<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های چرخ نمای اقتصاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@CharkhNama</link>
        <description>چرخ نما، نمایشگر چرخه‌های پنهان اقتصاد؛ هم چرخه‌های رکود و رونق جهانی و هم چرخه‌های تورمی و ارزی ایران را رصد می‌کند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 06:43:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4899248/avatar/cqKsd3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>چرخ نمای اقتصاد</title>
            <link>https://virgool.io/@CharkhNama</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عاقبت بانکداری ربا محور جز زایش بانک آینده نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@CharkhNama/%D8%B9%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B2-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-jtwga6ldkbca</link>
                <description>سهام دار اصلی بانک آیندهنویسنده :فوآد شعبانی(پژوهشگر و مولف مترجم علوم راهبردی)تحلیلی بر چرخه فساد ربوی و سرنوشت دارایی‌های بلوکه‌شده ملتزخم کهنه‌ای که سر باز می‌کند«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و زیادی ربا را رها کنید اگر به راستی اهل ایمانید.» (بقره/۲۷۸) این فرمان الهی، مرز میان حیات اقتصادی سالم و مرگ تدریجی در چنگال ربا را ترسیم می‌کند. اما اقتصاد ایران دهه‌هاست که بر مداری خلاف این فرمان می‌چرخد؛ مداری که در آن تولید پول بدون پشتوانه، خلق بدهی‌های لاینحل، و چرخش سرمایه‌ها در حلقه‌های بسته ربوی، به «عادت همگانی» تبدیل شده است.بانک آینده، نه یک کژکارکرد استثنایی، که زاییده طبیعی این سیستم بیمار است. فساد ۳۰ هزار میلیارد تومانی در این بانک، تنها نوک کوه یخی است که ریشه در مناسبات ربوی نظام بانکی دارد. و اکنون، در خرداد ۱۴۰۵، کمپین تازه‌ای در خبرگزاری فارس با عنوان «درخواست پیگیری کیفری سهام دار اصلی بانک آینده» به راه افتاده است؛ کمپینی که نشان می‌دهد این پرونده همچنان مفتوح، و زخم آن بر پیکر اعتماد عمومی هنوز تازه است.۱. بستر فکری؛ چرخه ربا چگونه بانک آینده را ساخت؟متن مطالبه‌گرانه‌ای که اساس این تحلیل را تشکیل می‌دهد، بیماری اقتصاد ایران را چنین تشخیص می‌دهد: «تورم ناشی از چاپ پول، بدهی دولت، و ردیف‌های بودجه، چنین بلایی سر کشور آورده است.» در این سیستم:· دولت از بانک مرکزی، صندوق‌های بیمه و مردم وام می‌گیرد و سود می‌دهد.· بانک‌ها از یکدیگر و از بانک مرکزی قرض می‌گیرند.· صندوق‌های ربوی، پول‌های خُرد مردم را جمع‌آوری کرده و به جای تولید، صرف خرید ارز، سکه، ملک و وام‌های کلان به خودی‌ها می‌کنند.· نتیجه: «جز تولید تورم و گرانی و کوچک‌سازی تولید... کار دیگری نکرده است.»بانک آینده محصول همین چرخه است. این بانک خصوصی‌شده که از ادغام مؤسسات مالی وابسته به نهادهای نظامی متولد شد، خیلی زود به ماشین خلق پول و واسطه‌گری بدهی برای حلقه خاصی از ذی‌نفعان تبدیل گردید. وقتی نرخ سود بانکی فراتر از بازدهی واقعی تولید می‌رود، منطق ربوی حکم می‌کند که پول‌ها به سمت فعالیت‌های تورمی و غیرمولد سرازیر شوند؛ و بانک آینده دقیقاً این منطق را اجرایی کرد.۲. سهامدار اصلی بانک آینده: از قدرت تا محکومیتچهره‌ای که در سال‌های اخیر به عنوان سهامدار اصلی و رئیس هیئت مدیره بانک آینده در کانون اتهامات قرار گرفته، علیرضا حیدرآبادی پور است.اسناد پرونده:۱. کیفرخواست دادستان تهران (سال ۱۳۹۹):حیدرآبادی پور به همراه ۱۲ متهم دیگر، به اتهام «اخلال کلان در نظام اقتصادی کشور از طریق تشکیل شبکه فساد بانکی، تحصیل مال نامشروع، و پولشویی» تحت تعقیب قرار گرفتند. بر اساس این کیفرخواست، شبکه مذکور مبلغ ۳۰ هزار میلیارد تومان از منابع بانک آینده را به صورت غیرقانونی از چرخه بانک خارج کرده بود. (منبع: گزارش خبرگزاری فارس، ۱۸ اسفند ۱۳۹۹)۲. گزارش سازمان بازرسی کل کشور:مهم‌ترین تخلفات احصاشده عبارت بودند از:· اعطای وام‌های کلان بدون اخذ وثیقه کافی به افراد و شرکت‌های مرتبط.· خرید صدها ملک لوکس با منابع بانک و انتقال مالکیت به نام اشخاص دیگر.· ایجاد شرکت‌های صوری برای پولشویی و خروج ارز از کشور.· بنگاه‌داری گسترده و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های غیرمولد به جای تأمین مالی تولید.۳. حکم نهایی (صادره در سال ۱۴۰۰):شعبه اول دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اخلالگران اقتصادی، به ریاست قاضی صلواتی، علیرضا حیدرآبادی پور را به:· ۲۰ سال حبس· رد مال به میزان ۳۰ هزار میلیارد تومان· محرومیت دائمی از خدمات دولتی· جزای نقدی سنگین· و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. (منبع: خبرگزاری میزان، ۲۷ فروردین ۱۴۰۰)این حکم در دیوان عالی کشور تأیید و قطعی شد.۳. تعیین تکلیف اموال: وعده‌ای که هنوز کامل محقق نشده استدر حالی که حکم قطعی صادر شده، مهم‌ترین پرسش مردم این است: آیا اموال به بیت‌المال بازگشت؟پاسخ اسناد رسمی، نگران‌کننده است. بر اساس گزارش سازمان بازرسی کل کشور به مجلس (مهر ۱۴۰۱)، تا پایان سال ۱۴۰۰ تنها حدود ۲۰ درصد از دارایی‌های شناسایی‌شده به خزانه کشور بازگردانده شده بود. دلایل این ناکامی:· انتقال بخشی از اموال به نام اشخاص ثالث و دشواری اثبات صوری‌بودن این انتقالات در محاکم.· خرید املاک در خارج از کشور که نیازمند همکاری قضایی بین‌المللی است.· مقاومت ذی‌نفعان و نفوذ آن‌ها در ساختارهای اجرایی.در دی ماه ۱۴۰۱، رئیس وقت قوه قضائیه شخصاً وارد میدان شد و تأکید کرد: «باید تیم ویژه‌ای برای شناسایی و استرداد کامل اموال بانک آینده تشکیل شود.» (منبع: خبرگزاری فارس، ۱۵ دی ۱۴۰۱)اما حالا، پس از گذشت نزدیک به چهار سال از آن فرمان، کمپین جدید خبرگزاری فارس با عنوان «درخواست پیگیری کیفری سهام دار اصلی بانک آینده» گواه آن است که این تیم یا تشکیل نشده، یا مأموریت خود را به سرانجام نرسانده، و یا اساساً اراده کافی برای اجرای کامل حکم وجود ندارد.۴. کمپین جدید در خبرگزاری فارس: شعله‌ای که خاموش نشده استدر ۹ خرداد ۱۴۰۵، خبرگزاری فارس کمپینی رسمی با عنوان «درخواست پیگیری کیفری سهام دار اصلی بانک آینده» راه‌اندازی کرد. این کمپین که حاوی همان عبارات مطالبه‌گرانه متن اولیه است («تشکیل تیم متعهد برای شناسایی و انتقال دارایی‌های این بانک به خزانه کشور»)، نشان می‌دهد که:۱. اجرای حکم همچنان ناقص است. اگر اموال بازگردانده شده بود، نیازی به این کمپین نبود.۲. فشار رسانه‌ای بر قوه قضائیه و وزارت اقتصاد ادامه دارد. درخواست مشخص «تشکیل تیم متعهد» که مستقیماً از فرمان رئیس پیشین قوه قضائیه وام گرفته، نشان می‌دهد که افکار عمومی و رسانه‌های خاص، هنوز این پرونده را مختومه نمی‌دانند.۳. بانک آینده نماد «چرخه ربوی» باقی مانده است. خبرگزاری فارس با هشتگ #بانک_آینده و انتشار مستمر گزارش‌هایی با عناوینی چون «فساد در بانک آینده؛ از خروج ۳۰ همتی منابع تا خرید ۵۰۰ ملک لوکس» (دی ۱۳۹۹) و «پرونده فساد بانک آینده؛ نماد نظام ربوی در اقتصاد ایران» (اردیبهشت ۱۴۰۲)، عملاً این پرونده را به یک «کمپین دائمی» علیه ساختار ربوی تبدیل کرده است.تاوان یک سیستم، نه یک فردبانک آینده یک استثنا نیست؛ این بانک زاییده طبیعی بانکداری ربامحور است. وقتی پول بدون پشتوانه چاپ می‌شود، وقتی بهره و جریمه دیرکرد جای قرض‌الحسنه را می‌گیرد، وقتی وام‌ها به جای تولید صرف خرید ارز و ملک و سکه می‌شوند، نتیجه‌ای جز تولد بانک‌های آینده‌ای دیگر نخواهد داشت.حکم سنگین علیه سهامدار اصلی این بانک، اگرچه گامی ضروری بود، اما تا زمانی که خودِ ساختار پولی و بانکی کشور بر مدار ربا می‌چرخد، این احکام تنها مُسکِنی موقت خواهد بود. کمپین جدید خبرگزاری فارس در خرداد ۱۴۰۵ فریادی است که می‌گوید زخم هنوز باز است، اموال ملت هنوز کامل پس گرفته نشده، و «تیم متعهد» هنوز شکل نگرفته است — یا اگر هم شکل گرفته، در چنبره مناسبات کهنه ربوی گرفتار آمده است.راه حل واقعی، بازگشت به آن فرمان قرآنی آغازین است: «رها کنید آنچه از ربا باقی مانده». توقف چاپ پول بدون پشتوانه، انحلال صندوق‌های ربوی، و جایگزینی قرض‌الحسنه واقعی به جای بهره بانکی. تا آن روز، باید چشم به راه بانک‌های آینده دیگری بود.</description>
                <category>چرخ نمای اقتصاد</category>
                <author>چرخ نمای اقتصاد</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2026 23:28:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابرتورم در راه است؟ اقتصاد ایران در چنبره جنگ و کاغذهای بی‌ارزش</title>
                <link>https://virgool.io/@CharkhNama/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%BA%D8%B0%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-lhyqiailizrx</link>
                <description>ابر تورم در راه است؟نویسنده :فوآد شعبانی(پژوهشگر و مولف مترجم علوم راهبردی)در خیابان‌های تهران، اعداد دیگر صرفاً مفاهیم ریاضی نیستند؛ آن‌ها ضربان قلب یک ملت‌اند که با هر جهش نرخ ارز، تندتر می‌زند. امروز در افق ۲۰۲۷ (۱۴۰۵ خورشیدی)، ایران نه تنها با یک بحران اقتصادی، بلکه با یک «انتخاب وجودی» روبروست. تحلیلگران بین‌المللی و ناظران داخلی متفق‌القولند که اقتصاد ایران بر روی لبه باریکی میان «تورم مزمن» و «سقوط آزاد به سمت ابرتورم» ایستاده است. اما سؤالی که لرزه بر اندام طبقه متوسط می‌اندازد این است: آیا جرقه نهایی زده شده است؟انبار باروت؛ ساختاری که دیگر ضربه‌گیر ندارداندیشکده‌های واشنگتن سال‌هاست که هشدار می‌دهند اقتصاد ایران در «منطقه خطر» ثابت شده است. حذف آخرین بقایای یارانه‌های ارزی (ارز ترجیحی) توسط دولت مسعود پزشکیان، اگرچه از منظر جراحی اقتصادی ضروری به نظر می‌رسید، اما عملاً آخرین لایه محافظ میان معیشت مردم و طوفان قیمت‌ها را کنار زد. گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که نرخ تورم در محدوده ۴۰ تا ۵۰ درصد، ریال را به یک دارایی سمی تبدیل کرده است. اکنون، اعتماد اجتماعی به پول ملی به‌عنوان «ذخیره ارزش» در پایین‌ترین سطح تاریخی خود قرار دارد و سرمایه‌ها با شتابی بی‌سابقه به سمت دلار، طلا و حتی رمزارزها می‌گریزند.جرقه؛ سایه سنگین یک جنگ ۲ تریلیون دلاریاما آنچه تحلیل‌های عددی را به هشدارهای وحشتناک تبدیل کرده، سایه درگیری نظامی است. برخی تحلیلگران با محاسباتی تکان‌دهنده، هزینه یک درگیری مستقیم و وسیع را حدود ۲ تریلیون دلار برآورد می‌کنند. برای درک بزرگی این عدد، کافی است بدانیم که این رقم حدود ۲۲ برابر کل بودجه سالانه ایران در افق ۱۴۰۵ است. ورود چنین شوک مالی عظیمی به اقتصادی که همین حالا با کسری بودجه مزمن دست‌وپنجه نرم می‌کند، تنها یک خروجی دارد: چاپ پول بی‌پشتوانه در ابعادی که پیش از این تنها در کشورهایی چون ونزوئلا یا زیمبابوه دیده شده بود.سه مسیر تا سال ۲۰۲۷: از مهار تا فروپاشیتحلیل‌های داخلی، سه سناریوی محتمل را برای آینده نزدیک ترسیم می‌کنند که هر کدام سرنوشت متفاوتی را برای ریال رقم می‌زنند:۱. مسیر مهار (تفاهم سیاسی):در این سناریو، یک گشایش دیپلماتیک می‌تواند تب تورم را اندکی کاهش دهد. دلار در محدوده ۲۰۰ هزار تومان آرام می‌گیرد و تورم به کانال ۳۰ درصد بازمی‌گردد. این به معنای بهبود نیست، بلکه تنها «کاهش سرعت سقوط» است.۲. مسیر فرسایش (شکست تفاهم):با بن‌بست سیاسی، تورم سه‌رقمی (بالای ۱۰۰ درصد) به واقعیت روزمره تبدیل می‌شود. دلار به مرز ۴۰۰ هزار تومان نزدیک شده و طبقه متوسط عملاً از نقشه اجتماعی حذف می‌شود.۳. مسیر سقوط (جنگ):در بدترین حالت، یعنی درگیری مستقیم نظامی، اقتصاد ایران وارد وضعیت اضطراری می‌شود. دلار ممکن است از مرز ۱ میلیون تومان عبور کند و تورم به اعداد نجومی (نزدیک به ۳۰۰ درصد) برسد. در این فضا، ریال کارکرد خود را از دست می‌دهد و مبادلات به سمت کالا به کالا یا بازارهای غیررسمی میل می‌کند.گروگان‌های جغرافیای سیاسیاقتصاد ایران دیگر با ابزارهای بانک مرکزی قابل مدیریت نیست. نرخ دلار و قیمت نان در تهران، امروز بیش از آنکه به سیاست‌های پولی وابسته باشد، به نتایج میزهای مذاکره در واشنگتن و اتاق‌های عملیات در منطقه گره خورده است.ایران در آستانه ۲۰۲۷، محکوم به ابرتورم نیست، اما به شدت «گروگان» تصمیماتی است که در ماه‌های آینده گرفته خواهد شد. اگر جرقه جنگ با انبار باروت نقدینگی تلاقی کند، سؤالی که مردم در صف‌های ارز می‌پرسند دیگر این نخواهد بود که «قیمت چقدر است؟»، بلکه این خواهد بود که «آیا پولی که در دست داریم، فردا هنوز ارزش یک قرص نان را خواهد داشت؟»</description>
                <category>چرخ نمای اقتصاد</category>
                <author>چرخ نمای اقتصاد</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2026 22:47:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بابک زنجانی اعدام نشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@CharkhNama/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%B4%D8%AF-wz3ht0ydhqmc</link>
                <description>بابک زنجانی مدیرعامل شرکت دات واننویسنده :فوآد شعبانی(پژوهشگر و مولف مترجم علوم راهبردی)پرونده بابک زنجانی، یکی از بزرگترین و جنجالی‌ترین پرونده‌های فساد اقتصادی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران است. زنجانی که در اوج قدرت، او را به عنوان یکی از ثروتمندترین بازرگانان ایران می‌شناختند، در اسفند ماه سال ۱۳۹۴ به اتهام «افساد فی‌الارض» از طریق اخلال در نظام اقتصادی، پولشویی کلان و کلاهبرداری گسترده از وزارت نفت و چند بانک، به اعدام محکوم شد. با این حال، این حکم هرگز اجرا نشد و در نهایت در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، با موافقت رهبر جمهوری اسلامی، به ۲۰ سال حبس تبدیل گردید. این مقاله به بررسی دلایل متعددی می‌پردازد که باعث شد حکم اعدام این متهم اقتصادی به سرانجام نرسد.الف) شرط ضمنی حکم: بازگشت اموال، کلید اصلیمهم‌ترین دلیل عدم اجرای حکم اعدام، به شرطی بازمی‌گردد که در رأی صادره از دیوان عالی کشور گنجانده شده بود. زمانی که دادگاه انقلاب اسلامی در اسفند ۱۳۹۴، زنجانی را به اعدام محکوم کرد، دیوان عالی کشور در آذر ماه ۱۳۹۵ این حکم را تأیید نمود، اما با یک قید و شرط اساسی: اگر محکوم‌علیه (بابک زنجانی) کلیه اموال و وجوهی را که به دولت بدهکار است، مسترد کند، می‌تواند مستحق تخفیف مجازات باشد.به عبارت دیگر، حکم اعدام زنجانی یک حکم مشروط بود و نه مطلق. اصل پرونده بر سر عدم بازگرداندن ارز حاصل از فروش ۱۱ محموله نفتی به ارزش بیش از یک میلیارد یورو بود. بنابراین، اجرای حکم اعدام منوط به عدم بازپرداخت این بدهی تعریف شده بود و این شرط، پنجره‌ای قانونی برای فرار از چوبه دار گشود.ب) استرداد اموال و همکاری با دستگاه قضادومین دلیل کلیدی که منجر به تخفیف مجازات شد، همکاری زنجانی در بازگرداندن اموال بود. پس از سال‌ها کشمکش قضایی و پیگیری‌های گسترده، اموال قابل توجهی از زنجانی در خارج از کشور شناسایی و به ایران بازگردانده شد. سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد که زنجانی با توجه به همکاری‌هایی که در طول زندان کرد و با بازگشت اموال به کشور، درخواست عفو برای او مطرح گردید.بر اساس گزارش‌ها، با بازگرداندن حدود ۲٫۱ میلیارد دلار دارایی، زمینه برای تغییر حکم فراهم شد. رئیس قوه قضاییه نیز تأکید کرده بود که ارزش اموال بازگردانده شده برای پرداخت بدهی‌ها و خسارت‌های زنجانی کافی است. این استرداد، شرط اصلی مندرج در رأی دیوان عالی را محقق ساخت.ج) نقش رهبری و عفو ویژهسومین و آخرین حلقه از زنجیره عوامل نجات‌بخش زنجانی، موافقت رهبر جمهوری اسلامی با درخواست تخفیف مجازات بود. فرآیند تخفیف مجازات به این صورت بود که پس از بازگشت اموال و گزارش مقامات صالح، دادگستری استان تهران درخواست تخفیف مجازات را مطرح کرد. این درخواست ابتدا توسط رئیس قوه قضاییه تأیید و سپس برای موافقت نهایی به مقام رهبری ارسال شد.نهایتاً در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، با تأیید رهبری، حکم اعدام بابک زنجانی نقض و به ۲۰ سال حبس تعزیری تبدیل گردید. این اقدام، نشان‌دهنده آن است که در نظام حقوقی ایران، عفو و تخفیف مجازات محکومان به اعدام، در نهایت در اختیار رهبری است و می‌تواند تحت شرایطی، از جمله بازگرداندن اموال عمومی، اعمال گردد.بررسی پرونده بابک زنجانی نشان می‌دهد که عدم اجرای حکم اعدام او، نتیجه‌ی تعامل چندین عامل کلیدی بود: شرط‌مند بودن رأی دیوان عالی به استرداد اموال، همکاری نسبی وی در بازگرداندن بخشی از دارایی‌هایش، و در نهایت، موافقت رهبری با تخفیف مجازات.با این حال، این پرونده همچنان با ابهامات و سوالات بی‌پاسخی همراه است. محمود صادقی، نماینده پیشین مجلس، به صراحت اعلام کرده است که بدهی یک میلیارد و ۹۶۷ میلیون یورویی زنجانی همچنان پرداخت نشده و او بدون تسویه کامل حساب از زندان آزاد شده است. بانک مرکزی نیز در اطلاعیه‌ای تأکید کرده که زنجانی تاکنون اقدامی جز تسویه ۱۵ میلیون دلار انجام نداده است.این تناقض آشکار میان ادعای قوه قضاییه مبنی بر بازگشت کافی اموال و تأکید بانک مرکزی بر باقی ماندن بدهی‌های کلان، یکی از مهم‌ترین چالش‌های این پرونده است. فارغ از این ابهامات، آنچه مسلم است اینکه پرونده زنجانی، در عمل نشان داد که در پرونده‌های کلان مالی، بازگرداندن اموال می‌تواند به عنوان اهرمی تعیین‌کننده، مسیر عدالت را از مجازات اعدام به حبس طولانی‌مدت تغییر دهد.</description>
                <category>چرخ نمای اقتصاد</category>
                <author>چرخ نمای اقتصاد</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2026 17:21:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد ایران بر لبه سه مسیر؛ از مهار نسبی تورم تا فروپاشی قیمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@CharkhNama/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA%DB%8C-zq6ru5h2ib86</link>
                <description>اقتصاد ایران بر لبه سه مسیر؛ از مهار نسبی تورم تا فروپاشی قیمتیاقتصاد ایران بر لبه سه مسیر؛ از مهار نسبی تورم تا فروپاشی قیمتینویسنده :فوآد شعبانی(پژوهشگر و مولف مترجم علوم راهبردی)این گزارش سه سناریوی اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۵ را بررسی می‌کند:۱. تفاهم سیاسی: کاهش تدریجی تورم به ۳۷٪، دلار ۱۷۵-۲۰۵ هزار تومان، کسری بودجه ۶٪ و کاهش آهسته‌تر قدرت خرید.۲. شکست تفاهم: تورم سه‌رقمی (۱۱۰٪)، دلار ۳۲۰-۴۲۰ هزار تومان، کسری ۱۰.۵٪، فرسایش طبقه متوسط و مدیریت بحران معیشتی.۳. جنگ با اسرائیل: تورم ۲۸۰٪، دلار تا ۱.۲ میلیون تومان، کسری بالای ۲۰٪، اختلال در تأمین کالاهای اساسی و فروپاشی کارکردهای اقتصادی.در اقتصاد ایران، اعداد همیشه فقط اعداد نیستند. نرخ دلار، قیمت سکه، بهای نان یا اجاره‌خانه، همگی به شاخص‌هایی برای سنجش اعتماد عمومی، ظرفیت دولت و آینده سیاسی کشور تبدیل شده‌اند. در میانه سال ۱۴۰۵، با نفت برنت در حوالی ۷۹ دلار، طلای جهانی نزدیک به ۴۳۳۰ دلار برای هر اونس و دلار آزاد در حدود ۱۵۷ هزار تومان، اقتصاد ایران در نقطه‌ای ایستاده است که بیش از هر زمان دیگر، مسیر آینده‌اش نه در بانک مرکزی، بلکه در میدان سیاست تعیین می‌شود.سه مسیر پیش روی اقتصاد قرار دارد: نخست، رسیدن به یک تفاهم سیاسی که بتواند بخشی از فشار انتظارات تورمی را کاهش دهد؛ دوم، شکست این تفاهم و تداوم فشارهای اقتصادی و روانی؛ و سوم، ورود به یک درگیری مستقیم نظامی با اسرائیل که می‌تواند اقتصاد را از محدوده بحران مزمن به قلمرو بی‌ثباتی حاد پرتاب کند.هر سه سناریو از یک نقطه آغاز می‌شوند، اما مقصدهای بسیار متفاوتی دارند. در یکی، اقتصاد همچنان بیمار می‌ماند اما از سقوط آزاد فاصله می‌گیرد. در دیگری، تورم دوباره به سرعت از کنترل خارج می‌شود. و در بدترین حالت، سازوکارهای معمول قیمت‌گذاری، بودجه‌ریزی و حتی مبادله روزمره کالاها می‌تواند معنای خود را از دست بدهد.سناریوی اول: تفاهم سیاسی و کاهش تدریجی تب تورماگر تفاهمی سیاسی شکل بگیرد و تنش‌ها کاهش یابد، اقتصاد ایران احتمالاً وارد دوره‌ای از آرام‌سازی نسبی خواهد شد؛ نه رونق، نه ثبات کامل، بلکه نوعی کاهش سرعت بحران.در این مسیر، تورم نقطه‌به‌نقطه که اکنون در میانه کانال ۵۰ درصد قرار دارد، به‌تدریج پایین می‌آید. در تیرماه به حدود ۴۸ درصد می‌رسد، در مرداد ۴۷ درصد، در شهریور ۴۶ درصد و در مهرماه ۴۵ درصد. این روند در ماه‌های بعد نیز ادامه پیدا می‌کند: ۴۳ درصد در آبان، ۴۲ درصد در آذر، ۴۰ درصد در دی، ۳۸ درصد در بهمن و نهایتاً حدود ۳۷ درصد در اسفند.چنین ارقامی برای بسیاری از اقتصادها فاجعه‌بار محسوب می‌شود، اما برای ایرانِ گرفتار تورم مزمن، می‌تواند نشانه‌ای از کاهش فشار باشد. در این سناریو، انتظارات تورمی تا حدی مهار می‌شود، بازار ارز کمتر دچار جهش‌های ناگهانی می‌شود و خانوارها می‌توانند با وجود کاهش قدرت خرید، تصویر روشن‌تری از آینده نزدیک داشته باشند.کسری بودجه دولت در این حالت حدود ۶ درصد تولید ناخالص داخلی برآورد می‌شود. این رقم همچنان سنگین است، اما اگر درآمدهای نفتی بهبود یابد و دولت بتواند بخشی از نیاز مالی خود را از طریق انتشار اوراق تأمین کند، فشار مستقیم بر بانک مرکزی کاهش خواهد یافت. رشد پایه پولی نیز در حدود ۲۸ درصد باقی می‌ماند؛ رقمی بالا، اما هنوز دور از وضعیت انفجاری.در بازار ارز، دلار آزاد احتمالاً تا پایان سال در محدوده ۱۷۵ تا ۲۰۵ هزار تومان نوسان خواهد کرد؛ افزایشی متناسب با تورم، نه جهشی ناشی از هراس عمومی. قیمت سکه نیز در چنین فضایی می‌تواند حوالی ۶۰ میلیون تومان قرار گیرد.برای مردم، این سناریو به معنای بهتر شدن وضعیت نیست؛ بلکه به معنای بدتر نشدن سریع‌تر آن است. سفره خانوار همچنان کوچک‌تر می‌شود و قدرت خرید شاید حدود ۱۵ درصد دیگر کاهش یابد. اما اگر دستمزدها کم‌وبیش با تورم تعدیل شوند، بخشی از طبقه متوسط می‌تواند از سقوط کامل به زیر خط فقر جلوگیری کند. دولت نیز، گرچه همچنان از اجرای پروژه‌های عمرانی ناتوان خواهد بود، می‌تواند هزینه‌های جاری خود را بدون اتکای کامل به چاپ پول تأمین کند.این بهترین سناریو نیست؛ فقط کم‌هزینه‌ترین مسیر در میان گزینه‌های موجود است.سناریوی دوم: شکست تفاهم و بازگشت تورم سه‌رقمیدر سناریوی دوم، تفاهم سیاسی شکست می‌خورد و فشارها ادامه می‌یابد. در این حالت، اقتصاد وارد فاز فرسایش سریع‌تر می‌شود. بازارها که پیش‌تر امید به گشایش را قیمت‌گذاری کرده بودند، جهت خود را تغییر می‌دهند. دلار، طلا و کالاهای بادوام به پناهگاه سرمایه تبدیل می‌شوند و ریال با سرعت بیشتری اعتبار خود را از دست می‌دهد.تورم در این مسیر از ۵۴ درصد در تیرماه آغاز می‌شود و به‌سرعت بالا می‌رود: ۵۹ درصد در مرداد، ۶۵ درصد در شهریور، ۷۲ درصد در مهر و ۷۹ درصد در آبان. در آذرماه، تورم به ۸۷ درصد می‌رسد، در دی‌ماه ۹۴ درصد را لمس می‌کند و در بهمن از مرز روانی و اقتصادی ۱۰۰ درصد عبور می‌کند. پایان سال، با تورمی در حدود ۱۱۰ درصد همراه خواهد بود.عبور تورم از مرز سه‌رقمی فقط یک عدد نیست. این اتفاق رفتار اقتصادی مردم را تغییر می‌دهد. خریدهای روزمره جلو می‌افتد، پس‌انداز ریالی بی‌معنا می‌شود، اجاره‌خانه‌ها با فاصله‌ای فزاینده از درآمد حقوق‌بگیران حرکت می‌کنند و هر کالایی که بتواند ارزش خود را حفظ کند، به ابزار دفاعی خانوارها تبدیل می‌شود.در این وضعیت، کسری بودجه دولت به حدود ۱۰.۵ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش می‌یابد. این سطح از کسری، دولت را به سمت استقراض از بانک مرکزی سوق می‌دهد؛ مسیری که به رشد پایه پولی و سپس تورم بیشتر منجر می‌شود. رشد پایه پولی در این سناریو حدود ۵۲ درصد برآورد می‌شود.بازار ارز نیز تصویر روشن‌تری از شدت بحران ارائه می‌دهد. دلار آزاد می‌تواند تا پایان سال به محدوده ۳۲۰ تا ۴۲۰ هزار تومان برسد. در چنین فضایی، قیمت سکه نیز ممکن است تا حدود ۱۳۰ میلیون تومان افزایش یابد.پیامد اجتماعی این وضعیت سنگین خواهد بود. قیمت مواد غذایی تا پایان سال تقریباً دو برابر می‌شود. اجاره‌نشینی برای بخش بزرگی از طبقه کارمند به بحرانی دائمی تبدیل خواهد شد. دارایی‌هایی مانند طلا، ارز و ملک، بیش از گذشته در اختیار گروه‌هایی قرار می‌گیرد که از ابتدا سرمایه بیشتری داشته‌اند. شکاف طبقاتی عمیق‌تر می‌شود و طبقه متوسط، که سال‌ها ستون اصلی مصرف شهری و ثبات اجتماعی بوده، بیش از پیش تحلیل می‌رود.دولت نیز در این مسیر نه در حال اداره توسعه، بلکه در حال مدیریت فرسایش است. پرداخت حقوق، تأمین یارانه‌ها، کنترل بازار کالاهای اساسی و جلوگیری از ناآرامی‌های معیشتی، جای هرگونه برنامه‌ریزی بلندمدت را می‌گیرد. بودجه به ابزاری برای بقا تبدیل می‌شود، نه سیاست‌گذاری.سناریوی سوم: جنگ و سقوط اقتصاد به وضعیت اضطراریسناریوی سوم، یعنی درگیری مستقیم نظامی با اسرائیل، از جنس دو سناریوی دیگر نیست. در اینجا اقتصاد دیگر فقط با تورم بالا، کسری بودجه یا کاهش ارزش پول ملی مواجه نیست؛ بلکه با اختلال در کارکردهای پایه‌ای خود روبه‌رو می‌شود.در چنین شرایطی، تورم در همان تیرماه به حدود ۶۸ درصد می‌رسد. در مرداد به ۸۵ درصد افزایش می‌یابد و در شهریور وارد قلمرو سه‌رقمی می‌شود: ۱۰۵ درصد. سپس شتاب بحران بیشتر می‌شود؛ ۱۳۰ درصد در مهر، ۱۶۰ درصد در آبان، ۱۹۰ درصد در آذر، ۲۲۰ درصد در دی، ۲۵۰ درصد در بهمن و حدود ۲۸۰ درصد در اسفند.این ارقام فقط نشان‌دهنده افزایش قیمت‌ها نیستند. آنها نشان می‌دهند که زمان اقتصادی کوتاه می‌شود. قیمت‌ها دیگر ماهانه تغییر نمی‌کنند؛ هفتگی، روزانه و در برخی کالاها حتی ساعتی تغییر می‌کنند. فروشندگان از عرضه کالا خودداری می‌کنند، مصرف‌کنندگان به خریدهای هیجانی روی می‌آورند و پول ملی کارکرد خود را به‌عنوان ذخیره ارزش تقریباً از دست می‌دهد.در این سناریو، کسری بودجه می‌تواند از ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رود. درآمدهای نفتی، به دلیل اختلال در صادرات یا محدودیت‌های عملیاتی، به‌شدت کاهش می‌یابد. دولت ناچار می‌شود هزینه‌های جنگ، امنیت، یارانه‌های اضطراری و واردات کالاهای حیاتی را هم‌زمان تأمین کند. بودجه عمرانی عملاً تعطیل می‌شود و حتی بخشی از هزینه‌های جاری غیرنظامی نیز در معرض حذف یا تعویق قرار می‌گیرد.رشد پایه پولی در این وضعیت ممکن است از ۱۲۰ درصد عبور کند. معنای ساده‌تر آن، چاپ پول برای تأمین هزینه‌های فوری است؛ اقدامی که شاید در کوتاه‌مدت راهی برای پرداخت مخارج دولت باشد، اما در عمل ارزش ریال را با سرعت بیشتری فرسوده می‌کند.بازار ارز در سناریوی جنگ می‌تواند وارد محدوده‌ای شود که پیش‌بینی آن دشوار است. دلار آزاد ممکن است به بازه ۶۵۰ هزار تومان تا ۱.۲ میلیون تومان برسد. در چنین وضعیتی، قیمت سکه نیز می‌تواند از ۴۰۰ میلیون تومان عبور کند. اما حتی این اعداد نیز ممکن است به‌سرعت اعتبار خود را از دست بدهند، زیرا در اقتصاد جنگی، قیمت رسمی و قیمت واقعی اغلب از یکدیگر جدا می‌شوند.پیامدهای انسانی این سناریو عمیق‌تر از شاخص‌های اقتصادی خواهد بود. کالاهای اساسی ممکن است کمیاب شوند. دارو، مواد غذایی وارداتی و نهاده‌های تولید با اختلال در تأمین روبه‌رو می‌شوند. صف‌های طولانی، سهمیه‌بندی و بازارهای غیررسمی می‌توانند به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شوند. بازار مسکن، بیش از گذشته دلاریزه می‌شود و مستأجران کم‌درآمد به حاشیه شهرها رانده می‌شوند.در این فضا، رفتار مردم نیز تغییر می‌کند. خانوارها به هر دارایی غیرریالی پناه می‌برند: دلار، طلا، رمزارز، کالاهای بادوام یا حتی مواد غذایی انبارشدنی. ریال دیگر نه وسیله پس‌انداز، بلکه ابزاری برای خرج فوری خواهد بود. طبقه متوسط، که پیش‌تر زیر فشار تورم فرسوده شده بود، در چنین شرایطی ممکن است عملاً از میان برود.برای دولت، جنگ به معنای ورود به مرحله‌ای است که در آن کنترل اقتصادی به‌شدت دشوار می‌شود. ذخایر ارزی سریع‌تر مصرف می‌شود، تخصیص ارز برای کالاهای اساسی محدود یا حذف می‌شود، و نظام بودجه‌ای از حالت برنامه‌ریزی‌شده به حالت واکنشی و اضطراری درمی‌آید. در چنین وضعیتی، حتی مفاهیمی مانند پیش‌بینی تورم، کسری بودجه یا نرخ تعادلی ارز نیز کارایی خود را از دست می‌دهند، زیرا اقتصاد به سمت نوعی روزمرگی قیمتی و مبادلات غیررسمی حرکت می‌کند.اقتصاد در گرو سیاستآنچه این سه سناریو را از یکدیگر جدا می‌کند، نه فقط سیاست پولی یا قیمت نفت، بلکه سطح ریسک سیاسی است. اقتصاد ایران در سال‌های اخیر بارها نشان داده که نسبت به تحولات سیاسی حساس‌تر از بسیاری از متغیرهای کلاسیک اقتصادی است. در چنین ساختاری، انتظارات مردم و بازارها می‌توانند به‌اندازه درآمد نفتی یا نرخ بهره اهمیت داشته باشند.اگر تفاهمی شکل بگیرد، اقتصاد احتمالاً همچنان ضعیف و تورمی باقی می‌ماند، اما از سقوط سریع فاصله می‌گیرد. اگر تفاهم شکست بخورد، ایران با تورمی سه‌رقمی، جهش ارزی و فرسایش شدید قدرت خرید روبه‌رو خواهد شد. و اگر جنگ آغاز شود، کشور ممکن است وارد مرحله‌ای شود که در آن مدیریت اقتصادی جای خود را به مدیریت بحران انسانی و مالی می‌دهد.در نهایت، سرنوشت سفره مردم، ارزش ریال و توان دولت برای اداره کشور، به یک پرسش سیاسی گره خورده است: آیا مسیر ماه‌های آینده به سمت کاهش تنش می‌رود، یا اقتصاد ایران باید خود را برای مرحله‌ای تازه و بسیار پرهزینه‌تر از بی‌ثباتی آماده کند؟</description>
                <category>چرخ نمای اقتصاد</category>
                <author>چرخ نمای اقتصاد</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2026 13:35:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>