<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های EMO</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@EMO</link>
        <description>الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:40:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10507/avatar/eOExQm.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>EMO</title>
            <link>https://virgool.io/@EMO</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راه حل حذف دلالی حواله قرعه کشی خودرو</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88-qcbu9nuvukm1</link>
                <description>قرعه کشی خودرو1- در هر مرحله که مشخص شود نیاز خریدار کاذب بوده است خسارت کامل از خریدار کاذب دریافت شود2- اگر در تخلفات رانندگی تا یکسال مشخص شود کسی غیر از خریدار یا بستگان درجه اول، راننده بوده است به منزله خریدار کاذب تلقی شده و خسارت کامل از ایشان دریافت خواهد شد.3- در صورتی که قصد فروش خودرو را بعد از یکسال داشته باشید باید به خود شرکت بفروشید تا شرکت آن را در بخش فروش خودروهای دست دوم براساس قیمت کارشناسی به فروش برساند.بدین ترتیب اگر شخصی بخواهد سند را به نفر دوم بفروشد نفر دوم همان شرکت خواهد بود یعنی سند ابتدا به نام خریدار بعنوان خریدار اول و درصورتی که بخواهد بفروشد به شرکت به عنوان خریدار دوم ثبت میشود و هیچ کدام از خودروهای قرعه کشی شده در بازار آزاد قیمت گذاری نخواهند شددر اینجا نیاز است باراز خودروهای دست دوم براساس قیمت کارشناسی تشکیل شود که هم اکنون تشکیل شده اما مدیریت یکپارچه وجود ندارد. حال ممکن است بحث احتکار در این بازار دست دوم نیز مطرح شود اما هرگز احتکاری صورت نخواهد گرفت چون اولا خودرو کارکرده است ثانیا هرسال که بگذرد از قیمت آن کاسته خواهد شد پس سریعا بفروش میرسد.ریشه مشکل قرعه کشی قیمت گذاری خودرو است بنابراین باید قیمت خودرو حتما منطقی باشد آزادسازی واردات هم بدون ایجاد بستر قطعه سازی یا واردات قطعه امری ناممکن است پس واردات راه حل بعیدی به نظر میرسدپس نیاز به راه حل سریعتری برای حل موضوع خواهیم داشتیکی از این راه حل ها جلوگیری از سود نامتعارف کارخانه دار است برای مثال کارخانه دار نباید سودی بیشتر از 30 درصد قیمت تمام شده را داشته باشد اگر قیمت تمام شده و قیمت فروش تفاوت زیادی باهم داشته باشند کارخانه دار گرانفروش جریمه خواهد شد. البته این قضیه در مورد ایران خودرو و سایپا صدق میکند چون از حمایت دولت برخودار هستند پس باید براساس نظر دولت حرکت کنند. سایر شرکتهای مونتاژ زیربار این حرفها نمیروند.قیمت گذاری خودرو در بازار آزاد نیز نباید با قیمت کارخانه تفاوت داشته باشد در غیر این صورت معامله غیر قانونی است و طرفین معامله جرم اخلال در نظام اقتصادی مرتکب شده اند. قیمت خودرو دست دوم باید توسط کارشناس رسمی قیمت گذاری براساس قیمت خودروی صفر تعیین شود و فروش خودرو بدون نظر کارشناس رسمی نیز غیرقانونی خواهد شد.درست است که از لحاظ اقتصادی قیمت کالا را کمیابی آن تعیین میکند اما کاملا مشخص است که این تقاضای کاذب است که قیمت را بالا برده است و هیچ وقت تقاضای واقعی به اندازه تولیدات نیست و بهمین خاطر این بازی توسط دست های پشت پرده طراحی شده تا هم سود کارخانه دار تامین شود هم سود دست های پشت پرده.این میان دفاتر ثبت بیشترین سود را میکنند زیرا با وکالتنامه ها و قراردادهایی که ثبت میکنند عملا قانون را دور میزنند پس یک سر این چند ضلعی سود آنها هستندبهر حال تمام راه حل های این موضوع فقط بستگی به این دارد که شخصی وجود داشته باشد و وجودش را داشته باشد که به نفع کل مردم کار کند نه نفع عده خاص...</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Wed, 27 Apr 2022 04:32:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلسه دوم آموزش حسابداری</title>
                <link>https://virgool.io/EMO-Accounting/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-zodshlil0yki</link>
                <description>سند حسابداریشاید برای خیلیا سوال باشه اصلا سند که میگن چیه؟ مث سند ماشینه؟ چطوریه؟ ... ببینید سند یعنی چیزی که بشه بهش تکیه کرد و یک واقعیتی رو نشون بده سند هم چند نوع داریم سند تصویری (عکس یا فیلم) سند متنی (دست نوشته و قرارداد و ...) سند صوتی (همون صدای ضبط شده)خب کاملا واضحه که منظور ما از سند در حسابداری سند متنی یهوقتی یه رویداد مالی به رخ میده باید در یک جا ثبت بشه البته ممکنه بگید همون قبض یا رسیدهای بانکی یا قبوض خدماتی خودش سنده این حرف رو قبول دارم ولی یه استاندارد واحدی ندارن چه از لحاظ اندازه کاغذ چه از لحاظ اطلاعاتی که در اونها درج شده ... پس در حسابداری همه چیز باید طبق استاندارد واحدی در برگه ای نوشته بشه و همون رسیدها و فاکتور ها به عنوان مدارک اون رویداد مالی بهش ضمیمه بشن پس در واقع رسیدهای بانکی و قبوض خدماتی و ... مدارک یک رویداد مالی هستن نه سند رویداد مالیحالا نمونه یک سند مالی رو براتون اینجا میزام بعنوان استاندارد یک سند حسابداریاین نمونه سند توسط نرم افزار حسابداری تولید شده و اصطلاحا سند کامپیوتریاین هم نمونه از یه سند کاغذی که باید با خودکار پر بشه خب همون طور که مبینید چه در کامپیوتر چه روی کاغذ یک فرمت و یک استاندارد برای نوشتن یک رویداد مالی وجود دارههر سند باید دارای تاریخ و شماره مسلسل(شماره پشت سرهم) باشه و قطعا یه سری پیوست خواهد داشت که مربوط به مدارک وقوع اون(یک یا چند) رویداد مالی هست که رخ دادهبعدش هم کاملا مشخصه  کد حساب و کد تفصیلی و نام حساب و شرح رویداد و مبالغ هم جایگاه خودشون رو دارن.حالا ممکنه براتون سوال باشه کد حساب و کد تفصیلی چی هست؟ اینو از کجا آوردی؟ خب برای رسیدن به جواب باید منتظر قسمت بعدی باشید فعلا چشمتون به این سند عادت کنه کافیه که بفهمید با چی روبرو هستینلینک جلسه اول لینک جلسه دوملینک جلسه سوملینک جلسه چهارم.... درحال تکمیل</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Sat, 09 Apr 2022 03:14:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احراز هویت الکترونیک یک مشکل نادیده گرفته شده</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%A7%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-kfoj2yhpto3n</link>
                <description>سلام خواستم در سامانه ثنا قوه قضاییه ثبت نام کنم تمام مراحل رو که رفتم رسیدم به احراز هویت الکترونیک چند تا شرکت بود که خدمات احراز هویت الکترونیک رو ارائه میداد من دو تا شونو تست کردم هر دو از تست من رد شدند با این همه ادعا در مورد هوش مصنوعی و ... حالا دلیل خطا این بود که تصویر من با تصویر موجود در بانک اطلاعاتی ثبت احوال یکی نبود در واقع هیچ هوش مصنوعی وجود ندارد فقط تطابق تصویر است برای مثال اندازه ها و زاویه های صورت که در فیلمها و سریالهای پلیسی برای تشخیص چهره استفاده میکنند در اینجا وجود ندارد همه کشک استبه ناچار رفتم دفتر خدمات قضایی ، در آنجا به راحتی با اسکن عکس کارت ملی و گرفتن امضاء احراز هویت شدم. به همین راحتیخلاصه مسئولین و عزیزانی که فکر میکنند به به چه پیشرفتی کرده ایم به هوش باشند که خبری نیست</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Mon, 21 Feb 2022 20:43:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلسه اول آموزش حسابداری</title>
                <link>https://virgool.io/EMO-Accounting/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-jyzcs5goypds</link>
                <description>سلام دوستان عزیز حالتون خوبه دیگه ...اگه پست قبلی رو دیدید که هیچ و گرنه برید یه نگاهی بندازید.لازمه بگم ممکنه خسته کننده باشه ولی اگه میخواید بدونید چی به چی باید متن رو بخونید خیلی خودمونی و عامیانه نوشتم پس سعی کنید درک کنید که چی میگمدر حسابداری سه مفهوم اصلی داریم که میشه گفت بقیه چیزا از همین سه تا مفهوم زاییده میشن(یا به قول ریاضیدانان مشتق میشن)دارایی ... بدهی ... سرمایه حالا میگم بهتون هرکدوم یعنی چی؟ چون ممکنه تصور شما با تصور حسابداران یکی نباشهدارایی چیه؟ هر چیزی که در اختیار شماست دارایی شما حساب میشه هر پولی که تو حساب بانکی دارید دارایی تون حساب میشه، اگه وام هم گرفته باشید بازم دارایی تونه. اگه از دوستتون ماشین قرض گرفتید ماشین دوستتون دارایی شما حساب میشه. قرض گرفته باشید هم دارایی تونه. خلاصه کنم پول - ماشین - خونه - مغازه - وام و ...بدهی چیه؟ این دیگه تعریفش همونه که تو ذهن همه هست . وام ... البته ممکنه سوال کنید وام که دارایی بود چرا میگی بدهی؟ بله وام یک دارایی تعهد آور حساب میشه یعنی در مقابل بدست آوردن اون دارایی مجبورید چیزی از داراییتون رو بدید مثلا پولهاتون رو البته قسطی میدین... فکر کنم متوجه شدید که پس دارایی ممکنه هم تعهد آور باشه هم بدون تعهد... درسته؟سرمایه چیه؟ هرچیزی از دارایی تون که مال خود خودتونه سرمایه تون حساب میشه تمام شد رفت.پس طبق توضیحات بالا به چه نتیجه ای میرسید؟؟؟دارایی = بدهی + سرمایهبه این میگن معادله اصلی و اساسی حسابداریتمام علم حسابداری بر اساس این منطق شکل گرفته که خطوط بالاتر براتون توضیح دادمخب حالا بریم سراغ کار اصلی یک حسابدار ...حسابدار کارش اینه که هر وقت یک رویداد مالی به وقوع پیوست در دفاتر حسابداری ثبت کنه .هرچند ممکنه در این بین پولی رد و بدل نشه فقط جنسی جابه جا بشه یا برعکس مبلغی جا به جا شه بدون اینکه چیزی از جاش تکون بخوره یا ترکیبی از این دو صورت.لازمه ثبت هر چیزی در دفاتر حسابداری چه الکترونیک چه کاغذی اینه که ابتدا یک سند برای اون مورد تهیه کنیم یا اگه چند رویداد با هم در یک روز صورت گرفته باشن همه رو توی یک سند درج کنیمحالا سند چیه؟ هیچی بابا یه برگ کاغذ یا یک فرم الکترونیکی که باید توش در مورد رویداد مالی به زبان اعداد توضیح بدیم چه اتفاقی افتاده و یه شرح نوشتاری کوچیک هم براش بنویسیم.معمولا سندها رو دقیقا یک روز بعد از وقوع رویداد تهیه میکنن چون بالاخره یک روز باید تموم بشه که معلوم شه چه خبر بوده که بخوایم ثبت کنیمحالا فرض کنیم شما میدونید سند چیه ... برای ثبت سند حسابداری توی دفاتر الکترونیک که لازم نیست کاری بکنیم خودش اتوماتیک ثبت میشه ... اما برای ثبت توی دفاتر کاغذی حتما باید یک برگ از سند رو چاپ کنید بزراید جلوتون دفتر روزنامه رو باز کنید و طبق چیزی که تو سند نوشته شده دقیق و مو به مو در دفتر نقل کنید. بعدش هم سند رو بایگانی کنید یعنی یه پوشه ای زونکنی چیزی باشه که طبق تاریخ سندتون رو توش بزارید. تموم.جلسه بعد در مورد سند براتون میگم که چطوری باید یک رویداد مالی رو به زبان اعداد توضیح بدید</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jan 2022 07:22:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع حسابداری</title>
                <link>https://virgool.io/EMO-Accounting/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-pi4n9qt9fdn1</link>
                <description>سلام از امروز میخوام حسابداری رو تا جایی که بلدم بهتون یاد بدم با من همراه باشیداین مقدمه رو داشته باشید تا بقیه شو بصورت دوره یا بقول خارجی ها کورس بسازماولین چیزی که باید یاد بگیرید اینه حساب داری ! یعنی ...مثلا شهردار چی کار میکنه؟! ها؟ استاندار؟ کاردار سفارت چی؟ حسابدار هم همون کار رو میکنه دیگه ... یعنی سر و کارش با حساب هاستحالا حساب ها چی هستن؟ حساب ها فقط عنوان هستن اون هم برای دسته بندی و مرتب کردن و نظم دادن به پولهامون یا کلی تر بگم هرچی که داریم. در واقع هر دسته بندی از چیزهایی که داریم میتونیم براش یه عنوان حساب بدیم. مثلا پول های نقدی که در اختیار داریم رو تحت عنوان حساب وجه نقد یا حساب صندوق دسته بندی میکنیم. ماشینی که تو خونه یا شرکت داریم تحت عنوان حساب وسایل نقلیه دسته بندی میکنیم. خودکار و مداد و پاکن و ... رو تحت عنوان حساب ملزومات اداری دسته بندی میکنیم. و همین طور در مورد بقیه چیزهایی که در اختیار داریم و چیزهایی هم که تحت اختیارمون نیست مثل قبوض خدماتی یا قرض هایی که به دیگران دادیم و ... خلاصه هرچیزی که داریم و نداریم(به عنوان شخص حقیقی یا حقوقی) باید برای یه حساب در نظر بگیریم و ارزش ریالی شون رو ثبت کنیم. اگه میفروشیم بنوسیم چی فروختیم و چقدر پولش میشد و با پولش هم چی کار کردیم. اگه میخریم بنویسیم چی میخریم چقدر پولش دادیم و با پولش چی کار کردیم.خلاصه تا وقتی که پای مالیات و بیمه به حوزه حسابداری وارد نشده بود همه چی خوب و ساده پیش میرفت که یی هو اداره مالیات و اداره بیمه یقیه همه رو گرفت. اینجا بود که حسابداران مجبور بودن بگن تو رو خدا از ما پول نگیرین بخدا ارزش پول داره روز به روز کمتر میشه و  و و خلاصه مالیات? و بیمه? هم که راضی نمیشدن. حسابداران به این نتیجه رسیدن که باید روشی برای حسابداری شون در پیش بگیرین که هزینه ها و درآمدها و سود و زیان هاشون رو دقیق تر و واقعی تر براساس ارزش واقعی ریال( نه دقیقا ولی بصورت تخمین) محاسبه کنن. بنابراین علم حسابداری شکل گرفت.ناگفته نماند هنوز بطور قانونی در ایران حسابداری براساس ارزش روز ریال انجام نمیشه و حسابداران فقط تخمین میزنن که مثلا شرکت ما فلان مقدار سود کرده یا ضرر همین تخمین ها هم شده دستمایه ای برای خلافکاران و اختلاسگران. چون همان ضرری که یک حسابدار ممکن است محاسبه کند حسابدار دیگری بعنوان سود شناسایی کند و فقط و فقط به علت عدم استفاده از ارزش روز ریال چنین مواردی پیش می آید و خواهد آمد و در حال رخ دادن است.زمانی که من حسابداری میکردم یک ریال اشتباهی که بانک کرده بود رو از حلقوم بانک کشیدم بیرون دیگه ببین من چی بودم.?فهرست در حال تکمیل شدن بزودیجلسه اول - مفاهیم اولیه (دارایی،بدهی، سرمایه)جلسه دوم - سند حسابداریحلسه سوم- ثبت رویداد مالیجلسه چهارم - رابطه میان نوع شرکت و نوع ثبت رویداد مالیجلسه پنجم - دوره مالی یک شرکت سادهجلسه چهارم - دوره مالی یک شرکت بازرگانیجلسه پنجم - دوره مالی یک شرکت تولیدیجلسه ششم - دوره مالی یک شرکت خدماتیجلسه هفتم - دوره مالی در شرکت دولتی</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jan 2022 20:49:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ظهور نزدیک است، نزدیکتر از همیشه</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-pkbyra8xihry</link>
                <description>همین ابتدا عرض کنم این پست در مورد علائمی است که پیش از ظهور رخ میدهند مثل دجالدوستان؛ حتما مستند ظهور را دیده اید!!!؟که اگر ندیده اید بروید و نگاهی بیندازید در قسمت 25 و 26 در مورد حکومت دجال حدیثی از حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل میکند با این مضمون که:پیامبر فرمود: «وقتی دجال به این دنیا بیاید، چهل روز در این دنیا زندگی خواهد کرد که یک روز آن به اندازه یک سال، روز دیگرش به اندازه یک ماه، و یک روز نیز به اندازه یک هفته خواهد بود و دیگر روزهایش مانند روزهای شما است»✅یک فرضی در آن سریال مطرح میشود که هر سال اخروی برابر هزار سال دنیوی است که من نمیدانم هرچه جستجو کردم چیزی در مورد این برابری پیدا نکردم. ?بهر حال چه میشود اگر ما ظهور را نزدیک ببینیم و خود را برای آن آماده کنیم؟! (انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا)طبق مستند ظهور گفته شد کهیک سال برابر هزار سال که اشاره داشت به حکومت انگلیس از سال 900 تا 1900 یک ماه برابر 83 سال که اشاره داشت به حکومت امریکا از 1917 تا 2000یک هفته برابر 21 یا 22 سال (اختلاف سالهای قمری و شمسی) که مربوط به حکومت اسرائیل است 37 روز بعدی هم همان 37 روز معمولی خواهد بودبا این حساب میرسم به سال 2022 یا 2023اما در مورد حکومت اسرائیل این طور فرض میشود که اسرائیل از سال 2000 به بعد به نوعی به مرکز حکومت دجال تبدیل شد و نشانه هایش هم حمایت امریکا از این کشور است که دهه اول و دوم قرن 21 را به محافظت از اسرائیل به عنوان مرکز حکومت دجال پرداخته است.حال یک روایت دیگر هم وجود دارد که گفته میشود ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در روز عاشورا رخ خواهد داد و در روایت دیگری هم گفته شده که در روز جمعه از روزهای هفته است(شاید این جمعه بیاید?... شاید... خدا رحمت کند شاعر گرانقدر محمدرضا آغاسی?)?بهر حال چه میشود اگر ما ظهور را نزدیک ببینیم و خود را برای آن آماده کنیم؟! (انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا)✅آیا نشنیده اید که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة؛ هر فردی که بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است»خودمان را برای ظهور آماده کنیم.</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Mon, 06 Dec 2021 05:26:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه اوریانا فالانچی با محمدرضا پهلوی قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%81%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-dioajaq0lxqr</link>
                <description>قسمت اول را از اینجا بخوانیدمتن اصلی مصاحبه به همراه ترجمه گوگل ترنسلیت ORIANA fallaci: 
First of all, Majesty, I’d like to talk about yourself and your position as king. 
There are so few kings left, 
and I can’t get out of my head something you said in another interview&#039;: 
“If I could do it over again, I’d be a violinist, or a surgeon, or an archaeologist, or a polo player. . . . 
Anything but a king.”اوریانا فالانچی: اول از همه ، اعلیحضرت ، من می خواهم در مورد خود و موقعیت شما به عنوان پادشاه صحبت کنم. پادشاهان بسیار کمی باقی مانده اند ، و من نمی توانم چیزی را که در مصاحبه ای دیگر گفته اید از ذهنم خارج کنم: &quot;اگر می توانستم دوباره این کار را انجام دهم ، من یک ویولونیست ، یا جراح ، یا باستان شناس ، یا بازیکن چوگان . . . هر چیزی جز یک پادشاه. &quot;Mohammed Riza Pahlavi: 
I don’t remember having said those words, but if I did, I w r as referring to the fact that a king’s job is a big headache. 
So it often happens that a king gets fed up with being king. It happens to me too. 
But that doesn’t mean I’d give it up—I have too much belief in what I am and what I&#039;m doing for that. 
You see . . . when you say there are so few kings left, you’re implying a question to which I can only give one answer. 
When you don’t have monarchy, you have anarchy or oligarchy or dictatorship. 
And anyway monarchy is the only possible way of governing Iran. 
If I’ve been able to do something, or rather a lot, for Iran, it’s due to the small detail that I happen to be king. 
To get things done you need power, and to keep power you shouldn’t have to ask permission or advice from anybody. 
You shouldn’t have to discuss your decisions with anyone and . . . 
Naturally, I may have made mistakes too. 
I too am human. 
But I still believe I have a mission to carry out to the end, and I intend to carry it out to the end without giving up my throne. 
You can’t foresee the future, of course, but I’m convinced the monarchy in Iran will last longer than your regimes. 
Or should I say that your regimes won’t last and mine will?محمد رضا پهلوی: من یادم نمی آید که این کلمات را گفته باشم ، اما اگر گفته باشم ، منظور من این است که شغل پادشاه یک سردرد بزرگ است. بنابراین اغلب اتفاق می افتد که یک پادشاه از پادشاهی شدن خسته می شود. این برای من هم اتفاق میافتد. اما این بدان معنا نیست که من آن را رها می کنم - من بیش از حد به آنچه هستم و آنچه برای آن انجام می دهم اعتقاد دارم. شما ببینید. . . وقتی می گویید پادشاهان کمی باقی مانده اند ، شما سوالی را متذکر می شوید که من فقط می توانم یک پاسخ به آن بدهم. وقتی پادشاهی ندارید ، آنارشی یا الیگارشی یا دیکتاتوری دارید. و به هر حال سلطنت تنها راه ممکن برای اداره ایران است. اگر توانسته ام کاری انجام دهم ، یا بهتر بگویم ، برای ایران ، به دلیل جزئیات جزئی است که اتفاقاً پادشاه شدم. برای انجام کارها به قدرت نیاز دارید و برای حفظ قدرت نیازی به درخواست مجوز یا تبلیغ از هیچکس ندارید. نباید مجبور باشید تصمیمات خود را با کسی در میان بگذارید و. . . به طور طبیعی ، من نیز ممکن است اشتباه کرده باشم. من هم یک انسان هستم اما من هنوز معتقدم که مأموریتی دارم که باید تا انتها انجام دهم و قصد دارم آن را تا پایان بدون تسلیم شدن تاج و تخت خود انجام دهم. البته شما نمی توانید آینده را پیش بینی کنید ، اما من متقاعد شده ام که رژیم سلطنتی در ایران بیشتر از رژیم های شما دوام خواهد آورد. یا باید بگویم رژیم های شما دوام نخواهند آورد و دولت من دوام خواهد آورد؟O.F.: 
Majesty, how many times have they tried to kill you?اوریانا فالانچی: اعلیحضرت ، چند بار سعی کرده اند شما را بکشند؟M.R.P.: 
Twice, officially. And then . . . God only knows. 
But what does it matter? 
I don’t live with the obsession of being killed. Really. 
I never think about it. 
There was a time when I did. 
Fifteen years ago, for instance. 
I said to myself, Oh, why go to that place? 
What if they’ve planned to assassinate me and they kill me? 
Oh, why take that plane? 
What if they’ve planted a bomb and it goes off in flight? 
Not any more. Now the fear of dying is something I don’t feel. 
And courage and defiance have nothing to do with it. 
Such equanimity comes from a kind of fatalism, from blind faith in the fact that nothing can happen to me until the day I’ve carried out my mission to the end. 
Yes, I’ll stay alive until such time as I finish what I have to finish. 
And that day has been set by God, not by those who want to kill me.محمدرضا پهلوی: دو بار ، به طور رسمی. و سپس . . خدا تنها می داند. اما چه اهمیتی دارد؟ من با وسواس کشته شدن زندگی نمی کنم. واقعاً. من هرگز به آن فکر نمی کنم. زمانی بود که من این کار را کردم. مثلاً پانزده سال پیش. با خودم گفتم ، اوه ، چرا باید به آنجا بروید؟ اگر آنها قصد ترور مرا داشته باشند و مرا بکشند چطور؟ اوه ، چرا سوار آن هواپیما می شوی؟ اگر آنها بمبی گذاشته باشند و در پرواز منفجر شود چه؟ دیگر نه. ترس از مرگ چیزی است که من احساس نمی کنم. و شجاعت و سرکشی ربطی به آن ندارد. چنین آرامشی از نوعی کشنده سرچشمه می گیرد ، از ایمان کورکورانه به این واقعیت که تا روزی که مأموریت خود را تا پایان انجام داده ام هیچ اتفاقی برایم نمی افتد. بله ، من زنده خواهم ماند تا زمانی که آنچه را که باید به پایان برسانم به پایان برسانم. و آن روز را خدا تعیین کرده است ، نه کسانی که می خواهند مرا بکشند.O.F.: 
Then why are you so sad, Majesty? 
I may be wrong, but you always have such a sad and worried look.اوریانا فالانچی: پس چرا اینقدر غمگین هستی ، اعلیحضرت؟ شاید من اشتباه می کنم ، اما شما همیشه چنین نگاه غمگین و نگران کننده ای دارید.M.R.P.: 
Maybe you’re right. 
Maybe I’m a sad man at heart. 
But my sadness is a mystical one, I think. 
A sadness that comes from my mystical side. 
I wouldn’t know how else to explain it, since there’s no reason why I should be sad. 
I now have everything I wanted as a man and as a king. 
I really have everything, my life goes forward like a beautiful dream. 
Nobody in the world should be happier than I, and yet . . .محمدرضا پهلوی: شاید شما درست می گویید. شاید من در قلب یک مرد غمگین هستم. اما فکر می کنم غم من یک غم عرفانی است. غمی که از جنبه عرفانی من سرچشمه می گیرد. من نمی دانم چگونه می توانم آن را توضیح دهم ، زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد که من ناراحت باشم. من اکنون همه چیز را که به عنوان یک مرد و به عنوان یک پادشاه می خواستم در اختیار دارم. من واقعاً همه چیز دارم ، زندگی من مانند یک رویای زیبا پیش می رود. هیچ کس در جهان نباید از من خوشحال تر باشد ، و با این حال. . .O.F. :
And yet a cheerful smile on your part is rarer than a shooting star. 
Don&#039;t you ever laugh, Majesty?اوریانا فالانچی : و در عین حال یک لبخند شاد از طرف شما نادرتر از یک ستاره تیراندازی است. هیچ وقت نمی خندید ، اعلیحضرت؟M.R.P.: 
Only when something funny happens to me. 
But it has to be something really very funny. 
Which doesn&#039;t happen often. 
No, I&#039;m not one of those people who laugh at everything silly, but you must understand that my life has always been so difficult, so exhausting. 
Just think of what I had to put up with during the first twelve years of my reign. 
Rome in 1953 . . . Mossadegh . . . remember? 
And I&#039;m not even referring to my personal sufferings—I’m referring to my sufferings as a king. Besides I can&#039;t separate the man from the king. 
Before being a man, I&#039;m a king. 
A king whose destiny is swayed by a mission to be accomplished. 
And the rest doesn&#039;t count.محمدرضا پهلوی : فقط وقتی اتفاق خنده داری برایم می افتد. اما باید چیزی واقعاً بسیار خنده دار باشد. که اغلب اتفاق نمی افتد. نه ، من از آن دسته افرادی نیستم که به همه چیز احمقانه می خندند ، اما باید بدانید که زندگی من همیشه بسیار سخت و طاقت فرسا بوده است. فقط به آنچه در دوازده سال اول سلطنتم باید تحمل کنم فکر کنید. رم در سال 1953. . . مصدق. . . یاد آوردن؟ و من حتی به رنجهای شخصی خود اشاره نمی کنم - من به رنجهای خود به عنوان یک پادشاه اشاره می کنم. علاوه بر این من نمی توانم مرد را از پادشاه جدا کنم. قبل از مرد شدن ، من پادشاه هستم. پادشاهی که سرنوشت او تحت تأثیر مأموریتی قرار می گیرد که باید به انجام برسد. و بقیه حساب نمی شود.O.F. : 
My goodness, it must be a great nuisance! 
I mean, it must be pretty lonely being a king instead of a man.اوریانا فالانچی : خدای من ، باید مزاحمت بزرگی باشد! منظورم این است که باید پادشاهی کردن به جای یک مرد بسیار تنها باشد.M.R.P :
I don&#039;t deny I’m lonely. 
Deeply so. 
A king, when he doesn&#039;t have to account to anyone for what he says and does, is inevitably very much alone. 
But I’m not entirely alone because I&#039;m accompanied by a force that others can&#039;t see. 
My mystical force.
And then I get messages. 
Religious messages. 
I&#039;m very, very religious. 
I believe in God, and I&#039;ve always said that if God didn&#039;t exist, it would be necessary to invent him. 
Oh, I feel so sorry for those poor souls who don’t have God. 
You can’t live without God. I&#039;ve lived with God ever since the age of five. 
That is, since God gave me those visions.محمدرضا پهلوی : من را انکار نمی کنم که تنها هستم. عمیقا همینطور است. هنگامی که یک پادشاه مجبور نیست در قبال آنچه می گوید و انجام می دهد به کسی پاسخ دهد ، ناگزیر بسیار تنهاست. اما من کاملاً تنها نیستم زیرا با نیرویی همراه هستم که دیگران نمی بینند. نیروی عرفانی من و بعد پیام می گیرم. پیامهای مذهبی. من خیلی خیلی مذهبی هستم. من به خدا اعتقاد دارم و همیشه گفته ام که اگر خدا وجود نداشت ، لازم بود او را اختراع کرد. اوه ، من برای آن روحهای بیچاره ای که خدا ندارند متاسفم. شما نمی توانید بدون خدا زندگی کنید. من از پنج سالگی با خدا زندگی می کنم. یعنی از آنجایی که خدا آن الهام ها را به من داده است.O.F :
Visions, Majesty?اوریانا فالانچی : الهام ها ، اعلیحضرت؟M.R.P : 
Yes, visions. 
Apparitions.محمدرضا پهلوی : بله ، الهام ها. ظواهر.O.F :
Of what? 
Of whom?اوریانا فالانچی : از چی؟ از آنها؟M.R.P : 
Of prophets. 
Oh, I&#039;m surprised you don&#039;t know about it. 
Everyone knows I’ve had visions. 
I even wrote it in my autobiography. 
As a child I had two visions. 
One when I was five and one when I was six. 
The first time, I saw our Prophet Ali, he who, according to our religion, disappeared to return on the day when he would save the world. 
I had an accident—I fell against a rock. 
And he saved me—he placed himself between me and the rock. 
I know because I saw him. 
And not in a dream—in reality. 
Material reality, if you see what I mean. 
I was the only one who saw him. 
The person who was with me didn&#039;t see him at all. 
But no one else was supposed to see him except me because . . . 
Oh, I&#039;m afraid you don&#039;t understand me.محمدرضا پهلوی : از پیامبران. اوه ، من تعجب می کنم که شما در مورد آن نمی دانید. همه می دانند که من الهام داشته ام. من حتی آن را در زندگی نامه خود نوشتم. در کودکی من دو بینش داشتم. یکی وقتی پنج ساله بودم و یکی وقتی شش ساله بودم. اولین بار ، من پیامبرمان علی را دیدم ، کسی که طبق دین ما ناپدید شد تا روزی که جهان را نجات می دهد ، بازگردد. تصادف کردم - به سنگ خوردم. و او مرا نجات داد - خود را بین من و صخره قرار داد. می دانم چون او را دیدم. و نه در رویا - در واقعیت. واقعیت مادی ، اگر متوجه منظور من شدید. من تنها کسی بودم که او را دیدم. شخصی که با من بود اصلاً او را ندید. اما قرار نبود جز من کسی او را ببیند چون. . . اوه ، می ترسم مرا درک نکنی.O.F.: 
Indeed I don&#039;t, Majesty. 
I don&#039;t understand you at all. 
We had got off to such a good start, and instead now . . . 
This business of visions, of apparitions . . . 
It&#039;s not clear to me, that’s all.اوریانا فالانچی : در واقع من ندارم ، اعلیحضرت. من اصلا شما را نمی فهمم. ما شروع خوبی داشتیم و در عوض اکنون. . . این کار الهام، ظواهر. . . برای من روشن نیست ، این همه.M.R.P : 
Because you don&#039;t believe. 
You don’t believe in God, you don&#039;t believe me. 
Many people don&#039;t. 
Even my father didn&#039;t believe it. 
He never believed it, he always laughed about it. 
Anyway many people, albeit respectfully, ask if I didn&#039;t ever suspect it was a fantasy. 
My answer is no. 
No, because I believe in God, in the fact of having been chosen by God to accomplish a mission. 
My visions were miracles that saved the country. 
My reign has saved the country and it&#039;s saved it because God was beside me. 
I mean, it&#039;s not fair for me to take all the credit for myself for the great things that I&#039;ve done for Iran. 
Mind you, I could. 
But I don’t want to, because I know that there was someone else behind me. 
It was God. Do you see what I mean?محمدرضا پهلوی : چون باور نمی کنید. شما به خدا اعتقاد ندارید ، من را باور ندارید. بسیاری از مردم نمی کنند. حتی پدرم هم باور نمی کرد. او هرگز باور نمی کرد ، همیشه به آن می خندید. به هر حال ، بسیاری از مردم ، هر چند با احترام ، می پرسند آیا من هرگز مشکوک نبودم که این یک خیال است. پاسخ من منفی است. نه ، زیرا من به خدا اعتقاد دارم ، به این دلیل که از طرف خدا برای انجام یک مأموریت انتخاب شده ام. دیدگاههای من معجزاتی بود که کشور را نجات داد. سلطنت من کشور را نجات داد و آن را نجات داد زیرا خدا در کنار من بود. منظورم این است که من عادلانه نیستم که تمام اعتبار را برای کارهای بزرگی که برای ایران انجام داده ام به خود اختصاص دهم. توجه داشته باشید ، من می توانم اما من نمی خواهم ، زیرا می دانم که شخص دیگری پشت من بود. خدا بود. متوجه منظور من هستید؟O.F.: 
No, Majesty. 
Because . . . 
well, did you have these visions only as a child, or have you also had them later as an adult?اوریانا فالانچی : نه ، اعلیحضرت. زیرا . . . خوب ، آیا این تصورات را فقط در کودکی داشتید یا بعداً در بزرگسالی نیز آنها را دیدید؟M.R.P :
I told you, only as a child. 
Never as an adult—only dreams. 
At intervals of one or two years. 
Or even every seven or eight years. 
For instance, I once had two dreams in the span of fifteen years.محمدرضا پهلوی : من به شما گفتم ، فقط در کودکی. هرگز در بزرگسالی - فقط رویاها. در فواصل یک یا دو سال. یا حتی هر هفت یا هشت سال. به عنوان مثال ، من یکبار در طول پانزده سال دو خواب دیدم.O.F.:
What dreams, Majesty?اوریانا فالانچی : چه خوابی ، اعلیحضرت؟M.R.P : 
Religious dreams. 
Based on my mysticism. 
Dreams in which I saw what would happen in two or three months, and that happened just that way in two or three months. 
But what these dreams were about, I can&#039;t tell you. 
They didn&#039;t have to do with me personally; they had to do with domestic problems of the country and so should be considered as state secrets. 
But perhaps you&#039;d understand better if instead of the word dreams I used the word presentiments. 
I believe in presentiments too. 
Some believe in reincarnation, I believe in presentiments. 
I have continuous presentiments, as strong as my instinct. 
Even the day when they shot at me from a distance of six feet, it was my instinct that saved me. 
Because, instinctively, while the assassin was emptying his revolver at me, I did what in boxing is called shadow&#039; dancing. 
And a fraction of a second before he aimed at my heart, I moved aside in such a way that the bullet went into my shoulder. 
A miracle. 
I also believe in miracles. 
When you think I’ve been wounded by a good five bullets, one in the face, one in the shoulder, one in the head, two in the body, and that the last one stuck in the barrel because the trigger jammed . . . 
You have to believe in miracles. 
I’ve had so many air disasters, and yet I’ve always come out unscathed—thanks to a miracle willed by God and the prophets. 
I see you’re incredulous.محمدرضا پهلوی : رویاهای مذهبی. بر اساس عرفان من رویاهایی که در آنها دیدم در دو یا سه ماه آینده چه اتفاقی می افتد ، و این اتفاق در دو یا سه ماه دقیقاً به همین شکل رخ داد. اما نمی توانم به شما بگویم که این رویاها درباره چه بود. آنها شخصاً به من ربطی نداشتند. آنها با مشکلات داخلی کشور ارتباط داشتند و بنابراین باید به عنوان اسرار دولتی در نظر گرفته شوند. اما شاید اگر به جای کلمه رویاها از کلمه ارائه استفاده می کردم ، بهتر متوجه می شدید. من به تصورات نیز اعتقاد دارم. برخی به تناسخ معتقدند ، من به تصورات اعتقاد دارم. من احساسات مستمری دارم ، به اندازه غریزه ام. حتی روزی که از فاصله شش پا به من شلیک کردند ، این غریزه من بود که مرا نجات داد. زیرا ، به طور غریزی ، در حالی که قاتل در حال خالی کردن هفت تیر خود به سمت من بود ، من کاری را کردم که در بوکس به آن رقص سایه می گویند. و کسری از ثانیه قبل از اینکه قلبم را نشانه بگیرد ، به گونه ای کنار رفتم که گلوله به شانه ام رفت. یک معجزه. من همچنین به معجزه اعتقاد دارم. وقتی فکر می کنید من با پنج گلوله خوب زخمی شده ام ، یکی در صورت ، یکی در شانه ، یکی در سر ، دو در بدن و این که آخرین مورد به دلیل گیر افتادن ماشه در لوله گیر کرده است. . . شما باید به معجزه اعتقاد داشته باشید. من این همه فاجعه هوایی داشته ام ، و با این حال همیشه بدون آسیب بیرون آمده ام - به لطف معجزه ای که خدا و پیامبران خواسته اند. می بینم که شما باور نکردنی هستید.O.F.: 
More than incredulous, I’m confused. 
I’m confused, Majesty, because . . . 
Well, because I find myself talking to a person I hadn’t foreseen. 
I knew nothing about these miracles, these visions ... 
I came here to talk about oil, about Iran, about you. . . . 
Even about your marriages, your divorces. . . . 
Not to change the subject, but those divorces must have been quite dramatic. 
Weren’t they, Majesty?اوریانا فالانچی : بیش از حد باور نکردنی ، گیج شده ام. گیج شده ام ، اعلیحضرت ، زیرا. . . خوب ، چون خود را در حال صحبت با شخصی می بینم که پیش بینیش نکرده بودم. من در مورد این معجزات ، این چشم اندازها چیزی نمی دانستم ... من اینجا آمدم تا درباره نفت صحبت کنم ، درباره ایران ، درباره شما. . . . حتی در مورد ازدواج شما ، طلاق شما. . . . نه برای تغییر موضوع ، اما آن طلاق ها باید بسیار چشمگیر باشد. آیا آنها نبودند ، اعلیحضرت؟M.R.P : 
It’s hard to say because my life has gone forward under the sign of destiny, and when my personal feelings have had to suffer, I’ve always protected myself with the thought that a particular pain was willed by fate. 
You can’t rebel against destiny when you have a mission to accomplish. 
And in a king, personal feelings don’t count. 
A king never cries over himself. 
He hasn’t the right. 
A king means first of all duty&#039;, and I’ve always had such a strong sense of duty. 
For instance, when my father told me, “You’re to marry Princess Fawzia of Egypt,&amp;quot it didn’t even occur to me to object or say, “I don’t know’ her.&amp;quot 
I agreed at once because it was my duty to agree at once. 
One is either a king or one isn’t. 
If one is a king, one must bear all the responsibilities and all the burdens of being a king, without giving in to the regrets or claims or sorrows of ordinary mortals.محمدرضا پهلوی : گفتن آن دشوار است زیرا زندگی من تحت نشانه سرنوشت پیش رفته است ، و وقتی احساسات شخصی من باید رنج می برد ، من همیشه با این فکر که یک درد خاص توسط سرنوشت اراده شده است ، از خودم محافظت می کنم. وقتی مأموریتی برای انجام دارید ، نمی توانید علیه سرنوشت قیام کنید. و در پادشاه ، احساسات شخصی به حساب نمی آید. یک پادشاه هرگز بر خود گریه نمی کند. او حق ندارد پادشاه قبل از هر چیز به معنی وظیفه است ، و من همیشه چنین حس وظیفه ای قوی داشتم. به عنوان مثال ، وقتی پدرم به من گفت: &quot;شما باید با شاهزاده فوزیه مصری ازدواج کنید&quot; حتی به ذهنم خطور نکرد که مخالفت کنم یا بگویم &quot;من او را نمی شناسم.&quot; من فوراً موافقت کردم زیرا وظیفه من بود که یکباره موافقت کنم. یکی یا پادشاه است یا یکی نیست. اگر شخص پادشاه است ، باید تمام مسئولیت ها و تمام بارهای پادشاهی را بر دوش بکشد ، بدون آنکه تسلیم پشیمانی ها یا ادعاها یا ناراحتی های فانی عادی شود.O.F.: 
Let’s skip the case of Princess Fawzia, Majesty, and take that of Princess Soraya. 
You chose her yourself as your wife. 
So didn&#039;t it hurt you to repudiate her?اوریانا فالانچی : بیایید از پرونده پرنسس فوزیه ، اعلیحضرت بگذریم و مورد شاهزاده ثریا را بگیریم. شما خود او را به عنوان همسر خود انتخاب کرده اید. پس نادیده گرفتن او ضرری برای شما نداشت؟M.R.P : 
Well . . . 
yes. . . .For a while, yes. 
I can actually say that, for a certain period of time, it was one of the greatest sorrows of my life. 
But reason prevailed very soon, and I asked myself the following question: 
What must I do for my country? 
And the answer was find another spouse with whom to share my destiny and from whom to ask for an heir to the throne. 
In other words, my feelings are never focused on private matters but on royal duties. 
I’ve always trained myself not to be concerned with myself but with my country and my throne. 
But let&#039;s not talk of such things—of my divorces, and so forth. 
I&#039;m far above, too far above, these matters.محمدرضا پهلوی : خوب. . . آره. . . . مدتی بله. در واقع می توانم بگویم ، برای مدت معینی ، این یکی از بزرگترین غم های زندگی من بود. اما عقل خیلی زود غلبه کرد و من سوال زیر را از خودم پرسیدم: برای کشورم باید چه کار کنم؟ و پاسخ این بود که همسر دیگری پیدا کنید که سرنوشت من را با او در میان بگذارم و از او بخواهم وارث تاج و تخت باشد. به عبارت دیگر ، احساسات من هرگز بر مسائل خصوصی متمرکز نیست بلکه وظایف سلطنتی است. من همیشه خودم را تربیت کرده ام که نگران خودم نباشم بلکه به کشور و تاج و تخت خود اهمیت دهم. اما اجازه ندهید در مورد چنین چیزهایی - در مورد طلاق های من ، و غیره صحبت کنیم. من خیلی بالاتر ، خیلی بالاتر از این مسائل هستم.O.F.: 
Naturally, Majesty. 
But there&#039;s one thing I can&#039;t help asking, since I think it ought to be cleared up. 
Majesty, is it true you&#039;ve taken another wife? 
Ever since the day the German press published the news . . .اوریانا فالانچی : به طور طبیعی ، اعلیحضرت. اما یک چیز وجود دارد که نمی توانم از آن بپرسم ، زیرا فکر می کنم باید روشن شود. اعلیحضرت ، آیا این درست است که شما همسر دیگری گرفته اید؟ از همان روز که مطبوعات آلمانی این خبر را منتشر کردند. . .M.R.P : 
Slander, not news, and it was spread around by the French press agency after it had been published by the Palestinian newspaper ALMohar for obvious reasons. 
A stupid, vile, disgusting slander. 
I&#039;ll only tell you that the photograph of the woman who&#039;s supposed to be my fourth wife is a photograph of my niece, the daughter of my twin sister. 
My niece, who besides is married and has a child. 
Yes, some of the press would do anything to discredit me—it&#039;s run by unscrupulous, immoral people. 
But how can they say that I, I who wanted the law by which it&#039;s forbidden to take more than one wife, have got married again and secretly? 
It’s unthinkable, it&#039;s intolerable, it&#039;s shameful.محمدرضا پهلوی : تهمت ، خبری نیست ، و پس از انتشار آن توسط روزنامه فلسطینی ALMohar به دلایل واضح ، توسط خبرگزاری مطبوعاتی پخش شد. تهمت احمقانه ، رذیله ، نفرت انگیز. فقط به شما می گویم که عکس زنی که قرار است همسر چهارم من باشد ، عکس خواهرزاده ام ، دختر خواهر دوقلوی من است. خواهرزاده ام که غیر از این ازدواج کرده و یک فرزند دارد. بله ، برخی از مطبوعات برای بی اعتبار کردن من هر کاری می کنند - این کار توسط افراد بی وجدان و غیراخلاقی اداره می شود. اما چگونه می توانند بگویند من ، من که می خواستم قانونی که به موجب آن ازدواج بیش از یک زن ممنوع است ، دوباره و مخفیانه ازدواج کرده ام؟ غیرقابل تصور است ، غیرقابل تحمل است ، شرم آور است.O.F.: 
Majesty, but you&#039;re a Muslim. 
Your religion allows you to take another wife without repudiating the Empress Farah Diba.اوریانا فالانچی: اعلیحضرت ، اما شما مسلمان هستید. دین شما به شما اجازه می دهد بدون انکار ملکه فرح دیبا ، همسر دیگری بگیرید.M.R.P :
Yes, of course. 
According to my religion, I could, so long as the queen gave her consent. 
And to be honest, one must admit there are cases when . . . 
For instance, when a wife is sick, or doesn&#039;t want to fulfill her wifely duties, thereby causing her husband unhappiness . . . after all! 
You&#039;d have to be hypocritical or naive to think a husband would tolerate such a thing. 
In your society, when a circumstance of that kind arises, doesn&#039;t a man take a mistress, or more than one? 
Well, in our society, a man can take another wife. 
So long as the first wife consents and the court approves. 
Without those two conditions on which I based my law, however, the new marriage can’t take place. 
So I, I myself, should have broken the law by getting married in secret?! 
And to whom?! 
My niece?! 
My sister’s daughter?! 
Listen, I don’t even want to discuss anything so vulgar. 
I refuse to talk about it another minute.محمدرضا پهلوی : بله ، البته. طبق مذهبم ، تا زمانی که ملکه به او رضایت داد ، می توانستم. و اگر بخواهیم صادق باشیم ، باید اعتراف کرد که مواردی وجود دارد. . . به عنوان مثال ، هنگامی که یک زن بیمار است ، یا نمی خواهد به وظایف همسر خود عمل کند ، در نتیجه باعث ناراحتی شوهرش می شود. . . گذشته از همه اینها! شما باید ریاکار یا ساده لوح باشید تا فکر کنید شوهر چنین چیزی را تحمل می کند. در جامعه شما ، وقتی چنین شرایطی پیش می آید ، آیا یک مرد معشوقه یا بیش از یک معشوقه نمی گیرد؟ خوب ، در جامعه ما ، مرد می تواند همسر دیگری بگیرد. تا زمانی که همسر اول رضایت دهد و دادگاه موافقت کند. اما بدون آن دو شرطی که قانون خود را بر اساس آن تنظیم کرده ام ، ازدواج جدید نمی تواند انجام شود. بنابراین من ، خودم ، باید با ازدواج مخفیانه قانون را زیر پا می گذاشتم ؟! و به کی ؟! خواهرزاده ام ؟! دختر خواهر من؟! گوش کنید ، من حتی نمی خواهم در مورد چیزهای بسیار مبتذل بحث کنم. من یک دقیقه دیگر در مورد آن صحبت نمی کنم.O.F.:
All right let&#039;s not talk about it anymore. 
Let&#039;s say you deny everything, Majesty, and ... اوریانا فالانچی : بسیار خوب ، دیگر درباره آن صحبت نکنیم. فرض کنید شما همه چیز را انکار می کنید ، اعلیحضرت و ...M.R.P.:
I deny nothing. 
I don’t even take the trouble to deny it. 
I don&#039;t even want to be quoted in a denial.محمدرضا پهلوی : من هیچ چیزی را انکار نمی کنم. من حتی زحمت انکار آن را نمی کشم. من حتی نمی خواهم به عنوان یک تکذیب نقل شود.O.F.: 
How come? 
If you don&#039;t deny it, people will go on saying the marriage has taken place.اوریانا فالانچی : چطور؟ اگر شما آن را انکار نکنید ، مردم می گویند که ازدواج اتفاق افتاده است.M.R.P.: 
I’ve already had my embassies issue a denial!محمدرضا پهلوی: من قبلاً از سفارتخانه هایم درخواست تکذیب کرده بودم!O.F.: 
And nobody believed it. 
So the denial must come from you, Majesty.اوریانا فالانچی: و هیچ کس آن را باور نکرد. بنابراین انکار باید از جانب شما باشد ، اعلیحضرت.M.R.P.:  
But the act of denying it debases me, offends me, because the matter is of no importance to me. 
Does it seem right to you that a sovereign of my stature, a sovereign with my problems, should lower himself to deny his marriage with his niece? 
Disgusting! Disgusting! 
Does it seem right to you that a king, that an emperor of Persia should waste time talking about such things? 
Talking about wives, women?محمدرضا پهلوی : اما عمل نفی آن باعث تحقیر من می شود ، مرا آزرده خاطر می کند ، زیرا این موضوع برای من اهمیتی ندارد. آیا به نظر شما درست می آید که قائم مقام من ، حاکمی با مشکلات من ، خود را پایین بیاورد تا ازدواج خود را با خواهرزاده اش نفی کند؟ چندش آور! چندش آور! آیا از نظر شما درست است که یک پادشاه ، یک امپراتور ایران وقت خود را در مورد چنین چیزهایی تلف کند؟ صحبت از همسران ، زنان؟O.F.: 
How strange, Majesty, If there’s one monarch who’s always been talked about in relation to women, it’s you.
And now I’m beginning to suspect that women have counted for nothing in your life.اوریانا فالانچی: چقدر عجیب است ، اعلیحضرت ، اگر یک پادشاه وجود داشته باشد که همیشه در مورد زنان درباره او صحبت شده است ، این شما هستید. و اکنون دارم شک می کنم که زنان هیچ چیز را در زندگی شما حساب نکرده اند.</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Tue, 03 Aug 2021 02:41:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجاره خانه مشکل بزرگ سال 1401</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1400-ptcsoeo7pfkh</link>
                <description>سلام دوستان گرامی در تب و التهاب انتخابات خواستم بگم مشکل بزرگ مسکن را فراموش نکنیم. تا فصل اجاره خانه دو سه ماهی بیشتر نمانده باید قانونی تصویب شود تا از ضرر و زیان اجاره نشینان جلوگیری شود.آخر کدام شخص عاقلی این ظلم را قبول میکند که مثلا سال 98 مبلغ 10 میلیون رهن داده است و الان باید همان 10 میلیون را پس بگیرید و برود با آن خانه ای جدید اجاره کند؟!نه صاحب خانه و نه مستاجر مقصر نیستند اما ضرر اصلی را مستاجر می بیند که پولش ده برابر ارزشش کم شده ولی صاحب خانه خانه اش سرجایش است حتی قیمت خانه اش 10 برابر هم شده استمن فکر میکنم تنها راهی که باید وجود داشته باشد حذف ودیعه یا همان پول پیش است یعنی هیچ کس حق ندارد پول پیش بگیرد در واقع پول پیش یک نوع گرو کشی است برای صاحب ملک که اگر اتفاقی رخ داد از آن پول استفاده کند اما باید قانونگذار فکر دیگری به حال این مورد بکندمن چند راه به ذهنم میرسد⛔ یک -  براساس  نرخ روز سکه، پول پیش پرداخت شود و هنگام تخلیه هم براساس نرخ روز سکه، بازگردانده شود که به احتمال 99.9 درصد صاحبخانه قبول نخواهد کرد. ⛔ دو - پول پیش کاملا حذف شود⛔ سه - قانون صاحبخانه ها مجبور کند پول پیش را براساس نرخ تورم ( که هنوز محاسبه نشده)به مستاجر پرداخت کند.⛔ چهار - قانون صاحبخانه را مجبور کند که مستاجر را با افزایش اجاره بها 15 درصدی نگه دارد.(در حال اجراست و معلوم نیست تا کی دوام خواهد آورد چون بالاخره شاید کسی بخواهد نقل مکان کند یا پسرش استفاده کند و ...) ⛔ پنج - دولت آمار مسکن موجود را در بیاورد و بصورت دستوری نرخ تعیین کند که مثلا  خانه فلان متری از فلان تومن تا بهمان تومن حق کرایه را دارد و بیشتر از این مبلغ جرم است?????????????و اما طرح من برای مسکن - صاحبخانه ها املاک خود را به دولت کرایه دهند برای مثال هرکس خانه ای برای کرایه دارد دولت ماهانه مبلغ مثل فلان تومن را به آن شخص پرداخت کند و این بار دولت خانه ها را کرایه بدهد به مستاجران. در این بین هم فقط صاحب ملک حق دارد مستاجرش را انتخاب کند یعنی به شخص مورد نظرش بگوید برو و خانه من را اجاره کن. (منابع این کار هم از خود مردم تامین میشود. فقط دولت مسئولیت این کار مهم را باید برعهده بگیرد چون تا جایی که من خبر دارم همه  مشکلات مملکت گردن مردم است مردم ماسک نمیزنند مردم هجوم میآورند مردم تجمع میکنند مردم سفر میروند مردم گران میکنند مردم به خودشان رحم نمیکنند مردم قاچاق میکنند مردم بنزین میفروشند مردم هزار کار دیگر میکنند خلاصه ریشه تمام مشکلات مردم هستند حتی مردم با انتخاب رئیس جمهور برای کشور مشکل درست میکنند خلاصه کنم، پس مردم را کنار بزنید و خودتان بشوید مسئول این کار تا همه چیز درست پیش برود)????????????????????این طرح یک خوبی دارد که مالک باید دربه در دنبال مستاجر خوب بگردد و حتما هم باید پیدا کند وگرنه دولت خودش یک شخص رندوم(براساس شانس) را انتخاب میکند.خوبی دوم این است که قیمت ها حباب نمیگیرد چون یک نفر مسئول دارد و بیخود و بیجهت رها نشده است که سلطان املاک از زیر بته به عمل آید!خوبی سوم - طبق، فکر کنم قانون ازدواج، دولت باید مسکن رایگان یا ارزان در اختیار کسانی که ازدواج اولشان است قرار بدهد که این هم طرح خوبی است که دولتی که از زیر مسئولیتش شانه خالی کرده است دوباره روی شانه هایش قرار بگیرد چون خودش مسئول کرایه دادن املاک استخوبی چهارم - چیزی به ذهنم نمیرسد چون مشکل مسکن را حل کرده است اما اگر به ذهنم رسید دوباره بروزرسانی میکنممنتظر نظرتان ارزشمندتان هستم حتی اگر چند سال بعد هم خواندید?</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Mon, 10 May 2021 07:53:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب قدر را چه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%B4%D8%A8-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ihtnhfhzkwwa</link>
                <description>سلام دوستان عزیز امشب که گذشت شب 23 رمضان (ماه نهم قمری)در سال 1400 بود. من خیلی جستجو کردم که چطور از این شب ها استفاده کنیم متاسفانه در فضای آنلاین اینقدر تبلیغات وجود داره که آدم نمیتونه توی خوندن اذکار و دعا تمرکز داشته باشه خاصیت ویرگول اینه که اصلا تبلیغ نداره پس سعی میکنم این پست رو با کاملترین اعمال و اذکار شب قدر بنویسم که دیگه لازم نباشه برید سرچ کنید فلان دعا و فلان سوره کجاست و ... و البته این پست به درد سال 1401 میخوره چون شب قدر امسال که تموم شد  انشاالله اگه سال دیگه از این پست استفاده کردید یه دونه صلوات بفرستید ثوابش به ما هم برسه ...خب بریم سر اصل مطلب اول پست رو ذخیره کنید که گم نشه منبع این پست هم کتاب مفاتیح هست من خودم دارمش ولی بزرگ و سنگین هست و احتمال پارگی داره بخاطر همین تا وقتی به اینترنت و برق و موبایل یا کامیپوتر دسترسی دارم ازش استفاده نمیکنم و توصیه هم میکنم به ناشرین محترم کتاب رو در قطع بزرگ که صفحه اش آ4 هست چاپ کنند که قوام و دوام بیشتری داشته باشهاعمال مشترک هر سه شب قدر1- غسل کردن که بهتر است مقارن غروب آفتاب غسل کرده و نماز عشا با غسل خوانده شود. 2 - خواندن 2 رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره‌ی توحید(اخلاص) را خوانده و بعد از نماز هفتاد مرتبه گفته شود: استَغفِرُالله وَ اَتوبُ اِلَیهِ.3 - قرآن مجید را باز کرده و در مقابل خود گذاشته و دعای زیر را بخوانید و بعد از آن حاجت خود را از خدا بخواهید.اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ اَلْمُنْزَلِ ، وَ مَا فِيهِ ،  وَ فِيهِ اِسْمُكَ اَلْأَكْبَرُ ، وَ أَسْمَاؤُكَ اَلْحُسْنَى ، وَ مَا يُخَافُ وَ يُرْجَى ، أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقَائِكَ مِنَ اَلنَّار 4 - مصحف شريف را بگيرد و بر سر بگذارد و بگويداَللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا اَلْقُرْآنِ ، وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ ، وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِيهِ ، وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ ، فَلاَ أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ پس ده مرتبه بگويدبِكَ يَا اَللَّهُ و ده مرتبهبِمُحَمَّدٍ و ده مرتبهبِعَلِيٍّ و ده مرتبهبِفَاطِمَةَ و ده مرتبهبِالْحَسَنِ و ده مرتبهبِالْحُسَيْنِ و ده مرتبهبِعَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ و ده مرتبهبِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ و ده مرتبهبِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبهبِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبهبِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى و ده مرتبهبِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ و ده مرتبهبِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبهبِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ و ده مرتبهبِالْحُجَّةِ پس هر حاجت كه دارى طلب كن5 - امام حسين عليه السلام را زيارت كند ( زیارت آنلاین حرم امام حسین)6 - احيا بدارد اين شبها را به عبادت پروردگار ( روايت شده: هر كه احيا كند شب قدر را گناهان او آمرزيده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوه‌ها و كيل درياها باشد)7 - صد ركعت نماز كه فضيلت بسيار دارد(50 عدد نماز دو رکعتی )و بهتر است كه در هر ركعت بعد از  سوره حمد ده مرتبه سوره توحيد بخواند (شنیده ام بعضی ها 100 رکعت نماز به مثل نماز های صبح و ظهر و ... میخوانند که اشتباه است نماز های مستحبی فقط دو رکعتی هستند)8 -  این دعا را بخواند و بعد حاجت خود را بخواهد (روایت شده از امام زين العابدين عليه السلام)اَللَّهُمَّ إِنِّي أَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً دَاخِراً ، لاَ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لاَ ضَرّاً ، وَ لاَ أَصْرِفُ عَنْهَا سُوءاً ، أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِي ، وَ أَعْتَرِفُ لَكَ ، بِضَعْفِ قُوَّتِي ، وَ قِلَّةِ حِيلَتِي ، فَـــصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي ، وَ جَمِيعَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُؤْمِنَاتِ مِنَ اَلْمَغْفِرَةِ ، فِي هَذِهِ اَللَّيْلَةِ ، وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ مَا آتَيْتَنِي ، فَــإِنِّي عَبْدُكَ اَلْمِسْكِينُ،  اَلْمُسْتَكِينُ ، اَلضَّعِيفُ ، اَلْفَقِيرُ ، اَلْمَهِينُ ، اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِي نَاسِياً لِذِكْرِكَ ، فِيمَا أَوْلَيْتَنِي ، وَ لاَ [غَافِلاً] لِإِحْسَانِكَ ، فِيمَا أَعْطَيْتَنِي ، وَ لاَ آيِساً مِنْ إِجَابَتِكَ ، وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّي فِي سَرَّاءَ [كُنْتُ] أَوْ ضَرَّاءَ ، أَوْ شِدَّةٍ أَوْ رَخَاءٍ ،  أَوْ عَافِيَةٍ أَوْ بَلاَءٍ،  أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ ، إِنَّكَ سَمِيعُ اَلدُّعٰاءِ9 - بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده 10 - اذكار و صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام آنچه مقدور شود اللهم صل على محمد و آل محمد و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاى جوشن كبير را در اين سه شب بخوانندسوره روم را در اینجا بخوانید</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Thu, 06 May 2021 08:07:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آتش سوزی جنگلهای بلوط</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%B7-cihk19imw1zi</link>
                <description>چند وقتی است که به این فکر میکنم چطور میشود از آتش سوزی جنگلها جلوگیری کرد حتی اگر انسانی هم باشد مسلما تکنولوژی اولین چیزی است که به ذهن همه میرسد اما یه مورد دیگر هم وجود دارد و آن هم گرمای هوا و مثلث معروف آتش ( حرارت - ماده - هوا ) ما نمیتوانیم ماده را از بین ببریم نمیتوانیم هوا را هم از بین ببریم پس می ماند حرارت یا همان گرما چطور میشود گرما را کاهش داد چون واقعا نمیشود گرما را از بین برد مگر با زمستان !خب به حاشیه نمیروم بحث اصلی من هرس اصولی درختان بلوط است  طوری که باعث افزایش ارتفاع درخت شود البته با توجه به رشد کند بلوط باید چندین سال این کار انجام شود تا مثلا بعد از 5 سال یا 10 سال درختان بلوط طوری ارتفاع بگیرند که دیگر آتش سوزی مهیبی آنها را از پا در نیاورد.البته باید بگویم عده ای نیز از عنوان هرس سوء استفاده کرده اند و برای تهیه ذغال شاخه های بزرگتر را بریده اند و به اسم هرس آنها هم به نحوی آسیب خود را به جنگلهای بلوط زده اند. متاسفانه درختان بلوطی که من در جنگلهای زاگرس دیده ام کوتاه قامت هستند و معمولا در پایین ترین جای تنه هم شاخه ای دارند یا شاخه ها به زمین نزدیک شده اند و نزدیکی شاخه ها به زمین و علف های خشک هم دقیقا علت گسترش آتش است و دلیل دیگر هم دوری درختها از هم چون بصورت خودرو رویده اند نمیتوانند رطوبت کافی برای کاهش دما را ایجاد کنند چون بصورت جزیره ای رشد کرده اند و این جزیره ای رشد کردن باعث ایجاد علف هرز خشک خواهد شد چون نور خورشید در تابستان در عرض چند روز تمام منطقه را از رنگ سبز به رنگ زرد تغییر رنگ میدهد اما بهر حال با هرس اصولی میتوان ارتفاع درختان بلوط را افزایش داد و به دنبال افزایش ارتفاع درختان بلوط و همچنین درختکاری اصولی (برای کاهش اثر جزیره ای) رطوبت کلی جنگل و منطقه افزایش پیدا میکند و باعث کاهش دما در فصل تابستان خواهد شد و منطقه هم رنگ سبز خود را از دست نمیدهد.پیشنهاد من به همه زاگرس نشینان این است وقتی به دامن طبیعت میروید چند کار انجام دهید1- شاخه هایی که به زمین نزدیک تر هستند را ببرید 2- در پای درختان بلوط اگر امکان دارد یک حوضچه ایجاد کنید وجود حوضچه خیلی موثر در رشد درختان است بهترین حوضچه ها هم طوری است که به عمق10 سانت اطراف تنه را بکنید به هر قطری که مایل هستید ولی حداقل قطر 20 سانت دور تنه بکنید مثل باغچه خانگی اطرافش را با سنگ تزیین کنید داخل آن هم سنگریزه بیندازید که علف هرزی داخل حوضچه رشد نکنداگر درخت در مسیر کوه پایه است میتوانید با ایجاد مسیر برای آب باران، آب را به حوضچه تان سرازیر کنید مثلا سنگها رو بصورت عدد هفت فارسی طوری بچینید که مسیر آب به حوضچه شما ختم شود3- شاخه های خشک کوچک زیادی در اطراف درختان پیدا خواهید کرد حتما همه آنها جمع کنید و همه را بسوزانید و با آنها چایی برای خود دم کنید چون نمیشود با آنها کباب درست کرد اگر هم در اواخر شهریور و اوایل مهر به دامن طبیعت رفتید حتما دانه های بلوط را پیدا میکنید لطفا آنها را همان جا داخل خاک بکارید هیچ چیزی لازم ندارید با دست میتوانید چاله بکنید و دانه را داخل آن قرار دهید رویش را بپوشانید عمق زیادی نمیخواهد فقط طوری که دانه رویش پوشیده شود همین. شاید 10 سانت کافی باشد چون دانه بلوط کمی چاق و چله است .هیچ کار سختی نیست نه بیل میخواد نه بیلچه در صورت امکان دانه را در مسیر تردد کمتر بکارید تا رویش بی خطری داشته باشند4- در صورتی که امکان دارد این کار را در جاهایی که قبلا آتش سوزی رخ داده انجام بدهید چون مستعد هستند5- در صورتی که به جویبارهای فصلی برخورد کردید در صورت امکان و داشتن وقت حتما آب بند درست کنید (منظور من همان دره های کوچکی است که آب باران را از کوه ها به دره ها هدایت میکنند) چند سنگ را بصورت مثلث که دره یا جویبار را مسدود کنند کافیست این باعث جلوگیری از فرسایش خاک میشود و زمین را سیراب میکند6- اگر روی تپه ای رفتید میتوانید برای جلوگیری از فرسایش تپه سنگ هایی را دور تپه بکارید مثل تصویر زیراحتمالا این پست باز هم بروزرسانی میشود</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Tue, 20 Apr 2021 05:55:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زاگرس نشین</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%B2%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-kkk2cbvb7yl3</link>
                <description>سلام خیلی وقته که میام ویرگول و این نوشته مربوط به کمپین درختکاری رو میبینم و همش میخوام چیزی بنویسم که درختی کاشته بشه اما جرقه اصلی وقتی زده شده که ...من چند ماه پیش در فصل پاییز سال 1399 به دامن طبیعت رفتم و مهمترین دلیلی که برای رفتن داشتم این بود که چندتا دانه بلوط با خودم بیارم و در منزل بکارمشون چون از اسفند 98 تا اون موقع اصلا از خونه بیرون نرفته بودم  حدود 20 الی 30 عدد دانه آوردم با خودم و شرایط نگهداریشون رو تقریبا رعایت کردم ولی متاسفانه همگی خراب شدند بجز یک عدد که همون چند روز اول که دانه ها رو پیدا کردم کاشتم. رفتم یک جای نوشابه خانواده رو نصفه کردم و زیرش رو هم کاملا با میخ سوراخ سوراخ کردم و دانه رو عین موشک های صدام که عمل نکرده بودن کاشتم وسطش (یعنی عمودی و نوک تیزش هم رو به زمین)و از خاک توی حیاط هم ریختم داخلش همین هیچ کار خاصی مثلا کود یا خاک مخصوصی هم براش نیاوردم فقط اون چند روز اول هر روز بهش آب میدادم و تماشا میکردم که آبش خارج بشه همین(دقیقا مثل اول روزی که ماشین لباسشویی خریدیم و نشستیم لباس شستن رو تماشا کردیم). بعد از یه مدت همون طوری توی حیاطمون بود دیگه زمستون شده بود و دیگه آب هم نمیدادم در واقع میشه گفت ناامید شدم گفتم شاید این دانه هم مثل دانه های دیگه آورده بودم خراب شده این قدر بهش آب دادم و جلوی بارون بوده چون اون جای نوشابه خانواده که تبدیلش کرده بودم به گلدان یه خورده دیر آب رو از خودش عبور میداد مثل گلدان های معمولی تو بازار نبود که زیرش اندازه مخصوص برش داره که مثلا اندازه مربع 1 در 1 باید ازش دربیاری خلاصه من همینطوری زیرش رو با میخ معمولی سوراخ سوراخ کرده بودم و خاکش هم الک کرده بودم بنابراین خیلی فشرده بود خاکش البته این دلیلها رو بعدا که داشتم ناامید میشدم از جوانه زدن بلوط به ذهنم رسید ... زمان گذشت و ... (هیچ وقت نمیتونی بفهمی منظور از سه نقطه چیه چون منظورم من یه خاطره تلخه که نمیخوام بگم)بهر حال چند روز پیش دیدم که جوانه زده با سه تا برگ خوشکل کوچیک که فردا عکسش رو هم به اینجا اضافه میکنم. باورم نمیشد یعنی خدا به من لطف کرده بود و دانه ای که کاشته بودم رشد کرده بود اون روزی که اینو فهیمیدم گریه ام بند نمیومد بازم خداروشکر الحمدالله چند روز پیش یه خرده کود کمپوست ریختم پاش بجای رشد علف هرز داده میبینید!به تازگی گلدان نوشابه ای رو پاره کردم و یه دبه سرکه وردا  تبدیل کردم به گلدان این دفعه سوراخ های بیشتری و بزرگتری و البته از بغلش هم چند تا سوراخ ریز کردم یعنی دور گلدان هم سوراخ ریز کردم آخه شنیدم میگن این گلدان های سفالی بهتر گل توشون رشد میکنه چون رطوبت ازش عبور میکنه من این سوراخ های ریز دور گلدونم رو هم برای همین کار انجام دادم نمیدونم کار بکنه یا نه ولی منتظرم یه وجب رشد کنه دوباره گلدانش رو عوض میکنم احتمالا این دفعه دبه 10 لیتری مایع دستشویی بشه گلدانم این هم از دبه سرکه وردا  و سایر دوستان تبدیل شده به گلدان یه چیز من خیلی نگران کرده به تازگی توی اینترنت سرچ زدم نوشته بود 20 سال طول میکشه تا درخت بلوط میوه بده یعنی همون بلوطی که من کاشتم 20 سال طول میکشه یه بلوط دیگه ازش بدست بیارم... خیلی زمان زیادیه هم برای من هم برای خود بلوط و جنگلهای بلوط زاگرس خیلی زمان زیادیه که بلوط بخواد یه بلوط دیگه تولید کنه ... امیدوام یه دونه بلوط هم برای من بکارید و اگه مثل سامسونگ که چند سال پیش توی شمال جنگل ها رو احیا میکرد و اسم شخص رو می نوشت و آدرسش رو توی جنگل براش میفرستاد تا اگه خواست بره سر بزنه بهش شما هم این کار رو انجام بدید</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Tue, 20 Apr 2021 02:28:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نرم افزار قدیمی بلوتوث BlueSoleil</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%AB-bluesoleil-hs0xu65dl6ds</link>
                <description>سلام دوستان بالاخره بعد از جستجو های فراوان تونستم نرم افزار مدیریت دانگل بلوتوث رو پیدا کنم اون هم نسخه ای که کار میکنه و مشکل رجیستر هم ندارهامکاناتش هم در عکس زیر میبینید دیگه شبکه کردن - دیال آپ - پورت سریال - کپی و جابجایی - ارسال کارت ویزیت - اشتراک گذاری چاپگر - موس بلوتوثی و ...ورژن نرم افزار BlueSoleil.v2.6.0.9 مربوط به سال 2007BlueSoleil.v2.6.0.9عکس بلوتوثی که ازش استفاده میکنم هم میزارم ببینید با چه سخت افزاری کار میکنهدانگل بلوتوث ورژن 2.0این هم دانلود BlueSoleil v2.6.09  حدود 27 مگابایت  لینک سالم جایگزین شدلینک رو بزنید و تبلیغات رو رد کنید نگران نباشید آپلود سنتر دائمی هست و هیچ وقت حذف نمی کنهفایل های زیر 20 مگابایت در آپلود سنتر &quot;ترین بیت&quot; هیچ وقت حذف نمی شوندنکته 1 -  مهم رو در نظر بگیرید در مورد دانگل های بلوتوث ورژن 3 یا 4 یا بالاتر اطلاعی ندارم که کار میکنه یا نه ولی احتمال زیاد کار بکنهنکته 2 -  اینکه روی بلوتوث لپتاب کار نمیکنه پس برای لپتاب استفاده نکنیدنکته 3 -  برای بهتر کار کردن نرم افزار در ویندوز 7 و 8 و 10 و ... از گذینه کامپابیلیتی ویندوز ایکس پی رو انتخاب کنید</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Tue, 29 Dec 2020 20:47:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه اَمن و پیشنهاد های من</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%8E%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-scotf0apjm2a</link>
                <description>سلام. امروز می خواهم به بهانه سریال خانه امن و اتفاقاتی که در ایران می افتد چند پیشنهاد ارائه بدهم شاید خدای نکرده کسی بخواند و بخواهد اجرایی کند1- اولین مسئله ای که در این سریال توجه مرا جلب کرده مسئله پرونده های دادگاهی، قضاوت و ... است. با توجه به وجود امکانات نرم افزاری می توان برای هر پرونده ای کد گذاری مخصوصی انجام داد که فقط سیستم و کاربر یکدیگر را بشناسند و مانند سیستم های چت و انجمن های اینترنتی با یک کد مخصوص با هم ارتباط برقرار کنند و پرونده ها برای رِای نهایی به هئیت منصفه یا قاضی یا شورای قضایی ارسال شود همه این موراد وقتی در بستر نرم افزاری انجام شود هیچ گونه تهدید و تطمیع و بقول معروف پارتی بازی انجام نخواهد شد چون کسی کسی را نمی شناسد و حرف و سوال و جواب مهم است نه سابقه و چهره و عملکرد قبلی و ... شاید پرونده هایی باشند که شاخص باشند مثلا اختلاس سه هزار میلیاردی در این سیستم شاید به نظر شما شاخص باشد و نتوان آن را در این سیستم جای داد ولی باید بدانید اگر همه چیز را به سیستم واگذار کنید میتواند طوری همه عوامل شاخص را پنهان کند که هیچ نشانه ای از آن در بین نباشد و فقط با صفت های کیفی آن را عنوان کندالبته وقتی رویه ایجاد شود و مدتی این طور دادگاه برگزار شود دیگر میتوان آن را جلسه دادگاه را علنی(در بستر اینترنت) اجرا کرد چون کسی کسی را نمی شناسد و دلایل و مدارک و استدلال است که مهم است. البته برای پرونده های امنیتی هم این مورد قابل اجراست با حذف شاخص مکان و زمان جرماین روش در این زمانه وجود کرونا هم کاملا ضروری به نظر می رسد2- سیستم های امنیتی که در این سریال استفاده شده کاملا ناشناخته اند و باید هم باشند اما چرا نباید کاری کرد که اصلا نیازی نباشد از سیستم های امنیتی استفاده کرد برای مثال وقتی هرشخصی متولد می شود یک کد ملی دارد چرا تمام کارهایی که شخص انجام میدهد با آن ثبت نشود برای مثال خرید وسایل ارتباطی مثل رایانه و موبایل و اینترنت و... همین مهلتی که به تلفن های قاچاقی میدهند خودش مشکل ساز است ظاهرا امریکا تهدید به قطع اینترنت کرده که اگر اینترنت را قطع کند هزاران مشکل ایران را حل می کند و اینترنت داخلی هم طوری بازطراحی شود که هرکس با نام و مشخصات واقعی خودش از آن استفاده کند برای مثال سایت های فروشگاهی چطور از نام و مشخصات واقعی افراد استفاده می کنند سایت های خدماتی دیگر یا اپلیکیشن های دیگر هم همین طور نام و مشخصات واقعی را از اشخاص دریافت کنند.همین سایت ویرگول هم میتواند از نام و مشخصات واقعی افراد استفاده کندسایت هایی خبری از نام و مشخصات واقعی برای نظر دهندگان استفاده کنند شماره موبایل مشخصه خوبی برای شناسایی افراد نیست که به آن اکتفا می کنند.3- هیچ خرید و فروش و اجاره قولنامه ای انجام نشود همه چیز باید در سیستم ثبت شود در همان لحظه؛ برای انتقال پول هم، بنگاه دار به عنوان واسطه پول را دریافت و پرداخت کند این باید قانون شود.4- برای خرید و فروش های روزانه هم حتی اگر از پول نقد استفاده میکنند باید کارت ملی خودشان را مثل عابربانک بکشند تا اجازه پرداخت یا دریافت پول نقد ایجاد شود (فکر میکنم کشور های خارجی این طور هستن)5- سیستم حمل و نقل حتی تاکسی هم با کارت ملی خدمات ارائه دهند یعنی هرکس سوار تاکسی می شود باید کارت ملی اش را بکشد بعد حالا نقد میدهد یا کارت می کشد با خودشفعلا تا همین جا بس است اگر در خانه کس باشد البته</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Sun, 20 Dec 2020 00:44:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یارانه و حیف نان!</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%AD%DB%8C%D9%81-%D9%86%D8%A7%D9%86-fxbyoawillbu</link>
                <description>می خواهم به من کمک کنید تا مشخص کنیم یارانه به چه کاری می آید؟من یک محاسبه میکنم شما هم محاسبه تان را در نظرات وارد کنید البته لطفاهمان طور که میدانید و طبق گفته يازدهمين مرحله یارانه ، یارانه یک نفر 55 هزار تومان استمسئله _ با در نظر گرفتن مقاومت هوا مساوی صفر و اینکه قیمت هر عدد نان معمولی 300 تومان و با در نظر گرفتن اینکه یک عدد نان صبحانه + دو عدد نان نهار + دو عدد نان شام = جمعا 5 عدد نان روزانه توسط یک حیف نان(خودم را میگویم) خورده می شود. مطلوب است هزینه نان را طی یک ماه محاسبه کنید.؟جواب _ (5 عدد نان)*(300 تومان)*(30 روز)= 45.000 تومان بنابراین حیف نانی(خودم را می گویم) که 55 هزار تومان یارانه میگیرد میتواند 10 هزار تومان را پس انداز کند یا آن را صرف عیش و نوش کرده و حالش را ببرد.لطفا در نظرات بگویید آیا حیف نان میتواند بجز نان چیزی بخورد یا همان حیف نان است؟</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Wed, 30 Sep 2020 19:48:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا چک بی محل همان اسکناس است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%86%DA%A9-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%84-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cqcjbj8cfnjv</link>
                <description>در کشور &quot;سه نقطه&quot; ارزش اسکناس یا پول برابر است با چک بی محل؟!!!به نظرم اصلا خلق پول یعنی چطوری چک بی محل بکشیم که کسی نفهمه چکی که دستشه بی محلهبزارید یه تاریخچه ای بگم براتون البته خلاصه شده   یه وقتی که مبادله کالا به کالا بود یعنی مردم گندم میدادن مثلا گوشت میخریدن یا گوشت میدادن نمک میخریدن و ... و بعدش که جوامع بزرگتر شد و مشکل ارزشیابی اجناس ایجاد شد کم کم اجناس با طلا ارزشیابی شدن و طلا شد یک واسطه برای معاملات چون کمیاب بود و زیبا (کمیابی و زیبایی شد ارزش!)یه سری افراد فرصت طلب و دزد که نمیتونستن مال مردم رو بدزدن چون قابل پیگیری بود تصمیم گرفتن نحوه دزدی شون رو تغییر بدن و فقط اموال غیرقابل پیگیری رو بدزدن که میشد همون طلا و کم کم مردم مجبور میشدن طلاشون رو قایم کنن و هرچی بیشتر طلا داشتن بیشتر میترسیدن که طلا هاشون دزدیده بشه برای رفع این نیاز  به محافظت از طلا یه سری افراد فرصت طلب دیگه اومدن دم دستگاهی برای محافظت از طلای مردم ایجاد کردن (که همون هسته اولیه بانک ها حساب میشه) و در قبال محافظت از طلای مردم مقداری طلا از اونها میگرفتن مثلا هر 100 سکه طلا ماهی یک سکه طلا برای محافظت از طلا برمیداشتناین بانکهای اولیه کم کم رشد کردن و در شهرهای دیگه هم ایجاد شدن و برای انتقال طلای یک معامله به هم دیگه فقط یک برگه میدادن که کد پیگیری توش نوشته بودن (حواله بین بانکی) و بعدا طلا رو بین خودشون جابجا میکردن و صاحب اصلی طلا فقط برگه دستش بود (البته قابل انتقال به غیر)کم کم  این برگه ها شدن واسطه معامله و مردم دیگه طلا رو به چشم ندیدن فقط وعده اینکه این برگه برابر با فلان مقدار طلا هست رو قبول میکردن و چون توان نگهداری از خود طلا رو نداشتن کمتر میرفتن طلاشون رو نقد کننشروع بدبختی مردمبعد یه مدت هم طمع این بانکداران اولیه زیاد شد و دیدن مردم که نمیان طلاشون رو ببرن چرا ما از این همه طلا که پیشمون هست استفاده نکنیم و برگه الکی دست مردم ندیم؟!خب دیگه بقیه اش رو همه میدونید این برگه ها شد اسکناس و ... گرفتید دوستان برگه الکی چاپ کردن یعنی همون اسکناس بدون پشتوانه یا همون چک بی محلحالا من میگم چرا نباید چرا نباید بریم سراغ روش اصلی و بدون مشکل مبادله طلا؟در تمام جهان ثروت رو با طلا میسنجند چرا نباید واقعا با طلا معامله انجام بشه؟ الان که دیگه مشکل دزدی طلا با مشکل دزدی پول فرقی نداره اون موقع ارگان های امنیتی واقعا نمیتونستن کاری کنن  اما الان انگشت بکنی توی دماغت کاملا زیر دیدشون هستی و خلافی ازت سربزنه داخل گونی میبرنت ???این پول نیست که بی ارزش شده یا دلار و طلا نیست که کشیده بالا بلکه این ارزش خدمات مردمه که روز به روز داره کمتر میشه کسی که معامله گر  کسی که تاجره کسی که تولید کننده اس هیچ مشکلی نداره چون قیمت اجناسش رو میبره بالا ولی کسی که خدمات ارائه میده و طبق قانون کار حقوق میگیره داره بدبخت میشه هیچ کس دیگه ای مشکلی به اون صورت نداره ???من چندتا راه حل به ذهنم میرسه شاید مشکل اقتصاد کشور &quot;سه نقطه&quot;و اصلا جهان رو حل کنه1- برای شروع میگم اصلاح قانون کار و تغییر واحد دستمزد به طلا مثلا حقوق ماهیانه یک کارگر 1 گرم طلا باشه از اونجایی که ارزش طلا کم نمیشه پس منطقی هست که مشکلی وجود نداشته باشه و با همون اسکناس فعلی میشه کار کرد اما خب طی یک ماهی که کارگر داستان ما اسکناس دستشه بازم ارزش اسکناس کم میشه و هنوز مشکل وجود داره ولی خب انگار 50 درصدش حل شده(یه خاطره بگم - سال 84 حقوق کارگر 100 هزار بود فکر کنم و سکه  هم 100 هزار بود سرچ کنید توی اینترنت هست - الان سکه 8 میلیونه یعنی حقوق کدوم کارگر الان 8 میلیونه؟!؟!)2- تغییر واحد پول به طلا و نقره - مثلا 10 گرم نقره برابر با 1 گرم طلا هم حساب کنیم برای خرج روزانه و ... که پول خورد و خوارکه لازمه از نقره و خرید های کلان رو هم با طلا انجام بدیم مثلا الان میشه یا 500 گرم طلا ماشین 500 میلیونی خرید حالا به نظرتون مشکل خاصی وجود داره برای استفاده از طلا و نقره بعنوان پول3- حذف کامل اسکناس و عدم خلق پول و بانکها فقط مکانی برای نگهداری طلا و نقره افراد بشن و یا نقل و انتقال البته با گرفتن کارمزد4- حالا چطور ارزش چیزهای دیگه زیاد میشه مثل بورس؟ هیچ جور زیاد نمیشه و معامله گری از بین میره فقط بورس میشه مکانی برای ارائه سهام اولیه و دیگه خرید و فروشی انجام نمیشه و سهام داران از سودشون استفاده میکنن و وقتی هم که میخوان سهامشون رو بفروشن قیمت اسمی و ارزش سهام یکی هستن و فروشنده و خریدار هیچ سودی بابت تغییر قیمت نمیکنن (چون ارزش ثابت) این تغییر ارزش یک مشکل اساسی در حسابداری هست برای محاسبه سود ( گاها بعضی شرکت ها یه سودی رو توی صورتهای مالی شون نشون میدن که و خودشون هم باورشون میشه که سود کردن در صورتی که سود واقعی  وجود نداره و توهم هست)ادامه مطلب بعد از اینکه خستگیم در رفت عرض میکنم خب خستگیم هم در رفت 5- یک مشکل اساسی دیگه اقتصاد کشور &quot;سه نقطه&quot; هم وام بانکی و بهره اش هست خب خب وقتی طلا استفاده بشه برای پرداخت وام دیگه سودی نباید گرفته بشه از وام گیرنده چون خود طلا خود بخود که زیاد نمیشه که با دادنش به عنوان وام بخوایم هزینه ای بعنوان بهره از وام گیرنده طلب کنیم اگر طلا توی بانک بمونه مثلا ا کیلو طلا توی بانک باشه نه زیاد میشه نه کم حتی ممکنه کم بشه مثلا سالی یه گرم هزینه نگداری داشته باشه ولی اگر بعنوان وام به شخصی داده بشه اون شخص میتونه باهاش کاری رو راه اندازی کنه و همون مقدار طلا رو برگردونه ببنید الان دیگه توی خبر ها هم داره گفته میشه بانک ها باید ملک های مازادشون رو بفروشن یعنی چی؟ یعنی بانکها یکی از کارهاشون خرید و فروش ملک بوده با پول مردم یعنی که شما داری 500 میلیون وام 10 ساله میگیری باید بهره ای که به بانک بدی یه جوری معادل سود بانک از خرید و فروش ملک 500 میلیونی که بعد 10 سال بانک بخواد بفروشه در بیاد وگرنه  بانک بهت وام نمیده این همه مردم توی صف وام کم بهره هستن چه خونه چه ماشین چه ازدواج اینم از زور دولته که اون بانک مجبوره وام بده و همش دس دس میکنه و صف ایجاد میکنه ولی اگه یه نفر بخواد وام 500 میلیونی بگیره شاید نهایتا یک هفته کارش راه بیفته شما کدوم کارخانه دار و سرمایه دار بزرگ رو دیدی که از مشکلات وام گرفتن بانک ناله کنه که ای مردم میخوام کار اقتصادی کنم بهم وام نمیدن هرچند تک و توک هستن ولی بیشتر کسانی که وام تپل میگیرند سروقت پسش میدن چون از لحاظ سودی که بانک برای خرید و فروش مثلا ملک 500 میلیونی برای خودش طی 10 سال  در نظر گرفته هم بیشتر سود میبرن البته بعضی ها که رانت اطلاعاتی دارند هم بیشتر تر سود میبرندر کشورهای دیگر شنیدم بهره بانکی خیلی کمتره حدود 5 درصد چرا؟ چون اونا خلق پول نمیکنن که ارزش پولشون کم بشه که بعد بخوان بهره بگیرن که ثروتشون تکون نخوره (جمله سنگین بود دو سه بار بخونید) https://www.aparat.com/v/6q59S ویدئو بالا در مورد خلق پول بانک هاست تا آخر ببینیدشمن  با این جمله که میگه &quot;اگر نرخ سپرده قانونی بانکها بشه 100 درصد مشکل حل میشه&quot; هم مخالفم یعنی اینکه نهایتا 50 درصد مشکل حل میشه چون بازهم ارزش اسکناس میتونه تغییر کنه ! میگین چطور؟ میگم ارزهای خارجی! چون ارز های خارجی هم دچار همین مشکل هستن برای مثلا اگر دلار از بین بره (چون همون طور که معلومه امریکا داره نابود میشه یعنی یک فدرالیسم مثل شوری میشه که از هم پاشید تازه شوری مردمش یک دو نژاد بیشتر نبودن حالا امریکا که از هر نژادی توش هست ) با وجودی که در کشور میلیاردها دلار دست مردم و دولت هست اون وقت چی بر سر پول کشور میاد ؟!! الان که مردم ارزش پولشون رو دارن بر اساس دلار محاسبه میکنن این بار که دلار نابود بشه با چی پولشون رو تطبیق بدن توی این تغییر واحد ارزش مثلا از دلار به یورو یا شاید هم همون طلا باز هم ارزش دارایی یک شخص کاملا نوسان میکنه یک سری از افراد سود میکنن یک سری از افراد ضرربحث کمی سنگین شد خودم قاطی کردم فعلا میرم تا دوباره مغزم بیفته کار برگردم ویرایش میکنم</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2020 18:31:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیستم آموزشی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-dziyorf5lkrk</link>
                <description>سیستم آموزشی جدیدسلام - امروز داشتم به اوضاعی که کرونا بوجود آورده نگا میکردم. به نظرم کرونا یک نعمت الهیه چون باعث شده سیستم آموزش الکترونیکی که تا بحال در اختیار دانشجویان مقاطع ارشد و بالاتر بود برای بقیه هم قابل استفاده بشه یا بهتر بگم نیازش احساس بشهتو این فکرا بودم که به ذهنم رسید اصلا چرا آموزش الکترونیک باید همون ساختار آموزشی قبل رو داشته باشه قبلا معلم و شاگرد بود الان فقط یه واسطه بین این دونفر ایجاد شده به اسم اینترنت یا تلویزیون؟چرا آموزش الکترونیکی واقعی اجرا نشه؟ یعنی مثلا مثل &quot;پکیج معلم خانگی بپر&quot; آموزش و پرورش ایران بیاد یه بسته آموزشی بسازه و در اختیار دانش آموزان قرار بده چرا این همه معلم رو باید پرورش بده؟اصلا چرا خودکارچی و درخت کاج شدن منبع معلم ها؟ این یعنی معلم از خودش هیچی نداره ... اصلا سیستم معلم شاگرد یه نوع کپی پست اطلاعاته البته با تکنولوژی قدیم چهره به چهره چرا این کپی پست اطلاعات رو نباید بروزرسانی کرد کل 12 سال آموزشی رو میشه توی یک اپلیکیشن ساده قرار داد و در اختیار همه قرار داداز این ور هم مدارس رو تبدیل کنن به محل مهارت آموزی. که مثلا مهارتهای هنری و فنی و ورزشی و هرچی که علاقه اش در بچه ها وجود داره ... به نوعی معلم باید کاربرد علم رو به بچه ها یاد بدهدر مورد دانشگاه هم همین طور اصلا چرا باید بین دانشگاه ها رتبه بندی وجود داشته باشه چرا یک دانشجو در چقندرآباد سفلی نتونه از علمی که دانشگاه تهران منتقل میکنه استفاده کنه همه علم دانشگاه هم میشه داخل یه اپلیکیشن جا داد .... بجاش به نظرم دانشگاه باید تبدیل بشه به موسسه تحقیقاتی نه جایی که دانشجو بره فقط ترم پاس کنه اصلا ترم دیگه باید از بین بره باید علم رو بصورت رایگان در اختیار همه قرار داد تا فرق دانشجو با دانشجو نما دیده بشه ... دانشجو میره دنبال دانش ولی دانشجو نما فقط در حد علمش و شاید ترم پاس کردن باقی بمونهاگر من وزیر بودم حتما این کار رو میکردم</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 05:35:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش ویندوز</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-myxofh0wp6up</link>
                <description>ئسیر صعودی نسخه های ویندوزامروز میخوام آموزش ویندوز رو شروع کنم. نمیدونم خبر دارین هنوز افراد زیادی در ایران هستن که اصلا بلد نیستن با کامپیوتر کار کنن؟! با وجود اینکه بهش نیاز دارن اما فرصت یادگیریش رو ندارن. البته تعجبی هم نداره، این روزا مردم فرصت انجام هیچ کاری که دلشون بخواد رو ندارن چه برسه به انجام کار مورد نیازشون!!!آموزش ها در سایت آپارات قرار میگیرن و من فقط این پست رو به روز رسانی میکنم. دسته بندی آموزش ها رو همینجا انجام میدم و لیست پخش هم در آپارات قرار میگیره سعی میکنم آموزش ها کوتاه حداکثر دو دقیقه  باشهاپدیت 4-4-99هنوز موفق نشدم وقتی پیدا کنم که این کار رو انجام بدم ولی توی برنامه هام هست</description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2019 11:11:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@EMO/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-yznmc2mxabla</link>
                <description>سلام به ویرگول و همه دوستان ویرگولی (به شوخی کاموا)خیلی دوست دارم اینجا مطلب بزارم در مورد علایقم ، مثلا مطالب آموزشی در مورد کامپیوتر و نرم افزارهای مربوط به اون ، در مورد خیلی چیزها میخوام بنویسم   </description>
                <category>EMO</category>
                <author>EMO</author>
                <pubDate>Thu, 12 Sep 2019 20:24:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>