<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Eternity</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Eternity</link>
        <description>زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم.
خیر حیاتم شد و کار ماندنم.
حقیقت دینم شد و راه رفتنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:54:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/935205/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Eternity</title>
            <link>https://virgool.io/@Eternity</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دین، وسیله است نه هدف</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%AF%D9%81-asujcjwdgi63</link>
                <description>وقتی وارد هاستلی در دوسلدورف شدم به رسم ادب با بقیه دست داده و خودم را معرفی کردم. هم اتاقی هایم یک جوان کلمبیایی بود و یک جوان دورگه آلمانی-فرانسوی، دو مرد از مراکش و الجزایر و یک پیرمرد پاکستانی به نام اِقبال.جوان کلمبیایی که تحصیلکرده اسپانیا بود به محض اینکه متوجه شد ایرانی هستم، با ذوق گفت که مشاهیر ایرانی را می شناسد. منم سر کِیف آمدم و ازش خواستم بگوید کدام یک از مشاهیر ایرانی را می شناسد. خوب راستش انتظار داشتم بگوید سعدی و خیام و مولوی و حافظ ولی در کمال ناباوری برگشت گفت: ابوحامد غزالی !راستش جا خوردم و به محض گذاشتن وسایلم روی تخت مشغول سرچ در اینترنت شدم تا در مورد غزالی بیشتر دستگیرم شود. حقیقت خیلی برایم اُفت داشت که یک کلمبیایی کتاب های ابوحامد غزالی را مطالعه کرده باشد و منِ ایرانی هیچ چیز ندانم.عصری در هاستل متوجه صحبت های اقبالِ پاکستانی با نیکولای کلمبیایی شدم که در مورد دین صحبت می کردند. دو مرد مراکشی و الجزایری به همراه پسر دورگه اروپایی در حال گوش دادن بودند و هراز گاهی چیزی می گفتند. منم سعی کردم همچنان شنونده باقی بمانم ولی نشد که نشد.گذاشتم همه حرف ها زده شود و در آخر گفتم: راستش می دانید چرا این همه آفت گریبانگیر دین و دینداران هست؟مشکلات از آنجایی شروع شد که دین تبدیل به یک هدف شد. در صورتی که دین، وسیله است و نه هدف.وقتی یک نفر دروغ می گوید فرقی نمی کند یک مسلمانِ دروغگو باشد یا یک مسیحی دروغگو. قرآن و تورات و انجیل و بودا و زرتشت همگی آمدند که بگویند دروغ نگویید. دروغ کار زشتی هست. حالا شما با هر مذهب و مسلکی که هستی نباید دروغ بگویی. اصل، در دروغ نگفتن است نه مسلمان و مسیحی بودن.بنابراین دین یک ابزار است که به دست شما داده می شود تا هدف را پیدا کنید. هدف، ارزش هاست. ارزش های انسانی.شما با هر دین و آیینی که می خواهید، بروید ارزش ها را بیابید و درونتان تقویت کنید. خواه با اسلام خواه با یهود و نصارا و صائبی و بودا و زرتشت و غیره. و اضافه کردم که زرتشت پیامبر باستانی ایران می گفت: کردار نیک، پندار نیک، گفتار نیک. و همه ادیان آمدند تا آن نیک را تعریف کنند. و اگر با دقت نگاه کنید تقریبا همگی یک تعریف واحدی از نیک ارایه کرده اند.همه ادیان به جز یک دین نیست .... جز الوهیت رهی در پیش نیستفقط یک استثنا این وسط وجود دارد و آن بی خدایی هست. هیچ دین و آیینی بی خدایی را قبول نمی کند و سرآغاز تمام خوبی ها و نیک را پروردگار یکتا می شمارد. برای همین خداناباوران هرچقدر هم ارزش های انسانی را درونشان تقویت کنند ولی باز انگار یک جای کار می لنگد.در ادامه برایشان از مجسمه هایی که در معبد کوه گِنتینگ در مالزی دیده بودم، تعریف کردم. مجسمه هایی که بیانگر دوزخ بودند و هرکس که کار زشتی مرتکب شده بود یک سیخی یا آتشی برایش مهیا بود. گفتم ببینید مجسمه های کوه گنتینگ به زبان کاملا ابتدایی به شما می گویند که کار زشت نکنید وگرنه عذاب خواهید شد. حالا ممکن است در ادیان دیگر همین کار زشت نه فقط موجب سیخ و سنگ بلکه موجب قهر خدا و خجالت در آن دنیا شود که شاید بسیار دردناک تر از سیخ و میله داغ باشد. و تفاوت ادیان در بلوغِ پیام رسانی‌شان نهفته است. و تفاوت دینداران در بلوغ رفتارشان.اگر دین، وسیله ای برای رسیدن به ارزش ها باشد و دیگر آن را هدف نشماریم آنگاه پیرو هر دینی که باشیم هیچگاه زباله روی زمین نمی ریزیم و کسی را آزار نخواهیم داد. چون دیگر فضیلت و برتری با دینمان نیست بلکه با ارزش های درونی است که به دست آورده ایم.اقبال از خوشحالی دستم را فشرد و نیکولاس شماره تلفنم را گرفت تا باهم در تماس باشیم. آن شب گذشت و بعدها به این فکر می کردم که اگر دین را هدف نمی کردند و به مثابه ابزار بدان نگاه نمی‌شد شاید هیچگاه ظلم و ستمی در دنیا با عنوان و برچسبِ دین اتفاق نمی افتاد.و ای کاش که روحانیون مسلمان در ایران چه سنی و چه شیعه در بالای منبرها از آزار ندادن همسایه، رانندگی‌ ای که ترس در دل دیگران نیاندازد، نریختن زباله، غیبت نکردن پشت سر همکار و دوست می گفتند و در یک کلام، انصاف را به مردم توصیه می کردند و یاد می دادند، انصافی که برتر از هزاران قانون است ولی افسوس ....</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Sun, 23 Nov 2025 14:52:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروپاشی اینترنت و بازارهای مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-hnhvokyotmke</link>
                <description>برای پیش بینی آینده اینترنت و اقتصاد کره زمین، با یکی دو مولفه سر و کار نداریم. بلکه با صدها تکه پازل مواجه ایم که اگر با همین دست فرمان کنار هم چیده شوند، بسیار زودتر از پیش بینی ها شاهد فروپاشی خواهیم بود.مولفه هایی چون هوش مصنوعی، رایانه های کوانتومی، صنایع نیمه هادی، مواد معدنی خاص، علوم سیاسی و اقتصادی همگی پیشرفتی شگرف در تاریخ بشر به حساب می آیند ولی در این مطلب می خواهیم به بخش تاریک آن ها بپردازیم.سیاست و اقتصادجامعه بین المللی از زمان تاسیس سازمان ملل در سال 1945 تا به امروز هیچگاه بدین حد در معرض خطر فروپاشی نبوده است. چرا که زمان گذار از جهان تک قطبی فرا رسیده است. از یک سو مقاومت سرسختانه آمریکا برای حفظ برتری قدرت اقتصادی و نظامی و از سوی دیگر تقلای چین و کشورهای دیگر همگی نمایانگر یک مسابقه بی پایان بر پایه اصل نازیسم می باشد. برای درک بهتر مطلب، یک پاراگراف از فصل یکمِ کتاب فلسفه سیاسی را عینا در اینجا نقل می کنیم.&quot;اگر گمان می کنید نازیسم مکتبی ورشکسته و بی اعتبار گشته است، برایتان جالب خواهد بود که بدانید اصول سوسیالیسم ملی، امروزه در بسیاری از محافل حکومتی پابرجا و برقرار است. وطن پرستی، قدرت نظامی، ایجاد یک کشور قدرتمند، بدبینی و تنفر از بیگانه، انزجار از کمونیسم، منحرف ساختن افکار عمومی، نوعی بی تفاوتی بی رحمانه و شقاوتمند نسبت به عواقب سیاست خارجی ماخوذه، همه این ها در زمره اصولی هستند که در جوامع چهارگوشه جهان رواج فراوان دارند.&quot;در سال 2025 مشاهده می کنیم که چین با سهم 17 درصدی از اقتصاد جهانی در تعقیب آمریکای 26 درصدی می باشد. آلمان و ژاپن و هند نیز ملتهبانه در تعقیب این دو ابر اقتصاد جهانی می باشند. نقش پیمان های گروه 20 و سازمان همکاری شانگهای نیز در این مسابقه دیوانه وار پررنگ می باشد.متاسفانه باید بگوییم که سهم ایران از تولید ناخالص جهانی چیزی کمتر از نیم درصد می باشد. و عدد دقیق آن 0.38% بوده است.نکته: برخلاف تصورات رایج، بهتر است به این نکته توجه داشته باشیم که قدرت اقتصادی و صنعتی آمریکا تا حد زیادی برگرفته از جذب نخبگان و دانشگاه هایش می باشد. به همین دلیل دولت چین طی چند سال گذشته، دوزاری اش افتاده و بورسیه های سخاوتمندانه به دانشجویان خارجی پیشنهاد می دهد. فرانسه و آلمان و ژاپن نیز در تلاش برای ارتقای جایگاه دانشگاه هایشان می باشند.در کنار مسابقه حریصانه اقتصادی و کشمکش های سیاسی، شاهد رشد سرسام آور معاملات سلاح در سایه جنگ های متعدد نیز می باشیم. که تاثیر زیادی بر امنیتی سازی جامعه جهانی دارد. تنها در سال 2023 حجم تجارت اسلحه در دنیا به بیش از 238 میلیارد دلار رسید.بی راه نیست اگر بگوییم، این کمپانی های اسلحه سازی هستند که به لطف درآمدهای هنگفت، بخش بزرگی از آینده اقتصاد جهان را شکل خواهند داد.تمامی موارد یاد شده حکایت از گسست جامعه بین الملل دارد و این گسست در عرصه های مختلف بروز پیدا می کند. یکی از این عرصه ها اینترنت است. به طوری که هر کشوری سعی دارد زیرساخت و پلت فرم مخصوص به خودش را ایجاد کند. از شبکه ملی روسیه گرفته تا پلتفرم های چینی همگی حکایت از طلاق و جدایی دارند.هوش مصنوعی و رایانه های کوانتومیاگرچه نسل اول هوش مصنوعی همگان را شگفت زده کرده است و از بازارهای مالی گرفته تا صنایع و به طور کل تمامی کسب و کارها را متاثر ساخته است ولی رقابت اصلی سر دستیابی به اَبَر هوش مصنوعی می باشد. و هر کشوری که زودتر بدان دست یابد احتمالا می تواند به برتری مالی، نظامی و صنعتی برسد.نسل اول از رایانه های کوانتومی نیز تولید شده است و طبق آخرین آمار در سال 2025 حدود ده ها دستگاه از این نوع رایانه ها در سراسر دنیا ساخته شده است. رایانه های کوانتومی با سرعتی سرسام آور می توانند محاسباتی را انجام می دهند که برای سوپر کامپیوترهای امروزی سال ها طول می کشد. بنابراین زوج کامپیوتر کوانتومی با هوش مصنوعی همه دستاوردهای امروزی را دگرگون خواهد ساخت. قدرت هوش مصنوعی در پیش بینی بازارهای مالی بر کسی پوشیده نیست. هوش مصنوعی با تکیه بر مفاهیم بیگ دیتا و تجزیه و تحلیل میلیون ها داده می تواند بهتر از هر انسانی بازار سهام را پیش بینی کند. رایانه های کوانتومی نیز به راحتی می توانند تمامی روش های رمزنگاری و امنیتی را پشت سر بگذارند. پس برای پیشگیری از فروپاشی اینترنت و بازارهای مالی در برابر زوج هوش مصنوعی و رایانه کوانتومی دو راه بیشتر نمی ماند.1. تغییر شیوه های امنیت داده در شبکه های جهانی2. جزیره سازی شبکه جهانی به ویژه اینترنتآینده پیش رو نگران کننده است چراکه هوش مصنوعی و کوانتوم از شبکه سنتي اینترنت پیش افتاده اند. و بعید نیست که کشورها برای پیشگیری از مخاطرات وجودی، به روش های ایزولاسیون روی بیاورند. مگر اینکه به زودی تغییرات مهمی رخ دهد. نکته: به همین دلیل کمپانی گوگل به تازگی از رمز ارز کوانتومی خود پرده برداری کرد. رمز ارزی که در برابر قدرت پردازش کوانتومی می تواند ایمن بماند.تصاحب صنایع نیمه هادی و عناصر کمیاب نیز به نوبه خود بر آتش کشمکش های سیاسی و اقتصادی خواهند دمید. و جزیره مهم و استراتژیک تایوان به دلیل صنایع نیمه هادی اش در کانون این کشمکش ها قرار خواهد داشت.از دیگر آیتم های مسابقه جهانی می توان به موارد زیر اشاره نمود:تکنولوژی ماهواره و مالکیت اندک نقاط مداری باقی مانده بالای کره زمینتصاحب کریدورهای زمینی و دریایی استراتژیک برای حمل و نقل دستیابی به معادن عناصر استراتژیک مانند لیتیوم و اورانیوم و غیره که در آسیای مرکزی به وفور یافت می شوند. شاید به همین دلیل است که قدرت های جهانی مصمم به راهیابی افغانستان به دریا می باشند. چون فقط از طریق دریا می توان حجم بالای مواد معدنی را انتقال داد. نکته: بنابراین استان سیستان و بلوچستان یکی از مناطق مورد تهدید برای تجزیه از ایران بزرگ خواهد بود. البته از برخی سخنان جناب پزشکیان در مورد چابهار مشخص است که دولتمردان به این تهدید در کنار مزایای اقتصادی فراوان این استانِ مرزی پی برده اند.پایان و نتیجه گیریشاید خیلی زودتر از آنچه فکر می کنیم، آن دسته از ارزهای دیجیتال که پشتوانه فیزیکی یا دولتی ندارند یک شبه نیست و نابود شوند و نیز فروپاشی در بازارهای سهام رخ دهد. و آتش سیاست و توسعه طلبی منجر به مناقشه های گسترده تر در مقیاس جنگ جهانی شود. واقعیت این است که عمده تهدیدات مربوط به زمان کوتاهِ گذار می باشد. جایی که قدرت های بزرگ صاحب هوش مصنوعی و پردازش کوانتومی شده اند ولی جامع جهانی برای تحولات جدید هنوز آماده نیست و سازمان ملل نیز کارایی خود را به طرز چشمگیری از دست داده است. در این برهه چند ساله ممکن است دنیا با قانون جنگل اداره شود. تجربه نسل کشی غزه و جنایات سودان و داعش و بوسنی هرزگوین همگی گواهی بر پتانسیل دنیا برای پذیرفتن قانون جنگل می باشد.در چنین شرایطی برای مردم دارایی های فیزیکی و با ارزش مانند طلا و نقره و الماس و منابع انرژی فسیلی و انرژی های تجدید پذیر و تولیدات غذایی، ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Fri, 21 Nov 2025 10:54:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک روز در تهران بدون پلیس</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3-onhemum3zbiy</link>
                <description>جوانِ قد بلند پیاده شد در حالی که چاقویی در دستش داشت. در اینجا وسط شهر یا باید کشته شوی یا کشته خواهی شد. ولی ماجرا چه بود!رانندگی روزانه در تهران همیشه پر از چالش های گوناگون است. مثلا اگر قوانین رانندگی را رعایت کنید ممکن است مورد هجمه دیگر رانندگان قرار بگیرید. کافی است جلوی عابر پیاده ترمز بزنید تا راننده پشتی با چند بوق یا ناسزای آبدار از خجالت تان دربیاید. یا مگر می شود در ترافیک از بوی ماده مخدر گُل سردرد نگیرید. نمی دانم به اتفاقات سال 1401 مربوط می شود یا نه ولی از آن سال به بعد بوی گل همه جا به مشام می رسد. از بوستان های شهری گرفته تا پاتوق های شهری و خیابان ها و اتوبان ها همه جا این بو هست.بوق زدن و ناسزا گفتن و ویراژ دادن یک طرف و چراغ های زنون یا صدای شلیک وار اگزوز از طرف دیگر، نوید جنگ هر روزه در این شهر را می دهد. جنگی که مسقیم اعصاب مردم را نشانه گرفته است.همین چند روز پیش، از صبح مشغول رانندگی در ترافیک شهر بودم و گاها از بوقِ گوش خراش خودروها و یا شدت بوی مخدر گل شیشه ها را بالا می دادم. غافل از اینکه حتی ما دهه شصتی های پوست کلفت نیز پیمانه صبرمان تا یک حدی گنجایش دارد چه رسد به جوان تر ها.شب هنگام در اتوبان نیایش بودم که دو خودروی پژو 405 و پژو 206 با سرعتی سرسام آور در حال ویراژ دادن بودند و با چراغ های پر نور زنون اتوبان را روشن کرده بودند. دیدن این حجم از وحشت آفرینی توسط دو راننده متخلف آن هم پس از یک روز سخت در توانم نبود. پس به محض اینکه پشت سرم رسیدند به آن ها راه ندادم و همین باعث عصبانیتشان شد. گویی خود را سلطانِ بلامنازع خیابان ها می دانستند و طاقت کوچکترین نافرمانی از خودروهای دیگر را نداشتند. بنابراین هر دو ماشین دنبالم افتادند و به هر طریقی سعی در آسیب زدن داشتند. تا اینکه یکی از آن ها با ضربه دست اقدام به شکستن آینه بغل ماشینم کرد. و همین کافی بود تا کار به زد و خورد بکشد.با انبوهی از بی قانونی هایی که در طول روز دیده بودم، آکنده و مملو از خشم پیاده شدم. و در آن طرف هم، دو جوان قد بلند حدود بیست ساله با صورتی سرخ و چشمانی برافروخته از خودروهایشان پیاده شدند.جوان قد بلند و تنومند چاقو ضامن دارش را باز کرد و دوستش از سمت دیگر حمله کرد. من نیز با اتکا به ورزش های دوران جوانی و مشاهده فیلم های بروسلی و جت لی و جکی چان به سمتشان رفتم که ناگاه جوان چاقو به دست گفت وایسا وایسا من زن و بچه تو ماشینم هست. دعوا نکنیم!مات و مبهوت ایستادم و نگاه کردم. تا اینکه دختربچه ای کم سن از خودروی جوان پیاده شد و با خشم نگاهم کرد. تازه متوجه شدم که جوان از ترس درگیری و از سر عقل با توسل به بهانه ی دخترک جوان سعی در خاتمه دادن قائله کرده است.آمد جلو صورتم را بوسید و گفت هرچه خسارت باشد می پردازم. بوی تندِ الکل می دادند و سرخی صورتشان نیز به دلیل مستی بود.این جوانِ بیست ساله در حالت مستی دانست که نباید دعوا کند ولی من در میانسالی با کوله باری از تجربه نتوانستم به درستی تصمیم بگیرم چراکه پیمانه ام لبریز شده بود.تو مسیر برگشت به این فکر می کردم که اگر آموزش و پرورش و نهادهای فرهنگی مانند صدا و سیما کم کاری نمی کردند شاید خیل بسیاری از جوانان ما کارشان به زندان یا بالای دار نمی کشید و نیز آرامش بیشتری بر این کشور حکم فرما بود.وای متاسفانه اهمال مدیران سرسپرده در سازمان های مختلف فرهنگی منجر به رها شدگی نسل جوان شده است.جوانانی که خوش ذات و خوش طینت هستند ولی به دلیل فقدان آگاهی تبدیل به ظالم می شوند. در صورتی که اگر آموزش باشد، هم فرهنگ درست می شود و هم اقتصاد. ولی بدون آموزش هیچ تغییری رخ نخواهد داد. و اما پلیس که غایبِ بزرگ ماجراست. اتوبان هایی که هر شب شاهد بد مستی رانندگان متخلف است. رانندگانی که بی مهابا ترس در دل شهروندان می اندازند. تخلفاتی که حامل پیامدهای تضعیف جایگاه قانون در کشور است و اگر به موقع جلوی آن گرفته نشود دیگر تبدیل به اپیدمی های غیر قابل کنترل خواهند شد. همانند اپیدمی تخلفات موتور سواران که از سر عادت، هر موتورسواری که بدان دچار نباشد بیمار می نماید.قانون و آموزش دو بال پرواز برای هر جامعه ای هستند.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Sun, 16 Nov 2025 13:16:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مردم ایران تفکرات کمونیستی دارند</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-nwqaces4rpzg</link>
                <description>شاید بارها دیده باشید که دوستی به فُلان مفسد اقتصادی ناسزا می گوید و او را نکوهش می کند ولی در عمل علاقه دارد همانند او زندگی کند.به قول بزرگی می گفت: به شما اگر دنیای هارون الرشید را می دادند به جای یک امام، ده تا امام شهید می کردید.یا اگر همین حالا پیشنهاد مدیریت فلان شرکت سرمایه دار را بدهند، اغلب ما قبول می کنیم بی آنکه بیاندیشیم آیا علم و تجربه اش را داریم یا خیر.این روزها هرکسی از رانت و اختلاس در مملکت سخن به میان می آورد و همه در قامت یک مخالف روشنفکر نگاه عاقل اندر سفیه به رانت خواران داریم ولی آیا اگر جای آنان بودیم از رانت دوست و فامیل برای پولدار شدن استفاده نمی کردیم؟!اگر شما مدیر یک کارخانه بزرگ باشید آنوقت پسرخاله یا برادرتان بیکار باشد، آیا می توانید جواب مادرجان و خاله جان را بدهید؟خوب برویم سر اصل مطلب و ببینیم ریشه تفکرات کمونیستی چیست؟سرمایه داریهمانطور که می دانیم سرمایه داران می توانند به دو شیوه زیر خلق پول کنند و به رشد اقتصادی یک کشور کمک نمایند.اول: اقتصاد مولدوقتی سرمایه دار در بخش تولید و صنعت سرمایه گذاری کند را اقتصاد مولد گویند. اقتصادی که هم تولید می کند و هم شغل ایجاد می کند و هم ثروت می سازد.دوم: اقتصاد غیر مولدسرمایه دار با خرید و فروش دلار و طلا و سفته بازی تلاش برای خلق ثروت دارد. مثلا بانک ها اجازه ورود به اقتصاد غیر مولد را ندارند ولی زیر زیرکی یک کارهایی انجام می دهند.عدالت در توزیع فرصت برابروقتی صحبت از رانت به میان می آید، چه رانت اقتصادی باشد و چه رانت اطلاعاتی، هر دو برخلاف عدالت اقتصادی هستند.بنابراین وقتی عدالتی در توزیع فرصت های برابر برای کسب و کارها وجود نداشته باشد، ناخودآگاه دید مردم به سرمایه دار تغییر می کند. چون سرمایه دار را مساوی با رانت می پندارند.شبکه های اجتماعیو اما در این کشاکش رانت یا عدالت، اینستاگرام به مانند بنزین، روی آتشِ حسِ بی عدالتی عمل می کند. با القای حس ناکافی بودن و نمایش خوشبختی های کاذب.سوسیالیست اسکاندیناویممکن است برخی خورده بگیرند که مگر سیستم سوسیالیست کشورهای حوزه اسکاندیناوی چه ایرادی دارد.باید گفت سیستم سوسیالیست به در کشورهای صاحب سرمایه و اغلب کوچک می خورد. گرچه همین دیدگاه سوسیالیست موجب شده تا چرخ اقتصاد در آن کشورها نیز کند و آهسته تر بچرخد.واقعیت دنیاواقعیت این است که برای چرخیدن چرخ اقتصاد هم به سرمایه دار نیاز هست و هم به کارگر. و قرار نیست شهر آرمانی کمونیستی ایجاد شود و بارها شکست خورده است. چراکه با ذات اقتصاد و آدمی سازگاری ندارد.نمی شود کمونیستی فکر کرد ولی سرمایه داری زندگی کرد.راه حلبساط رانت اطلاعاتی و رانت اقتصادی برچیده شود.بهداشت و آموزش کم هزینه یا رایگان شود.سهولت کسب و کار افزایش یابد.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Mon, 10 Nov 2025 12:54:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عجیب ترین خواب</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-pemayhoo9zwz</link>
                <description>تو خواب عمیق و شیرینی فرو رفته بودم که ناگاه بدنم به شدت تکان خورد. انگار کسی می خواست با زور بیدارم کند. در همان عالم خواب کینه به دل گرفتم و پیش خودم گفتم وای به حالش اگر بیدار شوم. ولی خیلی زود فراموشش کردم و دوباره مشغول دیدن رویاهای رنگارنگ در خوابِ ناز و شیرین شدم.این بار با شدت بیشتری تکانم داد. پر از خشم و عصبانیت شدم. راستش اصلا دوست نداشتم از رویاهای قشنگی که در خواب می دیدیم دست بکشم. به قدری خوابم عمیق و لذت بخش بود که حتی با این تکان ها نیز بیدار نمیشدم. یا شاید هم در برابر بیدار شدن مقاومت می کردم. ولی در همان عالم خواب برای کسی که می خواست بیدارم کند کلی خط و نشان کشیدم.بار سوم به محض اینکه تکانم داد از خواب پریدم تا حسابش را کف دستش بگزارم. ولی در کمال تعجب دیدم که در ترافیک سنگین اتوبان حکیم، پشت فرمان هستم!ماشین با دنده یک و بدون اینکه پایم روی گاز باشد به آهستگی پشت یک خودروی پرایدِ سپید رنگ حرکت می کرد.نگو پشت فرمان خوابم برده و با همان سرعت کم، هر سری به پشت خودروی پراید می کوبم. به همین دلیل در خواب، تکان های شدید حس می کردم.به قدری شرایط برایم گنگ و ناباورانه بود که زود خواب از کله‌م پرید و سعی کردم بفهمم دور و اطراف ماشین چه خبر هست.خیلی زود متوجه سرنشینانِ پراید جلویی شدم و پیش خودم گفتم از ایشان عذرخواهی کنم. بنابراین با سبقت از چپ، به کنار خودروی پراید رفتم و خواستم با ایما و اشاره، آنان را متوجه قضیه کنم تا بلکه با عذرخواهی، از ایشان دلجویی کرده باشم.یک زن و شوهر نسبتا جوان و بسیار آرام و متین در صندلی های جلو نشسته بودند و دختربچه ای خردسال بر روی صندلی عقب بود. صورتِ زوج جوان از ترس مثل گچ سپید شده بود. حق هم داشتند. من هم اگر جای آنان بودم، فکر می کردم که طرف دشمنِ خونی من هست که سه بار به پشت ماشینم کوبیده و ول کن ماجرا نیست.شیشه‌ی خودرو بالا بود و مرد راننده اصلا نگاهم نکرد ولی زن جوان با چهره ای هراسناک کمی سرش را به سمتم چرخاند و من هم سعی کردم با ایما و اشاره بگویم که خوابم برده بوده و ببخشید.وقتی از کنارشان عبور می کردم، چهره دخترک خردسال در ذهنم نقش بست که با دهنی باز و چشمانی پر از تعجب به من زل زده بود.این ماجرا گذشت و چند روز بعد نیز در لاین یک اتوبان همت مجدد خوابم برد و وقتی بیدار شدم که ماشینم در لاین سه اتوبان قرار داشت. بنابراین تصمیم گرفتم در ماه رمضان دیگر با خودروی شخصی سر کار نروم چون مشخص بود که با افت قند خون توام با خستگی روزانه، هر لحظه ممکن هست پشت فرمان خوابم ببرد.راستش یک زمانی بود که حتی یک دقیقه هم نمی توانستم در خودرو بخوابم ولی عادت های آدمی بنا به شرایط زندگی ممکن هست در طول زمان دستخوش تغییر شوند.تغییر و تحول از آنجا آغاز شد که مجبور شدم به ماموریت های طولانیِ برون شهری بروم. ماموریت هایی که اغلب زمان کافی برای خواب شبانه نداشتم و مسیرهای چند صد کیلومتری سفر، بهترین زمان برای خواب و استراحت به شمار می آمدند. بنابراین رفته رفته به شرایط جدید خو گرفتم و از خوابیدن در ماشین لذت بردم.ولی همین خوابِ خودرویی باعث شد تا ذهنم شرطی بشود. به این صورت که صندلی ماشین را با تخت خواب اتاق برایم شبیه سازی می کرد و ناخودآگاه تشویق به خوابیدن می شدم. و سالیان سال طول کشید تا ذهنم به تنظیمات کارخانه برگردد و متوجه شود که ماشین جای خوابیدن نیست مخصوصا اگر پشت فرمان نشسته باشیم.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Thu, 30 Oct 2025 14:15:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست همین قدر پیچیده</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-thqv4773jzvi</link>
                <description>بسیاری از پرسش‌ها در جغرافیای خاورمیانه (عبارت صحیح آن، غرب آسیا) با جواب بله یا خیر قابل پاسخگویی نیستند. یا به عبارتی همه چیز سیاه یا سفید نیست، بلکه می تواند خاکستری باشد.خیلی سریع به سراغ مثال‌های عینی آن برویم و ببینیم چرا سیاست از ماورا النهر تا بین النهرین همیشه پیچیده بوده است.سیاست پیچیده در سال 1300 هجری شمسیاواخر حکومت قاجار و اندکی پس از جنگ جهانی دوم هست. مملکت از هم پاشیده و همه جا نابسامان است. کلنل پسیان و میرزا کوچ خان جنگلی هر دو در تلاش هستند تا گوشه‌ای از این مملکت را سامان بخشند. شیخ خزعل و سید جعفر پیشه‌وری هر کدام سعی دارند گوشه‌ای از ایران را جدا کنند. عنان مملکت از دست احمدشاه در رفته و رقابتی سخت میان سید ضیا و قوام و رضا میرپنج در جریان است. قوام السلطنه و رضا میرپنج که هر دو به گواه تاریخ برای ایران هم خیر و هم شر بوده اند اقدام به کشتن کنلل پسیان و میرزا کوچک خان می کنند. بنابراین دوسردار وطن پرست ایرانی نه توسط نیروی کاملا شر، بلکه توسط دو سیاستمدار خاکستری به شهادت می‌رسند.کتاب بیگانه‌ای در کنار کوچک خان نوشته یان کولارژ ، کتاب فداکاری در راه وطن نوشته محمد‌علی مهین‌پور سیاح ، مقاله‌ی سر بریده کنلل پسیان بر نیزه گل‌ممدها ، کتاب سردار جنگل نوشته ابراهیم فخراییسیاست پیچیده در سال 1404 هجری شمسیاندکی پس از حمله اسراییل به ایران و جنگ 12 روزه، که با حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران و حمله متقابل ایران به پایگاه نظامی آمریکا در قطر پایان می پذیرد، اسراییل به قطر حمله می کند و سران حماس را با موشک می‌زند.قطر از یک سو میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه است و از سوی دیگر میزبان رهبران جنبش حماس. از یک سو با متحدان سنتی آمریکا یعنی عربستان و امارات رقابتی توام با تاریخچه دشمنی دارد و از طرفی با ایران روابط حسنه‌ای برقرار کرده است. با اینکه حافظ منافع آمریکا در منطقه است و در برابر اسراییل قرار نگرفته است ولی شبکه الجزیره متعلق به قطر، مهمترین خبرگزاری در مخابره نسل کشی اسراییل در غزه به جهانیان بوده است. این کشور در حمله ائتلاف عربی به یمنِ حوثی‌ها همان متحد نزدیک ایران نیز مشارکت داشته است. سیاست پیچیده در سال 1327 هجری شمسییهودیت، مشکل بزرگِ اروپای مسیحی و یکی از طرف‌های مناقشه در جنگ جهانی دوم، با نیرنگ انگلیس در دامن اعراب و خاورمیانه (غرب آسیا) می افتد. اعراب که بارها در جنگ از اسراییل شکست خورده‌اند رو به دشمنی با ایران می آورند. ولی ایران از زمان حضور امام موسی صدر و مصطفی چمران در لبنان، چه در اواخر حکومت پهلوی و چه در حکومت جمهوری اسلامی به مقابله با اسراییل بر می آید. ایران و عراق دو کشور بزرگ شیعه به مدت هشت سال با یکدیگر می جنگند. دولت عراق پس از حمله به کویت از بین می رود و ایران با تحریم‌های چهل ساله و فساد و مشکلات عدیده‌ی داخلی ضعیف می‌شود. اعراب با اینکه از طرف اسراییل تهدید موجودیتی دارند ولی همچنان با ایران به دشمنی ادامه می‌دهند. و ایران که در طول تاریخ حوزه نفوذش منطقه قفقاز و نیز از ماورا النحر در شرق تا بین النحرین در غرب بوده است، به سمت حوزه مدیترانه می‌رود و تبدیل می‌شود به دشمن شماره یک اسراییل (شما بخوانید اسراییل و آمریکا و آلمان و انگلستان و نروژ). ترکیه نیز این وسط به هزار رنگ در می آید و هرجا منفعت باشد همانجا چمبره می‌زند. و سودی که روسیه از این شلم شوربا می‌برد.در یک کلاماگر می خواهید نه فقط از سیاست بلکه از اوضاع جامعه و شهر خود سردر بیاورید، دنبال جواب‌های ساده نگردید. جواب‌های بچه گانه‌ و تحلیل‌های آبکی که هر روز در تاکسی و سر کار و میان دوست و آشنا می‌شنوید.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Mon, 06 Oct 2025 15:09:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده اقتصاد دنیا در دست سازندگان سلاح</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-pigwa2p3kdel</link>
                <description>خیلی سریع برویم سراغ اصل ماجرا و ببینیم که چرا آینده اقتصاد دنیا در دست سازندگان سلاح می باشد؟شرکت ها و کارخانجات سازنده انواع سلاح و تجهیزات وابسته توانستند در سال 2024 رکوردی تاریخی در فروش تجهیزات نظامی را به ثبت برسانند و 2.7 تریلیون دلار سلاح بفروشند!در صورتی که در سال 2023 رقم فروش سلاح در دنیا عددی بالغ بر 2.4 تریلیون دلار بود.و مطمئن باشید رکورد تاریخی فروش سلاح در سال 2025 شکسته خواهد شد و با عددی به مراتب بزرگتر روبرو خواهیم بود. و حتی فکرش را هم نکنید که بخواهید این مبالغ گزاف را به تومان خودمان تبدیل کنید.این حجم از سلاح برای کشتن انسان ها در کشورهای زیر می باشد:جنگ روسیه و اوکراینجنگ داخلی کنگونسل کشی فلسطینی‌ها توسط اسراییل و آمریکا و آلمان و انگلیسجنگ یمن و اسراییلجنگ داخلی یمن و جنگ یمن با عربستان (گرچه فعلا بمباران یمن توسط عربستان و متحدان عربی‌اش پس از هشت سال بمباران بی وقفه متوقف شده)جنگ داخلی لیبیجنگ ارمنستان و آذربایجان (فعلا صلح شده ولی بعید است ترکیه و روسیه بگزارند این صلح دوام بیاورد)جنگ داخلی موزامبیکمشکلات داخلی کلمبیامشکلات داخلی فیلیپینجنگ ایران و اسراییل (فعلا آتش بس برقرار شده)ولی فروش اسلحه محدود به آتش افروزی های سراسر دنیا نیست و رقابت تسلیحاتی بین کشورهای شرق و غرب در اوج خودش به سر می برد.کشورهای آمریکا و چین و روسیه و آلمان و انگلیس و ترکیه و عربستان بیشترین سرمایه گزاری را در صنایع نظامی داشته اند و سهم عمده ای از تجارت اسلحه را به خود اختصاص داده اند.ناامنی مرزها و کشمکش کشورها نیز پتانسیل خرید و فروش سلاح را بالا برده است. کشورهایی چون:مناقشه هند و پاکستانمناقشه چین و تایوانمناقشه ونزوئلا و آمریکامناقشه کشورهای عربی حوزه خلیج پارس با ایرانمناقشه روسیه و اتحادیه اروپامناقشه ژاپن و فیلیپین و چینو بسیاری دیگرهمه عوامل یاد شده موجب شده اند تا رکوردهای تجارت سلاح در دنیا شکسته شود.ولی چه اتفاقی خواهد افتاد؟در یک کلام و به زبان ساده، پول دست سازندگان سلاح افتاده است. پول های هنگفت که فراتر از حد انتظار می باشند. بنابراین آینده اقتصاد دنیا توسط کمپانی های سازنده سلاح شکل خواهد گرفت.و در اغلب کشورها، این شرکت های سازنده سلاح هستند که تصمیم می گیرند اقتصاد را به چه سمتی هدایت کنند. از سرمایه گزاری در ورزش و فرهنگ گرفته تا کشاورزی و تکنولوژی همگی یک پای ثابت‌شان همین سازندگان سلاح خواهند بود.به طور حتم بخش عمده ای از پول های سازندگان سلاح صرف سرمایه گزاری در صنایع و حوزه های دیگر خواهد شد. ولی همچنان صنعت اصلی همین تجهیزات نظامی خواهد بود. و آینده اقتصاد دنیا در دستان سازندگان سلاح قرار خواهد گرفت.به قولی، اقتصاد دنیا سلاح محور شده است.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Sun, 28 Sep 2025 13:43:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سازمان‌های فَشلِ ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%8E%D8%B4%D9%84%D9%90-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ykqitiajdeoe</link>
                <description>در اینجا لیستی از فشل ترین ارگان های مهم کشور آورده شده است. سازمان‌هایی که حالِ این روزهای مملکت برگرفته از عملکردشان می باشد.رتبه یک: دادگستریهمه این جمله را شنیده اید که: قانون از نان شب واجب‌تر است. مجموعه قوه قضاییه وقتی در اجرای قانون کوتاهی می کند، وضعیت می شود این که: هرکس پول بیشتری دارد، رانت و زور بیشتری هم دارد. و مردمی که هر روز در مواجهه با انواع ظلم و بی عدالتی های اجتماعی قرار می گیرند بی آنکه امید چندانی به احقاق حق داشته باشند. کافیست راه‌تان خدایی نکرده به راهروهای دادسرا بیافتد تا از زندگی سیر شوید.رتبه دو: صدا و سیماسازمانی که مهمترین متولی فرهنگی و مرجع خبری است، خود یکی از بزرگترین عوامل تفرقه در ایران شده است. نه فقط گام موثری در راستای ارتقای فرهنگ جامعه و امنیت روانی برنمی دارد بلکه گاها در آتش دو دستگی و تفرقه افکنی نیز می دمد. و تبدیل شده است به سازمانی برای نیل به اهداف سیاسی و جناحی.رتبه سه: آموزش و پرورشآموزش یگانه پادزهر بی فرهنگی و بد فرهنگی است. آموزش سنگ زیربنای یک مملکت است. آموزش تنها راه نجات هر کشور است. و هرچه از اهمیت آموزش بگوییم باز کم است. ولی یکی از فشل ترین و ضعیف ترین ارگان های کشور است که هر ساله میلیون ها دانش آموز را در اقیانوس بی فرهنگی جامعه رها می سازد تا در کوچه و خیابان و در اینستاگرام و یوتیوب بچرخند و رشد کنند و تبدیل به آدمک های منفعت طلب و بی ملاحضه گردند.رتبه چهار: دیوان محاسباتضرب المثل معروف ایرانی که می گوید: هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.ساختمان اصلی دیوان محاسبات کل کشور که روی دهنه اصلی قنات ده ونک ساخته شده است خود بیانگر بی عملی این سازمان در مچ گیری از مفاسد اقتصادی کشور است. سازمانی که متولی رسیدگی به حساب و کتاب دستگاه های کشور است، گاها خواب به نظر می رسد.رتبه پنج: شهرداریفساد از در و دیوار این سازمان عریض و طویل شهری می بارد ولی به دلیل خدمات مهمی که به شهرها می دهد موجب شده تا رتبه فشل این سازمان کمی پایین بیاید. در این سازمان، رشوه و زیرمیزی حق مسلم است. و نمونه ای جامع از فساد سیستماتیک به شمار می آید.رتبه شش: بانک و بیمهشاید تعجب کنید که چرا بانک‌ها و بعضا بیمه با کارمندان دقیق و ساعات کاری منظم، باید در رده ششم و فشل تر از سازمان های دیگر قرار گیرند. خوب تعجب هم دارد ولی قضیه اصلی در پشت پرده عملکرد این سازمان‌هاست. پول‌های کلانی که از یک طرف صرف وام و رانت به افراد دارای نفوذ می شود و از طرف دیگر در اقتصاد غیر مولد سرمایه گزاری می شود. و همین دو کار کافیست تا میخ محکمی بر تابوت اقتصاد جامعه باشد.رتبه هفت: پلیساگرچه پلیس در جبهه اولِ مواجهه با بی قانونی قرار دارد ولی از قوه قضاییه و نیز آموزش پرورش پایین‌تر قرار گرفته است. چرا که نیروهای پلیس عموما تلاش خود را جهت برقراری نظم و امنیت می کنند ولی به دلیل مشکلات موجود در قوه قضاییه و آموزش پرورش، تلاش پلیس ابتر و بی نتیجه می ماند. همچنین ضعف سیستم نظارت بر عملکرد و رفتار پلیس موجب شده تا نارضایتی عمومی از این سازمان ایجاد شود. معمولا کمتر کسی خاطره خوب از کلانتری ها دارد.رتبه هشت: اداره مالیاتوقتی وارد اداره مالیات می شوید، ابتدا شخصیت شما را خورد می کنند تا بتوانند سوارتان شوند و هرچی گفتند، بگویید چشم. همچنین نیک می دانید که از ضعیفان اقتصادی مالیات بر درآمد بیشتری می گیرند تا از اغنیای پر تمطراق. البته در سال های اخیر با الکترونیک شدن این اداره گام بزرگی در راستای بهبود ساختارهای آن برداشته شده است. گامی به بزرگی یک انقلاب واقعی در جهت بهبود.رتبه نهم: بیمارستان دولتینقل قولی قدیمی است که می گوید: در ایران همین که راهت به دادسرا و بیمارستان نیافتد آدم خوشبختی هستی. حال اگر این بیمارستان دولتی باشد که دیگر حساب آدم با کرام الکتابین خواهد بود. خدا برای هیچ بنده ای نیاورد که اسیر بیمارستان های دولتی و خدمات افتضاح‌شان شود. به استثنای پزشکان باتجره و باسواد خوبی که دارند. منظور خدمات بیمارستان هاست که عاقبتِ بیماران را جلوی چشمانشان می آورد.رتبه دهم: اداره کارسازمانی عریض و طویل با وقت های رسیدگی طولانی که همچون نوش دارو پس از مرگ سهراب رخ می نماید. و دست کمی از ادارات فشل دیگر ندارد.رتبه یازده: اداره بهداشتاداره ای بسیار منظم و سخت گیر که خروجی آن تقویت مافیا و به مثابه دست‌انداز برای کسب و کارهاست.رتبه دوازده: بهزیستیسازمانی فراموش شده و درگیر با انبوه معضلات اجتماعی و اقتصادی که از بیرون دل می برد و از داخل زهره. و یک سازمان فشل به تمام معنا.رتبه سیزدهم: گمرکگمرک جایی است که شما هر قدمی که بر می‌دارید، مُمِد رشوه است و چون باز می گردید مفرح رانت.رتبه چهاردهم: تعزیراتتفاوت فاحش قیمت ها در نقاط بالا و پایین شهرها خود گویای حال سازمان تعزیرات می باشد.رتبه پانزدهم: اداره آب، برق، گازاداره برق کمی بهتر از اداره آب و گاز می باشد ولی چون نیک بنگری هر سه یکی هستند. مراحل اداری پر پیچ و خم و بروکراسی اداری سخت که با زیرمیزی کمی تحمل پذیر می شوند. ولی به نسبت ارگان‌های فشل دیگر، کارمندانی سخت کوش و باسواد دارد.نقاط مشترک اغلب سازمان های فشل:برخوردهای زشت با مراجعینتلفن پاسخ نمی دهندوب سایت های ناکارآمدرشوه و زد و بندهای پشت پردهاتلاف زمان مراجعینسنگ قلاب کردن مراجعیننکته: در این نوشتار از ورود به سازمان‌های فرادولتی مانند آستان قدس و بنیادها و سازمان‌های نظامی و دفاتر خاص پرهیز شده است.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 14:57:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقر فرهنگی مُهلک تر از فقر اقتصادی</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D9%81%D9%82%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D9%87%D9%84%DA%A9-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%82%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-wj83cot9jgoy</link>
                <description>چرا فقر فرهنگی سخت تر از فقر اقتصادی است و چرا فقر فرهنگی مشکل اول جامعه‌ی این روزهای ایران است؟به قول دوستی می‌گفت: با ظلم می توان زندگی کرد ولی با بی فرهنگی اصلا نمی توان.انواع و اقسام ظلماختلاف طبقاتی و نابرابری حاصل از عدم توازن درآمدها وقتی از یک حدی بیشتر شود یا به قولی شورَش درآورده شود، منجر به ایجاد نارضایتی در جامعه می شود.اشتباه نکنیم، در اینجا صحبت از نظام های سوسیالیستی یا تفکرات کمونیستی نیست. بلکه صحبت از پدیده شکاف طبقاتی به صورت افراطی آن است. وگرنه چه کسی است که نداند، اقتصادِ یک مملکت با سرمایه دار و کارآفرین جان می گیرد.شکاف طبقاتی وقتی از یک حدی می‌گذرد بیان گر دو ظلمِ کاملا فاحش هست.ظلم در قالب رانت و رشوهظلم در لباس قانونولی در اینجا می خواهیم از ظلمی به مراتب سهمگین تر و مهلک تر صحبت کنیم و آن ظلمی است در قامت بی فرهنگی و یا به قول صحیح تر در قامت بَد فرهنگی.خیلی سادهاگر این مملکت از نظر اقتصادی گلستان هم شود باز مردم روی آرامش را نخواهند دید چرا که همچنان مجبور هستند هر روز شاهد انواع و اقسام ظلم ها و بی عدالتی ها باشند. ظلم هایی که در غیاب مجری قانون و فقدان آموزش شکل می گیرند.یک روز معمولی را در نظر بگیرید. صبح از خواب بیدار می شوید و می خواهید به سر کارتان بروید.به محض ورود به خیابان با رانندگانی مواجه می شوید که کارشان ترس انداختن به جان رهگذران و دیگر رانندگان است. اگر از دست این رانندگان جان سالم به در ببرید آنگاه به سر کارتان می رسید. اگر کارمند باشید که باید حرف های صدمن یک غاز همکاران و غیبت ها و تهمت ها و زیرآبی رفتن‌شان را تحمل کنید. و اگر کاسب باشید مجبورید با مشتریانِ بی ادب و منفعت طلب سر و کله بزنید. و در آخر اگر برای کاری، راهتان به اداره‌هایی با کارمندان قلدر مآب نیافتد آنگاه می توانید از همان خیابان های وحشت آفرین یا پیاده روهای پر از موتورسوار به منزل برگردید تا اگر همسایه شما اجازه داد بتوانید شبی آرام را سر بر بالشت بگزارید.همگی هر روز صبح تا شب با آدم هایی سر و کار داریم که تنها به منفعت خود می اندیشند و هر منظقی که با منفعت‌شان سازگار نباشد را زیر پا له می کنند.به قول شکسپیر: اگر می‌خواهی آدم‌ها را اقناع کنی، با منافع‌شان صحبت کن و نه با منطق‌شان.راه حلزیربنای هر کشوری را دو رُکن اساسی زیر تشکیل می دهد:آموزشقانوندر کشوری که نه قانون دارد (در ایران مجری قانون نداریم) و نه آموزش و پرورش درست و حسابی دارد، پس تا قیام قیامت اوضاع بر همین منوال خواهد گذشت و اگر این کشور ثروتمندترین کشور دنیا هم بشود باز همین آش و همین کاسه خواهد بود.نکته: فقر اقتصادی بدون شک عامل تشدید کننده‌ی فقر فرهنگی است ولی مولد آن نیست.بنابراین برای ساختن ایرانی آباد ابتدا باید آموزش را از سنین پایه شروع کرد. و سپس قانون را بدن کم و کاست اجرا نمود. تجربه نشان داده است که اوج زمان یادگیری در دوران کودکی است و آموزش های فرهنگی در این دوره سنی بهترین بازخورد را دارد. و هرچه فرد بزرگ تر می شود، خلقیات و رفتارش ثبات بیشتری می پذیرد.در دوران بچگی است که کودک یاد می گیرد، منافع جمع را به منفعت شخصی ترجیح دهد و آرامش دیگران را فدای لذت و خودخواهی خویش نکند. همچنین اگر قانون نباشد، حتی یک نفر آدم بی ملاحضه می تواند زندگی را به کام هزاران نفر دیگر در جامعه تلخ کند.آموزش و قانون تنها راه نجاتِ فرهنگ و اقتصادِ ایران هستند.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 13:15:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیبر نوری</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D9%81%DB%8C%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C-miuewoyrikye</link>
                <description>در این نوشتار می خواهیم به فیبر نوری مخابرات و فیبر نوری برج ها و مجتمع های مسکونی و تجاری بپردازیم. همچنین به فیبر نوری کارخانه‌ ها، فیبر نوری پالایشگاه ها و فیبر نوری منازل خواهیم پرداخت.فیبر نوری چیست؟تا دیروز انتقال اطلاعات در شبکه از طریق کابل های اترنت یا همان کابل شبکه صورت می گرفت. مبنا و پایه انتقال دیتا در کابل های شبکه بر اساس جریان الکتریسیته بود. ولی نه تنها مبا محدودیت سرعت و ظرفیت پهنای باند در این کابل های شبکه مواجه بودیم بلکه مسافت کوتاه انتقال دیتا نیز قوز بالا قوز بود. برای همین تکنولوژی فیبر نوری به بازار آمد تا هر سه مشکل یاد شده را برطرف کند.انتقال دیتا در فیبر نوری از طریق پالس های نوری و توسط ذرات فوتون صورت می گیرد. همین که می گوییم نور پس با سرعتی خارق العاده مواجه هستیم. همانطور که می دانید سرعت نور بسیار زیاد است و در کسری از ثانیه می تواند اطلاعات را از این سر دنیا به آن سر دنیا مخابره کند.پایه و اساس تکنولوژی فیبر نوری بر کابل های فیبرنوری استوار شده است. کابل هایی که توسط تارهای کریستالی قادر به انتقال نور می باشند. البته در اینجا باید یادی هم کنیم از نقش مهم و حیاتی مبدل های فیبر نوری در دو طرف فرسته و گیرنده که اگر نبودند این نور به درد ما هیچ نمی خورد.فیبر نوری مخابراتچند سالی است که شرکت مخابرات اقدام به توسعه زیرساخت های مخابراتی کشور با تبدیل زیرساخت های به فیبر نوری نموده است. به این شکل که دو سرویس مهم و عمومی تلفن و اینترنت که تا پیش از این بر روی کابل زوج سیم مسی ارایه می شد، زین پس بر روی کابل فیبر نوری به مشترکان خانگی و تجاری ارایه می شود.بدین منظور شرکت مخابرات اقدام به کابل کشی فیبر نوری از مرکز مخابراتی تا محله های شهر کرده است. مثلا در تهران اگر یک مشترک تجازی یا مسکونی بخواهد از مخابرات خط تلفن یا اینترنت بگیرد باید از زیرساخت فیبر نوری مخابرات استان تهران استفاده نماید. زیرساخت فیبر نوری مخابرات تهران تقریبا در تمامی سطح شهر گسترده شده است.فیبر نوری برج های مسکونی و تجاریدر برج های تجاری و مجتمع های مسکونی دیگر مانند سابق در سراسر ساختمان کابل مسی نمی کشند. کابل های موازی و درهم برهم که هر یک برای یک سرویس جداگانه استفاده می شدند. امروز زیرساخت فیبر نوری برج های مسکونی و تجاری جای تمامی کابل کشی های موازی را گرفته است و تمامی سرویس های اینترنت و تلفن و آیفون تصویری و دوربین مداربسته و سیستم هوشمند ساختمان همگی بر روی یک تار فیبر نوری قابل ارایه به کلیه واحدها یا مغازه های برج می باشند.فیبر نوری کارخانه هادر کارگاه ها یا کارخانه های بزرگ معمولا از کابل فیبر نوری به منظور انتقال دیتا در مسافت های طولانی استفاده می شود ولی گاها سرعت و ظرفیت کابل فیبر نوری نیز مد نظر است. حتی دیده شده که از زیرساخت فیبر نوری کارخانه ها به منظور بهره گیری از تکنولوژی GPON نیز بهره برداری شده است.فیبر نوری پالایشگاه هامعمولا سیستم های نظارت تصویری یا انتقال دیتای عملیاتی در پالایشگاه ها سبب شده تا از تکنولوژی فیبر نوری و پیاده سازی زیرساخت فیبر نوری پالایشگاه بهره گیری شود.فیبر نوری منازلهمانطور که بیان شد کلیه منازل مسکونی نیز برای دسترسی به تلفن و اینترنت مخابراتی باید از زیرساخت فیبر نوری مخابرات استان تهران تا جلوی در تک تک ساختمان های مسکونی استفاده نمایند.نکته:البته منازل یا حتی برج ها می توانند بی خیال سرویس تلفن و اینترنت مخابرات شوند و اقدام به دریافت این دو سرویس از شرکت های خصوصی صاحب نام نمایند. برای اینکار مجبور هستند از تجهیزات رادیویی و بی سیم جهت برقراری ارتباط با شرکت های خصوصی استفاده نمایند و کلیه سرویس های مورد نیازشان را بر روی بستر بی سیم دریافت نمایند.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Tue, 16 Sep 2025 12:02:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب‌های محمدرضا نیکوکلام مظفر</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B8%D9%81%D8%B1-wejolmzvgxf8</link>
                <description>سه عنوان کتاب تا کنون توسط محمدرضا نیکوکلام مظفر نویسنده و پژوهشگر اهل قلم به چاپ رسیده است.کتاب راه‌کارهای مجازی سازی در شبکهکتاب راه کارهای مجازی سازی در شبکه نوشته محمدرضا نیکوکلام مظفر در سال ۱۳۹۱ توسط انتشارات پندار پارس به چاپ رسیده است.در این کتاب به تکنولوژی های مجازی سازی و سیستم های پردازش ابری پرداخته شده است.مطالب کلی کتاب راجب دو پلتفرم مجازی سازی و دو مدل از Hypervisor های معروف شبکه به نام های Microsoft Hyper-V و VMware vSphere می‌باشد.محمدرضا نیکوکلام مظفرکتاب وقتی آدم گم می‌شودکتاب وقتی آدم گم می‌شود نوشته محمدرضا نیکوکلام مظفر در سال 1396 توسط انتشارات حکمت فراز به چاپ رسیده است.در این کتاب، داستان جوان کوهنوردی روایت می‌شود که نگاهی ژرف به وقایع دارد.محمدرضا نیکوکلام مظفرکتاب خوشمزه‌ ترین‌هاکتاب خوشمزه ترین‌ها نوشته محمدرضا نیکوکلام مظفر در سال 1403 توسط انتشارات متخصصان به چاپ رسیده است.در این کتاب، داستان کودک ماجراجویی روایت می‌شود که به سفر دور ایران می‌رود و غذاهای سالم و مقوی هر شهر را نوش جان می کند.محمدرضا نیکوکلام مظفرمحمدرضا نیکوکلام مظفر متولد 1363 در تهران</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Thu, 21 Aug 2025 23:29:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رشد مالیات بدون خدمات</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-xwg7ci5iny2a</link>
                <description>بالاخره پس از صد سال مالیات گریزی جامعه ایران، ساز و کاری قابل اجرا برای شناسایی مودیان مالیاتی و دریافت مالیات وضع گردید و به یُمن سامانه های بانکداری، از فرار مالیاتی به طرز چشمگیری جلوگیری به عمل آورد.حال جامعه ایران برخلاف تمام دوران ها ملزم به پرداخت مالیات می باشد هرچند اگر میزان مالیات دریافتی متناسب با وضعیت اقتصادی حال حاضر نباشد.چرا وضعیت اقتصادی، چون خواه یا ناخواه بخشی از بار مالیات پرداختی توسط مشاغل در نهایت بر دوش مصرف کننده نهایی یعنی مردم خواهد بود و همین موضوع سبب افزایش هزینه های زندگی در جامعه ایران می شود. البته شاید در مقام دفاع از شفافیت مالیاتی بتوان چنین بیان نمود که نقاط مثبت آن بیش از نکات منفی آن می باشد.حال تمامی کسب و کارها اعم از خصوصی و دولتی موظف به پرداخت مالیات تکلیفی خود طبق قانون می باشند و کار مدیران مالی متخلف در سندسازی و کتمان درآمدها بسیار سخت تر از گذشته شده است. نه تنها سخت شده بلکه عواقب قانونی کتمان شامل جرایم سنگین مالی نیز خواهد بود. و همین امر کار را برای فرار مالیاتی سخت تر می نماید.البته هستند سازمان های فرادولتی که ممکن است عدم شفافیت مالی شان، شاعبه تبعیض مالیاتی را در اذهان تداعی کند ولی با وضعیت سخت اقتصادی کشور بعید است عدم شفافیت دوام بیاورد.در کنار تمامی محاسن دریافت وجوه مالیاتی باید از چهار نقص یا خطر بالقوه برای عموم مالیات دهندگان یاد کرد: عدم ارایه خدمات متناسب با مالیات دریافتیوقتی یک کارمند یا کاسب و مدیر سازمان ملزم به پرداخت بخش قابل توجهی از درآمدش به صندوق دولت می شود، در ازای آن درخواست خدمات متناسب با مالیات پرداختی اش دارد. بنابراین عدم دریافت خدمات متناسب می تواند زمینه ساز بروز نارضایتی گردد.در کشورهای توسعه یافته، شما هرچقدر که مالیات بیشتری پرداخت کنید ممکن است علاوه بر خدمات عمومی مناسب، تا حدی خدمات ویژه نیز دریافت نمایید.اگر مشاغل نتوانند خدمات خوبی دریافت نمایند آنگاه از پرداخت مالیات سرخورده و مایوس خواهند شد و دیر یا زود با آن مخالفت خواهند کرد. ولی اگر سطح کیفی و کمی خدمات بالا رود آنگاه رضایت شهروندان نیز تامین خواهد شد. رشوه و قوانین سختگیرانهوقتی مالیات دهنده بخش قابل توجهی از درآمدش را به دولت می پردازد ناخوادآگاه انتظار دارد دیگر سدی سر راه کسب و کارش نباشد و با تیغ قانون کارش را به تاخیر نیانداخته یا با مشکل مواجه نسازند.بنابراین در کنار سلامت کاری در بخش های خدماتی و دولتی، نیاز مبرم به حذف قوانین تبعیض آمیز و سخت گیرانه وجود دارد تا ضمن افزایش سهولت کسب و کار، موجب کاهش نارضایتی مالیاتی گردد. شفافیت هزینه کرد درآمد مالیاتیمالیات دهنده انتظار دارد که پول مالیاتی اش در سازمان های تاثرگذار بر رفاه عمومی و رشد و پیشرفت کشور هزینه شود.بنابراین تخصیص بودجه به سازمان های عریض و طویل کم تاثیر در کشور می تواند موجب هدر رفت منابع مالیاتی و درآمدی دولت ها شود و سد راه پیشرفت مملکت گردد. عدم تناسب مالیات با درآمد و بازارهای موازیبرای مثال بازنشسته ای که تنها منبع درآمدش مستمری دوران بازنشستگی است قادر به پرداخت عوارض شهری یا مالیات های تکلیفی بیش از سقف خرجی سالیانه اش نخواهد بود. و یا کسب و کاری که هزینه های جاری اش زیاد باشد نمی تواند مالیات سنگین پرداخت کند.و نیز اگر سرمایه گذاری در مشاغل، بازده خوبی به همراه نداشته باشد باید منتظر سیل ورود سرمایه ها به بازارهایی با شفافیت کمتر و یا دلال مسلک باشیم. سخن پایانیخیلی ساده و بی تکلف باید این نکته را به مسئولین گوشزد نمود که:مالیات گرفتن هنر نیست. هنر اصلی در افزایش سطح رفاه عمومی است.ارایه خدمات در شان مردم، عدم تبعیض مالیاتی، تناسب مالیات با درآمد، مبارزه با رشوه خواری و حذف رانت تشکلات کم بازده از بودجه کشور همگی در ارتباط تنگاتنگ با مالیات دریافتی می باشند.محمدرضا نیکوکلاممالیات</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jul 2025 23:33:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیلبوردهای قاتل</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%A8%DB%8C%D9%84%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-bvtxmyh7gjwq</link>
                <description>هر از گاهی خبری در مورد زورگیری و دزدی از رهگذران بر روی پل های عابر پیاده به گوش می رسد. چند روزی در خبرگزاری ها دست به دست می چرخد و سپس به فراموشی سپرده می شود تا زمان زورگیری بعدی ....این قبیل اتفاقات تلخ، تمام شدنی نیستند و بسیار پیش می آید که سارقان و زورگیران بر روی پل عابر پیاده اقدام به خفت گیری رهگذران می نمایند.ولی چرا پل هوایی عابر پیاده؟اغلب پل های عابر پیاده به دلیل مشرف بودن به اتوبان ها و خیابان ها، محل مناسبی برای نصب تابلوهای تبلیغاتی می باشند و آورده مالی قابل توجهی برای شهرداری به همراه دارند.نصب بیلبوردهای بزرگ تبلیغاتی بر روی پل عابر پیاده، سبب شده تا خلافکاران بدون دیده شدن اقدام به زورگیری از رهگذران کنند به ویژه از افراد مسن و خانم ها که قدرت مقابله چندانی با زورگیران ندارند.به طور حتم آمار دقیق زورگیری روی پل های عابر پیاده توسط پلیس ثبت شده است و شاید اگر پلیس آمار آن را منتشر نماید، بتوان به شدت و حِدت آن پی برد ولی واضح است که تاکنون به عواقب ایجاد ناامنی توسط تابلوها برای شهروندان پرداخته نشده است.آنچه مسلم است این است که امنیت مردم فدای سودآوری تابلوهای تبلیغاتی شده است و نباید به سادگی از کنار چنین وقایعی عبور کرد.محمدرضا نیکوکلامبیلبورد پل هوایی عابر پیاده</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jul 2025 23:25:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حیاط خلوت طب سنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%B7-%D8%AE%D9%84%D9%88%D8%AA-%D8%B7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-pxdbloawdjkx</link>
                <description>سالن پذیرش مملو از بیمارانی است که از پزشکی نوین جواب نگرفته‌اند و آخرین امیدشان طب سنتی است. گاه طب ایرانی می‌خوانندش و گاه طب اسلامی و گاهی ترکیب هر دو.برخی نیز به طور کل اعتقادی به پزشکی مدرن ندارند و از همان ابتدای کار به طبیبان سنتی مراجعه می‌کنند.فضای درمانگاه‌های طب سنتی اغلب چندان شباهتی به کلینیک‌های مدرن ندارد و گونه‌ای از بی‌نظمی را می‌توان در این مکان‌ها دید. نه فقط بی‌نظمی که اهمال در رعایت بهداشت نیز گاها قابل مشاهده می‌باشد.یکی از درمانگاه‌های طب سنتی معروف غرب تهران در محوطه امام زاده عینعلی و زینعلی واقع در پونک واقع شده است که همه روزه پذیرای خیل عظیمی از مردم دردمند است. مردمی که چشم امیدشان به طب تجربی قدیم دوخته شده و انصافا هم در برخی بیماری‌ها موثر و کارامد ظاهر می شود و نتیجه بخش می‌باشد.ولی متاسفانه در سایه عدم نظارت صحیح و یا چشم پوشی دستگاه‌های نظارتی تبدیل به حیاط خلوت اطبا سنتی شده است. برای نمونه ویزیت یک پزشک متخصص چیزی در حدود دویست هزار تومان می باشد در حالی که درمانگرهای طب سنتی ویزیت‌های حدود چهارصد هزار تومانی دریافت می‌کنند.البته هزینه ویزیت به همین جا ختم نمی‌شود و بیمار بنا به توصیه طبیب ترغیب به خرید ترکیبات گیاهی گران قیمتی می‌شود که گاه تا چند میلیون هزینه روی دست بیمار می‌گزارد.چنین غفلتی از دستگاه‌های نظارتی بسیار تعجب آور است.امید است که متولیان امر فارغ از نفوذ برخی حکمای طب سنتی وارد عمل شده و سامانی به اوضاع آشفته‌ی طب سنتی ایرانی و اسلامی بدهند.محمدرضا نیکوکلام</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Fri, 06 Sep 2024 02:00:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیابان‌های خالی از پلیس</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3-drunduf9kq9x</link>
                <description>شب‌های پایتخت در غیاب ماموران پلیس یا حضور کم تعدادشان تبدیل به جولانگاهی برای رانندگان پرخطر گشته است.رانندگانی که گاها از فرط خطرپذیری و ریسک پذیری به مردمان مست یا نشئه‌ای می‌مانند که جان دیگران برایشان کوچکترین اهمیتی ندارد.در حالی این رانندگان، سوداگری مرگ آن هم در وسط شهر می‌کنند که گویی خیالشان از بابت تاوان‌های سنگین قانونی راحت است و گاها هیچ اعتراضی را نیز از جانب خودروهای دیگر بر نمی‌تابند و با گستاخی هرچه تمام رفتار می‌نمایند.در اتوبان‌های شهیدان بابایی و حکیم و همت و باکری و شیخ فضل الله و گاها آزادگان و سعیدی و جاده شهریار و بسیاری دیگر در اغلب اوقات جای خالی پلیس حس می‌شود. و نیز هستند اتوبان‌هایی مانند ساوه که به جاده مرگ معروف شده‌اند و با وجود حضور پلیس مستقر ولی رانندگی در آن‌ها بسیار خطرآفرین است.متاسفانه کم کاری و اهمال متولیان آموزشی و فرهنگی بسیار مشهود است و نمی‌توان همه را بر گردن پلیس انداخت ولی از آنجایی که پلیس به عنوان مجری قانون در برخورد مستقیم با مردم قرار دارد معمولا انتظار بیشتری نیز از این مجری قانون می‌رود و امید است با تلاش مضاعف پلیس شاهد بازگشت آرامش و امنیت به خیابان‌های پایتخت باشیم.محمدرضا نیکوکلام</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2024 12:12:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تهران بوی گل و صدای گلوله</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%84-%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D9%88%D9%84%D9%87-dxmnfrdbufne</link>
                <description>در شهر زیبای آمستردامِ هلند محله‌ای هست به نام خیابان ردلایت که همه جور فسق و فجوری در آن یافت می‌شود. ولی معروفیت‌اش به دلیل کافه‌های متعددی است که حشیش و ماری جوآنا برای مشتریان سرور می‌کنند. مشتریانی اغلب از کشورهای اطراف که اجازه کشیدن مواد مخدر را در کشور خودشان ندارند. و با ولع خاصی در خیابان ردلایت پرسه می‌زنند.ولی کافیست از محله ردلایت فاصله بگیرید تا زیبایی‌های خیره کننده شهر آمستردام را به نظاره بنشینید.در تهران امروز کار به جایی رسیده است که جای جای آن تبدیل به یک خیابان ردلایت شده است. در معابر و پیاده‌رو ها یا پشت چراغ قرمز و ترافیک‌های شهری بوی مواد مخدر به مشام می‌رسد.ماده مخدری به نام گل با بویی تند و زننده که پیر و جوان را شیفته خودش ساخته و به قول دکتر شریعتی: از فرط عمومیت وقاحت‌اش از یاد رفته است.اغلب اوایل روز در ترافیک‌های صبحگاهی به مشام می‌رسد و هنگام عصر بیشتر در پیاده رو و بوستان‌های شهری استشمام می‌شود.شاید با کمی دقت و نکته سنجی بتوان به این نتیجه رسید که فراگیر شدن مصرف گل در بین جوانان و میان‌سالان پس از اعتراضات اخیر رو به شدت و فزونی نهاده است. ولی این تنها معضل جدید این روزهای پایتخت نمی‌باشد.تا پیش از این برخی از رانندگان جوان برای اسپرت جلوه دادن ماشین‌شان اقدام به کاهش ارتفاع کمک فنرهای خودرو و نصب دریچه اگزوز می‌کردند تا وقتی گاز می‌دهند صدای گوشخراش اگزوز بلند شود.ولی به تازگی سیستمی جدید بر روی اگزوزها نصب می‌کنند که هرگاه اراده کنند صدای اگزوز تبدیل به صدای شلیک‌های پی در پی گلوله می‌شود.این صدای ترسناک بی شباهت به صدای حاصل از شلیک گلوله‌های جنگی نمی‌باشد و هر رهگذری را به اشتباه می‌اندازند و تصور شلیک گلوله را در ذهن دیگران تداعی می‌نماید.حال تصور کنید همین دو مورد بوی گل و صدای گلوله چقدر می‌تواند سلامت روانی چندین میلیون نفر شهروند را به صورت روزانه تحت شعاع قرار دهد و به گسترش ناهنجاری‌ها کمک کند.اگرچه معضلات شهرهای بزرگی چون تهران فراتر از این قبیل موارد است ولی این دو ناهنجاری ذکر شده قدمت چندانی ندارند و شاید هنوز برای فرهنگ سازی یا قانونمداری دیر نشده باشد.محمدرضا نیکوکلام</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2024 11:45:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوانین ویترینی</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%88%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-ex4nmkg9lrzo</link>
                <description>بسیار بعید است در شهرهای بزرگ زندگی کنید و شاهد مواردی از قانون شکنی نباشید. به ویژه در کلان شهری چون تهران که انواع مصادیق نقض قانون یا دور زدن قانون تبدیل به امری قابل قبول در بین عموم مردم شده و دیگر ناهنجاری به حساب نمی آیند.امروزه گستره‌ی این بی قانونی در جامعه قابل مشاهده می‌باشد. برای نمونه پایمال شدن حق عابر پیاده توسط خودروها و یا موتورسیکلت هایی که در پیاده‌رو ها یکه تازی می‌کنند امری پذیرفته شده است زیرا دیگر نه مردم عادی بدان اعتراضی می‌کنند و نه نیروهای پلیس حساسیتی به آن دارند. یا بروز انواع خشونت‌های کلامی یا متلک‌های جنسیتی بدون پیگیری مردم و پاسخ جدی از جانب مجریان قانون می‌ماند.در صورتی که بعضا مجازات‌های سختی برای برخی از این مصادیق در قانون پیش بینی شده است! مصادیقی چون رشوه گرفتن و پارتی بازی٬ تعدی به حقوق همسایگان و همشهریان٬ استفاده از رانت‌های اطلاعاتی و مالی٬ هدر دادن منابع ملی٬ عدم رعایت قوانین اجتماعی و حتی پلیدی‌هایی چون دروغ گویی و تهمت زدن و خیانت در امانت و سلب آسایش و بسیاری از موارد دیگر با آنکه قانون‌گذار برای هر یک مجازات‌هایی در نظر گرفته است ولی در سایه عدم اقتدار مجری قانون و نیز هزارتوی سخت و طاقت‌فرسای محاکم و دادگاه‌ها٬ قوانین بی اثر یا کم اثر می‌گردند.و بدین ترتیب در کمال ناباوری شاهد انواع و اقسام قانون‌شکنی از جانب مردم و حتی مسئولین هستیم. از کشاورزی که سموم غیر مجاز استفاده می‌کند تا مسئولی که برای توجیه به دروغ متوسل می‌شود و کاسبی که احتکار می‌کند و در کل مردمی که در حق دیگر اجحاف می‌کنند همگی معلول کم کاری چهار ارگان زیر هستند:نظام لاک پشتی آموزش و پرورشخواب عمیق صدا و سیماتضعیف اقتدار پلیسکندی و پیچیدگی محاکمو نیز مردم و مسئولین که با عدم آگاهی و مسئولیت پذیری و یا منفعت جویی هر یک سهمی در بروز ناهنجاری های روزمره داشته و بر این آتش بی‌نظمی می‌دمند.البته گاهی نیز عدم شفافیت قانون یا به روز نبودن قوانین و یا فراقانونی بودن در سایه عدم نظارت باعث ایجاد مشکل شده و نه تنها مردم بلکه مجریان قانون را نیز سردرگم می‌سازد.همچنین رواج افکار انحرافی و تندروی‌ها به نوبه‌ی خود معضلات اجتماعی را پیچیده تر می‌سازند. پیروی از الگوهای مخربی چون سلبریتی‌های ناهنجار و یا مرشدهای دروغین و لیدرهای فاسد در غیاب الگوهای سازنده اجتماعی رواج پیدا کرده اند و با چاشنی افراط و تفریط عجین شده اند.از طرفداران افراطی تیم‌های ورزشی و سلبریتی‌ها و قومیتی گرفته تا تندروهای حامی حیوانات و محیط زیست و یا ستیزه‌جویی و تندروی در مخالفت با ایدئولوژی های سیاسی و اعتقادی٬ همگان به مثابه زدن تیشه به ریشه‌ی درخت ایران می‌باشند.محمدرضا نیکوکلام</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 12:01:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی روزگاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-leymeykvfttr</link>
                <description>مترواز انتهای واگن مترو٬ زن کولی با بچه‌ای در بغل٬ نزدیک می‌شود. زن چهره‌ای گرد با چشمانی کشیده و پوستی تیره دارد و در بغل‌اش٬ دختربچه‌ای سفید پوست با چشمانی درشت و صورت کشیده و موهایی طلایی رنگ٬ جا خوش کرده است. بی شک زن کولی به همراه آن بچه هر روز از صدها و هزاران مسافر مترو درخواست پول می‌کند بدون آنکه کسی از او بپرسد که این دختر بچه در بغل او کیست؟! چرا پلیس مدارک شناسایی بچه را از او درخواست نمی‌کند! بازار بزرگوجب به وجب بازار مملو از کارگرهای گاری‌ به دست است که اجناس دکان‌ها را به این‌سو و آن‌سو می‌برند. از هر چهار یا پنج کارگر گاریچی٬ یک نفرشان کودک است. کودکانی که با گاری‌های کوچکتر به سختی مشغول کار هستند و رهگذرانی که از کنارشان می‌گذرند بدون اینکه آن‌ها را ببینند یا بپرسند که این کودکان اینجا چه کار می‌کنند!بیلبرد شهریبیلبرد بزرگ روی سر در پاساژ چارسو با پخش تیزرهای فیلم آپاچی خودنمایی می‌کند و بازیگران معروفی را نشان می‌دهد که در حال خوشگذرانی روی قایق‌های لاکچری و لوکس به سبک فیلم‌های هالیوودی هستند. از ماشین لوکس گرفته تا جت اسکی و میهمانی عیانی همه بر روی بیلبرد به آن بزرگی در حال پخش است. به طبع٬ شماتت کردن زندگی لاکچری و خوشگذرانی‌های گران قیمت٬ به تفکرات شبه کمونیستی و پوپولیستی نزدیک خواهد بود ولی در این اوضاع بد اقتصادی و تحت فشار بودن مردمی که در رنج هستند٬ به رخ کشیدن تفریحات لاکچری و گران قیمت٬ آن هم از بیلبردی به آن بزرگی٬ عین بی معرفتیست. دوباره مترودو پسر جوان که هر دو گوشواره به گوش دارند و کلاه و عینکی عجیب بر سر گذاشته‌اند٬ از دختر بچه فال فروش به قیمت پنج هزار تومان یک فال خریدند. دختربچه‌ی ۵ یا ۶ ساله که با گرفتن اسکناس پنج تومانی دلش غنج رفته بود٬ به امید فروختن یک فال دیگر با پسرها گپ و گفت می‌کرد. شوخی‌ها و کارهای دخترک کمی ناهنجار بود ولی پسرها با صبر و حوصله همراهیش می کردند و ناراحت نمی‌شدند. پایان(چهارشنبه هفدهم آذرماه)</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Wed, 08 Dec 2021 22:46:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاوان جامعه</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-b42wcoqzlvjp</link>
                <description>تا همین ده سال پیش در تهران به مجردها خانه اجاره نمی‌دادند. ولی امروزه دیگر سخت‌گیری‌ها همانند سابق نیست چرا که جمعیت مجردهای اجاره نشین بسیار زیاد شده و دیگر نمی‌توان آنان را در چرخه‌ی بازار مسکن نادیده گرفت.در بیست سال اخیر سیل مهاجرت دختران و پسران جویای کار و زندگی بهتر به سمت شهرهای بزرگ سرازیر شده است. انگیزه اصلی پسران پیدا کردن کار و درآمد مناسب است و انگیزه اصلی دختران٬ رهایی از فشارهای اجتماعی در جوامع کوچک و در هم تنیده‌ی روستاها و شهرستان‌های کوچک است. به همین دلیل کمتر دختر و پسر دانشجویی را می‌توان پیدا کرد که پس از اتمام تحصیلاتش در تهران به شهر و روستای خودش برگشته باشد. وقتی امکانات گوناگون٬ درآمد بیشتر٬ آزادی نسبی و زرق و برق‌ها در یک شهر جمع می‌شوند پس چرا نباید به آن شهر رفت و اقامت گزید؟ کاری که همین الان مردم شهرهای بزرگ هم می‌کنند و خیلی‌ها در این سال‌ها به کشورهای مرفه‌ی چون کانادا و آمریکا و استرالیا و اروپا و غیره رفته‌اند.دهه شصت اوج سخت‌گیری‌های اجتماعی بود. در مدارس به آستین کوتاه پسران و جوراب سفید یا لاک دختران گیر می‌دادند ولی الان نسل جوان از آن‌ور بوم افتاده‌اند و کسی حریفشان نیست. روزگاری دختران ازدواج نکرده یا طلاق گرفته زیر نگاه‌ها و حرف‌های سنگین مردم به سختی زندگی می‌کردند و امروزه به قدری جمعیت مجردها و متارکه کرده‌ها زیاد شده که گویی غیر از آن باشد عجیب می‌نماید! روزگاری که اکثریت جامعه به راه رفتن پسر و دختر کنار یکدیگر به دیده‌ی بدی نگاه می‌کردند امروز شاهد هنجار شکنی‌ها هستند. و این است عاقبت افراط و تفریط . . . .گاهی آدمی فقط در حق خودش ظلم می‌کند و گاهی در حق همسایه و همکارش ظالم است. و گاهی گروهی از آدم‌ها در حق عده‌ای دیگر جفا می‌کنند. و در اینجا جامعه‌ای را می‌بینیم که تاوان بی‌فکری هایش را در قبال نسل جدید و قدیم می‌پردازد.البته نباید یک‌طرفه به قاضی رفت و شرایط زمان و مکان را نیز می‌بایست در نظر گرفت. کشوری که در هنگامه‌ی انقلاب و تحولی عظیم به ناگاه دست به گریبان جنگ می‌شود آن هم جنگی هشت ساله! (جنگ جهانی به آن عظمت شش سال طول کشید). جنگی که صدها هزار نفر از جوانان بی‌نظیر این مملکت را با سختی و شدت هرچه تمام با خود بُرد. پس نمی‌توان از چنین جامعه‌ای که هر روز و هر ساعتش عزادار بوده و زیر بمباران‌ها زندگی می‌کرده٬ چندان توقع میانه‌روی و اعتدال داشت هرچند که گفتنش راحت باشد ولی عمل بدان سخت است. از طرف دیگر این جنگ و نیز وقایع پیش از آن موجب شد تا تئوریسین‌ها و مدیران و مدبران خوش‌فکری را از دست بدهیم و همه‌ی این مسایل بر شدت تندروی‌ها افزود.و اما امروز با جامعه‌ای روبرو هستیم که ارزش‌هایش به مرور رنگ می‌بازد و در سایه‌ی ضعف و خلا های قانونی با هرج و مرجی نرم و آرام دست و پنجه نرم می‌کند و افراط و تفریط در آن موج می‌زند. از یک‌سو آدم‌هایی که نفرتی کورکورانه از دین و دولت و اجتماع و حتی گاها از انسان‌ها دارند (برخی افراط گرایان....) و از سوی دیگر آن‌هایی که متعصبانه به عقاید و تفکرات مذهبی و جناحی و مدنی چنگ می‌زنند و باز این راه میانه و اعتدال است که خلوت و کم طرفدار مانده است.برای برون رفت از وضعیت فعلی نیاز به سه رکن اساسی قانون و آموزش و فرهنگ هست و متولیان آن یعنی قوه قضاییه و آموزش‌پرورش و صداسیما باید دست بجنبانند وگرنه روز به روز بر شدت ناهنجاری‌ها افزوده می‌گردد.</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Sun, 07 Nov 2021 13:53:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یتیمان کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@Eternity/%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-o8cqci9kb2fb</link>
                <description>زندگی در این شرایط اقتصادی به اندازه‌ی کافی سخت و دشوار است و آدم بزرگ‌هایش نیز در تامین خوراک و پوشاک و مسکن وا مانده اند دیگر چه برسد به کودکان و افراد کم توان!رهاورد کرونا برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی چیزی بیش از داغ عزیزان بوده و فراتر از عزاداری و گریه و زاری می‌باشد. وقتی سرپرست خانواده آن هم در این شرایط سخت و بغرنج اقتصادی فوت می‌کند آنگاه چه بر سر همسر و فرزندانش می آید؟ کسانی که تا دیروز با تمام کم و کاستی‌ها آبرومندانه زندگی می‌کردند٬ حال چگونه با سیلی سهمگین اقتصادی صورت خود را سرخ نگه دارند؟ در این دوران نابسامان اقتصادی٬ پیدا کردن کار برای افراد با تجربه نیز چندان راحت نیست دیگر چه برسد به کودکی که تا دیروز زیر سایه پدر مشغول درس خواندن بوده و یا مادری که بی خبر از هیاهوی شهر هِرت٬ تنها به آشپزی و رُفت و روب خانه مشغول بوده است. حتی فکر کردن به آخر و عاقبت چنین معضلی دهشتناک خواهد بود.یا باید نشست و دست روی دست گذاشت و مثل خیلی‌ها با بد و بیراه گفتن به مسئولین٬ سر و ته قضیه را هم آورد و یا باید هر کس به اندازه‌ ظرفیتی که دارد آستین‌ها را بالا زده و کاری انجام دهد. از قدیم گفته اند که یک دست صدا ندارد. اگر اکثریت جامعه نسبت به اوضاع و احوال اطرافیان بی تفاوت نباشند و حساسیت به خرج دهند آنگاه هم از درد و رنج جامعه کاسته می‌شود و هم جلوی گسترش بی نظمی و ناهنجاری گرفته می‌شود.حفظ آبروی انسان‌ها و پرهیز از خودنمایی و کمک بدون توقع داشتن٬ سه شرط اولیه و اساسی برای انجام هر کار خیری هستند. به همین سبب داشتن خلاقیت در کمک به دیگران نه تنها پسندیده است بلکه به بزرگ شدن خود آدم نیز کمک می‌کند. و نیز هر کمکی ولو اندک هم که باشد٬ مفید و نیکو خواهد بود.( اگر روش نوین یا پسندیده‌ای برای کمک به دیگران بلد هستید در زیر این مطلب بیان کنید. )به قول نویسنده‌ی شازده کوچولو٬ جناب آنتوان دوسنت اگزوپری در کتاب زمین آدم‌ها (یا شاید هم کتاب پرواز شبانه بود) که می‌گوید: انسان‌ها به همان اندازه که احساس مسئولیت می‌کنند٬ در زندگی آزاد هستند.سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رایشبی دود خلق آتشی برفروخت  ****  شنیدم که بغداد نیمی بسوختیکی شکر گفت اندران خاک و دود  ****  که دکان ما را گزندی نبودجهاندیده‌ای گفتش ای بوالهوس  ****  تو را خود غم خویشتن بود و بس؟ !!!!</description>
                <category>Eternity</category>
                <author>Eternity</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 15:56:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>