<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@CreatingFuture</link>
        <description>در اینجا (Creating Future) میخواهم به جستجویِ روزهایِ از دست نرفته، بروم. | دل نگران #انسان، #ایران و #زمین، اندیشناک از عاقبت #خویشتن.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-03 04:32:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2416/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</title>
            <link>https://virgool.io/@CreatingFuture</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انتخاب‌ها در یک نا انتخابات</title>
                <link>https://virgool.io/@CreatingFuture/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-e3ljzwiolzzy</link>
                <description> در چهارم خرداد ۱۴۰۰ بیست و چهار روز قبل از روز انتخابات، نام رییس‌جمهور در میان شش اسم دیگر اعلام شد تمام نمایندگان جامعه که شانس پیروزی داشتند با تیغ استصواب قربانی شدند و  با تمام ابزارها صحنه مدیریت شد، اما شاید از پیکر این جامعه‌ی پویا چیزی نو روییده باشد، جامعه در آخرین ساعات با تردید و هشیاری نگاه میکند تا در روز ۲۸ خرداد چه واکنشی نشان بدهد، رای ندادن اعتراضی؟ یا رای دادن اعتراضی؟ چهارچوب منسجمی را برای فهم وضعیت ارایه کرده‌ام.یکم: انتخابات بازی بی نهایتمساله انتخابات در ایران امروز را زوایه‌ها و آغازهای متفاوتی می‌توان روایت کرد، یکی از مربوط‌ترین‌ها نسبت میان دولت برآمده از رای مردم (صدراعظم/نخست وزیر/رییس‌جمهور) با نهاد غیرانتخابی (پادشاهی/ ولایت فقیه) طی حدود ۱۲۰ سال گذشته است. چهار قاب تو در تو بستر لازم را برای فهم مختصاتی که در آن قرار داریم را فراهم می آورد: با مقیاس صده به مرور مهمترین مسایل مشروطه تا به امروز پرداخت و با مقیاس دهه به مرور ۷۶ تا به امروز و با مقیاس سال به مرور ۹۶ تا به امروز و با مقیاس روز به مرور بهار ۱۴۰۰ تا امروز.‌ جنبش مشروطه خواهی و صدور فرمان مشروطه ۱۲۸۴، به توپ بستن مجلس ۱۲۸۸، جنگ جهانی اول ۱۲۹۳ ،کودتا ۱۲۹۹، پایان قاجار و شروع پهلوی ۱۳۰۴ ،جنگ جهانی دوم ۱۳۱۸، ملی شدن نفت ۱۳۲۹،کودتا ۱۳۳۲ و اعلام تک حزبی ۱۳۵۳، پایان پهلوی و انقلاب ۱۳۵۷رویدادهای مهمی هستند که از دوره علی اصغر اتابک تا دوره شاپور بختیار را پوشش میدهد، جنگ هشت ساله ۱۳۵۹، حذف سمت نخست وزیر ۱۳۶۸ و شروع دوره ریاست جمهوری، اما رونق ریاست جمهوری برای نسل معاصر با سال ۷۶  آغاز می‌شود دورانی که ۶ انتخابات ۷۶، ۸۰، ۸۴، ۸۸، ۹۲، ۹۶  در آن برگزار شده و اثرات آنها  شکل دهنده وضعیت امروز ایران است تا این هفتمین انتخابات. از این دوره ۲۴ ساله باید مروری بر چهار سال اخیر (دوره دوم دولت روحانی)  انجام داد: تحریم های جدید و در نتیجه و تورم و افزایش نرخ ارز،اعتراضات دی ۹۶، افزایش قیمت بنزین، اعتراضات آبان ۹۸، قطع سراسری اینترنت، ترور دی ۹۸، فاجعه هواپیمای اوکراینی و سایه ۱.۵ساله کرونا یعنی ۴ سال تلخ گره خورده با ناکامی رای دهندگان به روحانی. نمی‌شود این اتفاق را نادیده گذشت که شهردار منتخب تهران در شروع همین دوره اکنون محکومیتش را برای قتل همسرش در زندان می‌گذارند. این‌ رویدادهایی هستند که فضای روانی جامعه را شکل داده است. باید به رویدادهای فصل منتهی به انتخابات توجه کنیم: اعلام شورای نگهبان برای شرایط بررسی صلاحیت نامزدها، افشای فایل مصاحبه ظریف، منع ورود حسن خمینی به انتخابات، و در چهارم خرداد اعلام رسمی رد صلاحیت جهانگیری و پزشکیان و رد صلاحیت غافلگیرانه و پرهزنیه علی لاریجانی (هم از جنبه داخلی، هم از وجهه خارجی در مذاکرات با چین، غرب و روسیه) و رد صلاحیت دوباره احمدی‌نژاد که مهم بود اما دور از انتظار نبود. کاستی های قدیمی که خودش را هر دوره نمایش میدهد: حذف نامزد‌های زن، احزاب چند نفره، اجماع های چند ماهه با اسمهایی که سخت تلفظ میشوند و زود فراموش میشوند(جمنا، شعسا...) چهره‌های تکراری که بارها نامزد شده‌اند.در قاب ۷۶ تا به امروز استفاده حداکثر از ابزارهای مرتبط با اصل ۵  قانون اساسی برای به زیر کنترل آوردن ظرفیت های اصل ۶ قانون اساسی را نشان می‌دهد، روشن است آداب انتخابات رعایت نمی‌شود، و تلاشهایی مانند تحصن ۲۶ روزه نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به نظات استصوابی بی سرانجام ماند. انتخابات با معنی قواعد مشخص مورد توافق طرفین وجود ندارد، ابزارهایی زیادی ذیل اصل ۶ قانون اساسی برای پیش‌بینی پذیرکردن وکنترل کامل خروجی انتخابات ها وجود دارد. با اصطلاح یکی از کتابهای موفق حوزه مدیریت بازی‌ها دو دسته هستند، یا مثل مسابقه فوتبال قواعد آن مشخص است تعریف گل زدن و پیروزی مورد توافق همه مشارکت کنندگان در بازی است، یا اینکه نامحدود هستند و قواعد نامشخص است و معنی برد و باخت بعدا مشخص میشود و اصطلاحا بازی بی نهایت است، انتخابات در شرایط ایده‌آل میتواند شبیه یک بازی محدود باشد اما در شرایطی که قواعد جدید تحمیل شود نظم بازی هر لحظه توسط یکی از طرفین بازی برهم بخورد انتخابات به یک بازی نا محدود تبدیل می‌شود، مثل شرایطی یک تیم مجبور باشد با چند امتیاز عقبتر در یک زمین خراب و با کفش‌های نامناسب بازی کند هنوز میتواند گل بزند و البته داور میتواند گل را مردود اعلام کند این بازی بی نهایت است دیگر فوتبال نیست، یا به تعبیری آشناتر شطرنج بازی کردن با گوریل است.  آیا نتیجه انتخابات‌های ۷۶، ۸۸ و ۹۲ در یک بازی عادلانه محدود به دست آمده یا آنها هم به جهاتی بازی نامحدود بودند؟در انتخابات این دوره شوری وجود ندارد، و هر چقدر انتخابات را از معنا تهی میکنند بیشتر نیازمند آن هستند که آن را تبدیل به یک نمایش تلویزیونی کند، که ماشین‌ها یکرنگ نامزدها را به استودیو ببرند و سوالهای بی‌ربط بکنند اما در همان استودیو در طی این سه مناظره اتفاق‌هایی افتاد که از جنس بازی بی نهایت بود از جنس تن ندادن به قواعد از پیش تعیین نشده و همانجاست که جوانه و امکان‌ها تازه رویید. اگر میدانها و خیابانها خالی است، جنب و جوش در فضای مجازی باقی است: رونق کلاب هاوس، ویس چت تلگرام، لایو اینستاگرام و اسپیس توییتر فضای عمومی جدید جامعه هستند.بازی بی نهایت دو امکان دارد، یکی رای دادن اعتراضی و دیگری رای ندادن اعتراضی. نباید فراموش کرد که در روز ۲۸ ام برای حداقل ۱۵۰ هزار کرسی شوراهای شهر هم انتخابات برگزار می‌شود وکف مشارکت بالایی را می‌سازد.دوم: هزنیه فایده رای دادن اعتراضی/رای ندادن اعتراضیبا اعلام اینکه در یک انتخابات با تعریف بازی محدود قرار نداریم و به نوعی با ناانتخابات طرفیم که میتوان آن را ذیل بازی های نا محدود قرارداد، به سراغ چارچوبی برای محاسبه هزنیه فایده میرویم:مشروعیت زدایی یا بازنمایی مقاومت: هر چقدر رای بیشتر ندهند و مشارکت پایین باشد، مشروعیت زدایی بیشتر شده است. در طرف مقابل میتوان گفت هر چقدر به گزنیه‌ی اعتراضی رای بیشتری داده شود قدرت مقاومت مردم بیشتر بازنمایی شده است.تحقق وعده‌ها یا کنترل خسارت: هدف دولت میتواند کنترل خسارت ها تا جای ممکن باشد به جای اینکه تحقق وعده‌ها ایجایی غیر قابل دستیابی هدف آن باشد.مثلا با رجوع به  تجربه ۸۴ تا ۹۲ و شناخت عقبه‌ی سیاسی نامزدها میتوان کنترل خسارت را در پاسخ به این سوالها جستجو کرد: آیا بدنه بوروکراتیک و فن‌سالار کشور تضعیف می‌شود؟ (پروژه دولت سازی)آیا انضباط مالی در مصرف بودجه و منابع مالی حاکم می‌شود؟ (پروژه دولت سازی)آیا عادی سازی ارتباط با جهان، و حل تنش و پرهیز از بحران انجام می‌شود؟ (پروژه دولت سازی)آیا توسعه اینترنت متوقف می‌شود و کنترل شده‌تر و محدودتر می‌شود؟ (پروژه ملت سازی)آیا سازمان‌های مردم نهاد و فعالیت احزاب تحدید می‌شود؟ (پروژه ملت سازی)آیا از فقر کاسته می‌شود و قدرت اقتصادی مردم با کنترل تورم و ایجاد شغل افزایش می‌کند؟ (پروژه ملت سازی)هزنیه دستیابی به هر کدام از کارکردهای بازنمایی مقاومت و کنترل خسارت، سرمایه اجتماعی است دعوت کردن به رای دادن مستلزم هزنیه کردن از سرمایه اجتماعی است و ناکامی ها موجب از دست‌رفتن سرمایه‌ی اجتماعی می‌شود. هرچقدر فاصله میان انتظارات تنظیم شده و آنچه محقق میشود بیشتر باشد آسیب به سرمایه‌ی اجتماعی بیشتر است.بازی کردن در نا انتخابات (به عنوان بازی بی نهایت) میتواند با هدف بیشینه کردن مشروعیت زدایی باشد که سرمایه اجتماعی حریف از دست می‌رود اما حداکثر خسارت به جامعه وارد می‌شود. و میتواند با هدف نمایش مقاومت باشد، و در صورت پیروزی از فردای انتخابات همزمان با کنترل خسارت سرمایه اجتماعی آسیب میبیند. نقطه بهینه جایی است که کنترل خسارت می‌شود و سرمایه اجتماعی با صادق بودن با رای دهندگان حفظ شود و امتیازی برای مصادره به مطلوب رای اعتراضی برای مشروعیت داده نمی‌شود.گروهی به رویکردی کاملا متفاوت میگویند فراتر از منطق هزینه/فایده، رای دادن مضر یا غیر اخلاقی است:حکومت در مقابل از دست دادن مشروعیت محتاط می‌شود، کرنش میکند و امتیازهای واقعی میدهد. پس باید عقب نشست تا این پیام مخابره شود و شرایط مهیا شودچون این کشمکش باعث رنج مردم میشود، یکپارچه شدن باعث حل مشکلات میشود و باید یک طرف دعوا را رها کرد تا رنج را اضافه نکرد.رای دادن شکاف میان مسولیت و پاسخگویی را باز نگه میدارد و منجر به از دست رفتن سرمایه اجتماعی میشود.مشروعیت دادن و تاکید بر انتخابات باعث حل طولانی شدن منازعه میشود، باید فشارهای جهانی و در داخل اعترضات خیابانی افزایش پیدا کند و رای دادن مانع این اتفاق می‌شود.در موارد فوق میشود گفت که رای دادن با هزنیه کم دستاوردهای قابل اندازه گیری دارد، کنشگرانی که استراحت تاکتیکی میکنند برای کار حزبی بعد از انتخابات و کسانی که فقط خیابان را راه چاره میدانند با مردم عادی دلزده و خسته و عصبانی دلایل متفاوتی برای رای ندادن دارند. در هر صورت رای دادن اعتراضی با مسیرهای دیگر متباین است.رای دادن بی فایده است چون شانس ندارد:چون شانس رای آوردن ندارد وزن کشی کردن و باختن بد استچون شانش رای آوردن ندارد فرصت رای ندادن اعتراضی را هم از دست میدهند، خب این یک tradeoffاست.رای ما تاثیری ندارد اصلا معلوم نیست شمرده شود یا انقدر تعدادکم است که امیدی به پیروزی نیست (تقلب/ امکان) این خودش تحمیل یک هزنیه به طرف مقابل هست باید در نظر گرفت طرف مقابل در ساز و کار تقلب محدودیت هایی دارند.افراد دچار مغالعه post diction شده‌اند نظر سنجی ها مثل آینه بغل ماشین است که تصویر پشت را نشان میدهد ولی تاخیر دارد نباید در کمپینی که تاخیر دارد برای حرکت رو به جلو مبنا آن باشد چون غافلگیر میشوند.چند تناقض:بعضی میگویند ترجیح میدهند که رییس جمهورشان همتی باشد اما مطین هستند که رییس جمهور رییسی میشود و حاضر نیستند برای  وقوع آن رای بدهندبعضی می‌گویند در مرحله اول رای نمیدهند اما اگر انتخابات به مرحله دوم رسید رای می‌دهنداصولگرایان همتی را گزنیه نامطوب و رقیب مقابل خودشان میدانند ولی کسانی که رای نمی‌دهند می‌گوند او با رییسی فرقی ندارد.بعضی در شهر تهران رای می‌دهند اما برای انتخاب رییس مملکت  تلاشش نمیکنندبخش سوم: نظر سنجی ها و شبکه های اجتماعی و روند هاچند نکته در مورد نظر سنجی‌ها: با توجه به نظرسنجی ایسپا، کیوآنالیتیکز( ایران اینترنشنال، موسسه پرسش، نهادهایی مثل صدا وسیما )برخی روند های شبکه های اجتماعی  در گزارش آزمایشگاه هوش مصنوعی دانشگاه تهران و هوش مصنوعی بتا میتوان رجوع کرد همین طور به روند جستجوهای گوگل.چند نکته در مورد نظر سنجی‌ها:درصد گروهی که به نظر سنجی ها پاسخی نداده اند قابل توجه بود،درصد گروهی  که مردد بودند رای بدهند یا نه،درصد گروهی که میخواهند رای بدهند ولی تصمیم نگرفته بودند به چه کسی؟یک گروه آرای شرمگین هم وجود دارد که هیچ ردی از آنها در نظرسنجی ها وجود نداردباید توجه کرد که سرعت نظر سنجی‌ها با سرعت تغییرات خاص جامعه در این دوره نمیرسد و نظرسنجی ها تاخیر دارندپایگاه رای رییسی: ۱-فرودستان (بدل احمد نژاد)۲ - مردم خسته(نا امیدان از دولت فعلی) ۳- اصولگرایان (نهادهای غیرانتخابی)پایگاه رای همتی: ۱- طبقه متوسط ۲- رای نه اعتراضیتحلیل رای ها: بر اساس نظر سنجی ها مشارکت حداقل ۳۵ درصد است و حداکثر ۵۵ درصد است، محتمل ترین مشارکت با داده های امروز بالاتر از ۴۵ درصد است و چون روند رو به رشد دارد میتواند خیز این موج تا ۵۵ درصد برسد. پدیده رای‌های دیر هنگام بسیار محتمل است، اگر رای دهنده ها استننباط کنند میوانند اثر گذار باشند (تعدادشان زیاد است) و از همین روزنه کوچک میتوانند دخالت قانونی کنند. مجموعا آرای همتی در نظرسنجی بزانمایی نشده چون مرددها و تصمیم های دقیقه ۹۰ و آرای شرمگین را شامل میشودمدل مورد پیش بینی من از سهم آرا بر اساس مشارکت ۳۵ تا ۵۵ درصد:جدول تعداد آرا بر اساس مشارکت کلنمودار سهم آرا بر اساس مشارکتبخش چهارم: پیدا کردن بهترین قیاسآنالوژی‌ها (قیاس‌‌ها) بسیار تعیین کننده اند: استعاره های رایج این روزها ماشین/قطار در حال پیش رفتن،  استعاره کشتی در حال غرق شدن، هواپیمای در حال سقوط، استعاره خانه در حال سوختن، استعاره بیمار سرطانی زیاد به کار می روند وی یک وجه مشترک همه این‌ استعاره ها این است که عاملیت وجود ندارد و کار از کار گذشته است. اما در جستجوی یک تمثیل بهتر منطبق بر واقعیت میتوانیم یک صحنه نمایش را انتخاب کنیم  تماشاگران میتوانند انتخاب کنند که در روی صحنه چه بگذرد و البته آنچه روی صحنه میگذرد بر زندگی افراد تاثیر دارد البته نمایش کارگردانی که دست بالا دارد ولی گاهی می توان نمایش را پیش برد یک جور بازی در بازی است امکان رهایی از آن وجود ندارد امکان بیرون رفتن از بازی نمایش وجود ندارد.جمع بندی : گفتیم مساله  انتخابات در امتداد جنبش مشرطه خواهی است و در شش انتخابات گذشته و به ویژه این انتخابات اخیر به معنی بازی بی نهایت (ناانتخابات) است، دو مسیر وجود دارد یکی رای ندادن  اعتراضی با هدف مشروعیت زدایی و کشیده شدن به بیرون صندق، دیگر هم مقاومت با رای دادن اعتراضی و در صندوق به همراه گزینه هایی مدنی مسالمت آمیز دیگر. میتوان سرمایه اجتماعی را با مطرح کردن هدف کنترل خسارت حفظ کرد، در مقابل استدلالهایی که این رای دادن را مضر و باعث گسترش رنج میدانند چند سوال مرتبط با ملت سازی دولت سازی و تنش زدایی پرسیدیم. در مورد نظر سنجی ها تاکید بر  آرا مردد، آرا شرمگین که در آخرین لحظات تصمیم میگیرند و در آخرین لحظات به سمت صندوق میروند کردیم پس احتمالی برای موفقیت وجود دارد که در نظرسنجی ها نشان داده نشده اگر مشارکت ۵۵ درصد برسد احتمال رفتن به مرحله دوم ممکن است. در مورد قیاس ها(استعاره) و ظرفیت هایشان گفتیم و اینکه تمثیل بازی نمایش امکان های زیادی میدهد.  و نمیشود به یک تغییر نسبت به انتخابات های گذشته اشاره نکرد: و آن غیبت اکبر هاشمی رفسنجانی است تعلل روحانی (دولت اعتدال)، تردید خاتمی(اصلاحات) و فعال نشدن بخش‌های میانه رو تر جنبش سبز همه به غیبت این بازیگر عملگرای سیاست چند دهه اخیر ایران باز میگردد. تصمیم برنامه بزرگترین حزب ایران چه بود؟ به دنبال چه دستاوردی از بی تصمیمی بوده است: بدون پیش رفتن در راه حل رای دادن اعتراضی (و حتی رای ندادن اعتراضی) در شرایطی که مشابه انتخابات ۸۴ است آیا دوباره ناخواسته پیامد این بی‌تصمیمی ها ۸۴ است که میتوانست اتفاق نیفتد؟! درآمدهای نفتی و بعد از گذاشتن سالهای سخت به اقتصاد وارد میشوند عرصه بین المللی زمینه مساعدی برای کاهش تنش ها با ایران دارد هر ایرانی به رغم زخم های فراوان میتواند به تصمیم امروزش باز گردد و اولا ۲۹ خرداد ببیند که رای دادن یا رای ندادن او ایران را به چه مسیری نزدکتر کرده و در چهار سال پیش رو ببیند پیامد های انتخاب او در یک نا انتخابات چه بود.</description>
                <category>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</category>
                <author>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</author>
                <pubDate>Fri, 18 Jun 2021 05:57:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۹ ماه آینده سیاست ایران چه شکلی می‌تواند باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@CreatingFuture/%DB%B9-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-zfpobc0deg6y</link>
                <description>این نوشته سعی دارد یک تابلو از ۹ ماه آینده یعنی بازه‌ی ۱۳ آبان ۱۳۹۹ تا ۱۳مرداد ۱۴۰۰ را ترسیم کند و سناریوهایی را در مورد ترکیب رییس‌جمهور بعدی آمریکا، وضعیت کرونا و دولت بعدی ایران در نظر بگیرد. در میان انبوه خبرهای کوتاه‌مدت گاهی تماشای از دورتر همراه با تلاش برای پیوند برقرار کردن میان اتفاقات،  می‌تواند یک تابلویِ بزرگِ بدونِ جزییات ولی با خطوط اصلی را  نقش بزند تا برای فهم فاصله میان انتظارات و وقایع محقق شده مورد استناد قرار بگیرد. برای رسیدن به این مقصود در این متن آگاهانه دست به ساده‌سازی می‌زنیم و با تسامح درباره مسایل پیچیده و چند وجهی با مخاطبان حرف می‌زنیم. همین طور برای پرهیز از پیچیده شدن مستقیما مورد جامعه صحبتی نمی‌شود.  اگر ترامپ برنده انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا باشد دور دوم او را می‌توان مهم‌ترین عامل خارجی موثر در سرنوشت سیاست در ایران در دهه اخیر دانست، به گمان من اهمیت این اتفاق با هیچ کدام از انتخابات‌های داخلی برابر نیست و در شرایط کنونی شاید اهمیتِ آن تنها با مساله جانشینیِ رهبری در سیاست داخلی ایران قابل مقایسه باشد.  انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا چند ساعت دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به پایان می‌رسد طبق اطلاعات elctproject تا پایان روز قبل از موعد نهایی انتخابات ۹۹.۶ میلیون نفر رای ‌داده‌اند.یکی از گزارش‌های منتشر شده در مورد وضعیت آرای الکترال (پیش از روز انتخابات) مربوط به وبگاه cookpolitical است که تصویرش را پایین‌تر می‌بینید، مطابق این تصویر از ۵۰ ایالت آمریکا که مجموعا ۵۳۸ رای الکترال دارند و در ۷ ستون گروه بندی شده‌اند تکلیف ۳۷ ایالت مشخص است و در مورد ۱۳ ایالت و دو ناحیه که مجموعا ۲۰۱ رای الکترال دارند وضعیت مشخص نیست که در سه ستون وسط جدول زیرنمایش داده شده‌اند. از این ایالت‌ها در رسانه‌ها با عنوان swing/ کلیدی/چرخشی/رقابتی/ پاندولی نام‌ برده می‌شود، گروهی از این ایالت‌ها که در وضعیت متمایل به دموکرات‌ها فرض شده‌اند عبارتند از آریزونا، میشیگان، مینسوتا، نوادا، نیوهمپشایر، پنسیلوانیا، ویسکانسین، ناحیه دوم نبراسکا و گروهی دیگر از ایالت‌ها که با وضعیت toss-up /شیر-یا-خط از آن‌ها نام برده شده عبارتند از فلوریدا، جورجیا، آیوا، کارولینای شمالی، اوهایو، تگزاس و ناحیه دوم مین.برآورد نشریه کوک-پلیتیکال از نتایج آرای الکترال 2020- نسخه آخر  همچنین وبگاه fivethirtyeight که بر مبنای جمع آوری و رتبه‌بندی نظرسنجی‌ها و مدلسازی کار می‌کند و سیطره زیادی برای مطالعه انتخابات آمریکا پیدا کرده- جایگاهی نظیر ویکی‌پدیا در مورد نظرسنجی‌های معتبر دارد - در آخرین یادداشتی که امروز منتشر کرده است، شانس پیروزی بایدن را ۹۰٪  و شانس پیروزی ترامپ را ۱۰٪ برآورد کرده است، و طبق مدلسازی شان پیش‌بینی می‌کند بایدن popular vote را با اختلاف ۸+ ببرد (دو برابر اختلافی که برای هیلاری کلینتن در سال ۲۰۱۶ در همان مدلسازی پیش‌بینی شده بود).  تصویر از یادداشت نهایی نیت سیلور پیش از انتخابات با لحاظ کردن خطای 3 درصدی نظرسنجی ها 2020

 طبق یادداشت نیت سیلور اگر نظر سنجی‌ها بدون خطا فرض شوند آرای الکترال ۳۵۱ - ۱۸۷ به نفع بایدن خواهد بود، و اگر ۳٪ خطا به نفع بایدن در نظر گرفته شود نتیجه ۴۱۳ - ۱۲۵ به نفع بایدن خواهد شد و اگر ۳٪ خطا به نفع ترامپ در نظر گرفته شود نتیجه  ۲۷۸ - ۲۶۰ به نفع بایدن خواهد شد، بنابر این اگر خطای میانگین نظرسنجی‌ها در دامنه ۳٪ باشد بایدن برنده خواهد بود.  به عنوان یک نمونه از دشواری پیش‌بینی به یکی از مهمترین ایالت‌های انتخابات امسال اشاره کنیم:در انتخابات ۲۰۱۶  ترامپ با ۰.۷۲٪ (هفتاد و دو صدم درصد) اختلاف پنسیلوانیا را از آن خود کرد، یعنی اختلاف زیر۱٪ در شرایطی که خطای سیتماتیک نظرسنجی‌ها بیشتر از این است، قسمت بدتر ماجرا به ماهیت پدیده الکترال مربوط می‌شود که winner-take-all/ باینری است و برنده تمام ۲۰ رای الکترال پنسیلونیا که معادل ۳.7٪  کل اکلترال‌هاست را از آن خود می‌کند و بازنده سهمش هیچ است، دقت کنیم سهم پنسیلوانیا از جمع کل آرای آمریکا در انتخابات ۲۰۱۶ برابر با ۴.۵٪ بود است و ۱% خطا در پیش بینی آرای پنسلوانیا به شرطی که انتخابات آمریکا بر مبنای اکثریت آرا بود معادل عدد ناچیز ۰.۰۴۵٪ می‌شد. (منبع: ویکی‌پدیا) اشاره‌ای هم به وضعیت سایتهای شرط بندی از این جهت که افراد پولشان را روی تحلیلشان می‌گذارند هم داشته باشیم: در روزهای منتهی به انتخابات شانس برُد بایدن نسبت به ترامپ حدود ۶ به ۴ بوده است، و روشن است این با پیش‌بینی ۹ به ۱ در مدل نیت سیلور تفاوت دارد، تصویر زیر از سایت predictit گرفته شده، عدد نمایش داده شده روی هر ایالت شانس قرمز یا آبی شدن آن را در برآیند نهایی نشان می‌دهد.et time 1 pm , 3 nov /predictit تصویر از سایت    قبل از جمع‌بندی در مورد انتخابات ۲۰۲۰ به نکته حائز اهمیت در تعیین برنده باید توجه داشت، نکته اول مربوط به کرونا ست که پیامدش بحران اقتصادی و نارضایتی ناشی از تلفات انسانی بالا برای دولت ترامپ بوده، از طرفی ترامپ همایش‌های انتخاباتی‌اش را برگزار کرد و هواداران او در تبلیغ خانه به خانه و دادن رای حضوری در روز انتخابات بی‌قیدتر هستند، در شرایطی که دموکرات‌ها فعالیت‌های حضوری‌شان را محدود کردند و رای‌گیری پستی را ترجیح می‌دهند، باید دید آیا کرونا که ترامپ را با بحران روبرو کرد می‌تواند به گونه‌ای هجوآمیز نقطه قوت حامیان او به ویژه در روز انتخابات باشد،برای پیروزی باشد؟نکته دوم مربوط به دعاوی حقوقی در صورت نزدیک بودن آرا ست، اینکه چه میزان از آرای پستی باطل شوند ی دادگاه عالی که ترامپ در آنجا دست بالا را دارد مانند انتخابات ۲۰۰۰ پیروز نهایی را تعیین کند، اگر چنین شود یکی از پیچیده‌ترین سازوکارهای انتخاباتی در جهان با چالش جدی روبرو  می‌شود و شکاف در جامعه‌ قطبی شده آمریکا مستعد اتفاق‌های بعدی خواهد بود.برنده انتخابات هر که باشد روز ۱ بهمن دوره جدید شروع میشود،در صورتی که آرای الکترال دو نامزد نزدیک باشد درگیری‌ها بالا می‌گیرد و ممکن است ترامپ از پذیرش نتایج سرباز بزند و بخواهد از برگه نا آرامی و دادگاه استفاده کند اما در نهایت می‌توان گفت نهادِ ریشه‌دارحزب جمهوریخواه (establishment) او را مجبور به تمکین به نتایج می‌کند پس به سناریوی تنش‌های احتمالی در دوره بعد از روز انتخابات تا تحلیف پرداخته نمی‌شود.انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ در ایراناز طرفی انتخابات بعدی ریاست جمهوری ایران باید در خرداد ۱۴۰۰ برگزار شود اگرچه به خاطر شیوع کرونا چگونگی برگزاری آن تا حدودی نامشخص است، دوره دوم ریاست جمهوری حسن روحانی از ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ شروع شده است و بعد از چهار سال بعد به پایان می‌رسد. برای پاسخ به این سوال که رییس جمهور بعدی که خواهد بود دو روند مشخص است: ۱- شورای نگهبان نامزدها را تعیین می‌کند محدودیت های زیادی خواهد گذاشت نسبت به دورزها گذشته حلقه را تنگ‌تر خواهد کرد،( و مثلا به محمود احمدی‌نژاد یا محمد خاتمی یا جواد ظریف زمین بازی نخواهد داد.۲- مشخص است پایگاه رای اصلاح طلبان تمایل به مشارکت ندارد و قاعدتا محدودیت‌های کرونا هم مجال مناسبی برای برگزاری یک انتخابات محدود می‌دهد. می‌شود گفت وقتی اصلاح طلبان نامزد شاخصی ندارند و پایگاه رای متمایل به مشارکت ندارند و زمانی که احمدی نژاد (پایگاه رای پوپولیستی دارد) نامزد نباشد تنها طیف اصولگرا باقی می‌ماند با چهره‌های شناخته شده‌ای مثل رییسی، قالیباف یا یک نامزد جوانتر و کمتر شناخته شده.در یک حالت احتمال تکرار سناریوی حسن روحانی باشد و اینکه چهر‌ه‌ای مانند علی لاریجانی رای بخشی از نیروهای میانه‌روی اصولگرا و اصلاح‌طلب را پشت خودش جمع کند که در آنصورت باید رقبایش را در نظر گرفت. به هر صورت در دوره ای هستیم که مردم و سیاسیون و طرف‌های خارجی فهمیده‌اند که دولت به تنهایی جایگاه تعیین کننده‌ای برای گرفتن تصمیم‌های موثر ندارد. وضعیت کرونا در ایران تا مرداد سال بعد  صحبت کردن از وضعیت پدیده‌ای مانند کرونا شاید نه ساده‌سازی و کاری عبث به نظر برسد، اما تلاش می‌کنیم بهترین حدس‌مان را درباره وضعیت واکسن و آمار مبتلایان کشور به جهت سناریوی ایمنی گله‌ای بیان کنیم. طبق آمار رسمی مجموع جانباختگان کرونا تا امروز به ۳۶۱۶۰ نفر رسیده است، یکی از سوالات بسیار مهم درباره کرونا این است که نسبت میان جانباختگان و افرادی که به کرونا مبتلا شده اند چیست در مقالات علمی هنوز این موضوع به جواب قطعی و مورد توافق نرسیده اما یکی از تخمین‌ها بر اساس مدل امپریال کالج لندن با ویژگی‌ها جمعیتی ایران عددد ۰.۰۲٪ باشد(اطلاعات بیشتر). باید به یک سوال دیگر هم پاسخ داد که البته به قدر سوال اولی پیچیده نیست که آمار مرگ اعلام شده رسمی چقدر کمتر هست بنابر بعضی اظهارت پزشکان اپیدمولوژیست ایرانی اگر ضریب ۲.۵ در نظر گرفته شود به آمار واقعی نزدیک می‌شویم، نتیجه: ۴۵،۲۰۰،۰۰۰ = ۳۶۱۶۰ × ۳ × ٪۰.۰۲  بزرگترین پاشنه آشیل محاسبه فوق همان عدد نسبت مرگ و میر است که می‌تواند خطای بسیار بزرگی در تخمین ایجاد کند. یک سوال مهم دیگر به وضعیت واکسن برمی‌گردد آنچه  مشخص استاست در بازه‌ی زمانی مورد بحث ما یعنی    تا ۹ ماه آینده اگر واکسن موثری کشف شود فرآیند توزیعش آنقدر سریع نخواهد بود،البته خبر واکسن تاثیرات سریعی بر چشم‌انداز اقتصادی می‌گذارد. گزاره ما این است که اگر مفروضات محسابه درست باشند، رسیدن به درصد بالایی از کسانی که  در جامعه ایران حداقل یکبار کرونا گرفته‌اند (تا ۹ ماه آینده) بالاست و محتمل است  که ایمنی گله‌ای پیش از واکسن در جامعه محقق شود و حداقل سرعت شیوع کرونا در ایران به اندازه محسوسی کم شود.جمع بندی و سناریوهااز ترکیب آنچه در بالا گفته شد دو سناریو کلی وجود دارد اولی در صورت برد ترامپ برد ترامپ همه چیز را برای ایران سخت‌تر می‌کند، به سمتی می رویم که احتمال درگیری وجود دارد، یا مدتی دیگر ادامه وضعیت موجود و فشار حداکثری که شرایط انزوای بیشتر ایران و ضعیت شدن جامعه ادامه پیدا می‌کند  در شرایطی خاص ممکن است پذیرش مذاکره به عنوان یک ضرورت در حاکمیت ایران شکل بگیرد اما با حلقه مشاوران  دست راستی ترامپ که به عربستان و اسراییل نزدیک هستند حتی در طرف آمریکای مذاکره بعید به نظر می‌رسد مگر اینکه کابینه ترامپ و مشاورانش در دوره ریاست جمهوری او تغییر کند و وزیر خارجه جدیدی بیاید.راهبرد گردش ایران به شرق، یعنی چین، در صورتی که چین در قرارداد نهاییحاضر شود یک گزینه برای ایران میتواند باشد و احتمال آن با بالا گرفتن تنش میان چین و ترامپ وجود دارد. احتمال مشارکت پایگاه رای اصلاح طلبان کمتر میشود و انتخابات کم رمق تر خواهد بود، مگر اینکه احمدی نژاد در شرایط عجیبی مجوز حضور بگیرد. مساله فقط به جمع بندی رسیدن ایران نیست،میشود گفت آمدن ترامپ مسایل را تسریع و تشدید می‌کند، در این فشارها اتفاقاتی مانند دی ۹۶، آبان ۹۸ ممکن است، تا آمدن دولت بعدی بر سرکار ایران اتفاق نمی‌افتد و انگیزه پایگاه رای اصلاح‌طلبان برای مشارکت کم‌ می‌شود. ( یادداشت ولی نصر در مورد چشم انداز روابط ایران - آمریکا)و سناریوی دوم در صورت برد بایدنباخت ترامپ: در صورت باخت ترامپ باید تا روز 1 بهمن ایران محتاط باشد چرا که ترامپ فردی با رفتارهای هیجانی است، بازدارندگی ایران در این دوره اهمیت دارد، نمونه جنگ ۲۰۰۸ غزه که در حد فاصل برگزیده شدن اوباما تا روز تحلیف اتفاق افتاد. و همین مسیرهای حقوقی متعددی که ترامپ طی خواهد کرد تا لغو تحریم‌ها را کند و سخت کند.با پیروزی بایدن تکاپوی جدیدی در ایران راه خواهد افتاد، و البته اتفاقات عملی تا 1 بهمن شروع دولت جدید نخواهد افتاد، شاید در کاهش فشار روانی خیلی زود تاثیر مثبتی بگذارد و محدودیت سفرها (travell ban) لغود شود، بعید نیست با از راه رسیدن دولت بایدن فشارهایی از جانب مجلس ایران در ظاهر به دولت وارد شود، اما مذاکرات شکل می‌گیرد ولی به ثمر رسیدن آن به عمر دولت روحانی نمی‌رسد و در دولت بعدی مذاکرات ادامه پیدا خواهد کرد، از آنجا که مسئله حاکمیتی است حتما از محمدجواد ظریف در هر شرایطی در مذاکرت استفاده خواهد شد.اگر پیروزی بایدن قاطع باشد و دموکرات موفق به کسب اکثریت در سنا هم بشوند، در شرایطی که اکثریت مجلس نمایندگان را دارند، آنگاه  دو سال پنجره طلایی برای تصویب متن توافق احتمالی در کنگره وجود خواهد داشت.آمدن بایدن شرایط را برای گرو‌ ها اصلاح طلب مساعد میکند اما حداکثر در چارچوب شورای نگهبان و ممکن است  اما عزم حاکمیت جدی‌تر خواهد بود که مسیر را بسته نگه دارد و حداکثر کاندیدایی مانند علی لاریجانی رای بیاورد.اینکه سرانجام مذاکرات به کجا خواهد رسید باید در دولت بعدی دید.احیای سریع برجام: ممکن است گفتگوها در زمان باقی مانده از دولت روحانی انجام شود، اما بازگشت ایران به تعهدات برجامی در مقابل لغو برخی از تحریم ها خواهد بود که دشورایهای جدی دارد از طرفی نزدیک شدن اروپا به آمریکا طبیعی است حتی شکل نوعی تعامل میان دولت بایدن با چین، که در نهایت چین ایران را یک برگ در مذاکرات خودش با آمریکا ببیند.   پرونده ايران-آمريكا بخش مهمی از سیاست داخلی و زندگی روز مرده مردم ایران شده است، تقریبا همه منتظرند که در آمریکا (خارج از کشور) اتفاقی بیفتد تا در داخل تغییری ببینند، اما واقعیت ماجرا دقیقا عکس این است، گرهِ سیاست خارجی ما در داخل کشور است و بر می‌گردد به آرایش نیروهای سیاسی و قدرت واقعی در کشور و پایگاه حمایتی مردم و جهان‌بینی‌های مختلف، روشن است که میهن دوستی اقتضا می‌کند کوشش شود تا سریع‌تر تحریم‌ها برداشته شود و  امنیت کشور تضمین باشد و البته توجه به منافع ملی و خواسته آحاد جامعه در نظر گرفته شود. </description>
                <category>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</category>
                <author>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</author>
                <pubDate>Wed, 04 Nov 2020 04:46:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاباتِ خودی‌ها یا همه یا بقیه</title>
                <link>https://virgool.io/@CreatingFuture/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%90-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%87%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87-zoviylb1fqgl</link>
                <description> از صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ تا انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ مجموعا ۲۴ دوره مجلس شورای ملی و از فروردین ۱۳۵۸ تا به امروز ده دوره مجلس شورای اسلامی تشکیل شده. این جمعه هم (۲ اسفند) مقرر شده انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شود.  ۱۱۳ سال فراز و فرود نقش پارلمان در زندگی مردم ایران مساله‌ای تاریخی است، برای فکر کردن به این موضوع این یادداشت را - در بامداد چهارشنبه ۳۰بهمن- می‌نویسم:1- تجربه آبان تا دی امسال در حافظه جمعی ایرانیان خواهد ماند، روزهای تلخ و سوزان برای جامعه‌ای که هنوز سوگوار است، اهمیت در نظر داشتن روزهای منتهی به انتخابات از این جهت است که توقعِ داشتن رفتارهای عقلانی بدون در نظر گرفتن زمینه‌های احساسی، اشتباه برخی کنشگران معتاد به سیاست انتخاباتی است. تاریخ نگاران آینده باید در نظر داشته باشند که زمستان و پاییز ۹۸ چطور سپری شد.2- اگر برهه ۷۶ تا به امروز را به عنوان یک تجربه معاصر از این تاریخچه ۱۱۳ ساله نگاه کنیم میتوان این 22 سال را دوره فهم «ناتوانی پارلمان در حل مسایل جامعه» نامید، به ویژه برای نسل من -یعنی متولدین شکم جمعیتی دهه شصت- که این تجربه‌ هم‌ارز عمرِ سیاسی‌مان بوده است. فهم تدریجی اینکه نماینده مجلس در مورد بخش بزرگی از مسائل اختیاری ندارد، و درک اینکه انتخابات هست اما نه برای همه، بلکه برای انتخاب خودی‌ها و به بقیه نقش تماشاچی می‌رسد. [انتخابات مجلس پنجم در اسفند ۷۴و ششم در بهمن ۷۸بیشترین درصد مشارکت در انتخابات را در میان ده دوره گذشته داشته] 3- از جانب اصلاح طلبان ادعا شده است که رد صلاحیت‌ها  حدود ۲۰۰کرسی از ۲۹۰ کرسی مجلس را غیر قابل رقابت کرده است (مجموعا در ۲۰۸حوزه انتخاباتی) به طوری که غربال شده‌ها از فیلتر شورای نگهبان از یک جناح هستند و حتی در پایتخت هم  هم از چهره های شاخص غیر اصولگرا نامزدی باقی نمانده است.پس سید محمد خاتمی این دوره لیستی را تکرار نمی‌کند چرا که امکانی باقی نمانده اما بالاخره خاتمی در دماوند یا جای دیگری شخصا رای خواهد داد اما کنش جمعی اصلاح طلبان به عنوان یک جریان سیاسی چه بود؟ هیچ. وقتی از بازی کنار گذاشته شدند مجالی برای یک ائتلاف تاکتیکی با بعضی جریانات اصولگرا برایشان باقی نمانده بود چرا که با خوش خیالی از پیش برنامه‌ای‌ نداشتند و از آن مهتر تجربه فراکسیون امید در دوره دهم برای پایگاه رای‌شان به شدت ناخوشایند بود و سرمایه اجتماعی قابل بهره برداری وجود نداشت. انتخابات بعدی ریاست جمهوری بعدی نشان خواهد داد که آیا فرصت آرایش دوباره نیروهای اصلاح طلب در حمایت از یک نامزد ایجاد خواهد شد یا خیر و جامعه چه میزان اقبال نشان خواهد داد. به گمان من این کنار گذاشته شدن ناچار از زمین بازی می‌تواند منجر به بازسازی بخشی از سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان شود هنوز هم ایده اصلاح طلبی در میان طبقه متوسط به عنوان تنها گزنیه با ریسک معقول برای رسیدن به خواست سیاسی زنده است.4- مشخص است که گرایشات تندرو پیشاپیش قاطبه کرسی‌ها مجلس را گرفته اند، کار دولت روحانی سخت خواهد شد و سوال و استیضاح پی در پی وزیران دولت و حتی در شرایطی استیضاح رییس دولت محتمل است، موضوعات حساس سیاست خارجی مثل عضویت در ان.پی.تی. لوایح پالرمو دوباره به صحن مجلس خواهند آمد و اما نباید توانایی تندروها در فیصله دادن مسائل را وقتی خودشان در جایگاه مجری و هماهنگ با قدرت مرکزی هستند را فراموش کرد تصویب برجام یک نمونه بود. حدس زدن اینکه در مجلس یازدهم چه اتفاقات تاریخی خواهد افتاد هم جالب است، مثلا تغییراتی در قانون اساسی و احیای جایگاه نخست وزیری (برای حل معضل حاکمیت دو گانه) یا تغیراتی در برخی ارکان نظام مرتبط با مساله جانشینی،در حوزه اجتماعی تغییراتی مربوط به کنترل کردن اینترنت و حتی طرح‌هایی غافلگیرانه و در عین حال عملگرایانه برای حل کردن مسئله حجاب اجباری زنان و کاستن تنش با طبقه متوسط.  5- وضعیت حذف کامل رقبا، موجب تعدد لیست‌های اصولگرا در تهران شده است با یک حساب شش لیست اصولگرا با ۱۳۴ عضو مختلف و اشتراکاتی کم وجود داشت، البته ساعت ها پایانی روز سه شنبه ۲۹ بهمن خبر آمد که یک لیست نهایی واحد منتشر می‌شود با این حال پرسش اساسی برای سپهر سیاسی آینده متاثر از فعالیت نیروهای اصولگرا این است که از میان خودی‌ها (تایید شدگان شورای نگهبان) چه گروه‌هایی در حال قدرت گرفتن هستند؛ پایداری‌ها، احمدی‌نژادها، عدالت خواهان، قالیبافی‌ها؟ پرسش مهمتر تعیین کردن گروه‌های حامی و لابی‌های هر کدام از این نیروهاست و تعیین نسبت‌شان با سه پایگاه‌ روحانیون، مداحان و نظامی‌ها. این اختلافات از فردای روز برگزاری انتخابات دوباره خودش را در زمان تشکیل فراکسیون‌ها و در انتخاب ریاست مجلس نشان خواهد داد. اگر انتخابات به دور دوم برود (29 فروردین) افراد خودی که از بازی بیرون مانده اند به انتقاد از نتایج می‌پردازند، اما قضاوت در مورد اینکه در مجلس یازدهم چه کسی بازی گردان اصلی است هنوز زود است.6- پرسش تکراری برای جماعتی که به دنبال عدالت و حقوق شهروندی هستند و نامزدی در میان گزنیه‌های غربال شده آنها را نمایندگی نمی‌کند این است چه برخوردی با صندوق‌های رای روز جمعه عاقلانه است؟  به گمان من موضوع همیشگی در مرکز این بحث‌ها یعنی میزان مشارکت رای دهندگان و تاثیر آن فیصله یافته است! میزان مشارکت در ده دوره گذشته بین ۵۱ تا ۷۱ درصد واجدین شرایط در کل کشور بوده است چند نظرسنجی‌ (غیراینترنتی) میزان تمایل به مشارکت در سطح کشور را پایین تر از 50 درصد و در شهر تهران زیر 40 درصد برآورد کرده‌اند. میزان مشارکت رای دهندگان در شهر تهران در ده دوره گذشته بین ۳۱ تا ۶۲ درصد بوده است به نظر در این دوره هم این روال که مشارکتِ تهران پایین‌تر از مشارکت کشوری است برقرار باشد با در نظر گرفتن مجموع مشاهدات و شرایط این احتمال بعید نیست که آمار مشارکت حدود پنج درصد پایین‌تر از کف تاریخی باشد یعنی در کشور ۴۶ درصد و در شهر تهران ۲۶ درصد واجدین شرایط در انتخابات مشارکت کنند.  با این وجود پاسخ این پرسش که آیا کم شدن میزان مشارکت به شورای نگهبان این پیام را می‌رساند که باید همه را بازی بدهند و  حداقل دایره را باز کنند منفی است، اگر قرار به افزایش مشارکت بود  تجربه نشان میداد که تایید صلاحیت علی مطهری به تنهایی می‌توانست چند درصد مشارکت را درشهر تهران افزایش دهد.پایین آمدن آمار مشارکت، وحدت و انسجام ملت را در شرایط سخت تحریم ضعیف می‌کند پیامدی که دلسوزان ایران را آزار می‌دهد و شوربختانه در این شرایط کاری نمی‌توانند بکنند. فرصت گذار به دموکراسی برای کشوری که جامعه جوانش به میانسالی می‌رود سپری می‌شود و رقابت با کشورهای پیشتاز منطقه‌ای و جامعه جهانی بدون یک عزم ملی برآمده از انتخابات تضمین شده با مشارکت عموم جامعه شدنی نیست. در مورد مبارزه با فساد هم به همین شکل تا زمانی که نامزدها امکان رقابت آزاد در توده جامعه نداشته باشند مجال نقد و مقایسه و حساب کشی فراهم نمی‌شود. پرونده انتخابات یازدهم خیلی زود بی چک و چانه بسته شد، حوادث پاییز و زمستان امسال با حذف گسترده و تمام عیار نامزدهای غیرخودی کامل شد. معدودی را نگه داشته‌اند که حتی نمی‌توانند جمیعتی را ترغیب به رای دادن کنند و به فرض که تک و توک و پراکنده به مجلس برسند عاجز از تشکیل اقلیتی منسجم در مجلس هستند در واقع نقشی که به این افراد داده شده تکمیل ویترین است. اگر از دید کسی که مزایا و معایب یک تصمیم را سبک و سنگین می‌کند نگاه کنیم؛ به فرض که چنین شخصی هیچ هزینه‌ای برای اقناع خود و اطرفیان از جهت عزت نفس در انتخاب در نظر نگیرد، و به فرض که فایده رای دادن را حتی در حد یک تغییر مثبت کوچک قبول داشته باشد، چگونه خود را قانع به مشارکت کند وقتی قواعد بازی انتخاب چنان محدود شده است که «منطق انتخاب میان بد و بدتر» هم شانس پیروزی ندارد! چگونه خود را قانع کند وقتی تجربه‌های اخیر به وضوح نشان داده است که سرمایه اجتماعی منتخبانی وعده دروغ می‌دهند و از انجام آن ناتوانند و حتی در اعلام این ناتوانی‌شان هم صادق نیستند دود می‍شود. </description>
                <category>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</category>
                <author>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 03:09:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مه‌دود</title>
                <link>https://virgool.io/@CreatingFuture/mahdood-ay8szgdutiyz</link>
                <description> اگر آلودگی هوای تهران انقدر شدید نبود، که رغبت نکنم از پشت میز کارم قدم توی خیابان بگذارم این متن را شروع نمیکردم، صاف صفحه #ویرگول را آورده‌ام و حرفها با فشار کلیدها پشت سر هم خط می‌شوند، میدانم اگر سراغ کاغذ یا  وُرد بروم از بازگویی مطلبی که دردآور است -با این همه حرفهای نزده در این آذر ماه- فرار می‌کنم. آذر برای من یعنی یک دایره بیشتر دور تنه‌ی درخت زندگی و همین یعنی هاله‌ای از فکرهای دلتنگ‌کننده برای روزهای حوالی تولدم اما الان نمیخواستم راجع به عمر بنویسم. میخواهم راجع به اکنون بنویسم تا این «تاری» خفه کننده و همه گیر از اکنون قدری سترده شود.  میخواهم از حس‌های این روزها بگویم از چیزی که در فضا استشمام می‌کنم؛ آمیزه‌ای متراکم از «بغض» و «خشم» و «عجز». سه صفتی که با کمی وسواس انتخابشان کرده‌ام، این سه احساس را به خودم نسبت نمی‌دهم بلکه این دریافتم از احساسات جامعه است. آگاهم در مورد پدیده‌ای حرف می‌زنم که بین‌الاذهانی و در عین حال نادیدنی است و میدانم که برداشت‌ها تا حد زیادی متاثر از فضای فردی هر نفر هست، اما چون در وقایع #آبان98 در ایران زندگی کرده‌ام و خبرها را به هر نحو ممکن دنبال کرده‌ام و از طرفی چون مستقیما در وسط معرکه نبودم همزمان رابطه نزدیکِ و دوری را تجربه کرده‌ام که حداقل میتوانم دریافت‌هایم را در با دیگران در میان بگذارم.  دور-و-نزدیک جنس تجربه‌ی اخیر دیگری هم بود؛ در 10 روزِ قطع #اینترنت از خوش‌اقبالی دوستی با چند آدم شبکه‌کارِ کاربلد در اغلب اوقات دسترسی نیم‌بندی به اینترنت از طریق وی.پی.ان ها برایم باقی مانده بود، همان روزها احساس تنهایی و انزوای غریبی به جانم رخنه کرد، موقعی که «ما» خودمان مهمترین «خبر» بودیم و در عین حال در سیاهچاله بی‌خبری بلعیده شده بودیم، به اعتقاد من از همان روز #تاری شدت گرفت و جامعه در خلأ و شوک یکباره آن روزها گرفتارتر شد من برای تسلی به خودم میگفتم «تو گروگان نیستی تو شاهدی!» از روی ساعت چیزی حدود 15 دقیقه وقت دارم، چقدر خوب می‌شود اگر از خلال این متن حرفم را بزنم، هر چند تا همینجا فهمیده‌ام که در یک نوشته شانسی ندارم که ببینم چه شده است، ایده‌ها برای خودم شفاف نیستند اما چیزی را احساس می‎‎کنم و تقلا می‌کنم که آن را بازگو کنم... #وارونگی شدید هوا چند روز قبل این جرقه را در ذهنم زد که توییت کردم: https://twitter.com/mdmafa/status/1200489309087899649 حالا این هوای پر غبارِ دودآلود و مه‌گرفته و سنگین فکرم را به #تاری میبرد، فکر می‌کنم میشود حول این واژه حرف زد، درنگ کرد و با دوستان گفتگو کرد، «ما» اکنون توی تاری گیر‌ کرده‌ایم، نمی‌دانیم این وضعیت چقدر طول می‌کشد، نمی‌دانیم چند روز جلوتر و از یک زاویه دید متفاوت چه چیزهایی در افق نمایان می‌شود نمی‌توانیم نبض پیکره‌ی اجتماع را در این دیدِ کم بگیریم، فقط میتوانیم از حس‌هایمان بگوییم - مانند همان سه حس بغض و خشم و عجز- نه برای اینکه هراسان بشویم بلکه برای اینکه وضعیت را بفهمیم در همین هوای گلوگیر. (توی پرانتر بگویم چند روز قبل از داروخانه دو اسپری اکسیژن خریدم و هر از گاهی خودم را به چند پیس اکسیژن خالص و چند نفس عمیق پشتِ هم مهمان میکنم، کاری که الان برای استراحت انجام دادم) واژه‌های شومی به سرم میزنند  آن‌ها را پنهان نمیکنم، وضعیت‌هایی مترادف با «احتضار»، «انفجار» و «انقراض» در خلال اینها تقلا میکنم در جستجوی امید و آسمانِ آبی، راستش باید بدانید در زندگی خودم نا امید نیستم، در همین روزهای آلوده چندین بار سوار تله کابین شده‌ام و وقتی به آسمانِ آبی ایستگاه هفت رسیده‌ام بالای سر همین تهرانِ تار آینده دیگری را ملاقات کرده‌ام. اما فی‌المثل همین #آلودگی_هوا عجز و استیصال و ناتوانی جامعه‌ را در نجات از این هوای مسموم چرنوبیلی نمایان می‌کند، سناریوی انقراض در همین خلال نمایان می‌شود چیزی مانند مه‌دودِ بزرگ لندن که روزهای پنجم تا نهم دسامبر 1952 اتفاق افتاد و جان چهار هزار شهروند لندنی را گرفت.وقتم تمام شد اما به زودی دنباله این مطلب را مینویسم تا بر ترس و وسواس و تنبلی ننوشتن غلبه کنم.    </description>
                <category>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</category>
                <author>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 19:34:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به وقتِ سیل</title>
                <link>https://virgool.io/@CreatingFuture/%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA%D9%90-%D8%B3%DB%8C%D9%84-xrzzoo5uiodg</link>
                <description>یا تعطیلاتِ عیدِ خود را چگونه گذراندید؟ 1- تعطیلات نوروز امسال برنامه ریخته بودم چند شهر بیرون از ایران را ببینم، دو سه روزمانده به عید معلوم شد که آن برنامه جورنمیشود. آخرین روز اسفند و چند روز اول سال جدید را در خیابانهای خلوت و هوای دلپذیر تهران گشت زدم، عیددیدنی رفقا، کافه رفتن، فیلم دیدن، و گاهی هم چند صفحه از کتابی که برای عید کنار گذاشته بودم خواندم.  روز چهارم عید بود گمانم، رفتیم به فریدونشهر، سه روز هم آنجا کنار خانواده و آشنایان بودیم در هوای بارانی و بهاری شمال.برگشتیم خانه، آن دو روز که تعطیل نبود را رفتم سرکار، پنجره‌ را که معمولا به خاطر شلوغی خیابان ولیعصر بسته نگاه میدارم باز کردم، با چند همکاری که آمده بودند گپ زدیم و تبریک سال نو. بعد برای تطعیلی‌های سیزده بدر دو سه روز با جمع دوستان همراه شدم به سفر اصفهان و بعد دوباره برگشت به خانه (پایتخت) جمعه آخرین روز هم استراحت مطلق و صبح هفدهم شروع سال جدید.در همه ساعت‌ها خبرهای سیل و هواشناسی را پیگری میکردم با اطرفیانم حرف میزدم، چند تا تلفن هم به آدمهایی که نزدیک حادثه بودند زدم. ولی سیل بیشتر از این زندگیِ منِ طبقه‌-متوسطِ پایتخت نشین را تحت‌ تاثیر قرار نداد، خوردنی‌های متنوع و معاشرت‌های نوروزی. خلاصه کنم عیدِ نود و هشت را همانطور گذراندم که بدونِ وجود سیل میگذراندم.2-اما دیدم و شنیدم: خبرنگارهایی که با سیل از این شهر به آن شهر رفتند، امدادگر‌های هلال احمر، سربازها نیروهای نظامی، دواطلب‌های جمعیت امام علی، گروه‌‌های جهادی، موکب‌های هیات‌ها، داوطلبین بسیج، گروه‌های کوهنوردی، راننده‌های آفرودی و گروه‌های دانشجویی را که عیدشان را به یاری رساندن گذارندند؛ مواجه با خطر، بی‌خواب و غذا، با پاچه‌های لباسهای خیس وگلی در هوای سرد، کنار مردم محلی آق‌قلا، گمیشان، پلدختر، معمولان، شیراز، حمیدیه، سوسنگرد حتی بودند آنهایی هر کجا سیل رفت آنها هم رفتند برای کمک به گلستان وبعد لرستان سپس خوزستان. از خلال عکس‌ها و فیلم‌ها بار‌ها گریه کرده‌ ام، از روی غرور و افتخار و گاهی احساس شرمساری، بعضی صحنه‌ها را اول بار با بیم و امید تماشا کردیم که آخر موقعیت خطیر چه‌ می‌شود؟ ویدیو ها: تصویر روستایی که خودش را حفظ کرده در میان سیل ها، تصویر کمک خلبان هلال احمر که سرش شکسته، تصویر مردم روستایی که به هم سنگ میزنند، تصویر یزله خوانی مردم خوزستان بعد از زدن سیلبند، تصویر پژویی که معجزه آسا وقتی جاده آسفالت زیرش فرو می‌ریزد توی سیلاب جان در میبرد، سرهنگی که زانو میزند تا مردم به عنوان پله روی او پا بگذارند و سوار بشوند، تصویر غافلگیر کننده سُرخوردن خودروها در جاده سر بالایی دوازه قرآن، یا تصویر روحانی‌ جوانی که شیخ سالخورده‌ای را به دوشش میبرد که بنا بر قراین از دو مذهب مختلف هستند،  قالیشویی رایگان در شیراز، تصویر زنانی که نان درست میکنند، قصه‌گوهایی که کودکان را جمع کرده‌اند و براشان کتاب می‌خوانند، امدادگران که با چکمه لباس از خستگی روی زمین سخت و سرد خوابشان برده.لرستان، فروردین 98، عکاس: باران حمیدی 3-خبرهای سیل را اغلب از توییتر دنبال می‌کنم، ترکیبی از خبرنگارها، کارشناسان حوزه آب، اقلیم شناس‌ها، مهندسان عمران و سد سازی، نیروهای دواطلب و افراد محلی موثق و البته جمعیت هلال‌احمر.  با خواندن وقایع و کنار هم گذاشتن تصاویر، یک «روایت» از سیل، بارش‌ها، رودها و سدها و شهرها و روستاهای سیل زده، و سیل زدگان یا آنها که به خاطر تهدید سیل آواره شدند در ذهنم شکل گرفته است، هر کدام از ما روایتِ خودمان را از سیل داریم روایتی که گاهی به یک اطلاع جدید تغییر می‌کند، این روایت‌تلاش ما برای فهم رسیدن به حقیقت هستند.در همین کلنجار برای فهم حقیقت و تفسیر فکت‌هاست که مقایسه‌های مکانی: مثلا در کشور ژاپن سیل چقدرخسارت داشته (رییس دولت، وزیر کشور و وزیر نیرو از این مثال استفاده کردند)، مقایسه های زمانی: دولت فعلی و دولت‌های قبلی و آنکه رایج‌تر است مقایسه پیش و پس از بهمن 57 ، مثلا توسعه شمال کشور چطور بوده یا زلزله طبس را دولت وقت چطور مدیریت کرد.مقایسه میان نهادهای دولتی و عمومی برآمده از انتخاب صندوق رای و نهادی حاکمیتی انتصابی هم گاهی انجام می‌شود.و بزرگترین شکاف- شکاف میان دولت و ملت است، چنان بزرگ است که اغلب نادیده می‌ماند و در مقایسه‌ها هم جایی نمی‌گیرد به این معنی که موقع کشف تقصیر یکی بپرسد ملت (مردم) در فعالیت‌های معیشتی و و عادت‌ها زیست‌شان چطور میتوانند تاثیر بر وضع پیش آمده داشته باشند جای د سمت ملت ماجرا هم باید گفته شود، در تعرض به طبیعت و حریم رودها و جنگل، در میل به ویلا سازی و جاده کشی و چوب بری، چوب خری و در یک کلام مصرف کردن منابع سرزمین.روندهایی هم که شکاف ملت-ملت را نمایش می‌دهد؛ تنش های بخشی است در مورد استانهای همجوار از جهت منابع آب، مانند خوزستان و اصفهان این بار دعوا این است که چرا آب سیل در اصفهان نیست، یا اینکه مثلا ادعا می‌شد به سیل‌زده‌های لرستان بی توجهی شده در مقایسه با گلستان.در مورد کمک‌های بین المللی به سیلزدهای کشور با حوادث مشابه در جهان هم مقایسه می‌شود و این سوال که چرا کمک‌ها کم هست مطرح بود.برگردم به آن که این تلاش‌ها  برای رسیدن به یک «روایت»، بسته به پیشینه ذهنی افرادو فکت‌های در دسترس میتواند افراد را به نظرگاه‌های متفاوت و متضادی برساند، ممکن است به لحظ سیاسی نگاه‌مان درست یا غلط باشد اما این از آن مواقعی است به لحاظ احساسی باید نگاه‌مان صحیح باشد. و یک معیار انسانی برای صحت احساسی وجود دارد: دلسوز مردمان(جان‌ انسان‌ها و موجودات زنده) باشیم و همینطور دغدغه ایران، و به تعبیری وطن خانه مشترک مان را داشته باشیم.  4-خوزستان: تصویری که به تاریخ 19 منتشر شده و وضعیت دبی آب رودخانه های بالادست و پایین‌دست سدها و ظرفیت مخازنشان را نشان می‌دهد را به عنوان وضعیت موجود بگیرید، به طور خلاصه تقریبا این سد‌ها پر شده‌اند پیش بینی های هواشناسی اردیبهشت پر باران را پیش‌بینی می‌کنند اما به طور مشخص آخر این هفته و اوایل هفته بعد بارندگی‌های شدید در بعضی نقاط داریم، که در خوزستان یعنی چاره‌ای نیست مگر بارندگی‌ها به پایین‌دست سدها منتقل شود.و با گذشت روزهای اول بهار افزایش دما و آب شدن ذخایر برف که مطابق تصویرهای ماهواره‌ای حجم‌ زیادی دارد، دبی آب ورودی به سدهای خوزستان افزایش می‌یابد.  توجه داشته باشیم که پهنه خوزستان تامین کننده: بخش بسیار مهمی از منابع آبی، منابع کشاورزی و منابع نفتی ایران است. برای جلوگیری از خطرات برای مدتی جمعیت زیادی باید جا به جا شوند، در شرایطی که شهرهای زیادی از خوزستان دشت است و مسطح، خسارات مالی زیاد بوده وبیشتر هم خواهد شد، اما خسارات جانی کم بوده و باید تلاش کرد تا جان‌ها حفظ شوند.5- آگاهی عمومی را بالا ببرید: الف) آگاهی رسانی به مردم با توجه به اطلاعات رودخانه‌ها و سدها، پیش‌بینی‌های هواشناسی از بارش و تغییرات دما و مطالبه شفافیت تصمیم ها را داشته باشید، تماس با آشنایان و دوستانتان در محل داشته باشیدب) سکوت کنید اگر جز این چهار گروه نیستید و نمیخواهید باشید: افراد که گوشت و پوست و خانه و کاشانه و مالشان درگیر سیل است، افرادی که در وسط میدان هستند یعنی مسولان و مدیران و گروه های امدادگر و داوطلب، افرادی که از محل سیل‌ها دور هستند اما درگیر تامین و رفع نیازهای‌ سیل زدگان هستند، افرادی که مطالعه گسترده و تفکر نقادانه دارند و خیرخواهانه برای ایران نقدهایشان را منتشر میکنند ج) تقویت گروه های اجتماعی با تنوع و تکثرشان: (رجوع به نوشته آرمان ذاکری)د) ترویج کنشگری خوب: ماننده دعوت از پزشکان برای رفتن به مناطق و تقدیر از آنهایی که میروند و قوت میگذارند، و نظیر همین برای دیگر تخصص ها.ه) قدر شناس کسانی که در میدان هستند باشید و این تشکر را به آنها برسانید و) حمایت از هلال احمر به عنوان نوک پیکان امداد و نجات کشورز) پیگیری و تطلاش برای بالا بردن مشارکت های بین المللی و سازمانهای با توییت کردن گذاشتن عکس ها و مخاطب قراردادن میتواند یک کمپین باشدح) به یک یا چند گروه بنابر سلیقه خودتان وصل شوید، کار تیمی را تمرین کنیدط) در پول دادن میتوانید به چند روش کمک کنید، مبلغ کم باشد اما مشارکت شما در ترویج این رفتار موثر است.ی)دولت و سیاستگذاری عمومی و توسعه پایدار را تقویت کنید:ک) تقویت رفتارهای بخردانه بدنه کارشناسی: کارشناسان سد و مدیریت آب و اقیلم شناسان، محیط زیستی‌ها، مدیران اجرایی در اسکان، تامین غذا...ل) و دسته بندی اطلاعات و تصمیم گیریها برای اینکه بعدا به آنها رجوع شود: بهره‌برداری سد نحوه تخلیه، عدم لایروبی، ساختن جاده و ساختمان در مسیر سیلاب . در پایان بعد از گذشت این بحران‌ها: شادی این که در چند روز بسیاری از تالاب‌ها و رودهای و دریاچه‌هایی که هر بار خبر خشک شدن‌ و از بین رفتنشان در این سالها آمده بود، خبر ایحیا، پر شدن یا سرریز شدنشان آمد، احترام بگذاریم به طبیعت سرزمین و حق سایر موجودات زنده و همین طور فرزندان‌مان و نسل‌های آینده.در پایان، ما هر سال اردیبهشت‌ها آخر هفته یا روز تطیل به سفر طبیعت می‌رویم، شعارمان این بوده «این فصل را با من بخوان» حالا در اولین هفته میخواهیم در همین زمان کم دو روزه یه یکی از مناطق سیلزده برویم، تا هموطن‌های آسیب دیده را ببینم دمی کنارشان باشیم و از فضای بی نظیر مهربانی گروه های دواطلب بهره ببریم.  </description>
                <category>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</category>
                <author>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</author>
                <pubDate>Wed, 10 Apr 2019 03:26:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«رویای یک ملت روی دوش من است»</title>
                <link>https://virgool.io/@CreatingFuture/dream-iran-world-cup-zp7qyb38xnts</link>
                <description>  توپ روی نقطه کُرنره، دقیقه 95 بازی ایران و مراکش هست.. شوت روی دروازه.. و گل! کی گُل زد..نمیدونم ولی مطمینا توپ از خط رد شد و تور دروازه تکون خورد - وقت اضافه تمومه، میدونیم بُردیم - همه بالا و پایین می‌پریم،عربده می‌کشیم و برای یک دقیقه اصلا توی اتاق نیستیم.   روزهای بعد، چند ساعت را برای دیدنِ همین چند ثانیه‌ی تعلیقِ توپ از نقطه‌ی کُرنر تا برخوردش به تورِ دروازه و شادیِ بعد از گل، وقت گذاشتم. زمان کِش آمده بود، توی تایم لاین توییتر، اینستاگرام و تلگرام  عقب عقب رفتم، عکس‌ها و فیلم‌های جشنِ توی خیابان‌ها،از هر جایِ ایران، از شادی و اضطراب ایرانیهای پراکنده روی جاهای مختلف زمین را تماشا کردم، عقبتر میروم میرسم به شاد‌یهای‌ لحظه‌ی گل، در خانه ها، کافه ها، پارک‌ها و سینماها، زمانی که صورت‌ها کش آمده و چشم‌ها ازهیجان برجسته،تماشاچی‌هایی که توی هوا هستند، فریاد می‌زنند، دور خودشان می‌دوند..همدیگر را بغل کرده‌اند، از ته جانشان خندیده‌اند و چشمانمان خیس شده و نگاه‌هایشان برق می‌زند. در ثانیه ای در دقیقه 95 که ما را به هم جوش داده است...    قبل از زدن سوتِ شروعِ بازی ایران-مراکش، قبل یعنی از آن لحظه‌ای که قرعه‌مان با پرتغال و اسپانیا در یک گروه درآمد، نا امیدی با شکلی جزمی که تیم ما کجا و این حریفان قدر کجا شکل گرفت، تحلیلگرها و فوتبال بین‌های حرفه‌ای  چنین گفتند و فکرشان همه‌گیر شد. و بله! لحظه ای که بچه‌ها رویِ خطِ وسطِ زمین ایستادند و بازی با هجوم مراکش به سمت دروازه‌ی ما آغاز شد.. باور جمعی نداشتیم که میتوانیم ببریم، این احتمال را نمیدادیم که از گروه صعود کنیم، اما پس از آن گل دقیقه 95  که مراکش خورد، یکدفعه چیزی در وجودمان کاشته شد، چند ساعت بعدتر که دو تیمِ دیگرِ همگروهمان؛ اسپانیا و پرتغال بازیشان مساوی شد، در گروه ب در صدر نشستیم و آن چیز در وجودمان جوانه زد. قبل از بازی اول فراموش کرده بودیم که فوتبال برای این زیباست که تماشاچی‌هایش را غافلگیر می‌کند، یک لحظه چیزی اتفاق می‌افتد که در شبیه‌سازی‌ها و پیش‌بینی‌ها وجود نداشته! در بازی با اسپانیا از آنچه توقع داشتیم بهتر بازی کردیم،گلی که خوردیم یک اتفاق بود و در دقیقه 74 گل زدیم چند ثانیه بعد با معلوم شدن خطایِ آفساید، گلِ مردود اعلام شد. ما زودتر به هوا پریده بودیم برای چند ثانیه خیال ما پرواز کرد، چون آن توپ از خطِ دروازه اسپانیا رد شد طلسم نام بزرگ اسپانیا در آن لحظه باطل شد، آن جزمیتِ صعود نکردن از گروه، یک ترکِ بزرگ دیگر خورد. پس ما میتوانستیم با اسپانیا برابر بازی کنیم.آن چیزی که در دلهامان کاشته شده بود و جوانه زده بود باز هم در تمام 90 دقیقه بازی با اسپانیا با سرعت رشد کرد و قد کشید.فضای بیرونی خانه هنرمندان- شهروندان در حال تماشای بازی ایران و اسپانیاحالا امشب با پرتغال بازی داریم، یک امید همه گیر وجود دارد که پرتغال را ببریم، میدانیم ممکن است، به رغم اینکه از بهترین فوتبالیست‌های تاریخ در آماده‌ترین وضعش تویِ تیم روبرویمان بازی می‌کند. کارلوس کیروش در مصاحبه بلافاصله بعد از بازی با اسپانیا این عبارات را گفت: «رویای ما هنوز صعود به مرحله بعد است. می‌دانیم سخت است اما ما می‌خواهیم به دور بعد برویم، ما برای این به اینجا آمده‌ایم.» [1]کیروش در مصاحبه بعد از تمرینِ تیم ملی در روز شنبه می‌گوید: «... ما این حق را کسب کردیم که با تلاش بتوانیم به این مرحله برسیم. قبل از آمدن‌مان به روسیه کسی این رویا را برای ما متصور نمی‌شد، اما ما با بازی‌هایمان باعث شدیم تا این رویا همچنان زنده بماند.... رویای یک ملت خیلی وقت است روی دوشِ من است و وظیفه من این است که بتوانم این رویا را به واقعیت تبدیل کنم. خیلی وقت است ما برای این رویا می‌جنگیم، برنامه‌ریزی کردیم تا به اهدافمان برسیم.... متأسفانه روزهایی که از دست دادیم را نمی‌توانیم دوباره به دست بیاوریم و متأسفانه حافظه من بسیار قوی است و همه چیز یادم هست، ولی الان تمرکزم بیشتر برای بازی با پرتغال است...»[2]در این مصاحبه کارلوس کیروش نام آن چیز را صدا میزند، آنچه در دقیقه 95 بازی اول در دل ما پیدایش شد و همه این روزها بزرگتر شد، ما رویایی داریم، کیروش چقدر خوب نامش را میداند وقتی می‌گوید «ما با بازی‌هایمان باعث شدیم تا این رویا همچنان زنده بماند» و کیروش چقدر خوب میشناسدش وقتی دو روز بعد دوباره تکرار می‌کند « رویای یک ملت خیلی وقت است روی شانه‌های من است.» خیال بزرگترین سرمایه‌‌ی آدم است... امید یعنی مسیری برای رسیدن به رویا وجود دارد، امید و رویا دو روی یک سکه‌اند، در فقدانِ یکی آن دیگری هم وجود ندارد برای رویا داشتن باید خیال پروراند،  -نتیجه واقعیِ بازی ایران-پرتغال هر چه که باشد- ما حالا می‌توانیم تخیل کنیم که ایران، پرتغال را ببرد و در مرحله 1/16 هم با یکی از دو تیم اروگویه یا روسیه بازی کنیم، و حتی روسیه میزبان را هم ببریم و  به مرحله 1/8 برسیم. تذکر: می‌دانم اگر قاعده اول در فوتبال غافگیری باشد حتما قاعده دوم این است که در بلند مدت و طی چند دفعه غافلگیری وجود ندارد و آن تیمی در جایگاه بالاتر می ایستد که بهتر است. جنبه دیگری از رویاها: خاطره‌ها هستند، آن لحظاتِ مشترک، چون بزرگترینِ رویاها جمعی هستند و به همه تعلق دارند .لحظه ای که ما شدیم، شبیه هم شدیم، یکی شدیم، مثلِ لحظه تحویلِ سالِ نو. گاهی چیزی بیرونِ ما، مثل فوتبال میانجی است تا آیینه باشد تا خودمان را ببینیم، خارج از آن مربع سبز و بیرون از آن 90 دقیقه. ملت ما در دوره ای خطیر از حیات جمعیش هست، آزرده و آسیب‌پذیز. خاطره هامان را روی متعصب ترین سلول های حافظه مان حک کنیم، زمانی که کنار سه رنگِ پرچم قرار گرفتیم.یکی از روستاهای سر پل ذهاب، کودکان بازی ایران و مراکش را از تلویزیون پشت ماشین روی یکی از گروها دواطب کمک تماشا میکنند  ششمین جامِ جهانی است هیچ وقت انقدر به صعود نزدیک نبوده‌ایم، مربی و تیمی داریم که میدانند رویای یک ملت روی دوششان است، ما ملتی هستیم که رویایی داریم، ما میتوانیم این جمله های فوق العاده را مرورکنیم و فقط چند کلمه‌ی جدید در آن بگذاریم: رویای ما هنوز صعود به مرحله بعد {روزهای بهتر} است. می‌دانیم سخت است اما ما می‌خواهیم به دور بعد {روزهای بهتر برسیم} برویم، ما برای این به اینجا {این جهان؛ ایران؛ وطن مان} آمده‌ایم، ما حالا یک قاب خوب داریم. در شروع تنها هستیم هر کدام با خویشتنِ خودمان که باید چیزی را برای بهتر کردن انتخاب کنیم، در آن موقعیت تکرار کنیم: رویای یک ملت روی دوش من است.   پانوشت: نیم ساعت مانده به شروع بازی ایران و پرتغال منتشر شد.[1] irna.ir/fa/News/82948373[2] https://bit.ly/2KgihVG</description>
                <category>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</category>
                <author>محمد (مرا به نام کوچکم صدا بزن)</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jun 2018 22:04:48 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>