<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرشید پاکذات</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@FarshidPakzat</link>
        <description>فرشید پاکذات مستر بین‌المللی NLP، مدرس موفقیت فردی، مهارت‌های زندگی و خود هیپنوتیزم، به شما در زمینه کسب و کار موفق، ازدواج موفق، فرزندپروری و توسعه فردی کمک می‌کند. FarshidPakzat.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:57:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/12982/avatar/9VWsJN.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرشید پاکذات</title>
            <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آشنایی با متا مدل‌ها؛ متا مدل‌ها چگونه بر ما اثر می‌گذارند</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-q83patcdhxnl</link>
                <description>متا مدل چیست؟ قبل از اینکه یک آشنایی کوتاه با متامدل‌‌ها و نحوه اثرگذاری آنها داشته باشیم یک سری توضیحات پیش نیازی در این باره بیان کنیم.کلماتی که ما استفاده می‌کنیم از قدرت بسیار زیادی برخوردار هستند که تصویر، صدا و احساسات شنونده را بر می‌انگیزد. کلامی که ما استفاده می‌کنیم می‌تواند منجر به قطع ارتباط و یا شکل‌گیری یک ارتباط شود. این کلمات حتی در بالاترین سطح ممکن مانند روابط دیپلماتیک نیز موثر هستند. با این توضیحات باید بگوییم که تمامی کلمات معنای خاص و منحصر به فرد خود را دارند.اما اینکه کلمات معنای خود را دارند یعنی چه باید بگوییم که کلمات برای چه کسی هر کلمه چه معنایی دارد! هر شخصی بنا به تصمیم خود کلمات را معنا می‌کند و باید گفت که برداشت هر شخص ممکن است با شخصی دیگر متفاوت باشد. زیرا هر فردی جهان را به شیوه منحصر به فرد خود تجربه می‌کند و فیلترهای ادراکی و ذهنی ، تجربیات و آگاهی‌ها منجر به برداشت‌های گوناگون می‌گردد.تفاوت در برداشت‌ها باعث غنی شدن زندگی می‌شود.احتمالا درباره کلماتی عمومی مانند «نمک» اتفاق نظرهای زیادی وجود دارد ، زیرا دیدن ، بوئیدن و چشیدن آن تقریبا به یک شکل خاص بوده است. اما در مورد کلماتی مانند احترام، عشق و سیاست موضوع فرق می‌کند و برداشت‌ها تفاوت زیادی با هم دارند. وقتی دو شخص از موسیقی لذت می‌برند، یکی از آنها ممکن است به شنیدن اثر سبک موسیقی پاپ و دیگری به آهنگ‌های سبک جاز علاقمند باشد. زبان، فیلتر قدرتمندی در تجربه افراد است. اما ان ال پی در ایجاد ارتباط موثر بسیار مفید عمل می‌کند.متا مدل چیست؟متا به معنی بالا و یا در سطح دیگر می‌باشد که برای توضیح کلام استفاده می‌شود. متا مدل‌ها را جان گریندر و ریچارد بندلر (پدید آورندگان علم ان ال پی) ابداع کردند. این دو دانشمند در تحقیق خود متوجه شدند که دو روانشناسی که در حوزه‌ی خود موفق عمل می‌کنند از الگوهای زبانی مخصوصا سوالات صحیح منجر به همگامی با سوژه و گرفتن نتیجه است استفاده می‌کنند. سپس آنها با استخراج الگوها و انتشار کتاب ساختار جادو به روان درمانی کمک شایانی نمودند.زبان بطور دقیق نمی‌تواند سرعت و تنوع افکار ما را بازگو کند و آنچه که بیان می‌شود با تقریب و احتمال است و می‌توان از متا مدل‌ها برای درک بهتر کلام دیگران استفاده شود. اما زبان‌ها به دو سطح تقسیم بندی می‌شوند که در ادامه به توضیح آنها خواهیم پرداخت.ساختار سطحیهر چیزی که ما می‌گوییم ، هم به خودمان و هم به دیگران.ساختار عمیقلایه‌های زیرین کلام ما و چیزی که بیان می‌کنیم می باشد و حاوی اطلاعاتی است که بیان نمی‌شود. ساختار عمیق آگاهانه نیست و کسی که حرف می‌زند به خوبی می‌داند که چه می‌گوید. اگر ساختار عمیق را کوتاه نکنیم گفت و گو به شدت طولانی می‌شود.ذهن همه انسان‌ها هنگام بیان افکارشان به صورت کلام و در واقع حرکت از لایه عمیق به لایه سطحی سه کار را انجام می‌دهد که باعث خلاصه شدن توضیحات می‌شود که در واقع این کار توسط ضمیر ناخودآگاه در سطح خودآگاه انجام می‌شود.متا مدل‌ها با این سه عمل طوری برخورد می‌کند که اطلاعات از دست رفته را تکمیل نماید، و چهارچوبی برای پیدا کردن لایه‌های عمیق فراهم می‌کند.برخی اطلاعات موجود در لایه عمیق را حفظ و بقیه را حذف می‌کنند (عمل حذف)حالت ساده‌ای را انتخاب می‌کند که به ناچار معنی را خدشه دار می‌کند و گاهی به دلیل فیلترها و تجربیات کلا معنی را عوض می‌کند (عمل تحریف)ذهن شما بصورت ناخودآگاه خیلی از اطلاعات را عمومیت می‌دهد (عمل تعمیم)که این موارد در سه جا اتفاق رخ می‌دهد:دریافت‌ها (از طریق فیلترها و ادراک)تجزیه و تحلیلاز ذهن به دهانمتا مدل ها مواردی از سوالات هستند که اجازه می‌دهند شما اطلاعات یک فکر یا تجریه خاص یک شخص را پیدا کنید. شما شاید بتوانید همه تکنیک‌های ان ال پی را به بهترین شیوه اجرا کنید اما اگر شما ندانید که کجا و چه موقع از آنها استفاده کنید، دچار اشتباه می‌شوید ، اگر شما ندانید چگونه اطلاعات را جمع آوری کنید مانند یک جراح هستید که تیغ تیزی در دست دارد اما نمی‌داند کجا را باید برش دهد. اگر ندانید که چه سوالاتی باید بپرسید ممکن است مشکل را اشتباه حل کنید و شاید مشکل را بیشتر کنید. بنابراین شناخت متا مدل برای هر فردی که ان ال پی کار می‌کند و یا می‌خواهد که در شناخت ذهن خود و دیگران قوی عمل کند ضروری و اجتناب ناپذیر است.منبع: وب‌سایت آموزشی پژوهشی فرشید پاکذات</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 16:28:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور می‌توان از تلقین برای بهبود زندگی استفاده کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%84%D9%82%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-gxzhhdxxhuqz</link>
                <description>شاید شنیده باشید که با تلقین می‌توانید روی زندگی خود به شدت تاثیر بگذارید. خیلی‌ها هم برای اینکه بفهمند آیا تلقین کردن واقعا جواب می‌دهد یا نه، تلاش کرده‌اند که آن را امتحان کنند. خیلی‌ها به قدرت تلقین باور دارند و خیلی‌ها آن را قبول ندارند. اما حقیقت این است که تلقین واقعا جواب می‌دهد. این مقاله را تا انتها مطالعه کنید تا هم از تاثیر آن مطلع شوید و هم متوجه شوید که چطور می‌توان از قدرت تلقین استفاده کرد.تلقین چیست و چطور می‌توانیم به خودمان تلقین کنیم؟برای تلقین کردن، ابتدا فقط یک جمله را برای خود تکرار می‌کنیم. البته تکرار یک جمله به تنهایی و فقط برای یک بار، نتیجه‌ای نمی‌دهد. قدرت تلقین زمانی آشکار می‌شود که بارها و بارها آن جمله را با خود تکرار کنید. برای درک بهتر این مسئله یک مثال می‌زنیم. فرض کنید فردا امتحان دارید. با خود می‌گویید: «حتما امتحان فردا را خراب می‌کنم. هیچ چیز یادم نیست». اتفاقی که برای شما می‌افتد این است که تا لحظه امتحان، این جمله را بارها و بارها در درون خود تکرار می‌کنید. با این کار احساس بد و استرس را به خود منتقل می‌کنید. حالا حتی اگر یکی از دوستان شما قبل از امتحان بگوید: «حتما در امتحان موفق می‌شویم»، احساس منفی در شما شدیدتر می‌شود. نحوه عملکرد تلقین چگونه است که این اتفاق می‌افتد؟تلقین چطور عمل می‌کند؟وقتی شما این جمله که: «حتما امتحان فردا را خراب می‌کنم، هیچ چیز یادم نیست» را در درون خود تکرار می‌کنید، این جمله ملکه ذهن شما می‌شود. یعنی این جمله در سطح ضمیر ناخودآگاه شما ثبت می‌شود. از آن جایی که ضمیر ناخودآگاه قدرت تجزیه و تحلیل ندارد، سر جلسه امتحان، چیزی که درونش ثبت شده را اجرایی می‌کند. یعنی کاری می‌کند که واقعا چیزی به یاد شما نیاید.در واقع ضمیر ناخودآگاه فقط اجرا کننده چیزی است که در آن ثبت می‌شود. همانطور که گفتیم، از یک سو ضمیر ناخودآگاه قدرت تجزیه و تحلیل ندارد و از سوی دیگر، در اجرای چیزی که در آن ثبت شده بسیار قدرتمند است. بنابراین شما با تکرار اینکه امتحان را خراب می‌کنید و هیچ چیز یادتان نیست، فراموش کردن آموخته‌ها سر جلسه امتحان را به خود تلقین کرده و آن را در ضمیر ناخودآگاه خود ثبت می‌کنید.حتی وقتی دوست شما می‌گوید حتما در امتحان موفق می‌شوید، چون این جمله خلاف باوری است که با تلقین در ضمیر ناخودآگاه خود ثبت کرده‌اید، ذهن شما آن را نمی‌پذیرد و استرس شما بیشتر می‌شود. بنابراین تلقین به دلیل اینکه باوری را در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت می‌کند بسیار قدرتمند عمل می‌کند. تلقین در بسیار از ابعاد مختلف زندگی، مثل سلامتی نیز اثرگذار است.تلقین چطور روی سلامتی ما اثر می‌گذاردبرای اینکه به قدرت اثرگذاری تلقین بر سلامتی پی ببرید، خاطره‌ای از یک دوست که روانپزشک است، نقل می‌کنیم. مادر این روانپزشک همیشه از درد پا ناله می‌کرد. البته وضعیت جسمی بدی نداشت اما همیشه نالان بود و مدام می‌گفت پاهایم درد می‌کند. او هر روز به دنبال یک پزشک جدید بود و بیشتر وقت خود را صرف درمان درد پایش می‌کرد. دیگر اینقدر این موضوع تکرار شده بود که حتی همه فامیل هم فکر می کردند او یک مشکل جدی دارد و باید به پزشک مراجعه کند.تا اینکه یک روز پسر او که یک روانپزشک بود با استفاده از یک تکنیک روانشناسی، جمله‌ی من سالم هستم را در ضمیر ناخودآگاه مادرش ثبت کرد. پس از مدتی، او به طور ناخودآگاه دیگر درد نداشت و کمتر دیده می‌شد که از درد پا در حال ناله کردن باشد. پس از مدت‌ها می‌توانست به راحتی کارهایش را ایستاده انجام دهد. در حالی که تا پیش از آن از سرپا  ایستادن ناله می‌کرد. حالا مدت یک سال است که مادر آن روانپزشک به هیچ دکتری برای درد پا مراجعه نکرده است.یک لحظه با خود فکر کنید که یک نفر صرفا با تلقین چطور می‌تواند سال‌ها درد و رنج را برای خود به همراه بیاورد و چطور با تلقین می‌تواند درد را از خود دور کند. بله این قدرت تلقین است. نمونه این داستان در زندگی همه ما وجود دارد. اکثر کارهایی که روزانه انجام می‌دهیم به طور ناخودآگاه است. یعنی بر اثر تکرار در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت شده‌اند. بیشتر کارها یا باورهایی که امروز در خودمان می‌بینیم و به طور ناخودآگاه بر اساس آن‌ها عمل می‌کنیم، در زمان کودکی در ذهنمان ثبت شده‌اند.مواظب باشیم چه چیزی را به کودکان تلقین می‌کنیمهنگامی که به کودکی گفته می‌شود: این کار را نکن، تو نمی‌توانی، تو نمی‌فهمی، تو بلد نیستی، تو خنگی، تو سر به هوایی، بی دقتی و… از همان موقع با تکرار این جملات ضمیر ناخودآگاه او یاد می‌گیرد که باید این باورها را داشته باشد و همیشه این گونه رفتار کند.حتی دیده شده اکثر افرادی که در زمان کودکی پدری فقیری داشتند و پدر دائما در حال گفتن جمله‌هایی بوده مانند: «ما پول نداریم، نمی‌توانیم، باید قناعت کنیم و فقیر هستیم»، در بزرگسالی خود دقیقا به همین حال افتاده‌اند. حتی با وجود اینکه تلاش زیادی هم می‌کنند، اما باور فقیر بودن در ذهن و ضمیر ناخودآگاه آن‌ها بوجود آمده و نمی‌گذارد که موفق شوند.حالا که به اهمیت تلقین در زندگی پی بردید، لطفا کمی به جملاتی که روزانه به خود می‌گویید دقت کنید. مخصوصا اگر کودکی در خانه شما زندگی می‌کند. جملاتی مثبت به او بگویید. حتی اگر اشتباهی می کند او را با جملات منفی تنبیه نکنید. برای اینکه به مرور استفاده از جملات مثبت را بیاموزید این تمرین را انجام دهید.هر وقت که از جملات منفی استفاده کردید، آن‌ها را یادداشت کنید. در مقابل هر کدام از جملات منفی، مثبت همان جمله را بنویسید و چند بار آن را تکرار کنید. حتما قبل از خواب جملات مثبتی را که نوشتید با خود تکرار کنید، تا این جملات مثبت در ضمیر ناخودآگاه شما، جایگزین جملات منفی که سال‌ها به خود گفته‌اید بشوند و بتوانید روند زندگی خود را تغییر دهید.منبع: https://farshidpakzat.com/fa/suggestion-power-change-life</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2020 17:25:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمله‌های شرطی که ما در طول روز استفاده می‌کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-m65ngjfpxcjk</link>
                <description>یکی از ویژگی‌های بسیار قدرتمند ان ال پی این است که ما می‌توانیم به تجربه‌های درونی افراد به‌وسیله زبان و کلمات آن‌ها پی ببریم و این می‌تواند ما را قادر سازد که از این وسیله (زبان) در مسیری که می‌خواهیم نتیجه مناسب بدست بیاوریم استفاده کنیم.در برخی از جملاتی که ما استفاده می‌کنیم بدون آنکه بدانیم از جملات شرطی استفاده می‌کنیم و این جملات شرطی نوع و گویش جمله را تغییر می‌دهند.جمله شرطی امااغلب کلماتی که نحوه شرطی دارند و ما استفاده می‌کنیم در نحوه تصمیم‌گیری‌ها تاثیرگذار هستند. یکی از کلمات «اما» می‌باشد. اما یک کلمه‌ی خنثی کننده می‌باشد و باعث می‌شود یک کلمه در جمله به شدت در اولویت قرار بگیرد. حتی زمانی که بخواهید کلمه‌ای را جمله کم اهمیت جلوه دهید از اما استفاده می‌کنید.هنگامی که دو کلمه را به وسیله‌ی اما به یکدیگر می‌چسبانید باعث می‌شود محتوایی که استفاده می‌کنید کاملا برعکس شود. به مثال‌های زیر دقت کنید:من می‌دانم ناراحت می‌شود اما به او می‌گویمدرست است که بسیار گران است اما مجبور به خریدن آن هستماز طرف دیگر از کلمه‌ی اما برای پاسخ دادن به شخص مقابل با حالتی مخالف بودن استفاده می‌کنیم. یعنی در کلمه‌ی اول لحن موافق را با خود می‌گیریم و سپس دلایل خود را بیان می‌کنیم. مثلا به شخص مقابل می‌گوییم«آره راست میگی اما این کار انجام نشه بهتره» یا اینکه می‌خواهید یک پیشنهاد به رئیس خود درباره تغییر سبک کاری دهید. با اینکه می‌دانید پاسخ منفی است اما از این حالت به این شکل استفاده می‌‌کنید. برای مثال «با وجود اینکه می‌دانم منطقی نیست اما می‌خواهم پیشنهادی به شما بدهم!» در ابتدا ژست حالت موافق با کار یا جمله‌ی مقابل گرفته و سپس با کلمه‌ی اما مخالفت و دلایل مخالفت را اعلام می‌کنیم. یکی دیگر از تکنیک‌های استفاده از این روش برای درخواست‌ها می‌باشد.کلمه‌ی جایگزین در جملاتهمین‌طور که جملات بالا می‌توانند بار منفی داشته باشند و در صورتی که ما نخواهیم این بار منفی کلمات به شخص مقابل انتقال داده نشود باید از کلمات جایگزین استفاده کرد. توجه داشته باشید که نتیجه‌بخش بودن این تکنیک منوط به این است که شما آن را مدام تمرین کنید و با یک بار گفتن این کلمات به‌صورت خودآگاه نمی‌توان نتیجه گرفت. برای مثال اگر از جملات زیر به‌طور پیش فرض استفاده می‌کردید:زبان انگلیسیت خوبه اما هنوز خیلی مونده تا به سطح فوق‌العاده برسی.دانش کافی داری اما در کار عملی هنوز نیاز به کار داری.در دو جمله‌ی بالا از کلمه‌ی اما استفاده شده که آن را به دو بخش تقسیم می‌کند. قبل کلمه‌ی اما و بعد از کلمه‌ی اما. با گفتن زبان انگلیسیت خوبه یا دانش کافی داری بیان می‌کنید که موافق کارهای شخص مقابل هستید اما هر کلمه‌ای که بعد از اما گفته شده است، بخش اول جمله را خنثی می‌کند. می‌توان این جملات را با بیان بهتر و کلمات جایگزین استفاده کرد.زبان انگلیسیت خوبه ولی بهتره مقداری بیشتر کار کنی تا به سطح بالاتر برسی.دانش کافی داری و فقط نیاز داری که کار عملی خودت رو تقویت کنی.استفاده کلمه‌ی اما در جهت مثبتهمیشه کلمه‌ی اما جملات را از دیدگاه مخاطب منفی جلوه نمی‌دهد. می‌توان از این کلمه برای تکمیل جمله آن هم به‌طوری که مخاطب حس خوبی ایجاد کند استفاده کرد. برای مثال:این بهترین عملکرد تو نبود، اما می‌دانم دفعه بعد بهتر است.ماه سختی در انتظار ما خواهد بود اما سربلند از آن بیرون خواهیم آمد.این حالت ممکن است در بخش اول از جملات منفی استفاده شود ولی در بخش دوم توسط کلمه‌ی اما جمله تبدیل به حالت مثبت می‌شود.شما می‌توانید این حرکت را هر چقدر که می‌خواهید تکرار کنید تا بحث در مسیر مفید و مورد نظر شما هدایت شود. از آنجایی که بیشتر مردم برایشان مشکل است که به‌صورت آگاهانه با این موارد برخورد کنند و از آن باخبر نیستند، این برای شما نکته مثبتی است که تاثیرگذار باشید و توجه دیگران را به مطلبی که فکر می‌کنید مهم‌تر است جلب نمایید تا در مورد آن بحث و پیگیری داشته باشند.منبع: استفاده از جمله شرطی اما و شناسایی کاربرد آن در ان ال پی</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 11:07:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت کلام چه فوایدی می‌تواند برای ما داشته باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%87-%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-yxznz2tsi2e6</link>
                <description>قدرت کلام ما مشخص می‌کند تا چه حدی ارتباطات ما درست و صمیمی‌تر باشد. حتما برای شما نیز پیش آمده که جمله‌ای را گفته‌اید یا حتی به آن فکر کرده‌اید و پس از لحظاتی با خود فکر کرده‌اید که چه جمله‌ی جادویی و خوبی بوده است.ممکن است آن جمله را قبل‌تر در مکان عمومی یا از دیالوگ فیلمی شنیده باشید. موضوعی که بسیار مهم است آن جمله نیست بلکه قدرت آن جمله است که بسیار محکم و با ضرب آهنگی در ذهن شما جای گرفته است. قدرت کلام ما بسیار می‌تواند در نحوه ارتباط برقرار کردن و یا بهبود آن نقش داشته باشد. ان ال پی روش‌هایی را برای بالا بردن قدرت کلامی توصیه کرده است که به آنها می‌پردازیم.مدیران نیاز به دریافت اطلاعات دارندریچارد بندلر و جان گریندر (ابداع کنندگان علم برنامه‌ریزی عصبی-کلامی) زمانی که بر روی آدم‌های موفق تحقیق می‌کردند یکی از نکاتی که بین همه‌ی آنها مشترک بود نفوذ کلامی‌شان به دیگران بود. به این معنا که این افراد با استفاده از عبارات کلیدی، مهم‌ترین نظریات خود را به دیگران منتقل می‌کنند. مدیران موفقی که این دو بر روی آنها تحقیق می‌کردند برای دستیابی به اطلاعات نبوغ خاصی داشتند و می‌دانستند چه زمانی از چه کلامی و با چه میزان لحنی انتقال دهند.دانستن همه چیز به تنهایی کمکی به ارتباطات افراد نمی‌کند و هیچ ضرورتی نیست که مدیران همه چیز را بدانند. چیزی که در تحقیق بدست آمد این بود که مدیران موفق بین آنچه را که باید بدانند و آنچه را که نباید بدانند تفاوت قائل شدند و ذهن خودشان را به آن چیزی که به دریافت اطلاعات کمک می‌کند متمرکز کردند.برای مثال لغاتی که برای توصیفات تجربیات یا خاطرات خود به کار می‌بریم خود آن تجربیات یا خاطرات نیستند. ما فقط با استفاده از آنها برای بیان خاطرات خود استفاده می‌کنیم، در نتیجه می‌گوییم یکی از معیارهای موفقیت این است که کلام ما به‌طور واضح و صریح بیانگر خواست ما باشند و در واقع مانند نقشه منطقه‌ای باشند که شباهت بسیار زیادی به آن منطقه داشته باشد.قدرت کلام و لغزش‌های کلامیهمان‌طور که کلام ما می‌تواند در ارتباطات ما تاثیر مثبت بگذارند گاهی وجود یک اشتباه می‌تواند تاثیر منفی بگذارد. لغزش زبان حتما با آن مواجه شده‌اید. قصد داشته‌اید کلامی را بگویید اما با لغزش کلامی، شخص مقابل درست متوجه صحبت‌های نمی‌شود. همان‌طور که صراحت کلام می‌تواند افراد را در جهات درست هدایت کند.روش‌های گفتاری ساده‌ای وجود دارند که هر یک از ما می‌توانیم از آنها استفاده کنیم تا مانع هرگونه شک و شبهه‌ای شویم. حال چگونه می‌توانیم از لغاتی که استفاده می‌کنیم بهترین استفاده را داشته باشیم؟بسیاری از افراد در مشخص کردن آنچه را که می‌خواهند دقیق نیستند و به نوعی صراحت و ظرافتی که باید در کلام‌شان باشد وجود ندارد. شما باید:آنچه را می‌خواهید به‌طور مشخص بیان کنیددرخواست خود را همراه با اعتقادی راسخ بیان کنیداز شخصی که می‌تواند به شما کمک کند، کمک بگیریدتا به درخواست خود نرسیده‌اید دست از درخواست برنداریدآنچه را که می‌خواهید واضح بیان کنیدشما باید خواسته‌ی خودتان را واضح اعلام کنید. قدرت کلام شما در واژه‌هایی که به کار می‌برید است.تا کجاچقدرچه وقتکجاچطوربا چه کسیاین تنها بخشی از مقاله‌ی قدرت کلام می‌باشد، برای مطالعه‌ی کامل به وب‌سایت فرشید پاکذات مراجعه کنید.منبع: https://farshidpakzat.com/fa/the-powerof-spoken-words/</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2019 11:30:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هرم عصبی منطقی رابرت دیلتز را چگونه می‌توان رعایت کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/the-neurological-levels-virgol-az3roodnaszn</link>
                <description>رابرت دیلتز یکی از نویسندگان و محققان حوزه علم ان ال پی، الگوی ساده و جالبی در زمینه تغییرات شخصی، یادگیری و ارتباط نشان داد که این الگو از یک سلسله مراتب یا سطح های مختلف تشکیل شده که همگی در کنار هم قرار می‌گیرند. این الگو چهارچوبی را برای سازمان دادن و جمع‌آوری اطلاعات فراهم می‌کند که به کمک آن می‌توانید برای ایجاد تغییر مورد نظر خود بهترین روش را بیابید، این روش هرم عصبی منطقی دیلتز نام دارد.شما با استفاده از این روش می‌توانید تمام جزئیات درونی خودتان که سال‌ها با آن زندگی می‌کردید و این توانایی را نداشته‌اند که شما را به موفقیت برساند را تغییر دهید. علاوه بر آن می‌توانید تمام نظام وجودی خود را تغییر دهید و تحولی متناسب با زندگی و هدفی که در سر دارید ایجاد کنید.هرم عصبی منطقی رابرت دیلتزرابرت دیلتز ۶ سطح را معرفی می‌کند که در زندگی ما بسیار اثرگذار می‌باشند و این عنوان را مطرح می‌کند که تغییر می‌تواند در یک سطح از شش سطح و یا بیشتر ایجاد شود و زمانی که ما قصد داریم درباره آن سطح بیاموزیم و تغییر دهیم ممکن است چندین سطح مرتبط یا غیر مرتبط تغییر پیدا کند. سطوح منطقی راهی برای شناخت یا مشخص کردن اساس ساختار و فکر کردن درباره‌ی عقاید، حوادث، ارتباطات و تشکیلات است. بنابراین آگاهی از این سطوح، اطلاعاتی دقیق به ما می‌دهد که ما در کجا باید تغییر کنیم. وقتی که سطح مشکل‌دار مشخص شد، در یک سطح بالاتر از آن تغییر ایجاد می‌کنیم تا نتیجه مناسب ایجاد شود چون این سطوح بر روی همدیگر تاثیرگذار هستند. این هرم منطقی از عناوین زیر شکل گرفته‌اند.هرم عصبی منطقی رابرت دیلتزمعنویتهویتارزش‌ها و باورهاتوانایی و استعدادهارفتارمحیطاین سطوح مانند آبشاری هستند از بالا به سمت پایین سرازیر می‌شوند و به این معناست که تمامی سطوح باید با یکدیگر هماهنگ باشند. زمانی‌ که این سطوح همراستا با هم نباشند باعث ایجاد ناهماهنگی و بروز مشکلات در فرد می‌شود. تغییر فردی زمانی پیش می‌آید که این سطوح را درک کرده باشیم و با درک این سطوح و نحوه تاثیر آنها بر خودمان، آنچه را می‌خواهیم تغییر دهیم. می‌پردازیم به سطوح‌هایی که رابرت دیلتز در هرم عصبی منطقی عنوان کرده است. برای درک ارتباط این سطوح‌ها از انتها به ابتدا خواهیم پرداخت.محیطهر کار، عمل و عکس‌العملی که در فرد صورت می‌گیرد در یک مکان مشخص و در ارتباط با اشخاص دیگر به‌وجود می‌آید. به این معنا که سطح در رابطه با موقعیت، مکان و اشخاص است. مانند تجهیزات، محیط اطراف، و موقعیت مکانی.رفتارهنگامی که در موقعیت مکانی قرار می‌گیریم یک‌سری اعمال‌های ویژه‌ای را دنبال می‌کنیم که می‌تواند آگاهانه و یا غیرآگاهانه باشد. مانند رفتار، گفتار، حرکات بدن، آداب و هر چیزی که حالت ما را تغییر دهد. این حالت‌ها تبدیل به رفتار می‌شود.توانایی و استعدادهامهارت‌ها،دانش و خط مش‌هایی که رفتار افراد را در محیط مشخص می‌کنند و در زندگی از آن استفاده می‌کنیم.باورها و ارزش‌هابه نقطه نظر هایی که آنها را درست تلقی می‌کنیم و باعث می‌شود که موضوعی را مهم یا غیرمهم بدانیم و در اعمال و رفتار روزانه خود به دلیل اطمینان از آنها استفاده می کنیم را باور می‌گویند. ارزش‌ها و باورهای آگاهانه یا ناخودآگاه ما، مسیر زندگی ما را جهت می‌دهند. هنگامی که استعدادها و توانایی‌ها با باورها و ارزش‌ها همسو باشند می‌توانیم بیشترین استفاده را از آنها داشته باشیم.ارزش‌ها و باورها در واقع محرک‌هایی هستند که نوع تفکر و درک ما را نسبت به مسائل تعیین می‌کنند. این باورها و ارزش ها می‌توانند در برخی موارد آزادی عمل بدهند و در برخی موارد هم ایجاد محدودیت کنند.رابرت دیلتزهویتهویت یعنی اینکه شما چه کسی هستید و یا احساسی که نسبت به خودتان دارید چیست. رسالت و نگرش ما در زندگی در این سطح قرار گرفته است.معنویاتاین سطح عمیق‌ترین سطح هرم می‌باشد که نفوذ زیادی روی سطوح دیگر دارد. با تقویت و عمیق کردن این سطح می‌توانیم بر سطوح دیگر تاثیر بگذاریم. این سطح، سطح معنوی زندگی ما را شکل می‌دهد و به دلیل وجودی ما اشاره می‌کند. یکی از راه‌ها برای شناسایی خود و مشخص کردن سطوح استفاده از یک‌سری سوال‌های ساده می‌باشد.سوالی که در رابطه با محیط عنوان می‌شود: کجا؟ چه وقت؟ با چه کسانی؟ شروع می‌شود.سوالی که در رابطه با رفتار عنوان می‌شود: با چه؟ یا چه چیز؟ شروع می‌شود.سوالی که در رابطه با استعداد و توانائی ها عنوان می‌شود: با چگونه؟ شروع می‌شود.سوالاتی که در رابطه با باورها و ارزش‌ها عنوان می‌شوند: با چرا؟ در ارتباط با چی؟ یعنی چه؟ شروع می‌شوند.سوالی که در رابطه با هویت عنوان می‌شود با چه کسی؟ شروع می‌شود.سوالی که در رابطه با معنویت عنوان می‌شود با برای چه؟ شروع می‌شوند.منبع: هرم عصبی منطقی رابرت دیلتز و رعایت تمام قوانین آن</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Sun, 03 Nov 2019 13:00:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهایی که موفق شدن ما را تضمین می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B6%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-t49cpcn6uvdb</link>
                <description>راهکار و روش‌هایی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد که با رفتارشناسی و خودشناسی هر شخصی به‌وجود می‌آید. به این معنا که راه رسیدن به موفقیت و تعریف آن برای اشخاص متفاوت است و نمی‌توان گفت هر شخصی با رفتن یک مسیر مشخص به موفقیت خواهد رسید.سیستم برنامه‌ریزی عصبی کلامی یا ان ال پی با راهکار و روش‌هایی می‌تواند پیدا کردن مسیر رسیدن به موفقیت را برای افراد ساده‌تر کند. رفتاری که ما در طول روز در برابر کارهای خود خواهیم داشت به‌واسطه‌ی راهکارهایی که داریم ترتیب داده می‌شود. برای مثال ما برای تصمیم‌گیری، داشتن انگیزه، آموزش‌هایی که می‌بینیم و یا عاشق شدن راهکارهای جداگانه‌ای داریم.این راهکارها کارهای مفید را برای ما ترتیب‌بندی می‌کنند تا ما به نتیجه‌ی مورد نظر خود برسیم.راهکارهای ما برای موفقیتما چقدر از راهکارهای خود برای رسیدن به آنچه که خواسته‌مان است آگاه می‌باشیم؟ چقدر از راهکارهای کاربردی خود برای تصمیم گیری در مورد عاشق شدن، خوردن و نوشیدن یا خرید کردن آگاهید؟ اگر تا به حال برای موفقیت‌آمیز بودن کارهایی که می‌خواستید تلاش کرده‌اید و نتیجه نداده است شما نیاز به تغییر راهکارهای انجام آن دارید.بسیاری از راهکارهایی که برای دستیابی به نتایج متفاوت از آنها استفاده می کنیم، به طور کامل نا خودآگاه می‌‌باشند. ان ال پی به تاثیر راهکارها می‌اندیشد و اینکه چگونه می‌توانید آنها را به گونه‌ای تغییر دهید که نتایج متفاوتی به دست آورید و چگونه بر بهترین راهکارها مسلط باشید.این راهکارها مانند دستور پخت غذا برای مغز است. به عنوان مواد تشکیل‌دهنده یعنی تجربیات گوناگون را انتخاب می‌کند و مغز تصمیم می‌گیرد چگونه این روش‌ها را کنار هم بگذارد تا بهترین نتایج ممکن کسب شود. راهکارهای زیادی وجود دارد که برخی از آنها کلیدی هستند، یعنی ممکن است قبل‌تر آنها را تجربه نکرده باشید و برخی راهکارها هستند که به‌صورت اشتباه از آنها استفاده می‌کردید. در ادامه به انواع راهکارها خواهیم پرداخت.راهکارهای آموزشاین راهکاری است که ما از آن برای یادگیری و به یاد سپردن اطلاعاتی که در طول روز کسب می‌کنیم استفاده می‌کنیم. ممکن است در برخی موارد نیاز به این راهکارها داشته باشید. یعنی اینکه ما برای چه کارهایی نیاز به یادگیری و آموزش داریم و چطور می‌توانیم به بهترین نحو ممکن از این راهکار استفاده کنیم.راهکار تصمیم‌گیریاین راهکار نحوه‌ی تصمیم گیری شما را مشخص می‌کند. برخی آنقدر راهکارهای پیچیده ای برای تصمیم گیری دارند که به ندرت می‌توانند تصمیم بگیرند. اگر به این گروه از مردم تعلق دارید، نیاز دارید که راهکارهای خود را بررسی کنید. اگر شما در مهارت تصمیم گیری مهارت خاصی ندارید و یا همیشه بر سر دو راهی قرار می‌گیرید توصیه می‌شود مقاله قدرت تصمیم‌گیری را مطالعه کنید.راهکار انگیزهاین راهکار ابزاری است که به انسان‌ها کمک می‌کند انگیزه‌ی کافی برای انجام دادن کاری را داشته باشند. به این منظور که اگر شروع یا انجام دادن کاری برای شخصی سخت باشد به‌واسطه‌ی رجوع به این راهکار انگیزه‌ی کافی برای تکمیل آن را بدست آورند.راهکار حل مسئلهشاید بتوان گفت جز مهم‌ترین راهکارهایی است که یک شخص می‌ةواند برای رسیدن به موفقیت انجام دهد. اینکه چطور بتوانیم و بدانیم مشکلات به‌وجود آمده را برطرف کنیم. برای هر مشکلی باید راهکارهای موجود برای برطرف سازی آن را به خوبی بررسی نمایید. با این بررسی می‌توانید راهکارهای موجود را شناسایی کنید.کاربرد راهکارهای ارائه شدهتجربیات در مغز به وسیله عوامل محرک و به ترتیب زمانِ رخداد در مغز ذخیره می‌شوند. هر تجربه‌ی نگه داشته و حفظ شده در مغز به صورت متوالی به نتیجه‌ای منجر می‌شود. رفتار و فکرتان به ترتیب خاصی در مغزتان انجام و پردازش می‌شود.رفتار خارجی شما از طریق راهکارهای درونی کنترل می‌شود. یعنی اینکه اگر راهکاری به طور دقیق بر اساس شیوه ی رخدادی که داشته است تکرار شود، همان نتیجه نیز پیاپی تکرار می‌شود. اگر آن را هم از لحاظ درونی و هم از لحاظ بیرونی تغییر دهید، نتیجه‌ای متفاوت خواهید گرفت. اگر می خواهید موفق شدن در کاری را یاد بگیرید، به کسی که در آن کار مهارت دارد، نگاه کنید. راهکارهای او را نسخه برداری کنید تا شما هم بتوانید در آن کار ماهر شوید. الگو برداری یکی از مواردی است که ان ال پی آن را توصیه می‌کند.</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 11:30:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیگر از افعال منفی در گفتگوهای خود استفاده نکنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/negative-verbs-and-nlp-otilvumr0nze</link>
                <description>افعال منفی فقط در کلام ما جای ندارند و بر زندگی ما می‌توانند بسیار اثرگذار باشند. سیستم برنامه‌ریزی عصبی کلامی یا ان ال پی توصیه می‌کند از این کلمات در جمله‌ها و مکالمه‌های روزمره خود استفاده نکنیم. اما در صورت استفاده می‌توانید کلمات یا افعال منفی را مانند نتوانستن، سعی کردن و اما را به‌صورت مثبت استفاده کنید. چگونه این کار امکان‌پذیر است؟زمانی ما از این افعال منفی استفاده می‌کنیم که تجربه‌ی قبلی‌مان در قبال کاری که قرار است مجدد انجام دهیم را ملاک قرار می‌دهیم یا از توضیحات دیگران و یا میزان شانسی که برای خودمان قائل هستیم را ارزشمند می‌دانیم.واژه‌ی نتوانستن کمکی به ما نمی‌کندهنگام بررسی مساله‌ای اگر به این باور داشته باشید که تمام جنبه‌های یک رویداد را مورد توجه قرار داده‌اید اما نتیجه خوبی که مورد نظرتان بوده است عایدتان نشده، غالبا از جمله نتوانستن استفاده می‌کنید. هرگاه خواستید دیگران را تشویق کنید و روحیه بدهید، بهتر است به جای صحبت از نتوانستن‌ها از توانستن‌ها حرف بزنید، زیرا در این صورت هم به خود و هم به دیگران قدرت می‌بخشید. در واقع کلام شما بسیار می‌تواند حائز اهمیت باشد. اگر دقت کرده باشید تیم‌هایی که در مسابقات شرکت می‌کنند یک مشاور بعد از هر مسابقه با بازیکنان صحبت می‌کنند و میزان روحیه‌ آنها را می‌سنجد و سعی می‌کند تا حد توان روحیه آنها پایین نیاید.سعی می‌کنم اما قول نمی‌دهمتصور کنید برای انجام طراحی پوستری با دوست خود تماس گرفته‌اید و بعد از گفتن جزئیات به او، به شما می‌گوید «سعی می‌کنم تا فردا شب انجام دهم». در واقع او به شما هیچ قولی برای انجام قطعی آن تا فردا شب نداده است و به‌طور قطع نمی‌توان گفت که تا فردا شب پوستر شما طراحی می‌شود. شما نمی‌توانید از شخص مقابل بابت انجام نشدن کارتان تا فردا شب شاکی باشید. به این دلیل که او هیچ تضمینی بابت این کار نداده است و انجام نشدن آن هم پذیرفتنی می‌باشد.به زبان آوردن سعی خودم را می‌کنم راحت است و این فرصت را به افراد می‌دهد تا از انجام کاری که ادعا کرده‌اند در جهت‌اش می‌کوشند، شانه خالی کنند. هر موقع برای انجام کاری با خودتان گفتگوی درونی دارید و از واژه سعی می‌کنم استفاده می‌کنید، می‌توانید به جای آن واژه انجام خواهم داد را جایگزین آن کنید.تاثیر اما و اگرهاقدرت “اما” در این حقیقت نهفته است که مطلبی را که قبل از آن بیان می‌شود، تضعیف یا نقض می‌کند. برای مثال به شخصی بگویید «من به تو باور دارم، اما ..» تمام نکات مثبتی که در بخش اول جمله‌ی شما بود توسط اما حذف می‌گردد. اگر شما مثل اکثر مردم باشید، بیشتر به اطلاعاتی توجه می‌کنید که بعد از اما می‌آید و اغلب بار مثبت کمتری نسبت به بقیه جمله دارد.اگر می‌خواهید جمله‌ی اول‌تان را با اما و اگر خنثی نکنید از کلماتی مثل «و» یا «حتی» می‌توانید استفاده کنید. برای مثال:من می‌دانم در این مسابقه برنده میشی، حتی با وجود تمام سختی‌ها.نتایج قابل قیاس می‌باشندزمانی که در گفتگوهای مهم از نتوانستن، سعی کردن، اما و نهی کردن استفاده کردید و زمانی که آگاهانه این کلمات را به‌کار نبردید. می‌توانید نتایج را با هم مقایسه کنید، از روی نتایج به دست آمده در دو شرایط فوق می‌توانید ارزش استفاده از کلمات درست را در تاثیرگذاری شناسایی کنید.</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 10:26:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیستم تشابه، تفاوت و درک در علم ان‌ال‌پی</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%BE%DB%8C-xxiug4abvupj</link>
                <description>شما برای اینکه بتوانید دیگران را بهتر بشناسید و ارتباط خوبی با این افراد برقرار کنید نیازمند این هستید که عادت‌های رفتاری شخص و رفتارهای مشابه یا تفاوت‌ها را به خوبی درک کنید و طبق آن معیار با فرد برخورد داشته باشید.سیستم تشابه در ان ال پیافرادی که در ارتباطات خود به دنبال همانندی یا تشابه می‌گردند بهتر می‌توانند با شخص مقابل خود صمیمیت ایجاد کنند. در اکثر مواقعی شما با افرادی صمیمی خواهید بود که از لحاظ رفتاری و اخلاقی تشابه زیادی به شما داشته باشد. زمانی می‌توان از تشابه استفاده کرد که به آشنایی ابتدایی رسیده باشید و تا آشنایی کامل با نکات پیدا کردن تشابه در شخص مشکل خواهید داشت.این ویژگی باعث می‌شود ارتباط موفق میان افراد شکل بگیرد. حتی اگر یک طرف این ارتباط از این تکنیک‌ استفاده کرده باشد. صمیمیت راهی است برای همراهی با دیگران البته با توجه به احترام متقابل. صمیمیت حالتی است که باید میان دو نفر یا دو گروه از افراد جریان داشته باشد و صمیمیت یک جانبه باعث ارتباط موفق نخواهد شد. افرادی که از سیستم تشابه استفاده می‌کنند از کلمات زیر در ارتباطات بسیار استفاده می‌کنند:مانندشبیهمشترکمثل همیشهبه همان خوبیدرست مثل همتفاوت‌ها در ارتباطاتاگر فردی هستید با برنامه ذهنی متمرکز بر روی تفاوت‌های موجود در ارتباطات به دنبال راهی برای تغییرات هستید و این عقیده را دارید که با تغییرات و تفاوت‌ها است که روابط و افراد بهبود پیدا می‌کنند. زمانی که در ارتباطات خود با دیگران سعی در فیلتر موقعیت‌های متفاوت دارید و تصمیم به حذف دیگر اتفاقات دارید به این معناست که علاقه‌مند به سیستم تفاوت‌ها در ارتباطات خود هستید.اگر از سیستم تفاوت‌ها استفاده می‌کنید علاقه‌مند به این هستید تا موارد تازه‌ای کشف کنید. احتمالا ممکن است در روابط خود از شخص مقابل درباره شغل فعلی و شغل سابق را جویا شوید و این دو شرایط را با یکدیگر مقایسه کنید. برای مثال شخصی که به تمایل ذهنی‌اش به سمت تشابه است می‌گوید« تفاوتی وجود ندارد، من هنوز برنامه‌نویس هستم» و فردی که تمایل ذهنی‌اش به شباهت‌ها و تفاوت‌ها نزدیک است می‌گوید« من هنوز برنامه می‌نویسم، اما مسئولیت نظارت بر سه برنامه‌نویس تازه کار هم با من است» و فردی که به سیستم تفاوت علاقه‌مند باشد می‌گوید«من حالا مسئول نظارت بر برنامه‌نویس‌های تازه کار هستم و همه چیز تغییر کرده است». در اکثر مواقع افرادی که به تفاوت‌ها علاقه‌مند هستند از واژگان زیر استفاده می‌کنند:متفاوتتغییردگرگونیکاملا جدیددورنمایِ ذهنی در ارتباطاتحافظه‌ی انسان ساختاری دارد که حالت زنجیره‌ای عمل می‌کند، به این معنا که حافظه‌ی شما گذشته، حال و آینده را مانند خط زمانی به یکدیگر متصل می‌کند. از این خط زمان می‌توان ترجیح زمانی شخص مقابل را متوجه شد. برای مثال شخصی که به گذشته علاقه زیادی داشته باشد از کلمات زیر در مکالمات خود بسیار استفاده می‌کند:یادش بخیریادت میادزمانی که جوان بودیمبرای استفاده از این الگوها باید شنونده بسیار دقیق و خوبی باشید و به موقع از این قوانین استفاده کنید. درک این تفاوت‌ها و شباهت‌ها به ایجاد اعتماد و صمیمیت کمک شایانی می کند.منبع:https://farshidpakzat.com/similarities-in-communication</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2019 16:42:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از بین بردن موانع‌های ذهنی که عامل پیشرفت انسان می‌شوند</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/mental-barriers-stikxmvbf7tp</link>
                <description>موانع ذهنی زمانی رخ می‌دهد که انسان دیگر نتواند درباره موضوعی تصمیم‌گیری کند یا انتخاب موضوعی برای او به شدن سخت باشد. حتما با این مورد مواجه شده‌اید که برای ارائه راه‌حلی دیگر ذهن‌تان ایده‌ای نداشته باشد و اصطلاحا به آن می‌گوییم مغز ما قفل کرده است. اما زمانی که به مغز خود چند ثانیه‌ای استراحت می‌‌دهید متوجه می‌شوید چندین راه به ذهن‌تان خطور کرده است.موانع ذهنی و مسیرهای عصبیموانع ذهنی در واقع همان قفل‌هایی هستند که ما انسان‌ها در صحبت‌های خودمان به آن اشاره می‌کنیم. ذهن انسان با وجود مسیرهای عصبی و اتفاقاتی که برای آن‌ها به‌صورت مکرر رخ می‌دهد قفل می‌شوند که این قفل‌ها بر سر راه رسیدن افراد به موفقیت مشکل ایجاد می‌کنند. این مشکلات را انسان‌ها بر زبان می‌آورند مانند نمی‌شود، نمی‌توانم، امکان ندارد و.. اصطلاحا به این کلمات اینرسی یا همان مقاومت یک شی برای تغییرات گفته می‌شود. زمانی که سعی می‌کنید با فکر کردن راه‌کاری را پیدا کنید تا اینرسی را کنار بزنید انرژی زیادی از شما کاسته می‌شود و اصولا افراد بیش از دو یا سه بار در لحظه به خود فشار نمی‌آورند.راهکارهای ذهنیزمانی که شما به یک ایده‌ای برای حل مشکل می‌رسید بلافاصله چند ایده‌ی دیگر نیز به ذهن‌تان خطور می‌کند. اصولا زمانی این اتفاق رخ می‌دهد که قانون اینرسی را دور زده باشید و برای خود چندین راهکار یافته‌اید و مغز شما تلاش می‌کند چندین روش دیگر را ارائه دهد. زمانی شما می‌توانید به موفقیت و دستاوردهای بسیار زیادی برسید که بتوانید و یاد بگیرید که قانون اینرسی را دور بزنید و از این مهارت به روش خوبی استفاده کنید.تمرین از بین بردن موانع ذهنیخب حالا نوبت به آن رسیده که با تکنیک‌های ان ال پی بتوانیم موانع یا همان قفل‌های ذهنی را کنار بزنیم. برای انجام این کار یک جسمی را انتخاب کنید و ۲۰ کاری که می‌توان با آن وسیله انجام داد را در جایی یادداشت کنید. سعی کنید کارهایی را یادداشت کنید که به‌طور عادی و معمولی نمی‌توان از آن استفاده کرد. انجام درست این کار مستلزم چندین نکته می‌باشد که باید رعایت کنید.نکته شماره یکزمانی که این کار را شروع می‌کنید پس از نوشتن چندین کار افعال منفی مانند نمی‌شود یا نمی‌توان به ذهن‌تان می‌آید. هدف از نوشتن این یادداشت‌ها پیدا کردن قفل‌های ذهنی است پس توجه داشته باشید که این‌ها درواقع همان قفل‌های ذهنی هستند که ذهنیت شما را در تصمیم‌گیری و یا مهارت حل مسئله کاهش می‌دهد.نکته شماره دوتا زمان اتمام تمرین سعی کنید آن را رها یا نیمه‌کاره نگذارید. مدت زمانی که باید برای این تمرین بگذارید ۳۰ روز است و هر روز این تمرین را بر روی یک جسم انجام دهید. بعد از ۳۰ روز ذهن شما یاد می‌گیرد چطور بتوانید قفل‌های ذهنی را بشکند.در ضمن این تمرین باعث تقویت باور های شدن مانند من توانستم یا می‌توانم می‌شود. به دلیل اینکه شما با رفع کردن هر مانع و شکستن هر قفل به خودتان و ذهن‌تان اثبات می‌کنید که می‌شود یا انجام کاری که برای شما سخت بوده امکان پذیر است و.. این باورهای مثبت به شما کمک می‌کند در آینده بهتر بتوانید در مسیر موفقیت گام بردارید.منبع: https://farshidpakzat.com/fa/mental-barriers/</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jul 2019 10:13:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت حالت‌های چشمی و استفاده از آن در زبان بدن</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-sx8csfcvsp2x</link>
                <description>در ارتباطات ما با دیگران تنها ارتباط کلامی حائز اهمیت نمی‌باشد بلکه بخش زیادی از ارتباطات ما غیر کلامی و با زبان بدن یعنی حالت‌های فیزیکی مانند حرکات دست و چشم و پا و.. انجام می‌شود. بازیگران به خوبی می‌دانند از این مهارت چگونه استفاده کنند. یکی از تفاوت بزرگ بین بازیگران خوب و بد وجود همین نکته است. در مواقعی که نیاز است از حالات و حرکات دست و پا به خوبی استفاده می‌کنند تا مفهوم را بهتر به مخاطب برسانند.ارتباط چشمی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و پوتین رئیس جمهور روسیهما به وفور از زبان بدن بدون آنکه خودمان متوجه‌اش شویم استفاده می‌کنیم. به عنوان مثال ممکن است پس از صحبت با شخص مقابل متوجه شوید او حقیقت را نمی‌گوید و این را با حرکات چشم شخص متوجه می‌شوید. در واقع شما از مهارت چشم خوانی استفاده کرده‌اید. زمانی که زبان بدن را بشناسید متوجه می‌شوید که زبان گفتاری با زبان بدن شخص همخوانی ندارد. حال به این موضوع می‌پردازیم چگونه حالت‌های چشم را در ارتباطات تشخیص دهیم. توصیه می‌شود برای درک بیشتر حالت‌های چشمی و اهمیت آن مقاله چشم خوانی را مطالعه کنید.حالت‌های چشمیبه‌طور کلی وقتی انسان‌ها حالت روحی و جسمی که دارند نسبت به آن مردمک چشم‌شان تغییر می‌کند. اگر خوشحال باشند مردمک به شکلی و اگر غمگین باشند ابعاد مردمک چشم به شکلی دیگر در خواهد آمد. اما از حالت‌های چشمی افراد چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟حالت بستن چشمزمانی که در حال گفتگو هستیم و شخص مقابل چشم‌های خود را ببندد یک حالت آزار دهنده‌ای برای‌مان رخ می‌دهد. زمانی این اتفاق رخ می‌دهد که دو حالت داشته باشد. اولین مورد برای زمانی می‌باشد که شخص از خستگی یا کم‌خوابی چشم‌های خود را می‌بندد و در حالت دوم ممکن است شخص علاقه‌ای به موضوع گفتگو ندارد و علاقه‌مند است صحبت هر چه سریع‌تر به پایان برسد. اما در حالت سوم که ممکن است بسیار پیش بیاید بستن چشم به معنای غرور و تکبر شخص مقابل است و این حس را به شخص مقابل می‌رساند که تصمیم‌گیرنده شما نخواهید بود. در گفتگوهای سیاسی بین مقامات از این دست اتفاقات بسیار ممکن است رخ دهد.حالت خیره شدناگر در حال صحبت با همسر خود هستید و متوجه می‌شوید که او به شما خیره شده است بیانگر حالت راحتی و صمیمت در گفتگو می‌باشد. افرادی که می‌خواهند موضوعی را از شخص مقابل پنهان کنند و یا به دروغ به طرف مقابل بگویند از ارتباط چشمی به صورت مستقیم خودداری می‌کنند. خیره شدن نیز مانند حالت بسته شدن چشم بسته به نوع شرایط دارد. در مبارزات ممکن است دو ورزشکار مستقیما به چشم یکدیگر خیره شوند و این معنای صداقت و راحتی با هم نیست.حالت تند پلک زدنطبق آمار منتشر شده انسان در طول روز به‌طور میانگین حدود ۱۳۵۰۰ بار پلک می‌زند. اگر فردی بیش از حد در مکالمات پلک زدن چشم را تجربه می‌کند ممکن است تحت استرس مکالمه با شخص مقابل قرار بگیرد. دانشجویان در زمان ارائه پایان‌نامه بدون آنکه متوجه این موضوع شوند انجام‌اش می‌دهند. اما ممکن است این حالت ناشی از محیط مانند هوای خشک و مشکل بینایی باشد که بسته به شرایط مکالمه دارد.حالت شادیافراد زمانی این حالت را خواهند گرفت که تمایل به موضوعی برای انجام دارند یا از آن خوشحال می‌شوند. هنگامی که رضایت و شادی اتفاق بی‌افتد مردمک چشم بزرگ می‌شود. برای مثال هنگام دادن یک خبر خوب به دیگران زمانی می‌توانید متوجه شوید که شخص مقابل واقعا خوشحال شده است که به این حالت از چشم دقت کنید.حالت خشم و عصبانیتاگر فردی هنگام مکالمه مردمک چشم‌اش کوچک شد یا چشمان او به حالت نیمه بسته رفت این پیام را نشان می‌دهد نا عصبانیت و تنفر در رابطه‌ ایجاد شده است. زبان بدن مجموعه‌ای حالات که به صورت غیر کلامی می‌باشد نوعی مهارت برای ارتباطات در نظر گرفته می‌شود. چشم و حالت‌های چشمی نیز به عنوان بخش مهمی از ارتباطات غیر کلامی نقش بسزایی را ایفا می‌کند. همان‌طور که گفته شد بدون هیچ ارتباط کلامی می‌توان حالات شخص مقابل را حدس زد.منبع :  https://farshidpakzat.com/fa/eyes-in-body-language/ </description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jul 2019 17:27:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباط‌های غیر کلامی که از آن بی‌خبریم!</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-jznbvcrhugfw</link>
                <description>ارتباط غیر کلامی در ارتباطات، آموزش، خرید و فروش بسیار مهم‌تر از ارتباط کلامی است. شما با واژه‌هایی که بکار می‌گیرید و نیز لحن صدا و بدن‌تان ارتباط برقرار می‌کنید. اگر حتی کلمه‌ای نیز سخن نگویید باز هم پیامی از طرف شما در حال انتقال است.شکل‌های مختلف صدای انسان مانند سرعت گفتار، تاکید کردن و یا حتی مکث کردن در زمانی که در حال صحبت هستیم نشان‌دهنده‌ی غیر فیزیکی ارتباطات هستند. شکل کلماتی که ما استفاده می‌کنیم در موقعیت‌های مختلف فرق خواهد داشت. مسلما زبان بدن و لحن صدا تفاوت قابل توجهی در تاثیر و معنای آنچه گفته می‌شود به‌وجود می‌آورند. مارگارت تاچر اولین نخست وزیر تاریخ بریتانیا زمان و انرژی بسیاری را صرف تغییر قدرت صدای خود در سخنرانی‌ها می‌کرد تا بتواند مفهوم کلماتی که استفاده می‌کند را دقیق‌تر برساند.زمانی که با یک شخصی در حال صحبت هستیم این لحن صدای ما مشخص می‌کند که نوع صحبت‌مان یک گفتگوی ساده می‌باشد یا یک نوع تهدید کردند. اگر واژه‌ها محتوای پیام را تشکیل می‌دهند، بنابراین وضعیت بدنی، ایما و اشاره‌ها، حالت چهره و لحن در پیام ما گنجانده می‌شود که مجموع این‌ها معنای ارتباط را تشکیل می‌دهند.نوع ارتباط‌ غیر کلامیارتباط غیر کلامی همان‌طور که اشاره کردیم می‌تواند با توجه به موقعیت مکانی کاربردهای زیادی داشته باشد که به آن می‌پردازیم.لحن صدازمانی که یک گفتگو آغاز می‌شود لحن صدا مهم‌ترین موضوعی است که اهمیت دارد. برای اینکه بیشتر متوجه این موضوع شوید جمله‌ی زیر را در حالات مختلف تمرین کنید.نه این کار خوبی نیست (ترس)نه این کار خوبی نیست(عصبانیت)نه این کار خوبی نیست(دستوری)آنچه که مشخص است اگر لحن صدای شما متفاوت باشد شنونده بیان شما را بهتر درک می‌کند. به عنوان مثال اگر در یک سخنرانی جمله‌ای را با صدای بلند و حالت دستوری بیان کنید مخاطب بیشتر با موضوعی که درباره آن صحبت می‌کنید درگیر می‌شود. در حقیقت لحن صدای شما مخاطب را از آنچه که می‌گویید آگاه می‌کند.زبان بدنزمانی که در حال صحبت با افراد هستید نوع زبان بدن شما مانند حالت ایستادن، قرار گرفتن دست‌ها و پاها و حتی نحوه راه رفتن شما در کلام‌تان تاثیرگذار است. متخصصان زبان بدن به این اعتقاد دارند که هر حرکت شما می‌تواند معنای خاصی را داشته باشد و نشان‌دهنده‌ی احساسات شما در موضوعی که دارید می‌باشد.تماس چشمیاغلب افرادی که به موضوع ارتباط غیر کلامی تسلط دارند در ارتباط‌ها و سخنرانی‌های خود از تماس چشمی استفاده می‌کنند. ارائه دهنده باید با هر شخصی به اندازه کافی تماس چشمی داشته باشد. هنگام صحبت یا ارائه‌ی مطلب در یک گروه توجه کنید که به همه‌ی افراد حاضر در جلسه سخنرانی نگاه کنید و فقط به یک سمت اتاق توجه نکنید زیرا تماس چشمی می‌تواند احساسات، عواطف، علاقه و صداقت سخنران یا معلم را به شنوندگان انتقال دهد. اساتید دانشگاه از ارتباط چشمی زیاد استفاده می‌کنند.مطالعه کامل مقاله:  https://farshidpakzat.com/fa/non-verbal-communication</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jun 2019 10:46:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسلط بر مقاومت‌های ذهنی به کمک قانون جذب!</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%AA%D8%B3%D9%84%D8%B7-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-oy5owarwie0k</link>
                <description>مقاومت‌های ذهنی به‌طور مستقیم بر کارهایی که قرار است انجام دهیم تاثیر می‌گذراند. حتما شما هم این شرایط برای‌تان پیش آمده که قصد انجام کاری را داشته‌اید اما عوامل درونی خودتان باعث این موضوع شده است. حسی که وجود دارد را با موضوع تنبلی اشتباه نگیرید و این موضوع کاملا متفاوت است. در این مقاله می‌پردازیم به اینکه چطور بتوانیم به کمک قانون جذب مقاومت‌های ذهنی برای حل مسائل را برطرف کنیم.مقاومت‌های ذهنی و شکل‌گیریاین نوع مقاومت‌ها در ذهن بیشتر از ترس شکل می‌گیرند. ترس از انجام کاری که یا نتیجه‌ی خوبی از آن قبل‌تر گرفته نشده و یا قرار است اولین تجربه‌ی کاری را داشته باشید. یکی از ویژگی این مقاومت‌ها این است که نمی‌دانید از کجا شکل می‌گیرند و تنها کارشان گرفتن انرژی و انگیزه افراد برای انجام کار است که می‌توان به کمک قانون جذب این موضوع را تا حدی کاهش داد.تشخیص نوع مقاومتدر مرحله‌ی اول باید کمی فکر کنید و علت پیش آمدن مقاومت ذهنی را بدانید. چه عاملی باعث می‌شود که رویای شما محقق پیدا نکند؟ باید کمی فکر کنید. به‌عنوان مثال اگر بخواهید کمی سرمایه‌گذاری کنید و این مبلغی که در نظر گرفته‌اید تا چه حدی برای داشتن یک سرمایه منطقی است؟ راه منطقی‌تر برای رسیدن به ثروت در جایگاه شما چیست؟ با پرسیدن سوالات درست از خودتان می‌توانید نوع مقاومت را تشخیص دهید.نوع احساسات شماباید به احساسات و توجه‌ای که به موضوع دارید دقت کنید. هر زمان که شما احساس بد یا خوبی نسبت به موضوعی که قرار است انجام دهید در ذهن شما تاثیرگذار است. اگر حس خوبی به موضوعی که قرار است آن‌را انجام دهید داشته باشید به ذهن خود این اجازه را می‌دهید که کمی شک و ترس درباره آن داشته باشد. این ترس در ذهن‌تان تبدیل به مقاومت برای انجام‌اش می‌شود.افکار منفی را نادیده بگیریددر بخش بالا به این موضوع اشاره کردیم که افکار منفی را در تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود دور کنید. اما با وجود افکار منفی چطور آن‌ها را در ذهن به افکار مثبت تبدیل کنیم؟ فرض کنیم که شما می‌خواهید وزن خود را کم کنید و این افکار منفی در شما شکل گرفته است که با تغییر وزن ممکن است فرم صورت‌تان تغییر کند. اما با تغییر وزن می‌توانم میزان سلامتی خود را افزایش دهم و این کار باعث خوشحالی من می‌شود. تزریق یک افکار مثبت به ذهن آن را قدرتمند می‌کند.منبع :  https://farshidpakzat.com/fa/how-to-overcome-resistance-with-mindset/ </description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Mon, 13 May 2019 12:37:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چارچوب انگار چیست چیست</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%DA%86%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dyjzdsf7vbfi</link>
                <description>چارچوب انگار فرایندی است که در آن، فرد یا گروه طوری رفتار می کنند که گویی هدف نهایی که مد نظر بوده حاصل شده است، یا شخص یا گروه به شخص یا گروه دیگری تبدیل شده است. چارچوب انگار، برای کمک به مردم در زمینه‌ی گسترش درک آن‌ها از وضعیت و دنیای دل‌خواه آینده‌شان، چارچوبی قدرتمند است. شاید این متد مشابه با تلقین باشد اما در اصل کمی متفاوت است.چارچوب انگار برای چیره شدن مردم بر مقاومت ها و محدودیت‌های موجود در نقشه‌ی ذهنی‌ خود از جهان، روش بسیار مناسبی است. چارچوب انگار، معمولا باورهای محدود کننده را با ایجاد مثال های نقض و گزینه های دیگر، به چالش می‌کشد.رهایی از محدودیت‌ها با چارچوب‌های انگارچارچوب انگار به ما کمک می‌کند تا درک کنونی خود را از محدودیت های واقعی کنار بگذاریم و کاملا از نیروی تخیل و تصور خود استفاده کنیم. علاوه بر این، اجازه می دهد توانایی های ذاتی فرد رشد و شکوفا شود.چارچوب انگار این امکان را می‌دهد تا فرد از مرز باورهای خود عبور کند. در واقع چارچوب انگار عبارت من را به‌جای یک عبارت کلی خالی، به صورت یک عملکرد می‌نگرد.نکته‌ی قابل توجه این است که بسیاری از فرایندها و تکنیک‌های ان ال پی از چارچوب انگار استفاده می کنند. مثلا در فرآیندهای هدف سازی و راه حل و رویاپردازی، فرد ابتدا به صورت چنان که این‌ها ممکن باشند عمل می‌کند و با چشم ذهنی از آن‌ها تصویر می‌سازد و کیفیت مطلوب خود را به آن تصویر می‌دهد.سپس با استفاده از چارچوب انگار، به آن تصویر جان می دهد تا بتواند آن تجربه را احساس کرده و رفتار ویژه‌ای را تمرین کند که مناسب آن آرزو و هدف باشند. چارچوب انگار از این نظر بسیار مهم است که می‌توان فضایی خلق کرد که موجع به تحریک دستگاه اعصاب مفید برای میل به هدف شود.میلتون اریکسون درباره این موضوع گفته است:شما می‌توانید هر چیزی را وانمود و آن را کنترل کنید.تکنیک چارچوب انگار ابزاری کلیدی برای مربیان و مشاوران است تا بتوانند برای افراد فضایی خلق کنند تا شخص مورد نظر درک وضعیت فعلی خود را فراموش و به هدف‌های آینده فکر کند. تمرین‌های بعدی کاربرد چارچوب انگار را برای عبور از باورهای محدود کننده نشان می‌دهند.مطالعه کامل :  https://farshidpakzat.com/fa/nlp-imaginary-framework</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Tue, 07 May 2019 10:06:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نباید هدف‌‌های خودمون رو به دیگران بگیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%AF%D9%81%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D9%85-nvl4cjvwvgg2</link>
                <description>من میخوام مهاجرت کنم! من میخوام به آکادمی فوتبال برم! من میخوام کلاس بازیگری برم! من میخوام... این‌ها اهدافی هستند که ما در زندگی به دیگران بازگو می‌کنیم. در واقع با گفتن هدف‌ها به دیگران شاید در اصل موضوع آگاه کردن دوستان از کاری که قرار است در زندگی انجام دهیم. اما واقعا چرا نباید این کار را انجام داد و چه پیامدهایی می‌تواند برای ما داشته باشد. اهداف مخفی و انگیزه چند برابرگفتن هدف‌تان به دیگران شکافی بین آنچه قصد دارید انجام دهید و آنچه واقعا انجام می‌دهید را افزایش می‌دهد. این کار باعث جلوگیری از کاری که قرار است انجام دهید می‌شود. از طرف دیگر، با نگه داشتن اهداف خود، آن حس فوریت و انگیزه را حفظ می‌کنید که به سمت جلو حرکت کنید. شما احساس می‌کنید که هنوز کاره‌ای زیادی برای انجام دادن وجود دارد و نظم و انضباط و کنترل خود را دو برابر می‌کنید. داشتن انگیزه باعث خلق فرصت‌ها می‌شود و شانس شما را برای رسیدن به‌ هدف‌تان دوچندان می‌کند.رازداریما باید برای هدف‌های خود رازدار باشیم به این علت که رازهای مخفی ما باعث می‌شوند اعتمادبه‌نفس بیشتری برای انجام کاری که فقط خودمان می‌دانیم داشته باشیم. دکتر رابرت آنتونی محقق علم روانشناسی و ان ال پی در این باره می‌گوید:با فاش کردن اهداف خود، انرژی مورد نیاز برای انجام دادن اهداف را از بین خواهید برد. اکثر مردم سعی خواهند کرد که شما را از اهداف‌تان دور کنند. آن‌ها دوست ندارند کسی را ببیند که بیش از آن‌ها کاری انجام می‌دهد یا بهتر عمل می‌کند.این افراد با هر ترفندی که ممکن است سعی دارند تا شما را از رسیدن به هدف منصرف کنند یا در آن وقفه ایجاد کنند.متحرک‌های ذهنیاین یک واقعیت است که مغز ما می‌تواند حتی متحرک‌های ذهنی که داریم نابود کند. پیتر گلویتزر محقق آلمانی طبق تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۰ انجام داد متوجه این موضوع شد که افرادی که به نوعی اهداف خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارند و سعی می‌کنند نظرات دیگران را درباره آن بدانند به‌طور میانگین ۹۰ درصد آن‌ها به اهداف خود نرسیده‌اند. این نقش متحرک‌های ذهنی می‌باشد که باعث رخداد تبدیل فعالیت مسئولیت پذیر بودن در قبال هدف را به بی‌مسئولیتی تبدیل می‌کند.از مقاله :  https://farshidpakzat.com/fa/keeping-your-goals-secret/  </description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Mon, 29 Apr 2019 15:58:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرا برنامه‌ها چه نقشی را در زندگی ما ایفا می‌کنند</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D9%81%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%81%D8%A7-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-tpzghurtldu1</link>
                <description>آیا می‌دانید فرا برنامه‌ چیست؟ چقدر این کلمه را در طول زندگی‌تان شنیده‌اید؟ در واقع فرا برنامه‌ها فیلترهای درونی انسان‌ها هستند که در ضمیر ناخودآگاه عمیق شما قرار دارند و بر رفتار و اخلاق شما تاثیر مستقیم می‌گذارند.داشتن انگیزهآیا بنا بر عادت به سمت‌و سویی که در زندگی می‌خواهید حرکت می‌کنید؟ یا از چیزی که نمی‌خواهید دوری می‌کنید؟ برای اینکه بدانید روند معمول شما برای انجام کارها چیست، از خودتان سوال کنید از کارم چه می‌خواهم؟آیا پاسخ شما این است که می خواهید چیزهای مورد نظرتان را داشته باشید یا اینکه فقط کار کنید؛ یا می‌خواهید از چیز یا چیزهایی دور شوید؟فرا برنامه‌ها و دلایلان ال پی و فرا برنامه‌ها به شما این کمک را می‌کنند تا با بیان سوالاتی از خود بدانید انگیزه‌ای که باید درون شما وجود دارد یا خیر. سوالات درست پرسیدن این انگیزه رو برای‌تان به‌وجود می‌آورد تا بتوانید کاری که باید را انجام دهید.از خودتان این سوالات را بپرسید تا بدانید جزو کدام گروه هستید و چرا من این شغل را انتخاب کردم؟ آیا به این دلیل است که برای من به واسطه‌ی این شغل، انتخاب‌ها یا امکاناتی فراهم می‌شود یا اینکه مجبور به انجام‌اش هستم؟ پاسخ شما یکی گزینه‌های زیر می‌باشد: الزامامکاناتترکیبی از هردوفکر و عمل کردنآیا فردی عمل گرا هستید یا تفکر گرا؟ آدم‌های عمل‌گرا و فعال به میانه‌ی میدان می‌روند و به سرعت خود را با همه چیز وفق می‌دهند. آن‌ها دوست دارند بدون گذراندن وقت زیاد برای تفکر دست به کار شوند از سوی دیگر، آدم های تفکرگرا بیشتر ترجیح می‌دهند در مورد تمام جزئیات کار، پیش از شروع تفکر کنندو برای آن وقت بگذارند. اما سوالی که در مرحله فکر و عمل کردن باید از خودتان بپرسید این است:اگر پروژه ای در دست داشتم، آیا بی درنگ دست به کار می شدم یا اینکه اندکی صبر و تامل می‌کردم و بعد کار را شروع می کردم؟ پاسخ شما یکی گزینه‌های زیر می‌باشد:عمل‌گرافکورهر دو فیلتر ارتباطیهر یک از ما برای در نظر گرفتن یکنواختی یا تنوع در زندگی‌مان شیوه‌ی خاص خود را داریم. برخی متوجه شباهت‌ها می‌شوند و برخی متوجه تفاوت‌ها.کسانی که به یکنواختی تمایل دارند در واقع افرادی هستند که چیزها را به نوعی به‌هم ربط می‌دهند. دوست دارند کار و روابط شان همان گونه که هست، باقی بماند. در واقع به حفظ شغل فعلی‌شان تا زمانی راضی هستند که احساس کنند به تغییر شغل نیازی ندارند.افراد علاقمند به یکنواختی همراه تنوع:این گونه افراد پس از سه تا پنج سال خواهان ایجاد تغییرند.افراد علاقمند به تنوع:این گونه افراد به تنوع بیشتر نیاز دارند و به طور معمول پس از هجده ماه تا سه سال تغییر ایجاد می کنند.افراد تنوع طلب:به ایجاد تغییرات فراوان در زندگی‌شان نیاز دارند و در جستجوی تغییر و تحول و دگرگونی‌اند.سوالات دیگری که می‌توانید برای یافتن میزان علاقه‌ی خود به یکنواختی یا تنوع در زندگی از خودتان بپرسید، از قرار زیر است:به‌طور معمول چه مدت در وضعیت شغلی خاصی باقی می‌ماند وقتی ارتباطی جدید را آغاز می‌کنم، آیا در ابتدا شباهت ها توجه‌ام را جلب می‌کنند یا تفاوت‌ها؟طالعوقتی ارتباطی جدید را آغاز می‌کنم، آیا در ابتدا شباهت ها توجه‌ام را جلب می‌کنند یا تفاوت‌ها؟                                           مطالعه کنید: بخش دوم فرا برنامه‌ها</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Mon, 22 Apr 2019 13:56:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت‌های بینایی و روابط ما!</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%85%D8%A7-huyopsgilyln</link>
                <description>مهارت‌های بینایی یکی از موارد حواس پنجگانه می‌باشد که در روابط ما تاثیر می‌گذارند اما دقیقا چه کار مشخصی را انجام می‌دهند. اگر فردی باشید که درگیر اجتماع باشد و در طول روز با افراد زیادی صحبت می‌کند می‌دانید که هر گفت‌و گو سیستم و روش خاص خود را دارد. اما ممکن است در بعضی از آن‌ها مشترک باشد.مهارت‌های بینایی و ان‌ال‌پیارتباط درست و متقابل زمانی شکل می‌گیرد که نیازهای هر دو طرف در آن مکالمه تا حدی برطرف شود. ان ال پی روش‌هایی را برای انجام این کار یعنی برقراری ارتباطی خوب و بادوام با دیگران ارائه می‌نماید. ارتباط تعریف ساده‌ای دارد و عبارت است از آنچه که می‌گویید (موضوع) و روشی که توسط آن گفته‌ی خود را به زبان می آورید (فرایند).شما می‌توانید به‌صورت کلامی (با استفاده از لغات) یا به‌صورت غیر کلامی زبان بدن ( به روشی غیر از صحبت کردن و نوشتن) مثل شکل ظاهری، ژست گرفتن و حرکات چهره و بدن، این کار را انجام می‌دهید. حتی ممکن است آهنگ صدای شما نیز برای شخص مقابل‌تان حامل پیامی باشد.استفاده از مهارت‌های بیناییوقتی افرادی ذهن اشخاص دیگر را می‌خوانند یا ذهن خوانی انجام داده‌اند و جملاتی مثل « به‌نظر بی‌حوصله می‌رسید» را به‌کار می‌برند، ما متعجب می‌شویم. ممکن است این مشاهدات درست باشد، اما از طرفی دیگر ممکن است که فقط سوء تعبیر شخص مقابل باشد. ممکن است خمیازه کشیدن شاید بخاطر کسل آور بودن شما و یا رابطه نباشد و فقط نتیجه‌ی خستگی یا کمبود اکسیژن باشد.برای حصول اطمینان از درک افراد دیگر، بهتر است رفتار آن‌ها را تنها به عنوان اطلاعات در نظر بگیرید بدون اینکه آن‌ها را مورد ارزیابی قرار دهید و سپس فکر و احساس واقعی خود را در مورد آن‌ها بسنجید. این کار را می‌توان به‌صورت مستقیم با پرسیدن افکار و احساسات آن‌ها یا به‌صورت غیر مستقیم با بررسی مشاهدات خود و یافتن شواهد دیگر برای تاثیر حدس خود انجام داد.تیز حسیدر ان ال پی عبارت تیز حسی را برای مشاهده و استفاده از حواس بکار می برند. برای تمرین می‌توانید به فردی که اکثر اوقات با شماست نگاه کرده و به صدای او توجه کنید. سعی کنید به صدای او در ظاهر و حالات مختلف دقت کنید.مثلا آهنگ صدای او به هنگام خوشحالی و ناراحتی، حالت چهره او در زمان سرحال بودن و به هنگام کسل شدن، حرکات چشم‌اش به‌هنگام یادآوری حوادث گذشته یا تصور پیش‌آمدهای آینده. البته این مهارت نیاز به تمرینات چشم خوانی دارد.انجام این تمرینات شما را در پرورش مهارت‌های بینایی یاری می‌کند و سبب می‌شود تا نسبت به تجربیات دیگران حساسیت وعکس العمل بهتری نشان دهید. افزایش آگاهی شما نسبت به دیگران و عکس العمل شما در برابر آن‌ها منجر به برقراری ارتباط بیشتر و اجتناب از بروز سوء تفاهمات خواهد شد.تغییر دیدگاهعبارتی که در ان ال پی برای تغییر دیدگاه مورد استفاده قرار می‌گیرد، قرار گرفتن در موقعیت‌های ادراکی متفاوت می‌باشد. در زندگی روزمره گاها عبارت‌هایی مربوط به موقعیت را از زبان دیگران می شنویم. مثلا شخصی به طرف مقابل خود می‌گوید «اگر در موقعیت شما بودم به شکل دیگری کارها را انجام می دادم» اینگونه جملات نشان‌دهنده‌ی این واقعیت هستند که افراد در انجام و اقدام به کار به شکل متفاوتی عمل می کنند و اینکه ما می‌توانیم قرار داشتن در موقعیت فردی دیگر را تصور کنیم.دیدن زوایای مختلف یک اتفاق یا یک داستانی که پیش می‌آید به شما کمک می‌کند تا به درون تجربیات افراد دیگر راه یافته و دنیای اطراف خود را در روشنایی نوری دیگر مشاهده کنید. هنگامی که از دید دیگران می‌نگرید، این احساس در آن‌ها به‌وجود خواهد آمد که شما بیشتر آن‌ها موضوع را درک می‌کنید و بنابراین عکس العمل‌های بهتری در ارتباط با شما نشان خواهند داد.مطالعه کامل در سایت:  https://farshidpakzat.com/fa/vision-skills-and-communication/ </description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2019 11:50:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریسک کردن تا چه حد منطقی و کارساز است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-krp4dnaw0ga1</link>
                <description>همیشه ریسک کردن باعث بروز دو عامل می‌شود. یا ما را به آن چیزی که می‌خواهیم می‌رساند یا باعث شکست می‌شود. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که بدون ریسک کردن هیچ‌کس نمی‌تواند به موفقیت برسد. برای اینکه کاری که قبلا انجام نداده‌ایم و تجربه‌ای در قبال انجام‌اش نداریم برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب باید ریسک‌پذیری خودمان را بالا ببریم.خارج شدن از محدوده امنباید خود را تبدیل به کسی کنیم که می‌خواهد به موفقیت برسد. خارج شدن از محدوده امن به شرط احتیاط نیز همین موضوع را تکرار می‌کند. کسی که در این هفته ریسک دوچرخه سواری را نمی‌پذیرد در هفته‌ی بعد در صورت نیاز حتما این ریسک را انجام می‌دهد. در واقع پیش نیاز رسیدن به هرکاری ریسک است که ممکن است با ترس نیز همراه باشد.شانس یا ریسک کردنشانس نتیجه‌ی ریسک‌هایی است که در طول زندگی انجام می‌دهیم. همواره ریسک پذیری فقط مربوط به مباحث کاری نمی‌شود. هر آدمی در هرجای جهان و با هرشرایطی می‌تواند ریسک کند. حتی با این تفکر که بدشانس‌ترین آدم در جهان هستید.ریسک‌های احساسی. فکری یا حتی ریسک‌های اخلاقی که در طول روز داریم شامل دیگر موارد ریسک‌پذیری ما می‌شود که ممکن است به آن دقت نکرده باشید. اگر شانس را به مانند باران تشبیه کنیم و ریسک را مخزن جمع اوری آب هرچقدر میزان ریسک پذیری ما بیشتر باشد باران بیشتری را جمع اوری خواهیم کرد.قدردان بودنهرکسی که به شما کمک می‌کند تا بتوانید ریسک کنید و نقش مهمی در انجام این کار دارد را باید قدردانش باشید. به این موضوع فکر کنید وقتی که با شما می‌گذراند را می‌تواند صرف یک شخص دیگر کند. هنگامی که با یک دوست مشغول صحبت هستید و در حال کمک گرفتن از او هستید سعی کنید از او برای صحبت با شما قدردانی کنید. علت دیگری که باید حس قدردانی را درخود پرورش دهید این است که با قدردانی کردن از دیگران، حس روحی و انگیزشی هم به خودتان و هم به طرف مقابل می‌دهید. نعمت‌های فراوانی زمانی سمت شما می‌آیند که قدردان زحمات دیگران باشیم و هرگز آن‌ها را نادیده نگیریم.تغییر رابطه با ایده‌هاریسک اینکه ایده‌ها را تبدیل به فرصت مناسب برای رسیدن به موفقیت کنیم در همه‌ی موقعیت‌ها وجود دارد.همواره ایده‌های مختلفی به ذهن می‌رسد که یک بخشی از آن‌ها عالی و یک بخشی از آن‌ها ترسناک می‌باشد. منظور از ترسناک این است که ممکن است تصور کنید اجرای این ایده نه تنها باعث پیشرفت شما نمی‌شود بلکه باعث متضرر شدن شما شود. تصور کنید که به عنوان یک نویسنده در هواپیما نشسته‌اید و در کنار شما یک ناشر حضور دارد آیا این ریسک اجتماعی را می‌پذیرید که درباره کتاب خودتان با او صحبت کنید؟ پاسخ ناشر هرچه باشد شما ایده‌ای که داشتید را عملی کردید و خود را از محدود امنی که داشتید خارج کرده‌اید. ممکن بود این فرصت دیگر پیش نیاید.سخن آخرریسک پذیر بودن بستگی به این دارد که شما چقدر به آینده‌ای که برای خودتان ترسیم کردید خوش‌بین باشید و میزان تلاش شما برای رسیدن به ان چقدر باشد.</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2019 14:20:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور می‌توانیم یک رابطه‌ی خوب داشته باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-kgdz633pqbjj</link>
                <description>بارها شنیده‌اید که رابطه موفق می‌تواند در سلامت روحی و فکری شما تاثیر بگذارد اما دقیقا چه رابطه‌ای را می‌توان یک رابطه موفق نامید. عوامل‌های درونی و بیرونی زیادی می‌توانند در روابط ما تاثیر بگذارند اما هدف از انتشار این مقاله رسیدن به یک رابطه موفق با رعایت کردن یک‌سری از نکات می‌باشد.حمایت و تشویقتشویق و حمایت شریک زندگی تاثیر بسیار مهمی در روابط عاشقانه دارد. ما انسان‌ها در طول عمر از کودکی تا بزرگ‌سالی برای رسیدن به هدف نیاز به حمایت و تشویق داریم. سعی کنید از شریک زندگی خود در مواقعی که کاملا نیاز به شما دارد حمایت کنید. مثلا همسرتان یک آزمون مهم پیش رو دارد و واکنش ما نسبت به این اتفاق می‌تواند یکی از این سه گزینه باشد:تو می‌تونی با مهارتی که داری در این آزمون موفق باشیبا اینکه آزمون سختی هست اما تو می‌تونی موفق باشیبه نظرم کاری که انجام میدی وقت تلف کردن و موفق نمیشیبا اینکه هدف شما تخریب طرف مقابل نیست اما با انتخاب گزینه سوم علاوه بر اینکه روحیه مثبت و حمایتی از طرف شما دریافت نمی‌کند بلکه یک سیگنال منفی از طرف شریک زندگی‌اش برای آزمون دریافت می‌کند. در یک ازدواج موفق، همسران تقریباً همیشه انرژی ثابت و مثبتی برای حمایت دارند. آنها از این منبع ذخیره برای روزهای سخت و دشوار استفاده می‌کنند.اعتماد در رابطهبدون اعتماد هیچ رابطه‌ای شکل نخواهد گرفت. درواقع اعتماد ستون و اصلی‌ترین بخش یک رابطه محسوب می‌شود. مهم نیست میزان عشق و علاقه‌ی شما به شریک زندگی‌تان چقدر است اگر اعتمادی که باید شکل نگرفته یا از بین رفته است همچو خانه‌ای است که ستون‌هایش دچار مشکل شده است. اگر ظرفیت اعتماد انسان‌ها را با سد تشبیه کنیم جمع شدن آب در پشت سد ممکن است ماه‌ها طول بکشد اما خالی شدن سد در ظرف چند ساعت امکان پذیر است. در یک رابطه دروغ یا حتی موارد ساده‌ای مثل بدقول بودن از هر کدام انجام شود حس بی‌اعتمادی در دو طرف ایجاد می‌شود.خوب گوش دادنحتما برای شما هم پیش آمده که با شخصی در حال صحبت با هستید اما او دقیقا به حرف‌های شما گوش نمی‌کند ولی به‌ظاهر سری تکان می‌دهد که تایید کند حرف‌های شما را گوش می‌کند و یا برعکس شما به‌ حرف‌های طرف مقابل‌تان گوش نمی‌کنید. در دو صورت یک حس بی‌اخترامی بین هر دو طرف پیش می‌آید.شما علاوه بر مهارت کلامی باید مهارت شنیداری خوبی داشته باشید و این یک امر مهم در برقراری ارتباط سازنده و اثرگذار است. وقتی که خوب گوش نمی‌کنیم و فقط تایید می‌کنیم که کلمات را متوجه شده‌ایم بعد‌ها با شریک زندگی‌تان ممکن است مشکل ارتباطی پیدا کنید. این مهارت نیاز به تمرین دارد و برای اینکه دقیقا بتوانید این مهارت را به‌خوبی یاد بگیرید سعی کنید هنگام گوش کردن به صحبت‌های شخص مقابل تک‌به‌تک کلمات را در ذهن خود پردازش کنید و بگذارید حرف‌های شریک زندگی‌تان به‌صورت کامل بیان شود.                                       برای مطالعه کامل مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:                     https://farshidpakzat.com/fa/essential-keys-to-a-successful-relationship/</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Tue, 26 Mar 2019 10:42:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساعت و میزان خواب افراد ثروتمند چیست[اینفوگرافیک]</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-z3hhfnz9wwfo</link>
                <description>افراد ثروتمند چند ساعت در طول روز می‌خوابند. این سوالی است که اکثر خبرنگارانی که به‌صورت تخصصی می‌خواهند زندگی شخصی و کامل اشخاص موفق را بررسی کنند از اطرافیان و نزدیکان این افراد می‌پرسند. باید حدس زده باشید که ساعات خواب و میزان استراحتی که دارند کمی متفاوت‌تر از بقیه‌ی افراد جامعه است. آن‌ها اغلب زود می‌خوابند و سحرخیز هستند. در این مقاله به‌صورت اینفوگرافیک اطلاعات دقیقی از ساعت خواب افراد ثروتمند و طبعا موفق را برای شما ارائه می‌کنیم.</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2019 15:40:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ دروغی که مانع رسیدن افراد به موفقیت می‌شود</title>
                <link>https://virgool.io/@FarshidPakzat/%DB%B3-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-ylh4c7he2smp</link>
                <description>تا به حال شده در شرایطی قرار داشته باشید که حس کنید برای رسیدن به موفقیت یا موقعیت بهتر،‌ فقط به چند دروغ نیاز دارید؟ معمولا در این شرایط چه کار می‌کنید؟ در این شرایط خود را بین یک دو راهی حس می‌کنید که یک راه صداقت و شکست و راه دیگر دروغ و موفقیت است؟ اگر اینطور فکر می‌کنید حتما این مقاله را تا انتها مطالعه کنید.اگر جزو آدم‌هایی هستید که برای رسیدن به شرایط مطلوب، به خودتان اجازه دروغ گفتن می‌دهید، باید از شما خواهش کنم اجازه ندهید این اتفاق برای شما تکرار شود. هر چند شاید فکر کنید فاصله بین شما و موفقیت‌ها فقط چند دروغ است. اما در حقیقت این‌ها دروغ‌هایی هستند که ما به خودمان می‌گوییم. در واقع این دروغ‌ها مانع رسیدن ما به آرزوهایمان می‌شود.دروغ‌های ما دلایل مختلفی دارند. شاید ما از موفقیت بترسیم. ممکن است فکر کنیم که لیاقت رسیدن به آن جایگاه را نداریم. شاید اصلا فکر کنیم که رسیدن به آن جایگاه امکان پذیر نیست. مهم نیست به چه دلیلی دروغ می‌گوییم. اگر از این دروغ‌ها خلاص بشویم بزودی آرزوهایمان را در دنیای واقعی می‌بینیم.ما در زندگی ۳ دروغ بزرگ به خودمان می‌گوییم. این دروغ‌ها موانع اساسی ما برای رسیدن به موفقیت هستند.نمی‌دانم از کجا شروع کنممیخواهم یک راز کوچک به تو بگویم هیچکس دقیقا نمی‌داند از کجا شروع کند. استیو جابز هم نمی‌داند که قدم اول را از کجا شروع کرد. بزرگ‌ترین تاجران جهان هم خصوصیت اولین خرید خود را نمی‌دانند.افراد موفق از خودشان نمی‌پرسند که باید از کجا شروع کرد. فقط یک تصمیم می‌گیرند، و آن تصمیمی این است که باید شروع کنند. در واقع هیچ کس نمی‌تواند اولین قدم را درست بردارد. اما افرادی موفق می‌شوند که اولین قدم را برمی‌دارند. درست و غلط بودن آن مهم نیست. مهم شروع کردن است. در قدم‌ّهای بعدی می‌توانیم اشتباهات‌مان را اصلاح کنیم. من هیچ پولی ندارم تو هیچ پولی برای میلیونر شدن نیاز نداری، تو حتی به هوش و استعداد هم نیاز نداری. به ریچارد برانسون نگاه کن او شرکت ویرجین را وقتی که نوجوان بود ثبت کرد. با وجودی که در مدرسه بیماری خوانش‌‌پرشی (مشکل آموزشی در روان‌خوانی و درک مطلب) داشت، ثروت او اکنون ۵٫۱ بیلیون دلار است.اگر یک نوجوان خوانش‌پریش با هیچ پولی می‌تواند یک میلیونر شود، پس لطفا عذر و بهانه را کنار بگذارید. چون حتی سریع‌تر از آن چیزی که فکرش را بکنید امکان‌پذیر است و تو حتی می‌توانی به دو برابر پولی که برای یک زندگی رده بالا نیاز داری فکر کنی.برای مطالعه کامل مقاله به صفحه ۳ دروغ بزرگ که مانع رسیدن شما به موفقیت می‌شوند مراجعه کنید.</description>
                <category>فرشید پاکذات</category>
                <author>فرشید پاکذات</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2019 16:14:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>