<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فریبا صامتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@FaribaSameti</link>
        <description>دانش‌دوست، کُره‌پسند، بازگردان.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:11:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/625407/avatar/giYWZZ.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فریبا صامتی</title>
            <link>https://virgool.io/@FaribaSameti</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربه من از یک روز زندگی با ناخن مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@FaribaSameti/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%86-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-uzoed7gqcvir</link>
                <description>ناخن مصنوعی یه تجربه جالبه که من به همه دوستانی که محدودیت استفاده ازش رو ندارن (نماز و مدرسه و دانشگاه و محل کار) توصیه می‌کنم یه بار امتحان کنن (اگه هم نمی‌تونین چیزی از دست ندادین ؛) ). من خودم دوست داشتم ناخنام یه کم بلند باشه، چون کلا دست فسقلی ای دارم و انگشتامم خیلی باریک و بلند نیستن؛ ولی مشکل این بود که ناخنای خودم به سختی هم اندازه می‌شدن. معمولا انگشت شست و اشاره به خاطر استفاده زیاد زودتر می‌شکنن و اصولا سرعت رشد و فرم هر ناخن با بغلیش فرق می‌کنه. اینجور شد که تو دیجی یه چرخی زدم. معمولا لازمه همراه این ناخنا یه چسپ هم بگیرین که نسبتا گرونه، مثلا من یه بسته ۱۰ گرمیش رو تو ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ با قیمت ۱۷ هزار تومن خریدم (کمتر از یه دلار :دی).بسته‌ها با تعداد متفاوتی وجود دارن. تو هر بسته خود ناخنا سایزبندی دارن، هرچند که واقعا به همه سایزی نمی‌خوره. اگه یه بسته ۱۰ تایی بخرین احتمالش هست که یه سریاشون اصلا اندازتون نباشه. البته معمولا اونا رو خیلی بزرگتر تولید می‌کنن که انگشت کوچیکایی مث من بتونن با ناخن‌گیر فرم بهش بدن و انگشت بزرگا هم نگران نشن که ای وای، حال چه کنیم.مسئله دیگه ماندگاریه. نکته اول اینکه چسبش خیییلی تند خشک می‌شه و پاک کردنش مصیبته (فقط با استون حل میشه). برای همین ترجیحا یه دست دیگه قرض بگیرید تا یکیشون چسب رو بزنه و اون یکی بلافاصله ناخن رو بذاره.برای جدا کردن ناخن از دستتون باید انگشتتون کلی استون مالی بشه. گاهیم می‌تونین ناخن رو بکنین ولی بازم چسب رو ناخن می‌مونه و باید با استون پاک شه. دقت کنین که استون به بافت پوست و ناخن خیییلی صدمه می‌زنه. پس حتما بعد از استفاده از استون، به سر انگشتاتون روغن زیتون (ترجیحا روغن نارگیل) بزنین و حداقل یک هفته به ناخن‌ها اجازه تنفس بدین.مسئله مهمتر زندگی با این ناخن های جدیده. اگه می‌خواین به شکل روزمره ازشون استفاده کنین، اول ممکنه سر کارایی مثل تاچ گوشی و لپتاپ و تایپ کردن و قلم دست گرفتن و کلا استفاده از انگشتاتون کند بشین؛ چون بدن قرار بوده کم کم به رشد عادت کنه ولی یهویی ناخنتون بلند شده و بدن یه ذره نامتعادل می‌شه. یه احتمالیم هست اونم اینه که چسب ناخن خوب نگیره و هی کنده بشه. سر یه سری کارا هم واقعا ناتوان می‌شین.خلاصه که ناخن تا این حد بلند یه جورایی بکش و خوشگلم کنه. بعد یکی دو روز تقریبا باهاش می‌تونین به همه کارتون برسین جز کارای خونه. البته من مامانای خفنی رو دیدم که بازم با ناخنای خوشگل و بلندشون به کاراشون می‌رسن (و نمیدونم ناخن مصنوعیه یا کاشته شده)، ولی خب من تجربه خودمو گفتم و خواستم موقع تصمیم گیری برای خریدش، به چیزایی که گفتم هم فکر کنین.</description>
                <category>فریبا صامتی</category>
                <author>فریبا صامتی</author>
                <pubDate>Tue, 11 May 2021 11:23:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آغاز سفر من برای نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@FaribaSameti/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-xanh6tbhenqn</link>
                <description>از وقتی بچه بودم، دوتا کار رو خیلی دوست داشتم که وقتی یه کم بزرگتر شدم ازشون بدم اومد. اول اینکه عاشق نقاشی بودم. نه نقاشی منظره و چیزای خوشگل (از نظر عموم)، بلکه فقط نقاشی آدم‌ها، و فقط هم دخترها. از هیچ جا الگو برنمی‌داشتم، فقط از ذهن خودم خلق می‌کردم. دومی هم نوشتن بود. خیلی حس قشنگی بهم می‌داد که احساساتمو بنویسم. درمورد حسایی که از مدرسه داشتم یا چیزایی که می‌دیدم.ولی یه کم بعد از دوتاشون بدم اومد، و دلیلشم مامانم بود. نمیخوام تقصیری گردنش بندازم، من واقعا به نظر مامانم اهمیت می‌دادم. یکی دوبار بهم گفت که &quot;اینا چیه می‌کشی؟ یه چیز خوشگل بکش. مثلا منظره و آسمون.&quot; یه مدت سعی می‌کردم قایمکی نقاشی کنم که مامانم ناراحت نشه و یه کم بعدش ازش زده شدم. سر نوشته‌هام یه بلای دیگه اومد، دلم نمی‌خواست کسی بخونتشون اما وقتی اتفاقا دست مامان/بابا/داداشم میوفتاد، حس خوبی نداشتم. برای همین اونم ترک کردم، تا یکی دو سال پیش که تونستم تو سیود مسیج تلگرام دوباره زبون باز کنم.از اون گذشته، خودم از خوندن داستان بقیه خوشم نمیومد. وقتی یه چیزیو گوگل می‌کردم، تو بعضی سایت‌ها طرف سه چهار بند درمورد قصه خودش می‌گفت و من واقعا حوصله خوندنشو نداشتم. اما امروز که تو یوتیوب دنبال توصیه و نصیحت به آدمای ۲۰ ساله می‌گشتم، به این ویدیو برخوردم و دیدم چقدر راست میگه. تو زمان حال ماها اصلا قدر عکسا و نوشته هامون رو نمیدونیم و به نظر بی معنی‌ان. اما وقتی زمان میگذره دلمون میخواد یه سری لحظات رو دوباره عینا تجربه کنیم.از طرفی یه چیز دیگه به ذهنم رسید. تازگیا خیلی سراغ فیلم و سریال رفتم. برام خیلی مهم بود که بدونم نظر بقیه درمورد یه فیلم خاص چیه، اما ریویو پیدا کردن کار آسونی نیست. مخصوصا ریویویی که یه نفر از ته دلش نوشته باشه و یه متن خشک ترجمه‌ای نباشه.همه اینا دست به دست هم دادن که من بلاخره همت کنم و هی نگم &quot;افکارت برای کسی مهم نیست&quot;، بیام و از فیلما و سریالایی که دیدم، چیزایی که ترجمه کردم، اتفاقای کمیاب ولی جالب زندگیم و اطلاعات عمومیای بدردنخوری که میخوام به همه بگم رو اینجا بنویسم. بلاخره تو کل این مردم، شاید یکی پیدا شه که یکی از نوشته‌های من براش جالب باشه.امیدوارم شما هم اگه حسای قبل از نوشتن منو دارید، الان حس بهتری نسبت به خودتون پیدا کنید و شروع کنید به نشون دادن خودتون به دنیا.</description>
                <category>فریبا صامتی</category>
                <author>فریبا صامتی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Apr 2021 15:58:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>