<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد حیدرزاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Darafsh</link>
        <description>مدیر ‎‎‎‎‎‎‎ویکی‌پدیای فارسی هستم، در دانشگاه تهران تاریخِ ایرانِ باستان می‌خوانم، عکاسی می‌کنم و سفر می‌روم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 06:54:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/92026/avatar/aQ0mCE.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد حیدرزاده</title>
            <link>https://virgool.io/@Darafsh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سفر زمینی به ارمنستان</title>
                <link>https://virgool.io/@Darafsh/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-htulnovryovd</link>
                <description>در امرداد ۱۴۰۰ قرار شد برای انجام کارهای مرتبط با مهاجرت به ارمنستان سفر کنیم، پس از مقایسهٔ مزایا و معایب انواع مختلف مسافرت، سفر زمینی با خودروی شخصی را انتخاب کردیم. از آن‌جایی که در زمان بررسی، هیچ مرجعی پیدا نکردیم، تصمیم گرفتم اطلاعات مرتبط را در اینجا بنویسم تا شاید راهگشای کسان دیگری باشد.۱. کابوتاژ:اولین مرحله برای خروج خودروی شخصی از مرز، انجام کابوتاژ است که در ایران به آن کاپوتاژ می‌گویند. برای انجام این کار باید به یکی از ادارات گمرک مراجعه کنید. ما در تهران به گمرک غرب مراجعه کردیم (آدرس). مدارک لازم برای انجام کابوتاژ هم عبارتند از مدارک شناسایی مالک خودرو، کارت ماشین، برگ سبز، و سند. کل پروسهٔ کابوتاژ برای ما حدود ۴ ساعت طول کشید و مبلغش هم ۲۰۰ هزار تومان شد.۲. پلاک و گواهینامهٔ بین‌المللی:در این مرحله باید به کانون جهان‌گردی و اتومبیل‌رانی در خیابان آزادی مراجعه کنید (آدرس). در اینجا باید پلاک‌های ترانزیت را تهیه کنید و کارت ماشین و گواهینامه‌تان را نیز به انگلیسی تغییر دهید. هزینهٔ پلاک‌ها و کارت ماشین ۶۷۰ هزار تومان و تبدیل گواهینامهٔ راننده نیز ۱۲۰ هزار تومان هزینه دارد.توجه کنید که اگر مالک ماشین همراه شما سفر نمی‌کند، حتماً باید با حضور در یک دفترخانهٔ اسناد رسمی، به یکی از مسافران وکالت دهد، در غیر اینصورت در هنگام خروج از مرز اجازهٔ خروج داده نمی‌شود.۳. عوارض خروج بنزین:در هنگام خروج از مرز، با توجه به میزان گنجایش باک بنزین ماشین‌تان، باید مابه‌التفاوت نرخ بنزین در ایران و خارج را بپردازید، در نتیجه حتماً باک خود را در آخرین پمپ بنزین ایران پر کنید چون مبنای تعیین هزینهٔ عوارض خروج بنزین، مقدار بنزین موجود در باک شما نیست، بلکه حجم باک خودرو ملاک است. قیمت عوارض خروج بنزین متغیر است، و براساس نرخ ارز تعیین می‌شود. در روزی که ما از مرز رد شدیم، نرخ ۱۶۷۰۰ تومان بابت هر لیتر بود و چون ظرفیت باک ما ۵۰ لیتر بود، حدود ۸۳۰ هزار تومان پرداخت کردیم.۴. هزینه‌های قسمت ارمنستان:بعد از گذر از مرز ایران و ورود به ارمنستان، باز هم باید هزینه کنید :) یکی از این هزینه‌ها همان کابوتاژ است که گمرک ارمنستان بابت کابوتاژ خودرو از شما ۱۰۰۰۰ درام (معادل حدود ۵۰۰ هزار تومان) دریافت می‌کند. در این مرحله به کارت ماشین بین‌المللی شما نیاز است، حتماً آن را در دم دست بگذارید.پس از آن، برای ورود به ارمنستان می‌توانید ماشین‌تان را بیمه کنید. توجه کنید که بیمه‌کردن اجباری نیست و بدون بیمه هم می‌توانید وارد ارمنستان شوید، اما چون هزینهٔ آن زیاد نیست حتماً نسبت به انجام بیمه هم اقدام کنید. هزینهٔ بیمه بستگی به نوع خودرو (سواری، باری، کامیون) و مدت زمان بیمه دارد۷ مثلاً ما برای یک خودروی سواری به مدت ۱ ماه ۱۰۰۰۰ درام (۵۰۰ هزار تومان) پرداخت کردیم. بیمهٔ ۷ روزه و ۱۴ روزه نیز وجود دارد و در صورتی که مدت زمان حضور شما به هر دلیلی در ارمنستان بیش‌تر از برآورد اولیه طول کشید، می‌توانید در سطح شهر ایروان نیز بیمهٔ جدید را خریداری کنید.در مورد چالش‌های رانندگی و مسیریابی در ایران و ارمنستان، و همینطور نکات سودمند در گذر از مرز، در پست دیگری مفصل توضیح خواهم داد.</description>
                <category>محمد حیدرزاده</category>
                <author>محمد حیدرزاده</author>
                <pubDate>Mon, 16 Aug 2021 17:43:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«تنهاترین خانهٔ جهان» کجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Darafsh/elli%C3%B0aey-gvlmqb3bjrmu</link>
                <description>تنهاترین خانهٔ جهاندر قسمت جنوبی ایسلند، چند جزیرهٔ کوچک وجود دارند که اکثر آن‌ها خالی از سکنه‌اند، اما یکی از آن‌ها به‌طور ویژه‌ای مشهور شده‌است: جزیرهٔ کوچکی به‌نام اتلیثای. دلیل شهرت این جزیره، وجود خانه‌ای بزرگ در وسط آن است که آن را «تنهاترین خانهٔ جهان» لقب داده‌اند و باعث شده تا داستان‌هایی دربارهٔ علت وجود این خانه در جزیره‌ای متروک شکل بگیرد. در این نوشته به پیشینه و چرایی وجود این خانه در این جزیرهٔ دورافتاده می‌پردازم.تاریخچهاین خانه در دههٔ ۱۹۳۰ توسط پنج خانواده‌ای که به‌طور دائم در این جزیره زندگی می‌کردند ساخته‌شد. این خانواده‌ها از طریق ماهی‌گیری و شکار پرنده‌ها گذران زندگی می‌کردند. دربارهٔ این خانواده‌ها اطلاعات زیادی در دست نیست زیرا بسیار منزوی بودند و تلاش داشتند تا با دیگران ارتباط برقرار نکنند و مشخص نیست که چرا این جزیره را برای سکونت انتخاب کردند.این جزیره به‌همراه ۱۷ جزیرهٔ دیگر مجمع‌الجزایر وستمن را تشکیل می‌دهند و از آن‌جایی که این جزایر پوشش گیاهی فقیری دارند و فاقد هر نوع عارضهٔ طبیعی نیز هستند، هیچ‌گاه ساکن دائمی نداشته‌اند. تا دههٔ ۱۹۷۰ تنها ماهیگیران به این جزایر سر می‌زدند و برای مدت کوتاه در آن اقامت می‌کردند. امروزه تنها ۳ جزیره از این ۱۸ جزیره مسکونی شده‌اند که آن‌ها نیز جمعیت‌های بسیار اندکی دارند.جغرافیامساحت کل جزیرهٔ اتلیثای ۰٫۴۵ کیلومتر مربع است و تنها جانداری که در آن زندگی می‌کند یک نوع پرنده به نام پافین است که در فارسی به آن طوطی دریایی می‌گوییم و گویا گوشت آن نیز لذیذ است. در دههٔ ۱۹۹۰ خانهٔ خالی درون جزیره به خانهٔ شکار تبدیل شد و شکارچیان محلی که در تابستان به جزیره می‌رفتند، از آن برای سرپناه استفاده می‌کردند و چند روزی در آن‌جا می‌ماندند.این خانه فاقد سیستم برق و آب است، با این حال، دارای یک سیستم پیچیده‌است که آب باران را جمع می‌کند و می‌توان از آن برای نوشیدن یا شستشو استفاده کرد. خانه علی‌رغم قدمت و عدم نگهداری، از وضعیت بسیار خوبی برخوردار است.جزیرهٔ اتلیثای و خانهٔ آن.باورهای غلط در مورد خانهباورهای غلط و گوناگونی دربارهٔ این خانهٔ دورافتاده و جزیره‌ای که در آن قرار دارد وجود دارد. از داستان‌های مختلف در مورد مجنون‌بودن گرفته تا خانهٔ یک میلیاردر که در انتظار آخرالزمان زامبی‌هاست! همچنین یکی از باورهای غلطی که در واقع توسط خارجی‌ها تبلیغ شد این بود که این خانه متعلق به بیورک، خوانندهٔ معروف ایسلندی است.این تصور غلط در واقع در سال ۲۰۰۰ ایجاد شد، وقتی که نخست‌وزیر وقت ایسلند، دیوید اودسون، در یکی از سخنرانی‌های عمومی خود اظهار داشت که به بیورک اجازه می‌دهد به صورت رایگان در جزیرهٔ اتلیثای زندگی کند. اما نکته اینجاست که منظور نخست‌وزیر، جزیره‌ای به همین نام در جای دیگری است و این خواننده هرگز این جزیره را خریداری نکرده و خانه‌ای را نیز در آن نساخته است.تا امروز، شکارچیان و ماهی‌گیران از این جزیره و خانهٔ درون آن استفاده می‌کنند  اما هرکسی می‌تواند بدون هیچ هزینه‌ای به جزیره برود و از آن بازدید کند و حتی چند روز در آن‌جا زندگی کند، تنها چیزی که نیاز دارند، یک قایق برای رفتن به آنجاست.</description>
                <category>محمد حیدرزاده</category>
                <author>محمد حیدرزاده</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 15:11:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندر دشواری‌های انتشار مجله</title>
                <link>https://virgool.io/@Darafsh/jp-ivrj2yq1pdni</link>
                <description>متن زیر را به‌مناسبت ۵ سالگی و انتشار بیستمین شمارهٔ مجلهٔ جُندی‌شاپور نوشتم و چون انتشار مجله‌های این‌چنینی دردسرهای بسیاری دارند و معمولاً در همان چند شمارهٔ نخست متوقف می‌شوند، گفتم شاید بد نباشد آن را در اینجا هم بازنشر دهم شاید این اندک تجربه‌ام به کار کسی آمد:ما کار و دکان و پیشه را سوخته‌ایم // شعر و غزل و دو بیتی آموخته‌ایمدر عشق که او جان و دل و دیدهٔ ماست // جان و دل و دیده هر سه بردوخته‌ایممجلهٔ علمی-تخصصی جُندی‌شاپور پس از ۵ سال انتشار مداوم، امروز مفتخر است که شمارهٔ ۲۰ را به خوانندگان گرامی عرضه کند.در پاییز ۱۳۹۴ بود که در میان دانشجویان تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز ایدهٔ تأسیس یک مجلهٔ علمی-تخصصی شکل گرفت، چراکه جای خالی مجله‌ای برای بازتاب پژوهش‌های دانشجویان تاریخ حس می‌شد. در این هنگام، ماه‌ها بر روی ترکیب هیئت دبیران، شیوه‌نامه، و نام مجله بحث شد و در نهایت آن را «جندی‌شاپور» نام نهادیم که هم مرتبط با تاریخ خوزستان باشد و هم ادای دینی باشد به پیشینهٔ تاریخی دانشگاه شهید چمران اهواز که پیش‌تر جندی‌شاپور نام داشت. در این راستا کمک‌ها و نظرات دکتر علی بحرانی‌پور و دکتر شهرام جلیلیان بسیار راهگشا بود. انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز به‌عنوان صاحب امتیاز مجله، مجوز انتشار را دریافت کرد و خانم مرضیه بهزادی به‌عنوان مدیر مسئول و نگارندهٔ این سطور، محمد حیدرزاده، نیز به‌عنوان سردبیر انتخاب شدند.نخستین شمارهٔ مجله در بهار ۱۳۹۴ منتشر شد و برای نخستین بار مجله‌ای علمی در گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز متولد شد. شمارهٔ دوم نیز به‌سرعت در تابستان همان سال انتشار یافت و مجله به‌دست علاقه‌مندان رسید. در همین زمان بود که وب‌گاه مجله نیز تأسیس و فرآیند دریافت و داوری مقالات به‌صورت آنلاین انجام شد. پس از آن، انتشار شمارهٔ ۳ (پاییز ۱۳۹۴) به‌دلیل قطع کمک‌های مالی دانشگاه متوقف شد، با این وجود، خوشبختانه انتشار مجله با حمایت‌های دکتر علیرضا جلیلی‌فر (رئیس وقت دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی) و دکتر شهرام جلیلیان (مدیر وقت گروه تاریخ) و کمک‌های بی‌دریغ آقای محمد افسری‌راد پی گرفته شد.از شمارهٔ ۵ (بهار ۱۳۹۵) ترکیب اجرایی مجله تغییر یافت و نگارنده علاوه بر سردبیری، سمت مدیر مسئولی را نیز بر عهده گرفت که همچنان ادامه دارد.انتشار مجله تا شمارهٔ ۶ (تابستان ۱۳۹۵) به‌طور پیوسته انجام شد ولی مجدداً به‌دلایل مالی به‌مدت یکسال انتشار آن به تعویق افتاد و چون راه‌حلی برای حل این مشکلات یافت نشد، با رایزنی با اعضای هیئت دبیران و کمک دوستان عزیزم آقایان بهرام روشن‌ضمیر و حسین مالکی، تصمیم بر انتشار الکترونیک مقالات گرفته‌شد و انتشار چاپی مجله در تیراژ محدودی صورت گرفت. همچنین برای جبران دسترسی‌پذیری به مجله، جندی‌شاپور در پایگاه‌های نمایه‌کننده‌ای همچون نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، و سیویلیکا نمایه شد و به‌صورت اینترنتی در دسترس طیف وسیعی از مخاطبان قرار گرفت.سرعت انتشار مجله از شمارهٔ ۷ (پاییز ۱۳۹۵) تا شمارهٔ ۱۲ (زمستان ۱۳۹۶) به کندی صورت گرفت و همچنان یک سال از تاریخ واقعی‌اش عقب افتاده‌بود، مثلاً شمارهٔ ۱۲ که می‌بایست در زمستان ۱۳۹۶ منتشر می‌شد، در پاییز ۱۳۹۷ انتشار یافت. از شمارهٔ ۱۳ به‌بعد، طراحی جلد و صفحه‌آرایی مجله تغییر کرد و محمدامین نوبهار طرحی نو درافکند که باعث شد جندی‌شاپور از نظر بصری خواناتر و زیباتر شود.انتشار مجله از شمارهٔ ۱۶ (زمستان ۱۳۹۷) تا شمارهٔ ۲۰ (زمستان ۱۳۹۸) با سرعت بیش‌تری همراه بود و خوشبختانه  توانستیم تاریخ انتشار شماره‌ها را به تاریخ واقعی‌شان نزدیک‌تر کنیم که در این مجال باید از دکتر شهرام جلیلیان، دکتر علی بحرانی‌پور، دکتر کلثوم غضنفری، بهرام روشن‌ضمیر، حسین مالکی، محمدامین نوبهار، سامان رحمانی، عادل اله‌یاری، محمدمهدی پورمحی‌آبادی، حمیدرضا اردستانی دیلمی، یاسر ملازئی، محمدعلی دوبرحاوی، زهرا شمس، کسری محبی، و سلمان رئیسی تشکر کنیم؛ کسانی که با ارسال مقاله‌هایشان و یا کمک در انتشار سریع‌تر مجله به ما یاری رساندند.جندی‌شاپور از شمارهٔ ۲ (تابستان ۱۳۹۴) هر شماره را به یاد یکی از بزرگان ایران‌شناسی منتشر کرده‌است که به‌ترتیب عبارتند از: علیرضا شاپور شهبازی، ژاله آموزگار، عبدالمجید ارفعی، شیرین بیانی، احسان یارشاطر، عبدالحسین زرین‌کوب، داریوش شایگان، والتر برونو هنینگ، گراردو نیولی، جُرج کامرون، کلیفورد ادموند باسورث، محسن ابوالقاسمی، ایرج افشار، امیل بنونیست، ساموئل نیبرگ، تئودور نولدکه، گئو ویدن‌گرن، مجیدرضا صارمی، و محمدتقی ایمان‌پور.امروز که بیستمین شمارهٔ جندی‌شاپور منتشر می‌شود، حاصل تلاش ۵ سالهٔ ما انتشار ۱۳۳ اثر، شامل ۸۶ مقالهٔ تألیفی و ۴۷ ترجمه بوده‌است و امیدواریم که جندی‌شاپور توانسته باشد به گسترش مطالعات تاریخی در ایران کمکی هرچند کوچک کرده‌باشد. ما برآنیم تا به‌مناسبت انتشار ۵ سالهٔ جندی‌شاپور، ویژه‌نامه‌ای از منتخب مقالات ۲۰ شمارهٔ گذشته منتشر کنیم؛ ویژه‌نامه‌ای که منعکس‌کنندهٔ تلاش‌های نویسندگان و مترجمانی است که به تولید محتوای باکیفیت به زبان فارسی در حوزهٔ تاریخ پرداخته‌اند.</description>
                <category>محمد حیدرزاده</category>
                <author>محمد حیدرزاده</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2020 19:42:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخ چه ربطی به کرونا دارد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Darafsh/corona-afg1zrmvjehe</link>
                <description>معمولاً از من می‌پرسند که چرا تاریخ می‌خوانی و تاریخ چه سودی دارد؟ در این روزهایی که ویروس کرونا در جهان پراکنده شده و بسیاری از کشورها را درگیر کرده‌است، هستند کسانی که تصور می‌کنند آخرالزمان شده‌است و بشر با بحرانی عمیق مواجه شده که تمدن را به‌سوی زوال می‌برد. در اینجا می‌خواهم چند مثال از بحران‌های گسترش بیماری در تاریخ بشر را ذکر کنم که علی‌رغم تأثیرات عمیق اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و نظامی، بشر به سلامت از آن‌ها عبور کرده‌است.طاعون ژوستینیناثر یوزه لیفرینکسر (حدود ۱۴۹۷-۱۴۹۹) از طاعون ژوستینین.طاعون ژوستینین (۵۴۱–۵۴۲ میلادی) یک همه‌گیری جهانی بود که امپراتوری بیزانس و به‌ویژه پایتخت آن قسطنطنیه و همچنین شاهنشاهی ساسانی و بندرهای حاشیهٔ دریای مدیترانه را درگیر خود کرد. این طاعون یکی از کُشنده‌ترین طاعون‌های تاریخ بود که در حدود دو قرن بروز خود، ۲۵ تا ۵۰ میلیون نفر (۱۳ تا ۲۶ درصد جمعیت جهان در زمان آغاز آن) را طعمهٔ مرگ کرد.طاعون شیرویهطاعون شیرویه در سال‌های ۶۲۷-۶۲۸ میلادی رخ داد که همهٔ استان‌های غربی شاهنشاهی ساسانی، به‌ویژه میان‌رودان را در هم نوردید. هرچند که آمار دقیقی از میزان تلفات این طاعون در دست نیست، ولی به‌گفتهٔ منابع، این همه‌گیری باعث کشتن نیمی از جمعیت استان‌های غربی شاهنشاهی ساسانی و از جمله خودِ شاهنشاه ساسانی، شیرویه (قباد دوم) شد. این طاعون در فروپاشی شاهنشاهی ساسانیان نقش داشت.طاعون سیاهشیوع طاعون سیاه در اروپا (۱۳۴۶–۵۳)طاعون سیاه کل اروپا را در سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۳ میلادی دربرگرفت. تعداد مرگ‌ومیر از بیماری طاعون در این دوره کاملاً مشخص نیست، اما برآورد آن حدود یک چهارم تا یک سوم جمعیت اروپا، یا ۲۵ میلیون نفر است. در همان دوره، تقریباً همین تعداد کشته از طاعون در آسیا برآورد می‌شود. منابع تاریخی زیادی دربارهٔ اپیدمی طاعون سیاه در آسیا وجود ندارد، هرچند که تخمین زده می‌شود یک سوم جمعیت ایران در آن زمان کشته شدند.آنفلوانزای اسپانیایینمونه‌ای از پوستر آموزش پیشگیری از ابتلاء: «تف کردن، سرفه، و عطسهٔ بی‌دقت، آنفلوانزا و سل را گسترش می‌دهند».آنفلوانزای اسپانیایی یک اپیدمی آنفلوانزای مرگبار بین مارس ۱۹۱۹ تا ژوئن ۱۹۲۰ بود. این بیماری ۵۰۰ میلیون نفر (یک‌سوم مردم جهان در آن هنگام) در سراسر جهان را آلوده کرد و بین ۱۷ تا ۵۰ میلیون انسان جان خود را از دست دادند که نزدیک به تعداد قربانیان مستقیم جنگ جهانی اول است.ایران یکی از بالاترین آمارهای مرگ بر اثر آنفلوانزای اسپانیایی را داشت. گفته می‌شود که در دو دههٔ نخست سدهٔ ۲۰ میلادی، دستکم یک دهم و شاید چهل درصد جمعیت ایران در نتیجهٔ انواع بیماری‌های واگیر، قحطی، و جنگ از دست رفتند. در نتیجهٔ کشتار آنفلوانزای اسپانیایی در ایران، تلاش‌های فیروز فیروز (وزیر خارجه و رئیس هیئت نمایندگی ایران در کنفرانس صلح پاریس) به گشایش انستیتو پاستور ایران در سال ۱۹۲۱ انجامید.</description>
                <category>محمد حیدرزاده</category>
                <author>محمد حیدرزاده</author>
                <pubDate>Sun, 08 Mar 2020 11:41:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>