<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرمهر امیردوست</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Citak</link>
        <description>دانشجوی دکترای ادیان و فرهنگ‌ها، ایران‌پژوه، مترجم، نویسنده، اهل زبان و زبانشناسی، طرفدار اتاقکی کم نور و پر کتاب</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 19:36:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/43839/avatar/uReD7w.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرمهر امیردوست</title>
            <link>https://virgool.io/@Citak</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نسخه بنیادین (Stammhandschrift) اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-stammhandschrift-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-h9aaem4w5gkp</link>
                <description>swarajyamag.com اب اوستا، عکس از وبسایت بر اساس روایات آمده در دینکرد، می‌دانیم که ظاهرا اولین اوستای مکتوب در زمان بلاش شاه پارتی - یعنی در فاصله ۵۴ تا ۱۹۱ میلادی - گردآوری شده اما نسخه نهایی تا زمان خسرو (۵۳۱-۵۷۹) کامل نشده بوده. آخرین ویراستار دینکرد ظاهرا در سال ۸۷۰ هنوز نسخه‌ای کامل از اوستا را در دست داشته و بر اساس توصیفاتی که از کتاب آورده به نظر می‌رسد که تنها یک چهارم اوستای نسخه «نمونه اولیه ساسانی» (Der sasanidische Archtypus) به دست ما رسیده است.مسئله تاریخ‌نگاری نسخ در نیمه دوم قرن نوزدهم و از طرف کارل هافمن مطرح شد. هافمن با همکاری نارتن در سال ۱۹۸۹ نتیجه‌گیری خود را منتشر کرد که دو مورد مهم آن قابل اشاره است:یک) حافظه دبیران نسخه‌هایی که به دست ما رسیده به مدلی گمشده بر‌ می‌گردد، که نویسنده‌اش در حدود سال ۱۰۲۰ میلادی زنده بوده. این در حالی است که اولین اشارات به مزدیسنان مهاجر حاضر در هند به ۱۰۰۹ برمی‌گردد. از این نظر، قرن یازدهم در واقع تاریخی کلیدی در مطالعه اوستا محسوب می‌شود.دو) نسخه‌ها شامل اشتباهاتی است که نشان می‌دهد همه‌گی بر اساس اسناد موجود، بدون هیچ استثنایی، از یک نسخه واحد رونویسی شده‌اند که هافمن آن را «نسخه بنیادین» (Stammhandschrift) می‌نامد و تاریخ آن را سده‌های نهم و دهم فرض می‌کند.این تاریخ‌گذاری مستلزم رعایت بازه زمانی خاص بوده: نسخه بنیادین قطعا باید در تاریخی بین ۸۷۰، قدیمی‌ترین اطلاع ما از نسخه کامل اوستا، و ۱۰۲۰، که تاریخ فرضی قدیمی‌ترین نسخه شناخته شده اوستا است، قرار بگیرد. </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2019 02:13:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملات</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-gyjwmyaaoghe</link>
                <description>یکی از دلایلی که ادعای تاریخی «نوشته شدن اوستا بر دوهزار نسخه روی چرم گاو» و ادعاهایی از این دست رو بی‌اعتبار می‌کنه اینه که خط اوستایی از ریشه خطوط آرامی است و با تغییر و تکامل حروف خط پهلوی به دست اومده. به غیر از متون دستنوشته، که تاریخ عمده آن‌ها به قرون ابتدایی و میانه دوره اسلامی برمی‌گرده، از خط پهلوی نمونه سنگ‌نبشته هم موجوده که تاریخ استفاده از این خط رو تا دوره ساسانی (کتیبه‌های ساسانی) به عقب می‌بره - اما قبل‌تر از اون تنها میراث مکتوب قابل استناد خط میخی هخامنشیه (کتیبه‌های هخامنشی). حالا سوال اینه: اوستای مورد ادعا به چه خطی نوشته شده بوده؟ </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2019 00:16:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخش‌های اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-cjxjxiwlxfef</link>
                <description>مجموعه ادعیه بلندیسنا (Y) «قربانی»ویسپرد (Vr) «تمامی قوانین» (که به تدریج وارد یسنا شده)ویدوداد (V) «روش رهایی از دیوان» (که به تدریج وارد یسنا شده)مجموعه ادعیه کوتاهیشت‌ها (Yt) «قربانی‌ها» (مربوط به خدایان غیر از اهورامزدا)خرده اوستا (ادعیه شخصی یا فصلی)بخشی که با عنوان «اوستای کهن» شناخته می‌شود در دل یسنا قرار دارد (۷۲ فصل): ابیات گات‌ها (یا گاهان) در فصل ۲۹ تا ۳۴، ۴۳ تا ۵۱، و ۵۳ قرار دارند (و Y۲۷.۱۳ و Y۵۴.۱ این ابیات را در بر گرفته اند). فصل‌های ۳۵.۱، ۴۲ و ۵۲ در اوستای نوین درج شده. اغلب این متون، در برخی از نسخه‌ها، با ترجمه و تفسیر (زند) به زبان فارسی میانه همراه است، گاهی همراه با نمونه «پهلوی» آن. </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2019 23:21:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخ‌نگاری ایران پیش از اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-dgtsckcxujmm</link>
                <description>هخامنشیان، ۵۴۹ تا ۳۳۰ پیش از میلاد، مرکز پارس، زبان فارسی باستان(حمله اسکندر مقدونی و جانشینان سلوکی)پارتیان، ۲۱۴ پیش از میلاد تا ۲۲۶ میلادی، مرکز پارت، پارتی یا پهلویساسانیان، ۲۲۶ تا ۶۵۱ میلادی، مرکز پارس، زبان فارسی میانه</description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2019 23:08:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملات</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-c8ngyxcpvysg</link>
                <description>آرمان آرین ناپدید شدن اهریمن رو بعد از بوسه به شانه‌های ضحاک اینطوری توصیف می‌کنه: «و ناگاه به دور خود چرخی زد و مانند خاکستر بر زمین مرمرین کاخ ریخت. خاکسترش هم در گردبادی کوچک وزید و از نزدیک‌ترین پنجره‌ کاخ بیرون رفت.»  بازگویی مو به موی کلیپ «Remember the Time» مایکل جکسون.</description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jul 2019 19:31:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاستگاه هندواروپایی‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%87%D8%A7-k6hafksuhjpo</link>
                <description>یکی از رویکردهای حوزه «خاستگاه هندواروپایی‌ها» مرکز ثقل زبان‌هاست: به این ترتیب که، زبان انگلیسی در مناطقی که به تازگی گسترش پیدا کرده یک‌دست‌تر است (استرالیا و نیوزلند). در مناطقی که تا حدودی قبل‌تر گسترش پیدا کرده گویش‌های بیشتری دارد (آمریکای شمالی). و در مناطقی که دیرترین سابقه حضور دارد بیشترین گوناگونی (انگلیس).  با این رویکرد مرکز ثقل خانواده زبان‌های هندواروپایی را منطقه بالکان می‌دانند - در این منطقه گروه‌های زبانی گونه‌گون‌تری وجود دارد (یونانی، آلبانیایی، ...) در حالی که در مناطق حاشیه‌ای تنها یک گروه زبانی دیده می‌شود (هندوایرانی در شرق و کلتی در غرب). </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2019 23:51:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملات ۷</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DB%B7-kylabhuzax72</link>
                <description> مکتب «عمل‌کرد‌گرا» که سرآمدش دومزیل باشه، دین را تجسم جامعه باستانی می‌دونه و خدایان مختلف رو جلوه‌های نمادین طبقات جامعه.  مقایسه نهادهای اجتماعی در سنت‌های مختلف هندواروپایی الگوی تکرار شونده «سه‌گانگی» نشون می‌ده: روحانیون، جنگجویان، گردآور-کشاورزان  طبقات اجتماعی هند و ایران باستان به اندازه کافی مشهور هستن - همین طبقات در باقی فرهنگ‌های هندواروپایی، مثلا یونان یا رومی، دیده می‌شه.  نظریه دومزیل این بوده که ساختار سه‌گانه سنت‌های هندواروپایی رو می‌شه از ترتیب نام بردن خدایان در متون حدس زد: مثلا در متون میتانی میترا و وارونا، ایندرا، ناساتیا نام برده می‌شن.  دومزیل بعدا این سیستم رو بهینه می‌کنه و «حکومت» رو دارای دو بخش روحانی و قضایی نشون می‌ده. حکومت در فرهنگ ودایی شامل وارونا و میترا بوده. (میترا همون خدای «قرارداد»)  دیگر خدایان «وارونا»یی، ژوپیتر در سنت رومی و اوذین در جرمانیک هستند و  دیوس فیدیوس و تور از خدایان «میترا»یی.   چند تا از خدایان بازسازی شده پیشاهندواروپایی این ها هستن: دیوس پیتر (پدر آسمان)، دوغتر دیوس (دختر آسمان)، دوقلوهای ازلی، خدای آذرخش، خدای آریا، خدای مراتع، خدای ویرانی، خدای درمان، خدای وحش، خدای دریا، خدای آهنگری. </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2019 22:51:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش‌های اسطوره‌شناسی تطبیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-itld71zpyw1t</link>
                <description>تور، خدای آذرخش اسطوره‌های شمالی، تصویر از historyofvikings.comکتابی که امروز دستم است «کتاب جامع پیشاهندواروپایی‌ها و دنیای پیشاهندواروپایی آکسفورد» است. تاریخ انتشار اول کتاب ۲۰۰۶ بوده، که مطمئنا بعدا منابع جدیدتری منتشر شده‌اند و احتمالا اطلاعات کتاب به روز شده. ولی در حدی که به کار تحقیق من بیاید، مناسب است. (صرفا توضیح دادم، که اگر تحقیق تخصصی در این زمینه انجام می‌دهید، شاید بهتر باشد که منابع جدیدتری استفاده کنید)کتاب از حوزه ارتباط زبانی آغاز می‌شود، به توصیف عناصر مختلف هندواروپایی می‌پردازد که مردم (مثلا هندی‌ها، سلتی‌ها، ایرانی‌ها، ارمنی‌ها، یونانی‌ها، غیره) و زبان‌های مختلف هستند. فصل بعدی «بازسازی پیشاهندواروپایی» است که چند تئوری معروف در این زمینه را بررسی می‌کند. سیستم‌های مختلف، ارتباطات، گروه‌های اسمی مختلف (شامل زمان و مکان، اعداد و کمیت، ذهنیت و احساسات و ادراک، زبان و سخنوری، فعالیت‌ها، دین) و نهایتا عناصر دستوری در ادامه می‌آیند.این‌ها همه به تفصیل بررسی شده‌اند که جزئیاتش برای من کاربردی نیست. از فصل «اسطوره‌شناسی تطبیقی» شروع کردم که روش‌ها و بعد از آن خدایان، اسطوره آفرینش، نبرد آغازین، قهرمانان و مار (اژدها)، قربانی اسب، شاه و باکره، آتش در آب، الگوهای کاربردی، مرگ و دنیای پسین، نبرد نهایی، و جریان‌های فکری معاصر در این حوزه بخش‌های مهمش هستند.در فصل بعدی با نام «داستان بی‌پایان»، بخش مسئله سرزمین پیشاهندواروپایی و نظریات و روش‌های بررسی مسئله برای من مهم است.درباره روش‌های اسطوره‌شناسی تطبیقی اما باید اشاره کنیم که: اسطوره‌شناسی تطبیقی به چند روش انجام می‌شود، که بعضا این‌ها در دل هم قرار دارند.  جستجوی «همه‌شمول»ها به دنبال موتیف‌هایی می‌گردد که ممکن است در مناطق مختلف به صورت مستقل پرداخته شده باشند: جهت‌یابی چهارگانه و دادن نقش سمبلیک به آن‌ها، دسته‌بندی دوگانه راست/چپ و زن/مرد و دادن نقش‌های از پیش تعیین شده اجتماعی بر اساس جنیست. مثلا راست:مرد - قوی، و چپ:زن - ضعیف. در هر فرهنگی که دوره‌ «آهن و آهنگری» داشته، همیشه خدای آهنگری دیده می‌شود. متقابل دانستن خدای جنگ با توفان و آذرخش نیز مثال دیگری است.   جستجوی خاستگاه تاریخی به دنبال تشابهات بسیار نزدیک می‌گردد که ارتباط تاریخی را اثبات می‌کنر. مثلا اسطوره اورفئوس در یونان،‌ که در پی مرگ همسرش به جهان زیرین می‌رود تا او را نجات بدهد، در آمریکای شمالی هم دیده شده.  جستجوی ارتباط پرداختی دنبال تشابهات قوی‌تر می‌گردد که داشتن منبع مشترک را اثبات می‌کند.  https://www.goodreads.com/book/show/37903770-norse-mythology https://www.goodreads.com/book/show/37903770-norse-mythology</description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2019 21:41:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملات ۶</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DB%B6-zncwlexmp5cx</link>
                <description> نکته بعدی «جادو با پر» که احتمالا برای شاهنامه‌پژوه‌ها باید جالب باشه. فارست یک بخش کامل از فصل هشتم رو درباره این نوع جادو و نمونه‌هاش در اوستا حرف زده.  این نوع جادو در جنگ و معمولا در هنگامی که دو لشکر صف کشیده بوده‌ان کاربرد داشته و با استفاده از پرهای پرنده‌ای جادویی به نام «ورغنا» انجام می‌شده. یک نمونه‌اش رو در یشت ۳۳-۱۴.۳۲ می‌بینیم که بسیاری (مثلا مالینوسکی) بر این باورند که این قطعه صد در صد «ورد جادویی» محسوب می‌شه. به ورترغنا قربانی می‌کنیم، که اهورا او را گماشته استزرتشت فرخنده به او قربانی کردورترغنا، که اهورا او را گماشته است، به او بینایی کرکس بخشیدکه از نه قلمرو دورتر تکه گوشت خونین به اندازه کف دست را می‌بینددرخشش یک سوزن، نوک یک سوزنبه ورترغنا قربانی می‌کنیم، که اهورا او را گماشته استزرتشت از اهورا مزدا پرسید: ای اهورا مزدااگر هدف سرزنش و توهین بسیاری مردان مهاجم قرار گیرمدرمان آن چیست؟</description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jul 2019 21:46:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملات ۵</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DB%B5-gn6qkq0k4wz0</link>
                <description> می‌خواهم امروز کتاب جدید شروع کنم، ولی بگذارید قبلش دو تا تکه دیگه از «جادوگر، فاحشه، کیمیاگر» بگم.   اولین پزشک (طبیب، درمان کننده) در ادبیات اوستایی «آیریامن ایشیا» نام داره که آخرین گات هم با اسم او آغاز می‌شه و به A Airyema Ishiyo معروفه. باید بیشتر مطالعه کنم، ولی شباهت ایشیو و نمونه‌های مانوی‌اش که برابر با «عیسی» است و همینطور Joshua که در عبری Yeshua بوده برام خیلی جالب بود.  اگر دنبال ترجمه جدید گات‌ها می‌گردید، اینجا دانلود کنید:  https://www.pdf-archive.com/2016/12/27/helmut-humbach-pallan-ichaporia-part-1/helmut-humbach-pallan-ichaporia-part-1.pdf </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jul 2019 21:35:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان یوشت فریان</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-fezwtntgjsbh</link>
                <description>کاسه دیوبند به زبان آرامی، موزه باستان‌شناسی جان هاپکینزجادوگری به اسم آخت (Axt) به شهر «چیستان حل‌کن‌ها» می‌رود و هر کسی را که نمی‌توانسته جواب چیستان‌هایش رو بدهد می‌کشد. از یوشت فریان یاد می‌کنند که او می‌تواند جواب چیستان‌هایت را بدهد. آخت یوشت فریان را به خانه‌اش دعوت می‌کند، ولی یوشت فریان نمی‌رود چون می‌دانسته که آخت در خانه‌ تکه‌های مرده نگه می‌دارد تا مهمانانش را آلوده کند. یوشت فریان همه چیستان‌های آخت را جواب می‌دهد و سه چیستان از آخت می‌پرسد که نمی‌تواند جواب بدهد. آخت از اهریمن در جهنم کمک می‌طلبد، که نتیجه نمی‌دهد و به ضرب چاقوی برسم و با ذکر چند ورد از اوستا نابود می‌شود.   لینک به مقاله مربوط به کاسه دیوبند و اوراد باستانی: http://archaeologicalmuseum.jhu.edu/the-collection/object-stories/an-unpublished-magic-spell-from-late-antiquity/ </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jul 2019 01:41:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت ۱۳</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DB%B1%DB%B3-ic6i1r17sigc</link>
                <description>فصل اول ویدوداد، بعد از شرح آفریدگان اهورامزدا، نیروهای شر را که به ویرانی خوبی‌های اهورامزدا می‌آیند، به ترتیب، چنین نام برده:  اژدهاک، ده ماه زمستان، قنوسیه، تف و خلط، جادوزنی که کرساسب قهرمان را دنبال می‌کند، رابطه جنسی مقعدی، رها کردن مرده، جادوگران، تردستان، سوزاندن مرده، دشتان بی‌موقع گرمای بی‌موقع، زمستان دیوآفرید. </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jul 2019 01:02:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت ۱۲</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DB%B1%DB%B2-z866rbvnnmmf</link>
                <description> یسنا ۴۹.۲ رو تقریبا اینطوری ترجمه کرده‌اند:  هر آینه باور شر این «بندزن» مرا ناراحت کرده آنی که دروغ در او حلول کرده همواره از اشا بیگانه است  ظاهرا این اولین نشانه یا ابتدای شکل گرفتن تفکر دوگانگی باید باشد و این ادعا که دوگانگی (در برابر تک‌خدایی) تولید متاخرین است را رد می‌کند. </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jul 2019 00:39:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت ۱۱</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DB%B1%DB%B1-al7ec6tmkq1k</link>
                <description> فارست میگوید، شاعر-روحانی‌های زرتشتی عمال پیمانکار بوده‌اند که زندگی‌شان از راه انجام اعمال دینی و قربانی به نیابت از «صاحب کار» و سرودن متون مذهبی می‌گذشته.  به همین خاطر لازم بوده که به حامیانشون نشان بدهند که فرد «درست» (و نه «الضالین») برای این کار هستند. در ادامه میگوید، درخواست‌هایشان (منظور «صاحب کارها»ست) از خدایان در دنیا و ما‌فی‌ها خلاصه می‌شده: رهایی از بیماری و رنجی که از سوی دیوها و انسان‌های بد به‌ ایشان تحمیل شده.  </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jul 2019 23:29:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملات ۴</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DB%B4-fkdchesghkkd</link>
                <description> تفاوتی مهمی بین مفهوم «اعمال دینی» در باور مزدیسنا و ادیان ابراهیمی هست. اما پیش از اون فهمیدن اهمیت نقش «قربانی» کردن به فهم ما نسبت به فرگشت ادیان کمک می‌کنه. به عنوان مثال، در حالی که در اسلام اعمال دینی در واقع همون «قربانی» برای رضایت خدا هستند، در مزدیسنا، به گفته فارست، اعمال دینی در اوستا هم برای مداخله مستقیم علیه شر و هم به عنوان بخشی از «قربانی» برای حفظ کامکاری دنیای خوب،‌ که بدان وابسته است، استفاده می‌شده.  به عبارتی، اعمال دینی در دین مزدیسنی نقش کاربردی دارن، در حالی که در اسلام از مرز انتزاعیات عبور می‌کنه. </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jul 2019 23:00:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاستگاه اوستا و دین هخامنشیان</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-ewtjlj4cb7so</link>
                <description>ویرانه‌های تخت جمشید در شب، عکس از وبسایت persepolice.nuفصل اول کتاب ویدوداد توصیف می‌کند که چطور اهورامزدا سرزمین‌های ایران‌ویج را آفرید. ایران‌پژوهان از این فهرست برای شناسایی خاستگاه ایرانیان استفاده می‌کنند. از این فهرست چنین بر‌ می‌آید که نویسندگان اوستای متاخر با سرزمین‌های شرق هندوستان (Hapta Hindu یا هفت رود) باخبر بوده‌اند، اما از مناطق غرب ایران بزرگ اطلاعی نداشته‌اند.متون اوستای متاخر و دینی که بدان نسبت داده می‌شود احتمالا در منطقه‌ سیستان یا آراخوزیای باستان تولید شده، و بعد و احتمالا در دوره مادها به غرب گسترش یافته، تا نهایتا در پارس و در زمان به قدرت رسیدن هخامنشیان ثبات پیدا کند.تا جایی که آثار مکتوب نشان می‌دهند، دین هخامنشیان در سنگ‌نبشته‌ها و حکاکی‌ها همان دین اوستا است. شواهد موجود در آثار مورخان یونانی، به خصوص هرودوت، نیز تفاوت چندانی با آنچه ما از دین زرتشت می‌شناسیم ندارد.  تصاویر و اطلاعات بیشتر درباره تخت جمشید، پایتخت هخامنشیان در لینک زیر: http://www.persepolis.nu/persepolis.htm </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2019 03:36:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت ۱۰</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DB%B1%DB%B0-tqofoxccihrv</link>
                <description> فارست می‌گوید: روحانیون زرتشتی مسئله تئودیسه (عدل خدا) را نقطه ضعف ادیان ابراهیمی می‌دیدند که در متون جدلی به کارشان می‌أمد: از ایده «شر» که خوب [در متون زرتشتی] پرداخته شده برای مطرح کردن ادعاشون ضد «خدای قادر» ادیان ابراهیمی استفاده می‌کردند. در عین حال باید به انتقاد مسلمان‌ها به خدای «طفلکی و ناتوان» خودشان پاسخ می‌دادند.   اما مسئله «اراده بشر» هم برای زرتشتی‌ها و هم برای مسلمان‌ها محل شکست استدلال بود: زرتشتی‌ها که باور داشتند «شر از خداوند سر نمی‌زند»، هنوز باید توضیح می‌دادند که «چرا بشر [که مخلوق خداوند است] شر را انتخاب می‌کند.» </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2019 02:27:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت ۹</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DB%B9-onemrhabbgau</link>
                <description>باز فارست در همون منبع «جادو» رو در چارچوب خاصی تعریف می‌کنه: یک) شامل کلمات و جملاتی است که با تکیه بر متقاعد کردن نیروهای فراانسانی نتیجه دلخواه حاصل شود، دو) حوزه جادو عموما کاربردی است، سه) تشریفات جادویی معمولا در خفا و از سوی متخصص در مکان‌های غیرعمومی اجرا می‌شود، چهار) شامل مانترا یا استفاده  از زبان خاص است.   در این چارچوب، خود آیین زرتشت «جادو» محسوب می‌شه. و اشاره می‌کنه که در متون اوستا تاییدی بر این ادعا هست: نام بردن از «جادوی بد» احتمالا در برابر «جادوی خوب»، و اینکه گفته شده که «جادوان» از تشریفات دینی برای مقاصد بد استفاده می‌کنن - نتیجه: بین روش‌های جادوی خوب و جادوی بد چندان تمایزی وجود نداشته. </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2019 01:34:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت ۸</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DB%B8-oqjdilhodn5j</link>
                <description> مندوزا فارست در «جادوگر، فاحشه، کیماگر» مثال جالبی درباره ضرورت «سخن گفتن متن» می‌آورد. میگوید: وقتی در متون اوستایی از «تکفیر کسانی که به سقط جنین دست می‌زنن» صحبت می‌شود - می‌توان حدس زد چنین شغلی وجود داشته. وقتی «خوردن گوشت سگ» را ممنوع می‌کند - می‌شود به سادگی حدس زد که کسانی گوشت سگ می‌خورده‌اند. و وقتی در متون به «نفرین جادوگران و دیگر اهریمن‌کاران» بر‌ می‌خوریم - یعنی وقتش است که از خود بپرسیم منظور متن چه بوده. آیا پیروان دیگر آیین‌ها بوده‌اند؟ آیا واقعا دست به جادو می‌زده‌اند؟ </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2019 01:07:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاملات ۳</title>
                <link>https://virgool.io/@Citak/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DB%B3-ethrbxwqdgty</link>
                <description> چند بار درباره حساسیت ویژه ارجاع به متون پیش از اسلام ایران (هم اوستا و هم پهلوی) حرف زده‌ام. «حساسیت» به این معنی که اگر از زاویه صحیح روی این متون بحث نشود، این خطر هست که اعتبار کلیت استدلال زیر سوال برود. مشکلی که در حوزه ایرانشناسی شناخته شده است، اما  قابل اغماض. و در هر حوزه‌ای خارج از این دایره مسئله‌ساز. تو پرانتز بگم که تفاوت از اینجا میاد که «اعتبار» انتقال سینه به سینه در ایرانشناسی در واقع بدیهی فرض می‌شود (چون اصولا با نوع دیگری از «اسناد» و «مدارک» سر و کار داریم)، اما  در پژوهش‌های تطبیقی اولویت اعتبار با «متون مکتوب» است. در نتیجه: مثلا اگر بخواهیم مطالعه تطبیقی بین ارداویرافنامه و کمدی الهی انجام بدهیم، ارتباط نقاط «اثرپذیری» بین کمدی الهی و متون عهد عتیق و عهد جدید برقرار می‌شود، اما ارتباط بین این‌ها با ارداویرافنامه همیشه محل سوال خواهد بود - چون ارداویرافنامه بعد از عهد عتیق و جدید مکتوب شده و تقدم و تاخر این متون لزوما قابل اثبات نیست.  اوکتور شروو این «مسئله» را در چند جمله توضیح داده: «اصطلاح اوستا به دسته تقریبا کم تعداد متونی گفته می‌شود که به صورت شفاهی تولید و سینه به سینه منتقل شده و در دوره اسلامی، احتمالا حدود سال ۶۰۰ میلادی، به صورت مدون در آمده.» در حالی که اوستای قدیم با قدیمی‌ترین زبان هندی، یعنی ریگ ودا، نزدیک هستند، صورت جدیدتر این زبان، اوستای نو، تقریبا با پارسی باستان (از ۵۲۰ پیش از میلاد) هم دوره است.  در نتیجه: متونی که در مجموعه اوستا جای دارند در بازه زمانی حدود نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد و نیمه اول هزاره اول پیش از میلاد به خاطر سپرده شده اند. و در این بین هیچ متن دیگری در ایران باستان شناخته شده نیست (به غیر از متون پهلوی که دقیقا همین مشکل را و چه بسا که پیچیده‌تر دارند). این یعنی که «ما واقعا نمی‌دانیم در چه بافتار تاریخی شکل گرفته‌اند.»  شکاف‌های تاریخی/اطلاعاتی متعدد و فاصله زمانی تقریبا دو هزارساله بین تولید محتوا و مدون شدنش همان نقطه فروریزش ایرانشناسی در حوزه‌های دیگه است. </description>
                <category>فرمهر امیردوست</category>
                <author>فرمهر امیردوست</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jun 2019 03:43:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>