<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Dark Science</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@DarkScience</link>
        <description>Dark Science جایی برای خواندن بخش های عجیب و هیجان انگیز علم.(هر جمعه یک مطلب جدید)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:30:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/683722/avatar/59bAC4.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Dark Science</title>
            <link>https://virgool.io/@DarkScience</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از کالا به کالا تا یک کلیک!</title>
                <link>https://virgool.io/@DarkScience/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9-l8lpasijd2tg</link>
                <description>4000 هزار سال انتظار...2000 سال قبل از میلاد مسیح: پیرمردی افتاب سوخته در حالی که عرق کرده، در حال بردن چندین دبه شیر به یه خونه است؛ میخواد دبه‌های شیر رو با پارچه عوض بکنه تو ذهنش میگه ایا ارزششون برابره؟ یعنی چقدر پارچه میتونم در ازاشون بگیرم؟500 سال بعد از میلاد مسیح: پیرمردی داره از کوچه تنگی عبور میکنه، مدام دور و برش رو نگاه میکنه تا کسی متوجه چیزی که زیر رداش قایم کرده نشه تا زمانی که به بازار نرسید استرس و نگرانیش رفع نشد و همش حواسش به دور برش بود.1900 سال بعد از میلاد مسیح: مردم از پول کاغذی که بهش میگن اسکناس استفاده میکنن، روزانه چند ده تا از اونا رو تو جیبشون میذارن که البته بعضی مواقع چند تاییشون تو خیابونا از جیبشون میوفته! مشکل دزد و راهزن‌های تو راه هم همچنان باقیه.2005 سال بعد از میلاد مسیح: یه بچه با یه کارت کوچیک تو دستش داره میره مغازه، با گفتن یه رمز 4 رقمی کلی خوراکی میخره و برمیگرده.2020 سال بعد از میلاد مسیح: دیگه نیازی به بیرون رفتن از خونه نیست، با زدن اطلاعات کارت و یه کد 8 رقمی میشه خریدها رو تو خونه انجام داد، یه سری سختی‌ها داره ولی خب بهتر از موندن تو ترافیک و چراغ قرمزه.2024 سال بعد از میلاد مسیح: *کلیک* تراکنش شما انجام شد.با یک کلیک هر تراکنشی رو در امنیت کامل انجام بدین!از داد و ستد کالا به کالا تا یک کلیک!پیامک رمز دوم نمیاد حتماً یه جای کار اشتباه شده... اههههه زمان صفحه پرداخت هم داره تموم میشه لعنت بهش، برای خرید یه شارژ باید کلی اطلاعات مسخره وارد کنم! کاشکی پرداخت اینترنتی اینقدر دنگ و فنگ نداشت خدایی 8 رقم رمز برای 10 تومن اخه! پسر در حالی که داشت غر میزد یاد یه سرویس جدید افتاد. اسمش چی بود؟ پرداخت مستقیم پیمان؟! وارد سایتش شد، شعارش این بود: &quot;با یه کلیک تراکنشت رو انجام بده!&quot;.چند هزار سال زمان نیاز بود تا انسان از داد و ستد کالا به کالا به پرداخت از کارت بانکی با یه کلیک برسه؛ درست همونطور که استیو جابز دوباره تلفن رو در سال 2007 اختراع کرد و انقلابی در زمینه ارتباطات به وجود آورد این بار نوبت تراکنش‌های بانکی بود که با دایرکت دیبیت دچار تحول و نوآوری تازه بشه.اینبار بدون استرس و نگرانی و فقط با یه کلیک میشد به راحتی غذا،کرایه تاکسی و خرید اینترنتی انجام داد، بدون اینکه لازم باشه بارها مشخصات کارتتتون رو وارد کنین و منتظر رمز 8 رقمی بمونین!دنگ رفیقاتون رو میتونین تنها در عرض 2 ثانیه و با یه کلیک پرداخت کرد! حتی شرکت‌ها و استارتاپ‌های کوچیک یا بزرگ برای پرداخت حقوق کارمنداشون دیگه نیازی به صرف یه روز کاری ندارن! تراکنش‌ها به طور خودکار و اتوماتیک سر زمان مشخص انجام میشن.دایرکت دیبیت دقیقاً مظهر و جلوه‌کننده آینده و قرن 21 بود؛ جایی که نیازی به اضافه‌کاری و صبرهای طولانی برای انجام کارها نیست و هر کسی با هر سن و سالی میتونه تمام کارهاشو به طور اتوماتیک و تنها با یه کلیک انجام بده.#پرداخت_مستقیم_پیمان</description>
                <category>Dark Science</category>
                <author>Dark Science</author>
                <pubDate>Mon, 25 Nov 2024 17:57:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سریع دویدن بیش از 1 دقیقه غیر ممکن است!</title>
                <link>https://virgool.io/@DarkScience/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-1-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-j2rjxbjmmlsr</link>
                <description>احتمالا شما هم مثل من مسابقات دو استقامت را دیده اید، که در آن ورزشکاران مسافت طولانی رو بدون توقف میدوند، در دو استقامت ورزشکاران ابتدا با سرعتی کم شروع به دویدن میکنند، و این سرعت را در تمام طول مسیر حفظ میکنند تا وقتی که به دور آخر برسند، در آن دور تمام دوندگان با حداکثر سرعت خودشون می دوند تا به خط پایان برسند. علت این کار دوندگان چیست؟ چرا تمام طول مسیر را سریع نمی‌دوند؟ یا چرا دور اول را سریع نمی دوند ؟برای پاسخ به این سوالات ابتدا باید با منابع تامین انرژی بدن آشنا بشویم، 3 منبع کلی تامین انرژی در بدن انسان شامل کربوهیدارت ها(قند ها)، لیپید ها(چربی ها)، و در نهایت پروتئین هاست،بدن ابتدا برای دریافت انرژی خود از قند ها استفاده میکند، در صورت کاهش یا عدم وجود آن به سراغ تجزیه چربی ها رفته و در نهایت در صورت گرسنگی شدید و طولانی مدت، شروع به تجزیه کردن پروتئین های بدن می کند تا انرژی بخش حیاتی بدن که مغز است را تامین کنند تجزیه پروتئین ها به دلیل اینکه بسیاری از فعالیت های بدن را انجام میدهند، به شدت برای بدن مضر است و تنها این کار را در شرایط بسیار بحرانی که همان گرسنگی شدید است انجام میدهد، تا مغز و اندام های حیاتی به فعالیت خود ادامه دهند، اگر این عمل طولانی شود، فرد خواهد مرد، منبع دوم که چربی هاست، منبع مناسبی است انرژی که تولید میکند از قند ها بیشتر است و مقدار زیادی از آن در بدن ذخیره شده است، اما مشکل بزرگی وجود دارد، از آنجایی که مویرگ های مغز منافذ کوچکی دارند، مولکول های بزرگ نمیتوانند از آن عبور کنند و تنها مولکول هایی خاص که اندازه ی شان از منافذ کمتر باشد اجازه ورود به مغز را دارند این کار هم برای مهم بودن ارگان مغز است، در مغز چربی وجود ندارد و چربی ها از بافت های مختلف وارد کبد شده و در آنجا به ترکیباتی به نام اجسام کتونی تجزیه و تبدیل میشوند، این اجسام اندازه مناسبی دارند و توانایی عبور از مویرگ های مغز را برای ورود به مغز دارند، ولی مشکل اینجاست که این اجسام اسیدی اند و با ورود به خون، و تجمعشان  Ph خون را کاهش داده و فرد دچار کتواسیدوز میشود، که در صورت افزایش آن یعنی تجزیه طولانی مدت چربی ها فرد به کما و در اخر باعث مرگ میشود. در نهایت تنها قند ها باقی می مانند که تجزیه آن ها در طولانی مدت آسیبی به بدن نمی رساند، تجزیه قند ها برای گرفتن انرژی جز اولین روش های بیولوژی برای تولید انرژی و بقا بوده است، و بسیاری از موجودات در دنیا تنها منبع انرژیشان همین قند ها هستند همچنین اصلی ترین منبع سوختی برای مغز نیز همین تجزیه قند ها است، و بخش عمده ای از قند بدن را مغز مصرف میکند، به همین علت است که هنگام فعالیت فکری مثل درس خواندن و مطالعه کردن هوس شیرینی میکنیم.بشقاب غذایی: سه منبع اصلی تامین انرژی بدنحال قند ها چگونه تجزیه می شوند، خودرویی را تصور کنید، برای روشن شدن خودرو و حرکت آن بنزین نیاز است، بنزین سوخت خودرو است که از نفت به وجود آمده است حال تصور کنید جای بنزین نفت در باک خودرو بریزیم، طبیعتا ماشین حرکت نخواهد کرد در صورتی که بنزین از همان نفت طی پالایش کردن آن به وجود آمده و انرژی نفت نیز بیشتر از بنزین است، ولی به دلیل اینکه خودروی ماشین نمیتواند انرژی نهفته در نفت را ازاد کند پس انرژی نهفته درون آن نیز فایده ای برای خودرو ندارد، دوباره برگردیم به بدن، ما انرژی روزانه خود را از مواد غذایی تامین میکنیم، ولی بدن نمیتواند از خود این غذا به صورت مستقیم برای ازاد کردن انرژی استفاده کند بلکه باید آن را تغییر دهد یا به قولی پالایش کند تا به فرمی در آید که بتواند انرژی نهفته آن را آزاد و استفاده کند، رایج ترین راه پالایش قند ها و به عبارتی تولید انرژی روش گلیکولیز است، گلیکولیز از واژه یونانی برگرفته شده است که به معنای شکستن قند یا شکستن شیرینی است، در این روش که بسیاری از موجودات از آن استفاده میکنند در آن یک مولکول قند مثل گلوکز طی چندین واکنش پیوسته با مصرف اندکی انرژی و مولکولی به نام NAD+   (ان ای دی مثبت خوانده شود) (مولکولی مهم است جلوتر دوباره به سراغش خواهیم رفت)تجزیه شده و به آب، ATP4 و 2پیروات تبدیل میگردد،ATP همان بنزین بدن است، بدن تنها به این فرم میتواند انرژی مواد غذایی را استفاده کند، تمام واکنش ها برای تولید انرژی در نهایت به مولکول ATP ختم میشود، در اینجا نمیخواهیم وارد جزئیات مولکول ها و ساختارشان بشویم، از حوصله این قسمت نیز خارجه، تا اینجا از مصرف یک مولکول گلوکز 4 ATP تولید شده که مقدار اندکی است این را هم باید بدانیم که برای تولید همین 4 ATP دو ATP نیز در ابتدا مصرف شده است پس سود خالص این روش می شود 2 ATP به ازای یک مولکول گلوکز،که برای موجودی به بزرگی انسان با فعالیت های روزانه ای که دارد مقدار به شدت کمی است. بدن اما راهکاری دیگری نیز دارد.پیروات همچنان دارای انرژی نهفته زیادی است، و برای استخراج این انرژی نیاز به اکسیژن است پیروات طی چرخه ای به نام کربس، و واکنش هایی به نام زنجیره انتقال الکترون، با مصرف اکسیژن پیروات را تجزیه کرده و مقداری حدود 30 ATP به طور خالص تولید کرده، یعنی با مصرف اکسیژن بازده تولید انرژی 15 برابر شده که نیاز انرژی بدن رو تامین میکنه، به همین علته که ما انسان ها نیاز حیاتی به اکسیژن داریم زیرا در صورت عدم رسیدن اکسیژن کافی به بدن، انرژی تولیدی بدن کاهش زیادی یافته و ظرف 4 دقیقه مغز اسیب جدی میبیند و فرد پس از گذشت 4 الی 6 دقیقه خواهد مرد.باز برگردیم سر سوال اول که چرا بیشتر از یک دقیقه نمیتوان دوید؟ دوباره برگردیم به مسیر گلیکولیز، فرض کنید اکسیژن در دسترس نباشد آن وقت چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ همانطور که پیش تر گفتم برای گلیکولیز نیاز به مصرف 2 ATP و دو مولکولی به نام NAD+ است، وجود NAD+ برای تداوم مسیر گلیکولیز ضروری و لازم است، در مسیر گلیکولیز این مولکول تبدیل به NADH میشود و بعدا با مصرف اکسیژن دوباره به NAD+ تبدیل میگردد که حین این تبدیل برای بدن ATP یا همان انرژی تولید میشود زیرا این مولکول بخشی از انرژی آزاد شده گلوکز را در خود دارد و بدن با مصرف اکسیژن میتواند این انرژی نهفته را در زنجیره انتقال الکترون آزاد و ذخیره کند، که البته لازمه تولید انرژی از آن وجود اکسیژن است، پس از تولید شدن دوباره NAD+، دوباره بدن از این مولکول برای ادامه مسیر گلیکولیز استفاده میکند زیرا مقدار آن در سلول کم است پس بدن مجبور به بازتولید آن است، اگر اکسیژن موجود نباشد بدن برای بازتولید آن مجبور به استفاده از روش تخمیر لاکتیکی است، اصطلاح تخمیر به روش هایی گفته میشود که در آن اکسیژن برای تولید انرژی مصرف نمیشود. در تخمیر لاکتیکی از پیروات لاکتیک اسید تولید میشود و حین این واکنش NADH دوباره تبدیل به NAD+ میشود که همین برای بدن و سلول کافی است تا بتواند دوباره گلیکولیز را انجام بدهد. لاکتیک اسید تولید شده نیز از طریق جریان خون وارد کبد شده و در آنجا طی واکنش هایی با مصرف انرژی که همون ATP است دوباره به گلوکز تبدیل میشود این روش را گلوکونئوژنز میگویند که عکس گلیکولیز یا همون تجزیه قند است، گلوکونئوژنز تنها در کبد اتفاق می‌افتد و قند مورد نیاز سایر بافت ها رو تامین میکندحال هنگام دو سرعت چه اتفاقی می افتد؟ وقتی شروع به دویدن میکنیم ماهیچه های پا و ماهیچه های دخیل در دویدن شروع به منقبض شدن میکنند که برای این انقباض ها نیاز به انرژی یا همان ATP دارند که این ATP را نیز از تجزیه قند ها با مصرف اکسیژن انجام میدهند، وقتی ما همچنان به دویدن سرعتی خود ادامه میدهیم، سیستم گردش خون در رساندن اکسیژن به عضلات کم می آورد و اکسیژن کافی به عضلات نمیرسد و عضلات مجبورند برای تولید انرژی از روش تخمیر لاکتیکی استفاده کنند که مقدار انرژی کمی تولید میکند، عضلات برای جبران این کمبود تولید انرژی، سعی میکنند سرعت تجزیه قند رو افزایش بِدن، یعنی قند با سرعت بیشتری نسبت به حالت اول که در آن اکسیژن مصرف میشد مصرف میشود تا بتوانند تا حدودی این اختلاف انرژی تولیدی را جبران کنند که خب این افزایش سرعت تجزیه قند به روش تخمیر لاکتیکی سبب افزایش تولید لاکتیک اسید نیز میشود که باعث تولید لاکتیک اسید زیادی میشود همینطور که از اسمش مشخصه لاکتیک اسید ترکیبی اسیدی است که سبب اسیدی شدن بدن و کاهش Ph خون مشود که همانند تجزیه چربی ها این اسیدی شدن برای بدن ضرر دارد و حتی ممکن است سبب مرگ شود، به همین علته که ورزشکاران حرفه ای نیز نمیتوانند بیشتر از 1 دقیقه آن هم در بهترین شرایط بدوند، یک ورزشکار حرفه ای پس از دویدن، بدنش حدود 30 دقیقه یا بیشتر زمان نیاز دارد که در حالت استراحت لاکتیک اسید تولید شده در کبد به گلوکز تبدیل شود، این عمل نیز با مصرف انرژی همراه هست که برای تامین انرژی آن بدن در زمان استراحت اکسیژن بیشتری مصرف میکند پس از دویدن و در حالت استراحت تا مدتی میزان تنفس فرد افزایش یافته تا اکسیژن لازم را دریافت کند به طور دیگر این اکسیژن اضافی بدهی مصرف گلوکز را در زمان دویدن جبران میکند زیرا کبد از آن برای تولید گلوکز استفاده کرده و این گلوکز های تولید شده را به عضلات میفرستد تا دوباره برای فعالیت بعدی عضلات اماده باشند.چرخه cori در این چرخه در ماهیچه گلوکز به لاکتات تبدیل شده و در کبد لاکتات به گلوکزالان متوجه شدیم که چرا ما انسان ها نمیتوانیم بیشتر از 1 دقیقه سریع بدویم، این حالت نه تنها در انسان بلکه در دیگر مهره داران نیز دیده میشود، مانند تمساح، تمساح ها حیواناتی تنبل و کند رو هستند حتما در مستند ها دیده اید که یک تمساح آرام هنگام شکار یا عصبانیت به طور ناگهانی شروع به چرخیدن های سریع و حرکت شلاق وار دم سنگینش میکند، این نوع حرکات کوتاه مدت اند و نیاز به انرژی بالایی دارند، و انجام آن ها به علت عدم رسیدن اکسیژن باعث تولید لاکتیک اسید در بدن تمساح شده که نیاز به ساعت ها زمان دارد تا این لاکتیک اسید را حذف کند، به همین علت است که ساعت های زیادی را دوباره بی حرکت می ایستد. سایر جانداران بزرگ مانند فیل ها و ببر ها کرگدن ها و پستانداران شیرجه رو مثل دلفین ها و نهنگ ها نیز همینگونه هستد حیوانات بزرگ منقرض شده مانند دایناسور ها نیز احتمالا همین مشکل را داشتند آنها نیز برای تامین انرژی فعالیت عضلانی خود لاکتیک اسید تولید میکردند که باعث ایجاد دوره استراحت طولانی می‌گردیده است که سبب اسیب پذیری آنها در برابر شکارچیان کوچک تر که قادر به استفاده بهتر از اکسیژن و تطبیق آن با فعالیت عضلانیشان بوده است می شدند اما پرندگان مهاجر این نقص را بهبود بخشیدند، پرندگان مهاجر قادرند بدون استراحت زمان زیادی را در آسمان پرواز کنند که آن هم به لطف سیستم گردش اکسیژن قوی است که دارند، آنها با داشتن کیسه های هوایی میزان اکسیژن رسانی به عضلاتشان را افزایش داده اند به همین علت میتوانند زمان زیادی فعالیت عضلانی بدون تولید لاکتیک اسید داشته باشند.حال که متوجه این نکته در فعالیت عضلات بدن انسان شدید اکنون که دوباره مسابقات دو استقامت را تماشا کنید یا خودتان بخواهید شروع به دویدن برای کاهش وزن کنید حال میدانید که چرا باید اهسته و با سرعت کم بدوید.اگر از این مطلب و یا دیگر مطالب ما خوشتون اومده، شما میتونید با دونیت کردن هر مبلغی از ما برای ادامه دادن این مسیر و تولید محتوای بیشتر و بهتر برای شما  حمایت کنید و چراغ این راه باشید =)درگاه حمایت مالی(دونیت): https://idpay.ir/armanbozorgi</description>
                <category>Dark Science</category>
                <author>Dark Science</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jun 2023 14:16:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی راه های جاودانگی: آیا میتوانیم جاودانه شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@DarkScience/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-nu6ufhinphre</link>
                <description>راه های جاودانگیدور زدن مرگ یکی از بزرگترین ارژو های انسان استچین شی هوانگ، فردی که تمام چین را یکپارچه کرد، دیوار بزرگ چین را ساخت و اولین امپراتور چین نامیده شد، در سن 50 سالگی پس از فتوحات و سازندگی های بسیار، میخواست مرگ را دور بزند و جاودانه شود، از این رو به کیمیاگرانش دستور ساخت اکسر جاودانگی را داد، او اکسیر جاودانگی را نوشید، اکسیری که از جیوه و گرد یشم ساخته شده بود، اکسیر باعث از کار افتادن کبد، مرگ مغزی و در نهایت مرگش شد، اکسیر جاودانگی او به اکسیر مرگش تبدیل گشت و اینگونه اولین امپراتور چین در گذشت  خادمانش برای حفاظت از او در دنیای پس از مرگ 7 هزار سرباز سفالی را ساختند و در مقبره ی او قرار دادند تا در دنیای مردگان همچون این دنیای ارتشی برای حفاظت از خود داشته باشد که در نهایت تبدیل به یکی از عجایب 7 گانه جهان شد این یکی از اندوه تلاش های انسان ها و نتایج و دستاورد های رسیدن به جاودانگی بود که پایان همه آن ها یکی بود، مرگ.فرقی نمیکند امپراتور کشوری پهناور باشی یا کارمند ساده در کشوری کوچک، ترس از مرگ و میل به جاودانگی عنصری مشابه در تمام انسان ها است، از این رو رویای جاودانگی هنوز زنده است. چند هزاره بعد  از مرگ امپراتور یعنی در سال 1967 فردی به نام جیمز بدفورد از سرطان درگذشت، اما او ایده ای برای دور زدن مرگ داشت، او که دچار سرطان خون شده بود از دوستانش خواست که او را منجمد کنند و در همان حال نگه دارند تا زمانی که بشر بتواند سرطانش را درمان کند، در نتیجه بدفورد به اولین انسانی تبدیل شد که بدنش منجمد یا به عبارتی CRYOGENICALLY FROZEN شد سوالی که پیش می اید این است که آیا میتوان یک انسان را منجمد کرد و به طور نامحدود آن رانگهداری و در زمان مناسب او را رها و درمان کرد. تو این مطلب میخوایم 2 تا از ایده های جاودانه کردن انسان رو بررسی کنیم که ببینم آیا میتوانیم مرگ رو دور بزنیم یا هنوز هم تسلیم خواهیم شد؟روش اول جاودانگی: سرد کردن بدن(CRYONICS)تضویر انتزاعی از  کپسول های  Cryonic انسانیسرد کردن بدن که به آن CRYONICS نیز میگویند، از واژه یونانی آمده است و به معنای GET COLD است هدف این روش سرد کردن ایمن یک انسان و نگهداری او برای مدتی مشخص و در نهایت آزاد کردن ایمن او از انجماد است، ولی آیا این روش امکان پذیر است؟ برای پاسخ به این پرسش باید مفاهیم نظریه سرد کردن (CRYONIC) رو رها کنیم و وارد حیطه علمی سرد کردن  یعنی زیست انجمادی یا cryobiology شویم. علم cryobiology تاثیر دمای پایین بر سیستم های زنده را بررسی میکند، بررسی ها نشان میدهد که سرد کردن (CRYONIC) یک موجود باعث کاهش فعالیت های سلولی آن میشود، دمای منفی 130 درجه سانتیگراد دمایی است که تمام فعالیت های سلولی متوقف میشود و به عبارت دیگر زمان برای سلول می ایستد، و سلول دیگر پیر نمیشود. پس اگر بتوانیم موجودی را به این دما یا کمتر از آن برسانیم از لحاظ تئوری ما مانع از فرسوده شدن و پیر شدن موجود شده ایم، همان (CRYONIC) و میتوانیم آن را برای مدت نامحدودی نگهداری کنیم. اما بخش سخت این کار اینجاست که باید این کار را بدون آسیب زدن به بدن انجام بدهیم، فرض کنید میخواهیم یک گلبول قرمز را منجمد (CRYONIC) کنیم، سلول های بدن ما در دمای 37 درجه سانتیگراد که همان دما بدن انسان است زندگی میکنند، اطراف و درون این سلول ها را مایعی شامل آب وترکیبات شیمیایی مختلف گرفته، وقتی که ما دما را به زیر صفر می بریم، آب درون سلول و خارج آن شروع به منجمد شدن و تشکیل کریستال های یخ میکند کریستال های تیزی که قادرند سلول را پاره و تکه تکه کنند، همچنین سلول دچار شوک اسمزی میشود زیرا کاهش دما انحلال مواد در آب را دچار تغییر کرده همه ی این عوامل به ما میگویند که سلول قبل از اینکه به دمای -130درجه برسد خواهد مرد، البته که تمام موجودات در طبیعت اینگونه نیستند و سازکار هایی برای مقابله با این یخ زدگی دارند، مثلا در نوعی ماهی پروتئینی ضد یخ ترشح میشود که هنگامی که دما به صفر درجه برسد آب درون بدن ماهی یخ نزند و مانع از تیکه تیکه شدن بدنش میشود، یا قورباغه ای وجود دارد که موادی را ترشح میکند که میتواند در دماهای پایین زنده بماند . آب بدنش را از یخ زدن حفاظت کند، البته که تا به حال روشی کارآمد برای استفاده از آن بر روی بدن انسان پیدا نشده است، اما دانشمندان با استفاده از این داده ها و روش های دیگر روشی را ساخته اند به نام شیشه ای کردن یا vitrification که در این روش از موادی به نام CAP یا ضد یخ زدگی استفاده میکنند، که مانع تشکیل کریستال های یخ در هنگام انجماد میشود. در نتیجه توانستند سلول ها و برخی از ارگان ها را سرد کنند بدون اینکه کریستال یخی تشکیل شود و بافت را تکه پاره کند سوال اینجاست که آیا الان میشود با درست کردن این مواد می توان به جای یک سلول یا بخشی از بافت یک انسان کامل را سرد کرد؟ جواب باز منفی است، برای اینکه یک انسان را بخواهیم سرد کنیم به مقادیر زیادی از CAP نیاز است که در مقادیر بالا سمی است، مشکل بعدی مقدار آب زیاد موجود در بدن ماست که این کار ما را برای عدم تشکیل یخ سخت میکند، و مشکل مهم تر این است که باید فرایند سرد شدن را به سرعت و یکنواخت انجام بدهیم که این عمل آن هم برای یک انسان که موجودی پیچیده با لایه های مختلف است کار را تقریبا غیر ممکن میکند، حتی اگر بتوانیم با موفقیت انسان را سرد کنیم بدون اینکه آسیبی ببیند، تازه نصف راه را رفته ایم، بخش بعدی آن ذوب کردن صحیح است بدون اینکه اندام یا بخشی از بدن اسیب ببیند که لازمه ی آن ذوب شدن یکنواخت تمام بخش ها است تا اندام ها دچار یخ زدگی یا بد تر از آن ترک و تکه تکه شدن نشوند دانشمندان تا حالا توانستند که رگ های بدن و قرنیه چشم و دریچه قلب را شیشه ای کنند و تقریبا به طور موفقیت آمیزی آن را دوباره گرم کنند ولی برای یک موجود بزرگ و پیچیده ای مثل انسان تقریبا نشدنی و دست نیافتنی باقی مونده، حال سوال پیش میاد که چه بر سر جیمز در یخ اومده؟ متاسفانه ایشان هم نتونستن مرگ رو دور بزنن و حیله ی اون کار ساز نبوده.  حتی اگه روزی بتونیم (CRYONIC) رو انجام بدیم باز برای جیمز بدفورد چیزی تغییر نمیکند.پس تا اینجا متوجه شدیم اگر بخواهیم جاودانه بمانیم منجمد کردن خودمون نه تنها کمکی بهمون نمیکنه بلکه باعث ترکیدن و تکه تکه شدن تمام بدنمون میشه که خب این چیزی نیست که دنبالشیم باید به فکر یه راه حل بهتر باشیم.برای اینکه بتونیم خودمون رو جاودان کنیم باید بتونیم مشخص کنیم که ما چی هستیم؟ یعنی چه چیزی &quot;من&quot; اصلی است؟ قلب، پا، بدن ، روح یا... چیز دیگری این &quot;من&quot; را تشکیل میدهد، دوستان مطمئن باشید نمیخواهم بحث رو فلسفی و حکیمانه بکنم، نه به هیچ وجه، بلکه دنبال راهی هستم که جاودانه بشیم و نذارم عزرائیل ما رو با خودش به اون دنیا ببره برای این کار هم باید اون جوهره رو پیدا کنیم و جوهره &quot;من&quot; رو جاودانه کنیم، برای این کار از حرف یک فیلسوفی کمک میگیرم، حقیقتش اسمش رو نمیدونم ولی حرف زیبایی زده، &quot;بشری که حق اظهار عقیده و بیان اندیشه خود را نداشته باشد موجودی زنده به شمار نمی‌رود.&quot; طبق حرف ایشون موجود زنده کسی است که بتونه تفکر کنه و بیانش کنه به عبارت دیگه &quot;من&quot; همون مغز با تمام متعلقاتش مثل حافظه، تفکر، تصمیم گیری و.... پس اگه بتونیم همه این ها رو جاودانه بکنیم در واقع خودمون رو جاودان کردیم، که کار ساده تر و بهتری نسبت به منجمد کردن خودمون و دوباره ذوب کردن به امید اینکه روزی بشر بتونه بیماری ها رو درمان کنه خب پس روش دوم جاودانگی رو اگه بخواهیم بدونیم میشه اپلود کردن ذهن واطلاعات اون در یک سرور مجازی یا همون اپلود کردن مغز.روش دوم: آپلود کردن مغزتو این روش ما ذهن خود را اسکن میکنیم و سپس میتوان این اطلاعات را در یک فضای دیجیتالی بارگذاری کرد و مابقی عمر جاودان خود را در یک محیط دیجیتالی همانند یک بازی ویدیویی با آواتاری خاص سپری کنیم و شاید هم بتوانیم با دنیای واقعی نیز ارتباط برقرار کنیم، یا حتی میتوان این اطلاعات را در یک بدن واقعی رباتیک اپلود کرد و با ظاهری رباتیک به زندگی خود ادامه دهیم، البته که کار آسانی نیست و چالش های مختلفی جلوی ما قرار داره که میخوایم اون ها رو بررسی کنیماولین چالش ما در اسکن کردن ذهن شناخت کامل و دقیق مغز است،. برای مهندسی معکوس یک ماشین باید بدانیم که هر قطعه برای چیست و چه نقش و عملکردی را در این سیستم پیچیده ایفا میکند تنها این موقع است که میتوانیم از روی آن ماشین دیگری ساخت، اسکن کردن ذهن نیز اینگونه است، در ذهن 86 میلیارد سلول عصبی به نام نورون وجود دارد که این نورون ها پیام عصبی را تولید و منتقل میکنند، محل ارتباط نورون ها با هم برای انتقال پیام را سیناپس میگویند یعنی جایی که 2 تا نورون به هم میرسند و میخوان پیام رو بین همدیگه منتقل کنند این نورون ها حدود 100 تریلیون سیناپس برقرار کرده اند که انواع مختلفی دارند، برخی از این ها سرعت بیشتری دارند، برخی کند ترند و برخی هنگام یادگیری رشد میکنند و برخی آب میروند، و برخی از آن ها با گذشت زمان پایدار تر میشوند، که این اخری در فرایند یادگیری و ایجاد عادت نقش دارد به همین دلیله که وقتی کاری رو زیاد انجام میدیم به اصطلاح ملکه ذهنمون میشه و دیگه انجام اون کار مثل روز های وال سخت و انرژی بر نیست، و برخی نورون ها پیام های گروهی را تولید میکنند که همزمان دسته ای از نورون ها رو تحریک میکند، همچنین علاوه بر نورون ها سلول های دیگری نیز در مغز وجود دارند که تعدادشان از نورون ها بیشتر است و به نورون ها متصل اند، قبلا فکر میکردیم که نقش آنها تغذیه وپشتیبانی از نورون هاست ولی امروزه اطلاعاتی به دست آوردیم که برخی از اون ها خودشون سیگنال های عصبی تولید میکنند، که هنوز درکی از کارکرد و عملکردشون نداریم، به طور کلی هنوز مغز برای ما جعبه ای در بسته است که خب این کار ما رو برای اسکن کردن اطلاعات اون سخت میکند، حال فرض کنید که ما تونستیم مغر رو بشناسیم، چالش بعدی نحوه اسکن کردن مغز هستش. روشی که امروزه برای اسکن کردن مغز استفاده میشه Magnetic Resonance Imaging یا همان MRI  هستش که تو این روش امواج مغناطیسی رو تشدید میکند و میتونن با دقت 0.5mm مغر رو اسکن کنند، البته برای اسکن کردن سیناپس ها باید وضوح آن در ابعاد میکرو متر باشه که یک هزارم میلیمتر هست، و برای این که متوحه بشیم نوع سیناپس چیشت به وضوح بهتری نیز نیاز داریم، که اگر بخواهیم این وضوح را از تکنیک MRI به دست بیاوریم به چنان قدرت مغناطیسی نیاز داریم که باعث میشه مغز ما بپزه و بسوزه که خب این چیزی نیست که ما دنبالشیم، تکنیک دیگر برای اسکن کردن مغز استفاده از میکروسکوپ الکترونی است، که خب وضوح بالاتری داره ولی برای استفاده از اون نیازه که ابتدا فرد رو بکشیم که اصلا این تکنیک و فناوری نزدیک به اون چیزی نیست که ما بهش نیاز داریم، بنابر این نحوه اسکن از مغز هم هنوز یک چالش بزرگ در برابر اپلود کردن ذهنهحال فرض کنید که توانستیم ذهن را اسکن و اطلاعات آن را به دست آوردیم چالش بعدی ما چگونگی تبدیل و ذخیره اون اطلاعات به صورت دیجیتالی است. برای این کار ها به یک  ابر کامپیوتری نیاز داریم که قدرت پردازش آن برابر با قدرت پردازش مغز یک انسان باشد و همچنین به حافظه ای برای ذخیره سازی این حجم زیاد از اطلاعات نیاز داریم، که البته نکته خوب ماجرا این جا است که علم هر روز در این زمینه ها در حال پیشرفت است و ما هر روز نزدیک تر به بدست اوردن توانایی اسکن ذهن و بارگذاری آن شده ایم، ما شبکه های عصبی مصنوعی خلق کرده ایم که از آن ها در موتور های جست و جو، دستیاران مجازی در گوشی ها و ماشین های خودران و... هستیم، البته که هنوز نتوانستیم شبکه مصنوعی متشکل از 86 میلیارد نورون بسازیم ولی با این روندی که پیش میرویم دور از دسترس نیست البته که چالش ها تمام نشده اند، چالشی که کمتر ممکنه به آن توجه کنیم مشکلات اخلاقی و حقوقی است که ایجاد میشود، این که چه کسی به اطلاعات ذهن ما دسترسی داشته باشد و اینکه ما پس از بارگذاری ذهن و جاودانگی مان در دنیای دیجیتالی از چه حقوقی برخوردار هستیم این ها سوالات اساسی در این راه هستند،موجود زنده×انسان×مرگ×جاودانگی×science×متاسفانه به اخر مقاله رسیدیم ولی همچنان راه تضمین شده و ایمنی برای جاودانه کردن خودمون نتونستیم پیدا کنیم، و تنها سرنوشتی که اکنون همه ی ما همچون گذشتگان داریم، مرگ است. البته که چیز ناگواری نیست مهم این نیست که در آخر سرنوشت ما چه میشود مهم این است که تا آن لحظه چه بوده ایم و چگونه زیسته ایم در آخر این مطلب را با شعری از سعدی به پایان می رسانیم.فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت/ دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفتشادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ/ زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفتسعدی</description>
                <category>Dark Science</category>
                <author>Dark Science</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jun 2023 18:30:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوی ترین و جان سخت ترین موجود دنیا!</title>
                <link>https://virgool.io/@DarkScience/%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-pdwgwmrdxiac</link>
                <description>ضاهر خرس دریایی یا همان tardigrade  اگر بخواهید لیستی از قوی ترین و سر سخت ترین موجودات جهان را درست کنید، ممکن است نام فیلمورچه، عقاب، شیر، وال، و... در آن لیست قرار دهید ولی بی شک تنها موجودی که میتواند در سطر این لیستقرار بگیرد نه یک موجود چند ده متری بلکه موجودی آن قدر کوچک است که به سختی میتوان آن را با چشممعمولی دید و برای دیدنش به میکروسکوپ نیاز داریم. آن موجود  tardigrade یا نام دیگرش خرس دریایی(water bear) است که خب نام دوم آن مملوس تر است و ممکن است قبلا این اسم به گوشتان خورده باشد،این موجود، 0.2 تا 1.5 میلی متر طول دارد و جز قدیمی ترین موجودات جهان است. و از حدود 500میلیون سال پیش روی کره زمین زندگی میکنه و خب از همین عمر طولانی که داره ،میشه حدس زد تا چه حدموجود سر سختیه چون تونسته از تغییرات اقلیمی و حوادث نادری مثل عصر یخبندان و برخورد شهاب سنگیکه تو اون برخورد اکثر موجودات زمین منقرض شدند (که یکی از معروف ترین اون موجودات که همه ی مامیشناسیمشون، دایناسور ها بودند که در اون برخورد و اثرات بعد از برخورد شهاب سنگ نتونستن با شرایطجدید خودشون رو وقف بدن و از بین رفتند)، ولی خرس دریایی بعد از انفجار هم به حیات خودش ادامه داد تا بهامروز و مطمئنن با این ویژگی هایی که خوندم و قراره با شما در میون بذارم به طور حتم در آینده ای که ممکنه ما انسانها خرابش کرده باشیم یا شرایط طوری پیش رفت که ما نبودیم، بدون توجه به نوع شرایط یکی از موجوداتی که در آینده باقی می‌ماند همین  tardigrade ها اند. این مطلب قرار بود پادکست شود که خب نشد :(دهان مکنده tardigradeحالا این  tardigradeها چه ویژگی خاصی دارند که من این قدر مطمئن دارم این حرف ها رو میزنم و بیان میکنم که آنها در آینده ای که خیلی از موجودات نباشند به طور حتم وجود دارند!؟ اول میخواهم یه تصویر ذهنی برای شما از شکل این موجودات ایجاد کنم، یک کرم تپل کوتاه را در نظر بگیرید که در بخش جلویی که سر هستش یک دهان مکنده شبیه جارو برقی دارد و در بخش عقبی مخرج قرار دارد و این  2 بخش هم با  8 پا پر شده اند، پاهایی که انگشت دارند و نوک این انگشت ها یک حالت برجسته دارد (مثل نوک انگشت های مارمولک) و توانایی چسبندگی به سطوح رو بهش میده و همچنین نوک انگشتاش میتونه تغییر جهت بده و یک فشار ایجاد کنه مثل موتور جت هواپیما و با تغییر جهت و فشار باعث تغییر جهت و حرکت موجود میشه که خب در نوع خودش برای همچین جانور کوچکی در آب نوع حرکت واقعا خاصی داره، و حرکتش تو آب به صورت پا زدن است نه شنایی مثل ماهی ها؛ برای درک بهتر و راحت تر ویدیویی اون ها تو کانال ما قرار داده میشه(هنوز کانالی نداریم :) ) که خب اگه توضیحات من بد و ناواضح بود میتونید بهش مراجعه کنید و شکل و نحوه حرکت اونها رو متوجه بشید.اولین برخوردخب چرا بهش میگن  water bear یا همان خرس دریایی؟ این موجود اولین بار تو سال  1773یعنی  250سال پیش توسط یک حیوان شناس آلمانی به اسم  Egoeze پیدا شد، و خب اینطور این موجود رو توصیف کرد:این موجود کوچک عجیب، به خاطر مورفولوژی استثنایی و عجیبش و شباهت زیادی که به یک خرس کوچک (مینیاتوری) دارد تصمیم گرفتم نامش را خرس دریایی بگذارم3سال بعد یعنی در سال  1776یک زیست شناس ایتالیایی به نام  Lazzaro Spallanzani به دلیل اینکه نحوه حرکتش کند و آهسته است از واژه  Slow stepper استفاده کرده نامش را  Tardigrada(به معنای کندرو) گذاشت. که تا به امروز هم به این 2 نام شناخته میشوند.خرس دریایی با پاهای چسبنده خود  توانایی اتصال به  سطح را داردخرس های دریایی یا tardigrade ها یک مدل نیستند و انواع مختلفی دارند و به طور کلی به  3 دسته تقسیم میشوند: Eutardigrada، Hetrotardigrada و Mesotardigrada. که mesotardigrada ها در سال 1937 کشف شدند، فرق 2 نوع اولی نیز در تعداد منفذ است که نوع Eutardigrada یک منفذ برای ورود و خروج مواد دارد و نوع هترو  2 منفذ دارد.خرس های دریایی اندام تنفسی ندارند و از طریق پوستشون تنفس میکنند و روی بدنشون هم مو و پرز دارند کهاز این پرز ها برای شناسایی و فهمیدن اتفاق های اطرافشون استفاده میکنند یه نوع گیرنده مکانیکی لرزه سنجاند و با ارتعاش آب که به دلیل حرکت دیگر موجوداته متوجه وجود اون ها میشوند، که البته این ویژگی تو برخیاز ماهی ها هم وجود دارد که نشان از تکامل این سیستم است. غذای خرس های دریایی موجودات تک سلولیکوچکی مثل  Diatoms ها هستند، این تک سلولی ها پوسته سخت سیلیسی دارند ولی برای دهان مکنده خرسدریایی ما اصلا مشکلی نیست، او دهانش را وارد پوسته میکند و تمام محتوای درونی اون رو میبلعه و در نهایتیک پوسته خالی رو باقی میگذاردخرس دریایی  یک دیاتوما را شکار و بلعیدهتا اینجا با تاریچه اسم و ویژگی های ظاهری خرس دریایی اشنا شدیم که البته چیز غیر عادی و عجیب غریبینبودند که اون رو بتونه در لیست قوی ترین و سر سخت ترین موجودات در رتبه اول قرار بده. در ظاهر هم همین گونه بوده است با اینکه ضاهر منحصر به فرد و عجیبی داشت ولی هیچ کس انتظار این حد از سر سختی رو از همچین موجود کوچکی نداشت که در ادامه بهشون اشاره میکنم.مقاومت به آبشما چند روز میتونید بدون آب زنده بمانید؟ یک انسان حدود 3 روز میتونه بدون آب زنده بمونه و بعد از اون بهخاطر کمبود آب و انجام نشدن بسیاری از واکنش هایی که برای انجام شدنشون به مولکول آب و هزاران علتدیگه که همه ی آن ها به حضور آب بستگی دارند به همین دلیله که بدن ما  75درصد از آب تشکیل شده خواهدمرد، دانشمندان اومدند یک آزمایش ساده ای را بر روی خرس دریایی انجام دادند که نتیجه این آزمایش اون هارو شوکه کرد و نتیجه بدست آمده به شدت مهم بود، تو این آزمایش آب رو از محیط  tardigradeها حذف کردند،بعد نگاه کردن که این خرس های دریایی به حالت گلوله پلاسیده که اصطلاحا بهش  tunمیگوند در اومدند و حجم بدنشون به شدت کم شده بود و بدون حرکت و ثابت شدند. که خب این نشون میده آب بدن این موجود یاتبخیر شده یا به نحوی خارج شده و بدون آب هم طبیعتا موجود نمیتونه زنده بمونه و مرده. بعد از چند ساعتدوباره برگشتند و به محیط آب اضافه کردن و اینجا بود که اتفاق شوکه کننده رخ داد، محقق ها دیدن که دوبارهاون گلوله های پلاسیده دوباره به حالت اول خودشون برگشتند و شروع به حرکت کردن کردند، به نوعی کهانگار از مرگ برگشته اند. البته که این توصیف اشتباهه چون اون ها از اول هم نمرده بودند و انگار فقط به یکحالت خلسه یا بهتر بگیم به یک خواب زمستانی فرو رفته بودند، و بعد از برگشت آب دوباره از خواب بیدارشدند و به فعالیت ها معمولی شون ادامه دادند انگار که نه انگار اتفاقی افتاده باشه. این ویژگی اون ها وقعامحقق ها رو بحت زده کرده بود به همین دلیل این فرایند رو دوباره تکرار کردند و بازه زمانی بی آبی اون ها روافزایش دادن به روز ها و سپس ماه ها و در اخر سال ها و در کمال شگفتی  tardigradeها تو همه شون زندهموندن و دوباره به حالت اولشون برگشتند! فرض کنید به یک موجود که به آب نیاز داره سال ها و ده ها سالآب نرسه و بعد از اینکه آب دوباره برگشت و به موجود رسید دوباره به حالت اولش برگرده و شروع به پیداکردن غذا و ادامه فعالیت هاش کنه. که واقعا اتفاق خارالعاده ایه، و نمونش رو تا به حال در هیچ یک از موجودات زنده دیگه ندیده بودند. این ویژگی  tardigradeها یا همون خرس دریایی خودمون باعث شد تحقیقتات روی این موجودات بشه و ازمایش های دیگه تو شرایط مختلف و زمان های مختلف رو روی آنها پیاده کنند و نتیجه اون ها رو نگاه کنند که تو همه ی اون ازمایش ها خرس دریایی اونا رو شگفت زده کرد، اول بیاین به سراغ ازمایش اول که مقاومت وحشتناک زیاد خرس های دریایی به آب رو بررسی کنیم و ببینیم چه اتفاق و مکانیزمی باعث این مقاومت و زنده ماندن  Tardigradeها شده،فرم tune خرس دریایی در شرایط سخت محیطیوقتی آب به خرس دریایی نرسه، بدنش شروع میشه به جمع و گلوله شدن، حجم بدنش کم و بخش هایی زیادی از اندام هاش جمع و دیده نمیشن انگار که قطع یا غیب شدن. تو این حالت چه اتفاقی درون بدن خرس دریایی میوفته؟ محقق ها بررسی که کردند دیدن تو این حالت ماده ای رو tadigrade ترشح میکنه که میاد جای آب رو درون بدنش میگیره و خود جانور هم مقدار زیادی از اب بدنش رو خارج میکنه و فقط حدود 3 الی 4 درصد اون رو درون خودش نگه میداره، این ماده پروتئینی میاد تمام بخش ها بدن رو احاطه میکنه و ثابت نگه میداره مثل یک صمغ میمونه و همه چی رو درون خودش بدون اینکه حل و تخریب کنه نگه میداره، متابولیسم خرس دریایی تو این حالت به حدود 0.01 درصد میرسه و میتونه دهه ها به همین حالت باقی بمونه بدون اینکه بمیره، (که به این مکانیزم Cryptobioses میگویند.) بعد از اینکه آب وارد محیط بشه و به جانور برخورد کنه، آب جایگزین پروتئین حفاظتی میشه و دوباره حجم جانور به دلیل قرار گیری مولکول های آب درون بدنش افزایش پیدا میکنه و متابولیسم بدنش به حالت اولیه برمیگرده. خرس دریایی در حالت hydrobisosمقاومت به دماهای بسیار بالا و پاییناینجا فهمیدیم که خرس دریایی تو شرایط بحرانی محیطی، مثل کم آبی یا عدم وجود آب، میتونه به حالتی شبیه خواب فرو بره و اینقدر صبر کنه و زنده بمونه در اون حالت تا دوباره شرایط محیطی بهبود پیدا کنه و خوب بشه اون وقت خرس دریایی با جذب آب و خارج شدن از حالت tune یا همون گلوله پلاستیکی با گذشتن از دوره بحران دوباره به حیاتش ادامه بده. محققین با دیدن این ویژگی و مقاومتش در برابر سختی عامل سختی رو تغییر دادند و این دفعه رو به تغییر دما آوردن، محققین شرایط دمایی متفاوت رو تست کردن تا ببین استانه استقامت و تحمل دمایی خرس های دریایی چقدر است، اونا با افزایش دما شروع کردن، و هی دمای محیط tardigrade ها رو افزایش دادن، محققین دما رو هی افزایش میدادن ولی tardigrade ها از خودشون ضعف خاصی نشون نمیدادن، تو این آزمایش متوجه شدن tardigrade ها میتونن دمای 157(درجه سانتیگراد)  رو تحمل کنن و زنده بمونن، یعنی بیشتر از نقطه جوش آب و بیشتر از گرم ترین نقطه روی زمین، گرم ترین نقطه ای که روی زمین ثبت شده مربوط به دشت لوت ایران خودمون هست که دمای ثبت شده حدود 87(درجه سانتیگراد) بوده در صورتی که tardigrade دمایی نزدیک به 2 برابر این دما رو میتونه تحمل کنه، ما انسان ها موجودات خون گرمی هستیم یعنی دمای بدن ما همیشه بدون توجه به دمای محیط همواره تقریبا 37(درجه سانتیگراد) ثابت میمونه، و پروتئین ها و اجزای بدن ما تو این دما بهترین فعالیت و عملکرد خودشون رو دارند، آزمایشی رو هم برای این تغییر دما انجام دادن برای تغییرات دمایی بدن در حالی که فردی روی تردمیل در حال دویدن است دما رو از کمترین حدی که یک انسان میتونه تحمل کنه به بالاترین دمایی ممکن به صورت پویا تغییر دادن و توی این تغییر دمایی گسترده دمای بدن فرد حدود 0.1 درجه تغییر کرد، چون ثابت بودن دمایی بدن امری ضروری و تغییر حتی یک درجه ای اون باعث اسیب جدی به بدن و شاید مرگ فرد بشه، برخی از موجودات به دمای بالا عادت دارند و بدنشون رو با اون دما تطبیق دادن و تنها در اون دما میتونن زندگی کنن مثل برخی از باکتری ها که در چشمه های آب گرم زندگی میکنند، ساختار چربی ها و پروتئین های خاصی دارند که به اونا در دمای بالا کمک میکنه تا زنده بمونن ولی خرس دریایی قضیه ای متفاوت است او سازگار با دمای بالا نیست بلکه میتواند این شرایط دمایی بالا رو تحمل کنه و نه اینکه در اون دما زندگی کنند، که خب این نیاز به این است که تنها در اون شرایط حساس مکانیک های خاص جهت حفاظت از موجود تو این دما فعال بشن که خب کمتر موجوداتی اند که این مکانیزم رو داشته باشند و از اون کمتر بتونن تا این حد از دما رو تحمل کنند.یه عدد tardigrade باردار :)  همون گلوله های سفید شفاف تخم های  خرس دریایی انپس از افزایش دما به سراغ کاهش دما رفتند، اون ها در یک قطعه یخ قطبی، tardigrade ها رو پیدا کردند، و متوجه شدند که tardigrade ها میتوانند در دمای -20 درجه سانتی گراد به مدت 30 سال زنده بمانند که رقمی باورنکردنیه ، از اون متعجب تر دانشمندا دما رو بیشتر کاهش دادند و دیدن tardigrade ها در دمای -200 درجه سانتی گراد به مدت چند روز زنده مانند، رقمی واقعا دیوانه کننده، برای درک بهتر این عدد باید بدونید که کمترین دمایی ممکن موجود در جهان دمای -273 درجه سانتی گراد است که به آن صفر کلوین میگویند، مقاومت این جانور در این گستره دمایی واقعا دیوانه کننده است وقتی دمای محیط از 0 کمتر میشود دراین حالت آب شروع به یخ زدن میکند و کریستال های تیزی را ایجاد میکند، از انجایی که اکثر بدن موجودات را آب تشکیل داده این کاهش دما باعث یخ زدن آب درون بدن و پاره شدن سلول ها و اندام های فرد میشود و ر نهایت باعث مرگ موجود میشود، tardigrade با ترشح پروتئین خاص که مانع تشکیل این یخ ها میشود مانع اسیب دیدن اندام هایش میشود این تکنیک روشیشه ای شدن میگویند که خب سختی این کار این است که باید تمام بدن به طور همزمان سرد بشه تا مانع از ترک خوردن و اسیب بدن بشه که tardigrade این کار رو به خوبی انجام میده، در پادکست قبلی به موضوع CRYONICS  صحبت کردیم، مبحثی که در آن سعی میشود انسان ها را منجمد کرد بدون آنکه اسیبی ببیند برای مدتی طولانی حفظ کرد در این حالت وقتی دما از حدی کاهش پیدا کند بدن پیر نمیشود و این عمر نیز برای حفظ موجود کافی است اما چالش اصلی آن نحوه سرد کردن صحیح و سپس حارج کردن از این حالت بدون اسیب دیدن است، کاری است که ما انسان ها همچنان در انجام دادنش ناتوانیم ولی مثل اینکه tardigrade ها نه تنها این عمل را میدانند بلکه در انجام دادن آن هم استاد اند و در اینده ممکن است به ما در رسیدن به جاودانگی با سرد کردن بدن کمک شایانی کنند،مقاوم نسبت به فشارنکته دیگر خرس های دریایی میزان تحمل بالای آنها به فشار است، فشار نیرویی است از طرف مولکول های هوا به بدن فرد، یا به عبارت دقیق تر نیروی مولکول های درون ظرف محصور به بدنه ظرف است، فشاری که ما انسان ها در طول روز با آن برخورد داریم به صورت دائمی 1000000 پاسکال یا همان یک اتمسفر است، دانشمندان در گودال ماریا که عمیق ترین نقطه بر روی کره زمین است tardigrade ها رو پیدا کردند یعنی فشاری حدود 6000 اتمسفر را میتواند تحمل کند،این فشار به تنهایی برای کشتن 99 درصد موجودات جهان کافیه و انسان تو این فشار به سرعت تکه تکه و منفجر میشه. در صورتی که آنها میتوانند 6 برابر این فشار را تحمل کنند، من نحوه مقاومت tardigrade ها رو در این فشار رو نمیدونم و اونقدر تحقیقی در مورد مکانیزم های سلولی اون در برابر این ویژگی ها رو نکردم صرفا یه تحقیق چند ساعته در اینترنت و دیدن ویدیو های مختلف بوده است (پس اگر اطلاعات من ناقص و یا عمیق نیست معذرت میخواهم و اگر شما چیز بیشتری در مورد آنها میدانید خوشحال میشویم در بخش نظرات، نظر خودتون رو  با ما به اشتراک بذارید تا دیگران هم از این اطلاعات استفاده کنند) خب بر گردیم به ادامه ی موضوع. ولی اگر فکر میکنید این مقاومت tardigrade ها به این شرایط سخت باعث شده وارد جایگاه اول لیست ما بشه سخت در اشتباهید چون هنوز خرس دریایی قدرت هایی داره که میتونه ما رو شگفت زده تر بکنه، شما هم فاجعه هسته ای چرنوبیل رو شنیدید که توی این حادثه مواد رادیواکتیو نشت پیدا میکنه و جان عده ی زیادی رو میگیره نه تنها انسان بلکه به حیوانات ان منطقه اسیب زد و دولت شوروی برای جلوگیری از پخش شدن بیشتر این مواد تمام موجودات و درختان اون منطقه رو از بین برد و همچنان اون منطقه خالی از سکنه است و هنوز انسان بدون تجهیزات خاص نمیتونه وارد اون منطقه بشه میزان لول رادیو اکتیو در فاجعه چرنوبیل 300 gry بود که 5gry ان برای کشتن انسان کافی است، حال tardigrade ها میتوانند تا 6000gry را تحمل کنند، 20 برابر بیشتر از میزان تششعات چرنوبیل، این موجودات میتوانند از انفجار بمب هسته ای تمام شوند پس یکی از معدود موجوداتی اند که میتواندد پس از اخرالزمان هسته ای زنده بمانند و حیات رو در کره زمین ادامه بدن اون ها با تولید pro  های خاص به نام damage suppressor باعث حفاظت از DNA و مانع تخریب DNA توسط اشعه های گاما میشود،همچنین اون ها با رفتن در حالت tune در شرایط عدم اکسیژن به مدت چند روز میتوانند زده بمانند آن هم با کاهش متابولیسم بدنشون و بیحرکت ماندن.بی حرکت ماندن خرس دریای در حالت کمبود اکسیژن.سفر به فضا!همه ی این ازمایش ها و دیده ها باعث شد تو سال 2007 سامانه فضایی اروپا هنگامی که تیمی از دانشمندانش را به فضا برد تعدادی از tardigrade ها را نیز با آنها به فضا فرستاد، فضانوردان آنها را در محیط فضا که خلا بود به مدت چند روز قرار دادند، و نتیجه به طرز دیوانه واری باورنکردنی بود، در شرایطی که اشعه های خورشید به طور مستقیم و بدون هیچ فیلتری به آنها تابیده میشد، دمای به شدت پایین فضا، و خلاء و عدم وجود اکسیژن جو تعدادی از tardigrade ها همچنان زنده مانده بودند، که همین ازمایش به تنهایی ثابت میکنند که قوی ترین و سخت ترین موجود کره زمین چیزی جز خرس آبی نیست و میتوان آن ها را به راحتی سوپر من نامیدپایان بندیالبته که تمام این ویژگی ها اون ها رو جاودانه نکرده، اون ها اصلا نامبرا نیستند بلکه به دلیل اندازه کوچکی که دارند به راحتی توسط تک سلولی های بزرگتر خورده میشوند، و از این نظر به شدت اسیب پذیراند. همچنین آنها اصلا اکستروموفیل نیستند. و شرایط طبیعی با غذای کافی را دوست دارند و ترجیح میدهند.فکر کنم با دونستن این اطلاعات شما هم علت این انتخاب را متوجه شدید و با من هم نظرید که تنها موجودی که تا امروز شناخته شده است و لیاقت دست یافتن به عنوان سخت ترین موجود و جان سخت ترین را دارد. همین خرس دریایی است. این موجود در تمام نقاط زمین پیدا میشه، از اعماق اقیانوس ها تا در نزدیک دهانه اتشفشان ها، همگی گواه بر این است که او ساکن اصلی زمین است.خرس دریایی با داشتن این ویژگی های منحصر به فردی که دارد ولی اصلا دلش نمیخواهد در شرایط سخت و دشوار زندگی کند، او اصلا اکستریموفیل(سخت دوست) نیست، اون ها دسته ای از باکتری ها و ارکی باکتری ها هستند که دوست دارند در مناطق سخت زندگی کنند، در صورتی که خرس دریایی اصلا اینطوری نیست، اون بیشتر شبیه ماست، ما دوست داریم یک زندگی معمولی با غذا و تفریح استراحت کافی داشته باشیم، درسته که زندگی گاهی اوقات سخت میشه، (البته تو ایران اکثر مواقع اینطوریه)، و ما میدانیم باید در برابر این سختی صبر و مقاومت از خودمون خرج بدیم و میدونیم که این سختی ها اومدن تا برن، خرس دریایی صرفا موجود صبور و مقاومیه و امید داره که یه روز این سختی و این شرایط بد از بین میره پس صبر میکنه و هرگز تسلیم نمیشه تا روز های بهتر خودشون رو نشون بدن.</description>
                <category>Dark Science</category>
                <author>Dark Science</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jun 2023 22:52:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انگل ها و ویروس های زامبی کننده واقعی!</title>
                <link>https://virgool.io/@DarkScience/%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D9%85%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-heppl7ckdgoe</link>
                <description>کلیکر زامبی بازی the last of usالان که به این پادکست گوش میدید(در ابتداه قرار بود این متن پادکست بشه که هیچوقت نشد:(. )، احتمالا سریال the last of us رو دیده باشید، یا حداقل اسمش و داستانش به گوشتون خورده، داستانی که زیاد تو فیلم و سریال های مختلف و حتی ویدیو گیم، در موردشون شنیدیم و دیدیم. یک ویروسی از ناکجا آباد پیدا میشه، و انسان ها رو تبدیل به مردگان متحرک میکنه ادم هایی که دیگه نشانی از زندگی تو چشماشون دیده نمیشه و خوراکشون شده انسان های زنده دیگه، این ایده هم توی سریال the last of us یا بهتر بگم تو بازی اون تو سال 2013 پیاده شده بود، یه انگل قارچی انسان رو آلوده و شروع به کنترل کردن ذهن و بدنش میکنه، رفتارهایی رو از خودش نشون میده که تا قبل از اون اصلا بهشون فکر نمیکرده و شروع به کشتن عزیزترین افراد زندگیش میکنه، قارچی که تو بدن رشد میکنه و بعد از چند سال از زیر پوست قربانیش بیرون میاد و سطح چشم ها و سر رو می‌پوشونه اینقد رشد میکنه که دیگه چیزی از بدن فرد باقی نمیمونه و در نهایت تمام بدن تبدیل به قارچ میشه. به طوری که هیچ جوره دیگه نمیشه به اون فرد گفت انسان.انگل های زامبی کنندهجزئیاتی که وجود داشت تو داستان واقعا جالب بود برام چون کمتر تو داستان ها به این چیز ها اشاره میکنن &quot;صرفا یه ویروسی اومد و دنیا رو تغییر داد&quot; ولی اینجا خیلی سعی کردن تا جزئیات منطقی رو برای این پاندمی و این انگل اجرا کنن که به نوبه خودش جالب بود حقیقتش تو این قسمت قرار نیست در مورد داستان بازی یا سریال the last of us صحبت کنیم نه من منتقد سینمام و نه اینجا جایی برای نقد فیلم و سریال هستش، خب حالا ممکنه این سوال براتون پیش بیاد پس چرا من الان دارم در مورد سریال the last of us  صحبت میکنم؟ خب موضوع این قسمت پادکستمون کاملا بی ربط به این سریال نمیشه بلکه یه جورایی بهش ربط داره و اصلا برای همین هم شروع به نوشتن این قسمت پادکست کردم، موضوعی که زمانی که بازیش رو تموم کردم پسر عمم در موردش بهم گفت، اون گفت که ایده ی انگل این بازی از یک انگل واقعی نشات گرفته که مورچه ها رو آلوده میکنه! الان تو سال 2023 هستیم و چند سال پیش بود که با یه پاندمی ویروسی بزرگ روبه روشدیم، آیا ممکنه که پاندمی بعدی که رخ میده یک اخرالزمان زامبی باشه؟، ایا میشه یک انگل یا ویروسی بدنمون رو کنترل کنه؟ ایا زامبی ها میتونن واقعی باشن؟؟در حالا حاضر این داستان ها تنها تو فیلم ها و بازی ها اتفاق میوفته و جای نگرانی نیست اصلا،،البته کههه ،،نه کاملا! چرا که توی این قسمت میخوایم ویروس ها و انگل هایی رو بررسی کنیم که توانایی این رو دارن بدن میزبان خودشون رو کنترل کنن و اون ها رو تبدیل به زامبی و برده کنن از جمله انگل داستان the last of us .انگل شماره 1: Gordian wormانگل شماره 1: Gordian wormاولین انگلی که میخوایم به سراغش بریم انگل Gordian worm یا &quot;کرم کور&quot; هستش، انگل باریک و لوله شکلی که میزبانش جیرجیرکه. این انگل برای جفت گیری به محیط آبی نیاز داره در حالی که جیرجیرک محیط خشک رو ترجیح میده، زمانی که انگل وارد جیرجیرک میشه شروع به حرکت کردن به طرف مغز میکنه، و مغز جیرجیرک رو کنترل میکنه تو این زمان جیرجیرک به طور دیوانه واری به اطراف میپره بدون اینکه خودش بخواد، و انگل جیرجیرک رو مجبور میکنه به سمت آب بره و توی آب بپره، محیطی مناسب که انگل بتونه خودش رو تکثیر کنه، وقتی جیرجیرک وارد آب شد انگل از بدن اون خارج میشه و تخم هاش رو تو آب رها میکنه، این تخم ها توسط حشرات کوچیک آب خورده میشن و تخم انگل وارد بدن اون ها میشه، این حشرات بعدا توسط جیرجیرک های دیگه خورده میشن و اینجوریه که چرخه انگل تکرار میشه.حقیقتی ترسناک، که یه موجود بسیار کوچیک که با چشم دیده نمیشه میتونه میزبان خودش رو که چند 100 برابر بزرگتر از خودشه رو کنترل کنه!، و اینکه دانشمندا هنوز نتونستن متوجه بشن این انگل چطور این کار رو میکنه.و میتونه مغز و بدن جیرجیرک رو کنترل میکنه!انگل شماره 2: ویروس هاریاننگل شماره 2 یک ویروسه؛ ویروس هاریموجود بعدی که میخوایم در موردش صحبت کنیم یه ویروس هستش؛ ویروس هاری، احتمالا اسم این ویروس به گوشتون خورده، ویروسی که پستانداران مخصوصا سگ ها رو آلوده میکنه، وقتی ویروس سگی رو آلوده کنه از طریق عصب به مغز سگ حرکت میکنه که باعث تورم و مرگ سگ میشه، البته که قبل از مرگ باعث تهاجمی تر شدن سگ با ترشح بزاق و تحریک سیستم ایمنی میزبان خودش میشه، به طوری که بلعیدن اون بزاق برای سگ سخت میشه و هر چقدر ببلعدش دوباره ترشح میشه، همین ترشح بزاق باعث تحریک و تهاجمی تر شدن سگ میشه به طوری که به هر موجود دیگه ای اطراف خودش حمله میکنه و اون ها رو گاز مگیره، همون طوری که ویروس نیاز داره. مقدار زیادی ویروس تو بزاق سگ وجود داره که منتظرن با گاز گرفتن وارد بدن میزبان جدیدشون بشن و اینطوریه که ویروس هاری خودش رو پخش میکنه، دقیقا مثل زامبی ها!انگل شماره 3: cordyceps fungusقارچ زامبی کننده‌ی the last of usانگل بعدی که به سراغش میرویم همون انگل سریال the last of us است قارچ cordyceps fungus که به قارچ زامبی معروفه، این قارچ مورچه های استوایی رو آلوده میکنه و توانایی این رو داره که یک کلونی کامل از مورچه ها رو نابود کنه، مورچه ها تو بحث آلودگی به شدت حساس هستن، چون جامعه شلوغی دارن و آلوده شدن یکیشون باعث میشه به سرعت این آلودگی به بقیه شون سرایت کنه، برای همین هم مورچه های آلوده رو از کلونی اخراج میکنن و وقتی که مورچه آلوده مُرد، جسد اون رو به یه جای دور منتقل میکنن، سخت گیری هایی که برای بقای اون جامعه لازمه!. البته که این سخت گیری ها برای یک موجودی که همون نزدیکی ها زندگی میکنه معنی نداره، یعنی قارچ cordyceps، این مورچه ها معمولا تو ارتفاع بالا زندگی میکنن ولی وقتی که یکی از مورچه ها برای گشت زنی و پیدا کردن غذا به پایین حرکت میکنه در دسترس هاگ های قارچ cordyceps قرار میگیره، این هاگ وقتی روی اسکلت خارجی مورچه قرار بگیره، اسکلت رو سوراخ و وارد بدن مورچه میشه بعد از اون مورچه تا چند روز علائم و واکنش خاصی از خودش نشون نمیده و زندگی معمولی خودش رو ادامه میده .وارد کلونی میشه و کسی متوجه آلوده بودن اون نمیشه، بعد از چند روز یه دفعه شروع به حرکات غیر عادی و نامعمول میکنه، جوری که انگار با چیزی درگیره بعد از اون مورچه از کلونی دور و به سمت پایین درخت حرکت میکنه قارچ اون رو وادار میکنه به نقطه ای بره که دقیقا برای رشدش مناسبه، مورچه به سمت برگ حرکت میکنه و همونجا ثابت میمونه؛ برای اینکه به خاطر باد و لرزش برگ از جای خودش کنده نشه آرواره های خودش رو توی برگ فرو میکنه و چند هفته همونجا ثابت میمونه، مورچه از گرسنگی میمیره ولی قارچی که داخلشه هنوز زنده است و در حال رشده، بعد از 3 هفته لوله ای از گردن مورچه به بیرون رشد میکنه بزرگ بزرگ تر میشه و در انتهای لوله کیسه ای شامل میلیون ها هاگ رشد میکنه، این هاگ ها به بیرون تراوش میکنن و مورچه بعدی رو آلوده میکنن، دوباره این فرایند اتفاق میوفته و مورچه بعدی رو آلودهمیکنه همینطور این چرخه اتفاق میوفته تا اینکه تمام مورچه های اون کلونی، آلوده و تبدیل به زامبی و در نهایت انقراض کلنی.قارچ cordyceps بدن مورچه را تحت کنترل در آورده  و رشد کردهدانشمندا آزمایشی طراحی کردن با این قارچ و مورچه و در 90 درصد موارد مورچه ها به برگی با ارتفاع 25 سانتی متری در صورتی که بدنشون رو به شمال بود میرفتند، ازمایشی که تصادفی بودن رفتار مورچه ها را رد و تاییدی بر کنترل مورچه ها توسط قارچ یا به عبارتی زامبی شدن مورچه ها کرد، ما هنوز نمیدونیم که این قارچ چطور مورچه رو کنترل میکنه، دانشمندا ابتدا حدس میزدن قارچ با کنترل کردن مغز مورچه و تغییر در اون قارچ رو وادار به این رفتار میکنه به همین دلیل با میکروسکوپ و اسکن کردن بدن مورچه شروع به تشریح مورچه الوده کردن، بدن مورچه از 3 قسمت تشکیل شده سر سینه و شکم، قارچ در تمام این ناحیه ها به خصوص پاها وجود داشت ولی در کمال تعجب اصلا اثری از قارچ در مغز مورچه وجود نداشت، سوالی که پیش میاد اینه که پس چجوری قارچ میتونست بدن مورچه رو کنترل کنه ؟بدون اینکه به مغز جانور وارد بشه!، با تشریح بیشتر و کمک از هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ مدلی از نحوه الوده شدن بدن مورچه به قارچ ساخته شد، تو این مدل سلول های قارچ توسط لوله ای به همدیگه مرتبط شده بودن و بعضی از این سلول ها سلول های ماهیچه ای مورچه رو احاطه کردن، این لوله نه تنها به سلول های قارچ متصل بلکه وارد سلول ماهیچه ای مورچه هم شده و در اونجا شروع به رشد کرده ، سلول های قارچ با سیستمی که به تمام سلول های ماهیچه ای مورچه متصل شده بودن شروع به کنترل و تحریک ماهیچه های بدن کرده اونم بدون نیاز به مغز مورچه برای انجام این کار. یکی دیگر از قربانیان قارچ  Cordycepsاین یعنی اینکه مورچه در زندان بدن خودش حبس شده، در صورتی که مغز هنوز سالمه ولی بدن از اون پیروی نمیکنه و مورچه میتونست متوجه بشه که پاهای اون کاری بر خلاف اراده خودش انجام میدن در تمام این مدت مورچه اگاهه و زنده است ولی کاری از دستش بر نمیاد، در حالی که قارچ از منابع بدن مورچه برای رشد و تسخیر بیشتر بدن مورچه استفاده میکنه و شبکه خودش رو قوی تر میکنه، مورچه بعد از چند روز از گرسنگی میمیره ولی ارواره های اون هنوز در برگ فرو رفته و جسد مورچه که الان به طور کامل در اختیار قارچ قرار گرفته ثابت باقی میمونه. این که چه نوع سیگنالی قارچ به سلول های ماهیچه ای میفرسته که اون ها رو کنترل کنه هنوز ناشناخته باقی مونده و ما نمیدونیم چطور قارچ مورچه رو کنترل میکنه، ایا با دستکاری نورو ترنسمیتر ها اینکارو انجام میده یا با ترشح هورمون؟ یا ترکیبی از این دو، جواب این ها هنوز در تاریکی وجود داره.نحوه آلوده شدن مورچه ها توسط قارچ cordycepsگونه های مختلفی از این قارچ شناخته شده که حشرات مختلفی رو الوده میکنن، از زنبور، سوسک تا عنکبوت وبقیه حشرات، همه ی این ها میتونن قربانی قارچ CORDYCEPSیا بهتر بگیم قارچ زامبی بشن.یکی دیگر از قربانی های cordycepsهنوز لیست انگل های کنترل کننده بدنمون تموم نشده انگل بعدی که میخوام در موردش صحبت کنم اسمش Leukocloridium است.انگل شماره 4: Leukocloridium انگل Leukocloridium به چشم حلزون رفته و در آنجا با تغییر رنگ جلب توجه میکندانگل شماره 4 Leukocloridium هستش میزبان این انگل حلزونه، وقتی این انگل وارد بدن حلزون میشه، خودش رو به سر جاندار میرسونه، رشد میکنه و از اونجا به چشم ها و مغر جرکت میکنه، و حلزون رو وادار میکنه به بخش های مرتفع و باز بره همچنین انگل که در چشم های حلزون قرار داره بدنی رنگا رنگ داره و در چشم تکان میخوره این حرکت رنگ ها باعث میشه حلزون راحت تر در تیررس پرنده های شکارچی قرار بگیره، حلزون توسط پرنده خورده میشه و انگل وارد بدن پرنده میشه، با مدفوع پرنده انگل به محیط بیرون پخش میشه و اگر حلزون دیگری برگی که الوده به مدفوع اون پرنده است رو بخوره، چرخه تکرار میشه.برای اینکه یک انگل بتونه به بقای خودش ادامه بده و منقرض نشه باید بتونه آلودگی رو پخش کنه، از اونجایی که زندگی انگل به میزبان خودش بستگی داره در صورت مرگ میزبان انگل هم منبع غذاییش از بین میره و در نهایت خودش هم با میزبان میمره، که خب اصلا شرایط ایده آل و دوست داشتنی برای یک انگل نیست، انگل نیاز داره که خودش از بدن یک میزبان به میزبان دیگه برسونه، تو انگل های معمولی این کار توسط مایعات و مدفوع و کل هم ترشحات بیرونی میزبان انجام میشه، چیزی که این انگل leukocloridium رو خاص میکنه اینه که اون میزبان خودش رو قربانی شکارچی میکنه تا از طریق ترشحات اون پرنده یا همون شکارچی ما بتونه خودش رو پخش کنه و ارتش زامبی بیشتری رو تولید کنه، اون به عمد حلزون رو محبور به حرکت به سمت فضاهای باز میکنه همچنین خود انگل وارد چشم حلزون میشه و از اونجایی که پوست حلزون شفافه به راحتی رنگ انگل در چشم ها دیده میشه، اون با حرکت کردن در چشم حلزون و به کمک رنگ های درخشانی که داره به راحتی باعث میشه حلزون توسط گنجشک ها و کلاغ ها دیده بشه مکانیزیمی مرسوم در انگل های زامبی کنندهاینکه چجوری انگل ما متیونه حلزون رو وادار به چنین کاری بکنه هنوز ناشناخته مونده ولی اگر فکر میکنید ما در برابر انگل های زامبی کننده مصون هستیم بهتره که به دو مورد بعدیمون گوش بدیدانگل شماره 5: پلاسمودیومانگل پلاسمودیومانگل پلاسمودیوم: این انگل عامل بیماری مالاریا هستش، انگلی که سالانه 100 میلیون نفر رو آلوده میکنه، انگل معروفی هستش و مطمئنن اسمش به گوشتون خورده، این انگل توسط پشه منتقل میشه، وقتی انگل وارد بدن پشه بشه، انزیمی ترشح میکنه که تغذیه پشه دچار اشکال میشه، در نتیجه پشه رو مجبور به نیش زدن های بیشتر و طولانی تر میکنه، انگل با نیش زدن وارد بدن ما میشه و فرد دچار بیماری مالاریا میشه، همچنین تحقیقات نشون داده شده که فرد الوده شده پشه های بیشتری رو به خودش جذب میکنه و باعث میشه پشه های مختلف به سمت فرد الوده حرکت کنن و اون رو نیش بزنن، نیش زدن انسان الوده باعث الوده شدن پشه میشه و اینطوری چرخه پشه تکمیل و انگل پخش میشه. این که انگل پلاسمودیوم چکار تو بدن ما میکنه که باعث میشه پشه های دیگه به سمت اون فرد جذب بشن، رو نمیدونیم و حقیقتش خودم هم تحقیقی در این مورد نکردم ولی تصور اینکه انگل بتونه ارتشی از پشه ها رو در اختیار بگیره و اونا رو مثل برده هایی برای گسترش نسل خودش استفاده کنه به تنهایی کافیه تا پی ببریم این انگل تا چه حد زیرک و ترسناکه.انگل شماره 6: Toxoplasma gondiaموش آلوده به این انگل به سمت گربه جذب شده!تاکسوپلاسما (Toxoplasma gondia): میزبان حد واسط اون معمولا گربه ها هستن، این انگل تو مدفوع گربه وجود داره و وقتی میزبان اصلی اون که یک موش است مدفوع گربه الوده رو بخوره باعث میشه موش هم آلوده بشه. انگل باعث کاهش سطح شیمیایی مغز موش میشه و باعث میشه که موش در برابر گربه احتیاط کمتری داشته باشه، یعنی از اون فرار نکنه و حتی در مواردی موش شکارچی خودش رو دوست داره!، و به سمتش جذب میشه، این کار باعث میشه موش لقمه راحتی برای گربه بشه. اینکه انگل چجوری این کار رو میکنه برای ما ناشناخته است. نکته بعدی که در مورد این انگل وجود داره اینه که تعداد زیادی انسان به این انگل الوده هستن، از اونجایی که گربه حیوان خانگی خیلی از خانوداه ها است این انگل راه خودش رو به درون بدن ما پیدا کرده ولی آیا برای انسان خطری ایجاد میکنه؟ تحقیات به طور قطعی تایید نکردن که این انگل باعث میشه ما هم رفتاری مشابه موش ها داشته باشیم، برای اینکه انگل بتونه زنده بمونه و به بقای خودش ادامه بده نیازمند یه چرخه است از اونجایی که گربه های خونگی نمیتونن ما رو بخورن این چرخه عملا در بدن ما وجود نداره، پس انگل تو بدن ما چکار میکنه؟ تحقیقات بیشتر در رابطه با این انگل نشون داده که کسایی که دچار این انگل هستن ری اکشن تایمشون یا زمان واکنشون کمتر از افراد عادی شده، البته تو این گزارش گفته شد باعث افزایش احتمال اسکیزوفرنی هم تا 50 درصد ممکنه بشه و خب این سوال رو به وجود میاره ایا واقعا این انگل میتونه روی ما تاثیر بذاره؟ از لحاظ ژنتیکی ژنتیک ما با موش ها بسیار به هم نزدیکه به همین دلیل موش یه نمونه ازمایشکاهیی خوب برای بررسی دارو ها به حساب میاد، برخی از دانشمندان معتقد اند از اونجایی که گربه های اهلی تنها چند هزار ساله به وجود اومدن ممکنه این انگل در گذشته روی ما اثر داشته، البته که انسان خوراک گربه های اهلی نمیشد ولی خب در گذشته گربه سانان بزرگتری وجود داشتن، همینطور که الانم وجود دارن و یکی از دشمنای مهم انسان به شمار میرفتند، مثل پلنگ و شیر و ببر، دانشمندان معتقدن که در گذشته این انگل باعث میشد ما به راحتی توسط پلنگ ها شکار بشیم یعنی دقیقا کاری که با موش های امروزی میکنه. هیمنطور که الان با میمون ها میکنه شاید فقط یک جهش کوچیک توی این انگل کافی باشه تا داستان اخرالزمانی ما رقم بخوره!؟پرورش قارچ زامبی cordycepsاینا تعدادی از بیشمار انگل کشف نشده بودن که میتونن بدن میزبان خودشون رو کنترل کنن سوالی که پیش میاد اینه که آیا واقعا آخرالزمان زامبی اتفاق میوفته؟ آیا واقعا ممکنه روزی پاندمی مثل پاندمی سریال the last of usاتفاق بیوفته ؟ هر چند خودم امیدوارم که تمام این داستان ها تنها تو فیلم و سریال ها اتفاق بیوفته ولی با تحقیقاتی که اخیرا انجام شده و تکنولوژی که روز به روز در حال پیشرفته مخصوصا علم مهندسی ژنتیک که میتونه محتوای ژنتیکی یه جاندار رو تغییر بده و از اونجایی که طبیعت جنگلی تاریکه که تو اون گونه ها و موجوداتی وجود داره که ما هنوز از خیلی از اون ها بی خبریم . درسته جواب به این سوال ها نمیتونه آره باشه ولی قطعا نه هم نمیتونه باشه.شایدم همین الان یه کشوری توی آزمایشگاه های سری خودش مشغول کار بر روی یکی از این ویروس ها و انگل ها باشه تا اون جوری که میخوان اون انگل رو مهندسی کن تا به عنوان سلاح بیولوژی موثر در جنگ ها ازش استفاده کنن کاری که نمونه هاش رو تو تاریخ بشر به وفور ببینیم، از ازمایشگاه مخوف ژاپنی ها در جنگ جهانی دوم تا آزمایشگاه های سری آمریکا و چین و روسیه که امروزه وجود دارند.برای نکته اخر باید بگم اگر پس از شنیدن این پادکست نگران قارچ زامبی یا همون کوردیسپز ما شدید باید بگم این قارچ تو چین به عنوان یه قارچ دارویی خوراکی شناخته میشه و این قارچ برای سیستم ایمنی و کلیه ها مناسبه و خب تو فروشگاه ها و عطاری هاشون به فروش میرسه.:) قربان شما و خدافظقارچ cordyceps محصولی در کشورهای اسیای شرقی که برای فروش قرار گرفته</description>
                <category>Dark Science</category>
                <author>Dark Science</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jun 2023 23:24:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>