<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Experiencee</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Experiencee</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:42:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14339/avatar/tdYQkg.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Experiencee</title>
            <link>https://virgool.io/@Experiencee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>20 درس از هولیگان اسپارو برای مقاومت در برابر سرکوب</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-hooligan-sparrow-%D9%87%D9%88%D9%84%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-esmvta80s8vf</link>
                <description>Ye Haiyan که بیشتر با نام «Hooligan Sparrow» شناخته می‌شود، یکی از جنجالی‌ترین و بی‌پروا‌ترین فعالان حقوق بشر در چین معاصر است؛ زنی که مبارزه‌اش نه از دل ساختارهای رسمی، بلکه از حاشیه‌های سرکوب‌شده جامعه آغاز شد. مستند Hooligan Sparrow روایتی است از اعتراض او به تجاوز سیستماتیک به دختران دانش‌آموز توسط مقامات محلی در چین، و تلاشش برای افشای شبکه‌ای از فساد، سکوت و همدستی حکومتی. فیلم، صرفاً داستان یک کنش سیاسی نیست، بلکه ثبت زنده‌ی هزینه‌ی ایستادگی فردی در برابر دولتی است که حتی همدلی، بدن، و صدای معترض را تهدیدی امنیتی تلقی می‌کند. این مستند، مخاطب را مستقیماً با این پرسش روبه‌رو می‌کند که وقتی قانون خود بخشی از مسئله است، اعتراض چگونه و با چه بهایی ممکن می‌شود. لینک به مستندHooligan Sparrow - Ye Haiyan در اینجا ۲۰ درس کلیدی برای یک فعال سیاسی، همراه با شرح، مثال‌های مستند و چند مثال برای درک این درس ها آورده شده است:۱. مستندسازی، قدرتمندترین سلاح شماستدر محیط‌های سرکوب‌گر، ثبت حقیقت تنها راه مقابله با روایت‌های دولتی است [۱، ۷۷].مثال از مستند: فیلم‌ساز حتی زمانی که اجازه فیلم‌برداری نداشت، از عینک‌های مجهز به دوربین مخفی و ضبط صوت زیر لباسش استفاده کرد تا تعاملات با پلیس را ثبت کند.مثال خلاقانه: استفاده از اپلیکیشن‌هایی که ویدیو را به محض ضبط، به صورت ابری (Cloud) در سرورهای خارج از کشور ذخیره می‌کنند تا حتی با ضبط گوشی، مدارک از بین نرود.۲. قدرت نمادها و نام‌های مستعار را دست‌کم نگیریداستفاده از یک نام نمادین می‌تواند به هویت‌بخشی به مبارزه کمک کند.مثال از مستند: نام مستعار «گنجشک هولیگان» (Sparrow) و عکس معروف او با تابلوی اعتراضی، به نمادی جهانی تبدیل شد که دیگران در سراسر دنیا از آن تقلید کردند.مثال خلاقانه: استفاده از یک رنگ خاص یا یک ماسک با طراحی منحصر‌به‌فرد که بدون فاش کردن هویت، پیام شما را به یک برند سیاسی تبدیل کند.لوگوی گنجشک هولیگان۳. برای بدترین سناریوها بیانیه پیش‌دستانه آماده کنیدفعالان با تجربه می‌دانند که ممکن است تحت فشار به اعترافات اجباری یا خودکشی ساختگی کشانده شوند.مثال از مستند: فعالان قبل از شروع حرکت، بیانیه‌ای صادر کردند که در آن تاکید داشتند تمایل به خودکشی ندارند تا در صورت مرگ مشکوک در بازداشت، راه برچسب زدن بسته شود.مثال خلاقانه: داشتن یک «کلید مرگ» (Dead Man&#039;s Switch) دیجیتال که در صورت عدم تایید سلامت روزانه توسط فعال، به طور خودکار وصیت‌نامه و اسناد افشاگرانه را منتشر کند.منظور از کلید مرگ یک مکانیزم هست شبیه به همون بتری هایی که افرادی نمیتونستن در میانه ی اقیانوس نجات پیدا کنن مینداختن توی آب تا شاید کسی اون رو پیدا کنه و بتونه بازش کنه و پیامش به دیگران برسه. مثال امروزینش ارسال محتوای زمانبندی شده برای یک فرد در تلگرام هست که اون رو هر دو روز یا هر یک روز به تاخیر میندازین. یا اینکه در شرایط حساس اون رو تنظیم میکنین:قابلیت ارسال زمان بندی شده Schedule Message۴. سواد حقوقی خود را بالا ببریددانستن قوانین، حتی در سیستم‌های ناعادلانه، به شما قدرت چانه زنی می‌دهد.مثال از مستند: فعالان بروشورهایی حاوی مواد قانونی مربوط به حقوق کودکان و مجازات متجاوزان را بین مردم پخش می‌کردند تا آگاهی عمومی ایجاد کنند.مثال خلاقانه: طراحی بازی‌های کارتی یا اینفوگرافیک‌های ساده که حقوق اولیه بازداشت‌شدگان را به زبان عامیانه آموزش دهد.۵. اتحاد با وکلا و متخصصان ضروری استمبارزه سیاسی بدون چتر حمایتی حقوقی بسیار آسیب‌پذیر است.مثال از مستند: وکیل «وانگ» با وجود خطرات، پابه‌پای «اسپارو» برای ثبت شکایت علیه بازداشت غیرقانونی او تلاش می‌کرد.مثال خلاقانه: تشکیل یک شبکه «وکلای آنکال» (On-call) که در لحظه بازداشت فعالان، آماده باشند تا به سرعت اطلاع‌رسانی حقوقی کنند.۶. از رسانه‌های اجتماعی برای نظارت عمومی استفاده کنیدفشار افکار عمومی می‌تواند هزینه‌ی سرکوب را برای حکومت بالا ببرد.مثال از مستند: وقتی پلیس از پذیرش درخواست حفاظت شهروندی امتناع کرد، انتشار عکس این برخورد در شبکه‌های اجتماعی باعث شد ۱۵۰۰ بار بازنشر شود و فشار ایجاد کند.مثال خلاقانه: راه‌اندازی کمپین‌های «توفان توییتری» متمرکز بر یک مقام مسئول خاص برای پاسخگو کردن او در سطح بین‌المللی.۷. استفاده هوشمندانه از تکنولوژی پنهاندر فضایی که دوربین ممنوع است، خلاقیت در پنهان‌سازی حیاتی است.مثال از مستند: فیلم‌ساز قطعات دوربین را از هم جدا و پنهان کرد تا در بازرسی‌ها لو نرود.مثال خلاقانه: استفاده از کیف‌های مخصوصی که امواج GPS و موبایل را مسدود می‌کنند (Faraday cage) تا در هنگام خروج از جلسات مخفی، قابل ردیابی نباشید.قفس فلزی که میتونه مانعی باشه در برابر پیدا کردن شما با امواج تلفن همراه۸. روایت‌های شخصی و انسانی بسازیداعداد و ارقام به اندازه داستان‌های انسانی تاثیرگذار نیستند.مثال از مستند: اسپارو بر هویت خود به عنوان یک «مادر مجرد» تاکید می‌کرد تا همدلی سایر مادران را برانگیزد.مثال خلاقانه: ساخت پادکست‌هایی که در آن خانواده‌های زندانیان سیاسی از خاطرات روزمره و انسانی آن‌ها می‌گویند تا از آن‌ها «انسان زدایی و چهره زدایی» نشود.۹. برای بی‌خانمانی و جابجایی مداوم آماده باشیدفشار بر صاحب‌خانه‌ها برای اخراج فعالان، یک تاکتیک رایج سرکوب است.مثال از مستند: اسپارو و دخترش بارها از خانه‌ها و هتل‌های مختلف اخراج شدند و حتی وسایلشان در کنار بزرگراه رها شد.مثال خلاقانه: ایجاد شبکه‌ای از «خانه‌های امن» داوطلبانه توسط شهروندان معمولی که به طور موقت به فعالان تحت تعقیب پناه دهند. یا خانه ی آشنایان و اقوام که اتاقی در گوشه ای دارند تا شما استفاده کنید.۱۰. با دروغ‌های رسانه‌های دولتی مقابله کنیدحکومت از خبرنگاران وابسته برای تخریب چهره فعالان استفاده می‌کند.مثال از مستند: خبرنگاری که خود را دوست نشان داده بود، مصاحبه دختر اسپارو را تحریف کرد تا اسپارو را یک جنایتکار جلوه دهد.مثال خلاقانه: ضبط همزمان تمام مصاحبه‌هایی که با رسانه‌های دولتی انجام می‌دهید و انتشار نسخه کامل و بدون سانسور آن در پلتفرم‌های مستقل.مقابله با پروپاگاندا۱۱. ریشه‌های اقتصادی مشکلات را شناسایی کنیدفعالیت سیاسی موثر باید بداند چرا مردم به سمت رفتارهای خاص می‌روندمثال از مستند: اسپارو توضیح می‌دهد که فقر ریشه اصلی روی آوردن زنان روستایی به کار جنسی و فدا کردن خود برای خانواده است.مثال خلاقانه: راه‌اندازی تعاونی‌های خوداشتغالی برای خانواده‌های آسیب‌دیده سیاسی تا وابستگی مالی آن‌ها به نهادهای دولتی قطع شود.۱۲. از طنز و کنایه به عنوان ابزار مبارزه استفاده کنیدطنز می‌تواند ترس را بریزد و پیام را ماندگار کند.مثال از مستند: اسپارو با شوخی می‌گفت «در کمونیسم حتی سکس هم رایگان است» تا پوچی ادعاهای دولتی را به چالش بکشد.مثال خلاقانه: ساخت میم‌های اینترنتی (Memes) از سوتی‌های مسئولین یا پلیس در هنگام برخورد با معترضان.مم۱۳. تاثیر فعالیت خود بر خانواده را مدیریت کنیدخانواده فعال، اولین هدف فشارهای روانی حکومت است.مثال از مستند: اسپارو سعی می‌کرد والدین روستایی خود را از جزییات خطرناک کارش دور نگه دارد تا آن‌ها آسیب نبینند.مثال خلاقانه: برگزاری جلسات مشاوره گروهی برای فرزندان فعالان سیاسی تا بدانند فعالیت والدینشان نه از روی بی‌مسئولیتی، بلکه برای آینده آن‌هاست.۱۴. شکست در دادگاه، لزوماً شکست در مبارزه نیستگاهی هدف از دادگاه، نه پیروزی حقوقی، بلکه افشای فساد سیستم است.مثال از مستند: با اینکه می‌دانستند در دادگاه بازنده می‌شوند، اما برای ثبت در تاریخ و قضاوت مردم، علیه پلیس شکایت کردند.مثال خلاقانه: تبدیل دفاعیه دادگاه به یک مانیفست سیاسی و انتشار آن به عنوان یک سند تاریخی در فضای مجازی.۱۵. مراقب نفوذی‌ها و «جمعیت‌های اجاره‌ای» باشیدحکومت‌ها از اراذل و اوباش برای حمله به فعالان استفاده می‌کنند تا آن را «خشم مردمی» جلوه دهند.یادتان به گوسفندان داستان قلعه ی حیوانات هست؟ چارپای خوب دوپای بد! چارپای خوب دوپای بد!مثال از مستند: افرادی اجیر شده بودند تا جلوی خانه اسپارو تظاهرات کنند و او را «فاحشه» خطاب کنند تا چهره‌اش را در محله تخریب کنند.مثال خلاقانه: شناسایی و تصویربرداری از لیدرهای این حملات و افشای ارتباطات مالی یا سازمانی آن‌ها با نهادهای امنیتی.۱۶. امنیت دیجیتال و فیزیکی را همزمان پیش ببریدیک اشتباه کوچک در ردیابی می‌تواند کل شبکه را لو بدهد.مثال از مستند: پلیس از طریق خرید بلیط قطار با کارت شناسایی، فیلم‌ساز را تا شانگهای ردیابی کرد.مثال خلاقانه: استفاده از نام‌های مستعار در اپلیکیشن‌های تاکسی اینترنتی و تغییر مداوم مسیرها برای گمراه کردن تیم‌های تعقیب.۱۷. همبستگی بین‌المللی ایجاد کنیدوقتی صدای شما در داخل خفه می‌شود، باید از بیرون مرزها پژواک بگیرید.مثال از مستند: کمپین‌های جهانی برای حمایت از اسپارو باعث شد او پس از ۱۳ روز بازداشت آزاد شود.مثال خلاقانه: برپایی نمایشگاه‌هایی از وسایل شخصی فعالان سرکوب شده در گالری‌های هنری دنیا (مشابه کاری که با وسایل اسپارو در نیویورک انجام شد).۱۸. شجاعت مسری است؛ اولین نفر باشیددر فضای ترس، دیدن یک نفر که ایستادگی می‌کند به دیگران جرات می‌دهد.مثال از مستند: حضور افرادی که قبلاً اسپارو را ندیده بودند اما برای حمایت به آپارتمان او آمدند، نشان از قدرت الهام‌بخشی او داشت.مثال خلاقانه: انجام یک کنش فردی نمادین در یک مکان عمومی (مثل ایستادن روی سکو با یک پلاکارد سفید) که دیگران را به پیوستن تشویق کند.من همینجام!۱۹. از تضادهای درونی سیستم استفاده کنیدسیستم‌های سرکوب‌گر همیشه یکپارچه نیستند.مثال از مستند: اسپارو روی این موضوع قمار کرد که پلیس برای جلوگیری از جنجال بزرگتر در سطح ملی، ممکن است در آن لحظه خاص آن‌ها را بازداشت نکند.مثال خلاقانه: شناسایی شکاف بین نهادهای مختلف (مثلاً شهرداری و نیروی انتظامی) و استفاده از خلاءهای قانونی برای پیشبرد اعتراض.۲۰. تداوم، مهم‌تر از شدت استفعالیت سیاسی یک دو استقامت است، نه دو سرعت.مثال از مستند: با وجود ضرب و شتم، بازداشت و اخراج، اسپارو و همراهانش همچنان به راه خود ادامه دادند و تسلیم نشدند.مثال خلاقانه: ایجاد برنامه‌های مطالعاتی یا گروه‌های حمایتی کوچک که حتی در زمان‌های رکود سیاسی، شعله آگاهی را روشن نگه دارند.در پایان، کار یک فعال سیاسی مانند «گنجشکی» در برابر طوفان است؛ شاید کوچک به نظر برسد، اما با تداوم حضور و آواز خود، می‌تواند لرزه بر تن ساختارهای صلب و ناعادلانه بیندازد.لاکپشت باش!</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jan 2026 17:25:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ کانال یوتیوب تحلیل و موشکافی فیلم به زبان فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-u3ocqpl5xxzc</link>
                <description>اولین کانال که اگر اهل تحلیل فیلم باشید احتمالا می‌شناسید احسان منصوری هست عکسش اون بالاست و کانالش به آدرس: https://www.youtube.com/@ehsanmansoori/videosدومین کانال که خیلی دوست دارم فاکس‌موویز هست که بسیار فعاله. که گوینده‌اش به نظر یک افغان هست. کیفیت اجراش مثال‌زدنیه. و اساسا اگر فیلمی برای تماشا ندارید از این کانال به تعداد زیادی فیلم خوب میرسید به آدرس:https://www.youtube.com/@fox-movies/videosسومین کانال  فیلم‌باز هست که محسن داره مدیریتش میکنه و فرد فعالی در زمینه تحلیل فیلمه. که اگر از فیلم‌هایی سر در نیاوردید دیدن ویدیوی تحلیل فیلم‌هاش درست مثل احسان منصوری مفیده به آدرس:https://www.youtube.com/@Filmbaz/videos</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Wed, 06 Dec 2023 10:08:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند فیلم برای روز جمعه به سلیقه من</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B2-yrgqhedp7hhe</link>
                <description>Pan&#x27;s LabyrinthTangerinesAméliebad times at the el royalThe Book of EliThe platformRun Lola RunAtomic BlondeWild12 Angry manاگر مثل من اهل فیلم‌های بزن و بکش اما بی‌محتوا نباشین احتمال میدم اهل فیلم‌های مفهومی و متمایز باشین که از دیدن صحنه‌های کشتن و خون‌ریزی هم لزوما بدتون نمیاد. کسی به این اعتراف نمیکنه اما بیشترمون دوستشون داریم. این چند تا فیلم که خودتون باید پیدا و دانلود کنین نه شبیه هم و تو یه ژانرن نه به سلیقه‌ی همه می‌خورن. اما اگر فیلم‌باز هم باشید قول میدم حداقل از اینها باشه که ندیده باشین.</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Fri, 27 Jan 2023 10:28:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست همسان سازی در جنگل (#مهسا_امینی)</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D9%85%D9%87%D8%B3%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-urugtk5dyoxx</link>
                <description>همه‌ی شکوه ملتم!جنگلی زیبا می‌بینید و از زیبایی آن مبهوت می‌شوید! جنگل، گرچه یک واحد زیبا و باشکوه به نظر می‌رسد، ولی شما می‌دانید که، در حقیقت، این جنگل تشکیل یافته از انواع و اقسام درختان، بوته‌ها، علف‌ها، چرندگان و درندگان، و پرندگان و حشرات و کرم‌ها؛ حتی شاید از موجودات نامریی چون جن و پری که در لای تخته سنگ‌ها جایی پنهان شده‌اند؛ نیز از رودها، و جویبارها و شیارها و پشته‌ها و... از مارهای گزنده و کژدم‌ها و گرگ‌ها و خرس‌ها و حیوان خطرناک دیگر.pinterest.com/pin/35747390779418797/شما جنگل را دوست دارید و می‌خواهید حفظ شود. برای این کار آیا برنامه برای بهینه‌سازی جنگل می‌ریزید؟ آیا حکم می‌کنید که تمام درختان جنگل باید برگ‌هایشان به نحوِ مطلوب شما رشد کند؟ آیابرخی درختان را ریشه‌کن می‌کنید و جای آن درختان مطلوب خود را می‌کارید؟ آیا حکم به قتل‌عامِ همه‌ی گرگ‌ها و مارها می‌دهید؟ آیا جریان رودخانه‌ی مارپیچ وسط جنگل را بهینه و آن را مستقیم می‌کنید؟برخی از این کارها را انسانِ مدرن انجام داد و نتیجه‌اش را دید! در آلمان، جنگل‌داری علمی راه انداختند و جنگل‌ها را مرتب کردند، با چند نوع درختِ خاص که در ردیف‌های منظم کاشته بودند تا بیشترین صرفه اقتصادی را داشته باشد. تا صد سالی هم خوب جواب داد؛ بعد یکباره بعضی جنگل‌ها دچار مرگی برگشت‌ناپذیر شد. واژه Waldsterben (مرگ جنگل) از آن موقع وارد واژگان آلمانی شد. در همان آلمان، گویا هیتلر زمانی تصمیم گرفت که مسیر پیچ‌پیچ بعضی رودها را مستقیم کند که موجب سیل شد!در آمریکا، گرگ‌ها را قلع و قمع کردند. و نتیجه‌اش این شد که در جایی مثل پارک ملی یلواستون، تا سالها پارک حالت بیماری داشت،  تا آن‌که دوباره گرگ‌ها را به آن‌جا برگرداندند.[ Nick Mott/MTPR ] یلواستونحتی خیلی ساده‌تر از آن: در آفریقا، بر روی درختی که در دشت‌های آفریقا می‌روید و معمولاً زرافه‌ها برگ‌های آن را می‌خورند، آزمایشی انجام دادند. خیلی ساده حصاری دور آن کشیدند تا زرافه‌ها به آن دسترسی پیدا نکنند. نتیجه آن شد که آن درختِ موردِ آزمایش خشکید! چرا؟ چون وقتی زرافه‌ها از برگ درختان می‌خوردند برگ‌ها شیره خاصی ترشح می‌کردند که غذای مورچه‌ای خاص بود، که یکی از کارهای آن نوع مورچه حفاظت از آن درختان در مقابل نوعی آفت بود!خواهید گفت: «ولی می‌شود جنگل را از بعضی خطرات حفظ کرد، مثلاً از آتش!» کاری که در قرن گذشته در خیلی از جاهای دنیا کردند. نتیجه‌اش آن شد که چوب و شاخه و برگِ خشکیده‌ی درختان جمع شد، و به جای آتش های کوچکِ موضعی، آتش های بزرگی را موجب شد که کلِ هستی جنگل تهدید می کرد. معلوم شد جنگل برای حیات خود به آتش نیازمند است!حال #ملت، مردم یک کشور، مانند یک جنگل باشکوه است. اگر حتی واحدی باشکوه و زیبا به نظر رسد، آن‌چه آن را تشکیل می‌دهد هزاران هزار، نه، بلکه میلیون‌ها و میلیاردها، جزء کوچک و بزرگ است که در تکاپوی‌اند و هرکدام شکل خود را و خاصیت خود و نوع زندگی خود را دارد.ملت را نمی‌توان بهینه‌سازی کرد! نمی‌شود برایش برنامه‌ریزی کرد. حتی خطرناک است برای آن هویتی غیر از اجزایش در نظر گفت (به خصوص که مرزهای کشورها تصنعی و حاصل داد و ستدهای سیاسی- نظامی است).بسیار طبیعی به نظر می‌رسد وقتی می‌گوییم جنگل را نمی‌شود بهینه کرد، نمی‌شود درختانش را همشکل یا حتی مشابه کرد، نمی‌شود برایش برنامه ریخت!ولی یک ملت هزاران بار از یک جنگل پیچیده‌تر است. با این وجود، از زمان مشروطه به بعد، سعی شد برای ملت ایران، به اسم ملی‌گرایی، برنامه‌ریزی مرکزی کنند، لباسش را متحدالشکل کنند، زبانش را متحد کنند! و این قدر الان این‌ها طبیعی به نظر می‌رسد که افراد از شنیدن حرفی غیر از این تعجب می‌کنند!از رضاخان و برنامه یکسان کردن لباس‌هایش بگیر تا امروز! روزی به دانشجویی می‌گفتم که خیلی زشت است که در دانشگاه‌ها مانتوی ملهم از چین کمونیست لباس رسمی است، ولی به دختران اجازه استفاده از لباس‌های محلی و قومی خود را نمی‌دهند! با تعجب گفت: «شما چگونه می‌خواهید اجازه دهید که دانشجویان هر کدام لباس محلی خود را داشته باشند! این به هرج و مرج می‌انجامد!»یا در مورد زبان! چیزی به اسم زبان ملی اختراع فرانسوی‌هاست در دوره انقلاب کبیر فرانسه، زمانی که اکثریت این کشور زبان فرانسوی صحبت نمی‌کردند! اما مقوله زبانِ ملی الان به عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر و مقدس تلقی می‌شود.اما واقعیت آن است که زبان‌های مختلف، اقوام مختلف، شکل‌های مختلف، فرهنگ‌های مختلف، حتی مذاهب مختلف،  خواست خداوندند. یکسان‌سازی (مطلوب مدرنیسم و ایدئولوژی‌های مدرن) چیزی نیست مگر حرکتی برخلاف طبیعتِ الهی و ملهَم از شیطان! خداوند در ذات خود بی‌نهایت است و بی‌نهایتیِ شکل‌ها و فرم‌ها و گونه‌ها را دوست دارد. یگانگی فقط ورای شکل‌ها و فرم‌ها و گونه‌هاست! در سطحِ دنیای صور، دنبال کردنِ همشکلی فقط طغیانی است در برابر بی‌حدی خداوند و نیت خلاقانه او!این هم از عجایب روزگار است که دست تقدیر بر آن قرار گرفت که رسواکننده‌ی پلشتی و بیهودگی و زشتیِ برنامه‌ریزی متمرکز فرهنگی و یکسان‌سازی (آن هم به اسم خدا و دین) دخترکی جوان باشد، از شهری کوچک در نقطه‌ای مغفول در حاشیه‌ی کشور، از یک اقلیت دینی و زبانی! یعنی همه‌ی آن چیزی که از دایره‌ی کوچک برنامه‌ریزان بیرون است. انگار که خدا می‌خواست تمام قدرت‌نمایی و لاف‌زنی و گزافه‌گویی، و تمام مکر و حیله‌اندیشی و غرورِ اینها را با یک شکوفه‌ی ناشناخته از باغ‌های زیبایش به ریشخندی ابدی بگیرد!واللهُ خیرالماکرینالله یستهزئُ بهم و یمُدُّهم فی طغیانم یَعمَهون#مهسا_امینیاز کانال تلگرام جناب گاو &gt;&gt; https://t.me/jenabegav/889</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Thu, 27 Oct 2022 22:51:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۱ ویژگی فاشیسم (از کجا بدانیم یک فاشیست نیستیم؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-bpdgi6svbzs2</link>
                <description>پیشنویسپیش از رفتن به سراغ اصل مطلب تعریف واژه‌نامه مِریِم وِبستِر در مورد فاشیسم (fascism) رو با هم بخونیم:A political  philosophy, movement, or regime (such as that of the Fascisti) that  exalts nation and often race above the individual and that stands for a  centralized autocratic government headed by a dictatorial leader, severe  economic and social regimentation, and forcible suppression of  opposition. (+)ترجمه:فلسفه‌ی سیاسی یا جنبش [مردمی] یا رژیمی که ملت (nation)‌ را می‌ستاید و اغلب نژاد را  فراتر از فردیت قرار می‌دهد. و برای یک دولت متمرکز خودکامه به رهبری یک دیکتاتور تلاش میکند، که به دسته‌بندی و گروه‌بندی اجتماعی و اقتصادی دست می‌زند. و با  فشار به سرکوب مخالفان مشغول می‌شود.شاید بعد از خوندن این تعریف به یاد کشور خودمون بیوفتیم و از باقی متن بگذریم، چون میگیم این چیز جدیدی نیست و ماها باهاش آشناییم. این چیزی بود که خودم هم فکر می‌کردم، اما با خوندن کتاب ساز و کار فاشیسم متوجه شدم اتفاقا ماها لازمه بدونیم علت شکل گیری فاشیسم چیه؟ آیا مهمه که بدونیم فاشیسم چیه و چطوری ساخته میشه؟ اگر فاشیستی در بین ماست اون رو از کجا تشخیص بدیم؟ آیا من خودم فاشیست نیستم؟ اینها چیزیه که من در این متن بهش می‌پردازم. بعد از خوندن این متن به عقیده من متوجه میشیم که ما خودمون تا حدی فاشیست هستیم و اگر نگران آینده‌ی خودمون و فرزندانمون یا نسل‌های آینده هستیم باید توجه کنیم ستم فاشیسم، از چه اندیشه‌هایی سرچشمه می‌گیره. پس مبادا از دامن یک سیستم فاشیستی به دامن حکومت فاشیستی دیگه فرو بغلتیم!بعد از خواندن کتاب ساز و کار فاشیسم (لینک دانلود: https://taaghche.com/book/72315) گفتم یه نتیجه‌گیری کلی بنویسم از این کتاب ارزشمند. البته در کتاب، ۱۰ ویژگی فاشیسم نقل شده و مفصل با مثال‌های متعدد از جامعه‌ی فعلی آمریکا تا نازی‌ها از  فاشیسم حرف زده. که می‌تونیم در خودمون و دیگران اون ویژگی‌ها رو جستجو کنیم؛ مخصوصا در پنج نفری که بیشتر باهاشون دم‌خوریم، چرا که ما میانگین اون پنچ نفریم.به نظرم ایرانی‌ها این روزها شرایطی رو تجربه می‌کنن که بایستی کتاب ساز و کار فاشیسم رو مطالعه کنن، به این علت که همه‌ی ما تعلق قومیتی و زبانی و فرهنگی و مذهبی خودمون رو داریم و جامعه‌ی ایران از این نظرگاه تنوع زیادی داره. و متاسفانه کشورداری ضعیفی که تجربه می‌کنیم میتونه پایداری کشور رو تهدید کنه. چنانچه حکومت‌ها به خاطر همین تلاش برای نادیده‌گیری تنوعات در مردم، مردمان رو از هم دور می‌کنه، چون مردم می‌بینن که این فرهنگی که بهشون غالب شده متعلق به خودشون نبوده و حکومت داره بخشی از هویت و تاریخشون رو پاک‌سازی می‌کنه. پس مردمان، این حق رو برای خودشون در نظر می‌گیرن که برای دستیابی به حق متفاوت بودن، و حق زندگی برابر، خودشون رو متعلق به اون تمامیت عرضی ندونن. پس برای رهایی از تبعیض موجود، فکر جدایی یک واکنش طبیعی به کنشِ تبعیض‌آمیز بوده. اما نه ضرورتا بهترین یا عاقلانه‌ترین رهاورد. مثلا با تقسیم کشور به واحدهای کوچکتر عمق استراتژیک کشور از بین می‌رود و در نتیجه همه‌ی واحدها ضعیف‌تر خواهند شد؛ یا اینکه تجزیه شدن به این معناست که ما هم معتقدیم که مردمان کشور بایستی همسان باشند و زیستن افراد متنوع در کنار هم برامون راحت نیست، یعنی خودمون نیز آغشته به اندیشه‌ی فاشیستی هستیم.بنابراین خیلی مهمه که اون دوستانی که به دین و مذهب، قومیت یا نژاد به خصوصی تعلق دارن، به طور شفاف راه خودشون رو از فاشیست‌ها جدا کنن؛ یا اینکه با فاشیسم همراه بشن و نابودی از بدو تولد رو تجربه کنن. چون فاشیسم محکوم به نیستیه. همچنین حاکمان بدانند با یک جامعه‌ی چندفرهنگی مواجهند و حذف هویت هر یک از فرهنگ‌های موجود کشور، چندان از فاشیسم دور نیست و باز فراموش نکنیم از سرنوشت محتوم فاشیسم (=نابودی).از طرف دیگه وقتی پای تفاوت‌های نژادی به میون میاد، ممکنه که خودمون متوجه نباشیم اما اکثریت افراد هر جامعه‌ای ترکیبی از نژادهای مختلفند. اما تصورمون اینه که به یک نژاد خاص(!) تعلق داریم. و حتی اگر این تک نژادی (و نه واژه‌‌ی غلط خلوص نژادی) واقعیت  داشته باشه دوباره به این معنی نیست که ما میتونیم حقوق دیگران رو پایمال کنیم یا خودمون رو ارزشمندتر یا پاک‌تر از دیگران ببینیم (نه چون بعضی از نژادها ویژگی‌های غالب فیزیکی یا ذهنی ندارند، بلکه چون این ماجرای نژادگرایی، ابتدا به نژادپرستی بدل می‌شود و بعد به فاشیسم ختم خواهد شد).از طرف دیگر مغز بسیار تاثیر گرفته از محیط است و چندان مهم نیست که چه شکلی از DNA به ما ارث رسیده و تعلق نژادی و قومی ما چیست چرا که همیشه یادگیری و تاثیرپذیری محیطی و جمعی ما بسیار مهم‌تر است و تاثیر بیشتری دارد، برای درک این مسئله ویدیوی‌ زیر از دکتر آذرخش مُکری رو توصیه میکنم: https://www.aparat.com/v/rjb0q اصل مقدس تکثرگرایی (Pluralism) تنها راه حکومت‌های غیرفاشیستیدر رفتارهای یک فاشیست ترکیب و درصدی از این ویژگی‌های یازده گانه که در ادامه توضیح میدم، قابل مشاهده است و ما باید شدیدا مراقب باشیم که آیا خودمون این ویژگی‌ها رو تو خودمون نداریم؟ چون این ته مونده‌های ذهنی قوم‌گرایی و نژاد‌گرایی ما میتونه در شرایط فعلی به فاشیسم بدل بشه. همون چیزی که هیتلر در آلمان، موسولینی در ایتالیا و پینوشه در شیلی نمایندش بودن و خروجی نگاه حذفی فاشیستی، خشونت سرشار است و نابودی و تکه تکه شدن یه جامعه‌ی چند قومیتی.البته راهکاری که حکومت فعلی  و پهلوی برای ایجاد یک مملکت به کار گرفتن، نه احترام به تنوعات قومی و زبانی و دینی و فرهنگی، که صرفا حذف اقلیت‌ها و یا تحمیل یک سبک زندگی به تمامیت مردمان مملکت بوده (راهکاری که به همانندسازی یا Assimilation شناخته میشه). البته که شاید در گذشته این راهکار یکسان‌سازی تمامیت مردمان یک مملکت مدرن‌ترین راه برای حفظ تمامیت یک کشور بوده (چرا که راهکارهای دیگر می‌تونسته نسل‌کشی اقلیت‌ها یا نادیده‌گیری کلی اونها بوده باشد) اما امروزه این مفاهیم به تاریخ سپرده شده. و مدرن‌ترین راهکار برای زندگی صلح‌آمیز و سرشار در یک جامعه‌ی چندفرهنگی و چندقومی و چندنژادی -یعنی همه‌ی جوامع- صرفا تکثرگرایی (Pluralism) است. یعنی حاکمیت تلاشی برای هم‌شکل کردن و هم‌رنگ کردن، هم‌لباس و هم‌بو کردن مردمان خود نمیکند، بلکه حداکثر تمرکز او در همگرا کردن مردمان متکثر است؛ چرا که سیاست همسان سازی یک سیاست فاشیستی است. فرقی هم نمیکند آن سیستم، حکومتی دینی یا غیردینی باشد، چرا؟ چون تصمیم به حذف بخشی از مردم یا حذف هویت مردم می‌گیرد. برای همین کثرت‌گرایی به اصل مقدسی در حکمرانی بدل شده. بنابراین اندیشه‌ی فاشیسم، جایی در ضعیف‌ترین حالت خود قرار می‌گیرد که تمامیت نژادها و قومیت‌ها و ادیان قابلیت مانور در عرصه‌ی جامعه و حتی حضور در عرصه‌ی سیاست را داشته باشند.کتاب ساز و کار فاشیسم - جیسن استنلی - ترجمه بابک تختی[در این مورد بخوانید: سیاست همسان‌سازی در جنگل #مهساامینی ]یازده ویژگی فاشیسم و تفکر فاشیستیدر رفتارهای یک فاشیست ترکیب و درصدی از این ویژگی‌ها قابل مشاهده است:۱) ساختن و پرداختن مفهوم «ما» و «آنها» و مانور روی تضاد و تقابل ما با آنها ما روستایی‌ها آن شهری‌ها. ما اهالی این استان و آن اهالی آن استان. ما تورک زبان‌ها آن فارس زبان‌ها، ما لرها آن عرب‌ها. ما عرب‌ها آن فارس‌ها. ما فارس‌ها آن کردها. ما ترکمن‌ها آن آذری‌ها، ما جنوبی‌ها شما تهرانی‌ها. ما حاشیه نشین‌ها شما مرکز نشین‌ها. ما زاگرس نشین‌ها آن کویرنشین‌ها. شاید در پاسخ بگویید خوب آیا این ما و آنهایی که بر شمردیم واقعا هیچ تضاد و تقابلی ندارند؟پاسخ شاید در فهم مسئله‌ی «اعتماد» باشه. اینکه از یک نظر «اعتماد» بین اقوام بر پایه‌ی آشنایی ما با دیگر آدم‌ها و شباهت ما با اونها بنا شده.یعنی هر چه شناخت ما و شباهت و نزدیکی ما با هم بیشتر باشد، اعتماد بین ما نیز بیشتر است، بنابراین به هر اندازه‌ای که مرزی بین ما کشیده شود، به همان اندازه می‌تواند بی‌اعتمادی ایجاد کند. حالا مرز را بگیرید رنگ پوست، نوع لباس، سطح اجتماعی، سطح درآمد، تعلق قومی و نژادی، شباهت ظاهری، سبک زندگی و ... پس تقابل «ما» با «آنها» از این دیدگاه می‌تونه ریشه‌اش توی تفاوت‌های ما با هم باشه.یک علت دیگه‌ی تقابل ما با اونها ریشه‌اش توی اقتصاده. یعنی هر چه نونی که می‌خوریم به خاطر وجود همدیگه باشه، اعتماد بین ما هم بالاتره و تقابل ما هم کمتر؛ دو روستا که یکی به خاطر وضع جغرافیایی برای کشاورزی مناسبه و دیگری برای کشاورزی مناسب نیست اما می‌تونه مشتری محصولات اون یکی روستا باشه، چون نون و بنابراین جونشون به هم بسته‌است بیشترین اعتماد رو به هم دارن. و تقابلشون حداقلیه. حالا ممکنه بپرسید که آیا نمیشه دو روستا که هم شباهت زبان و گویشی با هم دارن و هم آداب و رسومشون و سبک زندگی مشابهی دارن و حتی با هم تجارت می‌کنن، با هم تقابل کنن؟ اینجا احتمال دشمنی بین اینها کمتره. اما هنوز احتمالش صفر نیست.آدم صدیق - یک افغان که آزمایش تبارشناسی داد.اعتماد و احساس نزدیکی و عدم تقابل می‌تونه به علت تجربه‌ی پیشین ما باشه نسبت به یک پدیده. مثلا من رفتم شمال و اونجا یک تهرانی یه خونه‌ی ویلایی انداخته به من! از فردا هر جا میرم ذکر خیر(!) تهرانی‌ها رو میگم. اما متوجه نیستم که فرد کلاه بردار از اصفهان مهاجرت کرده بود که پدر پدربزرگش از خراسان به اصفهان مهاجرت کرده بود و ترکیب نژادی او شامل ۱۰ درصد مغول هست و ۱۲ درصد آذری، ۱۲ درصد لر، ۱۲ درصد عرب، ۱۲ درصد تالش، ۴ درصد سیستانی، ۱۸ درصد هندی، ۶ درصد اسپانایی، ۷ درصد چینی و ۷ درصد باقی مانده از هفت نژاد دیگه در آفریقا و آسیا که طی چند هزار سال به آنها ارث رسیده است. و من که سرم کلاه رفته خودم ترکیب ۱۸ نژاد متفاوت هستم که طی هزاران سال به من رسیده و خبر ندارم. چنانچه آدم صدیق یک افغان‌تبار که در کالیفرنیا‌ی آمریکا آزمایش DNA تبارشناسی داد و متوجه شد او حاصل ۹ نژاد متنوع است! غیر از او در یوتیوب یک کانال نیز می شناسم به نام The DNA Journey که دانشمندانی جمع شده‌اند و با بررسی DNA افرادی از کشورهای مختلف به آنها نشان می‌دهند که هر فردی چه تنوع وسیعی از نژادها را با خود حمل می‌کند.لینک به مقاله‌ی از کدام تباریم؟https://www.darivoa.com/a/dna_genealogy/3891242لینک به ویدیوی The DNA Journey و کانالش:https://www.youtube.com/watch?v=tyaEQEmt5lsپس اینکه افراد به خاطر عدم شباهت یا تجربه‌ی پیشین یا عدم‌وابستگی اقتصادی به فرد یا گروهی از افراد بی‌اعتماد بشن یک امر طبیعیه. مخصوصا وقتی خطاها و تحریف‌های شناختی (Cognitive Bias) هم وارد بشه، قضیه بیخ‌دار میشه. یک نمونه از انواع خطاهای شناختی ذهن ما به خطای «همه یا هیچ» (All-or-Nothing Thinking) معروفه. همون سارق که مثلا اسمش یاسر بوده؛ من رفتم شمال و شمالی‌ها سرمو کلاه گذاشتن نمی‌گم یاسر سرمو کلاه گذاشت یا حالت مسئولیت‌پذیرانه که اصلا بین ما ایرانیان رایج نیست رو نمیگم که من باعث شدم یاسر سرم رو کلاه بذاره بلکه یکراست هم دچار خطای شناختی همه یا هیچ میشم هم مسئولیت‌گریزی و مظلوم‌نمایی پیشه می‌کنم که رفتم شمال و تهرانی‌ها سرمو شیره مالیدن.اما نکته‌ای این وسط هست؛ اینکه ممکن است یک فاشیست خودش رو تبرعه کنه و بگه که خودت هم گفتی که این بی‌اعتمادی ما طبیعی است و تو نباید من را فاشیست بنامی چون تعارض بین انسان‌ها پیش می‌آید و من اگر این رو ابراز کنم، فقط واکنش طبیعی خودم به سرقت اموالمو نشون دادم؛ ما هم در پاسخ میگیم: اِبراز ناخوشنودی، طبیعی است اما نه بنیان نهادن تمام فلاکت‌های خودمون بر پایه‌ی «آنِ دیگری» و کم اهمیت شمردن نقش خودمان.نق زدن می‌تونه واکنشی طبیعی باشه اما نه اگر به رفتار غالب ما بدل بشه. مسئول نشون دادن دیگری در «یک تعدادی از مسائل» میتونه ریشه در حقیقت داشته باشه اما نه مسئول نشون دادن «غالب مسائل» چون دوباره پای مسئولیت‌گریزی به میون میاد. به عنوان مثال یک غریبه اومده بود و عده‌ای از مردم منطقه‌ی ما رو راضی کرده بود که یک سری زمین در یارقوز آباد سفلی بخرند و گفته بودن ارزشش تا سال دیگه چند برابر میشه. شما باور می‌کنید بیش از بیست نفر از چند روستا رفتند خریدند فقط با اتکا به ادعای طرف و همچنین اینکه یکی دو نفر خر پیدا شد بخره بقیه هم عینهو بزی که فقط پیروی جلوییشه!رفتارهای گله‌وار ما و بی‌فکر و غیرنقاد ما بوده که ما رو به این روز انداخته. اما فکر می‌کنید این بازندگان متوجه خطای اصلی خود شدند؟ معلومه که نه! اساس یادگیری و عبرت «مسئولیت پذیریه» وقتی داری میگی فلانی اومد روستا و سرمونو کلاه گذاشت و نمیگیم فلانی اومد ما رو فریب داد و ما فریب رو خوردیم، یعنی همون مظلوم‌نمایی و همون مسئولیت‌گریزی رایج.بنابراین فردی که دائما در حال تخریب دیگرانه و بیشترین سهم فلاکتش رو از خودش نمی‌بینه و این رفتار غالبش هست این فرد یک فاشیسته. و فاشیسم از بدو تولد محکوم به شکسته. شاید یک علت ریشه‌ای قابل تصور برای مسئولیت گریزی، داشتن مدل ذهنی ثابت (Fixed Mindset) هست به جای مدل ذهنی رشد (Growth Mindset). به این معنا که ما تصور می‌کنیم با یک سری دارایی و توانمندی ثابت و غیرقابل تغییر پا به این جهان گذاشتیم و بدون اینکه بتوانیم به آنها بیفزاییم و بهبود بدهیم، از این جهان خواهیم رفت. پس نتیجه‌ی چنین مدل ذهنی این خواهد بود که مسئولیت ناکامی‌هایش نمی‌پذیرد چون اگر بپذیرد بایستی تغییر پیشه کند ولی این فرد به تغییر اعتقاد ندارد. پس می‌گوید این دست ما نیست و نبود. این افراد اگر تبعیض را تجربه کنند می‌توانند بسیار خطرناک شوند، چرا که از یک سمت بی‌عدالتی موجود را می‌بینند و از سمت دیگر خودشان قبولدار بخشی از مسئولیت ناکامی خود نیستند و از سمت سوم هم اعتقادی به اصلاح شدن وضعیت ندارند چون گمان می‌کنند رشد و یادگیری وجود ندارد یا تغییر چندانی ایجاد نمیکند، بنابراین تنها راهکار پیش پای خود را تخریب دارایی‌ها و توانایی‌های دیگران می‌بینند تا به برابری برسند. و به هیچ صراتی مستقیم نخواهند شد. پس فاشیسم می‌تواند از دامن کسانی برخیزد که مدل ذهنی ثابت (Fixed) دارند، کسانی که مسئولیت‌پذیر ناکامی‌ها نیستند بنابراین شروع به تضاد و مقابله با این و آن می‌کنند، تا به حقوق خود دست بیابند. حقوقی که از ابتدا در دستان دیگران نبود، تا به آنها ببخشند، بلکه خود باید بدون تخریب دیگران خلق می‌کردند.برای آشنایی عمیق‌تر با مدل ذهنی رشد که آدمای موفق دارنش پیشنهاد می‌کنم حتما حتما نگاهی به کتاب فوق‌العاده‌ی طرز فکر از کارل دوک بندازین. https://taaghche.com/book/11412/%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1 ۲) ساختن گذشته‌ی اسطوره‌ای که هیچگاه وجود نداشتهمن اگر فاشیست باشم، گذشته‌ای که در آن درخشان بودم و بودیم و حالا به خاطر «آنها» درخشش سابق را از دست داده‌ایم را تبلیغ و ترویج می‌کنم، گذشته‌ای افسانه‌ای که تا حد زیادی وجود نداشته:از کتاب سازوکار فاشیسم - فصل اول (گذشته‌ی اسطوره‌ای)۳) مردسالارانه و ضد فمینیستیکه در آنها هویت زنان و دختران فقط بر مبنای زاییدن تعریف میشه؛ زاینده‌ی مردان غیور. اینکه زنان در یک خانواده تعریف شوند و به خودی خود تعریف فردگرا از آنها به رسمیت شناخته نشود. فردی که از کودکان نگهداری می‌کند. برای همین یک فاشیست از فمینیست متنفر است چون فمینیست‌ها می‌خواهند یک هویت داشته باشند که در آن برای تشکیل خانواده یا برای داشتن فرزند حق انتخاب داشته باشند. فاشیسم نمی‌تواند این را تحمل کند چون این مردان غیور هستند که باید از زنان حمایت کنند و آنها را «زیر» پر و بال خود حفظ کنند.۴) حس برتری ذاتی «ما» نسبت به «آنها»ما جمعیت بیشتری داریم بنابراین حق با ماست، ما غیرت بیشتری داریم [در حالی که «غیرت» مفهوم پردازی ندارد.]، ما ژن و نژاد خالص‌تر یا برتری داریم [ژن برتر نیز مفهوم‌پردازی ندارد] یا سفیدتریم. ما به اروپاییان شباهت بیشتری داریم. ما آریایی، لر یا کرد اصیل هستیم [دوباره «اصالت» مفهوم پردازی ندارد. یعنی چه که اصیل‌تریم؟] ما بهتریم. بنابراین ما حق بیشتری داریم.پس چنین فردی اعتقادی به برابری انسان‌ها ندارد.۵) مهاجر ستیزی یا اقلیت ستیزیآنها اعراب مهاجرند. آنان شامی هستند. آنها ایرانی نیستند آنها تاجیکند. آنان یهودیانِ انگلند. ای وای ۲ درصد کشور افغانی‌اند. اینها زنان ما را به همسری گرفتند و خون پاکمان را آلوده کردند [باز خون پاک مفهوم‌پردازی ندارد؟ یعنی چه پاک‌تر؟]، این چینی‌های پیسه و سوسک‌خور، این روس‌های کمونیست بی‌خدا مملکت ما را خوردند [که نوعی از انفعال و مظلوم‌نمایی در خود دارد به جای رفتار فعالانه و مسئولیت پذیرانه که نوک پیکان نقد به سوی خود ما دراز است و بنابراین در پی چاره است به جای فرد منفعل و مظلوم که در پی پناه است و از مسئولیت‌پذیری طفره می‌رود بنابراین جایگاه پست خود را حفظ خواهد کرد]، این پاکستانی‌های کثیف که بهداشت را رعایت نمیکنند. این کردهای ... این تورک‌های ... اینها لرهای ... این بلوچ‌های ... . و کلمات مورد علاقه‌ی جدایی‌طلب‌ها که از هر ابزاری برای جدایی استفاده می‌کنند حتی تخریب واژه‌ها: این آریایی‌ها (گاهی برای تحقیر عاریایی هم نوشته می‌شود) یا این عیرانی‌ها! (به جای ایرانی‌ها) چون دوباره یک «ما» و یک «آنها» خلق کرده‌اند.۶) پروپاگاندا، مُهمل‌بافی و ناواقعیتابزاری است که فاشیسم بیشترین استفاده را از آن می‌برد. در حالی که روشنفکران ابزار پروپاگاندا را قبول ندارند و حتی برای خود نیز به کار نمی‌برند چون که می‌دانند فضای جامعه را با توهم سرشار می‌کند و رسیدن به واقعیت‌ها و فکت‌ها را که ملازمه‌ی حکمرانی سالم هستند را به تاخیر می‌اندازد.دروغ‌بافی در مورد خودمان و در مورد دیگران. بیش برآورد و کم‌برآورد گذشته و خسارت‌هایی که «آنها» مسئولش هستند و زیانش نصیب ما می‌شود. مانور روی یک رخداد منفی، نادیده‌انگاری ویژگی‌های مثبت «آنها» یا توجیه آن به هزار روش، گرفتن میکروفن از دست «آنها»، مظلوم‌نمایی، تحریف گذشته و حال، بی‌دقتی در گفتار و نوشتار. تایید آنچه ارزش «ما» را زیادتر از حد واقعی ما نشان می‌دهد و رد کردن یا کم اهمیت نشان دادن آن ویژگی منفی که در خودمان سراغ داریم.در کتاب ساز وکار فاشیسم فصل ۴ آمده است که در تئوری توطئه چیزی برون‌گروهی هدف گرفته می‌شود تا چیزی درون گروهی به دست آید. توهم توطئه، چیزی را که هدف گرفته از اعتبار و مشروعیت ساقط می‌کند. برای فاشیست مهم نیست که ادعایش صحت دارد یا نه، بلکه تا جایی که علیه «آنها» ابزاری برای جنگیدن است از آن بهره می‌برد. اما به این معنی نیست که ۲۴ ساعته در حال دروغ‌گویی است بلکه بسته به مخاطبان خود درصد دروغ را کم و زیاد می‌کند. و دروغ‌های خود را نامحسوس میان انبوهی از حقایق پنهان نگه می‌دارد. وی تا جایی که به کارش می‌آید روی برخی حقایق بیشتر تاکید می‌کند و اهمیت آنها را بیش از واقعیت جلوه می‌دهد. گاهی هم یک مسئله‌ی از بن و بیخ دروغ را می پروراند و حول آن داستان سرایی میکند. در حالی که فرد نقاد با چند پرسش چرا و چرا و چرا و چگونه و چگونه و چگونه دروغ پشت قضایا را متوجه می‌شود.کتاب باز هم قلعه حیوانات (جورج اورول) - ترجمه و تفسیر دکتر سعید کوشا۷) روشنفکر ستیزینیازی به شرح نداره. روشنفکران همچنانکه از اسمشون بر میاد، تاریکی‌ها رو بر میندازن، بنابراین فاشیسم چون می‌خواد حقیقت رو انکار کنه یا پنهان کنه یا وارونه نشون بده، از روشنفکران دل خوشی نداره. برای همین روشنفکران مورد نفرت فاشیسمند.روشنفکر میدونه که تنها راه برای زندگی سالم در اجتماع میان مردم و میان مردم و حکمرانان، با گفت‌وگو و معاشرت و اعتماد و همدلی و همکاری میسر می‌شود، بنابراین همیشه راهی برای تفاهم و تعامل می‌یابد. اما فاشیست می‌داند که در پی ساخت یک پیکره واحد از مجموع واقعیت‌های متکثر و گاهی متضاد نیست، بلکه در پی تصاحب قدرت است تا بر جای حکمرانی فعلی بنشیند و آن «دیگران» که از آنها تنفر دارد را دوباره به قعر فرو بیندازد [ر.ک. باز هم قلعه حیوانات]۸)  دلهره‌ی جنسیدر یک گذشته‌ی اسطوره‌ای «آنها» به «ما» حمله کردند و زنان ما را مورد تعرض قرار دادند و گوشواری زنان ما را با گوش آنها بریدند این هم سندش [تصویری جعل شده از یک کتاب تاریخی که حتی ممکن است آن کتاب وجود نداشته باشد یا آن کتاب وجود دارد اما چنان مدعایی در آن نیست، یا موضعی سطحی‌تر بوده و راوی آب و تاب به آن بخشیده. یا یک روایت از دیگری است و نه مشاهد‌ه‌ی عینی نویسنده‌ی معتبر].این زنیکه‌های فمینیست آنقدر بی‌چاره‌اند که با خدا در ستیزند با سرنوشت خود پنجه در پنجه‌اند که کارهای مردانه می‌کنند حقوقی می‌خواهند که طبیعت از آنان دریغ کرده. آنها میخواهند جایگاه مردانه‌‌ی ما را تصاحب کنند. مردان هم باید مهریه بپردزند و هم نان زنان را بدهند پس زنان نباید ادعای حقوق بیشتری بکنند [در این وضعیت فاشیسم مسئله را از دیدگاه یک زن نگاه نمی‌کند و به عنوان مثال نمی‌گوید که جامعه نگاه یکسان و برابری به زن و مرد مطلقه ندارد. و نگاهش به زن مطلقه سنگین‌تر است] و چون مردان این سخنان را از فاشیسم می‌شوند حق را به خود می‌دهند و فاشیسم غالبا در این نوع گفت‌وگوها برنده است.وقتی روز مادر یا روز دختر می‌‌شود یا مناسبتی متناسب‌های فمینیسم سر می‌رسد، آنها هم شروع می‌کنند:آخ آخ این بی‌حجاب‌ها رو ببین!این تن‌فروش‌ها رو ببین که جامعه‌ی ما رو به انحطاط کشوندن!بی‌عفت‌ها ...حالا معلوم نیست این چه ربطی به روز مادر یا روزهای مرتبط با جنس مونث داره اما کمی که بیشتر فکر کنیم متوجه میشیم «جنس مونث» در ذهن این افراد با «ابزار جنسی» یک تقارن نزدیک داره. یعنی حتی اگر خودشون متوجه نباشن اما در اعماق ذهنشون زن رو ابزار جنسی می‌دونن و همچنین وسیله‌ای برای تولد نسل بعدی نه فردی دارای حق انتخاب برای برقراری رابطه‌ی جنسی و دارای حق انتخاب در فرزندآوری.۹) سلسله‌مراتببه عقیده‌ی فاشیست‌ها قانون برابری، انکار قانون طبیعت است. طبیعتی که همه‌چیز را نابرابر کنار هم چیده چگونه می‌تواند برابر باشد. بنابراین با دستمایه قرار دادن نابرابری غیرقابل انکار در طبیعت متذکر می‌شود که حقوق انسان‌ها نیز نمی‌بایست برابر باشد. و از همینجا تخم جنگ و نفاق و ستیزه‌جویی دائمی میان انسانها را بنا می‌نهد. بنابراین هر چند ممکن است به روی خودش نیاورد اما با لیبرال دمکراسی سر سازگاری ندارد اما تا جایی که مفاهیم دموکراتیک مانند احترام به همنوع و آزادی بیان و آزادی اطلاعات و آزادی اراده راه او را برای ساختن و پرداختن مفهوم «ما» و «آنها» هموار میکند، از این مفاهیم مدرن بهره می‌برد. اما از جایی که همان مفاهیم سد راه فاشیسم در ستیزه‌جویی می‌شود، با لیبرال دمکراسی نیز به جنگ بر می‌خیزد چون قرار نیست به برابری پایبند باشد.۱۰) نظم و قانوندر فصل هفتم کتاب ساز و کار فاشیسم آمده است:در سال ۱۹۸۹، پنج نوجوان سیاه، معروف به «پنج‌تایی‌های سنترال پارک» به خاطر تجاوز به زن سفیدی که در پارک مشغول دویدن بود دستگیر شدند. روزنامه‌های آن روز پر شد از نوشته‌های نفس‌بر درباره آزار و اذیت و تجاوز «ددمنشانه نوجوانان سیاه به زنی سفید. ترامپ در آن زمان آگهی تمام‌صفحه‌ای در چند روزنامه شهر نیویورک چاپ کرد و آنها را «وصله‌های ناجور و مجانین» خواند و خواستار اعدامشان شد. بعدها بی‌گناهی پنج‌تایی‌های سنترال‌پارک آشکار شد و نیز معلوم شد بی‌گناهی آنان از مدت‌ها پیش برای بسیاری از افراد درگیر در روند دستگیری و بازپرسی به خوبی روشن بود. سال‌ها بعد، هر پنج نوجوان تبرئه شدند و شهر نیویورک به خاطر این اتهام بیجا غرامت نقدی به آنان پرداخت.در نوامبر ۲۰۱۶، جف سشنز، که دو سالی دادستان کل کشور بود، نظر ترامپ، برنده‌ انتخابات ریاست‌جمهوری، را ستود و آن را نشانه پایبندی او به نظم و قانون دانست. این برداشتی حیرت‌انگیز از نظم و قانون است، هم از این رو که این نوجوانات بی‌گناه بودند، هم از این رو که سخنان ترامپ هیچ جایگاهی برای طی مراحل قانونی این پرونده قائل نبود. هنجارهای نظم و قانون در حکومت‌های لیبرال‌دموکراسی بنیادی منصفانه دارند. اما کاربرد نظم و قانون برای سشنز گویی به نظام قوانینی اشاره دارد که سیاهان، به صرف سیاه بودن، متخلف از نظم و قانون تلقی می‌شوند.۱۱) قربانی شدگیرویکرد انفعالی و شانه خالی کردن از مسئولیت‌پذیری و انداختن ناکامی‌ها به گردن دیگران که در شماره‌ی یک گفته شد. همچنین فاشیست به سادگی جای ظالم و مظلوم را عوض میکند. یعنی خود را مظلوم نشان میدهد در حالی که می‌تواند قضیه دقیقا به‌عکس باشد.خرید کتاب‌هایی برای شناخت فاشیسمبه نظرم خوندن این جور مقالات که به فاشیسم می‌پردازن آموزنده است اما برای درک عمیق و درست و حسابی کافی نیستن و ناچاریم از مراجعه به کتاب‌های مرتبط. من کتاب سازوکار فاشیسم  آقای جیسن استنلی که مطالعه‌ی دانشگاهی در این خصوصه رو خوندم.همچنین کتاب داستانی/تحلیلی باز هم قلعه حیوانات که هم ترجمه کتاب قلعه حیوانات جورج اورول هست و هم تحلیلی از این کتاب. به عبارتی مفاهیم کتاب به فاشیسم در جهان و تا حدی فاشیسم در ایران خودمون پرداخته. و زحمت نگارش این متن ارزشمند روی دوش دکتر سعید کوشا بوده.کتاب سازوکار فاشیسم:خرید کتاب کاغذی ساز و کار فاشیسم از سی‌بوک لینک خرید: https://www.30book.com/book/95720خرید کتاب کاغذی ساز و کار فاشیسم با ارسال رایگان از کتاب وبلینک خرید: https://ketabweb.com/saz-va-kar-fashismدانلود کتاب دیجیتال سازوکارفاشیسم از طاقچهلینک دانلود: https://taaghche.com/book/72315کتاب باز هم قلعه حیواناتخرید کتاب باز هم قلعه حیوانات از گیسوم / از ویستور / از ایران کتاب / از ریرا بوکلینک‌های خرید از این سه کتاب فروشی:https://vistor.shop/book/123527/https://www.gisoom.com/book/11232952/https://www.iranketab.ir/book/175-animal-farmhttps://rirabook.com/shop/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA/[در این مورد بخوانید: سیاست همسان‌سازی در جنگل #مهساامینی ]</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jan 2022 10:54:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«ایران» سومین عنوان خبری پر سرچ  در گوگل ۲۰۲۱</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DA%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1-umxs8gscaklx</link>
                <description>گوگل ترندز رو برای یک کلیدواژه‌ی دیگه نگاه می‌کردم که دیدم در صفحه‌ی اول واژه‌ی «ایران» رو به عنوان سومین عنوان با بیشترین سرچ در گوگل معرفی کرده.اما سوال من اینه که چی مردم دنیا رو به سرچ چنین واژه‌ای وادار کرده؟ شما می‌دونین؟</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jun 2021 15:48:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وضعیت سانسور اینترنت در کشورهای مختلف چگونه است؟ [اینفوگرافی]</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-otf78s3dowul</link>
                <description>در وبسایت وی‌پی‌ان منتور دیدم دو تا اینفوگرافی در مورد وضعیت سانسور اینترنت در کشورهای مختلف نوشته.  و اونها رو در ۴ معیار با هم مقایسه کرده. و به نظر می‌رسه تحقیقی مربوط به سال ۲۰۱۷ باشه. گفتم اینجا به اشتراک بگذارم.چهار معیار سانسور اینترنت۱) سانسور سایت‌های تورنت (که مربوط به دانلود P2P غیرقانونی میشن)پ۲)‌ سایت‌های پورنوگرافی (محتوای مثبت ۱۸ سال)۳) سانسور رسانه‌ها و سایت‌های سیاسی۴) سانسور و محدودیت در شبکه‌های اجتماعیو یا مسدودسازی کاملده کشور با بیشترین سانسور و فیلتر اینترنتدر این مورد محدودترین کشور دنیا که مسدودسازی کامل دارد کره‌ی شمالی هست. و ایران ما در بین ۱۰ کشور با بیشترین سانسور اینترنت هست:کره‌ی شمالیسومالیایرانچیناریتره (تا حالا شنیده بودید اسمشو؟ کشوری در شمال شرقی آفریقا و جنوب سودان و شمال اتیوپی که کمتر از ۳۰ سال پیش از اتیوپی جدا شد)سوریهگینه‌ی استوایی (دوباره شنیده بودید؟ در غرب و مرکز آفریقا با کمتر از دو میلیون نفر جمعیت)ازبکستان ویتنامعربستان سعودی (اگر رقیب کشور ما هستن و ناسازگاری زیاد دارن اما توی سانسور اینترنت حسابی با مملکتداران ما همدلن)چون ویرگول عکس‌ها رو خوب نشون نمیده، لینک دو عکس رو می‌تونید به ترتیب در اینجا و اینجا ببینید که آپلود کردم.</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 19:13:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر عمری باشد - رضا بابایی (مجموعه والپیپر-بکگراند)</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-plsaw8ak95fa</link>
                <description>رضا بابایی چند روز پیش رفت پیش خدا، قبل از اون در وبلاگش در مورد این نوشته بود که اگر عمری بود چنین و چنان می‌کرد. آنها را اینجا جمع کرده‌ام، اگر خواستید آن را برای والپیپر یا عکس صفحه‌ی دسکتاپ می‌توانید استفاده کنید. (دانلود یک جا)تحقیراگر عمری باشد هیچ ظلمی را سخت تر از تحقیر دیگران نمی شمارمبدهکاریاگر عمری باشد پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان میشمارم نه طلبکارزمیناگر عمری باشد در جنگل های بیشتری گم میشوم؛ از کوه های بیشتری بالا میروم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانه های بیشتری در زمین میکارم؛ و زباله های بیشتری از روی زمین بر میدارم.ورودی ها &gt; خروجی هااگر عمری باشد کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانموکیل دائمیاگر عمری باشد دیگر به هیچ سیاستمداری وکالت بلاعزل نمیدهمعدالتاگر عمری باشد دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنموطناگر عمری باشد همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشمهستیاگر عمری باشد رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال میسپارمعقیدهاگر عمری باشد از هر عقیده ای می‌گریزم چونان گنجشک از چنگال عقابناناگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورمخدااگر عمری باشد خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت در شان او نیستانتظاراگر عمری باشد؛ برای خشنودی منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینمعزیزاناگر عمری باشد قدر دوستان و عزیزانم را بیشتر میدانمدر مورد سیاست، دین، سکوت، مسلخگاه، فلسفه، ایمان، و طبیعت هم عکس درست کردم اما ویرگول حذف کرد. اما در فایل زیپ زیر موجود است.لینک دانلود مجموعه والپیپر «اگر عمری باشد از رضا بابایی» با کیفیت بسیار بالا از پیکو فایل در فایل زیپ به سایز ۱۲۴ مگابایت</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jan 2021 23:29:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرض/اجاره گرفتن/دادن حساب بانکی بین‌المللی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-zyb2ghrg1cdq</link>
                <description>اگر می‌خوایید از فروشگاه آمازون چیزی بخرید و بنابراین نیاز به دلار دارید تا پرداخت کنید، یا اگر  میخواید خدماتی بخرید مثلا VPN یا یک Host VPS بخرید برای مدتی تا باهاش توی صرافی Binance فعالیت کنید یا هر فعالیت دیگه‌ای که نیاز به پرداخت با دلار از راه اینترنت داره بنابراین نیاز به یک حساب در اون کشور یا یک حساب بین‌المللی دارید. اگر کمی تحقیق کرده باشید می‌دونید که برای ایرانی‌ها این عمل به سادگی و ارزانی ممکن نیست. بنابراین شاید به فکر اجاره‌ی یک حساب بیوفتید. این چیزی بود که من هم تصور می‌کردم ممکن هست. در حالی که حالا می‌دونم اینکار هم از نظر قوانین پول‌شویی و اون بانک‌ها و حساب‌های بین‌المللی جرم محسوب میشه. و نباید یک فرد حسابش رو در اختیار فرد ناشناس دیگه قرار بده چون ممکنه توی حسابی که اجاره کرده پولی که سرقت کرده رو واریز کنه یا پولی که از مسیر پول‌شویی کسب کرده.  فرض کنید شما حساب بانکی بین‌المللی دارید و یک غریبه ازتون درخواست می‌کنه در مقابل پولی قابل تامل این حساب رو برای یک روز در اختیارش قرار بدید. پولی که وسوسه برانگیزه. و اون هم بهتون گفته که کارش ضروری هست و اگر ضروری نبود حاضر نمیشد اینهمه پول برای یک روز اجاره حساب در اختیارمون قرار بده. اینجا ممکنه ما تحت تاثیر این پول که ممکنه در یک ماه هم به دست نمیاریم مقاومتمون رو از دست بدیم و خودمون رو فریب بدیم که حالا که این بی‌چاره کمک می‌خواد منم این پولو می‌خوام پس تامل مجاز نیست. و رمز و اعداد و ارقام محرمانه رو در اختیارش بگذاریم. اینجا ما ریسک کردیم که طرف مقابل ممکنه پول کثیفی رو به واسطه‌ی حساب ما جا به جا کنه و اگر این لو بره مسئولیتش گردن صاحب حساب است (مسئله اول).طرف دیگه فردی هست که حساب رو برای مدتی اجاره می‌کنه. او ممکنه فرد بدی نباشه. اما اجاره دهنده شیشه خرده داشته باشه و اصلا حساب بانکی درست و حسابی در کار نباشه و یک مسترکارت یا ویزاکارت در اختیارمون میذاره که تا الان دست چندین نفر بوده و باهاش هر پولی رو به هر هدفی منتقل کردن. اینطوری این مصرف کننده هست که داره ریسک می‌کنه و بنابراین خریدار و Transaction این او قابل پیگیری هست و ممکنه همه‌ی ترنزکشن‌های خلاف کارانه‌ی قبلی که توسط دیگران انجام شده هم گردن او بیوفته (مسئله دوم). یا حتی اگر ما تازه‌کار باشیم با انواعی از ترفندها ما رو دور بزنه و پول رو بگیره اما حسابی در اختیارمون نگذاره. پس همیشه پیش از اینکه به فکر گرفتن حساب اجاره‌ای از فردی ناشناس بیوفتیم به این ریسک‌ها هم فکر کنیم.</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 20:05:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«دموکراسی برای ایرانی‌ها یک کالای لوکس است» یعنی چه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-mupcoe5ul2td</link>
                <description>داشتم در وب جستجو می‌کردم که به متنی رسیدم در سایت دانشگاه شریف که از روزنامه‌ی اعتماد در سال ۸۷ نقل شده بود، اون رو اینجا دوباره به اشتراک می‌ذارم. شاید متن کمی قدیمی به نظر برسد اما محتوای آن برای اونهایی که دموکراسی رایج کشورهای توسعه‌یافته رو با حسرت نگاه می‌کنن، مفید خواهد بود.منبع remoteland.comرفتار حکومت ها در کشورهای مختلف دنیا، براساس یک داد و ستد بین حاکمان و مردم برقرار شده است و منطق حاکم بر تشکیل دولت ها در روابط مدرن به این بازمی گردد که دولت ها کالا و خدماتی را به جامعه ارائه می کنند که قابل عرضه توسط ساز و کار بازار نیست؛ نظیر «خدمات عمومی»، «تامین امنیت» و «تنظیم روابط خارجی».این موارد امکان عرضه توسط بنگاه های اقتصادی ندارند لذا در این رابطه دولت ها به عنوان نهادهایی شناخته می شوند که در یک چارچوب مشخص نظیر بنگاه های اقتصادی این کالاها را به جامعه می فروشند. منتها چون این کالاها قابل تملک بخش خصوصی نیست در یک طیف متداول که توسط مردم با بنگاه های اقتصادی هم صورت می گیرد، انجام می شود.در این داد و ستد، دولت خدمات عمومی ارائه و هزینه این خدمات را از محل دریافت مالیات تامین می کند. بنابراین دولت نهادی است که خدمات عرضه می کند و نظیر یک بنگاه اقتصادی هزینه اش را هم می گیرد منتها چون این کالاها قابل تملک توسط مردم نیست، دولت از طریق مالیات این هزینه را تامین می کند.به همین دلیل غیرقابل تملک بودن این خدمات توسط بخش خصوصی، کنترل کیفیت این خدمات مشکل تر می شود. کنترل کیفیت اداره این خدمات از آنچه ما در خریدهای روزمره انجام می دهیم به مراتب سخت تر است. به عبارتی اگر تولیدکننده یی اقدام به عرضه محصول نامرغوب کند متقاضیان این محصول از طریق عدم خرید، فروشنده را تنبیه می کنند و بنگاه یا ورشکسته می شود یا مجاب به بهبود کیفیت کالا.حکومت نیز در قبال کیفیت خدماتی که عرضه می کند مجبور به پاسخگویی است و این پاسخگویی در برابر کنترل کیفیت خدمات به مشتریان(مردم) صورت می گیرد.اما برای اینکه کنترل از سوی مردم به نحو موثری صورت بگیرد نیاز به دموکراسی به معنای نهادی است که این امر را مدیریت می کند. اگر حکومتی با فروش خدمات، کیفیت مطلوب ارائه ندهد، دموکراسی به عنوان یک فرآیند تصحیح خطا عمل می کند که یا به صورت مسالمت آمیز منجر به جابه جایی قدرت می شود یا فرآیند اصلاح را روی حاکمان انجام می دهد.منتها منطق حاکم بر این رابطه دوطرفه است. از یک طرف حکومت از مردم مالیات می گیرد و به واسطه مالیات خدمات ارائه می کند و از طرف دیگر مردم به وسیله رای به حکومت و نظارت بر کارکرد حکومت از ارزش منابع در اختیار حکومت حفاظت و پاسداری می کنند. و حقی که برای مردم در چارچوب نظام دموکراتیک ایجاد می شود برآمده از آن منابعی است که مردم به عنوان مالیات به دولت پرداخت کرده اند و هر کس به نحوی مالیاتی را که به دولت می پردازد و خدماتی را که دریافت می کند، مقایسه می کند با زمانی که با عدم پرداخت این مالیات، رفاه دیگری برایش ایجاد می شد.اگر در این مقایسه این نتیجه حاصل شود که امنیت و فضای مطمئن کسب و کاری که دولت برای او ایجاد کرده بیشتر از رفاهی است که در صورت عدم پرداخت مالیات ایجاد می شد، آن زمان پرداخت مالیات توجیه اقتصادی می یابد.بنابراین یک رابطه دوطرفه بین پرداخت مالیات و ایجاد دموکراسی برقرار است.حال اگر این چارچوب مبنا نباشد و کشور هدف از دارندگان ذخایر عظیم نفتی باشد رابطه فوق تعبیر دیگری پیدا می کند. برای کشور صادرکننده نفت - که مالکیت این منابع هم دراختیار دولت است - دولت برای ارائه خدمات نیازی به دریافت مالیات از مردم نمی بیند چرا که از طریق درآمدهای حاصل از صادرات نفت، تامین مالی می شود و طبیعتاً رابطه دوطرفه یی که در سایر کشورها برقرار است، اینجا دیگر حاکم نیست. به عبارتی مردم خدماتی از دولت دریافت می کنند که در مقابل آن چیزی نمی پردازند و این خدمات از جانب دولت حکم صدقه یا مرحمتی پیدا می کند که موجب می شود مردم هر لحظه نگران این امر باشند که دولت میزان پرداخت این خدمات را کاهش دهد.لذا این امر باعث می شود خودبه خود در این چارچوب دموکراسی جایگاه تعریف شده برآمده از تقاضای عمومی نداشته باشد و دموکراسی بیشتر به یک درخواست روشنفکری تبدیل شود. در این رابطه روشنفکر به صورت سلیقه یی و علاقه مند به دموکراسی، در نوشته ها و گفته هایش اعلام نیاز می کند ولی در شکل عمومی و برای مردم، دموکراسی جایگاه تعریف شده یی ندارد.www.theglobaleconomy.com در هیچ جای دنیا حاکمی پیدا نمی شود که خودش داوطلب پاسخگویی به مردم باشداما این نکته قابل توجه است که در هیچ جای دنیا حاکمی پیدا نمی شود که خودش داوطلب پاسخگویی به مردم باشد، بلکه همه جا حاکمان علاقه مند به حکومت یک طرفه هستند. ولی آنچه در کشورهای دیگر پاسخگویی حاکمان را ترغیب می کند مالیاتی است که مردم به دولت می پردازند و در قبال آن انتظاراتی دارند. چالشی که کشورهای صادرکننده نفت با آن مواجهند لوکس بودن دموکراسی در این کشورهاست. در این کشورها رابطه مالی از طرف مردم با حکومت برقرار نیست و رابطه یک طرفه و تنها از جانب حکومت بر مردم است.حالا در این چارچوب شرایطی را فرض کنید که حکومت به لحاظ مالی مستقل از مردم باشد و در مقابل، مردم به واسطه نظام یارانه یی محتاج حکومت باشند. در چنین شرایطی مردم نقش منفعل و وابسته به دولت را پیدا می کنند که به هیچ وجه نمی توانند جایگاه کشوری را که با مالیات اداره می شود، پیدا کنند و هرچه نظام حکومتی یارانه یی تر باشد و جایگاه دولت از نظر برخورداری از درآمد نفت در مقابل مردم سنگین تر باشد، انتظار شرایط برآمده از دموکراسی دورتر است.</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Sat, 01 Feb 2020 14:16:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرایط و مدارک مورد نیاز برای دریافت وام اشتغال بنیاد برکت برای مناطق محروم</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86-stqgsdznn2ok</link>
                <description>بنیاد برکت از زیر مجموعه‌های ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و اون هم خودش از زیرمجموعه‌های رهبری به حساب میاد (در واقع این مجموعه‌ها از مصادره‌ی اموال دیگران ایجاد شدن که با وقوع انقلاب جمع شدن در زیرمجموعه‌های رهبری) این وام اشتغالی که میده هم برای روستاییان هست. اگر شما در منطقه‌ی محروم زندگی می‌کنید می‌تونید از این وام استفاده کنید (احتمالا).مبلغ این وام بستگی به شغلی داره که قصد راه اندازی اون رو دارید. و سود وام هم ۴٪ اعلام شده (در عمل ۵ درصد بود). جزئیات این وام رو از کارگزارتون بگیرید. اون زمان که من وام گرفتم به شغلی که معرفی کردم ۳۰ میلیون دادن. و اگر شما بتونید کاری با ۳۰۰ میلیون هم راه بندازید احتمالا بهتون این مقدار رو وام بدن. پس بستگی داره به شغلتون. اگر شغل شما به ۱۰ میلیون نیاز داشته باشه شاید ده میلیون بهتون پرداخت کنن. لطفا اگر فردی رو می‌شناسید که قبل شما وام گرفته، ازش راهنمایی بخوایید. چون با خوندن این متن ممکنه یک انتظاراتی در شما به وجود بیاد و بعد که مراجعه می‌کنید ببینید اینطورها نیست، من در حدی که برای خودم پیش اومده و از دیگران هم شنیدم برای شما توضیح میدم.{ بخوانید: سیاست یکسان‌سازی در جنگل - مهسا امینی }این متن رو برای اونهایی می‌نویسم که مثل من اول کار نمی‌دونستن برای گرفتن وام چه مراحلی رو بایستی طی کنن. من اینو می‌نویسم چون دلممی‌خواست همین‌ها رو کسی بهم توضیح می‌داد. نمی‌خوام شما مثل من بارها بی‌جهت برین بانک و برگردین. براتون لیستی از مدارک مورد نیاز اینکار رو می‌نویسم که بانک احتمالا درست و حسابی بهتون نمی‌گه و فقط در بهترین حالت یه لیست میده به دستتون و بعدا متوجه میشید که ۳۰٪ اونها ضروری نبوده! ولی شما برای همون ۳۰٪باید چند روز معطل می‌شدید. اما توجه کنید که این لیست فقط مربوط به بانک من بوده، و ممکنه بانک شما متفاوت باشه و از شما مدارک متفاوتی درخواست کنن: مراحل و شرایط و مدارک دریافت واماول: تماس با بنیاداول  از همه فکر کنم باید در شهر و روستای خودتون اول به دنبال شعبه ای از این بنیاد بگردین یا با شماره‌های ثبت شده در سایت (15 – 88532300-021) این سازمان یا ایمیل اونها (pr@barakatfoundation.com) تماس بگیرید. یا از طریق فرم تماس سایت بنیاد، مستقیما ازشون بپرسین که در منطقه‌ی خودتون آیا می‌تونید این وام رو دریافت کنید؟ و اگر بله. بگید چطور باید اقدام کنید؟ آیا باید مستقیم به شعبه‌ی خاصی از بانک به خصوصی برید؟ من توصیه می‌کنم زیاد سوال نکنید ازشون! و سوال‌های ساده و سر راست کوتاه بپرسین. اما تا پاسخ پرسشتون نگرفتین ولشون نکنید. این توصیه شامل حال همه‌ی سازمان‌های دولتی/حکومتی میشه. و ناکارآمدی سازمان‌های حکومتی شامل حال این سازمان هم میشه و انتظار ندارید که مثل اپراتور دیجی‌کالا سر حوصله و با مهر و محبت بهتون جواب بدن (ولی اون‌قدرهام بد نیستن به هر حال).دوم: معرفی شغل مورد نظر بعد از راهنمایی احتمالا ازتون می‌خوان شغلی که قصد دارید روش وام دریافت کنید رو معرفی کنید، در اینجا بهتره تخصص یا فن این شغل که روش درخواست وام دارید رو بلد باشید. ترجیحا مدرک تحصیلی یا فنی و حرفه‌ای اون رو دریافت کرده باشید، اگر هم نداشتید طوری نیست، کافیه ادای تخصصش رو در بیارید! نمی‌دونم. برای من که جواب داد.? البته به این معنا نیست که من سرشون رو کلاه گذاشتم، چون کار من به تخصص عملی زیادی نیاز نداشت و با مطالعه هم می‌شد حداقل‌ها رو آموخت هر چند جای یادگیری عملی رو نمی‌گیره.توصیه: من توصیه می‌کنم ازشون یه لیست کامل از کارهایی که احتمال دریافت وام رو داره دریافت کنید. من درخواست دادم و یه فایل PDF بهم دادن. یعنی اگر درخواست نمی‌کردم کوفتم بهم نشون نمی‌دادن، حتما خودتون همه‌چیزو باید بگید و هوای کار خودتون رو داشته باشید. و ببینید کار مورد نظر شما به کدوم‌یک از اونها نزدیک‌تر هست و روی همون حساب و با همون عنوان ذکر شده در لیست می‌تونید درخواست بدید، مثلا من با پرورش یه چیز خاص. گرفتم اما کار من پرورش اون چیز خاص نبود بلکه می‌شد با کمی اغماض اون رو پرورش یه چیز خاص دونست. اما حتما از کارگذار بنیاد برکت بپرسید چطور می‌تونید احتمال دریافت وام رو بیشتر کنید و عین بچه مثبت‌ها فقط یه درخواست خشک و خالی برای وام نکنید و برگردید. یه مقداری فشار و تلاش با احتمال بالا جواب میده. اگر شغل شما به ۳۰۰ میلیون نیاز داره همین رو اعلام کنید اما باید حرفتون رو اثبات کنید.دقت کنید که هر شغلی مقدار خاصی وام بهش تعلق می‌گیره. دو سال پیش برای دام‌داری ۴۰ میلیون پرداخت می‌کردن. الان برای پرورش اسب شاید ۳۰۰ میلیون هم پرداخت کنن بهتون. اگر موبایل فروشی دارید در مناطق محروم شاید بهتون همین مقدار یا بیشتر رو بدن. اگر در حد چند میلیون لازم دارید به همین شکل. اما احتمال داره درخواست‌های مبالغ کمتر بیشتر پذیرفته بشه، اما به هر حال بستگی داره به کارگزار شما و اینکه چقدر باهاتون کنار بیاد.قبلا گفته بودند که این وام رو راحت‌تر به کسانی میدن که زیر پوشش کمیته‌ی امداد یا تامین اجتماعی هستند. اما اخیرا شنیدم که این مسئله برعکس شده و اگر زیر پوشش باشید بهتون این وام رو نمیدن. به هر حال بهتره خودتون بپرسید زیر پوشش کمیته‌ی امداد یا تامین اجتماعی بودن  آیا تاثیری داره یا نه.سوم: تحقیق بنیاد در مورد توانمندی‌های شما و شغل مورد نظر شما و پذیرش/رد درخواست واماین مرحله رو بنیاد براتون انجام میده و شما نیاز نیست کاری بکنید. بعد از مدتی (شاید یه ماه) درخواست شما رو قبول کنن. در این صورت بهتون یه بانک معرفی می‌کنن و بانک بهتون یه لیست از مدارک مورد نیازتون رو میده. مدارکی که از من خواستن و مدارکی که بهشون دادم و قبول کردن هم‌پوشانی زیاد نداشت و شامل اینها می‌شد:چهارم: مدارک مورد نیاز برای دریافت وام بنیاد برکتافتتاح حساب: اگر در اون بانک (نه اون شعبه، بلکه کلا اون بانک به خصوص) حساب بانکی ندارید باید یک حساب باز کنید. شاید با ۵۰ هزار تومن حداقل.اصل و کپی کارت ملی و صفحه‌ی اول شناسنامه (به من اول گفتن همه‌ی صفحات اما بعدا فقط صفحه‌ی اول رو گرفتن مردم آزارها!)کارت پایان خدمت یا کارت موقت پایان خدمت (مثل همیشه)یک پوشه به رنگی خاص (شاید سبز)یک قبض از خونه برای اثبات اینکه خونه‌ی شما روستایی/مناطق محروم به حساب میاد. و بعدا خود بانک بهتون شاید یه فرم بده که مشخصات خونه از جمله کروکی و متراژ و حتی قیمت خونه رو هم درج کنید.یکی یا دو یا تعداد بیشتری ضامن. ضامن می‌تونه کاسب باشه یا کارمند باشه، یا بازنشسته باشه، یا حتی فقط فردی صاحب دسته‌ی چک باشه. اما هر کدوم از اینها که باشه در چند ماه (شاید دو ماه) گذشته نباید با بانک‌ها بدحسابی کرده باشه چون استعلام می‌گیرن. اگر ضامن کاسب بود باید کپی جواز کسب رو بیاره و یک عدد چک از خودش داشته باشه و خودش هم امضا کنه  و تحویل بانک بده. اگر ضامن کارمند یا بازنشسته بود باید کپی فیش حقوقی رو بیاره (به من گفتن حکم کارگزینی و صورت حساب بانکی از دو ماه گذشته بیارید که بعدا فهمیدیم مدارک ضروری به حساب نمیان) به علاوه‌ی چکی که خودش داره و امضا می‌کنه و به بانک میده. و اگر هم ضامن فردی صاحب چک بود هم اشکالی نداره، به شرطی که بدحسابی با بانک نکرده باشه (درست مثل باقی ضامن‌ها).نکته ۱: اما یادتون باشه اینجا اما و اگرهایی وجود داره، تا اونجایی که من فهمیدم به تعداد ضامن‌هایی که درخواست می‌کنن و ما به بانک معرفی می‌کنیم، باید چک داشته باشن، اما اگر اینطور نبود و همه ی ضامن‌ها چک نداشتن، حداقل یک چک می‌گیرن ازتون (یعنی حداقل ممکن یک عدد چک هست که یکی از ضامن‌ها میده) به علاوه‌ی یک سفته. پس شد یکی از این دو مورد ۱- همه‌ی ضامن‌ها چک بدهند. ۲- حداقل یک ضامن چک بدهد به علاوه‌ی سفته.نکته ۲: تمام چک‌ها باید صیادی باشن (یعنی سیستم جدید چکی که بانک‌ها رو به هم متصل کردن و چک قدیمی ازتون قبول نمی کنن).اصل و کپی شناسنامه و کارت ملی ضامنین (که دوباره تمام صفحات رو خواستن و ما بردیم اما بعدا فهمیدیم تمام صفحات لازم نیست و غیرضروریه.)درخواست‌های اضافی دیگرغیر از اینها از خود من هم چک یا سفته خواستند که بعدا فهمیدم اگر همه‌ی ضامن‌ها چک داشته باشن، دیگه ضروری نیست که من چک یا سفته بدم. گواهی کسر اقساط هم چه از خودم و چه از ضامنین خواستند اما فهمیدم ضروری نیست.تذکراون روزی که بهتون خبر میدن که درخواستتون قبول شده، احتمالا همون روزی نیست که آدرس بانک رو بهتون میدن که بهش مراجعه کنید، بلکه ممکنه دو هفته یا بیشتر طول بکشه تا تازه بگن کدوم بانک باید برید.بعد هم وقتی به بانک مراجعه می‌کنید همون موقع دست ضامن‌های بی‌چاره رو نگیرید ببرید اونجا. من دیدم تو بانک بعضی‌ها دست معلم مدرسه که باید سر کارش باشه رو گرفتن همون روز اول بردن بانک! اول باید حساب شما افتتاح بشه و بعد درخواست وام شما در بانک ثبت بشه و بعد از مدتی شاید دو هفته‌ی دیگه بهتون بگن حالا تازه ضامن‌ها رو بیارید. و تازه هم من پیشنهاد میکنم (صرفا پیشنهاد) که مدارک ضامنین که بهتون گفتن و احتمالا مقداری با مدارک بالا فرق می‌کنه رو قبلش شخصا بگیرین ببرین بانک و صرفا وقتی مدارک ضامنین ردر بانک تکمیل شد و مطمئن شدید که استعلام حساب گرفتن از ضامنین و فهمیدن که اونها بدحساب نبودن، تازه می‌تونید ضامن‌ها رو ببرید تا تعدادی برگه رو امضا کنن و همونجا هم چک‌ها (و یا یا شاید سفته، اگر ازتون قبول کنن) رو تحویل بدن. در غیر این صورت ممکنه روزی که ضامنین رو می‌برید اونجا مدرکی کم و کسر باشه و باز بانک قبول نکنه و بعدا مجبور بشید دوباره ضامن‌ها رو بردارید ببرید بانک.همینطور اگر با اون بانک حساب و کتاب قبلی هم دارین و مشتری خوب اون بانک بوده باشید شاید در درخواست وام خیلی بهتون ساده‌تر بگیرن. چطور؟ نمی‌دونم. اما فقط می‌دونم بانک‌ها برای مشتریای خوش‌حساب و پولدار می‌میرن و همه‌جوره براشون ساده می‌گیرن.راستی من شنیدم که میگن ثبت نام کنید و بعد ممکنه رهاتون کنن و فراموش بشید، چون درخواست‌ها زیاد شدن. برای همین توصیه‌ی من نوعی که وام رو گرفته اینه که هر از چندی ازشون خبر بگیرید و همینطوری منتظر نمونید. این توصیه‌ی عمومی به کارآفرینان هم هست، که میگن این جزو روحیه‌ی کارآفرینیه که هیچ انتظاری از هیچکسی ندارند و همیشه خودشون چاره‌سازی می‌کنن. یک مثالش همینه که بهتره منتظر نمونیم تا کارها توسط بانک و کارگزاری انجام بشه و از خودمون چیزی اگر بر میاد عرضه کنیم.بعد از دریافت واموام رو که واریز کردن به حسابتون، خودتون باید یه بار تشریف ببرید بانک و برگه‌ی مشخصات قرارداد رو تحویل بگیرید که تعداد قسط‌ها همراه با تاریخ و مبلغ هر قسط رو براتون نوشتن، این کاغذ رو به گمانم قبل دریافت وام نمیدن، خودم چون درخواست نکرده بودم مطمئن نیستم در این مورد. شما می‌تونید درخواست کنید، شاید دادند.بعد که این برگه رو گرفتید می‌تونید برید توی یه ماشین حساب محاسبه‌ی وام بانکی و یه سری حساب و کتاب دیگه انجام بدید. کلا بازی کردن با این عددها غیر از مفید بودن، سرگرم کننده هم هست. مثلا بگید اگر بهره‌ی وام من، یک درصد بیشتر می‌شد هر ماه چند تومن دیگه بیشتر باید پول می‌دادم. یا هر بازی دیگه‌ای و کلا ادای باهوشا رو در بیارید.هزینه‌ی بیمه‌ی وام رو هم ازتون کم می‌کنن اما نمیگن و بعد از اینکه کم می‌کنن می‌فهمید. وام من حدود ۲۰۰ هزار تومن هزینه‌ی بیمه داشت. البته طبق قانون تا این زمان که این متن رو می‌نویسم بیمه کردن وام نباید اجباری باشه. اما به من نگفته بودن و فقط کم کردند. خب اینجا ایرانه دیگه، Welcome to Iran.نکته‌ای در باب تنفس پرداخت این وام: یعنی زمانی که بعد از پرداخت وام بهتون مهلت میدن که کار کنید و پول در بیارید بدون اینکه برای اون ماه قسط پرداخت کنید. اگر در این مورد ۶ ماه تنفس برای پرداخت وام شما اعلام شده باشه و مثلا با فاصله‌ی یک ماه به یک ماه در ۶۰ ماه بایستی پرداخت کنید، تعداد قسط‌هاتون میشه ۵۴ ماه (نه اون ۶۰ ماه دوره‌ی بازپرداخت) چون دوره‌ی بازپرداخت اقساط از زمانی که وام رو تحویلتون میدن حساب میشه نه زمان اولین قسط. بنابراین اگر قبل از اینکه وام رو بهتون تحویل بدن بخواید مبلغ هر قسط رو حساب کنید و یه برآورد از هزینه‌های آینده‌تون به دست بیارید باید مبلغ به علاوه‌ی سود رو برای وامی که بازپرداخت ۶۰ ماهه داره، تقسیم به این ۵۴ ماه کنیم. پس وام رو تقسیم به ۶۰ نکنیم، مگر اینکه تنفس برای پرداخت اعلام نشده باشه و هیچ تنفسی نداشته باشیم. یعنی باید زیرآبی بری.? پس این چیزیه که دوباره بهتون نمیگن اما بعد که وام رو همراه با اون کاغذ پرداخت اقساط رو گذاشتن کف دستتون متوجهش میشید.مثال بعدی برای فهم بهتر این مسئله: اگر وام‌تون مربوط به پرورش گاو شیری باشه که در فایل PDF که به من دادن، نوشته شده ۴۰ میلیون بهتون وام میدن، ۶ ماه تنفس داره، ۶۰ ماه بازپرداخت داره، با فاصله‌ی هر ۶ ماه یکبار هم باید هر قسط رو پرداخت کنید. بنابراین مبلغ قسط وام‌تون بدون حساب سود (که من اینجا به دلیل پیچیدگی حساب سود، اون رو وارد محاسبات نمی‌کنم) میشه، ۹ تا قسط به علاوه‌ی اون نیم سال (۶ ماه) تنفس. چه جوری حساب کردم؟ ۶۰ ماه بازپرداخت رو تقسیم به ۶ ماه کردم شد ۱۰ تا قسط، چون شش ماه اول کار تنفس داره پس تعداد اقساط شما میشه ۹ تا. حالا ۴۰ میلیون رو تقسیم به ۹ ماه کنید میشه ۴.۵ میلیون تومن که هر شش ماه یک‌بار باید پرداخت کنید. نکته‌ی آخر اینکه لطفا پای این نوشته شماره تلفن نگذارید، چون بعیده از بنیاد برکت پای این نوشته رو بخونن و اگر هم بخونن با شماره‌هاتون تماس نمی‌گیرن چون اونی که حسابی پیگیر کارش هست و خودش تماس میگیره هنوز وام نگرفته شما که شماره بذاری اینجا اونها دردسر برای خودشون نمیخوان که هی پیگیر کارهای شما بشن😉 موفق باشید. حالا که تا اینجا خوندین، اگر فرصتی در اختیار دارین، متنی که در مورد فاشیسم نوشتم شاید فرصت بدی برای پر کردن اوقات شما نباشه.{ بخوانید: از خودمون بپرسیم که آیا من یک فاشیست هستم؟  }</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2019 20:13:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر برای گرفتن کسری خدمت گذارتون به «سپاه استان» افتاد ...</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-sbgsam8soi1a</link>
                <description>کفشی آهنی به پا کنید، و برای یادگیری فضیلتِ صبر، کتاب تاریخ اروپا را بخوانید!فردی می‌گفت اگر می‌خواهید صبور شوید، اگر از وضع مملکت راضی نیستید (که نیستید) تاریخ اروپا را بخوانید تا صبور شوید، ببینید این بی‌چاره‌ها چه کشیده‌اند تا به این جا رسیده‌اند. این اروپا چه بساطی دیده؟امروز رفتم تا به خاطر زحمت‌های داداشم توی بسیج، براش کسری خدمت بگیرم. هرچند تا اونجایی که می‌دونم لزومی به زحمت شما هم نیست، یه فرد به عنوان پارتی شما به همراه یه سیستم باگی که میشه راحت دورش زد هم می‌تونه برای شما پرونده بسیج درست کنه و هم براتون کسری خدمت ردیف کنه (دورغ چرا؟ تا قبر آ آ آ آ. ساختن پرونده بسیجی رو من از چند منبع شنیدم که میشه جور کرد اما کسری خدمت رو فقط از دو منبع). داشتم میگفتم که رفتم برای برادرم کسری بگیرم، داشتم از درب وارد شدم و اطرافو برانداز کردم و دنبال راه ورودی گشتم، خانمی داشت از نگه‌بان چیزی می‌پرسید و چند نفر هم شاهد آن گفت‌وگو بودند که آن خانم تشکر کرد و رفت و نگه‌بان هم که به نظر مرد مجردی بود رفتن آن جوان دیگر را نظاره کرد. رفتم و گفتم منابع انسانی کجاست؟، به اتاقی که توش چندتا سرباز و یه درجه‌دار بود، اشاره کرد و گفت اونجا. وقتی رسیدم گفتن وقت نمازه، حدود ۴۵ دقیقه صبر کردم تا بخونن و بیان، من موبایل و کارت ملیم رو تحویل دادم و رفتم تا مسئولش از نمازخانه برگرده. داخل که رفتم اولین سالن مربوط به منابع انسانی بود، شاید هفت تا اتاق بود که هر کدوم ترکیبی از چند کلمه با «منابع انسانی» داشت، دم یکی از همون اتاق‌ها وایسادم و منتظر فرصت چشم به چشم شدن با فردی بودم تا بپرسم منابع انسانی کدومه. فردی دم یکی از این اتاق‌ها اولین در رو نشون داد و رفت، چی‌کار دارین؟ من تا یه ربع دیگه منتظر بودم که حوصله‌ام نکشید و رفتم دم یکی دیگه از اون اتاق‌های منابع انسانی که یکی که به نظر مسئول اونجا بود (و در عمل یک درجه دار با لباس شخصی بود) گفت بفرمایید؟ گفتم برای کسری خدمت داداشم اومدم، بعد اسم برادرم رو پرسید و گفت بیا تو. توی دلم فحشی به اون یارو دادم که آدرسو اشتباهی داده بود (چون این اتاق اصلی بود). ده دقیقه‌ای هم منتظر بودم که سرباز دیگه‌ای که پشت سیستم با ویندوز XP نشسته بود کارش رو تموم کنه و به کار من برسه، که من اونقدر توی اتاق ۵ در ۲ متری اونجا که با دو تا میز بزرگ تقریبا پر شده بود، رژه رفتم که درجه‌دار دیگه‌ای از اتاق بغلی که به این اتاق راه داشت به سرباز گفت کار این بنده خدا رو راه بنداز بره.با هم به اتاق دیگه‌ای رفتیم که پرسید: چند وقته پرونده‌اش اومده؟ گفتم دو هفته. گفت پس هنوز درست نشده کارش. گفتم کی بیام؟ گفت آقای ابراهیمی رفته مشهد، گفتم کی بیام، دستش رو به سمت تاریخی که کنار اسم برادرم بود، برد و گفت دوعه شیش (روز دوم برج شیش). یعنی ۱۱ روز دیگه. با خودم گفتم طرف این همه روز توی یه شهر دیگه چی می‌خواد. گفتم باشه. قبلا ها که کم‌تجربه‌تر بودم با طرف بحث می‌کردم که این چه وضعشه دیگه؟ نیست. جانشین نداره یعنی؟ یکی نباید باشه کار خلق‌الله رو راه بندازه؟ اومدم بیرون و همه رو از دم فحش دادم، فرد دیگه‌ای با حالت بدهکاری از کنارم رد شد، که دم ورودی باهاش آشنا شدم که گفت با پدری با جانبازی ۵۰٪ دنبال گرفتن معافیته، و با داد و قال نسبی گفت چرا مردمو می‌پیچونین؟ یکی از سربازها که قیافه‌ی صادقانه‌تری داشت و از اول مشخص بود گوشش از این دعواها پره، چون دائم صورتش رو کش و قوس می‌داد در جوابش گفت: تو کارت به سپاه جاهای دیگه نیوفتاده، چون اونجاها بدتره. بعد از رد شدن اون آدم و تمام آدم‌های تسبیح به دست دیگه با لباس نظامی، به فحش‌های زیرلبی خودم ادامه دادم و به این توصیه فکر کردم که بایستی تاریخ اروپا رو بخونم.</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Tue, 13 Aug 2019 22:24:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>seedr vs. zbigz</title>
                <link>https://virgool.io/@Experiencee/seedr-vs-zbigz-ooryfkepsjxp</link>
                <description>If you use torrent for downloading (illegally) things, you are just like me! but you and I both know that these such illegal and piracy way of downloading can hurt producers and creators of such digital files (like music and movie and anime, etc). And we still are persistent to use it. Why? I think because we can!And now I want to introduce you Seedr. This is a tool we earn 2 gigabytes for free with unlimited speed of downloading (despite zbigz that gave us 1 gigabytes with limited speed).If You use this link to register in this website, you will earn 2.5 gigs! (that normally you would get 2 gigabytes).Yeah!This website recommends me to presenting you this link that is good for me!But, that is good for you too! (with half more gigabytes space for downloading torrent files) something like &#x27;affiliate marketing&#x27;, but still different.Anyway, have a good time with it ;-)&gt; link to register with 2.5 gigs</description>
                <category>Experiencee</category>
                <author>Experiencee</author>
                <pubDate>Sat, 04 Aug 2018 22:44:05 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>