<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی محمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Drmehdimohammadi</link>
        <description>هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، مدرس و مشاور سیاستگذاری و مدیریت فناوری و نوآوری، دبیر ستاد اقتصاد دیجیتال معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 15:24:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/64506/avatar/mC3Sp8.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی محمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@Drmehdimohammadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیاست گذاری نوآوری یعنی ایجاد اکوسیستمی که در آن ژن های خوب جهش میکنند</title>
                <link>https://virgool.io/@Drmehdimohammadi/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%DA%98%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AC%D9%87%D8%B4-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-cy3m28kyqjhu</link>
                <description>ژن خوب و نوآوریهر چند که ما مدتیه که ژن خوب رو مسخره میکنیم ولی باید بگم که در #نوآوری و توسعه سازمانی ژن خوب خیلی مهمه. بر اساس اقتصاد تکاملی، نوآوری از سه مرحله تکاملی تبعیت میکند: مرحله اول که همان تنوع یا variation است منجر به شکل گیری تعداد زیادی از گزینه ها می شود ولی در مرحله دوم بر اساس مکانیزم انتخاب طبیعی و به ویژه وجود شرایط مساعد از جمله رقابت برخی از این ژن ها یا به عبارتی نوآوری ها انتخاب یا selection می شوند و در نهایت برخی ژن های خوب انتخاب شده و جهش یا mutation را رقم میزنند و با مکانیزم تخریب خلاق منجر به شکل گیری مسیرهای نوآوری و #فناوری جدید در #اقتصاد می شوند. مشکل اصلی در اقتصاد ما در همه این سالها مداخلات بیخود دولت و انتخاب ژن های نامرغوب و یا بهتره بگم ایجاد شرایطی برای شکل گیری و یا برنده شدن ژن های نامرغوب بوده است. همین مداخلات بیخود منجر به شکل گیری #صنعت_خودرو با ژن نامرغوب و امثال #بابک_زنجانی و #هدایتی و هزار و یک پولدار یک شبه شده که عمدتا یا حاصل نزدیکی به #قدرت یا #رانت های وارداتی و #بازرگانی هستند و نه نوآوری و فناوری؛ بر خلاف آمریکا که #بیل_گیتس و #زاکربرگ و #لاری_پیج و #جف_بزوس که همگی فناور و نوآورند. حال که در ابتدای شکل گیری اکوسیستم اقتصاد دیجیتال در #ایران هستیم باید ژن های خوب شکل دهیم. و این ژن های خوب فقط در فضای #بازار بین المللی و رقابتی است که شکل خواهند گرفت. ایران در زمینه #نرم_افزار نویسی هنوز به بلوغ نرسیده است و در این صنعت بازار بزرگی نداریم و بر اساس آمار #کافه_بازار در حال حاضر حدود ۲۲ هزار توسعه دهنده در کشور فعال است که مجموعا حدود ۱۶۰ هزار #اپلیکیشن و #بازی در کافه بازار بالا آمده که مجموع درآمدهای درون برنامه ای آنها تنها ۲۵۰ میلیارد تومان است. بر اساس این آمار، به طور متوسط هر توسعه دهنده در ماه تنها یک میلیون تومان درآمد دارد که این رقم بسیار کم و ناچیز است. هاب های صادراتی محتوای #دیجیتال کشور با هدف ایجاد این جهش در بازار جهانی نرم افزارهای داخلی طراحی شده است. هاب صادراتی محتوای دیجیتال به فعالان این حوزه گوشزد می کند که اگر نرم افزاری طراحی می کنند با هدف کسب بازارهای جهانی باشد و استانداردهای مورد نیاز این حوزه را رعایت کنند. باید نرم افزارهای ایرانی هم طراز با دنیا تولید شوند. به امید روزی که سیاست های ما معطوف به جهش ژن های مرغوب باشد. </description>
                <category>مهدی محمدی</category>
                <author>مهدی محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2019 21:48:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا نوآوری پایدار بدون پذیرفتن اندیشه های اقتصاد آزاد امکان پذیر است؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Drmehdimohammadi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-g60o4lmtsiwu</link>
                <description>یادداشت من در صفحه استارتاپ روزنامه شرق ۲۷ مرداد ۹۸نوشته هفته گذشته دوست عزیزم دکتر ناظمی در روزنامه شرق باعث شد که باب صحبتی جدی در عرصه نظریه پردازی اقتصاد نوآوری باز شود. اندیشه های مدرن اقتصادی مرتبط با نوآوری و توسعه فناوری ریشه در شکل گیری انقلاب صنعتی داشته و می توان گفت که همزمان با کتاب ثروت ملل آدام اسمیت و نقشی که بهره وری و تولید در خلق ثروت برای ملتها پیدا کرد، نقش سطح فناوری بالاتر که خود تحت تاثیر تقسیم کار و تخصصی سازی و شکل گیری اختراعات و نوآوری ها در یک فضای باز و آزاد اقتصادی اهمیت یافت و هویت دادن به بخش جدیدی از جامعه تحت عنوان سرمایه داران که خود موتور محرک نوآوری بودند را شکل داد. بعدها عمده نظریات جدید اقتصادی در ادامه همین تفکر و برای حل مسائل و چالش های عملی نظریه اقتصاد آزاد شکل گرفتند. در این میان چند نظریه بیشتر متمرکز بر نوآوری بودند. یکی نظریه ساختارگرایی آمریکای لاتین که تحت تاثیر دو نظریه مکتب تاریخی آلمان و نظریه مارکسیسم به دنبال ترویج اندیشه های ضد امپریالیستی و ضد سرمایه داری در دوران بعد از جنگ جهانی دوم بودند و اندیشه عدم وابستگی اقتصادی کشورهای در حال توسعه و گذار از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد صنعتی را با تکیه بر سیاست جایگزینی واردات و خودکفایی دنبال کردند و در کمتر از سه دهه در فاصله دهه های 1960 تا اوایل دهه 1990 منجر به ورشکستگی گسترده کشورهای آن منطقه شدند. نظریه دوم که عمدتا نقشی کلیدی در نظریات اقتصاد نوآوری دارد، شومپیتر و نظریه تخریب خلاق و تئوری چرخه های تجاری آن است. این نظریه به دنبال ارایه راه حلی برای حل مساله رکود در اقتصاد سرمایه داری است و عملا ورشکستگی شرکت ها و به دنبال آن نوآوری و کارآفرینی را بخشی طبیعی از جریان اقتصاد آزاد و سرمایه داری می داند، پس در واقع این نظریه از درون دارد نقد میکند و مسیر تکامل اقتصاد آزاد را به تصویر می کشد و نه اینکه راه حلی جایگزین باشد. سومین نظریه هم نهادگرایی است که در رابطه با آن نیز همین تحلیل وجود دارد که اساسا اقتصاد نهادگرایی جایگزین و یا رقیب اقتصاد آزاد نیست، بلکه صرفا با رویکردی جدید سعی در حل مسائل اقتصاد آزاد از منظر نهادی و با توجه به اقتضائات اجتماعی و ساختاری هر کشور دارد. با توجه به این ملاحظات، حال نگاهی به چند گزاره یا پیش فرض ناقص در مقاله هفته گذشته دکتر ناظمی داشته باشیم. پیش فرض ناقص اول اینست که این نظریات را جایگزین اقتصاد آزاد تلقی کنیم و نه مکمل و در مسیر تکامل اقتصاد آزاد!! در حالیکه بسیاری از این نظریات در جایی معنی دارند که حداقل هایی از اقتصاد آزاد مانند آزادسازی تجاری، خصوصی سازی واقعی، جذب و حضور سرمایه گذاری خارجی و مشارکت بین المللی، نظام مالیاتی شفاف و ... وجود دارند و در کشوری که هنوز بخش قابل توجهی از این پیش فرض ها وجود ندارند و اقتصاد در دست نهادهای حاکمیتی و رانتی و غیر رقابتی است که باعث شده است انگیزه ای برای نوآوری وجود نداشته باشد، چنین نظریاتی کمتر کاربرد دارند. پیش فرض ناقص دوم اینست که حکمرانی خوب جایگزینی برای اقتصاد آزاد است!! در حالیکه نظریه حکمرانی خوب در نهادگرایی از آنجا نشات گرفت که مداخلات دولت در زمینه هایی که شکست بازار و شکست سیستمی وجود دارد معنی دار می شود و در این میان وجود یک دولت توسعه گرا لازم می شود تا در فضایی شفاف و آزاد زمینه حل مشکلات بازار آزاد را فراهم کند و محرک های  نوآوری را برای فعالان کارآفرین خصوصی فراهم کند. حال، در اقتصادی که هنوز زیربناهای شفافیت و آزادی وجود ندارد، یافتن دولت توسعه گرا و حکمرانی خوب فقط سرابی بیش نیست و صرفا منجر به مداخلات بیشتر دولت و توزیع نامطلوب رانت به سمت نهادهای نزدیک به قدرت می شود. پیش فرض ناقص سوم هم اینست که بر خلاف ظاهر برنامه های توسعه بعد از انقلاب، هیچکدام از برنامه ها در پیاده سازی اصول اساسی یک اقتصاد سالم و آزاد موفق نبوده اند و نه در آزادسازی تدریجی اقتصاد و نه در خصوصی سازی و اصلاح نظام مالیاتی و پیوستن به اقتصاد جهانی و جذب سرمایه خارجی موفق نبوده اند. به همین کفایت کنم که هنوز جزو معدود کشورهایی در جهان هستیم که در اندر خم پیوستن به WTO و FATF هستیم. با وجود نقدهای بالا، بنده هم معتقدم که که صرفا لنز و نگاه اقتصاد نئوکلاسیک که متغیرهای اقتصاد کلان را مبنای تحلیل و تصمیم گیری برای توسعه می داند، نمی تواند برای توسعه در کشوری در حال توسعه مثل ما کفایت کند. عدم درک درست از رفتار بنگاه های اقتصادی در سطح خرد و در نظر گرفتن بنگاه های اقتصادی به عنوان یک جعبه سیاه که رفتار آنها صرفا تحت تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی است؛ بزرگترین اشتباه در میان سیاست گذاران اقتصادی در سالهای اخیر بوده و به همین علت هم مداخلات دولتی بیشتر منجر به توزیع رانت های مخرب شده است و نتوانسته منجر به شکل گیری قابلیت های فناورانه و نوآوری پایدار و رقابت پذیری بین المللی شرکت های ایرانی شود. ولی با همه این اوصاف باید بپذیریم که زیربنا و شرط لازم برای نوآوری، اقتصاد آزاد و شفاف و رقابتی است، هر چند که ممکن است که شرط کافی نباشد.  </description>
                <category>مهدی محمدی</category>
                <author>مهدی محمدی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Aug 2019 08:15:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکوسیستم نوآوری و استارتاپ ها نماد تحولی از جنس انتخاب میان امید و رستگاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Drmehdimohammadi/%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-hwl6u43lihju</link>
                <description>مقاله من در روزنامه شرق ۲ مرداد ۹۸ به مناسبت الکامپاز چند ماه قبل که مقدمات الکامپ شروع شده بود، از خودم سوال می کردم که در این بحبوحه مشکلات بین المللی و تحریم و تورم و نرخ ارز و طلا و بقیه تحولات اقتصادی نامطلوب، آیا حرف زدن از اقتصاد دیجیتال و تحول در اقتصاد سنتی و حرکت به سمت فناوری های نوظهور و دم زدن از تحول از طریق استارتاپ ها آیا حرف لوکسی نیست و مردم خسته از این وضعیت اقتصادی را از ما دورتر نخواهد کرد. این سوال و نگاه های بعضا عاقل اندر سفیه اطرافیان که &quot;حکایت از ای بابا چه دل خوشی داری تو&quot; داشت، همه باعث می شد که کمی تردید کنم. از سوی دیگر، اعتقاد به پتانسیل های این خاک و سرزمین و سرمایه های انسانی و جوانانی که هنوز هم تنها امید آینده ما برای ساختن ایران آباد و سربلند هستند، من رو امیدوار نگه می داشت. تا الکامپ شروع شد و شگفتی من از چنین پتانسیلی چندین برابر شد. بیش از 70% از شرکت های حاضر و حدود %25 از فضای نمایشگاهی و تقریبا بخش عمده ای از بازدیدکنندگان را استارتاپ ها به خودشون اختصاص دادند. تقریبا همه بازدیدکننده ها صرفا از سالن هایی بازدید میکردند که استارتاپ های جوانان ایرانی در آن مستقر بودند، البته بدون هیچ اشانتیون و خوراکی و انگیزش مادی! ناخودآگاه به یاد فیلم مکس دیوانه: جاده خشم افتادم، استعاره ای آخرالزمانی از انتخاب میان امید و رستگاری! وقتی که فیوریوسا نقش اول زن فیلم، به جای صرفا امید به آینده و سفر به ناکجاآباد، تصمیم می گیرد که بازگردد و برای رسیدن به آب یعنی مایه حیات، مستقیم به سمت خطر برود و تلاشش رو معطوف به تغییر بکند و رستگاری رو در تغییر و نپذیرفتن سرنوشت دنبال کند. آیا رستگاری بر امید ارجحیت دارد؟! و آیا رستگاری در تلاش برای تغییر است؟!! الان بعد از کمتر از یک دهه از شکل گیری و رشد استارتاپ ها در ایران که تقریبا از ابتدای آن از نزدیک تحولاتش رو دیدم، می توانم بگویم که برای ما هم اکنون اکوسیستم نوآوری و نقش رو به رشد استارتاپ ها و تحول و تغییری که به همراه آورده اند، دیگر صرفا یک امید یا یک امید واهی به آینده نیست و در واقع همان نقش رستگاری فیوریوسای مکس دیوانه را بازی می کند. ما برای تغییر اقتصاد سنتی و آغشته به نفت کشور، ما برای تغییر الگوی اشتغال سنتی، ما برای تغییر سبک خلق ثروت مبتنی بر دلالی و رانت، نیازمند گذار به سمت بهره گیری هر چه بیشتر از فناوری های نوینی هستیم که در عین حال که راهی برای خلق ثروت و اشتغال جدید هستند، می توانند با خود شفافیت و آزادی و جمع گرایی و مشارکت را که پایه های یک اقتصاد پویا و رو به رشد هستند، نیز به همراه بیاورند. به قول شومپیتر اقتصاددان بزرگ اتریشی، کارآفرینان هستند که با تخریب خلاقانه خود مسیرهای گذشته را که دچار قفل شدگی شده اند تخریب کرده و با قدرت نوآوری مسیرهای جدیدی برای خلق ثروت و رشد اقتصادی می آفرینند. اکنون که اکوسیستم نوآوری توانسته در حوزه های خدماتی اثبات کند که با استفاده از فناوری می توان خدمات بهتر، سریعتر و با کیفیت تر برای مردم ارایه کرد و مسیر تخریب خلاقانه را طی کرده است، گام بعدی بدون شک نفوذ استارتاپ های مبتنی بر فناوری های نوین به ویژه فناوری های دیجیتال در صنایع سنتی کشور و افزایش بهره وری و خلق ثروت جدید در آن هاست. حالا نوبت خودرو و فولاد و معدن و نفت و پتروشیمی و نساجی و سایر صنایع سنتی است که خود را از مرگ حتمی نجات دهند و پیشران و محرک نسل جدیدی از اکوسیستم نوآوری و استارتاپ ها باشند. جوانان فعال در اکوسیستم نوآوری و استارتاپی ایران به ما یاد دادند که به جای امید به مهاجرت، به جای امید به سیاستمداران درگیر در مسائل روزمره، به جای امید به دانشگاه و استاد خسته، به جای امید به صنایع سنتی درگیر در مشکلات مختلف، به جای امید به اشتغال دولتی، به جای امید به هر آنچه در دستان من و شما نیست، رستگاری واقعی را در تلاش برای تغییر و به ویژه تغییر در الگوی فکری خود برای ایجاد مسیری جدید در خلق ثروت دنبال کنیم. این کاری است که جوانان اکوسیستم استارتاپی کشور در این سالها کرده اند و اکنون دیگر زمانش فرا رسیده که سیاستمداران سنتی و مدیران نفتی، کلاه از سر برداشته و ایستاده برای این جوانان کف بزنند و در این مسیر همگامشان شوند. </description>
                <category>مهدی محمدی</category>
                <author>مهدی محمدی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2019 19:38:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکوسیستم استارتاپی: شکل گیری انقلابی از درون یا گذاری ناگزیر در اقتصاد ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@Drmehdimohammadi/%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-un8zcekr2ezn</link>
                <description>تحلیلی مارکسی-شومپیتری بر شکل گیری اکوسیستم استارتاپی ایران در مجله تجارت فرداتغییر و پذیرفتن آن برای انسانها با چارچوب های فکری شکل گرفته، عادت های رفتاری و تابوهای ذهنی پایدار و بعضا ریشه دار در نهادهای شکل گرفته رسمی و غیر رسمی و آداب و سنن و فرهنگ های محلی و حتی مذهبی، بسیار سخت و تا حدودی یک ماموریت غیرممکن است. با رویکرد سه سطحی مارکس می توان این مقاومت ها را در سطح فناوری، سیستم اقتصادی و فراساختارهای ایدیولوژیک تحلیل کرد. در سطح اول، گاه قفل شدگی ما در رویکردهای سنتی و حتی تعبیرهای غلط فرهنگی و مذهبی مانعی برای پذیرش فناوری های جدید از سوی ما می شود و تا سالها سعی می کنیم که آنها را انکار کنیم و ممنوعشان کنیم. نمونه های فراوانی در همین ایران خودمان از صفویه تا کنون قابل مشاهده است، از مقاومت در برابر نوسازی و تجهیز به سلاح های گرم در زمان صفویه که تا شکست بزرگ چالدران ادامه داشت و تا مقاومت های بعد از آن در مقابل تلگراف، سینماتوگراف و عکاسی و تا تحصن و مقاومت درشکه چی ها در مقابل ماشین دودی و حتی مقاومت در مقابل ویديو و ماهواره و شبکه های اجتماعی در سال های اخیر. این مقاومت ها فقط در مقابل فناوری های جدید نبوده و علاوه بر این به قول مارکس در سطحی بالاتر  گاه پایبندی های ما به الگوهای سنتی خلق ثروت و سیستم اقتصادی سنتی و رانتهای تاریخی حاکم بر آن ما را از توجه به شکل گیری مکانیزم های جدید تولیدی و اقتصادی و شکل گرفتن نسل جدیدی از کارآفرینان غافل کرده و پذیرش این تغییر را برای ما سخت می کند. همانطور که در مقابل همه اصلاحات ارضی ها مقاومت شد و اربابان زمین دار، حاضر به پذیرش نسل نویی از کارآفرینان صنعتی نبودند. سطح سوم مقاومت و تغییر، سطحی است که به دنبال تغییر در فناوری و سیستم اقتصادی به همراه خواهد آمد و آن تغییر در الگوهای فکری و سبک تفکر و فلسفه و هنر و سیاست و ساختار سیاسی است. همانطور که تغییرات تاریخی حاصل از انقلاب صنعتی و ظهور کارآفرینان و سرمایه داران حاصل از این انقلاب کم کم با خود سبک فلسفی جدید و ساختارهای سیاسی جدید که مبتنی بر دموکراسی و حکومت قانون بودند را به ارمغان آورد و انقلاب فرانسه نمادی شد برای تغییرات در سطح سوم. نوع نگاه مارکس به تغییرات حاکم بر نظام سرمایه داری، نظریه او را به سمت شکل گیری یک سرنوشت محتوم مبتنی بر انقلاب کارگری برد که در نهایت منجر به شکل گیری آرمانشهری به عنوان جامعه بدون طبقه کمونیستی خواهد شد. اما تاریخ نشان داد که این پیش بینی مارکس و شکل گیری یوتوپیای جامعه بدون طبقه صرفا رویایی بیش نبود. در دهه 1940 میلادی، شومپیتر اقتصاد دان اتریشی در کتاب معروف &quot;کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی&quot; تغییرات اقتصاد سرمایه داری را تغییراتی از درون و مبتنی بر نوسازی فناورانه و به عبارت دیگر نوآوری و کارآفرینی دانست که با مکانیزمی به نام تخریب خلاق، محصولات و فرآیندها و شیوه های جدید را جایگزین روش های سنتی کرده و بر این اساس، زیربنای اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر ناپایداری است و تخریب خلاق منجر به بحران سرمایه‌داری و تخریب و نابودی آن نمی‌شود بلکه روشی ضروری و طبیعی برای ایجاد و رشد بازار جدید می باشد. به عبارت دیگر، شومپیتر با نوعی از وجود &quot;طوفان ابدی تخریب خلاق&quot; تکامل طبیعی اقتصادها را توصیف کرد. بسیاری از اقتصاددانان طرفدار نظام سرمایه داری مبتنی بر همین نظریه، فرآیند شکست شرکت ها و حذف برخی از صنایع و شغل ها را طبیعی دانسته و جزیی از فرآیند رشد اقتصادی و پیشرفت میدانند. بنابراین، الگوی تخریب برای رشد اقتصادی یک الگوی طبیعی و تکاملی است ولی دردآور و نیازمند پذیرفتن رکود و بیکاری در بخش های سنتی و در حال تغییر است. این الگوی طبیعی را می توان در گزارش جهانی ایننوسایت دید که متوسط عمر 500 شرکت برتر آمریکا از حدود 32 سال در سال 1965 به حدود 24 سال در سال 2016 رسیده و پیش بینی می شود که این عدد به 12 سال در سال 2027 برسد. حال بگذارید با این دو لنز، نگاهی گذرا به شکل گیری اکوسیستم استارتاپی ایران از اواخر دهه 1380 تا اوایل دهه 1390 بکنیم. شکل گیری اکوسیستم استارتاپی ایران حاصل تلاقی و همزمانی چند نیروی پیشران به صورت همزمان بوده است. بخشی از این نیروها از بیرون و برخی از درون کشور عاملی برای شکل گیری یک تغییر پارادایم اقتصادی و شکل گیری نوعی از تخریب خلاق در اقتصاد ایران شدند. نیروی اول، با ظهور و گسترش اینترنت در ایران و به دنبال آن افزایش پهنای باند و سرعت اینترنت از یک سو و نفوذ هر چه بیشتر موبایل های هوشمند از سوی دیگر، کاربردهای بیشتری امکان پذیر شد و بر این اساس فرصت هایی برای شکل گیری کسب و کارهای آنلاین و مبتنی بر وب فراهم شد. نیروی دوم، انباشت نیروی انسانی و تولید دانش شکل گرفته بر اساس سیاست هایی بود که از اواخر دهه 1370 در دانشگاه ها شکل گرفته بود و حجم زیادی از منابع انسانی تحصیل کرده و جوان که دیگر خسته از مکانیزم های سنتی دانشگاهی و صرفا علم برای علم بودند را مهیای ورود به بازار کرده بود. نیروی سوم، کاهش بهره وری در بخش های سنتی اقتصاد از یک سو و گسترش هر چه بیشتر سهم بخش خدمات در اقتصاد کشور از سوی دیگر و همچنین نیاز بیشتر جامعه جوان و رو به رشد به خدمات با کیفیت تر و سریعتر و ارزان تر، لزوم بهره گیری از روش های نوین را در اقتصاد ایران با خود به همراه آورد. به همین علت است که نسل اول استارتاپ های ایرانی عمدتا در حوزه های خدماتی با حجم مشتری بالا مانند حمل و نقل و فروش آنلاین و یا تولید و عرضه محتوی شکل گرفتند. نیروی چهارم، بهبود فضای حاصل از مذاکرات و به نتیجه رسیدن برجام، موج جدیدی از امید را در طبقات نخبه و تحصیلکردگان ایرانی خارج از کشور ایجاد کرد و همزمان حمایت هایی که معاون علم و فناوری ریاست جمهوری از بازگشت این نخبگان به ایران برای راه اندازی کسب و کارهای نوپا به عمل آورد، باعث شد که بخش زیادی از موج اول استارتاپ های ایرانی مبتنی بر توانمندی های این نخبگان و عمدتا بر مبنای تقلید از مدل های کسب و کار موفق در کشورهای پیش رو در حوزه های خدماتی شکل بگیرند. نیروی پنجم، تحولات مثبت پس از برجام زمینه لازم را برای حضور و فعالیت سرمایه گذاران خارجی و بعضا شناخته شده جهانی بدون واسطه یا با واسطه فراهم کرد و میبینیم که نقش سرمایه گذاری خارجی در شکل گیری و یا رشد استارتاپ های اولیه که اکنون عمدتا دیگر شرکت هایی بزرگ شده اند مانند اسنپ و دیجیکالا، غیر قابل انکار است. نیروی ششم، وجود بازارهای خالی و بکر فراوان در اقتصاد سنتی ایران به ویژه در حوزه خدمات زمینه بروز و شکل گیری استارتاپ هایی را فراهم آورد که می توانستند از یک گوشه خالی بازار سنتی سر برآورند و در ابتدا کمتر جدی گرفته شوند و در ابتدا با فتح بازارها و مشتریان خط مقدم ساحلی که عمدتا طبقه جوان و تحصیلکرده جامعه بودند، با سرعت بالایی انتشار پیدا کنند و تا پیش از آنکه بخش های سنتی بتوانند از رانت های سیاستی و قانونی خود استفاده کنند، حجم قابل توجهی از کاربران را به خود اختصاص دهند و به همین علت هم حذف کامل آنها از سوی بخش سنتی سخت تر شد. این شش نیروی پیشران، اکوسیستمی را شکل داد و سرآغاز مقاومت هایی از جنس سطوح اول و دوم تغییرات مارکسیستی شد. از سوی دیگر، این نیروهای پیشران کم کم عواملی برای شکل گیری نوعی از تخریب خلاق را در اقتصاد ایران رقم زد و زمینه تحت تاثیر قرار گرفتن کسب و کارهای سنتی به ویژه در حوزه های مانند فروش سنتی لوازم الکترونیکی و موبایل و تاکسی های سنتی و انتشارات سنتی را رقم زد و کم کم حساسیت های این بخش ها را از طریق اتحادیه های صنفی مرتبط و همچنین دستگاه های اجرایی دولتی متولی آن بخش ها افزایش داد و به افزایش فشارهای رگولاتوری و قانونی بر استارتاپ ها انجامید. تا اینجای کار می توان تمامی تغییرات رایج مبتنی بر الگوی تخریب خلاق را در شکل گیری اکوسیستم استارتاپی ایران دید، در حالیکه بخش های سنتی موجود در بازار و دولت نمی توانستند این واقعیت را بپذیرند که این گذار فناورانه واقعیتی ناگزیر در اقتصاد است که باید پذیرفته شود و به آن رسمیت بخشید. رسمیتی که نیازمند رگولاتوری و قانونمند کردن این استارتاپ ها از یک سو و پیوند و بهره گیری بخش های سنتی از ابزارهای نوین است. اتفاقی که در سال های بعد تا حدودی اتفاق افتاد ولی هنوز به عنوان پاشنه آشیلی در توسعه اکوسیستم می توان از آن یاد کرد.</description>
                <category>مهدی محمدی</category>
                <author>مهدی محمدی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Aug 2019 10:52:34 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>