<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی حنیفه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Ein_haa</link>
        <description>می نویسم تا از بهشتی فرار کنم که خودم آن را ساخته و تبدیل به جهنمش کرده ام. به دنیای فراری از یک بهشت خوش آمدید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 08:57:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/111679/avatar/fVK0k1.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی حنیفه</title>
            <link>https://virgool.io/@Ein_haa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روشهایی محبوب برای تقویت زبان انگلیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@Ein_haa/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-jzgzhalqx8yh</link>
                <description>چرا باید زبان خود را تقویت کرد؟خب تو دنیای امروزی همه میدونیم که اگه ذره‌ای زبان بلد باشیم کارمون تا حد زیادی پیش میره. مثلا بتونیم با گوشی ها یا لپ‌تاپ‌هامون کار کنیم و چیزهایی که توش میاد رو بفهمیم یا مثلا وقتی بازی می‌کنیم بدونیم که دقیقا باید چیکار کنیم.اما زبان هدف اصلیش برقرار کردن مکالمه است و هدف ما هم از یادگیری اون اینه که بتونیم با بقیه ارتباط برقرار کنیم.همه ما شنیدیم که اطرافیان میگن فلانی رفته آموزشگاه زبان عین بلبل انگلیسی حرف میزنه آدم کیف میکنه. شما هم هی حسرت خوردین که چرا وقتی که وقت داشتین نرفتین تا زبان یاد بگیرین. اما یادتون باشه که هیچوقت برای یادگیری دیر نیست. البته که این جمله یک کلیشه کثیف بیش نیست و تا آدم خودش نخواد و زحمت نکشه هیچ اتفاقی نمیوفته. ولی اگه شما هم قصد دارید که حداقل مکالمه‌تون رو قوی کنید میتونید از روش های زیر استفاده کنید.روشهایی که در ادامه به شما میگم رو خودم کامل اجرا کردم و تونستم دوبار پشت سر هم تو آزمون آیلتس بخش speaking‌ رو با نمره کامل بگذرونم یعنی نمره ۹. تنها کاری که لازمه شما بکنید اینه که روزی دو تا سه ساعت برای خودتون وقت بذارید و یه سری رفتارهای روزمره‌تون رو تغییر بدید و با این کارها میتونید تا حد زیادی مکالمه‌تون رو تقویت کنید.روش اول: آهنگ گوش کردنهمه ما در طول روز آهنگ گوش میدیم. چه آهنگای ایرانی چه خارجی و یا حتی ترکی! خب بیاید رو راست باشیم برای تقویت زبان خصوصا بخش مکالمه نمیشه فقط رو مکالمه و حرف زدن تمرکز کرد. بلکه باید بخش‌های دیگه رو هم همزمان تا حدی تقویت کرد. اولین نکته تو یادگیری زبان اینه که شما تلفظ صحیح کلمات رو بدونید و اونا رو از دهن یه آدم که زبون مادریش انگلیسیه بشنوید.برای شروع این روش شما میتونید از آهنگای پاپ خارجی شروع کنید و همراه با اونا متنشون رو هم ببینید و با خودتون زمزمه کنید.برای این کار دو تا از برنامه‌هایی که روی گوشی میتونید نصب کنید رو بهتون معرفی میکنم تا کارتون راحت بشه.اولین برنامه اسمش Miusicxmatch‌ هستش که یکی از قوی ترین برنامه‌های نشون دادن متن آهنگ چه به زبان فارسی و چه به زبان انگلیسیه. برای دانلودش میتونید با استفاده از فیلترشکن وارد گوگل‌پلی بشید و اون رو دانلود کنید و توجه کنید که برای استفاده اول و گوش کردن آهنگا متاسفانه باید هم اینترنت شما روشن باشه هم فیلترشکن‌تون! ولی وقتی یه بار کامل آهنگ رو گوش بدید تمومه! چون خودش دانلود میکنه متن رو و دیگه نیاز نیست که برای استفاده از برنامه آنلاین باشید. برنامه دوم، اپ معروف Genius هستش که مربوط به سایتی با همین اسمه و شما میتونید از متن موسیقی‌های بی‌شماری استفاده کنید. این برنامه طیف کاری که اپ قبلی به شما میده رو نداره ولی خب هم حجم کمتری داره و همین که روش کار راحت‌تری داره.گوش کردن موسیقی همزمان با نگاه کردن و خوندن متن اون میتونه تا حد زیادی به تقویت حس شنیداری شما کمک کنه و روی تلفظ شما تاثیر زیادی بزاره. فقط باید توجه کنید که برای شروع حتما باید با آهنگ‌های پاپ شروع کنید چون هم زبان ساده‌تری دارند و هم سرعت گفتار کمتری. در ضمن موضوعشون هم عموما عشق و عاشقیه و برای همه درک اونا راحتتره. تو مراحل بعدی میتونید سراغ آهنگ‌های با ضرب‌آهنگ سریعتر مثل رپ و هیپ‌هاپ برید و از اونا هم با این روش لذت ببرید.روش دوم: نگاه کردن فیلم و سریالخب این روش محبوب همه‌ی ماست و همه‌مون هم فیلم‌باز هستیم هم سریال‌باز. اما نکته اینجاست که بعد از دانلود هر قسمت سریال یا فیلم سریع نریم دنبال زیرنویس فارسی اون.مهم‌ترین چیز اینه که این روش هم مثل روش قبلی قراره روی حس شنیداری و تلفظ‌های شما کار کنه. اما اینبار تفاوت تو اینه که فیلم‌ها با توجه به موضوعات مختلفی که دارند طیف وسیع‌تری از لغات رو در اختیار شما قرار میدن و شما میتونید با ساختارهای معمول و کوچه‌بازاری خارجی آشنایی بیشتری پیدا کنید. همین نکته می‌تونه شما رو وادار کنه تا با تقلید از جملات و دیالوگ‌های بازیگران، زبان محاوره‌ای خودتون رو تقویت کنید و راحت‌تر و پویاتر ارتباط برقرار کنید. یعنی دقیقا همون چیزی که ما دنبالش هستیم! دیدن فیلم و سریال تنها موقعی جواب میده و میتونه به شما توی تقویت زبان‌تون کمک کنه که شما به جای زیرنویس فارسی یا بلا به دور، دوبله فارسی، سراغ زیرنویس انگلیسی اونا برید.برای اینکار یکی از بهترین سایت‌های موجود رو بهتون معرفی می‌کنم تا راحت بتونید از اون استفاده کنید و حتی می‌تونید زیرنویس فارسی هم ازش دانلود کنید. این سایت اسمش Yifysubtitle.com هستش که متاسفانه اینم فیلتره ولی خب دیگه همه الان فیلترشکن داریم و راحت می‌تونید ازش استفاده کنید.دیدن فیلم و سریال یه تکنیک مخفی دیگه هم داره و اون اینه که شما باید حین فیلم دیدن و توجه به جملات و دیالوگ‌ها، یه دفتر بردارید و دیالوگ‌هایی که فکر می‌کنید جالب هستند و میتونید ازشون تو گفتار روزمره خودتون استفاده کنید رو توی اون دفتر بنویسید. مرحله بعد از نوشتن اون دیالوگ‌ها اینه که فردای روزی که اونارو نوشتید شروع کنید به ترجمه کردن اونا و تکرار کردن اونا.آخر هر هفته شما باید دیالوگ‌هایی که نوشتید رو دوباره بخونید و حداقل یکبار با خودتون تکرارش کنید. اگر شما وقت کافی دارید سعی کنید با تمام اون دیالوگ‌هایی که نوشتید برای خودتون یه داستان بسازید و اون رو برای خودتون تعریف کنید و صدای خودتون رو ضبط کنید. بعد صدای ضبط شده‌ی خودتون رو گوش کنید و علاوه بر فحش دادن به خودتون بابت صداتون تلفظ‌هاتون رو بررسی کنید و در صورت نیاز برید با صدا و گویش اون بازیگر اون رو تطبیق بدید تا بتونید فرم درست اون رو بیان کنید.یادتون باشه هر هفته باید نه تنها دیالوگ‌های همون هفته رو بخونید باهاش داستان بسازید،‌بلکه باید دیالوگ‌هایی هفته‌های قبلی که باهاشون داستان ساختید رو نیز یه نگاهی بندازید و داستان خودتون رو یه بار برای خودتون بخونید. روش سوم: خوندن رمان و کتاب‌های انگلیسیاین روش برای افرادیه که واقعا علاقه‌ی شدیدی به زبان دارن و علاوه بر اون حوصله‌ی این کار رو دارن مناسبه.خب از اسمش معلومه. شما قراره کتاب بخونید. اما چه کتابی و چه چیزی رو بخونید نکته مهم و اصلی این روشه.خب اگه تازه کارید بهتره یه سر به کتابفروشی جنگل بزنید و از اونا داستان‌هایی رو بخواید که برای سطوح مبتدیه و تعداد کلمات کمتر و سطح کلمات پایین‌تری رو داره. این کتاب‌ها علاوه بر استفاده از تکنیک تصویر‌گری یادگیری رو برای شما کامل‌تر می‌کنند بلکه به شما کمک می‌کنن تا اگه کلمات رو متوجه نشدید از روی عکس بتونید داستان رو بگیرید و در آخر کتاب هم که کلمات سخت با معانی‌شون براتون اومده و میتونید از اونا استفاده کنید.اما اگه سطح شما متوسط و یا رو به بالا هستش باید بگم که شما باید پاتون رو فراتر بزارید و بازهم برید جنگل و اما اینبار کتاب‌های روانشناسی که دارند رو بخرید. البته میتونید رمان‌ها رو هم بخرید و مطالعه کنید ولی شروعتون بهتره که با کتب روانشناسی و خودشناسی از این کتابا باشه که هی میگن همه چی خوب و آرومه. من چقدرم خوشبختم و اینا... دلیلش هم واضحه. این جور کتابا زبان راحت‌تری دارن، کلمات سخت و عجیب‌غریب ندارن و میتونن به شما توی تغییر رفتارهای روزمره‌تون هم کمک کنن. پس با یه تیر چندتا نشون رو میزنید. هم زبان یاد می‌گیرید هم اینکه میتونید خودتون رو در جهت بهتر شدن زندگی‌تون قرار بدید و بعضی از رفتارهای بد و ناجور خودتون رو با کمک اونا تغییر بدید.اگر سطح شما بالا و حرفه‌ای هستش باید بگم که شما هم هنوز یه غول مرحله آخر دارید که باید باهاش دست و پنجه نرم کنید. شما باید برید سراغ ادبیات انگلیسی قدیم. تنها وجه تمایز اونا با بقیه کتابا اینه که زبان سخت‌تر، نامانوس‌تر، و ساختارهای زبانی پیچیده‌تر و قدیمی‌تری رو دارن که شما رو به چالش می‌کشن و میتونن به شما تو ریشه شناسی کلمات و شناختن ساختارهایی که دیگه توی زبان کاربردی ندارن کمک کنن. کلام آخر...دوستان ببینید زبان یکی از مقوله‌های اصلی قرن ۲۱ هستش و طبق تعریف یونیسف از ویژگی‌های یک آدم قرن ۲۱‌امی اینه که حداقل دو الی سه زبان زنده دنیا رو بلد باشه. پس می‌بینید که زبان خیلی چیز مهمیه و به نظرم باید همه ما اون رو یاد بگیریم. اما یادتون باشه اگه زبان رو تا حدی بلد هستید نیازی نیست که حتما به آموزشگاه برید و کلی پول شهریه بدید. با کمی پشتکار و تلاش می‌تونید خودتون زبان‌تون رو تقویت کنید. اشتباه برداشت نکنید! من منظورم این نیست که اصلا آموزشگاه نرید. چون اونجوری از اونور بوم میوفتین. هر چیزی به تعادل خوبه. آموزشگاه برای افرادی که میدونن باید حتما تو محیط آکادمیک قرار بگیرن تا براشون یادگیری اتفاق بیوفته،‌مناسبه. اما افرادی که حس میکنن تو آموزشگاه وقتشون تلف میشه و میتونن خودشون زبان رو یاد بگیرن با همین چندتا راهکار ساده میتونن زبان خودشون رو تقویت کنن. و در آخر هم باید بگم اگه سوالی درباره یادگیری زبان و یا نحوه اجرایی کردن این تکنیک‌ها داشتید یا اینکه خواستید به صورت خصوصی زبان رو آموزش ببینید میتونید همین زیر با من در ارتباط باشید تا به شما راهنمایی‌های رو بکنم که خودتون کیف کنید! </description>
                <category>علی حنیفه</category>
                <author>علی حنیفه</author>
                <pubDate>Sun, 29 Dec 2019 21:54:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه انتخاب واحد کنیم که کمتر رنگ دانشگاه را ببینیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ein_haa/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85-akgoqyuqnrb8</link>
                <description>یکی از مشکلاتی همیشه گریبان گیر دانشجوها بوده اینه که موقع انتخاب واحد یهو میبینن واحدهایی که میخوان تو روزای مختلف افتاده و مجبورن برای پر کردن برنامه‌شون روزهای زیادی رو به دانشگاه برن.خب امروز میخوام یکی از تجربیاتی که تو دوره لیسانس به دست آوردم رو بهتون بگم و امیدوارم که به دردتون بخوره.خب از اول شروع می‌کنیم.بچه های ترم یک عموما توی فرآیند انتخاب واحد خودشون نقش زیادی ندارن و این بخش آموزش دانشگاه و یا دانشکده خودشون هستش که براشون واحدهای ترم رو برمیداره ولی از ترم های بعد این وظیفه عجیب و کمی سخت، و تا حد زیادی گیج کننده به گردن خودشون میوفته.اول از همه عموما به هر دانشجو یه جدول داده میشه که توی یه کاغذ چاپ شده و کاملا درب و داغونه و هیچی توش معلوم نیست. قانون اول دانشجو بودن اینه که اون کاغذ از نون شب هم براتون واجب تره پس سعی کنید که سالم نگه‌ش دارید. دومین قانون اینه که کد درس‌ها رو همونطور که زیرشون نوشته شده برا خودتون پر رنگ کنید تا راحتتر دیده بشن و قانون سوم تمامی اعداد و ارقامی که توی چارت تحصیلی (همون برگه) نوشته شده و مبنی بر اینه که تو این ترم باید انقد واحد بردارین و اینا رو نادیده بگیرید و حواله‌ی جاهای دور کنید.چارت تحصیلی یا درسی چیست؟خب همونطور که توی تصویر پایین می‌بینید چارت تحصیلی یه چیزی تو این مایه هاست و پر از اعداد و اسم های عجیب و غریبه و پشتش هم عموما همین روند حفظ شده. منتهی پشت این برگه اسامی و کد دروس عمومی و معارف ذکر شده و جلوی اون طبق هر ترم یه سری واحد پیش فرض به شما معرفی شده. چارت بخش تخصصی برای رشته دبیری زبان دانشگاه آزادچارت بخش عمومی که بین تمام رشته های دانشگاه آزاد مشترک استتوجه کنید که هر واحد شامل دو بخش پیش نیاز و یا هم نیاز میشود.خب یه سری اصطلاحات وجود دارند که شما باید بدونید. اولیش اصطلاح پیشنیازه. پیش نیاز به درسی گفته میشه که شما باید حتما اون رو بگذرونید تا بتونید دروس دیگه‌ای رو بردارید. مثلا برای رشته‌ی مهندسی عمران ریاضی ۱ پیش نیاز ریاضی ۲  و یه سری درس های دیگه‌س. خب حالا میرسیم به اصطلاح هم نیاز. هم نیاز کردن به کاری گفته میشه که شما میتونید احساس زرنگی خاصی توش داشته باشید. هم نیاز کردن مخصوص ریش سفیدهای هر مقطع تحصیلیه و به این معناس که شما میتونید دوتا درس رو که پیشنیاز هستن مثلا تو چارت بالا درس خواندن و درک مفاهیم ۱ و ۲ رو که از ترم های قبل مونده تو ترم آخر همزمان با هم بردارید. اما این حرکت به قول خارجکی‌ها «it&#x27;s a risky trick» هستش و باید توجه کنید که شما برای قبول شدن در هر دو درس، باید حتما ۱ رو قبول بشید وگرنه اگه مثلا ۲ رو قبول بشید ولی ۱ رو بیوفتید، نتیجه‌ش میشه اینکه شما هر دوتا درس رو افتادید پس حواستون باشه.اما برسیم به نکته اصلی که براش خوندن اینو شروع کردید؛ چطوری کمتر دانشگاه بریم؟ خب ببینید دوستان من، فرزندانم و پیروانم ?، اگر شما طبق چارت پیش برید مشکلی از این بابت پیدا نمی‌کنید ولی اگه گاهی میخواید زیرآبی برید یا اینکه مثلا واحدی که تو چارت هست ارائه نمیشه و شما می‌خواید از ترم‌های دیگه درس بردارید (فقط دروسی رو میتونید بردارید که پیش نیاز نداشته باشن یا اگرم دارن شما اونا رو پاس کرده باشید) باید توجه کنید که اون درس کدش با کد درس‌های ترمی که میخواید براش انتخاب واحد کنید منطبق باشه.خب یکم سخت شد، ببینید از اساس هر کلاس یه کد رو داره مثلا ۱۰۰،‌۱۰۳ یا حالا هرچی. شما باید توجه کنید که درسی که می‌خواید بردارید کدهای یکسان داشته باشه.با این کار شما وقتی کدهای یکسان رو پشت هم برمیدارید چون از طرف آموزش این واحدها تعیین شدن پس عموما پشت هم قرار می‌گیرن شما نیازی ندارید که ساعت‌ها رو باهم تنظیم کنین.اما گاهی پیش میاد که دروس با توجه برنامه‌ای که استادا ارائه دادن پشت هم ارائه نمیشن و تو روزهای مختلف پخش میشن.اینجاس که دیگه باید بگم فرزندانم از من کاری بر نمیاد و شما مجبورید دو تا کار رو انجام بدید.اول اینکه قید روزهای خودتون رو بزنید و دانشگاه برید که خب مزیت‌ش میتونه این باشه که با استادهای مورد علاقه و خوب واحد برمیدارید.و یا اینکه قید استادای خوب رو بزنید و به برنامه خودتون بچسبید و تو همون روزهایی که وقتتون خالیه دانشگاه برید. البته مزیت این روش اینه که برنامه‌تون بهم نمیخوره و بدیش هم اینه که استادای خوب گیرتون نمیاد و خدای نکرده باید واقعا درس بخونید. نکته دیگه برای کمتر دیدن دانشگاه اینه که درس ها رو پشت هم بردارید و رسما خودتون رو خفه کنید؛یکی از راه‌هایی که بین عموم دانشجویان منفوره اینه که شما زودتر از نیروهای خدماتی بیاید دانشگاه و غروب کلید دانشگاه رو از حراست بگیرید و رفتنی در رو ببندید. من با این روش انتخاب واحد کردم و از ۷:۳۰ صبح تا ۶ بعد از ظهر کلاس داشتم. این کار رو بکنید باخت دادید اساسی ولی خب فقط دو روز در هفته میرید دانشگاه. دیگه تصمیم با خودتون ولی اگه از اونایی هستید که برای خوابیدن و استراحت کتاب می‌خونید پیشنهاد میکنم این روش رو اصلا امتحان نکنید :)))) و اما حرف آخر... دانشگاه رفتن از اساس یکی از بزرگترین اشتباهات شیرین هر فردیه. به غیر از اونا که پزشکی و دندون پزشکی میرن بقیه ول معطلیم... خلاص... ولی باز با این حال که ما همیشه حس می‌کنیم با دانشگاه رفتن چهار سال از عمرمون رو هدر دادیم ولی اصلا اینطور نیست. توی این چهارسال چیزهای زیادی رو می‌بینیم که در ادامه‌ی زندگی خیلی به کارمون میاد. پس سعی کنید هیچوقت به این فکر نکنید که دانشگاه رفتن اشتباه بوده. شاید رشته‌ای که انتخاب کردید اشتباه بوده باشه یا مثلا دانشگاهی رو برید که چون فاصله‌ش باهاتون زیاده براتون مشکل‌ساز شده باشه ولی خود فعل دانشگاه رفتن اصلا اشتباه نیست. همونطوری که بزرگان دانشگاه می‌گویند: دانشگاه بعد از سربازی جایی است که پسران را مرد میدان سخت زندگی می‌کند چون شما یاد می‌گیرید که سحر خیز شوید و به کلاس ۷:۳۰ صبح برسید و یا اینکه سر و کله زدن با نفهم جماعت را یاد بگیرید. مدیونید فکر کنید که منظورم از نفهم جماعت مدیرگروه و کارشناس گروه رشته‌تونه :))))) البته به مدیرگروه‌ها و کارشناس رشته‌ها بر نخوره ولی بجای اینکه قبل از سلام بگید «کاری از دست من برنمیاد» بهتره یکم به دانشجوها هم توجه کنید.و در نهایت اینکه اگه کار ترجمه دارید ما در خدمتیم و می‌تونید همین زیر سوالاتتون رو بپرسید و ما هم به شما در سریعترین حالت ممکن پاسخ خواهیم داد. سوالات دانشگاهی هم داشتید در خدمتیم :)))</description>
                <category>علی حنیفه</category>
                <author>علی حنیفه</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 12:44:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکایات یک پسر خلف (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@Ein_haa/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D9%81-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-mihyvjqqogpz</link>
                <description>گویند در زمان های نه چندان قدیم پسری می زیسته است به نام علی. او را پدری بود بس خوش رفتار و مبادی آداب و مادری نیز در کنارش بود بسیار دانا و کدبانو.او را خواهری بود بهجت نام که هر چه او ریخته بود را برداشت کرده بود.روزی خواهرش را خواستگاری به زوجگی درخواست کرد.پدر، علی را مامور رسیدگی و تحقیق درباره این خواستگار کرد. علی ابتدا به محل خواستگار رفت و از قضا همان ابتدای امر به سراغ بقال‌باشی محل رفت و احوال خرید و حساب‌های خواستگار را جویا گشت.بقال به او گفت که فرد مورد نظرش حساب دفتری ندارد. علی میزان خرید ماهیانه را جویا شد و گفت که در ماه چند روغن و چه مقدار شیر می‌خرد. بقال پاسخ او را داد و علی از دکان او خارج گشت.بعد از آن علی به آرایشگاه محل رفت و جویای مدت زمان اصلاح و مبلغ پولی که وی به اوستاکار می دهد شد.اوستای سرتراش به او گفت که فرد مورد نظر دو ماه یکبار می‌آید و هربار مقداری نیز بیشتر می‌دهد.علی از دکان او نیز خارج شد و در نهایت به حمام محل رفت.از حمام که بیرون آمد به نزد پدر خویش بازگشت و گفت این فرد خصوصیات مناسبی را دارد اما برای زوجگی خواهر من مناسب نیست.پدر کمی ریش خود را خاراند و علی را خطاب کرد که ای خیره سر، چگونه است که او را ویژگی‌های خوبی است اما مناسب همسری خواهرت نیست؟علی در پاسخ گفت: او هر ماه به تعداد نیاز روغن می‌خرد و کمی بیشتر از نیاز شیر. پس نشان می‌دهد که او به سلامتی خانواده‌اش اهمیت می‌دهد و بر صرفه جویی استوار است.او حساب دفتری ندارد و این نشان می‌دهد که وی فردی کم خرج و پر درآمد است. چون بیشتر درآمد خود را پس‌انداز می‌کند و علاقه‌ای به ریخت و پاش ندارد.پدر گفت: خب ابله این‌ها که همه خصایص خوبی هستند پس چه مفت و جفنگ می‌بافی که وی را شایسته همسری با خواهرت نیست؟علی گفت: پدرجان اندکی تامل کن. تنها ایراد وی این است که او هر وقت به حمام می‌رود بیشتر از نیازش سفیدآب می‌گیرد. پدر گفت: علی رک و پوست کنده حرفت را بزن تا کمربند را مهمان کمر و پشتت کمی متمایل به گردنت نکرده‌ام.علی گفت: آدمی که برای شکمش صرفه جویی می‌کند، به فکر دیگران است و به آن‌ها انعام می‌دهد ولی از جنس حمام می‌دزدد، چه ضمانت که فردا از هدایایی که ما به یگانه بهجت خانواده می‌دهیم ندزدد؟پدر کمی تامل کرد و ریش‌هایش را مهمان تنی چند از ناخن‌هایش کرد و ناگهان علی را یک پس گردنی مهمان کرد.علی گفت: پدر غیب میزنی چرا؟ مگر چه گفتم؟ گفتی تحقیق کن من نیز چون کردم دیگر پسی و غیب زدن از چه روست؟پدر گفت: این همان مثل «پَسی پدر گل است، هرکه نخورد خُل است» است ای نابخرد! این را زدم تا تو را تشویق کرده باشم که چنین تیز بینی. راست گفتی. اگر از حمام که برای تمیزی و پاکیزگی از بدزدد، چه ضمانت که از هدایای ما به خواهرت که ضامن زندگی‌اش است ندزدد؟علی که بادی به غبغب انداخته بود و از تعارف پدر به خود می‌بالید و در آسمان‌ها سیر می‌کرد ناگهان با یک پَسی دیگر از عرش به فرش آمد و این بار نیز دلیل را جویا شد اینگونه پاسخ شنید:آخر ای خیره‌سر تو کیستی که به خود مغرور می‌شوی؟ حال یک خواستگار را از حمام رفتنش شناختی هنر نکرده‌ای که؟! هر وقت توانستی زن خودت را از روی بستن گره روسری‌اش بشناسی آن وقت به خود مغرور شو. البته آن موقع هم زیاد مغرور نشو چون چرخ گردون به چیزی به نام «قسمت» بند است و قسمت هدفش نشان دادن بی رحمی روزگار. پس به غره نشو.و اینگونه بود که علی پند گرفت تا به غره نشده و از این به بعد همان ابتدای کار حمام رفتن خواستگاران بهجت را بررسی کند. :)))))  </description>
                <category>علی حنیفه</category>
                <author>علی حنیفه</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2019 20:04:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ein_haa/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-mfz9rrofw4i9</link>
                <description>تو زندگیم به جای خاصی نرسیدم ولی تلاشم رو همیشه کردم. به بقیه هم توصیه کردم تلاششون رو بکنن ولی خیلیا بهم گفتن خیالاتی.خیالاتی بودن چیز بدی نیست. حداقل برای چند دقیقه هم که شده میتونی تو دنیایی به سر ببری که خودت ساختیش. خود اداره‌ش می‌کنی و خودت نابودش میکنی.بهم گفتن خیالاتی چون چیزایی رو خواستم و تصور کردم که اونو نداشتن. حسادت یعنی این.چیزهایی رو دوست داشتم که دوست نداشتن. تعصب بیجا یعنی این.به مرور این تفاوت که از نظر اونا بد بود و از نظر من دلیل زنده بودن، تبدیل شد به یه دیوار بلند بالا بین من و دنیای بیرون. دنیای خیلی از آدما همون جاییه که توش خیالاتی میشن و تصورات خودشون رو میریزین رو دایره.برای من،‌ همین اتاق ۹ متری خاکستری کوچولوی خودمه که روبه روی صورتم یه پنجره بزرگه. اون پنجره عین یه قاب جادویی برای من عمل میکنه و چیزهایی رو به من نشون میده که دلم میخواد از دنیا ببینم.تصویری که اون پنجره داره ثابته. یه خیابون. تعدادی ماشین. یه زمین بیابونی جلوش و آدم هایی که گهگاهی از تو خیابون رد میشن. چند تا شاخه درخت انگور که هر بهار و تابستون برگها و شاخه هاش میان جلوی شیشه و کمی از تصویر پنجره من رو سبز رنگ میکنن. نکته اینجاس من تو خیال خودم اولین بار دنیایی رو ساختم که بعد از گذشت ۹ سال از اون موقع، که اولین بار بود این پنجره رو میدیدم، همچنان ثابته. تغییرات دنیای من محدود به تغییرات دنیای بیرون نیست.دنیای من همون خیالاتی که من دارم.خیالاتی شید. خیالات میتونه آرومتون کنه. آروم شدن همیشه ریلکس شدن و لذت بردن از یه دنیای گل و بلبل نیست. آروم شدن گاهی میتونه به شدت خشم و نفرت رسیدن باشه. آروم شدن میتونه کشتن یه آدم به روش های مختلف تو خیالاتت باشه. آروم شدن میتونه فریاد زدن جلوی کوهی باشه که تو تصورش کردی.آروم شدن فقط با خیالاتی شدن میاد.اولین تجربه آروم شدن من این بود. چون خیال کردم که باید آروم شم.از اون موقع ۹ سال میگذره و من همچنان تو خیالاتم آرومم نه تو واقعیتم.</description>
                <category>علی حنیفه</category>
                <author>علی حنیفه</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2019 14:37:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>