<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Designers Community</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@DesignersCommunity</link>
        <description>جایی که باهم درباره طراحی رابط کاربری، تجربه کاربری و طراحی محصول می‌خوانیم می‌نویسیم و یاد می‌گیریم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:49:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/117223/avatar/m6jGjl.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Designers Community</title>
            <link>https://virgool.io/@DesignersCommunity</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازسازی (Refactoring) در برابر بازطراحی (Redesigning)</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-refactoring-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-redesigning-r4eiiskcpttx</link>
                <description>بیشتر پروژه های توسعه و طراحی که شما روی آن ها کار خواهید کرد، پروژه های در حال انجام یا پروژه هایی هستند که از صفر شروع نمیشوند و قبلا روی آن ها کار شده است. بخصوص اگر بخواهید برای شرکت ها کار کنید.رویای همه‌ی آدمها طراحی، نوشتن، کار در ابتدای پروژه، توسعه و اجرای یک سرویس یا نرم افزار کاملا تازه است. رویای بنیان گذاران استارتاپ ها!اما حتی اگر کار خود را روی پروژه های که فکر می کنید جدید هستند، شروع کنید، بازهم دیر یا زود باید تغییراتی روی آن انجام دهید و آن را بهبود دهید. بعضی اوقات این تغییرات بسیار گسترده است، و برای ورژن بندی این تغییرات باید از ورژن 1.0 به ورژن 2.0 بروید.خیلی قبلتر، در سال 2000 میلادی، چوئل اسپلسکی نوشت که طراحان ...در واقع در قلبشان معمارند! و با دیدن وبسایت، اولین کاری که میخواهند انجام دهند این است که با بولدوزر آن را بکوبند و از نو بسازند! ما با بهبود و نوسازی تدریجی، زیاد هیجان زده نمیشیم: سرهم بندی، بهبود و سپس کاشت دسته گل!خب نه دقیقا! چون اسپلسکی داشت در مورد برنامه نویس ها صحبت می کرد، اما امروزه میتوانید از این جمله برای توصیف طراحان هم استفاده کنید.یک UI یا سیستم طراحی (design system) یا استایل ها، بدلیل تغییر نام تجاری شرکت یا بِرند، سرویس یا نرم افزار جدید، یا حتی تغییر سلیقه شرکا، رییس و مشتریان، نیاز به بروزرسانی و انطباق دارد.وسوسه همیشه به ما میگوید &quot;باید همه چیز را از صفر باز طراحی کنیم&quot;. &quot;بیا از اول شروع کنیم&quot;.در برنامه نویسی، وقتی میخواهید تغییرات بدهید 2 تا انتخاب دارید: بازنویسی یا تغییر شکل مجدد.از برنامه‌ای که طولانی مدت استفاده شده، شاید بنا به دلایل مختلف نیاز به بازنویسی داشته باشد. نرم افزار روی سخت افزارهای متفاوتی مورد استفاده قرار می گیرد، نوشته شدن برنامه با یک زبان برنامه نویسی منسوخ شده یا توسط تیمی نوشته شده است که دیگر وجود ندارد بنابراین هیچ کس نمیتواند آن را نگهداری کند، نرم افزار قرار است با سایر نرم افزارها به صورت یکپارچه یا در ارتباط باشد و ... .در طراحی هم همینطور است و تفاوت چندانی وجود ندارد. شرکت قصد دارد تا نرم افزار یا کتابخانه ای که قبلا طراحی شده را تغییر دهد. سیستم طراحی که ایجاد شده دیگر جوابگوی خدمات و وِیژگی های محصول نیست. تِرِند های جدید طراحی میتوانند ظاهر App را بروزتر کنند و ... .سیستم طراحی خیلی خوب قابل درک است ولی مستندات و داکیومنت وحشتناکی دارد.دلیل آن مهم نیست، که تغییرات نرم افزار یا طراحی باشد. زمان زیادی برای بازنویسی یا بازطراحی ندارید.در برنامه نویسی وقتی یک برنامه کار می کند واضح است که باگ ها و اشکالات آن در کمترین میزان ممکن است. اما در طراحی اینطور نیست و مانند برنامه نویسی خیلی واضح نیست.چه زمانی بازنویسی اختیاری نیستزمانی که من مسئول استراتژی جدید برای دانشگاه بودم، باید در نظر می گرفتیم چگونه باید با تغییرات و مشکلات ناشی از افزایش پذیرش دانشجویان مقابله کرد.کار قبلی من انجام شده بود. در واقع این کار قبلا چندین بار انجام شده بود. بیاید اشاره کوتاهی به لوگو بکنم.دو مدل لوگوی اصلی وجود داشت. خب، یکی از آن ها یک سپر یا نشانه لباسی بود و دیگری یک لوگو بود، اما آنها این دو را بجای هم استفاده می کردند.2 یا 3 فایل image متفاوت از لوگو و آرم روی لباس دانشگاه وجود داشت. تفاوتی نه چندان بزرگ برای افراد غیر متخصص اما در عین حال مهم برای بخش بازاریابی دیجیتال و تبلیغات چاپی.جزئیات ظریفی در شکل، نوع فونت و حتی پارامتر hue تنها بخش کوچکی از مشکل ما بود. مشکلات بزرگتری داشتیم مثل اینکه، لوگو بصورت bitmap ذخیره شده بود و هیچ فایل وکتوری از آن وجود نداشت.بدتر از این ها، لوگو خیلی قابل بخاطر سپردن، انطباق پذیر و قابل استفاده بصورت تک رنگ نبود. تایپوگرافی خیلی عمومی و ساده بود.اولین وسوسه این بود که از صفر آنها را بازطراحی کنیم و با لوگو این کار را شروع کنیم. اما با 2 مشکل برای انجام این کار مواجه شدیم.اولین مشکل، این بود که زمان کافی قبل از شروع کمپین بازاریابی نداشتیم. دوم اینکه لوگو در تبلیغات زیرساختی در حال استفاده بود.ما تصمیم گرفتیم بجای بازطراحی آن را مجددا تغییر شکل دهیم.ما یکنواخت سازی لوگو را از نظر شکل و رنگ انجام دادیم. بخش حیاتی تایپوگرافی را نگه داشتیم اما تغییرات جزئی برای بهبود آن انجام دادیم. ما فونت جدیدی طراحی نکردیم فقط حروفی که در حال استفاده بود را طراحی کردیم.برای طراحان فایل وکتور-محور و فایل bitmap در چند سایز و رزولوشن، برای چاپ و اسناد، نام تجاری (بِرند) و استایل دستی برای ایجاد تمایز بین لوگو و آرم روی لباس دانشگاه ساختیم.ما میدانستیم که در آینده نه چندان دور باید همه چیز را بازطراحی کنیم اما در آن زمان نه.بازسازی (Refactoring)از تعریف معنی Refactoring توسط آقای مارتین فاولر خوشم آمد:&quot;بازسازی (Refactoring) فرآیند تغییر یک سیستم نرم افزاری است به گونه ای که باعث تغییر در رفتار خارجی کد نمی شود اما ساختار داخلی آن را بهتر می‌کند.&quot;دوباره بگم که این جمله را میتوانید برای طراحی هم استفاده کنید. چیزی که در این تعریف دوست دارم این است: &quot;ساختار داخلی را بهتر می‌کند&quot;.در برنامه نویسی مانند طراحی، مشکل بازسازی (Refactoring) این است که در پایان، همه چیز مانند قبل به نظر میرسد. هیچ تغییر مشهودی در برنامه یا طراحی وجود ندارد.خب، در طراحی بر خلاف برنامه نویسی، تغییرات ظاهری وجود دارد اما این تغییرات زیاد به چشم نمی آید.عناصر در UI، می توانند نسبت بدی با سایر عناصر داشته باشند یا داخل یک گرید طراحی نشده باشند و یا داخل یک لایه. وبسایت می تواند از رنگ های متفاوتی بجای یک پالت رنگی ثابت استفاده کند. اما اپلیکیشن نمی‌تواند آماده‌ی accessibility standards (استانداردهای دسترسی پذیری) نباشد.همچنین شاید پذیرفتن تصمیماتی که طراح قبلی بدون حضور شما گرفته برایتان سخت باشد. شاید بتوانید لوگوی بهتر یا چیز بهتری طراحی کنید اما بعضی اوقات نیازی به انجام این کار نیست.بازسازی شاید در ابتدا زمان زیادی از شما بگیرد اما در دراز مدت باعث صرفه جویی در وقت می شود. این مزیتی است که باید در نظر گرفته شود.و شما میتوانید این مفهوم را در سایر زمینه ها نیز پیاده کنید. می‌توانید بجای بازنویسی، آن را بازسازی کنید. برای مثال. جابجایی چند جمله یا پاراگراف باعث بهود مقاله می شود.اما، پس از اینکه بازسازی، پایان می یابد، همه درک بهتری از سیستم طراحی دارند و می توانند از آن خیلی راحت و سریع استفاده کنند، بنابراین میتوانید روی بازطراحی جدید بدون اینکه فشار زمانی بر شما وارد شود، کار کنید.این مقاله به قلم آقای Adolfo Ramírez Corona در تاریخ 30 ام ژانویه 2020 با نام refactoring vs redesigning منتشر شده است.کانال تلگرام جامعه طراحان</description>
                <category>Designers Community</category>
                <author>Designers Community</author>
                <pubDate>Sat, 22 Feb 2020 01:00:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر بازخورد دادن!</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-magqgao5v1x0</link>
                <description>بازخورد دادن بخشی از انسان بودنه. همه ما دیدگاه هایی داریم، همه ما با بقیه افراد جامعه رابطه داریم، این دو رو کنار هم قرار میدیم و زمان زیادی رو صرف می کنیم تا به بقیه نظرات و دیدگاهامون رو نشون بدیم. این کار باعث میشه حس خوبی بگیریم و واضحه که این کار به نفع بقیه است و به طور کلی باعث میشه که ارتباط ما بهتر بشه، درسته؟ با این وجود چند بار ما به بقیه بازخورد دادیم و ناموفق بوده؟درست مثل بقیه چیزهای زندگی، تمرین کردن باعث بهبود مهارت ها میشه. بیایید هنر بازخورد دادن رو در دو بُعد آزمایش کنیم:1. بازخورد به خودمون، که اساسا ویژگی مخفی موفقیت همه طراحان محصول موفقه2. بازخورد به دیگران” اگر می خواهید دنیا را تغییر دهید، از خودتان شروع کنید.“ماهاتما گاندیهنر بازخورد به خوداگر روی تمرین یک مهارت جدید کار می کنید، کنترل شده ترین جا برای شروع کردن، با خودتون هست. اگر در یک محیط شرکتی کار می کنید، احتمالا با افراد زیادی جلسات دارید. در دنیای تکنولوژی، این افراد باید شامل مدیر شما، گزارش های مستقیم و همکاران در دنیای مهندسی، محصول یا طراحی باشن. به آخرین جلسه ای که داشتید فکر کنید و با این مجموعه سوالات، هنر بازخوردتون رو تمرین کنید:به چه چیزی افتخار میکنم؟چه کاری رو خوب انجام دادم؟چه کاری رو میتونستم بهتر انجام بدم؟حاصل یادگیری و کارای من از 3 سوال قبلی چیه؟رهبری میتونه ناشی از جایی که قدرت وجود داره باشه یا از جایی که ترس هست آب بخوره. بسیاری از افراد خِبره، همه چیزهایی که ما در اونها تقریبا صفریم رو پَرِش می‌دن به جاهایی که تلاش می‌کنیم بتونیم اونها رو درست کنیم.شروع کردن با سوالات 1 و 2 کمک میکنه تا ببینیم چه کارهایی رو خوب انجام دادیم. ما میخوایم این نقاط قوت رو تقویت کنیم. سوال 3 به ما اجازه میده قسمت‌های قابل بهبود رو (جاهایی که میخوایم بهترشون کنیم) اعتراف کنیم. و سوال 4،  به ما یک چشم‌انداز و انتخاب رو میده. با توجه به همه چیزهایی که در نظر گرفتیم؛ یک دیدگاه، اقدام یا یادگیری توی تلاش بعدی چیه؟یک مثال:زمانی که من مدیر بخش طراحی در فیسبوک بودم، ارتباطم با مدیر بخش مهندسی و محصول حیاتی بود، برای اطمینان از اینکه به تولید محصولات با کیفیت بالا و موثر در زندگی مردم ادامه میدیم. من از یک جلسه سه نفره‌ی مهم با دوتا از همکارام بیرون اومدم. محصول ما در این سه ماه به هدفش نرسید و ما باید اونچه که تیم در حال کار روی اون بود رو تغییر می‌دادیم. روی کارهایی که انجام دادم فکر کردم: افتخار میکنم که تونستم با مدیر بخش مهندسی همدل باشم و چشم اندازش رو ببینم. من کمک کردم و حتی پیشنهاد دادم آزمایش های طراحی بیشتری به موازت هم انجام بدم تا ببینم چه چیزی روی اهداف ما میتونه تاثیر بذاره.من تونستم آروم باشم و روی مشکل مشترکی که بود تمرکز کنم نه روی ویژگی‌های افراد که قبلا حواسم رو پرت می‌کردن .می‌تونستم حضورم رو در جلسه بهتر مدیریت و کنترل کنم. باید سرم رو از گوشی موبایلم بیرون می آوردم و روی افراد مقابلم تمرکز می کردم.دستاورد: هدف بلند مدتم اعتماد سازی بیشتر با مدیر بخش مهندسیه پس من موارد مشترک اهداف تیمی رو میبینم و تو جلسات، بطور کامل به افرادی که روبروم هستند تمرکز میکنم.&quot;بازخورد به خود&quot; مثل یک ماهیچه میمونه! یا عملی که تعمدا بعد از هر جلسه حساس انجام میشه تا به سرعت انعکاس پیدا کنه و مسیر رو دوباره تنظیم کنید. لازم نیست احساس بدی مثل زمان &quot;بازرسی کاری&quot; داشته باشید، در عوض میتونید یک اسکن سریع از 3 سؤال داشته باشید و یک دیدگاه/اقدام برای ادامه‌ی تلاش کردنتون.برای افراد حرفه ای، اعتراف به اینکه چه کاری رو خوب انجام میدیم به جای اینکه سریعاً شیرجه بزنند تا چیزی که شکسته رو درست کنند، می تونه چالش برانگیز باشه! &quot;مطالعه بازنگری در تجارت دانشگاه هاروارد&quot; نشون می‏ده که نسبت ایده آل بازخورد مثبت به منفی 5.6 به 1 است. مطمئن بشید که روی نقاط قوت مانور میدید و علاوه بر ایجاد کردن تغییراتی برای بهتر شدن، اون چیزی که کار می کنه را تصدیق کنید.هنر بازخورد به دیگرانجمله &quot;بازخورد یک هدیه است&quot; در کمپانی فیسبوک بسیار تکرار می شه. اگر یکی زمان و انرژی خودش رو صرف بازخورد دادن به شما می کنه، رفتارش به عنوان یک هدیه است. با این وجود به عنوان بازخورد دهنده، چگونه مطمئن میشید که هدیه به خوبی گرفته شده و ناخواسته گیرنده هدیه رو اذیت نمی‌کنه؟هنر بازخورد دادن به 4 مرحله زیر تقسیم میشه:1. مبنای اعتمادابتدا مطمئن باشید که رابطه قویه. اعتماد سازی مشترک برای برقراری یک رابطه قدرتمند زمان میبره. این اعتماد ثابت می کنه که بازخورد رو میگید، چون شما به اون فرد اهمیت میدید و امیدوارید که بازخورد، به نوعی رابطه و اهداف مشترک رو بهتر کنه.2. اجازه بگیریدبرای بازخورد دادن اجازه بگیرید. رابطه رو با پرسیدن و اجازه گرفتن از اینکه آیا اون فرد آماده گرفتن بازخورد هست یا نه بسازید. اکثر اوقات افراد در جواب اجازه شما &quot;بله&quot; میگن، با این وجود اگر افراد در جواب درخواست شما &quot;نه&quot; گفتن سعی کنید خودتون رو مدیریت کنید و نظرتون رو برای زمان بهتری نگه دارید. یک مثال:&quot;سلام. من راجب یکسری راه‌ها فکر کردم تا بتونیم با هم بهتر کار کنیم. چندتا مورد هست که من روشون کار کردم [در اینجا اون موارد مورد نظر قرار می گیرند]. و هم اینکه بازخوردی (feedback) رو نسبت بهتون داشتم... میتونم اون رو با شما در میون بذارم؟3. خاص باشیدبرای کمک به زمینه سازی بازخورد دادن، مثال ها و ویژگی هایی رو آماده کنید. از روی واقعیت صحبت کنید و نظر شخصی ندید! در مورد چیزهایی که روی شما تاثیر گذاشته صحبت کنید. یک چارچوبی که من به دختر 9 ساله ام برای روابط دوستانه اش یاد دادم و اون برای ارتباط با دوستاش از اون استفاده میکنه اینه:وقتی در شرایط _____ تو_____ انجام میدی، باعث میشه تا من احساس _____ پیدا کنم.مثال: ایلین، وقتی داشتیم با هم قایم باشک بازی می کردیم و تو به جای قایم شدنم (کنار مبل) خندیدی، باعث شد تا من احساس مسخره شدن و عصبانیت بهم دست بده و ناراحت بشم.بعدش صبر کنید و به دلایل اونا گوش بدید. خوب با اونها صحبت کنید و در مورد اون چه که بعدا قراره اتفاق بیافته، کنجکاو باشید.4. همدل و اهل تجربه‌ باشیدشما در جایگاه کسی هستید که بازخورد رو هدیه میده. و مدت زیادی هست که در این رابطه هستید. تاثیر بازخورد خودتون رو ببینید. به حرکات و عکس العمل همکارانتون دقت کنید. ببینید همکارتون از این تجربه بازخورد گرفتن خوشش میاید یا نه. اگر واکنش همکارانتون مناسب بود از اونها درباره دستاورد فعلیشون، و یاد گرفته هاشون و دیدگاهشون بپرسید که چی هست. همدل و خواهان یادگرفتن &quot;بهتر کردن روش بازخورد دادن&quot; باشید و همینطور تلاش کنید. اهل ریسک کردن و آزمایش باشید و این ارتباط رو برای طولانی مدت ادامه بدید.حرف آخر3 چیز برای هنر بازخورد دادن مهمه:با بازخورد به خودتون شروع کنید.بازخورد یک هدیه است. می تونید یاد بگیرید چطور به سایر افراد بهتر بازخورد بدید.به تمرین کردن ادامه بدید.این مقاله به قلم خانم Tutti Taygerly در تاریخ 30 ام ژانویه 2020 با اسم The art of giving feedback منتشر شده است.کانال تلگرام جامعه طراحان</description>
                <category>Designers Community</category>
                <author>Designers Community</author>
                <pubDate>Mon, 17 Feb 2020 02:24:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وضعیت UX در سال 2020: سیستم های طراحی نامرئی</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-ux-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2020-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A6%DB%8C-h5wdvh4a6udc</link>
                <description>امروزه اصطلاح سیستم طراحی (Design System) را همه جا میبینیم: در کنفرانس ها، مقالات، توییت ها، دروس و اسلایدها. سیستم طراحی روشی قدرتمند برای مقیاس بندی یک محصول است، در حالی که تمرکز همه‌ی ما بر روی خروجی آن است، یا حداقل خروجی باعث می‌شود تا از ارزش نامرئی ای که رویکرد سیستماتیکش دارد، غافل شویم.جستجوی سریع &quot;design systems&quot; در Google Trends به ما نشان می‌دهد که علاقه به این موضوع طی چند سال گذشته رو به افزایش بوده است. در خود Medium هر هفته چند مقاله با این تگ (تگ design system) منتشر می شوند. این موضوع به یک اصطلاح تبدیل شده به طوری که امسال برای تمسخر وسواس طراحان به این موضوع، یک اکانت توییتر ایجاد شده!درک کردن سیستم‌های طراحی راحت است. از دید تجربه کاربری، طراحی رابط کاربری با الگوی های مطرح و شناخته شده UX، باعث ایجاد آشنایی و انس برای کاربران می شود، چون آنها می دانند چه انتظاری از تعاملشان با محصول دارند. از لحاظ فنی، اجزای رابط کاربریِ قابل استفاده مجدد، می تواند به معنای راندمان بیشتر، مقیاس پذیری و دوباره کاری کمتر برای توسعه دهندگان باشد.سیستم طراحی فقط کتابخانه UI نیست! به محض فکر کردن درباره سیستم های طراحی اولین تصویری که به ذهن می‌رسد، یک کتابخانه کامپوننت محور است: یعنی یک منبع شامل دکمه ها، dropdown ها و کارت ها، که توسعه دهندگان و طراحان به راحتی می توانند آن ها را copy و paste کنند تا سرعت کارشان بالا برود. اما این تنها نوک کوه یخ هستش: یک سیستم طراحی باید جنبه های گسترده ای از فعالیت های یک شرکت را در نظر بگیرد ، از جمله ابزار سازی، نحوه اداره شرکت، مردم ، استانداردهای دسترسی‌ پذیری ، تکنولوژی‌ها و فرایند کاری شرکت.وقتی این جنبه های وسیع در نظر گرفته نشود، شرکت ها در نهایت با کتابخانه های طراحی که پس از چند ماه استفاده کنار گذاشته می شوند، تنها می مانند که این موضوع اهمیت تفکر درباره سیستم های طراحی به عنوان یک سازمان زنده که کل سازمان را به هم متصل می کند، را معلوم می کند.سیستم طراحی، حاکمیت طراحی و کتابخانه طراحی سه پروژه مختلف با رویکردهای متفاوت از هم هستند، یکی از آنها همه چیز رو حل نخواهد کرد .در مقاله ای که مدافع سیستم های طراحی خانم Jina Anne از لفظ &quot;سیستم های طراحی نامرئی&quot; استفاده می کند، ضرورت داشتن این منابع عمومی را به عنوان تکمیل کننده کار ما زیر سوال می برد: &quot;هر چه ابزارهای طراحی و مهندسی ما به هم نزدیک تر شوند، آیا ما به نقطه ای می رسیم که دیگر نیازی به وبسایت نداشته باشیم؟ آیا ابزارهای ما برای دستیابی بهتر، بومی سازی، عملکرد و قابلیت استفاده می توانند سطح پیشنهادی را نشان دهند؟ چون سیستم طراحی ما به سطح پختگی در ابزارها رسیده است؟سیستم طراحی، انعکاس ارزش های یک شرکت است.&quot;از دید انتقادی، سیستم طراحی درباره مردم است: این که چگونه تعامل می کنند، چگونه یکدیگر را درک می کنند و این که چگونه با هم برای رسیدن به هدفشان همکاری می کنند. سیستم طراحی توسط مردم ساخته شده، توسط مردم استفاده شده و توسط مردم تجربه شده. توسط افراد به چالش کشیده، شکل گرفته و بعد منقضی می شود. (...) نقش ما به عنوان تیم سیستم، از سازمان دهنده و مجری به نقش انسان شناس و محقق تبدیل می شود.&quot;  Daniel Eden در Where We Can Go.قبل از اینکه دوباره ببینیم کدام رنگ برای استفاده در CTA ها است، باید ارزش های شرکت خود را مجددا بررسی کنیم.تجربیات ایجاد شده توسط یک شرکت، منعکس کننده ارزش های آن است، هم از نظر خدمات خاص ارائه شده و هم از منظر جهان بینی آن. همانطور که تاتینا مک (Tatiana Mac) در صحبت های خود پیرامون ساختار &quot;سیستم های طراحی جامع&quot;، درباره اجتماعی بدون هدف و آگاهی مشخصی از سوگیری های ما، توضیح می دهد، سیستم های طراحی که ما بطور الگوهای جاودانه و ثابت ایجاد می کنیم در دنیای اطراف ما وجود دارد. اگر 83% مدیران فنی سفید پوست باشند و اگر نسبت تعداد مردان به زنان 4 بر 1 باشد، به احتمال زیاد سیستم های طراحی ایجاد شده توسط آن گروه، افرادی که در جنس، نژاد، گرایش جنسیتی، فلسفی، وضعیت اقتصادی یا ملیت با آنها مشترک نباشند را محروم میکند.عجیب نیست که هر Dropdown با موضوع جنسیت، با کلمه &quot;نر&quot; شروع می شود و در بسیاری از موارد &quot;گزینه سایر&quot; را فراموش می کند. (منبع: تصویر از ساختمان ارائه سیستم های طراحی جامع اجتماعی توسط تاتیانا مک) عجیب نیست که هر Dropdown با موضوع جنسیت، با کلمه &quot;نر&quot; شروع می شود و در بسیاری از موارد &quot;گزینه سایر&quot; را فراموش می کنند. (منبع: تصویر از ساختار ارائه &quot;سیستم های طراحی جامع&quot; اجتماعی توسط تاتیانا مک)در 2020، نباید تمرکز اصلی ما بر ایجاد کامپوننت های جدید برای design system خودمان باشد، و باید توجه خود را به سیستم ها و مفاهیم پنهان در پشت صحنه ی طراحی، معطوف کنیم.نویسنده: Fabricio Teixeiraمقاله: STATE OF UX IN 2020: Invisible design systems</description>
                <category>Designers Community</category>
                <author>Designers Community</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 22:55:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی داده محور؛ چگونه تحلیل های UX را اعمال کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%D8%9B-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-ux-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-zyugnahmjm2l</link>
                <description> طراحی داده محور؛ چگونه تحلیل های UX را اعمال کنیماغلب افراد فکر می کنند که با لانچ کردن پروژه، کارشان در طراحی محصول تموم شده، در صورتی که این تازه شروع ماجراست.خب، به روز اجرای پروژه می‏رسیم. پروژه شما اصطلاحا لانچ میشه، شما خوشحالید که مردم بالاخره دارن از حاصل ماه ها زحمت شما استفاده می‏کنن. هزاران بازخورد دریافت می کنید، هم خوب هم بد! نباید تسلیم بشید و پا پَس بکِشین، چون یه کوه از باگ و تغییرات منتظر شماست!خب، می خواید همینجوری این باگ ها را حل کنید؟ یا طرح و نقشه دارید؟ طبق چه استراتژی و نقشه راهی، ویژگی‌ها و فیچرهای جدید رو می‏خواید به محصولتون اضافه کنید؟ طبق چه معیارهایی، این تغییرات و فیچرها رو برای توسعه، اولویت بندی می‏کنید؟ اگر نمی‏دونید، این مقاله رو تا آخر بخونید.توی این مقاله میگیم که اساسا تحلیل UX چیه و چرا مهمه. چطوری به نحو احسن فاز تحقیق و توسعه محصول رو انجام بدیم، پروسه انجام این کار باید چطوری باشه و از چه ابزارایی برای این کار استفاده میشه.فهرست این مقاله1. تحلیل UXچیه؟ چرا مهمه؟2. تحقیق کیفی و کمی3. اعمال تحلیل UX4. معرفی ابزارهای تحلیل UX5. اجرای تحقیقات: نمونه پروژه6. حرف آخر1. تحلیل UXچیه؟ چرا مهمه؟اگر بخوایم توی یه خط بگیم، باید بگیم تحلیل UX، حلقه گمشده و فراموش شده چرخه توسعه محصوله.تجزیه و تحلیل UX رو باید مثل یه چرخه بی انتها بدونین که باعث میشه تموم اون زحماتی که برای ساخت محصول کِشیدین به ثمر بشینه و با کمک اون نقشه راه محصول خیلی راحت تر تدوین میشه.این داده ها که از تحلیل UX بدست میاد، کمک میکنه روی اهداف کسب و کار تمرکز کنید و وقتتون رو با ردیابی و دنبال کردن معیارهای سطحی و بی ارزش، الکی تلف نکنین.چیزی که خیلی توی این کار مهمه مشخص کردنه هدفه، اونم اول کار. پس همین اول کاری، هدفتون رو مشخص کنین.چرا تحلیل و آنالیز UX مهمه؟2. تحقیق کیفی و کمیاصولا 2 نوع رویکرد برا انجام هر نوع تحقیقی داریم: کیفی و کمی1- تحقیق کیفی چیه؟خلاصش اینه که داده های کیفی بطور مستقیم، میزان کاربرد پذیری (Usability) در طراحی محصول را، ارزیابی می کنند.این داده ها کمک میکنه که طراحا ببینن دقیقا کجای کارشون می‌لنگه! بعد با استنتاج این داده‌ها دقیق تر می‏تونن مشکل رو پیدا کنن و نهایتا می فهمد کجاهای طراحی محصول، خوبه و کجاهاش خوب نیست. یکی از روش ها برای انجام تحقیق کیفی، ضبط نحوه تعامل کاربر با محصول (Session Recording) هست.2- تحقیق کمی چیه؟بر عکس تحقیق کیفی، در این روش، داده ها بطور غیر مستقیم، میزان کاربرد پذیری محصول (Usability) رو ارزیابی می کنند و به شکل عدد و رقم او‌نها رو نمایش میدن.این اعداد و ارقام میتونن :1- برای یک وظیفه مشخص نمایش داده بشن. مثلا: تعداد ارورها، زمان اتمام یه وظیفه توسط کاربر و ...2- یا توصیف مقدار درک کاربر از کاربردپذیری محصول باشن. مثلا: رتبه بندی براساس میزان رضایت کاربر.یه مثال خوب برا این روش، ابزار Google Analytics هست.3- کدوم بهتره؟ تحقیق کیفی یا کمی؟شاید این سوال تا الان براتون پیش اومده باشه ولی زیاد بهش فکر نکنید، چون این سوال از پایه غلطه. و باید در جواب به این سوال گفت: هیچ کدوم بهتر یا بدتر از اون یکی نیست. هر دو روش باید در جای خودش استفاده بشه. برای رسیدن به بهترین بازدهی و عملکرد باید از هر دو روش بطور ترکیبی استفاده کنیم.4-ترکیبی؟؟ چطوری؟خب برا سوییچ کردن بین این 2 روش تحقیق باید مدام این سوال‌ها رو از خودمون بپرسیم:1- آیا اتفاقی افتاده؟ چرا این اتفاق افتاده؟2- آیا این اتفاق، غیر عادیه؟ برای کاربرای بیشتری اتفاق میفته؟آیا اتفاقی افتاده؟ چرا این اتفاق افتاده؟این سوال مشخص میکنه که باید روش تحقیق را از کمی به کیفی تغییر بدین. تحقیق کیفی کمک میکنه متغیرها را پیدا کنین بعد با تجزیه و تحلیل آمار و ارقام بگه که چرا این اتفاقات افتاده.آیا این اتفاق، غیر عادیه؟ برا کاربرای بیشتری اتفاق میفته؟دقیقا بر عکسه سوال بالایی، مشخص میکنه که باید مسیر تحقیق را از کیفی به کمی تغییر بدین. تحقیق کمی کمک میکنه تا رفتارا و ترجیحات کاربرا را بشناسیم و برا اونا راه حل پیدا کنیم.3. اعمال تحلیل UX1- معمولا چطوری انجام میشه؟مرسوم ترین سناریو تجزیه و تحلیل Ux چیه؟ جواب: نصب کد رهگیری Google Analyticsخب، همین Google Analytics هم مصیبتیه برای خودش:1- فقط به ما داده های کمی رو نشون میده (میگه چه اتفاقی افتاده اما دلیلشو نمیگه)2- نصبش دنگ و فنگ داره! باید طبق راهنمای نصبش پیش برید تا مشکلی پیش نیاد (Events، Segments)3- مدیریت این همه داده؟ مگه داریم؟ مگه میشه؟ تفسیر این همه داده خودش یه کار تمام وقته4- ختم کلام، این کار مثل پیدا کردن یه سوزن تو انبار کاهه. یعنی اگه معیارای اشتباهی را ردیابی و دنبال کنید، فقط وقتتون رو تلف کردید.2- چطوری باید انجام بشه؟خبر خوب اینه که راه های بهتری برا این کار هست:قانون کلی: اول هدف رو مشخص کنید بعدش روی معیارها تصمیم بگیرید.هدف خیلی مهمه! اگر درست تعریف نشه و شفاف نباشه، احتمال زیاد نمیتونید بهترین روش ها برای آنالیز داده ها رو پیدا کنین.برای اینکه هدفتون درست و شفاف تعریف بشه می‏تونید این کارها رو انجام بدید:الف) تعریف KPIشاخص KPI یا شاخص عملکرد کلیدی، یه روش خیلی خوب برای سنجش میزان خوب بودن عملکرد افراد و در مقیاس بزرگتر، سازمان‌ها هست. یعنی توسعه استراتژی با تعریف اهداف تحلیلی.ب) انتخاب ابزاربرای هر کاری از ابزار درست خودش استفاده کنین. مثلا برای کار برای دسکتاپ و موبایل یک ابزار،  و برای کاربرهای تازه وارد و کاربرهای جاری، از یک ابزار درست استفاده کنید.ج) ایجاد سناریووصل کردن سناریوها روی User flow های موجود (برای اندازه گیری نتایج)د) گسترش همکاری تیمیتحویل نسخه تغییرات و کارهایی که باید انجام بشه به تیم توسعه و امکان سنجی توسط تیم توسعهه) پردازش داده هانتیجه گیری و فرموله کردن فرضیه های جدید برا کشفیات بهتر4. معرفی ابزارهای تحلیل UXآشنایی با این ابزارها کمک میکنه تا از وقت و منابع تیم بصورت بهینه استفاده کنید.کمی* هیت مپ (Heatmaps)به شما میگه که کاربرها چه چیزی میخوان، چه چیزی براشون مهمه و اینکه کجاها کلیک کردن، کجاها Tap کردن و کجاها اسکرول کردن?️ ابزارهای مناسب برای این کار:FullStory, Hotjar, Inspectlet, Mousestats, UXCam, AppSee, Smartlook* نرخ تبدیل Funnelبا مشخص کردن اینکه کاربرها در چه مرحله‌ای و کدوم قسمت از صفحه بیشتر، وبسایت شما را ترک می‌کنند، کمک میکنه تا بهترین فرصت های بهبود وبسایت شناسایی بشن.?️ ابزارهای مناسب برای این کار:Google Analytics, Hotjar, Heap, AppSee, Smartlook* آنالیز فرم هامشخص میکنه که کاربرها چه زمانی و چرا، وبسایت شما را ترک می‌کنند، که با استفاده از این داده ها میتونین نرخ تکمیل فرم ها توسط کاربران را بهبود بدید.?️ ابزارهای مناسب برای این کار:Hotjar, Inspectlet, Mousestats* جمع آوری بازخوردها (Feedback Pools)با سوالات زمان محور، مشخص میکنه کاربرهای وب و موبایل چه چیزی میخوان و چه مانعی اونها رو به خواستشون نمی‌رسونه.?️ ابزارهای مناسب برای این کار:Hotjar* نظرسنجیبا استفاده از نظرسنجی های واکنش گرا (Responsive) که روی هر دستگاهی کار میکنه، اطلاعات دقیق تری از مشتریان و بازدیدکننده‌ها جمع آوری میشه?️ ابزارهای مناسب برای این کار: Hotjar* تست A/Bبا این تست، می‌تونید 2 نسخه از صفحه مورد نظر را به 2 گروه از کاربرها نشون بدین، تا از میزان عملکرد و کارایی هر نسخه، مطلع بشین.?️ ابزارهای مناسب برای این کار:Google Optimize, Inspectlet, Firebase* گزارش رفتار و userflowاین ویژگی، تصویر بزرگی از نحوه حرکت کاربرها در App به شما نشون میده. که می‌تونید بفهمید از کجا، بیشتر کاربرها راهشون رو بین صفحات مختلف، پیدا می‌کنند.?️ ابزارهای مناسب برای این کار:Google Analytics, AppSee, Smartlook* داده های عددیآنالیز ترافیک، دسته بندی کاربرا و آمار و ارقام مربوط به بازدیدکننده‌ها، همگی از داده های عددی هستن.?️ ابزارهای مناسب برای این کار:Google Analytics, Heap, UXCam, AppSee, Firebaseکیفی* ثبت حرکات کاربران (User Recordings)با ثبت حرکات کاربران (از جمله کلیک ها، Tap ها، جابجایی نشانگر موس و نحوه جابجایی بین صفحات)، مشکلات آن ها را هنگام کار با محصول تشخیص میده.?️ ابزارهای مناسب برای این کار:ullStory, Hotjar, Inspectlet, Mousestats, UXCam, AppSee, Smartlook* جمع آوری بازخوردها (دائمی)ثبت دیدگاه کاربران در ارتباط با محصول، اینکه چه چیزی دوست دارن، از چه چیزی بدشون میاد، تشخیص مشکلات و نقاط فرصت برای بهبود و رشد محصول?️ ابزارهای مناسب برای این کار:Hotjar, Mousest5. اجرای تحقیقات: نمونه پروژهراه اندازی ویژگی جدید♾️ رویکرد :تحقیق کمی ← تحقیق کیفیآیا اتفاقی افتاده؟ چرا این اتفاق افتاده؟?️ ابزارها: FullStory ← Google Analytics? آغازگر اصلی :تجزیه و تحلیل آماری (conversion funnel) به ما نشون داد که کاربرها بعد از تصمیم به استفاده از روش پرداخت Apple Payment، ناگهان از این کار منصرف میشن.? تحلیل جامع تر :ضبط ویدیو از یک صفحه خاص، وجود یک باگ در پنل توسعه رو فاش کرد، که بایستی شامل خلاصه ای از گزینه های پرداخت باشد.? مشکل شناسایی شد :کاربرها نمی‏تونستن اطلاعات مهمی درباره این روش پرداخت کسب کنند بنابراین ترجیح می‏دادن از سایر روش‏های مشابه استفاده کنن.? نتیجه =حذف یک باگ خیلی ساده باعث شد تا میزان سازگاری کاربرها با این روش پرداخت، در ماه بعد 900% افزایش پیدا کند.پرداختن به بازخوردها♾️ رویکرد :تحقیق کیفی ← تحقیق کمیآیا این اتفاق، غیر عادیه؟ برا کاربرای بیشتری اتفاق میفته؟?️ ابزارها:AppSee ← Mousestats? آغازگر اصلی:با استفاده از جمع آوری بازخورد (دائمی) درون App فهمیدیم که کجای کار برای کاربرها در زمان پرداخت مبهمه.? تحلیل جامع تر:آنالیز User flow نشان داد که 84% کاربران فعال از ماه قبل، مدام بین 2 مرحله جابجا می شوند، آن ها بین 2 صفحه گیر کرده بودند? مشکل شناسایی شد:رنگ دکمه های اصلی، کاربرها رو گمراه می‏کرد. حتی با وجود این که اونها به خوبی به هویت بصری و رنگ سازمانی عادت داشتن، اما به دلیل مباحث رنگ شناسی، اونها رنگ سازمانی رو (رنگ قرمز) به عنوان خطر یا هشدار می‌شناختن? نتیجه:تغییر رنگ و برچسب زدن داخل دکمه ها، 54% میزان عقب و جلو شدن کاربرا بین 2 صفحه رو کاهش دادبا استفاده از برنامه اندازه گیری تحلیلی مناسب، چه فرصت ها و سوالاتی پوشش داده میشه؟پتانسیل تحلیل UX به همین جا ختم نمیشه. اینا سوالائیه که با اجرای برخی ابزارها و روش‏های بالا، می‏تونید به اونا پاسخ بدین:1- چگونه موفق بشیم؟برای محصول جدید و اخیرا منتشر شده2- چگونه چالش های بزرگ را به وظایف کوچک قابل انجام، خُرد کنیم؟برای برنامه ریزی نقشه راه و ارزیابی بیشتر محصول3- چطور بفهمیم در ابتدا باید چه کار کنیم؟برای طراحی و توسعه داده محور6. حرف آخربه منظور دستیابی به اندازه گیری با مفهوم تحلیل UX، نباید به دنبال اهدافی باشید که به سادگی قابل ردیابی و دنبال کردن باشند. به دنبال اهدافی باشید که:سطح بالا باشندرویکرد UX داشته باشندروی کسب و کار متمرکز باشنداگر در انتخاب معیارها و داده‌ها، نتونید این اهداف مهم رو (اهدافی با ویژگی هایی که در بالا عنوان شد) دنبال کنید، در واقع آمار و ارقام حیاتی، ضروری و موثر در طراحی محصول رو نادیده گرفتید.نویسنده : Marcin Siemieński و Adam Stempniakلینک مقاله: How to Leverage UX Analytics for Data-Driven Product Design</description>
                <category>Designers Community</category>
                <author>Designers Community</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2020 11:00:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>