<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Cloudy mind</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Cloudymind</link>
        <description>- سفری به دنیای درون..?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:03:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1483905/avatar/ErsOmd.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Cloudy mind</title>
            <link>https://virgool.io/@Cloudymind</link>
        </image>

                    <item>
                <title>&quot;او؛ ریشه دوانده در دل&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@Cloudymind/%D8%A7%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-t0tjtro4or29</link>
                <description>هنوز هم وقتی می‌ترسم و دنیایم در تاریک‌ترین نقطه به اغما فرو رفته است، نامت ناخودآگاه بر زبانم جاری می‌شود. هنوز هم با تو حرف‌ها بسیار دارم؛ شاید هم شکوِه‌های بسیار.. اما شاید گمان کردم که همان قبلی‌ها هم هنوز به گوشت نرسیده‌ است و یا رسیده است و نخواستی بشنوی‌شان. چیزی می‌خواست مدام تو را از من برکند؛ اما تو هنوز در عمیق‌ترین و پنهانی‌ترین لایه‌های خاک قلبم ریشه دوانده‌ای. هنوز ساقه‌ات پابرجاست؛ صاف و محکم. و هنوز جوانه‌هایی خواهی رویاند؛ تازه و سبز. ای که از من من‌تری، اما هنوز تو را نمی‌شناسم! ای که نزدیک‌ترینی به من و من از تو دورِ دورادور ام!</description>
                <category>Cloudy mind</category>
                <author>Cloudy mind</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jun 2023 01:49:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;زندگیِ زهوار در رفته&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@Cloudymind/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%90-%D8%B2%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-qkh6ihyuhx1j</link>
                <description>به خوبی به این قضیه واقف بودیم که باز هم رنج خواهیم برد؛ اما باز پی اتفاقات و ارتباطات جدیدی بودیم. دوستی‌های تازه آغاز می‌کردیم، به دنبال ماجراهای نامعلوم می‌رفتیم، معاشقه‌هایی هیجانی رقم می‌زدیم، زاد و ولد می‌کردیم و زندگی را از برای بیهوده کش می‌آوردیم و همان را نیز به نسل‌های بعد انتقال می‌دادیم. در پی چه بودیم؟ خودمان هم نمی‌دانستیم. چیزی درون ما مدام به دنبال انجام کار و تقلیدی بود تا مبادا از دیگری عقب بماند. اینگونه به زندگی کش‌دار و آبکی‌مان ادامه می‌دادیم و باز هم دست برنمی‌داشتیم. چرا یک بار برای همیشه همه چیز را تمام نمی‌کردیم؟ نسل این آدمی‌زادِ سرگردان در هیچ و پوچ را.</description>
                <category>Cloudy mind</category>
                <author>Cloudy mind</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jun 2023 17:24:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زهی خیالِ باطل!</title>
                <link>https://virgool.io/@Cloudymind/%D8%B2%D9%87%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%90-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-ykkawen8nj6t</link>
                <description>گفتم: یعنی اصلا متوجه نبود من نشده؟ یعنی بود و نبودم واقعا واسش هیچ فرقی نداره؟نگاهشو به پایین انداخت و با یه پوسخند جواب داد:خودت چی فکر می‌کنی؟ فکر می‌کردی چیزی خلاف این باشه؟ هیچ‌وقت یادت نره اینو:شاید حرفا دروغ بگن؛ ولی این رفتارها ان که همیشه حقیقت رو بازگو می‌کنن...</description>
                <category>Cloudy mind</category>
                <author>Cloudy mind</author>
                <pubDate>Tue, 08 Feb 2022 00:54:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>