<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ماهِ آبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Bluemoon</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 14:53:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10857/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ماهِ آبی</title>
            <link>https://virgool.io/@Bluemoon</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نوشتن مقاله ی خوب با استفاده از هنر قصه گویی</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluemoon/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%87-%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-pktrnf6zrifn</link>
                <description>حتما می‌دانید که قصه ابزاری قدرتمند در جعبه ابزار یک نویسنده است. این ابزار قدرتمند مثلِ یک قلابِ ماهی خواننده را به خواندن محتوای شما ترغیب می‌کند. شاید پیشِ خودتان فکر کنید داستان گویی کار دشواری است. اما آیا واقعا همینطور هست؟ ما در زندگی روزمره بارها و بارها از این تکنیک برای برقراری ارتباط با بقیه استفاده می کنیم. همین امروز توی مسجد خانمی را دیدم که درباره ی بچه های کوچکش صحبت می کرد و می گفت که پسر 2 سال و نیمه اش، چجور خواهر 40 روزه اش را به باد نیشگون و کتک می گیرد. اگر این داستان گویی نیست پس چی هست؟ ?تکنیک های قصه گوییقدم اولاول از همه باید یک شخصیت یا مسئله ای را به مخاطب معرفی کنی که با آن همذات پنداری کند. این اولین مرحله در ساخت یک ارتباط قوی با مخاطب است. مثال:می توانید درباره ی دانش آموزی بنویسی که توی نوشتن تکالیفش مشکل دارد.یا درباره ی شخصی که نمی تواند دوست پیدا کند.با این کار خواننده ی مطلب شما می تواند یک ارتباط حسی با مخاطب یا مشکل مطرح شده برقرار کند و به احتمال زیاد به خواندن مطلب ادامه میدهد.قدم دومبعد از معرفی شخصیت یا مسئله، قدم بعدی چیست؟ وقتش رسیده که دست مخاطب را بگیری و همراه با او مسئله را در ابعاد جزئی تر کاوش کنی. توی این مرحله باید از توصیفات ملموس، حکایت و مثالهای مختلف استفاده کنی تا خواننده مسئله را به شکل معنی دار تری درک کند. مثال:در مورد دانش آموزی که توی نوشتن تکالیف مشکل دارد می توانی احساس ناامیدی و بی انگیزگی او را توصیف کنی و تاثیری که ننوشتن تکلیف در آینده ش دارد را با توصیفات ملموس نشان بدهی.یا می توانید داستان شخصی خودت را بنویسی. اینکه توی همین موقعیت چه کار کردی و چه چیزی باعث شد که دانش آموز بهتری باشی.قدم سومیکی از بخش‌های مهم قصه گویی درگیر کردن مخاطب است. اما چطور می‌توان خواننده را درگیر کرد؟ با استفاده از زبان توصیفی، بهره گیری از حواس پنجگانه مثل بوها، صداها و احساسات دیگر در نوشته. این کار باعث می شود خواننده خودش را وسط قصه تصور کند و درک بهتری از مطلب شما داشته باشد.قدم چهارمدرنهایت باید مقاله را با ارائه راهکار، نتیجه‌گیری و بعد دعوت به اقدام به پایان برسانیم. دعوت به اقدام یعنی چه؟ یعنی یک جمله نهایی (تیر خلاص) بنویسیم که مخاطب به انجام یک کار ترغیب شود. این مهمترین بخش مقاله ی ماست چون اینجاست که تغییر واقعی اتفاق می افتد. در این بخش می توانیم مثلا برای ایجاد عادت به مشق نویسی در دانش آموزان یک سری نکته و تکنیک بگوییم. یا خواننده را تشویق کنیم که برای پیدا کردن دوست‌های بیشتر ترس از طرد شدن را کنار بگذارد و شجاعانه اقدام کند.استفاده از تکنیک های قصه گویی در نوشتن مقاله وبلاگ می‌تواند مقاله را جذاب، به یادماندنی و موثر کند.تمرین: برای مقاله ی بعدی خودتون حتما در آغاز نوشته از قصه گویی بهره بگیرید. این را بدانید همه آدم ها قصه را دوست دارند و با کمی تمرین می توانید کاملا در قصه گویی مسلط بشوید.منتظر نتیجه های درخشانتون هستم ?اقتباس از: مدیوم</description>
                <category>ماهِ آبی</category>
                <author>ماهِ آبی</author>
                <pubDate>Wed, 29 Mar 2023 15:13:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکته‌هایی برای بهتر نوشتن: چرت و پرت بنویس</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluemoon/%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-nwtaudvwkteq</link>
                <description>درست مثل هر هنر دیگری، نوشتن هم درس‌های منحصر به خودش را دارد. هر بار سعی می‌کنیم که بهتر بنویسیم، چیزی برای یادگرفتن پیدا می‌کنیم.نوشته‌ی شما می‌تواند تبلوری از افکار و هویت شما باشد، به همین خاطر بهتر نوشتن می‌تواند به ارائه‌ی تصویر شفاف‌تری از درون‌تان منجر شود. مهم نیست چقدر مهارت دارید، همیشه جای رشد و یادگیری وجود دارد.من به عنوان یک نویسنده بیشتر وقت خودم را صرف پیدا کردن ایده‌های جدید می‌کنم و مدام برای رشد خودم کتاب و مقاله می‌خوانم. طی تحقیقاتم به نکات مفیدی برخوردم که فکر می‌کنم می‌تواند برای همه‌ی نویسنده‌ها، چه تازه‌کار، چه کارکشته کمک‌کننده باشد.در اینجا به چند نکته اشاره می‌کنم:1. کله‌ی سحر شروع به نوشتن کنبهترین نکته‌ای که می‌توانم به آن اشاره کنم نوشتن در اول صبح است. منظورم از اول صبح، به محض بیدار شدن است. یعنی به محض خواندن نماز صبح، قبل از روشن کردن کتری و خوردن صبحانه، چک کردن گوشی و هرکار دیگری، کامپیوتر را روشن و شروع به نوشتن کنید. هر چیزی که به ذهن‌تان می‌رسد بنویسید. در مورد خوابی که دیشب دیدید، درمورد فکری که به مغزتان رسیده، خاطره یا هر چیز دیگر. اصلا برای فکر کردن وقت نگذارید. فقط بنویسید.می‌دانم بسیاری از دوست‌داران نویسندگی، از جمله خودم چنین چیزهایی را تجربه‌ کرده‌اند:چندین کتاب راجع به نویسندگی خوانده‌اند، ولی همچنان چیزی نمی‌نویسند.درمورد نویسندگی، درمورد ایده‌ها و برنامه‌هایشان با خانواده و دوستان صحبت می‌کنند...اما باز هم چیزی نمی‌نویسند.یک روز عصر، بعد از یک روز کاری خسته کننده، یکی دو صفحه می‌نویسند، شدیدا انگیزه پیدا می‌کنند که به همین روند ادامه دهند....ولی یک یا دو روز بعد، دیگر نمی‌نویسند.هر روز توی ترافیک فکر می‌کنند که بعد از رسیدن به خانه چه چیزهایی بنویسند و به خودشان قول می‌دهند که همان شب به طور رسمی نوشتن رمان جدیدشان را استارت بزنند و روزی 2000 کلمه بنویسند... اما بعد بجایش PES می‌زنند: بیخیال نوشتن! کل روز سرم توی کامپیوتر بود الان می‌خواهم فقط لش کنم!کلی ایده توی دفتر یادداشت‌شان نوشته‌اند، اما هیچ‌وقت سعی نکردند حتی یکی از آن ایده‌ها را گسترش دهند.بعد از نقل مکان به منزل جدید و سروسامان دادن به اوضاع زندگی‌ام یک تصمیم بزرگ هم گرفتم. تصمیم گرفتم صبح بعد از نماز، سراغ آشپزی و تمیزکاری (یا شاید هم خوابیدن) نروم. می‌دانید چه کار کردم؟ برای اولین بار قهوه درست کردم و یکراست سراغ لپتاپ رفتم، از سایت نوزیلی صدای باران و طبیعت را پخش کردم و بعد...بی‌وقفه نوشتم.برای اولین بار برای خودم قهوه درست کردم :) گرچه فکر می‌کنم در خوردنش زیاده‌روی کردم چون عصر همان روز تپش قلب گرفتم :D 
صبح روز بعد هم همین کار را کردم. روز بعدش هم همینطور...دو ماه گذشت و حالا من 2 داستان کوتاه (به صورت پیش‌نویس اولیه) و چندین مقاله برای وبلاگم نوشتم. همه‌ی اینها فقط با نوشتن در صبح زود محقق شد.2. سد نویسندگی، پَر!سد نویسندگی :(دان هارمون در یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ آنلاین روشی ارائه کرد که با به‌کارگیری آن می‌توان برای همیشه با سد نویسندگی که در اصطلاح خارجی به آن Writer&#x27;s Block می‌گویند خداحافظی کرد.تنها دلیلی که یک فرد به سد نویسندگی برمی‌خورد، کشمکشی است که بین هدف «خوب نوشتن» و «ترس از بد نوشتن» پیش می‌آید. به طور پیش‌فرض غریزه‌ی ما این است که بر ترس غلبه کنیم، اما احساسات ما خیلی کمتر از اهداف‌مان تحت کنترل ما هستند، و از آنجایی که این کشکمکش بین دو نیروی مخالف رخ می‌دهد، اگر خیلی ساده هدفت را از «خوب نوشتن» به «بد نوشتن» تغییر دهی، چشمه‌ای از ایده‌ها بر شما سرازیر می‌شود. ما از گندزدن و خراب کردن واهمه داریم. اصلا به طور پیش‌فرض فکر می‌کنیم خوب نیستیم. انگار روی کف دست‌مان چنین چیزی را می‌بینیم.پس بنا را بر این بگذار چیزی که می‌نویسی عالی نباشد. مزخرف بنویس. به خودت ثابت کن که بی‌استعدادی. باور کن اینطور کارت سریع‌تر پیش می‌رود. حالا وقتی بعد از 6 ساعت متنی درب و داغان نوشتی، می‌توانی در مرور و بازنویسی بعدی بهترش کنی. چون تو علاوه بر اینکه بی‌نهایت بی‌استعدادی، یک منتقد بی‌رحم و تندرو هم هستی. خب این توصیه‌ی من برای دور زدن سد نویسندگی است. طرز فکر «من یک روز متنی فوق‌العاده می‌نویسم» را به «چاره‌ای ندارم جز این که چرند بنویسم» تبدیل کن و بعد از نوشتن، «یونیفرم نویسنده‌ی بد» را دربیاور و لباس «منتقد بی‌رحم» تنت کن و اولین پیش‌نویست را با خاک یکسان کن و آن را تبدیل به پیش‌نویس دوم کن. بعد از پیش‌نویس پانزدهم، کسی چه می‌داند، شاید این مزخرفاتی که نوشتی واقعا چیز خوبی از آب درامده باشد. امتحانش کن! ضرر ندارد.«به خودت اجازه‌ی مزخرف نوشتن بده، به شرط اینکه هوشمندانه بازنویسی کنی.» سی. جی. شری3. اجازه نده روزهای بد جلوی نوشتن شما را بگیردگاهی اوقات آدم از نوشتن دلسرد می‌شود. تصور کنید کلی زمان و انرژی صرف نوشتن مقاله یا داستانی می‌کنید که هیچ‌کس به آن توجهی نمی‌کند، کسی روی آن کلیک نمی‌کند و مجله‌ای آن را نمی‌پذیرد. اکثر نویسنده‌ها انتظار دارند همیشه در فرایند نوشتن موفق باشند، اما به نظرم این درست نیست.در نوشتن هم مثل هر کار دیگری روزهای خوب و روزهای بد وجود دارد. من هم بارها پیش آمده که حس و حال نوشتن نداشته باشم. نداشتن انگیزه و نگرفتن خروجی مورد انتظار باعث می‌شد گاهی اوقات قید نوشتن را بزنم.حقیقت این است، مهم نیست روز خوب یا بدی دارید، مهم این است که شما همیشه یک نویسنده‌اید.رابطه‌ی اکثر نویسنده‌ها با اثر هنری‌شان رابطه‌ی عشق-تنفر است: گاهی عشق، گاهی تنفر.اما اینها نرمال و بخشی از طبیعت انسان هستند.جونو دیاز می‌گوید: «به نظرم یک نویسنده همیشه یک نویسنده است؛ حتی اگر در کاری که می‌کند اثری از امید نمایان نباشد، او همیشه می‌نویسد.»برای خلاص شدن از حس بی‌انگیزگی، کلافگی و ناامیدی این کارها را انجام دهید: به خودتان فرصت استراحت بدهید. به کار دیگری بپردازید و وقتی انرژی لازم را کسب کردید به نوشتن برگردید. به چیزهایی که تا الان نوشتید و موفقیت‌هایی که کسب کردید فکر کنید و قدردان باشید. اگر رفیق نویسنده دارید یا عضو یک گروه نویسندگی هستید، راجع به احساستان با آنها حرف بزنید.4. همیشه می‌توان چیز جدیدی آموختیاد گرفتن از بقیه معمولا فرصتی برای رشد مضاعف فراهم می‌کند. از سایر نویسنده‌ها کمک بگیرید. کتاب‌هایشان را بخوانید. ببینید از چه ابزارها، تکنیک‌ها و سبک‌هایی برای نوشتن استفاده می‌کنند.«اگر نوشته‌های خوب را نخوانید، نمی‌توانید چیزی بنویسید.» لئو بابوتاکتابی که خوندنش رو جدیدا شروع کردم :)یکی از کارامدترین روش‌ها برای پیدا کردن ایده‌های جدید خواندن آثار نویسنده‌های مختلف است. مهارت نویسندگی یک شبه مثل لوبیای سحرآمیز رشد نمی‌کند. خوب نوشتن همین طوری اتفاق نمی‌افتد و نیازمند یادگیری روزانه، فراموش کردن آموخته‌های قبلی و یادگیری دوباره است. نویسنده‌های خوب همیشه داستانی برای گفتن دارند و می‌توانیم از تجربیات شخصی آنها و درس‌هایی که گرفته‌اند یاد بگیریم.«درس گرفتن از تجربیات کار عاقلانه‌ای است، اما از آن عاقلانه‌تر درس گرفتن از تجربیات دیگران است.» ریک وارن5. از شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌های عمومی برای نوشتن بهره بگیریدبه گروه‌های نویسندگی که در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته‌اند بپیوندید و نوشته‌هایتان را در آنجا نشر دهید. اینستاگرام، توییتر و لینکداین بسترهای مناسبی برای به اشتراک‌گذاری نوشته با دیگران فراهم می‌کنند. برای پلتفرم‌های مختلف نویسندگی مثل ویرگول مطلب بنویسید. نوشته‌هایتان را در مجلات مختلف آنلاین منتشر کنید.به اشتراک گذاری نوشته‌ها با بقیه برای جذب خواننده و مخاطب ضروری است، بستری برای تعامل با خواننده برقرار می‌کند و باعث می‌شود نویسنده تلاش بیشتری برای واضح نوشتن کند. همچنین نوشتن در فضای عمومی خود یک رزومه محسوب می‌شود و ممکن است فرصت‌های قابل توجهی برایتان به وجود بیاورد.البته اگر نویسنده‌ی تازه‌کار هستید از این نکته فاکتور بگیرید. بهتر است اوایل شروع نویسندگی فقط برای خودتان بنویسید و آن را با کسی به اشتراک نگذارید.قطعا با گذر زمان، افزایش دانش و تجربه، فن نویسندگی بهتر و بهتر می‌شود. هیچ نویسنده‌ای کامل نیست، اما همیشه می‌توان بهتر بود و می‌توان چیزهای بیشتری آموخت.امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام:رَسولُكَ تَرجُمانُ عَقلِكَ ، وكِتابُكَ أبلَغُ ما يَنطِقُ عَنكَ .فرستاده تو ، ترجمان خرد توست ونوشته‌‏ات ، رساترين سخنگوى تو. (نهج البلاغة : الحكمة 301 منتخب ميزان الحكمة : 482)</description>
                <category>ماهِ آبی</category>
                <author>ماهِ آبی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 19:16:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ذهنِ هشیارت را گول بزن:  برنامه‌ای جامع برای تداوم در نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluemoon/%D8%B0%D9%87%D9%86%D9%90-%D9%87%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-k4n2rwrijbls</link>
                <description>اکثر نویسنده‌ها یک مشکل اصلی دارند: ننوشتن.آنها مدام مشغول فکر کردن راجع به میلیون‌ها چیزی هستند که می‌توانستند بنویسند.یک روز، شاید یک روز، چند تا از این ایده‌ها را روی کاغذ بیاورند. اما این ایده‌ها هرگز به مرحله‌ی پرورش نمی‌رسند.آنها یک حسِ مبهم بی‌هدفی دارند. می‌دانند که باید بنویسند. باید ایده‌هایشان را توسعه دهند. می‌دانند که زمان در حال سپری شدن است و هیچگاه منتظر نمی‌شیند تا آنها روزی ایده‌های بی عیب و نقصشان را به مرحله‌ی پرورش برسانند. همه آنها به خوبی آگاه هستند که: هر روزی که در آن چیزی نوشته نشود، آن روز به هدر رفته است، مثل آب گوارایی که روی زمین می‌ریزد.این مقاله تو کمک می‌کند تا با به کارگیری یک رویه (یا روتین) پیوسته، ایده‌ها و فکرهایت را از ذهن به روی کاغذ منتقل کنی و 365 روزِ سال را مشغول نوشتن باشی.احتمالا تا الان فهمیده‌ای که نوشتن کار آسانی نیست.اگر هر روز بنویسی، مهارت نوشتنت خیلی سریع رشد می‌کند. دیگر نگران بی‌هدف ماندن ایده‌هایت نیستی. دیگر حس نمی‌کنی که زمان به پوچی سپری می‌شود. دیگر از اینکه خودت را یک نویسنده بنامی احساس گناه نمی‌کنی.هر روز می‌نویسی و یاد می‌گیری که هر روز بهتر از دیروز بنویسی. اما چطور می‌توان هر روز نوشت؟برای همیشه با ننوشتن خداحافظی کندفترچه ثبت ایده‌های من1. اولین کاری که هر روز صبح انجام می‌دهی نوشتن باشد. وقتی از خواب بیدار می‌شوی انرژی کافی برای نوشتن داری. اگر نوشتن را به تاخیر بیندازی، استرس‌های روزِ پیش رو حواست را پرت می‌کنند.2. قبل از هرکاری یک لیست از ایده برای نوشتن در طول روز تهیه کن تا وقتی که پای نوشتن می‌نشینی و روبروی کاغذِ سفید قرار می‌گیری، سفیدی کاغذ تو را از نوشتن باز ندارد.3. اگر مثل من عاشق لوازم التحریر هستی یک دفترچه‌ی زیبا و جمع‌وجور برای ثبت ایده‌هایت در نظر بگیر. یا اینکه ایده‌ها را توی گوشی‌ات ثبت کن. اما برای روزانه‌نویسی حتما از یک دفتر یا سررسید استفاده کن.4. همه ما بارها و بارها این را شنیده‌ایم، اما تکرار آن خالی از لطف نیست: لطفا با دست بنویس. عمل فیزیکی نوشتن ارتباط خیلی عمیقی با ذهن برقرار می‌کند. نوشتن با دست مثل یک دست‌انداز سرعتت را می‌گیرد و کمک می‌کند از فرایند نوشتن بیشتر لذت ببری بدون آنکه نگران خروجی کار باشی.5. به مقدار محدود و مشخص بنویس. برای شروع از بازه‌ی کوتاه شروع کن و همزمان با پرورش عادت نویسندگی این مقدار را کم کم افزایش بده. دو روش برای این کار وجود دارد:6. یک زمان مشخص در نظر بگیر و تایمر را روشن کن. (مثلا ۲۰ دقیقه)7. تعداد صفحه را مشخص کن (۳ صفحه) و بعد تا زمانی که به هدفت نرسیدی بنویس.8. آنقدر بنویس تا به هدفي نوشتاری آن روزت برسی و بعد توقف کن، حتی اگر وسط کشف یک ایده‌ی حیرت انگیز هستی. ایده را روی کاغذ بنویس و روز بعد به سراغش بیا. ارنست همینگوی وقتی حین نوشتن به ایده‌ی جذابی می‌رسید، متوقف می‌شد. به این صورت روز بعد خیلی راحت‌تر می‌توانست آن ایده را پرورش بدهد.9. یک مکان مشخص در خانه برای نوشتن در نظر بگیر و هر شب قبل از خواب دفتر و خودکارت را آنجا بگذار. اگر به اندازه کافی فضا داری بهتر است یک اتاق مجزا در نظر بگیری تا در صورت لزوم درب را ببندی و به اصطلاح فارغ از هیاهوی دنیا به نوشتن بپردازی. استفن کینگ حرف جالبی دارد: «با در بسته بنویس، با در باز بازنویسی کن».10. به عنوان یک تجربه، به مدت 30 روز هر روز بنویس. اگر دوستش نداشتی، می‌توانی بعد از 30 روز دیگر ننویسی. وقتی به 30 روز رسیدی این تجربه را برای 90 روز دیگر ادامه بده. بعد از روز نود و یکم متوجه می‌شوی از ننوشتن رنج می‌بری.11. حتی آخر هفته‌ها هم بنویس.12. نوشته‌ات را نخوان و کارت را ویرایش نکن. حداقل تا زمانی که به مدت ۳ ماه عادت نوشتن را در خودت به وجود نیاورده‌ای. جولیا کامرون می‌گوید: «خب، قوه‌ی خلاقیتِ عزیز، از حالا به بعد می‌توانی بخش کیفیتِ کار را به عهده بگیری، کمیت را بسپر به من.»13. هنگام نوشتن، همه‌ی اتصالات را قطع کن. اگر مجبوری در کامپیوتر بنویسی، هنگام نوشتن اینترنت را قطع کن. تلفن را روی حالت پرواز بگذار. به دوستان، خانواده، همسر و... بگو مشغول نوشتن هستی و کسی نباید حواست را پرت کند.14. اگر حین نوشتن کلمه‌ی مورد نظر به ذهنت نرسید، به وسوسه‌ی جستجو برای لغت اجازه‌ی بروز نده. بجای آن نقطه‌چین بگذار و رد بشو. اجازه بده نوشتن مثل یک رود در جریان باشد.15. اگر برایت مقدور است، کنار آبِ جاری بنویس. اگر ممکن نیست، کنار آبنما بنشین. اگر این هم امکان‌پذیر نبود، کنار پنکه یا شمع یا عود بنشین. چیزی پیدا کن که به حفظ جریان نوشتن کمک کند. تشریفاتی که برای نوشتن انتخاب می‌کنی با حواس پنجگانه‌ات عجین شود.16. در آغازِ راه نویسندگی نوشته‌ات را با کسی به اشتراک نگذار. حتی خودت هم آن را نخوان. وقتی کارت تمام شد پرونده‌اش را ببند و آن را آرشیو کن. اگر نمی‌توانی در برابر خواندن آنچه که نوشته‌ای مقاومت کنی، بعد از نوشتن کاغذ را تکه تکه کن و دور بینداز.17. با وجود اینکه نوشته‌هایت را با کسی به اشتراک نگذاشته‌ای به همه بگو که نویسنده‌ای. ممکن است در ابتدای کار عجیب و غیرقابل باور به نظر برسد. اما مهم است که کاری که انجام می‌دهی را به هویتت نسبت بدهی. وقتی این کار را کنی، دیگر ننوشتن برایت غیر ممکن می‌شود.18. حتی اگر نمی‌دانی که راجع به چی باید بنویسی، دفترت را باز کن و بنویس «من نمی‌دونم چی باید بنوسم.» آنقدر این را بنویس که به هدفِ نوشتاری آن روزت دست پیدا کنی.19. به خودت بگو چیزی تحت عنوان «سدِ نویسندگی» نداریم. فقط «وقت استراحت» داریم. و تا زمانی که حداقل به مدت 6 ماه هر روز ننوشته باشی، حق استفاده از وقت استراحت را نداری.20. زیاد بخوان. از یک نویسنده یا یک موضوع مطالعه‌ی عمیق داشته باش. حوزه‌ی مطالعاتی‌ات را گسترش بده.21. لیستی از تمرین‌های نوشتن برای خودت تهیه کن تا همیشه چیزی برای نوشتن داشته باشی. «ایده‌ی خوب نداشتن» بهانه‌ی خوبی برای ننوشتن نیست.چطور از این برنامه بیشترین بهره را ببریم؟نحوه استفاده از این برنامه به خودِ تو بستگی دارد. هر نویسنده‌ای رویه مخصوص به خودش را دارد و در واقع بخشی از لذت نویسندگی در کشف همین رویه‌هاست.شخصا این چک لیست برای من بسیار موثر واقع شده و روزهایی که ذهنم از فقرِ نوشتن رنج می‌برد مراجعه به این لیست سوختِ کافی برای ادامه‌ی مسیر را برایم فراهم می‌کند. احتمالا در این لیست مواردِ زیادی هم نوشته نشده. مواردی که شاید جزو رویه تو به حساب بیاید. طبیعی است که این رویه در طول زمان تغییر پیدا کند.این روزها همه سرشان شلوغ است. می‌دانم ممکن است خیلی از شما زمانِ کافی برای عمل به ایده‌های مطرح شده در این چک لیست نداشته باشید. اگر واقعا وقتت تنگ است، این کار را انجام بده: یک جرقه‌ی نوشتن از لیستی که در ادامه‌ی همین مقاله می‌آید انتخاب کن و تایمر را روی 10 دقیقه تنظیم کن و بنویس. (یا به اندازه 1 صفحه بنویس). روز بعد متنی که روز قبل نوشتی را ادامه بده، یا اینکه یک جمله‌ی جالب از متنت انتخاب کن و آن را مبنای نوشته‌ی بعدی‌ات قرار بده.به چشم خويش ديدم در بيابان كه آهسته سبق برد از شتابان نکاتی برای تداوم در نوشتندر این بخش، استراتژی‌هایی برای افزایش مداومت در نوشتن را بیان می‌کنم. بر خلافِ تصور همه، داشتن یک برنامه‌ی منظم برای نوشتن کار دشواری نیست. یک بهانه‌ی رایج بین همه عاشقان نویسندگی وجود دارد و آن «نداشتن زمان» است. اما راستش را بخواهید، مسئله زمان نیست، مشکل «نداشتن انرژی یا حوصله» است.انتخاب بهترین زمان و بهترین مکان برای نوشتن باعث می‌شود انرژی و انگیزه‌ی لازم برای نوشتن را پیدا کنی. سعی کن هر روز در همان ساعت بنویسی.برای پرورش عادت منسجم نویسندگی به زمانِ خیلی زیادی نیاز نداری. حتی اگر در روز 20 دقیقه وقت خالی هم داشته باشی، پیشرفت قابل قبولی در نویسندگی خواهی داشت، به شرط اینکه بلا استثناء هر روز بنویسی.نوشتن مثل یک ورزش است. در صورتی که به طور منظم تمرین نکرده باشی نمی‌توانی به محض ثبت نام و ورود به باشگاه، سنگین‌ترین وزنه را بلند کنی. ابتدا با کارهای کوچک شروع می‌کنی(وزنه‌های 3 کیلویی یا 5 کیلویی). روزهای بعد می‌توانی وزنه‌های سنگین‌تری بلند کنی. نوشتن هم همین گونه است. اگر تاکنون چیزهای زیادی ننوشته‌ای، الان نمی‌توانی یکجا بنشینی و دو،سه ساعت مداوم بنویسی. در آغاز کار فقط چند خط بنویس و بعد توقف کن. وقتی این کار را هر روز و به طور مداوم انجام بدهی، بازوهای نویسندگی‌ات روز به روز تقویت می‌شوند. به طرز عجیبی مشاهده می‌کنی که روزها و هفته‌های بعد بیشتر می‌توانی بنویسی.چطور هر روز، با وجودِ اینکه سرت حسابی شلوغ است، نماز می‌خوانی؟ چطور مسواک زدن را فراموش نمی‌کنی؟ اصلا چطور هر روز 1 یا 2 ساعت وقت برای خوردن کنار می‌گذاری؟ همین وقت را هم برای نوشتن کنار بگذار. برای کاری که به آن عشق می‌ورزی.اجازه نده کمبود زمان تو را متوقف کند. برای نوشتن زمانِ زیادی لازم نیست. تنها نکته‌ی مهم استمرار در کار و نا امید نشدن است.حضرت علی(ع) می‌فرمایند:کار اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است. (نهج البلاغة حکمت 278)اگر نمی‌دانی از کجا باید شروع کنی، اول خاطرات و مشاهدات روزانه‌ات را بنویس. مثلا:مجموع اتفاقاتی که در طول روز رخ داده را بنویس.برنامه‌ها و ایده‌های آینده‌ات را بنویس. ایده‌هایی برای پروژه‌های خلاقانه‌ای که قرار است روی آن کار کنی. شکرگزاری از خدا و دوستان و اطرافیانت را بنویس. یک رویداد ناگوار یا خوشحال‌کننده که در طول روز برایت اتفاق افتاده بنویس و آن را تحلیل کن.دست نگه‌دار! نوشته‌ات را منتشر نکناوایل شروع نویسندگی، احتمالا ذوق بسیاری برای به اشتراک‌گذاری نوشته‌ات با دیگران خواهی داشت. این طبیعی است.اما ازت می‌خواهم که فعلا دست نگه‌داری. اگر در انتخابِ فردی که می‌خواهی نوشته‌ات را به او نشان دهی دقت نکنی، ممکن است آسیب ببینی. جولیا کامرون در کتابش «راهِ هنرمند»، راجع به هنرمندِ سایه‌ای صحبت می‌کند. اینها افرادی هستند که علاقه دارند خلاق باشند اما در واقع هیچ کار خاصی در این راستا انجام نمی‌دهند. اینها توجیهات دقیقی ابداع می‌کنند که عدم موفقیتشان را منطقی جلوه دهند. اگر بتوانی کاری که از عهده‌شان برنیامده را انجام دهی، این توجیهات ابداعی‌شان در معرض خطر قرار می‌گیرد. حسِ نا امنی می‌کنند و تلاش می‌کنند تا شما را پایین بکشند.مراقب این هنرمندانِ سایه‌ای باش. این افراد هرگز از کارِ شما حمایت نخواهند کرد.یک مدت نوشته‌ات را منتشر نکن. اصلا در این مرحله نیاز به نقد شدن نداری.و البته یک حقیقتِ نه چندان خوشایند: کارِ تو در ابتدای راه چندان آشِ دهان سوزی هم نیست! اما اشکالی ندارد. طبیعی است.به خودت گوشزد کن که برای نویسنده شدن لازم نیست حتما همه چیز تمام باشی. فکر نکن بعضی‌ها ذاتا نویسنده بدنیا می‌آیند.تمام نویسنده‌های موفق کارشان را با نوشتنِ متنِ بی‌کیفیت شروع کردند. اصلا منصفانه نیست در آغاز کار انتظار داشته باشیم مثل یک نویسنده‌ی حرفه‌ای بنویسیم. در این راه باید کلی اشتباه کنیم و این اصلا ایرادی ندارد. همانطور که یک کودک وقتی می‌خواهد راه رفتن را یاد بگیرد، در عرض یک روز نمی‌تواند بایستد، به خوبی راه برود و دور اتاق بدود. نه، اول با کمک دیوار می‌ایستد، بعد بدون کمک می‌ایستد، بعد می‌افتد، باز می‌ایستد، بعد یک قدمِ لرزان برمی‌دارد و باز می‌افتد. ما هم بارها و بارها در این مسیر می‌افتیم تا در نهایت نوشتن را فرا بگیریم.یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای پرورش عادت نویسندگی، نوشتن از روی لیست موضوعات یا جرقه‌های آماده‌ی نویسندگی است.در این بخش چند جرقه‌ی نویسندگی برای شما آماده کرده‌ام:دورترین خاطره‌ی دوران کودکی‌ات را بنویس.حافظه‌ی یک پسرِ نوجوان را توصیف کن.اگر می‌توانستم بنویسم...یک صفحه‌ی سفید مثل....من می‌نویسم چون....خودکارِ من مثل...من وقتی تنهام...تصور کن...چه می‌شد اگر...فقط برای امروز...بین وظیفه و علاقه...روزی روزگاری...من آدمی که مردم فکر می‌کنند نیستم...من شکرگزارم بخاطر...بهترین دوستت را توصیف کن.اگر قطره‌های اشک الماس بودند...من کفش‌های جادویی‌ام را می‌پوشم...کلمات درون مغزم به هم ریخته‌اند...نامه‌ای به خودت وقتی سنت کمتر بود بنویس.نامه‌ای به خودِ آینده‌ات بنویس.نامه‌ای به یکی از اعضای خانواده‌ات بنویس.نامه‌ای به یک فرد زنده یا مرده بنویس.زندگی من شبیه...یک عروسک...اولین عشقِ من...یک مکانِ خاص را توصیف کن.من باور دارم...دوست دارم دیگران چطور از من یاد کنند؟زمانِ آن رسیده که...زیبایی...خلاقیت...عشق...چشمانم شبیه...دستانم شبیه...اگر حقیقت را بگویم...وقتی لیستی از جرقه‌های نویسندگی داشته باشی دیگر لازم نیست برای نوشتن به ذهنت فشار بیاوری. فقط کافی است بنویسی. با خطِ اول شروع کن و ببین تو را به کجا می‌برد.وقتی شروع به نوشتن می‌کنی اتفاق جالبی می‌افتد: ذهن نیمه‌هشیار تو فرمان را بدست می‌گیرد. جرقه‌های داستانی بسیار موثر هستند. اینها خوراکِ فکری ذهن هشیار تو را فراهم می‌کنند، ذهن را وادار به فکر کردن می‌کنند، و درحالی که ذهنِ هشیار حواسش پرتِ نوشتن است، ذهن نیمه‌هوشیار دزدکی از دخمه‌اش بیرون می‌زند و شروع به بازی می‌کند. وقتی ذهن نیمه‌هشیار مشغول بازی است، خلاقیت مثلِ یک رود جریان پیدا می‌کند.پس تنها کاری که باید انجام بدهی گول زدن ذهن هشیار است.می‌توانی تا بی‌نهایت جرقه‌ی نویسندگی برای خودت خلق کنی. به این صورت که:یکی از همین جرقه‌هایی که در بالا نوشته‌ام را انتخاب کن و راجع بهش بنویس.یک نگاه اجمالی به همان نوشته‌ات بینداز و کلمه‌ای که به نظرت برجسته‌تر است را انتخاب کن و از آن برای جرقه‌ی نوشته‌ی بعدی‌ات به کار بگیر.به این صورت همیشه جرقه‌ای برای نوشتن داری. معطل چه هستی؟ یک دفترِ زیبا انتخاب کن و شروع کن به نوشتن.</description>
                <category>ماهِ آبی</category>
                <author>ماهِ آبی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jun 2021 23:00:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارکردن در خانه با وجود فرزندان کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluemoon/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-wvsie4dmzpfb</link>
                <description>پتوی زرد رنگِ طرح باب اسفنجی را روی دخترها می‌اندازم و پاورچین پاورچین از اتاق خارج می‌شوم. در میانه‌ی راه حواسم هست که صدای تنفسم از یک محدوده‌ای بالاتر نرود و کشکک زانویم بدون اجازه از خودش صدای ترقی در نیاورد. آخر دخترها به صدا حساسند. هووف، حالا نفسم را با خیالِ راحت بیرون می‌دهم و بعد از اینکه زیر کتری را روشن کردم دعاگویان به سمت اتاقم سرازیر می‌شوم. لپتاپ، رفیق قدیمی‌ام را روشن می‌کنم و با هم سفرِ اسرار آمیز دیگری را شروع می‌کنیم.این قصه‌ی آشنای خیلی از مادران شاغل در خانه است. اعتراف می‌کنم، کار کردن در منزل با وجود دو بچه خردسال شجاعت می‌خواهد. می‌گویم شجاعت چون هرکسی از عهده‌ی آن برنمی‌آید. ولی این کار هرچند سخت باشد به شیرینی ماندن در کنار بچه‌ها و نظاره‌گر رشد آنها بودن می‌ارزد. در این مقاله 8 روش برای کار کردن در خانه‌ با وجود فرزندان کوچک معرفی می‌کنم. برخی از اینها روشهایی هستند که خودم بارها و بارها آنها را آزموده‌ام و یقین دارم که تا حد زیادی به مادران شاغل در منزل کمک خواهد کرد تا دربرابر سختیِ شغل خانگی در کنار فرزندان کوچک دوام بیاورند.1. برنامه‌ریزی روزانه‌ی انعطاف پذیرخیلی طول کشید تا معجزه‌ی برنامه‌ریزی با بچه‌ها را بفهمم. البته در یک مقطعی از زندگی وقتی نوزاد بودند عملا برنامه‌ریزی هیچ فایده‌ای نداشت. اما از یکسالگی به بعد کم کم با مفهوم برنامه‌ریزی آشنا شدند. ذاتِ بچه‌ها اصولا تمایل به یک برنامه‌ی ثابت و ساده و منسجم دارد و اگر برنامه‌ای درکار نباشد به احتمال زیاد آشفتگی در رفتارشان نمایان می‌شود. وقتی هرکاری یک زمانِ مشخص داشته باشد(مثلا غذا خوردن، بازی با مادر، تنهایی بازی کردن، مسواک و ...) بچه‌ها راحت‌تر با انجام وظایفشان کنار می‌آیند. علاوه‌براین، برنامه‌ریزی روزانه یک اهرم کلیدی برای مادر محسوب می‌شود. یادم می‌آید زمانی که برای روز خودم و بچه‌ها برنامه‌ای نداشتم، به محضِ اینکه بچه‌ها سرگرم کاری می‌شدند یا احیانا چرت می‌زدند و من وقتِ طلایی برای کار کردن پیدا می‌کردم، سردرگم می‌شدم. مطمئن نبودم که الان باید کدامیک از کارهایم را انجام دهم و کلِ ساعت طلایی‌ام به فکر کردن و پس و پیش کردن وظایفم می‌گذشت. اما الان به محض پیدا کردن وقتِ آزاد یک‌راست به سراغ کارِهای تعریف شده در برنامه‌ام می‌روم. سعی می‌کنم کاری را انتخاب کنم که در آن بازه‌ی زمانی قابل انجام باشد.البته این برنامه ثابت و سختگیرانه نیست و در جایی که لازم باشد مثلا وقت بیشتری برای خواب خودم و یا بازی کردن با بچه‌ها اختصاص می‌دهم.برنامه‌ریزی روزانه انعطاف پذیرنکته1 : بسیار پیش می آید که هیچکدام از برنامه هایی که روی کاغذ چیدیم عملا محقق نشود. اصلا یکی از چالش های زندگی با بچه ها همین است. اما همیشه برنامه داشتن بهتر از برنامه نداشتن است. چرا که همانطور که گفتم پیش بینی فعالیتی که الان باید انجام شود می تواند تا حدودی از آشفتگی فکری بچه ها بکاهد.نکته2: من لیستی از فعالیتها و بازیهای مورد علاقه ی بچه ها را در دفترچه ام یادداشت کرده ام. در مواقع ضروری اگر به هر دلیلی بهانه گرفتند و نیاز به حضور و توجهم داشتند با مراجعه سریع به این لیست می توانم یک یا چند فعالیت مناسب را انتخاب کنم. شاید در پستی دیگر این لیست را با شما به اشتراک گذاشتم.2. شناسایی سارقان وقتساعت دروغ میگوید. دروغ. زمان بر گرد یک دایره نمی چرخد! زمان بر روی خطی مستقیم میدود. و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد. (محمدرضا شعبانعلی)
یکی از مهمترین کارهای ریشه‌ای که یک مادرِ شاغل در منزل باید انجام دهد، شناسایی سارقانِ وقت است. تضمین می‌کنم که همه‌ی ما از این دزدهای نامرئی وقت ضربه خوردیم. نگاه کنید ببینید چه‌چیزی باعث می‌شود وقتِ طلایی مخصوص کار کردن را به بطالت بگذرانید.دزد وقت می‌تواند گوشی و تلفن باشد.می‌تواند خواب اضافی باشد.می‌تواند یک القای منفی و ناامیدی باشد؛ «بی‌خیال تو نمی‌تونی کار کنی.»می‌تواند فکر کردن به مسائل زندگی و غصه خوردن باشد.می‌تواند فراموش کردن برنامه باشد.می‌تواند پیشامدها باشد ، کارهای یک دفعه ای که پیش می‌آید.می‌تواند هوسبازی باشد. اینکه بجای انجام یک کار مطابق برنامه، سر از یک کار بی‌ربط و بی‌موقع دربیاوریم.شناسایی این موارد قدم اول در اجرایی کردن برنامه‌ی شماست. من شخصا از هوسبازی مربوط به مقاله خوانی رنج می‌برم. یعنی اوقاتی که باید به کار سپری شود را صرف جست‌وجو میان مقاله‌های مختلف بازاریابی، سئو و... می‌کنم. گرچه ذاتا مقاله خواندن امر نامطلوبی نیست، اما خب هر کاری زمانی دارد.3. برنامه‌ریزیِ کاری مطابق شرایط فعلی خانوادهبعد از خوردن صبحانه دخترهای من پرانرژی و آماده‌ی بازی کردن هستند. بنابراین وقتی بچه‌ها مشغول بازی با لگو یا خانه‌سازی می‌شوند من هم یک یا دو کار اصلی‌ام را پیش می‌برم. ناگفته نماند بچه‌ها همچنان در این اوقات نیازمند حضور و توجه من هستند، به همین خاطر کارهایی را برای انجام دادن انتخاب می‌کنم که بتوانم همزمان کنار بچه‌ها بنشینم. بعد از ناهار که فازِ بعدی بازی بچه‌ها شروع می‌شود می‌توانم ادامه‌ی کار را پیش ببرم.ممکن است شما شرایط خاص خودتان را داشته باشید. مثلا داشتن بچه مدرسه‌ای اوضاع را کمی متفاوت می‌کند.قبلا سعی می‌کردم یک برنامه‌ی ثابت و سفت و سخت برای کار در نظر بگیرم. اما هیچ‌وقت بازدهی خوبی برایم نداشت. همانطور که گفتم کسب درآمد در خانه با وجود فرزندان کوچک اگرچه واقعا گزینه‌ی لوکسی محسوب می‌شود، ولی نیاز به قدرت انعطاف پذیری بالایی دارد. بچه‌ها دائما در حال رشد و تغییرند و طبیعی است که هر روز ما با روزهای دیگر فرق داشته باشد. به همین دلیل بهترین گزینه برای برنامه‌ریزی، توجه به حال و شرایط فعلی اعضای خانواده است.4. کار کردن در اول صبح یا آخر شبمهمترین نکته برای یک مادرِ شاغل در منزل استفاده از اوقات خوابِ بچه‌هاست. مخصوصا کارهایی که نیاز به تمرکز بالایی دارد بهتر است در این ساعات گنجانده شود.همانطور که در نکته ی قبلی گفتم داشتن یک برنامه منعطف از ضروریات کار کردن در خانه است. و این یعنی اگر بعد از خواباندن دختر کوچکم من هم از شدت خستگی کنارش ولو شدم احساس عذاب وجدان نداشته باشم. به هرحال برنامه باید منعطف باشد دیگر. من شخصا با کار کردن در شب راحت ترم. البته، طبق نوشته‌های کتابها و سخنرانان انگیزشی، کار کردن در اول صبح معجزه می کند و راندمان کاری را بالا می برد. اما بهتر است هرکسی با توجه به سبک و شرایط زندگی‌اش تصمیم بگیرد.5. اسباب بازی های مخصوص وقتِ کاروقتِ بازی و کاره!
یک سبد پر از اسباب‌بازی‌های جدید می‌تواند بچه‌ها را بیست تا سی دقیقه سرگرم کند. من از این زمان طلایی برای نوشتن استفاده می‌کنم. این سبد بسته به سنِ کودک می‌تواند وسایل متفاوتی داشته باشد. مثلا برای دختر یک‌ساله‌ام یک سبد پر از لگو‌های درشت و کارت‌های رنگی درنظر گرفتم. یک خوراکی هم می‌دهم به دستش تا بهانه‌ای برای بازی نکردن نداشته باشد. برای دختر سه ساله‌ام هم یک سبد کتاب یا یک جعبه پوم پوم با قاشق و آب می‌آورم تا مثلا آشپزی کند.هر چند روز یکبار محتوای این سبدهای جادویی را عوض می‌کنم تا جذابیتشان حفظ شود.6. صحبت با بچه‌هاگاهی اوقات لازم است با بچه‌ها یک صحبتِ جدی داشته باشیم. اگر کودک بیشتر از 3 سال سن دارد به احتمال زیاد متوجه است که مادرش در طول روز نمی‌تواند کلِ زمانش را به او اختصاص دهد.می‌توان کودک را توجیه کرد که مادر نیاز دارد ساعاتی از روز  مشغول کار کردن و تمرکز بر روی فعالیت‌های شخصی‌اش باشد. البته اگر مادر قول بدهد بعد از پایان کار پاداشِ خوبی به کودک بدهد شرایط بهتر پیش می‌رود. البته نمی‌توان انتظار داشت که کودک با شنیدن این حرف‌ها بگوید چشم مامان جان برو به کارت برس! نه، بداخلاقی و عدم پذیرش یک امر قطعی است. اگر ترجیح دادید از این روش هم استفاده کنید، سعی کنید روی کلامِ خود ثابت قدم باشید و در فرصت‌های مختلف این نکته را به او گوشزد کنید. بعد از مدتی متوجه می‌شوید که کودک با این قضیه کنار می‌آید و بهتر همکاری می‌کند. از کسی شنیدم هنگام کار کردن کلاهی بر سرش می‌گذارد یا لباسِ خاصی می‌پوشد تا به بچه‌ها بفهماند الان وقتِ کار است و نباید حواسش را پرت کنند. من به دختر بزرگم گفته‌ام که اگر اجازه‌ی کار کردن به من بدهد همان‌روز یا همان هفته می‌توانم با پول حاصل از کار برایش جایزه بگیرم.7. فرستادن کودک به خانه‌بازی یا مهدِ ساعتیاعتراف می‌کنم این روش را تا به حال امتحان نکرده‌ام. دخترِ سه ساله‌ام زیادی به من وابسته است و بدونِ حضور من جایی بند نمی‌شود. اما اگر شرایطش را دارید این روش را حتما امتحان کنید. دوری از فرزندان به مدت 2-3 ساعت برای هردوی شما مطلوب است. وقتی فرصتی 2-3 ساعته برای کار کردن بدون وقفه داشته باشید، وقتی کودک به منزل برمی‌گردد انرژی بیشتری برایش خواهید گذاشت.8. فقط و فقط «من»کار کردن در منزل با وجود این بازیگوش‌های پرسروصدا سخت است. ریسکِ تمام شدن سوخت و خاموش شدن جسم و روح دارد! بهتر است مهمترین اولویت یک مادر شاغل در منزل خودش باشد. بله خودش! نه بچه‌ها و نه همسر. چطور یک مادرِ فرسوده می‌تواند خانه و خانواده را مدیریت کند؟ وقتی دختر بزرگم تقریبا 2 ساله بود من همچنان مشغول تولید محتوا برای یک شرکت بودم. در یک مقطع زمانی تشویش و استرس زیادی بر من وارد شد(البته آن زمان باردار هم بودم که ممکن است ربطی به حالات روحی آن دوره هم داشته باشد). در نهایت استعفا دادم و تصمیم گرفتم بر روی کسب‌وکار خودم وقت بگذارم. این انتخاب بهتری بود و فشار روانی کمتری به من وارد می‌شد.به عنوان یک مادر شاغل در منزل، استفاده از زمان‌های خالی برای کار وسوسه کننده است. پیشنهادم این است که چند دقیقه در روز برای خود زمان بگذارید و فعالیتی غیرمرتبط با کارتان انجام دهید. من معمولا در این زمان‌ها طراحی می‌کنم(البته نه به شکل حرفه‌ای D: در حد خط‌خطی‌های بچه‌ها روی کاغذ.). کتابِ سبک داستانی می‌خوانم. پیاده‌روی و پیلاتس هم در برنامه‌ام گنجانده‌ام. البته تا الان باید متوجه شده باشید که فعالیت‌های عادیِ بقیه برای ما مادرها پروسه‌ی متفاوت‌تر و البته عجیب‌تری دارد. شاید در پستی دیگر انجام این‌ کارها را با وجود بچه‌های کوچک توضیح دادم.خلاصه، اگر می‌خواهید در فعالیت اقتصادی داخل منزل موفق باشید، پر کردن باتری روحی خودتان را فراموش نکنید.کار کردن در خانه با وجود فرزندان کوچک خیلی سخت است، اما ارزشش را دارد.گاهی پیش می‌آید که قید همه چیز را بزنم و از سختی‌های کار در خانه با خودم درد و دل کنم.  اما در این مواقع به خودم گوشزد می‌کنم که این بهترین کاری بود که می‌توانستم انجام دهم.  و بعد افتخار می‌کنم که در تمامی مراحل زندگی دخترهایم حضور دارم. این منم که برای بچه‌ها غذا می‌پزم. آنها را می‌خوابانم و هرموقع از روز که دلم خواست بغلشان کنم. هیچوقت نبود من را حس نمی‌کنند و همیشه آغوشم برای گریه‌هایشان گشوده است. در عین حال، برای خودم درآمدی دارم. ارزش آفرینی می‌کنم و رفاه بیشتری برای خانواده‌ام فراهم می‌کنم.کار کردن در خانه با وجود فرزندان کوچک مثل راه رفتن با پای برهنه روی سنگریزه‌ هاست. تنها یک چیز می‌تواند پیمودن این مسیر ناهموار را میسر کند: در درجه‌ی اول شوق حضور در کنار بچه‌ها و بعد عشقِ به کار.منبعِ بخشی از مطلب سارق وقت: سبک زندگی زنان ویژه بانوان در ایتا</description>
                <category>ماهِ آبی</category>
                <author>ماهِ آبی</author>
                <pubDate>Wed, 19 May 2021 00:50:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور در روزهای پرمشغله‌ی مادری کتاب بخوانیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluemoon/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-gjq62gny3spq</link>
                <description>کتاب خواندن در روزهای پرمشغله‌ی مادریتوی اتاقم نشستم و دارم کتاب‌های جدید کتابخانه‌ام را برانداز می‌کنم تا ببینم کدامیک مرا صدا می‌کنند. بعد از چند دقیقه بالا پایین کردن بالاخره کتاب «تولد در توکیو» خودش را توی دلم جا می‌کند. با ذوق کتاب را برمی‌دارم و خودم را با یک چرخ سریع به چای نسبتا داغی که روی میز انتظارم را می‌کشد می‌رسانم. به به... هوای آفتابیِ اسفند و بویِ باران تازه باریده و چای داغ و کتاب. ترکیبِ جذابی که هر دلِ افسرده‌ای را به وجد می‌آورد. کتاب را باز می‌کنم تا سفر جدیدی به یک سرزمینِ ناشناخته‌ی دیگر داشته باشم. اما هنوز به صفحه‌ی سوم نرسیدم که...داستانِ همیشگی من شروع می‌شود.«مامان.....»«جانم دخترم»«من خوراکی می‌خوام.... من جیش دارم...آبجی اسباب بازیمو گرفت...من بازی می‌خوام...»این سناریو به شکل‌های مختلف تا آخرِ همان روز ادامه پیدا کرد. آخرِ شب وقتی دخترها و پدرشان را خواباندم به قصد خواندن بقیه کتاب پاورچین پاورچین به اتاقم پناه آوردم ولی خستگی امان نداد و خواب بر اراده‌ام غلبه کرد.از فردای همان روز تصمیم گرفتم بفهمم که چرا کتاب خواندن آنقدر برای من هدفِ دست نیافتنی است و چرا هیچوقت نمی‌توانم در روز بیشتر از 5-6 صفحه کتاب بخوانم. بعد از کلی فکر و تحقیق راجع به مادرهایی که بیشتر از 2-3 تا بچه داشتند و با این وجود علاوه بر خواندن کتاب، کسب‌وکار خانگی خودشان را هم به نحو احسن مدیریت می‌کردند، به نتایج زیر رسیدم.این را هم اضافه کنم من با رعایت تمام نکاتی که در ادامه می‌نویسم، توانستم ساعت مطالعه‌ام را به 2 ساعت در روز برسانم. به نظر خودم که پیشرفت خوبی داشته‌م?.1. کتاب الکترونیکی، به‌جای کاغذیمن قبل از بچه‌دار شدنم هم کتاب‌های الکترونیکی زیادی می‌خواندم. اما آمدن بچه‌ها باعث شد قدردان این تکنولوژی جدید باشم. شب‌هایی که دخترهایم از خواب می‌پرند و برای خوابیدن به کمکم نیاز دارند سعی می‌کنم کتابی از برنامه کتابخوانِ گوشی‌ام انتخاب کنم و بخوانم. البته قطعا گوشی را در حالت پرواز می‌گذارم.شاید برای خیلی‌ها سخت باشد که به جذابیت‌های اغواگرانه‌ی شبکه‌های اجتماعی نه بگویند و به جای آن در گوشی خود کتاب بخوانند. اما اطمینان داشته باشید هرکاری با تلاش و اراده تبدیل به عادت می‌شود و وقتی که تبدیل به عادت شد دیگر سختی آن را حس نمی‌کنید.البته کتاب خواندن در گوشی محدود به خانه نمی‌شود. خیلی از اوقات بخشی از وقت ما صرف ایستادن در صف‌های مختلف یا نشستن در وسیله نقلیه عمومی برای رسیدن به مقصد می‌شود. از همه این بازه‌های زمانی می‌شود برای خواندن کتاب الکترونیکی استفاده کرد.من تنها از اپلیکیشن کتابخوانی «طاقچه» استفاده می‌کنم و راضی هستم. مطمئنا اپلیکیشن‌های مختلفی برای کتابخوانی وجود دارد اما من هیچکدامشان را آزمایش نکردم بنابراین نمی‌توانم بگویم کدامیک بهترند. صرف نظر از ابزار، وقت آن رسیده که به تکنولوژی‌های جدید رو بیاورید و از فرصت‌های شگفت انگیزی که در اختیار شما می‌گذارد بهره بگیرید.2. تغییر نوع کتاب‌هاماهایی که بچه‌های کوچک زیر 7 سال داریم دیگر نباید انتظار داشته باشیم مثل روزهای قبل از بچه‌دار شدن کتاب‌های رمان طولانی و ادبی و سنگین بخوانیم. به‌جای خواندن این مدل‌ کتاب‌ها که تمرکز و زمانِ زیادی را می‌طلبد، بهتر است سراغ کتاب‌های سبک‌تر با محتوای کوتاه‌تر برویم. چیزی مثل داستان کوتاه، یا مجموعه یادداشت، یا یک مجله. من به این نوع کتابها می‌گویم لقمه‌های کوچک و آماده که توی 15 دقیقه خورده (خوانده) می‌شود.3. کتاب‌های صوتیبله، سومین پیشنهاد من برای افزایش ساعت مطالعه گوش دادن به کتاب‌های صوتی است. اگرچه این مدل از کتاب خواندن برای من به شخصه موثر نبوده. دختر بزرگم که الان 3 سال و نیمه است بشدت صدای بلندی دارد و علاوه بر این در 15-16 ساعتی که در طول روز بیدار است بدون وقفه صحبت می‌کند. اما این دلیل نمی‌شود برای بقیه موثر نباشد. خیلی‌ از مادرها می‌توانند حین غذاپختن، تا کردن لباس‌ها، شیردادن به نوزاد، بافندگی و... به کتاب صوتی گوش بدهند. من قبل از اینکه دختر اولم حرف زدن را شروع کند کتاب‌های صوتی و سخنرانی‌های زیادی گوش می‌دادم. اپلیکیشن مورد علاقه‌ام هم «ایران صدا» بود. «ایران صدا» همه کتاب‌های صوتی‌ اش را به طور رایگان منتشر کرده و الان می‌توانید به بیشتر از 1000 کتاب صوتی دسترسی داشته باشید. یکی از کارهای جالبی که می‌شود انجام داد گوش دادن دسته‌جمعی به کتاب صوتی است. کلِ خانواده می‌توانند روی یک کتاب اتفاق نظر کنند و حین غذا خوردن آن را پخش کنند.4. رسیدگی به امور بچه‌ها قبل از شروع کتابیکی از کارهایی که حسابی در کتاب خواندن متمرکز به من کمک کرده رسیدگی به امور بچه‌ها قبل از شروع نشست کتاب‌خوانی است. کودک گرسنه یا کم حوصله، دائما از سر و کول مادرش بالا می‌رود و نیازمند توجه و رسیدگی است. همیشه مطمئن می‌شوم دخترهایم به اندازه‌ی کافی در طولِ روز از من محبت دیده‌اند و معده‌شان حسابی پر است.5. خاموش کردن مودمدر مورد شما نمی‌دانم، اما اگر مرا رها کنند، مدام در مورد اصطلاحات و مفاهیم مختلفی که توی کتابها می‌خوانم همان لحظه جست‌وجو می‌کنم و لذت خواندن پیوسته‌ی یک کتاب را از خودم می‌گیرم. می‌دانم عادت عجیبی است. اما این فقط محدود به جست‌وجو در اینترنت نیست. خیلی از افراد درست بعد از شروع اولین صفحه‌ی کتاب (خصوصا اگر کتاب غیر داستانی باشد)، سراغ شبکه‌های اجتماعی می‌روند و همزمان با ورق زدن صفحات کتاب، حواسشان به آخرین اخبار و رویدادهای اینستاگرام هم هست. این چه کتاب خواندنی‌ است؟ یک درمان خانگی فوری برای این بیماری، خاموش کردن درجای مودم است. امتحانش ضرری ندارد! حین شروع یک نشست کتابخوانی، سیم مودم را از برق بکشید و با خیال راحت کتاب بخوانید.جمع‌بندیرهبر عزیزمان فرموده‌اند دين و دنياى بشر و جسم و جان انسان، به بركت كتاب تأمين و تغذيه می‌‏شود.به نظر من هیچ‌چیز نمی‌تواند جای کتاب خواندن را بگیرد حتی امرِ واجبی مثل تربیت فرزند. چه بسا یک مادر نسبت به سایرین وظیفه‌ی سنگین‌تری در قبال کتاب خوانی دارد و اگر این وظیفه را جدی نگیرد در تربیت صحیح فرزند دچار مشکل می‌شود. بنابراین بچه‌داری بهانه‌ی خوبی برای کتاب نخواندن نیست. در این مقاله 5 روش برای پیدا کردن زمان برای مطالعه کتاب را بررسی کردم. مسلما روش‌های خیلی بیشتر و خلاقانه‌تری هم وجود دارد که انشاءالله در مقاله‌های بعدی به آن خواهم پرداخت.</description>
                <category>ماهِ آبی</category>
                <author>ماهِ آبی</author>
                <pubDate>Wed, 31 Mar 2021 15:03:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>