<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دایی ناصر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Ekranked</link>
        <description>من به چیزای مختلفی (که بعضا ربطی هم به یکدیگر ندارند) علاقه‌مند هستم و دوست دارم برخی از اتفاقات جالب این مسیر رو با شما به اشتراک بذارم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:46:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1498339/avatar/Lq7Zwy.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دایی ناصر</title>
            <link>https://virgool.io/@Ekranked</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نحوه انجام بازی &quot;بزنه، بزنه&quot;. بماند به یادگار</title>
                <link>https://virgool.io/@Ekranked/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-ki7nhodigeun</link>
                <description>مقدمهدر دروان کودکی بازی‌ای تحت عنوان &quot;بزنه بزنه&quot; با بچه‌های فامیل انجام میدادیم که بنظرم بازی واقعا فان و سرگرم کننده‌ای بود و واقعا حیفه که از یادها فراموش بشه. این بازی حداقل به 4 بازیکن، یک توپ و یک فضای نسبتا باز مثل حیاط خونه نیاز داره.قبل نوشتن این مطلب یه سرچ کوچیکی درباره این بازی انجام دادم و یه بلاگ و یه ویدئوی تیک تاک دربارش پیدا کردم که خب ویدئوی مربوط به تیک تاک رو بدلیل اینترانت طبقاتی نتونستم چک کنم و از طرفی توضیحاتی که در اون بلاگ درباره نحوه انجام بازی بود خیلی با چیزی که ما در کودکی بازی میکردیم فرق داشت.نحوه انجام بازی &quot;بزنه، بزنه&quot; ورژن اولترا ادیشن :)در ابتدای بازی یک موضوع مثل ماشین، حیوانات، میوه‌ها یا غیره رو انتخاب میکردیم و سپس هرکسی با توجه به موضوع یک نام برای خودش انتخاب میکنه (در اینجا فرض میکنیم موضوع انتخابی حیوانات هست) و سپس بازی رو شروع میکنیم.یه نفر توپ رو میگیره دستش و عبارت &quot;بزنه بزنه&quot; رو تکرار میکنه (که میزان تکرارش به اختیار خودش هست) و بعدش بلافاصله اسم انتخابی یکی از افراد جمع رو میگه (فرض میکنیم اسم یکیشون پلنگ هست) و بلافاصله توپ رو به هوا پرتاب میکنه.نکته مهمی که در پرتاب توپ هست اینه که شخص باید تا جای ممکن توپ رو مستقیم به هوا با ارتفاع بلند بفرسته یا اینکه قبل شروع بازی حداکثر میزانی که شخص میتونه توپ رو به صورت غیرمستقیم پرت کنه مشخص بشه.پس از گفتن اسم پلنگ و پرتاب توپ، پلنگ نباید بذاره توپ به زمین بخوره و توپ رو در هوا بگیره.اگر افراد جمع ببینند که توپ داره به زمین برخورد میکنه باید شروع به فرار کردن و پناه گرفتن بکنند چون در صورتی که توپ به زمین بخوره، پلنگ باید به اصطلاح توپ رو از زمین جمع کنه و بلافاصله پس اینکه توپ رو در دست گرفت سرجاش ثابت بایسته و بگه &quot;استوپ&quot; و سپس سایر افراد در حال فرار باید سر جاشون وایستند و تکون نخورند.در این قسمت از بازی پلنگ باید یکی از افراد جمع که سر جاش خشکش زده رو با توپ هدف قرار بده و توپ رو به سمتش پرتاب کنه. اگر توپ به شخص برخورد نکنه، پلنگ یک سالش میشه و معمولا به شوخی میگیم که پلنگ به دنیا اومد.در صورتی که توپ به یکی از افراد برخورد کنه بجای پلنگ اون فرد یک سالش میشه.ادامه بازی به این صورت پیش میره و سن افراد همینطور افزایش پیدا میکنه و زمانی که یکی از افراد، برای مثال پلنگ به سن 3 یا 5 سالگی (بسته به اینکه قصد دارید چه مدت بازی کنید میتونید سن 3 یا 5 رو براش مشخص کنید) میرسه، سایر افراد به دور از پلنگ، دور هم جمع میشن و یک اسم دلخواه براش انتخاب میکنند. پلنگ ابتدا نباید متوجه این اسم جدیدش بشه و زمانی که بازی رو شروع کردیم یکی افراد باید هنگام پرتاپ توپ، اسم جدید پلنگ رو بگه.معمولا سعی میکنیم اسم حیوونی که طرف ازش بدش میاد یا در کل یه اسم فان براش انتخاب کنیم. مثلا موش کثیف یا لاشخور یا میمون معتاد و امثالهم :)بخش جذاب بازی از همینجا شروع میشه چون به یاد داشتن اسم جدید خود یا دیگران چالش برانگیز میشه.حتی مورد داشتیم اسم طرف رو صدا زدیم بعد طرف فرار کرده =)یک بخش دیگه هم وجود داره که در سن 6 یا 10 سالگی اتفاق میوفته و بهش میگفتیم تونل وحشت.وقتی فردی که قبلا براش اسم انتخاب شده، برای مثال موش کثیف به دو برابر سنی که توش براش اسم انتخاب کردیم میرسه بجای اینکه دوباره براش اسم انتخاب کنیم اون رو به تونل وحشت میریم.در تونل وحشت افراد با فاصله مشخصی از دیوار و در کنار هم جلوی دیوار می‌ایستند. فاصله از دیوار باید به اندازه‌ای باشه که موش کثیف بتونه در حالت خم شده ازش رد بشه. در حین رد شدن موش کثیف از این تونل وحشت انسانی، حسابی کتکش میزدیم و باید حداقل 3 بار از این تونل وحشت رد بشه.طبیعتا هم قرار نیست طرف رو طوری بزنیم که قطع نخاع بشه :)ولی خب بنظر خودم بخش تونل وحشت جا برای بهتر شدن داره و میتونید به دلخواه خودتون تغییراتی توش بدید و بهترش کنید.تونل وحشت قسمت پایانی بازی هستش و بعدش فردی که کمترین سن رو داشته باشه برنده اعلام میکنیم.برای جذابیت بیشتر بازی پیشنهاد میکنم سرعت بازی رو افزایش بدید و سریع بعد از اینکه توپ رو گرفتید اسم فرد دیگه رو بگید. چون در این حالت احتمال خطا و فراموشی اسم افزایش پیدا میکنه.بماند به یادگار.</description>
                <category>دایی ناصر</category>
                <author>دایی ناصر</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 23:38:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای شروع از زیر صفر و رسیدن به صفر در برنامه نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@Ekranked/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-dvlpog9kwm0a</link>
                <description>در مقدمه این پست لازم میدونم که به اطلاع برسونم من این پست رو به عنوان یه برنامه نویس در سطح حرفه‌ای یا حتی متوسط نمی‌نویسم. بلکه به عنوان کسی که تونسته در برنامه نویسی به صفر برسه و هم اکنون در حال یادگیری هست، مینویسم.همچنین این پست رو مینویسم تا بتونم با کسانی که در برنامه نویسی هنوز به صفر نرسیده‌اند ارتباط نزدیکی برقرار کنم. چرا که هنگامی که کسی به دیدگاه حرفه‌ای از یک حوزه دست پیدا ‌می‌کند، به سختی میتواند برای درک و برقراری ارتباط با این افراد (زیر صفری‌ها)، چنین مطلبی بنویسد.منبع: ترکیبی از هوش مصنوعی و ابزار ادیت عکسمنظور از زیر صفر چیست؟«برای شروع هرچیزی اول باید به صفر رسید، سپس اولین قدم را به سمت یک برداشت.»منظور از زیر صفر زمانی هست که شما موقع ورود به حوزه‌ای از علاقه، هدف، رویا و کاری می‌خواهید انجام دهید، اطلاعات دقیقی نداشته باشید. ممکن است که از دوست و آشنایان صرفاً درباره مزیت‌هایی از قبیل درآمد و تاثیر برنامه نویسی در دنیای آینده شنیده باشید، ولی اینها به تنهایی برای رسیدن به صفر کافی نیستند.....نحوه رسیدن به منفی یکبرای رسیدن به صفر شما نیازمند مشخص کردن هدف خود به صورت دقیق هستید.شاید بپرسید چرا مشخص کردن هدف تا این اندازه مهم هست؟ بدلیل اینکه احتمال دارد شما برای رسیدن به هدف خود، اصلاً نیازی به یادگیری برنامه نویسی نداشته باشید.به عنوان یک مثال ساده فردی را تصور کنید که یک ایده‌ی ساخت برنامه به سرش زده و می‌خواهد این ایده را عملی کند. این شخص اگر هدفش استفاده تجاری از این برنامه باشد و نه توسعه برنامه‌های مختلف، می‌تواند از طریق بستر‌هایی که در سطح اینترنت وجود دارند، برای ساخت برنامه، بدون دانش برنامه نویسی استفاده کرده تا یک نمای کلی از برنامه مورد نظرش ایجاد و سپس از طریق ارتباط با افراد مربوطه در این حوزه ایده خود را به نمایش بگذارد تا برای ادامه مسیر، افرادی با مهارت‌های مورد نیازش پیدا کند.در کل داشتن چشم انداز و دلیل محکم، می‌تواند تا حد زیادی باعث شود تا در بین افرادی که در اواسط یادگیری بیخیال برنامه نویسی می‌شوند، قرار نگیرید.نحوه رسیدن به صفربرای رسیدن به صفرِ برنامه نویسی نیامند یه سری پیش نیازهای کلی هستید که عبارت‌اند از:جستوجوگری در اینترنت: بدلیل اینکه نیاز هست به صورت مکرر جواب سوالات خود را در سطح اینترنت پیدا کنید، نیاز هست تا با اصول کلی سرچ کردن آشنا باشید. لازم نیست برای این قضیه آموزش ببینید، بلکه باید به سرچ کردن و پیدا کردن مطالب مورد نظر عادت داشته باشید. این پیش نیاز، ضروری نیست. ولی می‌تواند سبب افزایش چشم گیر لذت بردن از مسیر یادگیری شود.سطح زبان مورد نیاز: بدلیل وجود منابع آموزشی با کیفیت، کتابخانه‌ها و کلیت برنامه نویسی به زبان انگلیسی، نیاز هست تا حداقل یک سری چیزهای پایه رو در زبان انگلیسی بدونید. تا جایی که بتوانید به مرور بواسطه تعامل با محیط‌های انگلیسی زبان مثل ویرایشگر کد و سایت‌های مختلف به تدریج، سطح زبانتون رو همراه با سطح برنامه نویسی خود، افزایش دهید.ریاضیات: همین ابتدا بگم که ریاضیات در برنامه نویسی تفاوت نسبتا زیادی با تصورات شما دارد. ولی به صورت کلی بخواهم بگویم، شاید بتوان گفت برنامه نویسی یک نوع پیدا کردن جواب معادلات در ریاضی، ولی به شکل و شمایل کدهای برنامه نویسی است.ولی همچنان اینکه بگیم اگه به ریاضیات علاقه ندارید یا اگر در آن ضعیف هستید، کلا به سمت برنامه نویسی نرید، اشتباه است.پس فقط می‌توان گفت باید خودتان تجربه کنید تا بتوانید این مسئله را برای خودتان روشن کنید.در آخر هم نیاز هست تا آشنایی کلی با روند برنامه نویسی داشته باشید.شاید فکر کنید که این آشنایی کلی را دارید، ولی بعید میدانم کامل باشد. برای همین چند عدد منابع (چنل یا کانال) در سایت یوتیوب، هم به زبان فارسی و هم انگلیسی معرفی می‌کنم تا بهتر با برنامه نویسی آشنا شوید.چنل‌های یوتیوب برای آشنایی بیشتر با محیط برنامه نویسی(ت) Matin : یک دانشجوی مهندس کامپیوتر در ایران (که البته نمیدونم هنوز هم دانشجو هستن یا نه) که یه سری ویدئوهای جالب، درباره برنامه نویسی و مهندسی کامپیوتر، داخل چنلش قرار داده که به خوبی می‌تواند شما رو با چالش‌های یک برنامه نویس و محیط کارش آشنا کند.www.youtube.com/@MatinAfzalnner Chaos Games: یک برنامه نویس خارجی در زمینه بازی‌سازی که در ویدئوهایش نسخه‌ای سه بعدی، از بازی‌های دو بعدی محبوب را می‌سازد. به همین خاطر برای کسانی که می‌خواهند به سمت بازی‌سازی پیش بروند، آشنایی خوبی برایشان به ارمغان می‌آورد.www.youtube.com/@Inner-ChaosCode Bullet: یک چنل خارجی که ویدئوهای خیلی جالب و در عین حال قابل درک برای همه افراد، در رابطه با برنامه نویسی و هوش مصنوعی قرار می‌دهد. به همین خاطر، به شدت مناسب کسانی است که می‌خواهند به سمت یادگیری ماشین و هوش مصنوعی بروند.www.youtube.com/@CodeBulletنقشه راه کلیدر اینجا من یک نقشه راه کلی (که همچنان نیاز به بررسی توسط خودتان دارد و کامل هم نیست) ارائه می‌دهم که بتوانید بهتر در اینترنت جستجو کنید و مطالب بیشتری رو مطالعه کنید:همین ابتدا بگم اگه همچنان هدف خاصی به ذهنتون نرسید، ولی دوست دارید دستی تو برنامه نویسی داشته باشید، پیشنهاد من زبان پایتون هست. دلیل این پیشنهاد هم به این دلیل هست که پایتون یادگیری به نسبت راحتی دارد و در کنار راحتی، این زبان کاربرد گسترده‌ای هم دارد. به عنوان نمونه می‌توانید از آن برای توسعه وب در سمت سرور یا بازی‌سازی استفاده کنید. (در ادامه مطلب توضیحات بیشتری داده شده)به همین دلیل می‌توانید پایه‌های اصلی برنامه نویسی (که تقریبا تو همه زبان‌ها هستند) را از طریق آن یاد گرفته و در صورت روشن شدن مسیری که می‌خواهید پیش بگیرید، به شکل راحت‌تری بتوانید سایر زبان‌های مورد نیاز رو فرا بگیرید.اگر به بازی‌سازی علاقه دارید در وهله اول باید موتور بازی‌سازی مدنظرتون رو انتخاب کنید. سپس به یادگیری زبان برنامه نویسی موتور بازی‌سازی مورد استفاده بپردازید.سه موتور بازی‌سازی محبوب:آنریل انجین (Unreal Engine) که از زبان برنامه نویسی سی پلاس پلاس (C++) پشتیبانی میکند.یونیتی (Unity) که از زبان برنامه نویسی سی شارپ (C#) پشتیبانی میکند.گودو (Godot) که از زبان برناموه نویسی اختصاصی خودش که تشابه نسبتا زیادی با زبان پایتون دارد، به اسم GDscript پشتیبانی میکند.اگر به هوش مصنوعی و زیر شاخه‌هاش علاقه دارید به سمت زبان برنامه نویسی پایتون برید.اگر به توسعه وب و نرم افزار تحت وب علاقه دارید در وهله اول باید بخش کاری مدنظر یعنی بخش ظاهری (فرانت اند) یا بخش سمت سرور یعنی (بک اند) یا دیتابیس یا شایدم همه (فول استک) رو انتخاب کنید. سپس به یادگیری زبان‌های برنامه نویسی مورد نیاز هر بخش بپردازید.اگر می‌خواید یادگیری رو درحوزه توسعه وب شروع کنید، ترکیب زبان‌های برنامه نویسی  HTML + CSS + JavaScript برای فرانت‌اند و بعدش زبان‌های Node.js یا Python برای بک‌اند انتخاب‌های خوبی هستن.اگه می‌خواید وب‌اپلیکیشن حرفه‌ای بسازید، ترکیب React یا Vue برای فرانت‌اند Node.js ،Python یا C# برای بک‌اند و برای دیتابیس و ذخیره‌سازی اطلاعات SQL یا NoSQL توصیه می‌شه. (نقل شده از زبان هوش مصنوعی)ختم کلامدر کل، برای رسیدن به صفر در هر حوزه‌ای، نیازمند هدفی هستید که به کار و عمل شما معنا و عمق بده تا در شرایط سخت، به عنوان یک موتور شتاب دهنده، شما رو به سمت جلو هل بده.این‌ها مطالبی بودند که سواد من ظرفیت نوشتن آن‌ها رو داشت. در نتیجه همچنان نیاز هست تا برای رسیدن به صفر، بیشتر در اینترنت کندوکاو کنید. ولی همچنان مراقب باشید تا دچار وسواس بیش از حد نشوید. سعی کنید پس از مشخص شدن حدودی مسیرتان در یکی از حوزه‌های برنامه نویسی، به سرعت یادگیری برنامه نویسی را شروع کنید.در آینده شاید دور، منابع و جمع بندی‌ای از مطالب موجود در سطح اینترنت قرار خواهم داد تا در کاربردی‌ترین (پر بازده‌ترین) حالت ممکن، برنامه نویسی رو یاد بگیرید.ممنون که برای رسیدن به صفر، وقت گذاشتید. 3&gt;</description>
                <category>دایی ناصر</category>
                <author>دایی ناصر</author>
                <pubDate>Sun, 30 Mar 2025 14:13:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقطه شروع</title>
                <link>https://virgool.io/@Ekranked/%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-dotmtoruppas</link>
                <description>من کی هستم؟در همین ابتدا بگم که من خودم رو نویسنده در نظر نمی‌گیرم، من صرفاً یه دانشجو هستم (هرچند ترجیح میدم بگم جوینده دانش) ولی خب چون نمیخوام با عزیزانِ به اصطلاح «روشنفکر» دسته بندی بشم از مستقیم گفتنش صرف نظر میکنم. از این بحث که گذر کنیم بنظرم دوره جوانی که حدود سن 18 تا 28 سالگی رو در بر میگیره و بازه‌ای از طول عمر انسان هست که نقش به شدت مهمی در روشن شدن جهت حرکت ایفا میکنه. هرچیزی که در این دوره کشت کنیم در سن 30 سالگی و بعدش ریشه محکمی در افکار و شخصیت‌هامون ایجاد میکنه و چه بهتر که جوانه های زیادی کشت کنیم تا آن‌هایی که با شخصیت، استعدادها، اعتقادات و علاقه‌هامون سازگار هستند باقی بمانند و رشد کنند تا زمانی که نیاز پیدا کردیم از ثمره و میوه‌های متنوعی که در اختیار داریم استفاده کنیم(یعنی حدود سن 28 تا 30 سالگی).متن بالا بخش کوچکی از اعتقادات شخصی خودم و در حال حاضر اساس زندگیم هست. بدلیل اینکه به طور مداوم دارم شاخه‌های مختلف از حوزه‌های مختلف رو مطالعه میکنم. شاخه‌هایی که بیشتر به مزاجم خوش بیاد رو تست میکنم و اگه همچنان بهم خوش بیاد، بیشتر ازش یاد میگیرم.هدفم از نوشتن چیه؟من قبل اینکه بخوام نوشتن در ویرگول رو شروع کنم برای خودم در کاغذ یک سری مطالب رو برای جلوگیری از سردرگمی و غرق شدن بین انبوهی از اطلاعات در حوزه‌های مختلف می‌نوشتم. یک روز با خودم گفتم چی میشه که برخی از این نوشته‌ها که  موضوعات متنوعی دارند رو با انسجام، نظم و جزئیات بیشتری برای خودم در همچین فضایی، برای آشنا شدن با تفکر دیگران، تایپ کنم.و این هم از نقطه شروع.</description>
                <category>دایی ناصر</category>
                <author>دایی ناصر</author>
                <pubDate>Mon, 24 Mar 2025 01:33:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>