<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Fatemeh Nourollahi Fomeshi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Fateme_nrl</link>
        <description>روانشناس بالینی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 01:32:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4257757/avatar/gY25RP.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Fatemeh Nourollahi Fomeshi</title>
            <link>https://virgool.io/@Fateme_nrl</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا نسبت به کوچ مهاجران افغانستانی از ایران، به نگرش‌های متفاوت یا متعارضی بر میخوریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Fateme_nrl/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-bbmnkkzmuogi</link>
                <description>۱. مقدمهمهاجرت همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ بشریت بوده است. جنگ‌ها، فقر، تغییرات اقلیمی و ناامنی سیاسی میلیون‌ها نفر را وادار به ترک خانه و دیار خود کرده‌اند. در این میان، مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران یکی از مهم‌ترین و طولانی‌ترین جریان‌های مهاجرتی در منطقه محسوب می‌شود. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد (UNHCR, 2023)، ایران بیش از سه میلیون مهاجر و پناهنده افغانستانی را میزبانی می‌کند؛ برخی به صورت قانونی و برخی بدون مدارک معتبر. این حضور گسترده، در کنار مشترکات فرهنگی و زبانی، روابط پیچیده‌ای میان جامعه میزبان و مهاجران ایجاد کرده است.با این حال، واکنش جامعه ایرانی نسبت به این حضور یکدست نیست. برخی مهاجران را «برادران دینی و فرهنگی» می‌دانند و به آنان یاری می‌رسانند؛ برخی دیگر آنان را «رقیب اقتصادی»، «تهدید فرهنگی» یا حتی «بار اضافی بر دوش دولت» قلمداد می‌کنند (Keshavarzi et al., 2023). این تضاد نگرش‌ها پرسشی اساسی را برمی‌انگیزد: چرا نسبت به پدیده‌ای واحد، نگرش‌هایی چنین متعارض شکل می‌گیرد؟پاسخ را می‌توان در تلفیق دو رویکرد جستجو کرد:۱. روان‌کاوی که بر مکانیزم‌های ناخودآگاه فردی و جمعی مانند فرافکنی و دیگری‌سازی تأکید دارد.۲. روان‌شناسی اجتماعی که فرایندهای روابط میان‌گروهی، تهدید هویت اجتماعی و تأثیر ساختارهای قدرت و منابع را بررسی می‌کند.در ادامه، با تمرکز بر این دو رویکرد، چرایی نگرش‌های متضاد نسبت به مهاجران افغانستانی در ایران را تحلیل خواهیم کرد.۲. زمینه تاریخی و اجتماعیمهاجرت افغانستانی‌ها به ایران سابقه‌ای بیش از چهار دهه دارد. آغاز جنگ شوروی در افغانستان (۱۹۷۹) و سپس جنگ‌های داخلی، طالبان، و نهایتاً بحران‌های اقتصادی و امنیتی در دو دهه اخیر، میلیون‌ها نفر را به سمت ایران روانه کرد (Jalali, 2024).ویژگی مهم این مهاجرت‌ها، اجباری بودن آنهاست؛ یعنی مهاجران به انتخاب خود نیامده‌اند، بلکه ناچار از فرار بوده‌اند. این امر باعث می‌شود که تصویر «مهاجر افغان» در ذهن جامعه ایرانی همواره با مفاهیمی چون «بی‌خانمانی»، «فقر» و «جنگ» پیوند بخورد.در سطح اجتماعی، نگرش‌های ایرانیان به مهاجران افغانستانی معمولاً در دو طیف شکل می‌گیرد:همدلی و حمایت: به دلیل اشتراکات فرهنگی، دینی و زبانی، بسیاری از ایرانیان مهاجران را «بخشی از خود» می‌دانند و حتی آنان را در زندگی روزمره، کار و تحصیل می‌پذیرند.مقاومت و نفرت: بخشی دیگر از جامعه، مهاجران را «رقیب» در بازار کار یا «تهدیدکننده منابع» تلقی می‌کنند. رسانه‌ها نیز گاه با برجسته‌سازی جنبه‌های منفی، این نگرش‌ها را تقویت می‌کنند (Keshavarzi et al., 2023).این دوگانگی نشان می‌دهد که عوامل روانی و اجتماعی همزمان عمل می‌کنند و نمی‌توان صرفاً با شاخص‌های اقتصادی آن را توضیح داد.۳. تحلیل روان‌کاوانه: فرافکنی، دیگری‌سازی و اضطراب جمعی۳.۱ فرافکنی (Projection)فروید بر این باور بود که افراد و جوامع در مواجهه با اضطراب‌های درونی، آنها را به بیرون فرافکنی می‌کنند (Freud, 1930/2010). در ایران، فشارهای اقتصادی، ناامنی شغلی و ترس از آینده باعث شده است که بخشی از جامعه این اضطراب‌ها را به «مهاجر» نسبت دهد. بدین ترتیب، افغان‌ها نماد «تهدید»، «مزاحمت» یا «رقابت» می‌شوند.۳.۲ دیگری‌سازی (Othering)از دیدگاه لاکانی، «دیگری» همان تصویری است که جامعه نمی‌خواهد در خود ببیند. به بیان دیگر، افغان مهاجر می‌تواند نماد «فقر»، «بی‌ثباتی» یا «حاشیه‌نشینی» باشد؛ اموری که جامعه ایرانی می‌خواهد از خود طرد کند (Lacan, 2006).۳.۳ اضطراب جمعی و طردوقتی این فرافکنی‌ها در سطح جمعی تکرار می‌شوند، «اضطراب جمعی» شکل می‌گیرد. این اضطراب به طرد، تبعیض یا حتی خشونت علیه مهاجران منجر می‌شود. چنین واکنش‌هایی بیشتر از آنکه عقلانی باشند، ریشه در فرآیندهای ناخودآگاه دارند.۴. روان‌شناسی اجتماعی: هویت اجتماعی، تهدید ادراکی و نظریه تماس۴.۱ هویت اجتماعیبر اساس نظریه «هویت اجتماعی» (Tajfel &amp; Turner, 1986)، افراد برای حفظ عزت نفس خود، میان «ما» (ایرانیان) و «آنها» (افغان‌ها) مرزبندی می‌کنند. وقتی حضور مهاجران گسترده می‌شود، برخی ایرانیان آن را تهدیدی علیه هویت ملی یا فرهنگی خود تلقی می‌کنند.۴.۲ تهدید منابع و تبعیضمطالعات نشان داده‌اند که در شرایط کمبود منابع، گروه میزبان بیشتر تمایل به تبعیض علیه مهاجران دارد (Esses et al., 2001). برای مثال، در مناطق شهری ایران که بیکاری بالاست، نگرش‌های منفی نسبت به افغان‌ها شدیدتر گزارش شده است (Keshavarzi et al., 2023).۴.۳ نظریه تماس (Contact Hypothesis)گوردون آلپورت (Allport, 1954) مطرح کرد که تماس مستقیم و مثبت با اعضای یک گروه می‌تواند تعصبات را کاهش دهد. شواهد میدانی در ایران نیز نشان می‌دهد که در محله‌هایی که افغان‌ها و ایرانی‌ها در مدارس یا محل کار همکاری می‌کنند، نگرش‌ها مثبت‌تر است (Hosseini, 2024).۵. پیوند دو رویکرد: چرا نگرش‌ها متعارض‌اند؟با تلفیق روان‌کاوی و روان‌شناسی اجتماعی می‌توان چنین توضیح داد:نگرش‌های منفی زمانی شکل می‌گیرند که اضطراب‌های اقتصادی و اجتماعی از طریق فرافکنی بر مهاجران تخلیه شوند و همزمان هویت اجتماعی احساس تهدید کند.نگرش‌های مثبت زمانی پدید می‌آیند که تجربه تماس مستقیم امکان هم‌ذات‌پنداری را فراهم آورد و مهاجر نه «دیگری تهدیدکننده»، بلکه «همسایه» یا «دوست» تلقی شود.به عنوان نمونه، در گزارشی از UNHCR (2023) آمده است که خانواده‌های ایرانی‌ای که فرزندانشان با مهاجران افغان هم‌مدرسه بودند، نگرش‌های حمایتی‌تری داشتند؛ در حالی که در مناطقی با تعامل کمتر، دیدگاه‌های منفی غالب بود.۶. پیامدها۶.۱ برای مهاجرانافزایش اضطراب، افسردگی و احساس طرد اجتماعی (Alemi et al., 2023).دشواری در دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی.شکل‌گیری هویت حاشیه‌ای و دوگانه در نسل دوم مهاجران.۶.۲ برای جامعه میزبانقطبی‌شدن اجتماعی و کاهش انسجام ملی.تقویت تعصبات قومی و مذهبی.افزایش خشونت‌های کلامی و حتی فیزیکی علیه مهاجران.۶.۳ برای سیاست‌گذاراندشواری در مدیریت بحران‌های انسانی و امنیتی.شکل‌گیری فشارهای بین‌المللی در زمینه حقوق بشر.دوگانگی اجتماعی که تصمیم‌گیری‌های کلان را پیچیده‌تر می‌کند.۷. پیشنهادها1.      تقویت روایت‌های انسانی در رسانه‌ها: بازنمایی مهاجران به عنوان افراد دارای زندگی، خانواده و آرزوها، به جای تصویر کلیشه‌ای «کارگر ارزان» یا «بار اضافی».برنامه‌های روانی-اجتماعی: استفاده از مداخلات کوتاه‌مدت مانند Problem Management Plus برای کاهش استرس و بهبود تعامل اجتماعی (Kantor et al., 2023).افزایش تماس مثبت: ایجاد پروژه‌های مشترک آموزشی، فرهنگی و کاری میان ایرانیان و افغان‌ها برای کاهش مرزبندی «ما» و «آنها».آموزش عمومی درباره مکانیزم‌های ناخودآگاه: آشنایی جامعه با مفاهیمی مانند «فرافکنی» می‌تواند آگاهی را بالا برده و نگرش‌های منفی را تضعیف کند.سیاست‌گذاری یکپارچه و انسانی: به جای برخوردهای سلبی، سیاست‌هایی طراحی شود که هم نیازهای مهاجران را پوشش دهد و هم دغدغه‌های جامعه میزبان را کاهش دهد.۸. نتیجه‌گیریکوچ اجباری مهاجران افغانستانی به ایران صرفاً یک پدیده جمعیتی یا اقتصادی نیست؛ بلکه عرصه‌ای است که نیروهای ناخودآگاه روانی و سازوکارهای اجتماعی در آن به نمایش درمی‌آیند. نگرش‌های متضاد ایرانیان را نمی‌توان تنها با آمار بیکاری یا منابع محدود توضیح داد؛ بلکه باید به لایه‌های عمیق‌تر ذهن جمعی و هویت اجتماعی توجه کرد.از منظر روان‌کاوی، نگرش‌های منفی محصول فرافکنی اضطراب‌های درونی و فرآیند دیگری‌سازی‌اند. از دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی، این نگرش‌ها نتیجه تهدید منابع و هویت اجتماعی‌اند. در مقابل، تجربه تماس مثبت و روایت‌های انسانی می‌تواند نگرش‌های حمایتی را تقویت کند.بنابراین، درک این تضادها مستلزم نگاهی تلفیقی است؛ نگاهی که نشان می‌دهد بخشی از جامعه مهاجر را «همسایه و برادر» می‌بیند، و بخشی دیگر او را «رقیب و تهدید». آینده سیاست‌گذاری و همزیستی در ایران به توانایی ما در شناخت و مدیریت این لایه‌های پیچیده روانی-اجتماعی وابسته است. منابعAlemi, Q., Wadsworth, S. M., &amp; Wheeler, L. A. (2023). Refugee mental health and well-being: Challenges and opportunities. Journal of Immigrant and Minority Health, 25(1), 12–25.Allport, G. W. (1954). The nature of prejudice. Addison-Wesley.Esses, V. M., Jackson, L. M., &amp; Armstrong, T. L. (2001). Intergroup competition and attitudes toward immigrants and immigration: An instrumental model of group conflict. Journal of Social Issues, 57(3), 389–412.Freud, S. (2010). Civilization and its discontents. (Original work published 1930). W. W. Norton.Hosseini, M. (2024). Social integration of Afghan migrants in Iran: The role of community contact. Middle Eastern Studies, 60(2), 210–230.Jalali, A. (2024). Historical overview of Afghan migration to Iran. Journal of Migration Studies, 12(1), 45–63.Kantor, V., Knefel, M., &amp; Lueger-Schuster, B. (2023). Problem Management Plus as a scalable intervention for refugees: Evidence and practice. European Journal of Psychotraumatology, 14(1), 220–233.Keshavarzi, A., Rahimi, M., &amp; Farahani, H. (2023). Public perceptions of Afghan immigrants in Iran: A qualitative study. Iranian Journal of Social Issues, 18(3), 56–74.Lacan, J. (2006). Écrits: The first complete edition in English. W. W. Norton.Tajfel, H., &amp; Turner, J. C. (1986). The social identity theory of intergroup behavior. In S. Worchel &amp; W. Austin (Eds.), Psychology of intergroup relations (pp. 7–24). Nelson-Hall.UNHCR. (2023). Afghan refugees in Iran: Annual report. United Nations High Commissioner for Refugees.</description>
                <category>Fatemeh Nourollahi Fomeshi</category>
                <author>Fatemeh Nourollahi Fomeshi</author>
                <pubDate>Sun, 21 Sep 2025 17:16:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>