<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پادکست سینمایی ماهی قرمز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Cinemaghermez</link>
        <description>جایی برای اینکه از سینما، تئاتر و کتاب بشنویم نقد،معرفی و بررسی فیلم‌های مختلف بررسی و معرفی نمایش های روی صحنه کارگردانی | نمایشنامه نویسی | فیلمنامه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:14:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/233834/avatar/dOfMw7.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پادکست سینمایی ماهی قرمز</title>
            <link>https://virgool.io/@Cinemaghermez</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد فیلم «علفزار» | امیرتختی</title>
                <link>https://virgool.io/@Cinemaghermez/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%D9%84%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AA%D8%AE%D8%AA%DB%8C-aelqlzqpyq9g</link>
                <description>نقد فیلم علفزار« مَآٍهُیُِ‍‌‌‍‍‍‌ قِ‍َرًمُزٌٖ »#نقد #علفزارفیلمی به کارگردانی &quot;کاظم دانشی&quot; و تهیه کنندگی &quot;بهرام رادان&quot; که در سال ۱۴۰۰ ساخته شده است.ژانر: درام جناییخلاصه: داستان بازپرسی را روایت می‌کند که تحت فشار های گوناگون باید در پرونده خود دست ببرد اما وجدانش اجازه نمی‌دهد.پرونده تجاوز و دعوا در باغی که خانواده شهردار شهر آنجا بوده‌اند....حاوی اسپویل...نکات مثبت:کارگردانی:از نظر تکنیک تصویر برداری و دکوپاژ به خوبی بهره می‌گیرد و موفق عمل می‌کند، به گونه ای که با وجود موقعیت مکانی داخلی و بسته، فیلم می‌تواند همواره تعلیق مورد نظر را حفظ کند.مخاطب به سویی از قضاوت ذهنی خود درباره کاراکتر ها پرتاب نمی‌شود و تا انتها مشغول نوع فکر بازپرس می‌ماند.فیلمنامه:۱- اگر از منظر سینمای داخلی به داستان نگاه کنیم، عمیقا با روایتی جذاب روبرو هستیم که توسط فرهنگ درونی و سنتی مخاطبین، موضوع تبدیل به عنوانی جذاب برای دیدن می‌شود.۲-داستان بکر است.این را از روی این حقیقت می‌گویم که اساسا سینمای ایران، فیلم دادگاهی کم به خود دیده است.۳-فیلمنامه دو نقطه اوج (اما لحظه ای) خوب می‌سازد.صحنه روایتِ اینکه حقیقتِ شبِ در باغ فقط دعوا نیست و صحنه انتهایی که درباره حضور بچه در اتفاقات باغ و شاهد قضیه بودن اوست.بازیگری:غیر قابل انتظار ترین قسمت فیلم بازی هاست. عالی نیست اما به حدی خوب است که از قبل پیشبینی نمی‌کنیم.#پژمان_جمشیدی از کالبد طنز خود خارج شده و نقش را باور پذیر جلوه می‌دهد.صدای گرم و کلمات شمرده شمرده او تبدیل به نقطه جذب شخصیت شده.#سارا_بهرامی توانایی نشان دادن فردی با روحیه پاره پاره شده را دارد و حس او نیز باور پذیر است.اما درباره #صدف_اسپهبدی نمی‌توان صحبتی کرد. نقش معتاد به خودی خود توجه جلب می‌کند و من نمیتوانم متوجه این بشوم که توجه جلب شده به سوی او، از روی بازی خوب است یا ماهیت نقش؟!بنابراین او را نباید به همین سادگی ضمن قضاوت قرار داد و نیاز به تلاش و تامل بیشتری هست.نکات منفی:۱-بیهوده نمایی:سکانس و صحنه های ابتدایی داستان از هر نظر بیهوده به نظر می‌رسد.اتفاقی عجیب که خود آن به تنهایی توانایی شاخ و برگ گرفتن دارد در فیلمنامه رها می‌شود و بازپرس سراغ پرونده دیگری می‌رود.یا مثلا صحنه عربده کشی اراذل چه کمکی به داستان کلی اثر دارد؟ این صحنه هم گم‌ می‌شود و در نهایت کمک خاصی به کار نمی‌کند.۲-دلیل اصرار بازپرس برای رفتن از آنجا چیست که این مقدار هم مهم است؟بازپرس نقطه ای به بچه بیمارش قسم می‌خورد و این تنها اطلاعی است که ما از چیزی جز شغل بازپرس پیدا می‌کنیم.در همین حرف کوچک هم‌ نمی‌توان نیرویی که بازپرس را برای فرار از آنجا دارد را کشف کرد.انگار صرفا این موضوع برای همین چیده شده است که او چیزی برای تحت فشار قرار گرفتن توسط بالادستی خود را داشته باشد تا ما بیشتر برای شرافتی که دارد ارزش قائل شویم.۳-فیلم از نقطه ای به بعد ضد ارزش می‌شود.•‌ همه را می‌کوبد و در انتها آدم خوبی در داستان ما یافت نمی‌شود. مخصوصا در قشر متوسط رو به پایین جامعه.•هیچکس حس پدرانه یا مادرانه ندارد.همه پدر و مادر های داستان به نوعی به بچه خود ظلم می‌کنند.از همسر شهردار گرفته تا عروس شهردار(سارا بهرامی) و مادر آن چهار برادر.همسر شهردار موقعیت همسرش را به زندگی کودکانش ترجیح می‌دهد.مادر آن چهار برادر هیچ موعظه ای جز چند سیلی برای فرزندانش ندارد. ( البته این تقصیر کارگردان اثر نیز هست که جز همان صحنه کوتاه به کار دیگری اشاره نمی‌کند ‌و به چند سیلی بسنده می‌کند )و در ادامه هم می‌بینیم که به جای بودن حس هرچند کوچکی از شرمندگی، دست به دامن تهدید برای گرفتن رضایت می‌شود.حس پدرانه شهردار هم که مشخص است...✍ماهی‌قرمز | امیر تختی</description>
                <category>پادکست سینمایی ماهی قرمز</category>
                <author>پادکست سینمایی ماهی قرمز</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jul 2023 06:05:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس</title>
                <link>https://virgool.io/@Cinemaghermez/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-rn7ubtrwv9hg</link>
                <description>دو سوال :۱ - ترس چیه؟این سوال یکی از دغدغه های ذهنی من بود که به لطف موضوع امشب ، مجبور به تفکر بیشتر درباره آن شدم .نگاه ، سرچشمه ترس است ، نه آن نگاهی که چشم می بیند و پیامش می کند و به مغز ارسال می کند‌ ؛ آن نگاهی که خود مغز در طی سال های زندگی به اتفاقات و تصاویر می کند .    مغز اگر شناخت کافی از چیزی داشته باشد ، ترس انسان در آن موضوع غیر ممکن خواهد بود.اگر بخواهم‌ مثالی بزنم ، آن مثال ترس از مرگ ، در سربازان جهان است .اسلام و آلات اسلام ، خیلی بیشتر از ادیان دیگر همیشه سعی کردند برای ایمان آورندگان به بهترین شکل ، به سوال مرگ چیست و بعد از مرگ چه خواهد شد پاسخ بدهند .و این پاسخ ها تبدیل به عشق شهادت در جوانان اسلامی شده  که از تمامی سربازان جهان بیشتر است .این عشق شهادت گاهی به نفع مردم و گاهی به ضرر آن ها تمام شده ، نفع را می توان به ظهور میهن پرستان و غیرتمندان و ضرر را می توان به ظهور دسته ای چون داعش طلقی کرد.    ترس در ضرب المثل ها به این شکل یاد می شود :《 ترس برادر مرگه .》با اینکه می دانم منظور این ضرب المثل از مرگ چیز دیگریست . اما به نظر من ترس بعضی اوقات مانند عامل بقا در زندگی قدم گزاشته و جلوی بسیاری از مرگ ها را گرفته و مهم ترین این ترس ها هم خودِ ترس از مرگ است. مرگ ناشناخته است ، اگر نتوانی به یک دین در میان هزاران دین جهان ایمان بیاوری ، تا زمان مرگت ، مرگ برایت ناشناخته خواهد بود .اصلا مهم نیست که هر دین به پیروانش درباره مرگ چه گفته !؟ مهم تفکری است که مانند پادزهر به وجود تو تزریق می کند و کارش هم این است که تو در حالی که از مرگ جلوگیری می کنی و برای بقای خودت می جنگی با آغوش باز به سوی آن بدوی .      ترس باعث کنجکاوی و پیشرفت می شود .غارنشینان زمانی که آتش را دیدند از آن فرار کردند ، زیرا هیچ شناختی از این نور گرما بخش نداشتند ؛ اما همیشه تلاش کردند تا بفهمند آن چیست .سال ها طول کشید و بعد از اینکه متوجه شدند ، آتش چیست و از چیست؟ از آن برای بقای خود استفاده کردند . ۲ - من از چی می‌ترسم؟وقتی این سوال را از خودم پرسیدم ، چند دقیقه فکر کردم و جواب هایم برای خودم واضح نبود.یا شجاعم و از چیزی نمی ترسم ، یا آنقدر تعداد ترس هایم زیاد است که یادم نمی آید ، که احتمالا هم دومی درست است .ولی می دانم که چند ترس وجود دارد که در وجود بیشتر انسان ها مشترک است .همچون ترسِ از دست دادن عزیز ، ترس از خیانت ، ترس از پیری ، ترس از بی آبرویی ، ترس از ...خو گرفتن با این ترس ها آنقدر سخت هست که حتی به بعضی از آن ها می توان گفت غیر ممکن خواهد بود . پ . ن :ترس خوب است ، مگر اینکه به حدی برسد که دچار برهم زدن آرامش شود و از پیشرفت جلوگیری کند .برای آرامش بیشتر و ترساندنِ خودِ ترس ، سرتان را در کار خودتان بکنید و از تنهایی نترسید .تنها بودن خیلی از استرس ها را از شما دور می کند و آرامش وجودتان را می گیرد ، اگر عمق تنهایی را دریابید و از آن نترسید .من آدم بسیار عقیده مندی نیستم ، اما این را میدانم که بعضی اوقات هم نترسیدن دچار عدم پیشرفت می شود .اگر روزی به جایی رسیدید و فرمانی با دستانتان ارسال می شد .از خدا بترسید...... موفق باشید امیر تختی</description>
                <category>پادکست سینمایی ماهی قرمز</category>
                <author>پادکست سینمایی ماهی قرمز</author>
                <pubDate>Tue, 17 Nov 2020 00:06:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنکور</title>
                <link>https://virgool.io/@Cinemaghermez/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-ubbsfvopovvx</link>
                <description>ترور خلاقیتکنکور کنکور کنکورغول مرحله آخری که همون اول یقتو می‌گیره و بهت می‌فهمونه یا باید از من عبور کنی یا بیچاره میشی!همین تفکرِ به جامعه تحمیل شده کافیه تا اونقدر استرس به مردم وارد کنه که قدرت هرکاری رو ازشون بگیره.یکی از اون قدرت هایی که بین نوجوونامون از دست میره، خلاقیت ها و تمایز هاست که وقتی با هوش و پشت کار همراه بشه، پله به پله کشور رو به بالا هل میده.چرا اینجوری شد؟بخش زیادی از فلسفه کنکور وابسته به آموزشیه که تحت تاثیر فرهنگ عصر روشنگری و انقلاب صنعتی به وجود اومد.یعنی آموزش به بچه های بااستعداد و متمرکز و نادیده گرفتن استعداد هایی که تو دسته تحصیل قرار نمی‌گیرن.اما داخل این عصر عملا تمرکز بچه ها هم نیاز به آموزش دوباره داره و این یعنی نگاه قبلی دیگه جواب نمیده.پس در واقع سوال اصلی اینه که چرا اینجوری موند؟حذف کنکور؟حذف کردن کنکور، لااقل تو ایران نیاز به یک سری ساختار داره که فعلا با این وضعیت خیلی دور از ذهنه.مثلا اگر مشکلات شغل و بیکاری حل بشه، در اون صورت میشه امیدوار بود که داوطبا پخش بشن و به سمت رشته مورد علاقشون برن تا هر چیزی به اندازه ظرفیتش ورودی بگیره و هر کسی سر جای خودش بشینه.ولی حتی در اون صورت هم نباید انتظار حذف آزمون های ورودی رو برای دانشگاه‌های برتر داشت.دانشگاه های برتر؟قطعا حذف کنکور به دانشگاه هایی مثل صنعتی شریف، امیر کبیر، تهران و... آسیبی نمی‌زنه و مشکل از جای دیگست.کشور هایی مثل آلمان در حال حاضر برای بهترین دانشگاه هاشون به شکل مجزا آزمون ورودی برگزار می‌کنن که یک سازمان واحد روی همه آزمونا نظارت داره و سنجش نقش اون سازمان رو توی ایران به راحتی می‌تونه بازی کنه.</description>
                <category>پادکست سینمایی ماهی قرمز</category>
                <author>پادکست سینمایی ماهی قرمز</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 02:32:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروش فخر</title>
                <link>https://virgool.io/@Cinemaghermez/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%81%D8%AE%D8%B1-cwhhr6umfvyf</link>
                <description>اصلا چرا فخر فروشی؟گاهی اوقات فخر فروختن می‌تونه از یه کمبود توی کودکی به وجود بیاد؛ زمانی که پدر و مادر توجه زیادی به فرزندشون ندارن یا مثل بقیه جامعه به یدونه بچه رضایت میدن.محور مصرف‌گرایی جامعه، غرب‌زدگی‌‌، ناکامی های روانی و... از بقیه عوامل این اتفاقن.و حالا هم با ورود شبکه های اجتماعی و ارتباطاتِ تصویریِ بهتر بین مردمِ کمال‌گرا و به دنبال برتری، فخر فروشی بیشتر هم شده.این یعنی من برای برتر بودنم، فقط نیاز دارم تو منو برتر ببینی؛ پس همه تلاشمو برای اینکار می‌کنم.تزریق سم به جامعهبه واسطه این قضیه چشم و هم چشمی توی‌جامعه افزایش پیدا می‌کنه که باعث میشه همه چیز آرایش طبقاتی به خودش بگیره؛ از خونه و ماشین گرفته تا گور و کفنی که قراره داشته باشیم.یکی از ثمرات سمی اون هم افزایش طلاق و فحشاس که از سر نارضایتی های ناشی به وجود میاد و در ادامه نارضایتی مردم از زندگیشون، حال روحیشون دچار ناراحتی و افسردگی میشه.این حال روحی بیشتر بین جوونا و نوجوونامون به وجود میاد که همین یعنی تزریق سم به جامعه.فخر فروشی از دید اسلامامام علی علیه السلام :أيُّها الناسُ ، شُقُّوا أمواجَ الفِتَنِ بسُفُنِ النَّجاةِ ، و عَرِّجُوا عَن طريقِ المُنافَرَةِ ، وضَعوا تِيجانَ المُفاخَرَةِ . اى مردم! امواج فتنه ها را با كشتي هاى نجات بشكافيد و از راه مخالفت و ناسازگارى برگرديد و تاجهاى فخر فروشى به يكديگر را، از سر برداريد.( نهج البلاغة : الخطبة ۵ )راه درمانفخر نفروختن یک فرهنگه، پس میشه از راه های مختلفی مثل آموزش از کودکی فرهنگ سازی بشه.اگر به کودک آموزش داده بشه که:۱- این کار می‌تونه به افراد دیگه آسیب بزنه۲- خود اون رو توی نگاه بقیه بد نشون میده۳- بعدا باعث تنهاییش میشه و...میشه امیدوار بود که مقدار کمتری شاهد فخر فروشی باشیم.ساخت انمیمیشن، بازی، کتاب و... از همین راه هاست.</description>
                <category>پادکست سینمایی ماهی قرمز</category>
                <author>پادکست سینمایی ماهی قرمز</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 18:08:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلوغ عاطفی، رابطه</title>
                <link>https://virgool.io/@Cinemaghermez/bolooghfekri-lkg7uozwaxxz</link>
                <description>بلوغ عاطفی چیه؟ آدما توی یک بازه زمانی از زندگیشون علاوه بر بلوغ های جسمانیشون، به یک سری از بلوغ می‌رسن که توی فکرشون اتفاق میفته و یکی از مهم ترین اون‌ها بلوغ عاطفیه.رسیدن به این بلوغ، یعنی حرکت به سمت شاد بودن و یک زندگیِ با آرامشِ بیشتر.زمانی که به این شرایط می‌رسید یعنی می‌تونید احساساتتون رو کنترل کنید و توی شرایط خاص و تحت فشار، تصمیماتتون رو به عقل بسپارید.همینطور روابط اجتماعی و خصوصی شما همیشه تحت تاثیر این بلوغه، و می‌تونه خیلی چیز هارو برای شما تعیین کنه. چرا توی رابطه تاثیر داره؟ از ویژگی های مهم آدمی که به بلوغ عاطفی رسیده اینه که مشکلات رو جزئی از زندگی و رابطه می‌دونه، در برابر انتقاد ها گارد نمی‌گیره، احساساتش رو به راحتی بروز میده و انعطاف پذیری اینو داره که خودش رو جای کسی بزاره و اونو درک کنه.همین ویژگی ها کافیه که بفهمیم این آدم ها چقدر خوب می‌تونن عشق بورزن و دیگه نیازی نباشه برای پیدا کردن محبت، تمام لایه لایه های شخصیتیشون رو جستجو کنین.اونا توی رابطه از جنس سنگ نمی‌شن، می‌بخشن و در حین حوادث و مشکلات از کاه براتون کوه نمی‌سازن. در زندگی افراد بالغ، از اونجایی که به دنبال موفقیت هستن در طول زندگی حرفه‌ای شون هم تحت تاثیر فکرشون رو به جلو حرکت می‌کنن.مسئولیت پذیری، انتقاد پذیری، مقاومت و اعتماد به نفس از بقیه ویژگی های اون هاست؛ پس میشه انتظار داشت پله های ترقی رو سریع ار طی کنن.اگر الان حس می‌کنید تمام ویژگی هارو به صورت یکجا ندارید، صرفا این معنی رو نمیده که به بلوغ عاطفی نرسیدید.این بلوغ بیشتر با تمرین و روی روان کار کردن بدست میاد.بحث، بحثِ خواستنه سن بلوغ عاطفی وقتی گفته میشه این بلوغ جسمانی نیست، پس ربطی به سن و سال نداره. گاهی اوقات افرادی رو می‌بینیم که توی میانسالی و پیریشون هم به بلوغ عاطفی نرسیدن و شاید بهتره بگیم علاقه ای به رسیدن ندارن.شما هم سعی کنید این افراد رو برای رابطه و ازدواج که هیچ، حتی برای دوستی هم انتخاب نکنید؛ مگر اینکه حس کنید اون آدم در حال تلاش کردن برای تغییره و می‌خواد خودشو به بلوغ برسونه، برای خودش فکر آروم بساز و یا بدون تشنج های الکی زندگی کنه.</description>
                <category>پادکست سینمایی ماهی قرمز</category>
                <author>پادکست سینمایی ماهی قرمز</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jul 2020 05:55:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلم مولانا</title>
                <link>https://virgool.io/@Cinemaghermez/molana-e5lu25coyuij</link>
                <description>همچو گَرده ای از ذرات خاک ، همراه باد و سرنوشتم به سمت و سوی شهر قونیه در ترکیه دویده ام.به دنبال فهم افزایی و جهان بینی بیشتر بودم که به آرامگاه مولانا رسیده ام.در کوله بار سفرم به جز نیاز های سفرم ، قلمی داشتم که از جد اندر جدم و شاخه های شجره نامه پر دردم به من رسیده بود . از این قلم به عنوان قلمی یاد می شود که سال ها پیش در دستان حضرت عشق یعنی مولانا جان گرفته ، به حرکت درامده بود ، از از عالم تفکر مولانا لبریز شده و به سر آمده بود.اگر مولانا قلم باشد ، قطعا جوهر و مرکب این قلم جاودانه همان شمس تبریزی یا سلطان الاولیا است و من می خواهم صدای این قلم باشم.برای تبدیل شدن به صدای همچین قلمی نیاز بود که با تفکرات قلم و مرکب یعنی مولانا و شمس آشنا باشم و خود را به سرچشمه شان متصل کنم و حداقل متوجه این باشم که قلم ، زمانی که برای وصف معشوق به حرکت در می آمده ؛ معشوق دقیقا چه کسی بوده؟ از ظاهر قلم نمایان است که خودش هم نمی داند که دریای تفکر شخص مولانا چه کسی را در اشعارش به نام معشوق یاد می کند؟معشوق زمینی را؟ پروردگار را؟ یا شمس تبریزی را که به عنوان خدای مولانا یاد میشود...؟قلم‌ می گوید من بودم که نوشتم :جان منی‌جان‌منی جان منآن‌منی‌آن‌منی آن منشاه منی لایق سودای منقند منی لایق دندان مناما نمیدانم این‌قند کیست که لایق دندان این مقام است.جان کیست؟ شاه کیست؟از ظاهر خسته قلم معلوم است که زیر سنگینی بینش صاحب خود و استاد صاحب خود ، کمر خم کرده .او می گوید که مولانا  شاگردانی بلند مرتبه داشت و بعد از آشنایی با شمس تبریزی خود را شاگردی بیش ندید و سپس در حین آموزش و بعد از آموزش جوهر تفکر استادش را به قلم زد و جاودانه کرد ؛ اما این جاودانگی اشعار و غزلیات حضرت عشق گویی که در حال نقض شدن است. در حال فراموش شدن است ، در حال جایگزین شدن است.قلم از این می نالد که اشعاری که با آن نوشته شده در حال منسوخ شدن است. نه دیگر کتاب ها به آن به صورت مفصل می پردازند و نه در موسیقی شنیده می شوند.با کاهش ظرفیت موسیقی سنتی ، مولانا شنیدن کاهش یافته. با اینکه هنوز اشخاصی چون محسن چاوشی به جهان بینی مولانا ایمان و سعی در همه گیر کردن آن بین سنین مختلف دارند.قلم می داند که حرکاتش بر روی کاغذ ، قطعا از پیچیده ترین اثر گذاری های مکتوب شده است و معدود افرادی چون دکتر سروش و شفیعی کدکنی عمر خود را برای درک صاحب قلم گزاشته اند. و آن ها هم اگر چه بسیار مطالعه داشته‌اند اما همیشه خود را به عنوان قطره ای در بحر تفکر مولانا معرفی می کنند.این یعنی که هر تفسیری بر اشعار و غزلیات مولانا می خوانید ، قطعا ذره ای است بسیار کوچک و آن هم برای کمک شماست که کمی بیشتر با اشعار آشنا شوید...پ.ن:قلم بسیار قبل نوشته :با این همه آن رنج شما گنج شما بادافسوس که بر گنج شما پرده شمایید شاید این غزل را وقتی با بقیه اشعارش بخوانیم معنی دیگری بدهد ، اما این تک بیت را به خاطر بسپارید.موفقیت های شما حاصل رنج شما خواهد بود ، اما افسوس که خودتان این موفقیت ها را می پوشانید.تلاش را بیشتر کنید و هر چه انجام دادید را کنار بگذارید ، همانطور که مولانا می گوید: همه غوطه ها بخوردیهمه کار ها بکردیمنشین ز پای یکدمکه بماند کار دیگر و در این مسیر اگر با شکست هم مواجه شدید ، آن را پیروزی تلقی کنید همچون آن تشبیهی که قلم به قمارباز دارد به مسیر ادامه دهید : خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودشبنماند هیچش الا هوس قمار دیگر تنها بازدارنده شما ، نفس خودتان است که مانند زندان شمارا در خود گرفتار کرده .آن را بشکافید و خارج شوید : یکی تیشه بگیریدپی حفره زندانچو زندان بشکستیدهمه شاه و امیرید موفق باشید امیر تختی</description>
                <category>پادکست سینمایی ماهی قرمز</category>
                <author>پادکست سینمایی ماهی قرمز</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jul 2020 03:47:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>