<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Fadaeepour</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Fadaeepour</link>
        <description>دوستدار نوشتن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:37:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10472/avatar/zdkeNy.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Fadaeepour</title>
            <link>https://virgool.io/@Fadaeepour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من و نرم‌افزار تیکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Fadaeepour/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%86%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-stb7msnkm9rn</link>
                <description>سلام. تا بحال شده اسم تیکت یا تیکتینگ‌به گوشتون بخوره؟یا رفته باشین از سایتی خرید کرده باشین که بهتون بگن اگر پیشنهاد یا انتقادی داشتین به ما‌ تیکت بزنین؟یا مثلا یک استارت اپی بگه اگر‌ مشکلی دارین برامون ثبت کنید؟میخوام امروز براتون از نرم افزاری بگم که بسیاری از مدیران به خوبی میشناسنش و بعضی ها اصلا.اسم این نرم افزار تیکتینگ نام داره.تیکت منظور اون بلیت فارسی خودمون نیست.نرم افزار تیکتینگ سیستمی برای ثبت و پیگیری‌ پیام هست.سیستمی که باهاش میتونین پروسه ی روابطتتون سریع تر و اسون تر پیش‌ببرین.نمونه خارجیخیلی از شرکتها راه های متفاوتی برای گرفتن ارتباط استفاده میکنن مثل پیامک، ایمیل، فضای مجازی و... که رسیدگی به هرکدام از انها زمان و دقت خودشو میخواد. نرم افزار تیکتینگ این امکان را برای شما فراهم میکنه که با یک سامانه پیام هاتونو ثبت کنین و اولویت بندی و نظم بدین. مثال میزنم شما برای شرکتتون که فروشگاه اینترنتی لباسه یک پشتیبانی انلاین میخواین با استفاده از تیکتینگ بخش تعریف میکنید و برای بخش کارشناس قرار می دهید. به این صورت شما یک پشتیبانی انلاینی دارید که به بخش پشتیبانی پیام ارسال میشه و درجه بندی میشن و میتونین حتی زمان برای پاسخ دهی هرکدام از پیام ها بزارید.به هرپیام یا درخواستی که ثبت میشه تیکت میگن حالا این درخواست چی میتونه باشه؟۱.پشتیبانی انلاین۲.پیشنهادات۳.انتقادات۴.شکایات۵.گزارش۶. ...و هر‌چیزی که بخواد‌ در قالب یک پیام به شما ثبت بشه و شما باید بهش رسیدگی کنین.کجاها کاربرد داره ؟سازمانها۲.شرکت ها۳.استارت اپ ۴.دفاتر خدماتی ۵.بیمارستان۶.مراکز اموزشی ۷. بیزنس ها۸. ...نمونه خارجیخوبی این نرم افزار اینکه محدود به ارتباط برون سازمانی نمیشه یعنی فقط برای روابط شما با مشتریان یا کاربران بیرون از سازمانتون نیست. میشه به عنوان روابط درون سازمانی هم استفاده کرد یعنی کارمندان و نیروها در تعامل باشند. و میتونین امار تمام تیکت هاتونو داشته باشین و فیدبک صادقی برای شرکتتون بدست بیارین و توی تصمیم گیری بهتون کمک کنه و بگه اوضاع شرکت از لحاظ تعاملی و عملکردی چطوریه.تیکتینگ یک مزیت خوب دیگ هم داره اونم عدم حذف تیکته خوب شاید اول بگین این کجاش مزیته؟ زمانی که کارمندتون از زیر کار دربره یا عدم مسئولیت کارشو داشته باشه میشه مزیت براتون و میتونین به عنوان سند ازش استفاده کنید.نمونه های ایرانی این نرم افزار کم هستند.میشه گف یک جورایی جاشون کمرنگه بین بیزینس ها ولی داشتنش میتونه خیلی تاثیر خوبی بزاره. حداقل من که استفاده کردم اینطور دیدم.نمونه های خارجیش مثل hubspot ،zendesk نام برد.نمونه ایرانیمن از نمونه ایرانی این نرم افزار استفاده کردم به اسم هلپیکال که یک نرم افزار تحت وبه و کار کردن باهاش اسون بنظر میاد.در انتها بگم که تیکتینگ میتونه ابزار خیلی خوب و اسونی برای ساختن یک خاطره ی خوش برای مشتری هاتون باشه و خیلی از شرکتا دنبال همچین ابزارهایی هستن و دارن ازش استفاده میکنن.اگر شماهم تجربه استفاده از تیکتینگ دارین بهم بگین ممنونم.</description>
                <category>Fadaeepour</category>
                <author>Fadaeepour</author>
                <pubDate>Mon, 12 Aug 2019 21:38:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به کتاب شرکت خلاقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Fadaeepour/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-ll81iozmmo7l</link>
                <description>کتاب شرکت خلاقیت که همون پیکساره نویسنده اد کتمول مدیر عامل اصلی شرکت پیکسار که با مشارکت دیزنی لند فعالیت میکنه و اد با یک حادثه ای که در گذشته براش رخ داده شروع میکنه و میگه خیلی وقتا یک سری اتفاقا میوفتن که تو زنده بمونی و اون کار مهمو انجام بدی. نویسنده از شروع فعالیتاش در دانشگاه و علاقه اش به انیمیشن و کارتون های دیزنی  میگه و ارزو هایی که برای دنیای انیمیشن داشته و استارت شرکت پیکسار از جایی تقریبا شروع شد که اد یک برنامه برای طراحی سه بعد کارتون ها نوشت و دربه در دنبال یک سرمایه گذار برای واحد سخت افزاری پیکسار که با اشنا شدن مرد عجیب و دوست داشتنی در یک مهمانی ورق برمیگردد درسته استیو جابز یک نجات دهنده برای پیکسار بود.استیو ذهن بلند پروازی داشت و همیشه به اد میگفت که بدون هدف داره بهشون کمک میکنه ولی فکر میکنه پیکسار جاییه که همیشه ارزوشو داشته.اد از علاقه ی شدیدش به کارمنداش و داستانایی که پشت هر انیمیشن وجود داشته و از دیدگاهش نسبت به جایگاه مدیریت حرف میزنه.از استیو و جان لستر کارگردان انیمیشن ها، از نحوه ی مدیریت و سرمایه گذاری شرکت دیزنی لند و همچنین از ذوقش برای مشارکت با شرکتی که همیشه ارزوی فعالیت در اونو داشته یعنی همون دیزنی لند صحبت میکنه.کتابی برای کسانی که از علاقه های کودکیشون دست نکشیدن و حتی اهداف عجیبو قریبی برای خودشون دارن.شرکت خلاقیت بهت مدیریت کردن با 45  تا 1200 کارمند در شرکت رو یاد میده که اصلا با سخت گیری نیست.با بفکر بودنو منعطف بودنه، اینطوری کارمندات بخاطر علاقه به تو و کارشون برات کار میکنن و بازدهی بیشتری دریافت میکنی. نمای داخلی شرکت پیکساراخر این کتاب انقدر فوق العاده تموم میشه که با خودت میگی چقدر مدیریت یک شرکت خلاق میتونه لذت بخش باشه، چقدر جذابه و چقدر میشه ادم پتانسیل مدیر بودنو داشته باشه.اگر ادمی هستین که دوست دارین بدونین شرکتی که تو بچگی با کارتوناش خاطره دارین و هنوزم طرفداریش این کتابو بهتون به شدت توصیه میکنم.</description>
                <category>Fadaeepour</category>
                <author>Fadaeepour</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jul 2019 12:28:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظر دادن ممنوع!</title>
                <link>https://virgool.io/@Fadaeepour/%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-aq5gobnl7lns</link>
                <description>سلام این نوشته همونطور که از عنوانش پیداس میخوام از نظرات افراد برای خودم در یک روز معمولی یک  بگم.خب از اول صبح شروع میکنم خیلی معمولی مثل بقیه ادم های دیگ به محل کارمون میریم تو راه یک کتاب مورد علاقه دستمه و یک نفر اشنا تو ایستگاه اتوبوس میبینم و میگه &quot;وای کتاب میخونی؟&quot; و من &quot;اره&quot; .اون&quot;هوم....کتاب خوندن خیلی برام بورینگه..بجاش فیلم ببین جالبتره!&quot; و من تو ذهنم &quot;اون از کجا میدونه ک نظر میده؟&quot;من در ایستگاه اتوبوسشرکت که میرسم اینترنتم قطع و وصل میشه و برای ادامه کارم به نت نیاز دارم دور و برم چند تیم دیگ هستن یک نفر فری لنسر کار میکنه و میرم محترمانه ازش میخوام برای دو ساعت برام اینترنت شیر کنه.صحبت در حوزه ی کاری پیش میاد و میگه &quot;به نظر من شما باید برای خودتون یک کسب و کار راه بندازین.&quot; حالا جالبه من اصلا از کسی نظر نخواستم. و ادامه میده &quot;یک سایت بزنین و انلاین کار کنین...از فلان ادم هم کمک نگیرین به نظرم جالب نیست&quot; من &quot;از مدیریت خوشم نمیاد...اینطوری راحت ترم &quot;... درون ذهنم &quot;چرا باید برای من نظر بده من که ازش در این باره نه صحبتی کردم نه نظری خواستم...&quot;بعد از کار یک دوست تماس میگیره و شروع به صحبت میکنیم در حین حرفامون بدون اینک ازش بخوام برای طرز لباس پوشیدنم و حتی طرز صحبتم هم نظر میده و باخودم میگم اون از کجا میدونه من با این طرز پوشش یا استایلم ناراحتم که نظر میده از کجا میدونه من با این اهنگ حالم بهتره که میگه اینا چیه گوش میدی!؟از همه ی اینا بگذریم یک مهمونی ساده خانوادگی که میری ذهن ادمو بیشتر درگیر میکنن، &quot;از خاستگارا چه خبر؟!&quot; &quot;کی دانشگاهت تموم میشه؟!&quot; &quot;این رشته ی تو که به درد نمیخوره&quot; &quot;یک نفر قبول کن پولدار باشه &quot; &quot;کی میخای برا خودت گوشی جدید بخری؟این مدل بخریا بقیه اش قراضه اس&quot; &quot;این مغازه ای که رفتی به درد نمیخوره اینجا برو &quot; &quot;نمیخای بری ورزش؟&quot; &quot;چقد لاغری یا چقد چاقی&quot; و هزززززززااااارررر جور حرف دیگه که باخودت از یک جایی به بعد میگی به همه چه ربطی داره؟خسته نمیشن انقدر برای بقیه نظر میدن؟ زندگیای خودشون کامل ترینه؟مگه اونا جا من زندگی میکنن؟چقد بیکارن.دوست عزیزم این مطلبو برای تویی نوشتم که مثل من حالت از هرچی نظر بقیه اس بهم میخوره.راحت بهت میگم اینا تا اخر عمر بشر تمومی نداره و نخواهد بود ولی از یک چیز مطمئنم تویی که از نظر دادن بقیه بدون اجازه ی خودت ناراحت میشی لطفا خودتم نظر نده.و باید یک کار سختو یاد بگیری اینکه هرکی هرنظر بیخودی داد اهمیت نده و به خودت بگو &quot;نظرت ماله خودت، من اینطوری دوست دارم&quot; .اوه اول این کار بشدت ذهن ادمو درگیر میکنه چون فکر میکنی ای بابا شاید راست میگه ولی بیا خودمون گول نزنیم تو واقعا از یک اهنگ قرررن بوقی لذت میبری، تو از پیراهن جدیدت خوشت میاد و باهاش حس خوبی داری، تو عاشق یک مدل غذایی، تو عاشق رشته ای هستی که داری دنبالش میکنی ،اصلا دوست داری درس نخونی نخون بیخیال مگه چقدر قراره این سن خوشگلتو بگذرونی مگه کی دیگه حال خوب امروزتو بهت میده؟ دوست من، منم دارم مثل تو یاد میگیرم کاری که بدم میاد دیگران برام انجام بدن انجام ندم و فقط بگم هیچ ادمی مثل من و با این شرایط من زندگی نمیکنه پس من زندگی خودمو دارم و بهتر درکش میکنم .خودمون و زندگیمون بقول شاعر که میگه &quot;زندگییییییی منهههههه... بهم نگو چی خوبه چی بدههههه.... زندگی ماله منه خودم میدونم چی بهتره هرجور میخام میخام بگذرههههههه...زندگی ماله منه... زندگی ماله منه....&quot;خلاصه کنم نظر دادن خوبه اما موقعی که دوستت بخواد ازت.نظر دادن عالیه زمانی که بدونی کاملا درک میکنی دوستتو و نظر دادن زمانی مفیده که بدونی تو خطره.خودمون هوای زندگی خودمونو داشته باشیم بقیه پیش کشمون.اگر تجربه ای داشتین خوشحال میشم بگین یا اصلا حساتون بگین.دلتون خوش تنتون سلامت دوست جان.</description>
                <category>Fadaeepour</category>
                <author>Fadaeepour</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jul 2019 01:55:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال خوب سادگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Fadaeepour/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-ffw7ryynbmlk</link>
                <description>من عاشق خوشی های ساده ام.راحت به دست میان راحت لبخند میارن راحت حال دلت خوب میشه،مثل وقتی که بارون شدید میاد و باید مسافت دانشگاه و شرکت با اتوبوس بری ولی یهو دوستت زنگ میزنه میگه بیا تو این هوا خیس بشیم و برسیم شرکت، مثل وقتی که تو هوای گرم تصمیم میگیری بری به اون مغازیی که همیشه میری و نمدونی چرا دیدن تمام اجناس اون مغازه حالتو خوب میکنه و عاشق سکوت اونجایی،مثل وقتایی که برای خودت یک کتاب باز میکنی از اون کتاب شعرا که ذهنتو درگیر خودش میکنه،مثل راه رفتن با یک دوست تو خیابون با بستنی قیفی که داره اب میشه ولی شما  غرق رویاهاتونین و حرف میزنین،مثل وقتایی که یه نفر زنگ میزنه بهت تا فقط بدونه هستی امروز براش حرف بزنی،مثل گذروندن یک روز شلوغ و رسیدن به خونه و بوی لازانیایی که مامان برات پخته،یا دیدن یک بچه کوچولو که پشت سر مامانش با پلاستیک شکلاتاش داره میره یا خیلی چیزای دیگه که یاد گرفتم راحت از کنارش رد نشم و حتی شده برای یک لحظه ازش لذت ببرم،حسش کنم و ثبت بشن برام که بدونم راحت میتونم شاد باشم درعین گرفتاری و مشغله و... .دوست خوبم تو میتونی یکم اطرافتو نگاه کنی و بشنوی که چقدر بهانه های کوچولویی دورت هستن یا میشه باشن که حال دلتو خوب کنی و روزتو بسازی.همون خونه مادربزرگمون قشنگترین خاطره ها و شیطنتا و بازی هاو... یادمونه، حیاط خونه اش صدای قشنگ مناجاتاش، بوی غذای ساده ای که پخته بود و قربون صدقه هاش.چقدر خوشی ها ساده باشن راحتتر تو یادت میمونن و باهاشون خاطره داری،مثل وقتی که سال اول دبستان یاد گرفتی اسمتو کامل بنویسی یا وقتی رفتی جلو ایینه ببینی جای دندونی که افتاده دندون نیش زده یا ن. خوشی های ساده عمر بیشتری دارن خوشی های ساده مثل یک دوست،نامه ،زنگ تلفن،شکلات،بازی و ... که میشه برات انرژی بشن،خاطره بشن یا حتی دیازپام.براتون دلخوش با بهانه های ساده میخوام.و اگر بهانه های قشنگی دارین و حس خوب ازش دریافت میکنین برام بنویسین ممنونم.</description>
                <category>Fadaeepour</category>
                <author>Fadaeepour</author>
                <pubDate>Fri, 17 May 2019 14:59:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچیک ولی حال خوب کن</title>
                <link>https://virgool.io/@Fadaeepour/%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%A9%D9%86-mum2jkysrbjm</link>
                <description>میخوام از تجربه ی 6ماه برنامه ریزی ساده بگم براتوناگر از اون دسته ادمایی هستین که دوست دارین یک دستی به زندگی تون بکشین به نظرم حتما این متنو بخونین.مواد لازم برای یک کار کوچیک ولی حال خوب کنیک عدد دفترچه بگیرین ترجیحا نو باشه که بیشتر حس خوب شروع بهتون بدهیک عدد میز یک عددخودکار یک  عدد خودتون همین اندازه کوچیکخب حالا بشینین برای کارای کوچیک تون برنامه بچینین حتی روتین ترینشون مثلا غذا پختن یا سرکار رفتن یا پیاده روی و...هرچی که فک میکنین دوست دارین تو اون هفته یا حتی فردا انجامش بدین لیست کنین.خوده نوشتن این چیزایی که ذهنتون درگیر کرده باعث میشه حس بهتری نسبت به خودتون پیدا کنین.یهو لیستتون نگاه میکنین میبینین دلتون یک بستنی میخواد میزارین تو برنامه تون یا دلتون میخواد یک فیلم بزارین برای خودتون یا نگاه میکنین به لیست میگین چقدر کسل کننده اس بزار یک تلفن به دوست قدیمی هم بزارم تا انرژی بگیرم.برای این بهتون گفتم کارای روتین هم بنویسین چون معمولا انجامش میدیدن و این باعث میشه روحیه تون برای انجام کارای دیگه بره بالا و حس کنین دارین طبق خواسته هاتون پیش میرین و حتی باعث بشه اعتمادبه نفس تون هم بالا بره و سعی میکنین که کارها و اهدافتونو دنبال کنین.برای اینکه دفترچه تون حالتونو بهتر کنه یک قسمتشو بزارین برای جمله های حال خوب کن درونتون که همیشه دوست داشتین بقیه بهتون بگن ولی نگفتن و خودتون بنویسین و خیلی کارهای دیگه که دلتون میخواد تو دفترچه تون بزارین مثلا استیکر بچسبونین یا رنگی رنگی بنویسین.بعد از مدتی حس های هدفمندی میاد سراغتون که شروع دوبل حاله خوبه این موقع دلتون مدیریت بهتر زندگی تونو میخواد و حس اینکه چقدر خوبه میدونم زندگیم یک روال درست داره پیش میره و هدفمندتر میشین.یک ربع به دفترچه تون و خودتون وقت بدین و فقط انجامش بدین و حالتونو خوب کنین. لذت تیک خوردن کارایی که همیشه دوست داشتین و وقت نکردین انجامش بدین و از خودتون دریغ نکنین.ایشون ورژن خارجی تشریف دارنبعضیاشون خیلی ساده ان مثل پیاده روی یا کتاب خوندن که همیشه پشت گوش میندازین وقتی تجربه اش میکنین اون موقع اس که حس های خوب میاد سراغتون.</description>
                <category>Fadaeepour</category>
                <author>Fadaeepour</author>
                <pubDate>Tue, 26 Mar 2019 13:50:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من میگم تمیز،شما میگین درهم برهم</title>
                <link>https://virgool.io/@Fadaeepour/%D9%85%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%85-%D8%AA%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D9%85-ldgfehrvpufg</link>
                <description>سلام میخوام براتون یکم از ذهن ادمهای شلخته بگم. اصولا ماها دوست داریم همچی جلو چشمون باشه و هرجایی که دمه دستمون باشه وسایلمون میزاریم اونجا مثل صندلی یا  میز یا زیرتخت... و خب بقیه درنگاه اول میگن وای چه اتاق شلوغی چه ماشین شلوغی یا چه کمد شلوغی اما ما باخودمون میگیم کجاش شلوغه همچی سرجاشه و من مشکلی ندارم حتی اینطوری احتترم و امان از روزی که یک نفر بیاد و تمام چیدمان منظم مارو بهم بریزه و  وسایلو از نظر خودش بزاره سرجاش اون موقع است که با خودمون میگیم وای باز باید خودم دنبال وسایلم بگردم و باز باید به شیوه ی خودم بچینمش. ما ذهنمون مرتبه اما مدل خودمون و خوب قرار نیست همه ی ادما مثل هم مرتب باشن بعضیا واقعا لذت میبرن اتاقشون شلوغه و ذهنشون ارومه و خوب دیدیدن خیلیا اگه کوچکترین وسیله اشون سرجای همیشگیش نباشه کلی عصبی میشن ما شلخته هام اینجوریم البته بعضیا روما همچین اسمی میزارن ولی واقعا ماهم عصبی میشیم وقتی همچیمونو به شیوه ی مرتب خودتون میچینین و چون اسم ما شلخته است نمتونیم بگیم اقاجان من خوبم و راحت میتونم زندگی کنم شماها نمیتونین با من کنار بیاین. و همیشه برام سوال بوده چرا یکبار اونا مثل ما زندگی نمیکنن و کنار نمیان که بدونن واقعا اذیت میشیم به مدل اونا ذهنمونو مرتب کنیم.خلاصه هوای دوستای شلخته تونو داشته باشین اونام باور کنین مرتبن و ذهنشون چیدمان خاص خودشو داره و درکشون کنین. اینطوری عادت کردن باشن.و تازه این کوچکترین قسمت زندگی ما شلخته هاست. مرسی   </description>
                <category>Fadaeepour</category>
                <author>Fadaeepour</author>
                <pubDate>Wed, 28 Nov 2018 12:50:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت به سبک &quot;کفش باز&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@Fadaeepour/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%DA%A9%D9%81%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-qyt0owaqrrct</link>
                <description> سلام میخوام براتون از کتاب &quot;کفش باز&quot; که جدیدا خوندمش بگم.این کتاب وقتی شروع میشه توهم باهاش اغاز میکنی تمام حس های بی تجربه بودن تا پختگی مردی که عاشق کفشه و یک ایده ای که نمی دونه از کجا اومده . انقدر جالب از اتفاقات ، شکست ها ، پیروزی ها ،استرس ها و حتی انتخاب هایی که ریسک بالایی داره میگه که انگار خودت همه ی اونارو در اون لحظه تجربه داری میکنی .یکی دیگه از خوبی های این کتاب اینکه تو به جای کفش می تونی هرچی که دوس داری جایگزین کنی مثلا برنامه نویسی ، کتاب ، اشپزی ، ورزش و...هرچیزی که ازش دوست داری یک کسب و کار بسازی .وجالبه بدونین علاوه بر کسب وکار میتونه نمونه ی خیلی خوبی از داستان یک ادم موفق باشه که شعارش توقف ممنوعه .خوندن این کتاب خالی از لطف نیست هم روایت یک داستان موفقه و میتونین باهاش خیلی چیزا رو تجربه کنین. از متن کتاب:هر دونده ای این را میداند کیلومترها می دوی و می دوی ،بدون ان که واقعا دلیلش را بدانی.به خودت می گویی به خاطر هدفی ای کار را میکنی یا دنبال جمعیتی هستی؛اما دلیل حقیقی دویدن تو ان است که جایگزین ان-یعنی ایستادن-تو را سرحد مرگ می ترساند.به این ترتیب ، در ان صبح سال1962 به خودم گفتم : بگذار همه بگویند که ایده ات ابلهانه است...تو ادامه بده.نایست.فکرهم نکن تا اینکه به ان جا برسی و فکرت را زیاد مشغول نکن که &quot;ان جا&quot; کجاست.هرچه پیش امد نایست. خلاصه که کتاب بخونین و لذت ورق زدن کتاب رو از خودتون دریغ نکنین.</description>
                <category>Fadaeepour</category>
                <author>Fadaeepour</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jul 2018 18:38:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>