<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فائزه کریمی‌نسب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@F_kariminasab</link>
        <description>معلم و تسهیل‌گر آموزشی

کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی‌درسی

اینجا از دغدغه‌های آموزشی، نقد و تحلیل فیلم و کتاب‌های مرتبط می‌نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 13:02:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4347451/avatar/MgZeNa.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فائزه کریمی‌نسب</title>
            <link>https://virgool.io/@F_kariminasab</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گشتی در دنیای انیمیشن &quot;هاپرز&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@F_kariminasab/%DA%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%B2-itwbyux7cwin</link>
                <description>پوستر انیمیشن هاپرز- تولید ۲۰۲۶ امریکا چند سالی می‌شود که تولیدات انیمیشنی دارای موضوعات نو، جذاب و خلاقانه‌ای شده‌اند که علاوه بر مخاطب کودک و نوجوان، در میان بزرگسالان نیز مخاطبین جدی پیدا کرده‌اند. بسیاری از این انیمیشن‌ها در سینماهای سراسر جهان اکران می‌شوند و همین دیده‌شدن‌ در وسعت جهانی باعث شده است از نقد منتقدان و صاحب‌نظران دنیای سینما و انیمیشن مصون نمانند. در دنیای پرتکاپوی امروز، لازم است معلمان، مربیان و تمام افرادی که دستی در پرورش روح و جسم کودک و نوجوان دارند، پا‌به‌پای مخاطبان اصلی، تازه‌های دنیای فانتزی و پرکشش انیمیشن را دنبال کنند. در این مقاله با نگاهی دقیق‌تر به انیمیشن‌ &quot;هاپرز&quot;- جهنده‌ها- می‌پردازیم که موضوع اصلی آن‌ اهمیت حفاظت از محیط‌زیست، زیستگاه‌های طبیعی و جانواران هر اقلیم است.صحنه‌ی آغازین این انیمیشن، دختر دانش‌آموزی را نشان می‌دهد که برخلاف سایر همکلاسی‌هایش، حیواناتی که در آکواریوم مدرسه زندگی می‌کنند را اذیت نمی‌کند. خشم او از این رفتار همکلاسی‌هایش تا جایی پیش می‌رود که او تصمیم می‌گیرد تمام حیواناتی که در مدرسه زندگی می‌کنند در کوله‌پشتی‌اش بگذارد و مخفیانه از شکنجه‌گاه نجات دهد. این شروع موثر و جذاب، به خوبی شخصیت &quot;مِیوِل&quot;، دختر جسور و دغدغه‌مند داستان را به مخاطب معرفی می‌کند. پس از رخ دادن چنین اتفاقی در مدرسه، پدر و مادر میول برای اصلاح تربیت دخترشان، از مادربزرگش کمک می‌گیرند. مادربزرگی که شخصیت الهام‌بخش او، میول را در مسیر خواسته‌ی والدینش هدایت نمی‌کند؛ بلکه به دغدغه‌ها و علایق او احترام می‌گذارد و عشق بزرگ او به طبیعت را تقویت کرده و هدایت می‌کند.کاراکتر مادربزرگ، اگر چه حضور کوتاهی در انیمیشن دارد، اما تاثیر پررنگ و الهام‌بخش او بارها در خلال تنگنا و درماندگی‌، نجات‌بخش نوه‌اش بوده است. داستان اصلی در زمان حال رخ می‌دهد. میول ۱۹ ساله‌ای که ظاهرا دانشجوی رشته‌ای مربوط به محیط‌زیست است و همچنان همان شور و انگیزه‌ی دوران کودکی در او زنده است، حالا از یک پروژه‌ی عمرانی شهردار خشمگین است. شهرداری که اهمیتی به حفظ زیستگاه حیوانات نمی‌دهد و از ساخت پل و جاده، اهداف جاه‌طلبانه‌ی انتخاباتی‌اش را دنبال می‌کند. خشم و ناتوانی او در مهار شهردار و طرفدارانش او را وامی‌دارد که با جلب حمایت‌های مردمی، به‌طور قانونی او را از تخریب طبیعت منع کند. اما در پی تلاش‌های میول، کمتر کسی از مردم به حفظ زیستگاه حیوانات توجه نشان می‌دهد. پس از آزمودن راه‌حل‌های مختلف و شکست‌ خوردن‌های پیاپی، به‌طور تصادفی سر از آزمایشگاه مخفی یکی از اساتیدش در می‌آورد. استادی که همچون دانشجویش، پرشور، باانگیزه و خلاق است؛ با این تفاوت که پا گذاشتن به میانسالی، کمی او را محتاط و محافظه‌کار کرده‌است. در اثر این تصادف، میول با جدیدترین پروژه‌ی استادش آشنا می‌شود و راه نجات بیشه را می‌یابد!&quot;هاپرز&quot; نام جدیدترین اختراع استاد میول است؛ فناوری پیشرفته‌ای که در آن یک انسان می‌تواند ذهن خود را به بدن یک حیوان رباتیک وارد کند و همچون یک گونه‌ی طبیعی، بین آن‌ها زندگی کند و زبان آن‌ها را بفهمد. میول با گذاشتن ذهن خود روی یک سگ‌آبی رباتیک، فرصت زندگی در بین حیوانات مختلف بیشه را پیدا می‌کند. نخستین برخورد او که به نجات یکی از هم‌نوعانش از خوراک خرس شدن بود، نظم طبیعت و هرم غذایی حیوانات و تاثیر دخالت او در طبیعت را به‌خوبی نشان می‌دهد. استاد میول و اختراع جدیدشصحنه‌ی برجسته‌ی فیلم، ملاقات و شکل‌گیری دوستی عمیق بین میول و پادشاه بیشه است. جرج، پادشاه رسته‌ی پستانداران، که همانند میول یک سگ‌آبی است، تحت‌تأثیر شور و اشتیاقی که میول در باز پس‌گیری جنگل در سایر حیوانات به‌وجود آورده است، او را مشاور خود می‌خواند و با دعوت سایر پادشاه‌های رسته‌های دیگر جانوران، همه‌ی آن‌ها را علیه شهردار و قلمروی انسان‌ها تجهیز می‌کند. تاثیر میول و جرج روی هم، دوسویه است. در آغاز فیلم می‌بینیم که جرج، پادشاهی است که برای همه‌ی جانداران حق زندگی قائل است و گونه‌ی انسان را نیز از این قاعده مستثنی نمی‌داند. در پایان فیلم نیز می‌بینیم که میول، به اهمیت احترام به نظم طبیعت پی برده است. اتحاد پادشاهان رسته‌های مختلف حیوانات، سرانجام به تغییر دیدگاه شهردار و همچنین بلوغ‌فکری عظیمی در میول منجر می‌شود. میولی که پیش از این، توان تحمل نابودی طبیعت را نداشت و انسان‌ها را مخرب اصلی طبیعت می‌دانست؛ در پایان داستان دریافت که خود او نیز بخشی از طبیعت است. طبیعتی که هر اتفاق کوچک و بزرگی که در گوشه‌ای از آن رخ می‌دهد، می‌تواند هستی همه‌ی جانداران را در معرض خطر قرار دهد.درس مهم این انیمیشن، دوستی و اتحاد است‌. ایستادگی در راه تحقق رویاها و پیگیری آرزو‌های کودکی، از پررنگ‌ترین مضامین نهفته در داستان فیلم است. میول و جرجنکته‌ای که مثل سایر انيميشن‌های اخیر در این فیلم هم بسیار خودنمایی می‌کند، تغییر نقش‌های جنسیتی‌ است. در ساخته‌های جدید دیزنی و پیکسار، دیگر اثری از دختران منفعل و کلیشه‌ای نیست. دختران نسل جدید، بی‌پروا، بلندپرواز و تاثیرگذارند. در شخصیت‌های این انیمیشن‌ها، کمتر می‌توان دختران وابسته‌ای را دید که رویایشان ازدواج، و دغدغه‌شان زیبایی‌ افراطی و دیده‌شدن‌های بی‌ارزش باشد. به‌نظر می‌رسد باید این پیشرفت بزرگ را به دنیای انيميشن تبریک گفت، چرا که به درستی دنیای کودک و نوجوان امروز را شناخته‌اند؛ دنیایی که در آن دختر بودن به معنای سکوت و تحجر و انفعال نیست. جامعه‌ای که دختران آزاد و خلاق داشته باشد، مادران تاثیرگذار و آگاه خواهد داشت. اصلی که از ضرورت‌های درخشیدن و رشد یک جامعه است. </description>
                <category>فائزه کریمی‌نسب</category>
                <author>فائزه کریمی‌نسب</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 18:22:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به کتاب &quot;خداوند الموت&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@F_kariminasab/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%88%D8%AA-qxlhlzm7mxy5</link>
                <description>اولین کتابی که در سال جدید و در میانه‌ی جنگ خواندم، کتاب خداوند الموت است. اگرچه آثاری که ذبیح‌الله منصوری ترجمه کرده با دخل و تصرف‌های بسیار همراه است و وفاداری به متن اصلی نویسنده در آن‌ها کمرنگ شمرده می‌شود، اما خواندن این کتاب خالی از لطف نبود و همان‌طور که در ابتدای کتاب آمده، برخی از اسامی و اتفاقات کتاب هرگز از ذهن خواننده پاک نخواهد شد. داستان از جایی شروع می‌شود که شخصی به نام &quot;حسن صباح&quot;، فردی آگاه به زمانه و پیرو مذهب اسماعیلیه، با انگیزه‌ی بازپس‌گیری قدرت از خلفای عرب و گسترش فرهنگ اساطیری ایرانی و زبان فارسی، دولت در سایه‌ای را ایجاد می‌کند. او در راه دستیابی به این هدف رو به تشکیل فرقه‌ای می‌نهد که شکل‌گرفته از یک باور و اعتقاد مذهبی است. چیزی که در جهان امروز هم دیده می‌شود و اساس روی کار آمدن و قدرت گرفتن بسیاری از فرقه‌هاست. او معتقد بود برای حکمرانی بر مردم ناآگاه و بی‌سواد، می‌بایست آن‌ها را در جهت دلخواه تربیت کرد و لزوم پذیرش این تربیت گسترش نفوذ مذهبی‌ است. مردم‌ ناآگاه و بی‌سواد در پذیرش بسیاری از مسائل مقاومت می‌کنند، اما اگر به آنان این‌طور القا شود که مسئله‌ای از جانب خدا و پیغمبر و امام گفته شده، دیگر در آن تفکر نمی‌کنند و خرافات و ترس، مانع از سرپیچی آنان از دستورات می‌شود. ذکاوت حسن صباح و درک عمیق او از جامعه‌شناسی آن دوره بسیار حیرت‌انگیز است‌. چرا که معلوم نیست او واقعا به اصول مذهبی که گسترش داده معتقد بوده است یا مانند رهبران فرقه که امروز در سراسر جهان مشهودند، تنها به تظاهر می‌پرداخته است. اوج قدرت مذهب اسماعیلیه و فرقه‌ی باطنی -که حسن صباح موسس آن بود- در دوره‌ی حکومت سلجوقیان دیده می‌شود. در این دوره به دستور حسن صباح، قلعه‌هایی در شهرهای بزرگ آن زمان برپا بود که محل تجمع و زندگی باطنی‌ها به شمار می‌رفت. در تعداد خاصی از این قلعه‌ها، &quot;فدائیان مطلق&quot; در انتظار انجام ماموریت و رسالت خویش به تمرین جنگی و تزکیه‌ی نفس مشغول بودند. در تربیت این فدائیان نیز ساز و کار فرقه‌ای بسیار پررنگی دیده می‌شود؛ این افراد در اثر شستشوی مغزی چنان به اصول و آرمان‌های فرقه پایبند شده بودند که داوطلبانه خود را به این قلعه‌ها معرفی می‌کردند تا در زمان مقتضی، عملیات‌ محرمانه‌ی ترور را به سرانجام برسانند. فرماندهان این قلاع، جهت جلوگیری از چیرگی هوا و هوس، پس از پذیرش فدائیان در قلعه آن‌ها را مثله (خواجه) می‌کردند. همه‌ی این دستورات از سوی حسن صباح صادر شده بود، مردی که خواندن سرگذشتش در تاریخ سلجوقیان به من ثابت کرد ایران همیشه در فراز و نشیب بوده و هست. همواره عده‌ای زیرک بوده‌اند و مردم عوام را به وسیله‌ی اعتقاداتشان فریب داده‌اند و بر آن‌ها حکمرانی کرده‌اند. حسن صباح به من نشان داد برای نفوذ در مردم -که اکثریت نادان هستند- چاره‌ای جز طراحی یک نظام مذهبی ولو به دروغ نیست. با وجود همه‌ی این‌ها، شخصیت این مرد زیرک و بافراست قابل تحسین است. چرا که حکومت قدرتمند و غیررسمی او که موازی با حکومت سلجوقیان در ایران شکل گرفت، دست‌کم به گسترش زبان فارسی در ایران کمک شایانی کرد و منجر به آشنایی ایرانیان با تاریخ گذشته‌ی خود -پیش از هجوم اعراب به ایران- شد.</description>
                <category>فائزه کریمی‌نسب</category>
                <author>فائزه کریمی‌نسب</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jun 2026 09:32:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پدیده &quot;موبینگ&quot; در محیط‌های کاری سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@F_kariminasab/%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-s6jz9jfpgghq</link>
                <description>اگر پای تجربه و خاطرات معلمان بنشینیم، درمی‌یابیم که خاطره‌ی سال اول تدریس‌شان نقش پررنگی در شکل‌گیری هویت حرفه‌ای‌شان داشته است. حضور در محیط کاری مدرسه با ساختاری سلسله‌مراتبی و متشکل از مدیر، معاون، معلم و دانش‌آموز، به معلم می‌فهماند در یک محیط سیستمی مشغول به کار شده است. اگرچه سیستم‌ها به دست انسان ساخته شده‌اند، اما به‌مرور این سیستم‌ها هستند که ما انسان‌ها را می‌سازند. ما و همه‌ی کسانی که در یک محیط با آن‌ها کار می‌کنیم، کم‌و‌بیش شبیه به‌هم هستیم و شبیه‌تر نیز خواهیم شد. با وجود اینکه دستورالعمل‌ها، اهداف و محتوای درسی در نظام آموزشی ما به شیوه‌ی متمرکز ارائه می‌شود، اما بین جو و فرهنگ سازمانی هر مدرسه، تفاوت معناداری وجود دارد. درست در این نقطه است که معلم درمی‌یابد اجرا یا عدم‌اجرای بسیاری از طرح‌ها از کنترل و خواست او خارج است. او حالا دانش‌آموزی است که مجری دستورات مدیر، اداره و... است. این عجز زمانی به اوج آزاردهندگی می‌رسد که همکاران مدرسه به‌جای همراهی، از نقش آموزشی خود فاصله گرفته و با نگاه‌هایی (هر چند غیرمستقیم) به تحقیر، توهین، نادیده‌گرفتن و بی‌توجهی می‌پردازند. در چنین محیطی دیگر نمی‌توان انتظار همدلی و صمیمیت داشت. مدرسه نیز به‌عنوان یک محیط کار، می‌تواند تبدیل به کانون تحقیر شود. محیطی سرشار از تنش که به جای شنیدن معلم، با نادیده‌گرفتن تلاش و در هم شکستن خلاقیت، او را در خود حل می‌کند. &quot;پدیده موبینگ&quot; در مدارس و بین همکاران فرهنگی نیز مانند سایر محیط‌های کاری، پدیده‌ای رایج است. پدیده‌ای که رخ دادنش لزوماً ارتباطی با نوع عملکرد، سن، تجربه و میزان عزت‌نفس معلم ندارد. همکاران ناامیدکننده همیشه و همه‌جا هستند، وظیفه‌ی کاری غیررسمی‌شان هم اشاعه ناامیدی و تضعیف روحیه‌ است. حرف‌هایی که در ظاهر حرف‌اند اما اثر بُرندگی‌شان می‌تواند تا سال‌ها در ذهن معلم باقی بماند و او را نسبت به معلمی‌کردن دلسرد کرده و موجب احساس اضطراب و ناکافی‌بودن شود.  پس از چند سال تدریس و تجربه‌ی حضور در جو مدارس مختلف، فهمیده‌ام آنچه در دفترمعلمان گفته و شنیده می‌شود هرگز &quot;درست‌مطلق&quot; نیست. هر معلم تفکر و جهان‌بینی منحصر به خودش را دارد؛ حرف‌هایش هم برخاسته از شخصیت و حاصل تجربیات تلخ و شیرین دوران کاری‌ اوست. نمی‌توان کسی را در محیط کاری تغییر داد؛ چاره‌ی کار در بی‌احترامی، بی‌توجهی و انکار این دست افراد هم نیست. آنچه راه نجات معلم خواهد بود، یادآوری و پذیرش نقش و اهمیت خود در مرکزثقل مدرسه است. معلمی که خالق و آفریننده‌ی کلاس و دانش‌آموزانش است، می‌تواند با تاثیرگذاری بر یک دانش‌آموز، در اصلاح و بهبود کل سیستم موثر باشد.همچنین هر یک از ما می‌توانیم با تشویق معلمان جوان‌‌تر و شنیدن تجربیات معلمان باتجربه، به ایجاد و گسترش محیطی گرم و صمیمی مبادرت ورزیده و به قطع‌کردن این پدیده در محیط کاری خود کمک کنیم.به پند مولانا جلال‌الدین بلخی:تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آیدتو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغِ خود برافروز</description>
                <category>فائزه کریمی‌نسب</category>
                <author>فائزه کریمی‌نسب</author>
                <pubDate>Sat, 08 Nov 2025 22:20:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>