<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فربد قطبی | Farbod Ghotbi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Farbod.digital</link>
        <description>MBA خونده ، دیجیتال مارکتینگ می دونه، اجرای کمپین رو خوب بلده و در مسیر یادگیری جلو می ره .   وب سایت شخصی من : farbod.digital</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:59:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3009/avatar/do3PCW.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</title>
            <link>https://virgool.io/@Farbod.digital</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کار در یک سازمان و بعد شروع یک استارتاپ یا برعکس؟- گپ و گفت با مانوئل اوهانجانیانس</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%DA%AF%D9%BE-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%B3-qckxmpyzyduv</link>
                <description>تصمیم گرفتم یه سری لایو تخصصی به صورت هفتگی با نام اکسپرت تاک رو شروع کنم و بیشتر تلاشم اینه گپ و گفتی از جنس تجربه و نه تئوری با افراد متخصص و کاربلد مرتبط با موضوع هر هفته داشته باشیم.سه حوزه اصلی اکسپرت تاک ایناست:دیجیتال‌مارکتینگمنابع‌انسانیکسب و کارمعمولا شروع هر کاری سخت ترین قسمت ماجراست،زیاد توضیحات نمیدم،امیدوارم لایو ها مفید و کاربردی و انتقال تجربه به خوبی اتفاق بیوفته،اولین اکسپرت تاک رو با مانوئل عزیز بنیانگذار ایسمینار داشتيم.ویدیو اکسپرت تاک اول رو می تونین اینجا مشاهده کنین: https://www.aparat.com/v/Nlx59/ اگه علاقمند به فایل صوتی هستین می تونین از شنوتو فایل صوتی این گپ و گفت رو گوش کنین: شنوتو: https://shenoto.com/album/44747?lang=fa مطالب بیشتر در این زمینه رو  هم می تونین در وبسایت شخصی من مشاهده کنین. :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jul 2021 20:10:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات کلیدی اجرای کمپین یلدا (همراه با نمونه کمپین)</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-znrcipmr6vsb</link>
                <description>کمپین یلدا از نظر زمانی با فاصله ی کمی بعد از بلک فرایدیه و این فاصله کم با توجه به حجم زیاد تبلیغاتی که در بلک فرایدی انجام می دی و بالطبع فروش زیادی هم که داری کار رو برای فروش یه مقدار سخت تر می کنه هر چند با توجه به جنس بیزینس این موضوع فرق خواهد کرد ولی نکته مهم اینه که دوباره بتونی یه کمپین خوب اجرا کنی و دیگه بحث مثل بلک فرایدی فقط دیده شدن نیست و تفاوت در اجراست که می تونه باعث موفق شدن شما بشه برای همین بودجه زیادی رو به این کمپین اختصاص ندادیم و بیشتر سعی شد از ظرفیت های خودمون استفاده کنیم.مراحل کمپین:در تگ موند هم برندهای خارجی داشتیم و هم ایرانی ولی از نظر تعداد محصول و مشتری برندهای خارجی در حوزه پوشاک نسبت به برندهای ایرانی واقعا تفاوت معناداری دارن و به همون نسبت برندهای خارجی فروش بیشتری هم دارن.برندهای ایرانی هنوز خیلی نوپا هستن و از نظر کیفیت و معروفیت خیلی هنوز جای کار دارن.با توجه به اینکه یلدای یک مناسبت اصیل ایرانی بود تصمیم گرفتیم این ریسک رو بکنیم و در این کمپین فقط روی برندهای ایرانی مانور بدیم. شعار کمپین هم شد یلدای ایرانی،برند ایرانی.کانال ها :اینستاگرام، ادوردز و دیتابیس ایمیلی و پیامکی خودمون کانال های تبلیغ کمپین در نظر گرفته شدند.اجرای کمپین :کمپین به مدت ۲روز در ۲۹ و ۳۰آذرماه برگزار شد.با کلیه برندهای ایرانی هماهنگ شد و ازشون درخواست شد توضیحاتی درباره برندشون، سال تاسیس، محصولاتی که تولید می کنن رو بهمون بدن.رنگ کمپین هم با توجه به مناسبت یلدا دو رنگ سبز و قرمز انتخاب شد و کلیه بنرها و لندینگ ها براساس این دو رنگ طراحی شد.در کنار همه این ها با جلساتی که با تیم مون داشتیم به این فکر بودیم که چجوری می تونیم بیشتر رو ایرانی بودن این رویداد مانور بدیم و به این نتیجه رسیدیم شاید بد نباشه در بین استوری محصول ها بین هر ده تا استوری یه سری نکات و چیزایی که مرتبط به یلداست رو بیان کنیم، کاری هم که کردیم اومدیم یه لیست از چیزایی که به نظرمون به یلدا مرتبط بود آماده کردیم و در قالب جملاتی مثل امسال یادت نره به بزرگترها سر بزنی،کاغذ و خودکار برای اسم فامیل آماده کردین، همه ی تخمه ها رو نخورین که برای دبرنا هم بمونه وجملاتی ازین دست سعی کردیم تم یلدا رو حفظ کنیم.در لندینگی هم که طراحی کردیم در کنار برندهایی که قرارداشت یه قسمت فال حافظ هم گذاشتیم که فرد با زدن دکمه ای که به صورت انار طراحی کرده بودیم می تونست برای خودش فال بگیره.در کنار همه ی اینها با توجه به اینکه یلدا از جنس دید و بازدیده و در کنارش هم می خواستیم اون حس خوب رو به کاربر بدیم که ما فقط به فکر فروش نیستیم و به این مناسبت ایرانی احترام میزاریم کمپین رو تا آخر شب ادامه ندادیم و در ساعت ۹ تمومش کردیم، آخرین استوری مون هم این بود که گوشی ها کنار،خرید بسه،دیگه وقت بودن در کنار خانوادست.چند تا نکته : کلیه کمپین های اجرا شده با هدف فروش بوده و تعداد سفارش معیار ارزیابی کمپین می باشد.در هر کمپین کلی اتفاق غیرمنتظره ممکنه در دقیقه ۹۰بیوفته پس خودتون رو برای هر چیزی آماده کنین. به حس خوب و احترام به مشتریان تون فکر کنین و براش وقت بزارین، مشتری خیلی خوب این موضوع رو می فهمه.یکی از چیزهایی که شاید تو شلوغی های کمپین باید حواس تون باشه شارژ پنل پیامکی هستش، حتما قبل شروع کمپین این موضوع رو چک کنین.برای بررسی اثربخشی کمپین و مانیتور کردن هر کدوم از کانال ها استفاده از کوتاه کننده های لینک ، UTM      و GA فراموش نشه که ارزیابی کمپین یکی از مهمترین قسمت هاست و باید جدی گرفته بشه.پ.ن1: این کمپین برای زمانیه که در تگ موند بودم ولی الان دیگه در تگ موند نیستم.پ.ن2: مطالب بیشتر در این زمینه رو می تونین در وبسایت من مشاهده کنین.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Mon, 07 Dec 2020 10:17:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقط شروع کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86-sr9oyubl9ulf</link>
                <description>يكى از چالشهاى ما تو فضای دیجیتال مارکتینگ ايران اينه كه تجربيات ايرانى ازين حوزه كه به صورت مستند باشه كمه و ما معمولا براى مطالعه بايد از منابع خارجى استفاده كنيم كه خيلى موقع ها مثل اجرای کمپین ها با توجه به تفاوت ها به خصوص فرهنگى كاربراى ايرانى شايد كمتر كمك كننده باشه ‏با توجه به نيازى كه خودم هم خيلى حس ميكردم از اواخر سال ٩٦ تصميم گرفتم بيام تجربيات شخصى كاريم رو مستند كنم و در ویرگول شروع به نوشتن كردم و از سال ٩٨ هم وبسايت شخصيم رو farbod.digital بالا اوردم و دركنار ويرگول منسجم تر نوشتن مقالات رو روى سايتم ادامه دادمبعد از چندسال نوشتن (هر چند كه هنوز خيلى جاى كار دارم) به چندتا نكته رسيدم كه به نظرم اگه تازه قصد شروع كردن به نوشتن رو دارين بايد بهش توجه كنين:‏۱.در نوشتن وسواس به خرج ندين، مهمترين مساله در نوشتن شروع كردنشه، دنبال ايده آل نباشين كه هيچ موقع اتفاق نخواهد افتاد۲.از انتشار مقالات تون نترسين، اينكه اگه بد باشه چى؟،چيكار كنم؟آبروم ميره و ازين جنس فكرها و حرف ها رو بريزن دور.‏۳.درسته كه مخاطب مهمه و بايد بهش توجه بشه ولى اگه به صورت شخصى مينويسين براى دل خودتون بنويسين و به بقيه فكر نكنين، به مرور زمان مخاطبان تون رو پيدا خواهيد كرد.۴.نكته اى كه باعث ميشه خيلى ها حتى با وجود شروع كردن ديگه ادامه ندن اينه كه وقتى ميبينن مخاطبى ندارن سريع بى انگيزه ميشن و ديگه نمى نويسن، مهمترين نكته در توليد محتوا اونم به صورت شخصى صبر كردن و صبور بودن، اهميت اين موضوع اينقدر مهمه كه محمدرضا شعبانعلى ميگه تا ١٠٠ مقاله اول انتظار هيچ مخاطبى رو نداشته باشين..‏۵.نكته اخر هم اينكه در نوشتن مخصوصا در ابتدا تنبلى رو كنار بزارين و خودتون رو مجبور به نوشتن كنين، بعد از مدتى كه عادت كردين براتون جزو لذت بخش ترين كارها ميشه پس همین امروز نوشتن رو شروع کن.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Sun, 30 Aug 2020 13:08:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 راز مدیریتی برای داشتن تیمی همدل</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/6-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84-pywdgudcndko</link>
                <description>تیم ها در سازمان ها معمولا به صورت کلی به سه دسته تقسیم می شوند:الف) تیم هایی که فقط در حد وظایف تعیین شدشون کار می کنن، به سازمان تعهد سفت و سختی ندارن ولی به اصول سازمان پایبند هستن و سعی می کنن تا حد امکان وظایف شون رو درست انجام بدن.ب) تیم هایی که فقط دنبال رفع تکلیف و پر کردن ساعت کاری شون هستن،تعهدی به سازمان ندارن و خیلی راحت هم سازمان رو ترک می کنن.ج) تیم هایی که همدل هستن، با جون و دل و حتی بیشتر از وظایف محول شده بهشون کار می کنن، به سازمان تعهد بالایی دارن و ماندگاری طولانی تر و بیشتری نسبت به سایر دسته ها هم در سازمان دارن.این که تیم شما جزو کدوم دسته باشه کاملا به مدیریت اون تیم و فرهنگ سازمانی محیطی که در اون مشغول به کار هستن بستگی داره، ساخت یه تیم خوب از همون ابتدای جذب نیرو و استخدام شروع میشه و با مدیریت درست به مرور به تیمی همدل و درجه یک تبدیل میشه.قطعا همه دوست دارن یک تیم خوب و همدل داشته باشن، برای ساختنش به عنوان مدیر به این چند نکته نیازه که توجه کنین:1) شما وقتی مدیریت یک تیم رو به عهده دارین نکته ای که باید بهش توجه کنین اینه که به اعضای تیم تون نه به چشم زیردست، بلکه به چشم همکار و رفیق نگاه کنین و خودتون رو باید جزوی از اونها بدونین، دغدغه های اونها ، دغدغه ی شما باشه و سعی کنین تا جایی که در توان تون هست در جهت رفعشون تلاش کنین.2) حامی باشین، در هر شرایطی سعی کنین از تیم تون حمایت کنین، هیچ موقع برای حفظ منافع خودتون در سازمان در مقابل مدیران بالادستی پشت تیم تون رو خالی نکنین، باید به نیروهاتون این حس رو منتقل کنین که همیشه می تونن روی شما حساب کنن .3) سعی کنین حواستون بهشون باشه و برای تک تک شون وقت بزارین، اگر صحبتی دارن گوش کنین، اگه کمکی می خوان تا جایی که امکانش رو دارین کمک شون کنین، بزارین بدونن که چقدر براشون ارزش قايل هستین.4) بین هیچ کدوم از اعضای تیم تون فرقی نگذارین و رفتار سلیقه ای نداشته باشین، همه رو به یه چشم ببینین و این حس که از نظر شما همه برابر هستن در اون ها ایجاد کنین، فرق گذاشتن بین نیروها علاوه بر اینکه کار غلطیه به مرور باعث اختلاف و چند دسته شدن تیم تون میشه.5) برای آموزش و یادگیری شون وقت بزارین و روی توسعه مهارت های فردی شون کار کنین، بزارین بدونن که پیشرفت اون ها برای شما مهمه و فقط به چشم یه کارمند بهشون نگاه نمیشه.6) آرامش فکری و روانی رو در محیط کار براشون فراهم کنین، اگر نیازه محیط کاری رو شاداب کنین، به طور مثال حتی یه تغییر کوچک مثل اضافه کردن چندتا گلدون می تونه کمک کننده باشه، سعی کنین فیدبک ها و نظرات شون رو بگیرین و تا حد امکان به درخواست ها ترتیب اثر بدین تا بفهمن که نظرات شون مهمه و بهشون اهمیت میدین.پ.ن: این مقاله اولین بار در وبسایت شخصی من منتشر شده است.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2020 11:54:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان شکست یک استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-krwpp4cuy3kx</link>
                <description>در اواخر سال ۹۳ در استارتاپ ویکند دانشگاه شریف شرکت کردم، در اونجا ایده ای که مدتی ذهنم رو درگیر کرده و مربوط به کمک به افراد مبتلا به سرطان بود رو بیان کردم که جزو۱۰ ایده برتر انتخاب و تیمی ۹ نفره از افرادی که علاقمند به این ایده بودن تشکیل شد.با اون تیم ۹ نفره به طور جدی کار رو از فروردین ۹۴ شروع کردیم.با بررسی هایی که در اون زمان انجام دادیم متوجه شدیم در فرآیند درمان افراد مبتلا به سرطان در کنار دارو مهمترین موضوع بحث روحیه و انگیزه این افراده و به دلیل اینکه خانواده ها و افراد درگیر مسائلی مثل هزینه ها و چیزای دیگه ان، این قسمت کلا فراموش شده و بهش توجهی نمیشه و نهایت اتفاقی هم که میوفته اینه که هر چندماه یکبار یکی از خیریه ها جشنی برای این افراد برگزار می کنه که اون هم معمولا در تهران اتفاق میوفته.ایده CancelCancer این بود که از طریق فضای آنلاین این کمبود رو حل کنه، از طریق ضبط پادکست های انگیزشی،صحبت با افرادی که بهبود پیدا کرده بودن و در نهایت آماده کردن یک شبکه اجتماعی ویژه این افراد و خانواده هاشون تا بتونن با هم ارتباط برقرار کنن و از سینرژی ایجاد شده محیط مثبت و پویایی رو فراهم کنیم.اون موقع ها پر از شور و هیجان و به دنبال این بودیم که هر جور شده ایده مون رو اجرایی کنیم،در همون زمان سامسونگ تازه به بحث های کارآفرینی اجتماعی ورود کرده بود و یه رویداد هم در این زمینه تو اردیبهشت 94 برگزار کرد که منم شرکت کرده بودم،بعد جلسه با آقایی که نماینده سامسونگ بود صحبت کردم و ایده رو توضیح دادم، از ایده خوشش اومد و شماره ش رو بهم داد و گفت بهم پیام بده که جلسه بزاریم.چند روز بعد پیام دادم و اولین جلسه رو تو دفتر سامسونگ تو برج کیان ظفر گذاشتیم و با میلاد رفیق و شریکم به اونجا رفتیم، جلسه شروع شد و یه سری سوالاتی پرسیدن و قرار شد بیزینس مدل و بعدش بیزینس پلن رو آماده کنیم و یه جلسه دیگه بزاریم، خلاصه بعد سه جلسه قانع شدن که روی ما سرمایه گذاری کنن و ما در مرکز نوآوری دانشگاه امیرکبیر که سامسونگ باهاشون قرارداد داشت و تازه راه افتاده بود مستقر شدیم و کارمون رو جدی تر ادامه دادیم.بعضی حس ها خیلی خاص و ناب هستن که کم اتفاق میوفتن و من کاملا فراموش کرده بودم و الان که دارم میگم یادم اومد و اون حس اولین پولی بود که از سرمایه گذار گرفتیم، قشنگ یادمه توی اتوبوس شرکت واحد بودم و داشتم به سمت به مترو می رفتم که باهام تماس گرفتن و گفتن اولین قسمت پول به حساب تون واریز شده، اینقد خوشحال و ذوق زده شدم با اینکه چندتا ایستگاه به مترو مونده بود پیاده شدم و گفتم با خودم همینه،بعد هفت ماه تلاش بالاخره تونستیم، خدایا شکرت. دقیقا اون حس و اون لحظه یادمه، پولش مهم نبود اینکه تونسته بودیم برای کسب و کاری که براش کلی زحمت کشیده بودیم سرمایه بگیریم دلیل اون حس خوشحالی بود.هر چی جلوتر می رفتیم با چالش های بیشتری روبرو می شدیم و بعد از ۶ ماه از اون تیم ۹ نفره فقط ۴ نفر که واقعا علاقمند به این ایده بودیم باقی موندیم.تیم اصلی مشخص شده بود، قسط اول سرمایه رو از سامسونگ گرفته بودیم و همه چی تقریبا داشت خوب پیش میرفت،سایت رو بالا آورده بودیم، شبکه های اجتماعی مون فعال شده، تونسته بودیم یه سری کارگاه برگزار کنیم و در کنارش ضبط پادکست هامون به نام رادیو زندگی رو هم شروع کرده بودیم.تا اینکه فضای اکوسیستم استارتاپی به خاطر یه سری مسائل امنیتی شد. در همون زمان باید قسط دوم رو دریافت می کردیم که به دلیل یه سری مسائل فردی که نماینده سامسونگ با ما بود دستگیر شد و ما نتونستیم قسمت دوم پول رو بگیریم و عملا وارد بحران شدیم. از یه طرف باید قسط دوم برنامه نویس ها رو می دادیم و از سمت دیگه سامسونگ جواب مشخصی بهمون نمی داد، این در حالی بود که تونسته بودیم بعد از ۶ ماه تلاش اعتماد بیمارستان امام خمینی رو برای ارتباط با بیماران جلب کنیم. چندماهی در همین بلاتکلیفی رفتیم جلو تا تونستیم با سامسونگ جلسه ای بذاریم، وکیل شون در جلسه بهمون گفت با توجه به یکی از بندهای قرارداد این موضوع جزو اتفاقات غیرمترقبه است و قرار فسخ میشه. تلاش زیادی برای جذب دوباره سرمایه از جاهای دیگه انجام دادیم اما با توجه به اینکه اسم اون فرد روی تیم ما بود هیچکس حاضر به سرمایه گذاری نبود، از سمت دیگه برنامه نویس ها به دلیل دریافت نکردن قسط دوم کار رو رها کردن و چیزی تحویل نداد،روحیه تیم هم به دلیل این اتفاقات و طولانی شدن این فرآیند به شدت پایین اومده بود و عملا یکسال و نیم زحمت و تلاش شبانه روزی بی نتیجه موند و به ناچار مجبور به تعطیلی CancelCancer شدیم.پ.ن : در وبسایتم بیشتر ازین جنس مطالب تجربی می نویسم، اگه علاقمند بودین به این نوع مطالب پیشنهاد می کنم یه سر به وبسایت شخصی من بزنین.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 13:24:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-qlv3tefxidjk</link>
                <description>اگر دستاوردی را نتوانم اندازه بگیرم، چیزی در دست ندارم.اشتباه نشود، این به معنای تمایل به بهترین بودن  و یا میل به اثبات چیزی نیست، اما تنها چیزی که می‌تواند برای بهتر شدن به من کمک کند یک نقشه راه است، از مسیری که طی کرده‌ام، تا بدانم چه اثری از خود به جا گذاشته‌ام. یک تصویر کلی که بتواند خیلی ساده نشانم دهد تلاش من چه اثری بر جامعه‌ام گذاشته است.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/ceiisl1iascr-9vb4u.mp4 دستاوردهای من در سال ۹۸در سال ۹۸، من در مجموع ۶ پست در ویرگول منتشر کردم و پست‌های من ۱۷۱ مرتبه لایک شدند و افراد ۳۳ بار نظرات خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. امسال ۱۰۵ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. اما چیزی که این دستاورد را ارزشمندتر می‌کند اثری است که این پست‌ها از خود به جا گذاشتند.اثر پروانه‌ای منطبق آمار ۲۳,۰۸۲ بار پست‌های من خوانده شدند و زمانی حدود ۳,۱۲۴,۶۱۵ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیت ۷۲٬۹۴۰٬۰۰۰ نفری که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، من توانستم حدود ۰/۰۴۲۸۳۸ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم. عددی که با تمام کوچک بودنش، اثر بزرگ و ارزشمندی است.اما این عددها فقط توضیحی است از آنچه که برای مخاطبانم به ارمغان آورده‌ام، اثر ارزشمند‌تری که با نوشتن در ویرگول از خود به جا گذاشته‌ام، تلاش پنهانی بوده که برای حفظ محیط زیست کرده‌ام. من با انتشار پست‌های خودم در فضای ویرگول توانستم در مصرف کاغذ صرفه جویی کنم؛ یعنی اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ  و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۶۴,۸۷۸ کاغذ مصرف می‌شد.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 01:02:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک پرسونای خریدار ایجاد کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-wugpg8hmnhhv</link>
                <description>یک پرسونای خریدار خوب (پرسونای مشتری، پرسونای مخاطب یا پرسونای بازاریابی) به شما اجازه میده تا با شناخت بهتر مشتریانتون با هدفمند کردن تبلیغات تون تا حد زیادی هزینه ها تون رو کاهش بدین.مهمتر از همه اینه که بازاریابی براساس پرسونا چیزیه که مشتریان شما انتظار دارن. بر اساس بررسی که در سال 2018 انجام شده، بیش از نیمی از مصرف کنندگان انتظار دارن که همیشه پیشنهادهای شرکت ها شخصی سازی بشه. با این حال، تعدادی زیادی از دیجیتال مارکتر ها به شخصی سازی به علت دشوار بودن اجرا زیاد اهمیت نمیدن؛در ادامه اینکه چگونه یک persona خریدار ایجاد و در بازاریابی ازش استفاده کنیم رو بیشتر توضیح میدم.پرسونای خریدار چیست؟پرسونای خریدار عبارت است از مدلی که نوع یا هدف مشتری را بر اساس تحقیق و بررسی مخاطبان با جزئیات دقیق توصیف می کنه. ایده اصلی در واقع اینه که پروفایلی برای مشتریان خود ایجاد کنین،طوری که اون شخصی واقعی به نظر برسه و بعد ازون شما می تونین پیام های هدفمندی را برای اون ها ایجاد کنین.از اونجایی که گروه های مختلف از افراد به دلایل مختلفی محصولات شما را خریداری می کنن پس نیازه که شما هم بیش از یک پرسونای خریدار ایجاد کنین. هر پرسونا باید شامل جزئیاتی از دموگرافیک، رفتارها، اهداف و الگوهای خرید باشه.با توجه به زیاد بودن مشتریان به خصوص وقتی که مقیاس کسب و کارتون بزرگ شده امکان آشنایی با تک تک مشتریان به صورت جداگانه وجود نخواهد داشت یا اگه هم بخواین روش وقت بزارین کار زمانبر و سختی خواهد بود؛ اما شما می تونین یک پرسونای مشتری به نمایندگی از هر بخشی از مشتریان اساسی خود داشته باشین.ایده ی پشتش هم اینه که می گن برای هر شخصیت مختلف کلی آدم یکسان وجود داره، یعنی اینکه مثلا کلی آدم تو دنیا هستن که از نظر فکری و رفتاری دقیقا عین من هستن و اگه پرسونا من نوشته بشه در واقع آدمای دیگه با پرسونا یکسان رو هدف گذاری کردین، ببین چقدر جذابه و باحال این پرسونا، از سمت دیگه کمک میکنه مشتریان تون رو به عنوان افرادی واقعی تصور کنین و خواسته ها و نیازهای اون ها رو در زمان ساخت استراتژی در نظر داشته باشین.چجوری کسب و کار شما باید از پرسونای مخاطب یا خریدار استفاده کنه؟پرسونا به شما اجازه می ده تا پیام های مؤثر و هدفمندی ایجاد کنین به گونه ای که به طور مستقیم با هر گروه از مشتریان صحبت کنین. تو زندگی شخصی مون هم همینه، پیام های مهم رو با توجه به کسانی که می خواین به اشتراک بگذارین از بقیه پیام ها جدا می کنین. به عنوان مثال شما اخبار جالب رو با والدین، دوستان و همکاران خودتون به اشتراک می گذارین. در کنار اون شما باید از ابزارهای مختلفی برای اشتراک گذاری با هریک از این گروه ها استفاده کنین. شما ممکنه با مادرتون تماس تلفنی برقرار کنین، برای اطلاع همکاران مطلبی رو در اینستاگرام پست کنین یا از گروه واتس آپ برای اشتراک گذاری با دوستان تون استفاده کنین.شناخت persona خریدار به شما اجازه میده تا بهترین راه ها رو برای رسیدن به گروه های مختلف مشتری بدونین،دقیقاً همونطوری که حواستون هست با هریک از گروه های مختلف در زندگی شخصی تون چجوری صحبت کنین.پرسونای بازاریابی می تونه روی تصمیم های شما در کسب و کارتون هم تاثیرگذار باشه.آیا ویژگی های جدید محصول نیازهای پرسونای خریدار شما را برآورده می کنه؟ اگه اینجوری نیست، دلیل خوبیه تا شما در برنامه خودتون تجدیدنظر کنین. مهم نیست چقدر این ویژگی جدید برای تیم بازاریابی، بخش آی تی، یا مدیر عامل شما هیجان انگیز باشه.نحوه ساخت پرسونای خریدار در 5 مرحله ساده:برای اینکه پرسونای شما مفید و کاربردی باشه،نیازه persona خریدار مبتنی بر اطلاعات دنیای واقعی باشه. افرادی که قصد خرید از شما رو دارن تعریف کنین نه افرادی که شما مایل هستین از شما خرید کنن.این به این معنیه که شما نیاز دارین به دقت تحقیق کنین. اطلاعات کار خود را از طریق مراحل زیر جمع آوری کنین. وقتی به مرحله پنجم رسیدین شما می تونین الگوی پرسونای خریدار رو کامل کنین.1- درباره مخاطبان تون تحقیق کنین. ببینین قبلاً چه کسانی از شما خرید داشتن. اطلاعات کاملی را درباره مشتریان فعلی تون جمع آوری کنین. نکات کلیدی که شما باید اون ها رو جمع آوری کنین شامل سن، مکان، زبان، درآمد، نحوه خرید، علایق و فعالیت ها و مراحل زندگی اونهاست (مانند آیا تازه بچه دار شدن یا مثلا فردی بازنشسته ست). شما می تونین اطلاعاتی از سوابق مشتریان خود جمع آوری و این اطلاعات را از طریق بررسی ایمیل ها، نظرسنجی های آنلاین، گروه های متمرکز یا حتی صحبت مستقیم با مشتریان تائید و تکمیل کنین. به آنالیز وب سایت و شبکه های اجتماعی بپردازین. ابزارهای آنالیز رسانه های اجتماعی می تونن اطلاعات باورنکردنی را در مورد افرادی که با برند شما به صورت آنلاین در تعامل هستن ارائه بدن حتی زمانی که هنوز اون ها مشتری شما نیستن. ببینین رقابت بر سر چه چیزیه؟ بعد از اونکه شما اطلاعاتی در مورد مشتریان توم جمع آوری کردین، بررسی کنین چه کسی با شما در رقابته؟ آیا اون ها به همون گروه های هدف شما دست پیدا کرده ان؟ آیا اون ها به گروه هایی دسترسی دارن که هنوز شما هدف گذاری نکرده این ولی قصد این کار رو قبلا داشتین؟ شما می تونین چه چیزی از رقباتون یاد بگیرین که برند شما را متفاوت کنه؟ مشکلات مشتریان خودتون رو شناسایی کنین.2-مشتریان شما چه مشکلاتی دارن که خواستار حل اون ها هستن؟راه های مختلفی برای این موضوع وجود داره،یکی ازون ها استفاده از ابزارهایی مثل هات جار هستش که بهتون کمک می کنه رفتار کاربر رو به دقت روی سایت و اپ بررسی کنین و ببینین کاربر بیشتر مشکلش در کدوم قسمت هاست.راه دیگه ای که به جز اون من خودم انجام میدم صحبت مستقیم با مشتریان وفاداره بر اساس پرسش هاییه که از قبل آماده کردیم، حالا چرا وفادار؟ به این علت که تعداد دفعات زیادی از ما خرید کرده و شناخت خوبی هم از ما داره و به خوبی میتونه مشکلاتی که داریم رو بهمون بگه.مشتریان وفادارمون رو چجوری پیدا کنیم؟ با مدل RFM.3- اهداف مشتری رو شناسایی کنین.این شاید یکی از قسمت هایی باشه که خیلی از کسب و کارها بهش توجه نمی کنه،  اینکه مشتریان هدف شون چیه و در واقع در پی رفع چه مشکل و نیازی هستن و اگه شما راه حلی برای نیاز اون ها دارین آیا بر اساس پرسونای اون فرد طراحی شده و می تونه اون فرد رو مجاب کنه که از راه حل یا در واقع محصول شما استفاده کنه.حتی اگر اهداف پرسونای شما با ویژگی های محصول شما مرتبط نباشه، ازون ها می تونین برای کمپین هاتون استفاده کنین یا می تونن به اهداف بازاریابی تون جهت بدن. گوش دادن به صحبت های مشتریان می تونه راه خوبی برای جمع آوری این اطلاعات باشه و دقیقاً تیم ارائه دهنده خدمات مشتریان(CRM) منبع خوبی برای فهمیدن این مشکلاته ،در کنارش تیم فروش شما هم به دلیل ارتباط مستقیم با مشتریان بالقوه می تونه منبع خوبی برای فهم اهداف مشتری باشه.فروشندگان شما با افراد واقعی صحبت می کنن، کسانی که در مورد استفاده از محصول شما فکر می کنن و درک عمیقی نسبت به اینکه مشتریان شما چه محصولات یا خدماتی استفاده می کنن، دارن. از اون ها بخواید سوال هایی واقعی جمع آوری کنن که شامل تجارب مشتریان باشه و ازین سوال های برای شناخت مشتریان استفاده کنین.4. به این موضوع فکر کنین که برند شما چگونه می تونه به مشتریان تون کمک کنه.حالا که شما مشکلات و اهداف مشتریان تون رو متوجه شدین، زمان اون رسیده تا تصویر کاملاً واضحی از اینکه محصولات یا خدمات شما چجوری می تونه به مشتریان تون کمک کنه داشته باشین. به عنوان بخشی از این مرحله، نیازه تا تفکر خودتون در مورد ویژگی های برندتون رو متوقف کنین و به طور عمیق به تحلیل و بررسی مزایایی که  واقعا به مشتریان تون ارائه می دین، بپردازین.اون بهتون کمک می کنه تا تفکر خودتون رو تغییر بدین و محصولات و خدمات خودتون رو از دیدگاه یک خریدار در نظر بگیرین.یه چیز مهمی که به نظرم باید بهش دقت کنین اینه : ویژگی چیزیه که بیانگر محصول شما یا کاری که انجام می ده هستش اما مزیت اینه که چگونه محصول یا خدمات شما باعث زندگی آسون تر یا بهتر مشتریان تون میشه .برای هریک از مشکلات یا اهدافی که جمع آوری کردین از خودتون سؤال کنین: چجوری ما می تونیم به مشتری برای حل اون مشکل کمک کنیم؟ پاسخ به این سوال مبنای پیام های کلیدی بازاریابی رو که در مرحله ی بعد از اون استفاده می کنین، فراهم میکنه.5.تحقیق و اطلاعات خودتون رو به پرسونای خریدار تبدیل کنین.به پرسونای خریدارتون نام، عنوان شغلی، شهر و سایر ویژگی ها رو اختصاص بدین و جوری بنویسین که انگار پروفایل یه شخص واقعیه، منظور از واقعی یعنی اینکه مثلا به جای اینکه بنویسین پرسونای الف، بنویسین پرسونای علی 28 ساله که اهل شیرازه .حالا کلی اطلاعات جمع آوری کردیم، چجوری باید پرسونا بنویسیم؟اینجا کاری که خودم انجام میدم رو بهتون میگم ،طبق همین برین جلو راحت می تونین پرسونای مشتریان تون رو بنویسین،پس ادامه رو با دقت لطفا بخونین.1.اولین مرحله اینه که کلیه دیتای جمع شده، از صحبت با مشتریان و بخش CRM گرفته تا پرسشنامه ها رو دوباره می خونم و بررسی می کنم.2.بعد میرم سراغ پروفایل خرید کاربر و کلیه خریدایی که از ما کرده رو به صورت خیلی جزیی بررسی می کنم، جزئی یعنی اینکه چه محصولاتی بیشتر از ما خریده، به چه برندایی علاقه داره، تاریخ اولین خریدش کی بوده، تعداد کنسل های خریدش زیاده یا نه،اگه متاهله آیا فقط برای خودش خرید می کنه یا برای همسرش هم خرید می کنه، به محل زندگی و هر چیزی که بتونه اطلاعات بیشتری ازون شخص و پرسونا رو بده بررسی می کنم.3.بعد ازون میرم شبکه های اجتماعی اون فرد رو چک می کنم مثلا تلگرام تعداد عکسایی که گذاشته و چه عکسایی گذاشته مثلا گل و درخت گذاشته یا عکس خودش رو یا کلا عکس نداره و همه ی اینارو یادداشت می کنم.4.بعد ازون پروفایل پرسونا رو به 5 قسمت اطلاعات شخصی،اطلاعات تحصیلی و شغلی،اطلاعات خرید، راه های ارتباطی و بررسی سبد خرید به صورت زیر تقسیم می کنم.چند نکته بیشتر:-حتما سعی کنین که پروفایل پرسونایی که آماده کردین همراه با عکس باشه که اون رو برای افرادی که قراره ازش استفاده کنن ملموس تر کنه.-برای مستند کردن پرسونا پاور پوینت ابزار خوبیه که می تونه بهتون کمک کنه.-هر پرسونا نماینده یک گروه از مشتریان تونه،پس فقط نوشتن یک پرسونا بهتون کمک زیادی نمی کنه،حداقل 5 تا پرسونا برای نوشتن در نظر گرفته بشه.این مطلب اولین بار در وبسایت شخصی من منتشر شده است.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jan 2020 11:38:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه نویسی،برون سپاری یا استخدام؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-dcczejg5gkal</link>
                <description>یکی از مسائلی که شرکت های فعال در حوزه آنلاین و دیجیتال همیشه باهاش درگیرن موضوع برنامه نویس هاست،شرکت ها معمولا در دوراهی استخدام برنامه نویس برای شرکت یا برون سپاری کار به صورت پروژه ای به بیرون قرار دارند،با توجه به تجربه خودم در این موضوع در ادامه از مزایا و معایب هر کدوم میگم:1.برون سپاری کار به بیرون:یکی از کارهایی که شرکت ها می تونن انجام بدن اینه که پروژه رو به شرکت های برنامه نویسی یا برنامه نویسان فریلنسر برون سپاری کنن.مزایا:- اولین مزیتش اینه که چالش های ارتباط مستقیم با برنامه نویس ها رو ندارین، فقط پروژه و نیازها رو تعریف می کنین و در انتها کار رو تحویل می گیرین.- درگیر مسائلی چون استخدام، بیمه،مالیات و .... نمیشین.- با توجه به قراردادتون خیال تون راحته که شرکت یا فردی که باهاش قرارداد بستین باید کار رو در زمان تعیین شده بهتون تحویل بده.معایب:- امکان تغییرات بعد از ثبت قرارداد براتون سخت میشه و حتی اگه در قرارداد این موضوع رو بیان هم کرده باشین طبق تجربه معمولا اضافه کردن ویژگی های مازاد بر قرارداد می تونه زمان بر باشه.- سورس کدهاتون در اختیار شخص سومی قرار داره و ازونجایی که مالکیت فکری در ایران چندان معنایی نداره،ریسک از دست رفتن پروژه وجود داره حتی اگه قرارداد سفت و سختی هم بسته باشین.2.استخدام برنامه نویس :راه دومی که وجود داره اینه که شرکت ها خودشون برنامه نویس استخدام کنن و تیم داخلی برنامه نویسی در شرکت ایجاد کنن.مزایا:- یه تیم داخلی دارین که دست تون رو باز میذاره برای تولید محصولات جدید و در مسائلی مثل اضافه کردن ویژگی ها و تغییرات راحت تر می تونین عمل کنین.- سورس کدها دست خودتونه و ریسک اتفاقاتی مثل لو رفتن پروژه رو از این طریق کاهش می دین.- اگر تیم به درستی مدیریت بشه و تعامل خوبی شکل بگیره می تونین سرعت تولید محصولات تون رو افزایش بدین.معایب:- درگیر مسائلی مثل مالیات،بیمه و استخدام میشین.- کار با برنامه نویس ها معمولا با توجه به روحیات خاصی که دارن کمی دشواره، به طور مثال براشون سخته که ساعت که صبح زود سرکار باشن،البته ایرادی هم بهشون نیس،دلیلش هم معمولا اینه که شب تا صبح کد می زنن برای همین صبح زود سختشونه که بیان سرکار که همین موضوع در یکی از شرکت هایی که کار می کردم به چالش بزرگی بین مدیریت و تیم برنامه نویسی تبدیل شده بود، پس یاید حواستون به این موضوعات باشه و شرایط مناسب رو به اقتضای کارشون براشون فراهم کنین.- طبق تجربه، زمانی که برنامه نویس ها رو استخدام می کنین با توجه به اینکه حقوق ثابتی دریافت می کنن دغدغه کمتری برای تحویل دادن به موقع کار دارن و گاهی تاخیر چندماهه در پروژه رو شاهد خواهید بود.(این کاملا بر اساس تجربیات شخصی منه و قطعا قابل بسط به تمام برنامه نویسا نیس، برنامه نویس متعهد هم کم نداریم)هر کدوم ازین روش ها همونطور که گفتم مزایا و معایبی داره،سعی کنین هر کدوم ازین دو روش که قصد دارین استفاده کنین قبلش همه ی جوانب رو بسنجین به طور مثال اگه قصد برون سپاری دارین شرکت های مختلف رو بررسی کنین و حتما نمونه کارهای قبلیشون رو ببینین و از معتبر بودن شرکت اطمینان حاصل کنین.اگر قصد استخدام برنامه نویس دارین در هنگام استخدام حتما از مشاور خبره ای که برنامه نویسی می دونه کمک بگیرین، رزومه های افراد رو با دقت بررسی کنین،با کارفرماهای قبلیشون تماس بگیرین،بررسی کنین که آیا تخصص شون با رزومه ارائه شده به شما همخونی داره؟ آیا در جاهای دیگه که کار کردن تعهد کافی برای انجام کار رو داشتن یا خیر؟اگر این نکاتی که گفته شد رو بررسی کنین،خیلی ریسک کارتون پایین خواهد اومد و تصمیم بهتر و درست تری خواهید گرفت.این مطلب اولین بار در وبسایت شخصی من منتشر شده است :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Sat, 26 Oct 2019 19:06:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیجیکالا، اسنپ مارکت یا اکالا، از کدام یک خرید کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-riwu4cwrtcxa</link>
                <description>من با توجه به مشغله کاری که دارم و وقت نمیکنم برم خرید، معمولا خریدهام رو آنلاین انجام می دم،یکی از انواع این خریدها محصولات سوپرمارکتی ان و‌ از وقتی سوپرمارکت های آنلاین راه افتادن تقریبا یکی از مشتریان ثابت شون شدم ولی با توجه به اینکه کیفیت همیشه برام مهم بوده،برای بررسی و انتخاب بهترین شون این مدت از ۳سوپرمارکت اینترنتی اسنپ مارکت،اُکالا(افق کوروش) و دیجیکالا خرید کردم که در ادامه از تجربیاتم از استفاده از هر کدومش بر اساس یه سری از پارمترها میگم،شاید به انتخاب تون کمک کنه،خریدها هم از طریق گوشی موبایل انجام شده و کلیه نظرات هم بر اساس تجربه خرید از گوشی بیان شده است:۱.اُکالا(افق کوروش) :راحتی در استفاده :از طراحی متوسطی برخورداره و آنگونه که باید برای استفاده جذاب نیس،خیلی راحت دسته بندی ها رو پیدا نمی کنی ،بعد از خرید هم باید بگردی تا سبد خرید رو پیدا کنی.تنوع محصول:یکی از صعف هایی که اکالا داره اینه که روی سایت تنوع محصول خیلی کمتری به نسبت فروشگاه های فیزیکیش و حتی رقباش داره و خیلی موقع ها سبد خرید تون ناقص می مونه و این حس رو به آدم میده که برای رفع تکلیف حالا یه سایتی هم بالا آوردن که از بقیه رقبا عقب نمونن.تازگی محصولات :یکی از چیزایی که باعث شد بعد از چندبار خرید دیگه رقبتی به استفاده ازشون نداشته باشم توجه نکردن به این موضوع بود، نمونه اش اینکه نون خریدم و نونی که بدستم رسید فقط تا دو روز بعد انقضا داشت و این حس رو به من داد که انگار فقط در حال رد کردن جنس ته انبارشون هستن بدون اینکه اهمیتی به مشتری بدن،برای مثال من خودم موقع خرید یکی از نکاتی که همیشه برام مهمه تاریخ انقضاست و امکان نداره بدون چک کردن اون خرید کنم،پس قطعا اگر من تصمیم به خرید آنلاین مواد غذایی می گیرم برام اهمیت داره که تامین کننده به جای من این موضوع رو چک کنه.قیمت:از نظر قیمتی به نسبت خوب بود و تخفیف های مناسبی گذاشته بود.زمان ارسال:زمان ارسال شون هم خوب بود و در زمان تعیین شده جنس ها رو تحویل دادند.پشتیبانی:در چندباری که ازشون خرید کردم مشکلی پیش نیومد که نیاز به پشتیبانی داشته باشه.۲.دیجیکالا:راحتی در استفاده:از نظر طراحی و طبقه بندی محصولات متوسطه دلیلش هم اینه که در یه سری نکات ریز در هنگام خرید اذیت تون می کنه مثلا در هنگام خرید حتما باید محصول رو باز کنین تا بتونین به سبد خریدتون اضافه کنین و همونجا امکان اضافه کردن وجود نداره.تنوع محصولات:از نظر تنوع هم تقریبا کامله و گستردگی خوبی داره.تازگی محصولات:متاسفانه دیجیکالا هم مثه اکالا به جدید بودن تاریخ تولید توجهی نمی کرد و محصولاتی که دریافت کردم در چند مورد با تاریخ انقضا محدود ارسال شده بود.قیمت:از نظر قیمتی نسبت به رقبا بیشتر بود و تازه با کدهای تخفیف شاید به قیمت بدون تخفیف بقیه رقبا می رسید و مشهود بود که قیمت محصولات رو طوری گذاشتن که اگر برای خرید کد تخفیفی میدن چیزی از جیب شون نره.زمان ارسال:خوب بود و خریدها رو سر وقت تحویل گرفتم.پشتیبانی:یه بار تماس گرفتم که اونم برخورد و پشتیبانی خوب بود.۳.اسنپ مارکت:راحتی در استفاده:از نظر طراحی و دسته بندی ها و راحتی در استفاده خیلی خوبن و در یک جا کلیه دسته بندی ها رو می بینید که این خیلی در پیدا کردن راحت محصولات بهتون کمک می کنه و به خصوص طراحی جذاب بنرها و افرهایی که میدن،تنها ایرادشون در سرچ شونه که گاهی یه سری محصولات رو نشون نمیده.تنوع محصولات:از نظر تنوع گستردگى خوبى داره و تقريبا هر چيزى كه نياز دارين رو مى تونين پيدا كنين،این تنوع محصولات هم به خوبی روی سایت نمایش داده شده است.تازگى محصولات:يكى از نكات مثبت اسنپ فود توجه به تاريخ توليد محصولات و جديد بودن اونه،به طورى كه چندبارى كه ازشون خريد كردم هميشه اين رعايت شده و همين موضوع باعث شده هميشه يكى از گزينه هاى من براى خريد باشه.قيمت:از نظر قيمت به نسبت دو رقيب ديگرش قيمت مناسب ترى داره و به نظرم در واقع خود هایپراستار هم در دادن تخفیف های جذاب کمک زیادی به اسنپ مارکت کرده است.زمان ارسال:سر وقت و در زمان تعيين شده خريدها رو تحويل گرفتم.پشتيبانى:يك دفعه تماس داشتم كه برخورد متوسط و مشكل حل نشده باقى موند.اين تجربيات من از خريد ازين سه سوپر ماركت اينترنتى بود،سعى كردم منصفانه نظراتم رو بنويسم و اميدوارم به انتخاب شما در خرید ازونها کمک کنه. خوشحال میشم اگر شما هم تجربه ای از خرید ازون ها رو دارین، زیر همین مقاله نظرات تون رو به اشتراک بزارین.این مطلب اولین بار در وبسایت من منتشر شده است.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 11 Oct 2019 14:15:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلسات لعنتی وقت تلف کن</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D9%81-%DA%A9%D9%86-kqjuchcbeiin</link>
                <description>یکی از ویژگی های خیلی از مدیران ایرانی اینه که به جلسه گذاشتن خیلی علاقه دارن، جلسه گذاشتن بد نیس برنامه و هدفی برای جلسه نداشتن هستش که اذیت کننده اس. خیلی موقع ها مدیر هدف مشخصی نداره ، گاهی حوصله اش سر میره میگه حالا یه جلسه داشته باشیم وقت بگذره، گاهی بابت هرجلسه حق الجلسه ای میگیره، گاهی هم اعصابش خورده و میخاد عصبانیتش رو جایی خالی کنه و به فکر جلسه گذاشتن میافته ... .البته این جلسات بی فایده در بخش دولتی بیشتر از بخش خصوصی هست ولی همچنان یکی از معضلاتیه که در سازمان ها درگیرش هستیم. مدیر هر بیزینسی با توجه به کارش نیاز به جلساتی با تیمش داره که در جریان کارها و پروژه ها قرار بگیره و تصمیمات و برنامه های آینده یا موضوعات مختلف رو باهاشون بررسی کنه یا در جریانشون بزاره، که این نوع جلسات در فرآیند کار کاملا طبیعیه،مشکل ازونجا شروع میشه که این جلسات هی تکرار میشه، به طور مثال من یه مدیر داشتم که قدرت تصمیم گیری زیادی نداشت ، مثلا می گفت که مدیر بالاتر گفته روی فلان موضوع کار کنین، ما چند ساعت همفکری می کردیم و وقت می گذاشتیم و کامل موضوع رو می بستیم،بعد می رفت پیش مدیر بالاتر می گفت دوباره باید درحضور اون مدیر بالاتر جلسه بزاریم و از اول بررسی کنیم و چون ترس زیادی هم ازون داشت معمولا دفاعی هم نمی کرد از تیمش و ما دوباره باید یه جلسه با اون فرد می گذاشتیم و دوباره چند ساعت همون چیزها رو از اول بررسی و عملا دوباره کاری می کردیم.این جلسات تکراری معمولا دلایل زیادی داره که دو تا از اصلی ترین دلایل اینان:1.وسواس فکری مدیر:در این دسته وقتی مدیر تصمیمی می گیره چندین بار جلسه می گذاره و هر جلسه یک موضوع تکراری که قبلا تصمیمش گرفته و بسته شده رو دوباره بررسی می کنه و هر جلسه هم همون صحبت های تکراری تا خیالش راحت شه و تصمیم نهایی رو بگیره.2.دمدمی مزاج بودن مدیر:مدیر در تصمیم گیری ثبات نداره و هی تصمیماتش رو عوض می کنه، به طور مثال میگه برای فلان موضوع کمپینی رو طراحی کنین، شما با تیم تون وقت می گذارین و کمپین رو آماده می کنین، بعد که کارها انجام و موقع اجرا شد یهو نظرش رو عوض می کنه و میگه این موضوع اصلا خوب نیست و برین روی یه موضوع دیگه کار کنین،بدون توجه به انرژی و وقتی که توسط تیم گذاشته شده تصمیمش رو عوض می کنه.این جلسات تکراری و بدون هدف علاوه بر اینکه وقت زیادی از تیم می گیره،باعث میشه از خیلی از کارهای دیگه شون هم بمونن و عملا اتلاف نیرو انسانی هستش که داره اتفاق میوفته و به مرور باعث اصطکاک و خستگی اعضای تیم میشه و از نظر روحی و روانی خیلی اونارو خسته می کنه و همین موضوع در آینده آسیب های جدی به اون بیزینس خواهد زد.به عنوان مدیر در هنگام گذاشتن جلسات حتما موضوع جلسه رو تعیین کنین،در تصمیماتی که گرفتین ثابت قدم باشین و هیچ موقع بی هدف جلسه ای رو نزارین. این کار علاوه بر اینکه از اتلاف وقت جلوگیری می کنه، بازده و عملکرد نیروهاتون رو هم بالا می بره و به مرور نتایج مثبتش رو در بیزینس تون خواهید دید.این مطلب اولین بار در وبسایت من منتشر شده است.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 18:40:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش های دیجیتال مارکتینگ در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-oapv87rmanwj</link>
                <description>حوزه دیجیتال مارکتینگ یکی از حوزه هایی هستش که با رشد دنیای اینترنت و پتانسیل درآمدی خیلی خوب این فضا،در چند سال اخیر خیلی برای شرکت ها جذاب شده ،شاید قبل تر ازون کسی خیلی با این فضا آشنا نبود و بازاریابی بیشتر مربوط به فضای آفلاین بود ولی در این مدت با شناخت بیشتر شرکت ها بالطبع پوزیشن  دیجیتال مارکتینگ در سطوح مختلف به وجود اومد و شرکت ها شروع به گشتن به دنبال افرادی بودن که این فضا رو بشناسن،اوایل کار سخت و بیشتر افرادی هم که میومدن کسانی بودن که تجربه آفلاین بیشتر داشتن و تجربه آنلاینشون کمتر بود ولی به مرور مشتاقان این حوزه کم کم ورود کردن و اوضاع کمی بهتر شد.در ادامه چالش های دیجیتال مارکتینگ در ایران و راه حل ها رو میگم :چالش ها : با توجه به اهمیت دیجیتال مارکتینگ خیلی از شرکت ها به خصوص کسب و کارهای سنتی شروع به جذب نیرو در این حوزه کردند.معمولا زمانی هم که باهاشون صحبت می کردی جملات امیدوار کننده ای مثل ما دیدمون بازه و دوس داریم در این فضا فعال باشیم و امکانات لازم رو هم برای این موضوع در اختیارتون می زاریم رو دریافت می کردیم ولی وقتی وارد کار می شدیم عملا با چیز دیگه ای مواجه می شدیم،با تمام وعده و وعیدها هم چنان دید سنتی غالب بود و دریافت بودجه برای اجرای برنامه ها و کمپین ها کاری انرژی بر و طاقت فرسا بود.در ابتدا ما سعی می کردیم با دریافت بودجه کمتر کمپین هایی رو اجرا کنیم تا اعتماد مدیران رو بتونیم جلب کنیم ولی حتی با وجود موفق بودن کمپین ها هم همچنان در دادن بودجه خیلی سفت و سخت بودن به طوری که مثلا برای تبلیغات تلویزیونی خیلی راحت 500 میلیون تومان هزینه می کردن ولی برای دادن 10 میلیون تومان بودجه به واحد دیجیتال مارکتینگ خیلی سخت می گرفتن و عملا کار به صورت اصطکاکی و فرسایشی در میومد و به جای اینکه این انرژی صرف کار بشه،صرف جلسات تکراری و زمان بر می شد. مشکل اصلی هم همون طرز تفکر سنتی مدیران بود.البته به مرور هر چی این فضا رشد کرد و آشناییت افراد به این فضا بیشتر مشکلات هم کمتر شد ولی همچنان این مشکل وجود داره هر چند نسبت به قبل اوضاع خیلی بهتر شده است.اگه در شرکتی دچار چالش هایی که گفتم هستین برای پیشبرد کارها توجه به نکات زیر رو پیشنهاد می کنم :صبر و حوصله : برای افرادی که در این حوزه کار می کنن یا قصد ورود به این فضا رو دارن با توجه به مطالب بیان شده داشتن روحیه صبوری خیلی مهمه تا بتونی کم کم گاردهایی که در ذهن مدیران سنتی وجود داره رو بشکونی و کارت رو انجام بدی وگرنه کار سختی در پیش داری البته قطعا به محیطی که کار می کنی هم بستگی داره ولی هنوز تا فضای ایده آل فاصله زیادی داریم.دانش :نکته بعد اینه که دیجیتال مارکتینگ یکی از حوزه هایی هستش که همیشه نیاز به مطالعه و به روز بودن داره چون هر روز کلی نکات،تغییرات و ابزارهای جدیدی معرفی و ارایه میشن که اگر ازشون مطلع نشی ممکنه خیلی ضربات بدی ازش بخوری به خصوص در حوزه هایی مثل سئو.علاوه بر اینکه دانش خودتون رو افزایش می دین حواستون باشه که سعی کنین دانش مدیرانتون هم با توضیحات نکات و اصطلاحات این حوزه افزایش بدین،هر چی دانش و دیدشون نسبت به این فضا بیشتر بشه کار خودتون به مرور راحت تر میشه.پرزنت کردن کار و عملکردتون :یکی از مشکلاتی که گاهی ما بین مدیریت و دوستان دیجیتال مارکتر می بینیم عدم ارایه درست و خوب عملکردشونه و همین باعث بحث و جدل هایی میشه که گاهی خیلی بیهودن.حواستون باشه شما اگر بهترین عملکرد رو هم داشته باشین ولی نتونین خوب کارتون رو ارایه و گزارش بدین عملا از دید مدیریت انگار کاری نکردین به خصوص که خیلی موقع ها با یه گارد بسته به خصوص در اوایل کار باهاتون برخورد می کنن.یکی از جذابیت های دیجیتال مارکتینگ دیتا و اطلاعاتی هستش که با جزئیات می تونین بدست بیارین،هر چند وقت یکبار این اطلاعات رو در یه اکسل حرفه ای یا پاورپوینت آماده کنین به مدیریت ارایه بدین،هم مدیریت در جریان کارها بهتر قرار می گیره ،هم اعتمادش نسبت به شما بیشتر میشه و به مرور نتیجه اش رو خواهید دید.مطالب بیشتر در این زمینه رو می تونین در وبسایت من مشاهده کنین :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 17 May 2019 11:38:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونگی راه اندازی یک واحد دیجیتال مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-x8ihuljj8ndp</link>
                <description>با رشد اینترنت و داغ شدن تبلیغات در فضای آنلاین و پتانسیل زیادی از مخاطبین که در این فضا وجود داره،باعث شده خیلی از شرکت ها و کسب و کارها به خصوص کسب و کارهای سنتی به فکر راه اندازی واحد دیجیتال مارکتینگ بیوفتن ولی چون دید صحیحی از دنیای گسترده دیجیتال مارکتینگ ندارن فکر می کنن با گرفتن یک نفر می تونن کلیه کارهای دیجیتال مارکتینگ شون رو انجام بدن که این در آگهی های استخدامی که شرکت های برای جذب نیرو در این پوزیشن منتشر می کنن مشخصه به طوری که می بینیم فردی رو می خوان کارهای طراحی سایت،سوشال،سئو ،تولید محتوا،طراحی های گرافیکی و ... رو همزمان انجام بده که نمونه اش هم به وفور دیدیم.دلیلش هم گاهی از عدم دانش و گاهی به دلیل کاهش هزینه هاست در حالی که هر کدوم ازین کارها نیاز به نیروی متخصص خودش رو داره و هیچ کس هم به دلیل وسیع بودن این حوزه نمی تونه در همه ی اون ها متخصص باشه،اگر کسی هم حاضر باشه با اون شرایط کار کنه عملکرد قابل قبولی ازش نخواهید دید چون هرکدوم از این کارهای نیاز به گذاشتن وقت اختصاصی و برنامه ریزی مجزا داره.اگر بخواهیم واحد دیجیتال مارکتینگ در سازمان مون راه اندازی کنیم از کجا باید شروع کنیم؟می تونین به دو صورت عمل کنین : راه اول اینکه تک تک پوزیشن ها رو به صورت جدا آگهی بزنین و نیرو جذب کنین که اینو پیشنهاد نمی کنم مگر اینکه از افراد با تجربه و متخصص این حوزه مشاوره و با شناخت مناسب نیرو بگیرین. دومین راه اینکه یه مدیر دیجیتال مارکتینگ با تجربه در ابتدا استخدام کنین، صفر تا صد جذب نیرو و پوزیشن هایی که نیازه با  دانش و تجربه ای که در این حوزه داره رو به اون بسپارین تا بتونین نیروهای با کیفیت و خوبی رو با توجه به نیاز برای واحد دیجیتال مارکتینگ تون به کار بگیرین.یکی از سوال هایی که خیلی ها معمولا می پرسند اینه که در چه پوزیشن هایی باید برای واحد دیجیتال مارکتینگ مون نیرو جذب کنیم؟اگر واقعا به صورت جدی قصد ورود به این فضا رو دارین، به جز مدیر دیجیتال مارکتینگ به یک نیروی محتوا، یک نیروی سوشال مدیا، یک نیروی سئو و یک گرافیست نیاز دارین یعنی به یک تیم 5 نفره که با گستردگی کارتون می تونین گسترده ترش کنین و پوزیشن های دیگه ای مثل مدیر کمپین ها، مدیر خلاقیت و ایده پردازی و ... رو هم اضافه کنین ولی برای شروع پوزیشن هایی که گفتم برای راه اندازی یک واحد دیجیتال مارکتینگ مورد نیاز هستش مگر اینکه نوع کار و حجم کار تون به صورتی باشه که به واحد کامل دیجیتال مارکتینگ نیازی نداشته باشین.با توجه به تجربه شخصی خودم در راه اندازی صفر تا صد واحد دیجیتال مارکتینگ در جذب نیروها عجله نکنین و با حوصله و به مرور نیروها رو اضافه کنین،کارهایی که شرکت برای ورود به فضای دیجیتال مارکتینگ نیاز داره رو الویت بندی کنین و طبق اون جذب نیروها رو انجام بدین به طور مثال اگر سایت الویت هستش ابتدا نیروی سئو و محتوا رو جذب کنین و بعد نیروهای دیگه و به همین ترتیب ادامه بدین.چون دارین پایه رو از صفر می سازین اینکه یهویی کلی نیرو جذب کنین بی برنامه و بدون هدف جز اتلاف منابع و زمان چیز دیگه ای در بر نداره،مرحله به مرحله ساختار رو بچینین و جلو برید،اگر پایه رو خوب بزارین در ادامه هم موفق خواهید بود.در انتها چند نکته برای سازمان هایی که در فکر راه اندازی واحد دیجیتال مارکتینگ هستن : در استخدام مدیر دیجیتال مارکتینگ به عنوان فردی که قراره این ساختار رو براتون پایه ریزی کنه به تجربه و رزومه فرد حتما دقت کنین. بودجه ای جدا برای این واحد در نظر بگیرین و به بهونه هزینه ها جذب نیروی ضروری رو کنسل نکنین. در جذب نیرو عجول نباشین و سریع و شتاب زده فقط به فکر جذب نیرو نباشین. صبوری کنین ، چیدن ساختار و راه اندازی یه واحد جدید در سازمان زمان می بره.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Apr 2019 15:31:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در استخدام نیرو باید به چه نکاتی توجه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-g5cilvnn8zmu</link>
                <description>یکی از موضوعات مهمی که سازمان ها و شرکت ها همیشه درگیرش ان بحث منابع انسانی و جذب نیرو هستش،در جذب نیرو معمولا چالش هایی مثل کمبود نیروی خوب،کاربلد و با تجربه وجود داره.نکته مهم اینه که جذب نیرو اگه از همون اول درست انجام نشه،در آینده تاثیرات خودش را در اون بیزینس خواهد گذاشت و این موضوع به دغدغه ی جدی سازمان ها تبدیل شده است.هر کدوم از سازمان ها به خصوص اونایی که بزرگترن با طولانی و چند مرحله ای کردن مصاحبه و گرفتن آزمون ها و تست های مختلف سعی کردن که این فرآیند رو بهبود بدن تا بتونن نیروی بهتری جذب کنن اما در عمل چقدر این موضوع تونسته بهشون کمک کنه ؟اینکه طولانی بودن فرآیند خوبه یا بد نیاز به بررسی دقیق تر از منابع انسانی سازمان ها داره ولی طبق تجربه شخصیم معمولا طولانی شدن فرآیند باعث از دست دادن نیروهای خوب و با تجربه میشه.نکته بعدی که خیلی در جذب افراد مهمه و شاید کمتر بهش توجه بشه فرد مصاحبه کننده اس،سازمان ها اینقد درگیر فرآیندها و چارت ها هستن که به این موضوع کمتر توجه می کنن.تجربه و روحیه فرد مصاحبه کننده خیلی در این موضوع تاثیرگذاره و نقش مهمی در این موضوع داره.معمولا در مصاحبه ها سوالات کلیشه ای و تکراری زیاد پرسیده میشه و گاهی مدیران برای اینکه متفاوت به نظر برسن یه سرچی هم با کلمه کلیدی سوالات برای مصاحبه می کنن به طور مثال در یه تایمی در جاهایی که برای مصاحبه می رفتم می پرسیدن اگر رنگ بنفش رو بخوای برای یه نابینا توضیح بدی چی بهش می گی و انگار عرف شده بود و همه هم می پرسیدن بدون اینکه واقعا تحلیلی درباره این موضوع داشته باشند.در این مدتی که مشغول به کارم برای جذب نیرو مصاحبه های حضوری زیادی در پوزیشن های مختلف انجام دادم و به مرور با کسب تجربه متوجه شدم توجه به 4 تا نکته در جذب نیرو و بررسی اون در فرد مصاحبه شونده می تونه تا حدود زیادی خیالتون رو از بابت استخدام اون نیرو راحت کنه که در ادامه میگم :1.روحیه یادگیری :از اولین چیزایی که همیشه باید بررسی شه اینه که فرد چقدر روحیه یادگیری چیزای جدید رو داره و آیا علاقمنده که چیزای جدید رو یاد بگیره یا به همون چیزایی که بلده کفایت می کنه،این موضوع نشون می ده که  این فرد چقدر علاقه به پیشرفت داره و اگه این روحیه در اون وجود داشته باشه چقدر می تونه به تیم کمک کنه.2.منظم بودن :نظم نکته بعدی هستش که اهمیت داره و فرد معمولا با زمان اومدنش به مصاحبه این رو نشون می ده،آیا در ساعت مصاحبه ای که براش ست کردین اومده یا دیرتر اومده و به همون میزان یه دید اولیه نسبت به منظم بودن و سر وقت بودن اون فرد میشه پیدا کرد.3.نحوه تعامل و حل مشکل :این موضوع رو با پرسیدن سوالاتی مثه اینکه اگه با همکارت دچار مشکل شی به چه صورت حلش می کنی می تونین بررسی کنین و با توجه به جوابی که می ده می تونین متوجه بشین که اهل تعامل و حل مشکلات هست یا خیر.4.متعهد بودن :اینکه نیرویی که جذب می کنین متعهد و مسئولیت پذیره یا دمدمی مزاج خیلی مهمه،برای فهمیدن این موضوع بررسی مدت زمان کارش در جاهای قبلی که کار کرده،اینکه مدت حضورش در هر شرکت کوتاه مدته یا بلند مدت و فاصله هر تغییر شغلش چقدر بوده می تونه کمک کننده باشه.مطالب بیشتر در این زمینه رو می تونین در وبسایت من مشاهده کنین :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jan 2019 13:44:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایا و معایب کار کردن در شرکت های بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-xmuzueiwzg6p</link>
                <description>یکی از چالش هایی که شرکت های کوچک همیشه باهاش درگیرن از دست دادن نیروهای خوبشون توسط شرکت های بزرگ هستش،شرکت ها وقت برای جذب و آموزش نیرو میزارن و وقتی فرد کار رو یاد گرفت و زمان بهره داری و استفاده از نیرو هستش شرکت های بزرگ با پیشنهادهای جذاب تر نیرو رو جذب می کنن و دوباره روز از نو روزی از نو.این مسئله آسیب زیادی به شرکت های کوچکتر می زنه.جدا از بحث درست یا غلط بودن این کار توسط شرکت های بزرگ در ادامه می خوام از مزایا و معایب کار در سازمان های بزرگ بگم و آیا اینکه حتما کار در سازمان های بزرگ خوبه؟آیا اینکه در یه شرکت معتبر مشغول به کار بشیم موفقیتمون رو تضمین می کنه؟مزایا :اولین مزیت کار در شرکت های بزرگ کار در محیطی حرفه ای تر و آشنا شدن با افراد باتجربه حوزه کاریتون هستش که خیلی می تونه در پیشرفت تون تاثیرگذار باشه.دومین موضوع حقوق،مزایا و امکانات بهتر نسبت به شرکت های کوچکتر است.مزیت بعدی کمک کردن به ساخت رزومه قوی برای شماست،وقتی در رزومه شما اسم یه شرکت معروف و بزرگ قرار می گیره،خواه ناخواه تاثیر مثبتی در مصاحبه ها و کارهای بعدی شما خواهد گذاشت.موضوع دیگه کمک به پرسنال برند شماست و این به توانایی و اهداف شما بستگی داره که بتونین اسم تون رو به یه برند معروف گره بزنین یا نه.معایب :وقتی شما در یک سازمان بزرگ کارتون رو شروع می کنین تبدیل به جز کوچکی از کل میشین که با توجه به تعداد زیاد کارمندان سخت تر کارهاتون دیده خواهدشد،گاهی چند رده با مدیر اصلی فاصله دارین و هر چند وقت یکبار شاید امکان دیدنش رو داشته باشین،اما در شرکت های کوچک امکان ارتباط مستقیم با مدیر راحت تر و کارهای انجام شده توسط شما هم بیشتر دیده میشه که این در پیشرفت تون هم تاثیرگذار خواهد بود.نکته بعدی بحث یادگیری است ، با توجه به اینکه سازمان های بزرگ بودجه و پتانسیل زیاد دارن نیروها رو خیلی تخصصی در یک پوزیشن خاص جذب می کنن به طوری که فرد دستش برای یادگیری کار در حوزه های دیگه بسته میشه.به طور مثال در حوزه کاری من یعنی دیجیتال مارکتینگ ما با دنیای گسترده ای روبرو هستیم ولی مثلا شرکت های بزرگ با توجه به وسیع بودن کارشون برای ایمیل مارکتینگ یه نیروی تمام وقت می گیرن و شما وقتی در اونجا مشغول به کاری فقط باید روی ایمیل مارکتینگ کار کنی و در حوزه ای دیگه نمی تونی ورود کنی،اما در شرکت های کوچک دستت برای یادگیری و امتحان کردن حوزه های دیگه خیلی بازتره چون خیلی از کارها رو خودت باید انجام بدی و در کنارش یادگیری خوبی براتون خواهد داشت.نزول پوزیشن شغلی یکی دیگه از موضوعاتی که در هنگام کار در سازمان های بزرگ باید بهش توجه کنین،ممکنه شما در شرکت یا استارتاپی که کار می کنین پوزیشن مدیر رو داشته باشین ولی هنگام ورود به یه سازمان بزرگ مجبور بشین در سطح کارشناس مشغول به کار شین.مطالب بیشتر در این زمینه رو می تونین در وبسایت شخصی من مشاهده کنین :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 21 Dec 2018 14:13:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از SMS مارکتینگ، آری یا خیر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-sms-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-wldov5w9p3ic</link>
                <description>استفاده از sms  در تبلیغات یکی از روش های بازاریابی هستش که کم کم داره به روزهای پایانیش نزدیک میشه ولی با این حال هنوز پتانسیل خوبی داره.همه ی ما تبلیغات پیامکی که برامون ارسال شده رو دیدیم،از تبلیغ کاشت مو تا تبلیغ سرویس های مختلف با ارسال عدد فلان،چند سال پیش که هنوز گوشی های هوشمند به این صورت نیومده بود و اینترنت هم اینقدر رشد نکرده بود بازار sms داغ بود و خیلی از ارتباطات در قالب sms انجام می گرفت،برای همین فضای خیلی خوبی برای تبلیغات بود.یک گروه از بیزینس هایی که خیلی خوب از این فضا استفاده کردن سرویس های ارزش افزوده (vas) بودن، سرویس هایی که می گفتن به طور مثال با ارسال عدد 1 عضو فال حافظ شو و روزانه مبلغی رو از حساب کاربر کم می کردن،نرخ تبدیل و در نتیجه سود خیلی خوبی هم با یه هزینه پایین داشتن،برای همین در مدت چند سال موجی ازین سرویس ها در این بستر شروع به کار کردند به طوری که روزانه شما چندین پیامک ازین جنس دریافت می کردین، به مرور زمان گروهی سودجو شروع به کلاهبرداری ازین فضا کردن و کم کم با گذشت زمان اعتماد مردم به این پیامک ها کم شد به طوری که این روزا اگه پیامک تبلیغاتی ببینین همون اول نخونده پاک می کنین.حالا چرا می گم هنوز پتانسیل داره؟چون هنوز هم در بین راه های که برای بازاریابی هست جزو ارزون ترین روش هاست و به طور کامل توسط مخاطبین کنار گذاشته نشده.یکی از تجربیات خودم رو بهتون بگم اینکه یکی از اپ های ما سرویس محور بود و فرد با خرید سرویس های 3 ماهه تا یکساله می تونست از سرویس استفاده کنه و بعد از اتمام دوره امکان استفاده نداشت و دوباره باید بسته می خرید و حسابش رو شارژ می کرد که خب یه درصدی از افراد دوباره به دلایل مختلف شارژ نمی کردن ، با توجه به اینکه شماره این افراد رو داشتیم یه لیست از افرادی که تمدید نکرده بودن تهیه و براشون با گذاشتن یه سری تخفیف پیامک ارسال کردیم، در ابتدا تصور خود من این بود که زیاد جواب نمیده ولی نتیجه عالی بود و ما فروش خیلی خوبی ازون پیامک ها داشتیم و متوجه شدیم چقدر هنوز این فضا پتانسیل داره.در ارسال پیامک حواستون به چندتا نکته باشه :1.طول متن : سعی کنین پیامتون تا حد امکان کوتاه باشه، متن های طولانی حتی اگه باز هم بشن خونده نمی شن.2. تیتر یا عنوان:اولین خط پیامک در باز شدنش خیلی مهمه چون رو صفحه نمایش داده میشه،از تیترهای جذاب استفاده کنین و کاربر رو کنجکاو کنین که پیام رو باز کنه.3.استفاده از &quot; &quot; یا (  ) :نکات مهم رو در &quot;  &quot; یا (  )  بزارین تا جلب توجه بیشتری برای کاربر داشته باشه.4. گذاشتن CTA (CALL TO ACTION  در انتهای پیام :حتما در انتهای پیامتون یه CTA  بزارین که می تونه شماره تلفن،لینک آدرس سایت،لینک دانلود اپ و ...باشه. اگر لینک میزارین حتما از کوتاه کننده های لینک استفاده کنین که بتونین تعداد کلیک ها رو مانیتور کنین.5.انجام A/B  تست :در ارسال یهو تعداد زیادی SMS ارسال نکنین، همیشه چندتا فرمت مختلف آماده کنین و هر کدوم رو در تعداد کم ارسال کنین بعد همونطور که گفتم با لینک هایی که گذاشتین ببینین کدوم برای کاربر بیشتر جذاب بوده و کلیک خورده ، همون رو به عنوان پیام اصلی به بقیه ارسال کنین.برای ارسال پیامک به صورت انبوه سرویس های مختلفی وجود داره که تو اونایی که من باهاشون کار کردم   کاوه نگار از نظر سرویس و پشتیبانی بهتر از بقیه بوده است.با توجه به نوع بیزینس تون پیشنهاد می کنم پیامک هم یکی از چیزایی باشه که برای تبلیغات بررسی می کنین و اگر می بینین که می تونه بهتون کمک کنه امتحانش کنین.</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 14 Dec 2018 12:39:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امان از مشکلات تیمی حل نشده</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-yshhuuyd7rrr</link>
                <description>مشکلات تیمی یکی از اجزای جدایی ناپذیر کار سازمانی است که دلیلش می تونه از تفویض وظایف اشتباه و غلط مدیر باشه تا دلخوری بابت یه شوخی و سوتفاهم ساده.در این مواقع افراد معمولا وقتی با همکارشون دچار مشکل میشن به سه صورت عمل می کنن :1. یه سری مستقیما با خود فرد در میون میزارن تا مشکل رو حل کنن2. یه سری می رن مشکل رو به مدیر میگن و دیگه کاری به چیزی ندارن3. یه سری هم می ریزن تو خودشون و چیزی نمی گن و سکوت رو ترجیح می دن با این دید که حوصله بحث نداریم و ولش کنمتاسفانه خیلی از کارمندان در گروه سوم قرار دارن و به جای اینکه مشکل رو حل کنن،هی سکوت می کنن که این باعث میشه روز به روز کار براشون سخت تر و اعصاب خوردیاشون بیشتر شه و تا جایی پیش می ره که فرد به محیط کاریش هم بعد از مدتی حس خوبی نخواهد داشت و ممکنه حتی به ترک کار هم فکر کنه.یکی از کارهایی که وقتی دو تا از نیروها با هم دچار مشکل میشن ما انجام می دیم اینه که سریع سعی میشه موضوع رو حل کنیم چون هر چی ازش بگذره و طولانی تر بشه این موضوع با توجه به اینکه فرد از همکارش دلخوری داره ممکنه هر کار کوچیکی ازون فرد هم حساسیت ایجاد کنه و روز به روز دلخوری و ناراحتی بیشتر بشه پس نیازه قبل اینکه کار به اونجا بکشه مشکل سریعتر حل بشه.وظیفه مدیر هم خیلی مهمه که حواسش به کارمندهای زیر دستش باشه و به آلارم هایی که میدن توجه کنه و اگر مشکلی دید سعی کنه جدی بگیره و حتما وقتی برای حل موضوع اختصاص بده .در این مواقع به عنوان مدیر به چه صورت باید عمل کنیم؟در این موارد با هر دو نفر جلسه ای تشکیل میدیم، یک نفر هم به عنوان فرد بی طرف در جلسه حضور پیدا میکنه (معمولا مدیر مستقیم )، سپس از هر فرد می خوایم به طور مشخص دلیل ناراحتیش رو از همکارش بگه،دقت کنین که بیان کلیات فایده نداره مثلا اینکه فرد بگه اون با من خوب برخورد نمی کنه به تنهایی کافی نیست، با پرسیدن سوالات سعی کنین موضوع رو بازتر و جزئی تر بررسی کنین،مثلا چیکار کرده که باعث شده اینجوری فکر کنی تا برسید به روز و موضوعی که دقیقا شروع ناراحتی و دلخوری بوده، به هر دو طرف هم اجازه صحبت کردن و پاسخ دادن رو بدین و به عنوان فرد بی طرف حواستون باشه هیچ کدوم از طرفین با شلوغ کاری بحث رو به حاشیه نبرن.مهم ترین نکته در این جلسات همونطور که گفتم اینه که حواستون باشه جلسه از دستتون خارج نشه چون در ابتدا افراد با گارد بسته و گاهی عصبانیت در جلسه حضور پیدا می کنن و آماده جرقه برای شروع یه دعوای دیگه ان و این تجربه و هنر شماست که اون ها رو آروم کنین و مرحله به مرحله برای حل مشکل پیش برین.مطالب بیشتر در این زمینه رو می تونین در وبسایت من مشاهده کنین. :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 07 Dec 2018 20:48:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاله زنک بازی پاشنه آشیل سازمان های ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B2%D9%86%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%B4%DB%8C%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-efxqzsnsrtrl</link>
                <description>یکی از مشکلاتی که اکثر سازمان ها گرفتارش ان شایعه ها و بحث های خاله زنک بازی رایج بین کارمندان هستش که گاهی تبدیل به پاشنه آشیل بیزینس و شکست اون استارتاپ یا شرکت می شه.در یه سازمان کارمندان و همکارایی با روحیات مختلف کار می کنن که بین شون افراد خاله زنک،چاپلوس و دورویی هم هستن که همیشه در حال صحبت ،جابه جایی حرف ها و ایجاد شایعه های مختلف هستن.با توجه به اینکه معمولا افراد با روحیات یکسان همدیگه رو جذب می کنن بعد یه مدت این افراد همدیگه رو پیدا میکنن و تبدیل به گروه های چند نفره میشن که معمولا در سازمان هم این افراد رو با هم می بینین.روال کارشون هم به این صورته که جلوی تو در حال تعریف و تمجید ازت و پشت سرت در حال بدگویی و این دورویی یکی از ویژگی های مهم این گروه هستش.نکته بعدی هم در رابطه با این گروه اینه که به جای اینکه تمرکزشون روی کار باشه ،درگیر حواشی و جمع کردن اطلاعات بی اهمیت از سایر همکاران هستن.با توجه به روحیه دورویی و چاپلوسی که این گروه دارن مدتی زمان می بره که به شناخت کافی ازین افراد برسین و مشکل از جایی شروع میشه که به مرور این افراد از یه گروه به باندی تبدیل میشن که تاثیرگذاری  زیادی در سازمان دارن، همه این چیزا هم با توجه به اینکه مدیریت درگیر کارای دیگه ست و مشغولیات های دیگه ای داره از دیدش پنهون می مونه، هر چند که یه مدیر باید از ساختار داخلی سازمانش خبر داشته باشه.هر چقدر قدرت این باند بیشتر بشه حواشی سازمان هم به همون نسبت بیشتر میشه به طور مثال اگه با همکاری دچار مشکل بشن سعی می کنن با ساختار پنهانی که ایجاد کردن به فرد فشار بیارن و اذیتش کنن و این فقط یه نمونه از کارهایی هستش که انجام می دن.بعد یه مدت هم اینقد حواشی زیاد میشه که عملا کارمندای دیگه هم تمرکزشون روی کار رو از دست می دن که بالطبع باعث میشه که اون طور باید بازده نداشته باشن و خروجی قابل قبولی ارایه ندن که قطعا روی کل بیزینس تاثیر میزاره و اوضاع به مرور بحرانی میشه ، درآمد شرکت پایین میاد که این روی همه چی تاثیر میزاره و گاهی منجر به منحل شدن شرکت میشه بدون اینکه صاحب بیزینس در حین اینکه فکر میکرده همه چی خوبه دقیقا بفهمه از کجا ضربه خورده.مطالب بیشتر در این زمینه رو می تونین در وبسایت من مشاهده کنین. :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Thu, 29 Nov 2018 23:24:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت پذیری نیمه گمشده این روزهای ما</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-tpmluassielb</link>
                <description>مسئولیت پذیری موضوعی که در ایران زیاد بهش اهمیت داده نمیشه ، از کودکی تا بزرگسالی از مدرسه گرفته تا دانشگاه، خدمت سربازی و کار،همه جا به جای آموزش مسئولیت پذیری دو در بودن و پیچوندن رو یاد میگیری، مسئولیت پذیری به جای اون که یه ارزش محسوب بشه اون فرد مسئولیت پذیر هم از طرف بقیه مورد سرزنش قرار می گیره و پیچوندن و دو در بودن نماد زرنگی و باهوشی تلقی میشه و این افراد به ظاهر زرنگ پز این قضیه رو هم به بقیه میدن و جالب تر اینکه به به، ایول و دمت گرم دوستان و اطرافیان رو هم دریافت میکنن.از این افراد اطرافمون هم زیاد داریم و دیدیم،در دانشگاه افرادی که باهاشون هم گروه شدیم ولی کمکی نکردن و پروژه رو مجبور شدین خودتون انجام بدین،همکاری که کار و مسئولیت خودش رو انجام نداده و شما مجبور شدین انجامش بدین،هم خدمتی که به جای اینکه بیاد برای تعویض پاس نگهبانیش خوابیده و شما مجبور شدی به جاش وایستی و کلی مثال دیگه که همه مون کم و بیش درگیرش بودیم.بدی این موضوع اینه که باعث میشه افرادی هم که مسئولیت پذیرن هم خسته و دلسرد بشن و اون ها هم به فکر پیچوندن کارهای بیوفتن ، اتفاقی هم که میوفته جامعه به مرور پر میشه از افرادی که در حال انجام ندادن وظایفشون هستن و وقتی افراد در هر جایگاه و مقامی کارشون رو درست انجام ندن روز به روز اوضاع بدتر و پیشرفتی حاصل نخواهد شد.تفکر مسمومی هم که ایجاد میشه اینه که همه دارن می پیچونن من چرا نپیچونم ، که تفکر غلطیه،همه مینالیم ازین که اروپا رو ببین وضع ما رو ببین، چرا ما جهان سوم ایم ، چرا اوضاع هر روز بدتر میشه و همه این ها رو هم می گردیم دنبال مقصر ، میندازیم تقصیر مسئولین ، مدیرمون و هر کس دیگه ای که خودمون رو قانع کنیم ولی در اصل مقصر خودمونیم و نمیخوایم قبول کنیم ، اگه هر یک از ما بدون توجه به اینکه بقیه چیکار می کنن وظایف خودمون رو درست انجام بدیم مطمئن باشین تغییرات مثبتی اتفاق خواهد افتاد.اگه انسان مسئولیت پذیری هستی نباید دلسرد و خسته بشی، تو در حال انجام کار درستی ، این بقیه ان که باید خودشون رو با تو وفق بدن و مسئولیت پذیری رو یاد بگیرن، میدونم کار سختیه خودم هم زیاد بابت این موضوع اذیت شدم ولی نتیجه مسئولیت پذیریم رو دیدم و به این رسیدم که آدمای دو در فکر میکنن که خیلی زرنگن ولی معمولا پیشرفت چندانی ندارند.شما نتیجه مسئولیت پذیری رو ممکنه خیلی دیر ببینی ولی مطمئن باش حتما می بینی و گاهی همین موضوع افراد درجه یکی رو باهات آشنا می کنه که بعدها خیلی بهت کمک خواهند کرد.نکته آخر اینکه از صمیم قلب به این باور دارم که راه در جهان یکی است و آن راه راستی است و انجام کار درست هیچ موقع اشتباه نیس حتی اگر بابتش مورد سرزنش و اذیت قرار بگیری.مطالب بیشتر در این زمینه رو می تونین در وبسایت شخصی من مشاهده کنین :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Fri, 23 Nov 2018 11:04:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سربازی ،تجربه ای متفاوت در زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-ukaqpkmsn6g6</link>
                <description>سربازی چیزیه که همه پسرای ایرونی یه جورایی باهاش درگیرن و از زمانی که سن شون به 18 سال میرسه در کنار دغدغه های دیگه مثل تحصیل،کار و چیزای دیگه همش در پس زمینه ذهنشون هست و اذیت میکنه و گاهی دست رو برای برنامه ریزی های بلندمدت هم میبنده.درباره رفتن به سربازی طرز تفکرها متفاوته ، یه سریا که اصلا اعتقادی به رفتن به سربازی ندارن و همش دنبال گشتن راه هایی برای معافیتن ، یه سریا بعد گرفتن دیپلم سریع میرن خدمت که تمومش کنن و یه سری میگن کار کنیم بهتره تا عمرمون رو تو سربازی تلف کنیم و ...اعزام به خدمت سربازی :من هم ارشدم رو تو رشته MBA  گرفتم و مشغول کار بودم که دیدم وقت سربازیه ، رفتن به خدمت سربازی هرچی سن و تحصیلاتت بالاتر میره مخصوصا اگه شاغل باشی و تو دل کار واقعا سخته ولی چاره ای نبود این توقف ناخواسته در زندگی رو باید قبول میکردم،از کارم استعفا دادم ، پروژه هایی که داشتم و حساب کتاب ها رو جمع و جور کردم و راهی سربازی شدم.در شهریورماه اعزام شدم و راهی پادگانی در وسط بیابان که دورتادورش تا چشم کار میکرد جز شتر موجود زنده دیگه ای دیده نمیشد،برنامه سین هم از 4 صبح شروع میشد تا 21:30 ، در چند روز اول برامون سخت بود ولی کم کم عادت کردیم، یه هفته نگذشته بود که اعلام کردن شما انتخاب شدین برای رژه 31 شهریور و کلیه برنامه ها متوقف و صبح و عصر فقط تمرین رژه دارین تا آماده شین ، بعد هم ما رو به خط و بر اساس قد مرتب کردن که من با توجه به اینکه قدم بلند بود افتادم صف اول که کسایی که سربازی رفتن میدونن این صف مهمترین و سخت ترین صف هستش و حساسیت ها روش بیشتر.رژه و یادگیری :خلاصه تو گرمای 40 درجه صبح و عصر به ما تمرین رژه میدادن و هر روز  از نظر روحی و انگیزه ای که یکی از دلایل شم حس به هدر رفتن وقتمون بود خسته تر میشدیم که خیلی برای من اذیت کننده بود ،دیدم اینجوری نمیشه نشستم فکر کردم ببینم چجوری میشه وقت رو مفیدتر و بهینه تر بگذرونم، با توجه به تجربه کاری که داشتم دیدم چقدر همین رژه میتونه نکات یادگیری درباره نظم و کار تیمی برام داشته برا همین زمان باقی مونده رو شروع کردم به دقت و بررسی کردن که به نکات جالبی هم رسیدم  که در ادامه میگم:  اولین موضوع این بود که چون براساس قد مرتب میشدیم انتخاب دست ما نبود که کنار کی بیوفتیم و دو نفر کناری چپ و راست هر فرد خیلی تاثیرگذارن و گاهی افرادی در کنار هم میوفتادن که از هم خوششون نمیومد که برا خود من هم اتفاق افتاد که چاره ای نبود و تو مجبور بودی تعامل داشته باشی ، این اتفاق در سازمان هم میوفته که گاهی با همکارت در یک اتاق کار میکنی و ازش خوشت نمیاد ولی مجبوری که تحمل کنی و در کنارش کار کنی و چون معمولا اهل تعامل و حل مشکلاتم بعد یه مدت سعی کردم موضوع رو حل کنم و ازون به بعد ارتباط دوستانه ای بینمون شکل گرفت. دومین موضوع سیستم پاداش و تنبیه ای بود که روی ما اجرا می کردن، اگه تمرینات رو درست انجام میدادیم  پاداش میگرفتیم و استراحت می کردیم در غیر اینصورت باید ادامه میدادیم که این رو هم در سازمان ها داریم که در صورت انجام درست کارها پاداش و در غیر اینصورت با تنبیه و جریمه هایی روبرو میشیم(البته این مورد نه در همه شرکت ها) یه روز بعد رفتن رژه تمرینی جلو فرمانده هنگ ،بهمون گفت رژه خوب نبود که خیلی تاثیر گذاشت تو روحیه بچه ها و چند روزی روحیه اصلا خوب نبود تا اینکه فرمانده گردان خودمون اومد و شروع کرد به شوخی کردن و تعریف کردن و تشکر کردن از زحماتی که کشیدیم که خیلی روحیه بچه ها خوب شد و انرژی دوباره ای گرفتن برای ادامه کار، این رو در سازمان ها هم داریم گاهی کار خوب پیش نمیره یا نتیجه کمپین و موفق نیس و روحیه کل تیم میاد پایین و این هنر مدیره که این روحیه رو دوباره به تیمش برگردونه. یکی از نکات دیگه ای که برام جالب بود یاد دادن کار تیمی بود ، در رژه همه باید هماهنگ باشن و اگه یکی کم کاری کنه کل رژه بهم میریزه،ازونجایی که در خدمت هم مثه هر جای دیگه ای آدم دودر و بپیچون پیدا میشه اوایل کار افرادی بودن که کم کاری داشتن ولی با توجه به سیستم تنبیه و پاداشی که گفتم همه جریمه میشدن و چون مشخص بود کدوم افرادن از یه جایی به بعد به خاطر فشار و تذکرهای بقیه اونام مجبور میشدن درست برن و بعد یه مدت این مشکل حل شد و اونام با رژه هماهنگ شدند.موضوع بعدی این بود که دیدم ما در روز حدود 2 ساعت وقت آزاد داریم که در اختیار خودمونیم و چقدر زمان خوبی برای مطالعه ست، برا همین یه سری کتاب خوب هم انتخاب کردم و شروع کردم به خوندن که تونستم در این مدت دو ماه آموزشی 2 تا و نصفی کتاب رو تموم کنم.جمع بندی : یکی از چیزایی تو خدمت یاد میگیری اینه که شما در روز موظفی یه سری کارها مثل صبحگاه ، ⁧ تمرین رژه ⁩ و‌... رو‌ انجام‌بدی که همه اینا نیاز به همکاری همه افراد ⁧ گردان ⁩ داره و‌‌ اگه حتی یه نفر کارش رو درست انجام‌نده همه ⁧ تنبیه ⁩ میشن، برا همین همه سعی میکنن‌که‌بتونن خوب کار کنن و مسئولیت پذیر باشند.دومین چیزی که خیلی خوب یاد میگیری ⁧نظم ⁩ هستش،کارها در زمان مشخص از ۴ ⁧ صبح ⁩ تا ۹:۳۰ ⁧ شب ⁩ که خاموشی میزنن باید انجام بشه و تو هر روز باید انجامش بدی وگرنه ⁧ عواقبش ⁩ با خودته، این‌ ⁧ تمرین ⁩ بسیار خوبی هستش برای اینکه یاد بگیری میشه ⁧عادتهای خوب ⁩ رو با تکرار مستمر در زندگی نهادینه کرد. نکته بعدی هم اینه که شما در اونجا نه ⁧اینترنت ⁩ داری،نه تلفن ، نه تلویزیون و ‌بعد مدتی مهمترین اتفاقی‌که برات میوفته ⁧ آرامش فکری ⁩ ای هستش که بعد از مدتی میبینی برات اتفاق افتاده و فشارهای ⁧ روانی‌مثه ⁩ بالا رفتن ⁧ دلار ⁩ ، سکه و ... رو‌ نداری و این چقد خوبهمطالب بیشتر در این زمینه رو میتونی در وبسایت من مشاهده کنین :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Mon, 29 Oct 2018 13:27:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با دلار 13000 تومنی چجوری پول دربیاریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Farbod.digital/%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-13000-%D8%AA%D9%88%D9%85%D9%86%DB%8C-%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-wkiuhab5iaay</link>
                <description>چند وقتیه که هر روز صبح با خبر بالارفتن دلار و سکه و .... صبح مون رو شروع می کنیم و تا شب که برگردیم با این جنس صحبت ها روزمون رو سر می کنیم و هر روز با حساب کردن اینکه حقوقمون چقدر بی ارزش تر میشه از نظر روحی خسته تر و بی انگیزه تر می شیم.ما در بمباران موج زیادی خبر بد به سر می بریم ، به طوری که حتی مدتی تصمیم گرفتم که هر روز یه خبر خوب پیدا کنم و با همکارام به اشتراک بزارم که کار خیلی سختی بود.امید ، آرزوها و اهداف و برنامه ریزی در این شرایط بی ثباتی شاید کاری بیهوده باشه ، در جایی که حتی نمی تونی برای یک ماه آینده ات برنامه ای داشته باشی.ولی آیا اینکه بشینیم و فقط زانوی غم بغل بگیریم کمکی میکنه ؟ اونم در موضوعاتی که ما هیچ کنترلی روش نداریم، داشتم فکر می کردم که با همین فرمون بریم به احتمال زیاد افسردگی رو در پیش خواهیم داشت ولی به چه قیمتی و برای چی؟ آیا اصلا کسی براش مهمه که ما افسرده بشیم؟ تنها کسی که دلش برای ما می سوزه خودمونیم، جو موجود بر جامعه هم جوری داره پیش میره که داره تلاش می کنه تو رو به سمت افسردگی و ناامیدی پیش ببره، پس به جای اینکه مثل بقیه شروع کنیم به غرغر کردن و به زمین و زمان فحش دادن  بهتره خودمون به فکر خودمون باشیم و انرژی بدیم به خودمون.من معتقدم که در دل بدترین شرایط هم فرصت هایی هست که میشه ازش استفاده کرد، برای همین داشتم فکر می کردم که با این وضع بالارفتن دلار، بهترین راه اینه که بتونی درآمد دلاری داشته باشی و فرصت خوبی به وجود اومده، شاید خیلیاتون در حین خوندن این متن بگین که دلت خوشه ها، اصن مگه میشه درآمد دلاری داشت و چجوری؟بله میشه و الان بهتون میگم چجوری :من تخصصم در حوزه دیجیتال مارکتینگ و چندسالی هستش که در فضای آنلاین به خصوص در حوزه اپلیکیشن های موبایلی کار می کنم با توجه به همین موضوع با این فضا خیلی خوب آشنام ، یکی از موقعیت های خوبی که می بینم برای درآمد دلاری ایجاد شده تولید اپلیکیشن های موبایلی هستش .الان حتما با خودتون گفتین ما که تحریمیم و این 4 تا سوال براتون پیش اومده که :کی اپ ایرانی نصب می کنه؟حتی اگه اپ زدیم چجوری لانچش کنیم و کاربرای خارجی جذب کنیم؟حتی اگه کاربر گرفتیم چجوری می تونیم درآمد دلاری داشته باشیم؟اگه درآمد هم داشته باشیم چجوری با این وضع تحریم ها نقدش کنیم؟در ادامه به هر کدوم ازین سوالا جواب می دم :کی اپ ایرانی نصب می کنه؟نکته مهم اینه که برای جذب کاربرای خارجی حتما باید اپی که میزنین به زبان انگلیسی باشه، اینکه چه اپی هم تولید کنین با یه سرچ ساده تو اینترنت می تونین کلی ایده خوب پیدا کنین.حتی اگه اپ زدیم چجوری لانچش کنیم و کاربرای خارجی جذب کنیم؟بعد اینکه اپ آماده شد مهم ترین نکته لانچ اون اپ هستش ، مارکت هایی مثه کافه بازار ، مایکت و ... فقط مختص کاربران فارسی زبان ان ، برای لانچ اپ برای کاربر خارجی می تونین از طریق گوگل پلی اینکار رو انجام بدین و به یه جامعه بزرگی از کاربران دسترسی داشته باشین.حتی اگه کاربر گرفتیم چجوری می تونیم درآمد دلاری داشته باشیم؟بیزینس مدل اپ ها می تونه متفاوت باشه و مرسوم ترینش در حال حاضر مدل رایگان و مدل پرداخت درون برنامه ای هستش. اگر اپ تون به صورت پرداخت درون برنامه ای باشه که به طور مشخص درآمد دارین ولی اگر به صورت رایگان هم باشه مشکلی نیس و می تونین از طریق تبلیغات درآمدزایی خوبی داشته باشین.اگه درآمد هم داشته باشیم چجوری با این وضع تحریم ها نقدش کنیم؟یکی از قسمت های سختش شاید این قسمت باشه که این هم قابل حله و سایت هایی مثل پیمنت 24 و تهران پیمنت این کار رو براتون انجام میدن و می تونین درآمدتون رو با احتساب دلار روز نقد کنین.این یک راه از راه هایی که میشه ازش این وضعیت تهدید رو به فرصت تبدیل کرد که من با توجه به حوزه کاریم بیان کردم ، قطعا راه ها و فرصت های دیگه ای هم وجود داره ، فقط کافیه دقت کنین و فکر کنین ، بعد هم در جهت اجرا شدنش پیش برین.مطالب بیشتر در این زمینه رو می تونین در وبسایت من مشاهده کنین. :)</description>
                <category>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</category>
                <author>فربد قطبی | Farbod Ghotbi</author>
                <pubDate>Tue, 31 Jul 2018 14:05:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>