<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های F.biglry</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Fatemebg</link>
        <description>قلم تنها سنگر نویسنده بود</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:49:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4866604/avatar/ll6cmR.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>F.biglry</title>
            <link>https://virgool.io/@Fatemebg</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جای جای وطنم درد میکند</title>
                <link>https://virgool.io/@Fatemebg/%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-ne25mbvccts1</link>
                <description>قلم تنها سنگر نویسنده بودپشت سنگرش ساعت ها پنهان میشد و در بغض و قطره های اشکش رژه میرفتواژه ها غم انگیز و تلخ میان سکوت شاعر به زمین میریختندبا ساز قلم اینگونه می نواختجای جای وطنم درد میکند چو درختی که با تبر به جانش میزنند یا حتی نهچون خراشی بر تن درختان ، زخمی عمیق و دردناکچوبی که بریده شده،زخمی که به جا مانده شاید شبیه تر مثل مادری که فرزندش را به دستان اسمان سپرد و قلبش از تپش ایستاده باشدچشمانش را به نقطه ای دور دوخته است و انتظار؟ امید؟نه جان دلمبرای دل سوخته امیدی نمانده جبر روزگار را تحمل باید و چه اشوبی است روحی که وصل است و رها نمی شودتمامی روز ها شب شده است و خورشید میان تیر های رخشان و بُرنده پنهان گشته استاخ وطن زیبای منچه جان ها دادی و چه جان ها گرفتند چگونه تورا غریب کردندشلوغ اما غریب افتاده ایبریدی و ماندیاغوش شدی برای غم هایمانبهاری برای پاییز و مرحمی برای دردبمان و طاقت بیار که ارام خواهی شدهر چند زخمی به زخم هایت اضافه شده باشد</description>
                <category>F.biglry</category>
                <author>F.biglry</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2026 15:11:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>