<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های DiGiThink</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@DiGiThinker</link>
        <description>جهان از نقطه ای که من می بینم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:25:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/55498/avatar/hspdug.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>DiGiThink</title>
            <link>https://virgool.io/@DiGiThinker</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حرکت در ناحیه نفوذ یا ساخت بهشت تو حباب شخصی</title>
                <link>https://virgool.io/@DiGiThinker/%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D9%87-%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%AA%D9%88-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-geke11xomdol</link>
                <description>تو کوتاه نوشته قبلی گفتم که ما ایرانی ها عادت کردیم در هر زمینه ای از طب تا نجوم در هر فرصتی در صحبت با هر کسی نظر بدیم و این باعث شده که هم فرصت و انرژی خودمون و دیگران رو تلف می کنیم و هم اینکه مطالبی که چه به صورت شفاهی یا کتبی عرضه می کنیم سبک بی مغز و کهنه به نظر برسه .تو این بخش از نوشته می خوام بگم از نظر من راه حل ماجرا چیه و این راه حل صد البته از نظر منه ممکنه سایر دوستان با تجربه ای متفاوت راه حلهای بهتری رو به من و باقی خوانندگان عرضه کنند.بیایم یه آزمایش ذهنی بکنیم الان کشور ما دچار خشکسالیه و ما با بحران آب در اکثر نقاط و در همه زمینه ها مواجهیم..خوب تو هر جمع خانوادگی دوستانه کاری که این بحث مطرح می شه معمولا اظهار نظر هایی تند یا کند مربوط یا نامربوط می شه مثلا تقصیر ایناست...یا آب دریای خزر رو بردن سمنان ...یا سد سازی بیهوده و بی مطالعه....مصرف بی رویه آب تو خونه ها...چه من تو این بحثها شرکت بکنم چه نکنم انرژی و زمان رو از من می گیره البته معتقد نیستم که من وقتم خیلی با ارزشه یا بهتره انرژیم رو برای هوا کردن شاتل بکار ببرم ..نه فقط یه منظور ساده دارم آیا بهتر نیست تو این ۵ دقیقه به جای بحث کمبود آب یه نفر یه جوک بگه همه بخندیم یا یه موسیقی از تو گوشی موبایل پخش کنیم و همه ازش لذت ببریم...صدای اعتراض شما رو می شنوم که می گین چقدر تو علی بیغمی ...پس مسئولیت اجتماعی چی می شه و..حرفای دیگه که همه درسته.صفحه اینستاگرام یا سایر شبکه های اجتماعی رو ببینیم پر از این بحث های کلی و پر از این فحشها و محکوم کردنای الکی.پس بگذارید به جای جوک یا موسیقی در پایان بخشیدن به بحث کمبود آب یه پیشنهاد دیگه بدم و اون اینکه بیایم موضوع رو کوچیک تر کنیم بجای حل مشکل بحران آب در کل کشور تو حوزه نفوذمون حرکت کنیم ..ما تا کدوم نقطه تاثیر داریم و کجا تاثیر ما از بین می ره و نمی تونیم کاری انجام بدیم ...مثلا در مورد همین بحران آب حوزه نفوذ من کجاست تا حد امکان آب کمتر مصرف کنیم ؛ماشین رو با آب لوله کشی نشوریم اگه رئیس ساختمون یا طراح تاسیسات هستیم و میشه آب سیفون دستشویی رو از آب شرب جدا کنیم ...من حرفم اینه اینکه الان آب دریای خزر رفته به سمنان رو من می تونم کاری بکنم؟ آیا سد گتوند رو می تونم طراحیش رو اصلاح کنم ؟؟حالا اگه همه ما یاد بگیریم تو حوزه نفوذمون حرکت کنیم و اگه من مسئول آبخیرداری استان اصفهان بودم و به خودم قول داده بودم تو حوزه نفوذم درست کار کنم و اگر دوستم که نماینده یزد بود و میومد خارج از حوزه نفوذ واقعیش از من می خواست آب زاینده رود رو به یزد ببرم من که به حوزه نفوذم مسلط بودم می دونستم این کار باعث مشکل خوردن استان اصفهان می شه اونجا دوستم رو قانع می کردم بره تو حوزه نفوذ خودش کار کنه اگه برای یزد کاری می خواد بکنه بررسی کنه با مشاورین جلسه بزاره بره تو منطقه ببینه چطور می تونه تو حوزه نفوذش فعالیت کنه مثلا برای ۴ نفر اشتغال ایجاد کنه یه خط اتوبوسرانی بیاره تو شهر یه روستا رو براش حمام بسازه...باور کنید که مردم درک می کنن که تمام کوشش رو کرده.این مشکل کار کردن تو خارج از حوزه نفوذ از پایین تا بالا داره صورت می گیره به جای اینکه مشکل کشور رو حل کنیم که حوزه اصلی ماست می خوایم مدیریت جهان رو بکنیم.به جای اینکه تو شرکتمون که می تونیم درست کار کنیم می خوایم مشکل کشور رو حل کنیم به جای اینکه مشکل مغازمون رو حل کنیم می خوایم مشکل صنف و بازار رو حل کنیم به جای اینکه مشکل خانوادمون رو حل کنیم می ریم روی مشکل جوانان بحث می کنیم .و به جای اینکه اول از همه به خودمون بپردازیم ایراد بقیه رو روش حرف می زنیم ..خلاصه برادر من خواهر من این یک درد فرهنگی و توسط تک تک ما باید حل بشه ،توسعه و خوشبختی اون بالا نیست که یکی سی دی رو بزاره تو درایو کشور و خوشبختی و توسعه رو نصب کنه و با خاموش روشن کردن همه خوشبخت بشیم و کشور توسعه پیدا کنه .بیا امروز با هم شروع کنیم حوزه نفوذمون رو بشناسیم اون رو خوب روش کار کنیم و تو این حباب حوزه نفوذمون بهشتی رو که می خوایم بسازیم ....بعد این حباب رو گسترش بدیم تا خونمون.محلمون.شهرمون.کشورمون .دنیامون بشه بهشت. منتظر مطلب بعد تو انتخاب حوزه نفوذ باشیم.#نظرتون_مهمه</description>
                <category>DiGiThink</category>
                <author>DiGiThink</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 14:48:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی کسالت بار جاستین تورودو</title>
                <link>https://virgool.io/@DiGiThinker/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%88-mqb0jkacfoiv</link>
                <description>آقای جاستین تورودو دو دوره به عنوان نخست وزیر  کانادا انتخاب شده .اینکه کیه چند سالشه و چطور به اینجا رسیده رو من نمی خوام در موردش حرف بزنم چرا  که اینجا در موردش می تونین بخونین. https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%88 من در مورد زندگی کسالت بار جاستین می خوام حرف بزنم چرا که این چند روز به خاطر واقعه تاسف بار سقوط هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین برفراز آسمان فرودگاه بین المللی تهران چهره این آدم رو زیاد توی تلویزیون و فضای مجازی دیدیم .ممکنه به اشتباه فکر کنیم این آدم چقدر آدم خوشبختیه ولی من اینجا می خوام بگم اصلا زود قضاوت نکنید چون اصلا اینطور نیست ولی من از کجا اینقدر مطمئنم حالا خودت رو بزار جای من و ...فرض کن یه روز صبح از خواب بلند می شی می بینی تو یه جای غریب بیدار شدی نه رختخواب خودته نه اتاق خودته نه خونه تو ...می ری جلو آینه می بینی یه صورت زیبا و جوان داری بلافاصله تصویر تو آینه رو می شناسی آره خودشه اون جاستین تورودوست و از امروز این صورت و این بدن مال منه ..دو تا سیلی کوچولو و آروم به صورت خودت می زنی یه کم لپت رو می کشی که اگه داری خواب می بینی بیدار شی...ولی نه خواب نیستی ..حالا تو یه صورت زیبا و آروم داری ..یه بدن متناسب و ورزیده داری ..همینطور که دوش می گیری و آماده لباس پوشیدن می شی داری فکر می کنی اگه من الان نخست وزیر کانادا هستم چرا دم در اتاق خوابم دم سرویس حمام و دستشویی  محافظ با از این گوشی ها که تو فیلما هست و آدما از تو آستینشون با یه جایی حرف می زنن نیست ...میام تو اتاق لباسام چقدر کت شلوار کراوات شیک دارم....وای چقدر کفش های ساده و ورزشی و یه عالمه پیراهن سفید با یقه تمیز آرو...یه هو دلم ریخت ..یعنی این همه پیراهن آماده ولی سفید؟یکیش رو انتخاب می کنم تا میام بپوشم چشمم به یه قاب عکس قدیمی روی دراور تو اتاق لباس می افته با دقت نگاهش می کنم .هویدا نخست وزیر معدوم ایران به همراه جاستین کوچک من در کودکی با پوشک در میهمانی های رسمی شرکت می کردم .در یکی از این میهمانی ها که الان عکسش رو دارم نگاه می کنم یه آقا با لباس شیک با یه دسته گل تو دستش که احتمالا من بهش دادم داره با من دست می ده .بعدا فهمیدم این آقا نخست وزیر یه کشور قوی در خاورمیانه به نام ایرانه که سالها بعد این آقا بدلایل سیاسی اعدام می شه و سالها بعدش کشور این آقای شیک و مردمش که میان کانادا و زندگی می کنن یا درس می خونن بازم دست سرنوشت دست من رو تو دست اونها می گذاره ولی اینبار من نخست وزیرم و کودکان ایرانی دیگه کودک و با پوشک نیستند بلکه جوانانی برومند و تحصیل کرده هستند که فقط زاییده ایران هستند ولی ملیت آنها به همان دلایل سیاسی قبلی کانادایی است....بعد از پوشیدن لباس رفتن به محل کار همان دفتر نخست وزیری یک روز یکنواخت دیگر برای من شروع می شه چقدر شغل نخست وزیری شغل کسل کننده  ایست همه چیز جای خودشه هر کس داره کار خودش رو انجام می ده تو کشوری که به اندازه یه قاره وسعت داره هیچ حادثه غیر مترقبه ای اتفاق نمی افته که لازم باشه ستاد بحران تشکیل بدیم نه سیل نه زلزله نه انفجار چه انتحاری چه معمولی....آخه این انتظار زیادیه که من دارم حتی یه تصادف بین شهری که یه اتوبوس توش آتیش بگیره هم پیش نمیاد که مجبور باشم برم تو تلویزیون و حداقل یه تسلیت بگم....تو دفتر نخست وزیری تلویزیون رو روشن می کنم ترامپ داره با لبای غنچه و خوش حالتش به اوباما فحش می ده ..کاش منم یه رقیب سیاه پوست یا سرخ پوست یا زرد پوست داشتم که می تونستم باهاش بحث کنم حالش رو بگیرم تهدیدش کنم .چه روز طولانی! کانال تلوبزیون رو عوض می کنم تو افغانستان یه جنگجوی انتحاری تو یه میدان با زدن ضامن جلیقه انفجاریش ۷۵ نفر از اقوام و دوستاش و همشهریهاش رو کشته...خوش بحالش چه هیجانی تو اون لحظه داشته حتما تو لحظه کشیدن ضامن به دورش نگاه کرده حتما  تو اون میدون تعداد زیادی کودک و زن بی دفاع دیده ...چه کیفی کرده حتما تو اون شلوغی میدون یکی دو تا آشنا دیده .ولی من چی تو این دفتر نشستم هیچ کاری برای انجام دادن ندارم ..نه انفجاری نه انتحاری ...کانال رو که عوض می کنم ایرانی ها رو نشون می ده که یه مقام نظامیشون توسط ترامپ با یه هواپیمای بدون سرنشین  مورد اصابت موشک قرار گرفته و کشته شده و مردم ایران به خاطر این فرمانده نظامی دارن عزاداری می کنن..ترامپ یعنی خودش جوی استیک(دسته بازی)کنترل هواپیما دستش بوده؟ ...من بچه هم که بودم پدر و مادرم نمی گذاشتن بازی کامپیوتری بکنم به جاش کتابهای تولستوی و دیکنز رو مجبور بودم بخونم هیچوقت مهارتی تو بازی های ژنرال و کمبت ..پیدا نکردم برای همین الان که نخست وزیر شدم سعی می کنم رقابتی تو زمینه های بازی های جنگی نداشته باشم....منشی در می زنه جلسه معاونتهای نخست وزیره همه میان تو دفتر من، من نگاهشون می کنم با هم خوش و بشی می کنیم .می نشینیم دور میز هر کدوم گزارش خودشون رو می دن هیچکدوم به روی خودشون نمیارن ولی همه زندگی یکنواختی دارن چون تو گزارش هر کدوم همه چیز خوبه همه چیز در امن و امانه...زیر نویس تلویزیون خبر انفجار هواپیمای مسافربری رو داره نشون می ده یه خبر فوری هواپیما با ۱۴۷ مسافر کانادایی و ایرانی-کانادایی با برخورد موشک کشته شدن ..آدرنالین به تمام وجودم تزریق می شه تمام بدنم داغ می شه لرزش می گیره صورتم یه پارچه آتیش می شه ....یه آن چشمهام رو باز می کنم سقف ترک خورده اتاقم تشک ابری که روش خوابیدم پتوی نازک بدون ملحفه ای تلویزیون تو اتاقم روشنه رییس دولت دوازدهم داره در مورد رییس دولت نهم حرف می زنه و می گه اگه موشک به هواپیمای مسافربری خورده تقصیر اون کسیه که فرودگاه رو نزدیک پایگاه نظامی ساخته .و من خوشحالم از اینکه زندگی کسالت بار جاستین تورودورو ندارم  و فکر می کنم چه زندگی می شه ،آدم تو بچگیش با نخست وزیر یه کشور دیگه دست بده و صورت مهربونی داشته باشه و اندام مناسبی داشته باشه و از صبح تا شب هیچ کاری نداشته باشه انجام بده نه رقابت کثیف سیاسی نه باندبازی و مافیا بازی نه قتل نه انتحاری نه سیل نه زلزله و نه شلیک به هواپیمای مسافر بری ...تلویزیون جاستین رو نشون می ده که مجلس یادبود تک تک کشته شده های ایرانی کانادایی رفته و از همه بازماندهاشون دلجویی کرده .چه زندگی یکنواخت و کسل کننده ای داری جاستین .</description>
                <category>DiGiThink</category>
                <author>DiGiThink</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2020 20:10:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تتلو: ما اگه بنز نداریم 206 که داریم..</title>
                <link>https://virgool.io/@DiGiThinker/%D8%AA%D8%AA%D9%84%D9%88-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%B2-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-206-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-yrtgfge5x2v8</link>
                <description>داشتیم از شمال برمی گشتیم طبق معمول جاده چالوس رو انتخاب کردیم ..همینطور که رانندگی می کردم فکر می کردم..البته اینم طبق معمول ..این رفتار  همیشگی منه برای همین همیشه تو اتوبان ها و‌جاده ها بخصوص وقتی جزو کاروان عروسم گم می شم...خوشبختانه این بار کاروان عروس در کار نبود من داشتم در اقیانوس ایده های اصلاحی ولی کماکان بی تاثیر خودم شنا می کردم ...به خودم گفتم جاده به این زیبایی که شاید نزدیک به ۹۰ ساله ساخته شده  چرا چهار باند بهش اضافه نمی کنن ..وای چی می شه جاده چالوس میشه شش بانده میشه با ماشین با سرعت ۱۰۰ کیلومتر روند و تو یه ساعت و نیم رسید به مقصد..اینجا ها بود که رسیده بودم تو مرزن آباد دو ساعت و نیم از چالوس اومده بودم  یعنی یه ترافیک اساسی کاش ماجیک وند داشتیم و جاده رو ۶ بانده می کردیم.جاده چالوس آبانماه بعد فکر کردم تو اصلا می دونی هر کیلومتر جاده سازی چقدر خرج داره..به خودم جواب دادم نه مگه چقدره؟پاسخ دادم یه عالمه یعنی هر متر در هر باند n میلیار تومن برای همین جاده چالوس رو الان ۴۰ ساله ۱۰ تا دولت دارن می سازن و هنوز دو تا بیست کیلومتر از سر و تهش ساخته شده اونم هنوز یه تهش افتتاح نشده....گفتم خوب چهارباند اضافه نشه دو باند اضافه بشه اصلا اتوبان نشه یه جاده بهش اضافه بشهیه جاده دو بانده که ماشینهای به سمت تهران از جاده قدیمی برن و مسافرین سمت شمال از جاده جدیده بعد دوباره وکیل مدافع اداره راهسازی که تو ذهنم بود با قدرت پاسخ داد شما تخصصی در شرایط فیزیکی جاده سازی در کوه و کمر نداری و بهتره خوشحال باشی که ۴۰ سال پیش یه کسی که اون هم مثل تو تخصص نداشته ولی اراده انجام کار داشته همین دو باند رو ساخته .. اینجاهای جاده شب شده بود تو پیچای هزار چم می پیچیدم تاریک تاریک..‌‌دادستان تو ذهنم فریاد زد جاده ۶ بانده نمی شه درست کرد قبول نمی تونبم جاده معمولی کنار این جاده اضافه کنیم قبول ...لا اقل تو قسمتهای خطرناک جاده چراغ روشنایی با باطری خورشیدی بزاریم اینکار که بودجه اش نسبت به ساخت جاده و اتوبان خیلی زیاد نیست.....رسیده بودیم به حول و حوش تونل کندوان  ...ایستادیم کنار آشکده ها که یک نفسی تازه کنیم یه ماشین پراید که چندتا جوون خوشحال توش بودن پیاده شده بودن و درهای ماشین رو باز گذاشته بودن و سیستم دوپس دوپس ضبط ماشینشون رو با صدای بلند روشن کرده بودن و داشتن با آهنگ قر داره تتلو می رقصیدن...من اگه بنز ندارم ۲۰۶ که دارم...من اگه بنز ندارم ۲۰۶ که دارم...و این جملهتو سر من شروع کرد به خوندن و تکرار.....و من موندم و جاده چالوسی که اگه ۶ بانده نیست ۴ بانده نیست چراغ نداره چرا خط کشی تمیز و واضحی نداره سوار شدیم به سمت تهران و امیر تتلو تو مغزم می خوند من اگه بنز ندارم ۲۰۶ که دارم‌...ما اگه اتوبان نداریم خط کشی که می تونیم داشته باشیم .قلیون خوشحالی تتلوو رسیدیم به سد کرج و این نشانگر بحران کم آبی تهران و من فکر می کردم چرا ما اگه بنز نداریم ۲۰۶ هم نداریم و فهمیدم که ما فرهنگی تو تله کمالگرایی گیر کردیم یا بنز یا هیچی.....و اینجا بود که در ذهنم ارشمیدس لخت لخت از استخر پرید بیرون و فریاد زد یافتم یافتم یافتم یافتم....و فهمیدم اگر مدیران ما و حتی خود من کمالگرایی رو رها می کردیم و فقط به یک اصل و آنهم بهبود مستمر پایبند بودیم شاید امروز از ۲۰۶ به بنز امیر تتلو رسیده بودیم....و رسیده بودم به اتوبان کرج و در فکر بودم چه کسی باید این روند بهبود مستمر رو به طور جدی پیگیری کنه ..یادم آمد  پدرم یادش بخیر همیشه می گفت حرمت امام زاده رو متولیش نگه می داره و من از ته دل آرزو کردم کاش سیستم مدیریت عوض می شد و ما به جای وزارت خونه های مختلف برای هر کار مهمی متولی داشتیم مثلا یه نفر می شد متولی جاده چالوس یه نفر می شد متولی ساحل دریای خزر در شهر نوشهر یه نفر می شد متول پارک چیتگر ...و متولی شب و روزش رو می گذاشت برای امام زاده ای که متولیش بود ...شب از نگرانی جاده چالوس از خواب می پرید صبح زود برای اینکه اول از همه به جاده چالوس برسه و یه ذره فقط یه ذره بهترش کنه از خواب بلند می شد ...بعد از ۸ ساعت تو راه بودن رسیدم و فکر کردم من متولی کدوم امام زاده هستم من شب از نگرانی کدوم امام زاده از خواب می پرم و صبح برای یه ذره بهتر کردن امام زاده خودم از خواب بلند می شم ...با فکر حرمت امام زاده خوابیدم تو حالت خواب و بیدار یادم افتاد  روباه رازی بسیار ساده اما پر تعمق را برای شازده كوچولو فاش کرد :« این را بدان فقط با چشم دل می توان خوب دید، اصل چیز ها از چشم سر پنهان است، همان مقدار وقتی كه برای گلت صرف كرده ای باعث ارزش و اهمیت گل شده و تو مسئول همیشگی چیزی می شوی كه اهلی اش كرده ای تو مسئول  گلت هستی و ...» و من مسئول کدام گل هستم ....من متولی کدام گل هستم....#نظرتان_مهمه</description>
                <category>DiGiThink</category>
                <author>DiGiThink</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 19:35:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر یک تک درخت در کویر</title>
                <link>https://virgool.io/@DiGiThinker/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1-omp5bm3ticyz</link>
                <description>یه استریم گیمر از یه شرکت استریم مربوط به آمازون می ره تو یه شرکت استریم مال ماکروسافت ببین این یه نفر چه تاثیری گذاشته تایلر بلوینس چند ماهیست که میکسر را خانه خود می‌خواند و در این پلتفرم به آمار قابل توجهی از نظر تعداد تماشاگران دست پیدا کرده، اما پلتفرم استریم مایکروسافت هنوز شدیداً تحت تاثیر غلبه بی‌چون و چرای توییچ بر این فضاست. بنابر اطلاعات جدیدی که از سوی موسسه آماری StreamElements و در همکاری با سایت تحلیلگر استریمینگ Arsenal.gg منتشر شده، در ماهی که نینجا به میکسر پیوست، مدت زمان تماشای محتویات این سرویس با رشد ۳ میلیون ساعتی، از ۳۷.۷ میلیون ساعت به ۴۰.۲ میلیون ساعت رسیده است.در همین بازه زمانی، ارزش کلی میکسر از ۸۵۰.۶ میلیون دلار به ۹۳۲.۱ میلیون دلار رسید. https://vigiato.net/p/46736 وقتی یه گیم استریمر تو یه دنیای پر رفابت مثل آمریکا می تونه ده درصد رو ارزش شرکتی که واردش می شه تاثیر بزاره در واقع انگار تو یه جنگل پردرخت یه درخت دیگه بوجود اومده ..و رشد  کرده ظاهرا نباید این یه درخت اینقدر تو ارزش جنگل تاثیر گذار باشه ..ولی حقیقت اینه که تاثیرگذاشته .حالا سوال من اینه چرا تو کویری مثل بازار ایران با این همه آدمهای با استعداد تو همه زمینه ها یه چنین تک درختی بوجود نمیاد و مهمتر اینکه آیا تو ایران ورود کسی به یک شرکت می تونه ارزش شرکت رو ده درصد بالا ببره ؟گرانترین استریم گیمر خانم#نظرتون_مهمه</description>
                <category>DiGiThink</category>
                <author>DiGiThink</author>
                <pubDate>Sun, 29 Dec 2019 18:10:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حوزه نفوذ (آیا ما حق داریم در هر حوزه ای اظهار نظر نماییم)</title>
                <link>https://virgool.io/@DiGiThinker/%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D8%AD%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%85-tqoql9k0r3lw</link>
                <description>ما ایرانی ها ویژگی های خاص زیادی داریم که اکثرا خصوصیت های برجسته خوبیست و برخی و البته به تعداد کمی ویژگی های مذمومی است..در این کوتاه نوشته قصدم بررسی ایرانیان از لحاظ قومی نژادی و فرهنگی نیست..حتی قصد ندارم خصوصیات این نژاد بشر رو بشمارم و بررسی کنم ...فقط می خوام یه خصوصیت خودم رو به عنوان یک عضو از جامعه ایرانیان عنوان کنم و ابعاد اون رو بررسی کنم و در نهایت دلایل اون رو با شما به اشتراک بزارم و سرانجام با تمرکز روی این موضوع سعی کن بفهمم این ویژگی در نهایت به پیشبرد اهدافم کمک می کنه یا اینکه بیشتر مزاحم پیشرفت منه.خیلی ساده وارد موضوع می شم ،آیا تو تاکسی دیدین آدمها با هم حرف می زنن از ورزش شروع می کنن و نهایتا سر از سیاست در میارن بعد می رن سراغ اقتصاد ...اگه ۵ نفر تو تاکسی باشن که هر ۵ نفر سر کیف باشن یه میز گرد کامل خواهیم داشت در هر زمینه ای همه ما ایرانی ها صاحب نظریم و در هر زمینه ای حرفی برای گفتن داریم ...گاهی کار رو به جایی می سونیم که روشها و راه حل های یه استاد دانشگاه رو که مثلا تو زمینه بانکداری ۳۰ سال تحصیل و تجربه داره به چالش می کشیم و اون رو نه تتها نقد بلکه کانلا رد می کنیم.به این مطلب وقتی من دقت کردم دیدم خود من هم همینطورم و متوجه شدم چه جالب منم هم تو زمینه اقتصادی هم سیاسی هم ورزشی واقعا حرفی برای گفتن دارم ...و حتی راه حلهای بدیعی به ذهنم می رسه که گاها فکر می کنم چرا مسئولین و تصمیم گیرندگان متوجه این روشها و راه حل ها نشدن....برای همین بیشتر دقت کردم متوجه شدم واقعا ایرانی ها بدلیل تجارب تاریخی و روشهای زندگی اجتماعی دارای ذهن قوی و تخیلات روشن تری هستند تا یایر ممالک.شاید بدلایل فشارهای تاریخی ایرانی ها در عالم مجردات و ذهنیات بیشتر از دنیای واقعی زندگی کردن .وقتی به دنیای ذهنی حافظ و نظامی و فردوسی و حتی مولوی نگاه میکنیم متوجه می شیم خیلی از اتفاقات و صحنه های موجود در هر قسمت از این آثار ادبی فاخر در ذهن هنرمند زنده و واقعی بوده در حالی که ما به اذایی در زمانه هنرمند نداشته ...این آثار رو مشابه اون با ظرافت کمتر در عصر فعلی مثلا در داستانهای هری پاتر می بینیم...انگار هنرمندان ایرانی سالها قبل از اختراع رومان و سینما و واقعیت مجازی دست اندر کار ساخت دنیای مجازی خود بوده اند.بنابراین ما ایرانیان دارای ذهنی کاملا تیز و پر کار هستیم ولی یه ساده انگاری خاص تو نگاهمون به مسائل پیچیده به چشم می خوره که اونهم باز خواستگاه تاریخی داره .در تاریخ حکمرانی ایران بخصوص در تاریخ ۱۰۰ ساله آخر مشاهده می کنیم که خیلی انگار داشتن تخصص شرط لازم برای انجام کار تخصصی نیست ،مثلا یه سرتیپ نیروی انتظامی بدلیل علاقه به فوتبال می تونه رئیس یه باشگاه ورزشی باشه.یا یه پزشک اطفال می تونه مقدرات روابط خارجی کشور رو رقم بزنه..این باعث شده که در ذهن جمعی ناخودآگاه ما این مسئله نقش ببنده که هر کسی به صرف داشتن علاقه و احساس تکلیف می تونه هر کاری رو به سادگی انجام بده و بدتر از اون اینکه در مورد عملکرد افراد دیگه در اون زمینه نظر بده.پس چاره چیه؟آیا این یه درده یا یه موهبت خدادادی؟اولا بهتره تو این مرحله بپذیریم که این ماجرا وجود داره و کاملا واقعیه ما ابنا ایرانی علاقمندیم که در هر حوزه ای نظر بدیم و خود رو صاحب نظر بدونیم .دوما حالا که فهمیدیم این ویژگی رو داریم یه تخصص و یا یه محدوده علاقه برای خودمون تعیین کنیم و سعی کنیم فقط توی اون حوزه نظر بدیم.سوما اگه مرحله اول یعنی پذیرفتن واقعیت و مرحله دوم یعنی انتخاب محدوده علاقه و تخصص خودمون رو انتخاب کردیم آروم آروم وارد مرحله سوم بشیم و اون اینکه شروع کنیم به جمع آوری اطلاعات .مطالعه و فکر روی حوزه تخصصی و علاقه خودمون که باعث بشه کم کم نظراتمون نظرات استخون داری در هنگام مطرح شدن باشه.....پس بیایم به این نتیجه برسیم لازم نیست با فکر کردن و نظر دادن در هر زمینه ای وقت و استعداد و انرژی خودمون رو هدر بدیم و از دیدگاه دیگران فردی کم عمق به نظر برسیم .برای درک عمیقتر از شما دعوت می کنم منتظر کوتاه نوشته بعدی من با عنوان &quot;حرکت در ناحیه نفوذ&quot; یا یه عنوانی شبیه این باشید .</description>
                <category>DiGiThink</category>
                <author>DiGiThink</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2019 12:43:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موازنه سود و ریسک در تجارت</title>
                <link>https://virgool.io/@DiGiThinker/%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA-bniqehsuk2gf</link>
                <description>*تفاوت شغلی بین یه تاجر اسلحه با یه تاجر لوازم مثلا کودک  چیه؟یه تاجر اسلحه از روابطش استفاده می کنه این تاجر کسیه که معاملات بزرگی می کنه و سودهایبزرگی می بره و طبیعتا برای سر گرفتن یه چنین معاملاتی زمان زیادی رو منتظر می مونه.یه تاجر اسلحه ابزار متفاوتی رو استفاده می کنه ..اون از رشوه و تهدید و ....به عنوان ابرار استفاده می کنه.یه تاجر اسلحه وجود و ماهیت متفاوتی داره لباسش فرق داره با تجار دیگه ماشینش فرق داره خونه اش فرق داره ....طرز زندگیش فرق داره...طرز حرف زدنش متفاوته....اون نظام ارزشهاش متفاوته ....اون تصویر بزرگ متفاوتی نسبت به تجار دیگه تو ذهنشه ...اون براش خیلی چیزها رنج آور نیست ....اون جنگ بین دو کشور براش مثل افتتاح یه پاساژ جدیده ...یه تاجر اسلحه به یه مسلسل همونطور نگاه می کنه که یه تاجر لوازم کودک به یک کالسکه بچه نگاه می کنه....فارغ از قضاوت در مورد خوبی و بدی شغل تجارت اسلحه بدلیل اینکه این نوع تجارت اقلامش قیمتهای بالایی داره و همینطور بغل به بغل تجارت فحشا و مواد مخدر حرکت می کنه و تو نوار خاکستری بین تجارت قانونی و غیر قانونیه طبیعتا سود های بزرگی تو این تجارت وجود داره و به دلیل سود بزرگش ریسک بالا تری هم داره .بنابراین مثل همه تجارتها باید موازنه بین سود زیاد و ریسک بالا رو تاجر لا توجه به شرایطش کاملا محاسبه کنه و بعد دست به عمل بزنه .</description>
                <category>DiGiThink</category>
                <author>DiGiThink</author>
                <pubDate>Mon, 23 Dec 2019 16:14:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>