<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Blue‡rose</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Bluerose</link>
        <description>نویسنده،مترجم،عکاس،نقاش‌،پیانیست</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:37:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/706471/avatar/t3QOhN.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Blue‡rose</title>
            <link>https://virgool.io/@Bluerose</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لطفا مدرسین پاسخ بدن</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluerose/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D8%AF%D9%86-m9izgzzurtuk</link>
                <description>این پست قراره یه درد و دل بین من و شما باشه و در آخر ازتون راهکار میخوام . اگه مدرس هستید و یا اطلاعات و تجربه‌ای در این زمینه دارید کمکم کنید ممنونمن ۶ ماهیه که مدرک TTC رو گرفتم و توی دو سال اخیر هم سابقه تدریس خصوصی چه حضوری و چه آنلاین داشتم الان یه ماهه جاهای مختلف برای مصاحبه رفتم و یا تلفنی با آموزشگاه‌ها در ارتباط بودم . نرخی که برای حق‌التدریس بهم دادن برای یه جلسه ‌۹۰دقیقه‌ای گروهی ۱۰۰-۱۲۰ هزار تومانه و تا الان هم بهم گفتم کلا یه کلاس بیشتر بهم نمیدن و این کلاس به شکل متوسط ۱۰ جلسه‌ایه . یعنی تو یک دوره میشه یه چیزی حدود ۱ تومن . که طبیعتا من نپذیرفتم چون برام به صرفه نبود .۱. الان با توجه به اینکه کلاسهای گروهی اصولا زیر ۱۰ زبان آموز برگزار نمیشه و هزینه‌ی دوره برای زبان آموز حداقل ۵۰۰ هزار تومنه ( که با حداقل دانش آموز که ۱۰ نفر باشن ۵ تومن باید تو جیب آموزشگاه بره ) حق‌التدریس ۱۰۰ هزار تومنی به صرفه و منطقیه یا نه ؟۲. سوال دومم اینه که آیا مدرک تافل ، آیلتس ، دولینگو و ... واقعا میتونه تو افزایش پیمنت تاثیر داشته باشه ؟ تا چه حد ؟۳. من درست درباره‌ی آزمون‌های استخدامی آموزش و پرورش اطلاعی ندارم . الان دانشجو هستم و تو چند مقاله‌ی کوچیک خوندم که دانشجوی در حال تحصیل هم میتونه توی آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کنه . آیا صحت داره ؟ شرایطش چطوریه و چند بار در سال برگزار میشه و اگه اطلاعات و سابقه‌ی هرچند کوچیکی هم ازش دارید لطفا بهم کمک کنید . ممنون .در آخر این پستم میذارم بمونه شاید این سوال‌ها و جواب‌ها بدرد کسی خورد .</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Fri, 13 Feb 2026 17:38:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوزخ دن براون کتابی الهام گرفته از جهنم دانته</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluerose/%D8%AF%D9%88%D8%B2%D8%AE-%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87-qeh4igpfsqj4</link>
                <description>چند سالی بود که این کتاب را خریده بودم و تا همین چندروز قبل در حال خاک خوردن گوشه‌ای از کتاب‌خانه‌ی بزرگم بود .درکل آثار دن براون را دنبال میکردم و تا الان بجز &quot;شیاطین و فرشتگان&quot; و اثری که در این پست قصد دارم تا کمی درباره‌ی آن حرف بزنم ، تمامی کتبش را خوانده بودم .همان‌طور که از نام عنوان پیداست ، کتابی که امروز بررسی میکنیم ، دوزخ اثر دن براون است .در ابتدای کتاب با جمله‌ای از دانته آلیگیری روبرو میشویم: ظلمانی‌ترین مکان‌ها در دوزخ از آن کسانی‌ است که در زمانه‌ی بی‌اخلاقی بی‌طرف می‌مانند .انصافاً این جمله باعث شد تا از شروع کتاب دست بکشم و تا چند ساعت بعد به همین جمله فکر کنم . چرا که به‌نظرم باید معنا و مفهوم عمیق‌تری نسبت به آنچه که به ظاهر نشان میداد داشته باشد .در ابتدا به‌نظرم دانته میگفت که وقتی یک رویداد در حال وقوع است یا باید طرف حق را بگیری و یا باطل ، که به‌نظر امری است که عرفا و فلاسفه‌ی زیادی مردم را به آن تشویق میکنند و برای بیشتر انسان‌ها کاربردی مانند نحوه‌ی استفاده از مایع دستشویی که پشت آن در چند مرحله توضیح داده شده است را دارد . ( یعنی امری است که بر بیشتر مردم واضح و ساده است و بازگویی آن چندان به چشم نمی‌آید و اثربخش نیست )اما بعد از گذشت چندساعت و گفتگویی با پدرم درباره‌ی جمله‌ای که خوانده بودم ، حال معنای دیگری در ذهنم در حال شکل‌گیری بود . اینبار مفهوم دیگر از ذهنم گذر کرد .حال به‌نظرم این جمله معنای دیگری داشت . اینبار برداشتم این چنین بود که  : در جهان قطب مثبت و قطب منفی وجود دارد . من نوعی یا از چیزی خوشم می‌آید و یا نه . شاید بگویید که ممکن است نسبت به چیزی خنثی باشم . اما اگر بحث انتخاب بین دو چیز باشد ، به یقین ما یکی را برمیگزینیم ؛ چرا که چاره‌ای جز این نداریم .«ظلمانی‌ترین مکان‌ها در دوزخ از آن کسانی است که در زمانه‌ی بی‌اخلاقی بی‌طرف می‌مانند» جهنم اصلی برای کسی‌است که سرگشته و حیران باشد . اینکه نتواند از خود رای ، عقیده و نظری داشته باشد . به‌نظرم انسانی که این چنین باشد در همان ظلمانی‌ترین مکان دوزخ قرار دارد و خودش به اندازه‌ی درکش این جهنم را حس خواهد کرد .در پست‌های بعدی دوست دارم بیشتر درباره‌ی این کتاب ، اثری از نویسنده‌ی موردعلاقه‌ام صحبت کنم .نشان میداد داشته باشد</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jan 2026 00:35:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیکشن چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluerose/%D9%81%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-fsfqqfknl1q3</link>
                <description>فیکشن یا به زبانی دیگر ، ادبیات داستان ، شکلی از روایت است که در همه یا بخشی از آن  به رویدادهایی اشاره میشود که واقعی نیستند و تنها زاده تخیلات نویسنده است . گونه مقابل آن را nonfiction یا ادبیات غیر داستانی میانمند که در بخشی از آن و یا گاها تمام آن به وقایع و روایات حقیقی همچون تاریخ ، زندگینامه و ... میپردازند .عموما این اصطلاح در ادبیات به کار میرود اما ما شاهد کاربرد آن در مستند ،  تئاتر ، فیلم و موسیقی بوده ایم . مثل ارباب حلقه ها و آلیس در سرزمین عجایب که به ترتیب فیلم تخیلی و داستان تخیلی به شمار میروند .انواع ادبیات داستانیادبیات داستانی واقع گرا:رویدادهای ادبیات داستانی واقع گرا گرچند از ذهن نوسینده نشات میگیرد ، اما میتواند در واقعیت هم اتفاق بیفتد . ممکن است بعضی از شخصیتها و مکانها در این سبک واقعی باشند . گاهی اوقات رویدادهای آن در آینده به وقوع میپیوندند . یکی از نویسنده های آشکار در این زمینه ژول ورن است . در اثر &quot; از زمین تا کره ماه &quot; او در ابتدا ایده ی سفر به ماه فقط در بند یک ایده بود ؛ اما در سال 1969 به اثبات رسید که چنین چیزی امکان دارد.ادبیات داستانی غیرواقعگرا:این سبک به روایاتی عموما تخیلی میپردازد که امکان به وقوع پیوستنشان غیر ممکن و یا بسیار پایین است ؛ همچون داستانهای فراطبیعی و یا روایتی دیگر از تاریخ که به هیچ وجهه ارزش راستین تاریخی ندارد و تنها از ذهن نویسنده نشات گرفته . در برخی تکنولوژیها ناممکن در آن به کار میرود . داستان &quot; کلیله و دمنه &quot; در این دسته قرار دارد .ادبیات نیمه داستانی:بخش بزرگی از این سبک را حقایق تشکیل داده است . در  ابتدای چنین داستانهایی گفته میشود : &quot; براساس داستان واقعی &quot; . و یا نسخه داستانی شده یک روایت و یا یک واقعه تاریخی .منبع : چکیده ای از مطالب ویکیپدیای فارسی و انگلیسی__ ر.آ</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Tue, 19 Sep 2023 20:12:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluerose/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-t1uctuk9bjjh</link>
                <description>فصل دوم ، قسمت اول : طرح اولیه پیش از خواندن این بخش به مقاله‌ی ترجمه شده‌ی &quot; ۱۲ تایپ شخصیتی در داستان‌ها &quot; رجوع کنید . پس از انتخاب موضوع ، اولین زمینه‌های طرح داستان شکل میگیرد . طرحی که اصل ، اساس و بن مایه داستان را از ابتدا تا انتهای آن شرح میدهد . در این طرح ابتدا اصلی ترین شخصیت که قهرمان داستان باشد ‌، یعنی پروتاگونیست ، پی ریزی میشود . میدانیم در اکثر داستان‌ها ، ماجرای اصلی بر روی پروتاگونیست متمرکز است . پس طبعتا باید اولین شخصیتی که بدست ما خلق میشود همان قهرمان داستان باشد و دیگر شخصیت‌ها براساس پروتاگونیست ، سرگذشت ، اهداف و چالش‌های او خلق شود . در این قسمت به علایق و نفرت‌ها ، ویژگی‌ها ، نقاط ضعف و قدرت و ... پروتاگونیست پرداخته میشود و سپس اصلی ترین چیزی که در داستان باید بر روی آن متمرکز باشد ، در کنارش آورده میشود . برای مثال ما با پروتاگونیستی روبرو هستیم که به دنبال نجات مردم از اشرار است . این شخص دارای روحیه‌ای بسیار قوی و ثابت قدم است اما نقطه‌ی ضعف او ازخودگذشتگی بسیار بالای اوست . ( لزومی ندارد صرفا وقتی چالش‌های پروتاگونیست را شکل میدهید به سرعت به سراغ آنتاگونیست بروید . پیشنهاد میکنم مرحله به مرحله پیش روید و وقتی یک شخصیت به طور کامل ساخته شد ، شخصیت بعدی را دنبال کنید )همین نقطه‌ضعف پروتاگونیست باعث میشود تا در چالش‌های بعدی در نجات مردم از همین اشرار (منظور همان آنتاگونیست فرضی است ) با مشکل روبرو شود و در اینجاست که میتوانید آنتاگونیست را براساس همان نقاط ضعف پروتاگونیست ساخته و یا بازهم آن را نادیده گرفته و به دیگر ارکان شخصیت پروتاگونیست بپردازید . دقت کنید این شخصیت در داستان جنبه‌ی بسیار مهم و حیاتی دارد پس آن را نادیده نگیرید و سرسری از کنار آن عبور نکنید . به لایه‌لایه‌ی زندگی ‌‌، اخلاق ، رفتار و ... بپردازید . تا پایان داستان تنها شخصیتی که لازم است تا تمامی ارکان زندگی و وجودش را چه مستقیم و چه غیر مستقیم برای مخاطب شرح دهید ، در اول و آخر پروتاگونیست است .ادامه دارد...</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 00:52:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluerose/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-rvcwwrudpkj1</link>
                <description>فصل اول ، قسمت سوم : ایده و موضوع برای نوشتناگر به تمرین درباره‌ی موضوعات دم دستی ادامه دادید و فکر میکنید که حال در مرحله‌ای بالاتر قرار دارید ، تنها یک پیشنهاد دارم ، کتاب بخوانید .تعدادی کتاب مطالعه کنید . مهم نیست چند تا و چند صفحه . دو یا سه و ... خوب هر یک را تحلیل کنید . پیشنهاد میکنم بیشتر به سراغ داستان‌های کوتاه بروید که هم نوشتاری آسان دارد و هم برای افراد کم حوصله مناسب‌تر است . از میان این داستان‌ها برای خود موضوعی تلفیقی بسازید . یک رویدادی در داستان اتفاق میفتد که برای شما به نسبت جذاب است . یکی از شخصیت‌ها کاری منحصر به فرد میکند . یا گذشته از همه‌ی اینها حتی میتوان به موضوع اصلی داستان اشاره کرد . مثلا شما سه کتاب مطالعه میکنید . در یکی از آنها به شخصیت بسیار فداکار بر میخورید ‌، در یکی دیگر داستان حول محور انسان دوستی میچرخد و دیگری کمی پیچیدگی دارد .این‌ها را با هم تلفیق کنید . مهم نیست چقدر این موضوعات به هم ارتباط دارند . اگر به اندازه‌ی کافی مهارت داشته باشید خودتان میتوانید ارتباطی میان آنها بسازید . به هر حال در هر داستانی یک سری تناقضات وجود دارد . این کار تا حدی شبیه به &quot; فیکشن &quot; نوشتن است . البته با این تفاوت که در فیکشن شما در داستان موردعلاقه‌تان تغییراتی ایجاد میکنید اما در این شیوه شما داستان خودتان را دارید و تنها از برخی از ایده‌های آن در متونتان استفاده کردید . ایده‌ی مطالعه‌ی کتاب برای کسانی که در میانه‌ی نوشتن هم هستند ، مناسب است . ممکن است در ابتدا که نوشتن را شروع میکنید ، بسیار حرف ها برای گفتن داشته باشید اما همه‌ی نویسنده‌ها قطعا در یک جایی از روند نوشتن به قسمتی میرسند که انگار پر از داده هستند اما گویا قلمشان قفل میشود . در این هنگام بهتر است مدتی دست از نوشتن بکشیم و برای استراحت ذهنتان فقط مطالعه کنید . مطالعه کردن بهترین روش برای آزاد سازی ذهن و ایده پردازی‌های نو است . چنان که وقتی دوباره نوشتن را از سر میگیری به شکل غیرقابل تصوری با قدرتی بیشتر باز میگردی . پایان فصل یک</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Thu, 09 Feb 2023 20:52:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۲تایپ شخصیتی در داستان‌ها/قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/lets-write/%DB%B1%DB%B2%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-fcbmyr5k9dqr</link>
                <description>براساس کیفیت ۸ . شخصیت پویا و تغییر پذیر : شخصیتی است در طول داستان در حال تغییر کردن است . &quot; پویا &quot; اغلب برای بهتر شدن ، عاقل شدن و به تکامل رسیدن تغییر میکند اما گاهی اوقات این مسئله درست عکس ماجرا است . یعنی ممکن شخصیت مثبت تبدیل به منفی شود . ( مانند آناکین اسکای واکر و هاروی دنت )قهرمان داستان شما باید همیشه پویا باشد و اکثر دوتاگونیست‌ها نیز پویا هستند . با اینحال نیازی نیست تغییرات چنان جدی و محسوس باشند که مخاطب به سرعت متوجه‌ی آن شود . در طول سفر روایی شما این تغییرات باید به شکلی ظریف و طبیعی اتفاق بیفتد . شخصیت پویاهای مشهور : الیزابت بنت ، دن کیشوت ،ابنزر اسکوچ ،نویل لانگ باتوم ، هان سولو ، والتر وایت۹ . شخصیت ایستا و تغییرناپذیر : در سمت دیگر شخصیت پویا ، شخصیت &quot; ایستا &quot; قرار دارد . شخصیتی که تغییر نمیکند و اکثر ویژگی‌هایش در طی داستان ثابت میماند . اکثرا نشان تنبلی یک نویسنده را بیان میکند و اما در مواردی هدف والاتری برای خلق شخصیت &quot; ایستا &quot; وجود دارد .شخصیت‌های &quot; ایستا &quot; دوست داشتنی نیستند . مانند خواهر خوانده‌های سیندرلا و عموی هری پاتر . نادانی آنها در برقراری ارتباط بد با قهرمان داستان سبب منفور شدنشان نزد مخاطب میشود و همدردی ما را با قهرمان اصلی بیشتر میکند . همچنین ممکن است درسی را به خواننده بدهند : هرگز آرزو نمیکنید در جایگاه من باشید .شخصیت &quot; ایستا &quot; های معروف : آقای کالینز ، خانم هاویشام ،هری وزینیا ورم وود ( والدین ماتیلدا ) ، شرلوک هلمز ( یک قهرمان نادر استاتیک ) ‌، کارن اسمیت۱۰ . شخصیت قالب‌دار : شخصیت‌ها لزوما بدون عمیق نیستند ، اما برای به کار بردن آن‌ها باید محتاط بود . این شخصیت‌ها که به کهن الگو‌ها شباهت بسیار دارند ، همان شخصیت‌هایی هستند که هرچند وقت یکبار در داستان ها تکرار میشوند . همچون : جوکر ، مرشد ، برگزیدهشاید از صمیم قلب هیچ علاقه‌ای به بکار بردن آن‌ها نداشتید باشید ، اما استفاده از آن‌ها برای مخاطبان حس اخت گیری در آنها را تقویت میکند .باید توجه داشته که برای شروع ساخت یک شخصیت الزاما نباید به کهن الگوها تکیه کرد . یعنی آنکه در در ابتدا یک طرح ابتدایی ریخته و به مرور زمان به این شخصیت عمق ، ویژگی و عناصر به خصوص خودش را اضافه کنید .آلبس دامبلدور را در نظر بگیرید : او رفتاری حکیمانه دارد و در نوع خود یک شخصیت مرشد قراردادی به همراه کهن الگو است . با اینحال در کنار این پختگی و رفتار حکیمانه با شخصیتی روبرو میشویم که گاهی دچار ضعفها نواقص منطقی است . شاید به طور کلی از یک کهن الگوی فرسوده به وجود آمده باشد اما در نوع خود ویژه است .شخصیت قالب‌دارهای معروف : اسکات فینچ ( در قالب کودک ) ، نیک باتم ( در قالب ابله ) ، گندلف ( در قالب مرشد )۱۱ . شخصیت نمادین : از شخصیت &quot; نمادین &quot; برای نشان دادن چیزی بزرگ‌تر و مهم‌تر از خود کارکتر استفاده میشود که معمولا با پیام اصلی داستان متناسب است .این شخصیت‌هم باید به شکل نامحسوس و با ظرافت بکار رود تا به آسانی توجه مخاطب را به خود جلب نکند . نمادگرایی در آن بسیار زیاد است . بنابراین شاید خواننده حتی تا پایان داستان هم نتواند به عمق و اصل وجود شخصیت &quot; نمادین &quot; برسد .شخصیت نمادین‌های معروف : اصلان ( نماد خدا در مجموعه‌ی نارنیا ) ، جوناس ( نماد امید در کتاب بخشنده ) ، گرگور سامسا (نماد دشواری تغییر / متفاوت بودن در کتاب مسخ )۱۲ . شخصیت مدور : شخصیت &quot; مدور &quot; را با شخصیت پویا اشتباه نگیرید چرا که بسیار به یکدیگر شباهت دارند . چرا که معمولا هر دو در طی داستان در حال تغییر کردن اند . اما تفاوتی که فقط از دید مخاب محسوس است این است که شخصیت &quot; مدور &quot; حتی پیش از تغییر کردن هم دارای وجوه شخصیتی متفاوتی است . این یعنی آنکه تغییر در شخصیت &quot; مدور &quot; سرعت بیشتری دارد و محسوس‌تر است .شخصیت مدور داستان کامل خود را دارد . ( اگرچه همیشه در داستان‌ها روایت نمیشود ) . احساسات پیچیده و انگیزه‌های واقعی برای انجام هرکار دارد . این الزاما به آن معنا نیست که شخصیت مثبتی است چرا که شخصیت‌های برجسته‌ی &quot; مدور &quot;  عمیقاَ دارای نواقص اند . اما مخاطبین همچنان به علاقه و هیجان ادامه‌ی ماجرا را دنبال میکنند چرا که هیچ گاه نمیتوانن  از خواسته‌ی حقیقی او اطمینان یابند .شخصیت مدور‌های معروف : ایتکس فینچ ‌، هامبرت هامبرت ، رندل مک مورفی ، مایکل کورلئونهپایانمنبع : https://blog.reedsy.com</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Sat, 04 Feb 2023 20:59:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۲ تایپ شخصیتی در داستان‌ها/قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluerose/%DB%B1%DB%B2-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-i2tozkcbahhu</link>
                <description>بر اساس نقش شخصیت‌ها۱. پروتاگونیست : داستان حول محور آن میچرخد و شخصیت اصلی و ستاره ی داستان است . طبیعی است که اکثر مخاطبان را به خود جذب میکند .در داستانهایی که با دیدگاه اول شخص نوشته میشود ، معمولا قهرمان داستان/ &quot; پروتاگونیست &quot; همان راویست . ( اما صرفا اینطور نیست ) . همچنین این راوی میتواند فردی از نزدیکان &quot; پروتاگونیست &quot; (همچون نیک در داستان گتسبی بزرگ ) و یا در مواردی نادر شخصیتی دور از &quot; پروتاگونیست &quot; باشد .لازمه‌ی هر داستان همین شخصیت قهرمان و اصلی داستان است و در صورت نبود آن ، چالش و ماجراجویی‌ای وجود ندارد و در واقعی داستانی برای شرح دادن نیست . در نظر داشته باشید سایر شخصیت های براساس شخصیت اصلی موقعیت و شکل میگیرند . پس اگر در حال پی ریزی داستانی باشید ، اولین شخصیتی که بدست شما خلق میشود همان &quot; پروتاگونیست &quot; است .قهرمان‌های مشهور در داستان ها : هری پاتر ، فرودو بگینز ، شرلوک هلمز ، هرکول پوآرو ، ایندیانا جونز ، جان مک کلین ، دوروتی گیل ۲. آنتاگونیست : اگر شما یک  &quot;آنتاگونیست &quot; باشید ، سازوکارتان دشمنی با قهرمان داستان است . به طور کلی &quot; آنتاگونیست &quot; مقابل قهرمان اصلی قرار میگیرد و به مخالفت ، مبارزه ، دشمنی با پروتاگونیست میپردازد . اگر چه در بیشتر مواقع شخصیت مثبتی که از ارزشهای یک قهرمان در داستان پیروی میکند را پروتاگونیست و شخصیت ضد آن که شخصیتی منفی است را آنتاگونیست مینامند ‌، در مواردی استثنائی این دو به جای هم مینشینند و گاها شخصیت منفی همان پروتاگونیست است . ( مثل والتر وایت )&quot; آنتاگونیست‌ها &quot; معمولا به اندازه‌‌ی پروتاگونیست ها در یک داستان دارای اهمیت اند . هر چند معمولا در درجه‌ی دوم قرار میگیرند ، تمایلی به روایت داستان ندارند و اغلب مخفیانه عمل میکنند . همین ویژگی پنهان کاری آنهاسبب شده که داعم برای مخاطب این سوال پیش بیاید که: آنتاگونیست چه خواهد کرد ؟ چه نقشه و حیله‌ای درسر دارد ؟ و در نتیجه داستان را چالش برانگیز میکند .آنتاگونیست‌های مشهور : ولدمورت ، سائورون ، مالفیسنت ، کنت اولاف ، جادوگر سفید ، یاگو ، رجینا جورج۳. دوتاگونیست : شخصیت/شخصیت‌های مثبتی است که بعد از پروتاگونیست مورد توجه قرار میگیرد .شخصیتی نیست که کانون توجه داستان بر روی آن باشد اما درست بعد از پروتاگونیست معروف ترین شخصیت است. اغلب به همراه پروتاگونیست و داعما درحال کمک رسانی به اوست.حضور و رابطه‌ی او با نقش اصلی به داستاح گرما و جذابیت میبخشد .البته در این مورد هم استثناعاتی وجود دارد و گاهی &quot; دوتاگونیست &quot; دشمن شخصیت اصلی میباشد .دوتاگونیست‌های مشهور : دکتر واتسون ، ران و هرماینی ، سم وایز گمجی ، لومیر و گاکزوت ، جین بنت ، مرکوسیو۴. شخصیت ثالث : شخصیت ثالث ، درجه سوم و یا &quot; ترتاگونیست &quot; علت آنکه اینگونه نامیده میشود آن است که وجد این نقش چندان پررنگی نیست و آنقدر دارای اهمیت نمیباشد که به کسی صدمه‌ای بزند و یا به کسی کمکی کند . آن یه بار وارد زندگی پروتاگونیست میشوند و همانطور هم خارج . شاید در کل در دو یا سه صحنه از داستان ظاهر شوند .به هرحال یک داستان خوب دارای چنین شخصیت &quot; ترتاگونیست &quot; است . حتی اگر در دنیای واقعی هم به آن نگاه کنیم &quot; ترتاگونیست &quot;های زیادی،را میبینیم. کافی‌چی ای که فقط هفته‌ای یکبار او را میبینیم و یا فردی که به شکل تصادفی در یک کلاس کنار او مینیشینیم .ترتاگونیست‌های مشهور : راداگاست در ارباب حلقه ها ، آقای پو در مجموعه رویدادهایی ناگوار ، پادما و پارواتی پاتیل در هری پاتر ، کالو و،فاربریزیو در پدر خوانده ، مادام استال در آناکارنینا۵. شخصیت معشوق : بیشتر رمان‌ها در ژانر عاشقانه اند . ممکن داستان اصلی حول محور &quot; معشوق &quot; باشد و یا فقط بخشی از داستان به &quot; معشوق &quot; بپردازد . در هرصورت مهم نیست که این معشوق را چطور نشان میدهند ، حتما پای آن در داستان به شکلی باز میشود . این شخصیت معمولا دوتاگونیست است (اما نه صرفا ) شما &quot; معشوق &quot; داستان را با توجه به اعمال قهرمان اصلی در طی داستان خواهید شناخت . البته این اعمال میتواند متفاوت باشد به گونه‌ای که در بعضی از مواقع باعث آسیب یا مرگ به پروتاگونیست میشود و یا توسط دیگران مسخره میشوند . قهرمان در ابتدا احساسات خود را نسبت به &quot; معشوق &quot; انکار میکند که همین روند سبب طولانی شد داستان میشود .معشوق‌های معروف : رومئو/ژولیت ، آقای دارسی ، دیزی بوکانن ، مری جین واتسون ، ادوار کالن۶. شخصیت رازدار : تعیین این شخصیت کمی سخت تر است چرا که اکثر داستانها چنان روی شخصیت معشوقِ &quot; پروتاگونیست &quot; متمرکز میشوند که عملا روابط سایر شخصیت‌ها از قلم میفتد .با این حال شخصیت رازدار یکی از عمیق‌ترین روابط را با پروتاگونیست دارد.افراد رازدار معمولا بهترین دوستان هستند اما همچنان نقشی مناسبی را به عنوان معلم و حتی معشوق هم ایفا میکنند .قهرمان داستان رازهایش را با او در میان میگذارد . درست همان زمانی که درمورد گفتن رازهایش به هیچ کس دیگری اعتماد نمیکند .البته میتواند علت آن باشد که احساس میکند انتخاب دیگری ندارد ( همچون هانیبال لکتر )شخصیت رازدار‌های معروف : هوراسیو ،فریر لارنس ،آلفرد پنی ورث ، خانم لاوت ، جیکوب بلک ، دامبلدور ۷ . شخیصت متضاد : شخصیت متضاد ، به طور اساسی ارزش‌هایش با پروتاگونیست در تضاد است . این تفاوخ ویژگی‌های پروتاگونیست را برجسته تر کرده و تصویر بهتری از او ارائه میدهد .اگر چه قهرمان و &quot; متضاد &quot; رابطه‌ی آنتاگونیستی دارند ، &quot; متضاد &quot; معمولا آنتاگونیست اصلی نیست . گاهی ممکن است این دو شخصیت در ابتدا دشمن اما در نهایت با پذیرش تضادشان به رابطه‌ی دوستی نیز برسند . رابطه‌ی دقیق &quot; متضاد &quot; و پروتاگونیست با میزان تفاوتشان بستگی دارد .برای مثال ممکن است پروتاگونیست درونگرا و و در عوض &quot; متضاد &quot; برونگرا باشد که باز هم در این صورت مانعی چدان بزرگ برای ارتباط دوستی‌شان وجود ندارد . اما اگر پروتاگونیست فداکار و &quot; متضاد &quot; خودخواه باشد احتمالا این دو به مشکلی جدی برمیخورند .شخصیت متضادهای معروف : دراکو مالفوی ‌، افی ترینکت ‌، لیدیا بنت ‌، جورج و لنی ‌، کرک و اسپاکادامه دارد . . .</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Sat, 04 Feb 2023 20:53:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluerose/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-hkbryygipdlh</link>
                <description>فصل اول ، قسمت دوم : ایده و موضوع برای نوشتنپس از آنکه موضوع اصلی را انتخاب کردید ، اینک باید دست به کار شده و موضوعات مرتبط با آن را بیابید . به طور مثال ، اگر موضوع اصلی شب باشد ، این پرسش در ذهن شکل میگیرد که با فکر کردن به شب چه چیزهایی در لحظه‌ی اول به ذهن میرسد . این &quot; شب &quot; میتواند با &quot; تاریکی &quot; ، &quot; خواب و استراحت &quot; ، &quot; ماه و ستارگان &quot; و ... همراه باشد . به &quot; شب &quot; موضوع اصلی میگوییم که داستان به طور کلی حول محور آن میچرخد و به باقی اجزای ذکر شده ، &quot; ریز موضوع &quot; گفته میشود که تک تک آن در متن ممکن است لزوما وجود نداشته باشد اما بخش زیادی از آن بکار میرود ، به ادامه متن اصلی کمک میکند و الهام بخش است .چه داستان های کوتاه و حتی برای کسانی که داستان های طولانی هم مینویسند ، به تنهایی یک موضوع جوابگو نیست چرا که قطعا مطلبی خسته کننده و کسالت آور به نظر میرسد و دستِ کم از چند موضوع فرعی در متون استفاده شده تا تنوع و رنگ و عطری به داستان بدهد . پس بهتر است حتی اگر قصد استفاده از تمامی موضوعات را نداریم ، هر چه که به ذهنمان میرسد را بدون هیچ چشم داشت و بهانه‌ای فقط یادداشت کنیم . به شما قول میدهم اینکار درست مثل یک الگوریتم یک موضوع پیچیده را به بخش های ساده تر طبقه بندی کرده و نوشتن را آسان تر میکند .ادامه دارد ..._ ر.آ</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jan 2023 01:05:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Bluerose/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-svuuwhlpsy9u</link>
                <description>فصل اول ، قسمت اول : ایده و موضوع برای نوشتناگر برای اولین بار است که تصمیم به نوشتن گرفتید ، و یا اینکه در دنیای نویسندگی هنوز کودکی بیش نیستید ، حتما این مطالب را دنبال کنید . این بخش مختص به موضوع متن ماست . به احتمال بسیار زیاد همه ی ما زمانی بوده که حتی برای چند خط انشا نوشتن ، کمبود محتوا داشتیم. میتوان گفت این یک مشکل اساسی و صادقانه دلسرد کننده برای یک نفر است که میخواهد برای اولین بار بنویسد اما واقعا نمیداند چه ایده ای سرهم کند که جذاب و اقلا غیر تکراری باشد .برای فرد تازکار لازم است که درباره ی چیزی بنویسد که آن را تجربه کرده . این تجربه میتواند یک چیزی بسیار بسیار ساده باشد . فرض کنید خاطره ای از یک روز بارانی دارید . از خانه به نانوایی میروید و در این مسیر از کنار پارکی رد میشوید که کودکان در حال بازی هستند . و وقتی به خانه برمیگردید مادرتان از شما وقایعی که اتفاق افتاده را میپرسد . شما شروع به شرح ماجرا میکنید . خوب ، آیا نمیتوانید به عنوان راوی از یک وضعیت تجربی و به عنوان یک مشاهده گر اتفاقی را که پیش آمده همانطور که به شکل محاوره ای شرح میدهید ، روی کاغذ هم بنویسید ؟ این موضوع برای بسیاری میتواند جالب باشد . خاطره نویسی و شرح وقایع جالب زندگی در یک دفتر کوچک . این خاطره میتواند چندان هم ادبی و حتی طولانی هم نباشد . مانند آنکه فقط بنویسیم : سلام ، من هستم (نویسنده : طنز )ادامه دارد..._ ر.آ</description>
                <category>Blue‡rose</category>
                <author>Blue‡rose</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jan 2023 22:44:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>