<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بوکتابی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Booktabi</link>
        <description>اینستاگرام: @booktabi</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:48:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/815450/avatar/qnqJWF.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بوکتابی</title>
            <link>https://virgool.io/@Booktabi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه: درباره معنای زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-dx1kddjf3jsk</link>
                <description>چالش اسفند ماه طاقچه درباره‌ی کتابی است که به ما کمک کند به زندگی خود معنا ببخشیم.کتاب «درباره معنی زندگی» از «ویل دورانت»، تاریخ‌ شناس معروف آمریکایی است که خواندن آن به ما در زمینه‌ی شناخت معنای زندگی کمک می‌کند. ویل دورانت در این کتاب، دیدگاه‌های خود و تعدادی از بزرگان و صاحب‌ نظران جهان را درباره‌ی انگیزه و معنای زندگی گردآوری کرده است.شناسنامه‌ی اثر: نام کتاب: درباره‌ی معنای زندگی نویسنده: ویل دورانت مترجم: شهاب‌الدین عباسی ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه بخش اول کتاب به قلم خود دورانت نوشته شده است و معنى زندگی را‌‌ در دین، علم، تاریخ و سیاست بررسى مى کند در ادامه به قسمتی می‌رسیم که دورانت به  سؤال‌هاى فردى که قصد خودکشى داشته پاسخ مى‌دهد. داستان از این قرار است که در پاییز سال ۱۹۳۰، هنگامی که ویل دورانت در حال جمع کردن برگ‌های خشک خانه‌اش در نیویورک بود یک مرد خوش لباس به او سلام کرد. آن مرد به آرامی گفت که قصد خودکشی دارد و از دورانت درخواست کرد که دلایلی به او بدهد که چرا نباید خودش را بکشد وگرنه خودکشی خواهد کرد!  دورانت که اصلا دوست نداشت چنین چیزی را بشنود سعی کرد با گفتن چند دلیل برای زنده ماندن، او را از تصمیمش منصرف کند. مرد در نهایت از او تشکر کرد و رفت و دیگر برنگشت.  اما این اتفاق از یاد ویل دورانت پاک نشد.  فیلسوف بزرگ عمیقاً به این فکر فرو رفت که واقعاً معنای زندگی چیست؟  مدتی بعد نامه ای به تعداد زیادی از شخصیت‌های مشهور و صاحب نظر فرستاد و از آن ها در این زمینه نظر خواست و پاسخ های رسیده را به همراه دیدگاه خود منتشر کرد. ارزش های زندگی برای هر کدام متفاوت بود و در نهایت پاسخ خود نویسنده به این سؤال،  بسیار برای خواننده جالب و تأثیرگذار است.در زیر چند نمونه از پاسخ‌ها به پرسش ویل دورانت را می‌خوانیم:پاسخ جان ارسکین سیاستمدار بریتانیایی  : به نظرم نژاد انسان مرتکب دو خطاى بد در تفکرش شده است. یکى، فراموش کردن این نکته است که زندگى معنوى ما همان قدر طبیعى است که زندگى فیزیکى ما. فلاسفه چه مایل باشند و چه مایل نباشند تصدیق کنند که ما صاحب روح هستیم، بدیهى به نظر مى رسد که ما مجهز به چیزى هستیم که رویاها و ایده ها را تولید مى کند، بناى ارزش ها را مى گذارد.پاسخ چارلز بیرد تاریخ‌نگار آمریکایی: زندگىِ خوب، غایتى است که باید به خاطر خودش آن را دوست داشت و از آن لذت بردپاسخ آندره موروا تاریخ نویس فرانسوی:  ما فقط مى دانیم که نمى دانیم. آیا این اعتراف خیلى وحشتناک است؟پاسخ ادوین آرلینگتون رابینسون شاعر آمریکایی : زمانى به فیلسوفى گفتم همه ى فیلسوفانِ دیگر کسب و کارشان را از دست مى دادند اگر یکى از آنها دست بر قضا حقیقت را کشف مى کرد.جذابترین فصل کتاب اما، بخشی است که یک محکوم به حبس ابد به این پرسش ها پاسخ می‌دهد و پاسخ‌هاى او به قدرى حیرت آور است که دورانت اظهار تأسف میکند.پاسخ یک زندانى محکوم به حبس ابد: زندگى حتى پشت دیوارهاى زندان، مى تواند فوق‌العاده جالب و ارزشمند باشد، به همان اندازه که براى کسانى که در بیروت زندان هستند چنین است. در اینجا همه چیز بستگى دارد به ایمانى که انسان به صحت و استوارى فلسفه ى خود دارد.در کل آگاهی یافتن از نگاه دیگران بویژه افراد صاحب نام به زندگی ما را در یافتن نگاهی تازه و کشف حقیقت معنای زندگی یاری می دهد.لینک دریافت کتاب «درباره‌ی معنای زندگی» از طاقچه:  https://taaghche.com/book/22379 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 22:12:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه: سال بلوا</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%A7-tqzub5i3pdvm</link>
                <description>چالش بهمن ماه طاقچه درباره‌ی کتابی است با موضوع عشق. کتابی که به زیبایی عشق و احساسات آن را به ما یادآوری می‌کند. کتاب «سال بلوا» عاشقانه است که در کنار رویدادها و اتفاق‌های تاریخی و سیاسی گذشته‌ی ایران روایت می‌شود.شناسنامه‌ی کتاب:  نام اثر: سال بلوا نویسنده: عباس معروفی  ناشر: انتشارات ققنوسفضای حاکم بر کتاب، بیانگر حال و هوای شهر سنگسر در سال 1320 و روزهای اشغال خاک ایران در جنگ جهانی دوم است. داستان در ذهن زنی به نام «نوش‌آفرین» اتفاق می‌افتد و خاطراتی است که در ذهن او مرور می شود. سال بلوا در هفت‌ شب روایت شده است. راویِ شب‌های فرد «نوشا» و راوی شب‌های زوج خود نویسنده است . نوش‌آفرین (نوشا) دختر سرهنگ نیلوفری است. سرهنگ نیلوفری و خانواده‌اش زندگی مرفهی در شیراز داشتند ولی آرزوی سرهنگ، پیمودن پله های ترقی و آینده‌ای باشکوه برای دخترش بود پس با وعده‌ی وزارت جنگ از سوی شاه، همراه خانواده شیراز را ترک و به سنگسر آمدند. اما سرنوشت به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. نوشا عاشق کوزه گری تنها که «حسینا» نام دارد می شود. حسینا به دنبال پیدا کردن برادران گم شده‌ی خود به این شهر آمده و ماندگار شده است. نوشا با تمام وجودش عاشق کوزه‌گر می‌شود با این حال تقدیر، تصمیم دیگری برای آن‌ها گرفته است . حسینا از سوی خانواده‌ی نوش‌آفرین پذیرفته نمی‌شود و با ورود دکتری به نام «دکتر معصوم » به داستان، زندگی نوشا برای همیشه تغییر می‌کند.  حسینا ناپدید می‌شود، پای دکتر معصوم به خانه‌ی سرهنگ نیلوفری باز می‌شود، از نوشا خواستگاری می‌کند و او تحت تأثیر فشار مادر و شرایط حاکم بر جامعه مجبور به قبول این ازدواج اجباری می‌شود.چهار سال بعد جنگ جهانی آغاز می‌شود و آتش آن به ایران هم می‌رسد. متفقین به خاک کشور هجوم می‌آوردند و نیروهای مردمی را سرکوب می‌کنند. و این آغاز دورانی است که ناامنی و استبداد بر زندگی مردم سایه می‌افکند.  فصل‌هایی که از زبان نوشا بیان می‌شود، جایگاه زن‌ها در ایرانِ آن دوره‌ را نشان می‌دهد. زن‌هایی که متأسفانه هیچ ارزش و احترامی نداشتند.  زمانی که نوش‌آفرین عاشق حسینای کوزه‌گر بود واقعاً احساس زن بودن می‌کرد و از این احساس لذت می‌برد. اما درمقابل، زمانی که با دکتر معصوم ازدواج کرد زنانگیش به شدت سرکوب شد و حتی به اجبار پیراهن‌های زنانه را رها کرد و لباس‌های همسرش را پوشید. نوش‌آفرین ابتدا برای زن بودنش جنگید ولی رفته رفته مجبور شد شرایط تلخ را بپذیرد. در ادامه دکتر معصوم  شبی در یک میخانه از ماجرایی مطلع می‌شود و به دنبال  آن اتفاقاتی رخ می‌دهد که به سرنوشتی تلخ و غم‌انگیز برای نوش‌آفرین منجر می‌شود.‌درباره‌ی نویسنده:عباس معروفی در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در بازارچه‌ی نایب السلطنه تهران، به دنیا آمد. وقتی پانزده ساله بود داستان‌های چخوف را کپی می‌کرد و با تغییر نام‌‌ها و داستان‌ها سعی می‌کرد داستان تازه‌ای بسازد. اولین داستانش در سال ۱۳۵۵ در مسابقه‌ی داستان‌نویسی جوانان کیهان به عنوان برنده‌ی مسابقه چاپ شد. پس از آن داستان‌هایش در نشریات مختلف انتشار می‌یافت. اما با انتشار کتاب «سمفونی مردگان» بود که نامش به عنوان نویسنده ای معروف سر زبان‌ها افتاد. عباس معروفی در سال ۱۳۶۶ به عنوان مدیر اجراهای صحنه‌ای و مدیر ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شد و مجلهٔ موسیقی آهنگ نیز به سردبیری او در همین دوران انتشار یافت. در پاییز ۱۳۶۹ مجله ادبی «گردون» را پایه‌گذاری کرد و سردبیری آنرا برعهده گرفت و به‌طور جدی به کار مطبوعات ادبی روی آورد ولی در ادامه این مجله توقیف شد. معروفی در پی توقیف گردون در ۱۱ اسفند ۱۳۷۴ ناگزیر به ترک ایران شد. او به پاکستان و سپس به  آلمان رفت. عباس معروفی شهریور ۱۳۹۹ نخستین بار از ابتلای خود به سرطان خبر داد و نوشت: «سیمین دانشور به من گفت: غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یکوقت، معروفی! و من غصه خوردم.» او پنج‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ در ۶۵ سالگی درگذشت. از دیگر آثار معروفی می‌توان به رمان‌های پیکر فرهاد، فریدون سه پسر داشت و نام تمام مردگان یحیاست اشاره کرد.کتاب سال بلوا را می‌توانید از لینک زیر در فروشگاه کتاب طاقچه تهیه نمایید: https://taaghche.com/book/117071 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Feb 2024 23:44:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه: مرگ ایوان ایلیچ</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C%DA%86-nfpfxyhebyxa</link>
                <description>چالش دی ماه طاقچه درباره‌ی مرگ است که همیشه خواندن یا فکر کردن درباره‌ی آن برایمان سخت و غم‌انگیز بوده است. مرگ چه بخواهیم، چه نخواهیم برایمان پیش می‌آید و از آن نمی‌شود فرار کرد. پس چه بهتر که با دید باز درباره‌ی آن فکر کنیم. از بین کتاب‌هایی با این موضوع، سعی کردم به سراغ داستانی بروم که با صحبت درباره‌ی پدیده مرگ، ارزش زندگی را نیز به انسان یادآوری می‌کند. کتاب  «مرگ ایوان ایلیچ» را برای این موضوع انتخاب کردم و توانستم به راحتی با داستان همراه شوم.شناسنامه‌ی کتاب: نام اثر: مرگ ایوان ایلیچ نویسنده: لئو تولستوی مترجم: سروش حبیبی ناشر: نشر چشمهداستان با مرگ قاضی قدرتمند روسی، «ایوان ایلیچ» آغاز می‌شود. درواقع خواننده در همان ابتدا با حادثه‌ی اصلی روبه رو می‌شود.  بعد از رخ دادن این اتفاق،  داستان به گذشته برمی‌گردد. به زمانی که ایوان ایلیچ در اوج قدرت و شایستگی قرار داشت.  با رفتن به گذشته، ابتدا با شخصیت و زندگی این قاضی آشنا می‌شویم.  ایوان مردی قدرتمند و فرصت‌طلب بود که تمام زندگی، حتی ازدواجش را بدون احساسات و بر پایه‌ی منطق پیش می‌برد. ایوان ایلیچ به سرعت جایگاه‌های اجتماعی و مرتبه‌های شغلی را بدست می‌آورد و موفقیت‌های بسیارش در او این ذهنیت را به‌وجود آورده بود که انگار همه چیز برای همیشه پابرجا است و تا جایی به غرور کاذب رسیده بود که فکر می‌کرد مرگ از او بسیار دور است. به نوعی خود را انسانی فناناپذیر می‌دانست که نابودی را برای دیگر انسان‌ها و موجودات تصور می‌کرد.  رفته رفته این غرور و خودبزرگ‌بینی در زندگی شخصی و رابطه با همسر و فرزندانش نیز اثر می‌گذارد. جمع دوستانش کوچک‌تر می‌شود و رابطه‌ی اجتماعی‌اش محدود می‌شود به کار و دادگاه. تولستوی بعد از نشان دادن شخصیت ایوان ایلیچ، خواننده را وارد مرحله‌ی بعدی زندگی او می‌کند.   بیماری‌ یکباره به سراغش می‌آید. ابتدا فکر می‌کند چیز مهمی نیست و‌ بعد از مدتی خوب خواهد شد ولی رفته رفته بیماری و درد بیشتر می‌شود تا جایی که او را خانه‌نشین می‌کند! در اینجاست که چالش اصلی زندگی ایوان شروع می‌شود. مردی که به شدت دچار غرور و خودبزرگ‌بینی بود، حالا با وضعیتی روبه‌رو می‌شود که برای انجام ساده‌ترین کارهای روزمره هم به فرد دیگری نیاز دارد. در این قسمت از داستان، همراه با ایوان ایلیچ  احساسات و چالش‌‌های بسیاری را تجربه ‌می‌کنیم که درواقع ما را به فکر فرو می‌برد و سوال‌های بسیاری درباره‌ی زندگی و مرگ و همچنین حقیقت زندگی در ذهنمان شکل می‌گیرد. همراه با این سؤال‌ها مرحله به مرحله با افکار ایوان ایلیچ همراه می‌شویم . از انکار بیماری گرفته تا خشم و عصبانیت از همه چیز و همه اطرافیان تا در آخر که با سختی به پذیرش می‌رسد.  مرحله‌ای از زندگی که متوجه می‌شود با اینکه مقام مهمی دارد ولی برخلاف تصورش، با مرگِ او چیزی در دنیا تغییر نخواهد کرد و در دادگاه به سرعت شخص دیگری را جایگزین او خواهند کرد. خانواده‌اش هم بعد از مدتی با غم نبودنش کنار خواهند آمد و این موضوع را می‌پذیرند. و در اینجا است که به پوچ بودن ارزش چیزهایی پی می‌برد که تا اینجا بسیار برایش مهم بودند. تولستوی در این کتاب با پدیده‌ی مرگ، ارزش زندگی را به خواننده نشان می‌دهد. هدف نویسنده، نشان دادن این واقعیت است که انسان‌ها در طول زندگی به مفهوم واقعی زندگی پی نمی‌برند و زندگی را در چیزهایی می‌بینند که با واقعیت زندگی متفاوت است و وقتی با مرگ روبه رو می‌شوند از خود می‌پرسند که «آیا واقعا زندگی کرده‌اند؟» و این سؤال و حسرت بعد از آن است که بیماری و مرگ را برای انسان بسیار سخت می‌کند.این کتاب ارزشمند را می‌توانید از اپلیکیشن طاقچه و لینک زیر تهیه کنید: https://taaghche.com/book/139526 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2024 22:31:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه: فارنهایت ۴۵۱</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%B4%DB%B5%DB%B1-davcsmuj9yvj</link>
                <description>موضوع چالش آذرماه طاقچه درباره‌ی جامعه‌شناسی و آشنایی با جوامع گوناگون انسانی است. در بین کتاب‌هایی با این موضوع، به سراغ جامعه‌ای رفتم که از آینده‌ای غم‌انگیز صحبت می‌کند.  کتاب «فارنهایت ۴۵۱» که پادآرمان‌شهری ترسناک را به تصویر می‌کشد.شناسنامه‌ی کتاب: نام اثر: فارنهایت ۴۵۱ نویسنده: ری برادبری ترجمه: معین محب‌علیان ناشر: انتشارات میلکاندنیایی را تصور کنید که در آن کتاب‌ خواندن، تأمل و تفکر جرم بزرگی محسوب می‌شود و‌ همه‌ی کتاب‌ها باید سوزانده شوند!! هیچ کتابی نباید باقی بماند و آتش‌نشان‌ها وظیفه دارند تا هرجا کتابی یافت شد، به سرعت به آن‌جا بروند و کتاب‌ها را به آتش بکشند و بسوزانند.مردم در این جامعه باید با نهایت سرعت به زندگی بپردازند و زمانی را برای درکنار هم بودن و دوست داشتن‌ همدیگر تلف نکنند! مردم اعتقاد دارند که کتاب‌ها جز غمگین کردن آن‌ها و تلف کردن وقتشان سود دیگری ندارند. آن‌ها به این باور رسیده‌اند که کتاب‌ها دشمن  هستند و تلویزیون‌های بزرگ باید جانشین کتاب‌ها شود.  همه در خانه‌های خود دیوارها را با نمایشگرهای بزرگ می‌پوشانند و بیشتر وقت خود را با دنیای نمایش داده شده در آن‌ها می‌گذرانند.  برنامه‌‌ی هر روز مردم بعد از رسیدن به خانه‌هایشان این است: تماشای برنامه‌های منتخب که توسط دولت انتخاب شده و خوردن قرص‌های خواب و به موقع خوابیدن. هیچ‌کس حق ندارد شب‌ها پیاده‌روی کند و بیدار بماند. چراغ خانه‌ها سر ساعتی تعیین شده باید خاموش شوند و همه به خواب بروند. معنای کلمه‌ی ‌آتش‌نشان بسیار متفاوت از دنیای اکنون است. در این جامعه که درواقع یک پادآرمان‌شهر شناخته می‌شود، آتش‌نشان‌ها آتش خاموش نمی‌کنند بلکه وظیفه دارند هرجا کتابی یافت شد،‌ برای سوزاندن و به آتش کشیدن اقدام کنند! دولت این جامعه، همه را به این باور رسانده که نویسنده‌ها افرادی هستند که با نوشتن مطالب پوچ و‌بیهوده، مردم را غمگین و افسرده می‌کنند. حال در این فضا و این طرز تفکر همگانی و قانون‌ها، آتش‌نشانی به نام «مونتاگ» برحسب تصادف، با دنیای متفاوتی آشنا می‌شود. مونتاگ شبی در راه خانه با دختری دیدار می‌کند که با همه‌ی اطرافیانش فرق دارد. دنیای دختر و حرف‌هایش ابتدا به نظر مونتاگ کفرآمیز و حتی دیوانگی بنظر می‌آید. بر حسب وظیفه مونتاگ باید دختر و خانواده‌اش را به مقاماتِ مربوطه گزارش دهد. کاری که هر شهروند عاقلی در برخورد با افرادی که دارای این ذهنیت هستند انجام می‌دهد. ولی در کمال ناباوری، مونتاگ دختر را معرفی نمی‌کند و ناباورانه به حرف‌های دختر گوش می‌دهد و حتی درطول روز به آن‌ها فکر می‌کند‌. مونتاگ از این تغییر رفتار خود بسیار متعجب و پریشان‌ می‌شود ولی نمی‌تواند به حرف‌های دختر فکر نکند. دختر که «کلاریس» نام دارد، موفق می‌شود مونتاگ را به شک بیندازد که اصلاً چرا باید کتاب‌ها سوزانده شوند؟ آیا حرف‌هایی که در تلویزیون و رسانه‌ها گفته می‌شود حقیقت دارد؟ یا چرا دولت برای سوزاندن کتاب‌ها انقدر اصرار دارد؟  بالاخره مونتاگ تصمیم‌ می‌گیرد بفهمد در کتاب‌ها چه چیزهایی نوشته شده که انقدر از دید دولت ترسناک بنظر می‌رسد. با تصمیم جدید مونتاگ و وارد شدن او به دنیای کتاب‌ها و فرار از آدم‌های اطرافش،  اتفاقاتی را رقم می‌زند که بسیار خواندنی هستند.  دنیایی که برادبری خلق کرده است برای انسان این زمان هم باورپذیر و قابل درک است. دنیایی که با اطلاعات کم‌ارزش رسانه‌ها و فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی پر شده است و تعداد افرادی که به راستی خواندن کتاب را به دیگر سرگرمی‌ها ترجیح می‌دهند هر روز کمتر می‌شود. دنیای برادبری بسیار تلخ و ترسناک است و در واقع او با نوشتن این کتاب سعی کرده به مخاطب خود هشدار دهد که پیشرفت و تمدن نباید به نابودی ارزش‌های گذشته منجر شود و با نشان دادن همچین دنیای تاریکی، خواننده را از نابودی این ارزش‌ها می‌ترساند. عنوان کتاب هم بسیار هوشمندانه انتخاب شده است. فارنهایت ۴۵۱ درجه حرارتی است که در آن کاغذ آتش می‌گیرد.لینک دریافت این کتاب جذاب در اپلیکیشن کتاب طاقچه: https://taaghche.com/book/38130 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Dec 2023 21:27:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: عادت های اتمی</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-rz75jcxv6ihv</link>
                <description>چالش کتاب‌ خوانی آبان ماه طاقچه خواندن کتابی است که به ما کمک می‌کند کنترل زندگی را به دست بگیریم. کتاب «عادت های اتمی» را از بین کتابهای معرفی شده در وبلاگ طاقچه انتخاب کردم. شناسنامه‌ی کتاب:  نام اثر: عادت های اتمی نویسنده جیمز کلیر   مترجم: هادی بهمنی  ناشر: نشر نوین«جیمز کلیر» یکی از متخصصان برجسته جهان است که در زمینه عادت‌ها و رفتارهای انسان‌ها تحقیقات بسیاری انجام داده است. بیشترین علت شهرت کلیر به‌خاطر نوشتن کتاب «عادت‌های اتمی» است که در کشورهای بسیاری چاپ شده است. از این کتاب به‌عنوان راهنما در حوزه‌ی کسب‌و‌کار و همچنین شناخت عادت‌های فردی و خلاص شدن از عادت‌های بد و ایجاد عادت‌های خوب استفاده می‌شود. نویسنده در ابتدا مخاطب را با داستان‌هایی از افراد موفق مانند مدال آوران المپیک، رهبران موفق تجاری و یا پزشکان و هنرمندان مطرح، آشنا می‌کند تا از تجربیات آن‌ها در تقویت مهارت‌ها و عادت‌های مفید بهره ببریم. در اینجا با مفهوم عادت‌های اتمی آشنا می‌شویم. کلیر بر این باور است که عادت‌های اتمی همان عادت‌های کوچکی هستند که ما سال‌هاست گرفتار آن‌ها هستیم و بر زندگی و رفتار ما اثر می‌گذارند. در واقع حدود ۴۰ درصد رفتارهای روزانه‌ ما را عادت‌هایمان شکل می‌دهند و تعیین می‌کنند که چقدر در زندگی خوشحال یا ناراحت هستیم و یا به چه اندازه انسان موفقی هستیم . نویسنده معتقد است که عادت‌های اتمی بر جنبه‌های مختلف زندگی ما اثر دارد و می‌تواند روش و مسیر زندگی هر شخص را تعیین کند. ممکن است آدم‌هایی را ببینید که هدف‌های یکسانی دارند ولی نتایج متفاوتی به دست می‌آورند. مثلاً دو نفر را در نظر بگیرید که می‌خواهند در یک آزمون بسیار مهم شرکت کنند برای هر دونفر قبول شدن در این آزمون بسیار اهمیت دارد. هر دو به یک اندازه به منابع دسترسی دارند و تقریبا هوش و استعداد یکسانی هم دارند. با این حال یکی موفق می‌شود و دیگری شکست می‌خورد . دقیقاً این‌جا است که تأثیر عادت‌های اتمی مشخص می‌شود. وقتی که ما برای رسیدن به هدفمان عادت‌های اتمی بد را کنار می‌گذاریم و کم کم عادت‌های خوب را جایگزین می‌کنیم، تفاوتمان با افرادی که همان هدف‌ها را دارند اما برای رسیدن به آن عادت‌های درستی را در خود پرورش نداده‌اند، مشخص می‌شود. در قسمت‌ دیگر کتاب به موضوع تغییر عادت‌ها پرداخته می‌شود. راه حلی که نویسنده در این باره پیشنهاد می‌دهد تمرکز روی عادت‌های اتمی است که با هویت ما سروکار‌ دارند. رفتارهای ناسازگار با شخصیت هر انسانی معمولاً دوام نخواهند داشت. به طور‌ مثال وقتی به دنبال به دست آوردن پول بیشتر هستیم اگر شخصیت ما به جای تولید پول، به مصرف گرایی گرایش داشته باشد، تقریباً هیچ‌گاه نمیتوانیم به ثروت دست پیدا کنیم. پس نتیجه می‌گیریم که در ابتدا باید انتخاب کنیم که چه نوع شخصیتی می‌خواهیم و با تغییرات کوچک، فرایند تبدیل شدن را شروع کنیم. بزرگ‌ترین دشمن این موفقیت شکست نیست بلکه کسالت است. عادت‌های اتمی بد موجب کسالت ما می‌شوند زیرا دیگر نمی‌توانند مثل قبل ما را خوشحال کنند. و به این دلیل اتفاق می‌افتد که تبدیل به عادت شده‌اند. تنها راه رهایی از این کسالت، تغییر مفید در عادات رفتاری ماست.چگونه عادت‌های اتمی خوب ایجاد کنید • آن‌ها را ایجاد کنید. دفترچه‌ای تهیه کنید و در آن عادت‌های فعلی خود را بنویسید بعد از آن فهرستی از عادت‌هایی که می‌خواهید به آن‌ها دست پیدا کنید تهیه کنید تا عادت‌های جدیدی که نیاز دارید مشخص شوند‌ • در صورتی که عادتی را فراموش کردید حتماً به مسیر درست برگردید و دوباره آن را انجام دهید.چگونه عادت‌های اتمی بد را از بین ببرید • فایده‌های دوری از عادت‌های اتمی بد را برای خود مشخص کنید و خود را تشویق کنید تا از آن‌ها فاصله بگیرید.  • جریمه‌هایی درنظر بگیرید تا اگر به سراغ عادت‌های اتمی بد رفتید اجرا شوند. • انجام عادت‌ بد را دشوار کنید و خود را ملزم نمایید تا مدت مشخصی به سراغ آن‌ها نروید‌.در آخر پیشنهاد می‌کنم شما هم با خواندن این کتاب، تغییرات مفیدی را در زندگی خود ایجاد کنید تا بیشتر بتوانید کنترل زندگی خود را در دست بگیرید. کتاب عادت های اتمی را می‌توانید از لینک زیر در اپلیکیشن کتاب طاقچه تهیه کنید:https://taaghche.com/book/54131  </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 23:45:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: دنیای سوفی</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%81%DB%8C-c2l4svmv7hut</link>
                <description>چالش مهرماه طاقچه، خواندن کتابی است که به ما کمک کند تا به راحتی با مفاهیم فلسفی آشنا شویم. از بین کتاب‌های معرفی شده در وبلاگ طاقچه، کتاب مشهور «دنیای سوفی» را برای این موضوع انتخاب کردم.شناسنامه کتاب: نام اثر: دنیای سوفی نویسنده: یوستین گردر ترجه: حسن کامشاد ناشر: انتشارات نیلوفرکتاب دنیای سوفی اثر «یوستین گردر»، نویسنده نروژی است. داستان آن درباره‌ی تاریخ فلسفه است که به صورت داستانی نوشته شده است. یوستین گردر سال ۱۹۵۲ در نروژ به دنیا آمد. او نویسندگی را بعد از ازدواج در سال ۱۹۷۴ به عنوان شغل آغاز کرد.اولین رمان او «تشخیص‌ها و داستان‌های دیگر» در سال ۱۹۸۶ منتشر شد. گردر سال‌ها در دانشگاه‌ برگن فلسفه تدریس می‌کرد و به دنبال روشی برای انتقال راحت و ساده مفاهیم فلسفی به شاگردانش بود ولی به دلیل اینکه متن مناسبی پیدا نکرد به نوشتن «دنیای سوفی»  پرداخت. پس از انتشار آن، مخاطبین بسیاری به فلسفه علاقه‌مند شدند و کتاب به سرعت پرفروش شد. تاکنون این کتاب به ۵۳ زبان ترجمه شده  و هرسال نسخه‌های بسیاری از آن در سرتاسر دنیا به فروش می‌رسد.  رمان دنیای سوفی را درواقع می‌توان کتابی خودآموز درباره تاریخ فلسفه دانست بنابراین با اصطلاحات سنگین فلسفی سروکار نداریم و به راحتی از خواندن آن لذّت خواهیم برد.یوستین گردر نویسنده کتاب دنیای سوفیداستان کتاب درباره دختری ۱۵ ساله به نام «سوفی» است که ذهن بسیار خلاقی دارد. سوفی روزی بعد از مدرسه، در صندوق پست خانه، نامه‌ای عجیب دریافت می‌کند. در نامه این سوال مطرح شده است که «تو کیستی؟» همین دو کلمه ذهن سوفی را بسیار درگیر می‌کند و با این مشکل رو‌به‌رو می‌شود که این نامه‌ها را چه کسی می‌فرستد و هدف او از فرستادن آن‌ها چیست؟ سوفی هر روز منتظر نامه‌های دیگری از نویسنده‌ی ناشناس است و با ادامه پیدا کردن این ماجرا، به سوال‌هایی می‌رسیم که به احتمال زیاد هر شخصی در زندگی خود مخصوصاً در دوران نوجوانی با آن‌ها روبه‌رو می‌شود. سوال‌هایی نظیر من کی هستم؟ چرا در این دنیا حضور دارم؟ هدف دنیا چیست؟ و غیره. نامه‌ها به تدریج مطالب بیشتری را به مخاطب انتقال می‌دهد. شخص فرستنده که خود را «آلبرتو کناکس» معرفی می‌کند، هدف خود را از فرستادن نامه‌ها، آموزش مطالب فلسفی بیان می‌کند. سوفی‌ که بسیار به این موضوع علاقه‌ دارد با آلبرتو همراه می‌شود و حتی زمانی که در حال یادگیری دروس فلسفی نیست نیز، با مادر و بهترین دوستش جوانا وقت می‌گذراند و‌ با مطرح‌کردن بحث‌ها و‌سؤال‌های فلسفی آن‌ها را گیج می‌کند! با همراهی مطالب و نامه‌های کتاب با فیلسوف‌های بزرگی همچون سقراط، افلاطون و ارسطو آشنا می‌شویم و تاحدودی مکتب فلسفی آن‌ها را می‌آموزیم. در ادامه به قرون وسطی می‌رویم و سپس  عقاید اسپینوزا، مارکس، داروین و‌ فروید را می‌آموزیم. نکته جالبی که بعد از خواندن کتاب به آن فکر کردم روشی است که فلاسفه برای اثبات عقاید خود به کار می‌بردند. در ابتدا بسیاری از مردم آن‌ها را باور نداشتند و یا حتی بعضی مانند سقراط به خاطر پافشاری بر اعتقاداتشان محکوم به مرگ می‌شدند. از نظر من خواندن کتاب دنیای سوفی با متن ساده و راحتی که دارد، برای هرکس که به یادگیری فلسفه علاقه‌مند است یا به دنبال منبعی برای شروع فلسفه می‌گردد، کتاب بسیاری مناسبی است.  کتاب دنیای سوفی را می‌توانید از لینک زیر در اپلیکیشن کتاب طاقچه دریافت نمایید:  https://taaghche.com/book/134137  https://taaghche.com/book/134137undefined </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Oct 2023 23:25:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: مغازه خودکشی</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-w7jo2vojto4j</link>
                <description>چالش شهریور ماه طاقچه، خواندن کتاب‌هایی است که در سال ۱۴۰۱ بیشترین فروش را داشته‌اند. در بین لیست این کتاب‌های موفق، به سراغ کتاب «مغازه خودکشی» رفتم که در سال گذشته نظر مخاطبین بسیاری را به خود جلب کرده است. شناسنامه کتاب: نام اثر: مغازه خودکشی نویسنده: ژان تولی مترجم: احسان کرم‌ویسی ناشر: نشر چشمه کتاب مغازه خودکشی یک کمدی سیاه است که نویسنده موضوع مرگ و امید را با داستانی خاص به چالش می‌کشد. داستان کتاب درباره‌ی خانواده‌ای است که در زمان و مکانی نامعلومی زندگی می‌کنند که فضای حاکم بر آن بسیار غم‌زده و ناراحت‌کننده است. مردم دلیلی برای زنده ماندن ندارند و آمار خودکشی بسیار بالا است. این خانواده کسب و کاری بسیار عجیب دارند که در فضای حاکم بر داستان شغلی عادی و مهم است!  آن‌ها مغازه‌ای دارند که خدماتی خاص به مشتری‌ها ارائه می‌دهد. در این مغازه‌ی عجیب وسایلی به فروش می‌رسد که به افرادی که نمی‌خواهند به زندگی خود ادامه دهند کمک می‌کند تا مرگی آسان و بی‌دردسر داشته باشند! مشتری‌ها در این مغازه حتی می‌توانند مشاوره‌ی خودکشی دریافت کنند تا راهی برای مرگ آسان و تضمینی انتخاب کنند. شعار مغازه خودکشی آن‌ها این است: «آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ حداقل در مرگتان موفق باشید» نویسنده ابتدا ما را با مغازه خودکشی و خانواده‌ تواچ که آن را اداره می‌کنند آشنا می‌کند. خانواده تواچ‌ به کسب و کار خانوادگی خود بسیار افتخار می‌کنند زیرا به آدم‌ها کمک‌ می‌کنند از شر زندگی ناراحت‌کننده خود راحت شوند. داستان در واقع جایی به اوج خود می‌رسد که خانواده‌ی موفق تواچ صاحب پسری می‌شوند به اسم آلن.  آلن برعکس همه مردم پسری شاد است و همین روحیه باعث تعجب اطرافیان می‌شود. آلن در بین مردمِ ناامید، پسری عجیب و نا‌متعادل به نظر می‌آید. او در بین انسان‌هایی که همیشه ناراحت هستند، به همه لبخند می‌زند و شاد است! قوانین مغازه را رعایت نمی‌کند و به تغییراتِ مثبت در آنجا فکر‌ می‌کند. نکته‌ی جالب توجه در این کتاب، نام افراد است که همگی برگرفته از شخصیت‌های معروفی هستند که خودکشی کرده‌اند. نام پدر خانواده که ونسان نام دارد از ون‌گوگ نقاش مشهور هلندی گرفته شده است که در سال ۱۸۹۰ به قلب خود شلیک کرد. مادر خانواد، میشیما، یادآور یوکیو میشیما نویسنده و شاعر سرشناس ژاپنی است که به روش سنتی هاراکیری خودکشی کرد. فرزند آن‌ها مرلین، ما را به یاد مرلین مونرو بازیگر معروف آمریکایی می‌اندازد که در سال ۱۹۶۲ بر اثر مصرف داروهای آرامبخش به زندگی خود پایان داد. و همچنین نام آلن که تداعی‌کننده نام آلن تورینگ، ریاضی‌دان بزرگ انگلیسی است که با سیب آغشته به سم سیانور در اتاق خوابش خودکشی کرد. نکته جالب توجه دیگر انیمیشنی است به همین نام که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد و دیدن آن هم بعد از مطالعه‌ی کتاب می‌تواند لذت بخش باشد. ژان تولی در پایان کتاب، اتفاق چالش برانگیزی را رقم می‌زند که در ذهن خواننده می‌ماند. هرچند شاید بعضی از مخاطبین از این پایان‌بندی راضی نباشند ولی به نظر من نویسنده شخصیت اصلی را با چالشی جدی مواجه کرد تا داستانش، مفهومی را به خواننده برساند که از ابتدا هدف او از نوشتن این کتاب بوده است.  به نظر من یکی از هدف‌های نویسنده، تحلیل علت‌ها و دلایلی است که می‌تواند منجر به خودکشی شود. عوامل اقتصادی، روانی یا سایر مشکلاتی که هر فرد در جامعه با آن‌ها درگیر است. و توجه به این مسائل می‌تواند افراد را بعد از مواجهه با مشکلات از اقدام به خودکشی بازدارد. می‌توانید کتاب مغازه خودکشی را از لینک زیر در اپلیکیشن کتاب طاقچه دریافت کنید:  https://taaghche.com/book/74406 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Sep 2023 22:44:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: گتسبی بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-gepmugm4iexa</link>
                <description>چالش کتابخوانی مرداد طاقچه، کتابی است که به پیشنهاد افراد معروف یا پادکست‌های معرفی کتاب انتخاب شود. از «پادکست کتابگرد» کتاب «گتسبی‌ بزرگ» را برای مطالعه و‌ معرفی انتخاب کردم.شناسنامه کتاب: نام اثر: گتسبی بزرگ نویسنده: اسکات فیتز‌جرالد مترجم: رضا رضایی ناشر: نشر ماهی تعداد صفحات: ۲۱۰ صفحهکتاب گتسبی بزرگ (Thr Great Gatsby) یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های ادبیات امریکا است که در سال ۱۹۲۵ منتشر شده است.  «اسکات فیتزجرالد» با نوشتن این کتاب توانست خود را به عنوان نویسنده‌ای توانمند در ادبیات آمریکا به مخاطبین معرفی کند. داستان از زبان مردی روایت می‌شود به نام «نیک کاراوی‌» که به دنبال اجاره‌ی خانه‌ای دنج و راحت است و دست بر قضا خانه‌ای را در محدوده لانگ‌آیلند اجاره می‌کند که در مجاورت عمارت بسیار بزرگی است که شخصی به نام «جی.گتسبی» مالک آن است.  نیک کاراوی‌ عموزاده‌ای به نام «دیزی» دارد که با شوهر ثروتمند خود در نزدیکی آن خانه زندگی می‌کنند و درواقع یکی از دلایل نیک برای اجاره کردن این خانه، نزدیکی به اقوام خود است.  آقای گتسبی که مالک عمارت باشکوه مجاور ملک کاراوی است، جوانی است بسیار ثروتمند و‌ موفق که البته کسی از گذشته او چیزی نمی‌داند. گتسبی همواره مهمانی‌های مجلل و بزرگ برپا می‌کند که همه افراد می‌توانند در آن‌ها شرکت کنند. درواقع عمارت گتسبی بیشتر بخاطر همین مهمانی‌ها در بین مردم شناخته شده و معروف است. در ابتدا نیک علاقه‌ای به این مهمانی‌ها نشان نمی‌دهد ولی بعد از دریافت دعوتنامه‌ای از سوی آقای گتسبی، کنجکاو می‌شود که به آنجا برود و از نزدیک‌ شاهد ضیافت معروف باشد. این نکته که کسی درباره‌ی گذشته آقای گتسبی اطلاعی ندارد و حتی هیچ کس نمی‌داند این ثروتِ به اصطلاح بی‌انتها از کجا آمده، سبب می‌شود او شخصی مرموز به نظر برسد و شایعه‌های زیادی از او در بین مردم به گوش برسد. مهمانی‌های مجلل نیز دلیل دیگری بر عجیب بودن گتسبی است. هیچ کس علت برپایی این همه مهمانی را نمی‌داند. مهمانی‌هایی که خود گتسبی فقط در ابتدا حضور پیدا می‌کند، نگاهی به مهمان‌ها می‌اندازد و بقیه کارها را به مستخدمین می‌سپارد و به اتاق مخصوص خود می‌رود!!  با تمام این عجیب بودن‌ها، تعداد بسیاری از مردم از نقاط دور و‌نزدیک به مهمانی‌ها می‌آیند و‌ از امکانات و خوشگذرانی‌ها لذت می‌برند. به‌گونه‌ای که همیشه عمارت مملو از جمعیت است و‌صدای موسیقی و آواز به گوش می‌رسد.  نیک پس از ورود به مهمانی به دنبال میزبان میگردد ولی متوجه می‌شود آقای گتسبی در مهمانی‌های خود شرکت نمی‌کند و همین مسئله باعث تعجب و‌کنجکاوی‌ او درباره همسایه‌ی اسرارآمیز خود می‌شود. در ادامه‌ی مهمانی، او با مردی آشنا می‌شود و سر صحبت را باز می‌کند که بعد در کمال تعجب متوجه می‌شود خود آقای گتسبی است! همسایه‌ی مرموز و ثروتمند او. حالا چرا اینبار گتسبی تصمیم گرفته است با یکی از مهمانان خود هم‌صحبت شود، رازی است که در ادامه و با پیش رفتن داستان از آن مطلع می‌شویم! به نظر من یکی از مواردی که داستان را برای مخاطب جذاب می‌کند، شخصیت پیچیده گتسبی است که سوال‌های زیادی را در ذهن خواننده ایجاد می‌کند.  فیتز جرالد تا انتها داستان را به زیبایی پیش می‌برد تا به نوبت همه گره‌ها باز شود و شخصیت واقعی گتسبی برای مخاطب معلوم شود. نکته قابل توجه دیگر، ساخت فیلمی بر اساس این رمان است که با بازی «لئوناردو دی‌کاپریو» در نقش جی.گتسبی ساخته شده است. من در ابتدا کتاب را مطالعه کردم و بعد به سراغ فیلم آن رفتم. به‌ عقیده‌ی من، هر دو آن‌ها برای جذب مخاطب موفق بوده‌اند. پس پیشنهاد می‌کنم پس از خواندن کتاب، فیلم آن را هم تماشا کنید که زیبایی‌های خاص خود را به همراه دارد. کتاب «گتسبی بزرگ» را می‌توانید از لینک زیر و اپلیکیشن کتاب طاقچه تهیه نمایید: https://taaghche.com/book/54972 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Aug 2023 17:14:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: پیرمرد و دریا</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-tzlhjsw3jenh</link>
                <description>چالش تیرماه‌ طاقچه، سراغ آثاری می‌رود که از برندگان‌ جوایز ادبی جهان باشند. از معروف‌ترین جوایز ادبی می‌توان‌ به جایزه پولیتزر، جایزه نوبل، جایزه بوکر،‌ جایزه گلشیری و همچنین مهرگان ادب نام برد.  کتاب‌های بزرگی در لیست برندگان این جوایز وجود دارد. از بین آن‌ها به سراغ‌ کتاب «پیرمرد و دریا» رفتم که از برندگان جایزه پولیتزر و نوبل ادبیات است.«جایزه‌ی نوبل ادبیات» یکی از پنج جایزه‌ نوبل است که هر سال به نویسنده‌ای داده می‌شود که به گفته‌ی «آلفرد نوبل» برجسته‌ترین اثر با گرایش آرمان‌خواهانه را نوشته باشد. «جایزه پولیتزر برای داستان»، یکی از هفت جایزه پولیتزر است که هر سال به نویسنده‌ای آمریکایی اهدا می‌شود که ترجیحاً در خصوص زندگی آمریکایی نوشته باشد. کتاب پیرمرد و دریا در سال ۱۹۵۳ برنده‌ی این جایزه مهم شده است.شناسنامه‌ی کتاب نام اثر: پیرمرد و دریا نویسنده: ارنست همینگوی ترجمه: مهدی افشار ناشر: انتشارات مجیدکتاب «پیرمرد و دریا» اثر بزرگ «ارنست همینگوی‌»، با اینکه داستانی کوتاه است ولی به خوبی مفهوم زندگی، شکست و موفقیت را بیان می‌کند.  در ابتدا با پیرمردی ماهیگیر اهل کوبا به نام «سانتیاگو» آشنا می‌شویم که در حرفه‌ی خود موفق بوده و در جوانی نیرومند و توانا بوده است ولی اکنون که پا به سن گذاشته، نیروی دوران جوانی را ندارد. داستان، زمانی را روایت می‌کند که پیرمرد ۸۴ روز است ماهی نگرفته و دوران سختی را می‌گذراند. دیگران او را بد‌اقبال می‌خوانند و اعتبار خود را از دست داده است. روز هشتاد و پنجم اما‌ اتفاق دیگری می‌افتد. او به جایی بسیار دور می‌رود که ماهیگرهای دیگر آنجا نمی‌روند. به این باور است که شاید در اینجا راحت‌تر بتواند صید کند. گویی الهامی قلبی پیرمرد را به دورترین آب‌ها می‌برد.  در ابتدا، این روز هم مانند روزهای گذشته به نظر می‌آید ولی ناگهان همه چیز عوض می‌شود. چند ماهی کوچک صید می‌کند و سپس بزرگ‌ترین ماهی‌ای که یک صیاد ممکن است به عمر خود ببیند به قلاب پیرمردِ ماهیگیر اسیر می‌شود و اینجا است که نبردی زیبا بین ماهی بزرگ و پیرمرد شکل می‌گیرد.  نبرد سانتیاگو و ماهی بزرگ ابتدا به نظر ساده می‌آید ولی به عمق واژه‌ها که می‌نگریم، ایستادگی‌ پیرمرد را شگفت‌انگیز و فوق‌العاده می‌بینیم که همین باعث می‌شود داستان به یک اثر بزرگ در ادبیات جهان تبدیل شود. شخصیت پیرمرد نماد ایستادگی و‌ امیدواری است و این پیام‌ را به خواننده می‌رساند که در عمق مشکلات هم می‌شود امید را از دست نداد و‌ پیروز‌ شد. سانتیاگو بر این باور است که نباید تسلیم موانع دریا شد چون هر کسی دیر یا زود با آن‌ها روبه‌رو می‌شود. روشی که پیرمرد برای مبارزه با ناامیدی‌ها  استفاده می‌کرد توجه من را بسیار جلب کرد. او با اینکه در قایق تنها بود و به طور کلی تنها زندگی می‌کرد، ولی با خودش بلند حرف می‌زد و این حس که دیگر تنها نیست به او نیروی پیشروی می‌داد. سانتیاگو اغلب خاطرات گذشته و‌ جوانی خود را مرور می‌کرد و همین خاطرات حس جوانی و نیرومندی را در پیرمرد زنده می‌کرد. قسمت دیگری که برایم جالب بود، ارتباط بین ماهیگیر و‌ ماهی به قلاب افتاده بود. در بخش‌هایی از داستان، پیرمرد ماهی را برادر خود خطاب می‌کند و حتی با او حرف می‌زند. در جایی به ماهی می‌گوید سرنوشت من و تو مانند یکدیگر است. کسی قرار نیست به سراغ ما بیاید.  این داستان تصویر واقعی زندگی را نشان می‌دهد. ممکن است ما برای رسیدن به موفقیت، هرکاری از دستمان بربیاید انجام دهیم و شاید هیچ اشتباهی هم مرتکب نشده باشیم ولی امکان دارد همه‌ی این‌ها به تنهایی کافی نباشند و ما‌ به هدف خود نرسیم. با این حال انسان نباید به شکست و‌نا‌امیدی فکر‌‌ کند.  نبرد و‌ مبارزه با مشکلات، ذات هر انسانی را نشان می‌دهد. ولی رسیدن به هدف یا شکست بعد از مبارزه، نشان دهنده‌ی شخصیت وجودی انسان‌ نیست و از سوی دیگر، زندگی هرقدر هم سخت باشد اما باز هم امکان‌ رسیدن به موفقیت و آرزوها وجود دارد.لینک دریافت کتاب از اپلیکیشن کتاب طاقچه:  https://taaghche.com/book/95807 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jul 2023 20:18:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه: ملکوت</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%88%D8%AA-hxwlofgiejla</link>
                <description>چالش خرداد ماه طاقچه، داستانی است که لذّت هیجان و ترس را در خواننده ایجاد کند. از بین کتاب‌های معرفی شده در وبلاگ طاقچه، تصمیم گرفتم به سراغ کتابی از یک نویسنده‌ی ایرانی بروم. نویسنده‌های ایرانی کمتر به این ژانر داستانی می‌پردازند ولی هستند آثاری که به خوبی توانسته‌اند نظر مخاطبین را جلب کنند.  کتاب «ملکوت» نوشته‌ی «بهرام صادقی» یکی از این نمونه‌های ارزشمند است که علاوه بر نسخه‌های چاپی و الکترونیکی، نسخه‌ی صوتی آن نیز در اپلیکیشن طاقچه موجود است.شناسنامه‌ی کتاب نام اثر: ملکوت نویسنده: بهرام صادقی  ناشر: انتشارات معینداستان با این جمله شروع می‌شود: « در ساعت ۱۱ شب چهارشنبه‌ی آن هفته، جن در آقای مودت حلول کرد.» خواننده با همین یک جمله می‌تواند به فضای حاکم در داستان پی ببرد. فضایی وهم آلود، همراه با شخصیت‌ها و اتفاق‌هایی که داستان را مرموز و جذاب می‌کنند. این نکته را نیز در نظر بگیرید که کتاب ملکوت در واقع یک داستان فلسفی است که پشت هر کدام از شخصیت‌ها، فلسفه‌ی عمیقی وجود دارد. بعضی منتقدین این کتاب را تنها اثر ایرانی می‌دانند که قابل مقایسه با رمان «بوف کور» صادق هدایت است. در ابتدا نویسنده، داستان را با «آقای مودت» و دوستانش شروع می‌کند. آن‌ها در باغی خارج از شهر مشغول تفریح هستند که ناگهان با ورود جن به بدن آقای مودت داستان شروع می‌شود. دوستان او با این اسامی به خواننده معرفی می‌شوند: منشی، مرد چاق و آقای ناشناس. همگی تصمیم می‌گیرند به سرعت آقای مودت را به شهر و نزد دکتر ببرند. دکتر مورد نظر فردی است به نام «دکتر حاتم» که از همان ابتدا شخصیت عجیبی از او در ذهن خواننده شکل می‌گیرد. فردی چهارشانه که نیمی از بدنش جوان است و نیمی دیگر سالخورده! تا ساعت یک بامداد بیشتر بیمار نمی‌پذیرد ولی شب‌ها همیشه بیدار است. فرزندی ندارد ولی همسران زیادی داشته و شایعه‌ای از او شنیده می‌شود که هر سال شاگردان و همسر جدید خود را می‌کشد و با آن‌ها صابون درست می‌کند! البته کسی از این شایعه مطمئن نیست. در ادامه پس از درمان آقای مودت، صحبت‌هایی میان دکتر حاتم و آقای ناشناس شکل می‌گیرد که دکتر به تمامی اعمالش پیش او اعتراف می‌کند و خواننده متوجه شخصیت واقعی این فرد عجیب می‌شود. دکتر حاتم بر این باور است که اکثر مردم احمق‌هایی هستند که زندگی پوچ و ‌بیهوده‌ای دارند پس سزاوار تمام بلاهایی هستند که سر آن‌ها می‌آید. شخصیت جالب و عجیب دیگری که در ادامه معرفی می‌شود، مردی است که به عنوان بیمار در طبقه‌ی بالای خانه‌ی دکتر بستری شده است. دکتر او را با نام‌ «م.ل» معرفی می‌کند. شخصیت «م.ل» درواقع به اندازه‌ی دکتر حاتم برای خواننده عجیب است. او هر سال به درخواست خودش، عضوی از بدنش را قطع می‌کند و حالا فقط دست راستش باقی مانده و برای این نزد دکتر حاتم آمده که این عضو را هم برایش قطع کند! «م.ل» با دیگر بیماران دکتر حاتم متفاوت است. او از مرگ نمی‌ترسد و شخص ضعیفی هم نیست. همین خصوصیات باعث ناخوشنودی دکتر می‌شود. «م.ل» با دستی که برایش مانده شروع به نوشتن خاطراتش می‌کند و این‌جا است که خواننده پی می‌برد که او کیست و چرا خودش را زجر می‌دهد و اعضای بدنش را قطع می‌کند. در ادامه هدف اصلی «م.ل» از آمدن به خانه‌ی دکتر حاتم نیز مشخص می‌شود.  بعد با همسر فعلی دکتر حاتم آشنا می‌شویم. او که ساقی نام دارد. زنی جوان و زیبا است که از اعمال شوهرش خبر ندارد ولی گاهی از شنیدن شایعه‌ها وحشت می‌کند. دکتر حاتم او را هم مانند دیگر انسان‌ها گناهکار و لایق مرگ می‌داند. در صورتی که همواره به او وعده‌ی یک زندگی عالی را می‌دهد که در آینده برایش تدارک خواهد دید. ابتدای هر فصل از کتاب ملکوت، بخش‌هایی از قرآن، انجیل و تورات نوشته شده است که درواقع به رویارویی انسان و شیطان می‌پردازد که با اتفاق‌ها و شخصیت‌های داستان مرتبط است. رویارویی دکتر حاتم و «م.ل» در واقع همان برخورد شیطان با انسان گناهکار است. نویسنده می‌خواهد به مخاطب بگوید که ما در هر ثانیه به سمت مرگ پیش می‌رویم و این مرگ درواقع نابودی لحظه‌هایی است که بی‌هدف می‌گذرانیم. همانطور که «م.ل» با قطع کردن اعضای بدنش، خود را مجازات می‌کند.بهرام صادقی در ۱۵ دی ۱۳۱۵ در نجف‌آباد به دنیا آمد. او پزشک و نویسنده‌ی داستان‌های کوتاه بود که معروف‌ترین آن‌ها «سنگر» و «قمقه‌های خالی» هستند. کتاب «ملکوت» شناخته شده‌ترین داستانِ بلند این نویسنده است.بهرام صادقی در ۱۲ آذر ۱۳۶۳ در ۴۸ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.لینک دریافت نسخه‌ی الکترونیک‌ این کتاب در سایت طاقچه: https://taaghche.com/book/136375 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jun 2023 21:17:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: اضطراب موقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-mpegmi2wqdtf</link>
                <description>چالش اردیبهشت ماه طاقچه درباره‌ی کتابی است که با کمک آن بتوانیم با ترس‌ و اضطراب خود روبرو شویم تا به آرامش برسیم. همه‌ی ما در جامعه به نحوه‌ی قضاوت دیگران از خود اهمیت می‌دهیم یا حداقل در برهه‌ای از زمان، ترسِ چگونه قضاوت شدن با ما همراه بوده است. درواقع نوع نگاه جامعه برایمان مهم است. اصلاً چرا جایگاه اجتماعی انقدر وسوسه‌انگیز و پر اهمیت است؟  «آلن دوباتن» نویسنده‌ی بزرگ سوئیسی در کتاب «اضطراب موقعیت» به این پرسش پاسخ می‌دهد. شناسنامه‌ی کتاب: نام‌اثر: اضطراب موقعیت نویسنده: آلن دوباتن ترجمه: سید حسن رضوی ناشر: انتشارات میلکان تعداد صفحه‌ها: ۲۳۲ صفحهدر جواب این پرسش که جایگاه‌های اجتماعی چگونه باعث وسوسه و بروز اضطراب در انسان می‌شود باید گفت که تمام جایگاه‌های اجتماعی با خود پول و شهرت و نفوذ به همراه می‌آورند. پس جایگاه پایین اجتماعی عزت نفس ما را پایین می‌آورد و این برای انسان‌ها اصلاً قابل تحمل نیست. در ادامه نویسنده به این موضوع می‌پردازد که اگر درباره‌ی ترس از قضاوت در جامعه و اهمیت نگاه دیگران به خود، آگاهی کافی نداشته باشیم و آن را کنترل نکنیم، دچار اضطرابی ناخوشایند می‌شویم. دوباتن در ادامه‌ی کتاب به تاریخچه و پیشینه‌ی این اضطراب می‌پردازد و با توجه به گفته‌ها و نوشته‌های دانشمندان و تاریخ‌نگاران، باور دارد که این موضوع، ریشه در تاریخ زندگی انسان‌ها دارد و ما از ابتدای خلقت به فکر این بودیم که دیگران درباره‌ی ما چه نظری دارند و در موقعیت‌های مختلف چگونه قضاوتمان می‌کنند.  حال این سوال در ذهن ما شکل می‌گیرد که اصلاً چرا این همه تلاش می‌کنیم تا در نگاه دیگران خوب به نظر برسیم؟  پاسخ ساده است. ما همواره به دنبال احترام هستیم. پس از قضاوت‌ها نگران می‌شویم چون دوست نداریم از ارزش و احترام ما کاسته شود. پس به دنبال موفقیت هستیم و از عدم موفقیت و شکست نگرانیم. و همین نگرانی اگر کنترل نشود به مرور به «اضطراب موقعیت» تبدیل می‌شود. در ادامه، نویسنده برای کاهش این اضطراب به راهکارهای مقابله می‌پردازد تا با داشتن ذهن خلاق از آن به بهترین شکل استفاده کنیم. با مطالعه‌ی این کتاب یاد می‌گیریم که عدم موفقیت لزوماً به معنای شکست نیست و ما برای اینکه از خودمان راضی باشیم نیازی نداریم در هر زمینه‌ای موفقیت کسب کنیم و این اهدافِ ما در زندگی است که پیروزی و شکست را مشخص می‌کند.درباره‌ی نویسنده:   آلن دوباتن نویسنده و فیلسوف در سال ۱۹۶۹ در زوریخ به دنیا آمد. از دانشگاه کمبریج در رشته‌ی تاریخ فارغ‌التحصیل شد و بعد از آن در کینگرکالج به تحصیل در رشته‌ی فلسفه پرداخت.  دوباتن در کتاب‌هایش موضوعات مختلف را به شیوه‌ی فلسفی بررسی می‌کند. هدف او نوشتن کتاب‌هایی است که در قالب داستان، دیدگاه‌های فلسفی را بیان کند به طوری که برای عموم مخاطبین جذاب باشد. اولین کتاب دوباتن به نام «جستارهایی در باب عشق» در سال ۱۹۹۳ زمانی که او ۲۴ سال سن داشت منتشر شد و خیلی زود در لیست کتاب‌های پرفروش قرار گرفت. «سیر عشق»، «هنر همچون درمان»، «تسلی بخشی‌های فلسفه» و «مدرسه‌ی زندگی» از دیگر آثار مشهور این نویسنده‌ی بزرگ هستند. کتاب «اضطراب موقعیت» را می‌توانید از لینک زیر در اپلیکیشن کتاب طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/37472 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Sun, 21 May 2023 21:24:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: فرار از اردوگاه ۱۴</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4-nv5penqcf4u9</link>
                <description>امسال چالش کتاب‌خوانی طاقچه با «امید» شروع می‌شود تا در همین ابتدای مسیر، با یادآوری واژه‌ی «امید»، به خودمان بیاموزیم چگونه در طول سالِ پیش رو، در لحظات سختی و نا‌امیدی، شعله‌های امید را در دل خود روشن نگه داریم. از نظر من بهترین آموزگار برای یادگیری امید، خواندن سرنوشت انسانی است که با حفظ امید از دل شرایط بسیار سخت نجات پیدا کرده است. فرار از اردوگاه ۱۴ داستان زندگی شخصی به نام «شین این گئون» است که در یک اردوگاه سیاسی در کره‌ی شمالی به دنیا آمد و همان‌جا بزرگ شد ولی به‌طور عجیب و باورنکردنی موفق شد از آن جهنم فرار کند. «بلین هاردن» نویسنده‌ی کتاب، داستان را از زبان شین روایت می‌کند. ابتدا در مقدمه‌ی کتاب به صورت مختصر توصیفی از اردوگاه‌های کره‌ی شمالی بیان می‌شود و سپس به روایت زندگی شین از کودکی تا زمان فرار می‌پردازد.شناسنامه‌ی کتاب نام اثر: فرار از اردوگاه ۱۴ نویسنده: بلین هاردن مترجم: مسعود یوسف حصیرچین ناشر: نشر چشمهشین در اردوگاه متولد شد. هیچ‌گاه خارج از اردوگاه را ندیده بود و اطلاعات و تصوری از دنیای خارج نداشت.  در اردوگاه از همان ابتدا به او آموختند که نگهبانان‌ها، معلم‌ و پرورش دهندگان آن‌ها هستند پس باید کامل از دستوراتشان اطاعت کرد و هر زندانی که قوانین را زیر پا بگذارد سزاوار مرگ است.این قوانین به عنوان «ده فرمان» آموزش داده می‌شد. نگهبانان از زمان تولدش به او آموخته بودند که هیچ‌گاه نمی‌تواند فرار کند و باید هر کسی را که در مورد تلاش برای فرار صحبت کرده باشد گزارش دهد. از این رو، هنگامی که در نوجوانی به صورت اتفاقی متوجه نقشه‌ی فرار مادر و برادرش شد، به مقامات گزارش داد! شین از قوانین اردوگاه پیروی و از یک فرار جلوگیری کرده بود. پس اصلاً فکر نمی‌کرد کار اشتباهی انجام داده باشد. در اردوگاه، زندانیان را جوری تربیت می‌کردند که تبدیل به خبرچین‌هایی وظیفه‌شناس شوند. در کمال تعجب، تقدیری از او به‌عمل نیامد و در حالی که فقط ۱۳ داشت به‌خاطر اشتباه مادرش، زندانی و به سختی شکنجه شد. در زندان به شین اسنادی را نشان دادند که متوجه شد چرا خانواده‌اش در آن‌جا زندانی هستند. گناهِ نابخشودنی پدرِ شین این بود که برادرانش در گذشته به کره‌ی جنوبی فرار کرده بودند. پس شین هم به جرمِ پسرِ پدرش بودن، باید زندانی می‌شد!  شین تا قبل از فرار حتی در خواب هم به زندگی بیرون از اردوگاه فکر نکرده بود. ولی مدتی که بخاطر جرم مادرش در زندان بود، با مردی آشنا شد که قبلاً در خارج اردوگاه زندگی می‌کرد. تعریف‌های او از زندگی و غذاهای خوشمزه‌ی بیرون از اردوگاه، جرقه‌های ابتدایی امید را در دل شین کاشت و ۹ سال بعد از اعدام مادرش، در روز دوم‌ ژانویه‌ ۲۰۰۵ موفق به فرار از میان حصارهای الکتریکی‌ اردوگاه شد.  تا قبل از آن هیچ‌کس از زندانیانی که در اردوگاه به‌دنیا آمده بودند موفق به فرار نشده بودند. شین در آن زمان ۲۳ سال داشت و هیچ گونه تصویر و ذهنیتی از دنیای خارج از اردوگاه نداشت ولی با این‌حال توانست از زندان اصلی که درواقع همان کره‌ی شمالی بود نیز فرار کند و پس از یک ماه پیاده‌روی و تحمل سختی‌ها و خطرهای مسیر‌، خود را به چین و سپس به کره‌ی جنوبی برساند.  شین چهار سال بعد توانست به کالیفرنیا برود و در آن‌جا عنوان «سفیر ارشد آزادی در کره‌ی شمالی» را بدست آورد. بلین هاردن و شین دونگ‌هیوک بلین هاردن در ابتدای کتاب، شرح اولین دیدار خود را با شین این‌گونه تعریف می‌کند: &quot;اولین برخورد من با شین هنگام ناهار در زمستان ۲۰۰۸ بود. ما همدیگر را در یک رستوران کره‌ای در مرکز سئول ملاقات کردیم. او پرحرف و گرسنه بود و چند پرس برنج و‌ گوشت را به سرعت بلعید. در حال غذا خوردن به من و مترجمم گفت که تماشای لحظه‌ی آویخته شدن مادرش به دار، چه‌طور بود. او بابت شکنجه شدنش در اردوگاه، مادرش را سرزنش می‌کرد و خیلی سعی کرد که بگوید هنوز از دست مادرش خشمگین است.&quot; حالا نام او «شین دونگ‌هیوک» است. او نامش را پس از رسیدن به کره‌ی‌جنوبی تغییر داد تا از این طریق خودش را به عنوان انسانی آزاد احیا کند. یک دندان‌پزشک اهل لس‌آنجلس روی دندان‌هایش که نمی‌توانست آن‌ها را در اردوگاه مسواک بزند کار کرده بود. به‌خاطر سوءتغذيه قد کوتاهی داشت و لاغر بود.به دلیل کار در دوران کودکی، دست‌هایش انحنا داشت و روی بدنش آثار سوختگی و شکنجه به چشم می‌خورد. اما با تمامی این مشکلات، امید خود را از دست نداده است و به سختی تلاش می‌کند تا بتواند شرایط زندگی در محیط جدید را یاد بگیرد و خود را همرنگ دیگر شهروندان کند. نویسنده توضیح می‌دهد که در آن زمان خبرنگارِ واشنگتن پست در شمال شرق آسیا بود و بیش از یک سال دنبال داستانی می‌گشت که بتواند توضیح دهد کره‌ی شمالی چگونه با استفاده از سرکوب، مانع فروپاشی خود شده است. کره‌ی شمالی بسیار محتاط بود و گزارشگران خارجی، مخصاً امریکایی‌ها به ندرت اجازه‌ی ورود به آن‌جا را به دست می‌آوردند. با این محدودیت‌ها، اکثر گزارش‌ها در مورد کره‌ی شمالی ضعیف بود.  ولی این محدودیت با فرار شین از بین رفت. حالا برای هاردن امید و فرصتی مناسب پیش آمده بود تا با به‌دست آوردن اعتماد شین، از سرنوشت او و دیگر اسیران اردوگاه‌ها باخبر شود و این اطلاعت را به گوش مردم جهان برساند. نویسنده، در ادامه‌ی کتاب و بخش‌های مختلف به طور کامل شرایط زندگی در اردوگاه‌های اسارت و هم‌چنین نحوه‌ی فرار شین را از زبان او بیان می‌کند.کتاب «فرار از اردوگاه ۱۴» را می‌توانید از فروشگاه کتاب طاقچه در لینک زیر تهیه نمایید: https://taaghche.com/book/42209 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Apr 2023 19:20:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D8%B1%DA%86%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-aoe7rmuyclal</link>
                <description>موضوع چالش کتابخوانی اسفندماه طاقچه درباره طبیعت است و داستانی که اتفاق‌های مربوط به آن در دل طبیعت رخ داده باشد. من چون به داستان‌های جنایی علاقه‌ی زیادی دارم، کتابی در این ژانر پیدا کردم که ماجراهای آن در طبیعت رخ داده باشد و به موضوع این ماه نیز مربوط باشد.  کتاب «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته‌ی دلیا اونز، تریلری جنایی، عاشقانه است که با آن به طبیعت بکر کارولینای شمالی سفر می‌کنیم. با خواندن این کتاب، حس انزوای بودن در طبیعت را به راحتی می‌توان حس کرد. همچنین تلاش برای بقا، امید و عشق ورزیدن را می‌توان با این کتاب زیبا تجربه کرد.شناسنامه‌ی کتاب: نام اثر: جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند نویسنده: دلیا اونز مترجم: محمد امین جندقیان بیدگلی ناشر: نشر روزگار تعداد صفحات: ۴۴۴ صفحهدر ابتدا این نکته را متذکر شوم که این کتاب در ایران توسط چند ناشر ترجمه و چاپ شده است (نشر روزگار، انتشارات آموت، نشر خوب و انتشارات علمی) من نسخه‌ی ترجمه شده توسط نشر روزگار را مطالعه کرده‌ام که به نظر من ترجمه‌ای دقیق و روان بود.دلیا اونز نویسنده‌ی کتاب ابتدای کتاب صحبت از قتلی می‌شود که در سال ۱۹۶۹ رخ داده است. جسد مرد جوانی درون گل و لای یک مرداب پیدا و تحقیقات پلیس شروع می‌شود.  در فصل بعد نویسنده ما را به سال ۱۹۵۲ می‌برد. به خانه‌ای نزدیک مرداب، جایی که دختری سه ساله به نام «کیا کلارک‌» همراه با خانواده‌ی پرجمعیت خود در آن زندگی می‌کند. پدر خانواده فردی پرخاشگر و عصبی است که با مادر و دیگر بچه‌ها به تندی و خشونت رفتار می‌کند. مادر تنها فردی است که با تمام این مشکلات، سعی در شاد نگه داشتن بچه‌ها دارد ولی یک روز صبر مادر تمام می‌شود و برای همیشه خانه و بچه‌ها را ترک می‌کند! در آن‌ زمان‌ هنوز کیا بسیار کوچک‌است و قبول این واقعیت که مادر دیگر برنمی‌گردد برایش بسیار دشوار است. بعد از رفتن مادر، خانواده که تنها با وجود او سرپا مانده بود، ناگهان از هم گسست. هرکدام از خواهر و برادر‌ها برای ساختن زندگی‌ای ایده‌آل خانه را رها کردند و کیا را با پدر تنها گذاشتند و رفتند. از این قسمتِ داستان شاهد تنهایی‌ و ترس‌های دختری کوچک هستیم که برای رهایی از این تنهایی به طبیعت اطرافش پناه می‌برد. برای دور بودن از خشم پدر کمتر به خانه می‌آید و بیشتر در جنگل و کنار آب وقت می‌گذراند.  کیا کم کم بزرگ می‌شود، ولی هیچ دوستی ندارد. هنگامی که به سن مدرسه رفتن می‌رسد، به دنبالش می‌آیند تا او را با خود ببرند ولی کیا به دور از مردم و‌‌ زندگی اجتماعی بزرگ شده است. برای همین از آنجا فرار می‌کند و دیگر به مدرسه بازنمی‌گردد.  بعد از این اتفاق، تنهایی دختر با بودن در طبیعت و دوستی با مرغ‌های دریایی و غذا دادن و تماشای آن‌ها جبران می‌شود. وقتی ده ساله می‌شود روزی پدر نیز خانه را ترک می‌کند و دیگر خبری از او نمی‌شود. از این به بعد کیا با چالش جدیدی رو به رو می‌شود. اکنون باید راهی برای بدست آوردن پول پیدا کند. بعد از چند روز تحمل گشنگی، باز هم راه بقا را در طبیعت پیدا می‌کند. تصمیم می‌گیرد صدف‌های خوراکی جمع‌ کند و با قایق کهنه‌ی پدر به شهر ببرد و بفروشد.  در این بخش از کتاب زندگی جدیدی  برای کیا رقم‌ زده می‌شود. با ترک خانه و مرداب با پسری به نام «تیت واکر» آشنا می‌شود. تیت مانند او به طبیعت علاقه‌مند است و با جلب اعتماد دختر به او نزدیک‌ می‌شود و کیا بسیاری از مسائل زندگی و همچنین خواندن و نوشتن را از او می‌آموزد. درواقع سال‌های بودن کنار تیت، نقطه‌ی عطفی در زندگی کیا محسوب می‌شود. سال‌ها بعد با پسر دیگری آشنا می‌شود به نام «چیس آندروز» و این پسر همان کسی است که چند سال بعد در روز ۳۰ اکتبر سال ۱۹۶۹ جسدش در مرداب پیدا می‌شود!! فصل‌های کتاب بین این دو زمان پیش می‌رود. فصل‌هایی که با گذشته‌ی کیا از کودکی تا زمانی که با چیس آشنا می‌شود همراه می‌شویم، همچنین فصل‌های بعد از پیدا شدن جسد که به جستجوهای پلیس و‌کاراگاه‌های محلی می‌پردازد و ما درجریان پیشرفت پرونده‌ی قتل قرار می‌گیریم.  این ترتیب فصل‌ها تا جایی پیش می‌رود که زندگی کیا به سال ۱۹۶۹ می‌رسد. حالا کیا زن قدرتمندی شده است که درباره‌ی گیاهان و جانوران مرداب آشنایی زیادی دارد و حتی با کمک ناشری چند جلد کتاب درباره‌ی آن‌ها می‌نویسد که به چاپ نیز می‌رسند.  در این بخش کتاب، جستجوی پلیس به سمت کیا می‌رود که حالا به دختر مرداب شهرت دارد. برای پرونده‌ی قتل چیس به دادگاه و زندان فرستاده می‌شود. و در اینجای داستان شاهد تلاش‌های کیا برای اثبات بی‌گناهیش هستیم. نویسنده تا انتهای کتاب ما را با داستان همراه می‌کند تا سرنوشت کیا و‌ راز قتل چیس آندروز آشکار شود....  فیلمی با همین نام (where the crawdads sing) در سال ۲۰۲۲ به کارگردانی «اولیویا نیومن» ساخته و پخش شده است که اقتباسی است از همین رمان زیبا.  لینک دریافت و خرید کتاب از اپلیکیشن کتاب طاقچه: https://taaghche.com/book/57829 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 02:04:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: فداکاری مظنون x</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B8%D9%86%D9%88%D9%86-x-ene4rd1jcxqr</link>
                <description>موضوع چالش بهمن ماه طاقچه، کتابی است از ادبیات ژاپن . شاید اکثر ما کمتر برای مطالعه به سراغ ادبیات ژاپن و نویسنده‌های ژاپنی برویم. ولی با خواندن و شناخت این داستان‌ها با نوع خاصی از ادبیات آشنا می‌شویم که تاحدودی در سبکِ نوشتن و موضوع، با ادبیات کشورهای دیگر متفاوت است و همین تفاوت برای بسیاری از خواننده‌ها لذت‌بخش و جذاب است.  کتابی که برای این موضوع انتخاب کردم، «فداکاری مظنون x» است. این کتاب نوشته‌ی نویسنده بزرگ ژاپنی «کیگو هیگاشینو» است که با چند رمان زیبا توانسته است درمیان خواننده‌های کشورهای دیگر از جمله ایران شناخته شود. من قبل از این کتاب، دو رمان زیبای دیگر از این نویسنده به نام‌های «خانه‌ای که در آن مرده بودم» و «بدخواهی» خوانده بودم و بسیار از روند اتفاقات و تعلیق‌های به موقع آن‌ها لذت برده بودم و علاقه‌ی زیادی داشتم که داستان دیگری نیز از این نویسنده بخوانم.  «کیگو هیگاشینو» متولد ۲۴ فوریه ۱۹۸۵ است و اکنون ۶۲ سال سن دارد. او تاکنون برنده‌ی جایزه‌های ادبی بسیاری از ژاپن، امریکا و فرانسه شده است. هیگاشینو تنها ادبیات جنایی می‌نویسد و گاهی در زمینه‌ی ادبیات کودکان نیز فعالیت می‌کند. کتاب «فداکاری مظنون x» از این نویسنده، برنده‌ی چهار جایزه ادبی در ژاپن و نامزد جایزه‌ی ادبی ادگار و جایزه‌ی ادبی بَری شده است.کیگو هیگاشینوشناسنامه‌ی کتاب: نام اثر: فداکاری مظنون x نویسنده: کیگو هیگاشینو  ترجمه: محمد عباس‌آبادی ناشر: انتشارات چترنگ تعداد صفحات: ۳۷۶ صفحهدر کتاب «فداکاری مظنون x» هدف پیدا کردن معمای قتلی است که بر اساس مسئله‌ای ریاضی طراحی شده است. زنی جوان به نام &quot;یاسکو&quot; با دخترش &quot;میساکو&quot; در خانه‌ای کوچک‌ زندگی می‌کند. یاسکو پنج سال است که از شوهرش جدا شده و برای فرار از او و اذیت‌هایش به این شهر پناه آورده است. در رستورانی که غذای بیرون‌بر تهیه می‌کنند مشغول به کار است و زندگی خود و دخترش را تأمین می‌کند. در همسایگی یاسکو، مردی به تنهایی زندگی می‌کند به نام &quot;ایشیگامی&quot;. او در واقع ریاضی‌دانی باهوش است که در یک مدرسه‌ی خصوصی معلم ریاضی است و استعداد زیادی در طرح مسئله و حل کردن مسائل پیچیده‌ی ریاضی دارد. در ابتدا نویسنده ما را با شخصیت خاص ایشیگامی آشنا می‌کند. از نوع زندگی و خصوصیات اخلاقی او تا مسیری که هر روز از خانه به مدرسه طی می‌کند و آدم‌هایی که در این مسیر می‌بیند و تفکرات او درباره‌ی هریک از این آدم‌ها.  ایشیگامی مردی درونگرا است که دوست ندارد با دیگران وقت بگذراند و زندگی به تنهایی را ترجیح می‌دهد ولی بعد از آمدن مادر و دختری به خانه‌ی کناری، او حس خاصی را تجربه می‌کند که تابه‌حال درخود سراغ نداشته است!  مادر که درواقع همان یاسکو است متوجه احساسات مرد به خود نمی‌شود . ولی صاحبان رستورانی که یاسکو در آن کار می‌کنند متوجه عشق ایشیگامی به یاسکو می‌شوند.  ایشیگامی هر روز برای تهیه‌ی ناهار به آن رستوران می‌رود و روزهایی که یاسکو شیفت کاری ندارد، از ایشیگامی هم خبری نمی‌شود!  داستان در جایی شروع می‌شود که ناگهان سروکله‌ی شوهر سابق زن پیدا می‌شود و خود را به خانه‌ی آن‌ها می‌رساند و به زور داخل خانه می‌شود. دختر یاسکو که درواقع از ازدواج دیگری بوده است، از حضور مرد در خانه عصبانی می‌شود و پس از درگیری با او و دخالت مادر برای نجات دخترش، مرد توسط آن‌ها خفه و کشته می‌شود! این ماجرا درواقع نقطه‌ی شروع داستان است و تفاوت بزرگ این رمان جنایی با دیگر آثار این ژانر در همین است که نویسنده در همان ابتدا صحنه‌ی قتل، مقتول، قاتل و حتی انگیزه‌ی قتل را نیز به ما نشان می‌دهد. ولی این موضوع به هیچ‌وجه سبب نمی‌شود که با داستانی بدون هیجان و پیچیدگی سروکار داشته باشیم بلکه ما را درگیر روندی می‌کند که پلیس برای حل این معما با آن مواجه است.  ایشیگامی که درواقع همسایه‌ی دیوار به دیوار آن‌ها است، با شنیدن سروصدا متوجه اتفاق می‌شود و می‌خواهد که اجازه دهند در پنهان کردن جسد کمکشان کند. و مادر و دختر که بسیار ترسیده بودند این کمک را قبول می‌کنند.  درواقع با دخالت ایشیگامی در این حادثه، پرونده‌ی قتلی ساده که شاید به آسانی قابل حل شدن بود، به چالشی بزرگ و سخت برای پلیس تبدیل شد. ایشیگامی با ذهن فعال و هوش ریاضی خود صحنه‌ی قتل را به نوع دیگری تغییر می‌دهد، عوامل دیگری در ماجرا وارد می‌کند و طوری برنامه‌ریزی می‌کند تا هم یاسکو و هم دخترش دلیل قانع‌کننده‌ای برای نبودن در محل جرم داشته باشند.  از نکات مثبت این کتاب پایان غافلگیر کننده‌ی آن است. با اینکه خواننده در ابتدا همه چیز را می‌داند و به نظر نمی‌آید که ماجرا جور دیگری باشد، ولی در اخر به شدت غافلگیر می‌شود و متوجه دلیل ناکامی‌های پلیس در روند حل این پروند می‌شود! کتاب در انتها چندین غافلگیری بزرگ داشت که از مهم‌ترین آن‌ها می‌شود حقیقت ماجرای قتل را نام‌ برد و دیگری، تصمیم عجیبی است که ایشیگامی در انتهای کتاب می‌گیرد. تصمیمی که درواقع از همان ابتدای وارد شدنش به این ماجرا گرفته بود ولی خواننده تا آخر کتاب از آن باخبر نمی‌شود.در آخر خواندن این داستان جنایی زیبا و متفاوت را به دوستداران رمان‌های معمایی و همچنین ادبیات ژاپن پیشنهاد می‌کنم. می‌توانید کتاب را از اپلیکیشن طاقچه در لینک زیر تهیه کنید. https://taaghche.com/book/134122 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Sun, 19 Feb 2023 18:43:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: عادت می‌کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vkovax8puwzn</link>
                <description>موضوع چالش دی ماه طاقچه درباره‌ی کتابی است که با آن می‌توان از دید یک زن به داستان نگاه کرد. رمان «عادت می‌کنیم» نوشته‌ی خانم «زویا پیرزاد» است.  زویا پیرزاد نویسنده‌ی ارمنی تبار ایرانی است که در سال ۱۳۳۱ در آبادان به دنیا آمد. خانم پیرزاد در طول فعالیت نویسندگی خود، موفق به دریافت جوایز ادبی همچون بنیاد هوشنگ گلشیری، کتاب سال وزارت ارشاد و جایزه‌ی ادبی یلدا شده است.زویا پیرزاد کتاب «عادت می‌کنیم» پس از رمان مشهور «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» منتشر شد و همانند رمان قبلی این نویسنده‌ی توانا، محبوبیت فراوانی بدست آورد تا جایی که به زبان‌های دیگری نیز چاپ و منتشر شده است.شناسنامه‌ی کتاب: نام اثر: عادت می‌کنیم نویسنده: زویا پیرزاد ناشر: نشر مرکزشخصیت‌های اصلی داستان، سه زن از سه نسل مختلف هستند. «آرزو»، مادرش «ماه‌منیر» و «آیه» که دختر آرزو است. داستان از زاویه‌ی دید آرزو و از درچه‌ی سوم شخص یا همان دانای کل روایت می‌شود. در ادامه به بررسی شخصیت هر کدام از این سه زن می‌پردازیم.«آرزو» که تمرکز داستان بیشتر بر روی او است. زنی خودساخته در اوایل دهه‌ی چهل زندگی، که خود را مسئول و حامی خانواده می‌داند. کسی که پس از فوت پدر، خود را متعهد می‌کند که مسیر او را ادامه دهد تا مادر و دخترش در سختی زندگی نکنند.  آرزو بنگاه مسکن پدر را دوباره باز می‌کند و علی‌رغم تمامی فشارها و سختی‌هایی که به عنوان یک زن در این شغل پیش رویش بود، فردی موفق و شناخته شده در کسب و کار خود می‌شود. برعکسِ زندگی کاری، همه او را فردی شکست خورده در زندگی شخصی می‌دانند. زنی که از شوهرش (پسرخاله‌ی خود) جدا شده و به چشم دیگران، حتی مادر و دخترش مقصر شناخته می‌شود.  داستان درجایی به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد که آرزو با مردی به نام «سهراب زرجو» آشنا می‌شود و تصمیم می‌گیرد علی‌رغم مخالفت‌های مادر و دخترش با او ازدواج‌ کند و از این پس کمی هم به نیازها و عواطف خودش توجه کند.شخصیت‌ دیگر داستان، «ماه‌منیر» است مادر آرزو. زنی که بدون توجه به درآمد خانواده دوست دارد خرج کند و افراد مشهور و ثروتمند را به مهمانی دعوت کند، به اصطلاح خیلی برای دخترش مادری نکرده است و به زرق و برق زندگی بیشتر از او اهمیت می‌دهد!!  ماه‌منیر در جوانی از شوهرش انتظار زندگی مجلل داشته و حالا پس از مرگ او، این مسئولیت برعهده‌ی آرزو است تا از پس انتظارات مادر برآید.شخصیت سوم، دختر آرزو است که «آیه» نام دارد. دختری که هرچه در زندگی خواسته برایش فراهم شده و انتظار شنیدن نظر مخالف را نداد. از نظر اخلاقی بسیار به مادربزرگ شبیه است و با مادرش به سختی کنار می‌آید. در زندگی مسئولیت خاصی را برعهده نمی‌گیرد و فقط از مادر انتظار فراهم کردن نیازهایش را دارد. آیه در زمان طلاق والدینش کوچک بوده ولی با توجه به حرف‌ها و صحبت‌های مادربزرگ و پدرش که در فرانسه زندگی می‌کند، مادر خود را مقصر این جدایی می‌داند و قصد دارد بدون توجه به نظر و احساسات مادرش، پس از تمام شدن دانشگاه پیش پدرش برود و با او زندگی کند.علاوه بر این سه شخصیت اصلی، افراد دیگری هم هستند که به نوعی به انسجام داستان کمک می‌کنند. یکی از این افراد «سهراب زرجو» است. مردی که ابتدا یکی از مشتریان بنگاه بوده و بعد به آرزو علاقه‌مند می‌شود.  شخصیت زرجو به نوعی متفاوت از دیگر مردانِ زندگی آرزو است. به نوعی که در ابتدا باعث آشفته شدن ذهن او می‌شود. مردی که تحصیلات خود را در رشته‌ی پزشکی در خارج از کشور رها کرده و به دنبال شغل خانوادگی خود که بسیار هم به آن علاقه دارد به ایران بازگشته است. زرجو در مغازه‌ای قفل و‌ دستگیره می‌فروشد که از دید مادرِ آرزو اصلا شغل چشمگیری نیست. در ادامه اتفاقات و حوادثی پیش می‌آید که خواننده با ابعاد شخصیتی زرجو بیشتر آشنا می‌شود و از او در ذهن، مردی می‌سازد که علی‌رغم اینکه تاکنون ازدواج نکرده ولی به جنس زن به گونه‌ای متفاوت و شایسته‌ی احترام نگاه می‌کند.  شخصیت بعدی «شیرین» است. دوست و همکار آرزو که به واسطه‌ی او وارد این شغل می‌شود و در بنگاه خانوادگی آن‌ها مشغول به کار می‌شود. شیرین نیز مانند آرزو همسری ندارد چون قبل از ازدواج، نامزدش بخاطر حادثه‌ای تلخ که در زندگی آن‌ها پیش می‌آید او را رها کرده و به خارج از کشور می‌رود. شیرین دیگر به مردی اعتماد و توجه نمی‌کند و همواره‌ منتظر روزی است که نامزدش پشیمان شود و دوباره برگردد! در ابتدای داستان نزدیکی و علاقه‌ی زیادی بین این دو دوست دیده می‌شود و این نزدیکی تاجایی ادامه پیدا می‌کند که آرزو تصمیم می‌گیرد به نیازهای خودش هم توجه نشان دهد و دوباره ازدواج کند. پس از این تصمیم، می‌بینیم که شیرین هم شروع به مخالفت و حتی سرسنگینی و بی‌توجهی به آرزو می‌کند! مهمترین سوالی که پس از خواندن کتاب ذهن خواننده را به خود مشغول می‌کند این موضوع است که چرا اطرافیان آرزو به این شکل از او سوءاستفاده می‌کنند و بدون توجه به نیازهایش او را فقط برای خود می‌خواهند؟  شاید هدف خانم پیرزاد از نوشتن این رمان هم توجه به همین موضوع باشد که درواقع به شخصیت خود آرزو و رفتارش با اطرافیان و خانواده برمی‌گردد. شخصیتی که همواره آماده‌ی خدمت به دیگران بوده بدون انتظار متقابل از آن‌ها. زنی که همواره به دیگران نشان داده که نیازهایش در زندگی اهمیت و اولویتی ندارد و می‌توان به راحتی از آن‌ها چشم پوشی کرد!  در ادامه خواندن این داستان زیبا را به شما دوستداران کتاب و رمان ایرانی دعوت می‌کنم. می‌توانید کتاب «عادت می‌کنم» را از لینک زیر در اپلیکیشن کتاب طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/133674 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 21:22:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: دختری با گوشواره مروارید</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%88%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-qsa8v3n4gghf</link>
                <description>چالش آذرماه طاقچه درباره‌ی کتابی است که با آن می‌شود در دل تاریخ سفر کرد.  تصمیم گرفتم با کتاب «دختری با گوشواره مروارید»، به زندگی نقاش معروف این اثر وارد شوم و راز پشت این اثر زیبا را بشناسم. شناسه‌ی کتاب: نام اثر: دختری با گوشواره مروارید نویسنده: تریسی شوالیه ترجمه: گلی امامی ناشر: نشر چشمهکتاب «دختری با گوشواره مروارید» داستانی است درباره‌ی یکی از تابلوهای نقاش بزرگ، «یوهانس ورمر» که در آن زمان نقاشی گمنام بود. ولی بعد از مرگ او، این تابلو بسیار معروف شد و شهرت جهانی پیدا کرد و باعث کنجکاوی شد که دختر نقاشی شده، کیست و چه نسبتی با نقاش دارد؟ راز و رمز چشم‌های معصوم دختر چیست و داستان گوشواره‌ی مروارید در مقابل سربند فقیرانه‌ای که دختر بر سر بسته چه می‌تواند باشد؟ از این رو، نویسنده‌ی کتاب «تریسی شوالیه» تصمیم می‌گیرد ماجرای آن تابلو و دختر درون نقاشی را در قالب داستانی زیبا بنویسد تا خوانندگان با شخصیت این دختر و اتفاقاتی که منجر به خلق این اثر تاریخی شده آشنا شوند.  با خواندن این داستان، با شخصیت یوهانس ورمر آشنا می‌شویم، محل زندگی، دین و اعتقادات او را می‌شناسیم همچنین زندگی خانوادگی، همسر و فرزندان او در این کتاب در قالب داستانی زیبا روایت شده است. شخصیت اصلی داستان درواقع خود ورمر نیست! بلکه دختری است که با چهره‌ای معصوم و جذاب همراه با گوشواره‌ای مروارید در تابلو نقاشی ورمر دیده می‌شود. دختر سربندی بر سر دارد که معلوم می‌شود از قشر مرفه جامعه نیست.یوهانس ورمر (۱۶۳۲- ۱۶۷۵)در ابتدای داستان، در خانه‌ای کوچک و فقیرانه،  دختری در آشپزخانه در حال درست کردن سوپ  است. هرکدام از سبزیجات را جداگانه خرد کرده و به سلیقه‌ی خود کنار هم می‌چیند‌‌. در این هنگام آقا و خانمی با لباس های شیک و فاخر وارد می‌شوند. آقا که نقاش معروف، یوهانس ورمر است، توجه‌اش به سبزیجات که با نظم و رنگارنگ، همانند یک تابلوی نقاشی چیده شده‌اند جلب می‌شود . هرچند برای همسرش جذابیتی ندارد. او درواقع به این دلیل آمده، که دختر را ببیند. زیرا از فردا قرار است در خانه‌ی آن‌ها به عنوان خدمتکار مشغول به کار شود. دختر داستان که ۱۶ سال بیشتر ندارد «گرت» نام دارد. پدرش که نقاش کاشی بود، مدتی است که نابینا شده است و گرت مجبور است برای کمک به خانواده در خانه‌ی نقاشی گمنام کار کند. او موظف است درکارهای خانه و شست و شو به خدمتکار اصلی کمک کند. ولی کار اصلی که درواقع برای همین به آن خانه آمده، نظافت هر روز اتاق محل کار آقای ورمر است که باید جوری انجام شود که هیچ وسیله‌ای ذره‌ای جابه‌جا نشود و هرکسی از عهده‌ی این کار برنمی‌آید.   گرت به صورت غریزی با رنگ‌ها آشنایی دارد برای همین با کار کردن در آن اتاق به نقاشی و رنگ علاقه‌مند می‌شود. مدتی بعد آقای ورمر که از این استعداد خبردار می‌شود، از گرت می‌خواهد به او در آماده‌سازی رنگ‌ها کمک کند. و همین باعث می‌شود او بیشتر با دنیای نقاش آشنا شود و مدت بیشتری را در اتاق کار به سر ببرد. جایی که هیچ کس حتی همسر و فرزندان ورمر اجازه ورود نداشتند. در ادامه با اتفاقاتی همراه می‌شویم که منجر به کشیده شدن تصویر گرت توسط ورمر‌ می‌شود. تصویری که داستان پشت آن، زندگی هر دو نفر و بقیه اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از نکات قابل توجه داستان، بیان اعتقادات مذهبی گرت است. او که پروتستان است بر پایه‌ی عقاید مذهبی خود، همواره موهای خود را می‌پوشاند و به مردان اجازه نمی‌دهد موهایش را ببینند. حتی پسری قصاب که در بازار کار می‌کند و به نوعی نامزد گرت به حساب می‌آید هم اجازه دیدن موها را پیدا نمی‌کند. نکته‌ی قابل توجه دیگر، بیان اختلاف طبقاتی در جامعه است. توصیف محله‌های اعیان‌‌نشین با خانه‌هایی بزرگ و خانواده‌‌هایی که به دلیل رفاه زیاد، ترس و واهمه‌ای از فرزندآوری ندارند و بچه‌های زیادی دارند و  زنانی که با لباس‌هایی فاخر و جواهراتی  گران‌قیمت  دور هم جمع می‌شوند و مهمانی می‌گیرند. در صورتی که همه‌ی کارهایشان بر دوش خدمتکارانی است که بسیار فقیر هستند و محله و خانه‌هایشان نقطه‌ی مقابل عمارت اربابی است.  یوهانس ورمر، (Johannes Vermeer) نقاش هلندی بود که از نقاشان معروف اروپا به حساب می‌آید. ورمر در دوران حیات خود به شهرت دست پیدا نکرد. زیرا در نهایت وسواس و به آرامی نقاشی می‌کشید. تابلوهای نسبتا کمی از این هنرمند برجا مانده است. و همین سبب شد در اواخر زندگی چندان ثروتمند نباشد و بعد از مرگش همسر و فرزندانش را در بدهکاری بگذارد.  از ورمر ۳۴ تابلوی نقاشی وجود دارد که همگی بعد از مرگ او شناخته شدند. اکثر تابلوها در یک اتاق با لوازم و اثاثیه مشابه کشیده شده است که سوژه‌ی آن‌ها زنانی هستند که به کارهای روزمره می‌پردازند.  تابلوی دختری با گوشواره مروارید از مهمترین آثار ورمر شناخته می‌شود که اکنون در موزه‌ی مائریتشویس در شهر لاهه نگهداری می‌شود.  فیلمی بر اساس این داستان توسط «پیتر وبر» در سال ۲۰۰۳ ساخته شده است.لینک دریافت این کتاب زیبا از اپلیکیشن طاقچه: https://taaghche.com/book/42206 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Dec 2022 20:08:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: تن تنهایی</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%86-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-dnszilrij1xc</link>
                <description>موضوع آبان ماه چالش کتابخوانی طاقچه با عشق همراه است. کتابی عاشقانه که موضوع اصلی آن عشق باشد. در طول این ماه، سه کتاب در رابطه با این موضوع خواندم و از بین آن‌ها کتاب «تن تنهایی» را برای نوشتن چالش انتخاب کردم. کتابی که بسیار به ذهن و احساسات خودم نزدیک بود و راحت با هر سطر آن رابطه برقرار کردم.شناسنامه‌ی کتاب: نام اثر: تن تنهایی نویسنده: سحر سخایی ناشر: نشر چشمهکتاب تن تنهایی، داستانی است عاشقانه همراه با موسیقی و هنر. داستانی که جنبه‌های عاشقانه‌ی آن به مرور در داستان بیان می‌شود.  نویسنده کتاب را از زبان سه نفر روایت می‌کند که هر سه با موسیقی ارتباط نزدیکی دارند. از زندگی و افکار و ذهنیت هر کدام صحبت می‌کند تا خواننده به راحتی با شخصیت‌ها ارتباط نزدیک برقرار کند. ‌&quot;سبا&quot;، &quot;رضا&quot; و &quot;بردیا&quot; سه شخصیت اصلی داستان هستند. ابتدا ماجرا در دانشگاه شروع می‌شود .  سبا و بردیا در رشته موسیقی تحصیل می‌کنند، و آن روز خاص که زندگی آن دو نفر را تعییر می‌دهد، امتحان نوازندگی دارند. سبا نوازنده‌ی تار است و بردیا نوازنده‌ی کمانچه‌. در صف امتحان سبا و بردیا با یکدیگر هم‌صحبت می‌شوند و با همان چند کلمه متوجه حس نزدیکی و دوستی خاصی می‌شوند.  رابطه‌ی دوستی آن‌ها به تدریج پررنگ‌تر می‌شود در این هنگام نویسنده با اضافه کردن شخصیت دیگری به داستان، مسیر این رابطه را تغییر می‌دهد.  رضا ضلع سوم این رابطه می‌شود و داستان با مثلثی عاشقانه پیش می‌رود.  نکته قابل توجه شخصیت این سه دوست است. هر سه نفر به نوعی با خانواده و گذشته‌ی خود درگیر هستند. سبا در خانواده‌ای مرفه بزرگ شده ولی این را دوست ندارد . می‌خواهد مستقل شود و خانه‌ای برای خودش اجاره کند و به‌قول معروف روی پاهای خودش بایستد. و خانواده مخصوصا پدرش به شدت مخالف این موضوع هستند. در طرف مقابل زندگی بردیا قرار دارد که در کودکی مادرش را از دست داده و پدرش هیچ وقت رابطه‌ی دوستانه‌ای با او نداشته است. و رضا که اکنون فارغ‌التحصیل رشته‌ی موسیقی است و سمینارها و کنفرانس‌هایی را در داخل و خارج از ایران برگزار می‌کند. بنظر شخص قدرتمند و خوشبختی می‌آید ولی با ورود داستان به کودکی او، معلوم می‌شود زندگی شاد و راحتی در گذشته نداشته است . پدرش فردی تندخو بود که همسر و فرزندانش را اذیت می‌کرد ولی مادر همیشه در آن زندگی مردسالار ماند. رضا هیچ وقت نفهمید مادرش به‌خاطر او و برادرهایش پدر را ترک نکرد یا نوعی وابستگی به مرد زندگیش داشت.  داستان با روایتی از حال و گذشته‌ی شخصیت‌ها پیش می‌رود. که خواننده هرچقدر بیشتر از گذشته می‌خواند، بهتر متوجه شخصیت و ذهنیت هرکدام از این سه دوست می‌شود. اتفاق‌هایی که در گذشته و کودکی آن‌ها رخ داده، شخصیت اکنون‌ آن‌ها را معلوم می‌کند‌. در این زمان است که سبا متوجه احساسی خاص در وجودش می‌شود. احساسی که هم حس عشق را به همراه دارد و هم شک و تردید. سبا به درستی نمی‌داند به کدام یک بیشتر علاقمند است. رضا یا بردیا؟! وقتی با خودش فکر می‌کند، رفتارها و شخصیتی را درون هرکدام دوست دارد و می‌پسندد که باعث می‌شود احساس عشق و دوستی داشته باشد ولی هر دونفر خصوصیاتی دارند که از دید سبا پسندیده نیست. و خواننده با توجه به کودکی آن‌ها به راحتی می‌تواند ریشه‌ی این صفات منفی را در گذشته پیدا کند. نکته دیگر که نویسنده در داستان بیان می‌کند رابطه‌ی خانواده‌های سنتی و تفکر آن‌ها در مقابل فرزندانی است که دیگر این سنت‌ها را قبول ندارند. که این موضوع داستان بسیاری از خانواده‌ها در جامعه‌ی امروز‌ است.  قلم خانم سخایی بسیار روان و دلنشین است. و ترکیب این نوشته‌ها با اصطلاحات موسیقی، فضای دلنشینی به داستان بخشیده است. شاید مخاطبی که با موسیقی آشنایی ندارد، درک کاملی از اصطلاحات نداشته باشد ولی با این‌حال حس زیبای فضای پدید آمده، در ذهنش باقی خواهد ماند.سحر سخایی، نویسنده‌ی کتاب نویسنده هر فصل را با توجه به فضا و احساسات هر شخصیت، نام گذاری کرده است که این حس را در قالب یک دستگاه یا گوشه موسیقی بیان می‌کند. کتاب خواننده را به خوبی تا آخر با خود همراه می‌کند تا با فهمیدن و کشف احساسات سبا و رضا و بردیا، سرانجامِ این داستان را دریابد . آخرِ داستان شاید با خیلی از کتاب‌های عاشقانه تفاوت داشته باشد. ولی به نظر من تصمیم‌هایی که هرکدام از شخصیت‌ها در انتها گرفتند به واقعیت جامعه بسیار نزدیک است و برای مخاطب درک پذیری بهتری نسبت به یک پایان کلیشه‌ای و به دور از ذهن خواهد داشت.?لینک دریافت کتاب تن تنهایی در اپلیکیشن طاقچه: https://taaghche.com/book/76850  آدرسصفحهوبیکهمیخواهیدنمایشدهیدراPasteکنید </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Nov 2022 20:59:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: انجمن شاعران مرده</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-kbnjj8qrmzcg</link>
                <description>چالش مهرماه طاقچه، حال و هوای مدرسه و دانشگاه دارد، کتابی با موضوع و اتفاقات مربوط به آن . قبلاً چند کتاب درباره‌ی این موضوع خوانده بودم. ولی به یاد « انجمن شاعران مرده» افتادم. کتابی که چند وقتی بود که به فکر خواندن آن بودم ولی متاسفانه فراموش می‌کردم. چه فرصتی بهتر از این!شناسنامه‌ی کتاب نام اثر: انجمن شاعران مرده نویسنده: ان. اچ کلاین بام ترجمه: زهرا طراوتی ناشر: نشر نیماژنکته قابل توجه در این رمان این است که ابتدا فیلمنامه‌ی این اثر توسط « تام شولمن» نوشته شد، و رمان توسط &quot;ان. اچ کلاین&quot; ( نانسی هوروو یتز کلاین)، نویسنده و روزنامه‌نگار امریکایی بر اساس این فیلمنامه نوشته شده است. فیلمی هم به همین نام در سال ۱۹۸۹ به کارگردانی «پیتر ویر» و بازی بی‌نظیر «رابین ویلیامز» قبل از چاپ کتاب ساخته و به نمایش درآمد که توانست جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم را بدست آورد. همچنین در این مراسم تام شولمن نیز جایزه‌ی بهترین فیلمنامه را به خود اختصاص داد.پوستر فیلم &quot;انجمن شاعران مرده&quot; داستان کتاب انجمن شاعران مرده در دبیرستانی به نام &quot;ولتون&quot; اتفاق می‌افتد.  دبیرستانی شبانه روزی که قوانین بسیارسختگیرانه‌ای دارد و حالا در سال ۱۹۵۹ گردهمایی شروع سال تحصیلی جدید و همچنین صدمین سال تأسیس دبیرستان ترتیب داده شده است. اساسنامه مدرسه بر چهار شعار استوار است: ۱. سنت ۲. افتخار ۳. انضباط ۴. سرافرازی در همین مراسم است که مدیر مدرسه، معلم جدید  ادبیات را به همه معرفی می‌کند. آقای &quot;جان کیتینگ&quot; و داستان انجمن شاعران مرده از اینجا آغاز می‌شود....  معلم ادبیات جدید، با تمامی معلم‌هایی که بچه‌ها تاکنون داشتند متفاوت است. آقای کیتینگ که اتفاقاً خودش هم در این دبیرستان تحصیل می‌کرد، به قوانین مدرسه اعتقادی ندارد و برخلاف نظر مدیران، رمز پیروزی دانش‌آموزان را در پیروی از این قوانین نمی‌داند! شیوه‌ی تدریس او با تمامی مربی‌ها متفاوت است و حتی کتاب‌های درسی را هم تغییر می‌دهد. اعتقاد اصلی او بر پایه‌ی استفاده از فرصت‌ها و لحظه‌ی حال است. و بر کلمه‌ای لاتین اشاره می‌کند که آن را رمز پیروزی و موفقیت می‌داند: « کارپه دیم» به معنی دم را غنیمت شمار!انسان موجودی فانی است و روزی از دنیا می‌رود. ما تعداد محدودی بهار و تابستان و پاییز را تجربه خواهیم کرد. پس فرصت‌های زندگی اندک است و باید بهترین استفاده را از آن‌ها برد. هفت نفر از دانش آموزان به گذشته‌ی او علاقه‌مند می‌شوند و با تحقیق در سالنامه‌ی مدرسه متوجه می‌شوند که کیتینگ در دوران مدرسه عضو انجمنی بود به نام « انجمن شاعران مرده» ! در ادامه با کنجکاوی دانش آموزان برای کشف ماهیت این انجمن و نزدیک شدن بیشتر به معلم ادبیات، دبیرستان ولتون درگیر ماجراهای جدیدی می‌شود.  بچه‌ها دوباره انجمن را برپا می‌کنند و روحیه حرکت و دوری از سکون در بین آن‌ها بیدار می‌شود. برای رسیدن به خواسته‌های خود تلاش می‌کنند و دربرابر جبر و زور می‌ایستند.  من خودم بشخصه از خواندن کتاب لذت بردم. درس‌های شیرینی گرفتم که مطمئنم در آینده و در زندگی به یادم خواهند ماند. از کتاب انجمن شاعران مرده یاد گرفتم همیشه متفاوت بودن بد نیست . گاهی باید از یک جریان ساکن و یا کند و بی‌حرکت جدا شد. متفاوت رفتار کرد تا به خواسته‌ها و آرزوها رسید.  کتاب جملات و بریده‌های زیبایی دارد که تعدادی از آن‌ها را در ادامه بیان می‌کنم.تو شعر میخوانی چون عضوی از نژاد بشر هستی. چون نژاد بشر، سرشار از شور و اشتیاق و احساسه! پزشکی، قانون، بانکداری این چیزها برای حفظ و ادامه‌ی بقای زندگی لازمن. اما شعر، ادبیات، عشق و زیبایی چی؟ این‌ها چیزهایین که ما به خاطرش زنده‌ایم و نفس میکشیم!&quot;&quot;خود را به تمامی بر رؤیاهایت بیفکن وگرنه حرف بی‌عمل تو را سرنگون خواهد کرد.&quot;&quot;احتمالاً دانشگاه ذوق شاعرانه‌تون رو کور خواهد کرد. تجربه‌ی کسالت آور ساعت‌ها تجزیه و تحلیل و نقد این بلا را سر شما  دیگه‌ای از ادبیات رو هم براتون فاش خواهد کرد. بسیاری از آثار برتر و سحرانگیز ادبی رو با شما آشنا خواهد کرد که باید با دل و جان اون رو جذب کنید. بعضی از اون‌ها هم به معنی واقعی کلمه چرند و مزخرف‌ان و مثل بلا و طاعون باید ازشون دوری کنید.&quot;&quot;رهسپار جنگل شدم به این امید که اندیشمندانه زندگی کنم. میخواستم زندگیم ژرف و معنا دار باشد و تمام عصاره‌ی حیات را فرو برم! تا ریشه‌کن کنم هرآن‌چه را که زندگی‌‌بخش نیست و نمی‌خواهم لحظه‌ی مرگ دریابم زندگی نکرده‌ام.&quot;می‌توانید این کتاب زیبا را از اپلیکیشن طاقچه و لینک زیر دریافت کنید: https://taaghche.com/book/49054/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 20:20:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: قصر آبی</title>
                <link>https://virgool.io/@Booktabi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-r6ugskrfkurx</link>
                <description>چالش کتابخوانی طاقچه به آخرین ماه تابستان رسید. موضوع شهریور ماه، کتابی بود که هم کودکان و نوجوانان از خواندنش لذت ببرند و هم برای بزرگسالان جذاب باشد. برای من موضوع جالبی بود. چون کمتر پیش می‌آید که برای مطالعه به سراغ کتاب‌های مربوط به کودک و نوجوان بروم. هرچند در کتابفروشی‌ها همیشه از گشتن در قفسه‌های کتاب کودک لذت می‌برم. فکر می‌کنم برای یک فرد بزرگسال حس خوبی در نگاه کردن به جلد این کتاب‌ها و ورق زدن صفحات آن‌ها وجود داشته باشد. حس آشنای هیجان و لذت‌های خوش کودکی.  لذت‌هایی که شاید در میان روزمرگی‌های بزرگسالی گم شده باشد... وقتی نوجوان بودم عاشق شخصیت کتابی شدم به نام آنه شرلی. دختر شیرین و معصومی با موهای قرمز و شیطنت‌های خاص خود! ولی متأسفانه از نویسنده‌ی این مجموعه، کتاب‌های دیگری هم چاپ و‌ در ایران ترجمه شده‌اند که هنوز فرصت خواندن آن‌ها را پیدا نکرده‌ام.  پس تصمیم گرفتم برای چالش این ماه به سراغ کتابی دیگر از این نویسنده‌ی بزرگ، یعنی «ال.ام مونتگمری» بروم.شناسنامه‌ی کتاب نام اثر: قصر آبی نویسنده: ال.ام مونتگمری ترجمه: محمد حسام برجیسیان ناشر: انتشارات قدیانی تعداد صفحات: ۳۳۶ صفحهداستان در صبح روز تولد ۲۹ سالگی &quot;ولنسی‌ استیرلینگ&quot; شروع می‌شود. شاید کمتر کسی باشد که در روز تولدش احساس خوشحالی نکند. ولی ولنسی قطعاً خوشحال نیست!  او امروز ۲۹ ساله شده، پس بیشتر از همیشه به سی سالگی نزدیک است. هنوز ازدواج نکرده، هیچ عشقی در زندگیش ندارد و از دید دیگران دختر زیبایی هم نیست! این موضوع برای خود ولنسی زیاد اذیت‌کننده نیست. ولی وقتی فکر می‌کند که مورد پسند هیچ کس حتی افراد خانواده‌ی خود نیست، احساس افسردگی می‌کند. ولنسی در خانه‌ای معمولی با مادرش و دختر عمه‌اش که تا حدودی پا به سن گذاشته است زندگی می‌کند. مادرش زنی بسیار خشک و مستبد است که همیشه با شنیدن کوچک‌ترین مخالفتی ناراحت می‌شود و تا چند روز قهر می‌کند. ولنسی شخصیتی خجالتی و بسیار سربه‌زیر و آرام دارد. از کودکی تمامی رفتارهایش زیر نظر عموها و عمه‌هایش بوده است و اجازه هیچ‌گونه نظر دادن و مخالفتی را نداشته است. از خانه و اتاقش متنفر است. از مهمانی‌ها و پیک‌نیک‌های خانوادگی بدش می‌آید ولی هیچ‌وقت با رفتن مخالفتی نمی‌کند. تنها یک چیز برایش بسیار ارزشمند است. قصر آبی زیبایش!  قصری در سرزمینی زیبا و ناشناخته که در رؤیاهایش در آنجا زندگی می‌کند. اتاقی فوق‌العاده زیبا دارد با جواهراتی که مخصوص ملکه‌هاست، بهترین و زیباترین لباس‌ها را می‌پوشد و البته تعداد بسیار زیادی هم خاطرخواه دارد! داستان از جایی شروع می‌شود که ولنسی متوجه می‌شود بیمار است. تصمیم می‌گیرد برخلاف همیشه به کسی نگوید و به تنهایی نزد دکتری برود. چند روز بعد نامه‌ای از طرف دکتر به دستش می‌رسد که در آن نوشته شده بیماری قلبی خطرناکی دارد و بیش از یک سال زنده نمی‌ماند! با خواندن این نامه‌ی عجیب، زندگی ولنسی برای همیشه عوض می‌شود. دیگر مفهوم ترس برایش وجود ندارد. چه اهمیتی دارد اگر مادرش با او قهر کند یا عموهایش دوستش نداشته باشند و یا دختر دلخواه عمه‌هایش نباشد. او فقط یک سال وقت دارد. یک سال زمان دارد که آن‌گونه که خود می‌خواهد زندگی کند بدون ترس از قضاوت و نظر دیگران. و از اینجا داستان ولنسی و قصر آبی زیبایش شروع می‌شود. ولی این‌بار نه در رؤیاهایش، بلکه در زندگی واقعی...&quot;لوسی مود مونتگمری&quot; که عموماً با نام &quot;ال.ام مونتگمری&quot; شناخته می‌شود، نویسنده‌ی معروف کاندایی بود که شهرتش با انتشار مجموعه‌ی «آن شرلی در گرین گیبلز» در سال ۱۹۰۸ آغاز شد.ال.ام مونتگمری مونتگمری در جزیره‌ی پرنس ادوارد متولد شد که بعدا در داستان‌هایش از این جزیره نام می‌برد. او در طول زندگیش یک دیوان شعر، ۲۰ رمان، ۳۰ مقاله و ۵۳۰ داستان کوتاه منتشر کرد. از مجموعه‌ کتاب‌های مونتگمری، سریال‌های تلویزیونی زیبایی ساخته شده است که به شهرت جهانی شخصیت‌های داستان‌ها کمک زیادی کرده است. از جمله سریال کارتونی «آنه شرلی با موهای قرمز» و سریال « امیلی در نیومون» که از مجموعه کتابی با همین نام‌ ساخته شده است و سریال « قصه‌های جزیره» که سال‌ها محبوبیت زیادی در ایران داشت و برگرفته از کتاب‌های «دختر قصه‌گو» و «مسیر طلایی» است که شخصیت اصلی این داستان‌ها درباره‌ی دختری است به نام سارا استنلی.  مونتگمری در ۲۴ آوریل ۱۹۴۲ بر اثر ایست قلبی در تورنتو درگذشت.ال. ام مونتگمریکتاب زیبای قصر آبی و دیگر آثار این نویسنده را می‌توانید به صورت الکترونیک، از اپلیکیشن کتاب طاقچه تهیه کنید.لینک کتاب قصر آبی در اپلیکیشن طاقچه: https://taaghche.com/book/56681  https://virgool.io/p/r6ugskrfkurx/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%B5%D8%B1%D8%A2%D8%A8%DB%8C%7C%D8%A7%D9%84.%D8%A7%D9%85%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%85%D8%B1%DB%8C%7C%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%B5%D8%B1%D8%A2%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%84.%D8%A7%D9%85%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87%D9%94%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%A2%D9%86%D8%B4%D8%B1%D9%84%DB%8C%D8%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D9%88%D9%85%D9%88%D9%86%D9%88%D9%82%D8%B5%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA.%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA.%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF.%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%B5%D8%B1%D8%A2%D8%A8%DB%8C...taaghche.com </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Sep 2022 01:03:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: کافکا در ساحل</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-isnm2uonkcch</link>
                <description>چالش مرداد ماه طاقچه درباره‌ی کتابی است طولانی، که خواننده عاشق شخصیت‌های آن می‌شود به طوری که تمام شدن کتاب برایش همراه با حس دلتنگی باشد.  من به‌شخصه خواندن کتاب های قطور و طولانی، یا حتی چند جلدی را به داستان‌های کوتاه ترجیح می‌دهم و اکثر کتاب‌هایی که تا کنون مطالعه کرده‌ام صفحات زیادی داشتند. با این‌حال دوست نداشتم از کتاب‌هایی که قبلاً خوانده بودم برای چالش این ماه استفاده کنم و در کل برای خودم خواندن کتابی جدید در رابطه با موضوع هر ماه چالش، بسیار لذت‌بخش و با اهمیت است.  پس از بین لیستی که از کتاب‌هایی طولانی و قطور دارم که هنوز فرصت مطالعه آن‌ها را پیدا نکرده‌ام، کتاب «کافکا‌ در‌ ساحل»، نوشته‌ی «هاروکی‌ موراکامی» را انتخاب کردم. کتابی که از مدت‌ها پیش به دنبال فرصتی مناسب برای خواندن آن بودم. شناسنامه‌ی کتاب:  نام کتاب: کافکا در ساحل (Kafka on the shore) نویسنده: هاروکی موراکامی مترجم: گیتا گرگانی انتشارات نگاههاروکی موراکامی در سال ۱۹۴۹ در کشور ژاپن و شهر کیوتا به دنیا آمد. پدر و مادر او هر دو معلم ادبیات بودند. و موراکامی تنها فرزند این زوج بود. پدرش پسر یک کشیش بودایی بود و مادرش در خانواده‌ای بازرگان بزرگ شده بود. موراکامی از کودکی با ادبیات ژاپن آشنا‌ و با آثار نویسنده‌های بزرگ همراه شد. همچنین به فرهنگ غرب و موسیقی و ادبیات روسیه علاقه‌مند شد. او آثار بسیاری از نویسنده‌های بزرگ اروپایی و امریکایی مثل فرانتس کافکا، گوستاو فلوبر، چارلز دیکنز، داستایوفسکی و غیره را مطالعه کرد و همین سبب شد در آینده آثاری متفاوت با دیگر نویسنده‌های ژاپن خلق کند.هاروکی موراکامیشخصیت اصلی کتاب «کافکا در ساحل»، پسری است پانزده ساله به نام «کافکا تامورا» که در واقع این نام را خودش انتخاب کرده و در طول کتاب نام اصلی او بیان نمی‌شود.  کافکا به‌دنبال اختلاف‌هایی که با پدرش دارد از خانه فرار می‌کند. مادر و خواهر او سال‌ها پیش او و پدر را رها کرده و از خانه رفته بودند. پدر همواره از نفرینی عجیب با پسر صحبت می‌کند که در آینده با آن روبه‌رو خواهد شد. همین امر سبب فرار کافکا می‌شود. فرار از نفرین و سرنوشت شوم آن.... کافکا تصمیم می‌گیرد به شهری دور برود و در کتابخانه‌ای بزرگ که همواره آرزوی دیدن آن را داشت، زندگی کند. به گونه‌ای عجیب سرنوشت او را به آن شهر و کتابخانه می‌کشاند تا با افرادی آشنا شود که در زندگی و آینده‌ی او اثر می‌گذارند. داستان دیگری نیز به موازات زندگی کافکا پیش می‌رود. شخصیت این بخش از کتاب پیرمردی به نام «ناکاتا» است. نویسنده داستان ناکاتا را با بیان حادثه‌ای عجیب از کودکی او شروع می‌کند. حادثه‌ای مرموز، که در عقل و حافظه و رفتارهای ناکاتا اثر می‌گذرد. ناکاتا بعد از حادثه‌ رفتارهای عجیبی از خود نشان می‌دهد که از دید دیگر انسان‌ها قابل درک نیست. یکی از این رفتارها، صحبت کردن با گربه‌هاست. که خود او ادعا می‌کند این توانایی را بعد از اتفاق دوران کودکی به دست آورده است.کافکا در ساحل که در ایران با نام کافکا در کرانه نیز به چاپ رسیده است، داستانی است که درباره‌ی سرنوشت انسان‌ها صحبت می‌کند. داستانی که با غافل‌گیری‌های بسیاری همراه است. کتاب در سبک «رئالیسم جادویی» نوشته شده است. این سبک از داستان، طرفداران مخصوص خود را دارد و شاید برای هر نوع سلیقه‌ای جذاب نباشد. ولی به‌نظر من جذابیت کافکا در ساحل باعث شده این کتاب برای اکثر سلیقه‌ها جذاب باشد. رئالیسم جادویی ( Magical realism)، یکی از شاخه‌های واقع‌گرایی (رئالیسم) است. ساختار این سبک از ادبیات به گونه‌ای است که در آن ساختار واقعیت درگرگون می‌شود و دنیای واقعی با همه‌ی جزئیات عادی آن، با عناصری جادویی و غیر طبیعی همراه می‌شود. قهرمان‌های داستان‌های سبک رئالیسم جادویی، افرادی غیر عادی نیستند بلکه انسان‌هایی عادی در زندگی واقعی هستند که اتفاق‌های جادویی و غیر‌طبیعی در دنیای آن‌ها اتفاق می‌افتد.  نکته‌ی جالب دیگر موضوع سفر در زمان و جهان‌های موازی است که از موارد جذاب این داستان است. کتاب در ابتدا با داستان ساده‌ای شروع می‌شود. به گونه‌ای که خواننده تصور می‌کند با داستانی ساده و عادی سروکار دارد. ولی با جلو رفتن چند فصل، پیچیدگی‌ها و اتفاقات عجیب به داستان اضافه می‌شوند. و در اواخر هم با موضوع جهان‌های موازی و سفر در زمان همراه می‌شویم. به گونه‌ای که با وجود تمامی معماها و اتفاق‌های عجیب و دور از ذهن، نمی‌توان کتاب را تا لحظه آخر کنار گذاشت و این از ویژگی‌های قلم جادویی موراکامی است. نسخه‌ی الکترونیک این کتاب جذاب را می‌توانید از اپلیکیشن طاقچه و از لینک زیر تهیه کنید: https://taaghche.com/book/4571 </description>
                <category>بوکتابی</category>
                <author>بوکتابی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Aug 2022 00:44:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>