<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرناز خزاعی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@FarnazKhazaei</link>
        <description>مهندس معمار/ منتقد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:30:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/341439/avatar/veQ1XT.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرناز خزاعی</title>
            <link>https://virgool.io/@FarnazKhazaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شاید جایی دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-mywxdj0jlhd7</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه کلاف(ملیحه غلامزاده)خاطراتی هستند که دیگر رهایم نمی‌کنندخاطراتی هستند که خود را با میخ به جمجمه‌ام کوبیده‌اند*ما هر یک به شکلی در میان گذشته مانده‌ایم. هر کسی در گذشته سهمی دارد درست به اندازه‌ی آن‌چه که فراموش نکرده(نخواسته یا نتوانسته) و آدمی زنده است به همین سهم کم یا زیادی که از گذشته و خاطراتش تا پایان عمر به دوش می‌کشد و هر جا که برود رهایش نمی‌کنند. فیلم کوتاه کلاف روایت جذاب(البته غم‌انگیزی‌)ست از این خاطرات و گذشته‌ای که تا لحظه‌ی مرگ هم لحظه‌ای دختر را رها نمی‌کنند؛ روایتی که با وجود غم و اندوهی که در ثانیه به ثانیه‌اش ریشه دوانده اما با این وجود مخاطب را با خود همراه می‌کند.دختر از خانه‌ای نیمه‌ویران و شهری که زیر آتش جنگ است می‌گریزد اما ریشه‌ها و رشته‌هایی که او را به خانه و شهر و خاطراتش متصل کرده‌اند، لحظه‌ای رهایش نمی‌کنند و به دست و پای او می‌پیچند انگار که می‌خواهند مانع رفتن و مهاجرت او شوند اما دختر سختی‌ها را به جان می‌خرد و همچنان پیش می‌رود و پیش می‌رود تا به مرز می‌رسد، به نقطه‌ای که هم پایان است و هم آغاز. او در میان رشته‌هایی که محاصره‌اش کرده‌اند می‌نشیند و هر آن‌چه را که به جا گذاشته و هر چیزی که به دوش کشیده و با سختی و مشقت به مرز رسانده  یکی می‌کند ، از گذشته‌اش کفنی می‌بافد تا شاید در میانش آرام بگیرد درست مثل تمام کسانی که شبیه به او در همان مرز برای همیشه به خواب فرو رفته‌ و در جایی میان گذشته‌ای از دست رفته و آینده‌‌ای نامعلوم و مبهم زمین‌گیر شده‌اند.می‌توانید فیلم کوتاه کلاف را در سایت ودیو تماشا کنید.*شعری از گروس عبدالملکیان(سه‌گانه‌ی خاورمیانه)</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 20:21:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تماشاچی</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DA%86%DB%8C-bvfka5idhozw</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه آخر هفته(آریو متوقع)خواندن این نوشته بخشی از داستان فیلم را لو می‌دهد.همه چیز عادی و معمولی به نظر می‌رسد. خانواده‌ای در یک روز آرام و معمولی فضای سبز یک پارک را برای غذا خوردن و گذراندن وقت انتخاب کرده‌اند. آن‌ها در آرامش و سکوت پارک دور هم نشسته‌اند و در ظاهر قرار نیست طوفان یا اتفاق بدی در راه باشد اما هست و در فاصله‌ی کوتاهی همه چیز شکل و معنای دیگری پیدا می‌کند. ممکن است مخاطب نسبت به رفت و آمد یکی از افراد خانواده که از بالا اتفاقی را پیگیری می‌کند، کنجکاو می‌شود آن هم در شرایطی که بقیه‌ی اعضای خانواده در آرامش مشغول غذا خوردن هستند و تنها یک نفر از آن‌ها حتی غذایش را هم جدا از بقیه می‌خورد اما به ناگاه صدایی که فضا را پر می‌کند از آن سوی سکه خبر می‌دهد. همه برای تماشای صحنه‌ی یک اعدام دور هم جمع شده‌اند. فیلمساز اما نه با ختم شدن یک پیک‌نیک خانوادگی به تماشای صحنه اعدام بلکه با حضور کودک در این سکانس و همزمانی بالا بردن کودک توسط پدر و خالی شدن زیر پای فرد اعدامی مخاطب را غافلگیر می‌کند. تصویری هولناک که بارها و بارها در دنیای واقعی اتفاق افتاده است. آریو متوقع در فیلم کوتاه آخر هفته بدون افراط در حاشیه و البته پرهیز از مقدمه‌چینی طولانی و خسته‌کننده تنها مخاطب را کنجکاو می‌کند و بعد با قابی هولناک، تلخی واقعیت را در کام او می‌ریزد. یک روز معمولی در فضایی آرام(و حتی گرم) ناگهان ختم می‌شود به یکی از هولناک‌ترین شکل‌های مرگ. در کنار این تقابل و غافلگیری، ناظری در فیلم حضور دارد که فیلمساز نگاه ویژه‌ای به وی داشته، به اندازه‌ای که در پایان فیلم مخاطب را به این فکر وا‌دار می‌کند که ای کاش اعضای خانواده همان‌طور که با عجله برای تماشای صحنه اعدام شتافتند و قید وسایل‌شان را زدند، کودک را هم جا می‌گذاشتند و او هرگز شاهد چنین صحنه‌ای نبود.می‌توانید فیلم کوتاه  آخر هفته را در سایت ودیو تماشا کنید</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Dec 2021 22:08:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیمه شب اتفاقی نیفتاد</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-yeqrrhbn3ce3</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه نیمه شب(محمد آتش‌پنجه)تام هاردی در فیلم لاک هشتاد و پنج دقیقه بی‌وقفه در یک ماشینِ در حال حرکت مخاطب را با خود همراه کرد و تمام فیلم در ماشین و سفر او از شهری به شهر دیگر در شرایط بحرانی گذشت، ایده‌ی خام و ابتدایی فیلم کوتاه نیمه شب(بدون در نظر گرفتن خط اصلی و جزییات داستان) لاک را تا حدودی به ذهن مخاطب یادآوری می‌کند. راننده تاکسی در نیمه شبی خلوت و تاریک ناگهان به دلیل رفتن بر روی یک دست‌انداز از نظر ذهنی بهم می‌ریزد و در موقعیت عجیبی گرفتار می‌شود؛ موقعیتی که او را به دام توهم می‌اندازد. فیلم نیمه شب بدون هیچ‌گونه دیالوگ و یا حضور بازیگر دیگری تنها با تکیه بر بازی و عکس العمل‌های راننده تاکسی(مهدی گل‌پری) پیش می‌رود. راننده تاکسی با واکنش‌هایش توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند تا به دنبال اتفاقی که افتاده یا قرار است بیفتد با او و آن‌چه که در ذهنش(و نه در واقعیت) میفتد همراه شود. تلاش فیلمساز بر این بوده که بدون اغراق و یا تاکید بر ساختن فضایی رعب‌آور مخاطب را به توهمات ذهنی راننده نزدیک کند و در چند سکانس تا حدودی موفق هم شده. حضور سگ، پرنده، خانه‌ای که چراغش خاموش و روشن می‌شود همه در خدمت به تصویر کشیدن آنچه در ذهن راننده هستند، به کار گرفته شده و شرح موقعیت انسانی که می‌تواند با یک تلنگر و یا اتفاقی ساده و کوچک به ناگاه چنان بهم بریزد و آَشفته شود که از کنترل خارج شود. فیلمساز می‌توانست در فیلم نیمه شب با فضاسازی بهتر و دقیق‌تر ایده‌ی خوب ابتدایی را در قالبی بهتر از شکل فعلی به تصویر بکشد اما با این وجود تا حدودی در به نتیجه رساندن ایده‌ی ابتدایی به نتیجه‌ی قابل‌قبولی دست یافته است.می‌توانید فیلم کوتاه نیمه شب را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 12:53:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این‌جا بدون من</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%86-oobmh9u1yh3p</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه شکلی از مرگ(هادی افشار)فیلم با این جمله از میشل فوکو آغاز می‌شود&quot;انسان اختراع جدیدی است که کم‌کم دارد به پایان خود می‌رسد&quot;. و سکانس به سکانس براساس همین جمله و تفکر پشت آن پیش می‌رود و شکل می‌گیرد. تصویر غریب(و البته نزدیک به واقعیت) انسان امروزی که دلبستگی‌هایش کمتر و عاداتش روز به روز بیشتر می‌شود. از سر عادت صبح بیدار می‌شود، صبحانه می‌خورد، آماده‌ی رفتن به محل کار می‌شود، کار می‌کند، غذا می‌خورد، به خانه باز می‌گردد، باز هم غذا می‌خورد، مطالعه می کند و می‌خوابد و این چرخه‌ی تکراری وکسالت‌آور می‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد مگر در جایی اتفاقی خارج از برنامه‌ی همیشگی به وقوع بپیوندد، نفسی برود و برنگردد یا انسان به ناگاه دست از روزمرگی بکشد. فیلمساز برای تاکید بر تکراری و خسته‌کننده بودن شرایط زندگی انسان، فیلم را سیاه و سفید روایت می‌کند. فیلم تکرار چند باره‌ی زندگی روزمره و خالی از هیجان مردی‌ست که کم‌کم از نمایش جزییات آن کم می‌شود. اولین صبحی که مرد دیگر بیدار نمی‌شود و زندگی همچنان بدون وجود و حضور او ادامه دارد، دوربین به سراغ جزییات زندگی‌اش می‌رود، جزییاتی که دیگر رنگ می‌گیرند و به چشم مخاطب می‌آیند؛ دم‌پایی‌هایش، شیشه‌‌ی عطر، ساعت، شانه، قیچی، آسانسور، ترافیک و ... و در نهایت صندلی‌اش در محل کار. حالا که مرد نیست انگار زندگی از آن کسالت همیشگی خارج می‌شود اما در چرخش پایانی باز هم به این چرخه‌ی تا ابد تکراری باز می‌گردد، او بازمی‌گردد و باز هم تصویر از رنگ و جزییات خالی می‌شود.می‌توانید  فیلم کوتاه شکلی از مرگ را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 12:53:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوگ</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%B3%D9%88%DA%AF-f9ektsxa2ljf</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه جای منو توی اتاق بنداز(امیر توده‌روستا)عزا و شادی همواره دو روی سکه هستند؛ در مراسم شادی جایی برای اشک و غصه بوده و هست و در مراسم سوگ و عزا هم بهانه‌ای برای لبخند یا خنده‌های غیرقابل‌کنترل پیدا می‌شود. سکانس خواب و خنده و شوخی فیلم کوتاه جای منو توی اتاق بنداز علاوه بر کارکردی که در فیلم دارد، بازتاب درست و دقیقی از این موقعیت عجیب و پیچیده است. فیلم کوتاه جای منو توی اتاق بنداز داستان تازه‌ای ندارد اما فیلمساز تلاش کرده قصه‌ی تکراری را از زاویه‌ی دید خود روایت کند. پسر خانواده درحادثه‌ای جان خود را از دست داده و مادر همسرش در مراسم عزای او، ازمادرش می‌خواهد آذر(پریناز ایزدیار) را در خانواده‌اش نگه دارد و او را به عقد برادر شوهرش دربیاورد. فیلم چندان به جزییات مرگ پسر خانواده نمی‌پردازد و تنها در چند دیالوگ کوتاه به علت مرگ اشاره می‌کند اما شکل و دلیل مرگ او بر زندگی بازماندگان و خانواده‌اش به شدت اثر گذاشته و نه تنها از نظر عصبی و روحی تک‌تک اعضای خانواده تحت فشار هستند و دچار کندی و سردی شده‌اند بلکه این سرما از نظر فیزیکی هم در فضای خانه لمس می‌شود و مادر خانواده اجازه‌ی استفاده از بخاری را به دیگران نمی‌دهد. موازی با این ماجرا، آذر سعی در کنارگیری از سایر اعضای خانواده را دارد؛ او نه تنها در سکوت و غم و بهت فرورفته بلکه از سایر اعضای خانواده خودش را کنار می‌کشد، ابتدا محل خوابش را جدا می‌کند و بعد با جواب ندادن برادر همسرش در صبح روزبعد، تنهاتر می‌شود.می‌توانید فیلم کوتاه جای منو توی اتاق بنداز را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 12:52:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم‌هایی هست که باید ببینی</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-sodasedb0y3q</link>
                <description>سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهرانارفاق(رضا نجاتی)اگر به دنبال تماشای فیلمی هستید که یک قصه‌ی ساده و بدون پیچیدگی را به شکلی درست(و البته به اندازه) به تصویر بکشد و حتی جزییات را هم تا جایی که به پیشبرد قصه کمک می‌کند(و نه بیشتر) به‌کار گیرد، ارفاق انتخاب خوبی‌ست. علی(با بازی خوب هوتن شکیبا) در موقعیتی ناخواسته و ناگهانی گرفتار می‌شود، در شرایطی که تسلیم شدن یا نشدن هر دو برای او باخت و شکست است اما درنهایت راهی را انتخاب می‌کند که به انتقام ختم می‌شود. مخاطب انتظار چنین واکنشی را از علی ندارد، در طول فیلم علی آرام و حتی منفعل به نظر می‌رسد اما تصمیم نهایی او، مخاطب را غافلگیر می‌کند. ارفاق آدم‌هایی را به تصویر می‌کشد که ناخواسته درموقعیت‌هایی گرفتار می‌شوند که برای رهایی از آن چاره‌ای ندارند جز آن‌که روی اصول شخصی‌شان پا بگذراند.گجو(سینا محمدیان)اگر به دنبال تماشای فیلمی هستید که نگاهی تازه و متفاوت به یک سوژه تکراری داشته باشد، گجو انتخاب مناسب و درستی‌ست. درگجو جدایی با خشم، نفرت یا کشمکش همراه نیست بلکه غم عجیبی در فضای فیلم جریان دارد که می‌توان آن را از نگاه‌های زن(با بازی خوب مریم مقدم) و بی‌قراری‌اش حس کرد. مادر و پسر پس از جدایی به خانه‌ی جدید نقل‌مکان می‌کنند تا زندگی را از زاو‌یه‌ی دیگری تجربه کنند. گجو غم و اندوه گسستن و از دست دادن را(چه خواسته باشد و چه ناخواسته) به تصویر می‌کشد و از تنها شدن ناگهانی آدم‌هایی می‌گوید که هنوز قلب و ذهن‌شان در زندگی قبلی جا مانده و شاید تا همیشه همان‌جا بماند حتی اگر &quot;گجو&quot; تنهای‌شان نگذارد و درخانه‌ی جدید هم مراقب و ناظر زندگی مادر و پسر باشد.کپسول(امیر پذیرفته)اگر به دنبال تماشای فیلمی‌ هستید که سکانس به سکانس با آن همراه شوید و لحظه‌ای رهایتان نکند کپسول بهترین انتخاب است. کپسول در میان فیلم‌های جشنواره(با اختلاف) بهترین انتخاب است با سکانس‌هایی حساب‌شده به جزییاتی می‌پردازد که مخاطب را تاجایی که ممکن است به این پدر و پسر و کشمکش میان‌شان نزدیک کند و البته موفق هم می‌شود. پدر(بابک نوری) حسین را از فوتبال بازی کردن منع می‌کند، حتی اجازه‌ی تماشا و شنیدن صدای بازی فوتبال را به او نمی‌دهد، او را به کار می‌کشد و برای محدود کردن او تلاش می‌کند اما آن‌چه در سر حسین جریان دارد بزرگ‌تر از آن است که بتوان زنجیرش کرد، حسین راهی برای پریدن پیدا می‌کند. حسین بالاخره زنجیر را پاره می‌کند و به میان زمین بازی پرواز می‌کند. حالا فقط صدای تماشاچی‌ها شنیده می‌شود و رویایی که می‌توان به آینده‌ش امید داشت، هر چقدر شرایط سخت و تلخ  هم باشد، مهم نیست. در کنار همه‌ی ویژگی‌های فیلم، دو سکانس پایانی درخشان هستند؛ ورود ماشین پدر به زمین بازی و ایستادن پدر و حسین در مقابل یکدیگر و بعد تنهایی و سکوت‌شان در ماشین.کبود(علی توکلی)اگر به دنبال تماشای فیلمی هستید که گرفتاری و رنج شخصیت‌ها و موقعیتی که به اجبار در آن گرفتار شده‌اند را لمس کنید، کبود انتخاب درستی‌ست. کبود شروع (تا حدودی)تکان‌دهنده دارد و سکانس افتتاحیه مقدمه‌ی مناسبی‌ست برای سرنوشت تلخ و غم‌انگیزی که مادر(وفرزندانش) حتی بعد مرگ هم از آن رها نمی‌‌شوند. با ورود مرتضی به حیاط خانه، جنازه‌ی مادر در کنار فرزندانش در چهار دیواری خانه اسیر می‌شوند. مرتضی(با بازی خوب ابراهیم عزیزی) از هر طرف گرفتار است؛ اگر مادر را با خود ببرد، خواهرش را در موقعیت سخت وغیرقابل پیش‌بینی تنها می‌گذارد و اگر بماند در نهایت باید تسلیم زور و ظلم شود پس راه سومی را پیدا می‌کند. فیلم به پایان می‌رسد اما اندوه بی‌پایان مادر و فرزندانش، مخاطب را رها نمی‌کند.برای بار دوم(لیلا اخباری)اگر به دنبال تماشای فیلمی هستید که ذهن ناشناخته، پیچیده و تصمیمات عجیبی که پشت ظاهر خونسرد نوجوانان جاخوش کرده را به تصویر بکشد، برای بار دوم انتخاب مناسب و درستی‌ست. در برای بار دوم تلاش شده فضایی مبهم در ذهن مخاطب ایجاد شود تا حدی که نتواند به سادگی دست به قضاوت بزند. ساره میان شرایط خانواده و آن‌چه که دوست دارد گرفتار شده و مجبور است برای رسیدن به آن‌چه که دوست دارد پشت سر هم دروغ بگوید. ساره(به دلیل شرایط زندگی‌اش) برای خود شخصیت دوگانه‌ای ساخته چه در رفتار و چهدر پوشش. او مجبور به پنهان‌کاری‌ست و در راس آن‌ها احساساتش را پنهان(و حتی انکار) می‌کند. موقعیت به ظاهر ساده(اما درحقیقت پیچیده) ساره در برای بار دوم با تاکید بر سکوت، مکث و نگاه‌های مات او به شکل درست(و البته غم‌انگیزی) به تصویر کشیده شده. ساره در سکانس پایانی انگار رها می‌شود و گریه را بازی می‌کند؛ گریه‌ای که میان اشک شوق و سوگواری و زاری معلق است.می‌توانید فیلمهای جشنواره فیلم کوتاه تهران را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Oct 2021 10:09:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشود فاش کسی ...</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-q2jdhrhyq8ak</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه مریم(سید مصطفی آزاد) فیلم کوتاه مریم قصه‌ی کوتاه و حتی آشنایی دارد اما با یک چرخش ساده(و البته به موقع) سعی می‌کند از قالب آشنا خارج شده و مخاطب را غافلگیر کند.برادران غیرتی، خواهری که هم‌دست آن‌هاست و خواهری که در موضع مخالف آن‌ها قرار دارد و البته مریم، خواهر کوچکتر خانواده که درمیان این بازی، برگ برنده‌ای در درست دارد و تا آخرین دقایق آن را رو نمی‌کند. در ابتدا ماجرا به دو شکل متفاوت روایت می‌شود؛ مریم با عجله و آشفته خود را به خانه خواهر بزرگتر می‌رساند و ماجرایی از خیانت همسرش روایت می‌کند، برادرها سر می‌رسند و ماجرا را با شکلی کاملا متفاوت از آن‌چه مریم روایت کرده مطرح می‌کنند. حالا فاصله‌ی کوتاهی در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد تا هر دو روایت را بدون آن‌که تصویری از آن‌ها مشاهده کرده باشد و تنها با توجه به آن‌چه از زبان مریم و برادران او شنیده بررسی کند و برای درست یا غلط بودن هر کدام در ذهن خود حکمی صادر کند. فیلم کوتاه مریم داستان بسیار ساده‌ای را روایت می‌کند با الگویی آشنا که از هر گونه ریسک و یا بازی با موقعیت در آن پرهیز شده است. شخصیتی در طول فیلم معرفی نمی‌شود و همگی تیپ‌های آشنایی هستند با رفتارهاو واکنش‌هایی قابل‌پیش‌بینی حتی مریم که انتخاب نام او برای عنوان فیلم، انتظار مخاطب را برای پرداختن به او و البته شخصیت‌پردازی‌ دقیق‌تر او بالا می‌برد. مریم می‌توانست با پرداختن به جزییات، پرهیز از تن دادن به الگوی تکراری و البته شخصیت‌پردازی درست و بهاندازه به فیلم کوتاه بهتری تبدیل شود.می‌توانید فیلم کوتاه مریم را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Oct 2021 10:25:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی تو نیستی...</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-ffro3igbs0p5</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه در سوگ سیاوش(آرش انیسی)فیلم کوتاه در سوگ سیاوش روایت رابطه‌ی عاشقانه‌ای‌ست که حالا بعد از مرگ و حذف سیاوش از این رابطه، همسرش ایرن(تینا پاکروان) را گرفتار موقعیت پیچیده‌ای می‌کند. ایرن پس از مرگ سیاوش بسته‌ای را دریافت می‌کند که برایش تبدیل به یک چالش و یا حتی کابوس می‌شود؛ رابطه‌ای که ایرن آرزوی به پیری رسیدن در آن را داشته حالا نه تنها دیگر وجود ندارد بلکه به معمای خیانت هم آلوده شده است. ایرن در سکوت و بدون اشک و آه به دنبال جواب است، به دنبال ردپایی از زنی که شاید وجود داشته یا وجود نداشته اما انگار در ضمیر ناخودآگاهش می‌داند این دویدن هر چقدر هم سرعتی، هر چقدر هم طولانی خط پایانی ندارد. آن هم در روزهایی که سیاوش دیگر هرگز نه در زندگی ایرن بلکه در این دنیا هم نیست، جواب سوال ایرن هر چه که باشد چیزی تغییر نمی‌کند جز خراب شدن عشقی که ایرن به خاطر رسیدن به آن از خیلی چیزها گذشته و به خانواده‌اش پشت کرده. ایرن اگر به جواب سوال برسد، اگر زن و ماشین قرمزش را پیدا کند، اگر سیاوش خیانت کرده باشد ویرانی را این‌بار به شکل دیگری تجربه خواهد کرد.فیلمساز موقعیت ایرن را در همان ابتدا به تصویر می‌کشد؛ ایرن به دنبال دزد کیفش می‌دود و می‌دود و می‌دود، بدون همراه و بدونحضور کسی که از او حمایت کند. ایرن اما دست می‌کشد، از ادامه‌ی دویدن به دنبال دزد، از تعقیب و رسیدن به ماشین قرمز رنگ، از اعتراف گرفتن از دوست سیاوش و در نهایت از رسیدن به جواب سوالش. ایرن عشق را همان‌گونه که با مرگ سیاوش نیمه‌کاره به جا مانده بود در ذهنش نگه می‌دارد.می‌توانید فیلم کوتاه در سوگ سیاوش را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Oct 2021 10:24:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دروغ‌های بزرگِ بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D9%90-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-ty4arxe9ejk6</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه طبق عادت همیشگی(محمد حمزه‌ای)طبق عادت همیشگی روایتی‌ست از دروغ‌های کوچکی که درست مثل قطعات دومینو پشت سر هم پیش می‌روند و پیش می‌روند تا در نهایت به یک فاجعه ختم می‌شوند. این‌بار خلاف آن‌چه مرسوم است که مقابل کودک دروغ نگویند، مادر  و پدر رگباری پرهام را واداربه دروغ گفتن می‌کنند و او را بارها و بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌دهند تا حقیقت را بر زبان نیاورد اما راستگویی پرهام هر بار مسیر خواسته‌ها و برنامه‌های بزرگتر‌ها را تغییر می‌دهد. طبق عادت همیشگی را می‌توان در دسته‌ی فیلم‌هایی قرار داد که تحت‌تاثیر سینمای اصغر فرهادی در دهه گذشته ساخته شده‌اند؛ فیلم‌هایی که بیش از پیش به تاثیر دروغ‌ها و پنهان‌کاری‌های در ظاهر کوچک پرداخته‌اند،دروغ‌هایی که در ابتدا ممکن است چندان مهم نباشند اما وقتی پشت سر هم و بی‌وقفه ردیف می‌شوند می‌توانند نتایج جبران‌ناپذیری درپی داشته باشند.مامانی(مریم بوبانی) و پرهام(عرفان برزین) به نسبت دیگران آسیب‌پذیرتر هستند، موضع مشترکی دارند و اتفاقا در لوکیشن مشترکی قرار می‌گیرند و از هر طرف فشار تحمل می‌کنند اما تفاوت میان نسل گذشته و نسل امروز، درست همین‌جا خودش را نشان می‌دهد؛ پرهام برای رهایی از موقعیتی که(به اجبار) در آن گرفتار شده دست‌وپا می‌زند، چند بار تلاش می‌کند از خانه‌ی مادربزرگ فرار کند  و در نهایت راهی پیدا می‌کند، هر چند پایان خوشی ندارد اما مادربزرگ باز هم خانه بازمی‌گردد، باز هم دروغ می‌شنود و مستاصل اشک می‌ریزد. قاب پایانی تصویری‌ست از همین تفاوت؛ مامانی غمگین به دیوار آشپزخانه تکیه داده و در سمت دیگر تصویر همان در شیشه‌ای‌ست که پرهام بالاخره از آن فرار کرده و رفته. پرهام به عادت همیشگی دروغ گفتنِ آدم‌ها عادت نکرده و رفته.می‌توانید فیلم کوتاه طبق عادت همیشگی را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Sep 2021 23:03:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک یک به درون خویش تبعید شدیم*</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%DB%8C%DA%A9-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85-cfasvi6wp9bq</link>
                <description>نگاهی به دو فیلم کوتاه پانسمان و میزبان (امید عبدالهی)پانسمان ماجرای یک بحران خانوادگی‌ست که در سکوت روایت می‌شود، فیلم به روز بعد از یک بحران می‌پردازد و با پرهیز از هر گونه اغراق و یا تاکیدی به مخاطب فرصت همراهی با شخصیت‌ها و البته بازسازی وقایع را(در کوتاه‌ترین زمان ممکن) می‌دهد و البته فیلمساز در مسیر این بازسازی از نظر بصری چیزی برای مخاطب کم نمی‌گذارد و با قاب‌بندی‌ها و استفاده‌ی درست از رنگ‌های سرد مخاطب رادرست و دقیق همراهی می‌کند.در فیلم‌هایی که وابسته به دیالوگ نیستند یا دیالوگ‌محور نیستند برای برقراری ارتباط با مخاطب، فیلمساز راه سخت‌تری  در پیش دارد که یکی از بهترین گزینه‌ها استفاده‌ی درست از فرم است، اتفاقی که در پانسمان افتاده. در چنین فیلم‌هایی مخاطب به میمیک بازیگران،طراحی صحنه، نشانه‌های تکراری و غیرتکراری، فضایی که داستان در آن شکل می‌گیرد و پیش می‌رود، متمرکز می‌شود و در این شرایطی اهمیت پرداختن به جزییات دو چندان می‌شود. مخاطب می‌تواند در ذهن خود برای آن‌چه که می‌بیند داستانی متفاوت از دیگران تصور کند و خلاقانه موقعیت میان شخصیت‌ها را در ذهن خود از نو بسازد. خانه‌ی آشفته، پانسمان دست مرد، آینه‌ی شکسته، چهره‌ی غم‌زده و مبهوت زن، واکنش سرد و بی‌تفاوت دختربچه در برابر لبخند مرد، دری که به روی مرد گشوده نمی‌شود همه و همه حکایت از بحرانی دارند که بر این خانه و ساکنینش گذشته. حالا مرد آمده تا با جایگزین کردن آینه‌ی تازه به جای آینه شکسته بر این زخم مرهمی بگذارد. پانسمان فیلم کوتاه جذابی‌ست، در فیلم از هر گونه افراط در استفاده از عناصر بصری پرهیز و همه چیز به همان اندازه که لازم والبته کافی‌ست به کار گرفته شده‌اند.میزبانانگار مادر(صفا آقاجانی) رضایت چندانی به برگزاری مهمانی نداشته و برای پسرش شرط و شروطی گذاشته اما پسر کار  خود را پیشبرده و مهمانی را به شکل دلخواه برپا کرده است و حالا مادر ناخواسته میزبان مهمانانی‌ست که نه آن‌ها را می‌بینند و نه آن‌ها میزبان واقعی خود(مادر پسر) را می‌بینند. همه چیز پشت شیشه‌ی مات در آشپزخانه در جریان است و البته صدای موسیقی و رقص و پای‌کوبی و آواز خواندن‌ مهمانان.  در این فیلم کوتاه میزبان عنصر خیال برخلاف پانسمان چندان به کار نمی‌آید، آن سوی در و دیوار آشپزخانه اتفاق عجیب یا غیرقابل‌تصوری درجریان نیست، چیزی شبیه به مهمانی‌های همیشگی. عبدالهی در میزبان با پرداخت درست و به‌اندازه‌ی جزییات، تنهایی مادر(و بعد پدر) را در میان شلوغی خانه به تصویر کشیده است. از افراد حاضر در عکس خانواده‌ی چهار نفره چیزی باقی نمانده، جز پسری که فقط حضور فیزیکی دارد و به دنبال خواسته‌های شخصی خودش می‌گردد، دختری که دیگر در خانه نیست و پدر و مادری که(خواسته یا ناخواسته) به زیرزمین تاریک و خلوت خانه تبعید شده‌اند. نمایش این تنهایی و تبعید چه در چیدمان و طراحی صحنه‌ی آشپزخانه و چه در زیرزمین به چشم می‌خورد. انتخاب رنگ‌های سرد برای فضای آشپزخانه، دری که بسته است و پنجره‌هایی که تنها راه ارتباط با فضای خارجی هستند، حس سلول زندان را تداعی می‌کنند. اتفاقی که در زیرزمین خانه هم تکرار می‌شود و در نهایت ختم میشود نگاه طولانی و خیره‌ی مادر به پنجره  که رقص نور مهمانی را از آن می‌بیند. میزبان انعکاسی‌ست از تبعیدهای خودخواسته یا به اجبار آدم‌ها به دورن خود، آن هم درروزگاری که فاصله‌ی نسل‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود.*محمدرضا شفیعی کدکنیمی‌توانید دو فیلم کوتاه پانسمان و میزبان را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Sep 2021 17:53:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی در بازی</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-vjslpdirtjjb</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه پاسپورت(کوشا افراسیابی) این نوشته بخشی از داستان فیلم را لو می‌دهد.فیلم مقدمه‌‌چینی چندانی ندارد، به سرعت به سراغ اصل ماجرا می‌رود؛ دکتر(همایون ارشادی) ناخواسته وارد یک بازی می‌شود و بدون آن‌که فرصتی برای خلاص شدن از بازی یا فرار داشته باشد قدم به قدم به هر آن‌چه که از پیش برای او برنامه‌ریزی شده، تن می‌دهد. یک بازی که از پیش، مرحله به مرحله و دقیق برای او طراحی شده و حالا او در قالب یک مهره‌ی ساده و البته بدون اراده به میان بازی کشیده می‌شود و در شرایطی که تحت‌ فشار قرار گرفته و قدرت تصمیم‌گیری چندانی ندارد همانطور که طراح بازی می‌خواهد پیش می‌رود و درنهایت همه چیز، همان می‌شود که مرد پشت تلفن در نظر داشته و برای آن نقشه کشیده. کوشا افراسیابی در پاسپورت از مقدمه‌چینی طولانی و یا گزافه‌گویی برای رسیدن به هسته‌ی اصلی قصه پرهیز کرده و مستقیم به سراغ اصل مطلب رفته است. در فیلم کوتاه پاسپورت فیلمساز تلاش کرده فضایی معمایی را ترسیم کند و مخاطب را به موقع غافلگیر کند. روند غافلگیری مخاطب تا جایی(به ویژه در ابتدایی فیلم) به خوبی پیش می‌رود اما نیمه‌ی دوم فیلم کم‌جان و تا حدودی قابل پیش‌بینی‌ست.  هر چند با وجود ریتم به نسبت تند فیلم، باز هم احتمال این‌که مخاطب در همان چند دقیقه‌ی ابتداییِ حضور دکتر در خانه‌، حدس‌هایی درباره‌‌ی ساختگی بودن ماجرا بزند وجود دارد وکارگردان تلاش کرده با بالا بردن ریتم در میانه‌ی فیلم و همچنین سر و صدایی که دختر در مکالمه با دکتر به راه می‌اندازد و چرخش دوربین، مانع از پی بردن مخاطب به آنچه در پشت‌پرده جریان دارد، شود و تا پایان فیلم همراهی او را با قصه حفظ کند. با وجود تلاش کارگردان و البته قصه‌ای که برای فیلم کوتاه به حد کافی جذاب است اما فیلم از یک‌دست نبودن  بازی بازیگران تاحدودی لطمه خورده است.می‌توانید فیلم کوتاه پاسپورت را در سایت ودیو تماشا کنید</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jul 2021 21:14:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیدای پنهان</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-jzmue4loq9zb</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه راویولی(حسین شاعری)خواندن این نوشته بخشی از داستان فیلم را لو می‌دهد.راویولی هم درست مثل پیراشکی و سمبوسه ظاهری جذاب دارد بدون آن‌که از محتویات داخلش خبر داشته باشید. چند ماده‌ی غذایی باهم ترکیب میشوند اما شما در ابتدا با یک ظاهر مرتب و ساده روبه‌رو هستید که از طعم مواد داخل آن خبر ندارید. فیلم کوتاه راویولی هم روایت به ظاهر ساده‌ای‌ست از زندگی یک زوج که روزهای سخت و اتفاقات پیچیده‌ای را از سر گذرانده‌اند.حسین شاعری پیش از این فیلم، در فیلم کوتاه آتن نیز ، اطلاعات را درست به همان اندازه که لازم و البته کافی بود، در اختیار مخاطب می‌گذاشت، نه بیشتر و نه کمتر. به اندازه‌ای که مخاطب به شخصیت‌ها نزدیک شود اما آن‌ها را قضاوت نکند. این‌بار در راویولی هم فقط ظاهر زندگی زن و شوهری را در آستانه‌ی مهاجرت به مخاطب نشان می‌دهد و همه چیز را در گفتگوی ساده‌ی میان آن‌ها خلاصه می‌کند. زن و شوهر در میان مکالمات‌شان اندکی از اتفاقات درون زندگی خود را برای مخاطب روایت می‌کنند؛ زن و شوهر قصد مهاجرت به کشوری سردسیر را دارند، وسایل خانه به زودی به فروش می‌رود، تصادفی که به نقطه‌ی مبهم زندگی‌ آن‌ها تبدیل شده و سوالی که هم‌چنان در ذهن زن جریان دارد و پاسخی برای آن نیافته و …حسین شاعری  در ادامه‌ی شیوه‌ای که در آتن از آن بهره برده بود، در راویولی هم به مخاطب فرصتی برای تحلیل و تخیل آن‌چه گذشته و آن‌چه قرار است اتفاق بیفتد را می‌دهد. مخاطب می‌تواند فضا و اتفاقات خارج از این قاب دو نفره را تصور کند و درست در نقطه‌ی مقابل دوربینی که ساکن است، ذهن مخاطب می‌تواند در گوشه و کنار زندگی آن‌ها سرک بکشد و آن را از نو بسازد، شروع و پایان دیگری را برای زندگی این زوج رقم بزند، روایتی که ممکن است با آن‌چه در ذهن کارگردان گذشته متفاوت باشد.می‌توانید فیلم کوتاه راویولی را در سایت ودیو تماشا کنید</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 20:14:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه‌ی بی‌پایان</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-wzdivnlccicr</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه اسباب‌بازی(نیما رحیم‌پور)خواندن این نوشته بخشی از داستان فیلم را لو می‌دهد.فیلم کوتاه در کنار تمامی فاکتورهایی که برای جذب و البته تاثیرگذاری بر مخاطب نیاز دارد، باید سوژه و ایده‌ای را مطرح کند که درکوتاه‌ترین زمان ممکن ذهن مخاطب را درگیر و تمام حواس او را از آن خود کند. فیلمساز فیلم کوتاه در صورتی به موفقیت دست می‌یابدکه در اندک فرصتی که در اختیار دارد ارتباطی درست و منطقی را میان مخاطب و سوژه شکل دهد، کاری که نیما رحیم‌پور در فیلم کوتاه اسباب‌بازی به شکلی درست و البته در قالبی مناسب انجام داده؛ نیما(علی خوش‌بین) در انتظار اسباب‌بازی تازه‌ای‌ست. چیزی جذاب‌تر از عروسک‌ها، ماشین‌ها و لگو‌های ریز و درشتی‌ که اتاقش را پُر کرده‌اند اما عروسک تازه فراتر از یک اسباب‌بازی ساده یا معمولی‌ست. گندم برای سرگرم کردن نیما به خانه آورده نشده و یا برای این‌که او را از تنهایی نجات دهد، بلکه همه چیز پیچید‌ه‌‌تر و حتی هولناک‌تر ازتصورات مخاطب به نظر می‌رسد و ورود گندم به خانه آغاز ماجرایی عجیب است.فیلم کوتاه اسباب‌بازی ایده‌ی جذابی دارد، ایده‌ای که فیلمساز آن را با اندک مقدمه‌ای مطرح کرده و سپس به شکل مناسبی بسط داده است و درست در نقطه‌ای که مخاطب با اصل ماجرا(عروسکی که کاملا شبیه به انسان است و در ظاهر هیچ تفاوتی با یک بچه ندارد) کنار آمده و آن را در جایگاه ماجرایی دور از ذهن و تخیلی که بالاخره ممکن است روزی اتفاق بیفتد پذیرفته، ناگهان غافلگیر می‌شود وخود را در میان چرخه‌ای می‌بیند که می‌تواند بارها و بارها تکرار شود. فیلمساز چه درانتخاب سوژه و چه در پرداخت آن خلاقانه عمل کرده و با پرهیز از ایجاد محدودیت برای خود یا ورود به حاشیه و پرداختن به جزییات بدون کارکرد، تنها به مطرح کردن ایده بسنده نکرده و به جزییاتی پرداخته که در پیشبرد قصه تاثیرگذارند. اسباب‌بازی ماجرایی را به تصویر می‌کشد که شاید در نگاه اول دور از انتظار و غیرواقعی به نظر برسد اما با راهی که تکنولوژی در پیش گرفته، هر چیزی ممکن است عجیب باشد اما احتمال به واقعیت پیوستن آن هم وجود دارد.می‌توانید فیلم کوتاه اسباب‌بازی را در سایت ودیو تماشا کنید</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jun 2021 11:05:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی در بازی</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-kotranidwmdy</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه رولت روسی(علیرضا شریفی)فیلم کوتاه رولت روسی روایت گروهی‌ست که برای ساختن یک فیلم به باغی می‌روند تا دور هم تصمیم بگیرند اما ماجرا به همین سادگی‌ هم نیست و مخاطب شاهد یک فیلم در فیلم(با سه قصه) است و البته داستان‌هایی که تا جایی موازی یکدیگر پیش می‌روند اما بعد در هم تنیده می‌شوند و اثر مستقیمی روی هم می‌گذارند. ایده‌ی اصلی و شیوه‌ی اجرایی رولت روسی تا حدودی یادآور آثار شهرام مکری‌ست به ویژه اتفاقات داخل سالن سینما. ایده‌ی ابتدایی رولت روسی به حد کافی جذاب و کنجکاوی‌برانگیز است اما فیلمساز در اجرا از تمامی پتانسیل‌های آن، به‌گونه‌ای که باید استفاده نکرده وفیلم یکدستی و انسجام لازم را ندارد اما با این وجود مخاطب را رها نمی‌کند و او را تا پایان با خود همراه می‌کند.فیلم در کنار خط اصلی، ایده‌های کوچک اما جذابی را نیز مطرح می‌کند مثل تمام نشدن سیگار که به سرعت از آن عبور می‌کند و آن رابه عنوان بخشی از فیلمی که در حال ساخت است مطرح می‌کند و با کات دادن کارگردان به سراغ ادامه‌ی ماجرای فیلمی که روی پرده در حال اکران است، می‌رود. در رولت روسی فیلمساز گروه فیلم‌برداری اصلی، گروهی که جلوی دوربین در حال برنامه‌ریزی برای ساخت فیلم هستند و گروهی که در سینما فیلم آن‌ها را تماشا می‌کنند بدون پیچیدگی به مخاطب معرفی می‌کند تا بتواند راحت‌تر‌ وارد هسته‌ی اصلی قصه شود و بیننده را بر روی ارتباط میان فیلم و افراد داخل سینما متمرکز کند.رولت روسی در گروه فیلم‌های کوتاهی جا می‌گیرد که مخاطب را به تماشای اثر بعدی سازنده‌اش امیدوار می‌کند.می‌توانید فیلم کوتاه رولت روسی را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jun 2021 03:03:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم‌هایی هست که باید ببینی</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-jwfsohm1zi6r</link>
                <description>پنج فیلم کوتاه پیشنهادی در جشنواره فیلم کوتاه دانشجویی نهالانتخاب‌ها بدون ترتیب هستند.اسب سفید بالدار(مهیار ماندگار)اگر به دنبال تماشای فیلمی هستید که برای بیست دقیقه هم که شده شما را از دنیای اطرافتان جدا کند و تصویر غم‌انگیز و تلخ و البته متفاوتی از عشق را به تصویر بکشد، اسب سفید بالدار انتخاب درست و مناسبی‌ست.‌ فیلم از عشق میان دختر و پسری در دوران کودکی و خواسته‌ی عجیب دختربچه آغاز می‌شود و در نهایت تلاش پسر برای رسیدن به این عشق را در بیست سال بعد روایت می‌کند. تماشای اسب سفید بالدار به کسانی توصیه می‌شود که از تصویر تکراری شکست‌های عشقی و کلیشه‌های همیشگی خسته شده‌اند و به دنبال روایت متفاوت و در عین حال جذابی از عشق هستند حتی اگر تلخ باشد. تهاتر(زیبا کرمعلی/عماد آراد)اگر به دنبال تماشای فیلمی هستید که بدون پیچیدگی‌های عجیب، ساده و مستقیم به سراغ قصه برود و مخاطب را دست‌کم نگیرد و او را با تمامی شخصیت‌ها همراه کند تهاتر انتخاب درست و مناسبی‌ست. تهاتر روایت معامله‌ی‌ست میان مادر و پسر که هر کدام تلاش می‌کنند رازشان را از پدر خانواده پنهان کنند. تماشای تهاتر به کسانی توصیه می‌شود که از تماشای فیلم‌های تکراری با مضمون دروغ و پنهان‌کاری خسته شده‌اند و به دنبال فیلمی هستند که بدون حاشیه، اصل قصه را به نمایش بگذارد  و قصه را از صفر تا صد بدون لکنت یا توضیح اضافه روایت کند.رولت روسی(علیرضا شریفی)اگر به  دنبال تماشای فیلمی هستید که شما را از جریان متداول و همیشگی بسیاری از فیلم‌های کوتاه جدا کند رولت روسی انتخاب درست و مناسبی‌ست. فیلمساز در رولت روسی در مدت کوتاهی شما را به صورت همزمان با چند قصه که هسته مرکزی مشترکی دارند مواجه می‌کند، آن هم قصه‌هایی که در ابتدا مستقل از یکدیگر به نظر می‌رسند اما هر چه از زمان فیلم می‌گذرد قصه‌ها و آدم‌های فیلم در کنار هم معنا می‌یابند و ماجراها را در هم تنیده می‌شوند و پیدا کردن راز ارتباط این قصه‌ها تمرکز و دقت مخاطب را می‌طلبد، از این رو در طول تماشای فیلم مخاطب ارتباط خوبی با رولت روسی برقرار می‌کند.بازی(علیرضا ترابی)اگر به دنبال تماشای فیلمی هستید که یک حسرت ساده و کودکانه را در قالب یک بازی جذاب و البته سرشار از احساسات در قالب یکی بازی شیرین میان مادر و دختر به تصویر کشیده باشد، بازی انتخاب مناسبی‌ست. بازی روایت دختربچه‌ای‌ست که با مادرش به تمرین تئاتر مشغول است و در نقش‌های متفاوت بازی می‌کند، پدر پشت در شاهد ماجراست اما در پایان ماجرا واقعیت با آن‌چه که به تصویرکشیده شده، تفاوت دارد. بازی فیلمی ساده است که مخاطب را در احساسات جانان شریک می‌کند و بر روی او تاثیر می‌گذارد.سر میز شام(هادی یغمایی، متین طالب‌زاده)اگر به دنبال تماشای فیلمی هستید که در کوتاه‌ترین زمان ممکن، خلاصه و مختصر اما مفید و درست قصه‌اش را تعریف کند و از هر گونه گزافه‌گویی و حاشیه‌ای پرهیز کند سر میز شام انتخاب درست و مناسبی‌ست. سر میز شام برای نقطه‌ی اوج و لحظه‌ای که قرار است مخاطب را غافلگیر کند به درستی مقدمه‌چینی می‌کند و بعد به سراغ اصل مطلب می‌رود. فیلم از ارتباط میان آدم‌ها می‌گوید و پیچیدگی‌ها و رازهایی که در این ارتباطات پنهان شده و ممکن است هرگز فاش نشود.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jun 2021 03:03:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دروغ‌های کوچکِ بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9%D9%90-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-kq9mkfua7hab</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه تهاتر(زیبا کرمعلی و عماد آراد)تهاتر یک بازی جدی میان خانواده‌ی چهار نفره‌ای‌ست که رازی بزرگ را در میان خود پاس‌کاری می‌کنند، رازی که پدر خانواده نباید از واقعیت آن سر در بیاورد. پارسا، پسر خانواده، در تلاش است پیش از آن‌که پدرش(علیرضا ثانی‌فر) به کاری که کرده پی ببرد، ذهن او را از مسیر اصلی منحرف کرده و توجهش را به سمت دیگری جلب کند. پارسا برای نجات از پیامدهای کار خود، ماجرایی را آغاز می‌کند که می‌تواند پایان هولناکی داشته باشد. شخصیت‌ها برای رهایی از موقعیت‌های دست‌ و پاگیر محکوم و البته مجبور به پنهان‌کاری ودروغ‌گویی هستند حتی اگر نقشی در اتفاقات پیش آمده نداشته باشند درست مثل تارا، دختر خانواده(نیوشا علیپور) که ناخواسته و فقط برای کمک به مادرش وارد بازی می‌شود. تهاتر داستان زندگی خانواده‌ی آشفته‌ای را روایت می‌کند که در آستانه‌ی فروپاشی‌ست. موقعیتی که در فضای خانه نیز برپاست حکایت از همین آشفتگی دارد، هنوز مشخص نیست اسباب‌کشی و جابه‌جایی انجام می‌شود یا نه، اما پدر در حال بسته‌بندی وسایل خانه است و مادر(سارا بهرامی) از ماندن و نرفتن حرف می‌زند. مخاطب با همین مکالمه‌ی ساده‌ی ابتدایی میان پدر و مادر پی می‌برد پایان خوشی در انتظار این خانواده نیست و با وجود همه‌ی این دروغ‌های کوچک و بزرگ و پنهان‌کاری‌های خواسته و ناخواسته در نهایت یکی می‌رود و دیگری می‌ماند و این جمع به ظاهر آرام که در پایان فیلم دور میز، کنار هم شام می‌خورند دوام چندانی ندارند و دیر یا زود کسی(مثل خانم همسایه) پیدا می‌شود که از سر دلسوزی یا کنجکاوی راز نغمه را آشکار کند.تهاتر معامله‌ی ناخواسته‌ای‌ است که میان نغمه و پارسا شکل می‌گیرد و هر کدام به اندازه‌ی خود سود می‌برند(یا از ضرر فاش شدن اسرارشان جلوگیری می‌کنند) اما این معامله بالاخره یک روز شکست خواهد خورد.می‌توانید فیلم کوتاه تهاتر را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 19:15:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من دیده به رَه دارم</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%85%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%8E%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-mefxrewriiax</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه اسب سفید بالدار(مهیار ماندگار)خطر اسپویل(لو رفتن بخشی از ماجرای فیلم)اسب سفید بالدار در ساختن فضایی متفاوت و متناسب با فیلم‌نامه به بهترین شکل عمل کرده است. فیلمساز مرز باریک میان واقعیت و رویا را پیش گرفته و آن‌قدر سوژه و ایده‌ی ابتدایی را جدی گرفته و به جزییات قصه پرداخته که فیلم اسب سفید بالدار نه تنها در میان فیلم‌های کوتاه هر جشنواره‌ای به جایگاه ویژه‌ای دست می‌یابد بلکه در ذهن مخاطب هم ماندگار می‌شود. ماجرا از جدایی دختر و پسری در دوران کودکی آغاز می‌شود، پسر و خانواده‌اش شهر را ترک می‌کنند. پسربچه، طاها، پس از بیست سال برای دیدن دختر به همان‌ شهر باز می‌گردد اما در قالب و قامت آن‌چه که دختر بچه بیست سال پیش از او خواسته و این شروع قصه‌ای‌ست که تلخی و غمِ عشقی از دست رفته را در بستری متفاوت روایت می‌کند. اسب سفید بالدار  از غمی می‌گوید که این‌بار با اشک و آه همراه نیست همان‌طور که در مکالمه‌ی میان بچه‌ها هم به آن اشاره می‌شود. طاها باید مسیری را طی کند تا به رهایی پایانی برسد، به جایی که باید برای پرواز و گذشتن از کوه‌ها قدرت و توان کافی داشته باشد.فضای فانتزی فیلم و حضور موجودی که نیمی انسان است و نیمی حیوان و ترکیب آن با فضای اطراف و واکنش دوگانه‌ی آدم‌ها در برابر طاها(که ظاهرش برای بعضی عادی‌ و طبیعی‌ست و برای عده‌ای ترسناک و عجیب) همه و همه اسب سفید بالدار  را به فیلم متفاوتی تبدیل کرده‌ که تصویر عجیب و عریانی از عشق را برای مخاطب ترسیم می‌کند. طاها به چیزی تبدیل شده که دختربچه در کودکی از او خواسته اما دختربچه فقط به دنبال ظاهر یک اسب بوده با بال‌های سفید نه عشق و علاقه‌ و شوری که  سال‌ها در قلب و ذهن طاها رشد کرده و او را به خواسته‌ی معشوق تبدیل کرده است.می‌توانید فیلم کوتاه اسب سفید بالدار را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 19:15:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلخی بی‌پایان</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AA%D9%84%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-p04matcr3tvc</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه خونمردگی(امین اناری)آهو  برای حذف نام همسر از شناسنامه‌اش(پس از طلاق) از باید پزشکی قانونی گواهی دریافت کند و فیلم روند معاینه و گرفتن این گواهی‌ست. فیلمساز دوربین را در هیچ سکانسی از اتاق معاینه‌ی سرد و بسته‌ی پزشک قانونی بیرون نمی‌برد و فقط آدم‌ها را به اتاق وارد یا آن‌ها را خارج می‌کند و این، نمایش موقعیتی‌ست که آهو در آن گرفتار شده. خونمردگی روایتی تکراری اما تلخ است. خونمردگی حکایت و ماجرای تازه‌ای نیست، سوژه‌ی ناگفته و نادیده‌ای هم ندارد اما روایت درد و رنجی‌ست که هر چقدر هم درباره‌اش فیلم ساخته و دیده شود، باز هم کم است و از تلخی گزنده‌اش چیزی کم نخواهد شد فقط اندکی امید در دل مخاطب زنده می‌شود که هنوز هم افرادِ بسیاری نگران چنین موقعیت‌های دردناکی هستند.آهو از هر طرف در فشار است؛ برادری که بیرون اتاق منتظر است همه چیز زودتر تمام شود، مادری که عجله دارد، مسئول معاینه که موقعیت او را درک نمی‌کند و دخترهای دانشجو که آهو زیر سنگینی نگاه‌های‌شان درد و رنجش دو چندان می‌شود. آهو نه تنها در جسمش درد و خونمردگی‌های بسیاری دارد بلکه از نظر روحی و ذهنی هم دردی عمیق را تحمل می‌کند. فیلمساز موقعیت قرارگیری بازیگران و چیدمان صحنه را به درستی انتخاب کرده و در نظر گرفته است. در سکانسی که آهو باید بر خواسته‌اش پافشاری کند و این بار به اجبار تن ندهد(خلاف ازدواجی که به احتمال زیاد اجباری بوده) در مرکز قرار گرفته و آدم‌های دیگر در اطراف او جمع شده‌اند و او باید خودش و خواسته‌اش را از میان این جمع بیرون بکشد. او به دنبال رهایی‌ و پنهان شدن از نگاه‌های کنجکاو و همراه با سرزنش و یا از سردلسوزی اطرافیان است اما در نهایت برای فرار از شر‌ح آن‌چه بر او گذشته راه دیگری را پیش می‌گیرد وصورتش را می‌پوشاند، انگار می‌خواهد حتی برای چند دقیقه هم که شده کسی او را نبینند.می‌توانید فیلم کوتاه خونمردگی را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 19:15:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این داستان ادامه دارد...</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-rmwuyz83rwzq</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه ناهید(صمد علیزاده)ناهید(لیلا میرنصیری) در محیط و فضایی سنتی دست به کاری خارج از قواعد مرسوم زده و اعلامیه‌ی فوت مادرش را با عکسی از او چاپ کرده است و تلاش می‌کند تا با نگاه غلطی که جامعه‌ی مردسالار اطرافش به او تحمیل کرده، مبارزه کند. فیلم به صور‌ت پلان‌سکانس روایت می‌شود، انتخاب این شیوه‌ی روایتی انتخاب درستی‌ست و سبب شده مخاطب یک لحظه از ناهید جدا نشود و فشار و ترسی را که اطرافیان(چه زن و چه مرد) به او وارد می‌کنند، از نزدیک لمس ‌کند.فیلمساز در طول فیلم تنها یک سکانس مخاطب را با ناهید همراه نمی‌کند آن هم درست لحظه‌ای‌ست که آخرین تلاش ناهید بر گذر کردن از سنت‌ها و قواعد دست و پا گیر محیط اطراف به گوش برادرش می‌رسد. فیلمساز در پایان این پلان‌سکانس، مخاطب را برای اولین بار از ناهید جدا می‌کند و او را در خانه تنها می‌گذارد و با این کار مخاطب را درباره‌ی اقدام بعدی ناهید که خشم برادر را برانگیخته کنجکاو می‌کند و به افزایش تاثیرگذاری نمای پایانی فیلم را بر مخاطب کمک می‌کند. صمد علیزاده در فیلم کوتاه ناهید فرهنگی را روایت می‌کند که سال‌هاست به غلط در میان بسیاری از جوامع کوچک و بزرگ جا افتاده و در سال‌های اخیر افراد بسیاری به فکر تغییر این فرهنگ غلط افتاده‌اند و ناهید یکی از همان‌هایی‌ست که برای این تغییر تلاش می‌کند. هر چند آن‌چه که در پایان فیلم اتفاق می‌افتد خلاف خواسته‌ی ناهید است اما سعی و کوشش او برای این تغییر اثر خود را گذاشته و در نهایت هر چقدر هم که دیگران تلاش کنند، اثری از عکس ابتدایی بر روی سیاهی سنگ باقی خواهد ماند، درست همانطوری که کار ناهید از ذهن اطرافیان پاک نخواهد شد و به مرور زمان آن‌گونه که باید تاثیر خود را خواهد گذاشت. می‌توانید فیلم کوتاه ناهید را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 19:15:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آغوش‌های خالی</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-onha0zxbyvyt</link>
                <description>یادداشتی درباره‌ی انیمیشن کوتاه هر اتفاقی که افتاد من شما را دوست دارماندوه در ثانیه­ به ثانیه­‌ی اینیمشن دو بعدی هر اتفاقی که افتاد من شما را دوست دارم نفوذ کرده، این اندوه بدون هیچ اغراق و بزرگ‌نمایی به سراغ پنهان‌ترین احساسات مخاطب می‌رود و او را در غم این پدر و مادر غرق می­‌کند. پیراهن آبی رنگ میان لباس‌های داخل لباس‌شویی، لکه‌ی آبی رنگ روی دیوار بیرونی، غذای داخل بشقاب مادر، طرح روی تی‌شرت دخترک، توپ فوتبال، عکس سه نفره‌ی داخل ماشین و ... خیلی از نشانه‌های دیگر کم‌کم برای مخاطب معنا پیدا می‌کنند و از یک رنگ یا شی ساده و معمولی به حجم عجیبی از خاطره و لحظات درخشان و شاد در گذشته‌ی این خانواده بازمی‌گردند و خوشی‌های از دست‌رفته و فراموش‌شده‌ی زندگی را به یاد پدر و مادر می‌آورند. سایه­‌های پدر و مادر در تلاش هستند به زندگی بازگردند؛ دعوا می‌کنند، بر سر یکدیگر فریاد می‌کشند، به سراغ فعالیت‌های روزمره می‌روند اما هر بار از سردی و بی‌تفاوتی پدر و مادر در دنیای واقعی سرخورده می‌شوند، انگار هیچ راهی برای رهایی از این سوگ وجود ندارد.انیمیشن کوتاه هر اتفاقی که افتاد من شما را دوست دارم با وجود سادگی بیش از حد در طراحی، استفاده‌ی حداقلی از خطوط و فضاسازی خلوت به بهترین شکل تصویری از فقدان را به نمایش می‌گذارد که فراتر از حد انتظار و البته تاثیرگذار است. پیام کوتاهی(که نام فیلم است) توسط دخترک در آخرین لحظات زندگی‌اش از همان گوشی که با آن تصویر سه نفره­شان را ثبت کرده بود ارسال می­شود، دخترک در هر شرایطی نگران جمع کوچک و گرم خانوادگی‌ست حتی وقتی در شرایطی­ قرار گرفته که می‌داند پایان خوشی در انتظارش نیست. ما با سایه‌ها در مرور زندگی کوتاه دخترک و لحظات شیرین و ماندگارش همراه می‌شویم تا عمق این غم را بیش از پیش درک کنیم؛ غمی که هرگز فراموش نمی‌یشود، ممکن است کم‌رنگ شود اما همین غم بار دیگر پدر و مادر دورافتاده از هم را به یکدیگر نزدیک می‌کند، آغوش‌های خالی‌شان را برای هم می‌گشایند و این ­بار دخترک در میان وجودشان به نقطه‌ی درخشان و روشنی تبدیل می‌شود به نشانه‌ی همه‌ی آدم‌هایی که از دست‌شان داد‌ه‌ایم و هرگز به زندگی ما باز نمی‌گردند اما روشنی خاطرات و حضورشان(چه کوتاه و چه بلند) با وجود تمام غمی که نبودن­شان به ما تحمیل کرده، به یک نقطه­ی نورانی تبدیل می‌‌شود که می‌تواند بخشی از سیاهی‌های غم نبودن آن­‌ا را به سوی روشنی سوق دهد.می‌توانید فیلم کوتاه هر اتفاقی که افتاد من شما را دوست دارم را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>فرناز خزاعی</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 12:43:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>