<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های E1ahe</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@E1ahe</link>
        <description>جایی برای خالی کردن افکار.…</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 11:41:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4851014/avatar/P0zMJZ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>E1ahe</title>
            <link>https://virgool.io/@E1ahe</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کی میدونست آخرین باره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@E1ahe/%DA%A9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-l2hgzvlbuli7</link>
                <description>منو بردی یجای جدید و  نمیگفتی کجا چون میخواستی یه سوپرایز باشهبارون میباریدهوا تقریبا هوایی مثل امروز بوددلگیر و خنک و بارونیاما اونروز مثل الان دلگیر نبودچون تو بودیکلی حرف زدیم و آهنگ گوش میدادیم و میخوندیمرسیدیم جای جدیدساعتای ۳ بعدظهر بودرفتیم داخل و تو از کافه و جزئیاتش برام تعریف کردیخوشم اومد .. یه خونه قدیمی با حیاط بزرگ ، که حیاط با میز و صندلی ها  تبدیل به کافه شده بوددرخت های حیاط سرزنده بودنچون نم نم بارون برگارو تمیز کرده بودو شسته بودشکوفه ها هنوز روی درخت و زمین بودنبارونم میبارید و همه چیز جوری بود که خیلی به دلم مینشستشاید خیلی ساده و حوصله سر بر به نظر بیاداما الان اینو میدونم اونروز خیلی مهم بوداونروز خیلی اهمیت داشت برام‌بهترین چای عمرمم حتی اونجا در کنار تو بودکی میدونست آخرین باره؟موقع برگشت و اهنگ عاشقانه بلند خوندن و .. دیدن اسب ها تو دشت و .. ویدیو گرفتن و ..کی میدونست آخریشه؟انگار همه چی محیا شده بودتا این فیلم طولانی دقیقا تا همونروز و تا همونجا به پایان برسهیه پایان خوش تا همونجا ..</description>
                <category>E1ahe</category>
                <author>E1ahe</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2026 14:31:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مثل همیشه دلم براش تنگ شده..</title>
                <link>https://virgool.io/@E1ahe/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%D8%AA%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-gyt4kxk4tqmk</link>
                <description>برای خال بالای لبش..برای میمیک صورتش..برای موقعه ای که چشماش سوئی نداشت ولی صدامو که میشنید.. شیرین لبخند میزدبرای موقعه ای که روی ایوون نقاشی میکشیدم  تو کنارم مینشستی شعر میخوندی و چای میخوردیهرروز که میگذره دلم تنگ تر میشه  وجودت دیگه تو این دنیا نیست و‌لی من همیشه یه جایی توی ذهنم  خاطراته با تورو زنده نگه داشتم و با مرورش نمیزارم راهی به ته مغزم باز کنن .. </description>
                <category>E1ahe</category>
                <author>E1ahe</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2026 23:20:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>