این افزایش قیمت‌ها را باید به حساب اعتبار مدل stock to flow دانست یا خیر موضوعی است که محل بحث و اختلاف نظر زیادی است.چرا شبکه بیت کوین ایمن است؟هر از گاهی مطالبی می‌خوانیم یا می‌شنویم که هکرها موفق به هک کردن شبکه‌های رایانه‌ای مختلفی در سراسر جهان می‌شوند که بیشترشان هم با انگیزه‌های مالی صورت می‌گیرد. سوالی که ممکن است در ذهن‌ها شکل بگیرد این است که آیا بیت کوین را می‌توان هک کرد؟ چه اینکه جذابیت مالی بسیار چشمگیری هم برای هکرها دارد. در این قسمت به توضیح مواردی می‌پردازیم که موجب شده‌اند شبکه بیت کوین ایمن و دور از گزند حملات هکرها باشد.رمزنگاری کلید عمومیبیت کوین اولین کریپتوکارنسی یا رمزارز است. کریپتو در کریپتوکارنسی شکل مختصر شده کریپتوگرافی یا بعبارت دقیق‌تر کریپتوگرافی کلید عمومی است. منظور از آن هم این است که شبکه بلاکچین بیت کوین به منظور اطمینان یافتن از اصالت و درستی تراکنش‌هایی که انجام می‌دهید از یک کلید خصوصی و کلید عمومی استفاده می‌کند. کلید عمومی شما مثل آدرس ایمیل شما می‌ماند که آن را در اختیار دوستان و آشنایان خود قرار می‌دهید تا بتوانید پیام‌هایی از جانب آنها دریافت کنید. کلید خصوصی شما هم مثل رمز عبور آدرس ایمیل شما می‌ماند که بایستی فقط خودتان آن را بدانید در غیر این صورت فردی که از کلید خصوصی شما باخبر شود به حساب شما دسترسی خواهد داشت و می‌تواند بیت کوین‌هایتان را خرج کند. امضاهای دیجیتالی تراکنش‌هایی که در بیت کوین انجام می‌دهید با استفاده از فناوری‌ای موسوم به Elliptical Curve Digital Signature Algorithm (ECDSA) یا الگوریتم امضای دیجیتال منحنی بیضوی، صورت می‌گیرند.برای اینکه کسی موفق شود از روی کلید عمومی شما به کلید خصوصی‌تان دست یابد تنها راهی که وجود دارد جستجو از طریق Brute force است یعنی باید تمامی مقادیر ممکن برای کلید خصوصی را امتحان کند و ببیند که آیا یکی از آنها نهایتا کلید عمومی شما را حاصل می‌آورد یا خیر چون کلیدهای عمومی را کلید خصوصی ایجاد می‌کند. در عمل، انجام چنین کاری غیرممکن است چرا که تعداد حالات و مقادیر ممکن بسیار زیادی وجود دارد.تراکنش‌های برگشت ناپذیر بیت کوینیکی دیگر از مواردی که ارز دیجیتال bitcoinرا بسیار ایمن کرده است اجرای آن بر روی فناوری بلاکچین است. در بلاکچین، بلاک‌ها که حاوی دسته‌ای از تراکنش‌ها هستند، از طریق یک تابع رمزنگاری (کریپتوگرافی) یک طرفه با بلاک قبلی‌شان مرتبط و متصل هستند و به این ترتیب یک Chain یا زنجیره از بلاک‌ها را شکل می‌دهند.بلاکچین‌ها write-only هستند یعنی شما فقط می‌توانید به آنها اطلاعات اضافه کنید اما به محض اینکه اطلاعات تراکنش‌ها در بلاک‌ها نوشته شدند، دیگر به هیچ وجه نمی‌توان آنها را اصلاح کرد یا تغییر داد. چرا که با کوچکترین تغییری در داده‌های یکی از بلاک ها، هش آن بلاک و به تبع هش کل زنجیره بلاک‌هایی که پس از آن بلاک قرار دارند تغییر می‌یابد و چون بلاکچین و لجر آن غیرمتمرکز است، سایر نودها به راحتی متوجه این تغییر در لجر جعلی می‌شوند و آن را رد می‌کنند. پس اگر رمزارز BTC را برای کسی ارسال کردید، دیگر به هیچ وجه نمی‌توانید آن را به حساب خود برگردانید مگر اینکه خود آن شخص آن را مجددا برای شما ارسال کند.لجر یا دفترکل ثبتی توزیع یافتهبانک‌ها و موسسات مالی سنتی به شکل متمرکز عمل می‌کنند و نسخه‌ای از تراکنش‌ها را در یک محل ذخیره‌سازی متمرکز نگهداری می‌کنند و از آنها در مقابل عملیات‌های متقلبانه و کلاهبرداری حراست می‌کنند. اما به این شکل، شما بعنوان مشتری این بانک‌ها و موسسات مالی مجبور هستید که به آنها اعتماد کنید که درستکار و امانتدار عمل کنند؛ حال اینکه به طور بالقوه همواره این احتمال وجود دارد کسی در این مراکز، دفترکل ثبت تراکنش‌ها را دستکاری کند و اقدام به تقلب و کلاهبرداری و برگرداندن یک تراکنش کند.بلاکچین‌ها این طور نیستند، آنها نوعی لجر یا دفترکل ثبت توزیع‌یافته هستند. در ارز دیجیتال بیت کوین و سایر رمزارزهایی که از بلاکچین بهره می‌برند، به جای اینکه پولتان در یک پایگاه داده متمرکز نگهداری شود که می‌تواند کانون و آماج حملات و نارسایی‌ها باشد، تقریبا در همه جا نگهداری می‌شود چرا که تعداد افراد بسیار زیادی در سراسر دنیا عضو و تشکیل دهنده شبکه بلاکچین بیت کوین هستند و تمامی آنها یک نسخه یکسان از بلاکچین و تراکنش‌های آن را در اختیار دارند و نگهداری می‌کنند.پیش از اینکه تراکنش‌ها در لجر بلاکچین بیت کوین ثبت شوند، اکثریت نودها (Node) بایستی آنها را تایید کنند و در غیر این صورت آنها در بلاکچین ثبت نخواهند شد.برای اینکه کسی بخواهد به شبکه بیت کوین حمله کند و کنترل آن را در دست خود بگیرد و تراکنش‌های جعلی ترتیب دهد، نیازمند آن است که ۵۱ درصد از قدرت ماینینگ یا هش‌گذاری این شبکه را در اختیار خود داشته باشد که این امر بسیار بعید است چرا که انجام چنین کاری و تهیه منابع مورد نیاز برای آن در توان قدرتمندترین کشورهای جهان هم نیست.افراد بسیار زیاد و مختلفی در سراسر دنیا هستند که نرم افزار bitcoin را راه اندازی کرده‌اند و ماینر یا فول نود آن هستند. هر چه تعداد آنها بیشتر و بیشتر شود، شبکه بلاکچین بیت کوین هم ایمن‌تر می‌شود. نفع جمعی آنها در این است که این کوین یا رمزارز را ایمن نگاه دارند.عمومی بودن بلاکچین بیت کوینهمه می‌توانند تمامی تراکنش‌هایی که در لجر بیت کوین ثبت شده‌اند را به صورت کاملا شفاف مشاهده کنند و خودشان بررسی کنند که همه چیز درست است و اشکالی وجود ندارد. همه می‌توانند ببینند که شما در والت خود چه مقدار رمزارز BTC دارید اما کسی نمی‌داند که این مقدار به شخص شما تعلق دارد چرا که بیت کوین‌ها در آدرس‌هایی شبه ناشناس نگهداری می‌شوند. اینکه هر کسی می‌تواند خودش شبکه بیت کوین را ممیزی کند، باعث افزایش اعتماد می‌شود.بیت کوین چه ربطی به برق دارد؟بیت کوین از طریق فرایندی موسوم به ماینینگ یا استخراج تولید می‌شود. ماینینگ یا استخراج بیت کوین دربردارنده حل یک مساله ریاضی و رمزنگاری پیچیده است. حل این مسئله‌ها تنها از طریق سعی و خطای مداوم و پی در پی عددهای حدسی تصادفی امکان‌پذیر است و این کار را رایانه‌هایی ویژه موسوم به ASIC‌ها انجام می‌دهند که با انرژی برق کار می‌کنند. از سوی دیگر همانطور که می‌دانید شبکه بلاکچین بیت کوین یک شبکه غیرمتمرکز است و افراد مختلفی در سراسر دنیا هستند که با هم برای ماین کردن بلاک بعدی و از آن خود کردن پاداش کشف آن که به صورت رمزارز BTC است رقابت دارند و این یعنی تعداد زیادی دستگاه ماینر روشن در سراسر جهان که همه در حال مصرف برق هستند تا شبکه بیت کوین فعال باقی بماند و امنیتش هم حفظ شود.وقتی قیمت ارز bitcoin افزایش می‌یابد، مصرف برق هم بیشتر می‌شود چرا که این افزایش قیمت افراد را ترغیب به این می‌کند دستگاه ماینر خریداری کنند و با ماین کردن یا استخراج بیت کوین که حالا قیمتش هم بالا رفته و جذاب‌تر شده کسب سود کنند.مطالعه‌ای که دانشگاه کمبریج انجام داده است نشان می‌دهد که شبکه بلاکچین بیت کوین هر ساله ۱۲۰ ترا وات ساعت برق مصرف می‌کند.بنا بر گزارشی که Galaxy Digital منتشر کرده و آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) هم آن را تایید کرده شبکه بلاکچین بیت کوین هر سال ۱۱۳.۸۹ ترا وات ساعت برق مصرف می‌کند در حالی که سیستم بانکداری در سطح جهان هر سال ۲۶۳.۷۲ ترا وات ساعت برق مصرف می‌کند و این رقم برای استخراج طلا برابر با ۲۴۰.۶۱ ترا وات ساعت است. این یعنی عملا استخراج طلا و بانکداری سنتی دو برابر Bitcoin برق مصرف می‌کنند.استخر استخراج بیت کوین چیست؟منظور از استخرهای استخراج بیت کوین مراکزی است که در آن افراد دستگاه‌های ماینر خود را با دستگاه‌های ماینر دیگر استخراج کننده‌ها به صورت یکجایی و گروهی برای استخراج بیت کوین به کار می‌گیرند تا به این طریق شانس و احتمال اینکه بلاک بعدی را استخراج کنند بالاتر ببرند و در نتیجه درآمد بهتری از دستگاه‌های خود داشته باشند. هر چه توان و قدرت هش‌گذاری یک استخر استخراج بیت کوین بیشتر باشد، احتمال اینکه بلاکی استخراج شود هم بیشتر می‌شود. در استخرهای استخراج بیت کوین اگر بلاکی استخراج شود، پاداش آن بلاک به نسبت قدرت و توان هش گذاری‌ای که افراد مختلف به آن استخر کمک کرده‌اند، میان آنها تقسیم می‌شود.رویای ساتوشی این بود که همه افراد بتوانند بعنوان ماینر یا استخراج‌کننده بیت کوین عمل کنند و به این شکل هم شبکه بیت کوین را امن کنند و هم بعنوان پاداش بیت کوین به دست آورند. اما در واقعیت این گونه نشد و اوضاع کمی فرق کرد. همچنانکه شبکه بیت کوین رشد می‌کرد؛ افراد برای اینکه بتوانند پاداش مقرون به صرفه‌ای از فرایند استخراج کسب کنند بایستی دستگاه‌های پر قدرت‌تری خریداری می‌کردند که توان هش‌گذاری بیشتر و بیشتری داشته باشد.نوع دستگاه‌های استخراج هم پیچیده و پیچیده‌تر می‌شد و افراد مجبور به خرید دستگاه‌های پر هزینه‌تر می‌شدند که خریدشان دیگر در توان همه افراد نبود.اولین بار، کاربری به نام Slush در تالار گفتگوی سایت BitcoinTalk متوجه این موضوع شد و این ایده به ذهنش رسید که افراد می‌توانند توان دستگاه‌های استخراج خود را با دیگر ماینرها ادغام کنند و به تعبیری «استخری» برای استخراج بیت کوین تشکیل دهند و به این ترتیب شانس خود برای دریافت پاداش استخراج بلاک را افزایش دهند. در نتیجه، او در نوامبر ۲۰۱۰ اولین استخر استخراج بیت کوین را با نام Slush Pool بنیان گذاشت که البته آن را به نام استخر Bitcoin.cz Mining هم می‌شناسند.مزرعه استخراج ارز bitcoin چیست؟مزرعه استخراج ارز bitcoin از چندین ردیف دستگاه ماینر در کنار هم تشکیل می‌شود که معمولا هم محل استقرار آنها در انبارها یا سوله‌های بزرگ است. معمولا راه اندازی یک مزرعه بیت کوین مستلزم سرمایه‌گذاری کلان و تامین برق ارزان است.اگر کلیه عملیات‌های استخراج بیت کوین را یک کشور در نظر بگیریم، این کشور از لحاظ مصرف برق در رده شصت و یکم می‌بود چرا که تخمین زده می‌شود که توان رایانه‌ای شبکه بیت کوین معادل ۳.۷ میلیون ابر کامپیوتر است.در اینجا چند مورد از بزرگترین مزرعه‌های استخراج بیت کوین در جهان را معرفی می‌کنیم:مزرعه استخراج بیت کوین دالیان چین:توان هش‌گذاری (hashrate): ۳۶۰۰۰۰ ترا هش در هر ثانیهدر هر ماه ۷۵۰ BTC استخراج می‌کند که معادل ۳ درصد از کل بیتکوین‌هایی است که استخراج می‌شود.· مزرعه استخراج بیت کوین Genesis در ریکیاویک ایسلند:توان هش‌گذاری (hashrate): ۱۰۰۰ ترا هش در هر ثانیهبه دلیل آب و هوای سرد در ایسلند انتخاب این محل برای برپاکردن مزرعه استخراج بیت کوین راهبردی بوده است.مزرعه استخراج بیت کوین در مسکو روسیه:توان هش‌گذاری (hashrate):  ۳۸ پتا هش در هر ثانیهدر هر ماه ۶۰۰ BTC استخراج می‌کند.مزرعه استخراج بیت کوین Bitfury در آمستردام هلند:یکی از قدیمی‌ترین مزرعه‌های استخراج ارز دیجیتال بیت کوین است که از سال ۲۰۱۱ بیش از ۵۰۰ مگا وات توان رایانشی در مرکز خود مستقر کرده و توانسته بیش از ۶۰۰ هزار BTC استخراج کند.قانون‌گذاری و ارز دیجیتال bitcoinآیا بیت کوین جرم است؟بیت کوین یک شبکه غیرمتمرکز عمومی است که استفاده از آن برای تمامی افراد در دسترس و آزاد است و این موضوع معایبی هم دارد. خیلی از سیاستمداران و متخصصان بانکداری، بیت کوین را رمزارزی برای مجرمان قلمداد می‌کنند. به نظر آنها بیت کوین کمک شایانی به مجرمان می‌کند تا فرار مالیاتی کنند، پولشویی کنند و تروریست‌ها را تامین مالی کنند. باید اذعان کرد که از بیت کوین برای انجام تمام این جرم‌ها استفاده می‌شود.یکی از پرتکرارترین استفاده‌های مجرمانه‌ای که از بیت کوین می‌شود مربوط به هکرهایی است که اقدام به هک و قفل کردن رایانه‌های شرکت ها، دولت ها، مدارس و حتی بیمارستان‌ها می‌کنند و از آنها تقاضای دریافت باج به صورت ارز BTC  می‌کنند تا مجددا اقدام به باز کردن سرویس‌های رایانه‌ای آنها کنند. البته رمزارزهای دیگری غیر از بیت کوین هم هستند که برای این مقاصد مورد استفاده مجرمان قرار دارند از جمله ارز مونرو (Monero) که تراکنش‌های آن حتی از bitcoin هم ناشناس‌تر است.تحلیل داده‌های آنچین یا درون زنجیره‌ای تمام کریپتوها در سال ۲۰۲۰ نشان داده که کمتر از یک درصد از کل تراکنش‌ها مربوط به فعالیت‌های مجرمانه بوده است.مطالعه‌ای که موسسه فناوری ماساچوست در ایالات متحده آمریکا انجام داده است، ادعا کرده که اقدام به ارزیابی تمامی تراکنش‌های شبکه بلاکچین بیت کوین از ابتدا تا کنون کرده و به این نتیجه رسیده که تنها ۳ درصد از آنها مربوط به فعالیت‌های مجرمانه بوده است. اگر این آمار و ارقام صحیح باشند، استفاده مجرمانه از بیت کوین به هیچ وجه بیشتر از استفاده مجرمانه‌ای نیست که مجرمان از پول و سرویس‌های مالی سنتی می‌کنند. به هر صورت، معامله مواد مخدر، باج گیری و کلاهبرداری قبل از بوجود آمدن بیت کوین وجود داشته‌اند.آیا bitcoin توسط دولت‌ها کنترل می‌شود و قانونی است؟ارز دیجیتال بیت کوین به دو مقصود اصلی طراحی شد: غیرمتمرکز و توزیع‌یافته باشد. همین دو ویژگی است که باعث می‌شود کنترل و تنظیم‌گری قانونی آن اگر نگوییم غیرممکن، که بسیار سخت و دشوار شود.بیت کوین چون غیرمتمرکز است هیچ نهاد متمرکزی به تنهایی کنترل آن را در اختیار خود ندارد بلکه کنترل آن به صورت اشتراکی توسط افراد و نهادهای بسیار زیاد و مستقل از همی از سراسر جهان صورت می‌گیرد و این باعث می‌شود تقریبا هیچ دولت یا نهادی نتواند کنترل کاملی بر شبکه آن داشته باشد و هر طور که خواست در آن دخل و تصرف کند.بیت کوین چون توزیع‌یافته است در آن واحد در نقاط جغرافیایی متعددی حضور دارد و این باعث می‌شود که هیچ دولت یا قوه تنظیم‌گری نتواند اراده‌اش در خصوص بیت کوین را به خارج از مرزهای خود بسط و گسترش دهد. همچنین باعث می‌شود که دولت‌ها بر خلاف شبکه‌هایی که متمرکز و در یک محل هستند، نتوانند اقدام به قلع و قمع شبکه bitcoin کنند.تا کنون در هیچ کشوری شاهد ارائه یک برنامه قانونگذاری هماهنگ شده بین المللی در خصوص رمزارزها از جمله بیت کوین نبوده‌ایم. ارزهای دیجیتال از جمله بیت کوین در حال حاضر در ۹ کشور از جمله چین ممنوع هستند و ۴۲ کشور از بولیوی گرفته تا ترکیه، محدودیت‌هایی را وضع کرده‌اند که این اعمال محدودیت‌ها یا در خصوص رفتار و برخورد بانک‌ها با فعالیت‌های کریپتویی بوده و یا ممانعت از فعالیت صرافی‌های رمزارز.در بعضی از این کشورها، قانونگذاری بیت کوین و رمزارزها به منظور محافظت از مشتریان و پیشگیری از کلاهبرداری‌ها است و بعضی دیگر از آنها به منظور جلوگیری از تزلزل و بی‌ثبات شدن موسسات مالی اقدام به تنظیم‌گری و اعمال مقررات برای بیت کوین و رمزارزها می‌کنند.دولت‌ها اگر چه نمی‌توانند خود بیت کوین و شبکه آن را در کنترل خود درآورند و برای آن تنظیم‌گری مقرراتی داشته باشند اما می‌توانند قوانین و مقرراتی برای صرافی‌های متمرکز تدوین کنند که افراد باید از طریق آنها اقدام به خرید بیت کوین کنند و آنها را ملزم به احراز هویت کاربران (KYC) به منظور تبعیت از قوانین و مقررات ضد پولشویی (AML) و موارد قانونی دیگر کنند‌.آیا تراکنش‌های بیت کوین ناشناس هستند؟تصوری که عموما از رمزارزها و از جمله بیت کوین وجود دارد این است که آنها شکلی از پرداخت هستند که کاملا ناشناس هستند و هیچ کسی نمی‌تواند آنها را ردیابی کند. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنید متوجه می‌شوید که این گونه نیست و بیت کوین خیلی بیشتر از چیزی که فکرش را می‌کنید اطلاعات شما را آشکار می‌کند.مهمترین مساله‌ای که بیت کوین در خصوص ناشناس بودن دارد به والت یا کیف پول نگهداری آن بر می‌گردد. والت‌های بیت کوین عموما بیش از آنکه ناشناس باشند، شبه ناشناس هستند. ناشناس بودن یعنی هیچ نامی و نشانی نداشتن اما والت بیت کوین شما بدون نام و نشان نیست بلکه یک نام و نشان شبه ناشناس به شما می‌دهد. بعبارتی به جای اینکه مثلا نام والت بیت کوین شما به صورت کاملا شناخته شده «حمید احمدی» باشد، نامش مجموعه‌ای در هم ریخته از حروف و اعداد است که باز هم عملا به لحاظ مفهومی فرقی نمی‌کند و این حروف و اعداد در هم ریخته به والت متعلق به شما ارتباط داده شده است.اگر چه پروژه بیت کوین در وبسایت خودش تمامی این اطلاعات را افشا کرده است، اما بسیاری از افراد این در هم ریختگی حروف و اعداد مربوط به والتشان را به معنی ناشناس بودن bitcoinدانسته‌اند و اینکه کسی نمی‌تواند تراکنش‌های پرداختی‌شان را ردیابی کند. اما توجه داشته باشید که آدرس والت بیت کوین شما قابل ردیابی است و اتفاقا ردیابی آن امروزه خیلی هم ساده است.بیت کوین بر روی بلاکچین عمومی کار می‌کند که در آن همه می‌توانند ببینند که کدام والت از کجا کدام بیت کوین را خرج کرده است. اگر چه شخصی که بیت کوین را خرج می‌کند در پس یک سری حرف و عدد در هم ریخته پنهان شده است ( مثلا vBMSEYstWetqTFn5Au4m4GFg7xJaN) اما فعالیت‌هایی که او در شبکه bitcoin انجام می‌دهد اصلا پنهان نیست.به طور مثال، اگر شما اطلاع داشته باشید که فرد مورد نظرتان در فلان روز با استفاده از BTCاقدام به خرید سرویسی ( مثلا سرویس VPN) کرده، می‌توانید بروید و لجر یا همان دفتر کل ثبت تراکنش‌های بیت کوین را ببینید و در آن به دنبال آدرس بیت کوینی بگردید که در آن روز بخصوص اقدام به خرید از آن ارائه دهنده سرویس VPNنموده است. اگر در نتیجه جستجویتان به بیش از یک آدرس دست یافتید، می‌توانید بررسی کنید ببینید که آن شخص دیگر در کجاها بیت کوین‌هایش را ممکن است خرج کند. به طور مثال، اگر او به صورت مرتب به خیریه‌ای شناخته شده کمک می‌کند، این داده ثانویه را هم مد نظر قرار می‌دهید و این بار احتمالا به راحتی آدرس مختص او را پیدا می‌کنید.آدرس والت بیت کوین شما تنها با یک داده لو نمی‌رود بلکه با تجمیع همه داده‌ها و در کنار هم قرار دادن همه آنهاست که این اتفاق می‌افتد. امروزه با پیشرفت‌هایی که در حوزه استخراج داده‌ها و هوش مصنوعی در دسترس است، این داده‌ها به راحتی در کنار هم قرار داده می‌شوند و هویت آدرس‌های شبه ناشناس بیت کوین به راحتی ردیابی و کشف می‌شوند.مساله دیگری که در خصوص ناشناس بودن بیت کوین مطرح است این است که خرج کردن بیت کوین یک چیز است و خرید آن چیز دیگری. شما برای این که بیت کوین خریداری کنید باید به صرافی‌های ارز دیجیتال مراجعه کنید و در ازای پول‌های سنتی که دولت‌ها پشتیبان آنها هستند، بیت کوین خریداری کنید. اما صرافی‌های ارز دیجیتال برای اینکه اجازه فعالیت داشته باشند، ملزم به این هستند که فرایند احراز هویت را در مورد تمامی کاربرانشان انجام دهند. معمولا صرافی‌ها برای احراز هویت از کاربرانشان درخواست کارت شناسایی، گواهینامه رانندگی و یا پاسپورت می‌کنند. گاهی هم مخصوصا در خریدهای سنگین درست به مانند بانک‌ها موظف به توضیح خواستن و اخذ مدارک مثبته در خصوص درآمد از مشتریان خود هستند. آنها در سراسر جهان مجبور به تبعیت از قوانین ضد پولشویی دولت‌های متبوع خود هستند.آیا ردیابی معامله‌گران بیت کوین توسط دولت‌ها امکان‌پذیر است؟از آنجا که لجر بیت کوین عمومی است و همه می‌توانند تمامی تراکنش‌های آن را مشاهده کنند، دولت‌ها می‌توانند از صرافی‌های ارز دیجیتال درخواست کنند که اطلاعات شما را به آنها بدهند و بعد به کمک آنها به راحتی آدرس والت‌های منتسب به آنها و اینکه چه مقدار بیت کوین را در چه تاریخی به چه آدرسی انتقال داده‌اند را ردیابی کنند. اگر فکر می‌کنید که با ارائه مدارک شناسایی جعلی می‌توانید از این تهدید در امان بمانید و شناسایی نشوید، سخت در اشتباهید چرا که شما علاوه بر مدرک شناسایی به صرافی اطلاعات مربوط به حساب بانکی‌تان را هم داده‌اید و به راحتی از رویچ آن لو می‌روید.چگونه بیت کوین رایگان بدست آوریم؟با توجه به ماهیت غیرفیزیکی و دیجیتالی بیت کوین سوالی که شاید برای بسیاری از افرادی که به تازگی با آن آشنا می‌شوند پیش می‌آید این است که چگونه می‌توانند بیت کوین رایگان بدست آورند.شاید اگر آنقدر خوش شانس بودیم که از دوستان نزدیک ساتوشی ناکاموتو بودیم، می‌توانستیم بیت کوین‌های رایگان بدست بیاوریم. ساتوشی اولین پاداش بلاک را در سوم ژانویه ۲۰۰۹ دریافت کرد و چند روز بعد در دوازدهم ژانویه اولین تراکنش شبکه بیت کوین را انجام داد و برای تست ۱۰ BTCرا به دوست خود Hal Finney فرستاد. Hal Finney یکی از متخصصین رمزنگاری بود که با Wei Dai و Nick Szabo روی ارزهای دیجیتالی رمزنگاری شده کار می‌کرد. غالبا این افراد را بعنوان افرادی می‌شناسند که ایده‌های اولیه طراحی بیت کوین منتسب به آنها است.ضمن اینکه در آن زمان ماین و استخراج بیت کوین کمترین میزان سختی را داشت و هر کسی می‌توانست حتی با رایانه یا لپ تاپ معمولی خودش هم بیت کوین‌های زیادی استخراج کند که صرف نظر از هزینه برق کم تقریبا برایش رایگان تمام می‌شد. اما امروز دیگر ماین و استخراج بیت کوین بسیار سخت و رقابتی شده است و برای آن بایستی دستگاه‌های تخصصی و نسبتا‌گران قیمتی خریداری کرد و عملا دیگر نمی‌توان با رایانه‌های معمولی بیت کوین‌های تقریبا رایگان بدست آورد.اما ناامید نشوید، راهی برای بدست آوردن بیت کوین رایگان وجود دارد که در اینجا به آن اشاره می‌کنیم.همانطور که می‌دانید امروزه به غیر از بیت کوین صدها رمزارز دیگر وجود دارد و هر روز هم پروژه‌های جدیدی در کریپتو ظهور می‌کنند که یکی از راهبردهای آنها برای جذب مخاطب و محبوبیت بیشتر، ایردراپ (Airdrop) یا دادن رمزارزهای رایگان به افرادی است که اقدام به معرفی پروژه آنها در کامیونیتی یا جامعه کریپتو کنند.بعدا وقتی که این پروژه‌ها در صرافی‌ها لیست شدند می‌توانید آنها را با بیت کوین مبادله کنید و از این طریق صاحب بیت کوین‌های رایگان شوید.آیا بیت کوین سقوط می‌کند؟به لحاظ فنی این امکان و احتمال وجود دارد که هر رمزارزی سقوط کند و صفر شود، همانطور که این اتفاق عملا برای ترا لونا (Terra Luna) افتاد. اما برای اینکه چنین اتفاق ناگوار و فاجعه‌باری برای رمزارزی به ارزشمندی و محبوبیت بیت کوین بیفتد، نیاز است که چندین رویداد دگرگون‌کننده اتفاق بیفتد. هر کسی که کارکرد ارز دیجیتال BTC را بداند، بر این مطلب صحه می‌گذارد.بعضی‌ها بیت کوین را برای کوتاه مدت خریداری می‌کنند به امید اینکه با افزایش قیمت سودی کنند و آن را بفروشند. بعضی دیگر هم ارز BTC را به نیت هولد و نگهداری خیلی بلندمدت می‌خرند و توجهی هم به صعود و سقوط‌های آن در کوتاه مدت ندارند.اما عده دیگری هم هستند که معتقدند bitcoin خلاصه جای پول‌های سنتی را می‌گیرد و بانک‌ها را خطرناک و بی‌انصاف می‌دانند و معتقدند که دنیای غیرمتمرکز چیزی است که در آینده انتظارمان را می‌کشد. برای این دسته از افراد، خرید بیت کوین فراتر از یک سرمایه‌گذاری است و نشان دهنده شور و عرق آنها به رمزارزها است.همین حالا هم در سراسر جهان می‌توان با استفاده از رمزارز بیت کوین اقدام به خرید کالاها و خدمات گوناگونی کرد و بعضی از کشورها مثل السالوادور پا را از این فراتر گذاشته و پیشگام دیگر کشورها، BTC را بعنوان پول رایج کشور خود پذیرفته‌اند.ضمن اینکه حتی اگر بیت کوین در اکثر کشورهای جهان بسیار محدود و غیرقانونی اعلام شود، منحل کردن کل شبکه بیت کوین کار بسیار سخت و دشواری است. با بیش از صد هزار نودی (Node) که شبکه بلاکچین بیت کوین در سراسر جهان دارد، برای اینکه بتوان بیت کوین را کاملا نابود کرد، عملا نیاز است که همه این نودها باور و علاقمندی‌شان به آن را از دست بدهند.نابود کردن بیت کوین به سادگی بستن یک وبسایت نیست. زیرساخت پیچیده آن در کنار ماهیت غیرمتمرکزی که دارد بنیان مستحکمی به این ارز دیجیتال بخشیده است که متزلزل کردنش را دشوار می‌کند؛ حتی برای کشورهایی که خیلی قدرتمند هستند.ضمن اینکه نهنگ‌ها که bitcoin زیادی در اختیار دارند و بازیگران مهمی در بازار بیت کوین هستند، تاثیر بسزایی در قیمت آن دارند. آنها می‌توانند هر موقع که ضروری دیدند بازار را دستکاری کنند و از طریق سناریوهایی مانع از این شوند که بیت کوین سقوط کند و قیمتش صفر شود.همه این موارد و عوامل احتمال اینکه بیت کوین کاملا سقوط کند و از بین برود را خیلی خیلی بعید می‌کند.آینده ارز بیت کوینوقتی بیت کوین تقریبا یک دهه قبل به جهان معرفی شد، انتظار می‌رفت که انقلابی در زیست بوم مالی جهان بوجود آورد اما این اتفاق رخ نداده است. طی این مدت قیمت آن هم فراز و فرودهای مختلفی را تجربه کرده است به طوری که در آوریل ۲۰۲۱ قیمت بیت کوین به بالاترین حد تاریخی خود یعنی حدود ۶۹۰۰۰ دلار هم رسید و در حال حاضر هم قیمت آن تا ۲۳۵۵۰ دلار افت کرده است.علی رغم این نوسانات، سرمایه‌گذاران و علاقمندان به بیت کوین و رمزارزها نسبت به آن خوشبین‌تر هم شده‌اند و به نظر می‌رسد که دهه پیش رو نقش محوری در آینده بیت کوین داشته باشد.ساتوشی معتقد بود که بانک‌ها بعنوان واسطه تراکنش‌ها باعث افزایش یافتن هزینه انجام تراکنش‌های مالی می‌شوند و این موجب می‌شود که امکان خرده پرداخت‌ها و تراکنش‌های مالی خیلی کوچک عملا امکان‌پذیر نشود. بنابراین او معتقد بود که باید بیت کوین بعنوان یک شبکه پرداخت نظیر به نظیر، غیرمتمرکز و بدون مرز را جایگزین واسطه‌گری بانک‌ها کرد.اما حالا که ۱۳ سال از پیدایش بیت کوین گذشته، به نظر می‌رسد که این نگاه و افق دید مخدوش شده است. غیرمتمرکز بودن جایش را به متمرکز بودن داده؛ به این صورت که نهنگ‌ها یا سرمایه گذارانی که بیت کوین‌های بسیار زیادی در اختیار دارند قیمت آن را در بازار کنترل می‌کنند. ماینینگ و استخراج بیت کوین به صورت انفرادی که باعث مردمی‌تر شدن فرایند انتشار بیت کوین‌های جدید می‌شد حالا کم کم قربانی بهینه‌تر کردن فرایند ماینینگ از طریق احداث مزارع بیت کوین توسط حکومت‌ها و سرمایه گذاران شرکتی شده است. بیت کوین بخاطر مشکلاتی که در خصوص مقیاس‌پذیری داشته است، متحمل فورک‌ها و شکل‌گیری آلتکوین‌های متعددی شده است.اما رشدی که کل کریپتو طی این مدت کرده است و یک زیست بوم اقتصادی پر رونق و پر انرژی را تشکیل داده است جبرانگر تمامی این موارد منفی است. بازار کریپتوکارنسی که تا سیزده سال قبل وجود نداشت، در حال حاضر ارزشی بالغ بر ۱.۱۲ تریلیون دلار دارد.یکی از نکات مثبت و مهمی که برای بیت کوین رخ داده است این است که السالوادور در نهم ژوئن ۲۰۲۱، ارز BTC را بعنوان پول قانونی پذیرفت. این اولین کشوری است که چنین اقدامی را انجام داده است و این می‌تواند الهام بخش سایر کشورها در اتخاذ رویکرد مشابه باشد. هر کسب و کاری در السالوادور که بتواند بیت کوین را در قبال خدمات یا کالاهایی که ارائه می‌کند بپذیرد به موجب این لایحه هیچ منع قانونی ندارد، هر چند که همچنان دلار آمریکا ارز رایج اصلی در این کشور محسوب می‌شود.در حال حاضر، ارزهای دیجیتال به طور کلی و بیت کوین به طور خاص چیزی میان ذخیره‌کننده ارزش و واسطه‌ای برای انجام مبادلات روزانه است. سرمایه‌گذاران شرکتی و حقوقی مشتاقند از نوسانات شدید قیمتی BTC منتفع شوند و حتی بعضی از دولت‌ها همچون ژاپن هم رسما ارز bitcoin را بعنوان یکی از روش‌های پرداخت معتبر خود اعلام کرده‌اند.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Mon, 22 Aug 2022 13:05:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سولند دائو (Solend DAO) و مصادره حساب یک نهنگ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%B3%D9%88%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%88-solend-dao-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%87%D9%86%DA%AF-sogd9yowxvdw</link>
                <description>سولند دائو (Solend DAO) که دائوی پلتفرم وام Solend در شبکه بلاکچین سولانا است، اولین رای گیری‌اش را انجام داد.یک نهنگ آمده و از پلتفرم آنها استفاده کرده تا وام و مارجین بسیار بزرگی بگیرد؛ به این صورت که ۵.۷ میلیون سولانا (Solana) که در حال حاضر ۱۷۰ میلیون دلار ارزش دارد، واریز کرده تا ۱۸۸ میلیون دلار استیبل کوین دریافت کند. این پوزیشن تقریبا برابر با ۹۵ درصد کل واریزی سول (SOL) در این پلتفرم است و در صورتی که قیمت SOL به زیر ۲۲.۳۰ دلار برود، این پوزیشن وام یا مارجین ممکن است با ریسک لیکویید شدن جزئی رو به رو شود.دائوی Solend به منظور اینکه حساب این نهنگ در این پلتفرم را به صورت موقتی در کنترل خود درآورد و آن را مصادره کند رای‌گیری کرد تا بتواند «با حفظ شأن و احترام» آن را لیکویید کند و نگذارد این اتفاق به صورت معمول رخ دهد. دلیل این کارشان هم این بوده که اگر اجازه دهند که این لیکویید شدن جزئی (که ۲۰٪ یا حدود ۲۱ میلیون دلار می‌شود) به صورت عادی اتفاق بیفتد، باعث ایجاد  آشفتگی در پلتفرم Solend و همینطور در بلاکچین Solana خواهد شد. آنها در این پیشنهاد رای‌گیری اشاره کرده‌اند که در نتیجه این پوزیشن مارجین سنگین ، ممکن است Solend زیر بدهی بدی برود و لیکویید کننده‌ها با اسپم کردن بیش از حد فانکشن Liquidate باعث ایجاد اختلال جزئی در شبکه بلاکچین سولانا شوند.این پیشنهاد دائوی Solend واکنش‌های تندی را از طرف بسیاری از افراد کامیونیتی در پی داشته که معتقدند مصادره و یا در کنترل گرفتن حساب کاربران با روح دیفای (DeFi) تعارض دارد و فتح باب بدی می‌شود. عده دیگری از کاربران، با توجه به سطح بالای ریسک و خطری که از نظر سیستمی متوجه پلتفرم Solend بوده، این پلتفرم را به خاطر اینکه اصلا چرا در وهله نخست اجازه داده چنین پوزیشنی ثبت شود، سرزنش می‌کنند. عده دیگری هم معتقدند با توجه به اینکه Solend مفاد و شرایط قبلی را تغییر داده است، خودش را در معرض دعاوی و پیگرد حقوقی و قانونی قرار داده است.این پیشنهاد نهایتا با ۱۱۵۰۰۰۰ رای موافق و ۳۰۱۰۱ رای مخالف تصویب شد. یک میلیون از رای‌های مثبت تنها و صرفا توسط یک رای دهنده داده شده است.</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jun 2022 23:27:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنچه باید از تپروت (Taproot) بیتکوین بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AA-taproot-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-wddug5pbvqzr</link>
                <description>همانطور که می‌دانید بیتکوین اخیراً مهمترین ارتقا شبکه‌اش طی چهار سال گذشته را پیاده سازی کرد. هدف از این ارتقاء شبکه که موسوم به تپروت (Taproot) است، تسهیل و سازماندهی نمودن فرایند پردازش تراکنش‌ها و بهینه‌تر کردن آنها هم به لحاظ سرعت انجام آنها و هم به لحاظ هزینه‌ای است. آخرین تغییری که قبلاً در شبکه بیتکوین اعمال شده بود باعث بروز نوعی «جنگ داخلی» در انجمن بیتکوین و در نتیجه شکل‌گیری رمزارز جدیدی تحت عنوان بیتکوین کش (bitcoin cash) با نماد BCHS شد. اما برخلاف آن، ارتقاء تپروت (Taproot) جنجال برانگیز نیست.ارتقاء تپروت (Taproot) چه کاری انجام می‌دهد؟اگر بخواهیم ساده بگوییم، تپروت (Taproot) امضا‌ها و تراکنش‌های متعددی را در کنار هم قرار داده و آنها را دسته‌بندی می‌کند. در شبکه بیتکوین برای تایید و راستی‌آزمایی تراکنش‌ها به امضاها (Signatures) نیاز است. این امضا‌ها با استفاده از کلید‌های خصوصی (private keys) تولید می‌شوند و اعتبار آنها با تطابق دادنشان با کلیدهای عمومی (public keys) سنجیده می‌شود.تا پیش از اعمال و پیاده سازی ارتقاء تپروت، راستی‌آزمایی تراکنش‌ها در شبکه بیتکوین کُند انجام می‌شد چراکه اعتبار هر کدام از این امضاها با تطابق دادنش در مقابل یک کلید عمومی صورت می‌گرفت. در این حالت، مدت زمان لازم برای اعتبار‌سنجی تراکنش‌های چند‌امضایی که مستلزم داده‌های ورودی (inputs) و امضا‌های متعدد هستند چند برابر و مضاعف می‌شد.ارتقاء تپروت (Taproot) امکان تجمیع امضاها را فراهم می‌سازد. ساده‌اش این می‌شود که با این ارتقا می‌‌توان امضاهای متعددی را در کنار هم قرار داد و دسته‌بندی و اعتبار‌سنجی کرد. مزیت تپروت (Taproot) بیتکوین برای تراکنش‌های چند‌امضایی یا تراکنش‌هایی که نیاز به امضای چندین کاربر دارند ملموس‌تر و پر رنگ‌تر است چرا که تپروت (Taproot) تراکنش‌هایی که داده‌های ورودی متعددی دارند (مثل آنهایی که چند‌امضایی هستند و در بردارنده چندین آدرس در شبکه بیتکوین) را در قالب یک تراکنش واحد فشرده‌سازی می‌کند.تپروت همچنین تراکنش‌های تک‌امضایی و تراکنش‌های چند‌امضایی را نیز در قالب یک فرایند صحت‌سنجی واحد با هم ترکیب می‌کند. ارتقاء تپروت (Taproot) در بحث حفظ حریم خصوصی بیشتر نیز کارکردهایی دارد چرا که با پیاده شدن آن تشخیص دادن تراکنش‌های تک‌امضایی از تراکنش‌های چند‌امضایی سخت می‌شود و از این رو تشخیص شرکت کنندگان در تراکنش‌های شبکه بیتکوین دشوارتر می‌شود.تپروت چگونه امکان تجمیع امضاها را فراهم می‌سازد ؟بیتکوین از الگوریتم امضای دیجیتال منحنی بیضوی یا همان Elliptic Curve Digital Signature Algorithm و یا به اختصار ECDSA برای تولید کلیدها و صحت‌سنجی تراکنش‌ها استفاده می‌کند. حالا با اجرای تپروت، امضاهای Schnorr که امن‌تر هستند و پیاده‌سازی آسان‌تری دارند در این فرایند گنجانده می‌شوند.یکی از ویژگی‌های امضاهای Schnorr، خطی بودن آنها است. ساده‌اش این می‌شود که به کمک این ویژگی شما می‌توانید از مجموعه‌ای از کلیدهای عمومی برای صحت‌سنجی مجموعه‌ای از امضاها استفاده کنید. در نتیجه به جای اینکه هر بار تنها یک تراکنش ارزیابی شود، می‌توان تراکنش‌های متعددی را به صورت دسته‌ای صحت‌سنجی کرد.پیاده‌سازی تپروت (Taproot) در شبکه بیتکوین به چه معناست؟همانطور که قبلاً اشاره شد، تپروت (Taproot) فرایند پردازش تراکنش‌ها را سازماندهی و تسهیل می‌کند و تایید تراکنش‌ها در شبکه بیتکوین را سریعتر و ساده‌تر می‌کند. تپروت (Taproot) همچنین تعداد تراکنش‌هایی را که می‌توان پردازش کرد افزایش می‌دهد و هزینه کلی انجام تراکنش‌ها در شبکه را کاهش می‌دهد چرا که اندازه (حجم) داده مورد نیاز در تراکنش‌های پیچیده‌تر (مثل تراکنش‌های چند‌امضایی) کاهش می‌یابد و در نتیجه مدت زمان مورد نیاز برای پردازش تراکنش‌ها کاهش می‌یابد و به تبع هزینه انجام تراکنش‌ها هم کمتر می‌شود.ممکن است با خودتان بگویید که فلسفه وجود فناوری‌هایی نظیر پروتکل لایتنینگ (Lightning) هم دقیقا همین مسأله است و برای همین منظور طراحی شده‌اند. اما تراکنش‌هایی که روی پروتکل لایتنینگ یا کانال‌های پرداخت لایه دوهای دیگر انجام می‌شوند، به محض بسته شدن این کانال‌های پرداخت باز هم بایستی بر روی شبکه بیتکوین مورد صحت‌سنجی قرار بگیرند. چنین دسته‌هایی از تراکنش‌های تایید نشده می‌تواند به هنگامی که روانه شبکه بیتکوین می‌شوند تا مورد تایید قرار بگیرند، باعث ترافیک سنگین و کندی آن شوند. پیاده‌سازی تپروت (Taproot) می‌تواند پردازش این تراکنش‌ها را بهینه‌تر کند‌.ارتقاء تپروت (Taproot) برای بحث حریم خصوصی کاربران بیتکوین نیز مفید است چرا که به کمک آن می‌توان تراکنش‌های چند‌امضایی را بصورت تراکنش‌هایی تک‌امضایی جلوه داد و به این طریق شناسایی و تشخیص شرکت کنندگان در یک تراکنش را سخت‌تر کرد.نهایتا اینکه تپروت (Taproot) به قرارداد‌های هوشمند در شبکه بیتکوین نیز کمک می‌کند. تپروت (Taproot) می‌تواند فتح بابی برای بهره‌مندی از دیگر کارکردهای بدیع مالی در شبکه بیتکوین باشد. بعضی‌ها معتقدند که بیتکوین می‌تواند به کمک تپروت (Taproot) بدل به بازیگری در عرصه دیفای (DeFi) یا همان مالیه‌ی غیرمتمرکز هم بشود. اگر چه شبکه بلاکچین بیتکوین همواره این امکان را در خود داشته که از قراردادهای هوشمند هم پشتیبانی کند اما به دلیل مسائلی که در رابطه با مقیاس‌پذیری داشته هیچگاه به اندازه ظرفیتی که در این راستا داشته از این قابلیت استفاده نکرده است. تپروت (Taproot) این مسأله را برای بیتکوین حل می‌کند.تاثیر تپروت (Taproot) بر قیمت بیتکوینهمچنانکه بیتکوین مقیاس پذیرتر می‌شود و به شکل بهینه‌تری تراکنش‌ها را پردازش می‌کند، بدل به رسانه‌ای کاراتر برای انجام تراکنش‌ها می‌شود. در گذشته، ارزشمندی بیتکوین به عنوان یک ذخیره‌کننده ارزش به کارکردها و استفاده‌هایی که دارد گره خورده، در نتیجه می‌توان این برداشت و تصور را داشت که با افزایش شمار تراکنش‌های مفید بر روی شبکه بلاکچین بیتکوین، ارزشمندی و قیمت رمزارز آن نیز افزایش یابد.وقتی شبکه بلاکچین بیتکوین به حد پایانی ۲۱ میلیون رمزارز بیتکوین (BTC) برسد، درآمد ماینرها از نظر کسب بیتکوین جدید کاهش خواهد یافت. در آن زمان، عمده درآمد ماینرها را همان کارمزد تراکنش‌ها تشکیل خواهد داد. تپروت (Taproot) با کاهش دادن اندازه و حجم تراکنش‌ها و افزایش دادن سرعت پردازش آنها تحقق این واقعیت را ملموس‌تر خواهد کرد.جمع‌بندیتپروت بیتکوین، که تازه‌ترین ارتقاء صورت گرفته در شبکه بلاکچین بیتکوین است، مهمترین ارتقاء این شبکه طی ۴ سال گذشته بوده است. به کمک تپروت، تراکنش‌ها و امضاهای متعددی با هم دسته‌بندی می‌شوند و در نتیجه صحت‌سنجی تراکنش‌ها در این شبکه آسان‌تر و سریع‌تر می‌شود.همچنین به کمک تپروت، تراکنش‌های تک‌امضایی و چند‌امضایی را می‌توان با هم ترکیب کرد و به این ترتیب شناسایی داده‌های ورودی (inputs ) تراکنش‌ها که به شناسایی و تشخیص شرکت کنندگان در تراکنش منتج می‌شوند را سخت‌تر کرد و در نتیجه حریم خصوصی بهتری را برای کاربران فراهم آورد.تپروت می‌تواند به مقیاس‌پذیری شبکه بیتکوین کمک کند و امکان پردازش تعداد تراکنش‌های بیشتری را برای آن فراهم سازد.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Wed, 20 Apr 2022 21:04:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظریه انقباض بزرگ هستی (big crunch) چه می‌گوید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@BitcoinBreads/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%A8%D8%A7%D8%B6-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-big-crunch-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-zzhcgvctkrth</link>
                <description>همه ما نگران این هستیم که در پایان زندگیمان چه اتفاقی خواهد افتاد. ما می‌بینیم که دیگر موجودات زنده می‌میرند و می‌دانیم که این اتفاق برای ما هم خواهد افتاد. از آنجا که این امر اجتناب ناپذیر است نگرانیم که این اتفاق چه زمانی ، کجا و به چه نحوی خواهد افتاد. خیلی از ما درباره سرنوشت زمین هم فکر می‌کنیم. آیا زمین برای همیشه به صورت یک گوی آبی رنگ قابل سکونت باقی می‌ماند و یا اینکه در نهایت توسط خورشید، همچنانکه متورم شده و از ستاره‌ای زرد رنگ با اندازه متوسط بدل به یک غول سرخ رنگ می‌شود، بلعیده می‌شود. یا شاید آنقدر سیاره مان را آلوده می‌کنیم که در نهایت به صورت سیاره ای، معلق، سرد و خالی از زندگی در فضا در می‌آید. اگر قرار باشد چنین اتفاقی بیفتد چقدر با آن فاصله داریم؟ صد سال؟ هزار سال؟ یا یک میلیون سال؟عده‌ای از اخترشناسان یعنی آنهایی که کیهان شناس خوانده می‌شوند، سوالات مشابهی را در مورد جهان هستی مطرح می‌کنند. البته مقیاسی که این دسته از دانشمندان در آن کار می‌کنند متفاوت است. جهان هستی در مقایسه با یک سیاره صرف به مراتب عظیم‌تر است. حتی یک کهکشان واحد و خط زمانی که دارد در این مقایسه بسیار بسیار طولانی‌تر است. به همین دلیل است که کیهان شناسان نمی‌توانند به طور قطع بگویند که جهان هستی چگونه آغاز شده است و چگونه پایان خواهد یافت. اما می‌توانند شواهدی گرد آورند، حدس‌های مبتنی بر دانشی بزنند و نظریاتی را شکل دهند.یکی از اینگونه نظریات مرتبط با آینده جهان هستی نظریه مِه رُمب یا big crunch است. طبق این نظریه، گسترش جهان هستی یک روز متوقف می‌شود. آنگاه از آنجا که گرانش، ماده را به سمت درون می‌کشد جهان هستی شروع به فشرده شدن می‌کند و آنقدر به درون فرو می‌ریزد که دوباره بدل به یک تکینگی فوق‌العاده داغ و فوق‌العاده با چگالی بالا می‌شود. چنانچه این نظریه درست باشد، جهان هستی همچون یک سوفله غول‌آسا است. در ابتدا کوچک است و رفته رفته همچنان که گرم‌تر می‌شود گسترش می‌یابد اما نهایتاً با سرد شدن شروع به فرو نشستن می‌کند.هیچ کس یک سوفله فرو رفته و حجیم نشده را دوست ندارد و ما هم نباید جهان هستی‌ای را که رفتاری مشابه دارد را دوست داشته باشیم. آن هنگام، نقطه پایان و نابودی هر کهکشان، ستاره و سیاره‌ای خواهد بود که در حال حاضر وجود دارد. خوشبختانه نظریه big crunch ضمانتی ندارد. کیهان شناسان در حال حاضر مباحثات داغی درباره آن دارند‌.گروهی از آنها معتقدند که این سوفله فرو خواهد نشست و گروهی دیگر معتقدند که تا همیشه به گسترش خود ادامه خواهد داد. میلیارد‌ها سال طول خواهد کشید تا به یقین دریابیم که کدام گروه درست می‌گویند.خب، حالا بیایید ببینیم که نظریه big crunch چیست و چه معنایی برای جهان هستی دارد. از آنجا که نظریه big crunch به واقع پیامدی از نظریه مه بانگ یا همان big bang است اجازه دهید که ابتدا به آن بپردازیم.حدود ۱۵ میلیارد سال قبل کل ماده و انرژی جهان هستی در ناحیه‌ای فوق‌العاده کوچک تحت عنوان تکینگی جمع و متمرکز شده بود. طی رخدادی این تکینگی که چگالی فوق‌العاده بالایی از مواد داشت با سرعت بسیار بسیار بالا و حیرت آوری شروع به گسترش کرد. اخترشناسان کاملا نمی‌دانند که این گسترش یافتن به چه دلیلی آغاز شد. اما آنها از عبارت مه بانگ یا big bang برای توصیف تکینگی و اولین لحظات پس از وقوع آن استفاده می‌کنند.همچنانکه جهان هستیِ تازه متولد شده گسترش می‌یافت، شروع به خنک‌تر شدن ‌کرد و چگالی اش کمتر می‌شد. برای اینکه بهتر درکش کنید بخاری که از کتری بیرون می‌آید را در نظر بگیرید. در نزدیکی دهانه لوله کتری، بخار کاملا داغ است و مولکول‌های بخار در فضایی محصور متمرکز شده‌اند. همچنانکه بخار از کتری فاصله می‌گیرد و مولکول‌ها در آشپزخانه منتشر می‌شود، خنک می‌شود. همین اتفاق بعد از وقوع مه بانگ (big bang) رخ داده است. ظرف مدت ۳۰۰ هزار سال که همه چیز که در درون تکینگی حفظ شده بود، به قلمرو پر جنب و جوش و غبارآلود ماده و تابش گسترش یافته بود. وقتی این اتفاق رخ داد ، دما به ۳۰۰۰ درجه سلسیوس کاهش یافت که این اجازه را می‌داد که ذرات پایدارتر شکل بگیرند. ابتدا الکترون‌ها و پروتون‌ها تشکیل شدند که بعد با هم ترکیب شدند تا اتم‌های هیدروژن و هلیوم را تشکیل دهند.جهان هستی به گسترش یافتن و رقیق‌تر شدن ادامه داد. می‌توانید آن را همچون آبگوشتی در ذهن خود تصویر کنید که مواد در درون آب غلیظ آن شناورند. اما حالا اخترشناسان فکر می‌کنند که بیشتر شبیه به سوپ بوده که چگالی خیلی یکنواختی داشته به جز در چند ناحیه معدود که چگالی در آنها نوساناتی داشته. همین نقاط معدودی که چگالی در آنها نسبت به بقیه نقاط نوسان داشته آنقدر اهمیت داشتند که باعث ترکیب و پیوند مواد شوند. دسته‌های عظیمی از سحابی‌های تشکیل دهنده کهکشان‌های گوناگون شکل گرفتند. این سحابی‌ها تبدیل به کهکشان شدند؛ جزایری عظیم از گاز و غبار که زادگاه میلیاردها ستاره شدند. به دور بعضی از این ستاره ها، نیروی گرانش سنگ، یخ و دیگر مواد را گرد هم اورد تا سیاره‌ها شکل بگیرند. حداقل در یکی از آن سیاره‌ها، زندگی تکامل یافت؛ تقریبا ۱۱ میلیارد سال پس از وقوع big bang.هنوز هم جهان هستی به گسترش خود ادامه می‌دهد و اخترشناسان شواهدی هم برای اثبات آن دارند.شواهدی برای مه بانگ (big bang )اگر نظریه مه بانگ درست باشد، اخترشناسان بایستی قادر باشند رد گسترش یافتن جهان هستی را بگیرند. ادوین هابل ، که تلسکوپ فضایی هابل به افتخار او نامگذاری شده است یکی از اولین دانشمندانی بود که در سال ۱۹۲۵ این گسترش یافتن جهان هستی را مشاهده و اندازه گیری کرد. او با عبور دادن نور کهکشان‌های دور از منشور تلسکوپش، روی طیف‌ها یا رنگین کمان‌های آنها مطالعه می‌کرد. او متوجه شد که نوری که از هر کهکشانی به تلسکوپ او می‌رسد ، به قسمت قرمز رنگ طیف‌های منشور آن منتقل می‌شود. برای توضیح این پدیده او از اثر داپلر (Doupler effect)کمک گرفت که اکثرا آن را پدیده‌ای منسوب به عالم صدا می‌دانند. مثلا وقتی آمبولانس در خیابان به ما نزدیک می‌شود، به نظر می‌رسد که دانگ آژیر افزایش می‌یابد و وقتی از ما می‌گذرد و دور می‌شود دانگ صدا کاهش می‌یابد. این اتفاق به این دلیل رخ می‌دهد که یا آمبولانس از موج صدایی که ایجاد کرده عقب است و به دنبال آن می‌آید (دانگ صدای زیاد) و یا از این موج صدایی که ایجاد کرده فاصله می‌گیرد.(دانگ صدای کمتر).هابل اینگونه استدلال کرد که امواج نوری که کهکشان‌ها ایجاد کرده بودند هم رفتار مشابهی با این دانگ صدا در امواج صوتی دارند. او ادامه می‌دهد که اگر یک کهکشان دور با سرعت به طرف کهکشان ما در حرکت باشد، به امواج نوری‌ای که ایجاد کرده بود، نزدیکتر می‌شود که این باعث می‌شود فاصله بین نقاط اوج موج‌ها کاهش یابد و باعث تغییر رنگ طیف آن به ناحیه آبی رنگ شود. و اگر یک کهکشان دور با سرعت در حال دور شدن از کهکشان ما باشد، از امواج نوری‌ای که ایجاد کرده بود دورتر می‌شود که این باعث بیشتر شدن فاصله بین نقاط اوج امواج و تغییر رنگ طیف آن به ناحیه قرمز رنگ می‌شود. پس از این که او به کرات نتیجه مشابهی را در مشاهدات خود از این موضوع و تغییر رنگ طیف این امواج نوری به ناحیه قرمز رنگ تجربه کرد، قاعده و اصل هابل را مطرح کرد: کهکشان‌ها با سرعتی متناسب با فاصله‌ای که از ما دارند در حال دور شدن از ما هستند.امروزه این تغییر رنگ طیف امواج نوری حاصل از اجرام آسمانی دور به رنگ قرمز بعنوان شاهد و گواهی محکم از گسترش یافتن جهان هستی مطرح می‌شود.اما هر چیزی که گسترش می‌یابد باید نهایتا متوقف شود، درست است؟ آیا اینگونه نیست که جهان هستی هم درست به مانند توپی که به آسمان پرتاب شده به نقطه حداکثر گسترش یافتگی برسد و سپس متوقف شود و دوباره شروع به برگشتن و فرو افتادن به جایی که از آنجا حرکتش را آغاز کرده بود کند؟ همانگونه که خواهیم دید سه حالت در اینجا وجود دارد.ما ورای مه بانگ (big bang )تقریبا تمام اخترشناسان می‌پذیرند که جهان هستی در حال گسترش یافتن است. چیزی که پس از آن رخ می‌دهد به منزله یک سر و راز سر به مهر است. خوشبختانه فقط سه امکان وجود دارد. جهان هستی می‌تواند باز، تخت و بسته باشد.جهان هستی بازدر این حالت ، جهان هستی تا همیشه گسترش می‌یابد و همچنانکه گسترش می‌یابد ماده درون آن رقیق‌تر و رقیق‌تر و منتشر می‌شود. نهایتا کهکشان ها، خالی از مواد خام مورد نیاز برای ایجاد ستاره‌ها می‌شوند. ستاره‌هایی که قبلاً بوجود آمده‌اند ، آرام آرام به مانند ذغال‌های نیمه سوخته خاموش می‌شوند. کهکشان‌ها به جای اینکه گهواره‌های آتشین باشند بدل به تابوت‌هایی پر از غبار و ستاره‌های مرده خواهند شد. در آن هنگام، جهان هستی تاریک ، سرد و متاسفانه خالی از زندگی می‌شود.جهان هستی تختتصور کنید که مرمری بر روی سطحی چوبی که طول نامتناهی دارد غلت می‌خورد. اصطکاک کافی برای کند کردن سرعت این مرمر وجود دارد اما آنقدری نیست که سریع این کار را انجام دهد. مرمر برای مدت طولانی غلت می‌خورد و نهایتاً به آرامی و آهسته آهسته متوقف می‌شود. این اتفاقی است که بر سر یک جهان هستی تخت خواهد افتاد. تمام انرژی ناشی از مه بانگ (big bang ) را مصرف می‌کند و به وضعیت توازن می‌رسد و به آرامی و بعد از مدتی طولانی در آینده متوقف خواهد شد. این حالت هم از خیلی جهات به مانند حالت جهان هستی باز است چرا که عملا در این حالت هم برای اینکه جهان هستی به نقطه توازن برسد، تا ابد طول می‌کشد.جهان هستی بستهیک سر طناب پرش بانجی (bungee) را به پایتان و سر دیگرش را به ریل پلی ببندید و بپرید. به سرعت به طرف پایین شتاب می‌گیرید تا اینکه طناب را کش می‌آورید. هر چه تنش در طناب افزایش می‌یابد، طناب به تدریج سقوطتان را کندتر و آهسته‌تر می‌کند تا اینکه نهایتاً کاملا متوقف می‌شوید اما فقط برای لحظه‌ای چرا که طناب که به محدوده کشش خودش رسیده است شما را به مانند فنر آزاد شده‌ای به سرعت به طرف پل به بالا بر می‌گرداند. اخترشناسان فکر می‌کنند که یک جهان هستی بسته هم تا حدود زیادی رفتار مشابهی با همین مثال دارد. گسترش یافتنش کاهش خواهد یافت تا آنجا که جهان هستی به حداکثر اندازه اش می‌رسد، آنگاه با سرعت زیاد بر می‌گردد و در خود فرو می‌ریزد. با این رخداد جهان هستی چگالی اش بالا می‌رود و داغ‌تر می‌شود تا اینکه به نقطه‌ای می‌رسد که بدل به یک تکینگی با چگالی و داغی بی نهایت بالا می‌شود.جهان هستیِ بسته منتهی به فرایندی برعکس مه بانگ (big bang ) یعنی مِه رُمب یا در هم فشردگی عظیم (big crunch) می‌شود. اما دلایلی که بسته بودن جهان هستی را از باز یا تخت بودن آن محتمل‌تر می‌سازند چیست؟ اخترشناسان کم کم در حال رسیدن به حدس‌های خوبی در این خصوص هستند.گرانش در مقابله با گسترش یافتناخترشناسان برای اینکه تصمیم بگیرند که جهان هستی تا ابد به گسترش یافتنش ادامه می‌دهد یا آرام آرام متوقف می‌شود و یا در خودش فرو می‌ریزد، ابتدا بایستی ببینند که در زورآزمایی دو نیروی متقابل گرانش و گسترش یافتگی کدام یک پیروز می‌شود. یکی از این دو نیرو مربوط به بخش بانگ در رویداد مه بانگ (big bang) است یعنی انفجاری که جهان هستی را به طرف بیرون در تمامی جهت‌ها پرتاب کرد. دیگر نیرو، نیروی گرانش است یعنی نیروی کششی که شیئی به شیء دیگر وارد می‌کند. اگر گرانش در جهان هستی به اندازه کافی قوی باشد می‌تواند بر گسترش یافتن جهان‌هستی غلبه کند و باعث فشردگی آن شود. در غیر این صورت جهان هستی همچنان تا ابد به گسترش یافتن خود ادامه خواهد داد.اگرچه اخترشناسان می‌دانند که جهان هستی در حال گسترش یافتن است اما دقیقاً نمی‌توانند نیرویی که مسبب این گسترش یافتن است را بسنجند. در عوض آنها سعی دارند تا چگالی جهان هستی را اندازه گیری نمایند. هرچه چگالی جهان هستی بیشتر باشد نیروی گرانشی آن هم بیشتر خواهد شد.طبق این منطق بایستی یک آستانه چگالی وجود داشته باشد (یک حد بسیار حیاتی) که تعیین کند آیا نیروی گرانش در جهان هستی به اندازه‌ای هست که گسترش یافتن جهان را متوقف سازد و همه چیز را دوباره گرد هم آورد و فشرده کند. چنانچه میزان چگالی از این حد حیاتی نیروی گرانش بیشتر باشد آنگاه جهان هستی دیگر گسترش نخواهد یافت و شروع به فشرده شدن می‌کند چنانچه میزان چگالی از این حد حیاتی نیروی گرانش کمتر باشد همچنان تا همیشه به گسترش یافتن خود ادامه می‌دهد. اخترشناسان این مفهوم را به صورت معادله ریاضی زیر نشان می‌دهند:Ω = actual average density/critical densityاگر Ω بیشتر از یک باشد آنگاه جهان هستی بسته خواهد بود و در صورتی که کمتر از یک باشد باز خواهد بود و چنانچه برابر یک باشد تخت خواهد بود. بر اساس ماده قابل مشاهده نظیر کهکشان ها، سیارات و ستاره‌ها به نظر می‌رسد که چگالی جهان هستی کمتر از این حد حیاتی و تعیین کننده است. و این حاکی از باز بودن جهان هستی و گسترش یافتن آن تا ابدیت است. اما اخترشناسان فکر می‌کنند نوع دیگری از ماده وجود دارد که قابل دیدن نیست. ممکن است این ماده تاریک غیر قابل مشاهده نسبت به ماده معمولی قابل مشاهده بخش خیلی بزرگتری از جهان هستی را تشکیل داده باشد و ممکن است آنقدر نیروی گرانش داشته باشد که بتواند جلوی گسترش یافتن جهان هستی را بگیرد و آن را متوقف کند و این فرآیند را معکوس کند.به تازگی اخترشناسان رصدهایی انجام داده‌اند که نشان می‌دهد ماده غیر قابل رویت دیگری در جهان هستی وجود دارد که انرژی تاریک (dark energy) نامیده می‌شود. آیا انرژی تاریک می‌تواند تاثیر عمیقی بر سرنوشت جهان هستی بگذارد؟نقش انرژی تاریکدرست زمانی که اخترشناسان در تقلا بودند تا تاثیر انرژی تاریک بر جهان هستی را بررسی کنند، اکتشافی کردند که باعث شد بخواهند همه چیز را از نو بررسی و بازنگری کنند. این اکتشاف در سال ۱۹۹۸ صورت گرفت و طی آن بهترین تلسکوپ‌های جهان نشان دادند که ابرنواختر نوع یکم A که مجموعه‌ای از ستارگان در حال مرگ هستند و همگی درخشندگی ذاتی یکسانی دارند، از کهکشان ما خیلی دورتر از آنچه که باید می‌بودند، بودند. اخترشناسان برای توضیح این مشاهده خود این ادعا را مطرح کردند که گسترش یافتن جهان هستی در حال شتاب گرفتن است. اما چه چیزی باعث این شتاب در گسترش یافتن شده است؟ آیا نیروی گرانش که به طور ذاتی در ماده تاریک وجود دارد آنقدر قوی نیست که بتواند جلوی چنین گسترشی را بگیرد؟انگار قصه کائنات سر درازتری از آنچه قبلاً تصور می‌شد دارد. عده‌ای از کیهان شناسان حالا فکر می‌کنند که چیز دیگری در جهان هستی هست که از دیدها مخفی است؛ چیزی که همانند ماده تاریک غیر قابل رویت و توضیح است. آنها گاهی از آن تحت عنوان انرژی تاریک نام می‌برند. برخلاف نیروی گرانش که جهان هستی را به طرف درون می‌کشد و گسترش یافتن آن را کند می‌کند، انرژی تاریک جهان هستی را به طرف بیرون هل می‌دهد و باعث افزایش سرعت گسترش آن می‌شود و میزان این انرژی تاریک در جهان هستی هم خیلی زیاد است. اخترشناسان تخمین می‌زنند که ممکن است ۷۳ درصد از جهان هستی را انرژی تاریک تشکیل داده باشد. آنها فکر می‌کنند که ۲۳ درصد از آن را هم ماده تاریک و تنها ۴ درصد را ماده معمولی که قابل رویت است تشکیل داده است. با این اعداد و ارقام و دانستن این مطلب که انرژی تاریک یک نیروی تورمی است، می‌توانیم به سادگی ببینیم که مِه رُمب (big crunch) ممکن است هیچگاه اتفاق نیفتد.جالب است بدانید که آلبرت انیشتین در سال ۱۹۱۷ یعنی زمانی که در تلاش بود تا معادلات مربوط به نظریه نسبیت عام خود را متوازن کند، وجود انرژی تاریک را پیش‌بینی کرده بود. در آن زمان او از آن به عنوان انرژی تاریک یاد نکرده بود بلکه آنرا ثابت کیهانی (cosmological constant) می‌نامید و در معادلاتش آن را با حرف لاتین لامبدا (lambda) نشان می‌داد. اگرچه انیشتین نمی‌توانست ثابت کند اما باور داشت که بایستی یک نیروی دافعه وجود داشته باشد که باعث شده همه چیز این قدر به صورت یکنواخت به اطراف منتشر شود. در نهایت او اظهار کرد که دیگر به این فرضیه اش اعتقادی ندارد و آن را بزرگترین اشتباه خود خواند.حالا دانشمندان از خود می‌پرسند که نکند انیشتین یکبار دیگر هم درست گفته باشد. مگر اینکه البته ثابت شود اشتباه می‌کرده.مرگ و تولد دوبارهواضح است که پیش بینی سرنوشت جهان هستی پاسخ آسانی ندارد. اما بیایید فرض کنیم که میزان چگالی جهان هستی بیشتر از آن مقدار حیاتی باشد که برای جلوگیری از توسعه و گسترش یافتن جهان هستی لازم است، این امر منتهی به وقوع رخداد مِه رُمب (big crunch) می‌شود که از جهات بسیاری شبیه به فشردن دکمه برگشت به عقب در دستگاه ضبط و پخش است. وقتی گرانش همه چیز در جهان هستی را به درون می‌کشاند، خوشه‌های کهکشان‌ها به همدیگر نزدیکتر می‌شوند. آنگاه، کهکشان‌های منفرد و مجزا کم کم با هم ادغام می‌شوند تا اینکه پس از میلیاردها سال یک ابر کهکشان شکل می‌گیرد. ستارگان در درون این کهکشان غول پیکر شروع به ادغام شدن با هم می‌کنند و این باعث می‌شود که تمام فضا داغ‌تر از خورشید شود. در نهایت ستارگان منفجر می‌شوند و سیاه چاله‌ها پدیدار می‌شوند که این فرایند در ابتدا کندتر و سپس سریعتر خواهد بود. همچنانکه به پایان جهان هستی نزدیک‌تر می‌شویم سیاه چاله‌ها هر چیزی که دورشان است را می‌بلعند. حتی زمانی می رسد که خود این سیاه‌چاله‌ها هم با هم ترکیب می‌شوند تا سیاه‌چاله‌های غول آسا‌تری را تشکیل دهند که همه هستی را در خود فرو می‌بلعند. در آخر کار چیزی باقی نمی‌ماند به جز یک تکینگی بسیار بسیار داغ و بسیار بسیار با چگالی بالا که همچون بذری برای شکوفا ساختن جهان بعدی است. بسیاری از اخترشناسان فکر می‌کنند که این بذر در رویدادی تحت عنوان مه جَست (big bounce) دوباره جوانه خواهد زد و تمام این فرایند دوباره از نو آغاز خواهد شد.این تنها نظریه موجود نیست، تعدادی از کیهان شناسان تحت راهبری Paul J. Steinhardt از دانشگاه پرینستون و Neil Turok از دانشگاه کمبریج به تازگی این ادعا را مطرح کرده‌اند که نظریات سرمای بزرگ (big chill) و مِه رُمب (big crunch ) قابل رخ دادن به صورت همزمان نیستند. مدل آنها به این صورت عمل می‌کند که:جهان هستی با مه بانگ (big bang ) شروع می‌شود و بعد از آن جهان هستی برای مدتی به آرامی گسترش می‌یابد و انرژی تاریک را در این مدت در خود شکل می‌دهد و انباشته می‌کند. ما امروز در این مرحله قرار داریم. اینکه بعد چه اتفاقی رخ خواهد داد تا حدود زیادی حدس گونه است اما Steinhardt و Turok معتقدند که جهان هستی همچنان به انباشت انرژی تاریک خود ادامه می‌دهد و همچنانکه این فرایند رخ می‌دهد باعث تحریک شتاب گیری کیهان می‌شود. جهان هستی هیچ گاه از گسترش یافتن باز نمی‌ایستد اما ظرف مدت تریلیون‌ها سال پخش و منتشر می‌شود و تمام ماده و انرژی را آنقدر کش می‌دهد که جهان ما به جهان‌های متعددی تقسیم می‌شود. درون این جهان‌های کوچکتر، انرژی مرموز تاریک به ماده معمولی و تابش بدل می‌شود. این باعث شکل‌گیری یک مه بانگ (big bang ) دیگر (و شاید چندین مورد از آن) و چرخه دیگری از گسترش یافتن می‌شود.در پایان، اگر از این همه صحبت از فشردگی (crunch) یا گسترش یافتن (expansion) گیج و متحیر شده‌اید، نگران نباشید و آسوده باشید چرا که سرنوشت هستی تا میلیاردها سال یا شاید تریلیون‌ها سال دیگر تعیین نخواهد شد و کلی فرصت خواهید داشت تا روی چیزهای دیگری که خیلی مطمئن‌تر می‌توان درباره آنها صحبت کرد متمرکز شوید مثلا چرخه زندگی خودتان؛ از تولد تا فرایند رشد و مرگ.</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Fri, 18 Mar 2022 12:36:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازآوری پیام مخفی ساتوشی از جنسیس بلاک</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AE%D9%81%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9-xaqhxztp97v1</link>
                <description>اگر یک فول نود (node) بیتکوین راه اندازی کرده باشید، به تمامی تراکنش‌ها و بلاک‌هایی که از ابتدا تا کنون ایجاد شده‌اند دسترسی دارید. این امر به شما این امکان را می‌دهد که مثلا به محتوای بلاک جنسیس (اولین بلاک در بلاکچین بیتکوین) که تقریبا دوازده سال قبل شکل گرفته نگاه بیاندازید.بازآوری بلاک جنسیس ساتوشیابتدا می‌توانید با دادن شماره بلاک در زنجیره (block height)، هش (hash) آن را بدست آورید. به مانند همه موارد دیگر در علوم رایانه، آرایه‌ها و شماره بلاک‌ها هم با صفر شروع می‌شوند.از دستور getblockhash برای بدست آوردن هش صحیح استفاده کنید:$ bitcoin-cli getblockhash 0
000000000019d6689c085ae165831e934ff763ae46a2a6c172b3f1b60a8ce26fحالا هش (hash) بلاکی را بدست آورده اید که با هش اولین بلاکی که ایجاد شده است یعنی جنسیس بلاک (genesis block) مطابقت دارد.حالا می‌توانید با استفاده از دستور getblock محتوای کامل این بلاک را درخواست کنید:$ bitcoin-cli getblock 000000000019d6689c085ae165831e934ff763ae46a2a6c172b3f1b60a8ce26f
{
  &amp;quothash&amp;quot: &amp;quot000000000019d6689c085ae165831e934ff763ae46a2a6c172b3f1b60a8ce26f&amp;quot,
  &amp;quotconfirmations&amp;quot: 572755,
  &amp;quotstrippedsize&amp;quot: 285,
  &amp;quotsize&amp;quot: 285,
  &amp;quotweight&amp;quot: 1140,
  &amp;quotheight&amp;quot: 0,
  &amp;quotversion&amp;quot: 1,
  &amp;quotversionHex&amp;quot: &amp;quot00000001&amp;quot,
  &amp;quotmerkleroot&amp;quot: &amp;quot4a5e1e4baab89f3a32518a88c31bc87f618f76673e2cc77ab2127b7afdeda33b&amp;quot,
  &amp;quottx&amp;quot: [
    &amp;quot4a5e1e4baab89f3a32518a88c31bc87f618f76673e2cc77ab2127b7afdeda33b&amp;quot
  ],
  &amp;quottime&amp;quot: 1231006505,
  &amp;quotmediantime&amp;quot: 1231006505,
  &amp;quotnonce&amp;quot: 2083236893,
  &amp;quotbits&amp;quot: &amp;quot1d00ffff&amp;quot,
  &amp;quotdifficulty&amp;quot: 1,
  &amp;quotchainwork&amp;quot: &amp;quot0000000000000000000000000000000000000000000000000000000100010001&amp;quot,
  &amp;quotnTx&amp;quot: 1,
  &amp;quotnextblockhash&amp;quot: &amp;quot00000000839a8e6886ab5951d76f411475428afc90947ee320161bbf18eb6048&amp;quot
}این تنها بلاکی است که previousblockhashندارد، تمام بلاک‌های دیگر این متغیر را دارند چرا که زنجیره را تشکیل می‌دهند. اما اولین بلاک نمی‌تواند بلاک قبلی داشته باشد.بازآوری اولین و تنها تراکنش بلاک جنسیس ساتوشیدر این بلاک تنها یک تراکنش وجود دارد که هش آن برابر است با4a5e1e4baab89f3a32518a88c31bc87f618f76673e2cc77ab2127b7afdeda33bاین تراکنش هم تراکنش ضرابخانه (coinbase) در این بلاک است که پاداش حل مسأله ریاضی و ماین این بلاک است به ماینرش.[...]
  &amp;quottx&amp;quot: [
    &amp;quot4a5e1e4baab89f3a32518a88c31bc87f618f76673e2cc77ab2127b7afdeda33b&amp;quot
  ],
[...]ببینیم که داخل آن چیست؟$ bitcoin-cli getrawtransaction 4a5e1e4baab89f3a32518a88c31bc87f618f76673e2cc77ab2127b7afdeda33b
The genesis block coinbase is not considered an ordinary transaction and cannot be retrievedای بابا، کلاینت بیتکوین پیام می‌دهد که تراکنش ضرابخانه (coinbase) بلاک جنسیس یک نوع تراکنش خاص است و نمی‌توان آن را بازآوری کرد. اما ما راهی برای دیدن جزئیات آن داریم.بدست آوردن جزئیات بیشتر از بلاک جنسیس ساتوشیبا استفاده از دستور getblock جزئیاتی از بلاک جنسیس را دریافت کردیم اما در این بلاک جزئیات بیشتری از آنچه در ابتدای کار به ما نشان داده وجود دارد. می‌توانیم با اضافه کردن 2 به انتهای دستور بالا خروجی با جزئیات بیشتر دریافت کنید که این دستور نشان می‌دهد که در خروجی خواهان دریافت object با فرمت JSON به همراه داده‌های تراکنش هستید.$ bitcoin-cli getblock 000000000019d6689c085ae165831e934ff763ae46a2a6c172b3f1b60a8ce26f 2
{
  &amp;quothash&amp;quot: &amp;quot000000000019d6689c085ae165831e934ff763ae46a2a6c172b3f1b60a8ce26f&amp;quot,
  &amp;quotconfirmations&amp;quot: 572758,
  &amp;quotstrippedsize&amp;quot: 285,
  &amp;quotsize&amp;quot: 285,
  &amp;quotweight&amp;quot: 1140,
  &amp;quotheight&amp;quot: 0,
  &amp;quotversion&amp;quot: 1,
  &amp;quotversionHex&amp;quot: &amp;quot00000001&amp;quot,
  &amp;quotmerkleroot&amp;quot: &amp;quot4a5e1e4baab89f3a32518a88c31bc87f618f76673e2cc77ab2127b7afdeda33b&amp;quot,
  &amp;quottx&amp;quot: [
    {
      &amp;quottxid&amp;quot: &amp;quot4a5e1e4baab89f3a32518a88c31bc87f618f76673e2cc77ab2127b7afdeda33b&amp;quot,
      &amp;quothash&amp;quot: &amp;quot4a5e1e4baab89f3a32518a88c31bc87f618f76673e2cc77ab2127b7afdeda33b&amp;quot,
      &amp;quotversion&amp;quot: 1,
      &amp;quotsize&amp;quot: 204,
      &amp;quotvsize&amp;quot: 204,
      &amp;quotweight&amp;quot: 816,
      &amp;quotlocktime&amp;quot: 0,
      &amp;quotvin&amp;quot: [
        {
          &amp;quotcoinbase&amp;quot: &amp;quot04ffff001d0104455468652054696d65732030332f4a616e2f32303039204368616e63656c6c6f72206f6e206272696e6b206f66207365636f6e64206261696c6f757420666f722062616e6b73&amp;quot,
          &amp;quotsequence&amp;quot: 4294967295
        }
      ],
      &amp;quotvout&amp;quot: [
        {
          &amp;quotvalue&amp;quot: 50.00000000,
          &amp;quotn&amp;quot: 0,
          &amp;quotscriptPubKey&amp;quot: {
            &amp;quotasm&amp;quot: &amp;quot04678afdb0fe5548271967f1a67130b7105cd6a828e03909a67962e0ea1f61deb649f6bc3f4cef38c4f35504e51ec112de5c384df7ba0b8d578a4c702b6bf11d5f OP_CHECKSIG&amp;quot,
            &amp;quothex&amp;quot: &amp;quot4104678afdb0fe5548271967f1a67130b7105cd6a828e03909a67962e0ea1f61deb649f6bc3f4cef38c4f35504e51ec112de5c384df7ba0b8d578a4c702b6bf11d5fac&amp;quot,
            &amp;quotreqSigs&amp;quot: 1,
            &amp;quottype&amp;quot: &amp;quotpubkey&amp;quot,
            &amp;quotaddresses&amp;quot: [
              &amp;quot1A1zP1eP5QGefi2DMPTfTL5SLmv7DivfNa&amp;quot
            ]
          }
        }
      ],
      &amp;quothex&amp;quot: &amp;quot01000000010000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000ffffffff4d04ffff001d0104455468652054696d65732030332f4a616e2f32303039204368616e63656c6c6f72206f6e206272696e6b206f66207365636f6e64206261696c6f757420666f722062616e6b73ffffffff0100f2052a01000000434104678afdb0fe5548271967f1a67130b7105cd6a828e03909a67962e0ea1f61deb649f6bc3f4cef38c4f35504e51ec112de5c384df7ba0b8d578a4c702b6bf11d5fac00000000&amp;quot
    }
  ],
  &amp;quottime&amp;quot: 1231006505,
  &amp;quotmediantime&amp;quot: 1231006505,
  &amp;quotnonce&amp;quot: 2083236893,
  &amp;quotbits&amp;quot: &amp;quot1d00ffff&amp;quot,
  &amp;quotdifficulty&amp;quot: 1,
  &amp;quotchainwork&amp;quot: &amp;quot0000000000000000000000000000000000000000000000000000000100010001&amp;quot,
  &amp;quotnTx&amp;quot: 1,
  &amp;quotnextblockhash&amp;quot: &amp;quot00000000839a8e6886ab5951d76f411475428afc90947ee320161bbf18eb6048&amp;quot
}حالا شد، این دفعه جزئیات بیشتری دریافت کردیم.اگر توجه کنید می‌بینید که در این خروجی بخشی وجود دارد که جزئیات مربوط به تراکنش ضرابخانه (coinbase) را نشان داده است. در این بخش می‌بینیم که ۵۰ بیتکوین پاداش بلاک جنسیس نشان داده است و در عین حال که نمی‌توانیم این تراکنش را با دستور getrawtransactionبازآوری کنیم اما این داده‌ها هنوز هم در بلاک جنسیس وجود دارند.&amp;quotvout&amp;quot: [
        {
          &amp;quotvalue&amp;quot: 50.00000000,
          &amp;quotn&amp;quot: 0,
          &amp;quotscriptPubKey&amp;quot: {
            &amp;quotasm&amp;quot: &amp;quot04678afdb0fe5548271967f1a67130b7105cd6a828e03909a67962e0ea1f61deb649f6bc3f4cef38c4f35504e51ec112de5c384df7ba0b8d578a4c702b6bf11d5f OP_CHECKSIG&amp;quot,
            &amp;quothex&amp;quot: &amp;quot4104678afdb0fe5548271967f1a67130b7105cd6a828e03909a67962e0ea1f61deb649f6bc3f4cef38c4f35504e51ec112de5c384df7ba0b8d578a4c702b6bf11d5fac&amp;quot,
            &amp;quotreqSigs&amp;quot: 1,
            &amp;quottype&amp;quot: &amp;quotpubkey&amp;quot,
            &amp;quotaddresses&amp;quot: [
              &amp;quot1A1zP1eP5QGefi2DMPTfTL5SLmv7DivfNa&amp;quot
            ]
          }
        }
      ],پیامی که ساتوشی به صورت مخفی در این تراکنش جنسیس بلاک گنجاندهشاید شنیده باشید که ساتوشی پیامی را در جنسیس بلاک ‌رمزگذاری کرده است. بیایید پیدایش کنیم.در خروجی‌ای که گرفتیم یک خط hex در این بلاک وجود دارد:&amp;quothex&amp;quot: &amp;quot01000000010000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000ffffffff4d04ffff001d0104455468652054696d65732030332f4a616e2f32303039204368616e63656c6c6f72206f6e206272696e6b206f66207365636f6e64206261696c6f757420666f722062616e6b73ffffffff0100f2052a01000000434104678afdb0fe5548271967f1a67130b7105cd6a828e03909a67962e0ea1f61deb649f6bc3f4cef38c4f35504e51ec112de5c384df7ba0b8d578a4c702b6bf11d5fac00000000&amp;quotاگر این فرمت hexadecimal را به فرمت خواناتر ASCII تبدیل کنیم در خروجی این را می‌گیریم:$ echo &amp;quot01000000010000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000ffffffff
4d04ffff001d0104455468652054696d65732030332f4a616e2f32303039204368616e63656c6c6f72206f6e20
6272696e6b206f66207365636f6e64206261696c6f757420666f722062616e6b73ffffffff0100f2052a010000
00434104678afdb0fe5548271967f1a67130b7105cd6a828e03909a67962e0ea1f61deb649f6bc3f4cef38c4f3
5504e51ec112de5c384df7ba0b8d578a4c702b6bf11d5fac00000000&amp;quot | xxd -r -p

����M��EThe Times 03/Jan/2009 Chancellor on brink of second bailout for banks�����*CAg���UH&#039;g�q0�\֨(�9	�yb��a޶I�?L�8��U���\8M�
        �W�Lp+k�_�این موید این است که حقیقتا پیامی با این مضمون وجود دارد: « The Times 03/Jan/2009 Chancellor on brink of second bailout for banks»  که اشاره به عنوان روزنامه تایمز در روز ۳ ژانویه ۲۰۰۹ دارد که در این تاریخ اولین بلاک بلاکچین بیتکوین یا همان جنسیس بلاک ماین شده است. به نظر می‌رسد که ساتوشی از این پیام بعنوان برچسب زمانی (time stamp) جنسیس بلاک خودش و اشاره به اوضاع نابسامان اقتصادی و بانک‌ها بهره برده است.رد پیام‌هایی که ساتوشی تا قبل از ناپدید شدنش بر جای گذاشته باعث شده تا خیلی‌ها اعتقاد داشته باشند بیتکوین پاسخی به وقایع سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ بود. در قسمت پیام‌های بنیاد P2P  (P2P Foundation) که سازمانی است که در زمینه فناوری نظیر به نظیر (P2P) فعالیت می‌کند، ساتوشی یک پست به یادماندنی نوشته و در فوریه سال ۲۰۰۹ بیتکوین را معرفی کرده است.در این پست او نارضایتی‌اش از اعتماد به بانک‌ها را اینگونه بیان کرده است:باید برای نگهداری و انتقال الکترونیکی پولمان، به بانک‌ها اعتماد کنیم اما آنها آن را در قالب وام به صورت اعتباراتی حبابی که ذخیره و پشتوانه خیلی ناچیزی به نسبت آن در اختیارشان است قرض می‌دهند مجبوریم در خصوص حریم خصوصی‌مان به آنها اعتماد کنیم، مجبوریم به آنها اعتماد کنیم که اجازه ندهند افرادی هویتمان را به سرقت ببرند و حساب‌هایمان را خالی کنند. هزینه‌های سرسام آور بالاسری آنها امکان انجام ریزپرداخت‌ها را نمی‌دهد و آن را غیر ممکن می‌سازد.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Sun, 13 Feb 2022 15:35:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراکنش ضرابخانه (coinbase) در بیتکوین چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-coinbase-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-j3ryicckrdqk</link>
                <description>همه تراکنش‌هایی که در شبکه‌های رمزارزها صورت می‌پذیرند بخاطر پرداخت‌هایی نیستند که میان افراد مختلف انجام می‌شوند. بعضی از تراکنش‌ها در این شبکه‌ها کمی متفاوتند. اولین تراکنشی که در شبکه‌های رمزارزها صورت گرفت در شبکه بیتکوین بود. این تراکنش یک تراکنش بخصوص بود که تراکنش‌های پاداش را در بلاک جنسیس (اولین بلاک بیتکوین) قالب‌بندی می‌کرد. این تراکنش‌های پاداش به طور خاص برای ماینرها در نظر گرفته شده‌اند تا به واسطه آنها بتوانند پاداش کاری که انجام می‌دهند را دریافت کنند. به این نوع تراکنش، تراکنش ضرابخانه (coinbase) گفته می‌شود. در این تراکنش‌ها، رمزارزهای جدید و تازه‌ای ضرب و ایجاد می‌شوند که قبلا هرگز خرج نشده‌اند ( درست به مانند فرایند چاپ پول فیات در بانک‌های مرکزی).ساختار تراکنش‌های ضرابخانه (coinbase)تراکنش بیتکوین صرفا عبارتست از داده‌هایی که نشان می‌دهد بیتکوین از یک والت به والت دیگر منتقل شده است. اما در خصوص تراکنش‌های ضرابخانه (coinbase) از آنجایی که رمزارزهای جدید و تازه‌ای ضرب و ایجاد می‌شوند که قبلا هرگز خرج نشده‌اند، بخش ورودی یا input در آنها خالی باقی می‌ماند. به این تک ورودی خالی در تراکنش ضرابخانه (coinbase) «ضرابخانه» یا همان coinbase گفته می‌شود که در حقیقت بیتکوین را از هیچ بوجود می‌آورد.داده‌های خامدر اینجا نمونه‌ای صرفا آموزشی از یک تراکنش ضرابخانه (coinbase) را به شما نشان می‌دهم که در آن می‌توانید جزئیات مختلفی راجع به آن را ببینید. توجه داشته باشید که این فقط یک مثال است و داده‌های آن مربوط به هیچ تراکنش واقعی‌ای نیستند.0100000001c0ece12b8657b19d8cce9506decf62f1c582894528756853b255f717b6768c94ffffffff4503ec59062f48616f4254432f53756e204368756e2059753a205a6875616e67205975616e2c2077696c6c20796f75206d61727279206d653f2f06fcc9cacc19c5f278560300ffffffff0112dRugNcdxK39288NjcDV4GX7rMsKCGn6B00000000توضیحات مربوط به بخش های مختلف این داده‌های خاممشخصات تراکنش ضرابخانه (coinbase)۱- اولین تراکنش هر بلاک:در اکثر موارد، تراکنش ضرابخانه (coinbase) اولین تراکنش در هر بلاک است. پاداشی که بوسیله این تراکنش ایجاد می‌شود را می‌توان به یک آدرس والت واحد و یا به چندین آدرس والت مختلف ارسال کرد.۲- خرج کردن رمزارزهایی که در تراکنش ضرابخانه ایجاد می‌شوند:پاداشی که ماینر بوسیله تراکنش ضرابخانه (coinbase) کسب می‌کند تا زمانی که دست کم ۱۰۰ بلاک به دنبال آن در شبکه بلاکچین ایجاد نشوند، قابل خرج کردن نیست.۳- هاوینگ (halving):بعد از ماین و استخراج شدن تعداد مشخصی بلاک (هر ۲۱۰۰۰۰ بلاک یکبار) پاداشی که در این تراکنش‌های ضرابخانه (coinbase) برای ماینرها ایجاد می‌شود نصف می‌شود و به همین دلیل به این عملیات هاوینگ (halving) گفته می‌شود. در ابتدای امر پاداشی که در تراکنش‌های ضرابخانه (coinbase) بلاک‌ها در بلاکچین بیتکوین ایجاد می‌شد 50 بیتکوین بود که بعد به 25 و پس از آن به 12.5 و سپس به 6.25 بیتکوین که هم اکنون هم برقرار است تقلیل یافت.محتوای تراکنش ضرابخانه (coinbase) چیست؟این تراکنش‌ها دارای مدخلی (entry) هستند که این مدخل همچون دیگر تراکنش‌ها مرتبط به آدرس یک هولدر یا فرستنده نیستند. به این مدخل، ضرابخانه (coinbase) گفته می‌شود که مسئول ضرب و ایجاد کوین‌های جدید بعنوان پاداش ماینر هستند. آدرس مقصد یا دریافت‌کننده کوین‌های جدیدی که در تراکنش‌های ضرابخانه (coinbase) ضرب و ایجاد می‌شوند، آدرس والت ماینر خواهد بود که به انتخاب خود او است و می‌تواند شامل بیش از یک آدرس هم باشد. ماینرها علاوه بر پاداش بلاک (block reward) کارمزد تمامی تراکنش‌هایی که کاربران برای انجام تراکنش‌هایشان در آن بلاک پرداخت می‌کنند را هم از طریق این تراکنش دریافت می‌کند.چگونگی دریافت پاداش در تراکنش ضرابخانه (coinbase)ابتدا ماینر بایستی کارمزد تمام تراکنش‌هایی که در بلاکش قرار دارند را محاسبه کند.سپس به کمک کدی که در Bitcoin core client وجود دارد و با توجه به شماره بلاک در زنجیره (block height) و هاوینگی که به آن تعلق می‌گیرد، پاداش صحیح بلاک را محاسبه می‌کند.(نکته: هاوینگ مجاز نهایتا ۶۴ بار رخ می‌دهد و در نتیجه این کد طوری عمل می‌کند که در صورتی که عدد هاوینگ بیشتر یا مساوی ۶۴ باشد، پاداش را صفر می‌کند و در حقیقت این امر حدودا در سال ۲۱۴۰ اتفاق می‌افتد و به این طریق دیگر هیچ بیتکوین جدیدی ضرب و ایجاد و وارد چرخه شبکه بیتکوین نمی‌شود. )در نهایت هم تراکنش ضرابخانه (coinbase) را که شامل مجموع پاداشی است که بایستی بابت آن بلاک دریافت کند بعلاوه کارمزد تمام تراکنش‌هایی که در آن بلاک گنجانده و آن‌ها را اعتبارسنجی کرده در بلاک قرار دهد.شاید با خودتان بگویید چرا حالا که وارد کردن و محاسبه این پاداش و کارمزد بلاک دست خودش است چرا بیشتر از استحقاقش وارد نکند؟ پاسخ این است که در صورتی که این کار را بکند دیگر نودها متوجه آن می‌شوند و آن بلاک را غیرمعتبر اعلام می‌کنند و همه کار و زحمت و هزینه‌ای که صرف کشف آن بلاک و اعتبارسنجی تراکنش‌های درونش کرده بود هیچ می‌شوند.ماینر بعد از اینکه این کارها را انجام داد بایستی صبر کند تا حداقل ۱۰۰ بلاک به دنبال آن در شبکه بلاکچین ایجاد شوند تا بتواند پاداش بلاکش را خرج کند.جالب است بدانید کهاولین تراکنش ضرابخانه (coinbase) در سال ۲۰۰۹ و توسط ساتوشی ناکاموتو وقتی داشت جنسیس بلاک (اولین بلاک در بلاکچین بیتکوین) را ماین می‌کرد شکل گرفت که ساتوشی آن را به آدرس «1A1zP1eP5QGefi2DMPTfTL5SLmv7DivfNa» فرستاد که ارزش آن با توجه به هاوینگی که به این بلاک تعلق می‌گرفت ۵۰ بیتکوین بود، اما به دلیلی که مشخص نیست این تراکنش علی رغم اینکه در بلاکچین ثبت شده است اما در دیتابیس تراکنش‌های کلاینت بیتکوین وجود ندارد و در نتیجه قابل خرج کردن نیست.سررسید (maturity) تراکنش ضرابخانه (coinbase)پاداش حاصل از تراکنش ضرابخانه (coinbase) تنها پس از اینکه دست کم ۱۰۰ بلاک به دنبال آن در شبکه بلاکچین ایجاد شدند، قابل خرج کردن هستند. علت وضع این قانون این بوده است که از بلاکچین در مقابل پدیده‌ای به نام فورک (fork) و منشق شدن محافظت کند. در صورتی که این قاعده اجرایی نمی‌شد، ماینر می‌توانست با استفاده از همین مفهوم ایجاد فورک، هر قدر BTC که می‌خواهد برای خودش ایجاد کند. در نتیجه، تراکنش ضرابخانه (coinbase) تنها زمانی به سررسید (maturity) خودش می‌رسد که حداقل ۱۰۰ بلاک دیگر به دنبال آن بلاک در بلاکچین ایجاد شده باشد و پس از آن است که می‌توان بیتکوین‌های ضرب شده در آن را خرج کرد.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Sat, 12 Feb 2022 14:04:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازارساز خودکار (AMM) در دکس‌ها (Dex) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B1-amm-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7-dex-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-m0j6y6ijg4vz</link>
                <description>جهان نمی‌تواند محبوبیت و موارد استفاده رو به رشد رمزارزها را نادیده بگیرد مخصوصا امکان داد و ستد آنها بعنوان دارایی‌های دیجیتالی را. اگر چه مفهوم داد و ستد رمزارزها در صرافی‌های متمرکز شکل گرفت و مطرح شد اما حاکمیت و اختیار این صرافی‌ها بر دارایی‌های مردم خیلی زود باعث شکل‌گیری رویکرد جدیدی برای تشکیل صرافی‌های غیر‌متمرکز یا همان DEXها (دکس‌ها) شد. دکس‌ها (DEXها) بر مبنای مدل نظیر به نظیر (p2p) شکوفا شدند و از حاکمیت و اختیار کاربران در خصوص دارایی‌هایشان پشتیبانی کردند و به آنها این اجازه و امکان را دادند که خودشان این پلتفرم‌ها را کنترل کنند. اما اغلب اوقات این دکس‌ها (DEX) نقدینگی کافی برای انجام معاملات ندارند.نقدینگی مسأله بسیار مهمی برای صرافی‌های غیرمتمرکز است چرا که پیدا کردن افراد کافی برای اینکه در بستر معاملاتی جفت ارزها یکی از طرف‌های معامله باشند کار دشواری است. خب، حالا چطور می‌توانیم بدون اینکه طرف سوم و واسطی را وارد عمل کنیم، مسأله نقدینگی را حل کنیم؟ راه حل آن Automated market maker‌ها یا به اختصار AMM‌ها یا بعبارتی بازارساز‌های خودکار هستند. AMMها که شکل بهبود یافته‌ای از دفتر ثبت سفارش‌های (order book) مرسوم در صرافی‌های متمرکز هستند، پروتکل‌هایی برای راه اندازی و اجرای عملیات داد و ستد در صرافی‌های غیرمتمرکز هستند. AMMها با پیاده‌سازی مفهوم استخرهای نقدینگی (liquidity pool) در عین اینکه جان و جوهره اصلی زیست بوم دیفای (DeFi) که غیرمتمرکز بودن است را حفظ می‌کنند، مسأله نقدینگی را حل می‌کنند.صرافی‌های غیرمتمرکز از AMM‌ها به منظور حفاظت از سرمایه‌های کاربران استفاده می‌کنند و این آنها را بدل به مفهومی پرطرفدار در پلتفرم‌های صرافی غیرمتمرکز کرده است.بازارهای خودکار بصورت سیستمی کار می‌کنند که مظنه قیمتی را بین دو دارایی اعلام می‌کنند. AMM یا بازارساز خودکار پروتکلی در صرافی‌های غیرمتمرکز است که برای قیمت‌گذاری دارایی‌ها متکی به یک فرمول ریاضی است. دارایی‌ها بر اساس الگوریتم ریاضی قیمت‌گذاری، قیمت‌گذاری می‌شوند. این الگوریتم ریاضی می‌تواند در پروتکل‌های مختلف متفاوت باشد. در AMMها می‌توانید داد و ستد انجام دهید و یا به نقدینگی استخرهای نقدینگی بیافزایید. این امر باعث می‌شود که هر کسی بتواند در صرافی‌های غیرمتمرکز بازارساز شود و بتواند بابت نقدینگی‌ای که تامین کرده، سود و بازدهی کسب کند. حالا به صورت دقیق‌تر بازارساز‌های خودکار یا AMMها را بررسی می‌کنیم.بازارساز خودکار یا AMM چیست؟صرافی‌های غیرمتمرکز تمرکزشان بر از میان برداشتن هر گونه وقفه و محدودیت گذرایی است که ممکن است به واسطه کمبود نقدینگی در فرایند داد و ستد در بسترشان رخ دهد. بازارساز خودکار یا AMM یک پروتکل، یک الگوریتم و فرمولی است که به قیمت‌گذاری دارایی‌ها کمک می‌کند. AMMها کمک می‌کنند که رمزارزها را با قیمت منصفانه‌ای داد و ستد کنید و در نتیجه به صرافی‌های غیرمتمرکز این امکان را می‌دهند تا به کاربران، استقلال عمل لازم برای داد و ستد مستقیم از والت‌های غیر حضانتی را (یعنی والت‌هایی که در آنها کاربر خودش کلید خصوصی اش را در کنترل دارد) بدهند. شاخص‌ترین صرافی‌های غیرمتمرکز که از AMM بهره می‌گیرند عبارتند از: Curve، Uniswap و Balancer.بر خلاف صرافی‌های متمرکز که از دفاتر ثبت سفارش سنتی استفاده می‌کنند، بسیاری از صرافی‌های غیرمتمرکز یا دکس‌ها (DEX) از بازارسازهای خودکار یا همان AMMها بعنوان ابزاری بهره می‌گیرند که امکان انجام داد و ستد رمزارزها به صورت خودکار و بدون دخالت و اعطای اجازه به طرف سوم را از طریق استخرهای نقدینگی فراهم می‌آورند. استخر نقدینگی در حقیقت مجموعه‌ای از توکن‌هایی است که کاربران خودشان آنها را در قرارداد هوشمندی سپرده‌گذاری و قفل می‌کنند تا بوسیله آن امکان شروع داد و ستد دو دارایی در صرافی‌های غیرمتمرکز (DEX) فراهم آید. به طور مثال، Uniswap از فرمول زیر استفاده می‌کند: x * y = k که در آن x عبارتست از مقدار یک توکن در استخر نقدینگی و y عبارتست از مقدار توکن دیگر. k یک مقدار ثابت است به این معنی که نقدینگی استخر بایستی همیشه یکسان باقی بماند.سایر AMMها از فرمول‌های دیگری در موارد مختلف و بنا به اهداف مختلفی که دارند استفاده می‌کنند. تنها شباهت میان همه آنها این است که آنها از فرمولی استفاده می‌کنند که قیمت را به صورت الگوریتمی تعیین می‌کند.بازارساز خودکار (AMM) چگونه عمل می‌کند؟قبل از اینکه بدانید که AMMها در صرافی‌های غیرمتمرکز (DEXها) چگونه عمل می‌کنند بایستی آنها را از دو منظر مورد توجه قرار دهید:- کاربران در صرافی‌های غیرمتمرکز به لحاظ فنی با یکدیگر داد و ستد نمی‌کنند بلکه آنها داد و ستد خود را با نقدینگی‌ای که در قرارداد‌های هوشمند قفل شده‌اند انجام می‌دهند.- بعلاوه این که، هر فردی می‌تواند با سپرده‌گذاری مقدار توکن لازمه در استخرهای نقدینگی فردی، نقدینگی لازم برای استخر فردی خودش را تامین نماید.از این رو، در دکس‌ها (DEXها) برای این که داد و ستدی داشته باشید نیازی به طرف مقابل ندارید بلکه از یک قرارداد هوشمند به منظور انجام عملیات داد و ستد استفاده می‌شود و شما مستقیما دارایی مورد نظرتان را از استخر نقدینگی خریداری می‌کنید یا به آن می‌فروشید.صرافی‌های غیرمتمرکز یا دکس‌ها (DEX) بر اساس یک مدل نظیر به نظیر کار می‌کنند که به خریداران و فروشندگان این امکان را می‌دهند که به جای اینکه برای انجام معامله شان در یک صرافی متمرکز سنتی حاضر شوند و با هم ملاقات داشته باشند، مستقیما معامله کنند. در صرافی‌های غیرمتمرکز داد و ستد مستقیما بین دو والت صورت می‌پذیرد و دو نوع تراکنش داریم: نظیر به نظیر (p2p) و نظیر به قرارداد (p2c). به طور مثال، اگر کسی در صرافی غیرمتمرکز دارایی‌هایی را می‌فروشد، در آن سوی والت هم کسی هست که آماده است دارایی شما را خریداری کند به این مدل تراکنش نظیر به نظیر (p2p) گفته می‌شود. سیستم نظیر به نظیر (p2p) توسط کاربرانی حفظ می‌شود که بخشی از یک شبکه توزیع‌یافته هستند. هیچ کس مدیر و یا سرور مرکزی نیست بلکه همه افراد یک کپی از فایل‌ها را دارند که به آنها این امکان را می‌دهد تا در قبال یکدیگر هم به منزله یک نود (Node) عمل کنند و هم server.در حالت دیگر می توان AMMها را یک سیستم نظیر به قرارداد (p2c) در نظر گرفت. در این سیستم نیازی به حضور طرف مقابل نیست چرا که داد و ستد بین کاربران و قراردادهای هوشمند انجام می‌گیرد. از آنجا که دفتر ثبت سفارشی در کار نیست، قیمت دارایی‌ای که قصد خرید یا فروش آن را دارید به کمک فرمولی تعیین می‌شود.استخر نقدینگی؛ یک عامل محورییکی از نقاط برجسته و امتیازات بکارگیری راهکار بازارسازهای خودکار (AMM) در صرافی‌های غیرمتمرکز (DEX) این است که خریداران و فروشندگان مجبور نیستند برای خرید یا فروش رمزارز منتظر طرف مقابل باشند بلکه بر فرض اینکه فروشنده باشید، کافی است برای شروع فرایند معامله‌تان با قرارداد هوشمند صرافی غیر‌متمرکز یا همان دکس (DEX) تعامل داشته باشید و البته که برای تسهیل انجام این معاملات نیاز به نقدینگی در قرارداد هوشمند صرافی دارید که بتوانید بدون حضور طرف مقابل معامله‌تان را در این صرافی‌ها انجام دهید. وقتی یک قرارداد هوشمند در یک صرافی غیرمتمرکز نیاز به نقدینگی دارد، این تامین‌کنندگان نقدینگی (LP) هستند که ناجی آنها می‌شوند.تریدرهای نقدینگی (liquidity traders)، نقدینگی لازم در استخرهای نقدینگی را تامین می‌کنند. این استخرهای نقدینگی چیزی نیستند به جز انبوهی از توکن‌هایی که تریدرها می‌توانند با استفاده از آنها ترید کنند. تامین‌کنندگان نقدینگی در استخرهای نقدینگی می‌توانند به نسبت میزان توکنی که در قرارداد‌های هوشمند صرافی‌های غیرمتمرکز قفل می‌کنند کسب سود کنند. AMM‌ها هم قیمت رمزارزها را تعیین می‌کنند و هم کارمزد تامین‌کنندگان نقدینگی را. از این رو، تامین‌کنندگان نقدینگی و استخرهای نقدینگی عاملی مهم در کارکرد بازارسازهای خودکار (AMM) هستند.بازارساز خودکار (AMM) چگونه نقدینگی را در استخرهای نقدینگی حفظ می‌کند؟بازارسازهای خودکار (AMM) بدل به ابزاری ضروری برای ترید در زیست بوم دیفای (DeFi) شده‌اند. جوهره و چکیده AMMها یک فرمول ریاضی ساده است که می‌تواند اشکال زیادی به خود بگیرد. برای اینکه راهکار AMM‌ها در صرافی‌های غیرمتمرکز (DEX) را درک کنید باید این فرمول را درک کنید:توکن A  - باقیمانده (p) * توکن B – باقیمانده (p) = kکه صرافی غیرمتمرکز Uniswap آن را به صورت زیر برای عموم قابل فهم‌تر کرده:x * y = kمقدار ثابت k به این معنی است که باقیمانده دارایی‌ها در استخرهای نقدینگی می‌توانند قیمت را تعیین کنند. مثلا اگر یک بازارساز خودکار (AMM) دو دارایی مثل BTC و ETH داشته باشد، وقتی که ETH خریده می‌شود قیمتش بالا می‌رود چرا که حالا دیگر در این استخر نقدینگی ETH کمتری وجود دارد. به همین ترتیب قیمت بیتکوین افت می‌کند چرا که مقدار بیشتری BTC در استخر نقدینگی وجود دارد. این استخر همواره در وضعیت تعادل پایدار باقی می‌ماند چرا که ارزش کل بیتکوین‌ها برابر با ارزش کل اتریوم‌های استخر نقدینگی خواهد بود. تنها وقتی که یک تامین‌کننده جدید نقدینگی به استخر نقدینگی ملحق می‌شود، استخر‌ها شروع به افزایش اندازه‌شان می‌کنند. به لحاظ بصری، قیمت توکن‌ها در استخرهای نقدینگی منحنی‌ای را دنبال می‌کنند که فرمول بالا آن را تعیین می‌کند.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Wed, 09 Feb 2022 23:34:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماینینگ خودخواهانه بیتکوین چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mueytzkqb8jn</link>
                <description>بیتکوین یک بازی است که مشوق‌های آن به دقت متوازن شده است. در یک زیست‌بوم توزیع یافته و نامتمرکز، تراز‌کردن منافع شرکت‌کننده‌ها برای بقای این شبکه در بلندمدت بسیار ضروری است. مشوق‌هایی که به نودها (Node) انگیزه می‌دهد تا شبکه را امن نگه دارند عمدتا مشوق‌های مالی هستند. آنها انتظار دارند در قبال کار درستی که انجام می‌دهند، پاداش دریافت کنند. اگر سعی کنند که تقلب کنند، درآمد بالقوه‌ای که می‌توانستند داشته باشند را از دست می‌دهند.این موضوع در ماینینگ بدیهی است. ماینرها مبالغ زیادی را صرف هزینه برق و خرید سخت‌افزار می‌کنند به این امید که با اضافه‌کردن بلاک‌ها به بلاکچین علاوه بر اینکه سرمایه‌اولیه‌شان را دوباره بدست بیاورند، سود هم بکنند. ماینرها به دنبال این هستند که بازدهی سرمایه‌گذاری‌شان را به حداکثر برسانند و راحت‌ترین راه برای این منظور این است که قوانین بازی را رعایت کنند.اگر ماینری بلاکی را به بلاکچین اضافه کند، علاوه بر این که بخشی از کوین‌های جدیدی که ایجاد شده را از آن خود می‌کند، تمام کارمزد تراکنش‌هایی که در آن بلاک قرار گرفته‌اند را نیز کسب می‌کند که به آن پاداش بلاک (Block Reward) گفته می‌شود. مقدار کوینی که ماینرها به عنوان پاداش بلاک دریافت می‌کنند هر ۲۱۰۰۰۰ بلاک یکبار (که تقریبا می‌شود هر ۴ سال یکبار) نصف می‌شود. در حال حاضر پاداش بلاک ۶. ۲۵ BTC است.این مشوق مالی باعث شده که عملیات ماینینگ، بسیار رقابتی شود که این موضوع نهایتا منتج به امنیت بیشتر و غیرمتمرکز‌تر شدن شبکه بیتکوین می‌شود. بعضی‌ها معتقدند که می‌توانند این مشوق‌ها را با روش‌هایی نامنصفانه بیشتر از آن خود کنند. در این مقاله راجع به ماینینگ خودخواهانه صحبت می‌کنیم.ماینینگ خودخواهانه چگونه عمل می‌کند؟اولین بار در سال ۲۰۱۳ محققانی به نام‌های Ittay Eyal و Emin Gun Sirer در مقاله‌ای تحت عنوان Majority is not Enough: Bitcoin Mining is Vulnerable ( اکثریت کافی نیست: ماینینگ بیتکوین آسیب‌پذیر است) به صورت جامعی به این موضوع پرداختند. اعتقاد و ایده اصلی در این مقاله این است که بر خلاف اعتقاد رایج، در سیستم مشوق‌هایی که به ماینرهای بیتکوین داده می‌شود، نقص‌هایی وجود دارد که این نقص‌ها نهایتا می‌توانند باعث متمرکز شدن این شبکه شوند.اجازه دهید ماینینگ خودخواهانه را با مثالی توضیح دهیم. فرض کنید که کل هش ریت شبکه بیتکوین به صورت مساوی بین ۴ ماینر به نام‌های کاوه، نسترن، داود و تهمینه تقسیم شده باشد. (هر کدام ۲۵٪)کاوه، نسترن و داود اصول بازی را رعایت می‌کنند اما تهمینه قصد دارد برای نفع شخصی خودش از سیستم سواستفاده کند.در شرایط عادی انتظار داریم که ماینری که بلاکی را کشف می‌کند فورا آن را به بلاکچین اضافه کند و این کاری است که کاوه، نسترن و داود بعنوان ماینرهای درستکار انجام می‌دهند اما اگر تهمینه بلاکی را کشف کند آن را نگه می‌دارد (یعنی با اینکه مسأله را حل کرده و می‌تواند با استفاده از آن بلاک را در بلاکچین ثبت کند این کار را نمی‌کند). ممکن است تهمینه خوش شانس باشد و قبل از بقیه بتواند بلاک دیگری را هم کشف کند.فرض کنید که ۱۰۰۰۰۰ بلاک کشف و ماین شده است. حالا کاوه، نسترن و داود به دنبال یافتن بلاک ۱۰۰۰۰۱ و اضافه کردن آن به شبکه بلاکچین هستند، تهمینه آن را پیدا کرده اما این موضوع را از بقیه مخفی نگه می‌دارد. حالا دو زنجیره بلاکچینی داریم، یکی که همان زنجیره بلاکچین عمومی است که همه می‌توانند آن را ببینند و یکی هم زنجیره مخفی تهمینه که بلندتر از زنجیره عمومی است چرا که یک بلاک اضافه‌تر دارد. در حالیکه بقیه ماینرها به دنبال یافتن بلاک ۱۰۰۰۰۱ هستند، تهمینه به دنبال یافتن بلاک ۱۰۰۰۰۲ است و آن را کشف می‌کند.حالا زنجیره تهمینه دو بلاک از زنجیره عمومی جلوتر است. به شرط اینکه شانس تهمینه ته نکشد و همیشه قادر باشد با این فاصله از زنجیره عمومی جلوتر باشد، به همین رویه ادامه می‌دهد. وقتی بقیه ماینرها به فاصله یک بلاک از او برسند، او اقدام به افشای زنجیره خودش می‌کند.حالا زنجیره عمومی تهمینه از زنجیره‌ای که بقیه ماینرها روی آن کار می‌کنند بلندتر است. طبق قاعده‌ای که موسوم به بلندترین زنجیره است، زنجیره معتبر و درست آن زنجیره‌ای است که جمع اثبات کار (PoW) در آن زنجیره از بقیه زنجیره‌ها بیشتر باشد. بنابراین، زمانی که ماینرها زنجیره‌ای را ببینند که کار بیشتری در آن صورت گرفته است، به سراغ کار بر روی آن زنجیره می‌روند و توان ماینینگ خودشان را به این زنجیره بلندتر اختصاص می‌دهند.حالا کاوه، نسترن و داود این زنجیره بلندتر تهمینه را می‌بینند و آن را بعنوان زنجیره‌ای که باید از آن تبعیت کنند می‌پذیرند و هر پاداشی که ممکن است در زنجیره‌های دیگر بعنوان پاداش بلاک دریافت کرده باشند هیچ می‌شود و از آنجا که تهمینه آن بلاک‌ها را در زنجیره کنونی خودش ماین کرده، پاداش همه آنها به تهمینه داده می‌شود.آیا ماینینگ خودخواهانه تهدیدی برای بیتکوین است؟برای همه شرکت‌کنندگان در امر ماینینگ مقرون به صرفه‌تر است که اصول را رعایت کنند و همانطور عمل کنند که از آنها انتظار می‌رود. ماینینگ خودخواهانه باعث هدر رفت زیادی در وقت و انرژی و منابع می‌شود اما شایان توجه است که آنهایی که مبادرت به این شیوه از ماینینگ می‌کنند مزیتی راهبردی نسبت به سایر شرکت کنندگان در فرایند ماینینگ برای خود ایجاد می‌کنند و در نتیجه ممکن است مهاجمان در پوشش ماینرهایی که می‌خواهند به این شیوه عمل کنند دست به کار شوند و تهدیدی جدی برای شبکه باشند.در این رساله، Eyal و Sirer این مسأله را بعنوان ریسک جدی توصیف کرده‌اند و ابراز کرده‌اند که ممکن است رفته رفته ماینینگ خودخواهانه منتهی به شکل گیری استخرهای ماینینگ با هش ریت رو به رشد شود چرا که طرف‌های دیگر هم برای کسب درآمد حداکثری با این نهادهای خودخواه همدست می‌شوند. زمانی که یک استخر ماینینگ واحد، اکثریت قدرت هش‌گذاری در شبکه را کسب کرد ممکن است اقدام به حمله ۵۱٪ کند.دیگران اما این موضوع را تهدید نمی‌دانند و با اشاره به ملاحظات ایدیولوژیکی ماینرها و نیز مشوقی که برای غیرمتمرکز کار کردن این شبکه وجود دارد آن را رد می‌کنند. ماینرها اگر اجازه دهند که این زیست بوم فاسد شود خودشان متضرر می‌شوند و نمی‌توانند بازدهی لازم از سرمایه‌گذاری زیادی که برای هزینه برق و خرید سخت‌افزار و . . . کرده‌اند داشته باشند.جمع‌بندیاگر ماینینگ خودخواهانه بتواند به صورت موفقیت‌آمیزی توسط دسته‌ای از ماینرها اجرایی شود، واقعا می‌تواند راهبرد جذابی برای آنهایی باشد که در این اقدام مشارکت دارند و قصد دارند درآمد خودشان را افزایش دهند. در بدترین حالت ممکن، این مشوق‌ها باعث خواهد شد که ماینرهای درستکار به ماینرهای خودخواه ملحق شوند و به این طریق به میزان غیرمتمرکز بودن شبکه بیتکوین آسیب وارد شود.اما در کل و با درنظر گرفتن جمیع شرایط، خیلی منطقی نیست که ماینرهای مختلف فعال در شبکه به این منظور با هم همدست و همراه و هم‌جهت شوند چرا که با تخریب امنیت شبکه، ممکن است قیمت بیتکوین افت کند و این مسأله مستقیما بر میزان سودآوری ماینرها از سرمایه‌گذاری‌شان در ماینینگ بیتکوین تاثیر منفی می‌گذارد.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Mon, 07 Feb 2022 13:10:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تهدید بیتکوین با پروتکل AOPP در والت‌های Trezor</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AA%DA%A9%D9%84-aopp-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-trezor-j5wlcrfcqxcv</link>
                <description>این پروتکل خودش چیز بدی نیست اما قوانینی که باب می‌کند و به اجرا در می‌آورد هست و پیاده‌سازی و بکارگیری این پروتکل راهی برای تحت تسلیم در‌آوردن و مطیع ساختن کاربران در آینده باز می‌کند.با منتشر شدن این خبر در توییتر که Trezor (شرکت تولید‌کننده والت‌های سخت افزاری) پروتکل AOPP را به منظور بهینه‌سازی فرایند احراز آدرس والت کاربرانی که قصد برداشت بیتکوین از صرافی‌هایی را دارند که فعالیت‌هایشان تحت چهارچوب قانون درآمده، غوغا و بلوایی به پا شده است.شرکت Trezor اندکی پس از آن که جامعه فعال بیتکوین شروع به مطرح کردن پرسش‌هایی در خصوص این اقدام کرد، بیانیه‌ای صادر کرد:«پشتیبانی نکردنمان از پروتکل AOPP باعث خواهد شد که دولت، مردم را در صرافی‌ها محصور کند و انگیزه ما برای پشتیبانی کردن مستقیم از این پروتکل دقیقا به منظور جلوگیری از این کار دولت بوده است.»علی رغم اینکه این بیانیه Trezor تا حدی منطقی به نظر می‌رسد اما Trezor توجه چندانی به این مساله نداشته که این اقدامش باعث ایجاد چه مجموعه‌ای از اصول و قوانین بدیع و تازه و متعارض در زیست بوم بیتکوین می‌شود. هدف از داشتن والت‌های شخصی که حضانت از آن بر عهده خود اشخاص است این است که به افراد قدرت داده شود و با مهر شدن نام، شماره تامین اجتماعی و آدرس منزل افراد در UTXO (فایل خروجی در تراکنش‌های بیتکوین که میزان بیتکوین خرج نشده و اطلاعات مربوط به مالکان قبلی در آن ثبت می‌شود و قابل انتقال به مالک بعدی و خرج شدن توسط او است) نیمچه ناشناس بودن این شبکه هم از دست می‌رود چرا که حالا دیگر وضعیت از حدس زدن مالک بیتکوین‌ها بدل به یقین می‌شود. بهترین کار این است که با چنین اقداماتی مقابله به مثل شود چنانکه نمونه آن را در هلند دیده ایم.در نوامبر ۲۰۲۰ بانک مرکزی هلند (DNB) به صرافی‌های رمزارزها و شرکت‌های ارائه دهنده خدمات در این زمینه دستور داد تا کاربرانشان را به هنگام برداشت بیتکوین، ملزم به اثبات این کنند که آدرسی که درخواست برداشت بیتکوینشان به آن را دارند واقعا متعلق به آنها است. این اقدام با درخواست از کاربران برای ارائه یک اسکرین شات (تصویر از صفحه) از والت هایشان یا امضا کردن پیامی اجرایی شد. قدیمی ترین صرافی رمزارزها در این کشور یعنی صرافی Bitonic، اندکی پس از این ماجرا در دادگاه طرح دعوی کرد تا با این اقدام بانک مرکزی مخالفت کند و ادعا کرد که این اقدام بانک مرکزی غیرقانونی بوده و هیچ گاه نمی‌بایست صورت می‌گرفته. در ماه می‌۲۰۲۱ بانک مرکزی هلند (DNB) به صورت رسمی شکایات صرافی Bitonic را پذیرفت و بر آن صحه گذاشت و آن الزام را از روی فعالیت‌های صرافی‌ها و شرکت‌های مربوطه برداشت.اگر صرافی Bitonic شکایت نکرده بود، شاید بانک مرکزی هلند هرگز دوباره درباره این الزامی که گذاشته بود فکر نمی‌کرد.این حقیقت که این صرافی، تصمیمات بانک مرکزی هلند را زیر سوال برد و در دادگاه به مقابله با آن پرداخت، آگاهی نسبت به مشکلاتی که در این الزام وجود داشت را افزایش داد و باعث شد تا در خصوص آن بازبینی‌هایی صورت بگیرد و دست آخر هم کلا این الزام برداشته شود. اگر صرافی Bitonic این اقدام بانک مرکزی را زیر سوال نبرده بود، آنها هیچ وقت از خودشان در این خصوص سوال نمی‌کردند.در خصوص مسأله پروتکل AOPP هم همین شرایط حکمفرما است. این پروتکل به ذات خودش چیز بدی نیست چرا که صرفا به دنبال تسهیل اجرای اقدامات مربوط به احراز والت‌ها در سوییس است و می‌خواهد استانداردی تعامل‌پذیر (interoperable) برای توسعه دهندگان والت‌های رمزارز فراهم آورد که از آن در پروژه‌های خود بهره بگیرند. اما اگر چه پروتکل AOPP به خودی خود چیز بدی نیست اما به بررسی آدرس مالکان رمزارزها مشروعیت می‌بخشد و پیاده‌سازی آن باعث شکل‌گیری الگو و مدلی از نفوذ و دخالت دولت در فرایند توسعه نرم‌افزاری والت‌ها می‌شود که پروژه‌هایی منبع باز هستند. ‌ساز و کارهای نظارتی و کنترلی همیشه با اقدامات کوچکی شروع می‌شوند و خیلی به سختی بتوان جلوتر از زمان کنونی را دید و مقصود و منظور اصلی این گونه اقدامات را درک کرد.از این رو، اجرا نکردن و عدم اعمال این استاندارد به نوعی مسأله‌ای است که به حاکمیت و اختیار افراد بر امور خودشان و مسئولیت‌پذیر بودن آنها در این راستا مربوط می‌شود چرا که باعث محافظت از کاربران در مقابل‌ساز و کارهای نظارتی آتی می‌شود که ممکن است به درخواست نهادهای قانون گذاری اعمال شوند و شاید بدتر هم باشند. اعمال نکردن استاندارد AOPP در والت‌های مهم و برجسته بیتکوین علاوه بر این که یک سیاست امنیت‌آور محسوب می‌شود، باعث می‌شود به منزله مبنا و بنیادی برای مقابله و مخالفت با اقدامات مربوط به احراز والت‌ها به طور کلی، اقداماتی که ناقض حریم خصوصی افراد هستند و عادی‌سازی احتمالی نظارت بیشتر بر تراکنش‌های مالی افراد هم عمل کند.استاندارد AOPP در این والت‌ها یا در حال حاضر تعبیه شده و یا به زودی خواهد شدهمچنانکه پول نقد به تدریج رنگ می‌بازد و ضعیف می‌شود، ممکن است بیتکوین به زودی بدل به تنها ابزار باقیمانده برای انجام تراکنش‌ها به صورت خصوصی شود و این وظیفه جامعه فعال در بیتکوین است که با افزایش دادن آگاهی عمومی و موضع گیری در مقابل سیاست‌ها و‌ساز و کارهایی که می‌تواند بیتکوین را به خطر بیاندازد آینده را تامین نماید.پس از این که جامعه فعال در بیتکوین در خصوص استاندارد AOPP ابراز نگرانی کرد، والت‌های BlueWallet و Sparrow اعلام کردند که در نسخه بعدی والت هایشان این استاندارد تعبیه شده در دستگاه هایشان را از آن‌ها خارج می‌کنند.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Sun, 06 Feb 2022 16:08:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنتروپی (Entropy) چیست و چه کاربردی در کریپتو دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A2%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%BE%DB%8C-entropy-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-elx0x485uc0m</link>
                <description>مختصری راجع به آنتروپی و نظریه اطلاعاتواژه آنتروپی (Entropy) ابتدا از سوی رادولف کلاسیوس (Rudolf Clausius) ریاضیدان و فیزیکدان آلمانی، در مبحث مربوط به ترمودینامیک مطرح شد.در سال ۱۹۴۸، Claude E. Shannon ،ریاضیدان و مهندس برق، رساله‌ای تحت عنوان Mathematical Theory of Communication (نظریه ارتباطات از منظر ریاضی) را منتشر کرد و در آن مسائلی چون چگونگی اندازه‌گیری اطلاعات، انتخاب و عدم قطعیت را مطرح کرد. Shannon همچنین بعنوان پدر نظریه اطلاعات شناخته شده بود چرا که خالق نظریه اطلاعات بود.نظریه اطلاعات عبارتست از بکارگیری یک روش و رویکرد ریاضی در مطالعه کدگذاری اطلاعات و نیز در کمّی‌سازی، ذخیره‌سازی و تبادل آن.او در این رساله قصد داشت به صورت ریاضی، ماهیت آماری اطلاعات از دست رفته در سیگنال‌های تلفنی را اندازه‌گیری کند. این مطالعات و بررسی‌های او با هدف یافتن پاسخی برای این مسأله بود که فرستنده‌ای که قصد ارسال اطلاعاتی را دارد به چه نحو می‌تواند به بهترین شکل ممکن آنها را رمزگذاری کند؟ برای این مقصود، آنتروپی اطلاعات بعنوان راهی برای تخمین محتوای اطلاعاتی در پیامی که در آن میزانی از عدم قطعیت کاهش یافته است، توسعه داده شد.بنابراین سنجه اصلی در نظریه اطلاعات، آنتروپی است. معنی آنتروپی عبارتست از وضعیتی از بی نظمی و آشفتگی و عدم سازمان یافتگی.منظور از اطلاعات چیست؟بعبارت ساده می‌توانیم بگوییم که اطلاعات، حقایقی هستند که درباره کسی یا چیزی کسب می‌کنیم. به لحاظ مفهومی می‌توانیم بگوییم که اطلاعات، چیزی است که می‌توان آن را بعنوان متغیرهایی ذخیره‌سازی کرد و به دیگران منتقل نمود که این متغیرها می‌توانند مقادیر مختلفی به خود بگیرند. بعبارت دیگر، این متغیرها چیزی جز واحد نگهداری و ذخیره‌سازی نیستند. بنابراین ما با دیدن مقدار یک متغیر، اطلاعات کسب می‌کنیم به همان صورتی که با خواندن محتوای یک پیام یا نامه از جزییات آن با خبر می‌شویم.آنتروپی، مقدار اطلاعاتی که در یک متغیر وجود دارد را اندازه‌گیری می‌کند. حالا این مقدار، نه تنها مبتنی بر تعداد مقادیر مختلفی است که در آن متغیر وجود دارد بلکه مبتنی بر مقدار شگفت‌آور بودن این مقدار در آن متغیر هم است. اجازه دهید کمی بیشتر درباره این شگفت‌آور بودن مقدار متغیر بیشتر توضیح دهیم.فرض کنید که پیامی دریافت کرده‌اید که تکرار متنی است که قبلا دریافت کرده بودید، در این صورت این پیام دیگر اصلا برای شما حاوی اطلاعات مفید محسوب نمی‌شود. اما اگر این پیام بعنوان مثال نتیجه کنکور شما را فاش کند، مسلما حاوی اطلاعات بسیار مفید و سودمندی تلقی می‌شود. این موضوع به ما این مطلب را می‌رساند که میزان اطلاعات یک پیام نسبت مستقیمی با مقدار شگفت‌آور بودن آن پیام دارد.از این رو، می‌توانیم دریابیم که این نگهداری و انتقال اطلاعات با مقدار اطلاعاتی که آن متغیر دارد ارتباط دارد. حالا می‌توان این موضوع را به نتیجه رویداد خاصی هم گسترش داد. بعنوان مثال، رویداد ما بالا انداختن سکه‌ای است که احتمال فرود آمدن هر یک از دو روی آن یکسان است. این رویداد، اطلاعات کمتری ارائه می‌کند چرا که نتیجه پرتاب این سکه یا شیر خواهد بود یا خط. در نتیجه، پرتاب سکه آنتروپی کمتری دارد.در نظریه اطلاعات، آنتروپیِ یک متغیر تصادفی عبارتست از میزان متوسط اطلاعات، شگفت آور بودن یا عدم قطعیتی که در نتایجِ ممکن آن متغیر به صورت ذاتی وجود دارد.این یعنی، هرچه یک رویداد مشخص‌تر و قطعیت بیشتری داشته باشد، حاوی اطلاعات کمتری است. خلاصه بخواهیم بگوییم، اطلاعات عبارتست از زیاد شدن عدم قطعیت یا آنتروپی.ارتباط آنتروپی با دنیای کریپتودارایی‌های دیجیتالی فقط یکی از موارد متعددی هستند که از آنتروپی به منظور بهره‌مند شدن از یک وضعیت تصادفی استفاده می‌کنند.آنتروپی سنجه‌ای است که نشان می‌دهد یک سیستم پیچیده تا چه اندازه غیرقابل پیش‌بینی است؛ هر چه آنتروپی بیشتر باشد، آن سیستم هم منحصر به فرد‌تر خواهد بود.به منظور داشتن امنیت بالا، بایستی در ایجاد seed phraseهای کیف پول دیجیتالی‌تان از آنتروپی زیادی استفاده شود.اعداد با آنتروپی زیاد را یا با استفاده از رایانه‌ها و یا به صورت دستی می‌توان ایجاد کرد.آنتروپی به طور کلی در بحث رمزنگاری و به طور خاص در بحث دارایی‌های دیجیتالی حائز اهمیت است. در این مقاله به صورت خلاصه علت این اهمیت را بیان می‌کنیم.آنتروپی چیست و چرا اهمیت دارد؟آنتروپی سنجه‌ای برای بی نظمی و غیرقابل پیش‌بینی بودن در یک سیستم پیچیده است. هر چه آنتروپی در چیزی بیشتر باشد، قابلیت پیش بینی اش کمتر است و بعبارتی کمتر می‌توان آن را حدس زد. می‌توانید آنتروپی را تصادفی بودن در نظر بگیرید (هر چند که تصادفی بودن واقعی خیلی به ندرت یافت می‌شود و در نتیجه عملا فقط می‌توانیم به تصادفی بودن نزدیک شویم.)آنتروپی از این جهت برای کیف پول‌های کریپتویی شما اهمیت دارد که این قابل حدس نبودن رمزگذاری کلیدهای خصوصی‌تان است که کیف پول کریپتویی شما را امن نگاه می‌دارد. کلید خصوصی‌تان بایستی هم مخفی و سری باشد هم اینکه قابل حدس نباشد. اینکه کدگذاری کلید خصوصی‌تان را مخفی نگه دارید و از آن محافظت کنید خیلی خوب است اما اگر کسی بتواند این کدگذاری را حدس بزند همه رشته‌هایتان پنبه می‌شود و زحمتی که برای مراقبت و مخفی نگه داشتن آن کشیده بودید هیچ می‌شود.برعکس، اگر نوع کدگذاری کلید خصوصی‌تان قابل حدس زدن نباشد اما اجازه دهید که به سرقت بروند در این صورت هم از کلیدهای خصوصی‌تان سواستفاده می‌کنند و دارایی‌های دیجیتالی‌تان را می‌دزدند.اجازه دهید ببینیم تصادفی بودن به چه صورت منتهی به آنتروپی می‌شود که کیف پول کریپتویی‌تان مبتنی و متکی بر آن است.از seed phrase منحصر به فرد برای ایجاد کیف پول دیجیتالی شما استفاده می‌شود.یادتان می‌آید زمانی که اولین کیف پول کریپتویی‌تان را ایجاد کردید؟ یک seed phrase (مجموعه‌ای از ۱۲ کلمه) انتخاب کردید و یا پذیرفتید و سپس کیف پولتان از آن برای مدیریت تراکنش‌های دارایی‌های دیجیتالی‌تان وقتی که اقدام به خرید و فروش کریپتو و NFT می‌کردید می‌کرد.بدون اینکه خبر داشته باشید، در آن مراحل نصب، کیف پولتان با اتکا به استاندارد BIP-39 این مجموعه کلمات (seed phrase) را تبدیل به کلیدهای رمزگذاری شده و آدرس‌های بلاکچینی می‌کرد.از آنجا که از seed phrase برای ایجاد کلیدهای رمزگذاری عمومی و خصوصی‌تان استفاده شده، می‌توانید با استفاده از آن‌ها (به شرط آنکه قبلا آنها را جایی یادداشت کرده باشید و نگه داشته باشید) در هر کیف پول دیگری هم که از استاندارد BIP-39 پشتیبانی می‌کند، حسابتان و دارایی‌های دیجیتالی درون آن را بازیابی کنید و یا می‌توانید کیف پولتان را در بیشتر از یک دستگاه متعلق به خودتان نصب کنید و این خیلی امکان آسایش‌بخشی است.اما اگر هکرها یا مهاجم‌ها بتوانند این Seed phrase دوازده کلمه‌ای شما را حدس بزنند می‌توانند آن را در هر کیف پول سازگار با استاندارد BIP-39 دیگری وارد کنند و در این صورت این دیگر اصلا امکان خوبی به نظر نمی‌رسد.12کلمه یا seed phrase شما باید آنتروپی داشته باشداحتمالا حالا متوجه شده‌اید که ۱۲ کلمه یا seed phrase که انتخاب می‌کنید و یا تولید‌کننده آن برای شما انتخاب می‌کند تا چه اندازه اهمیت دارد و همچنین احتمالا پاسخ این سوالتان را هم دریافت کرده‌اید که به چه علت نمی‌توانید از میان کلماتی که در استاندارد BIP-39 آمده ۱۲ کلمه مورد علاقه خودتان را بعنوان seed phrase کیف پول دیجیتالی‌تان انتخاب کنید. دلیلش این است که اگر این کار را بکنید نمی‌توانید در انتخاب کلماتتان به تصادفی بودن واقعی دست یابید و در نتیجه کلماتی که انتخاب می‌کنید در حملات brute force احتمالا قابل حدس‌تر خواهند بود.بعبارت دیگر، اگر در انتخاب seed phrase منبع خوبی از تصادفی بودن لحاظ نکنید، seed phrase شما نسبت به زمانی که آنها را به صورت تصادفی انتخاب می‌کنید از آنتروپی کمتری بهره می‌برد. هر چه داده‌های ورودی‌تان تصادفی‌تر باشند، در خروجی‌تان آنتروپی بیشتری خواهید داشت و خروجی‌تان منحصر به فرد‌تر و امن‌تر خواهد بود.در سطح معینی، وجود آنتروپی کافی در seed phrase آنها را از حدس زده شدن حتی توسط سریعترین رایانه‌هایی که تصورش را بکنید، محافظت می‌کند. به همین دلیل است که ۱۲ کلمه seed phrase که به صورت تصادفی انتخاب شده باشد و ۱۲۸ بیت آنتروپی داشته باشد، تنها چیزی است که برای محافظت از کیف پولتان احتیاج دارید. پس از رسیدن به این سطح معین، اضافه شدن بیت‌های آنتروپی دیگر، به آن صورت در مقابل حملات brute force امنیت بیشتری ایجاد نمی‌کند.تولید اعدادی با بالاترین میزان آنتروپیمی توان با استفاده از پدیده‌های طبیعی بسیار متغیر مثل واپاشی هسته‌ای (radioactive decay)، تغییرات گرمایی یا میزان نویز نمونه‌گیری‌هایی از اعداد تصادفی داشت و واضح است که این کارها نیاز به ابزارهای بسیار دقیق و حساس دارند.رایانه‌های امروزی به نسبت دهه‌های گذشته، اعداد تصادفی بهتری تولید می‌کنند. توسعه دهنده‌های نرم افزاری، پس از سالها درس گرفتن از تصورات و پیاده سازی‌های پر اشتباهی که داشته‌اند، از تولید‌کننده‌های نرم افزاری و سخت افزاری‌ای استفاده می‌کنند که از ورودی‌های آنی و غیر قابل پیش‌بینی محیطی برای رسیدن به اعدادی که به صورت قابل اتکایی غیرقابل پیش‌بینی هستند استفاده می‌کنند. می‌توان این اعداد را در کنار هم گذاشت و همچنانکه طولشان بیشتر می‌شود میزان بیت‌های آنتروپی شان هم افزایش‌یابد.خیلی از کیف پول‌های کریپتویی هم برای کاربران seed phrase ایجاد می‌کنند که عموما موثر و امن هستند.بعضی‌ها هم هستند که هرگز به رایانه‌ها برای ایجاد seed phrase اعتماد ندارند و ممکن است از روش‌هایی همچون پرتاب تاس برای تولید اعدادی که تا حد بسیار زیادی تصادفی هستند برای انتخاب کلمات seed phrase خود استفاده می کنند. این روش برای والت‌هایی که حاوی مبالغ بسیار زیادی هستند توصیه می‌شود.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Fri, 04 Feb 2022 23:50:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حملات قالب‌پذیری تراکنش‌ها(transaction malleability) در بلاکچین</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7transaction-malleability-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%DB%8C%D9%86-wg2ofx3kfkpo</link>
                <description>خیلی‌ها در حوزه کریپتو راجع به حملات قالب‌پذیری تراکنش‌ها (transaction malleability) شنیده‌اند و می‌دانند اتفاق بدی است. اما قالب‌پذیری تراکنش‌ها چیست و چرا بد است؟در رمز‌ارز‌هایی مثل بیتکوین، تراکنش‌ها عبارتند از ریزعملیات‌هایی که برای انتقال ارزش بین کاربران صورت می‌پذیرند. کاربران تراکنش‌هایی ایجاد می‌کنند و آن را به شبکه اعلام می‌کنند. این تراکنش‌ها در شبکه منتشر و نهایتاً در بلاکچین ماین و استخراج می‌شوند. طرف دریافت‌کننده تراکنش از شبکه بلاکچین استفاده می‌کند تا ببیند که آیا آن تراکنش تایید شده است یا خیر.خب حالا کاربرها چگونه می‌توانند فورا در میان هزاران تراکنشی که وجود دارد تراکنش مربوط به خودشان را تشخیص دهند و آنها را از هم تمییز دهند؟ چگونه دسته‌ای از کاربران که در سرتاسر جهان منتشر هستند و اتصالی به هم ندارند می‌توانند بدون اینکه به نوعی از سیستم‌های ثبت کُند جهانی اتکا کنند، به سرعت و به نحوی بی نظیر و منحصر به فرد تراکنش‌ها را به یک شکل واحد شناسایی کنند. پاسخ ساده است؛ از هش رمزنگاری شده آن تراکنش بعنوان شناسه آن استفاده می‌کنند.هش رمزنگاری شده به هر کسی این اجازه را می‌دهد که بتواند فقط با استفاده از داده‌ها اثر انگشت دیجیتالی (fingerprint) آن داده‌ها را بدست آورد. این اثر انگشت دیجیتالی (fingerprint) هر بار که محاسبه شود منحصر به فرد و یکتاست. حتی اگر یک بیت از داده‌ها را تغییر دهید مقدار هش اثر انگشت (fingerprint) تغییر می‌کند. در بیتکوین به هش تراکنش‌ها، TXID گفته می‌شود و بعنوان شناسه منحصر به فرد جهانی تراکنش‌ها عمل می‌کند.بسیار عالی، خب حالا قالب‌پذیری (malleability) چیست؟قالب‌پذیری تراکنش‌ها (malleability)قالب‌پذیری (malleability) یعنی امکان تغییر دادن شناسه یک تراکنش (یعنی تغییر دادن TXID) بدون اینکه آن تراکنش اعتبارش را از دست بدهد. بسته به نوع رمزارز، روش‌های زیادی برای انجام این کار وجود دارد. یکی از روش‌های شایع در میان تمامی رمزارزها استفاده از قالب‌پذیری امضا یا همان signature malleability است که در این مقاله روی آن تمرکز می‌کنیم.با توجه به نحوه کار امضاهای ECDSA به لحاظ ریاضی، این امکان وجود دارد که بتوان امضاها را بدون اینکه تراکنش نامعتبر شود تغییر داد. اگرچه این امر امکان و اجازه جعل کردن آن امضاها را نمی‌دهد ولی به مهاجمین این امکان را می‌دهد که TXID تراکنشی که حاوی آن امضا است را تغییر دهند و این کار می‌تواند پیامدهای جدی و نامطلوبی داشته باشد.حمله قالب‌پذیری (malleability)فرض کنید رضا از طریق تراکنشی با شناسه X مقداری بیتکوین به حسن انتقال می‌دهد. فرض کنید که قبل از اینکه این تراکنش ماین و استخراج شود، شناسه این تراکنش که X است به نوعی قالب‌دهی شود که تبدیل به شناسه &#x27;X شود. حسن این پرداخت را دریافت کرده است اما رضا این موضوع را نمی‌داند. حالا حسن که وانمود می‌کند که چیزی دریافت نکرده از رضا می‌خواهد که دوباره تراکنش را انجام دهد. حسن انقدر این کار را ادامه می‌دهد تا بالاخره رضا متوجه شود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است اما شاید دیگر خیلی دیر شده باشد. این نوع حمله به صورت عملی هم در صرافی‌ها به نحو زیر اتفاق افتاده است بعنوان مثال خسارات متعددی که صرافی مشهور و ورشکسته Mt Gox متحمل شده, آن چنان که کارشناسان فنی و مدیرعامل آن Mark Karpeles اظهار داشته‌اند به دلیل مسأله قالب‌پذیری تراکنش‌ها بوده است. در هکی که برای این صرافی اتفاق افتاده تقریبا 850000 بیتکوین به سرقت رفت و این صرافی در سال 2014 ورشکسته شد.با این وجود تحقیقات انجام شده نشان داده که این ورشکستگی تنها به دلیل مسأله قالب‌پذیری تراکنش‌ها نبوده و سهم این مسأله در از دست رفتن بیتکوین‌ها بیشتر از 400 واحد تشخیص داده نشده است و ما بقی به دستکاری داده‌ها توسط تیم این صرافی نسبت داده شده است.در این سناریو حمله، مهاجم به ترتیب کارهای زیر را انجام می‌دهد:1- نودهایی مخرب و با هویت‌های جعلی (Sybil nodes) راه اندازی می‌کند. (نودهای قرمز رنگ)2- نود صرافی(نود زرد رنگ) را با نودهای مخرب و با هویت جعلی خودش محاصره می‌کند.3- از صرافی برداشتی انجام می‌دهد.4- به محض اینکه تراکنش برداشت X از سوی صرافی صادر می‌شود، نودهای مخرب اقدام به قالب‌دهی شناسه یا TXID آن تراکنش به &#x27;X می‌کنند.5- حالا این تراکنش قالب‌دهی شده را به اطلاع بقیه شبکه می‌رسانند.وقتی تراکنش &#x27;X در بلاک بعدی ماین و استخراج شود ، مهاجم وجه مربوطه در تراکنش اولیه که شناسه اش به &#x27;X تغییر داده شده را دریافت کرده ولی بکند(backend) صرافی تاییدیه این وصولی را از شبکه دریافت نکرده چرا که برای این منظور در شبکه به دنبال شناسه تراکنش X می‌گردد که دیگر وجود ندارد. مهاجم با علم به این موضوع اقدامات زیر را انجام می‌دهد:6- از صرافی می‌خواهد که تراکنش را مجددا تکرار کند چرا که «انجام نشده و به دستش نرسیده»7- و همین کار را بارها و بارها تکرار می‌کند.بسته به میزان بزرگی صرافی، مهاجم ممکن است از «استراتژی انگلی» استفاده کند که به موجب آن  به صورت خرد خرد و به تدریج و نه یکباره اقدام به خالی کردن جیب صرافی‌ها می‌کند. با این شیوه می‌تواند از جلب توجه کردن در امان بماند و در نتیجه بتواند مدت طولانی‌تری به این روش کلاهبرداری کند. یا ممکن است از «استراتژی خون آشام» استفاده کند که به موجب آن تا پیش از این که مدیران سیستم صرافی بتوانند پاسخ و واکنشی نشان دهند، به صورت مکرر اقدام به برداشت مقادیر بالا از صرافی کند.اینکه مهاجم از چه استراتژی‌ای استفاده کند فرقی نمی‌کند، اینجا مسأله‌ای امنیتی وجود دارد که طراحان باید برایش چاره‌ای بیاندیشند.توجه داشته باشید که در مرحله 2 لازم نیست که مهاجم به طور کامل نود(node) صرافی را محاصره کند، تنها چند اتصال برای انجام این حمله کفایت می‌کند البته احتمال موفقیت پایین‌تر می‌آید. هرچه نود صرافی بیشتر محاصره شده باشد احتمال موفقیت حمله بیشتر خواهد شد.بیتکوین به کمک Segwit این مسأله را حل کرده است که به موجب آن، امضای دیجیتالی از محاسبه TXID تفکیک و مجزا می‌شود و از یک هش قالب‌ناپذیر (non-malleable) به جای امضاها استفاده می‌کند.این هش بعنوان اشاره‌گری برای امضایی که در ساختار داده‌ای دیگری ذخیره‌سازی شده است عمل می‌کند. برای صحت‌سنجی امضای تراکنش، فردی که می‌خواهد صحت‌سنجی کند از این هش برای جستجو و یافتن امضایی که در آن ساختار داده‌ای دیگر ذخیره‌سازی شده استفاده می‌کند و سپس بقیه مراحل صحت‌سنجی ECDSA را طبق معمول ادامه می‌دهد. این کار باعث می‌شود که امضاها بعنوان منبع و ریشه ایجاد مساله قالب‌پذیری (malleability) از تراکنش‌ها حذف شوند چرا که دیگر در خارج از تراکنش‌ها ذخیره‌سازی می‌شوند و هش اشاره‌گر به آن هم که در تراکنش جای آن را گرفته، قالب‌پذیر(malleable) نیست. اقدام جالب توجهی است اما این کار  به معنی ایجاد یک وابستگی به ساختار داده‌ای دیگر است که حاوی امضای دیجیتالی تراکنش است. می‌توان گفت که این کار برای بیتکوین بده بستان کوچکی محسوب می‌شود ولی به هر صورت اقدام مهم و چشمگیری است.در حالی که Segwit به خودی خود ایده بدی نبوده است، اما نحوه استقرار آن و سیاست‌های ناشی از آن باعث بروز شکافی در بدنه جامعه دست اندرکاران بیتکوین شد. این امر باعث جدا شدن این جامعه به دو دسته Bitcoin (BTC) و Bitcoin Cash (BCH) شد. اگر چه Segwit بعنوان یکی از دلایل اصلی این انشقاق و جدایی عنوان شده است اما دلایل اصلی این امر بیشتر به نحوه استقرار Segwit مربوط بوده تا به مسائل فنی مرتبط با آن. همچنین، سیاست «سافت فورک همیشه، هاردفورک هرگز » هم به معنی این بود که اندازه 1 مگابایتی برای بلاک‌ها غیرقابل چانه‌زنی و موضوعی تثبیت شده است و این برای خیلی‌ها قابل قبول نبود.اتریوم چطور؟اتریوم هم در هارد فورک Homestead که در پیشنهاد بهبود اتریوم EIP-2 توضیح داده شده، اعلام کرد که از این پس کلیه امضاهایی از تراکنش‌ها که مقدار s-value در آنها بیشتر از secp256k1n/2 باشد را نامعتبر در نظر می‌گیرد و به این طریق مسأله قالب‌پذیری تراکنش‌ها را حل کرد.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Tue, 01 Feb 2022 18:46:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه دو الگوریتم اجماع بلاکچین؛ PoW  Vs  PoS</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%DB%8C%D9%86-pow-vs-pos-gk7d80hooz74</link>
                <description>اثبات کار (PoW) در مقابل اثبات سهام(PoS):مقایسه دو الگوریتم اجماع بلاکچینالگوریتم اجماع اثبات کار (PoW) پر استفاده‌ترین الگوریتم در بلاکچین است. هم بیتکوین و هم اتر که دو مورد از مشهورترین رمزارزها هستند از الگوریتم اجماع اثبات کار (PoW) استفاده می‌کنند. اما اتریوم که پروتکل زیربنایی اتر(ETH) است قصد دارد بعنوان بخشی از نقشه راهش به الگوریتم اجماع اثبات سهام (PoS) تغییر وضعیت بدهد. این پروژه اهمیت بسیار زیادی خواهد داشت و مشتاقان عرصه رمزارزها با شور و حرارت درباره مقایسه اثبات کار (PoW) با اثبات سهام (PoS) با هم بحث و گفتگو می‌کنند.اهمیت اجماع در بلاکچیندو مسأله بسیار نویدبخش در بلاکچین عبارتند از غیرمتمرکزسازی و داشتن ثبتی غیرقابل تقلب و تغییر. بلاکچین یک دیتابیس توزیع یافته و غیرمتمرکز است که رایانه‌هایی که در شبکه آن حضور دارند و معروف به «نود» هستند به صورت اشتراکی آن را حفظ می‌کنند. همه نودها لجر یا دفتر ثبتی از کل تراکنش‌ها در شبکه بلاکچین هستند. از این رو به شبکه بلاکچین «شبکه لجر توزیع یافته» (DLT) هم می‌گویند. شبکه‌های توزیع یافته و غیرمتمرکز بلاکچین را نمی‌توان با از دور خارج‌کردن یک سرور مرکزی که در دیگر شبکه‌ها مرسوم است خراب کرد و از بین برد.بلاک‌ها که اطلاعات تراکنش‌ها در آنها ثبت می‌شود از طریق یک برنامه پروتکل به هم متصل هستند و نمی‌توان هیچکدام از بلاک‌های موجود را نه حذف کرد و نه اطلاعاتشان را تغییر داد. اضافه‌کردن یک بلاک جدید تنها راه بروزرسانی بلاکچین است و هر کدام از نودها بدون حضور هیچ نهاد و مرجع مرکزی می‌تواند اقدام به این کار کند. اگر یکی از نودها بدون توجه به استانداردهای از قبل تعریف شده اقدام به ایجاد بلاکی کند سایر نودها آن بلاک را نامعتبر اعلام می‌کنند و نادیده اش می‌گیرند. اما اگر آن نود که از شرایط و ضوابط و پروتکل شبکه در ایجاد بلاک‌ها تبعیت نکرده ، همچنان با همین رویه به ایجاد بلاک ادامه دهد و تعدادی دیگر از نودها هم شروع به ایجاد بلاک بر روی آن بلاک‌های جعلی و غیراستاندارد کنند در این صورت در میان اعضای انجمن آن شبکه بلاکچین اختلاف نظر شکل می‌گیرد. اعضای انجمن می‌توانند تصمیم به اجرای یک هارد فورک بگیرند و وضعیت شبکه را به قبل از آنچه باعث اختلاف شده بود برگردانند؛ هر چند که انجام مکرر هارد فورک بر ثبات شبکه تاثیر منفی می‌گذارد. به منظور جلوگیری از اقدامات نودهایی که از استاندارد شبکه تبعیت نمی‌کنند و باعث هارد فورک‌های مکرر می‌شوند به ساز و کار اجماع نیاز است.همچنین ممکن است در شبکه بلاکچین نودهای مخربی هم حضور داشته باشند که با استفاده از حملات DDoS(یا همان محرومیت از ارائه خدمت به صورت توزیع یافته) باعث شوند که دیگر نودها در شبکه قدرت بیشتری بیابند. اینگونه نودها می‌توانند تراکنش‌های جعلی و غلط را در شبکه قرار دهند مثلا بخواهند پولی را دو بار خرج کنند (double spend) یعنی همان رمزارز را که قبلا خرج کرده‌اند دوباره هم خرجش کنند. برای دفاع در برابر این موضوع هم نیاز به ساز و کار اجماع داریم.الگوریتم اثبات کار (PoW) چیست؟اولین بار Cynthia Dwork و Moni Naor در سال ۱۹۹۳ مفهوم اثبات کار (PoW) را مطرح کردند هر چند که این Markus Jakobsson بود که در سال ۱۹۹۹ این نام را برایش گذاشته بود. بیتکوین مشهورترین کاربری اثبات کار (PoW) است و از آن برای توضیحش استفاده می‌کنیم.در حالیکه هر ده دقیقه یکبار یک بلاک در شبکه ایجاد می‌شود، تراکنش‌ها در شبکه بلاکچین بیتکوین در استخر حافظه‌ای موسوم به ممپول (mempool) دسته بندی می‌شوند. هر تراکنش در ممپول بایستی صحت‌سنجی شود که این کار را «ماینرها» انجام می‌دهند. به این فرایند صحت‌سنجی هم «ماینینگ» گفته می‌شود.کاربر بیتکوین که درخواست انجام تراکنشش را دارد، اطلاعات تراکنشش را در اختیار ماینر قرار می‌دهد. سپس ماینر کار صحت‌سنجی تراکنش را ادامه می‌دهد تا بتواند آن را در بلاک بعدی در دسترس که به شبکه اضافه می‌شود قرار دهد. اما ماینر برای اینکه آن را تراکنش را در بلاک بعدی قرار دهد نیاز دارد که هش رمزنگاری شده آخرین بلاک ثبت شده در بلاکچین را بداند و این هش از دید همه مخفی است. برای ایجاد یک بلاک جدید بایستی این مقدار هش را داد.برای یافتن هش آخرین بلاک، نیاز به مهارت خاصی نیست بلکه بایستی با استفاده از قدرت پردازش رایانه‌های سریع و مخصوص این کار ( ASICها) عددهایی تصادفی را یکی پس از دیگری صرفا امتحان کرد و انقدر این امتحان‌کردن اعداد تصادفی را ادامه داد تا یکی از آنها درست در بیاید. به ماینرها در قبال این کاری که انجام می‌دهند اعشاری از بیتکوین پاداش داده می‌شود و به همین دلیل برای انجام تراکنش‌های بیشتر بین ماینرها رقابت وجود دارد.در این بازی، ماینری برنده می‌شود که بقیه ماینرها را با صرف قدرت پردازش رایانه‌ای بسیار زیاد شکست دهد و بتواند مسأله ریاضی بسیار سخت و پیچیده را حل کند. ماینر برنده پس از یافتن هش آخرین بلاک ثبت شده، آن را به دیگر نودها اعلام می‌کند تا آنها آن را صحت‌سنجی کنند و بتواند بلاک جدیدی از تراکنش‌هایی که در ممپول هستند ایجاد کند.این مسأله رمزنگاری که توسط ماینر حل می‌شود به صورت نامتقارن است. سختی آن برای ماینر متوسط است اما دیگر نودها به راحتی می‌توانند ببینند که عملیات عظیمی از امتحان عددهای گوناگون انجام گرفته است. با گذشت زمان حل مسأله برای ماینرها ساده‌تر می‌شود و زمان ایجاد بلاک جدید در شبکه به کمتر از ده دقیقه تقلیل می‌یابد. از این رو، هر ۱۴ روز یکبار مسأله‌ای که بایستی حل شود تغییر می‌کند و بازبینی می‌شود تا میزان سختی آن افزایش یابد و این عملا یعنی از این پس، برای حل آن به قدرت پردازش رایانه‌ای بیشتری نیاز خواهد بود.انجام حملات DDoS(محروم‌کردن سایر نودها از ارائه خدمت) با در دست گرفتن ۵۱ درصد از قدرت پردازش رایانه‌ای در شبکه بسیار گران و پر هزینه تمام می‌شود و هکر بیش از آن چیزی که می‌تواند کاسب شود از کف می‌دهد. از این رو، اثبات کار (PoW) شبکه بلاکچین را بسیار امن می‌کند.اما این امنیت بالا به بهای گزافی حاصل آمده است. توان و قدرت پردازش رایانه‌ای همواره در حال افزایش نودها به معنی مصرف برق همواره رو به رشد آن‌ها است؛ به طور مثال عملیات‌های ماینینگ و استخراج بیتکوین تا پیش از پایان سال ۲۰۱۸ بیشتر از کل مصرف انرژی خانگی در ایسلند انرژی مصرف کرده است. هیچ دارایی مشهودی پشتوانه بیتکوین نیست و چنین فشاری بر محیط زیست به خاطر یک ارز دیجیتالی انتقادات رسانه‌ها را در پی داشته است. همچنین، شرکت‌کردن تمامی نودها در فرایند اعتبار‌سنجی تراکنش‌ها بر مقیاس‌پذیری بلاکچین بیتکوین و توان پردازش شبکه بلاکچین تاثیر می‌گذارد.بعلاوه این که، ارتقا دادن سخت افزار به منظور حل مسأله‌هایی که مدام سخت‌تر و سخت‌تر می‌شوند و نیز پرداخت قبض‌های برقی که مرتبا بهایشان افزایش می‌یابد برای ماینرهای انفرادی کار دشواری است. در نتیجه شاهد متمرکزتر‌شدن عملیات ماینینگ و استخراج هستیم که ریگ‌های ماینینگ بزرگ و سازمان یافته‌ای دارند. این متمرکز‌شدن غیرمستقیم با روح غیرمتمرکز‌سازی بلاکچین در تعارض است.الگوریتم اثبات سهام (PoS) چه تفاوتی می‌کند؟در بلاکچین‌هایی که الگوریتم اجماع اثبات سهام (PoS) دارند، گروهی از نودها تصمیم می‌گیرند که رمزارزهای خودشان را برای اعتبار‌سنجی تراکنش‌ها استیک(سپرده‌گذاری) کنند. به آن‌ها استیک‌کننده‌ها گفته می‌شود. هرچه میزان استیک‌کردن بیشتر باشد، شانس استیک‌کننده برای اینکه مسئولیت اعتبار‌سنجی تراکنش به او سپرده شود بیشتر می‌شود.تمامی رمزارزها در این بلاکچین‌ها قبلا ایجاد شده است و دیگر عملیات ماین و استخراج رمزارز نداریم . این باعث می‌شود که نیاز به حل مسأله سخت رمزنگاری از میان برداشته شود. ارتقای دائمی سخت افزارها و افزایش مدام بهای برق هم دیگر موضوعیت نخواهند داشت. به عملیات اعتبارسنجی تراکنش‌ها در این بلاکچین‌ها از آنجا که قبلا رمزارزها ماین شده‌اند «جعل» رمزارز یا فورج( forging)گفته می‌شود.همچنین دیگر نیازی نیست که همه نودها در شبکه در فرایند اعتبار‌سنجی حضور داشته باشند که این امر به مقیاس‌پذیری کمک می‌کند. اثبات سهام (PoS) این امکان را فراهم می‌آورد که بتوان از فناوری موسوم به «شاردینگ» هم بهره برد که بعنوان یکی از راه حل‌های مسأله مقیاس‌پذیری بلاکچین مطرح شده است. شاردینگ اصالتا مربوط به بحث‌های مدیریت دیتابیس است و منظور از آن نگهداری از قسمت‌های مختلف دیتابیس در سرورهای مجزا به منظور بالابردن راندمان و بهره‌وری است. در بلاکچین منظور از شاردینگ عبارتست از نگهداری از قسمت‌های عرضی شبکه در گروه‌های مجزایی از نودها. از آنجا که هیچ کدام از نودها نمی‌توانند تمام شبکه را ببینند، شاردینگ را نمی‌توان در کنار الگوریتم اثبات کار (PoW) به اجرا در آورد و برای اجرای آن به الگوریتم اجماع اثبات سهام (PoS) و استیک کننده‌های (سپرده گذاران) مجزا برای شاردهای مجزا نیاز است.اثبات کار PoW یا اثبات سهام PoS، کدامشان بهتر است؟اثبات کار PoW در بسیاری از پروژه‌های رمزارز به خوبی آزمایش پس داده و استفاده شده است. در حال حاضر و با استفاده از فناوری رایانه‌ای کنونی امکان حمله DDoS در بلاکچینی که از الگوریتم اجماع اثبات کار (PoW) استفاده می‌کند وجود ندارد. اما هزینه بالای مربوط به مصرف انرژی، فشار زیاد به محیط زیست، انتقادات و مواضع منفی رسانه‌ها و متمرکزتر‌شدن عملیات استخراج و توان پردازش پایین تراکنش‌ها در واحد زمان در بلندمدت استفاده از آن را نشدنی و امکان ناپذیر می‌کند. انجمن‌های فعال در حوزه استخراج، راجع به افزایش بهای انرژی استخراج بیتکوین ابراز نگرانی بیشتری می‌کنند و چین تمامی اینگونه فعالیت‌ها را ممنوع کرده است.الگوریتم اجماع اثبات سهام (PoS) ، امکان داشتن بلاکچینی مقیاس پذیرتر با توان پردازش تراکنش بیشتر در واحد زمان را فراهم می‌آورد و همین حالا هم چند پروژه‌ای هستند که از آن استفاده می‌کنند مثل رمزارز Dash. اما نسبت به الگوریتم اجماع اثبات کار (PoW) که کاملا غیرمتمرکز است امنیت کمتری دارد.این امکان وجود دارد که تمامی کوین‌های شبکه را خرید و بدل به استیک‌کننده منتخب در شبکه شد و بعد مثلا اقدام به حمله به شبکه با تایید تراکنش‌های نادرست کرد. اما اقتصاد بازار، شیر اطمینانی برای این دغدغه در خود دارد و آن هم این است که اگر کسی بخواهد چنین حجم عظیمی از کوین‌ها را خریداری کند طبیعتا قیمت آن به میزان چشمگیری افزایش می‌یابد و این باعث می‌شود که کار مهاجمانی که به این شکل قصد حمله به شبکه را دارند، سخت و دشوار شود.همچنین این امکان وجود دارد که فرد استیک‌کننده اصول را زیر پا بگذارد و قصد این را داشته باشد که تراکنش‌های نادرست را معتبر اعلام کند. دست اندرکاران پروژه اتریوم بعنوان بخشی از برنامه تبدیل وضعیتشان به الگوریتم اجماع اثبات سهام (PoS)، پروتکل Casper را طراحی کرده که بر اساس آن این دست از استیک‌کنندگان که اصول را زیر پا بگذارند با توقیف و مصادره‌شدن رمزارزهایی که استیک کرده‌اند و ممانعت از استیک‌کردن مجدد، جریمه خواهند شد.اگر اجرای الگوریتم اجماع اثبات سهام (PoS) در پروتکل مشهوری همچون اتریوم خوب پیش برود، احتمالا جامعه کریپتو از توانایی این الگوریتم برای حفظ امنیت شبکه مطمئن‌تر می‌شود. در این صورت، کفه ترازو به طرف الگوریتم اجماع اثبات سهام (PoS) خواهد چربید. تنها زمان مشخص خواهد کرد که کدامیک الگوریتم اجماع بلاکچین در آینده خواهد بود.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jan 2022 00:34:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درخت مرکل (Merkle tree) چیست و چه کاربردی در بیتکوین دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D9%84-merkle-tree-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-jdpwatsbaq2v</link>
                <description>درخت مرکل (Merkle tree) چیست؟مفهوم Merkle tree اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی توسط Ralph Merkle که یک دانشمند علوم رایانه بود و بواسطه کارهایش بر روی کلید عمومی و رمزنگاری شناخته شده بود مطرح شد.درخت مرکل یا همان Merkle tree ساختاری است که از آن برای صحت‌سنجی بهینه‌ی درستی داده‌ها در یک مجموعه استفاده می‌شود. درخت مرکل در شبکه‌های نظیر به نظیر (P2P) اهمیت ویژه‌ای دارند که در آنها شرکت کنندگان می‌بایست داده‌ها را با هم به اشتراک بگذارند و به صورت مستقل اقدام به اعتبار‌سنجی آنها کنند. تابع‌های هش هسته اصلی درخت مرکل را تشکیل می‌دهند.درخت مرکل ( Merkle tree ) چگونه عمل می‌کند؟فرض کنید که می‌خواهید یک فایل بزرگ را دانلود کنید. با استفاده از نرم‌افزار مربوطه بررسی می‌کنید تا ببینید آیا هش فایلی که دانلود کرده‌اید با هشی که توسعه دهنده‌های آن فایل منتشر کرده‌اند یکی است یا خیر. اگر اینطور بود متوجه می‌شوید که فایلی که در رایانه شما هست دقیقا همانی است که در رایانه آنها است.اگر هش‌ها یکی نبود، مشکلی وجود دارد. یا فایلی که دانلود کرده‌اید یک فایل مخرب است که خودش را بعنوان نرم‌افزاری که به دنبالش بوده‌اید جا زده و یا اینکه درست دانلود نشده و کار نخواهد کرد. اگر حالت دوم رخ داده باشد خیلی خوشحال نخواهید شد چرا که باید باز هم مدتی منتظر دانلود دوباره فایل شوید و دوباره این فرایند را تکرار کنید تا ببینید که دوباره فایل خراب نباشد.شاید با خودتان فکر کنید که کاش راه ساده‌تری برای این موضوع وجود داشت. خوشبختانه وجود دارد و این راه حل درخت مرکل Merkle tree است. با استفاده از یکی از این درخت‌های مرکل، فایلتان را به قطعات کوچکتری تقسیم می‌کنید مثلا اگر فایلتان ۵۰ گیگابایت باشد، آن را به ۱۰۰ قطعه نیم گیگابایتی تقسیم می‌کنید بعد می‌توانید این قطعات را یکی بعد از دیگری دانلود کنید. وقتی فایل‌ها را از طریق تورنت(Torrent) اشتراک‌گذاری می‌کنید هم عملا همین کار را می‌کنید.در این صورت، منبع دانلود فایلتان به شما هشی به نام ریشه مرکل (Merkle root) می‌دهد. این هشِ واحد، نماینده‌ای از قطعه داده‌هایی است که مجموعا فایل شما را تشکیل می‌دهند. اما ریشه مرکل (Merkle root) صحت‌سنجی فایل را خیلی ساده‌تر می‌کند.برای اینکه درکش برایتان ساده‌تر شود مثالی می‌زنم که در آن یک فایل ۸ گیگابایتی را به ۸ قطعه تقسیم می‌کنیم. هر کدام از این ۸ قطعه را با حروف A تا H نامگذاری کنید. حالا هر کدام از این ۸ قطعه را از تابع هشی عبور می‌دهیم که در نتیجه به ما ۸ هش مختلف می‌دهد.قطعات فایل را از تابع هش عبور می‌دهیم تا هش آنها را به دست بیاوریمخب حالا چیزی داریم که بیشتر می‌فهمیمش. ما هش تمامی قطعات را داریم بنابراین اگر یکی از هش‌ها مشکل داشته باشد با مقایسه آن با هشی که منبع دانلود فایل داده متوجهش می‌شویم. درست است دیگر؟ احتمالا، اما این کار خیلی ناکارآمد و غیربهینه است. اگر فایلتان هزاران قطعه داشت آیا می‌خواستید همه آنها را هش‌گذاری کنید و بنشینید با دقت زیاد و موشکافی نتیجه هش‌ها را با هش منبع مقایسه کنید؟نه، به جای این کار، هر جفت هش را بر می‌داریم با هم ترکیبشان می‌کنیم بعد آنها را با هم هش‌گذاری می‌کنیم. در نتیجه hA + hB، hC + hD، hE + hF و hG + hH را هش‌گذاری می‌کنیم. در نتیجه این کار ۴ هش بدست می‌آوریم. سپس فرایند هش‌گذاری را با این ۴ هش یک دور دیگر انجام می‌دهیم تا به ۲ هش برسیم و نهایتا این دو هش را هش‌گذاری می‌کنیم تا به هش اصلی یا همان ریشه مرکل (Merkle root) یا ریشه هش برسیم.این ساختار شبیه به یک درخت وارونه شده است. در ردیف پایین برگ‌ها را داریم که با هم ترکیب می‌شوند تا نودها را تشکیل دهند و در نهایت هم ریشه درخت مرکل را داریم.حالا ریشه مرکل (Merkle root) را داریم که نماینده فایلی است که دانلود کرده‌ایم. می‌توانیم این ریشه هش را با هشی که در منبع داده شده مقایسه کنیم. اگر با هم تطابق داشت که چه عالی اما اگر نداشت می‌توانیم مطمئن باشیم که داده‌ها دستکاری شده‌اند. بعبارتی، حداقل یکی از قطعات فایل دانلود شده هش متفاوتی تولید کرده است. در نتیجه، کوچکترین دستکاری و تغییر در داده‌ها باعث می‌شود که ریشه مرکل یا ریشه هش کاملا متفاوتی داشته باشیم.خوشبختانه یک راه کاربردی وجود دارد که بررسی کنیم ببینیم کدام قطعه از داده‌ها هش اشتباهی داشته. در مثال ما، فرض کنید که قطعه hE بوده. کار را با بررسی دو هشی که هش مرکل یا هش ریشه را ایجاد کرده‌اند (یعنی hABCD و hEFGH ) شروع می‌کنید. مقدار hABCD باید با هش منبع تطابق داشته باشد چرا که در این شاخه از درخت مرکل خطایی وجود ندارد اما مقدار hEFGH تطابق ندارد، در نتیجه متوجه می‌شوید که باید این شاخه از درخت مرکل را بررسی کنید. سپس hEF و hGH را بررسی می‌کنید و آنها را با هش منبع خودتان مقایسه می‌کنید. hGH خوب به نظر می‌رسد در نتیجه متوجه می‌شوید که hEF قطعه مشکل دار ماست. دست آخر، هش‌های hE و hF را مقایسه می‌کنید و حالا می‌فهمید که هش hE مشکل دارد و اشتباه است. بنابراین حالا می‌توانید این قطعه را مجددا دانلود کنید.مخلص کلام اینکه درخت مرکل با تقسیم کردن داده‌ها به قطعات زیاد بوجود می‌آید که سپس این قطعات به صورت مکرر هش‌گذاری می‌شوند تا اینکه به ریشه مرکل یا ریشه هش برسیم. سپس می‌توانید به نحو کارآمد و بهینه‌ای صحت‌سنجی کنید که آیا هر کدام از این قطعات داده مشکلی دارند یا خیر. همانگونه که در بخش بعد خواهیم دید. کاربردهای جالب دیگری هم دارد.چرا از ریشه مرکل در بیتکوین استفاده می‌شود؟درخت‌های مرکل در بیتکوین و بسیاری از رمزارزهای دیگر ضروری هستند. آنها جزئی لاینفک از هر بلاک هستند و می‌توان آنها را در هدر بلاک‌ها پیدا کرد. برای اینکه برای درختمان برگ هم داشته باشیم از هش تراکنش استفاده می‌کنیم یعنی TXID هر تراکنش در بلاک قرار داده می‌شود.درخت مرکل در این خصوص چند منظور و مقصود دارد. اجازه دهید به کاربرد آنها در بحث استخراج رمزارزها و صحت‌سنجی تراکنش‌ها بپردازیم.استخراجهر بلاک بیتکوین از دو جز تشکیل شده است. جزء اول هدر بلاک (Block Header) است که اندازه ثابتی دارد و حاوی متادیتای بلاک است. جزء دوم فهرستی از تراکنش‌ها است که اندازه این بخش از بلاک متغیر است اما معمولا از اندازه هدر بلاک بیشتر است.ماینرها بایستی به صورت مکرر داده‌ها را هش‌گذاری کنند تا خروجی‌ای بگیرند که با شرایط خاصی که برای ماین و استخراج یک بلاک لازم است همخوانی داشته باشد. شاید قبل از اینکه بتوانند یک بلاک ماین کنند تریلیون‌ها بار این هش‌گذاری را انجام دهند. با هر بار تلاششان در هش‌گذاری یک عدد تصادفی در هدر بلاک ( یعنی نانس nonce) را تغییر می‌دهند تا خروجی متفاوتی بگیرند اما قسمت اعظمی از بلاک بدون تغییر باقی می‌ماند. شاید هزاران تراکنش در بلاک وجود داشته باشد و شما می‌بایست هر بار آنها را هش‌گذاری کنید.ریشه مرکل این فرایند را خیلی بهینه‌تر و کارآمدتر می‌کند. وقتی کار استخراج را شروع می‌کنید همه تراکنش‌هایی را که می‌خواهید در تلاشتان برای ماین یک بلاک بگنجانید را فهرست می‌کنید و یک درخت مرکل می‌سازید. هش ریشه حاصل شده (۳۲بایتی) را در هدر بلاک قرار می‌دهید. سپس وقتی در حال فرایند استخراج هستید تنها لازم است که هدر بلاک را هش کنید و نه کل بلاک را.این ترفند، کار می‌کند و موثر است چرا که امکان جعل و تقلب در آن نیست. همه تراکنش‌های بلاک را به شکل فشرده شده و به صورت بهینه‌ای خلاصه‌سازی می‌کنید. نمی‌توانید یک هدر بلاک معتبر پیدا کنید و بعد بخواهید فهرست تراکنش‌هایتان را تغییر دهید چرا که در این صورت هش ریشه شما تغییر می‌کند. وقتی بلاک به نودهای دیگر فرستاده می‌شود. آنها ریشه مرکل آن بلاک را از فهرست تراکنش‌ها محاسبه می‌کنند و اگر مقدار آن با مقداری که در هدر آن بلاک است مطابقت نداشته باشد، آن بلاک را نامعتبر اعلام و ردش می‌کنند.صحت سنجیدرخت مرکل یک کاربرد جالب دیگر هم دارد که می‌توان از آن بهره برد. این کاربرد درخت مرکل بیشتر مربوط به کلاینت‌های سبک است یعنی آن دسته از نودهایی که کپی کاملی از بلاکچین بیتکوین ندارند. اگر شما نودی را روی دستگاهی که منابع محدودی دارد به اجرا در آورده باشید، نمی‌خواهید که همه تراکنش‌های یک بلاک را دانلود و هش‌گذاری کنید. بلکه می‌توانید به جای این کار تقاضای اثبات مرکل (Merkle proof) کنید که شواهدی از سوی یک نود کامل (فول نود) است که اثبات می‌کند تراکنش شما در یک بلاک بخصوص قرار گرفته است. به این کار بیشتر صحت‌سنجی پرداختِ ساده‌سازی شده (Simplified Payment Verification) یا به اختصار SPV گفته می‌شود که به صورت مفصل از آن در وایت پیپر بیتکوین که ساتوشی ناکاموتو آن را نوشته است صحبت شده است.برای بررسی hD فقط به هش‌هایی که با رنگ قرمز نشان داده شده‌اند نیاز داریمفرض کنید که می‌خواهیم اطلاعاتی درباره تراکنشی بدست بیاوریم که TXID آن hD است. اگر hC به ما داده شود می‌توانیم hCD را محاسبه کنیم. سپس برای محاسبه hABCD نیاز به hAB داریم و سرانجام با hEFGH می‌توانیم ببینیم که ریشه مرکل حاصله با ریشه مرکلی که در هدر بلاک آمده مطابقت دارد یا خیر. اگر مطابقت داشت که اثبات‌کننده  این است که آن تراکنش در آن بلاک قرار داشته چرا که ایجاد همان هش با استفاده از داده‌های دیگر تقریبا محال است.در مثال بالا، فقط لازم است سه بار هش‌گذاری کنیم. اگر درخت مرکل وجود نداشت باید هفت بار این کار را تکرار می‌کردیم. از آنجا که بلاک‌ها امروزه شامل هزاران تراکنش می‌شوند، استفاده از درخت‌های مرکل باعث صرفه‌جویی زیادی در زمان و منابع پردازشی که صرف می‌کنیم می‌شود.در پایاندرخت‌های مرکل در انواعی از کاربردهای رایانه‌ای اثبات کرده‌اند که بسیار مفید و سودمند هستند. همانطور که دیدیم در بلاکچین هم بسیار اهمیت دارند. درخت‌های مرکل در سیستم‌های غیرمتمرکز این امکان را فراهم می‌آورند تا بدون اینکه شبکه با داده‌های غیرضروری شلوغ و پر ازدحام شود بتوان کار صحت‌سنجی اطلاعات را انجام داد.بدون درخت‌های مرکل (ریشه‌های مرکل) بلاک‌های بیتکوین و دیگر رمزارزها نمی‌توانستند به اندازه‌ای که امروز هستند فشرده شوند و در حالی که نودهای سبک در بحث‌های مربوط به حفظ اسرار و امنیت نقص و کمبودهایی دارند، اثبات‌های مرکل به کاربران این امکان را به آنها می‌دهد که با حداقلی از هزینه‌کرد ببینند آیا تراکنششان در بلاکی قرار گرفته است یا خیر.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jan 2022 14:18:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سواپ های زیردریایی بیتکوین چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-hgxp0qpqxwsu</link>
                <description>آیا می دانستید که می توانید بیتکوین آنچینتان را با وجوه لایتنینگی فرد دیگری و یا بالعکسش بدون هیچ گونه اعتماد یا خطری تاخت بزنید یا سواپ کنید؟خب چطوری می توان این کار را انجام داد؟چرا ممکن است بخواهید چنین کاری انجام دهید؟به این نوع سواپ ها، سواپ های زیردریایی گفته می‌شود و در آنها از همان مفاهیمی استفاده می شود که در پرداخت های معمول لایتنینگ استفاده می شود.اجازه دهید به شخصی که بیتکوین های آنچینش را می فرستد و در عوض وجوه لایتنینگی دریافت می کند  فرستنده و شخصی که بیتکوین آنچین را دریافت می کند و در عوض وجوه لایتنینگی اش را ارسال می کند، دریافت کننده بگوییم.در نتیجه وقتی به فرستنده و دریافت کننده اشاره می شود، منظور فرستنده و دریافت کننده بیتکوین آنچین است.درست مانند پرداخت های معمول لایتنینگ، شخصی که می خواهد وجوه لایتنینگی را دریافت کند (یعنی فرستنده در مثال ما) یک عدد تصادفی ایجاد می کند که به آن رمز پرداخت یا preimage گفته می شود و سپس از آن برای محاسبه هش پرداخت استفاده می کند. آنها تراکنشی(tx) ایجاد می کنند که دو مسیر پرداختی دارد:۱- پرداخت به کلید عمومی دریافت کننده تنها در شرایطی که او preimage را بداند.۲- پرداخت به فرستنده پس از مدت زمان معینی تاخیرفرستنده می تواند با دریافت Preimage از سوی دریافت کننده پرداخت به او را آزادسازی کند و یا اینکه صبر کند تا پس از مدت زمان معینی تاخیر، بیتکوینش را مطالبه کند و پس بگیرد. فرستنده با استفاده از همان Preimage که از آن برای ایجاد یک تراکنش آنچین استفاده می کند یک اینویس لایتنینگی ایجاد می کند و آن را به دریافت کننده آنچین بدهد تا پرداختش کند. وقتی دریافت کننده اینویس را بپردازد، Preimage را دریافت می کند و می تواند با استفاده از آن بیتکوین آنچین را مطالبه کند. اگر دریافت کننده نتواندیا نخواهد که اینویس را بپردازد، فرستنده بعد از مدت زمان معینی تاخیر می تواند بیتکوین آنچینش را مطالبه کند و پس بگیرد. هرگز هیچ خطری متوجه بیتکوین ها نیست چرا که طرف دیگر برای اینکه بتواند رمز یا Preimage را بگیرد تا با آن بیتکوین آنچین را مطالبه کند بایستی اینویس لایتنینگی را بپردازد.فرستنده تنها زمانی Preimage را آشکار می کند که اینویس لایتنینگی را دریافت کرده باشد.دریافت کننده در صورتی که اینویس را بپردازد، Preimage را دریافت می کند. دریافت کننده می تواند هش های اینویس لایتنینگی را با تراکنش(tx) آنچین مقایسه کند تا مطمئن شود که Preimage بیتکوین قفل شده آنچین را برایش آزادسازی می کند. این تکنیک برای مدیریت نقدینگی کانال های لایتنینگی تان مفید است. روش خیلی خوبی برای جلب نقدینگی ورودی به کانال لایتنینگی تان و یا برگرداندن وجوه اضافه تان در لایتنینگ به روی شبکه آنچین به منظور ذخیره‌سازی امن و بدون اینکه کانال پرداخت لایتنینگی تان را ببندید است.  لینک کانال تلگرام: https://t.me/BitcoinBreadsلینک صفحه توییتر:Http://twitter.com/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jan 2022 01:06:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثبات‌های  Zero Knowledge Proofs یعنی چی؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-zero-knowledge-proofs-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C-wej5oquumahv</link>
                <description>Sدر هر تراکنش یک اثبات‌کننده (Prover) و یک راستی‌آزما (Verifier) وجود داردشما معمولا از برنامک‌هایی استفاده می‌کنید که داده‌های شخصی شما را ضبط و احتمالا به فروش می‌گذارند ( داده‌هایی مثل مخاطبینتان، علاقمندی‌ها و ترجیح‌هایتان) مگر اینکه کلا در خارج از شهرها و امکانات شهری زندگی کنید. حتی اگر هم از برنامک‌ها استفاده نکنید، ارائه‌دهنده شبکه و سیستم‌ عامل گوشی‌تان، داده‌هایتان را جمع آوری می‌کنند. شرکت‌ها به دو طریق از این داده‌ها منتفع می‌شوند:از آن برای بهینه‌سازی خدماتی که به شما ارائه می‌کنند استفاده می‌کنند تا جلب رضایت بهتری از شما داشته باشند و راه دیگر هم فروش این داده‌ها به شرکت‌های دیگر است.چگونه می‌توانیم کنترل داده‌های مردم را به دست خودشان برگردانیم؟ مسأله این است که بعضی از شرکت‌های ارائه خدمات برای این که بتوانند به شما خدمات ارائه دهند، واقعا به این داده‌ها نیاز دارند. مثلا اگر بخواهید بیمه سلامت دریافت کنید، بدون اینکه اطلاعات مربوط به وضعیت سلامت خود را در اختیار بیمه‌گر خود قرار دهید، تامین چنین بیمه‌ای کار دشواری است و یا اگر قصد گرفتن وام را داشته باشید، انجامش بدون اینکه وضعیت اعتبار حسابتان برای بانک روشن و شفاف باشد، کار سختی است.اگر راهی وجود داشت که بدون اینکه اطلاعات واقعی سلامتتان را به اشتراک بگذارید، نشان دهید که در تمامی سنجه‌ها و معیارها، در بازه سالم‌ها قرار دارید و یا بدون اینکه امتیاز واقعی اعتبار حسابتان را افشا کنید، اثبات می‌کردید که امتیاز اعتبار حسابتان به اندازه کافی خوب است چه طور؟اثبات‌های Zero-knowledgeاثبات‌های بدون افشای اطلاعات (ZKPs) این امکان را فراهم می‌آورند که بدون آشکار‌کردن داده‌ها بتوان آن‌ها را راستی‌آزمایی کرد. در نتیجه، این نوع اثبات‌ها این ظرفیت را دارند که در نحوه گردآوری داده ها، استفاده از آنها و تراکنش آنها انقلابی پدید آورند.هر تراکنش یک (راستی‌آزما) و یک (اثبات‌کننده) دارد. در تراکنشی که از ZKPs یا همان اثبات‌های بدون افشای اطلاعات در آنها استفاده می‌شود، اثبات‌کننده تلاش می‌کند تا بدون اینکه چیز دیگری درباره آن چیز به راستی‌آزما بگوید، آن چیز را به او اثبات کند.اثبات‌کننده با ارائه آخرین خروجی اثبات می‌کند که می‌تواند چیزی را بدون اینکه داده‌های ورودی یا فرایند پردازش آن را افشا کند، پردازش یا رایانش کند. یک فرایند واقعی اثبات بدون افشای اطلاعات (ZKPs) بایستی ۳ ملاک و معیار زیر را داشته باشد:۱- کامل بودن: بایستی راستی‌آزما را متقاعد کند که اثبات‌کننده چیزی را که می‌گوید می‌داند، واقعا می‌داند.۲- بی نقص بودن: اگر اطلاعات غلط باشد نمی‌تواند راستی‌آزما را متقاعد کند که اطلاعات اثبات‌کننده درست هستند.۳- بدون افشای اطلاعات بودن: نباید هیچ چیز دیگری را به راستی‌آزما افشا کند.مثال: ?Where’s Waldo (والدو کجاست؟)در کتاب کودک «?Where’s Waldo» از خواننده کتاب خواسته می‌شود که والدو را در تصویری که در آن خیل عظیمی از افراد مشغول به کارهای مختلفی هستند پیدا کند ( که عینک زده است، بلوز قرمز و سفید رنگ به تن دارد و شلوار آبی جین به پا کرده و کلاه منگوله دار به سرش است)فرض کنید که من (یعنی نویسنده این مطلب) اثبات‌کننده هستم و شما راستی‌آزما هستید. من ادعا می‌کنم که الگوریتمی دارم که به راحتی می‌تواند والدو را پیدا کند ولی فقط در عوض پرداخت کارمزد اجازه می‌دهم از آن استفاده کنید. شما این الگوریتم را می‌خواهید اما نمی‌خواهید قبل از اثبات این که کار می‌کند پولی بپردازید.یعنی مثل بسیاری دیگر از تراکنش‌ها و معاملات قصد همکاری و معامله را داریم اما به هم اعتماد کافی نداریم.من برای این که اثبات کنم که الگوریتمم کار می‌کند، این تصویر کتاب که جمعیت زیادی از مردم در آن حضور دارند را روی زمین می‌گذارم. بعد از اینکه از شما خواستم چشم‌هایتان را ببندید، روی این تصویر را با یک کارتن سیاه رنگ بزرگ و صاف( که فضای خیلی بیشتری از سطح آن تصویر را پوشش می‌دهد) که قسمت بریده شده کوچکی روی آن است می‌پوشانم. این قسمت بریده شده کوچک به ما اجازه می‌دهد که فقط والدو را ببینیم اما اینکه والدو در کجای تصویر قرار گرفته و یا سر و ته این معما(پازل) کجاست اصلا مشخص نیست. سپس من دوباره از شما می‌خواهم که چشم‌هایتان را ببندید و من کارتن را از روی معمای Where’s Waldo بر می‌دارم.اینم Waldo!من اثبات کرده ام که می‌توانم به سرعت والدو را پیدا کنم، بدون اینکه به شما بگویم که والدو در کجای آن تصویر قرار دارد ، چطوری انقدر سریع پیدایش کردم و یا هر چیز دیگری درباره آن تصویر. هر چه به دفعات بیشتری این کار را تکرار کنیم، احتمال بیشتری می‌رود که من یک الگوریتم موثر و سریع در اختیار داشته باشم.اثبات‌های بدون افشای اطلاعات تعاملی و اثبات‌های بدون افشای اطلاعات غیر‌تعاملیدو نوع اثبات بدون افشای اطلاعات (ZKP) داریم: تعاملی و غیرتعاملی.اثبات بدون افشای اطلاعات تعاملی:مثال Where’s Waldo که در بالا گفته شد یک اثبات بدون افشای اطلاعات از نوع تعاملی بود چرا که من بعنوان اثبات‌کننده یک سری کارهایی انجام دادم تا شما (یعنی راستی آزما) را درباره حقیقتی متقاعد کنم. مشکلی که اثبات‌های تعاملی دارند این است که قابلیت تعمیم دادن محدودی دارند یعنی برای اینکه توانایی‌ام در پیدا‌کردن والدو را برای کس دیگری اثبات کنم و یا این توانایی‌ام را برای چندین دفعه به راستی‌آزما اثبات کنم مجبورم دوباره همه این کارها را تکرار کنم.اثبات‌های بدون افشای اطلاعات غیر تعاملی:در یک اثبات بدون افشای اطلاعات غیر تعاملی، می‌توانم اثباتی را ارائه کنم و هر کسی می‌تواند خودش برود و راستی‌آزمایی اش کند. این نوع اثبات مبتنی و متکی به یک چالش تصادفی است که راستی آزما، اثبات‌کننده را به حل آن فرا می‌خواند. آقایان Fiat و Shamir که متخصص‌هایی در رمزنگاری هستند دریافته‌اند که می‌توان با استفاده از یک تابع هش که بدون هر گونه تعاملی با راستی‌آزما چالشی که از جانب او مطرح شده را پاسخ می‌دهد، یک فرایند اثبات بدون افشای اطلاعات تعاملی را به یک فرایند اثبات بدون افشای اطلاعات غیرتعاملی بدل نمود. تعامل مکرر بین اثبات‌کننده و راستی‌آزما به این طریق دیگر ضرورتی نمی‌یابد چرا که اثبات در یک پیام واحدی که از سوی اثبات‌کننده به راستی‌آزما فرستاده شده وجود دارد.اثبات‌های ZK-SNARKSسرواژه‌ای از عبارت کامل Zero-Knowledge Succinct Non-interactive ARguments of Knowledge است. اثبات‌های ZK-SNARKS نوعی از اثبات‌های بدون افشای اطلاعات غیرتعاملی هستند. این اثبات‌ها از این جهت Zero-Knowledge یا بدون افشای اطلاعات هستند که هیچ اطلاعاتی را به راستی‌آزما افشا نمی‌کنند، از این نظر Succinct یا مختصر و موجز هستند که این اثبات‌ها به سرعت قابل راستی‌آزمایی هستند. از این جهت غیرتعاملی هستند که به تعامل مکرر بین اثبات‌کننده و راستی‌آزما نیازی نیست و از این جهت ARguments of Knowledge برهان و استدلال اطلاعاتی هستند که اثبات بی نقص و درستی ارائه می‌دهند.موارد استفاده از اثبات‌های بدون افشای اطلاعات (ZKPs)می توان از ZKPها به منظور حفظ حریم خصوصی داده‌ها در حوزه‌هایی همچون سلامت، ارتباطات، امور مالی و فناوری‌های شهروندی استفاده نمود.یکی از موارد استفاده جذاب اثبات‌های بدون اطلاعات(ZKPs) در امور مالی توسط شرکت ING مطرح شده است که می‌تواند اثبات کند عددی در یک بازه خاص قرار دارد بدون اینکه آن عدد را افشا کند. در نتیجه، مثلا متقاضی وام می‌تواند بدون اینکه عدد دقیق دریافتی حقوقش را افشا کند اثبات کند که حقوقش در بازه لازم برای حائز شرایط دریافت وام شدن قرار دارد.تا کنون برجسته ترین مورد استفاده از ZKPها در رمزارز Z-Cash بوده است که امکان انجام تراکنش‌های محرمانه را فراهم می‌آورد.شبکه AdEx Network امکان انجام مزایده‌های تبلیغاتی غیرمتمرکز و با استفاده از اثبات‌های بدون افشای اطلاعات (ZKP) را فراهم می‌آورد که در آن‌ها کاربر  می‌تواند برای قرار دادن آگهی تبلیغاتی خودش، بهای پیشنهادی خودش را بدون اینکه آن را به دیگر کاربران فاش کند، اعلام کند.جمع‌بندیاثبات‌های ZKP به دیگران اجازه می‌دهند تا صفات خاصی از داده‌ها را راستی‌آزمایی کنند بدون اینکه خود آن داده‌ها برایشان افشا شود و به این ترتیب ظرفیت بالقوه بسیار زیادی دارند تا دوباره کنترل داده‌های مردم را به دست خودشان برگردانند. این فناوری با فراهم آوردن امکان انجام معاملات و تراکنش‌ها و در عین حال تضمین حفظ حریم خصوصی داده ها، تاثیر چشمگیری در عرصه امور مالی، سلامت و سایر حوزه‌ها خواهند داشت.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jan 2022 13:24:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا رایانه‌های کوانتومی به زودی بیت‌کوین را نابود می‌کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-aohtgqgkpktx</link>
                <description>یک رایانه کوانتومیرایانه‌های کوانتومی تهدیدی برای بیت‌کوین و سایر رمزارزها تلقی می‌شوند. دو دانشمند با در نظر گرفتن حقایق و اعداد و ارقام به بررسی این موضوع پرداخته‌‌اند که آیا ماینرهای کوانتومی مزیتی نسبت به ماینر‌های کلاسیک دارند یا خیر؟ و اگر دارند آیا این مزیت تهدیدی را متوجه بیت‌کوین نمی‌کند؟آیا رایانه‌های کوانتومی می‌توانند بیت‌کوین را تهدید کنند؟ آیا یک روز می‌آید که رایانه‌های کوانتومی با قدرت پردازش بالاتری که دارند همه بیتکوین‌ها را ماین کنند و والت‌های افراد را خالی کنند؟ بعضی‌ها در پاسخ به این سوال‌ها می‌گویند بله، در بلندمدت این اتفاق می‌تواند بیفتد. عده‌ای دیگر هم می‌گویند خیر، تا مدت‌های بسیار طولانی جای هیچ نگرانی نیست.دو استاد علوم رایانه از کانادا به بررسی این موضوع پرداخته‌‌اند که آیا ماینرهای کوانتومی خطری محسوب می‌شوند یا خیر و اگر محسوب می‌شوند چه خطری؟این موضوع، موضوع ساده‌ای نیست مخصوصا برای افرادی که اطلاعات تخصصی درباره ریاضیات ندارند اما از آنجا که برای همه افرادی که علاقمند به بیت‌کوین و آینده رایانش هستند، جذاب و مهیج است سعی می‌کنم مقاله این دو دانشمند را به ساده‌ترین شکلی که می‌توانم بیان کنم.جهشی رو به جلوچهارچوب اصلی‌ای که این دو استاد دانشگاه با توجه به آن سوالاتشان را مطرح کرده‌‌اند این نظریه است که: اگر یک ماینر بیت‌کوین بیش از حد قدرتمند شود، می‌تواند این شبکه را تهدید کند. اگر چنین ماینری اکثریت مطلق قدرت را در اختیار داشته باشد می‌تواند حمله ۵۱ درصد را به اجرا در بیاورد، اما حتی کمتر از این میزان را هم در اختیار داشته باشد می‌تواند از طریق ماین و استخراج «تهاجمی» یا «خودخواهانه» باعث آسیب به این شبکه شود.حالا اگر ماینری بتواند از طریق رایانش کوانتومی به چنین مزیتی دست یابد به این معنی که سهمش از هشریت به صورت نامتناسبی افزایش یابد چه اتفاقی می‌افتد؟قبلا هم شاهد این ماجرا بوده‌ایم و خیلی مساله ساده‌ای است. پیشرفت فناوری به فرایند استخراج یا ماین بیت‌کوین شتاب می‌بخشد. این شتاب به صورت تدریجی اتفاق نمی‌افتد بلکه اغلب به صورت جهشی یا پرشی رخ می‌دهد. از سال ۲۰۱۱ کارت‌های گرافیک جایگزین پردازنده‌ها شدند و از سال ۲۰۱۳ ASICها کارت‌های گرافیک را از دور خارج و منسوخ کردند. در چنین مواقعی، بهره وری یا راندمان دیگر به صورت خطی افزایش نمی‌یابد بلکه به صورت توان ۲ یا حتی نمایی افزایش می‌یابد. حالا که ASICها ظرفیت و امکان استفاده از چیپ‌های کلاسیک را عمدتا محو کرده‌اند، رایانه‌های کوانتومی می‌توانند آغازگر جهش بزرگ آتی در فرایند ماین و استخراج رمزارزها باشند.این مسأله به خودی خود نباید مشکلی ایجاد کند. ساختار و طرز کار بیت‌کوین که بر اساس نظریه بازی (game theory) طراحی شده است، بازیگران منطقی را تشویق می‌کند که صادق باشند و همدیگر را کنترل کنند و نگذارند رقبا خیلی قوی شوند. اما با این وجود، باز هم آثار جهش‌های فناوری می‌تواند سخت و ناگوار باشد و شاید بدل به دروازه‌ای برای قدرت‌های متخاصم شوند که بدون منطق در تلاشند تا به بیت‌کوین ضربه بزنند.در نتیجه، منطقی است بخواهیم بدانیم که چه زمانی این اتفاق ممکن است رخ دهد. چه اتفاقی بایستی بیفتد تا رایانه‌های کوانتومی جانشین ASICها در بخش استخراج بیت‌کوین شوند؟جستجو در دیتابیس‌های مرتب سازی نشدهمی‌توانید عملیات استخراج بیت‌کوین را اینگونه در نظر بگیرید که ماینرها با قدرت پردازشی که دارند اقدام به تولید یک سری کارکترهای تصادفی و شانسی می‌کنند. ماینرها هش‌هایی تصادفی ایجاد می‌کنند و اگر یکی از این هش‌ها حائز الزامات نادر و مشخصی باشد، آن ماینر یک بلاک پیدا کرده است. می‌توانید عملیات استخراج بیت‌کوین را نوعی حمله brute force علیه تابع رمزگذاری SHA256 هم تلقی کنید.به قول این دو استاد دانشگاه «ماینرها تلاش می‌کنند تا تابع هش رمزنگاری شده را تا حدودی وارونه کنند.» این وارونه سازی جزئی تابع هش همچون جستجو به دنبال یک آيتم نشان‌دار در فهرستی نامرتب و نامنظمی از آیتم‌های مختلف است (یک جور جستجوی ساختار نایافته).از آنجا که کارهای زیادی وجود ندارند که رایانه‌های کوانتومی بتوانند انجام دهند یکی از معدود کارهایی که می‌دانیم رایانه‌های کوانتومی از رایانه‌های سنتی و کلاسیک بهتر انجام می‌دهند جستجو برای یک آیتم در لیستی نامنظم و نامرتب است.وقتی یک رایانه کلاسیک در یک دیتابیس نامرتب جستجو می‌کند (و یا یک حمله brute force انجام می‌دهد) هر بار بایستی روی یک ورودی(Entry) کار کند. می‌توانید آن را به مانند یک اشاره‌گر دو بعدی (two-dimensional pointer ) در نظر بگیرید که از یک آیتم به آیتم دیگر حرکت می‌کند. وقتی نیمی از ورودی‌ها را می‌بیند شانس اینکه به هدف دست یابد از ۵۰ درصد فراتر می‌رود. در نتیجه، یک رایانه کلاسیک به طور متوسط به N/2 عملیات‌ احتیاج دارد که N عبارتست از تعداد کل آیتم‌های ممکن.رایانه‌های کوانتومی هم اکنون یک مزیت دارند: یک qubit می‌تواند در آن واحد هم 0 باشد هم 1 که به همین دلیل است که چندین qubit با هم همزمان می‌توانند نماینده تمامی گونه‌های مختلف ممکن باشند. می‌توانید آن را به منزله اشاره‌گری ببینید که در N بُعد اشاره‌گری می‌کند. اگر qubitها در این وضعیت دوگانه همزمان (Superposition) باشند، به این معتی است که پاسخ مسأله قبلا در خود آنها هست. بله در خودشان هست.اما به محض اینکه شما وارد می‌شوید، پاسخ مسأله را خراب می‌کنید. این همان معمای مشهور کوانتوم است. اگر شما هم در این فرایند دخیل شوید به کوانتوم‌ها فشار می‌آورید تا یک وضعیت مشخص اما تصادفی به خود بگیرند. لذا، رایانه‌های کوانتومی پاسخ را می‌دانند اما وقتی شما می‌روید تا جواب را ببینید و استفاده کنید به صورت غم‌انگیزی پاسخ یا جواب مسأله را خراب می‌شود.الگوریتم Grover: شتاب دهی سرعت جستجو به توان 2اینجاست که الگوریتم Grover وارد صحنه می‌شود. این الگوریتم را Lov Grover در سال 1996 توسعه داد. الگوریتم Grover راهی برای بررسی نتیجه مسأله است. qubitها با ترکیب‌کردن «دروازه‌های کوانتومی» مختلف (که عملیات‌هایی در رایانه‌های کوانتومی هستند) نتایج غلط را شناسایی و آنها را حذف می‌کنند. در نتیجه، با هر بار تکرار، احتمال رسیدن به نتـیجه صحیـح افزایـش می‌یابد که این عملیات مـعروف به تکـرار  Grover (Grover iteration )است.جزئیات این فرایند واقعا به طور دیوانه کننده‌ای پیچیده است. اما یک چیز روشن است؛ الگوریتم Grover با تعداد صحیحی از تکرار می‌تواند سرعت انجام این گونه جستجو‌ها را بالا ببرد. به هر حال، الگوریتم Grover برای پیدا‌کردن یک آیتم در یک لیست نامرتب تنها نیاز به N√ بار تلاش دارد. در نتیجه، تقریبا به توان ۲ برابر سریعتر است.دو مثال می‌زنم، اگر ۴ آیتم داشته باشیم، رایانه‌های کلاسیک و کوانتومی دو بار تلاش می‌کنند. اما اگر ۵۱۹۸۴۰۰ آیتم وجود داشته باشد، رایانه کوانتومی بعد از ۲۲۸۰ بار تلاش آن را می‌یابد، در حالیکه یک کامپیوتر معمولی کلاسیک می‌بایست دو میلیون بار تلاش کند.تفاوت خیلی زیاد و فاحش است، خصوصا در کارهای بسیار سخت و دشوار یا در جستجوهایی که عدد N در آنها خیلی بالا است مثل استخراج بیتکوین. به این اختلاف و تفاوت فاحش، مزیت کوانتومی گفته می‌شود. یکی از همان جهش‌هایی است که کل اکوسیستم را تکان می‌دهد. حداقل به لحاظ نظری.مزیت کوانتومی به تدریج ناپدید می‌شوداما در مقام عمل، ماینر کوانتومی به مشکلی بر می‌خورد. ماینر کوانتومی تا زمانی که نتیجه را نسنجد، نمی‌تواند بلاکی را پیدا کند در نتیجه فرایند را به این منظور متوقف می‌کند. در نتیجه بایستی از قبل بداند که کارش را چند بار باید تکرار(iterations) کند؟سوال سختی است چرا که تعداد تکرار بیش از حد یا تعداد تکرار کم هر دو ضعف هایی دارند. تعداد تکرار‌های بیشتر شانس یافتن راه حل مسأله و ریسک اینکه ماینر دیگری سریعتر عمل کند را بالا می‌برد. از طرف دیگر، تعداد تکرار کم احتمال رسیدن به نتیجه معتبر و در نتیجه مزیت کوانتومی را کاهش می‌دهد.اگر یک رایانه کوانتومی وقت بی پایانی می‌داشت می‌توانست از تمام مزیت کوانتومی خود بهره بگیرد اما در بحث استخراج بیت‌کوین و رمزارزها این امکان وجود ندارد. ماینر کوانتومی می‌بایست بین تعداد تکرار بیش از حد زیاد و بیش از حد کم موازنه‌ای برقرار کند.این دو پژوهشگر به منظور یافتن بهترین موازنه بین این دو حالت یک زنجیره Markov با سناریو‌های ممکن را شکل دادند. زنجیره Markov ، فرمولی ریاضی از دنباله‌های غالبا تصادفی یا تا حدودی غیرمنتظره است. این زنجیره نشان می‌دهد که کدام مسیر در میان این جنگل انبوه احتمالات، به طور متوسط منتهی به بهترین نتیجه می‌شود یعنی چه تنظیماتی از الگوریتم Grover بهترین تنظیمات است.شگفت آور است که این حالت بهینه برای ماینرهای کوانتومی در ۱۶ دقیقه است.دو یافته قابل توجهفرض کنید که یک ماینر کوانتومی برای خواندن نتیجه الگوریتم  Grover، شانزده دقیقه انتظار بکشد. در این صورت، مزیت کوانتومی‌اش نسبت به ماینر‌های کلاسیک به نسبت ضعف‌هایی که از انتظار کشیدن طولانی ایجاد می‌شود، به حداکثر خود می‌رسد. بنا به نظر این دو استاد، این مزیت صرف نظر از میزان سختی و دشواری وجود دارد.نتیجه این مزیت قابل توجه است چرا که می‌توان آن را وارد بکار بست. در اینجا می‌توان دو پیامد را دید:ماینری که این تاکتیک را داشته باشد، خودش را از حدود ۸۰ درصد بلاک‌ها محروم و فاقد صلاحیت می‌کند. چرا که این بلاک‌ها در مدت زمانی زیر ۱۶ دقیقه پیدا می‌شوند. چنین ماینری، شانس خودش را در مورد ۲۰ درصد باقیمانده از بلاک‌ها به حداکثر می‌رساند. این بایستی حداکثر قدرت استخراج ماینرهای کوانتومی بدون فدا‌کردن راندمان و بهره وری‌شان باشد.دوما اینکه، اکثر رمزارزها بین بلاک‌ها حدفاصل زمانی کمتری هم دارند. حدفاصل زمانی بین بلاک‌های دوج‌کوین (Dogecoin) و لایت‌کوین (Litecoin) حدود چند دقیقه است. در حالیکه حدفاصل بین بلاک‌ها در ریپل (XRP) و اتریوم(Ethereum) تنها چند ثانیه است. ماینرهای کوانتومی از این بلاک‌چین‌ها ضرب شستی می‌خورند چرا که مزیت کوانتومی در مورد آنها کارایی ندارد. این بلاک‌چین‌ها همین حالا هم ضد رایانش کوانتومی هستند لااقل در بحث ماین و استخراج کوین‌هایشان.موازی سازی رایانه‌های کوانتومی هم به نظر به بن بست رسیده است. اگر چه امکان آن با استفاده از الگوریتم Grover هست ولی بنا به محاسباتی که این دو استاد دانشگاه داشته اند، این کار هم عملکرد را به اندازه عامل M√ بهبود می‌بخشد. برای رایانه‌های کلاسیک این عامل برابر با M است پس در نتیجه می‌توان گفت که میزان آن در مقایسه با ماینرهای کوانتومی، توان ۲ برابر باشد. این موضوع این تردید را ایجاد می‌کند که آیا اصلا رایانه‌های کوانتومی مناسبتی با بحث ماین و استخراج دارند یا خیر.۷۸ مگا هشتا همین جا هم این محاسبات خطر و تهدید رایانه‌های کوانتومی را به میزان چشمگیری تقلیل داده‌‌اند. اما پرسش اساسی هنوز بی پاسخ مانده است. چه اتفاقی باید بیفتد تا ماینرهای کوانتومی نسبت به ماینرهای کلاسیک مزیت داشته باشند؟ در چه نقطه زمانی یافتن یک بلاک با استفاده از رایانه‌های کوانتومی ارزانتر تمام می‌شود؟ اگر که اصلا این امکان وجود داشته باشد؟در این خصوص دو عامل تعیین کننده هستند: هزینه هر بار تکرار Grover و نسبت تعداد هش‌های مورد نیاز برای یک بلاک به تعداد تکرار Grover لازم. این دو استاد دانشگاه، این موارد را با استفاده از نمونه‌ای از رایانه‌های کوانتومی کنونی که سرعت دروازه (gate speed) آن برابر با ۶۶.۷ مگا هرتز بوده است محاسبه کرده‌‌اند. دروازه‌ها همان دروازه‌ها هستند یعنی یک سری عملیات‌های کوانتومی روی ورودی‌ها. طبق محاسبات این دو استاد، این رایانه کوانتومی در هر ثانیه می‌تواند ۲۲۴ تکرار Grover انجام دهد.می دانید معنیش چیست؟ ۲۲۴ تکرار Grover مطابق است با هشریت ۷۸مگاهشی در هر ثانیه. این عدد، اعشار خیلی کوچکی از هشریت بیت‌کوین است و در حقیقت تنها اعشار کوچکی از چیزی است که ASICهای مدرن می‌توانند انجام دهند. اینکه از این وضعیت احساس خطر کنیم مضحک و خنده دار است.احتمالا رایانه‌های کوانتومی در آینده ماینرهای بهینه‌تری به لحاظ مصرف انرژی شونداما اگر ماینرهای کوانتومی خطری را متوجه بیت‌کوین و عملیات استخراجش نمی‌کنند، آیا حداقل بهینه‌تر نیستند؟ آیا دست کم این احتمال وجود دارد که ماینینگ و استخراج بیت‌کوین و رمزارزها از ASICها به سمت ماینرهای کوانتومی میل پیدا کند؟ و در چه زمانی؟ماینرهای کوانتومی برای اینکه بهینه‌تر باشند، هزینه انرژی آنها بایستی حداکثر 105*3.49 برابر هزینه یک دستگاه ماینر کلاسیک باشد. در مقایسه با ماینرهای کلاسیک که بهره وری انرژی در آنها 10–10 ژول به ازای هر هش است، ماینر کوانتومی نیاز به بهره وری بهتری از 10-10*105*3.49 یا حدود ده μJ به ازای هر تکرار Grover دارند و یا بعبارتی دیگر به 2240 μJ در هر ثانیه.خیلی کم به نظر می‌رسد. اما رایانه‌های کوانتومی خیلی از نظر مصرف انرژی بهینه هستند. به محض اینکه این سیستم تا 15میلی کلوین یا حدود صفر درجه مطلق خنک می‌شود بیت‌های کوانتومی (qubit) بدل به رسانای خارق‌العاده‌ای می‌شوند. آنها عملا به جریان برق نیازی ندارند و تقریبا هیچ گرمایی ایجاد نمی‌کنند. در حال حاضر، با لحاظ کردن نسبت خنکی ماینر به توانی که دارد باعث می‌شود که هنوز هم انتخاب رایانه‌های کوانتومی بعنوان ماینر غیر اقتصادی باشد. اما این مسأله احتمالا با پیشرفت‌هایی که در عرصه فناوری حاصل خواهد شد ، تغییر می‌یابد.خب، در مجموع باید گفت که حالا بیتکوینرها می‌توانند تخت بخوابند و کمی هم روشن‌تر شده باشند و می‌توانند بدون ترس از آینده رایانه‌های کوانتومی به رویاپردازی خود ادامه دهند.صفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 19:41:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریز و قفل‌شدن ۱۵۰ میلیون دلار در 3 آدرس دیگر توسط تتر (Tether)</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D9%88-%D9%82%D9%81%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DB%B1%DB%B5%DB%B0-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-3-%D8%A2%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AA%D8%AA%D8%B1-tether-gvnihj3uwgmc</link>
                <description>تتر (Tether) ۳ آدرس دیگر با دارایی‌های بالغ بر 150 میلیون دلار را فریز  و قفل کرد تتر (Tether) توضیحی در خصوص دلایل به لیست سیاه بردن این ۳ آدرس ارائه نکرده است، اما قبلا هم اقدامات مشابهی را بنا به پیروی از قوانین و کمک به صرافی‌ها پس از وقوع حملات به آنها انجام داده است.تتر (Tether) سه آدرس اتریومی که بیش از 150 میلیون دلار تتر (USDT) در خود داشتند را در لیست سیاه خود قرار داد و دارایی‌های آنها را قفل کرد.تتر (Tether) بعنوان یک شرکت متمرکز قادر است آدرس‌هایی را که معتقد است در فعالیت‌های مجرمانه شرکت دارند یا پولشویی انجام می‌دهند و یا بنا به دلایل دیگری که خود می‌داند، فریز و قفل نماید.این اولین باردر سال 2022 است که تتر (Tether) آدرسی را به لیست سیاه خود اضافه می‌کند، اما سال گذشته 312 آدرس را به لیست سیاه خود اضافه کرد و در مجموع از زمانیکه برای نخستین بار در 28 نوامبر 2018 چنین اقدامی را انجام داد، 563 آدرس را وارد لیست سیاه خود کرده است.تتر (Tether) اشاره‌ای به دلیل فریز کردن این سه آدرس جدید نکرده است اما قبلا هم از قدرتش برای به لیست سیاه بردن آدرس‌هایی که در حملات سایبری دخیل بوده اند و یا برای انجام تحقیقات توسط نهادهای اجرای قوانین استفاده کرده است. به دنبال هک شدن صرافی کوکوین (KuCoin) در سال ۲۰۲۰، تتر (Tether) ۳۵ میلیون دلار دارایی تتر (USDT) در این صرافی را فریز کرد تا مانع از این شود که هکرها بتوانند بهره‌ای از این سرقتشان ببرند.همچنین ممکن است این فریز کردن دارایی‌های تتر (USDT) بعضی از آدرس‌ها بنا به «دلایلی پیشگیرانه» انجام بگیرند؛ مثلا مرتبط بودن با اسکم ها(کلاهبرداری ها).نگرانی‌هایی که در خصوص فقدان غیرمتمرکز بودن وجود دارد ممکن است عاملی مهم برای انتخاب هر چه بیشتر استیبل‌کوین الگوریتمی تِرا (Terra) شود. ترا (UST) در حال حاضر چهارمین استیبل‌کوین بزرگ است و ارزش بازار آن حدود 10.6 میلیارد دلار است. ارزش بازار این رقیب غیرمتمرکز هنوز در مقایسه با تتر (USDT) که در مجموع با 78.5 میلیارد دلار چهارمین رمزارز بزرگ به لحاظ ارزش بازار است خیلی ضعیف است.آقای Do Kwon بنیانگذار ترا (Terra) در پاسخ به این خبر مربوط به اقدام تتر (USDT) توئیتی با این مضمون نوشت: «راهی برای به لیست سیاه بردن آدرس‌های UST وجود ندارد»دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jan 2022 08:50:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکلات شبکه لایتنینگ(Lightning Network) از نگاه SHINOBI</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AFlightning-network-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-shinobi-twhgr1wb999v</link>
                <description>فکر می‌کنم بهتر است از همین ابتدا موضوعی را روشن کنم و سلب مسئولیتی از خودم داشته باشم: من واقعاً شبکه لایتنینگ را دوست دارم. شبکه لایتنینگ یکی از بخش‌های مورد علاقه من از پروتکل‌های بلاک‌چین بیت‌کوین است و سال‌هاست که آنرا از نزدیک و دقیق دنبال می‌کنم. اگر لایتنینگ وجود نداشت من باز هم بیت‌کوین می‌داشتم اما در خصوص آینده بالقوه بیت‌کوین خیلی کمتر خوشبین می‌بودم. در بحث مقیاس‌پذیری، گزینه‌های جایگزین واقعی زیادی را نمی‌بینم که بدون اتکا و استفاده از مفاهیمی چون ناظر، اعتماد و سلب مشخصه‌های خودمختاری اکثریت افرادی که در طیف فقیر جامعه قرار دارند باشد.کانال‌های لایتنینگ عملا و به طور کلی عبارتند از: دو نفر پولشان را در یک آدرس چند امضایی ۲ از ۲ قفل می‌کنند.هر دو نفر یک تراکنش از پیش امضا شده مشترک را برای ثبت بر روی شبکه بلاک‌چین بیت‌کوین ترتیب می‌دهند.برای به روز رسانی مانده حساب، هر دو طرف یک تراکنش جدید با مانده حساب جدید و بروز شده را امضا می‌کنند و کلید جریمه را با هم تبادل می‌کنند تا به طرف مقابل این امکان و اجازه را بدهند در صورتیکه یکی از آنها خواست یکی از تراکنش‌های قدیمی از پیش امضا شده را استفاده کند، تمام پول موجود در آدرس چند امضایی را برای خود بردارد.اما لایتنینگ چیزی فراتر از یک اتصال و ارتباط دو طرفه مستقیم میان دو طرف است. این کانال‌های ارتباطی واحد این قابلیت را دارند که با دیگر کانال‌های ارتباطی، زنجیره‌ای تشکیل دهند و به این طریق یک شبکه پرداخت گسترده‌ی به هم متصل را شکل دهند. لایتنینگ یک سیستم بسیار منعطف است که امکان پرداخت وجوه میان طرف‌هایی که در غیر این صورت هیچ ارتباط و اتصالی به هم نداشتند را فراهم می‌آورد. حالا که این‌ها را گفتم، یک سری نقاط ضعف و محدودیت‌هایی هم دارد که من کمتر دیده ام درباره آنها در خارج از گروه‌های توسعه‌دهنده و کاربرانی که فنی‌تر هستند صحبت شود یا تصدیق شوند.مسائلی در رابطه با کنترل‌های رابط کاربریشبکه لایتنینگ در حقیقت صرفا مجموعه‌ای از تراکنش‌های از پیش امضا شده است. (به ایتکه این شبکه با کدام‌مدل تشویقی کار می‌کند نپرداخته‌ام). به محض اینکه تراکنشی را امضا کردید هرگز قادر نخواهید بود آنرا برگردانید. آن تراکنش آنجا خواهد بود و همواره به عنوان یک تراکنش معتبر بیت‌کوین شناخته می‌شود مگر آنکه آنرا در تراکنش دیگری خرج کنید.( شما نمی‌توانید بیت‌کوین را دوبار خرج کنید به محض اینکه در یک تراکنش مقداری بیت‌کوین را خرج کردید، هیچ تراکنش دیگری نمی‌تواند دوباره اقدام به استفاده از آن بیت‌کوین‌های خرج شده کند و اگر چنین تلاشی صورت بگیرد آن تراکنش نامعتبر شناخته می‌شود). حالا از آنجا که یک شبکه لایتنینگ عبارت است از یک تراکنش چند امضایی ۲ از ۲، هیچکدام از طرفین بدون همکاری طرف مقابل قادر به امضای تراکنش جدیدی نخواهد بود. این به این معنی است که شما نمی‌توانید هیچکدام از سایر تراکنش‌های از پیش امضا کرده‌تان را که روی شبکه بلاک چین بیت‌کوین ثبت کرده اید را بدون همکاری طرف مقابلتان در آن تراکنش ها، باطل و بی اعتبار کنید. هر دوی شما این کانال‌های پرداخت را ایجاد کرده اید و این هردو شما هستید که بایستی وضعیت آن را به روز رسانی کنید. اگر یکی از طرف‌ها می‌توانست به صورت یک جانبه چنین کاری انجام دهد ممکن بود تمامی سرمایه‌های موجود در آن کانال یا آدرس را بدزدد.هر بار که طرفین در کانال‌های پرداختشان سرمایه‌شان را با هم تبادل می‌کنند، یک تراکنش از پیش امضا شده جدید ایجاد می‌کنند که منعکس کننده مانده حساب به روز شده آنهاست. اگر همه شریف و درستکار عمل کنند تنها جدیدترین تراکنش از پیش امضا شده‌شان را نگه می‌دارند چرا که تراکنش‌های از پیش امضا شده قبلی، دیگر مانده حساب درست را نمایش نمی‌دهند و در صورتی که طرفین بخواهند مانده حسابشان را از این کانال پرداخت خارج کنند و نقد شوند می‌توانند از جدیدترین تراکنش از پیش امضا شده‌شان که بر روی بلاک‌چین بیت‌کوین ثبت شده است و مانده حساب آن به روز شده است استفاده کنند.اما اگر یکی از طرفین خیلی آدم شریفی نباشد، آن وقت چطور؟ فرض کنید باب سهمش از سرمایه‌ای که در این کانال پرداخت مشترک وجود دارد را با ارسال آن به آلیس خرج کرده باشد و حالا بخواهد با استفاده از یک تراکنش از پیش امضا شده قدیمی‌تر که هنوز هم در کانال پرداخت میان آنها تمامی وجوه اولیه مربوط به او را نشان می‌دهد، نقد شود و کانال را ببندد. با استفاده از کلید‌های جریمه به این موضوع رسیدگی و توجه شده است. این کلیدها به خوبی به شما امکان باطل سازی تمامی تراکنش‌های از پیش امضا شده قدیمی را می‌دهد، بدون اینکه نیاز باشد هر بار آنها را به صورت On-Chain و روی شبکه اصلی بیتکوین، باطل کنید.ایده‌ای که در اینجا وجود دارد این است که هر زمان که طرفین، تراکنش از پیش امضا شده قدیمی‌تر را با نسخه جدید‌تر جایگزین کنند، این کار مانده حساب آنها را بروزرسانی می‌کند، ضمن اینکه کلیدهای جریمه را هم با یکدیگر تبادل می‌کنند.این سیستم برای این طراحی شده که اگر یکی از طرفین بخواهد تلاش کند یک تراکنش از پیش امضا شده قدیمی‌تر را به اجرا در بیاورد، کلید جریمه طرف مقابلش فعال شود و او بتواند تمامی وجوه موجود در آن کانال پرداخت مشترک را برای خود بردارد. در این تراکنش‌های از پیش امضا شده، یک قفل زمان‌دار تعبیه شده تا همیشه فرصتی برای طرف دیگر وجود داشته باشد بتواند قبل از اینکه آن تراکنش بر روی بلاک بیت‌کوین تایید شود، کلید جریمه اش را فعال کند. در واقع، شما این تراکنش از پیش امضا شده جاری‌تان را باطل نمی‌کنید، بلکه طرف مقابلتان را تشویق می‌کنید که از آن تراکنش‌های قبلی استفاده نکند. اگر طرف مقابل تلاش کرد از آنها استفاده کند و شما متوجهش شدید و مچشان را گرفتید، می‌توانید همه پول‌های موجود در آدرس یا کانال مشترک را برای خودتان بردارید.این مساله، بیانگر داینامیک‌ها و موارد اثرگذار در بحث مقیاس‌پذیری است که فکر می‌کنم کاربرانی که کمتر فنی هستند، متوجهش نشده اند. هر بار که هر کدام از طرفین یک ساتوشی خرج کند، تراکنش از پیش امضا شده قدیمی‌ با یکی جدیدتر جایگزین می‌شود، اما هنوز هم می‌بایست اطلاعاتی از آن تراکنش‌های قدیمی‌تر نگه داشته شوند( و همچنین کلید جریمه مربوط به هر کدام از آن تراکنش‌ها را)  تا بتوان با استفاده از آنها طرف متقلب در این تراکنش‌ها را در صورتیکه سعی در سو استفاده از آنها را داشت جریمه کرد. راه گریزی از این مساله نیست، چرا که اگر یکی از طرف‌هایتان در این تراکنش‌های از پیش امضا شده قدیمی بخواهد تلاش کند از آنها سو استفاده کند و آنها را ببندد و نقد شود شما می‌بایست کلید جریمه خاص آن تراکنش را در اختیار داشته باشید تا بتوانید جلویشان را بگیرید و جریمه‌شان کنید. این یعنی اینکه بایستی تمامی داده‌های هر یک از تراکنش‌هایی که با این افراد داشته اید را نزد خود نگاه دارید.مطمئنم که خیلی از کاربران شاید الان در حالی که تعجب کرده‌اند با خودشان بگویند که «اینکه چیزی نیست، هارد درایو ارزونه.» اجازه بدهید تمامی اشکالی که این داینامیک می‌تواند باعث بروز مساله شود را با هم بررسی کنیم. قبل از آن می‌خواهم یکی از محوری‌ترین فرض‌های لایتنینگ را به همه گوشزد کنم: ایده باز‌کردن یک کانال پرداخت مشترک این است که آن را تا جایی که می‌شود باز نگه داریم تا بتوانیم قبل از آنکه آن را در بلاک‌چین بیت‌کوین ثبت کنیم و بابت آن کارمزد بپردازیم، حداکثر بهره را از آن برده باشیم. بنابراین، ایده آل این است که یک کانال پرداخت باز کنید و آن را برای مدت زمان هر چه طولانی تری باز نگه دارید.اجازه دهید یک کاربر گوشی هوشمند را در نظر بگیریم. والت‌های بیت‌کوین تنها چیزی نیستند که در گوشی‌های کاربران ذخیره‌سازی می‌شود. آنها با گوشی هایشان عکس و فیلم می‌گیرند و موسیقی و اپلیکیشن و بازی دانلود می‌کنند. مطمئنم که خیلی از شما تجربه این را داشته اید که بخاطر اینکه فضای ذخیره‌سازی گوشی‌تان رو به پایان بوده، مجبور شده اید، داده‌های زیادی را از گوشی‌هایتان پاک کنید. مادامیکه تراکنش انجام می‌دهید، داده‌هایی که والت لایتنینگ شما می‌بایست ذخیره کند همواره بیشتر و بیشتر می‌شود ( تا زمانی که کانال پرداختتان را ببندید). در نهایت این موضوع در تعارض با سایر مواردی خواهد بود که می‌خواهید آنها را در گوشی‌تان ذخیره‌سازی کنید و پس از آن رفته‌رفته باعث می‌شود گوشی‌تان به حد نهایی توان ذخیره‌سازی داده خود برسد و گوشی‌تان دیگر جا نداشته باشد و یادتان هست که باید همه داده‌های تراکنش‌های کانال پرداختتان در لایتنینگ را نگه دارید و الا باز نگه داشتن این کانال پرداخت اقدام مطمئنی نیست.ممکن است بگویید نودهای لایتنینگ چطور؟ بیایید ببینیم نودهای لایتنینگ چه هستند. اسمشان گویای همه چیز هست: اینها نودهایی هستند که به این منظور راه اندازی شده‌اند که آزادراه‌های شبکه لایتنینگ باشند. این نودها می‌بایست فعالانه تعداد بسیار زیادی از پرداخت‌ها را در کانال‌های پرداختشان که به دقت مدیریت شده اند، مسیردهی کنند. همان منطق ساده که در موبایل‌ها بود در اینجا هم هست، هر چند که در این مورد، احتمالا افراد فقط برای اینکه یک نود لایتنینگ راه اندازی کنند، اقدام به خریداری سخت افزار یا دستگاه آن می‌کنند. ولی البته نودهای لایتنینگ، مانده حساب‌ها را در کانال‌های پرداخت خیلی خیلی مکرر‌تر بروزرسانی می‌کنند لذا اگر نود روتینگ موفقی باشند، خیلی سریعتر از والت‌های موبایلی فضای ذخیره‌سازی‌شان پر می‌شود. ضمن اینکه توجه داشته باشید هر چه داده‌های حیاتی‌تری برای ذخیره‌سازی داشته باشید، پشتیبان‌گیری از این داده‌های ذخیره شده در منابع ذخیره‌سازی پشتیبان برای اینکه در صورت خراب شدن منبع ذخیره‌سازی اول پولتان را از دست ندهید، برایتان پر هزینه‌تر هم خواهد شد.و در آخر، موضوع دیگری که فکر می‌کنم می‌تواند در این داینامیک باعث بروز مشکل شود برج‌های مراقبت هستند. اکثر افراد نمی‌توانند همواره و در ۲۴ ساعت روز و ۷ روز هفته بیدار بمانند تا مبادا طرفهای مقابلشان در کانالهای پرداخت اقدام به سوء استفاده و کلاهبرداری از آن‌ها کنند. به همین علت بحث برج‌های مراقبت (Watchtowers) پیش می‌آید. برج‌های مراقبت کار مراقبت و نگهبانی را برای شما انجام می‌دهند. اما برای اینکه بتوانند این کار را انجام دهند نیاز به ذخیره‌سازی همان داده‌هایی دارند که شما در صورت تقلب طرف مقابلتان برای جریمه کردنش به آنها نیاز دارید. برج‌های مراقبت هنوز خیلی توسعه داده نشده‌اند و یا خیلی به کار گرفته نشدند اما در بلند‌مدت آنها یکی از کلیدی‌ترین و حیاتی‌ترین زیرساخت‌ها برای افراد محسوب می‌شود که بتوانند به گونه‌ای امن از شبکه لایتنینگ استفاده کنند.این برج‌های مراقبت است به سه طریق می‌توانند عمل کنند. اولین حالت، برج مراقبتی است که به صورت خیرخواهانه و بدون دریافت چیزی شبکه بلاک‌چین را برای شما می‌پاید. حالت دوم برج مراقبتی است که تنها در صورتی که طرف مقابلتان قصد تقلب کرده باشد و این برج مراقبت بخواهد او را جریمه کند از شما درخواست پرداخت کارمزد می‌کند. حالت سوم برج مراقبتی است که برای مرتب سازی داده‌ها و نگهبانی و پاییدن شبکه بلاک‌چین بیت‌کوین درخواست کارمزد می‌کند. حالا با توجه به اینکه داده‌های مربوط به هر کاربر مادامی که کانال پرداخت بسته شود مدام افزایش می‌یابند، آیا مسئله‌ای که اینجا مطرح است را می‌بینید؟ در حالت‌های دوم و سوم که می‌بایست به برج‌های مراقبت کارمزد پرداخت کرد، هر چه طول مدت باز بودن کانال‌های پرداخت بیشتر شود، این کارمزد رفته‌رفته و با افزایش فضای ذخیره‌سازی مورد نیاز برای برج مراقبت که داده‌های شما را در آن نگهداری کند بیشتر و بیشتر می‌شود. این کارمزد شبیه به کارمزدی مخفیست که کاربران می‌بایست پرداخت کنند که می‌تواند تا مقادیر مضحک و غیرمنطقی بالا رود.بعضی از افراد شک‌گرا فکر می‌کنند این مسئله به هیچ وجه مسئله چندان مهم و قابل توجهی در بحث مقیاس‌پذیری نیست، اگر درباره جهانی صحبت کنیم که در آن از شبکه لایتنینگ فقط در تراکنش‌های معمولی همچون پرداخت پول قهوه یا پول شام استفاده می‌شود من با شما موافق هستم اما اگر درباره جهانی صحبت می‌کنیم که در آن عمده موارد استفاده از شبکه لایتنینگ را میکرو تراکنش‌ها و پرداخت‌های جاری مستمر ( streaming payments) از طریق یک تعامل و ارتباط تمام و کمال شکل می‌دهند (بعنوان مثال پرداخت ساتوشی به یک تهیه کننده پادکست بر مبنای پرداخت به ازای هر دقیقه یا حتی هر ثانیه) باید بگویم که مخالف هستم.خوشبختانه این مسئله قرار است با ارتقای پیشنهادی در شبکه بیت‌کوین که موسوم به ANYPREVOUT است و راه اندازی کانال‌های پرداخت بر اساس eltoo حل شود، کانال‌های پرداخت که بر اساس eltoo هستند این امکان را فراهم می‌آورد تا یک داده با اندازه ثابت بتواند همان نقش بازدارندگی از انجام تقلب را ایفا کند که کلیدهای جریمه داشته اند. اما تا آن زمان که این امکان جدید در شبکه بیت‌کوین پیاده‌سازی شود، کانالهای لایتنینگ کنونی با این مسئله مقیاس‌پذیری روبرو هستند.مسائلی در خصوص قراردادهای هش گذاری شده دارای قفل زمان‌دار (HTLC)دو مسئله عمده دیگری که وجود دارد مربوط به HTLCها می‌باشد. این HTLCها خروجی جدیدی هستند که به قراردادهای از پیش امضا شده اضافه شده‌اند که بیان می‌کنند اگر کد سری را میدانید می‌توانید پولی که برایتان فرستاده شده را طلب کنید و اگر نمی‌دانید فرستنده آن پول می‌تواند ظرف مدت زمان مشخصی تمام آن را پس بگیرد. در این HTLCها از هش گذاری و قفل زمان دار استفاده شده است. پرداخت‌ها در شبکه لایتنینگ، به همین صورت و بر مبنای بی اعتمادی از طریق Hop‌های متعدد در شبکه فوروارد می‌شوند. دریافت کننده نهایی وجه یا کد سری را می‌دهد و همه کسانی که کمک ‌کرده‌اند تا این پرداخت از طریق کانال‌های آنها فوروارد شود، چیزی که طلبکارند را مطالبه می‌کنند یا اینکه او این کد سری را نمی‌دهد و پس از مدت زمان مشخصی وجه و حق همه افراد عودت داده می‌شود.این ساختار از دو منظر برای بحث مقیاس‌پذیری کارکردهایی دارد ۱) اینکه در هر زمان، هر کانال می‌تواند چه تعداد HTLC را فوروارد کند؟ و ۲) حداقل ارزشی که هر HTLC باید داشته باشد؛ چرا که در صورتیکه این پرداخت‌ها به صورت ناموفق صورت گرفتند و اختلال در آنها بوجود آمد، از نظر اقتصادی بایستی تصفیه آنها بر روی شبکه بلاک‌چین بیت‌کوین توجیه پذیر باشد.کانال‌های لایتنینگ نمی‌توانند در هر بار تعداد زیادی HTLC را فوروارد کنند چرا که هر کدام از این کانال‌ها می‌بایست نماینده یک خروجی واقعی در جدیدترین تراکنش از پیش امضا شده باشند. اینجا ما با یک سیستم اعتباری روبرو نیستیم و ما در بیت‌کوین یا لایتنینگ چیزی تحت عنوان وثیقه‌گذاری مجدد (rehypothecation) نداریم. در بیت‌کوین و یا لایتنینگ شما فقط می‌توانید آن دسته از پرداخت‌هایی را فوروارد کنید که نهایتا پشتوانه‌ای برای آنها بعنوان یک خروجی در بلاک‌چین بیت‌کوین وجود داشته باشد که کانال پرداخت شما نسبت به آن مطالبه قابل اثباتی دارد و از آنجا که تراکنش‌های خود بیت‌کوین محدودیت حداکثر اندازه دارند، تعداد HTLCهایی هم که هر کانال می‌تواند داشته باشد هم با چنین محدودیتی روبرو است ( که برابر با ۴۸۳ HTLC است). اگر تراکنشی بیش از این تعداد HTLC داشت، تراکنش معتبر بیتکوینی نخواهد بود و HTLC‌ها این کانال‌ها را در وضعیتی عجیب و غریب ترک می‌کنند و هر تراکنش از پیش امضا شده‌ای که معتبر بوده ( یعنی آنهایی که قبل از رسیدن به محدودیت ۴۸۳ HTLC شکل گرفتند) اجازه می‌دهد که طرف مقابلتان پولتان را بدزدد و صداقتا نمی‌توان از هیچ کدام از تراکنش‌های از پیش امضا شده جدید و کنونی( یعنی آنهایی که بعد از محدودیت ۴۸۳ شکل گرفته اند) برای بستن آن کانال پرداخت استفاده کرد.تا زمانی که راهکاری برای این مسئله پیدا شود، سقفی برای تعداد HTLCهایی که همزمان می‌توانند از یک نود لایتنینگ عبور کنند وجود دارد که این مساله در نهایت و به تدریج سقفی برای تعداد HTLCهایی مطرح می‌کند که کل شبکه لایتنینگ توانایی فوروارد‌کردن آنها در هر زمان داده شده‌ را دارد.داینامیک بلاک‌چین بیت‌کوین هم میزان ارزشی که HTLCها دارند را مد نظر قرار می‌دهد. اگر یک HTLC تنها ۱۰ ساتوشی را فوروارد می‌کند اما اضافه‌کردن این مقدار ارزشی که این HTLC قصد انتقال آن به خروجی اش روی شبکه بلاک‌چین را دارد، ۱۰۰ ساتوشی هزینه کارمزد می‌طلبد، آیا اگر مجبور بودید این تراکنش روی شبکه (On-Chain) را به اجرا در می‌آوردید؟ نه، چرا که اجرای آن به معنی از دست دادن پول از سوی شماست، هیچ مشوق اقتصادی برای اجرای آن وجود ندارد و هیچ منطقی وجود ندارد که در این محیطی که کارمزدها بالا است، اصلا در وهله اول چنین HTLC ایجاد شود. انتظار می‌رود که در بلندمدت، کارمزدهای شبکه بیت‌کوین بصورت مستمر افزایش یابند، لذا این مسئله بر میزان ارزشی که می‌توان منطقا از طریق شبکه لایتنینگ و با استفاده از HTLCها منتقل نمود اثر گذار است.راهکاری برای این مسئله وجود دارد که البته آن هم نقایص خاص خودش را دارد: خرد خرد کردن پرداخت‌ها به صورت بسته‌های پرداخت کوچکتر (Packetized Payments). در این روش، بجای اینکه پرداخت را با استفاده از زنجیره‌ای از HTLCها و بصورت یکباره و کامل مسیردهی کنیم و انتقال دهیم، آن را به پرداخت‌های مجزای متعددی تقسیم کنیم که از HTLC‌ها استفاده نمی‌کنند. این کار این امکان را فراهم می‌آورد تا در هر بار درصد کوچکی از پول را به دریافت کننده مورد نظر برسانیم و این کار را بارها و بارها تکرار کنیم تا پرداخت تکمیل شود. اما از آنجا که در این روش دیگر خبری از HTLC نیست، ممکن است هر کدام از این بسته‌های پرداختی خرد شده‌تان به سرقت بروند. اگر حتی یکی از این پرداخت‌های بخش بخش شده انتقال را با موفقیت انجام ندادند، می‌توانید دیگر از آن مسیر استفاده نکنید و مسیر دیگری را امتحان کنید. مشکلی که هست این است که وقتی حتی یکی از این پرداخت‌های خرد شده ناموفق شوند شما نمی‌دانید که در زنجیره مسیردهی چه کسی را مقصر قلمداد کنید. بنابراین مجبورید مسیر جدیدی را از نو خودتان بازسازی کنید و دیگر به هیچ کسی در مسیر قبلی اعتماد نکنید. این راهکار در محیطی که خصومت و دشمنی در آن وجود دارد به خوبی عمل نمی‌کند.تاخیر در پرداختهر بار که پرداختی در شبکه لایتنینگ مسیردهی می‌شود، تمامی نودهایی که در این فرایند دخیل هستند، بایستی بروزرسانی آن را در کانال هایشان از ابتدای مسیر تا به انتهای آن را امضا کنند، دو بار. یکبار زمانی که پرداخت با استفاده از HTLCها در شبکه وارد می‌شود و یکبار هم زمانی که آن پرداخت تصفیه می‌شود و به دست دریافت کننده می‌رسد. اما این باعث کند شدن سرعت انجام تراکنش‌ها می‌شود.اگر به صورت مکرر از شبکه لایتنینگ استفاده می‌کنید، ممکن است متوجه شده باشید که گاهی اوقات چند ثانیه و در بدترین حالت ثانیه‌های زیادی طول می‌کشد تا والت‌ها پس از اینکه پرداختتان انجام شده، مانده حساب‌ها را بروز کنند. تنها والت سبکی که من با آن آشنایی دارم والت Breeze است که پس از زدن دکمه Send بین ۵ تا ۲۰ ثانیه طول می‌کشد تا مانده حساب را بروز کند.در حال حاضر این مسئله به چیزی بیش از اصطکاک ناچیزی که در UX وجود دارد ارتباط داده نمی‌شود و فرقی هم با همان معطلی‌هایی که پای دستگاه‌های پوز فروشگاه‌ها تجربه می‌کنیم تا تراکنش به درستی انجام شود ندارد. اما پیشنهاد پرداخت‌های خرد خرد شده که در بالا از آن بعنوان راه حلی برای پرداخت‌های کوچکی که ارزش استفاده از HTLC را ندارند اسم برده شد، به یاد بیاورید. این معطلی‌ها و تاخیر‌ها در پرداخت‌هایی که با استفاده از HTLC انجام می‌شوند مسأله قابل توجهی به شمار می‌روتد چه برسد به اینکه تصور کنید که به جای فقط دو بار امضا‌کردن یک HTLC تنها، با صدها امضا برای انتقال همان پرداختی روبرو باشید که حالا بدل به خرده پرداخت‌های متعددی شده است. در این شرایط، این مسأله بدل به مسأله خیلی بزرگتری به لحاظ UX می‌شود و تنگنای مقیاس‌پذیری را برای نودهای مسیردهی مطرح می‌کند. عملیات‌های امضا‌ی رمزنگاری شده(Cryptographic signing) قطعا خیلی ارزان و سریع هستند اما در جهانی که شبکه لایتنینگ برای آن ساخته شده تا همه جور ریزپرداخت و پرداخت‌های کوچک و مستمر(streaming payments) را پوشش دهد و پرداخت‌های بزرگتر مرسوم هم می‌بایست به خرده پرداخت‌های در سطح ساتوشی تبدیل شوند، این موضوع بدل به تنگنای بزرگی برای نودهای مسیردهی می‌شود. این داینامیک می‌تواند در بلندمدت ایده راه اندازی یک نود مسیردهی سودده (یا حداقل یک نود قابل اتکا که بتوان به صورت گسترده از آن استفاده نمود) بر روی سخت افزار ارزانی همچون رسپبری پای ( Raspberry Pi) و یا دیگر رایانه‌های تک بردی را از بین می‌برد.قرارداد‌های HTLC تنها چیزی نیستند که تحت تاثیر شدید نوسانات و افزایش کارمزد تراکنش‌های روی شبکه هستند بلکه خود کانالهای لایتنینگ هم قربانی چنین داینامیکی هستند. فرض کنید می‌خواهید یک کانال لایتنینگ با ظرفیت ۱۰ دلار بیت‌کوین باز کنید اما کارمزد آن تراکنش روی شبکه بیت‌کوین یک دلار است. این کانال برای اینکه در وهله اول ایجاد شود نیازمند ده درصد فی و کارمزد شبکه است. اما اگر در یک کانال ۱۰۰ دلار قرار دهید، نرخ کارمزدی که عملا می‌پردازید یک درصد می‌شود. این مسأله باعث ایجاد کف بازار واقعی برای افرادی می‌شود که سعی دارند مستقیما با شبکه لایتنینگ تعامل داشته باشند اگر نرخ کارمزد شبکه برای باز‌کردن یک کانال خیلی بالا باشد، هیچ کس آن را باز نمی‌کند.تنها راهکار یا چیزی که این داینامیک را موازنه می‌کند زمان است. اگر شما فقط ده دلار دارید و نه صد دلار و نمی‌خواهید کارمزد ده درصدی بدهید، در این صورت تراکنش بازگشایی کانالتان را با کارمزد پایین‌تر تحویل می‌دهید و صبر می‌کنید. اینکه این انتظار چقدر طول بکشد به کارمزد کنونی شبکه بیت‌کوین و اینکه mempool تا چه اندازه سفارش تراکنش انباشته دارد بستگی دارد (ماینر‌ها تراکنش‌هایی با بالاترین کارمزد پیشنهادی را از mempool انتخاب می‌کنند تا اینکه بلاک مورد نظرشان پر شود).اگر موقعیت خوب باشد، این انتظار تنها محدود به چند ساعت می‌شود اما اگر موقعیت خوب نباشد، ممکن است مجبور باشید روزها یا هفته‌ها منتظر بمانید.در زمان‌هایی که حداکثر تقاضا برای انجام تراکنش وجود دارد، ممپول حتی می‌تواند آن دسته از تراکنش‌هایی را که کمترین میزان کارمزد را پیشنهاد کرده‌اند، حذف کند و از شرشان خلاص شود و به این ترتیب این تضمین را داشته باشد که اصلا اجازه باز شدن کانال پرداخت را به شما ندهد. با این روشی که فعلا کانال‌های لایتنینگ کار می‌کنند، این بازی انتظار کشیدن، تنها راهکار این مسئله است.کارمزدهای بالا یک معنی دیگر هم دارند: قفل‌های زمان‌دار که از آنها برای جریمه‌کردن افرادی استفاده می‌شود که قصد سواستفاده از تراکنش‌های از پیش امضا شده قدیمی‌تر را داشته باشند، بایستی برای تراکنش‌هایی که در کانال‌های پرداخت کم ارزش که نمی‌خواهند کارمزد بالایی بپردازند، طولانی‌تر باشد. تمام تاثیری که قفل زمان دار می‌تواند داشته باشد در این است که اجازه دهد به جلوی صف تراکنش‌ها بپرید و طرف مقابلتان را شکست دهید و زودتر تراکنش خودتان را اجرا کنید و وجوه موجود در کانال پرداخت مشترک بین خودتان را برای خود مطالبه کنید.اما اگر قادر به پرداخت کارمزد تراکنش بالا برای مطالبه جریمه‌کردن طرفتان و در اختیار گرفتن وجوه برای خودتان نباشید یا تمایل به آن نداشته باشید، می‌بایست زمان انتظار بیشتری را برای انجام تراکنش از پیش امضا شده قبلی‌تان که کارمزد کمی برای آن پیشنهاد داده اید، بگذرانید. به مرور زمان، این مسئله باعث این می‌شود که زمان انتظار بازگشایی یا بستن کانال‌های پرداختی که کارمزد پایینی پیشنهاد کرده‌اند، طولانی‌ و طولانی‌تر بشود و این مستلزم به کارگیری قفل‌های زمان دار خیلی طولانی‌تر خواهد بود تا این تضمین ایجاد شود که مالکان این کانال‌های پرداختی با کارمزد پایین در صورتی که با یک طرف متقلب و دزد روبرو شدند، پول هایشان را بوسیله سرقت از جانب او از دست ندهند.اتکا به فناوری TORیکی از مهمترین نقاط ضعف شبکه لایتنینگ که حتی برای کاربران غیرفنی هم احتمالا شناخته شده است این است که برای استفاده از آن باید آنلاین باشید چرا که ارسال و دریافت وجه یک فرایند تعاملی است. این یعنی اینکه طرف‌های درگیر در یک تراکنش به آدرس IP نیاز دارند تا بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. افشای آدرس IP برای طرف مقابلتان در یک تراکنش یک مسئله حریم خصوصی مهم است و به طور بالقوه می‌تواند مسئله سانسور را هم مطرح کند چرا که ممکن است ISP بیاید و سرک بکشد و ببیند که کدام آدرس‌های IP با هم در ارتباط هستند و احیانا بخواهد آنها را مسدود کند.در حال حاضر فناوری TOR راه حل مرجع برای این مسئله محسوب می‌شود. اما مشکلی که دارد این است که TOR خودش کلی مسئله خاص خودش را دارد. TOR متکی به یک مرجع خوشنام و شناخته شده و کاملا اعتماد محور است که داوطلبان آن را به اجرا در می‌آورند. این «سرورهای دایرکتوری» بوسیله اعضای پروژه به اجرا در می‌آید و جایی است که تمام نودها تمام دیگر نودها را در این شبکه می‌بینند تا با آنها مدارهای TOR را تشکیل دهند. اعتماد به این هویت‌ها، شالوده‌ای است که به شما اجازه می‌دهد از طریق این نودهای TOR که از مسیر کامل عبور اطلاعات شما در این شبکه اطلاع ندارند، مسیریابی کنید.شبکه TOR در معرض آسیب پذیری‌های زیادی در مقابل حملات هم قرار دارد. سر و کله زدن با حملات DDOS در TOR نسبت به سایر فضاها در اینترنت دشوارتر است. در اینترنت معمولی، سرویس‌هایی وجود دارند که افزایش یکباره و ناگهانی ترافیک سایت‌ها را کنترل می‌کنند. همچنین، در اینترنت محافظت نشده، می‌توان ترافیکی که از سوی نقاطی که مخرب هستند را رد کرد. اما در TOR شما بنا به طراحی آن نمی‌دانید که ترافیک از کجا می‌آید در نتیجه کنترل و مهار حملات DDOS خیلی دشوارتر است. بنا به همین مسائل سیستمی است که توسعه دهندگان TOR به فکر استفاده از Anonymization یا هش‌کش‌های شبیه به اثبات انجام کار (PoW) به منظور مقابله با این نوع حملات هستند. سیستمی که تا این حد در مقابل این نوع حملات آسیب پذیر است، قابلیت اتکای نودهای لایتنینگ را که بر روی این سیستم TOR به اجرا در می‌آیند را زیر سوال می‌برد.بنیادی‌ترین ضعف تعامل سیستم TOR با لایتنینگ حتی بزرگتر از ریسک بروز اختلال در شبکه و یا اعتماد به مراجع TOR است . شناسایی کانکشن‌های TOR کار ساده‌ای است و لذا ISP شما می‌تواند امکان اتصال شما به TOR را کاملا قطع نماید. واضح است که چنین اتفاقی در اکثر نقاط دنیا نمی‌افتد اما رخ دادنش خیلی ساده است. و قسمت ناراحت کننده اش آنجاست که چنین اتفاقی می‌تواند در کشورهای دارای حکومت خودکامه‌ای بیفتد که در آنها حفظ حریم خصوصی از همه جا واجب‌تر است.کاربرانی که بیشتر فنی هستند حتما با نودهای پل (Bridge nodes) در TOR آشنا هستند. این نودها به نوعی نودهای خاصی هستند که همچون سایر نودها خیلی خودشان را در این سیستم تبلیغ نمی‌کنند  تا به آن دسته از کاربرانی که نمی‌توانند به TOR دسترسی بیابند این امکان را بدهند از طریق این نودهای پل متصل شوند. اما این نودهای پل هم مصون از مورد حمله قرار گرفتن، شناسایی و مسدود شدن نیستند. در نهایت، اگر دولت‌ها یا ISP‌ها بخواهند روی شبکه TOR فشار بیاورند، می‌توانند و این تبدیل به یک بازی موش و گربه می‌شود که قابلیت اتکا به TOR بعنوان راهی برای انجام پرداخت‌های سریع، خصوصی و بی نقص بیت‌کوین را هر چه بیشتر کاهش می‌دهد.جمع‌بندیلایتنینگ واقعا جهش رو به جلوی خوبی برای بیت‌کوین محسوب می‌شود. لایتنینگ افزونه مقیاس‌پذیری برای ساز و کار تصفیه حساب بلاک‌چین بیت‌کوین است که در مقایسه با زمانی که فقط به خود بلاک‌چین بیت‌کوین برای انجام تراکنش‌ها اتکا می‌شود، توانمندی پردازش تراکنش‌ها را به صورت نمایی و توانی چندین برابر می‌کند. اما درست به مانند خود بلاک‌چین ، لایتنینگ هم محدودیت‌های خاص خودش را دارد. لایتنینگ راهکار جادویی مشکل مقیاس‌پذیری بیت‌کوین نیست. راهکاری برای همه مسائل نیست. چیزی نیست که نقایص خاص خودش را نداشته باشد و این مشکلی ندارد.بیتکوین قبل از اینکه شبکه لایتنینگ بر روی شبکه اصلی راه اندازی شود، با همه مسائل وجودی و مقیاس‌پذیری که داشت و حل نشده باقی مانده بودند ۹ سال وجود داشت. هنوز هم هست. هنوز کار می‌کند. بیت‌کوین به خاطر مشکلات و مسائل حل نشده‌اش، منفجر نشد و یا از وجود ساقط نشد. وجود این مسائل حل نشده یعنی اینکه ما به خودمان دروغ نمی‌گوییم. یعنی بیتکوینرها نقایصی که واقعا وجود دارند را می‌بینند و تصدیق می‌کنند و به دنبال راه حلی برای آنها می‌گردند. این به معنی فاد (FUD) و یا حمله به بیت‌کوین نیست بلکه خوب است. این طوری و با تصدیق محدودیت‌های کنونی و جستجو برای راه‌هایی برای عبور از این محدودیت‌ها قوی‌تر و کامل‌تر می‌شود.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jan 2022 23:06:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منظور از Rollups در راهکار مقیاس‌پذیری اتریوم چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-rollups-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%85-%DA%86%DB%8C%D9%87-x9uussjbuewc</link>
                <description>«لایه ۲» عبارتی است که به مجموعه‌ای از راهکارهایی اتلاق می‌شود که برای این هدف طراحی شده‌اند که به شما کمک کنند بتوانید اپلیکیشنتان را با انجام تراکنش‌ها در خارج از شبکه اصلی اتریوم(لایه ۱)، مقیاس‌پذیر کنید و البته در عین حال از مدل امنیتی بسیار قوی و غیر‌متمرکز شبکه اصلی بهره‌مند باشید. وقتی شبکه اصلی شلوغ می‌شود، سرعت انجام تراکنش‌ها کاهش می‌یابد و تجربه بدی از کار با بعضی از DAppها برای کاربران بوجود می‌آید. هرچه شبکه شلوغ‌تر شود، هزینه کارمزد شبکه یا همان Gas Fee بیشتر می‌شود چرا که کاربرانی که می‌خواهند تراکنش خودشان زودتر انجام شود، کارمزد بالاتری را پیشنهاد می‌دهند و با هم رقابت می‌کنند. این باعث می‌شود که استفاده از شبکه اتریوم بسیار گران تمام شود.منظور از Rollups چیه؟منظور از Rollups راهکارهایی است که به موجب آنها تراکنش‌ها در خارج از شبکه اصلی اتریوم(لایه ۱) انجام می‌شوند اما داده‌های تراکنش‌ها به شبکه اصلی پست می شوند. از آنجا که داده‌های تراکنش‌ها در لایه ۱ هستند، توسط لایه ۱ هم مورد حفاظت قرار دارند و امن هستند. در حقیقت می‌توان گفت که انجام تراکنش‌ها در خارج از شبکه اصلی اتریوم یا لایه ۱ و در عین حال به ارث بردن ویژگی‌های امنیتی لایه ۱ از مشخصه‌های اصلی راهکار مقیاس‌پذیری Rollups است.سه ویژگی Rollups به زبان ساده عبارتند از:- انجام تراکنش‌ها در خارج از لایه ۱- داده‌ها یا اثبات تراکنش‌ها در لایه ۱ است- یک قرارداد هوشمند Rollups در لایه ۱ که با استفاده از داده‌های تراکنش که در لایه ۱ است می‌تواند تراکنش صحیح را در لایه ۲ به اجرا درآورد.راهکارهای مقیاس‌پذیری Rollups «بهره بردار» را ملزم به استیک کردن یا قفل کردن توکن در قرارداد هوشمند خود می‌کنند. این امر بهره بردارها را تشویق می‌کند که تراکنش‌ها را به طرز صحیح و درستی راستی آزمایی و اجرا کنند.فواید راهکار مقیاس‌پذیری Rollups:کاهش کارمزد شبکه برای کاربرانمشارکت باز و آزادپردازش سریع تراکنش هادو نوع Rollups مختلف بسته به مدل امنیتی که دارند وجود دارد:مقیاس‌پذیری از طریق Optimistic Rollups:در این مدل، تراکنش‌ها به صورت پیش فرض معتبر انگاشته می‌شوند و فقط درصورتیکه چالشی بوجود بیاید، از طریق فرایندی موسوم به اثبات انجام کلاهبرداری ( Fraud Proof) محاسبات را انجام می‌دهد.مقیاس‌پذیری از طریق Zero-knowledge Rollups: محاسبات را در خارج از شبکه بلاکچین انجام می‌دهد و اثبات معتبر بودن تراکنش ها( Validity Proof ) را به شبکه بلاک‌چین ارسال می‌کند.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 22:15:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساز و کار Escrow در لجر XRP چیست و چگونه عمل می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-escrow-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%AC%D8%B1-xrp-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-kjo3mtogovyu</link>
                <description>شرکت ریپل (Ripple) برای اینکه به عرضه XRP قابلیت پیش بینی بیشتری بدهد، ۵۵ میلیارد XRP را (که معادل ۵۵٪ از کل توکن‌های قابل عرضه این رمز‌ارز است) را در ساز و کاری موسوم به «وثیقه» (Escrow) قفل کرده است. این وثیقه‌ها (Escrows) در خودِ لجر یا دفترکل بلاک‌چین XRP هستند و این لجر که بر اساس مکانیزم اجماع کار می‌کند، بر آزادسازی توکن‌های XRP از این وثیقه‌ها (Escrows) کنترل دارد.ساز و کار Escrow یا وثیقه گذاری، از وثیقه‌هایی مستقل در لجر بلاک‌چین تشکیل شده که طی ۵۵ ماه آتی، هر ماه یک میلیارد توکن XRP را آزاد سازی می‌کند. این کار باعث می‌شود بتوان میزان XRP جدید بیشتری را وارد چرخه بازار کرد. احتمالا مقدار XRP جدیدی که هر ماه از این طریق وارد چرخه می‌شوند عملا از این مقدار(یعنی از یک میلیارد توکن در هر ماه) خیلی کمتر خواهد بود. همه XRP‌های باقیمانده، هر ماه به وثیقه‌ای جدید منتقل می‌شود و در اولین ماهی که آزادسازی وثیقه (Escrow) انجام نمی‌شود، آزاد می‌شوند.همزمان با فرایند انتقال XRP‌های شرکت ریپل (Ripple) به وثیقه‌ها (Escrow)، مدل امنیتی حساب‌ها نیز تغییر داده شده است. لجر XRP از طرح و الگوی چند امضایی (multisign) مخصوص خودش پشتیبانی می‌کند که شرکت ریپل (Ripple) با استفاده از همین طرح و الگو، امنیت حساب‌هایی که XRPهای آزادسازی شده از وثیقه‌ها (Escrows) به آنها واریز می‌شود را تامین می‌کند.این طرح و الگوی چند امضایی مزایای متعددی نسبت به سایر طرح‌هایی که در دیگر لجرها مورد استفاده قرار می‌گیرند دارد. بعنوان مثال، می‌توان بدون تغییر دادن آدرس دریافت کننده، امضا کنندگان و نودهای تایید کننده در بلاک‌چین‌ XRP (موسوم به qourems) را تغییر داد.مکانیک و نحوه کار لجر XRPساز و کار وثیقه گذاری (Escrow) در لجر XRP به دو مقصود طراحی شده است: اول اینکه همانطور که از معنی وثیقه (Escrow) فهمیده می‌شود، این امکان را فراهم می‌آورد تا وجوه را روی لجر قفل کرد، مشروط به اینکه چنانچه شرایط خاصی در زمان معینی محقق شد، آنها را در یکی از دو حساب آزاد‌سازی کند. این کار از انجام تراکنش‌ها میان لجرهای مختلف یا تبادل رمزارزهای مربوط به بلاکچین‌های مختلف میان دو طرف معامله کننده (Cross-ledger Atomic Swaps) به صورت غیر‌متمرکز، پشتیبانی می‌کند.سیستم وثیقه‌ گذاری (Escrow) توکن‌های XRP از سه نوع تراکنش و یک نوع ثبت در لجر، تشکیل می‌شود. وثیقه‌ها (Escrows) با تراکنش EscrowCreate ایجاد می‌شوند. با این کار وثیقه (Escrow) در لجر ثبت می‌شود. این وثیقه‌ها (Escrows) را می‌توان به ترتیب با تراکنش‌های EscrowCancel و EscrowFinish لغو یا خاتمه داد.در صورتی که یک وثیقه (Escrow) با موفقیت انجام شود و خاتمه یابد، XRPهایی که در خود دارد را به حساب مقصد خود تحویل می‌دهد. لجر می‌تواند دارای تاریخی باشد که قبل از آن نتوان تراکنش را لغو کرد، نتوان تراکنش را به اجرا درآورد و خاتمه داد و نیز شرطی که باید تحقق یابد تا تراکنش بتواند انجام بگیرد و خاتمه یابد.وثیقه‌ی زمانی را می‌توان به طرق مختلفی به اجرا در آورد اما ساده ترین راه، ایجاد یک تراکنش وثیقه (Escrow) است که نتوان آن را لغو کرد، قبل از تاریخ معینی نتوان آن را به اجرا در آورد و خاتمه داد و برای خاتمه آن نیاز به تحقق یافتن هیچ شرط دیگری نباشد. برای سهولت در کار می‌توان حساب مقصد را همان حساب مبدأ در نظر گرفت.ثبت تراکنش وثیقه گذاری (Escrow) در لجر XRP شامل داده‌هایی از قبیل حساب مبدأ، حساب مقصد و مقدار XRP است. لجر XRP، حسابی که تراکنش را ایجاد کرده، مالک XRPها می‌داند و میزان ذخیره XRP مورد نیاز آن حساب را تا زمانی که تکمیل یا لغو شود، اضافه می‌کند. وثیقه‌هایی که در لجر ثبت می‌شوند به صورت اختیاری می‌توانند شامل یک شرط کریپتویی هم باشند که بایستی محقق شوند تا آن وثیقه (Escrow) به اجرا در بیاید و خاتمه یابد و تاریخی که قبل از آن، نتوان آن وثیقه (Escrow) را لغو کرد و تاریخی که قبل از آن نتوان وثیقه (Escrow) را به اجرا در آورد و خاتمه داد.وثیقه‌ها می‌توانند تگ‌های مبدأ و مقصد هم داشته باشند. این تگ‌ها در لجر XRP راهی قابل اتکا برای پشتیبانی از حساب‌های میزبان هستند که در آنها یک عامل و نماینده (مثلا صرافی ها) تراکنشی را از طرف مشتریانشان به انجام می‌رساند. تگ مقصد به دریافت کننده (مثلا صرافی‌ها) اطلاع می‌دهد که این واریزی را باید به حساب کدامیک از مشتریانش انتقال دهد. تگ مبدأ این امکان را فراهم می‌آورد که ارز انتقال داده شده عودت شود و این عودت رمز ارزها به اشتباه صورت نگیرد و به مشتری درست برگردانده شود. این امر به صرافی‌ها یا ارائه دهندگان والت‌های میزبان این اجازه را می‌دهد تا از طرف مشتریانشان پرداخت‌های وثیقه‌ای را انجام دهند.در حالیکه در حال حاضر از سیستم وثیقه (Escrow) برای افزایش قابلیت پیش بینی میزان عرضه XRP استفاده می‌شود، اما شرکت ریپل (Ripple) انتظار دارد که از آن برای تراکنش‌ها و پرداخت‌های کلان روی بلاک‌چین و بین بلاک‌چین‌های مختلف با استفاده از پروتکل‌های میان لجری استفاده شود. لجر XRP همچنین برای تراکنش‌ها و پرداخت‌های دارای ارزش کمتر و خارج از بلاک‌چین و ریز پرداخت‌ها، کانال‌های پرداخت فراهم کرده است. مثلا از طریق این کانال‌های پرداخت می‌توان ارزهای فیات مثل دلار را به حساب‌های مشتریان حواله کرد.دوستان لطفا اگه از این مطلب خوشتون اومد حتما برای حمایت پست رو لایک کنید و برای دوستانتون هم فوروارد کنید و صفحه من در توییتر و کانال تلگرام رو هم حتما فالو کنید و عضو بشید. ممنونصفحه توییتر:http://twitter.com/BitcoinBreadsکانال تلگرام:https://t.me/BitcoinBreads</description>
                <category>Bitcoin boy</category>
                <author>Bitcoin boy</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 00:20:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>