<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Doyouknowjvdmousavi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Doyouknowjvdmousavi</link>
        <description>وقتایی که مینویسم، بهم خیره نشو، نمیخام عاشقم بشی.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 19:32:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1588348/avatar/ZRL4fw.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Doyouknowjvdmousavi</title>
            <link>https://virgool.io/@Doyouknowjvdmousavi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فریاد یک سئوکار!!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Doyouknowjvdmousavi/screaming-ac221r5mwix6</link>
                <description>نشستم کنارش دیدم حال خوبی نداره،خواستم بپرسم چیشده؟ که خودش گفت: مرد حالم از بعضی این کارفرماها بهم میخورهفریادپریدم وسط حرفش گفتم جکی، عب نداره مرد مگه دنیا به آخر رسیده، گفت اخه میدونی به من چی میگه، گفتم نه حاجی چی میگه، میگه اونجوری که من میگم سئو کن.با حالت تعجب نگاش‌کردم با اینکه روحمم خبر نداشت این یعنی چی؟!!! گفتم حاجی پشمام‌ عجب چیز بدی گفته!! فقط اونجا ک گفته سئو، فحش‌خیلی جدیدیه جکی داش، ناموسا ولم کن داشش برم این یارو...راستی گفتی اسمش‌چی بود؟...ک..کارفرما   گفت: داش اونجوری که تو فک میکنی نیس           گفتم پس چه جوریاس حاجیفصل اول: شروع پروژهمن اسمم جکیه چند سالی میشه که تو عرصه دیجیتال مارکتینگ فعالیت میکنم، تو دانشگاه حقوق خوندم، ولی بنا به دلایل مشکلات مالی تصمیم گرفتم‌برم چندوقتی دستفروشی کنم تا بتونم دخل و خرجم و یکی کنم.یه روزی اتفاقی یکی از دوستای قدیمیمو دیدم، همه چیز از همینجا شروع شد، با اینکه نمیدونستم سئو چیه ولی خلاصه فهمیدم که سئوکار، همه چیز و قشنگ برام  توضیح داد، گفت داداش چرا توام نمیای وارد این کار بشی خودم همه آموزشای لازمو بهت میدم، یه چند وقتی گیج بودم ولی چیزی نیست که نشه از پسش براومد پس منم تصمیم گرفتم وارد این حرفه بشم و ازون موقع تاحالا 5سالی میشه که دارم به صورت حرفه ای تو این کار فعالیت میکنم و الانم که برای نوشتن قرارداد پیش شمام.فصل دوم: خب منم کار دارمدیروز دیدم یه نوتیف دارم، وقتی دارم میگم دیدم نوتیف دارم خب شما میگید چیز عجیبی نیست، اما برا من چرا! چون تو اون تایم روز هیچ موقع نوتیفی برام نمیومد.منم همیشه سریع به نوتیفام واکنش نشون نمیدم میزارم کارم تموم بشه بعد میرم سراغش، اما این یکی و نتونستم بدجوری رفت تو مخم، اخه الان کی به من پیام داده؟؟؟یه نگاه کردم دیدم نوشته املاک جدیدی، فکر کردم که این کیه؟؟ یادم اومد دیروز باهاشون جلسه داشتم برای راه اندازی سایتشون، و یه سری صحبتا شد قرار بود بهشون یه قیمت بدم، اما یادمه گفتم که این یه خرده زمانبر به همین سرعت نمیتونم بهتون قیمت بدم و تو زمان درست خودم باهاتون تماس میگیرم.نمیدونم کجای صحبتم رو متوجه نشده بوده که پیام داده به این سرعت چیشد؟گفتم آقای جدیدی فعلا درگیر جابجایی دفترمون هستم و انجام دادن باقی پروژه ها وقت نشد درموردش فکر کنم.دلم میخاد خودم با لحن خودم بهتون توضیح بدم چی گفت، ولی واقعا نمیتونم؛ بزارید دقیقا چیزی که نوشته رو براتون مینویسم:اول پیام داده سلام خوبی؟ بعد تو ادامه نوشته: ببین اگه اکی نیستین بگو من با کسه دیگه کار کنم.براشون نوشتم اقای جدیدی درگیر یه سری مسائلم گفتم ک ی خرده صبر کنید خودم باهاتون تماس میگیرم، متاسفانه وقت نکردم هنوز، (به نظرتون چی باید گفت تو جوابم،شما اگه بودین چی میگفتین؟)برام نوشته: از حالا که یادتون رفت دیگه تو کار هیچی دیگه. !!!سلام من جکی هستم، میتونید منو جوادم صدا بزنید.و اگه گوشیو برنداشتم میتونید بهم بگید که: از حالا که جواب نمیدی دیگه تو کار هیچی دیگه!!!!هرروز یه بخشی از این داستانو اضافه می کنم این پایان نیست...</description>
                <category>Doyouknowjvdmousavi</category>
                <author>Doyouknowjvdmousavi</author>
                <pubDate>Thu, 14 Apr 2022 16:53:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الطوریخم گوگل</title>
                <link>https://virgool.io/@Doyouknowjvdmousavi/%D8%A7%D9%84%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D9%85-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-j4w8xwhgfill</link>
                <description>شاید فکر کنید که اشتباه تایپی شکل گرفته و نویسنده انقد مات موضوع بوده که یادش رفته حتی برگرده نگاه کنه عنوان و چی نوشته؟!!! اما بد به دلتون راه ندید چون این منم:خیلی دوست دارم در مورد الگوریتم های گوگل،همینجوری طبق معمولی که همه صحبت میکنند،صحبت کنم.اما این با ایده و افکار من جور در نمیاد، پس اگه دنبال یه آموزش معمولی هستی بهت پیشنهاد میکنم واقعا بیخیال این مقاله بشی و بری یه چندتا آکادمی اونورتر، پای صحبت اساتید واقعا خبره ای که مطمئنم تو کارشون فوق العادن بشینی تا بتونی هم وقت خودتو ذخیره کنی، هم به اون چیزی که میخوای سریعتر برسی، و شایدم دیگه تو دلت به من فحش ندی.این منم،اسمم الگوریتم گوگلشاید براتون سوال پیش اومده باشه، که این عکس چه ربطی به الگوریتم گوگل داره و اون کیه؟اون منم...اسمم الگوریتم گوگل، که مثل شما میتونم مدتها از وقتمو برای دیدن یه غروب زیبا بزارم.خب برگردید سر صحبت خودم، میخام بدونید که این یک داستان نیست، و فقط چیزی که تصور شده است به صورت متن اما بر اساس اتفاقات واقعی، به روی قلم در آمده است.1.تغییرنمیدونم وقتی این کلمه به ذهنتون خطور میکنه اولین چیزی که به ذهنتون میاد چیه؟اما اینو مطمئنم که شامل، الگوریتم های گوگل نمیشه چون به طور معمول که هر آدمی با این موضوع دست و پنجه نرم نمی کنه، این کاملا بستگی به محیط اطراف خودتون داره و محیط اطراف منم: یه میز با یه لبتاب، اگه درست تر نگاه کنم، یه تختم این اطراف هست.یادمه یه خرگوش رو دیدم که دنبال یه گربه کرده بود، منم نمیدونستم دارم چی میبینم ولی چیزی که دیدم برام  حاکی از یه پیام بود، شاید شما نپرسید چه پیامی چون اخه کلا بعید میدونم کسی تا اینجای کار، پای تشعشعات مغز من نشسته باشه، تازه اگه تششعشعات رو هم درست نوشته باشم؛ پس خودم بدون سوال شما پیامی که از اون رخداد دیدمو میگم: تینگز چنجشاید باورتون نشه ولی واقعا این پیام به صورت انگلیسی خودشو به من محاوره کرد، به این معنی که (همه چیز تغییر میکنه).و از نگاه من، من؟!!! تو کی هستی؟!!! اوووووووووم! بگذریم، به حرفام توجه کناز نگاه من، ساختار گوگل یه خرگوش که هرروز دنبال یه گربه میکنه، اما این میتونه روند عادیه این طبیعت باشه، چیزی که مهمه و میخام براتون روشن کنم اینه که، اگه تو باغ وحش فعالیت میکنید حتی منتظر این باشید که این خرگوش یه روزی دنبال، انواع شیرها از جمله: سلطان، یوز، ببر، بز، بز؟!!!!آررره بز، گفتم که تینگز چنج؛ اصلا فکر نکنید که ممکنه فقط شیر، شیر باشه.اینجا همه چیز از نگاه یه خرگوش، دنبال میشه.امیدوارم متوجه منظورم شده باشید، چون از اینجا به بعد قرار وارد بطن ماجرا بشیم.2.اعتمادفکر میکنی این کلمه به همین سادگیاس، من که میگم نه، اصلا چرا بحثشو پیش کشیدم.من اینطور فکر میکنم که بزرگترین امپراطوریا و بزرگترین نقشه های جهان،خارق العاده ترین عشق ها،عمیق ترین رابطه ها، پررنگ ترین شراکت ها، اساس تاسیس اولین ها و همه و همه، بر پایه این یک کلمهبه وجود اومده، و به نظر شما چه چیزی باعث فروپاشی میشه، ولی وجدانن از حق نگذریم فروپاشی کلمه قشنگیه اصلا آدم دوست داره هی بگه : فروپاشی فروپاشی فروپاشی این دوروبر آدمیو میشناختم که به نظر من مرد باحال و خونواده دوستی بود، اخه هربار باهاش صحبت میکردی اصلا امکان نداشت، برا یک ثانیم که شده لبخند نزنی، درست مثه خودم بود اخه من خیلی آدم باحالیم و یه کمم از خودم زیادی از حد تعریف میکنم.اما چرا اصلا دارم هی از این لونه به اون لونه میبرمت و وارد لوپای کوچیکی از زمان میکنمت؟!!!اگه دقت کرده باشی، انگار دارم سرکارت میزارم تا فقط سرگرمت کنم، تا توام بدون شکایت مطلبمو بخونی و تهش بگی چقد کووول، در واقع حقیقت همینه که خودت فهمیدی البته شایدم من بهت فهموندم، اما واقعا دارم سرکارت میزارم چون نرخ بیکاری ما جوونا واقعا بالا رفته مثلا همین داداش من، الان بیکاراعتماد... آره همین یه کلمس که باعث فروپاشی همه اون چیزایی که تعریف کردم میشه.اعتماد تنها کلمه ایه که کلمه ی دیگه ای، به جز خودش نمیتونه نابودش کنه.این دوروبر آدمیو میشناختم که به نظر من مرد باحال و خونواده دوستی بود، اخه هربار باهاش صحبت میکردی اصلا امکان نداشت، برا یک ثانیم که شده لبخند نزنی...شنیدم ازدواج کرده و بعدها حتی شنیدم که الان دوتا بچه داره، حتما شمام مثه من الان دارید به زندگی قشنگش فکر میکنید که چقدر رمانتیکه،بتونی با اونی که میخای زندگی کنی.به نظر شما چه چیزی باعث فروپاشی همه اینا میشه(البته اگه از این بگذریم که فروپاشی چقدر کلمه باحالیه)؟یادمه تو مثالهام: اساس تاسیس اولین ها رو هم گفتم تا برسم به اینجا که از یه آقای نسبتا موفقی که تو سن وسال خودش، پول خوبی تو جیب زده بود بگم: شنیدم که تصمیم گرفته بوده تا با یکی از رفیقاش که بیشترین اعتمادو بهش داره، یه شرکتی تو زمینه فعالیت خودشون تاسیس کنن، و اینکارم میکنن.اما وقتی خبردار شدم برشکست شدن تعجب نکردم، چون اونا خیلی به هم اعتماد داشتن تا جایی که برا تصمیم گرفتنشون حتی تو مسائل مهم، به خودشون زحمت نمیدادن تا جفتشون باهم یه مشورتی انجام بدن.به نظرتون به هم چی میگفتن: نه بابا داداش این حرفا چیه؟ حرف تو حرف منه، آره اوکیه حاجی.تا بعدها که با رفیقم صحبت کردم، فقط از یه کلمه برام گفت: اعتمادکسب و کار گوگل بر اساس همین یه کلمه ساخته شده و اگه  بخوای به جای ثابت کردن خودت با فعالیت درست حسابی، یه روش هایی و انتخاب کنی که با این کلمه بازی کنی بدجوری ضربه میخوری رفیق&gt;اساس تشکیل این الگوریتما همینه، چون بعدها شنیدم که اون آدم باحال و خونواده دوست با دوتا بچه تنها مونده، و حتی زنش فرصت نداده که به صورت قانونی از هم طلاق بگیرن، آخه بنده خدا تو همین حین یه اساس اعتمااد تازه میسازه بین خودش و یه آقای دیگه.</description>
                <category>Doyouknowjvdmousavi</category>
                <author>Doyouknowjvdmousavi</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 18:03:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>